تجلی ولایت و برائت در زیارت عاشورا

 لعن و سلام؛تجلی ولایت و برائت در زیارت عاشورا

لطفاً درباره معنی و مفهوم زیارت عاشورا و به ویژه، لعن ها و سلام هایی که در این زیارت آمده است توضیح دهید. چرا باید در زیارت یک امام، به لعن دشمنان و قاتلان او پرداخت؟

محمد شیرازی، مکانیک امیرکبیر

زیارت عاشورا یکی از زیارت های مشهور حضرت اباعبداللَّه الحسین است. متن زیارت عاشورا فارغ از مسئله صدور از معصوم، متنی عمیق و پرمعناست و اگر اندک تأملی در آن شود، گویای تعالیم بزرگی در زندگی یک انسان هدف دار، آزاده و دین مدار، در اندیشه شیعی است. امام حسین علیه السلام شخصیتی عزیز، آزاده و طرفدار حاکمیت دین در عرصه دنیاست که با فداکاری، برای احیای سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا سرحد جان، مال و خانواده، در مقابله با حکومتی جائر و ستم گر، قیام کرد. نهضت عزت مدار، دین محور و اصلاح طلبانه وی در جامعه انسانی، جایگاه ویژه ای دارد و زیارت این امام بزرگوار، به نوعی دفاع از ارزش های والایی است که موجب ترویج و نشر فرهنگ و اندیشه دینی شده است.

امام حسین علیه السلام شخصیتی است که پایداری دین پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله با شهادت وی گره خورد و اسلام با خون پاک او و یارانش، سرافراز و عزیز مانده است. به همین جهت، زیارت وی در ایام مختلف سال و روزها و ماه های خاص و حتی به طور عام، در همه ایام، ارزش والایی دارد و بسیار مورد تأکید قرار گرفته است که این، نشان از جایگاه والای او در عرصه اندیشه شیعی است.

بررسی اسناد زیارت عاشورا

امروزه اگر بر خوان گسترده حدیث شناسی نشسته ایم، حاصل زحمات اندیشه ورانی است که روزگار سختی را گذراندند. بررسی سند زیارت عاشورا، یکی از این نمونه هاست که ما به نقل آن پرداخته ایم.

شاید قدیمی ترین نقل زیارت عاشورا در کتاب ارزشمند کامل الزیارات، نوشته «ابن قولویه قمی» آمده باشد که به دو طریق زیر نقل شده است: حدثنی حکیم بن داودبن حکیم و غیره، عن محمدبن موسی الهمدانی، عن محمدبن خالد الطیالسی، عن سیف بن عمیره و صالح بن عقبه، جمیعاً، عن علقمه بن محمد الحضرمی و محمدبن اسماعیل، عن صالح بن عقبه، عن مالک الجهنی، عن ابی جعفر الباقر.

نقل مذکور یک طریق متصل و مسند از ابن قولویه تا به امام باقر علیه السلام است که در میانه سند، محمدبن خالد الطیالسی از دو تن از راویان به نام، این روایت را از علقمه بن محمد حضرمی نقل می کند.

طریق دوم که مرسل می باشد، نقل از محمدبن اسماعیل از صالح بن عقبه از مالک جهنی از امام باقر علیه السلام است.

نکته حائز اهمیت، این است که علاوه بر معتبر بودن طریق اولی که ذکر شد، آن چه مهم است، پذیرش و قبول این زیارت در میان علمای بنام در تمامی زمان ها و قرن هاست. برداشت و فهم بزرگان دین از سند و متن این زیارت، صدور آن از امام معصوم است و به همین جهت، بزرگان دین، علاوه بر مداومت بر قرائت آن، مؤمنان و مسلمانان را نیز به خواندن این زیارت، تشویق و ترغیب نموده اند.

تجلی ولایت در زیارت عاشورا

سلام دادن از سنت های مقدس اسلامی است که بر آن بسیار تأکید شده است و روایات فراوانی بر فضیلت و پاداش آن وارد شده است، تا جایی که نقل شده که اگر کسی از شما سؤالی کرد و قبل از آن سلام نکرد به سؤال او پاسخ نگویید. در اسلام برای سلام دهنده، پاداش بیشتری نسبت به جواب دهنده، قرار داده شده و به سلام دادن، ترغیب شده است. یکی از ویژگی اخلاقی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله سلام کردن به همه، حتی به کودکان بوده است.

