تربيت‌ انسان‌ اجتماعى‌

سيدحسن‌ الحسينى‌

هدف‌ آموزش‌ و پرورش‌ «تربيت‌ انسان‌ تراز اجتماعي‌»است‌ و آموزش‌ و پرورش‌ بايد بتواند مطابق‌ هنجارهاى‌ جامعه‌ و نيز خواست‌ و نياز جامعه‌،دانش‌آموختگان‌ خود را تربيت‌ كند.

براي‌ اين‌ منظور و فراگيرى‌ مهارتهاى‌ لازم‌ و قبل‌ از آن‌ ايجاد زمينه‌هاى‌ اين‌ فراگيرى‌ از مسائلى‌ است‌ كه‌ بايد به‌ آن‌ توجه‌ كنيم‌. «توان‌ فكر كردن‌»اساس‌ توانمندى‌ و اقتدار انسان‌ است‌ و تنها در صورتى‌ ايجاد مي‌شود كه‌ «تقويت‌ انديشه‌» باشد. بدون‌ شك‌ تا زمانى‌ كه‌ نتوانيم‌ «انديشيدن‌»را محور قرار دهيم‌،آموزش‌ و پرورش‌ نمي‌تواند ماموريت‌ بزرگ‌ «تربيت‌ انسان‌ توسعه‌يافته‌»را به‌ انجام‌ برساند. اصولاص ،انديشه‌ جوهر انسان‌ است‌ و انسان‌ به‌ ميزانى‌ كه‌ مي‌انديشد «انسان‌»است‌ . اگر انديشه‌ انسان‌ باور شود،دستيابى‌ به‌ كمالات‌ انسانى‌ برتر امكانپذير مي‌شود و اين‌ هدف‌ اساسى‌ آموزش‌ و پرورش‌ است‌.

با توجه‌ به‌ ماموريت‌ اصلى‌ مدرسه‌،فلسفه‌ وجودى‌ شورا در چند محور خلاصه‌ مي‌شود:

1- علت‌ وجود شورا اين‌ است‌ كه‌ بتواند انسان‌هايى‌ را كه‌ توان‌ انديشيدن‌ و دغدغه‌ راهيابى‌ به‌ آينده‌يى‌ بهتر را دارند،همفكر و همراه‌ كند. در صورتى‌ كه‌ مدرسه‌ انسانهاى‌ فكور تربيت‌ كند و راه‌ با هم‌ فكر كردن‌ و با هم‌ براى‌ حل‌ مسائل‌ اقدام‌ كردن‌ را بياموزد،مدرسه‌يى‌ موفق‌ است‌ و مي‌توانيم‌ به‌ آن‌ مدرسه‌ اميدوار باشيم‌. شورا در مدرسه‌ به‌ عنوان‌ يكى‌ از اركان‌ رسمى‌ مدرسه‌ بايد بتواند جريان‌ قوى‌ انديشه‌ را هدايت‌ كند و در مدرسه‌ براى‌ كار گروهي‌،همفكرى‌ و گروهى‌ انديشيدن‌ بستر لازم‌ را سامان‌ دهد،تا جامعه‌ بتواند مناسبات‌ اجتماعي‌ بهتر و بالنده‌تر را تجربه‌ كند. يكى‌ از چالش‌هاى‌ اساسى‌ جامعه‌ امروز ما و نيز يكى‌ از علل‌ كندى‌ جامعه‌ ايران‌ در شرايط‌ فعلي‌،فقدان‌ حاكميت‌ پارادايم‌ انديشه‌ در آموزش‌ و پرورش‌ و انديشه‌سوزى‌ در جامعه‌ است‌. انسان‌هاى‌ سطحى‌ و فاقد هرگونه‌ ژرف‌انديش‌ به‌ كار سازندگى‌ كشور نمي‌آيند،انسان‌هاى‌ تنها پيرو نمي‌توانند داراى‌ اعتماد به‌ نفس‌ خلاق‌ و نوآور باشند. كشور به‌ انسان‌هايى‌ نياز دارد كه‌ بتوانند بينديشند و خوب‌ بينديشند و بتوانند جمعى‌ بينديشند،براين‌ اساس‌ وظيفه‌ شوراى‌ دانش‌آموزى‌ تقويت‌ آموزه‌ و فرايند فوق‌ است‌.

