تعليم و تربيت اسلامي

اسدالله طوسى

مقدمه

دين مقدس اسلام داراى نظامى فراگير و شامل است. به نحوى كه هر متخصص متعهد و منصفى از هر فني، به نحوى با نظرات دين اسلام سروكار دارد. چرا كه اسلام همانند ديگر اديان الهى بر تمام شئون انسانى اعم از اقتصاد، اجتماع، سياست، حكومت، … و به خصوص حوزة تعليم و تربيت اشراف دارد. سرّ اين واقعيت به طور اجمال اين است كه، اساساً دين را برنامه زندگى بشر دانسته‌اند.(1) پس منطقاً اين برنامه بايد در تمام شئون زندگى او منطبق باشد.

توجه مستقيم خطابات قرآنى و بقية كتب آسمانى به انسان، نشان از توجه عميق و دقيق همة اديان الهى به ويژه اسلام به نفس انسانى و ابعاد مختلف وجودى او است. توجه اسلام به ابعاد فردي انسان، اعم از بعد عاطفى (وجدان، اميال، ‌غرايز، احساسات و…)، عقلانى (خرد، دانش، شناخت، افكار، عقايد و…) رفتارى و نيازهاي زيستي، روحى رواني، عاطفى و… نشانگر اين اهميت است.

تربيت در اسلام داراى راه و رسم منسجم و كاملى است. به همين منظور در قرآن و سنت براى انسان يك برنامة زندگى كاملاً منسجم و نظام‌دار طراحى شده است. انسان براى بهره بردن از آن برنامة كامل، سالم و همه جانبه بايد تحت يك تربيت صحيح و البته فراگير به نحوى كه تمام طول عمر او و همة جوانب و ابعاد انساني‌اش را در بر گيرد، باشد.(2)

امّا بيان اين نكته لازم است كه تعليم و تربيت اسلامى با علم تعليم و تربيت كاملاً منطبق نيست. بنابراين ابتدا بايد روشن شود كه علم تعليم و تربيت چيست و سپس نسبت آن با تعليم و تربيت اسلامى بيان گردد.

علم تعليم و تربيت

براي معرفى هر علم بهترين راه تعريف، بيان ابعاد و ويژگي‌هاي آن علم مي‌باشد. امّا دربارة علم تعليم و تربيت اين وضع قدرى متفاوت است. زيرا غالب دانشمندانى كه در حيطة تعليم و تربيت صاحب رأى مي‌باشند، هم در تعريف و ماهيت علم تعليم و تربيت و هم در ابعاد و ويژگي‌هاى آن اختلاف نظر دارند. بسيارى از آنها حتى در علميت تعليم و تربيت يا آموزش و پرورش، مانند ديگر علوم، اتفاق نظر ندارند. بنابراين ابتدا مختصراً به تعريف تعليم و تربيت مي‌پردازيم، سپس سيرى كوتاه در نظرات مختلف و متعددى در زمينة علم بودن و يا نبودن آن از ابتدا تاكنون خواهيم داشت. آن گاه به برخي ويژگي‌هاى آن اشاره نموده و در آخر ارتباط آن را با اسلام بيان خواهيم كرد.

تعريف علم تعليم و تربيت (آموزش و پرورش)

تعريف علم تربيت (Pedagogie) همانند خود تربيت (Education) بسيار مشكل و دشوار است. زيرا هنوز درباره محتوا و روش آن اتفاق نظر مشخصى وجود ندارد و علم بودن آن مورد ترديد مي‌باشد. در دائرة المعارف فلسفى لالند(3) آمده است: پداگوژى (تعليم و تربيت) از ريشة يونانى است و آن وظيفة برده‌اى بوده است كه اداره و هدايت اطفال را به عهده داشته است. بنابراين معنا از تربيت، اهليت اين فرد به اصطلاح مربى را هم مي‌توان تكنيك دانست، هم كارى هنري، و هم ناشى شده شده از فلسفه و نيز علم. بعضى از فلاسفة تعليم و تربيت چون  امانوئل كانت (4) مشكل تعريف و تربيت را به مشكل بودن ماهيت تربيت ربط مي‌دهند و معتقدند: برخلاف آنچه مردم تصور مي‌كنند تعليم و تربيت بزرگ‌ترين و دشوارترين مسائل مبتلا به انسان است. او در بين ابداعات بشر دو مورد را از بقيه مشكل‌تر مي‌داند، هنر مملكت‌دارى يعني حكومت، و هنر تعليم و تربيت. وى معتقد است، مردم هنوز دربارة معناى واقعى اين دو اختلاف نظر دارند.(5) برخى ديگر از فلاسفة تعليم و تربيت در تعريف  تربيت  و  آموزش و پرورش  با مشكل مواجه شده تا جايى كه افراد صاحب‌نظرى مانند پيترز(6) معتقدند: ‌فلاسفة جديد، تلاش در راه ارائة تعريف از  تربيت  و  آموزش و پرورش  را رها كرده و يا به حداقل تعريف يعنى تعريف فرضى بسنده كرده‌اند.(7)

