تشيّع و حاکمان صفویه

 مذهب شیعه امامیه که توسط پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پایه گذاری شده است قبل از اینکه در ایران گسترش پیدا کند در کشورهای دیگر وجود داشته است. مثلا در خود عربستان این مذهب پیروانی داشته است. در عراق، افغانستان، بحرین، سوریه، پاکستان و همچنین در شهرهای مختلف ایران، پیش ا ز حکومت صفویه وجود داشته است. لکن این مذهب توسط حکومت صفیه در ایان به عنوان مذهب رسمی اعلان گردید.

مذهب تشيّع اثني عشري، در سال 907 ق. مطابق با سال 1501 ميلادي به عنوان مذهب رسمي از سوي شاه اسماعيل صفوي در تبريز اعلام شد.[1] تا قبل از اعلام شاه اسماعيل، ايرانيان مذاهب شيعي و سنّي داشتند و شيعيان تنها در چند نقطه ايران ازجمله خوزستان، گيلان، قم و كاشان زندگي مي‌كردند.[2] مذهب تسنّن تا پايان دوره ايلخانان مغول مذهب رسمي كشور و حاكم بر فضاي جامعه ايراني بود[3] به طوري كه، به شاه اسماعيل در بدو اعلام تشيّع به عنوان مذهب رسمي كشور گفتند: كه قربانت شويم، سيصدهزار نفر در تبريز زندگي مي‌كنند و همۀ‌ آن‌ها سنّي هستند[4]. اما شاه اسماعيل سخت به مذهب تشيّع معتقد بود و اصرار داشت به رغم مخالفت مردم، مذهب خود را علني و آشكار سازد.[5]

شاهان صفويه هيچگاه از هدفي كه شاه اسماعيل براي آنها قرار داده بود، دست بر نداشته بلكه با اعمال خويش آن را تأييد كردند. شاهان صفویه به دلیل اعتقاد راسخی که نسبت به امامت امام علی علیه السلام داشته اند، در پی ترویج  و تثبیت مذهب شیعه در ایران بودند. مثلا شاه اسماعيل، در سال 914 ق. به دنبال فتوحات خود در ايران وارد عراق شد. پس از فتح آن، هنگامي كه به چند فرسنگي مقبره مولا علي علیه السلام رسيد، از اسب فرود آمد، و با پاي پياده و سر برهنه به سوي نجف اشرف شتافت. و با صداي بلند گريه مي‌كرد و اشك مي‌ريخت و در كنار ضريح بي­هوش شد.[6]

شعار شاه اسماعيل در جنگ‌ها عبارت بود از : الله ، الله ، علي ولي الله[7] و يكي از اشعارش اينست:

دست در دامن حيدر زن و انديشه مكن                         هر كه با نوح نشيند چه غم از طوفانش[8]

يکي از اشعار شاه اسماعيل دوم، اين است:

زشرق تا به مغرب ،گر امام است                                     علي و آل او ما را تمام است[9]

شاه عباس چندين بار پياده به مشهد براي زيارت رفت. وي در سالهاي 1015 و 1016 هـ . ق بخش زيادي از دارايي خود را وقف چهارده معصوم كرد. و بر مهر او کلمه«كلب آستان علي» را نقش زده بودند.[10]

 رشد تشيّع در اين عصر به قدري بود كه شيعيان ساكن در كشورهاي ديگر به ايران مهاجرت كردند. محمد بن مكي بن محمد ملقب به شهيد اول[11]، شيخ نورالدين علي بن عبدالعال عاملي كركي معروف به محقق ثاني[12] و  شيخ حسين عاملي پدر شيخ بهايي از جبل عامل به قزوين آمدند.[13]  در اين عصر به قدري به اين مذهب بها داده شد كه در طي چند سال علماي بزرگي در مذهب تشيّع پرورش يافت كه بنا به اختصار به چند تن از آنها اشاره می‌شود.

  1. شيخ بهايي (953- 1030 ق. ) فقيه، اديب، منجم، رياضيدان صاحب كتاب اثني‌عشريات.
  2. ميرداماد (969- 1041ق.) که او را بعد از ارسطو و فارابي معلم ثالث هم گفته اند و كتاب قبسات از اوست.
  3. ملاصدرا (979- 1050ق.) پايه گذار حمكت متعاليه که مهمترين كتابش اسفار اربعه است.
  4. علامه مجلسي (1037- 1110ق.) چهره تابناك عصر صفوي است كه در طي قرون از تابش آن كم نشده است. و مهمترين كتاب او بحارالانوار است.

عملكرد شاهان صفوي به گونه‌اي بود كه علماي شيعه را در بالاترين مقام‌هاي كشور قرار مي‌دادند و با آن‌ها در كارهاي بزرگ مشورت مي‌كردند و نشانۀ آن، اينكه شاه سليمان تاجگذاري خويش را به دست علامة مجلسي انجام داد.

پس شاهان صفویه مروج مذهب شیعه در ایران بوده اند برای این امر از علمای شیعه امامیه به خصوص علمای جبل عامل کمک گرفته و مردم ایران را با مذهب شیعه آشنا کردند و از آن زمان تا حالا مذهب رسمی ایران شیعه امامیه است.

منبع: نرم افزار پاسخ 2 مرکز مطالعات.

[1] – زاجر سيوري ، ترجمه كامبيز عزيزي، ايران عصر صفويه، ص 21.

[2] – منوچهر پارسا دوست ، شاه اسماعيل اول،  ص 105.

[3] – همان،  ص 95.

[4] – عالم آراي صفوي،  ص 56.

[5] – جعفريان، رسول،  صفويه از ظهور تا زوال،  ص 41.

[6] . عالم آراي شاه اسماعيل،  ص 167.

[7] . عالم آراي عباس، ج 1،  ص 156.

[8] . همان.

[9] . دين و مذهب در عصر صفوي، مريم مير احمدي،  ص 27، تهران، امير کبير 13630ش.

[10] . همان، ص 27.

[11] . ميرزا محمد علي مدرس،  ريحانة الأدب في تراجم المعروفين، ج سوم،  ص 276.

[12] . همان،  ج 5 ، ص 247.

[13] . همان،  شماره 11.