ترجمه غيبت نعمانى(غفارى)

معرفى ترجمه

 غيبت نعمانى تاليف محمد بن ابراهيم معروف به كاتب نعمانى از علماى قرن چهارم هجرى است كه توسط آقاى غفارى به فارسى ترجمه شده است.

 چاپ سنگى كتاب داراى غلطهاى فراوان و خطوط در هم آميخته و كلمات تحريف شده بود و از افتادگى بسيار كلمات و تحريف در امان نمى باشد.

 با وجود اينكه« كتاب» يكى از خالص ترين ميراث هاى علمى ما و در موضوع خود از بهترين كتب تأليف شده است و در نزد دانشمندان و نامداران مذهب ما از ستون هاى پا برجا و محكم و از ذخائرى است كه از ديرباز به جاى مانده و يادگار جاودان مذهب ما محسوب مى گردد و موضوعش( امامت) از مهمترين موضوعات اعتقادى نزد ما است، بلكه بايد آن را سنگ زير بنايى دانست كه كلّيّه ستون هاى اعتقادى ما متكى بدان است.

 مترجم مى گويد:… روزى چنين پيش آمد كه من در حجره خويش سرگرم ترجمه كتاب ثواب الأعمال شيخ صدوق بودم، در اين هنگام جوانى موقّر با ظاهرى متين و آراسته؛ در حالى كه نسخه اى از كتاب« غيبت نعمانى» را در دست داشت وارد شده و پس از سلام و تعارفى نشست. از ايشان پرسيدم كه كيست و خواسته اش چيست؟ پاسخ داد آمده ام تا در مورد چاپ اين كتاب با شما گفتگو كنم و در اين خصوص مختصرى صحبت كرد، من متوجّه شدم، نامبرده به انتشار كتبى كه راجع به امام زمان( ع) نگارش يافته، بسيار شايق و در مورد اين گونه كتب و مؤلّفين آن ها صاحب اطّلاع و علاقه است. نام ايشان را پرسيدم. خود را به نام و نشان معرّفى نمود و افزود كه من از شاگردان يكى از اساتيد سرشناس معاصر هستم و هم ايشان ما را به چاپ اين برانگيخته و نظرشان اين است كه تصحيح آن را به عهده شما گذاريم و ما را به همكارى با شما در چاپ كتاب سفارش نموده است، من به ايشان تبريك گفته و بر ايشان آرزوى توفيق كردم و سخنانى در بزرگى مقام استاد مشاراليه گفتم، چه او واقعا در خور تعظيم و شايسته بزرگداشت است. او يكى از سخنرانان صاحب آوازه و بليغ اين عصر است كه در اين فن به كمال بوده و در بلاغت ايشان هيچ سخن نيست.

 مترجم محترم در اصلاح و زدودن كتاب از پيرايه ها و بيهوده كارى هاى نااهلان و تحريفات نسخه برادران همّت گمارده و آن را با چهار نسخه كه مقابله نموده و در جهت اصلاح آن به كتبى كه در همين زمينه سخن مى گويد يا روايات آن را آورده است، مراجعه نموده و در هر كلمه مهمى يا جايى از عبارتى كه به واسطه عدم وضوح توقّفى پيش آمده و بدان راه نبرده، مورد را همچنان باقى گذاشته و در حاشيه لفظ« كذا» آورده كه نشانه توقّف در آن است و آن را به عهده درك هوشمند و فضل خواننده واگذار ساخته و در تصحيح اغلاط و درست كردن و تصحيح نادرست ها و توضيح و تفسير عبارات سر بسته و كوتاه و شرح مضامين غريب و دور از ذهن و روشن ساختن همه پيچيدگى هاى كتاب و معرّفى اعلام و شخصيّت ها در مواردى كه لزوم تعريف را احساس مى نمودم و در تعيين و تشخيص راويان هم نام نهايت كوشش خود را به كار بسته و نيز ساير امور ديگرى كه مى توانست، مورد رغبت و توجّه قرار گيرد و فهم مطالبش براى خواننده سهل و آسان آيد و با كمال راحتى به ثمرات آن دست يابد و انديشه هاى از كار افتاده به كار افتد و چشمه سار انديشه پس از خشكى روان گردد.

 والد مترجم در نگارش عربى با برخوردارى از مقدرت طبع موزون خود و با استفاده از تسلّطى كه در بكارگيرى واژه هاى آهنگين، استعارات و كنايات، تركيب الفاظ و عبارات موزون و غيره چنان نثر شعر گونه اى را به تحرير كشيده كه مترجم براى حفظ امانت در ترجمه از تكرار عين همان عبارات گريزى نداشته است.

منابع مقاله

 متن و مقدمه كتاب