شیعه شناسی » فروع دین » روزه »

تاریخچه روزه در یک نگاه

چکیده

روزه در جامعه بشری دارای تاریخچه ای است که به انواع گوناگون در میان پیروان آدیان مختلف وجود داشته است. حتی در میان مانوی ها، بودایی ها و برهمایی ها نیز روزه از جایگاهی خاصی برخوردار است.  در ادیان الهی مانند مسیحیت و یهودیت رزوه از سوی خداون تشریع شده و در تاریخ این ادیان روزه و کیفیت آن منعکس گردیده و قرآن کریم نیز از آن سخن گفته است.

مقدمه

روزه از عبادات و دستورات الهی است که در تاریخ بشریت، از قدیم بوده و بین بسیاری از امتها و پیروان مذاهب معروف است، چنانچه این معنی در قرآن آمده آنجا که می‌خوانیم: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُم (بقره۱۸۳)

«ای مؤمنان! همانگونه که روزه را بر اقوام پیش از شما واجب کردیم بر شما نیز واجب ساختیم»

گر چه در اینجا در میان مفسران اسلام، نظرات گوناگون است که آیا روزه در میان اقوام پیشین،تنها اختصاص به اهل کتاب (یهود و نصاری) داشت یا در میان سایر امتها و پیروان مذاهب نیز بوده است؟! بعضی از مفسران معتقند که منظور از تشبیه در آیۀ فوق (همانگونه که روزه را بر اقوام پیش از شما واجب) تعیین وقت روزه از لحاظ زمان است.[۱]

ولی معروف بین مفسران و دانشمندان این است که این تشبیه مربوط به اصل روزه دار میان اقوام پیشین نیز واجب بوده است و این آیه کاری به وقت وشرایط آن ندارد.

به هرحال به عقیده اکثر مفسران و دانشمندان، عبادت روزه در میان امتها و پیروان مذاهب و اقوام پیشین بوده است، مانند مصری ها، یونانی ها، رومانی ها و هندی ها و همچنین در میان مذاهب زمینی (ساختگی) نیز بوده است مانند صابئ ها، مانوی ها، برهمائی، بودائی ها، و همچنین در میان مذاهب آسمانی مانند یهودی ها، و مسیحیان وجود داشته است.

در تاریخ آمده است «مصری‌های» پیشین به عنوان پرستش بت خود بنام «لایسیس» روزه می‌گرفتند.

و«یونانی ها» بعنوان عبادت و پرستش بت کشاورزی بنام «ذیمیتر» روزه می‌گرفتند. ومردم «رومانی» به روزه گرفتن زیاد، شهرت داشتند به این ترتیب که‌ آنها چند روز معینی را به عنوان پرستش خدای (ساختگی) خود بنام «لزفس» که همان ستاره مشتری است، وخدای «سیریس ذیمیتر» روزه میگرفتند، ونیز هر زمان که بر آنها بلا وگرفتاری نازل می‌شد بخاطر طلب رحمت ولطف خدا روزه می‌گرفتند.

اما «هندی ها» که در روزه گرفتن غلو می‌کردند چه آنکه آنها همیشه در بیشترروزها،روزه بودند وبخاطر بدست آوردن خشنودی خدایان خودیادوری از غضب آنها یا بخاطر تقرب به درگاه آنها و برای برآمدن نیازهایشان از غذا و آشامیدنی‌ها خودداری می‌نمودند.

روزه صابئی ها، مانوی ها، برهمایی ها و بودایی‌ها

روزه در میان این مذاهب، دستور واجبی بود چنانکه امروز در میان یهود و نصاری معمول و واجب است.

در مورد صابئیها ابن ندیم در بخش نهم کتاب الفهرست خود می‌نویسد: آئین حرانی ها که معروف به صابئی است آئینی است که بر پایه تقدیس ستاره‌ها استوار است، این آدین بر پیروانش سی روز، روزه را واجب می‌کند چه آنکه آنها ماه را برای احترام به کره ماه، روزه می‌گیرند، که ۹ روزه آن را به خاطر احترام و تقدیس پروردگار بخت که به عقیده آنها ستاره مشتری است و ۷ روز آن را بخاطر گرامی داشتن خورشید که به نظر آنها پروردگار نیکیها است، اختصاص می‌دادند.

