فرهنگ و تمدن شیعه » اماکن متبرکه و زیارتگاهها »

تاریخ حرم ائمه بقیع (علیه السلام) (۳)

اشاره:

بَقیع یا بقیعُ الغَرْقَد، کهن‌ترین قبرستان مسلمانان و محل دفن چهار تن از امامان شیعه و دیگر وابستگان پیامبر خدا. بقیع پیش از اسلام، زمینی بزرگ و بوستانی در حوالی شهر یثرب حجاز بود. دفن اموات مسلمانان در این زمین از آغاز سده نخست هجری، رواج یافته و بزرگان و شخصیت‌های مهم اسلامی در آن خاکسپاری شده‌اند. بقیع در ادوار مختلف اسلامی، مورد توجه حاکمان بوده و بقعه‌ها و بارگاه‌هایی در آن ساخته شد اما پس از حمله و سیطره وهابیان بر عربستان، تخریب گردید. اکنون سطح بقیع در جوار حرم نبوی با خاک یکسان است و سنگ نوشته‌ای در آن مشاهده نمی‌شود.

۱. تعمیر حرم بقیع به وسیله مسترشد بالله

اولین تعمیر در حرم بقیع، پس از آن است که این حرم در سال ۵۱۹ ه. به صورت گنبد ساخته شده، آنهم به فاصله پنجاه سال پس از احداث این ساختمان که به دستور خلیفه عباسى (مسترشد بالله) انجام گرفت.

سمهودی مى گوید: در طاق طرف قبر عباس، این کتیبه وجود دارد که: انّ الأمر بعمله المسترشد بالله سنه تسع عشره و خمسماه. ۱

وی سپس مى گوید به نظر من، بناى اصلى این حرم، پیش از این تاریخ بودهاست. (یعنى صدور این دستور، نه براى انجام عمل در اصل ساختمان، بلکه هدف از آن، انجام تعمیرات و اصلاحات بوده است).

لازم به ذکر است که مسترشد بالله بیست و نهمین خلیفه عباسی است. وى در سال ۵۱۲ ه. . پس از پدرش مستظهر باللّه به خلافت رسیده و در سال ۵۲۹ ه. . کشته شده است.

۲ . تعمیر حرم بقیع به وسیله مستنصر بالله:

دومین تعمیر در حرم بقیع در بین سال هاى ۶۲۳ و ۶۴۰ ه. . به وسیله یکى دیگر از خلفاى عباسى به نام مستنصر بالله انجام گرفته است.

باز سمهودى در این مورد مى گوید: و در بالاى محراب حرم بقیع در کتیبه دیگرى این جمله به چشم می خورد: امر بعمله المنصور المستنصر بالله ۲٫

آنگاه اضافه مى کند: ولى در این کتیبه تاریخ صدور این دستور مشخصات بیشترى از این شخص، منعکس نگردیده است.

مستنصر بالله نامش منصور، کنیه اش ابوجعفر، فرزند الظاهر بالله و سى و سومین خلیفه عباسى است که بنا به نقل سیوطی، در سال ۶۲۳ به خلافت رسیده و در سال ۶۴۰ بدرود حیات گفته است. ۳

بنابراین، تاریخ تقریبى این اصلاح و تعمیر نیز مشخص می شود که در نیمه اول قرن هفتم و در دوران خلافت مستنصر عباسى از سال ۶۲۳ تا ۶۴۰ انجام گرفته است.

مطلب قابل توجه این که: همانگونه که سمهودى اشاره نموده و طبق دلائل و شواهدى که ملاحظه خواهید نمود اقدامات و عملکرد مسترشد و همچنین مستنصر، مربوط به تعمیرات و اصلاحات این حرم شریف بوده است نه مربوط به اصل ساختمان و بناى آن. آن دو کتیبه نیز که سمهودی یاد نمود نشانگر تاریخ تعمیراتى است که به ترتیب، پس از نیم قرن از بناى اصلى حرم و مجدداً پس از گذشت یک قرن از تعمیر اول آن، انجام گرفته است. زیرا:

الف . این امرى است مسلّم که بناى اصلى این گنبد و بارگاه، به دستور مجدالملک براوستانى انجام پذیرفته و تاریخ روشن دارد، و مورّخان در این مورد صراحت و اتفاق نظر دارند. طبیعی است، در بناى چنین ساختمانی، با آن اهمیت و قداست، پیش بینى هاى لازم در دوام و استحکام نه براى یک قرن و دو قرن، بلکه براى قرون متمادى منظور مى گردد. مشابه و قرینه ساختمانِ این حرم، ساختمان حرم کاظمین . ع . و حضرت عبدالعظیم حسنى است ۴ که پس از گذشت ده قرن، هنوز هم در میان آثار مذهبى و باستانی، با قامتى استوار و محکم ایستاده اند. بنابراین چنین بناى مستحکم پس از گذشت پنجاه یا یکصد و پنجاه سال، نیازمند تجدید بنا نخواهد بود. گذشته از آن، حفظ کتیبه های متعدد، خود دلیل واضح و روشن بر این حقیقت است، زیرا در صورت تجدیدِ اصلِ بنا به وسیله یکى از آن دو خلیفه، حفظ کتیبه مفهومى ندارد.

ب . دلیل دوم برعدم تجدید بنا، به وسیله دو خلیفه یاد شده، گفتار ابن نجار (متوفاى ۶۴۳) مى باشد که گنبد حرم بقیع را چنین توصیف مى کند: والقبران فى قبّه کبیره عالیه قدیمه البناء ۵ و مشابه همین توصیف را، خالدبن عیسی البلوى که در سال ۷۴۰ بقیع را دیده، آورده است. ۶

این توصیف نشان گر قدمت این حرم شریف است که نه با تجدید بنای دوران معاصر ابن نجار و نه با دوران خالد بلوى قابل تطبیق است.