دور كيم،(8) جامعه شناس معروف، تعليم و تربيت را يك نظرية علمى مي‌داند. كه با استفاده از داده‌هاى علوم ديگر نظير روان شناسى و جامعه شناسى به ارزيابى نظام‌ها و روش‌هاي تربيتى مي‌پردازد و به اين طريق عمل مربيان را توضيح داده و هدايت مي‌كند. (9) به اعتقاد برخى ديگر از صاحب نظران، تربيت فعاليتى مداوم، جامع (توجه به همة آنچه براى به كمال رسيدن انسان لازم است، همة ابعاد وجودى و نيازهاي فردي، اجتماعي، اقتصادى و فرهنگى انسان) و براى همه (فرد فرد جامعه) و براى رشد و تعالى و تكامل انسان و غناى فرهنگي و تعالى جامعه. تربيت هم نيازى مستقل و هم وابسته، هم نهايي و هم واسطه‌اي، هم هدف است و هم وسيله، هم زيربناى اجتماع است و هم غايت است و هم مقصود. (10)

آيا تعليم و تربيت يك علم است؟

همچنان كه گفته شد در ميان انديشمندانى كه در حوزة تعليم و تربيت فعالند، در علميت تعليم و تربيت يا آموزش و پرورش، به عنوان يك علم مانند ديگر علوم، البته با ويژگي‌هاي مربوط به خود، اختلاف نظر وجود دارد.

هر علمى سعى دارد تا قلمرو خود را مشخص كند، موقعيت‌هاى و واقعيت‌هاى مربوطه را بيان كرده و قوانين حاكم بر آن را كشف كند.(11)

امّا تا قرن 18 ميلادى به كارگيرى روشهاى علمي معروف و متداول، در تعليم و تربيت مرسوم نبوده و حتى صاحب‌نظراني همچون ژان ژاك روسو(12) نيز از به كارگيرى آن در تعليم و تربيت احتياط مي‌كردند و منتظر تدوين رساله‌ها و متون علمي در اين زمينه بودند.(13) متفكرى چون كانت به تربيت تجربي (غير علمي) بيشتر دلبسته بود تا روش علمى آزمايشي. او معتقد بود تربيت هنرى است كه فقط با جمع شدن تجارب چند نسل كامل خواهد شد.(14) و بالاخره برخى نيز معتقدند كه تربيت فرآيندي تصادفى است كه روش علمى به هيچ وجه در آن راه نيافته است.(15)

با اين همه، پيشرفت‌ همة علوم مربوط به آدمي، به تدريج بحث دربارة پديده‌هاى انسانى بسيار پيچيده را، بدون اين كه سبب تخريب آن شود، امكان پذير كرد، و با تجزيه و تحليل‌هاى نسبتاً دقيق علمى موقعيت‌هاى تربيت، كم و بيش به تحقق علم تربيت و به پيدايش آنچه امروزه به علوم تربيتى معروف است انجاميد.(16)

