تربيت زنان و دختران در سيره معصومين عليهم السلام

محمد احسانى

اهميت تربيت دختران

امروزه بيش از هر زمان ديگر بايد به تربيت دختران همت گماشت؛ زيرا از يک سو نزديک به نيمى از نيروهاى فعال و کارآمد جامعه را قشر زنان و دختران تشکيل مى دهند و از سوى ديگر، گستره فعاليت آنان، همه امور فردى و اجتماعى را در بر مى گيرد. ضمن آنکه پرهيز از اختلاط زن و مرد در بيشتر مراکز و اداره هاى خصوصى و دولتى، امرى سخت شده است، در چنين شرايطى بايد دانست که تنها در صورت تربيت درست و اسلامى دختران است که جامعه در امنيت به سر مى برد و نابهنجارى هاى اخلاقى و اجتماعى کاهش مى يابد. اگر جامعه زنان و دختران در رفتار و داد و ستد و رفت و آمدهايشان، دستورهاى شرعى را رعايت کنند و با حفظ حجاب و پوشش اسلامى در اجتماع حضور يابند، انحراف هاى اخلاقى به ميزان قابل توجهى کاهش مى يابد؛ زيرا بيشتر نابسامانى هاى فرهنگى و اجتماعى بر اثر اختلاط زن و مرد و جوانان دختر و پسر و در پى رعايت نکردن حدود اسلامى پديد مى آيد که با تربيت دينى نسل جوان به ويژه دختران مى توان از اين مسئله پيش گيرى کرد.

پيام متن:

حضور چشم گير دختران و زنان در جامعه و گسترده بودن فعاليت آنها، به فرهنگ سازى درست اين گونه ارتباط ها نيازمند است که با پرورش درست به دست مى آيد.

تربيت دختران در محيط خانواده

مهم ترين هدف از تربيت دختران افزون بر خودسازى و پرورش باورهاى دينى، آشنا کردن آنان با فنون و شيوه هاى زندگى مانند شيوه شوهردارى، فرزند پرورى، همسايه دارى و معاشرت با مردم است. بدين معنا که دختران در کنار فراگيرى انديشه هاى دينى و آموختن رفتارهاى اسلامى، نقش آفرينى در عرصه هاى گوناگون زندگى را بياموزند. وظيفه مادر است که از کوچکى به آموختن نقش ها به فرزندان و دختران شان بپردازد؛ زيرا محيط خانه مناسب ترين فضا براى نقش آموزى دختران است و مادر، شايسته ترين معلم و راهنما براى دختر به شمار مى رود.

ارتباط عميق مادر و فرزند و اعتماد همه جانبه دختر به مادر، مهم ترين عامل در اجراى فرآيند تربيت و اثر گذارى آن است. دختر با ديده اطمينان و اعتماد به مادر مى نگرند، به گفته او گوش مى دهد و هر چه بخواهد بدان عمل مى کند. بدين سان مادر، تنها کسى است که از نزديک با دخترش ارتباط دارد و از نيازهاى مادى و معنوى او آگاه است. او بيشترين زمان را در کنار دختر سپرى مى کند و از خواسته هاى قلبى وى آگاهى کامل دارد. از اين رو، قادر است مسائل مهم و ضرورى را روشن و آشکارا با دخترش در ميان بگذارد و انجام دادن آن را از وى بخواهد. البته مادر در صورتى مى تواند به نقش آفرينى دختر کمک کند که خود، با نقش هاى مورد نظر آشنايى کامل داشته باشد.

پيام متن:

هدف از تربيت دختران، افزون بر بيمه کردن آنان در برابر انحراف هاى دينى و اخلاقى، آموزش نقش هاى مورد نياز وى در زندگى خانوادگى و اجتماعى است، که مناسب ترين معلم در اين زمينه، مادر و بهترين مدرسه براى انجام اين کار، محيط خانه است .

زن و انجام وظيفه هم سو با ويژگى هاى جسمانى

هر چند زن و مرد در اصل آفرينش، دو گوهر از يک وجودند و مراحل تکوين و رشد جسمى را به صورت يکسان مى گذرانند، تفاوتهايى نيز با هم دارند که در خور دقت و توجه است. از نظر جسمى و بدنى، تفاوت هاى چشم گيرى ميان زن و مرد هست که از اين نظر، هر گروه ويژگى هاى مربوط به خود را دارد. زن بر اثر ظرافت و آسيب پذير بودن جسمى، تحمل کارهاى پرانرژى و طاقت فرسا را ندارد. از اين رو، استقامت و پايدارى زن در انجام امور مربوط به نقل و انتقال اشياى سنگين و فعاليت هاى فيزيکى، بسيار کمتر از مرد است.