ج . نکته جالب این است که سمهودى پس از نقل نظریه خویش (که اصل بناى حرم قبل از مستر شد است) و پس از نقل گفتار ابن نجار در مورد عظمت و قدمت حرم بقیع، مى گوید: این گنبد و بارگاه، امروز هم به همان شکل و داراى همان خصوصیاتى است که ابن نجار آن را توصیف نموده است ، (وقد قال ابن النجار ان هذه القبه قدیمه البناء، و وصفها بماهی علیه الیوم) ۷، یعنى همان گونه که در این حرم، قبل از ابن نجار تغییر اساسى داده نشده، بعد از وى نیز، تا امروز، یعنى اوائل قرن دهم هجرى که سمهودى زندگی مى کرده، هیچ تغییر و تحوّلى در اصل ساختمان آن به وجود نیامده است.

د . سرانجام باید این نکته را اضافه کنیم: برخلاف نظر صریح مورخان، در مورد بانى اصلى گنبد و بارگاهِ ائمه بقیع (مجدالملک)، هیچ دلیل قابل استناد و تاریخى وجود ندارد که مؤید و نشانگر نقش یکى از خلفا و سلاطین در اصل بنای این ساختمان و ایجاد این گنبد و بارگاه باشد. و از اینجاست که مى توان با اطمینان و تأکید اظهار نمود، دو کتیبه ای که سمهودى از آنها یاد نموده مربوط به تعمیر حرم بقیع بوده است، همان گونه که خود وى این مطلب را مورد تأیید قرار داده است.

۳ . تعمیر حرم ائمه بقیع به دستور سلطان محمود:

تعمیرِ سوم حرم شریف، متعلق به اوائل قرن سیزدهم هجرى است که به دستور سلطان محمود، خلیفه عثمانى انجام گرفته است.

فرهاد میرزا که در سال ۱۲۹۲ ه. . به حج مشرف شده است مى نویسد:

تعمیر بقعه مبارکه در بقیع، از سلطان محمود خان، ۸ در سنه یکهزار و دویست و سى و چهار هجرى به دست محمد على پاشاى مصرى و به امر سلطان واقع شد. ۹

ولی نایب الصدر شیرازى مى گوید: در سردر بقیع، قصیده اى طولانی، به زبان ترکى حکاکى شده که در مصرع آخر آن، تعمیر کننده، محمود خان وتاریخ تعمیر ۱۲۳۳ قید شده است.

این بود سه مورد از تعمیرات حرم بقیع که با تاریخ روشن و مشخصّات عاملان آنها، به دست ما رسیده است، ولى بطور مسلّم تعمیرات و اصلاحات به عمل آمده در حرم بقیع، منحصر به موارد یاد شده نبوده، بلکه چنین تعمیرات و اصلاحاتى مکرّر، طبق مقتضیات و ایجاب شرایط بدون این که تاریخ آنها مشخص و یا در منابع منعکس شود صورت گرفته است. و لذا فرهاد میرزا پس از بیان سوّمین تعمیر که به وسیله سلطان محمود به عمل آمده است، مى گوید: و امسال هم تعمیرات لازمه آن را به عمل آورده اند. ۱۰

و نایب الصدر مى گوید: و این اوقات، جناب امین التّجار، حاجی عبدالحسین، در مرّمت موفق شده اند. ۱۱

بهر حال این تعمیرات، همانند احداث اصل ساختمان گنبد و بارگاه، بر قبور ائمه بقیع (علیه السلام) نشانگر اهتمام و توجه تام مسلمانان در طول تاریخ به این حرم شریف مى باشد که بالطبع توجه خلفا و سلاطین را نیز بر این جایگاه مقدس و منبع نور و هدایت سوق داده است.

ویژگی ها و خصوصیات حرم شریف:

در مورد ویژگى ها و خصوصیات حرم بقیع، موضوعاتى را مطرح و مورد بررسى قرار مى دهیم:

۱ . حرم بقیع هشت ضلعى بوده است:

بطوری که در گذشته ملاحظه فرمودید، بیشترِ نویسندگان در آثار تاریخی و سیاحت نامه هاى خود، که در باره حرم و گنبد و بارگاه ائمه بقیع سخن به میان آورده اند، عظمت، ارتفاع، قدمت و استحکام آن را مورد توجه قرار داده و از این ابعاد به معرفى آن پرداخته اند، ولى مرحوم میرزا حسن فراهانى (۱۲) که در سال ۳.۱۳۰۲ ه. . این حرم شریف را زیارت نموده، به دو جنبه دیگر آن نیز توجه کرده است. او به شش ضلعی بودن ساختمان حرم از نظر مهندسى و همچنین به چگونگى داخل و خارج این گنبد شریف از لحاظ رنگ اشاره نموده و در ضمن معرفى قبور افراد مشهور در بقیع، چنین مى نویسد:اوّل چهار نفر از ائمه اثنى عشر . صلوات الله علیه اجمعین . است که در بقعه بزرگی که به صورت هشت ضلعى ساخته شده است واقعند و اندرون و گنبد آن سفید کارى است. ۱۳

۲ . حرم بقیع داراى دو درب بوده است:

بنا به گفته ابن نجار، مدینه شناس معروف (متوفاى ۶۴۷) حرم ائمه بقیع، داراى دو درب که یکى از آنها همیشه و در تمام اوقات روز، به روى زائرین باز بوده است. وى در ضمن اشاره به عظمت و قدمت وارتفاع ساختمان این گنبد و بارگاه مى نویسد: و علیها بابان یفتح أحدهما فى کل یوم للزیاره. ۱۴

۳ . محراب حرم بقیع:

یکی دیگر از خصوصیات این حرم شریف داشتن محراب است. در این مورد سمهودى مى نویسد: و رأیت فى أعلى محراب هذا المشهد: امر بعمله المنصور المستنصر باللّه. ۱۵

۴ . حرم بقیع خادمانى داشته است:

شواهد تاریخى نشانگر این است که حرم شریف بقیع نیز مانند سایر حرم ها داراى خادم، کفشدار و زیارتنامه خوان های متعدد بوده است. در این زمینه ما به نقل مطالبِ سه تن از نویسندگان که هر یک داراى نکات قابل توجه و حائز اهمیت مى باشند، می پردازیم:

نایب الصدر شیرازى مى گوید: سه شنبه هیجدهم (محرم ۱۳۰۶ ه.) به عنوان آستان بوسى حضرت مجتبى (علیه سلام الله) به بقیع رفتم، با این که سه ساعت از آفتاب برآمده بود، خدام نیامده بودند. ساعتى در بیرون بقعه، روى زمینِ عرشِ مکین نشسته، دو سودانیه کفشدار صحبتى مى نمودند که اسامى خدام از این قرار است: سید عبدالکریم، سید جعفر، سید زین العابدین، سید احمد من بنى الحسن.

سپس مى گوید: سؤال نمودم کَمْ رِیال یوصَل الَیهِم مِن طَرَفِ الحاجِ؟ قالَتا لا تَقُلْ رِیال بَل لیرات وَ جِنات ۱۶ وَ الُوفَ وَ مِآت بعد از ساعتى آمدند درِ روضه مبارکه را گشودند و مشرف شدم، انگشتر فیروزجى داشتم، تمنا نمودند، نیاز نمودم ۱۷٫

امین الدوله ۱۸ در سفر نامه خویش مى نویسد:

یکشنبه یازدهم محرم ۱۳۱۶، على الصباح مُحرِم کعبه مقصود و فوز به مقام محمود شدم و از دل و جان، به آن آستان نماز آوردم. هوا روشن شد، هواى بقیع و زیارت ائمه هدى کردم، آنجا جز حاج صادق یزدى و یک ضعیفه کفشدار و یک سقّا کسى نبود. کلیددار، متولّی و زیارت نامه خوان حضور نداشتند. درب بقعه متبرکه بسته و مقفل بود، بی آنکه سبب معلوم شود. از بیرون سر بر آستان نهاده، زیارت خواندم ونماز زیارت گزارده، برگشتم… به چند نفر از حاجى ها و هم سفرهاى ایرانی، حضور داده و بسته بودن درب حرمِ ائمّه . صلوات اللّه علیه اجمعین . به تواتر گفتند که این معامله به تعمّد است. در این اثنا شیخ جزّاء و حاج صادق آمدند و خلاصه تحقیقات آنها این که: حضرت شریف به جناب شیخ الحرم، شرحى نوشته، توصیه کرده اند که چون زوّار کِرام و مردم جلیل و نبیل از ایرانیان، به مدینه طیبه مى آیند، اهتمام کنید خدّام و کلید داران و متولّیان طمع و توقع بى جا در اخذ و عمل ناروا را نکنند. شیخ الحرم نظر به توصیه شریف قدغن کرده اند از زوار چیزى گرفته نشود و چون در بقعه بقیع بر سبیل مقطوع از هر کس چند قرش گرفته مى شد سید عبدالکریم برزنجى کلیددار بقعه شریفه از حکم شیخ الحرم اعراض و در خانه نشسته، به بقیع نیامده است که در به روى زوّار بگشاید. در این مبحث بودیم که سید حسن هم وارد شد و گفت قضیه همین است. گفتم این چه شیخ الحرم است که حکمش در سید عبدالکریم به نقیض مقصود اثر مى کند؟!

وی پس از شرح مفصّلى که درباره ملاقات و بحث و گفتگویى که با شیخ الحرم داشته و منجر به باز شدن حرم بقیع گردیده است، مى گوید:

گفتم بروید و درب حرم را باز کنید تا من… ۱۹ شما را بدهم، رفت و… ۲۰ در را گشود، زوار هم الحق بى مروتى کردند و دست خود را بسته، نقیبی به کفشدار ندادند، چه رسد به کلیددار! جناب حاج میرزا آقا امام جمعه تبریز با همتِ بلند و نیت ارجمند، حاضر شده اند در تبریز محلی معین کنند که هر ساله هزار تومان براى خدام این حرم مطهر، عاید شود. ۲۱

ابراهیم رفعت پاشا که براى آخرین بار در سال ۱۳۲۵ ه. . به عنوان امیر الحاج مصرى به حج مشرف شده است، مى نویسد: مردم مدینه در روزهاى پنجشنبه به زیارت بقیع مى روند و بر روی قبرها دسته هاى گل و ریحان قرار مى دهند و هیچ شیعه داخل حرم اهل بیت نمى گردد مگر این که پنج قروش (به خدام) بپردازد، همانگونه که به هیچ کس اجازه ورود به داخل کعبه و حجره نبوی داده نمى شود، مگر یک ریال بدهد، تازه این برای افراد عادى است و از افراد ثروتمند وجه بیشترى دریافت می شود. ۲۲

نویسند: مقایسه گفتار ابن نجار با گفتار سه نویسنده یاد شده، نشانگر دگرگونى و تحوّلى است که در حرم بقیع، در طول چندین قرن، در اثر شرایط، به وجود آمده است، بطورى که در دوران هاى گذشته، درب این حرم مانند سایر حرم ها در تمام روز، به روى زائران و علاقه مندان باز بوده ولى در قرن اخیر کلیددار و متولّیان آن، کسانى بودند که جهت تأمین معاش و کسب درآمدِ بیشتر، محدودیت هایى براى زائران قائل گردیده و از آنان سلب آزادی مى نمودند.