در قرن نوزدهم فعاليت‌هايى در زمينه علمى كردن تعليم و تربيت صورت گرفت ولى چندان قانع كننده نبود. تا بالاخره در قرن بيستم براى اولين بار شخصى به نام لوسين سل لوريه(17)  طرح كلى علم پداگوژيك (18) را زير عنوان معناى  واقعيات و قوانين تربيت ، منتشر نمود. مؤلف مذكور از علميت تعليم و تربيت به شدت دفاع مي‌كرد و معتقد بود كه: هدف تعليم وتربيت جستجوى قوانين مربوط به پديده‌هايى است كه در تربيت به ظهور مي‌رسد، بر آن تأثير مي‌گذارد و از مقدمات معيني استنتاج شده است. او معتقد است: اين علم موجب نظم و روشنى شده و به ما اجازه مي‌دهد تا اندازه‌اى پيش بينى كنيم كه در شرايط يكسان، نتايج فلان روش يا شيوة تربيتي چه خواهد بود. در لغت نامة معروف بويسون(19) آمده است: تعليم و تربيت علم تربيت است، اعم از تربيت بدني، ذهنى و اخلاقي. در اين علم از داده‌هاى علومى نظير فيزيولوژي، روان شناسي، تاريخ و… استفاده مى شود. دور كيم نيز تعليم و تربيت را يك نظرية علمي، جان ديويي،(20) و نيز اشخاصى مثل پل لاپي(21) آن را به دلايل مختلف علم مي‌دانند و خطوط اصلى آن را پي‌ريزى شده مي‌دانند و معتقدند كه: علوم تربيتى از مجموع نظم و مقررات و شيوه‌هايي(22) كه واقعيت‌ها و موقعيت‌هاى مختلف تعليم و تربيت را در بافت تاريخي، اجتماعي، اقتصادي، فنى و سياسي آن پي‌جويى مي‌كند، تشكيل مي‌شود. امّا در عين حال، حتى تا اواخر قرن بيستم نيز بسيارى از متخصصان از آن با احتياط سخن مي‌گفتند. آنان تعليم و تربيت را همانند برخى پيشينيان، هنر و حرفه مي‌دانند نه علم. به نظر آنان تعليم و تربيت تنها هنر و يا فنى كاربردي است كه مي‌كوشد حتى الامكان روشهاى علمى را در تحقيقات خود به كار برد.(23)

از مجموع آنچه گفته شد مي‌توان نتيجه گرفت كه، در هر صورت تعليم و تربيت يك علم است. البته اين علم نيز مانند علوم ديگر داراى ويژگي‌هاى منحصر به خود مي‌باشد.

بهتر است در اين بخش به همين مناسبت به برخى از ويژگي‌هاي اين علم اشاره كنيم. ويژگي‌هايى كه برخي را به اين غلط فاحش واداشته است كه در علم بودن تعليم و تربيت تشكيك نمايند.

ويژگي‌هاي علم تعليم و تربيت

1. موضوع تربيت، انسان است و انسان موجودى پيچيده است. نوع زندگى فردى و به تبع اجتماعى او نيز دائماً در حال تحول و دگرگونى مي‌باشد، بسيارى از ابعاد وجودى او هنوز در هاله‌اى از ابهام باقى مانده است. به همين دليل علم تعليم و تربيت نيز از جهات مختلف داراى پيچيدگى فوق العاده‌اى است.

2. علم تعليم و تربيت يا علوم تربيتي، از جملة علوم بين رشته‌اى (Interdisciplinary) است. اين علم از مجموعه‌اى از علوم انسانى و غير انسانى از قبيل: تاريخ، اقتصاد، آمار، رياضيات، فيزيولوژي، روان شناسي، جامعه شناسي، انسان شناسي، مردم شناسي، و حتي فلسفه و هنر و… بهره مي‌برد.

3. علم تعليم و تربيت صرفاً يك علم نظرى محض نيست بلكه علمى كاربردى است. يافته‌هاى اين علم در عمل براي تربيت انسان به كار گرفته مي‌شود و اساساً سودمندى علم تعليم و تربيت به كاربردى بودن آن است.

4. در تعليم و تربيت، همانند برخى علوم ديگر، علاوه بر يافته‌ها و نظريه‌هاى علمي، يك سيستم و نظام تربيتي نيز پي‌ريزى مي‌گردد تا آن يافته‌ها و نظريه‌هاي علمى در عمل به كار گرفته شود.

