نقد و بررسی ادیان و فرق » مقایسه مذهب شیعه با سائر مذاهب »

 تفاوت تقلید و مرجعیت نزد شیعه و اهل سنت

اشاره:

هر مسلمان مکلّفی اگر مجتهد نباشد ـ یعنی نتواند خودش احکام شرعی را از کتاب و سنّت به دست آورد ـ باید از یکی از مراجع جامع الشرائط در زمینه علم، عدالت، پرهیزگاری، زهد و تقوا پیروی کند. چنان که خدای متعال می فرماید: «…فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکرِ إِن کنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ[۱]» «اگر نمی دانید از آنان که به یاد دارند، بپرسید». وقتی این مسأله را بررسی کنیم می بینیم که شیعه امامیه، همراه با حوادث، پیش رفته اند. و سلسله مرجعیت، در میان آنها هرگز قطع نشده است. و این وضع از زمان پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) تا به امروز ادامه داشته است.

شیعه، در زمان حضور امامان اهل بیت (علیهم السلام) از آنان پیروی کرده و بعد از غیبت امام معصوم تقلید از فقیه جامع الشرائط، را واجب می داند. و به همین دلیل یک رشته فقیهان مجتهد از آن زمان تا به امروز، پدید آمده اند و این رشته، قطع نشده، و در هر روزگاری در میان امّت، یک یا چند مرجع شیعه بوده است که مردم از آنها تقلید می کرده اند. و رسائل عملیه ای داشته اند که در آنها احکام به دست آمده از کتاب و سنت را آورده اند. به دلیل این‌که باب اجتهاد در شیعه مسدود نشده است اجتهاد در مسائل نو ظهور که در قرن اخیر، به سبب پیشرفت علم و تکنولوژی پیش آمده، مانند پیوند قلب، و اعضای دیگر بدن یک انسان به انسان دیگر. یا باروری مصنوعی، یا معاملات بانکی و مانند آنها وجود دارد.

شیعه در هر روزگاری از فقیه زنده ای تقلید می کند که خود با مشکلات مردم آشناست و مسائل آنها را از نزدیک می بیند و آنها از او می پرسند و او جواب می دهد.

به این ترتیب، شیعه در هر زمانی بر دو منبع اصلی شریعت اسلامی یعنی کتاب و سنت و نصوص بر جای مانده از امامان عترت، پافشاری کرده، و علمای آنها از قیاس و نظریات شخصی، بی نیاز شده اند، زیرا شیعه، سنّت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) را گردآوری و حفظ کرده از زمان علی بن ابی طالب که صحیفه جامعه را داشت. و در آن همه مسائل مورد نیاز مردم تا روز قیامت را نوشته بود، و امامان از فرزندان او یکی پس از دیگری آن را به ارث می برده اند.

با این بحث کوتاه در مسأله تقلید شرعی و مرجعیت دینی، برای ما روشن شد که شیعه امامیه اهل قرآن و سنت نبوی هستند که مستقیما از علی (دروازه شهر علم پیامبر) و آن عالم ربّانی و رهبر دوم امّت پس از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده است، همو که در قرآن، جان پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) نامیده شده است.[۲]

هر کس به این شهر درآید و از راه دروازه آن وارد شود، بر چشمه زلالی می رسد و پیمانه اش لبریز می گردد و دردهایش درمان می شود، و دستگیره استواری را به دست می آورد که جدا شدنی نیست؛ زیرا خدای متعال می فرماید: «…وَأْتُواْ الْبُیوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا… [۳]»؛« به خانه ها از درهای آن وارد شوید».

و هر کس بخواهد از راهی غیر در وارد شود، دزد نامیده می شود، و نمی تواند به خانه در آید. و سنت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) را نمی داند و خدا او را بخاطر نافرمانیش کیفر می دهد.

تقلید و مرجعیت نزد اهل سنت و جماعت

هر گاه مسأله تقلید و مرجعیت را نزد «اهل سنت و جماعت» بررسی می‌کنیم، سرگردان می شویم که چگونه می توان، اینان را به پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) پیوند داد. همه ما می دانیم که «اهل سنت و جماعت» در تقلید به امامان چهار مذهب، یعنی ابو حنیفه، مالک، شافعی و احمد حنبل مراجعه می کنند، که هیچ یک پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) را ندیده و با او هم نشین نبوده اند.

 اهل سنت و جماعت در اجتهاد را بر روی علمای خویش بسته اند و تنها تقلید از این امامان مرده را اجازه می دهند. بنابراین آنان تقلید از انسان مرده ای جایز می دانند.

از اشکالاتی که بر مرجعیت و تقلید اهل سنت وارد است این است که چگونه یک مسلمان خردمند، در این زمان از کسی پیروی می کند که از مسائل جدید این روزگار، چیزی نمی داند، و اگر از او چیزی بپرسد نمی تواند پاسخ دهد؟ به یقین امام مالک و ابو حنیفه و دیگران در روز قیامت از «اهل سنت و جماعت» بیزاری می جویند و می گویند: پروردگارا ما را به کار اینان که ما آنها را ندیده ایم، و آنها هم ما را ندیده اند، مؤاخذه مفرما. و ما هرگز به آنها نگفته ایم که تقلید از ما واجب است.

اشکال دیگر این است که در قرآن یا سنت پیامبر دستوری و پیمانی یا دلیلی برای پیروی از چهار مذهب وجود ندارد؛ بلکه هم در قرآن و هم در سنت، دستور صریح به پیروی از عترت پاک و دور نشدن از آنها آمده است.

نتیجه این می شود که اهل سنت از مراجعی تقلید می کنند که در قرن دوم هجری می زیسته اند و تقلید از مرجع زنده را جایز نمی دانند اما انتخاب مرجع در مذهب تشیع تا زمانی که امامان معصوم زنده بودند و حضور داشتند از آنان پیروی می کردند و پس از آنان از فقهای واجد الشرایط و اعلم در طول تاریخ پیروی کرده اند و تقلید از مرجع مرده را به صورت ابتدائی جایز نمی داند.

پی نوشت:

[۱]. نحل / ۴۳٫

[۲]. اشاره است به این آیه «…فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکمْ…» «آل عمران / ۶۱» که حضرت پس از فرود آمدن این آیه، علی را فراخواند. مسلم آن را در صحیح خود در باب فضائل علی ـ علیه السلام ـ آورده است.

[۳]. بقره / ۱۸۹٫

منبع: نرم افزار پاسخ مرکزمطالعات حوزه.