تحقیق اجمالی در باره کتاب من لایحضره الفقیه

این کتاب تالیف شیخ صدوق ، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی است که به نوشته ی نجاشی در رجال خود و شیخ طوسی در کتاب الغیبه به دعای امام عصر ولادت یافته است . و صدوق خود ، این موضوع را به نقل از ابوجعفر محمد بن علی الاسود در کتاب کمال الدین و تمام النعمه آورده .[۱]

صدوق ، مورد احترام و توثیق تمام علمای رجال شیعه است .[۲] نجاشی درباره اش فرموده : «شیخنا و فقیهنا و وجه الطائفه بخراسان».[۳]

شیخ طوسی نسبت به وی گوید :«حافظا للاحادیث ، بصیرا بالرجال ، لم یر فی القمیین مثله فی حفظه و کثره علمه» صدوق حفظ احادیث و بصیر به علم رجال بود و در قمیین مانندش در زیادی محفوظات و دانش دیده نشد.

ابن ادریس در سرائر می نویسد : شیخ ما ابوجعفر علی بن بابویه ، ثقه و جلیل القدر و بصیر به اخبار بود.[۴] شیخ صدوق به درخواست اهل ری (که در آن زمان به واسطه ی دولت دیالمه بیشتر مذهب شیعی داشتند) در آنجا اقامت فرمود. و ضمناً رجوع شیعیان خراسان به آن جناب بود و خود سه سفر به خراسان نمود[۵] و ضمن زیارت آستان قدس رضوی مدتی در نیشابور به افاده پرداخت . وی به شهرهای مرو رود و سمرقند (که در آن زمان از خراسان به حساب می آمد) مسافرت فرمود و در ایلاق به خواهش شریف ابوعبدالله معروف به (نعمت) کتاب من لایحضره الفقیه را نوشت.

این شریف به استظهار دوست دانشمندم آقای روضاتی همان محمد الصورانی معروف (به ابن سبه) است که در شیراز مقتول گردیده و قبرش نیز درآنجاست (ر.ک: جامع الانساب ،ج۱،ص۵۰) ولی متاسفانه نام وی در هیچ یک از کتب رجالیه (جز تنقیح المقال) نیامده است تا بتوان درباره استظهار ایشان نظری داشت.

شیخ خود درآغاز کتاب می فرماید: «چون دست قضا مرا به بلاد غربت افکند و مقدر چنان شد که به سرزمین بلخ از قصبه ی ایلاق مکان گیرم ، شریف ابوعبدالله معروف به نعمت وارد به این بلده شد و با مجالست وی مرا سرور دست داد. با مذاکره ی آن جناب شرح صدر یافتم .. وی ضمن محاوره یادآور شد که محمد بن زکریای رازی طبیب ، کتابی به نام من لایحضره الطبیب دارد که در زمینه ی خود کتابی شافی و کافی است. او از من در خواست نمود که برایش کتابی در فقه و حلال و حرام و شرایع احکام که از سایر نوشته هایم در این زمینه کفایت نماید ، تصنیف کنم . و نام کتاب را من لایحضره الفقیه گذارم تا مرجع و معتمد وی باشد … و من خواهش وی را اجابت کردم . چه ، او را اهل یافتم و این کتاب را با حذف اساتید نوشتم تا به واسطه زنجیره ی راویان ، سلسله ی روایات به درازا نکشد . و نظرم در این کتاب جمع آوری تمام روایات نیست . بلکه مقصود روایاتی است که به آن فتوی می دهم و در نظرم صحیح است و به اعتقادم حجت بین من و پروردگارم می باشد. (لذا) تمام احادیث این کتاب را از کتب مشهور که مورد اعتماد و مرجع است استخراج نمودم … و در این کار نهایت کوشش را به کار بردم . در حالی که از خداوند استعانت می جویم و بر او توکل دارم

مدارک من لایحضر :

صدوق چنان که خود فرموده احادیث این کتاب را از کتب معتمدۀ متقدمین از قبیل حریز بن عبدالله سجستانی و شیخ اجل حلبی و علی بن مهزیار اهوازی و احمد بن محمد بن عیسی و ابن ابی عمیر و شیخ برقی ، استخراج و جمع آوری نموده است .