۵ . تزئینات حرم بقیع:

حرم ائمه بقیع، همانند سایر حرم ها، داراى ضریح، روپوش ضریح، چلچراغ، شمعدان و فرش بوده که در صفحات آینده ملاحظه خواهید فرمود و نیازی به تکرار آن نیست.

۶ . حرم بقیع صحن نداشته:

بر خلاف حرم سایر ائمه و بقعه و بارگاهِ بیشترِ امام زادگان که علاوه بر ساختمان حرم و بقعه، داراى صحن و حیاط وگاهى داراى صحن های متعدد و وسیع مى باشند. حرم مطهر بقیع، داراى صحن و سرا نبوده است. شاهد بر این مطلب، این است که نه تنها در گفتار هیچ یک از مورّخان و جهان گردان به وجودِ صحن و سرایى براى این حرمِ شریف، تصریح و یا اشاره اى نگردیده، بلکه در کلمات بعضى از آنان نبودن صحن و سرا در حرم بقیع بوضوح ذکر شده است، از جمله در سفر نامه سیف الدوله که در سال ۱۲۷۹ ه. . سفر حج نموده، چنین آمده است: و اما بقیع در خارج قلعه مدینه به طرف شرق واقع است، مدفن ائمّه بقیع، بقعه اى دارد بدون صحن. ۲۳

و نایب الصدر شیرازى مى گوید: چنانکه جناب اجلّ اکرم، وزیر اعظم، امین السلطان . ادام الله اقباله . در چند سال قبل، بنای ساختمان صحن براى بقعه متبرّکه امام حسن مجتبى (ع)  داشتند وکلا (۲۴) صلاح ندانستند و عذرهاى بدتر از گناه آوردند.

و همو مى گوید: خداوند توفیق دهد کسانى را که سعى نمایند صحن بسازند. ۲۵

و این بود قسمت دوم این بحث و نکاتى در خصوصیات حرم شریف بقیع.

۲ . ضریح ائمه بقیع:

پس از بررسى تاریخ بقعه و حرم ائمه بقیع، نوبت مى رسد به موضوع دوّم، بررسى تاریخ ضریح شریف این بزرگواران:

آنچه از تاریخ به دست مى آید، این است که قبور ائمه بقیع و جناب عباس، از قدیم الایام و بلکه پیش از قرن هفتم، دارای ضریح و صندوق بوده اند که به مناسبت نزدیکى و اتصال قبور ائمه . علیه السلام . همه آنها در داخل یک ضریح و قبر جناب عباس به علت فاصله آن با این قبور، داراى ضریح مستقل بوده است و در قرن هاى اخیر علاوه بر این دو صندوق، یک ضریح مشبک و چوبین بزرگ هم ساخته شده که هر دو صندوق در داخل آن قرار داشته اند.

اما صندوق قدیمی:

همان گونه که اشاره شد، این دو صندوق از نظر تاریخى داراى قدمت و سابقه بس طولانی، مخصوصاً ضریح ائمه بقیع، از نظر استحکام و ظرافت و زیبایى جالب توجه بوده است. بطورى که مؤلفان و تاریخ نویسان در وصف آن، قلم فرسایى ها کرده و این ظرافت و زیبایى را به وسیله نوشته هایشان به نسل های آینده منتقل نموده اند که ما گفتار چند تن از این مورّخان را در اختیار خواننده ارجمند قرار مى دهیم:

۱ . تا آنجا که ما به دست آورده ایم، در تاریخ براى اوّلین بار که از صندوقِ قبورِ ائمه بقیع سخن به میان آمده و ظرافت و زیبایی آن توصیف شده، به وسیله جهان گرد معروف ابن جبیر (متوفای ۶۱۴ ه. . مورّخ اهل سنت) مى باشد او در باره این قبور و ضریح آنها مى گوید:

…و قبرشان بزرگ و از سطح زمین بلندتر و داراى ضریحى از چوب می باشند که بدیعترین و زیباترین نمونه است از نظر فن و هنر، و نقوشى برجسته از جنس مس بر روى آن ترسیم و میخکوبی هایى به جالب ترین شکل در آن تعبیه شده است که نمای آن را هر چه زیباتر و جالب تر نموده است.