ويژگى هاى جسمى و روحى زن و مرد، منشأ بسيارى از تفاوت ها در نقش هاى اجرايى و اجتماعى آن دو در مقام عمل شده است که آثار خود را در سطح جامعه نشان مى دهند. زنان براساس زمينه ها و شرايط وجودى خود، قادر به انجام دادن برخى از وظايف اجتماعى که مردان توان آن را دارند، نخواهند بود. (1)

پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله نيز با توجه به اين امر، پس از ازدواج حضرت على عليه السلام و فاطمه عليها السلام نوعى تقسيم کارى ميان آن ها به وجود آورد که هماهنگ با وضع جسمى آن دو باشد و هرکدام از آنها به وظايف خاص خود عمل کنند. در حديثى آمده است که پس از ورود فاطمه عليهاالسلام به خانه على عليه السلام، پيامبر صبحگاهان به خانه على عليه السلام آمد و على و فاطمه عليها السلام را در کنار خود نشاند و فرمود: کارهاى داخل خانه همچون غذا پختن، جارو زدن، اداره فرزندان و مانند آن به عهده فاطمه عليهاالسلام و کارهاى بيرون خانه مانند تهيه مواد خوراکى و فراهم ساختن هيزم وظيفه على عليه السلام باشد. (2)

در حقيقت، اين جداسازى وظايف بر اساس استعداد و توانايى هاى ذاتى زن و مرد صورت گرفت و با شرايط فيزيکى و روانى آن دو هماهنگ بود. به علاوه ، زن و مرد با پذيرفتن مسئوليت هاى ويژه خود، نوعى صفا و صميميت را در فضاى خانه حکم مى کنند.

پيام متن:

هر کدام از زن و مرد بايد وظايف خود را انجام دهند و کارهاى داخل خانه بيشتر به وظيفه زن و امور بيرون خانه وظيفه مرد است. به تعبير مولوي: هر کسى را بهر کارى ساختند.

تربيت اقتصادى دختران

يکى از جنبه هاى تربيت زنان و دختران، تربيت اقتصادى آنان است. اگر زنان و دختران از دانش اقتصاد خانواده بهره مند باشند، بهتر مى توانند به ايفاى نقش خانه دارى بپردازند. تربيت اقتصادى به معناى کارآموزى فنون خانه دارى و فراگيرى شيوه هاى درست مصرف مالى است. آشنا ساختن دختران با آشپزى و تهيه غذاى مناسب بدون اسراف و تباه کردن مواد اوليه، از وظايف مادران است.

قرآن کريم دستورهاى متعددى در زمينه اقتصاد و امور معيشتى مردم دارد و همه آنها را به رعايت ميانه روى در دخل و خرج سفارش مى کند. مسرفين و کسانى که در استفاده از منابع و امکانات مادى زياده روى مى کنند، در قرآن از اهل دوزخ شمرده شده اند، آنجا که خداوند مى فرمايد : «و ان المسرفين هم أصحاب النار؛ و مسرفان اهل آتشند.» (غافر : 43)

ايجاد روحيه ميانه روى در دختران، از عوامل مهم در اداره اقتصاد خانواده است، به گونه اى که اين ويژگى در موفقيت و پيدايش رضايت اعضاى خانواده و سازگارى با آنان، به ويژه تأمين رضايت شوهر نقش حياتى دارد. اگر دختر در خانه پدر با روحيه ميانه روى و آينده نگرى بزرگ شود، مى تواند آن روش را در خانه شوهر نيز ادامه دهد و زندگى آبرومندى را براى خود و اعضاى خانواده اش فراهم کند. در مقابل، اگر پدر و مادر به تربيت دختر توجه نکنند و او تجمل گرا و خودسر بار آيد، چنين دخترى در اداره امور خانه موفق نخواهد بود، چنان که دختران خانواده هاى سرمايه دار که بيشتر در ناز و نعمت بزرگ مى شوند، توانايى چندانى در اداره خانه ندارند. در واقع، بسيارى از آنها با توجه به نوع زندگى در خانه پدر، توقع زياد و خواسته هاى نامعقول دارند که شوهران سطح متوسط جامعه، از پاسخ گويى دچار سستى و فروپاشى مى شود.

