تاثير انديشه« فرزندآوري» والدين بر شکل گيري شخصيت کودک

يکي از اولين مسائلي که پس از شروع زندگي مشترک ذهن بسياري از زوج ها را درگير مي کند، فرزندآوري است. زوج ها به خوبي مي دانند که وقتي پدر و مادر شدند، بايد بيشتر وقت خود رابه فرزند و مسائل تربيتي او اختصاص دهند. بنابراين در بيشتر موارد چندسالي صبر مي کنند تا تکليف زندگي شان روش تر شود اما درباره فرزندآوري جست وجو و تحقيق کافي نمي کنند.

اين در حالي است که حتي چگونگي انديشيدن به فرزندي که هنوز نيامده روي شخصيت کودک تاثير مي گذارد. از اين رو نحوه انديشيدن درباره فرزند و فرزندآوري اهميت زيادي دارد. اگر به اين موضوع علاقه مند شده ايد، ادامه مطلب را مطالعه کنيد.فلسفه ذهني ورواني که به واسطه آن افراد به داشتن فرزند تمايل پيدا مي کنند، همان انديشه فرزندآوري است.

اين ذهنيت از آن جا اهميت دارد که اولين گام والدين در پرورش و تربيت کودک محسوب مي شود و چنان که در دين اسلام و روايات هم تاکيد شده است، والدين بايد با انديشه سالم و ذهن پاک به فرزندآوري اقدام کنند. والدين به طور ناخودآگاه طبق فلسفه اي که از فرزندآوري در ذهن دارند، براي کودک وقت مي گذارند، حساسيت نشان مي دهند، تنبيه و تشويق مي کنند، براي آموزش او تلاش مي کنند، از او انتظار دارند و غيره.

در واقع اين انديشه، شاکله تمام برخوردها و رفتارهاي ما با کودک است و داشتن انديشه تک بعدي، ناقص يا ناکارآمد بر تربيت و پرورش کودک تاثير مستقيم مي گذارد. البته اين نکته از ناب ترين، پيچيده ترين و اساسي ترين مواردي است که در حال حاضر در زمينه مهارت هاي فرزندپروري مطرح شده است.

حامد سيامکي خبوشان کارشناس ارشد روان شناسي باليني و عضو سازمان نظام مشاوره و روان شناسي با بيان اين مقدمه به خراسان مي گويد: وقتي والدين به قصد داشتن دختر يا پسر اقدام به فرزندآوري مي کنند، در واقع خشت تربيت کودک را از همان آغاز کج گذاشته اند زيرا اگر جنسي که مي خواستند به دنيا بيايد نسبت به او ذهنيت دردانه بودن و يکي بودن دارند و تربيت صحيحي را پايه ريزي نمي کنند.

نتايج تحقيقات نشان مي دهد تصميم والدين براي به دنيا آوردن جنس خاص ممکن است باعث شود کودک در آينده فرد وابسته، بي اراده، پرتوقع ، با آستانه تحمل پايين، حساس و زودرنج بار بيايد و اگر جنسيت فرزند مطابق انديشه والدين نباشد، تنش والدين در مواجهه با ناکامي خود ناخواسته از همان دوران بارداري به وي منتقل مي شود.

اين کودکان گرايش بيشتري به پرخاشگري و لجبازي دارند و در عين استقلال احساس طردشدگي دارند و انزواطلب هستند.گاهي والدين به علت افزايش سن اقدام به فرزندآوري مي کنند. اين انديشه باعث مي شود در آينده والدين نتوانند رابطه خوبي با فرزندان خود برقرار کنند. اين افراد ممکن است در آينده احساس طفيلي و تحميلي بودن را در ناخودآگاه خود داشته باشند و به راحتي به ديگران اعتماد نمي کنند و دايم به دنبال جلب نظر و حمايت ديگران هستند و به راضي نگه داشتن ديگران فکر مي کنند.

سيامکي خبوشان فرزندآوري براي تنها نبودن فرزند اول و يا براي ممانعت از طلاق را از ديگر دلايل والدين براي فرزنددار شدن ذکر مي کند و مي گويد: گاهي درخواست هاي ديگران و اصرار خانواده ها، جفت بودن جنسيت فرزندان، رسيدن به جنسيت خاص، ايجاد تنوع و شادابي در زندگي و پرکردن وقت همسر علت فرزندآوري والدين است.

خوب است بدانيد حتي تفاوت انديشه فرزندآوري بين پدر ومادر تاثير بدي روي کودک مي گذارد. بنابراين قبل از هر چيز والدين بايد درباره فرزندآوري به درستي فکر کنند و در اين باره هماهنگي داشته باشند.

حال سوالي که پيش مي آيد اين است که انديشه معقول فرزندآوري چيست. پاسخ به اين سوال البته دشوار است اما مي توان به نکاتي اشاره کرد.

پنگاه چند بعدي به فرزندآوري، آماده سازي شرايط جسماني و رواني و اقتصادي خانواده، هماهنگي و ايجاد چارچوب واحد تربيتي بين همسران، کسب اطلاعات درباره مراحل رشدي و اقدام به مشاوره براي کسب اطلاعات مفيد و موثق در اين باره چند راهکار اساسي است که به همسران پيشنهاد مي شود والدين بايد بدانند که تولد يک فرزند سالم، در واقع توليد نسل سالم است و به همين دليل است که فرزندآوري تا اين حد مهم و حياتي تلقي مي شود. در واقع تاکيد ما نه روي يک شخص بلکه روي نسل سالمي است که قرار است درآينده جامعه را تشکيل دهد.

واقعيت اين است که متاسفانه بعضي از والدين نه با تفکر صحيح و هدف زيربنايي بلکه بر اساس تفکرات تک بعدي درباره يک جنس و يا تعصباتي که در اين باره دارند، اقدام به فرزندآوري مي کنند.

وي با اشاره به اين که در مواردي فرزندي که براي تنها نماندن خواهر يا برادر بزرگ ترش به دنيا آمده است همواره احساس طفيلي بودن مي کند، مي گويد: اين افراد ممکن است با وجود داشتن تمام امکانات و زندگي خوب هرگز راضي نشوند و علت آن نگرش نادرست والدين به وي از دوران کودکي و حتي قبل از آن است. او نمي تواند به ديگران عشق بورزد و احساس تعلق داشته باشد و همواره احساس طردشدگي و انزوا مي کند.

در برخي موارد واکنش والدين در برابر فرزند نوجوانشان و بيان اين جملات که «ما زحمت زيادي براي تو کشيديم»، «به سختي تو را بزرگ کرديم» و يا «تو يک فرزند ناخواسته بودي اما تو را دوست داشتيم» به شدت اعتماد به نفس وي را خدشه دار مي کند و تاثير منفي شديدي روي ديدگاه وي به زندگي مي گذارد.

والدين بايد از خود بپرسند اظهار ناخواسته بودن فرزند چه تاثيري روي خود و فرزندشان مي گذارد. بنابراين مديريت و کنترل احساس و هيجان والدين به ويژه مادر بسيار ضروري است و بهتر است والدين در اين باره با هم هماهنگ باشند.

منبع خراسان نیوز