بهائیت یک فرقه

بهائیت یک فرقه

بهائیت از نظر علمای اسلام و مراجع تقلید، با توجه به انحراف از اصول و فروع مسلم اسلام، یك فرقۀ ضاله است.

همچنین بهائیت به علت دارا بودن ویژگی‌هایی چون: .

رهبران با هوش و زیرك، مغلطه گر، مقدس مآب و مستبد؛ .

وجود تشكیلات منسجم بیت العدل كه شبیه فراماسونری‌ها عمل می‌كند و. بهره برداری از تكنیك‌های تبلیغی روانشناختی چون كنترل ذهن جهت فریب افراد، برای جذب و نگه داری آنها، یك فرقه است.

مقدمه

بهائیت، منشعب از بابیگری است.

بابیگری نیز، انشعابی از فرقة شیخیه است كه از اندیشه‌های شیخ‌احمد احسایی در قرن دوازدهم هجری پدید آمد.1

بنیان‌گذار بابیگری، سیدعلی محمد شیرازی، ملقّب به باب است كه در كربلا در كلاس درس سیدكاظم رشتی، شاگرد شیخ‌احمد احسایی، شركت كرد و پس از مرگ استاد، خود را باب امام زمان? خواند و گروهی از افراد ساده‌ لوح یا فرصت‌ طلب با انگیزه‌ های گوناگون به وی گرویدند.

ادعاهای او به مهدویت، رسالت و سپس ربوبیت و الوهیت گسترش پیدا كرد كه با درایت امیركبیر، بساط بابیگری با اعدام وی خاتمه یافت.2

میرزاحسین علی نوری، معروف به «بهاء‌الله» پس از غلبه بر برادر و رقیب خود، میرزا یحیی، معروف به «صبح ازل»، جانشین باب شد.

به دنبال بروز شورش‌های بابیان، میرزاحسین علی به عراق تبعید شد؛3 پس از قتل امیركبیر، به ایران بازگشت؛ اما سوء قصد دو تن از بابیان به ناصرالدین شاه و نقش مشهود میرزاحسین علی در این ترور، حكومت را مصمم به دستگیری او كرد.

پناهنده شدن او به سفارت روس و حمایت شخص سفیر روس به انتقال وی به بغداد انجامید.

در بغداد مورد حمایت دولت‌های انگلیس و فرانسه قرار گرفت و والی بغداد برای او مقرری تعیین كرد.4

در این زمان، برادرش، میرزایحیی صبح ازل، با لباس مبدل، خود را به عراق رساند و به تدریج اجتماعی از بابیان در خاك عراق ایجاد شد كه مهم‌ترین هدفشان، اذیت و آزار شیعیان بود.5

درگیری‌ های دو برادر در بغداد كه به قتل، غارت و خراب‌كاری‌ ها دیگر انجامید، دولت عثمانی را به تبعید آنها به استانبول و سپس ادرنه مجبور كرد.

در همین زمان، میرزاحسین علی ادعا كرد «من یظهره الله»6 است.

این ادعا باعث اختلاف شدید دو برادر و در نتیجه جدایی بابیان شد؛ اطرافیان میرزا یحیی «فرقۀ ازلیه» و پیروان میرزاحسین علی «فرقۀ بهائیه» نامیده شدند.

و آنهایی هم كه به این دو برادر ملحق نشدند، بر نام پیشین (بابی) باقی ماندند.

7 این جدایی و اختلاف شدید، میان دو برادر باعث شد كه حكومت عثمانی، بهاء‌الله و پیروانش را به عكا در فلسطین و میرزایحیی را به قبرس تبعید كند.

8 از این زمان به بعد، میرزا حسین علی از بابیت دست كشید و رسماً خود را پیامبر نامید و فرقۀ بهائیت را بنیان گذاشت كه روسیه و سپس انگلیس از آن حمایت كردند.

او پس از نه سال در شهر عكا درگذشت و قبرش، قبلة پیروانش شد.9

پس از مرگ میرزاحسی علی، میان دو پسرش بر سرجانشینی او، اختلافات و درگیری‌های زیادی رخ داد.