سيره فاطمه زهرا عليها السلام، الگوى مناسب ميانه روى و قناعت و بى نيازى از مردم است که زنان مسلمان بايد از آن پيروى کنند. جريان انفاق لباس عروسى و بسنده کردن به پيراهن کهنه، از رويدادهاى بسيار زيبا و جالبى است که تنها در شب عروسى دخت پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله فاطمه زهرا عليها السلام واقع شده و در طول تاريخ نظير آن مشاهده نشده است. (3) يکى از آرزوهاى معمول جوانان اين است که مراسم ازدواجشان به عنوان مراسمى که يک بار در زندگى شان اتفاق مى افتد، بايد هر چه با شکوه برگزار شود. اين مسئله، طبيعى است و هر جوانى خواهان آن است، ولى حضرت زهرا عليها السلام که تربيت يافته مکتب مکتب وحى بود، فراتر از خواسته ها و گرايش هاى انسانى مى انديشيد و با عمل به سيره رسول خدا صلى الله عليه و آله در قناعت ورزى، در همان شب به ياد ماندنى زيباترين لباسش را به سائل داد و رضاى خدا و پيامبرش را بر خواسته هاى طبيعى خود مقدم داشت.

پيام متن:

تربيت اقتصادى، در اداره کردن زندگى نقش اساسى دارد و در ايفاى نقش خانه دارى و امور معيشتى اثر گذار است. از اين رو، لازم است از دوره کودکى به تربيت اقتصادى دختران اهتمام ورزيد و آنها را با روحيه قناعت و صرفه جويى پرورش داد. زندگى با عزت و شرافت فاطمه زهرا عليهاالسلام که با ايثار و از خود گذشتگى عجين بود،برترين راهنماى زنان و دختران مسلمان است .

بهره بردارى درست زن از ويژگى هاى عاطفى و روانى خود

زن از نظر روانى وعاطفى سرشار از مهر و محبت و صفا و صميميت است. ساختار وجودى زن به گونه اى است که در مقايسه با مرد قدرت جذب بيشترى دارد و در ابراز احساس ها و عواطف نيز توان بالايى دارد و اين ويژگى عاطفى و روانى زن، فرصتى است تا او در اداره امور خانواده و تربيت نسل فرزند نقش مهمى را به خوبى و شايستگى ايفا کنند. بر اين اساس، مهم ترين نقشى که از وى انتظار مى رود، جز نقش تربيتى نيست. (4)

پيام متن:

زنان به دليل بهره مندى از عاطفه اى سرشار و روانى لطيف، در امر تربيت فرزندان، از مردان موفق ترند.

دختران و مسائل بلوغ

بر اساس تفاوت هاى جسمى و روحى زن و مرد، شرايط بلوغ و زمان انجام دادن وظايف دينى و مذهبى آنان نيز متفاوت است. دختر زودتر از پسر به تکليف مى رسد و پدر و مادر بايد به اين مسئله توجه داشته باشند. چه بسا ممکن است برخى از خانواده ها از اهميت اين امر بى خبر باشند و سن تکليف فرزندان خود را از ياد ببرند و زمانى با خبر شوند که بسيارى از تکليف هاى الهى از آنان فوت شده و فرزندان به موقع آنها را انجام نداده اند. دختر بر اساس ويژگى هاى بيولوژيکى و روانى خود، زودتر آماده پذيرش وظايف و آموزه هاى دينى مى شود. اسلام با توجه به اين ويژگى مى خواهد، دختران پيش از پسران در زير خيمه انسان ساز دين و مذهب وارد شوند و معارف اسلامى را بياموزند؛ زيرا انجام دادن عبادت و پاى بندى به وظايف دينى و اسلامى، در اصلاح و تربيت انسان نقش اساسى دارد. خداوند خطاب به مريم – مادر حضرت عيسى عليه السلام – مى فرمايد: «اى مريم ! در برابر پروردگارت خضوع کن و پيشانى بر زمين بگذار و با رکوع کنندگان رکوع کن».(آل عمران : 43)

