نقد و بررسی ادیان و فرق » وهابیت »

ترکش هاى وهابیت در مراکش

 

اشاره:

فرقه وهابیت یکی از فرقه های تکفیری است که به عامل درد سر برای همه مسلمانان جهان تبدیل شده است. این فرقه وارد هر کشوری که شده آرامش را از آن کشور گرفته است. مراکش یکی از کشورهای اسلامی است که در شمال غرب آفریقا قرار دارد. در نوشته گزارشی از فتنه و فساد این فرقه در این کشور به طور خلاصه بیان شده است.

 

هر جمعه، ده ها نفر برای اقامه نماز جمعه در مسجد «درب غلّف» در محله ای معروف در شهر کازابلانکای مراکش دور هم جمع می شوند. کمی دورتر از مسجد، دو فروشنده دوره گرد در حال فروش نرم افزار و «سی دی» های کامپیوتری از سخنرانی های ضبط شده واعظین عرب دیده می شوند. یکی از این دو فروشنده جوان می گوید: «ما غالباً سی دی های مصری و سعودی را به فروش می رسانیم.» وی در عین حال می افزاید: «کار ما به لحاظ قانونی ممنوع است، لذا اگر ببینیم که پلیسی به این طرف می آید سریعاً جنس هایمان را برمی داریم و فرار می کنیم.» شش ماه پس از آنکه افراطیون مذهبی اقدام به طراحی و اجرای پنج مورد حمله انتحاری در شهر کازابلانکا کردند مقامات مراکشی همچنان در تلاش هستند تا مساجد و حتی مهمتر از آن علمای مذهبی این کشور را به کنترل کامل خود درآورند.

«سلفیه جهادیه» سازمان تروریستی مسئول حملات مه  ۲۰۰۳ که بر اثر آن ۴۵ نفر کشته شدند توسط عده ای از مجاهدین عرب تأسیس شد که پیشتر در جبهه های جنگ افغانستان حضور داشتند. این گروه افراطی، تعالیم مذهبی اش را از شاخه وهابی دین اسلام (که در عربستان سعودی به عنوان مذهب حکومتی شناخته می شود) الهام می گیرد. پروفسور «محمد ظریف» اسلام شناس مراکشی در این باره می گوید: «وقایع ۱۶ مه، حکومت مراکش را تحت فشار قرار داد تا با وهابیت به مقابله و جدال برخیزد.» اما حتی با اینکه نیروهای جهادی عرب از سوی دولت مراکش تحت فشارهای شدیدی قرار گرفته اند هم اینک ثابت شده است که به سختی می توان واعظین رادیکال عرب را از گسترش نظریات افراطی شان برحذر داشت.

در بازار شلوغی در شهر رباط (پایتخت مراکش) «سی دی» های «شیخ محمد العارفی» روحانی وهابی عربی که از فتح واتیکان توسط مسلمانان سخن می گوید وهمچنین «سی دی» های «شیخ زندانی» هم اینک فروش خوبی دارند. در مقابل، یک فروشنده زن جوان می گوید: «ما به راحتی می توانیم بیشتر چیزهایی را که می خواهیم به فروش برسانیم.» وی در این  باره می افزاید: «کنترل کننده های مذهبی برای نظارت بر آنچه که ما می فروشیم به اینجا سر می زنند اما آنها هیچ چیزی را به ما اجبار نمی کنند. آنها کار زیادی نمی توانند انجام دهند زیرا الآن شما می توانید با فشار یک دکمه هر آنچه را که بخواهید بر روی شبکه های بین المللی اینترنت و تلویزیون های ماهواره ای پیدا کنید.» در واقع، علمای ستیزه جوی وهابی از جدیدترین فناوری های روز برای بسط و توسعه عقاید مذهبی شان و انتقال آن به اذهان آماده برخی محافظه کاران عمدتاً جوان مراکشی استفاده می کنند. موفقیت کانال تلویزیونی «اقراء» که مالکیت آن متعلق به خاندان سعود و تحت سیطره و نفوذ علمای وهابی است نشانه بارزی از موفقیت روحانیون محافظه کار عرب در جامعه بیست و هفت میلیونی مراکش است. علمای وهابی که عمیقاً بر تفسیر مرتجعانه و بنیادگرایانه ای از دین اسلام صحه می گذارند، سایر فرقه های اسلامی نظیر فرقه بی تعصب مالکی، را به کلی نفی می کنند. آنها پیروان مذهب تشیع را نیز به عنوان مرتد (خارجی) می شناسند. ورود اندیشه وهابیت به کشور مراکش به قرن نوزدهم میلادی باز می گردد اما این تفکر همواره در حاشیه قرار داشته است. پروفسور «ظریف» در این باره می گوید: «وهابیت در مراکش وجود داشت اما تا سال ۱۹۷۹ از حمایت حکومت برخوردار نبود.» پس از وقوع انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ در ایران، تعالیم فرقه وهابیت به دستاویز اصلی حکومت مراکش برای جلوگیری از گسترش تفکرات نو اندیشانه این انقلاب شیعی به دورترین نقاط آفریقا در سواحل اقیانوس اطلس تبدیل شد. در آن زمان، مقامات مراکشی ضمن اینکه با خیزش اسلام سیاسی در شمال آفریقای مخالف بودند با قرائت رسمی از فرقه وهابیت نیز عناد کامل داشتند. «ظریف» در این باره می گوید: «انقلاب ایران، حکومت سلطنتی مراکش را به فکر انداخت تا مکانیزم های لازم برای مقابله با اسلام سیاسی را سریعاً فراهم سازد.» وی می افزاید: «فرقه وهابیت، اسلام سیاسی و مذهب تشیع [هر دو] را نامشروع می داند.»

