بوسیدن عَلم امام حسین

پرسش:

وهابیت بوسیدن علم امام حسین (علیه السلام) را تحریم کرده اند. لطفا از منابع اهل سنت و تشیع جواب این شبهه را بدهید؟

پاسخ:

وهابیت فرقه ای است که عقاید آن مورد تایید مسلمانان اعم از شیعه و سنی نمی باشد مبدع و پدید‌ آورنده اصلی عقاید وهابیت احمدبن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه است که در سال (۶۶۱ ق) در شهر حران یکی از شهرهای سوریه فعلی متولد گردید.(۱) در برابر آراء و نظریات ابداع شده ابن تیمیه، علماء بزرگ اسلامی اعم از شیعه و سنی هم عصر او آرام ننشسته و کتاب‌های زیادی را در ردّ عقاید او نوشته‌اند. ابن بطوطه،‌عبدالله بن سعد یافعی، تقی الدین سبکی، ابن حجر مکی، قاضی احنافی هر کدام به ترتیب کتاب‌های بنام تحفه النظار، مرآت الجنان، شفاء السقام فی زیاره خیر الانام، جوهر المنظم فی زیاره قبر النبی المکرم و المقاله المرضیه در ردّ عقاید ابن تیمیه نوشته و هم چنین ابوحیان اندلسی، کمال الدین زملکانی، ‌ابوبکر الحصینی، ابن حجر عسقلانی، شیخ موسوی عبدالعظیم هندی، حافظ ذهبی، هر کدام به سهم خود عقاید و نظرات ابن تیمیه را مردود شمرده و منافات و تضاد آراء او را با اسلام به اثبات رسانده‌اند.(۲) و بالاخره علمأ اهل سنت به خصوص علماء شافعی و مالکی مخالفت‌شان را با ابن تیمیه از حوزه نظر به حوزه عمل برده و چندین بار او را راهی زندان حکام وقت نموده که در سال ۷۲۸ قمری در زندان می‌میرد.(۳)
محمد بن عبدالوهاب موسس فرقه وهابیت بر مبنای اندیشه و افکار ابن تیمیه این فرقه را بر علیه همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی در قرن دوازدهم قمری به وجود آورد.
مبنای اصلی این فرقه بر مسئله توحید در عبادت دور میزند. وهابی‌ها با داخل نمودن امور متعددی در معنای عبادت، دایره توحید در عبادت را آن قدر ضیق کرده‌اند که امکان عملی بر طبق آنرا باقی نگذاشته است و در مقام عمل حتی خود آنان هم نمی‌توانند از موحّدین در عبادت به شمار آیند. ابن تیمیه می‌گوید: عبادت اسم جامعی است برای هر چه که خداوند آن را دوست‌ داشته و می‌پسندد و این چیز می‌تواند در قالب گفتار باشد و می‌تواند به شکل عمل باطنی، و ظاهری مثل نماز، زکات، روزه و حج، راستگویی، اداء امانت، صله ارحام از انسان صادر گردد.(۴) آنان هر عملی را که حاکی از احترام و تعظیم غیر خدا باشد موجب شرک و کفر می‌دانند و لذا به پیروی از این عقیده، شفاعت، توسل، تبرک زیارت قبور انبیاء و اولیاء و احترام به ارواح آنان، فرستادن صلوات با صدای بلند بر پیامبر اسلام خصوصاً در کنار قبر آن حضرت، جشن و شادی در میلادهای پیامبر و ائمه ـ علیهم السّلام ـ سوگواری در روزهای وفات و شهادت آنان و ساختن قبّه بر قبور مبارک آنان و هر چیز دیگری که از احترام، ‌تعظیم و تقدس آنها چه در عمل و چه در قول حکایت کند به اعتقاد وهابیت حرام و غیرمشروع بوده و اعتقاد به این امور و عمل به آنها را باعث شرک و کفر می‌دانند. وهابی‌ها دقیقاً بر خلاف آیات قرآنی و روایات نبوی و سیره اصحاب و مسلمین و حکم عقل قدم برداشته و عبادت را بر طبق خواست و میل خودشان طوری تفسیر کرده‌اند که نه تنها راه و طریق بسوی اسلام را مسدود نموده‌اند، بلکه خط بطلان بر دین مبین اسلام کشیده و امکان مسلمان شدن را از هر کسی گرفته‌اند.
وهابیت با همین مبنا بوسیدن علم امام حسین (علیه السلام) و هر چیزی که منسوب به امامان و اهل بیت باشند، را تحریم کرده است. و آن را یا به گمان خود شان مصداق عبادت خدا گرفته که این گمان دلیل بر جهل و نادانی آنها نسبت به عبادت می باشد و یا می دانند که این کار عبادت نیست لکن دشمنی خود با اهل بیت (علیه السلام) در تحت این پوشش قرار داده است.
در اینکه عبادت فقط برای خدا است و عبادت غیر خدا با توحید در عبادت منافات دارد هیچ شک و تردیدی نه شرعاً‌ و نه عقلاً وجود ندارد. و لکن هر فعل یا قول انسان حاکی از تعظیم، تکریم غیر خدا و نیز تذلل، خضوع و خشوع در برابر غیر خدا نمی‌تواند عبادت باشد. و شرک در عبادت چیزی نیست که با هر اعتقاد و عملی تحقق پیدا بکند بلکه معیار اساسی در شرک و توحید چه در عبادت و چه در غیر آن، اعتقاد و عدم اعتقاد به الوهیت، ربوبیت و معبودیت غیر خدا می‌باشد. بنابراین، این اعمال در برابر غیر خدا با اعتقاد به اینکه او خدا،‌معبود و پروردگار است، تبدیل به عبادت شده و شرک در عبادت را به دنبال خود می‌آورد. پس عمل خاضعاته و خاشعانه انسان وقتی می‌تواند عبادت باشد که در برابر چیزی به عنوان اینکه آن چیز خدا و پروردگار است، انجام بگیرد. آیت الله سبحانی در تعریف عبادت می‌گوید:

عبادت دارای دو رکن است یکی اینکه عمل و فعل از خشوع و خضوع و تذلل برخوردار باشد و دوم اینکه این عمل در برابر کسی انجام بگیرد که اعتقاد به الوهیت و ربوبیت او وجود داشته.(۵)
از آن چه که بیان شد بوسیدن علم امام حسین (علیه السلام) نمی تواند عبادت باشد همان گونه که بوسیدن هر چیزی دیگری هم عبادت نیست تا حکم به حرمت آن بشود. بنابراین برای تحریم بوسیدن علم امام حسین(علیه السلام) کوچکترین دلیل عقلی و شرعی وجود ندارد و از نظر عقلاء و عرف هم عبادت شمرده نمی شود. بلکه این گونه بوسیدن ها یا به عنوان تبرک و یا به عنوان اظهار محبت و عشق نسبت به اهل بیت (علیه السلام) انجام می گیرد. چه این که محبت اهل بیت در قرآن کریم بر همه مسلمانان واجب است. همان‌گونه که انسان می تواند دست پدر، مادر و یا صورت فرزند خود را از باب احترام و محبت ببوسد و محکوم به حرمت و شرک نمی شود، می تواند علَم امام حسین و یا اشیای مربوط و متعلق به پیامبران و امامان را با انگیزه محبت و تبرک و امثال اینها ببوسد و هیچ دلیلی بر حرمت این گونه بوسیدن‌ها وجود ندارد.
کسانی که با تاریخ زندگانی پیامبر آشنایی داشته باشند می دانند که یاران حضرت پیوسته در تبرک با آب وضوی پیامبر, از یکدیگر پیشی می جستند.(۶) بنابراین تبرک جستن با این گونه امور حرام نمی باشد و نه تنها دلیل بر حرمت آن وجود ندارد بلکه دلیل بر جواز و رضایت خداوند در آن وجود دارد.