روزه آنها عبارت است از: خودداری از همه خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها از طلوع خورشید تا غروب آن.

«اما آئین مانوی»، آئینی است که در قرن سوم میلادی در ایران ظاهر شد و مؤسس آن «مانی» در سنه ۲۴۲ میلادی ادعای پیامبری کرد ( و کتابی بنام ارژنگ ارائه داد).

ابن ندیم «الفهرست» می‌نویسد: مانوی‌‌ها دارای انواع بسیاری روزه هستند که به وقتهای مخصوصی از گردش خورشید و ماه اختصاص دارد، هر گاه خورشید وارد قوس شد، و همه قرص ماه روشن گشت دو روز پشت سر هم بی آنکه بین آن افطار کنند، روزه می‌گیرند، و وقتی که ماه (در شب نخست) دیده شد. دو روزه می‌گیرند، سپس اگر قرص ماه روشن شد و خورشید وارد «جدی» گردید، دو روز روزه می‌گیرند، سپس وقتی که ماه دیده شد و خورشید وارد «دلو» گردید و از ماه هشت روز گذشت، سی روز روزه می‌گیرند. و روزه آنها مانند روزه صابئی ها است.

« اما آئین برهمائی»، آئینی است که در هند بوجود آمده و هم اکنون در آنجا پیروان بسیاری دارد . این آئین روزه را در دو روز معتدل ( اول بهار و پاییز) و بر طبقه کاهنین (روحانیان خود) واجب کرده است و پیروان این مذهب در روزهای اول تابستان و اول زمستان و روز اول و چهاردهم از هر ماه قمری و همچنین در وسط گرفتگی خورشید،روزه و عبادت هائی را انجام می‌دهند،وهمچنین روزه‌ای را می‌گیرند که «اوب یاس» نام دارد.

«و اما آئین بودایی»، آئینی است که روزه را از طلوع آفتاب تا غروب در چهار روز از هر ماه قمری واجب کرده است و آن روزها را روزهای «یوبازاتا» نامیده‌اند: و آن روزهای: اول، نهم، پانزدهم و بیست‌و دوم می باشد، همچنان که استراحت کامل در این روزها را واجب نموده است و دست به هر کاری حتی آماده کردن و پختن غذا را برای افطار حرام کرده است، از اینرو روزه‌گیران غذای افطارشان را قبل از طلوع خورشید در هر روز از این روزهای چهارگانه، آماده می‌سازند[۲]

روزه یهود و نصاری

در تورات و انجیل فعلی اثری در مورد وجوب روزه در نزد یهود و نصاری نیست، فقط در این دو کتاب روزه گرفتن مدح و تعریف شده است، ولی یهودیان و مسیحیان، روزهای معینی را در طول سال با اوصاف گوناگونی روزه می‌گیرند.[۳]

یهودی ها، پنج روز از سال را روزه می‌گیرند، یک روز آن را که روز بیست‌و چهارم از ماه هفتم باشد آئینشان بر آنها واجب کرده و چهار روز دیگر را بخاطر یاد بود گرفتاری ها و مصائبی که پس از خراب شدن هیکل اول[۴] بر آنها رو آورد، روزه می‌گیرند پنج روز فوق به ترتیب عبارتند از:

روز ۲۴ ماه هفتم. چنانکه در باب اول اصحاح نهم سفر نحمیا که از اسفار تاریخی تورات است چنین نوشته شده: «در روز بیست‌وچهارم از ماه هفتم بنی‌اسرائیل در حالی که لباس های خشن پوشیده بودند و خود را به خاکستر آلوده نموده بودند در روز روزه برای جشن به گرد هم آمده بودند».

روز نهم از ماه هفتم تز هر سال، که این روز، روز تسلط کلدانیان بر شهر «اورشلیم» است.

