تربيت اراده در كودك

نازخند صبحى

مفهوم اراده در كودك

ميزان اراده از خواص فطري انسان نيست . انسان اراده را نه با ارث به دست مي آورد و نه با اراده ضعيف و يا قوي به دنيا مي آيد، بلكه اراده نيز همانند بسياري از صفات در جريان فعاليت انساني شكل مي گيرد و شرايط زندگي سهم عظيمي در تكامل اراده دارد. يك اراده پخته و رسيده يك خاصيت تركيبي است كه تحت تأثير جهان بيني و پايه هاي اخلاقي انسان ، تمايلات او ، شايستگي هاي او ، به دنبال هدف رفتن هاي او و… شكل مي گيرد و تكامل مي يابد. طبيعي است كه درباره اراده كودك خردسال نمي توان آن مفهوم اراده بارور رسيده را كه مربوط به انسان بالغ است تطبيق داد.

ابزار اراده

درباره ابزار اراده در كودكان به مباني متعددي مي شود اشاره كرد.

-وجود هدف معين

–  كوشش براي حفظ هدف

–  استعداد كودك بر فائق آمدن به مشكلات به خاطر توفيق يافتن به هدف و خواسته خود

–  استعداد كودك در به تأخير انداختن اميال

–  استعداد كودك در خودداري

–  استعداد كودك در تأثير پذيري و همانند سازی

دوستم مي گفت : (اين دختر من اصلا صبر ندارد، براي هر خواسته خودش گريه مي كند، اصرار مي كند و سرانجام مرا تسليم مي كند و راضي و خشنود پي كار خود مي رود .)

در تحليل رفتار اين كودك درمي يابيم كه مادر با تسليم شدن زياني جبران ناپذير به كودك خود رسانده و در او يكي از مهمترين خصوصيات مربوط به اراده را كه همانا صبر و تحمل است از بين برده و بدآموزي ديگري نيز به او انتقال داده است ( گريه و شيون براي هر درخواستي ).

واقعيت اين است كه هيچ ماشيني نمي تواند بي ترمز باشد و هيچ اراده اي نير نمي تواند بي ترمز باشد. اراده نه تنها خواستن و توفيق يافتن است بلكه تسلط بر نفس و خودداري نيز هست. اگر كودك عادت كند كه هميشه اميال خود را به مرحله عمل درآورد و هيچ گاه تمرين ترمز كردن نكند داراي اراده قوي نخواهد شد. فرم و شكل دادن اراده در كودك مي بايستي در همان خط سير كامل آن خصوصياتي كه براي رفتار يك شخص بالغ با اراده لازم است جريان يابد. به كودك بايد آموزش داده شود كه در مقابل خود هدفي قرار دهد و با استقامت به سوي آن هدف پيش برود و فعاليت كند.

دوستم در ارائه گله مندي از كودك خود مي افزايد: (همه جا را به هم مي ريزد و هيچ توجه به حرفهاي من كه (ريخته هاي خود را جمع كن ) ندارد، البته نمي توانم زياد او را تحت فشار قرار دهم چون چهار سال بيشتر ندارد). اين قضاوت نادرستي است ، خواستن مسئوليت از كودك در حد امكانات او از همان اوايل زندگي دقيقا از آن لحظه اي كه مي تواند مخاطب قرار گيرد و خطاب به خود را مي فهمد و شروع به بيان مطلب مي كند، بايد شروع شود.

