به-سوی-فرهنگ-اهل-بیت-علیه-السلام

به سوى فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام)

وقتى از سوى رهبرى بزرگوار انقلاب اسلامی، سال ۱۳۸۱ شمسى به نام سال عزّت و افتخار حسینى نام گذارى شد، سمت و سوى حرکت جامعه براى همه علاقمندان اسلام و تشیّع روشن گردید. انتظار این بود که همه مدیران عالى و سطوح میانى و برادران و خواهران در جامعه اسلامی، حرکت خویش را با قطب نماى عزّت و افتخار حسینى بسنجند. پژوهشها، سیاست ها، برنامه ها و مقررات و مصوّبات و تبلیغات و اقدامات اجتماعى و فردی، رنگ و بوى گلستان حسینى بگیرد و اندیشه ها و رهنمودها راه و روش سیدالشهداء و مشعل فروزان عزّت حسینی، فراروى همه تصمیم گیران و قانون گذاران و کارگزاران و رهپویان باشد.

اصولاً نام گذارى سال هاى اخیر به نام سال امام على علیه السلام و سال عزّت و افتخار حسینى علیه السلام ، نشان از دو حقیقت بزرگ دارد.

  1. جایگاه والاى اهل بیت علیهم السلام در اندیشه و قلب امت اسلام که اینان محبوب مشترک همه جناح ها، گروه ها و اشخاص و افراد جامعه اسلامى هستند و هنوز هم در پرتو این عشق مشترک جامعه ما مى تواند وحدت اجتماعى و اخوّت اسلامى خویش را تقویت کند.
  2. نیاز اکید و شدید فضاى فرهنگى کشور به باران اندیشه و سیره اهل بیت علیهم السلام .

فضاى دود آلود و سرد و سیاهى که با موفقیت نسبى مهاجمان فرهنگى و با همکارى برخى مرعوبان و وابستگان داخلى پدید آمد، دو مشکل بزرگ براى جامعه ما ایجاد کرد.

۱ ـ مشکل تبعیض و فساد اقتصادی.

۲ ـ مشکل تفرقه و بد بینى و جناح گرایی.

مهاجمان فرهنگى در حقیقت «تفکّر توحیدی» و گوهر «ایمان» و معنویت را از طریق برخى مواد و متون و استادان و رسانه ها، به یارى سفرهاى خارجى و سى دى ها و امواج ارسالى و گسترش فساد فرهنگى و ابتذال اخلاقی، از نسل جوان ما ربودند. «خود مداری» و «پول سالاری» را به جاى «خدا سالاری» و «برادرى دینی» در اندیشه و عمل بسیارى از دست اندرکاران حاکم کردند.

ره آوردِ قطعى تفکر خودمدارى و پول سالاری، تبعیض و فساد اقتصادى بود. و پیامد اجتناب ناپذیر تبعیض، تفرقه و بدبینى و جناح گرایی. همین دو مشکلى که امروز گریبان جامعه اسلامى ما را گرفته است؛ تبعیض طبقاتى و فساد مالى از یک سو است و تفرقه و جناح گرایى و بدبینى و بى اعتمادى از سوى دیگر. بى شک عملکرد انسان ها برخاسته از افکار و اندیشه هاى آنان است. هرگونه اصلاح اجتماعى و فردى با اصلاح اندیشه ها آغاز مى شود و هر گونه فساد و تباهى ریشه در تفکّر و جهان بینى و انسان شناسى و نگاه فرهنگى آدمیان دارد.

هرکس در جامعه ما به اصلاحات مى اندیشد، باید از حاکمیت توحید و خدا بر همه افکار و اخلاق و رفتار اجتماعى آغاز کند. همه اصلاحات در همیشه تاریخ با توحید آغاز شده و «ایمان» راهکار آزادى و عدالت و اخوّت انسانى است.

دعوت جامعه به بازگشت به قرآن و عترت علیهم السلام و نامیدن سال ها به نام امیرالمؤمنین علیه السلام و سال عزّت حسینی، راهکار اصلاحات فکری، اجتماعى در فضاى فرهنگى امروز است. البته اگر هر روز و هفته و دهه و ماه و فصل آن رنگ علوى بگیرد و سال عزّت و افتخار حسینی، قربانى توطئه هاى خارجى وخوش رقصى مرعوبان شیطان و فریب خوردگان نام و نان نشود و کوفیان امروز به یارى نظام اموى امریکا برنخیزند.