روز سوم از ماه هفتم که از حمله و غارت و قتل‌عام بخت‌النصر بر شهر اورشلیم است.

روز دهم از ماه پنجم که روز آتش سوزی هیکل و شهر است.

روز دهم از ماه دهم که روز محاصره اورشلیم است.

و نیز یهودیان انواع روزه‌های مستحبی دیگری به عنوان بزرگداشت و یادبود روزهای مخصوصی مانند روز فوت پیامبران و بزرگانشان چون موسی و هارون و شهیدانشان دارند و یا به عنوان یادبود حوادث دیگری در تاریخشان، روزه‌هائی می‌گیرند که جمعاً به ۲۵ روز می‌رسد[۵]

روزه در نزد یهودیان عبارت از خودداری از خوردن و آشامیدن است.

«اما روزه در کیش نصاری»، از نظر کمیت و کیفیت و شرائط، در میان طوایف مختلف مسیحی فرق دارد.

روزه از نظر فرقه کاتولیکی عبارت از خودداری از خوردن و آشامیدن یک شبانه روز است، مانند روزه روز چهارشنبه به عنوان یادبود خاطره محکومیت حضرت مسیح (بقول خودشان) و روز جمعه که بنا به اعتقادشان روز به دار آویختن حضرت مسیح(علیه السلام) است روزه این دو روزرا واجب نمی‌دانند بلکه مستحب می‌دانند.

اما روزه واجب به نظر آنها همان روزه بزرگی است که قبل از عید تولد حضرت مسیح(علیه السلام) بوده یعنی همان روزی که موسی (علیه السلام) و سپس عیسی و حواریون آن روز را روزه گرفتند.

و در قرن پنجم میلادی کلیسا روزه جدیدی را واجب کرد که عبارت از روزه وقت های ذیل باشد:

۱. روزهای قبل از میلاد مسیح(علیه السلام).

۲.عید عنصره (که به عقیده آنها در چنین روزی روح‌‌‌القدس در شاگردانش حلول کرد.)

۳. عید انتقال حضرت مریم عذرا.

۴. عید همه قدوسیان.

اما روزه کلیسای شرقی روم ارتودکس شرائط سخت تر و قیود بیشتری  نسبت به روزه کلیسای کاتولیکی دارد.

ارامنه و قبطی‌ها و نسطوری‌ها روز چهارشنبه و جمعه از هر هفته را باضافه ده هفته از هر سال را روزه می‌گیرند[۶].

و اما فرقه پروتستانی مسیحی روزه را دستور واجبی نمی‌دانند بلکه شیوه نیکی می‌دانند و آنها در روزه فقط از خوردن خودداری می‌کنند[۷].

تاریخچه روزه در اسلام

وقتی ما دستور روزه را از دیدگاه اسلام بررسی می‌کنیم می‌بینیم روایاتی از طریق اهل تسنن درباره تشریع روزه قبل از وجوب آن در قرآن نقل شده ولی خالی از اختلاف نیستند.

مثلاً روایت شده وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از مکه به مدینه مهاجرت کرد در هر ماهی سه روز روزه می‌گرفت و سه روز را بر مسلمین واجب کرد سپس با فرا رسیدن دستور وجوب روزه ماه رمضان وجوب آن سه روز در هر ماه نسخ گردید.

حتی بعضی از مفسران می‌گویند منظور از روزهای معین در آیه «أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَریضاً...»[۸] همین سه روز است.

از معاذ بن جبل روایت شده که گوید: وجوب روزه تدریجاً ظاهر گردید، و تشریع آن از حالی به حال دیگر انتقال می‌یافت، و روزه سه روز در هر ماه و روز عاشورا، نخستین مراحل روزه در اسلام بود، وقتی که روزه ماه رمضان واجب شد، روزه‌های این ایام نسخ گردیده و مرحله جدیدی در مورد تشریع دستور روزه به پیش آمد[۹].

