تعادل صدا در هنگام دعا

 یکی از آداب دعا این است که انسان در هنگام دعا باید آواز و صدای خود را نه چندان بلند کرده و نه چندان آهسته کند بلکه حالت وسط بین آنها را انتخاب کند.

از طریق اهل سنت روايت شده است كه مردم هنگامى كه به همراه پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم حركت مى‏ كردند چون به نزديكى مدينه رسيدند صدا را به تكبير بلند كردند. پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اى مردم كسى را كه مى‏ خوانيد كر و يا غايب نيست او ميان شما و گردن مركبهاى شماست.»[1]

درباره قول خداوند كه فرموده است: «وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها[2]؛ و نمازت را زياد بلند يا آهسته مخوان»،گفته‏ اند: مقصود از آن دعاست، خداوند زكريّاى پيامبرش را در آنجا كه فرموده است:«إِذْ نادى‏ رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا؛[3] در آن هنگام كه پروردگارش را در خلوتگاه خواند»، مى‏ستايد، و نيز فرموده است: «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً؛[4] پروردگارتان را از روى تضرّع و در پنهانى بخوانيد».

در عدّة الداعى آهستگى در دعا از جمله آداب آن شمرده شده است زيرا آن از ريا بدور است. همچنين مقتضاى قول حقّ تعالى است كه: «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً».

اسماعيل بن همّام از امام ابى الحسن الرّضا علیه السلام  روايت كرده كه فرموده است:«دعاى بنده در پنهانى يك دعاست ليكن برابر هفتاد دعاى آشكار مى‏ باشد.»[5] در روايت ديگرى آمده است: «دعاى پنهانى تو برتر از هفتاد دعاست كه آن را آشكار به‏ جا آورى.»[6] از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم روايت شده است كه: «خداوند به سه نفر بر فرشتگانش مباهات مى‏ كند: كسى كه در بيابانى بى‏ آب و علف صبح كند و در اين حال اذان و اقامه بگويد و نماز بگزارد. خداوند به فرشتگان مى ‏گويد: به بنده‏ام بنگريد كه نماز مى‏ گزارد و هيچ كس جز من او را نمى ‏بيند؛ پس از آن هفتاد هزار فرشته فرود مى‏ آيند و در پشت سرش نماز مى ‏گزارند و تا فرداى آن روز برايش طلب آمرزش مى‏ كنند. و ديگر كسى است كه در شب برخيزد و در تنهايى نماز بگزارد و سپس سجده كند و در حال سجده به خواب رود، خداوند مى‏ گويد: به بنده‏ ام بنگريد كه روح او نزد من و جسدش براى من در سجده است. ديگر مردى است كه در حال رزم است يارانش مى ‏گريزند و او پايدارى مى‏ كند و مى ‏رزمد تا كشته مى‏ شود.»[7]

منبع: راه روشن؛ ترجمه المحجة البيضاء فى تهذيب الإحياء، ج‏2.

[1]  .سنن ابو داود، ج 1، ص 350؛ ترمذى، ج 13، ص 14؛ صحيح مسلم، ج 8، ص 73.

[2] . اسراء/ 110.

[3] . مريم/ 3.

[4] . اعراف/ 55.

[5] . كافى، ج 2، ص 476.

[6] . كافى، ج 2، ص 476.

[7] . امالى شيخ در حديث ابى ذرّ؛ مستدرك، ج 1، ص 13.