اين سيستم داراى سلسله‌اى از اهداف، مباني، اصول، شيوه‌ها، خط مشي‌ها، … و روش‌هاى ويژه‌اى مي‌باشد. آنچه دربارة جوان بودن علم تعليم و تربيت گفته شد، نه تنها دربارة نظام تربيتي صادق است، بلكه بايد گفت نظام‌هاى تربيتى موجود در عالم به مراتب از خود علم تعليم و تربيت جوان‌تر است.

علم تعليم و تربيت اسلامى

از آنچه دربارة تعليم و تربيت گفته شد به دست آمد كه تعليم و تربيت جديد، همانند ديگر علوم انساني، بيشتر در قرون اخير، به خصوص در قرن بيستم، دچار تحول و دگرگونى و رشد بوده است. امّا در اسلام و منابع اسلامى به تربيت به معناى عام آن از همان ابتداي ظهور اين دين مقدس الهى اهميت فوق العاده‌اى داده شده است.

انسان موضوع تربيت و يكى از اساسي‌ترين موضوعات مطالعاتي اين علم محسوب مي‌شود. چرا كه تربيت را  فراهم آوردن زمينه براى پرورش دادن و به فعليت رساندن تمام استعدادهايى مي‌داند كه خداوند بالقوه در نهاد او به وديعت نهاده است. (24) اين انسان تنها به وسيلة كسى مي‌تواند به درستى شناسانده شود و سپس تربيت گردد كه خود خالق اوست. لذا بهترين منبع مطالعة انسان و علم انسان شناسي، منابع متصل به وحى الهي، يعنى قرآن و روايات مي‌باشد. در منابع اسلامى به اين نكتة مهم تذكر داده شد كه زمام تربيت انسان بايد به دست كسى باشد كه از رمز و راز او و زواياي آشكار و پنهان و ابعاد مختلف وجودي‌اش، حتى از خود آدمى آگاه‌تر است. كسى كه گل وجودش را سرشته، خمير ماية فطرتش را به دست خويش آفريده باشد،(25) در آن از روح خود دميده،(26) عقل، ‌عاطفه، وجدان و معنويت خواهى را در ذاتش نهاده و هميشه با او مي‌باشد كه: و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد.(27)

در منابع اسلامى آنچه هدف ارسال رسل و بعثت انبياء الهى ـ عليهم السّلام ـ شمرده شده است، تربيت انسان و انسان سازى و به فعليت رساندن تمام گنجينه‌ها و استعدادهاى نهفته در درون وى بوده است.(28) هدف از آفرينش انسان و تربيت او جز اين نمي‌تواند باشد. اتفاقاً در قرآن خداوند نيز به عنوان مربى انسان معرفى شده است.(29)

چنان كه اشاره شد در علم تعليم و تربيت از جملة مهمترين امور، نظريه‌پردازي و نيز پي‌ريزى يك نظام تربيتى منسجم و كارآمد مي‌باشد و مهمترين عناصر در يك نظام تربيتي عبارتند از: اهداف، مباني، اصول، شيوه‌ها، خط مشي‌ها، و روش هاي تربيتي، ‌كه بخش زيادى از آن در منابع اسلامى آمده است، بقيه امور از قبيل، راهبردها، وسايل و ابزار، تكنيكها و فنون، يا عبارت اخراى همان چهار امر است يا فرعى از فروعات همانهاست كه بايد از علوم ديگر كمك گرفته شوند. در تعليم و تربيت اسلامى از جهت منابع علمى تنوع بسياري مشاهده مي‌شود. قرآن كريم و روايات، منابع بسيار غني و عميقى در جهت استخراج و استنباط بسيارى از مسائل مربوط به تعليم و تربيت به حساب مي‌آيند.(30)

فلاسفه و مربيان مسلمان تعليم و تربيت با استفاده از منابع غنى و پايان ناپذير وحى و ميراث گرانقدر انبياء الهي و ائمة اطهار عليهم السلام آثار گرانسنگى را از خود در تربيت به يادگار گذاشته‌اند. منابع موجود در اين زمينه كه از قديم توسط فلاسفه و مربيان مسلمان تعليم و تربيت به نگارش درآمده، مي‌تواند شاهد اين مدعا باشد.