2- در جامعه‌،فاصله‌يى‌ بين‌ سه‌ عنصر اساسى‌ تعليم‌ و تربيت‌ يعنى‌ دانش‌آموز،معلم‌ و مدرسه‌ وجود دارد. نهاد شورا مي‌تواند در كاهش‌ اين‌ فاصله‌ كنشگرى‌ بي‌بديل‌ باشد. اين‌ نكته‌ را چندى‌ پيش‌ نيز در گفت‌وگو با خبرنگاران‌ گفتم‌ كه‌ در روزنامه‌ها چاپ‌ شد. مجلس‌ دانش‌آموزى‌ وظيفه‌ بزرگ‌ ارايه‌ مشورت‌ به‌ دست‌اندركاران‌ تعليم‌ و تربيت‌ در سراسر كشور را دارد و به‌هيچ‌وجه‌ نمادين‌ نيست‌. اين‌ مجلس‌ نماد نياز ايران‌ به‌ دموكراسى‌ است‌ و شرايط‌ را براى‌ اجتماعى‌ شدن‌ و انعطاف‌پذيري‌ آنها و عقلاني‌شدنشان‌ آماده‌ مي‌كند… مجلس‌ دانش‌آموزى‌ بستر مناسبى‌ براي‌ بيان‌ مطالبات‌ نسل‌ جديد خواهدبود كه‌ با توجه‌ به‌ نبود مجلس‌ جوانان‌ در ايران‌ اقدام‌ بزرگى‌ است‌. مجلس‌ دانش‌آموزى‌ با ارايه‌ مشورت‌ به‌ مسوؤولان‌، خواسته‌هاي‌ نسل‌ جديد براى‌ ساختن‌ آينده‌يى‌ بهتر را ارايه‌ مي‌كند. زيرا اين‌ مجلس‌ عصاره‌ حضور 18 ميليون‌ دانش‌آموز نوانديش‌ است‌. اين‌ مجلس‌ مهمترين‌ بستر براى‌ تربيت‌ شهروندان‌ در فضايى‌ پويا و آزاد است‌. كار مجلس‌ دانش‌آموزى‌ ،يك‌ كار ملى‌ است‌ و اعضاى‌ آن‌ تحت‌ تاؤير احزاب‌ و گروه‌هاى‌ سياسى‌ قرار نخواهدگرفت‌. مدرسه‌،محل‌ فعاليت‌ سياسى‌ گروه‌ها نيست‌ و در مجلس‌ دانش‌آموزى‌ نيز به‌ تبعيت‌ از آن‌،كار سياسى‌ صورت‌ نخواهدگرفت‌.

به‌ اين‌ نكات‌ اشاره‌ كردم‌ تا بگويم‌:تا زمانى‌ كه‌ فاصله‌ فوق‌ بي‌اعتمادى‌ و ادبار عناصر اساسى‌ موؤؤر در تعليم‌ و تربيت‌ در مدرسه‌ وجود دارد،نمي‌توان‌ و نبايد توقع‌ كيفيت‌ آموزش‌ و رشد استعدادى‌ درونى‌ دانش‌آموز را داشت‌ . اصولاص در چنين‌ شرايطى‌ تمرين‌ و آموزش‌ كار جمعى‌ امكان‌ناپذير است‌.

تمام‌ كسانى‌ كه‌ دغدغه‌ تعليم‌ و تربيت‌ صحيح‌ را دارند بايد تلاش‌ كنند تا اين‌ فاصله‌ها را به‌ حداقل‌ برسانند. براى‌ نمونه‌، گروه‌هاى‌ مرجع‌ دانش‌آموزى‌ و آموزگاري‌ تفاوت‌ زياد نبايد داشته‌ باشد تا ارتباط‌ عاطفي‌، روحى‌ و آموزشى‌ ممكن‌ شود و در واقع‌ دنياى‌ اين‌ دو به‌ همديگر نزديك‌ و نزديكتر شود تا يكديگر را بهتر درك‌ كنند. براى‌ آموزش‌ فعال‌ اين‌ گونه‌ زمينه‌سازى‌ مي‌شود.

