بى نهایت بودن اجر و پاداش برخى اعمال

این خودش به طورکلى یک حسابى است که چطور مى شود اجر و پاداشى بى نهایت باشد و یا اجر و پاداشى محدود باشد. انسان گاهى یک عمل فردى انجام مى دهد، فقط خودش است و براى خودش. این عمل به همان جا کارش تمام مى شود. بسیارى از مردم وقتى که بمیرند دفتر عملشان هم با خودشان بسته مى شود: «اذا مات ابن ادم انقطع عنه عمله» فرزند آدم که بمیرد عملش از او بریده مى شود، یعنى دفتر عملش بکلى بسته مى شود «الا عن ثلاث» مگر از سه چیز (در واقع سه گروه مردم):

” صدقه جاریه ” کار خیرى انجام بدهد که بعد از مردن او هم آن کار خیر جریان دارد. براى خدا مدرسه اى یا مسجدى و یا درمانگاهى تاسیس مى کند، هر کار خیری، که بعد از مردنش خودش رفته است ولى کارش دارد کار مى کند، پس اجرش تا آن هست قطع نمى شود.

“او ورقه علم ینتفع بها ” یک برگ دانش مفید (گفته اند یک برگ حداقل است، چون یک کتاب مشتمل بر برگهاى متعدد است)، اگر از کسى فقط به اندازه یک ورق دانش بماند که بعد از او مردم منتفع شوند، تا این برگ دانش و کتاب و ورقه وجود دارد و تا مردم از آن استفاده می کنند اجر این آدم قطع نمى شود.

“او ولد صالح یستغفر له ” فرزند صالحى را به دنیا آورده و تربیت کرده که بعد از او براى او استغفار مى کند ( یا به موجب روایات، منحصر به استغفار نیست، بعد از او کار خیری انجام مى دهد ).

در حدیث است: عیسى بن مریم از قبرستانى مى گذشت، با چشم غیبى و ملکوتى احساس کرد که شخصى معذب است. بار دیگر از آنجا گذشت و دید عذاب از او برداشته شده است. از خدای متعال رازش را خواست، به او گفتند این فرزندى از خود باقى گذاشته است که او در این خلال «اوى یتیما و اصلح طریقا» دو کار خیر کرد، یکى اینکه یتیم و بی پناهى را جا داد، دیگر اینکه راهى را اصلاح کرد، یک راه خرابه اى بود که مردم ناراحت بودند، جاده و راهى را اصلاح کرد، خداوند به موجب عمل فرزندش به این شخص پاداش داد که آن فرزند را او این طور ساخته بوده است.

وقتی که یک انسان عادى مثلا کسى که یک کتاب مفید تالیف کرده است که سالها در میان مردم باقى مى ماند هنوز نزد خدا دفترش باز است، به یقین پیغمبر که نه یک نفر، نه دو نفر، نه هزار نفر، نه یک میلیون نفر، نه صد میلیون نفر، نه یک قرن و نه دو قرن سرچشمه تمام خیرات و برکات است، از او قطع شدن «اجر» معنى ندارد، تا دنیا دنیاست اجر و پاداش دارد. آن وقت انسان اجر دارد که کار او از روى کمال عقل و دانایى و اختیار باشد، چون شرط تکلیف این است که انسان عاقل و مختار و با اراده باشد (و بالغ بودن که یک امر مفروض و مسلمى است).

کارهایی که داراى اجر هستند

این سوال مطرح است که آیا کارهایى که ناآگاهانه در طریق رضاى خداست ولى آگاهانه چنین نیست اجر دارد یا نه؟ مثلا یک خداپرست ممکن است چنین کارى بکند چنانچه حاتم طایى و امثال او مى کردند. ما احادیث زیادی در این زمینه داریم درباره کافرانى که چنین کارهایى کرده اند. از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله وسلم یا ائمه علیه السلام سؤال کرده اند آیا اینگونه کارها نزد خدا بى اجر است؟ جواب داده اند: نه، بى اجر هم نیست. درست است که عمده اجرها مال کارهاى آگاهانه انسان است، ولی اینکه انسان به حس اخلاقى خودش پاسخ میدهد، حس اخلاقی حسى جدا از حس خداشناسى نیست.

منبع:کتاب آشنایى با قرآن ۸ صفحه ۲۴۶ تا ۲۴۷