در اين زمينه به برخى از اين منابع به عنوان نمونه اشاره مي‌گردد:

1. منابع قديم، نظير: اخلاق ناصرى (خواجه نصيرالدين طوسي)، كيمياى سعادت (امام محمد غزالي)، تهذيب الاخلاق و تطهيرالاعراق (ابوعلى مسكويه)، محجه البيضاء (فيض كاشاني)، معراج السعاده (ملا احمد نراقي)، جامع السعادات (ملا محمد مهدى نراقي) و…

2. منابع جديد نظير: تعليم و تربيت در اسلام (شهيد مرتضى مطهري)، آيين تربيت و اسلام و تعليم و تربيت (ابراهيم اميني)، شرح چهل حديث (امام خميني ره) و…

لازم به ذكر است كه بسيارى از دانشمندان مسلمان در لابلاى مباحث ديگر نظير اخلاق، بخش‌هايى از فلسفه، مباحث تفسيري، سيرة انبياء و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و…، به مسائل تربيتي نيز پرداخته‌اند.

اما متأسفانه در بخش مهم تدوين علم تربيت اسلامى به معناي مصطلح و نيز در ارائة نظرية تربيت و ارائة يك نظام تربيتي جامع و كارآمد، انديشمندان مسلمان تحرك چندانى از خود نشان نداده‌اند. متفكران مسلمان كه مي‌بايست با استفاده از آموزه‌هاى وحياني قرآن و نيز روايات پربار ائمة معصومين ـ عليهم السلام ـ و نظرات فيلسوفان و مربيان بزرگ مسلمان، از طرفى بناى يك علم بي‌نظير تربيت اسلامى را بنهند و از طرف ديگر در انديشة‌ نظريه پردازى در تعليم و تربيت اسلامي و ارائة يك نظام منسجم و كارآمد تربيتى اسلامى باشند، چنان كه خود معترفند، بيشتر متأثر از فيلسوفان تعليم و تربيت در مغرب زمين بوده و تنها به يافته‌هاى علوم جديد در غرب اكتفا كرده‌اند. برخى از آنها با اعتقاد به تعليم و تربيت سكولار (Secular Education) اساساً منابع اسلامى حتي قرآن را منبع مناسبى براى مطالعه در اين زمينه‌ها نمي‌دانند و برخى نيز تنها با نگاهى سطحى به اين امر مهم تنها به رنگ و لعاب سطحى از اسلام به تربيت و Islamize كردن آن بسنده كردند.(31) دقت در ابعاد مختلف تربيت، ‌به خصوص در بعد اهداف، مباني، روشها و توجه و اهميتى كه در دين مقدس اسلام به اين امور در زمينة مسايل تربيتى داده شده است، مسئوليت صاحب‌نظران مسلمان تعليم و تربيت را دو چندان مي‌كند و از آنان بيش از يك نگاه سطحى انتظار دارد. آنها خود معتقدند كه در اسلام منابعى كه بتوان از آن براى ترسيم سيماى تعليم و تربيت اسلامى استفاده برد، نظير قرآن و سنت شريف نبوي ـ صلّى الله عليه و آله ـ و ائمة هدى ـ عليهم السلام ـ بسيار است. لكن از آنها در جهت پي‌ريزى يك نظام منسجم تربيتي بهره‌بردارى نشده است. البته در دهه‌هاى اخير برخى از آنها به فكرچاره افتاده و بانى كنفرانس‌هايى در زمينة تعليم و تربيت اسلامى بوده‌اند تا بلكه بتوانند در اين زمينه گام‌هايى را بردارند.(32)

نتيجه

تعليم و تربيت اسلامى به عنوان بيان آنچه كه براى تربيت انسان مورد نياز بوده است، ‌توسط خداوند و انبياء الهى و نيز ائمة اطهار ـ عليهم السلام ـ به اندازه كافى بيان شده است. مطالعة قرآن و ديگر منابع اصيل اسلامى هر انديشمند منصف را به اين واقعيت و حقيقت غير قابل انكار مي‌رساند.

منابع موجود در اين زمينه كه از قديم توسط فلاسفه و مربيان مسلمان تعليم و تربيت به نگارش درآمده، مي‌تواند به فهم اين امر به طالبان حقيقت كمك نمايد، كه به برخى از آنها و نيز به آثارى از مربيان و نويسندگان معاصر اشاره شد.