سرانجام عباس افندی، معروف به عبدالبها، بر برادرش محمدعلی چیره شد و به مقام رهبری بهائیان رسید. به تجدید حیات بهائیت پرداخت.10

وی در جنگ جهانی اول با خدمت به دولت انگلیس، به دریافت لقب «سر» و نشان «نایت هود»11 از آن دولت مفتخر شد و پس از آن ابزار سیاست انگلیس و بعدها امریكا شد.

12 او در سال 1911 م به اروپا و امریكا سفر كرد و با تأثیرپذیری از اندیشه‌های مدرنیسم و اومانیسم قرن نوزدهم در غرب، تعالیم باب و بها را بر اساس آنها، تجدیدحیات كرد.13

پس از مرگ عبدالبها، طبق وصیتش، نوۀ دختری او، شوقی افندی كه تربیت‌ یافته انگلیسی‌ها بود، در سال 1300 ش به رهبری بهائیت رسید و خود را ولی امر الله نامید.

14 بهائیت در زمان شوقی، صاحب تشكیلات منسجمی همانند فراماسونری شد و به تبلیغ در جهان پرداخت؛ اما فساد اخلاقی شوقی باعث بروز اختلافات، انشعابات و رویگردانی عده‌ای از نزدیكان عبدالبهاء از بهائیت شد.15

پس از شوقی، سران مهم فرقه، در كنفرانس لندن (1342ش)، نه نفر را به عنوان اعضای بیت‌العدل انتخاب، و مكان آن را به شهر حیفای اسرائیل منتقل كردند.16

بهائیت از زمان میرزا‌حسین علی بهاء ـ كه ادعای پیامبری كرد ـ نخست به وسیلة امپراتوری روسیه و در زمان عباس افندی (عبدالبهاء) توسط انگلیس، امریكا و رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخته شد و با حمایت آنان به تبلیغ در جهان ادامه داد.

با مطالعۀ سیر تحولات بهائیت و سركردگان آن از هنگام ظهورش تاكنون، ویژگی‌های فرقه در آن آشكار است؛ از این‌رو، این تحقیق در پی جواب دادن به این پرسش‌هاست كه چرا بهائیت یك فرقه است؟ آیا ویژگی‌های یك فرقه، قابل انطباق به بهائیت است؟ چرا علمای اسلام و مراجع تقلید، بهائیت را یك فرقة گمراه می‌دانند؟

این تحقیق از انواع تحقیقات كیفی بوده و روش انجام آن، جست‌وجوی اسنادی و كتابخانه‌ای است كه با بررسی كتب، آثار و متون تاریخی و مذهبی انجام شده است.

شیوة گردآوری داده‌ها، مطالعه و بررسی منابع ذكر شده و سپس فیش‌ برداری و استفاده از آنها بوده است. با توجه به اینكه در برخی موارد دسترسی مستقیم به اسناد و مدارك مرتبط با موضوع، امكان‌پذیر نبوده است، كوشیده‌ایم در این‌گونه موارد به سایت‌های اینترنتی مرتبط مراجعه شود.

1. كلیات و مبانی نظری فرقه

الف. مفهوم و تعریف فرقه

فرقه،17 در لغت به معنای «دسته، طایفه، مسلك، حزب، بخش، بریدن، قسمت كردن و گروهی از مردم» است18 و «گروه یا جماعتی كه اهداف، نظام اعتقادی یا ویژگی‌های یکسان و مشترك داشته باشند؛ مانند فرقه‌های تصوف.»19

در اصطلاح علم كلام نیز، به عده‌ای از مردم گفته می‌شود كه به دلیل اختلاف در مسائل اعتقادی، از پیروان یك دین جدا شده و عقاید و تبیین‌های خاصی از آن دین را انتخاب كنند.20

فرقه در فرهنگ علوم سیاسی، چنین تعریف شده است: «بخشی از جامعه كه از مذهب رسمی جدا شده یا به آیینی گرویده باشد كه به وسیلة همگان به رسمیت شناخته نشده است.