ولی اگر این روایت را با دقت و بررسی عمیق، وارسی کنیم، می‌بینیم که اولاً روایات بدون سند هستند و ثانیاً اگر روزه‌ای قبل از روزه واجب ماه رمضان، واجب می‌بود، بین مسلمانان متواتر و همگانی می‌شد، چه آنکه روزه عبادت همگانی است و در نتیجه این مطلب بطور تواتر (روایات بسیار و قطع آور) به ما می‌رسد، و در این خصوص بین وجوب یا استحباب این روزها فرقی نیست.

 وثالثاً از روایات مذکور استفاده می‌شود که آن روزه‌ها با فرا رسیدن دستور وجوب روزه ماه رمضان نسخ گردید، روزهای اوّل و پانزدهم و آخر هرماه ، یعنی در هر ماه سه روز ،روزه گرفتن واجب بوده است

در سال دوم هجرت واجب شدن روزه در ماه رمضان به مسلمانان ابلاغ شد. گرچه مسلمانان مى دانستند که روزه، مورد توجه رسول خداست ؛ زیرا آن حضرت در برخى اوقات بغیر از روزهای ذکر شده روزه مى گرفت.

. مرحوم طبرسى در تفسیر مجمع البیان مى نویسد: «در اسلام، در سال دوم هجرت واجب شد و داراى شرایطی بود که بعدا از سوى پروردگار متعال مورد تخفیف قرار گرفته و از مدار وجوب خارج شد.

. صاحب مجمع البیان در ذیل آیه ۱۸۹ سوره بقره مى نویسد: «در آغاز، روزه براى پیران و کسانى که طاقت روزه دارى را ندارند مقرر بوده است که بعدا نسخ گردید. »

. در کتاب تفسیر الصافى ذیل آیه فمن کان منکم مریضا آمده است که : «در امم پیشین، بر خلاف امت اسلام روزه براى مسافران نیز مقرر بوده است .»

آیات وجوب روزه رمضان وساعات روزه

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ  [۱۰]

ماه رمضان ماهى است که قرآن در آن فرو فرستاده شده که راهنماى مردم و دلایلى روشن از هدایت و جدایى (بین حق و باطل) است. پس کسى که در این ماه حاضر باشد (در وطن باشد) باید آن را روزه بدارد، و کسى که بیمار یا در سفر باشد تعدادى از روزهاى دیگر (را به مقدار آنچه فوت شده روزه بدارد). خداوند براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد، و (مى‏خواهد) تا شماره معین (سى روز) را تمام کنید و خدا را به پاس آنکه شما را هدایت نموده تکبیر گویید و بزرگ شمارید، و شاید سپاس گزارید .

.….وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ……. [۱۱]

و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب کنید و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید بامداد از رشته سیاه [شب] بر شما نمودار شود سپس روزه را تا [فرا رسیدن] شب به اتمام رسانید.

چوپان وحجاج

حجاج بن یوسف ثقفى در مسافرت به یمن(براى حکومت آنجا) با جلال و تشریفات مى رفت. هر جا که توقف مى نمود، خیمه حکومتى را بر پا مى کردند و آشپزها مشغول پختن غذا مى شدند.

در یکى از توقّف گاه ها هوا درون خیمه خیلى گرم بود و براى این که هوا خنک شود، دو طرف خیمه را بالا زدند. موقع غذا سفره را پهن کردند و انواع حلویات و شیرینى ها و خوراکى ها و پختنى ها را آماده نمودند.

حجاج وقتى مى خواست شروع به خوردن کند، از دور چوپان جوانى را دید که مشغول چراندن گوسفندانش بود و در اثر گرماى شدید، سرش را زیر شکم گوسفندى پنهان کرده بود تا در سایه آن قدرى از حرارت و سوزش آفتاب در امان باشد. ولى آفتاب بقیه بدنش را مى سوزاند.

حجاج که از درون خیمه این منظره را مى دید متأثر شد و به غلامانش گفت: بروید آن چوپان را بیاورید.

