تاريخ كوفه از منظر يك مستشرق فرانسوي

اين كتاب ترجمه فارسي اثري است از ماسينيون كه توسط «تقي محمد المصعبي» به عربي ترجمه و بر آن تعليقاتي اضافه شده و پس از آن «كامل سلمان ‌الجبوري» شرح و تعليقاتي ديگر بر آن افزوده است.

ماسينيون اين متن را با تاسيس كوفه شروع كرده و سپس از راه‌ها، مقابر، محلات، نقشه اقتصادي شهر، دارالاماره، ميدان، مسجد جامع و ديگر مساجد كوفه، محله مشهور كناسه، نجف و مزار امام علي(ع) سخن گفته است.

كوفه روبه‌‌روي حيره واقع شده است، جايي كه دماغه‌اي از شن به صورت عمودي به فرات نزديك مي‌شود.

بين زميني هموار و آبگير در مشرق و زميني خشك و پست كه در مغرب آن قرار گرفته است.

اينجا بر كرانه صحرا، پستي ديده‌باني براي نگهباني از پل زوارق قرار دارد.

اين پل كه بر روي رودخانه فرات بسته است، پيشتر به جاده تيسفون منتهي مي‌ شده و امروزه به جاده بغداد متصل است.

پيش از تاسيس كوفه، حيره پايتخت لخميان بود كه مدت سه قرن تحت حمايت ايرانيان بودند.

با وجود اين، اين شهر تنها شهري بياباني و پيوسته محلي براي مبادله كالا ميان دست‌ نشاندگان و ماموران دولت ايران از يك سو و شترداران بزرگ باديه‌ نشين از سوي ديگر بود.

همان گونه كه محل تلاقي و ارتباط مسيحيان متعصب شهرها و قريه‌ هاي آرامي و عشيره‌ هاي كوچك گوسفند چراني بود كه به رفت و آمد به آنجا خو گرفته بودند.

كوفه از حيره به فرات نزديك‌ تر و بر پلي مسلط بوده كه پيوسته برپا بوده است تا دسترسي به راه بازرگاني بزرگي كه نقاط دوردست آسيا را به دورترين نقطه يمن وصل مي‌ كرده، ممكن باشد.

پيش از اسلام، نام‌ هاي اين مكان بر پايه شبكه‌ بندي نهرها و زمين‌ هاي مساحي شده از دوران‌ هاي بسيار قديم انتخاب شده بودند.

(ايراني‌ها در دوره ساساني، اسامي تقسيمات كشوري‌ شان را اين‌گونه انتخاب مي‌ كردند).

كوفه در قرن چهارم هجري، شهر مركزي يكي از استان‌هاي شش‌ گانه عراق شد كه توابع آن عبارت بودند از:

بابل و عين‌التمر (مناطق ۲-۱ و ۶-۵ از استان دهم) سورا و النيل (مناطق شماره ۲ و ۴ از استان يازدهم) و در دوره عثماني به منطقه‌اي ساده از ناحيه نجف (استان كربلا) تنزل يافت و اكنون نيز در تقسيمات كشوري عراق، همين موقعيت را دارد.

جز اينكه استان كربلا را كه پيشتر سنجق كربلا مي‌ گفتند، اكنون لواء كربلا مي‌ نامند.

لويي ماسنيون ـ‌مستشرق مشهور فرانسوي‌ ـ كه در ميان شرق‌ شناسان او را با كساني مانند «نولدكه» و «گولدزيهر» مقايسه كرده‌اند، در پاريس به دنيا آمد.

پدرش فرناند ماسينيون پس از آنكه در طب به تحصيل پرداخته بود، آن را رها كرده و به هنر روي آورد.

او در پيكر تراشي و به ويژه قلم‌زني روي گچ مهارت داشت.

برخي معتقدند پيشه پدر بر بينش پسر نيز تاثير گذاشت.

ماسينيون در سال ۱۹۰۰ ميلادي، ديپلم ادبيات و فلسفه و يك سال بعد ديپلم رياضيات گرفت.

وي همچنين در مدرسه ملي زبان‌هاي زنده شرقي، عربي آموخت.

در سال ۱۹۰۱ ميلادي سفر كوتاهي به الجزاير كرد.

در سال ۱۹۰۴ ميلادي به مراكش سفر كرد و تحقيقي مختصر درباره آنجا نوشت و با ارائه آن موفق به اخذ ديپلم تحقيقات عالي در بخش علوم ديني از دانشگاه سوربن شد.

او از همين سال‌ ها شرق‌ شناسي را شروع كرد.

در سال ۱۹۰۵ ميلادي در چهاردهمين كنفرانس جهاني خاورشناسان كه در الجزاير بر پا بود، شركت كرد و با برخي شرق‌ شناسان بزرگ از جمله گولدزيهر آشنا شد.

يك سال بعد دانشجوي مركز فرانسوي آثار شرقي در مصر شد و به مصر رفت و در آنجا به تحقيق پرداخت.