با نگاهی سهل‌انگارانه، به هر نوع جنبش جدایی‌طلب (ملّی، زبانی، مذهبی، سیاسی و غیره) به كار می‌رود.»21

ابراهیم خدابنده در سایت دیده‌ بان فرقه آورده است: «مارگارت تالر سینگر، فرقه را با سه ویژگی اصلی؛ الف. داشتن رهبر مستبد و خودكامه؛

ب. ساختار هرمی قدرت؛ ج.

استفاده از برنامة مجاب‌ سازی (بازسازی فكر یا شست‌ و شوی مغزی)، وصف می‌كند.

این در حالی است كه داشتن یك یا دو ویژگی از این ویژگی‌ها، برای شناسایی جمعی به عنوان فرقه، كفایت نمی‌كند.22

در جمع‌ بندی می‌توان گفت فرقه‌ها با سه ویژگیِ بیان‌ شده از طرف سینگر بیان می‌شوند؛ به شرطی كه این سه ویژگی با شدت و استمرار در جمعی وجود داشته باشد.

همچنین از بین این سه ویژگی، داشتن برنامة كنترل ذهنی كه به عنوان تعریف مدرن از فرقه به كار می‌رود، شاخص‌ترین و اصلی‌ ترین ویژگی فرقه‌ ها می‌تواند مورد تأكید قرار گیرد.

ب. انواع فرقه

با گسترش دیدگاه‌ها، می‌توان دسته‌بندی‌های متنوعی را برای فرقه‌ها ذكر كرد.

این دسته‌بندی‌ها می‌توانند براساس چگونگی شكل‌ گیری، نوع فعالیت، هدف فرقه و… انجام شوند.

حتی ممكن است از نظر زمانی به فرقه‌های قدیمی و فرقه‌ های نوظهور معتقد بود و یا به تفكیك فرقه‌های مذهبی از فرقه‌های سیاسی پرداخت.

صاحب‌نظران، دسته‌ بندی‌ های دیگری را هم در این‌باره ذكر كرده‌اند كه در ادامه به چند نمونة آن اشاره می‌ شود.

محمدجواد مشكور معتقد است فرقه‌های اسلامی را می‌توان در دو گروه جای داد؛ گروه اول، فرقه‌هایی كه در پاره‌ای مسائل اعتقادی و یا تبیین آن مسائل با مسلمانان دیگر اختلاف دارند و گاهی در احكام فرعی نیز، برخلاف مسلمانان دیگر عمل می‌كنند؛ ولی در اصول، همچنان با آنها هم‌ عقیده‌اند و به فروعی چون نماز و روزه عمل می‌كنند؛ مانند فرقه‌های اهل حدیث، معتزله، اشاعره، زیدیه و امثال آنها.

گروه دوم، فرقه‌ هایی كه منشأ آنها دین اسلام است، ولی به دلیل افراط و تفریط‌ های رهبران و پیروانشان، آن‌ چنان از دین اسلام دور افتاده‌اند كه هیچ‌گونه وجه اشتراكی با مسلمانان ندارند و نه تنها در مسائل فرعی، بلكه در مسائل اصلی نیز، معارف اسلامی را تحریف، و در نهایت آنها را انكار كرده‌اند. فرقه‌های معروف به غالی كه رهبران خود را به مقام ربوبیت رسانده و به جای معاد به تناسخ معتقدند و در انجام فروع دین دچار اباحی‌ گری شده‌اند، همچون اسحاقیه، حروفیه، حلمانیه و… از این دسته‌اند.23

گفتنی است كه دسته‌ بندی‌ های متنوعی از فرقه‌ها بیان می‌شود، ولی باید توجه داشت كه برخی از دسته‌بندی‌ها و انواع فرقه، برحسب اقتضای جوامع، اختصاصی آن جامعه بوده و كمتر قابل تعمیم است.

ج. ویژگی‌های فرقه

در جهان معاصر، ظهور و گسترش فرقه‌ها، یكی از مسائل عمدۀ جوامع صنعتی غرب است.

نكتة مهم دربارة شناخت فرقه‌های معاصر، توجه به ماهیت و چگونگی عملكرد آنهاست.

تعریف مدرن از فرقه، به هر گروهی اشاره دارد كه از عملكرد روان‌شناختی تكنیك كنترل ذهن برای عضو گیری و كنترل اعضایش استفاه می‌كند.