چون سند یکان یکان احادیث را به واسطه ی اختصار نیاورده در پایان کتاب ، طریق خویش را به مصنفین کتب و سایر مشایخی که از آنان نقل حدیث کرده است ، آورده . منتهی قسمتی از احادیث را بدون نام راوی به لفظ (رُوِیَ) یا (قال علیه السلام) و مانند آن و نیز پاره ای از اساتید را تا مشایخی که از آنان نقل حدیث نموده است در مشیخه یاد نفرموده و چنین احادیثی به اصطلاح در شمار احادیث مرسله است . و می دانیم که در حجیت مرسلات اختلاف است . جز مرسلات جمعی که به اصحاب اجماع معروفند.

ولی چون صدوق در آغاز کتابش من لایحضر را حجت بین خود و خدا شمرده و خود که مورد اعتماد و در معرفت حدیث و نقد آن متخصص است ، معتقد به صحت آنها است ، علما در استناد به آنها شک و تردید نکرده اند .

علامه صدر در تاسیس الشیعه فرماید : «و مراسیل هذاالشیخ فی هذالکتاب کمسانیده فی الصحه والاعتبار».

من لا یحضر بر حسب تبویب مصنف چهار جلد و ۶۶۶ باب تدوین گردیده و مجموع احادیث آن بنا به قول بعض شارحین و هم چنین محدث بحرانی ، ۵۹۶۳ حدیث است ،[۶] ولی طبق شماره گذاری دانشمند محترم آقای غفاری در چاپ تحقیقی ایشان ۵۹۲۰ حدیث می باشد .

چاپهای من لایحضر

من لا یحضر ۶ بار به شرح زیر چاپ شده است :

به سال ۷ـ۱۳۰۶ ق. در لکهنو ، چاپ سنگی ، ضمن ۶ جلد به قطع رحلی .

به سال ۱۳۲۴ ق . در تبریز ، چاپ سنگی ، در یک جلد به قطع رحلی .

به سال ۱۳۴۵ ق . در تهران ، چاپ سنگی ، در یک جلد به قطع رحلی .

به سال ۱۳۷۶ ق. در تهران ، چاپ حروفی ، در یک جلد به قطع رحلی .

به سال ۱۳۷۱ شمسی در نجف ، چاپ حروفی ، در ۴ جلد به قطع وزیری .

به سال ۴ـ۱۳۹۲ ق. در تهران ، چاپ حروفی ، در ۴ جلد به قطع وزیری .[۷]

نویسنده: کاظم مدیر شانه چی.

[۱] . نقل از مقدمه ی من لایحضر . نیز ر . ک : کمال الدین ، ص ۲۷۶٫

[۲] . شرح حال صدوق ا در کتابهای ذیل ملاحظه فرمائید : رجال نجاشی ، فهرست و رجال شیخ طوسی ، معالم العلماء ابن شهر آشوب ، رجال بن داوود ، رجال علامه حلی ، نقد الرجال تفریشی ، رجال کبیر استرآبادی ، رجال ابوعلی کربلایی . نیز ر . ک : الکنی و الالقاب و فوائد الرضویه قمی ، روضات الجنات ، خاتمه ی مستدرک ، ریحانه ی الادب ، فهرست رضوی ، ج ۵ ، فهرست مرکزی دانشگاه ، ج ۵ ، فهرست سپهسالار تهران ، مقدمه ی من لایحضر چاپ نجف .

[۳] . شیخ و فقیه ما شیعیان و موجه ترین عالم امامیه در خراسان است .

[۴] . مقدمه من لایحضر به قلم علامه خرسان .

[۵] . همان.

[۶] . مرحوم صدر در تاسیس الشیعه ، ص ۲۸۸ تعداد احادیث من لایحضر را ۹۰۴۴ حدیث نوشته است ! که مسلماً اشتباه است

[۷] . کتابهای چاپی عربی تالیف مشار و ملاحظه ی چند چاپ ، چاپ اخیر که به تحقیق آقای غفاری انجام شده است علاوه بر صحت و مقابله با چند نسخه مصحح ، دارای حواشی بسیار مفید می باشد .

 منبع: هیئت مکتب الباقر.