3- رسالت‌ و وظيفه‌ ديگر شوراهاى‌ مدرسه‌ اين‌ است‌ كه‌ با حضور خود و فعاليت‌هايى‌ كه‌ سامان‌ مي‌دهد،شرايطى‌ را فراهم‌ كند تا طى‌ آن‌ حداقل‌ قدرت‌ تطبيق‌ اعضاى‌ خويش‌ را بالاببرد. بالابردن‌ قدرت‌ انطباق‌ فرد و الگوهاى‌ فرد با جامعه‌ كارى‌ است‌ كه‌ در شوراى‌ مدرسه‌ امكان‌پذير است‌ و اين‌ كمك‌ شورا به‌ مدرسه‌ در تربيت‌ انسان‌ تراز اجتماعى‌ است‌.

البته‌ اهداف‌ و مسووليت‌هاى‌ آموزش‌ و پرورش‌ فراتر از آن‌ چيزى‌ است‌ كه‌ براى‌ شوراهاي‌ دانش‌آموزى‌ پيش‌بينى‌ شده‌ است‌. يعنى‌ براى‌ ماموريت‌ بزرگى‌ مثل‌ «تربيت‌ انسان‌ توسعه‌ يافته‌ و روبه‌كمال‌»، تفكرسالارى‌ را در تمام‌ رويكردها و كاركردهايش‌ داشته‌ باشد،آموزش‌ همفكرى‌ و همراهى‌ را بدهد، انتقال‌ فرهنگى‌ را بخوبى‌ به‌ انجام‌ برساند. انسان‌ منطبق‌ بر نيازهاى‌ جامعه‌ را تربيت‌ كند و علاوه‌ بر اينها، تربيت‌ انسان‌ تراز جهانى‌ را در دستور كار خود قرار دهد، دانش‌آموز بايد قادر باشد با توانمندي‌هاى‌ فراملى‌ در عرصه‌ جهانى‌ بروز و ظهور علمى‌ داشته‌ باشد با وسايل‌ ارتباطى‌ مدرن‌ آشنا باشد همانگونه‌ كه‌ از نيازهاى‌ جهانى‌ و خواست‌هاى‌ دنياى‌ امروز آگاهى‌ دارد و اين‌ هدفى‌ است‌ كه‌ مي‌تواند آموزش‌ و پرورش‌ را بالنده‌ و عزت‌آفرين‌ بكند.

پيش‌شرط‌هاي‌ تحقق‌ مشاركت‌ پيش‌شرط‌هاى‌ تحقق‌ مشاركت‌ در سه‌ عامل‌ مهم‌ خلاصه‌ مي‌شوند:

1- حرمت‌داشتن‌ انسان‌ در بينش‌ها، اگر انسان‌ها حرمت‌ و جايگاه‌ خودشان‌ را نداشته‌ باشند. مساله‌ شورا و شكل‌گيرى‌ مشاركت‌ امرى‌ بي‌جهت‌ و بي‌هدف‌ و در نهايت‌ بي‌ؤمر خواهد بود. فقط‌ شورا در جايى‌ ممكن‌ است‌ اؤرات‌ درخشان‌ و خوب‌ را به‌ ارمغان‌ بياورد كه‌ انسان‌ حرمت‌ داشته‌ باشد و به‌ نظرات‌ انسان‌ توجه‌ بكنند. نخستين‌ ركن‌ در تشكيل‌ شورا به‌ عنوان‌ يك‌ پيش‌شرط‌، وجود «تلقى‌ ذهنى‌ مثبت‌ از انسان‌» است‌.