كنترل ذهن، مجموعه‌ای از تكنیك‌های روانی است كه رهبران فرقه، به صورت غیرمحسوس بر اعضا اعمال می‌كنند.24

تكنیك‌ های كنترل ذهن، عبارتند از:

1. فریب: آراستن ظاهر فرقه و پنهان نگه‌داشتن عملكردها و اعتقادات واقعی، جهت جذب افراد؛

2. ویژه‌سازی: القای رهبران فرقه به اعضا كه تنها در تشكیلات آنها و با اطاعت از دستورات آنها نجات می‌یابند؛

3. ترس و ارعاب: ترس همیشگی اعضا از رهبر فرقه و تشكیلات؛ زیرا رهبر، مدعی اتو رتیة مستقیم از جانب خدا، برای كنترل تقریباً تمام شئونات زندگی فرقه است و افراد حق اعتراض و پرسش ندارند؛

4. بمبماران عشق و كنترل روابط: برای عضو جدید، دوستان فوری انتخاب می‌ كنند و به تدریج به او می‌فهمانند كه مخالفت با آنها یا فرقه، سبب از دست دادن تمام دوستان تازه‌اش می‌شود.

همچنین در قطع ارتباط اعضا با دوستان قدیم و خانواده، جهت قطع نفوذ دیگران بر او می‌ كوشند؛

5. كنترل اطلاعات: تلقین به فرد كه هر اطلاعاتی خارج از فرقه، شیطانی و غیرحقیقی است و فقط اطلاعات فرقه حقیقت دارد؛

6. ساختار گزارش‌دهی: مراقبت اعضا از یكدیگر و گزارش به مقامات بالا كه به پنهان كردن عقاید و احساسات واقعی افراد می‌انجامد؛

7. كنترل زمان: مشغول نگ ه‌داشتن اعضا با ملاقات‌ها، فعالیت‌ها و مأموریت‌ های طولانی به منظور جلوگیری از تفكر و اندیشه دربارة مسائل فرقه.25

خسرو تهرانی در بررسی سازمان مجاهدین خلق، معتقد است كه این سازمان به تدریج به یك فرقه تبدیل شده است.

از نظر وی، ویژگی‌های فرقه شدن سازمان مجاهدین، فردگرایی محض، ویژگی‌های ممتاز رهبری مسعود رجوی، فاصلة بسیار زیاد رهبری از دیگر اعضا، تقدس و دست‌نیافتنی بودن رهبر، از دست رفتن وجهة دموكراتیكی رهبریت و نهایتاً توسّل رهبر به مقدّسات برای توجیه اعمال و اشتباهات خویش است.26

د. نظراتی پیرامون فرقه

به نظر ماكس وبر، فرقه‌ها معمولاً در میان افراد محروم و كسانی كه در حاشیة اجتماع قرار دارند، رشد می‌كنند.

وی اصطلاح «الاهیات خاص محرومان» را دربارة آنها به كار می‌برد.

فرقه‌ها به تبیین و توجیه وضع حاشیه‌ای خود و اعضای محروم خویش می‌پردازند.

مهم‌تر این است كه به اعضا ـ به تناسب وضع حاشیة آنها یا فقری كه به آن دچارند ـ امكانات داده می‌شود.27

فرقه‌ها یا عمری كوتاه دارند یا تبدیل به «نحله» می‌شوند.

این بدان جهت است كه سطوح اعتقادی و شور و اشتیاق لازم برای حفظ آنها نمی‌تواند تا مدت طولانی پایدار بماند و اگر از عزلت اجتماعی و حاشیه‌ای بودن آنها به هر دلیل كاسته شود، چه بسا باورهای آنها فرو ریزد و اعضا جذب جامعه شوند.

این، هنگامی پیش می‌آید كه ارزش‌های موعظه‌شده به وسیلة فرقه، باعث ثروتمند شدن اعضا شود و بدین وسیله به حاشیه‌ای بودن آنها در جامعه پایان دهد.28

امروزه فرقه‌گرایی و اندیشه‌های خرافی رواج یافته و بیشتر آنها، منشأ غربی دارند.