از بعضى تفسيرها بر مى آيد که اين خطاب در نه سالگى مريم بوده و او پس از آن، همواره در حال عبادت بود تا آنجا که بر اثر عبادت، در رسيدن به کمالات معنوى از بزرگان و دانشمندان عصر خود پيشى گرفت. (5) شايد به اين دليل بود که حضرت مريم با جان و دل پذيراى دستورهاى خدا شد و عاشقانه به عبادت او پرداخت. به هر حال، پاى بندى به انجام دادن وظايف دينى و مذهبى، اين امکان را به دختران مى دهد که زودتر آمادگى لازم را براى ايفا نقش هايى چون مادرى و خانه دارى پيدا کنند.

از آن جا دختر زودتر از پسر به تکليف مى رسد، آموزش هاى ويژه اى را مى طلبد. بدين معنا که احکام عملى ويژه زنان و دختران، بايد پيش از بلوغ ، به آنان آموزش داده شود تا هنگام روبه رو شدن با آنچه به زوى برايشان پيش مى آيد، دچار مشکل روحى نشوند. چه بسا دخترانى که بر اثر بى خبرى از آنچه هنگام بلوغ براى دختران اتفاق مى افتد، دچار نگرانى و پريشانى روانى و گاه گرفتار پى آمدهاى ناگوارى چون بيمارى مى شوند. اين مسئله را با تربيت و آموزش به موقع وظايف دينى و آگاه سازى او مى توان کنترل کرد.

پيام متن:

آگاهى دادن به دختر درباره آنچه بر اثر دگرگونى هاى جسمى هنگام بلوغ براى او رخ مى دهد، او را از سرگردانى و افسردگى حفظ مى کند.

برخى نقش هاى سازنده دختران و زنان

1. نقش شوهردارى

مهم ترين نقش مورد انتظار از يک زن، شوهر دارى است که پس از پيوند زناشويى مطرح مى شود. اين نقش زنان، در زندگى اجتماعى و خانوادگى تأثير بسزايى دارد. اگر زن در اين زمينه به وظيفه خود به خوبى عمل کند، مى تواند افراد شايسته اى را تربيت کند و تحويل جامعه دهد.

پيدايش عواطف دوستانه و محبت آميز ميان زن و مرد پس از ازدواج، مهم ترين عامل استحکام و پايدارى نهاد خانواده به شمار مى رود. وجود مهر و عواطف عاشقانه زن و شوهر، از عنايت هاى ويژه الهى است که بر اساس نياز فطرى و طبيعى انسان در سرشت آنها نهاده شده است و اين امر، در جهت رشد و تکامل مادى و معنوى جامعه تأثير گذار است. (6)

روايت هاى اسلامى نيز بر نقش شوهر دارى زن تأکيد فراوان دارند و مهم ترين وظيفه او را خوش رفتارى با شوهر مى داند. از جمله عنوان هايى که براى تبيين اين مطلب زياد در احاديث به کار رفته ، «حسن التبعل» (7) است. خانواده يک اجتماع کوچک از جامعه اى بزرگ است و به نظم و انضباط و برقرارى امنيت و آرامش نياز شديد دارد و اين رفتار شايسته زن با شوهر، از عوامل مهم برقرارى آرامش در کانون خانواده به شمار مى رود.

زندگى سراسر نور حضرت فاطمه زهرا عليها السلام، در اين زمينه سرمشق خوبى براى زنان مسلمان است و زنان بايد روش زندگى را از او بياموزند. همسر بزرگوار فاطمه عليها السلام، حضرت على عليه السلام درباره شوهردارى او مى فرمايد: « در طول زندگى با فاطمه عليها السلام ، هرگز مخالفتى از او نديدم و هيچ گاه کارى بر خلاف ميل من انجام نداد.» (8) از حضرت فاطمه عليها السلام نيز نقل شده که در آخرين لحظه هاى زندگى ضمن درخواست حلاليت از شوهرش على عليه السلام مى فرمود :

هر چند مى دانم در طول زندگى کارى بر خلاف رضايت تو انجام ندادم، ولى از پدرم رسول الله صلى الله عليه و آله شنيدم که زنى در قيامت وارد بهشت نمى شود، مگر اينکه شوهر از او راضى باشد. (9)

پيام متن:

مهم ترين نقش زن، نقش شوهردارى اوست که منشأ بسيارى از آثار مؤثر و سودمند در زندگى مشترک خانوادگى است و برترين الگو در اين زمينه، سيره عملى فاطمه زهرا عليهاالسلام در محيط خانه و رفتار با على عليه السلام است و زنان بايد از آن حضرت الگوى واقعى بگيرند.

