خانواده شیعی » تربیت فرزند » کودک »

 تربیت بچه ها وظیفه اى براى والدین است و همه آنها مى خواهند به خوبى از عهده این کار برآیند. یکى از بزرگترین نگرانى هاى والدین این است که فکر مى کنند فرزندشان دارد بد بار مى آید، چون اصلاً به حرف آنها گوش نمى کند و هر کارى خودش دوست دارد انجام مى دهد. در واقع این سئوال مشترک بیشتر والدین است که مى خواهند بدانند: اگر من به فرزندم اجازه بدهم که هرکارى خواست انجام بدهد، بد تربیت مى شود؟ و اغلب دوستان و خویشاوندان شما جواب مى دهند: اگر هر وقت کودک شما گریه مى کند، به سراغ او بروید، قطعاً بی ادب خواهد شد! اما تربیت غلط واقعاً به چه معناست؟ بیشتر مردم عقیده دارند بچه هایى که خودخواه، بى ملاحظه، سهل انگار هستند و هر لحظه درخواست جدیدى دارند، بچه هاى بی ادبى هستند.

در اینجا مى خواهیم به این موارد اشاره کنیم که چطور فرزندانمان را تشویق کنیم به جاى این که خودخواه باشند، اعتمادبه نفس داشته باشند؛ به جاى اینکه همیشه ما آنها را تحت کنترل قرار دهیم، با ما همکارى کنند و به جاى این که همیشه چیزى از ما بخواهند، کمى ملاحظه کار باشند. بیشتر مردم عقیده دارند توجه نشان دادن سریع به کودکى که گریه مى کند، او را به گریه بیشتر تشویق مى کند، در واقع این یک باور قدیمى است. البته گریه کودکان همیشه دلیل خاصى دارد.کودکان نمى توانند وقتى گرسنه مى شوند خودشان غذا بخورند و یا وقتى درد دارند خود را آرام سازند، آنها به کمک والدین خود نیازمندند؛  بنابراین با گریه کردن به آنها اعلام مى دارند که به کمکشان نیاز دارند. شما نمى توانید گریه کردن کودکان را عاملى براى بد بارآمدن آنها بدانید، بلکه  توجه سریع نشان دادن به کودکان به آنها احساس آرامش مى دهد.

گاهی والدین فکر مى کنند فرزندان آنها رفتار غیرطبیعى و نامناسبى دارند، درحالى که رفتار کودکان با توجه به سن آنها باید مدنظر قرار گیرد، براى مثال رفتار کودک که اسباب بازی هایش را به اطـــراف پرت مى کند، غیرطبیعى نیست. این کار ممکن است ما را عصبانى کند و براى ما خوشایند نباشد، اما بدان معنی نیست که کودک بى ادب شده است. براى کودک در فاصله سنى ۱۴ تا ۲۰ ماهگى تنها نه گفتن و یا سر او فریاد کشیدن کافى نیست.

بدین گونه ارتباطى میان شما و او ایجاد نمى شود. گاه نه گفتن شما باید با نگاه خشمگینانه یا چهره عصبانى همراه باشد. در واقع ارتباط غیرکلامى بسیار مهم است. بسیارى از مشکلات از ناحیه کودکانى ایجاد مى شود که نمى دانند چه رفتارى مناسب است. پدرومادر محدودیت هاى آنها را کاملاً مشخص نمى کنند و یا قواعد و مقررات را آن طور که باید به کودک انتقال نمى دهند و یا به صورت ناخودآگاه چنان محدودیت های زیادى قائل مى شوند که کودک مى بیند بخش اعظم رفتارش مورد سرزنش قرار دارد و در این شرایط بسیار طبیعی است که ناراحت شود.

شما هر اندازه فرزندتان را دوست داشته باشید، گه گاه عصبانى مى شوید و خونسردى خود را از دست مى دهید. در واقع کودکان در عصبانی کردن پدرومادر خود استادند، ولى شما نباید آرامش خود را ازدست بدهید و زود از کوره دربروید، بلکه باید با رفتارى صحیح کودک را به انجام کارهاى درست ترغیب سازید.