زمینه‌های مذهبی باعث شده تا فعالیت كیفی و كمّی این فرقه‌ها، مثل رام‌الله، اعتكاف، شیطان‌پرستی، فالون دافا، اكنكار و عرفان‌ های دروغین، گسترش یافته و در سال‌های اخیر، بسیاری از جوانان مجذوب آنها شوند.

صالح سبحانی از اعضای ارشد فرقة رام‌الله، پس از آگاهی و جدایی از آن فرقه گفته است:

فرقه‌ها از نگاه بیرونی، مجمع‌ الجزایری از صحبت‌های خوب، زیبا و عامه‌ پسند هستند و حتی مباحثی كه مطرح می‌كنند، ممكن است در قالب اصول معنوی هم قابل دفاع باشد؛ اما آنچه در بررسی فِرَق از دید پنهان می‌ ماند، نه عقاید آنان، بلكه روابط و عملكرد تشكیلاتی آنان است كه عموماً و بلا استثنا، بر پایة مرید و مرادی است.

اغلب فِرَق، فعالیت‌ هایشان را با ظاهری زیبا و جذاب، حتی در پوشش مؤسسات رسمی و قانونی و دارای مجوز در جامعه ارائه می‌دهند؛ اما با ورود به مراكز فعالیتی و بررسی روند كارها و برنامه‌هایشان، می‌توان به ماهیت فرقه‌ای آنان پی برد.

آنها دارای رفتارهای دوگانه هستند.

در ظاهر به مسائلی تظاهر كرده و در باطن به چیز دیگری عمل می‌نمایند.[29

در اغلب فرقه‌ ها، افرادی به صورت خودانتصابی در رأس قرار می‌گیرند.

سركردگان فرقه‌ها مدعی‌اند، علم ویژه‌ای دارند كه دیگران از آن محروم‌اند.

این افراد، خودمحور و قدرت‌طلب‌اند و خیلی به قدرت‌نمایی و تسلط بر امورات مریدانشان تمایل دارند.

اغلب سركردگان به وسیلة بعضی مریدانِ مسخ‌ شده و فریب‌ خورده و هم‌دستانشان، شخصیتی خاص و منحصر به‌ فرد در بین اعضای فرقه و بیرون از فرقه وصف می‌ شوند.

آنها برای خاص جلوه دادن خودشان و جذب افراد، ظواهر خاصی برای خویش درست می‌كنند یا به گونه‌ای خاص سخن گفته و ژست‌های خاصی می‌گیرند تا به این وسیله خود را از دیگران متمایز جلوه دهند.30

نمونة بارز چنین رهبری‌ هایی، فرقة فالون دافا در چین است كه پس از ادّعای پیامبری، مدّعی خدایی شد و در سال 1999 م به امریكا پناهنده شد و با حمایت این كشور به هدایت پیروانش كه به ادعای خویش، بیش از 100 میلیون نفرند، در بیشتر از شصت كشور دنیا ـ از جمله ایران ـ پرداخت.

زمینة ظهور فرقة فالون دافا در چین، كاهش شاخص‌های رفاه اجتماعی در كنار خلأ معنوی و غریزة فطری نیاز به معنویت در جامعه‌ای با بیش از چهار دهه سابقه در ترویج باورهای كمونیستی است كه بستری مناسب برای پذیرفته‌شدن فرقه‌هایی نوظهور مانند فالون دافا را فراهم كرده است تا رهبران آنها با ابداع مذاهبی جدید، مدعی نجات مردم از تنگناهای اجتماعی و پاسخ‌ گوییِ نیاز طبیعی آنها به توسل و كمك‌ خواهی از نیروهای ماورایی باشند.31

2. ویژگی‌های بهائیت به مثابة یك فرقه

با توجه به تعریف‌ها ذكر شده از فرقه و سنجه‌های حقانیت آن، بهائیت از فرقه‌ های گروه دوم، یعنی باطل، انحرافی و گمراه‌  كننده است؛ چراكه رهبران و پیروان اولیة آنان، نخست مسلمان بودند و در سرزمین‌ های اسلامی زندگی می‌كردند و این فرقه، خاستگاه اسلامی دارد.