2.نقش مادى

مادر، واژه اى است زيبا و پرجاذبه که در هر مکتب و آيينى به عنوان سمبل ايثار و فداکارى شناخته مى شود. آغوش پر مهر مادر، مظهر صفا و صميميت، عشق و محبت، تعهد و وفادارى است که هر مادر با احساسى حاضر است، در راه تأمين نيازهاى مادى و معنوى فرزند و فراهم ساختن وسايل رفاه و آسايش او به هر گونه ايثار و از خودگذشتگى تن دهد. مادر به لحاظ روحى و روانى، آمادگى آن را دارد که در مسير تأمين نيازهاى فرزندان خود همه گونه رنج و زحمت را با جان و دل بپذيرد تا فرزندش به اوج سعادت مادى و معنوى دست يابد.

عنوان مادرى، افتخارى است براى زنان که هر بانويى پس از ازدواج در انتظار آن به سر مى برد و اميد مادر شدن را دارد. بر اين اساس، در هر خانواده اى که نوزادى، به ويژه نخستين فرزند به دنيا بيايد، سرور و خوش حالى، همه اعضاى آن را فرا مى گيرد. فرزند افزون بر اينکه ميوه شيرين پيوند زناشويى است، در تحکيم پايه هاى نظام خانواده نيز تأثير بسزا دارد. وجود فرزند در خانواده تا حدودى از پيش آمدن اختلاف ها و درگيرى هاى خانوادگى جلوگيرى مى کند. بسيارند خانواده هايى که در پى تولد فرزند همه اختلاف هايشان يک باره برچيده شده و به جاى آن، بذر مهر و محبت، از نو در دل زن و شوهر کاشته مى شود و سرانجام، به زندگى سعادت مندى دست مى يابند.

زندگى فاطمه زهرا عليها السلام در عين کوتاه بودن آن، تابلوى درخشانى است در مسير خانواده هاى مسلمان که همه جنبه هاى آشکار و نهان آن، الگوى مناسبى براى مادران امروز جامعه است. ابراز عواطف حضرت زهرا عليها السلام به فرزندان و مهر و محبت ورزى او با آنان، نشان دهنده عمق احساس مادرى است. در روايتى نقل شده که هر وقت فاطمه عليها السلام مى خواست با فرزند خردسالش امام حسن عليه السلام بازى کند، او را روى دستش بالا و پايين مى کرد و اين اشعار را زمزمه وار مى خواند:

اشبه اباک ياحسن

و اخلع عن الحق الرسن

واعبد الها ذا منن

و لا توال ذا الاحن

اى حسن جان مانند پدرت باش، ريسمان را از گردن حق بردار. خداى احسان کننده را پرستش کن و با افراد کينه توز دوستى مکن. (10)

پيام متن:

مقام مادرى، همانند درختى پر از ميوه است که از ميوه هاى آن، فرزند پرورى و آرامش دهى به فضاى خانه است.

3. نقش خانه دارى

خانه دارى به معناى سامان دهى امور خانه، از وظايف زنان است و اين کار، در رشد و پيشرفت مادى و معنوى خانواده اثر فراوان دارد. برقرارى نظم و انضباط و پاکيزگى، فضاى خانه را معطر مى سازد و نشاط روحى و روانى را ميان اعضاى آن حکم فرما مى کند.

خانه دارى شامل کارهاى داخل منزل نظير پخت و پز، نظافت، شست و شوى ظروف، پذيرايى ميهمان و مانند آنهاست. انجام دادن اين امور به طور معمول به عهده زنان است؛ زيرا آنها بهتر از مرد از عهده چنين کارهايى برمى آيند.