آیه ای که می فرماید:

« بگو به ازای آن(رسالت) پاداشی از شما خواستار نیستم مگر دوستی درباره خویشاوندانم.»(۷) که به آیه مودت یا قربی معروف است، به عقیده همه مفسرین در شأن اهل بیت پیامبر که عبارت اند از علی و فاطمه و فرزندان آنها نازل شده و محبت و دوستی آنان توسط خداوند بر امت اسلامی واجب گردیده است. از ابن عباس نقل شده که از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پرسیدند اقارب شما که چه کسانی هستند که در قرآن مودّت و دوستی آنان بر ما واجب شده است؟ فرمود: علی و فاطمه و دو پسر اوست.(۸) زمحشری در ذیل این آیه شریفه روایات متعددی را از پیامبر اسلام درباره محبت دوستی اهل بیت برشمرده است که همگی حکایت از وجوب مودّت اهل بیت می کنند.(۹)

ولذا شافعی امام مکتب شافعیه در این باره می گوید:

یا اهل بـیت رسول الله حبکم فرض من الله فی القرآن انزله
کفاکم من عظیم الشأن انکم من لم یصلّ علیکم لا صلاه له(۱۰)
افزون بر اینها نه تنها بوسیدن علم و زیارات و آثار دیگر امامان و پیامبران حرام نیست که بوسیدن آثار انسانهای معمولی مثل فرزندان و پدران و معشوقان و… با هیچ دلیلی حرام شمرده نشده است. بنابر این این وهابیان هستند که باید به انحراف خود شان پی ببرند و بدون دلیل چیزی و کاری را محکوم به حرمت و شرک نکنند. با یک گفتن و فتوی دادن که حکم ثابت نمی شود چنانچه که این روش وهابیان بسیار گسترده و نامحدود است و هر که را که وهابی نباشد حکم تکفیر او را صادر می کنند گویا آنان از اسلام فقط تکفیر کردن را آموخته اند و لذا سعی و تلاش دارند پیوسته دیگران را تکفیر کنند.

پی نوشت ها:

۱٫الکثیری، سید محمد، السلفیه بین السنه و الامامیه، بیروت، انتشارات غدیر، اول، ۱۴۱۸ ق، ص ۲۱۱٫
۲٫ همان، ص ۳۴، و الکثیری، سید محمد،‌السلفیه بین اهل السنه و الامامیه، بیروت، انتشارات الغدیر، اول، ۱۴۱۸ ق، ص ۲۳۵ ـ ۲۳۹٫
۳٫ فقیهی، علی‌اصغر، وهابیان، مؤسسه اسماعیلیان، دوم، ۱۳۶۴ ش، ص ۴۶٫
۴٫ سبحانی، جعفر، فی ظلال التوحید، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ ۱۴۱۲ ق، ص ۲۵٫
۵٫ سبحانی، جعفر، فی ظلال التوحید، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ ۱۴۱۲ ق، ص ۲۲٫
۶٫ پاسخ های برگزیده, سید محمد اکبریان, ص ۹۵, همان.
۷٫ شوری، ۲۳٫
۸٫ بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ۶: ۳۷، بیروت، دارالفکر، و حاکم نیشابوری، محمد بن محمد مستدرک، ۳: ۱۷۲، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق، و هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد ۷: ۱۰۳، ۹: ۱۶۸، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۸ ق، قرطبی، محمد بن احمد، تفسیر قرطبی، ۱۶: ۲۲ و سیوطی جلال الدین، الدر المنثور، ۶: ۷، و ابی جعفر الخاص، معانی القرآن، ۶: ۳۱، المملکه العربیه السعودیه، جامعه ام القری، اول، ۱۴۰۹ ق، و ابن الجوزی، زاد المسیر، ۷: ۷۹، بیروت، دارالفکر، اول، ۱۴۰۷ ق.
۹٫ زمحشری، جار الله محمود بن عمر، کشاف، بیروت، دارالکتاب العربی، بی تا،۴:۲۲۰٫
۱۰٫ الصواعق، ص ۱۴۸، به نقل از المذاهب الاسلامیه، ص ۱۴۶٫