فرقة بهائیت، پس از جدایی از اسلام، اصول و فروع مورد اتفاق مسلمانان را انكار كرده و با ادعاهای كذب خود (امامت، نبوت و خدایی) از زمرۀ مسلمانان خارج شدند و درصدد ایجاد اختلاف، تفرقه‌ افكنی و تحقق مقاصد شوم بیگانگان در سرزمین‌های اسلامی برآمدند.

بر این اساس مسلمانان، بهایی‌ها را جزء فرقه‌های اسلامی نمی‌شمرند؛ زیرا آیین بهائیت، یك آیین ساختگی است و فقط به دلیل خاستگاه و سابقۀ تاریخی بنیان‌گذارانش با اسلام ارتباط پیدا می‌كند؛ ولی به دلیل ماهیتش، چیزی جز یك آیین دست‌ساز بشری، همچون صدها و هزاران مكتب و مسلكی كه در طول تاریخ به وجود آمده‌اند، نیست و چون طرف‌داران آن، یكتاپرست نیستند، در ردیف مشركان قرار می‌گیرند و از طرف علمای اسلام (تسنن و تشیع) فرقة ضالّه و گمراه شناخته و تكفیر شده‌اند.

برای آشكارشدن حقانیت نداشتن این فرقه در اسلام، به چند نمونه از این تضادها و تناقضات به اجمال اشاره می‌شود:

انكار توحید

در آیین بهائیت، نه تنها به توحید، اشاره و تأكید نشده، بلكه با ادعاهای الوهیت رهبران و بنیان‌گذاران این فرقه، به شرك گرفتار شده است؛ برای نمونه، سیدعلی‌محمد در لوح هیكل‌ الدین، صفحة 5 گفته است:

«ان علی قبل نبیل ذات الله و كینونته» یعنی علی قبل نبیل (كه به حساب ابجد، نبیل 92 است و محمد هم 92) ذات خدا و كنه اوست.32

میرزا حسین علی بها نیز، به صراحت در كتاب اقدس ادعا می‌كند: «گوش فرا دهید‌ای جماعت بهائیان كه خدای شما از زندان بزرگ، پیام می‌دهد كه نیست خدایی جز من توانا و متكبر و خودپ سند.»33

نبوت جدید

بهاییان در جهت زمینه‌ سازی برای پذیرش نبوت میرزاحسین علی بهاء می‌ كوشید كه علی‌ محمد باب را از جملة پیامبران خداوند شمرند كه به ارادة خداوند متعال، پس از رسول اكرم(ص) مبعوث شد و اهل عالم را به دینی جدید دعوت كرد.

بهاییان مدعی‌اند كه باب، دو مقام داشت: اول، پیامبری مستقل و صاحب كتاب؛ دوم، بشارت‌دهنده به ظهور پیامبری دیگر، به نام میرزاحسین علی.

بدین‌گونه با ظهور باب و بها، شریعت اسلام الغاء شد، و شریعتی مستقل و آیینی جدید به نام بهائیت پدید آمده است.

34 ادعاهای متناقض علی‌محمد باب و میرزاحسین علی بها (بابیت، مهدویت، نبوت، الوهیت و من یظهره اللهی)، تناقضات و تعارضات درونی آموزه‌ها، ناسازگای با منطق و عقلانیت، وجود اشتباهات متعدد در كتاب‌ها، الواح و نامه‌ها، نداشتن معجزه‌ای پذیرفتنی برای اثبات پیامبری، ناتوانی در پاسخ‌گویی به علما در مناظرات و سرانجام تكذیب پی‌درپی ادعاها و نوشتن توبه‌ نامه به وسیلة باب، همگی دلیلی آشكار بر بطلان چنین ادعایی است؛ چراكه با منطق و سیرۀ پیامبران و اصول ادیان الهی، در ناسازگاری كامل است.35

انكار قیامت

قیامت كه یكی از اصول مسلّم ادیان توحیدی است، از نگاه علی‌ محمد باب و میرزاحسین علی بهاء، موهوم و دروغ پنداشته شده است.

36 بهاییان با تفسیری متفاوت از قیامت، معتقدند با ظهور میرزاحسین علی بهاء، قیامت بر پا شده است.