جدای از اثرات تربیتی سلام و تأثیر اخلاقی آن در روح آدمی و ایجاد روحیه تواضع و صمیمیت در جامعه انسانی، این عمل، یادآور آرزوی سلامتی و خیر برکت می باشد و این که در جامعه اسلامی، همه مردم، خواهان سلامتی یکدیگر می باشند.

سلام؛ سخن خدا

«سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ؛1 سلام نامی از نام های خداوند سبحان است».

در قرآن مجید به مؤمنان سفارش شده است که بر پیامبراکرم صلی الله علیه وآله سلام کنند؛ «در حقیقت، خدا و فرشتگانش بر پیامبر، درود و صلوات می فرستند. ای کسانی که ایمان آوردید! بر او درود و صلوات بفرستید و به طور کامل، سلام کنید [و کاملاً تسلیم او باشید]».2

خداوند سبحان نیز بر بهشتیان چنین سلام می دهد: «سلام بر شما به خاطر شکیبایی تان و چه نیکوست فرجام سرای دیگر».3

همچنین دستور فرموده است که هنگامی که وارد خانه های یکدیگر می شوید، سلام کنید؛ «ای کسانی که ایمان آوردید! در خانه هایی غیر از خانه هایتان وارد نشوید؛ مگر با دوستی و رخصت طلبید و بر اهل آن خانه، سلام کنید که این برای شما بهتر است. باشد که متذکر شوید»؛ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلی أَهْلِها…».4

همچنین سلام، تحیتی برشمرده شده که به سلام کننده برمی گردد و این مبارک و پاکیزه، از جانب خداوند برای شما شمرده می شود؛ پس هنگامی که وارد خانه ها شدید، پس بر خودتان سلام کنید؛ زنده بادی خجسته و پاکیزه از نزد خدا»؛

«فَإِذا دَخَلْتُمْ بُیُوتاً فَسَلِّمُوا عَلی أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّه مِنْ عِنْدِاللَّه مُبارَکَه طَیِّبَه».5

در بهشت هنگامی که بهشتیان گروه گروه وارد می شوند، فرشتگان بر آنان سلام می کنند و از آنان استقبال می کنند؛

«وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّه زُمَراً حَتَّی إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ».6

در بهشت، سخن بهشتیان، سلام است؛ «در آن بهشت، هیچ بیهوده و نسبت دادن گناه نمی شنوند؛ مگر گفتار سلام سلام»؛ «لا یَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا تَأْثِیماً. إِلاَّ قِیلاً سَلاماً سَلاماً».7

سلام آغازین زیارت عاشورا، شناسنامه امام حسینعلیه السلام است و به نوعی معرفی امام علیعلیه السلام به عنوان «سیدالوصیین» و معرفی حضرت زهرا سلام الله علیها به عنوان «سیده نساء العالمین» است.

امام علیعلیه السلام فرمود: «ما از درخت سرسبز رسالتیم و از جایگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان برخاستیم. ما معدن های دانش و چشمه سارهای حکمت الهی هستیم. یاران و دوستان ما در انتظار رحمت پروردگارند و دشمنان و کینه توزان ما در انتظار کیفر و لعنت خداوند به سر می برند».8

امام علیعلیه السلام هنگامی که با یارانش به سوی صفین می رفت، در نیمه راه با اشاره به سرزمین نینوا فرمود: «این جا بارانداز سواران و قتلگاه عاشقان است؛ شهیدانی که نه پیشینیان بر آنان سبقت جسته اند و نه آیندگان به مقام آنان دست می یابند».9

تجلی برائت در زیارت عاشورا

چندی پیش، در یک جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی، در میان پرسش هایی که مطرح شد، یکی از دانشجویان پرسید: چرا ما لعن می کنیم؟ در این لحظه، سکوت بر جلسه حاکم شد؛ چون تعدادی از دانشجویان اهل سنت نیز حضور داشتند.

برای پاسخ به آنها گفتم: اصل لعن در قرآن وجود دارد؛ آن جا که می خوانیم: «إِنَّ الَّذِینَ یُؤذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الاخِرَتِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً؛10 بی گمان کسانی که به خدا و پیامبر او آزار می رسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت، لعنت کرده و برایشان عذابی خفت آور آماده ساخته است».