سيره و رفتار معصومين عليهم السلام به ويژه در سيره حضرت زهرا عليها السلام در محيط خانواده، چراغ روشنى فرا راه زنان خانه دار است. حضرت زهراعليها السلام با آن مقام و عظمتى که نزد خدا و پيامبر داشت، نه تنها از انجام دادن کارهاى خانه شانه خالى نمى کرد، به عنوان يک زن خانه دار نقش هاى خانه دارى، همسر دارى و مادرى خود را به خوبى ايفا مى کرد. خانه دارى، وظيفه مهمى است که اگر زن به درستى به انجام دادن آن موفق شود، هم خانه اى به همراه آرامش را شکل خواهد داد و هم در تربيت فرزندان گام هاى بلندى بر خواهد داشت.

پيام متن:

ارزش معنوى خانه دارى زن در مقايسه با ارزش مادى شاغل بودن اوبيشتر است و عاقلانه آن است که در صورت ضرورت نداشتن شاغل بود زن، به کار مقدس خانه دارى بپردازد.

4.نقش تربيتى

در محيط خانه و اجتماع، برجسته ترين نقش زن، نقش تربيتى اوست . اين نقش از آنجا روشن مى شود که کودک نخستين بار در آغوش مادر قرار مى گيرد و آداب و رسوم اجتماعى را از آنجا مى آموزد. کودک از دامن مادر فرا مى گيرد که چگونه با ديگران رفتار کند. چگونگى رفتار مادر با کودک، در شکل دهى ساختار شخصيتى او تأثير بسزا دارد. از اين رو، کارشناسان مسائل تربيتى بر نقش مادر تربيت فرزند همواره تأکيد دارند.

زن، با بهره مندى از عواطف سرشار و مهر و محبت مادرى، شايستگى تربيت انسان هاى وارسته و شايسته را دارد. امام خمينى رحمه الله عليه مى فرمايد:

نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است. براى اينکه زنان و بانوان افزون بر اينکه خودشان يک قشر فعال در همه ابعاد زندگى هستند، قشرهاى فعال را نيز در دامن خودشان تربيت مى کنند. خدمت زن به جامعه، از خدمت معلم بالاتر است و از خدمت همه کس بالاتر است و اين، امرى است که انبيا مى خواستند . (11)

بانوان مسلمان مى توانند، نقش تربيتى را از بانوى نمونه اسلام، فاطمه زهرا عليها السلام بياموزند و اينکه آن حضرت چگونه توانست در مدت کوتاه شخصيت هاى والا مقامى مانند حسن، حسين، زينب کبرى و ام کلثوم عليهم السلام را پرورش دهد. حضرت فاطمه عليها السلام با وجود گرفتارى ها و مشکلات فراوانى که به ويژه پس از رحلت پدر بزرگوارش داشت، توانست نقش هاى خود را در جايگاه يک مادر و مربى در بالاترين حد ممکن ايفا کند. بانويى که ضمن همکارى و هم دلى کامل با شوهر، به تربيت فرزند همت گماشت و با بهره گيرى از روش هاى مناسب به اين امر اهتمام ورزيد و انجام وظيفه کرد. اگر زنان و مادران جامعه از سيره و رفتار حضرت زهرا عليها السلام پيروى کنند و روش هاى تربيتى آن بزرگ بانو را پيشه خود قرار دهند، در عرصه هاى گوناگون خواهند توانست به خوبى به وظيفه خود عمل کنند.

پيام متن:

تربيت فرزند، از وظايف اصلى زنان به شمار مى آيد و بايد در اين زمينه به اندازه لازم توجه و دقت به کار برند و همانند فاطمه زهرا عليها السلام فرزندان شايسته اى را پرورش و تحويل جامعه دهند.

پى نوشتها:

1– معاونت پرورشى آموزش و پرورش، منشور تربيتى دختران، انتشارات تربيت، 1378، ص 13.

2- ميرزا حسين نورى، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البيت، ج 2 ، ص 551.

3- نک: محمد مهدى تاج لنگرودى، اخلاق حضرت فاطمه، دفتر نشر ممتاز،1375، ص 86.

4- على قائمى، سازندگى و تربيت دختران، ص 281 .

5-تفسير نمونه، ج 2، ص 399.

6-نک: هاشمى رفسنجانى، تفسير راهنما، بوستان کتاب، 1382، ج 14، ص 172.

7- وسائل الشيعه، ج 20 ، ص 163.

8- مناقب خوارزمى، ص 353.

9- همان.

10- اخلاق حضرت فاطمه عليهاالسلام، ص 25.

11- جايگاه زن در انديشه امام خمينى رحمه الله، ص 132.

منبع: ماهنامه طوبى