بى تناسبى در مقابل عدل

بى تناسبى در مقابل عدل
نقطه مقابل عدل به معنى تناسب و تعادل، بى تناسبى است نه ظلم. بسيارى از کسانى که خواسته اند به اشکالات مربوط به عدل الهى از نظر تبعيضها، تفاوتها و بديها جواب بدهند، به جاى آنکه مسأله را از نظر عدل و ظلم طرح کنند از نظر تناسب و عدم تناسب طرح کرده اند و به اين جهت قناعت کرده اند که همه اين تبعيضها و تفاوتها و بديها از نظر نظام کلى عالم لازم و ضرورى است. شک نيست که از نظر نظام عالم، و از نظر تناسب ضرورى در مجموعه ساختمان جهان، وجود آنچه هست ضرورى است، ولى اين مطلب جواب شبهه ظلم را نمى دهد.
بحث عدل به معنى تناسب، در مقابل بى تناسبى، از نظر کل و مجموع نظام عالم است، ولى بحث عدل در مقابل ظلم، از نظر هر فرد و هر جزء مجزا از اجزاء ديگر است. در عدل به مفهوم اول، ” مصلحت ” کل مطرح است و در عدل به مفهوم دوم، مسأله حق فرد مطرح است. لهذا اشکال کننده بر مى گردد و مى گويد: من منکر اصل تناسب در کل جهان نيستم، ولى مى گويم رعايت اين تناسب، خواه نا خواه مستلزم برخى تبعيضها مى گردد، آن تبعيضها از نظر کل، روا است و از نظر جزء، ناروا است.
عدل به معنى تناسب و توازن، از شؤون حکيم بودن و عليم بودن خداوند است. خداوند عليم و حکيم به مقتضاى علم شامل و حکمت عام خود مى داند که براى ساختمان هر چيزى، از هر چيزي چه اندازه لازم و ضرورى است و همان اندازه در آن قرار مى دهد.
منبع :عدل الهى ص 67