سپس مى گوید: ضریح ابراهیم فرزند پیامبر نیز به همین شکل است. ۲۶

۲ . خالدبن عیسى البلوى که در سال ۷۴۰ این ضریح شریف را زیارت کرده، مشابه همین مطالب را نقل کرده و مى گوید: والقبران [قبر العباس و الائمه الاربعه] مرتفعان عن الارض متسعان مفشیان بألواح ملصقه ابدع الصاق مرصعهٌ بصفائح الصفر و مکوکبه بمسامیر علی أبدع صفه و أجمل منظر. ۲۷

۳ . ابن بطوطه جهانگرد معروف نیز می گوید: و رأس الحسن الى رجلی العباس و قبراهما مرتفعان عن الأرض متسعان مفشّیان بالواح بدیعه الالصاق مرصعه بصفائح الصفر البدیعه العمل. ۲۸

۴ . سمهودى مورخ و مدینه شناس معروف (متوفاى ۹۱۱) مى گوید:  و قبر العباس و قبر الحسن مرتفعان من الارض متسعان مفشیان بالواح ملصقه ابدع الصاق مصفحه بصفائح الصفر مکوکبه بمسامیر على أبدع صفه و أجمل منظر. ۲۹

۵ . بتنونى مصرى مى نویسد: و مقصوره سیدنا الحسن فیها فخیمه جداً و هى من النحاس المنقوش بالکتابه الفارسیه وأظن أنها من عمل الشیعه الاعجام. ۳۰ ضریح حضرت حسن . ع . در داخل این قبه، خیلى بزرگ و از مس ساخته شده و خطوطى فارسى بر آن نقش بسته است، به گمانم از آثار شیعیان عجم باشد.

دو نکته قابل توجه:

ای.ن ب.ود مشاه.دات تع.دادى از ن.ویسن.دگان و مورخان در باره ضریح ائمه بقیع (علیه السلام) در طول هفت قرن از اوائل قرن هفتم تا اوائل قرن چهاردهم هجری.

در اینجا تذکر دو نکته را در ارتباط با این موضوع لازم مى دانیم:

۱ . بطورى که ملاحظه فرمودید على رغم توصیف صندوق و ضریح ائمه بقیع در منابع متعدد، در هیچیک از این منابع، در مورد تاریخ دقیق ساخت این ضریح و یا بانى و سازنده آن، ذکرى به میان نیامده است، ولى با توجه به قدمت آن و اهتمام مجدالملک براوستانى به ساختمان حرم ها و احداث گنبد و بارگاه ائمه هدى و جناب ابراهیم و عثمان بن مظعون در بقیع و ساختمان حرم کاظمین . علیه السلام . و حضرت عبدالعظیم (ع) و سایر حرم ها و مشابهت ضریح جناب ابراهیم با ضریح ائمه بقیع می توان با ظن قریب به یقین ادعانمود که ضریح هاى سه گانه در بقیع نیز به دستور وى ساخته شده است، زیرا بعید است شخصى همانند مجدالملک با علاقه شدید و امکانات فراوانى که در اختیار داشته است بقعه اى با آن عظمت بنا کند ولى از ساختن ضریح و صندوق بر روى این قبور، غفلت ورزد. به هر حال وجود خطوط فارسى نیز مؤید این است که این ضریح به قول بتنونى از آثار ایرانیان است.

و اگر این حدس و گمان واقعیت داشته باشد، بانى این ضریح ها و تاریخ تقریبى ساخت آنها، روشن خواهد گردید که همزمان با ایجاد بقعه ائمه بقیع، در نیمه دوّم قرن پنجم هجری، به دستور مجدالملک ساخته شده است.

۲ . نکته دوم این که بر خلاف گفتار ابن جبیر و چهار تن دیگر از مورّخان قدیم، تا قرن دهم هجرى که صندوق ائمه بقیع، از چوب و مزین به نقوش و صفحات فلزى از جنس مس بوده است، ظاهر گفتار بتنونى این است که این صندوق فلزى و از جنس مس مى باشد و این گفتار در صورت صحّت، نشانگر تعویض صندوق قبلى در قرن هاى اخیر است.

گرچه این احتمال را نمى توان بطور قطع مردود دانست، ولى به نظر می رسد که چنین تغییر و تعویضى صورت نگرفته است و بر خلاف نظریه مورّخان قدیمی، که در اثر مشاهده و تماس نزدیک بوده، نظریه بتنونى مستند به حدس و گمان مى باشد، زیرا وجود ضریح دوم در دوران وی، موجب فاصله و مانع از مشاهده و تماس نزدیک و طبعاً مانع از اظهار نظر قطعى خواهد گردید.

این بود اولین ضریح ائمه بقیع (علیه السلام) با آن قدمت و سابقه تاریخی.

و اما ضریح دوم:

سید اسماعیل مرندى در کتاب خود، توصیف مدینه که در سال ۱۲۵۵ تألیف نموده است، مى گوید:

و هر پنج تن مطهر در یک ضریحند ازچوب مشبک، و عباس در بالاى سر ائمه اربعه واقع شده و قبرش على حده است. در میان ضریح و چهار معصوم متصل به یکدیگر و در بالاى قبر مطهر پرده کشیده اند و یک قبّه بزرگ دارد. ۳۱

و مرحوم فرهاد میرزا مى گوید: صندوق ائمه اربعه در میان صندوق بزرگ است که عباس عمّ رسول اللّه نیز در آن صندوق قرار گرفته است. متولّى آنجا درِ صندوق را باز کرده به میان ضریح رفتم و دور ضریح طواف کردم، میان صندوق و ضریح کمتر از نیم ذر است که به زحمت می توان حرکت کرد بلکه براى آدم هاى قطور متعسر است. ۳۲

میرزا محمد حسن فراهانى مى نویسد: در وسط این بقعه مبارک صندوق بزرگى است از چوبِ جنگلى بسیار ممتاز و در وسط این صندوق بزرگ دو صندوق چوبى دیگر است و در این دو صندوق پنج نفر مدفونند یکى امام ممتحن امام حسن مجتبى (ع)  و… ۳۳

و این بود گفتار شاهدان در مورد ضریح دوّم قبور ائمه بقیع که در روی دو ضریح مجزا و مستقل متعلق به ائمه . علیه السلام . و جناب عباس قرار گرفته بود.