این ادعا و این تفسیر، آنقدر سست و بی‌بنیاد و بدون پشتوانۀ دینی و منطقی است كه با اندك توجهی، بطلان آن آشكار می‌شود.37

با توجه به ویژگی‌هایی كه برای یك فرقه ذكر شد و تعریف نسبتاً جامع و مانع مارگارت تالر سینگر از فرقه، در ادامه به ویژگی‌های بهائیت در سه زمینۀ داشتن رهبر مستبد و خودكامه، ساختار هرمی قدرت و استفاده از برنامۀ مجاب‌سازی (كنترل ذهن) پرداخته می‌شود تا مشخص شود كه این ویژگی‌ها، بر بهائیت منطبق است یا خیر.

الف. دارا بودن رهبر مستبد و خودكامه

رهبران اولیة بهائیت، افرادی باهوش و زیرك بودند كه با سوء استفاده از جهل مردم عامی و اُمّی، ادعاهای كذب خود (بابیت، مهدویت، نبوت، ربوبیت و الوهیت) را كاملاً موجّه و مقدّس جلوه داده و با فاصله گرفتن از پیروان، تقدیس و دست‌ نیافتنی بودن خویش را با گرفتن تصمیمات غیردموكراتیك، توجیه‌پذیر كرده‌اند.

ویژگی رجال و رهبران آسمانی، ارتباط با جهان غیب و آگاهی از اخبار و اسرار پنهان هستی است و در بینش دینی تا آنجا اهمیت دارد كه عملاً یكی از علایم صدق گفتار و نشانه‌های حقانیت آیین و مرام كسانی تلقّی می‌شود كه ادعا می‌كنند با خدا از راه وحی ارتباط دارند.

رهبران بهائیت نیز كه ادعای دریافت وحی از آسمان و تأسیس دیانتی الهی را دارند، مدعی‌اند از اخبار و اسرار نهان هستی آگاهند و توانایی پیشگویی حوادث آینده تاریخ بشر را دارند.

آنها در جابه‌جایی آثار و الواح خویش، به دیگران وعده‌های زیادی دایر بر گسترش آیین خود در جهان داده‌اند كه امروزه پس از گذشت مدت زمانی طولانی از طرح آن وعده‌ها، به خوبی می‌توان دربارۀ صحت و سقم آنها داوری كرد.

نمونه‌هایی از این وعده‌ها و پیشگویی‌ها چنین است: سیدعلی‌محمد باب مدعی بود: 1.

به زودی علمای بزرگ اسلام، به بابیت افتخار می‌كنند؛ 2. به زودی جمیع اروپایی‌ها به باب ایمان می‌آورند.

حسین علی بهاء نیز، می‌گفت:

1. به زودی همة ملت‌های جهان، زیر پرچم بهائیت جمع می‌شوند؛

2. به زودی علمای شیعه از بهائیت استقبال می‌كنند؛

3. به زودی بابیت بر جهان مسلط می‌شود.

عباس افندی (عبدالبها) همچنین می‌گفت:

1. به زودی بهائیت جهان را تسخیر می‌كند؛

2. ایران به زودی مهد نفوذ بهائیت خواهد شد؛

3. زادگاه بهاء (نور مازندران) به زودی قبلۀ آفاق می‌شود؛

4. صلح عمومی در قرن بیستم استقرار خواهد یافت؛

5. امریكا در جنگ جهانی اول شركت نمی‌كند؛

6. امریكا در امور معنوی، گوی سبقت از جهانیان خواهد ربود؛

7. امپراتوری تزاری، شكست‌ناپذیر است.38

مردم ایران در دورۀ قاجار كه دو شكست خفت‌ بار از روسیه، آنها را منزوی و سرخورده كرده بود و با توجه به اندیشه‌ های ظهور امام عدل‌ گستر، در آرزوی برقراری قسط و عدل بودند، ظهور یك مدعی مانند سید علی‌ محمد، موضوع خاص بودن و قداست را در اذهان مردم ایران تداعی می‌كرد.39 بیان این ادعا در چنین برهۀ حساسی، علاوه بر ویژگی زیركی سید علی‌ محمد، گویای تقدّس وی نزد مردم آن روزگار است.