2-  امكان‌پذيرى‌ فرآيند تحقق‌ مشاركت‌، بايد سازوكارى‌ انتخاب‌ بشود كه‌ طى‌ آن‌ افراد بتوانند در فرآيند مشاركت‌ شركت‌ كنند. اگر موانع‌ طورى‌ باشد يا هزينه‌هاي‌ كارجمعى‌ به‌ حدى‌ سنگين‌ باشد كه‌ افراد نتوانند در شوراها حضور داشته‌ باشند بطور طبيعى‌ شورا نمي‌تواند شكل‌ بايسته‌ خود را داشته‌ باشد.

3- سودمندبودن‌ مشاركت‌ و سهيم‌بودن‌ افراد در سود مشاركت‌ است‌، سودمندى‌ شورا در مدرسه‌ به‌ اين‌ است‌ كه‌ كارآمدى‌ لازم‌ را در عرصه‌ مدرسه‌ داشته‌ باشد. جايگاه‌ فعلى‌ شورا كه‌ به‌ عنوان‌ يكى‌ از اركان‌ اساسى‌ مدرسه‌ پيش‌بينى‌ شده‌ است‌، هنوز تحقق‌ عملى‌ كمترى‌ پيدا كرده‌ و منزلت‌ خودش‌ را پيدا نكرده‌ است‌، بنابراين‌ هنوز فاصله‌ زيادى‌ تا مطلوب‌ها وجود دارد. ما شاهديم‌ كه‌ برخى‌ از مديران‌ ما هنوز شوراها را آنطور كه‌ شايسته‌ است‌ درك‌ نمي‌كنند و هنوز مدير نسبت‌ به‌ اهميت‌ شورا و جايگاه‌ اعضاى‌ شوراى‌ دانش‌آموزى‌ اعتقاد و باور عميق‌ و قلبى‌ ندارد. اميد است‌ در شرايط‌ جديد كه‌ مقرر شده‌ مديران‌ توسط‌ معلمان‌ انتخاب‌ شوند مشاركت‌پذيرى‌ معلمان‌ بالاتر برود، اما گام‌ بعدى‌ اين‌ خواهد بود كه‌ دانش‌آموزان‌ بطور حتم‌ در اداره‌ مدرسه‌ سهيم‌ باشند. براى‌ اين‌ منظور بايد راهكارهاى‌ مربوط‌ را يافت‌.

مشكلاتي‌ نيز وجود دارد كه‌ شوراهاى‌ دانش‌آموزى‌ بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اهتمام‌ داشته‌ باشندأ از جمله‌ اينكه‌ دانش‌آموز ضمن‌ اينكه‌ خودش‌ را يك‌ دانش‌آموز مي‌داند بايد نقش‌ خودش‌ را در نوآفرينى‌ و خلاقيت‌ در آموزش‌ نشان‌ بدهد. تاكيد مي‌كنم‌ مدرسه‌يي‌ موفق‌ است‌ كه‌ كار گروهى‌ بهتر و منطقي‌تر در آن‌ شكل‌ بگيرد و به‌ نوپديدارهاي‌ فرهنگى‌ دستيابى‌ پيدا كند. ما يك‌ كلاس‌ مرده‌ و خمود و سوگوار نمي‌خواهيم‌. ما به‌ كلاس‌ شاد نياز داريم‌. در اين‌ صورت‌ ممكن‌ است‌ آموزش‌ فعال‌ شكل‌ بگيرد. هنر بايد جايگاه‌ خود را در مدرسه‌ پيدا كند. براى‌ اين‌ منظور جايگاه‌ بازسازي‌ شده‌ دانش‌آموزان‌ و شوراهاى‌ متعلق‌ به‌ آنها بايد تعريف‌ شود، همان‌ طور كه‌ شان‌ و احترام‌، بازتوليد شده‌ معلم‌، بايد به‌ او داده‌ شود، لذا به‌ نظر مي‌رسد بايستى‌ در آموزه‌هاى‌ مورد اهتمام‌ شوراهايمان‌ به‌ اين‌ مساله‌ توجه‌ داشه‌ باشيم‌. همچنين‌ بسيار مناسب‌ خواهد بود اگر دانش‌آموزان‌ و تشكل‌هاى‌ مربوط‌ به‌ آنها نسبت‌ به‌ محتواى‌ درسى‌ اظهارنظر كنند تا بعداص در فرآيندهايى‌ مدون‌ مورد پالايش‌ كارشناسان‌ زبده‌ و مجرب‌ قرار گيرد و آنگاه‌ تصميم‌ نهايى‌ گرفته‌ شود.