حرکت جامعه بسوى فکر و فرهنگ معصومین علیهم السلام اصلى ترین نیاز امروز ما و تمام بشریت است و بنیادى ترین اصلاحات اجتماعى با گسترش و تعمیق فرهنگ ثقلین شکل مى گیرد. کفر و ظلم و شرک بزرگترین موانع آگاهى و آزادى و عدالت و اتحاد جامعه بشرى است؛ همه آنها که آرزوى صلح و عدالت و آزادى و همزیستى و تعاون جامعه جهانى را دل دارند و براى آن تلاش مى کنند، باید بسوى فرهنگ قرآن و عترت علیهم السلام باز گردند و از گسترش این فرهنگ حمایت کنند.

پیش نیاز اصلاحات راستین

البته حرکت جامعه بسوى فکر و فرهنگ معصومین علیهم السلام پیش نیازها و شرایط و زمینه هایى لازم دارد که بدون آن این آرمان عالى و الهی، در سطح عام و فراگیر تحقق نمى پذیرد.

  1. شناخت دقیق و عمیق قرآن و عترت علیهم السلام .

  2. آموزش و تبلیغ و اطلاع رسانى لازم و کافى به جامعه بشری.

  3. التزام عملى و تعهّد عالمان و سیاست گذاران و مجریان به فرهنگ اهل بیت علیهم السلام .

شناخت قرآن و اهل بیت علیهم السلام با تمام اندیشه ها و اخلاق و آداب و سیره و آرمان هاى آنان، رسالتى است که بر دوش عالمان و محققان راستین عرصه قرآن و حدیث در حوزه ها و دانشگاه هاى بلاد اسلامى است.

ابلاغ و معرفى دقیق و عمیق دین خدا، مسئولیتى است که بر دوش مبلغان و معلمان و استادان و هنرمندان و رسانه هاى دنیاى اسلام قرار دارد.

تعهّد عملى و التزام راستین به فکر و فرهنگ معصومین علیهم السلام چیزى است که از همه مسلمانان خواسته شده و حتى بشریت با همه تفاوت هاى فکری، اجتماعى به این عقاید و فقه و آداب و اخلاق فرا خوانده شده است. اما صداقت عملى دو قشر عالمان و حاکمان، بزرگترین نقش را در افکار و رفتار دیگران دارد.

عالمان و حاکمان، تأثیرگذارترین اقشار اجتماعى در هرگونه تحوّل مثبت و منفى هستند. جایگاه الگویى آنان در حدّى است که رسول اکرم صلى الله علیه و آله وسلم هرگونه صلاح و فساد اجتماعى را بازتاب رفتار آنان معرفى مى کند:

«صنفان من امّتى اذا صلحا، صلحت امتى و اذا فسدا فسدت امّتی، قیل یا رسول اللّه و من هما؟ قال الفقهاء و الامراء»*

فقهاء در نظام اسلامی، وظیفه شناخت و اعلام قانون الهى را برعهده دارند و فرمانروایان و حاکمان باید مجرى قانون خدا باشند. در طول تاریخ اسلام جایگاه قانون شناسى و قانون گذارى به فقیهان و آگاهان به قرآن و سنت تعلّق داشته است. و حضور دیگر مؤمنان در نهادهاى قانون گذارى در حدّ کارشناس موضوعات اجتماعى اقتصادى و بشرط تعهد به مبانى اسلام و قانون الهى و تسلیم بودن در برابر قرآن و سخن معصومین علیهم السلام مشروع و قابل پذیرش است.

مترجم معروف آثار امام خمینی، سید احمد فهرى زنجانى در توضیح حدیث شریف نبوى صلى الله علیه و آله وسلم فقهاء و امرا را بر دو قوه مقنّنه و مجریّه منطبق دانسته است. و راستى کیست که به نقش بى بدیل «قانون گذاران» و «مجریان» در هرگونه، اصلاح و افساد اجتماعى آگاه نباشد.

تضعیف و یا حذف مجتهدان پارسا و عادل از نظام قانون گذارى و سلب اختیارات فقهاى شوراى نگهبان و ولایت فقیه اولین گام به سوى قانون گذارى بشرى بجاى تلاش براى شناخت و اجراى قوانین الهى است. در تفکر اسلامى عقل فردى و جمعى هیچ کدام بشر را از قانون الهى بى نیاز نکرده و نمى کند و مشکل اصلى دموکراسى غرب همین است. در جامعه اسلامی، فرهنگ قرآن و عترت علیهم السلام نه تنها بر نظام قانون گذارى و سیاست ها و لوایح و طرحها باید حاکم باشد بلکه توحید به معناى حاکمیت خدا بر همه هستى و جان ها و جامعه هاست.

والسلام

پاورقیها:

خصال صدوق، ترجمه فهرى زنجانی، ص ۴۱.

  محمود مهدى پور