آموختن نظم و تـرتیب اولیه

بدون تردید بـــزرگترین مشکل والدین با کودکان نوپا، وادار کردن آنها به همکارى و تشریک مساعى است. وقتى کودکان شیطنت مى کنند، شما چه کار مى کنید و چگونه به آنها می گویید که نباید بچه هاى کوچکتر را کتک بزنند. بچه ها باید بتوانند حدو حدود خود را تشخیص بدهند و بدانند که محدودیت هایى در کار است و نباید سر دیگران داد بکشند، به آنها ناسزا بگویند و هــر کارى بخواهند انجام دهند. شما برای این که در این راه کودک خود را کمک کنید نباید حتماً با داد و بیداد، خشـــونت و یا کتک او را ادب کنید؛ بلکه معناى واقعـــى ادب کردن ، آمــــوختن و درس دادن است؛ یعنى این که به فـــرزند خود بیاموزید راه بهترى انتخاب کند.

ایجاد اعتماد

تربیت کودک از روز تولد او شروع مى شود. رابطه عاطفى و سرشار از عشق و محبت با کودک است که به ما امکان مى دهد او را در جهت رفتار معقول هدایت کنیم. شما وقتى نیازهاى اولیه کودکان رابرآورده مى سازید، اعتماد و اطمینانى براى آنان ایجاد مى کنید؛ رابطه اى مبتنى بر اعتماد و اطمینان که کودک را به این نتیجه مى رساند که شما صلاح او را می خواهید. در واقع پدرومادر به سه طریق مى توانند به فرزندان خود آموزش دهند:

۱. پـرت کردن حواس کودک

شما می توانید حواس کودک را از کارى که مى کند پرت کنید. مثلاً اگر او ابراز ناراحتى مى کند، مى توانید او را در آغوش بکشید و از اتاق بیرون ببرید و یا مى توانید به اویک اسباب بازى بدهید. بچه ها خیلى زود فراموش مى کنند که چه مى کردند و خیلى زود به شادى دوباره مى رسند. به این صورت شما مى توانید با پرت کردن حواس کودک، مانع رفتار قبلى او شوید.

۲. هدایت دوباره

براى پرت کردن حواس کودکان نوپا از این روش استفاده کنید.از آنجا که کودک هنوز از توان و مهارت کلامى مطلوب برخوردارنیست، باید آنها را هدایت کنید. البته نه این که آنها را متوقف سازید، بلکه در جهت کار آنها حرکت کنید. مثلاً فرض کنید کودک شما دستش را به سمت ظرف شیرینى دراز مى کند و جیغ مى کشد. اگر شما نمى خواهید به او شیرینى بدهید، می توانید خوردنى دیگرى به او بدهید که از آن استقبال کند. با این رفتار شما در واقع به او مى گویید: می دانم که گرسنه ای، مى توانم کمکت کنم، اما نمى توانم دقیقاً آن چیزى را که مى خواهى به تو بدهم .

۳. گفتگوى آموزنده

از دوران طفولیت تا زمانى که کودک به مدرسه مى رود، مهارت های فکرى و جسمانى او افزایش مى یابد و زمانى فرا مى رسد که کودکان دقیقاً مى دانند چه مى خواهند و حاضر نیستند که به راحتى از خواسته هایشان بگذرند. ما باید به آنها بیاموزیم چگونه از چیزى که به نفعشان نیست، دست بکشند و رفتارشان را تغییر دهند و نظم و انضباط را نیز رعایت کنند. هنگام طفولیت، وقتى فرزندمان گریه می کند، بلافاصله بغلش مى کنیم و خواسته هایش را برآورده می سازیم، اما وقتى کودکان بزرگتر مى شوند، باید به آنها یاد بدهیم که رفتارشان را کنترل کنند.

لحن قاطع اما با محبـت

شما باید به فرزند خود کمک کنید تا خواسته ها و نیازهایش را بشناسد و به گونه اى صحیح خواسته هاى خود را برآورده سازد. آموختن انضباط براى راحتى پدرومادرو یا حفظ آرامش نیست، هرچند به این امر نیز کمک مى کند. هدف این است، که مهارت های فرزندتان را افزایش دهید.

اصـلاح اشتباهات

اشتباه کردن بخشى از زندگى است و شما یکى از بزرگترین کمک هایى که مى توانید به فرزندتان بکنید، این است که به او بگویید مى تواند اشتباه کند و اشکالى ندارد، به شرط آنکه در مقام اصلاح اشتباهش برآید.

به رفتار خـودتان تـوجه کنیـد

گاهى اوقات لازم است ابتدا مشکلى را که در وجود خودمان است، برطرف کنیم.اگر ما براى حل مشکل فرزندمان او را کتک مى زنیم، نمی توانیم از او انتظار داشته باشیم که براى رسیدن به خواسته خود سایر بچه ها را کتک نزند!