ولی متأسفانه در این منابع، از تاریخ این ضریح هم که مسلّماً پس از قرن دهم ساخته شده و همچنین از سازنده آن، که چه کسى بوده است، هیچ اثرى به دست نیامد.

چگونگی قبر و ضریح منسوب به فاطمه (علیه السلام )

اکثر مورّخان که به معرفى قبّه و ضریح ائمه بقیع پرداخته و گاهی به بعضى از جزئی.ات آن.ها اش.اره اى دارن.د. مت.أسف.ان.ه در م.ورد چ.گونگى قب.ر منت.سب به فاطمه . علیه السلام . سکوت اختیار نموده اند، فقط در آثار چند تن از نویسندگان است که بعضى مطالب و جزئیات در این زمینه منعکس گردیده است و ذکر همین مطالب دارای ارزش تاریخى و گره گشاى نقاط مبهم، پس از گذشت هفتاد سال از انهدام این حرم و سایر آثار در بقیع و خارج آن است.

و از مجموع این مطالب و بر اساس نقل این نویسندگان که خود شاهد عینی بودند، معلوم مى شود که قبر منتسب به فاطمه زهرا . علیه السلام . یا فاطمه بنت اسد، در عین حال که در داخل بقعه ائمه بقیع قرار داشت، اما نه در وسط این حرم شریف، بلکه در سمت جنوبى آن و در داخل طاقنمایی در مقابل محراب قرار گرفته بود و گر چه از سطح زمین قدرى بلندتر و مشخص و مورد احترام زائران بوده و زیارت حضرت زهرا . سلام الله علیه  . در کنار این قبر خوانده مى شده، ولى داراى ضریح معمولی، همانند قبور حضرت عباس و ائمه . علیه السلام . نبوده، بلکه یک روپوش قیمتى و گلابتون به روى این قبر کشیده می شده، آن هم ظاهراً به هنگام موسم حج و در مواقع کثرت زائران و در قرن هاى اخیر در قسمت مقدّم این طاق نما، شبکه اى از فولاد به صورت حائلى در میان این قبر و فضاى عمومى داخل حرم، تعبیه گردیده بود که این شبکه در اصطلاح عامه، به ضریح حضرت فاطمه معروف بود، همان گونه که محراب به عنوان محراب فاطمه معروف شده است و این قسمت از حرم داراى تزیینات مختصرى مانند شمعدان و چل چراغ بوده است.

و اینک گفتار این نویسندگان:

میرزا حسین فراهانى مى گوید: در وسط همین بقعه متبرکه در طاقنماى غربى [جنوبی] مقبره اى است که به دیوار یک طرف آن را ضریح آهنى ساخته اند و مى گویند قبر فاطمه زهرا . سلام الله علیه  . است. در این بقعه مبارکه دیگر زینتی نیست مگر دو چلچراغ کوچک و چند شمعدان برنجی، و فرش زمین بقعه حصیر است. ۳۴

نایب الصدر شیرازى مى گوید: و آثارى در آن بقعه در پیش روى ائمه به طرف دیوار، مانند شاه نشین ضریح وپرده دارد، مى گویند جناب صدیقه طاهره . علیه سلام الله . مدفون است. ۳۵

سید اسماعیل مرندى مى گوید: و محراب قبر حضرت فاطمه . علیها سلام . را زیارت مى کنند، لیکن قبر فاطمه بنت اسد است و هم پرده دارد. و در مورد فرش حرم مى گوید: چون که حضرت در میان اهل سنت افتاده اند هیچ زینت ندارند، فرش مستعمل دارد، امسال از یزد یک نفر کلان دوز (؟) فرش بسیار خوب فرستاده بود، نینداخته بودند، در بالای هم مانده بود. ۳۶

و سیف الدوله مى نویسد: هم در این بقعه علامتى از قبر صدیقه طاهره هست. ۳۷

تنها یادگار موجود از حرم بقیع

این بود آنچه که راجع به قبر و ضریح منتسب به حضرت زهرا (سلام الله علیه)در منابع منعکس گردیده و یا به دست ما رسیده است ولى باید توجه داشت که:

اولاً: متأسفانه هیچ دلیل و شاهد معتبر در مورد تاریخ و بانى این ضریح در دست نیست. ۳۸

و ثانیاً: آنچه فراهانى گفته است که این ضریح از آهن است، منظور وى فلزى بودن آن است، زیرا این ضریح از فولاد ناب و از نظر فنى داراى ظرافت و استحکام فوق العاده بوده و در عین حال تنها اثر و یادگار موجود و بجاى مانده از حرم ائمه بقیع (علیه السلام) بوده است که و هابیان به هنگام تخریب این حرم شریف، در ۸ شوال ۱۳۴۴ ه. . این ضریح را هفت قطعه نموده، شش قطعه آن را در روى دیوار سمت راست و چپ درب ورودى محوطه حرم حضرت حمزه و قطعه دیگر را در سمت قبور شهدا در احد نصب نموده اند و این که مى بینیم قطعات این ضریح پس از گذشت هفتاد سال تحت تأثیر شرایط جوى قرار نگرفته و هواى مرطوب و متغیر مدینه کوچکترین تغییرى در آن به وجود نیاورده است، دلیلى است بر اصالت و خالص بودن فولاد این ضریح.