مهم آن است که معنای لعن را بدانیم و کسانی را که سزاوار لعن هستند، مشخص کنیم و با چگونگی و کیفیت لعن نیز آشنا باشیم تا علاوه بر این که به طور منطقی این کار را انجام دهیم، احساسات و عواطف دیگران را تحریک یا جریحه دار نکنیم.

واقعیت این است که بسیاری از اهل سنت، علاقه مند به اهل بیت علیهم السلام هستند و به امامان به عنوان فرزندان پیامبرصلی الله علیه آله احترام می گذارند و حتی موارد برخی از آنان از ترکمن صحرا و کردستان، به زیارت امام رضا علیه السلام و حضرت معصومه سلام الله علیها آمده اند و علاوه بر نماز و زیارت، حتی حاجت خود را گرفته اند. اینها اگر به بعضی افراد احترام می گذارند، به این علت است که آنها را صحابه پیامبر صلی الله علیه وآله می دانند و به عنوان صحابه پیامبر، به آنها احترام می گذارند، اما اگر همین ها ببینند که برخی مانند یزید، فرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله را کشته اند، ناراحت می شوند و بیزاری می جویند. اینک برای تحلیل و بررسی این موضوع، به طور مختصر مطالبی را مطرح می کنیم.

معنای لعن

«لعن» در لغت به معنای راندن و دور کردن است11 و در اصطلاح، به معنای دور شدن از رحمت الهی، سلب توفیق و گرفتار شدن به عذاب الهی است.12

لعنت شدگان در قرآن

1. کتمان کنندگان حق.13

2. کشندگان و قاتلان مؤمنان.14

3. پیمان شکنان و مفسدان.15

4. آزاردهندگان خداوند و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله.16

آزار دهندگان پیامبر

پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به وسیله بسیاری از مشرکان، منافقان و حتی تازه مسلمانان بدخواه، مورد اذیت و آزار قرار گرفت و این آزارها نسبت به آن حضرت و خاندان و فرزندانش، حتی پس از رحلت وی ادامه یافت که به چند نمونه آنها اشاره می شود:

1. رسول خدا فرمود: «فاطمه، پاره تن من است؛ مرا آزار داده، آن چه او را بیازارد».17

2. رسول خدا فرمود: «هر کس علی را بیازارد، همانا مرا آزرده است». 18

شدیدترین آزارها و جنایات، در صحنه کربلا و در روز عاشورا به وقوع پیوست؛ به طوری که حقانیت و مظلومیت امام حسین علیه السلام و خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله در طول تاریخ، به یادگار ماند و روسیاهی و پلیدی یزیدیان و لشکریان ابن زیاد در طول تاریخ، بیش از پیش آشکار شد.

چگونگی لعن

باید بدانیم که «لعن» غیر از «سب» و دشنام است؛ چنان که در قرآن مجید می خوانیم: «وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّه عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَی رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ؛19 و به آنهایی که غیر خدا را می خوانند، دشنام مدهید که آنان از روی دشمنی [و] نادانی، خدا را دشنام خواهند داد. این گونه برای هر امتی، کردارشان را آراستیم؛ آن گاه بازگشت آنان به سوی پروردگارشان خواهد بود و ایشان را از آن چه انجام می دادند، آگاه خواهد ساخت».

همچنین امام علی علیه السلام هنگامی که در جنگ صفین، لشکریانش در مقابل دشنام های لشکریان معاویه، زبان به دشنام آنان گشودند، آنان را از دشنام منع کرد و فرمود: «من خوش ندارم شما دشنام دهنده باشید».20 از این رو، لازم است از هرگونه دشنام، کلمات ناسزا و رفتارهای افراطی و توهین آمیز، خودداری شود.

در دعاها و زیارات ها و روایات معتبر شیعی برخی از چهره های سیاسی مشهور، هیچ گاه مورد نفرین و لعنت قرار نگرفته اند و حتی در نهج البلاغه، امام علی علیه السلام از آنان با نام بردن، اعتراض و شِکوهِ نکرده، اگر چه معلوم است که اعتراض حضرت نسبت به چه کسانی است – بلکه بیشتر تلاش شده تا معیار دوستی و دشمنی ارائه گردد. رعایت این نکته، در حساسیت زدایی و حفظ اتحاد میان مسلمانان، تأثیرگذار است؛ اگر چه باید معیارها و مفاهیم را بدون کاستی و انحراف ارائه کرد؛ تا نسل های آینده بر عمق مظلومیت شیعه و آن چه بر امامان معصوم علیهم السلام رفته است، آگاهی داشته باشند.

