تعین سرنوشت در شب قدر

 آیا سرنوشت ما در یک شب (شب قدر) تعیین می شود؟

آیا این درست است که سرنوشت همه ما در شب قدر تعیین می¬شود؟ آیا این با عدالت خدا سازگار است؟ پس ما چه اختیاری داریم؟

بهزاد نائبی/ دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان

این که گفته می شود در شب قدر همه مقدرات تقدیر می شود، بدین معنا است که قالب معین و اندازة خاص هر پدیده، به طور روشن، اندازه گیری می شود؛ البته این اندازه گیری، بر اساس شرایط و موانعی است که پیش می آید و با ملاحظة اختیار و قابلیت انسان، شکل می گیرد. با توجه به مقدمه یادشده، رابطة شب قدر و تعیین سرنوشت بندگان و کردار اختیاری آنان، روشن می شود.

قدر، یعنی پیوند و شکل گرفتن هر پدیده و هر حادثه با سلسلة علت های خود و در شب قدر، این پیوند، به دقّت اندازه گیری می شود؛ یعنی اولاً، برای امام هر زمان، این پیوند، معلوم و تفسیر می شود و ثانیاً، رابطة این پدیده ها با علت هایش، روشن می شود. از یک سو خداوند متعال، بر اساس نظام حکیمانة جهان، چنان مقدّر کرده که بین اشیا، رابطه ای خاص برقرار باشد؛ برای مثال، بین عزت و دفاع از کیان و ذلّت و پذیرش ستم… هر کس از کیان خود دفاع کند، عزیز می شود و هرکس تسلیم زور و ستم شود، ذلیل می گردد! این، تقدیر الهی است. همچنین بین طول عمر و رعایت بهداشت و ترک بعضی از گناهان (مانند قطع صلة رحم و دادن صدقه)، رابطه وجود دارد.

بر این اساس، هر کس طول عمر می خواهد، باید در این قالب قرار گیرد. آن که این شرایط را مهیا کرد، طول عمر می یابد و آن کس که در این امور کوتاهی کرد، عمرش کوتاه می گردد. پس در افعال و کردار اختیاری، بین عمل و نتیجه – که همان تقدیر الهی است – رابطة مستقیم وجود دارد. انسان تا زنده است، جاده ای دو طرفه در برابرش قرار دارد؛ یا با گزینش خوب، کمیل بن زیاد نخعی می گردد و یا با گزینش بد، حارث بن زیاد نخعی، قاتل فرزندان مسلم می شود؛ دو برادر از یک پدر و مادر؛ یکی سعید و دیگری شقی. پس تقدیر الهی، یعنی آن که با اختیار خود به جادة مستقیم رفت، کمیل می شود و آن که با اختیار خود، به بیراهة گناه و انحراف پا گذاشت، حارث می گردد. از سوی دیگر در شب قدر، معین می شود که هر انسان، بر اساس انتخاب و اختیار خود، کدام راه را انتخاب خواهد کرد و با توجه به دعاها، راز و نیازها و تصمیم ها، قابلیت چه نعمت ها و یا حوادثی را خواهد داشت. پس بین تقدیر الهی و اختیار آدمی، هیچ منافاتی وجود ندارد؛ زیرا در سلسلة علت ها و شرایط به ثمر رسیدن کار و ایجاد حادثه، ارادة آدمی، یکی از علت ها و سبب هاست. کسی که با اختیار خود، کردار نیک انجام می دهد یا مخلصانه دعایی می خواند، نتیجة آن را در این جهان می بیند و آن کس که با اختیار خویش گناهی مرتکب می شود، نتیجة تلخ آن را می چشد. پس این که در شب قدر، امور بندگان تقدیر می شود، همگی با حفظ علت ها و شرایط و عدم موانع است و «اختیار»، یکی از علت ها و شرایط آن به شمار می آید و به این جهت، سفارش شده که در آن شب، به شب زنده داری و عبادت و دعا بپردازید؛ تا این عمل در آن شب خاص – که از هزار شب برتر است، شرایط نزول فیض الهی را فراهم آورد.

نکتة آخر این که خداوند می داند، هر چیزی در زمان و مکان خاص، به چه صورت و با توجّه به کدام شرط و علت تحقق می یابد و می داند که فلان انسان با اختیار خود، کدام کار را انجام می دهد. بنابراین، فعل اختیاری انسان، متعلق علم خداوند است که در شب قدر، حدود آن مشخص می شود و این امر، با اختیار، منافات ندارد و حتی بر آن تأکید می کند؛ برای مثال، معلم کاردان و مجرب، به خوبی می داند که کدام یک از دانش آموزانش، به دلیل تلاش فردی و استعداد لازم، با رتبة بالا قبول می شود و کدام یک به دلیل تلاش یا استعداد کمتر، در حد متوسط، نمره می آورد و یا تجدید می شود. علم معلم، از راه دانش او به علت هاست و نفی کنندة تلاش دانش آموزان نیست. در شب قدر نیز که همه افعال اختیاری انسان، اندازه گیری و قالب بندی می شوند، خدای عالم به علت ها، بر اساس نظم موجود در میان اشیای این جهان، برنامه ریزی می کند و «اختیار» انسان، یکی از علت های مؤثر است. از این جهت تأکید شده که شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان را به عبادت، دعا و شب زنده داری مشغول باشیم؛ تا این اعمال خیر، زمینة آمادگی و توان برتر ما شود و بتوانیم فیض الهی را درک کنیم. اگر عنصر اختیار در میان نبود و هر چه ما می کردیم، در سرنوشت ما تأثیر نداشت، هیچ دلیلی بر این همه تأکید بر شب زنده داری و عبادت نبود.

منبع :پرسمان – تیر و مرداد ماه 1392 شماره 127-126 –