مشاهدات یک جهانگرد از ویرانى بقیع

حرم ائمه بقیع (علیه السلام) از دو جنبه معنوى و ظاهرى و از نظر روحانى و شکوه و جلوه ساختمانی، در طول تاریخ و از دوران رسول خدا تا به امروز، قلوب مسلمانان و زائران و توجه نویسندگان و مورّخان را به خود جلب نموده است.

زیرا اینجا بزرگترین جایگاه عبادت و پرستش خداوند متعال و از بقاع و بیوت رفیعى است که: اَذِنَ اللّه اَنْ تُرْفَعَ وَ یذْکَرَ فیها اِسْمُه.

این خانه مهبط ملائکه و فرشتگان و محل نزول رحمت الهى و برکات آسمانى است.

اینجا محل ابتهال به خداوند و درخواست حاجات از قاضى الحاجات است. اینجا محل قبول دعاها به برکت دفن پیکر چهار تن از معصومان و از اوصیای رسول خدا و فرزندان امیر مؤمنان و فاطمه زهرا . سلام الله علیه . است.

از این رو است که رسول خدا . ص . براى بیان عظمت و اهمیت این جایگاه، به هنگام دعا بر اهل بقیع در کنار این حرم که آن روز به عنوان خانه عقیل مطرح بود توقف و از خداوند طلب رحمت و مغفرت مى نمود.

پس از آن حضرت و با دفن شدن پیکر پاک این امامان توجه مسلمانان بدین نقطه جلب گردید و هر زائرى پس از زیارت قبر و مسجد رسول اللّه(ص) در این حرم و در کناراین قبور شریف قرار مى گرفت و یکی از دو درب این حرم در تمام ساعات روز، به روى زائران و ارادتمندان این امامان باز بوده است.

و اما از نظر شکوه و جلوه ظاهری، این حرم شریف با گنبد و بارگاه کهن و سر به فلک کشیده اش و با ضریح زیبا و ظریفش، در طول تاریخ، میان سایر بقاع مى درخشید و بر همه مقابر موجود در مدینه، از یاران و اقوام رسول خدا، نور و روشنایی مى بخشید که اینک در اثر جهل و نادانى کوته نظران و جور ظلم ستمگران، نه از آن عبادت کنندگان بجز به صورت محدود خبریست و نه از آن گنبد و بارگاه اثری.

یکی از جهانگردان غربى به نام ریتر RITER که به فاصله چند ماه از ویرانى این حرم و سایر مقابر و حرم ها، بقیع را دیده، ویرانى آنجا را چنین ترسیم نموده است:

چون وارد بقیع شدم، آنجا را همانند شهرى دیدم که زلزله شدیدی به وقوع پیوسته و به ویرانه اى مبدّلش ساخته است، زیرا در جاى جاى بقیع بجز قطعات سنگ و کلوخ در هم ریخته و خاک ها و زباله هاى روهم انباشته و تیرهاى چوب کهنه و شیشه های درهم شکسته و آجرها و سیمان هاى تکه تکه شده، چیز دیگری نمى توان دید، فقط در بعضى از رهگذرهاى تنگ این قبرستان از میان این زباله ها راه باریکى براى عابرین باز نموده اند. و اما آنچه در کنار دیوار غربى بقیع دیدم، تلى بود از تیرهاى قدیمى و تخته هاى کهنه و سنگ ها و قطعات آهن روى هم انباشته که اینها بخشى از زباله ها و بقایاى مصالح ساختمان هاى ویران شده اى بود که در کنار هم انبار شده بود ولى این ویرانى ها و خرابی ها نه در اثر وقوع زلزله و یا حادثه طبیعی، بلکه با عزم و اراده انسان ها به وجود آمده است و همه آن گنبد و بارگاه هاى زیبا و سفید رنگ که نشانگر قبور فرزندان ویاران پیامبر اسلام بود، با خاک یکسان گردیده است.

او اضافه مى کند: چون براى مشاهده بیشترِ این آثار، که نشانگر قبور مسلمانان صدر اسلام و تاریخ سازان روزگار است، در میان سنگ و کلوخ حرکت مى کردم. از زبان راهنمایم شنیدم که از شدت ناراحتى این جمله ها را آهسته! تکرار مى نمود: استغفراللّه، استغفراللّه. لا حول ولا قوّه اِلا باللّه.

مدارس آیات خلت من تلاوه…

و گویی دعبل خزاعى همان وضع تأسف بار را به نظم در آورده و با شعر خودمجسم کرده است که نویسندگانى مانند ریتر RITETR پس از قرن ها آن را مشاهده و با نثر خود ترسیم نموده اند. و گویى که دعبل قصیده خود را از زبان شیعیان، این ارادتمندان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت در این عصر سروده و از محضر حضرت رضا . ع . به دریافت جایزه نایل گردیده است که مى گوید:

آن خانه ها محل فرا گرفتن آیات قرآنى بود که خالى گشته و محل نزول وحى الهى بود که به بیابان خشک و قفر مبدل شده است.

خانه هاى مردمانى که دیگران به برکت آنان هدایت مى یابند، و در اثر عصمتشان از هر اشتباه و لغزش در امانند.

خانه هایى که جبرئیل امین از سوى خداوند به همراه سلام و برکات او، بر آنها نازل مى شد.

خانه هایى که محل وحى خدا و معدن علم، و راه هاى رشد و روشن او است.

خانه هایى که پى ریزى آنها براى نماز و تقواست و اساس آنها براى روزه و پاکى و نیل به حسنات است.

دیار عفاها جور کل منابذ ولم تعف للایام والسنوات ۳۹

خانه هایى که دست جنایتکار دشمن ویرانشان ساخته، نه گذشت ایام و سنوات و عوامل طبیعی.