لعنت در زبان قرآن، دوری از رحمت حضرت حق است که صفت فعل خداوند است که خواه در دنیا و خواه در آخرت، همان عذاب و عقوبت است و لعنت سایر لعنت کنندگان، درخواست دوری از رحمت خداست که اثر روانی در جامعه انسانی دارد و موجب دوری و طرد شخص ملعون می شود و شخص ملعون را از حیث اجتماعی، رسوا می سازد. پس در لعنت، تنها نفرین و ابراز تشفی و تنفر نیست؛ بلکه اعتراض به ستم گری، کتمان حقیقت و… است.

از روایات متعدد به دست می آید که جریان لعن فرستادن و لعنت کردن، ریشه ای سیاسی – اجتماعی دارد.

در جوامع امروزی نیز شعار مرگ بر… در مبارزات سیاسی – اجتماعی گفته می شود که موجب نفرت و تأثیر روانی خاصی در جامعه است. اگر این اعلام نفرت، توسط گروه حق و جویای حقیقت انجام شود، موجب روشن گری، بیداری و توجه دادن به ابعاد سیاسی – اجتماعی دین است.

خطر بنی امیه

واقعیت این است که امام علی علیه السلام و خاندان رسالت، با تمام ناسپاسی ها و مظلومیت هایی که تحمل کردند، برای حفظ وحدت مسلمانان، حریم ها را رعایت کردند؛ اما نسل ابوسفیان، آن جا که منافع و دنیاطلبی خودشان را در خطر می دیدند، هیچ گونه حریمی را رعایت نمی کردند و به همین جهت، حضرت امیرالمؤمنین علیعلیه السلام در نهج البلاغه نسبت به خطر بنی امیه هشدار می دهد و از ستمگری های آنان بر ضد دین و مردم، خبر می دهد؛21

«آگاه باشید همانا ترسناک ترین فتنه ها در نظر من، فتنه بنی امیه بر شماست؛ فتنه ای کور و ظلمانی که سلطه اش همه جا را فراگرفته و بلای آن، دامن گیر همه نیکوکاران است. فتنه های بنی امیه، پیاپی، با چهره ای زشت و ترس آور و ظلمتی مانند تاریکی عصر جاهلیت، بر شما فرود می آید».22

پدیدار شدن حکومتی چون بنی امیه، نتیجه رفتارهای ناشایست بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است عدم ترویج صحیح اندیشه های دینی، عدم نشر مناسب و شایسته فرهنگ قرآنی، مشغول کردن مردم به جنگ های غیرضروری و بسنده کردن به ظاهر قرآن و بازماندن از حقیقت و ژرفای آن، جلوگیری از نوشتن و نشر حدیث، جلوگیری از پرسش گری و ایجاد فضای خفقان و وحشت در جامعه، خشونت و مقابله تند و سخت با مخالفان، تلاش برای حفظ حکومت و قدرت به هر نحو ممکن و ادعای تلاش برای حفظ دین، خانه نشین کردن علی علیه السلام این مبلغ راستین اسلام و یاور بی بدیل پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و رشد جهالت، خرافات و تعصبات و به ویژه دنیاگرایی، موجب شد تا مردم به حکومت هایی مانند حکومت معاویه و یزید، تن دهند و گردن به فرمان آنان نهند.

حریم شکنی معاویه، کار را به جایی رساند که حتی مورد اعتراض فرزند خلیفه اول قرار گرفت؛ ولی او برای حفظ قدرت و سلطنت خویش، حتی احترام خلفا را نیز رعایت نکرد.

هنگامی که محمدبن ابی بکر به حکومت منصوب شد، نامه ای به معاویه نوشت و در آن به بیان فضایل امام علی علیه السلام – مانند جهاد، حلم، سبقت در اسلام – و رذایل و خباثت های معاویه اشاره کرد و در آن، معاویه را «انت اللعین ابن اللعین» خطاب نمود.