در همين سال‌ ها آثاري نيز منتشر كرد كه از آن جمله مي‌توان به تصويري از جغرافياي مغرب در ۱۵ سال اول قرن شانزدهم، راه فاس و مراكش پس از فتح عربي اشاره كرد.

در سال ۱۹۰۷ ميلادي به واسطه اشعار عطار با حلاج آشنا شد و اين آشنايي تا پايان عمر و تحقيق در شرح حال و آثار و افكار اين عارف مشهور تاريخ اسلام را به يكي از فعاليت‌هاي اصلي او تبديل كرد.

طي سال‌هاي ۸-۱۹۰۷ مامور انجام تحقيقاتي باستان‌شناسي در عراق شد.

او در بغداد ميهمان خانواده مشهور آلوسي شد و در ابنيه و آرامگاه‌ هاي عراق به خصوص در جنوب اين كشور پژوهش‌ هايي صورت داد.

از جمله به ديدن قريه سلمان پاك رفت، كوفه و بصره قديم را كاوش و كاخ اخيضر را كشف كرد.

نتيجه كاوش‌ هاي باستان‌ شناسانه او در كتابي دو جلدي با عنوان Mission en Mesopotamie (ماموريت در بين‌ النهرين) منتشر شد.

او در سال ۱۹۱۰ ميلادي مقالاتي با عناوين: «كوچ مردگان در بغداد»، «المحمره»، «جنگ اخير بين رفاعيه و قادريه»، «حج مردمي در بغداد» و تحقيقاتي درباره نسخه‌هاي خطي در بغداد منتشر كرد.

ماسينيون درباره فرقه‌ هاي شيعي، آثاري قابل توجه دارد.

از آن جمله است: فهرستي از منابع درباره فرقه نصيريه، فهرست منابع درباره قرامطه و خانواده بني‌ فرات.

او تحقيقاتي نيز درباره حضرت زهرا (س) منتشر كرد.

اثري نيز تحت عنوان «مباهله در مدينه» به رشته تحرير درآورد.

يكي از مشهورترين كارهاي او در اين باب كتاب «سلمان پاك» و «نخستين شكوفه‌ هاي معنويت اسلام ايران» است.

ماسينيون به موضوع اصحاب كهف نيز توجه و نوشته‌ هايي در اين باب منتشر كرد.

آخرين اثر او مقاله‌اي تحت عنوان ابرهاي ماژلان و اكتشاف آنها توسط اعراب بود.

وي طي سال‌ ها فعاليت در كالج دو فرانس، خطابه‌ هايي بسيار درباره اوضاع و نظامات اجتماعي اسلام و مسلمانان ايراد كرد كه متاسفانه هيچ‌ كدام تدوين نشدند.

شمار آثار ماسينيون را بالغ بر ۶۵۰ عنوان تاليف، ترجمه، مقاله، خطابه و… دانسته‌اند.

او عضو مجامع علمي مهمي از جمله جمعيت آسيايي، مجمع‌ اللغوي مصر و مجمع العلمي ‌العربي دمشق بود.

ماسينيون در ايران بيشتر به واسطه دكتر علي شريعتي كه مدتي را نزد او شاگردي كرده بود، مي‌شناسند.

از وي تاكنون دو اثر به فارسي ترجمه شده است: سلمان پاك و نخستين شكوفه‌ هاي معنويت اسلام ايران، كه دكتر شريعتي آن را ترجمه و منتشر كرد و قوس زندگي منصور حلاج كه به وسيله عبد الغفور روان‌ فرهادي ـ‌ نويسنده افغاني كه او نيز شاگرد ماسينيون بوده‌ ـ به فارسي برگردانده شده است.

اين كتاب با مقدمه مختصري از مرحوم حسين خديوجم به چاپ رسيده است.

لويي ماسنيون، علاوه بر مراجعه به متون و منابع مكتوب، طي دو سفر به كوفه، از آثار باقي‌ مانده در اين شهر بازديد كرده و در عراق به حفاري‌هاي باستان‌شناسي دست زده است.

يكي از دلايل اهميت اين كتاب، قدمت تاليف آن نسبت به كتاب‌ هايي است كه در دوره‌ هاي اخير درباره كوفه نوشته شده‌اند.

كتاب حاضر، براي دانشجويان رشته تاريخ و تمدن ملل اسلامي در مقطع كارشناسي و كارشناسي‌ ارشد به عنوان منبع كمك درسي براي درس جغرافياي تاريخي تدوين شده است.

همچنين قابل استفاده محققان و پژوهشگران رشته تاريخ و تاريخ اسلام نيز هست.

در انتهاي اين اثر، علاوه بر نمايه‌‌ اي از اعلام، اماكن، قبايل، فرق و گروه‌ ها و چند نقشه و تصوير از موقعيت كوفه (قديم و جديد) نيز درج شده است.

چاپ نخست كتاب «جغرافياي تاريخي كوفه» در شمارگان ۲۰۰۰ نسخه، ۱۲۶ صفحه و بهاي ۱۴۰۰۰ ريال راهي بازار نشر شد.

منبع: سايت حج