رفتند که چوپان را بیاورند. هر چه مى گفت: من کارى به امیر ندارم … امیر کیست؟ مى گفتند: دستور حاکم است.

بالأخره چوپان بیچاره را به زور نزد حجاج آوردند.

حجاج به او گفت: از دور دیدم که گرمازده و ناراحتى. متأثر شدم و گفتم که بیایى زیر سایه خیمه استراحت کنى.

گفت: نمى توانم بنشینم.

پرسید: چرا؟

گفت: من أجیرم و مأمور حفظ این گوسفندان هستم. چطور زیر سایه خیمه بیایم؟ باید بروم گوسفندان را بچرانم.

حجاج گفت: پس بنشین چیزى بخور و بعد برو.

چوپان گفت: نمى خورم.

پرسید: چرا نمى خورى؟

گفت: جاى دیگر وعده دارم.

حجاج پرسید: جاى دیگر؟ مگر بهتر از اینجا هم جایى هست؟

چوپان گفت: بله.

حجاج گفت: مگر بهتر از طعام سلطنتى هم غذایى هست؟

گفت:بله! خیلى بهتر!

پرسید: میهمان چه کسى هستى؟

گفت: میهمان ربّ العالمین. من روزه هستم و روزه دار میهمان خداست.

این جوان یک چوپان بیابانى بود، امّا خدا به او معرفت و ایمان داده بود.

او طورى جواب داد و حجاج را ساکت کرد که نتوانست حرفى بزند.

حجاج بالأخره گفت: خیلى خوب، روز زیاد است. امروز بخور و فردا به جایش روزه بگیر.

چوپان گفت: قبول; به شرطى که به من سندى بدهى که فردا هستم تا روزه بگیرم. از کجا معلوم که من فردا زنده باشم؟

حجاجِ جاهل بالأخره وقتى دید نمى تواند در برابر مجسمه علم و ایمان بایستد و جوابش را بدهد، گفت: این حرف ها را کنار بگذار. دیگر چنین غذاى لذیذ و طیّبى کجا نصیب تو مى شود؟ چرا این قدر به روزى خودت پشت پا مى زنى؟

چوپان گفت: حجاج آیا تو آن را طیّب کردى؟ اگر پاک و حلال باشد نان جو هم شیرین است و لذّت دارد و اگر پاک و حلال نباشد بهترین غذا هم زهرمار است. [۱۲]

تازه مسلمان لبنانى

علامه بزرگ سیّد شرف الدّین جبل عاملى صاحب کتاب «المراجعات» مى گوید: یکى از مسیحیان ثروتمند لبنان نزدم آمد و گفت: مى خواهم مسلمان شوم، وظیفه ام چیست؟

گفتم: دو رکعت نماز صبح بخوان و سه رکعت نماز مغرب.

گفت: مسلمانان هفده رکعت نماز مى خوانند!

گفتم: مسلمانى آنها یک مقدار قوى شده است، از این رو پیامبر اسلام براى تازه مسلمانان، بنابر نقل تواریخ، دو رکعت نماز صبح و سه رکعت نماز مغرب مى خواندند، اکنون که شما مسلمان شده اید، همین اعمال را انجام بدهید کافى است.

کم کم این شخص تازه مسلمان، قوى شد، و به مساجد مى رفت و مانند سایر مسلمانان، نمازهاى پنجگانه را به جا مى آورد.

تا اینکه ماه رمضان فرارسید، ایشان سراسیمه نزد من آمد و گفت: آیا من هم باید روزه بگیرم؟

گفتم: خیر، روزه مربوط به کهنه مسلمان ها است، مسلمانان صدر اسلام، پس از مدّت طولانى که از بعثت پیامبر گذشت، به روزه گرفتن مأمور شدند.

گفت: مى خواهم روزه بگیرم.

گفتم: هر اندازه که آمادگى دارى روزه بگیر.

همین روش باعث گردید که در سال دوّم، تمام ماه رمضان را روزه گرفت، و اکنون او از مسلمانان نیرومند لبنان است، نماز شبش ترک نمى شود، و مهمترین بودجه ها و کمبودهاى مالى جنوب لبنان (مرکز شیعه نشین) را او تأمین مى کند.