اما، تعليم و تربيت اسلامى به معناى علم تعليم و تربيت و نيز ارائة نظريه تربيتى و سيستم تعليم و تربيت اسلامى هنوز بسيار جوان و كم سابقه است و هنوز فعاليت‌هاي بيشترى را طلب مي‌كند تا به يك علم تمام عيار و نظريه‌اي علمى و نيز سيستمى فراگير و كامل تبديل گردد. البته در اين ارتباط اگر نقصى نيز مشاهده شود، كه مي‌شود، مربوط به دست اندكاران امر مطالعه و نظريه‌پردازي، برنامه‌ريزي و پي‌ريزى يك نظام تعليم و تربيت اسلامي و در آخر اجراى آن در مرحلة عمل مي‌باشد.

منابع:

(1) . شريعت در آينة معرفت، آيت الله عبدالله جوادى آملي، ص 93؛ و شيعه در اسلام، علامه سيد محمد حسين طباطبايي، ص 3.

(2) . التربيه الاسلاميه (اصولها و منهجها و معلمها)، دكتر عاطف السيد، مصر (اسكندريه)، مركز الدلتا للطباعه.

(3) . Andre Lalande: Vocabulaire Technique Critique de la Philosophie.

(4) . Immanuel Kant.

(5) . امانوئل كانت، تعليم و تربيت، انتشارات دانشگاه تهران، ترجمه غلامحسين شكوهي، تهران، 1363، ص 11.

(6) . R.S. Paters.

(7) . كليات فلسفة آموزش و پرورش، هرى شفيلد، ترجمه دكتر سرمد، ص 45.

(8) . Emile Duikheim.

(9) . مبانى و اصول آ.پ، غلامحسين شكوهي، آستان قدس رضوي، مشهد، 1375، چ 8، ص 58.

(10) مبانى برنامه‌ريزى آموزشي، يحيى فيوضات، مؤسسه نشر ويرايش، تهران، 1374، چ 2، ص 21.

(11) . شكوهي، همان، ص 55.

(12) . Jean Jauques Rousseau.

(13) . شكوهي، ‌همان، ص 56.

(14) . امانوئل كانت، همان، ص 56.

(15) . شكوهي، همان، ص 56.

(16) . شكوهي، همان، ص 57.

(17) . Lucien Cellerier.

(18) . Esquisse dune science pedagoqgique.

(19) . Dictionnaire de Pedagogie de BUISSON.

(20) . John Dewey.

(21) . Paul LAPI.

(22) . Dscipline.

(23) . شكوهي، همان، ص 57 ـ 60.

(24) . تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مرتضى مطهري، صدرا، تهران، ص 77.

(25) . حجر، 26؛ يس، 77؛ مؤمنون، 12؛ مريم، 67؛ حج، 66 و…

(26) . حجر، 29؛ ص، 72.

(27) . ق، 16.

(28) . فبعث فيهم رسله و و اتر اليهم انبيائه… و يثيروا لهم دفائن العقول….  نهج البلاغه، خ 1، ترجمة محمد دشتي، نشر شاكر، قم 1370، چ 1، ص 38.

(29) . اسراء، 24.

(30) . در اين زمينه رجوع كنيد به پايان نامة كارشناسي ارشد با عنوان  روش‌هاى تربيت انذار و تبشير در قرآن، اسدالله طوسي، كتابخانة موسسه آموزشى و پژوهشى امام خميني (ره).

(31) . بحوث المؤتمر التربوي، تحرير: الدكتور فتحى حسن ملكاوي، عمان، جمعيه الدراسات و البحوث الاسلاميه، 1991.

(32) . در اين زمينه رجوع كنيد به: گامى به سوى نظريه‌پردازي در تعليم و تربيت اسلامي، ترجمة چندين مقاله از دانشمندان مسلمان تعليم و تربيت، از كتاب: بحوث المؤتمر التربوي، تحرير: الدكتور فتحى حسن ملكاوي، عمان، جمعيه الدراسات و البحوث الاسلاميه، 1991، مترجمان غلامرضا متقى فر و اسدالله طوسي، انتشارات موسسه آموزشى و پژوهشى امام خميني، قم، 1380.