تعجب-و-خنده-خداوند

تعجب و خندۀ خداوند

 در صحاح اهل سنت نقل شده که خداوند مانند انسانها می‌خندد. در صحیح بخاری داستانی از قیامت در مورد خروج برخی از جهنم و داخل شدن آنان به بهشت نقل شده است که آخرین نفر آنان در میان جهنم و بهشت باقی می‌ماند. او از خدا می خواهد که از آتش نجاتش دهد. خداوند از او عهد و پیمان می گیرد که اگر او را از آتش نجات دهد چیزی دیگری از خداوند نخواهد خداوند او را از آتش نجات می دهد. اما هنگامی که بهشت را می بیند از خدا می خواهد که او را تا دروازۀ بهشت ببرد. خداوند به او می‌ گوید تو عهد بستی که چیزی دیگری از من طلب نکنی. او می‌گوید که خدایا مرا بدترین بنده‌ات قرار مده اگر مرا کنار دروازه بهشت ببری چیزی دیگر از تو نمی ‌خواهم. خداوند او را تا پیش دروازه بهشت می برد. وقتی به دروازۀ بهشت می‌ رسد و بهشتیان و شادابی و سرور آنان را می بیند دوباره به خداوند می‌ گوید: خدایا مرا وارد بهشت کن. خداوند به او می‌گوید: «وَیْحَکَ یا بن آدَمَ ما أَغْدَرَکَ أَلَیْسَ قد أَعْطَیْتَ العهد وَالْمِیثَاقَ أَنْ لَا تَسْأَلَ غیر الذی أُعْطِیتَ فیقول یا رَبِّ لَا تَجْعَلْنِی أَشْقَى خَلْقِکَ فَیَضْحَکُ الله عز وجل منه ثُمَّ یَأْذَنُ له فی دُخُولِ الْجَنَّهِ»؛[۱] یعنی وای بر تو چقدر نقض پیمان می‌ کنی آیا تو عهد و پیمان نبستی که چیزی دیگری غیر از آنچه به تو دادم از من نخواهی؟ او می‌گوید خدایا مرا شقی ترین خلق خود قرار مده. خداوند در این هنگام می خندد سپس به او اجازه می‌دهد که وارد بهشت شود!

همچنین نقل شده که خداوند از دو نفری که یکی از آن دو دیگری را کشته است و هردو وارد بهشت می‌ شوند، تعجب می کند و خنده اش می‌گیرد. از ابو هریره نقل شده که پیامبر فرمود: «یَضْحَکُ الله إلى رَجُلَیْنِ یَقْتُلُ أَحَدُهُمَا الْآخَرَ یَدْخُلَانِ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُ هذا فی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلُ ثُمَّ یَتُوبُ الله على الْقَاتِلِ فَیُسْتَشْهَدُ».[۲]

سوالاتی که باید اهل سنت به آنها پاسخ بدهند عبارت اند از:

  1. آیا خداوند از نظر اهل سنت فریبهای پی در پی بنده گناهکارش را می خورد؟
  2. آیا این داستان علم خداوند را محدود نمی کند و خدا نمی داند که بنده اش به پیمانش وفا نخواهد کرد؟
  3. آیا تعجب و خنده خداوند دلیل بر نقص خداوند نمی شود؟ و آیا جهل او را نسبت به حوادث به اثبات نمی رساند؟ زیرا خنده و تعجب از اطلاع به وقایع و حوادثی ناشی می شود که انسان آن را نمی داند.
  4. آیا از تعجب و خندۀ خداوند تشبیه لازم نمی آید؟

[۱] . محمد بن مسلم بخاری، صحیح بخاری، ج۱،ص ۲۷۸؛ دار ابن کثیر , الیمامه ، بیروت، چ۲،۱۴۰۷ق / ۱۹۸۷م، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا؛ و مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۱، ص۱۶۶، دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی.

[۲] . صحیح بخاری، ج۳، ص۱۰۴۰.