پى نوشت:

۱ . وفاء الوفا ج ۳، ص ۹۱۶٫

۲. وفاء الوفا، ج۳، ص ۹۱۶٫

۳. تاریخ الخلفا، ص ۴۲۴٫

۴- قبلاً اشاره گردید که بانى هر سه حرم شریف، مجدالملک براوستانى است.

۵. اخبار المدینه، از انتشارات مکتبه الثقافه، مکه مکرمه، ص ۱۵۳٫

۶. تاج المفرق فى تحلیه علماء مشرق، چاپ مطبعه فضاله، مغرب، ج۱، ص ۲۸۸ و ۲۸۹٫

۷. وفاء الوفا، ج ۳، ص ۹۱۶٫

۸. وى سلطان محمود ثانى سى امین سلطان عثمانی است که در سال ۱۲۲۳ در ۲۴ سالگى به سلطنت رسیده و در سال ۱۲۵۵ ه. . از دنیا رفته است. نک. : قاموس الاعلام ترکی، ج۶، ص ۴۲۲۵٫

۹ . سفر نامه فرهاد میرزا، چاپ مطبوعاتى علمى ۱۳۶۶ ش. تهران، ص ۱۴۱٫

۱۰. همان.

۱۱ . تحفه الحرمین، ص ۲۲۷٫

۱۲ . میرزا محمد حسین فراهانى در سال ۱۲۶۴ ه. . در قریه آهنگران از قراى فراهان متولد گردید، پدرش میرزا مهدی معروف به ملک الکتاب از شعرا و خوشنویسان دوران فتحعلى شاه است.

۱۳. سفر نامه فراهانى (ص ۲۲۸ این کتاب) به کوشش مسعود گلزارى در سال ۱۳۶۲ شمسى چاپ شده است.

۱۴ . اخبار مدینه الرسول، چاپ مکتبه دارالثقافه، مکه مکرمه، ص ۱۵۳٫ همین مطلب در وفاء الوفا، ج ۳، ص ۹۱۶ آمده است.

۱۵. وفاء الوفا، ج۳، ص ۹۱۶٫

۱۶. جمع جنى واحد پول مصر است.

۱۷. تحفه الحرمین، ص۲۵۷٫

۱۸- امین الدوله میرزا على خان در سال ۱۳۱۵ ه. . ق. در اوائل سلطنت مظفرالدین شاه، به نخستوزیرى رسید و در سال ۱۳۱۶ عزل گردید و در سال ۱۳۲۲ ه. . از دنیا رفت. وى در ایجاد رسم الخط جدید (شکسته نستعلیق) و طرز ساده نویسى از سرآمدان زمان خویش به شمار مى آید. نک. : لغتنامه دهخدا. و می توان سفرنامه او را به عنوان نمونه اى از رسم الخط وی، معرفی نمود که در کتابخانه عمومى آیه اللّه العظمى مرعشى قم به شماره ۲۵۳۳۳۷ موجود است.

۱۹. یک کلمه ناخوانا.

۲۰ . یک کلمه ناخوانا.

۲۱ . مرآت الحرمین، ج۱، ص ۴۲۷٫ این کتاب در سال ۱۳۴۳ ه. . در مصر چاپ شده است.

۲۲ . سفرنامه امین الدوله . این سفرنامه شماره صفحه ندارد.

۲۳ . سفر نامه سیف الدوله به تصحیح على اکبر خدا پرست، چاپ ۱۳۶۴ ش. ص ۱۴۳٫

۲۴. منظور وى از وکلا، سران و امراى مدینه است که از طرف حکام عثمانى تعیین مى گردید.

۲۵ . تحفه الحرمین، ص ۲۱۲٫

۲۶ . رحله ابن جبیر . چاپ دارالکتاب اللبنانیه، ص ۱۴۴٫

۲۷ . تاج المفرق فى تحلیه علماء مشرق . چاپ مطبعه فضاله مغرب ج۱، ص ۲۸۹ . ۲۸۸٫

۲۸ . رحله ابن بطوطه، ص ۱۱۹٫ وى این کتاب را در سال ۷۵۷ نوشته است.

۲۹ . وفاء الوفا، ج ۳، ص ۹۱۶٫

۳۰. رحله بتنونی، ص ۲۳۷٫ این کتاب سفر نامه حج سال ۱۳۲۷ ه. . است که در سال ۱۳۲۹ در مصر چاپ شده است.

۳۱ . توصیف مدینه، مجله میقات حج . شماره ۵ ص ۱۱۸٫

۳۲ . سفر نامه فرهاد میرزا چاپ علمی، ص ۱۴۰٫

۳۳ . سفر نامه فراهانی، ص ۲۲۸٫

۳۴ . سفر نامه میرزا حسین فراهانی، ص ۲۲۸٫

۳۵ . تحفه الحرمین، ص ۲۲۷٫

۳۶ . توصیف مدینه . فصلنامه میقات حج، شماره ۵، ص ۱۱۸٫

۳۷ . سفر نامه سیف الدوله، ص ۱۴۳٫

۳۸ . نوشته مخبر السلطنه که  این ضریح را امین السلطنه نصب کرده است از جهاتى قابل تردید است : سفر نامه مخبر السلطنه، ص ۲۷۰٫

۳۹ . شرح تائیه دعبل خزاعى علاّمه مجلسى . رض .

نویسنده : محمد صادق نجمى

منبع:پایگاه اطلاع رسانى وهابیت و ادیان ساختگى