توجه کم مى تواند باعث بـدرفتارى در کودکان شود

این درست است که بچه ها گاهى رفتار بسیار ناخوشایندى دارند، زیرا آنها هنوز مهارت هاى خود را توسعه نداده اند، و نمى توانند ارتباط درستى با بزرگترها برقرار کنند، ولى در این خصوص ممکن است خود والدین نیز مقصر باشند، بدین صورت که بى توجهی والدین به فرزندان خود، گاه سبب بروز رفتار نادرست کودکان است. کودکانى که والدین شان به آنها توجه کافى ندارند، سعی مى کنند با بدرفتاری، توجه والدین را به خود جلب کنند.

براى مثال، جیغ و داد راه مى اندازند، اشیا را به اطراف پرت مى کنند و… این رفتار ممکن است براى والدین قابل قبول نباشد، زیرا کودکان مى خواهند توجه آنها را به خود جلب کنند، حتى اگر این جلب توجه به قیمت ایجاد عصبانیت براى والدین شان باشد. در واقع، حتى اگر والدین با کودکان خود با عصبانیت نیز رفتار کنند، بهتر از آن است که هیچ توجهى به آنان نداشته باشند. اگر شما در باره نحوه تربیت کودک خود نگران هستید، می توانید به سوالات زیر پاسخ دهید:

۱ـ آیا شما تا به حال به کودک خود گفته اید که دقیقاَ چه کارهایى را باید انجام دهد و چه کارهایى را نباید انجام دهد؟

۲ـ آیا وقتى فرزندتان کار خوبى انجام مى دهد او را تشویق مى کنید؟

۳ـ آیا وقت کافى به کودک خود اختصاص مى دهید؟

والدینی که بیشتر به رفتار بد فرزندان خود توجه مى کنند، باید سعی کنند که رفتار خوب آنان را نیز در نظر بگیرند و آنها را تشویق کنند، براى مثال وقتى فرزندتان به خواندن کتاب توجه نشان می دهد، او را تحسین کنید و به او بگویید: آفرین! چقدر خوب است. که از این کتاب خوشت آمده یا اینکه وقتى کودک از عهده کارى به خوبى برمى آید، بگویید: تو پشتکار خوبى دارى و یا وقتى اسباب بازى هایش را مرتب مى کند او را تشویق کنید.

توجه زیاد نتیجه منفى دارد

بعضى اوقات رفتار غلط کودکان در نتیجه توجه زیاد والدین به آنهاست. براى مثال، کودکان در سنین پیش دبستانى خودشان می توانند لباس هایشان را عوض کنند، موهایشان را شانه بزنند و یا اسباب بازى هاى خود را مرتب کنند. انجام این کارها باعث رشد استقلال در کودکان مى شود و بدین ترتیب آنها احساس می کنند که مى توانند از عهده انجام وظایف خود برآیند. در واقع، والدینى که بیش از حد در انجام کارهاى فرزندانشان به آنها کمک مى کنند، مانع پرورش حس استقلال کودک مى شوند و بدین ترتیب فرزندان نیز یاد مى گیرند که هر روز درخواست تازه اى از والدین خود داشته باشند، درحالى که والدین آگاه به فرزندانشان یاد مى دهند که انجام وظایف شان را به عهده بگیرند.

اختیار دادن بیش از حد به کودک مى تواند باعث بدرفتارى او شود.

برخی از والدین به کودک اجازه مى دهند هرکارى مى خواهد انجام دهد، به این علت که:

گاهی والدین براى جلوگیرى از دعوا و نزاع اینگونه رفتار مى کنند،عده اى هم عقیده دارند فرزندانشان به هیچ وجه نباید ناراحت شوند،زیرا گمان می کنند که کودکان ناراحت به معناى والدین ناآگاه هستند و عده اى دیگر نیز از این واهمه دارند که اگر فرزندان خود را بیازارند،آنها دیگر علاقه اى به والدین خود نخواهندداشت؛درحالیکه کودکان بوجود محدودیت وقانونمندى در امور نیاز دارند.

والدین خـوب نحـوه رفتار صحیح با کودک را مى دانند

والدین آگاه مى دانند در هر سنى باید چه توقعى از فرزند خود داشته باشند، تا چه اندازه در انجام کارها به او کمک کنند، چطور به او توجه کنند، چگونه رفتار قانونمند را به او بیاموزند و تا چه میزان براى او ،محدودیت قائل شوند. ممکن است شما در انجام این امور دچار خطاشوید، ولى آنچه مهم است این است که به اشتباه خود پی ببرید و درصدد اصلاح آن برآیید.شما باید نسبت به فرزند خود صبور باشید،در واقع با رعایت این نکات شما به کودک خود کمک مى کنید تا فردى خوش خلق، مسئول و مستقل بار بیاید.