مشكل‌ بعدى‌ كه‌ بايد به‌ آن‌ اهتمام‌ بشود «بهبود اداره‌ مدرسه‌» است‌ يكى‌ از وظايف‌ خطير شوراها شركت‌ در اداره‌ مدرسه‌ است‌. اگر نتيجه‌ شورا اين‌ نباشد كه‌ وضع‌ اداره‌ مدرسه‌ بهبود پيدا بكند در عمل‌ شورايى‌ وجود ندارد. اگر مي‌خواهيد شوراي‌ دانش‌آموزان‌ در مدرسه‌ فعال‌ باشد يكى‌ از نمودهاى‌ اساسى‌ آن‌، اين‌ است‌ كه‌ اداره‌ مدرسه‌ به‌ شكل‌ قابل‌ توجهى‌ بهبود پيدا بكند. اوقات‌ فراغتى‌ كه‌ در برنامه‌هاى‌ مدرسه‌ منظور شده‌ است‌ بايد به‌ عنوان‌ برنامه‌هاى‌ اساسى‌ تلقى‌ شود و بهبود پيدا كند. يعنى‌ بايد تفاوت‌ معني‌دارى‌ بين‌ مدارسى‌ كه‌ شورا دارند با مدارسى‌ كه‌ شورا ندارند وجود داشته‌ باشد.

نتيجه‌ آنكه‌ سه‌ مشكل‌ اساسى‌ وجود دارد كه‌ مي‌توان‌ د مورد اهتمام‌ و توجه‌ شورا قرار گيرد:

1- اداره‌ بهتر و مطلوب‌تر مدرسه‌

2- كمك‌ به‌ فرآيند اجتماعي‌شدن‌ دانش‌آموزان‌ و همكاران‌ خودشان‌ در مدرسه‌

3- بهبود بخشى‌ به‌ ارتباطات‌ درون‌ مدرسه‌ و يا پركردن‌ فاصله‌ دانش‌آموز، معلم‌ و مدرسه‌. اين‌ سه‌ موضوع‌ در واقع‌ فكر مي‌كنم‌ به‌ صورت‌ جدى‌ مي‌تواند مورد اهتمام‌ شوراها قرار بگيرد و شوراها نسبت‌ به‌ آن‌ توجه‌ كافى‌ داشته‌ باشند تا بتوانند جايگاه‌ خودشان‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ ركن‌ اساسى‌ در مدرسه‌ تثبيت‌ كنند. در نهايت‌ اگر شوراها و مجلس‌ دانش‌ آموزى‌ به‌ صورت‌ جدى‌ پيگيرى‌ شود، ما هم‌ در زمره‌ كشورهايى‌ قرار مي‌گيريم‌ كه‌ از محاسن‌ مجلس‌ دانش‌آموزى‌ برخوردارند. در كنار تمام‌ محاسن‌ فوق‌ شوراهاى‌ دانش‌آموزى‌ و مجلس‌ برآمده‌ از آنها به‌ عنوان‌ يك‌ حركت‌ نمادين‌ آموزش‌ انتخاب‌ كردن‌ و انتخاب‌ شدن‌ را به‌ درون‌ مدرسه‌ مي‌برد و طى‌ آن‌ اهميت‌ دانش‌ آموز، جوان‌ و قدرت‌ خلاق‌ آنها را مي‌نمايد و آنها را براي‌ اداره‌ بهتر آينده‌ كشور مهيا مي‌سازد.

منبع: پايگاه باشگاه انديشه