وقتی این نامه به معاویه رسید، او پاسخی نوشت که بخشی از آن چنین است:

«هان ای پسر ابی بکر! اندیشه خود بنمای و اندازه و قدر خویش بشناس… این پدر تو بود که مهار سلطنت مرا زمینه سازی و اساس ملک مرا، تثبت کرد. اگر آن چه با علی می کنیم، درست است، پدرت اول این کاره بود و اگر ستم و جور است، پدرت اصل آن بوده و ما به یاری او، این کار را کرده ایم. هنگامی که پیامبرصلی الله علیه وآله وفات کرد، پدر تو و فاروق او عمر، اولین کسانی بودند که حق وی گرفتند و مخالفت او نمودند و آن گاه او را به بیعت خود دعوت کردند و چون او تعلل کرد، در صدد قتل او بر آمدند. پس تو اول پدرت را عیب جویی کن یا این حرف ها را ترک کن».23

لعن کنندگان امام علی علیه السلام

صحیح مسلم تصریح می کند که معاویه بن ابی سفیان به سعد ابن ابی وقاص گفت: «چرا ابوتراب را ناسزا نمی گویی»؟24

همچنین ده ها حدیث دیگر حاکی از این است که معاویه سب و لعن به حضرت علی علیه السلام را پایه گذاری کرد.

حریز بن عثمان، علی علیه السلام را صبحگاهان هفتاد مرتبه و شامگاهان نیز هفتاد مرتبه لعن می کرد؛ «إنَّهُ کانَ یَلعَنُ عَلیاً فی الصَّبَاحِ سَبعینَ مَرَّه و فِی العِشَاءِ سَبعِینَ مَرَّه».25

رفتار معاویه و یزید با بهترین صحابه پیامبر صلی الله علیه وآله و عزیزترین افراد نزد پیامبر صلی الله علیه وآله، هیچ گونه توجیهی ندارد. آنها حتی به دشنام و ناسزا اکتفا نکردند، بلکه به قتل و جنایت نیز دست زدند.

خداوند متعال، کسانی را که تنها کتمان حق کرده اند، سزاوار لعنت دانسته است؛ «إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَی مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَئِکَ یَلعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»؛26 کسانی که نشانه های روشن و رهنمودی را که فرو فرستاده ایم، بعد از آن که آن را برای مردم در کتاب توضیح داده ایم، نهفته می دارند، آنان را خدا لعنت می کند و لعنت کنندگان، لعنتشان می کنند».

آیا چنین افرادی که جامعه بشریت را از امام به حق محروم ساخته اند، سزاوار لعن و نفرین در طول تاریخ نیستند؟

البته باید بدعت گذاران و قاتلان را از پیروان ناآگاه، جدا دانست و نسبت به دوستداران صحابه راستین پیامبر صلی الله علیه وآله احترام گذاشت و به صورت مسالمت آمیز با آنان زندگی کرد و فضایل اهل بیت علهم السلام برای آنان بیان کرد تا با حق و حقیقت، بیش از پیش، آشنا شوند.

پی نوشت:

1. یس، آیه 58.

2. احزاب، آیه 56.

3. رعد، آیه 24.

4. نور، آیه 27.

5. همان، آیه 61.

6. زمر، آیه 73.

7. واقعه، آیه 25.

8. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص 109.

9. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج3، ص171.

10. احزاب، آیه 57.

11. مفردات راغب، ص 741.

12. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج 5، ص 461.

13. بقره، آیه 159.

14. نساء، آیه 93.

15. رعد، آیه 25.

16. احزاب، آیه 57.

17. صحیح مسلم، ج 7، ص 141، باب فضائل فاطمه؛ صحیح بخاری، ج 4، ص 210، باب مناقب قرابت الرسول؛ مسند احمد حنبل، ج 4، ص 5؛ سنن ترمذی، ج 5، ص 360.

18. مسند احمد حنبل، ج 3، ص 483؛ صحیح ابن حبان، ج 15، ص 365؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 121؛ الاصابه، ج 4، ص 534 ؛ اسد الغابه، ج 4، ص 114.

19. انعام، آیه 108.

20. نهج البلاغه، خ 206.

21. «الا و ان اخوف الفتن عندی علیکم فتنه بنی امیه فانها فتنه عمیاء مظلمه…».

22. نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خ 93، ص 123.

23. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 189.

24. صحیح مسلم، حدیث 2404.

25. تهذیب التهذیب، ج 2، ص 207.

26. بقره، آیه 159.

منبع :پرسمان – دی 1387 – شماره 72 –