پس از صعود ناگهانی قیمتهای نفت در دهه ۱۹۷۰، عربستان سعودی که بیش از هر کشور دیگری از این رشد ناگهانی قیمتها متمتّع شده بود مدارس مذهبی وهابیون در کشور مراکش را تحت حمایت مالی مستقیم خود قرار داد و زمینه را برای تحصیل صدها طلبه جوان در این مدارس فراهم ساخت. این مدارس، طلبه های زیادی را از بقیه نقاط جهان عرب به سوی خود جذب کردند و صدها روحانی وهابی را پس از رسیدن به مدارج بالای ترقی به کشورهایشان عودت دادند تا عقاید مذهبی فرقه وهابیت را در آنجا گسترش دهند. حکومت مراکش، کمک مالی بسیار خوبی را نیز از عربستان سعودی دریافت می کرد تا بتواند خرج عملیات نظامی گسترده اش در منطقه «صحرای غربی» که از دیرباز همواره مورد مناقشه حکومت مراکش و جبهه آزادیبخش پولیساریو بوده است را تأمین کند. «ظریف» در این باره می گوید: «وقتی عربستان سعودی مستقیماً [به مراکش] پول می داد حکومت مراکش نیز متقابلاً باید به علمای سعودی خوشآمد می گفت. در واقع، نوعی داد و ستد سیاسی در مراکش در جریان بود.»

با این حال، فقط طی ماه های اخیر است که می توان نشانه های بارزی از برخورد شدید دولتین عربستان سعودی و مراکش با جنبش وهابیت را مشاهده کرد. این اقدام در راستای دوری گزیدن مقامات هر دو کشور از دادن بهانه به دست زمامداران کشورهای قدرتمند غربی صورت می گیرد. طبق اظهارات «محمد توزی» اسلام شناس مراکشی، مهمترین مشکل مقامات حکومتی این کشور طی سالیان اخیر همواره این بوده است که از ورود تعالیم مذهبی رادیکال از کشورهای دیگر (و در رأس همه آنها عربستان سعودی) جلوگیری کنند. پیش از فراگیر شدن اسلام رادیکال که با بازگشت جنگجویان عرب از کشور افغانستان و همچنین بازگشت علمای مذهبی ستیزه جو به صحنه جامعه همراه بود، حکومت سلطنتی مراکش، «انحصار تولید مذهب را در دست داشت.» اما رادیکالها (افراطیون) با برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای شروع به انتقاد از نمازگزاران مسلمانی کردند که همواره در مساجد تحت کنترل حکومت مراکش حضور می یافتند و با توزیع جزوات و نوارهایی از سخنرانی های رهبران مذهبی خود در میان آنها علناً به انتقاد از حکومت «بی دین» مراکش و شخص پادشاه که به عنوان مانع اصلی در برابر افراطیون مذهبی مطرح بود پرداختند. از میان این افراطیون مسلمان می توان به نامهای بزرگی همچون «ابو حفص» که سالها در عربستان سعودی به تحصیل علوم دینی پرداخت و همچنین «حسن کتانی» اشاره کرد که هر دو پیش از وقوع بمبگذاری های مهیب ماه مه  به همراه جمع کثیری از هم اندیشان خود دستگیر شدند؛ بعدها این دو واعظ جوان به ترتیب به ۳۰ و ۲۰ سال مجازات حبس در زندان محکوم شدند. بنا بر ادعای مقامات مراکشی، آنها نظریه پردازان اصلی گروه تروریستی «سلفیه جهادیه» هستند. پس از وقوع حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر و درست پیش از بمبگذاری های مه  ۲۰۰۳ در کازابلانکا، سیاست مذهبی حکومت سلطنتی مراکش دچار دگرگونی های اساسی شد. در تابستان سال ۲۰۰۲، برخی سلولهای تروریستی مرتبط با القاعده که در حال طراحی حملاتی در داخل مرزهای مراکش بودند از سوی مأمورین امنیتی این کشور کشف و منهدم شدند و چندین جنایت عمده نیز که با انگیزه های مذهبی صورت گرفته بود به گروه «سلفیه جهادیه» نسبت داده شد. اما در حالی که رهبران اسلامگرای مراکشی غالباً مواضع خودشان را دارای تفاوت های بسیار عمیق با مواضع افراطیون وهابی اعلام می کنند برخی هنوز دایره نفوذ اندیشه های مخرّب وارداتی از عربستان سعودی را بسیار محدود می دانند. «عبدالسلام بلاجی» رهبر «جنبش اتحاد و اصلاحات» که یک گروه اسلامگرای قانونی است در این باره نظر جالبی دارد: «این عربستان سعودی نیست که فقر و محله های فقیرنشین را برای ما به ارمغان آورده است. بلکه این کشور، فضای مساعدی را برای افراطی گری در جامعه ما به وجود آورده است.»

مترجم: على عبدالمحمدى

منبع: روزنامه شرق .

کریستین ساینس