والدین قاطع

والدین قاطع و سخت گیر اغلب کـــودکانى انعطاف پذیر دارند، زیرا رفتار این گونه والدین، با وجود خشونت، قابل پیش بینی است؛ بنابراین فرزندانشان دقیقاً مى دانند که باید از چه قوانینى پیروى کنند و چگـــونه خود را با رفتار آنها تطبیق دهند تا دچار دردسر نشوند، در نتیجه این دسته از کودکان به ندرت تنبیه مى شـــوند، به علاوه آنها مى دانند که براى والدین شان مهـــم هستند و پدر و مادر به آنها عشق مـــی ورزند، چون آنها این نکته را به فـــرزندانشان نشان مــى دهند. در نتیجه در کنار قـــوانین خشک، محبت بى قید و شرط هم وجود دارد.

والـدیـن مستـبــد

والدین مستبد تقریبا همیشه در برخورد با فرزندان خودعصبانى هستند.خیلی اوقات عصبانیت آنها هیچ ربطى به رفتار کودکان ندارد و اغلب تنش هاى خود را با تنبیه و تحقیر فرزندانشان آرام می سازند. تحقیر و تنبیه بیش از اندازه والدین بر بعضى کودکان تاثیر مخربى دارد و باعث مى شود تا آنها ناخودآگاه در آینده همان گونه که به آنان نسبت داده شده است، افرادى شرور و خرابکار شوند. پایه روابط در این خانواده ها براساس اعمال زور و ترس بنا شده است. کودکان فقط باید همان کارى را انجام دهند که به آنها گفته مى شود و در غیر این صورت، احتمالاً تنبیه بدنی مى شوند.

والدیـن سهل گیـر

والدین سهل گیر بسیار فراوان اند. این نوع والدین به کودک خود اجازه مى دهند هر کارى دوست دارد، انجام دهد و در واقع فکر مى کنند با این کار مى توانند محبت و علاقه خود را به او نشان دهند، درحالی که یکى از موارد مهم در تربیت کودکان این است که آنها با محدودیت ها و قوانین آشنا شوند و پدرومادر نخستین افرادی هستند که باید این قوانین را به فرزندان خود آموزش دهند. کودکان باید یاد بگیرند که اجازه ندارند هر کارى را بخواهند انجام دهند و در واقع آموزش این موارد به کودک از علاقه ما به او چیزى نمى کاهد.

قـبـول مسئـولیت

براى آن که کودک کم کم احساس مسئولیت کند، بهتر است در کارهاى خانه از او کمک بخواهید، به این ترتیب او یاد مى گیرد که به عنوان عضوى از خانواده باید کارهایى انجام دهد و مسئولیت بسیارى از امور را برعهده گیرد. افرادى که در کودکى و نوجوانى کارهاى خانه را با رضایت کامل و به خوبى انجام مى دهند، در بزرگسالى نیز مى توانند به خوبى از عهده مسئولیت هاى خودبرآیند.

شما می توانید از ۱۸ ماهگى تا ۲ سالگى وظایف سبکى را به عهده فرزند خود قرار دهید و به او آموزش دهید چگونه کارهای شخصى خود را انجام دهد. مثلاً در ۳ سالگى مى تواند همیشه در چیدن میز به شما کمک کند. سعى کنید به تدریج مسئولیت هاى او را اضافه کنید و در موقع لزوم به او خاطر نشان سازید که باید چه کار کند و اگر درست کارش را انجام دهد تشویقش کنید.

کـلام آخر

شما باید علاوه بر آن که کودکان خود را ملزم به رعایت قوانین و مقررات می کنید به آنها آزادى عمل دهید تا عزت نفس بیابند و بتوانند خود را باور کنند. بدین ترتیب کودکان مى توانند جنبه های منحصر به فرد خود را درک کنند و به امکانات بالقوه خود برسند. کودکان باید اجازه داشته باشند اشتباه کنند، اما در مقام اصلاح خود برآیند و از اشتباهاتشان درس بگیرند تا به موفقیت بیشترى برسند. شما باید بتوانید بهترین مربى براى فرزندان خود باشید، زیرا آنها به والدینى احتیاج دارند که بیشترین تلاش خود را مى کنند و مسئولیت اشتباهاتشان را نیز مى پذیرند.

فاطمه اسلامیه

منبع: روزنامه اطلاعات؛