متاسفانه بسياري از والدين كودك خود را در محدوديت فوق العاده اي بزرگسالان احاطه مي كنند. اين چنين كودكاني كوچكترين كوششي براي نيل به خواسته هاي خود انجام نمي دهند و بعضا به جاي كودك كارهاي او را انجام مي دهند ،حتي آن كار هايي كه كودك خود قادر به انجام آن است . در چنين شرايطي هرگز كودك داراي  اراده نخواهد شد و انساني عاري از سجاياي محكم و عقايد پايدار خواهد بود. براي تقويت اراده كودك قبل از هر چيز مي بايستي او را با يك روش منظم روزانه آشنا كرد ، به طوري كه زمان غذا خوردن ، به بستر رفتن ، جمع كردن اسباب باز يها ، شستن دست ها قبل از غدا ، بازي كردن ، تما شاي تلويزيون ، رفتن به پارك و نظاير آن تعيين گردد،اين برنامه منظم زندگي تشكيلات دادن و فعا ليت را به كودك مي آموزد و بدين و سيله خصو صيات اخلاقي مربوط به اراده او را شكل مي دهد. والدين به تدريج و از همان روزهاي آغاز شكل گيري شخصيت كودك (مخاطب قرار گرفتن ، فهميدن خطاب) بايد به او بياموزند تا كارهاي جسماني مربوط به خود را مانند پوشيدن و در آوردن لباس ، شانه كردن مو ، مسواك زدن ، جمع آوري لوازم بازي وغيره انجام دهد و در ضمن حس همكاري و تعاون را نيز با دادن مسئو ليت آب دادن گلدانها و كمك كردن براي چيدن سفره و يا جمع آوري آن دراو ايجار كرد واز خسارت احتمالي كه كودك بر اثر انجام امور ايجاد خواهد كرد، نهراسيد .چون تمامي اين امور منجر به پرورش اراده در كودك حساس مي باشد .

تكامل اراده كودك

در بزرگسالان و والدين رفتار واحدي نسبت به كودك وجو د د اشته باشد و در مناسبات خود با كودك هميشه صادق باشند . چون هيچ چيز بدتر از اختلاف عقيده بين پدرو مادر و ساير بزرگسالان در زمينه تربيت كودك نيست . مثلا پدر كاري را به كودك محول مي كند بزرگسالي مي گويد او توان انجام آن كاررا ندارد و يا مادر مي گويد: بچه را خسته نكن ، و يا خود امور  محوله به كودك را انجام مي دهد . در اثر اين نوع برخوردها در كودك دو روئي در رفتار و حيله گري و تزوير خاص به و جود مي آيد . در بسياري از خانواده ها كودك خردسال در سر دو راهي عاطفه قرارمي گيرد و اختلاف بزرگترها احساسات او را جريحه دار مي كند . بهتر است كه هرگز اختلافات به كودكان معصوم انتقال داده نشود . با صادق بودن و عمل به و عده هاي داده پايبندي به اصول اخلاقي را به كودك بياموزيد و به جاي د اد ن وعده و عمل نكردن به آن بر سر حرف خود ثابت قدم باشيد تا كودك نيز به شما اعتماد كند و خود نيز بياموزد كه وقتي وعده مي دهد، آن را اجرا نمايد و بدين ترتيب در او پايبند بودن به گفته و حس مسئوليت تقويت شود.

براي تكامل اراده دركودك مي بايستي مسلط شدن بر اميال و احساسات ، هوي و هوس ، احساس ترس ، درد و رنج را تقويت نمود. چون اينگونه اعمال اراده كودك را استحكام مي بخشد و والدين بايد به هوش باشند كه سالهاي اوليه زندگي كودك بهترين و مناسب ترين زمان براي پايه گذاري اساس خصوصيات اراده به يك انسان است و هر چه كودك بزرگتر مي شود به همان اندازه خواسته هاي پدر و مادر از او بايد بيشتر گردد و به همان نسبت او بايد به دستورات آنان بيشتر پايبند گردد و خصوصيات اراده او تحت تربيت بيشتر قرارگيرد .

سخن آخر

استاد شهيد مرتضي مطهري در كتاب “ تعليم و تربيت در اسلام ” نوشته است : تربيت عبارت است از پرورش دادن به معناي شكوفاكردن استعدادهاي موجو د زنده و اگر قر ار باشد كسي پرورش يابد و تربيت شود بايد كوشش كرد همان استعداد راكه در اوهست بروز و ظهور كند . آن چيزي را كه نيست نمي توان پرورش داد . در عصر كودكان تقويت اراده در كودك با تربيت و تعليم او عجين مي شود ، بدين منظور لازم است جهت اراده دركودك:

-رفتار والدين نسبت به كودك توأم با تفا هم باشد .

-در مناسبات خود با كودك صادق باشيد .

-با ا نجام كارهاي به استقلال او صدمه نزنيد .

-به كودك مسئوليت در خور بدهيد.در كودك حس به تأخيرانداختن  اميال را تقويت كنيد.

-دركودك حس تعاون را ايجاد كنيد .براي كودك بر نامه روزانه منظمي تنظيم كنيد.

-براي كودك همانند با اراده اي باشيد .

منبع :بانک اطلاعاتى مقالات