آرى هنگامى که پیامبر معاذبن جبل را براى ارشاد مردم، به یمن فرستاد به او فرمود: یا معاذ بشر و لاتنفر، یسر و لاتعسر.

«اى معاذ! با بشارت و چهره شاد و گشاد با مردم روبرو شو، (و کارى را که موجب فرار مردم از اسلام گردد انجام نده) آسان بگیر و سخت نگیر»[۱۳]

امام على علیه السلام فرمود:

صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن. [۱۴]

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.

روزه داری زن حامله

ام سلمه خدمت پیامبر رسید و عرض کرد: همه افتخارات نصیب مردان شده و زنان بیچاره چه سهمى از این افتخارات دارند. پیامبر فرمود: زنان هم افتخارات فراوانى دارند، چون هنگامى که زن باردار مى شود در تمام طول مدت حمل به منزله روزه دار و شب زنده دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است، و هنگامى که وضع حمل مى کند، آنقدر خدا به او پاداش مى دهد که هیچکس حدّ آن را از عظمت نمى داند، و هنگامى که فرزندش را شیر مى دهد در برابر هر مکیدنى از سوى کودک، خداوند پاداش آزاد کردن برده اى از فرزندان اسماعیل را به او مى دهد، و هنگامى که دوران شیرخوارگى کودک تمام شد، یکى از فرشتگان بزرگوار خداوند بر پهلوى او مى زند و مى گوید: برنامه اعمال خود را از نو آغاز کن، چرا که خداوند همه گناهان تو را بخشیده است. [۱۵]

روزه بانوى بداخلاق

عصر رسول خدا بود. بانوى مسلمانى همواره روزه مى گرفت و به نماز اهمیّت بسیار مى داد. حتّى شب را با عبادت و مناجات بسر مى برد ولى بداخلاق بود و با زبان خود همسایگانش را مى آزرد. شخصى به محضر رسول خدا آمد و عرض کرد: «فلان بانو همواره روزه مى گیرد و شب زنده دارى مى کند، ولى بداخلاق است و با نیش زبانش همسایگان را مى آزارد.»

رسول اکرم فرمود: لا خیر فیها هى من اهل النّار

«در چنین زنى خیرى نیست و او اهل دوزخ است.» [۱۶]

برگرفته از جلد ۷ .کتاب ۲۸ جلدی « فرهنگ زندگی » از آثار حجت الاسلام والمسلمین سید جواد نورموسوی

  پی نوشتها

[۱] . یعنی زمان روزه، مانند زمان روزه اقوام قبل است.

[۲]. مشروح این مطلب را در کتاب «الصیام فی القرآن» محمد دسوقی از ص۱۰ تا ۲۱ مطالعه کنید.

[۳]. المیزان ج۲ ص۵٫

[۴] . محل مراسم قربانی در کنیسه.

[۵] . الصوم و الاضحیه دکتر علی‌عبد‌الواحد و افی ص.۳۴٫

[۶] . دائره المعارف بستانی ج۱۱ ص۷۰٫

[۷] . مجله النجف سال۵ شماره۵ ص۳۷ (مقاله محمد بحرالعلوم).

[۸].سوره بقره. ۱۸۴٫

[۹]. المنتخب من‌السنه ج۵ ص۱۲٫

[۱۰] . سوره بقره ، آیه ۱۸۵٫

[۱۱] . سوره بقره ، آیه ۱۸۶٫

۸۳. آدابى از قرآن.

[۱۳] . مجله حوزه، شماره ۳۹، ص ۴۸ و ۴۹٫ سیره ابن هشام، ج ۴، ص ۲۳۷

[۱۴] . غرر الحکم، ج ۱، ص ۴۱۷، ح ۸۰

[۱۵] . داستان هاى تفسیر نمونه، ص ۲۹۰٫

[۱۶] . بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۹۴٫

منبع: خبرگزاری شبستان