قداست بخشیدن به رهبران بابیه و بهائیت، از شگردهای دیگر آنها برای پذیرفته‌شدن نزد مردم بود. بابیان و بهائیان، شب جمعه، پنجم جمادی الاولی سال 1260 قمری را كه باب، ادعای خویش را آشكار كرد، شب مبعث نقطۀ اولی40 و آن را مبدأ تاریخ خود (تاریخ بدیع) قرار داده‌اند.

شرافت و قداست دیگر آن شب، این است كه میرزا عباس (عبدالبهاء) نیز در آن شب متولد شده است.41

لقب‌ تراشی‌ها و عناوین مقدّس مآبانه كه رهبران اولیة این فرقه برای خود یا رهبر پیشین ابداع كرده‌اند ـ تا خویش را منحصربه فرد جلوه دهند ـ در همین راستا تبیین می‌شود.

در كتاب مطالع الانوار (تاریخ رسمی بهائیت) سیدعلی‌محمد باب با این القاب یادشده و مورد ستایش قرار گرفته است:

باب الله، نقطۀ اولی، نقطۀ بیان، طلعت اعلی، حضرت اعلی، ذكر الله الاعظم، حضرت ذكر، حضرت موعود مهدی، حضرت قائم، محبوب عالمیان و حضرت ربّ اعلی.42

در همان كتاب، از حسین علی بهاء نیز با القاب زیر یاد شده است:

حضرت بهاء الله، حسین موعود، جمال حسینی، حضرت محبوب، جمال مباركه، حضرت مقصود، من یظهره‌الله و جمال اقدس الهی.43

عباس افندی (عبدالبهاء) ضمن تأیید لقب‌ های «رب الجنود و مسیح موعود» برای باب و بهاء، به عنوان پیامبران پیشین، خود نیز در كتب بهائیان به چنین القابی مشهور شده است:

«غصن الله الاعظم، مولی الوَری، مركز میثاق، سرّالله الاعظم و ابن الله.»44

شوقی افندی نیز در نوشته‌ های خود از زبان بهاء و عبدالبهاء، سید علی‌ محمد را القاب‌ باران می‌كند و خود نیز با همین ادبیات از آنها سخن گفته و مثلاً بهاء را «جمال قِدَم جل اسمه الاعظم» و عباس افندی را «حضرت عبدالبهاء روح الوجود لِعنایاته الفداء» می‌خواند.

منحصر به فرد جلوه دادن و برخوردار كردن رهبران از علم لدّنی، شیوة دیگر آنها در ارتقای رهبریت فرقه است.

هم علی‌محمد باب و هم میرزا حسین علی بهاء، خود را اُمّی و درس‌ن خوانده و صاحب معجزه و كرامت در خوش‌ن ویسی و تندنویسی می‌دانستند.45

هوش و ذكاوت آنها نیز، از این ماجرا نمایان می‌شود كه میرزاحسین علی بهاء برای زمینه‌ سازی ادعای جدید خویش، كوشید تا آنچه از آثار و مكتوبات باب در دسترس بابیان بود را جمع‌ آوری كند46

و با این شیوه توانست كلّیة اسنادی را كه روزی ممكن بود علیه وی به كار رود، به چنگ آورد.

آن‌گاه با مراجعه به آثار باب، كوشید تا به سبك او، آیه‌ نویسی كند.

اختلافات و درگیر ی‌های طولانی میان رهبران فرقه، جهت دستیابی به قدرت مطلق، ریاكاری و تظاهر، دغل‌كاری و فریب‌كاری از ویژگی‌های رهبران اولیة بهائیت است.

نمونه‌های آن در كتاب‌های مبلغان بزرگ بهائیت كه آگاه شده و مسلمان شدند، گویای این مطلب است.

گفتنی است كه سران اولیة بهائیت، خودانتصابی بوده‌اند؛ اما در حال حاضر با انتخابات، برگزیده می‌ شوند.

این شیوه به دو علت صورت می‌گیرد: اول آنكه سومین رهبر بهائیت (شوقی افندی) فرزندی نداشت كه جانشین وی شود و به نوعی بهائیت با بحران مشروعیت روبه‌رو شده بود؛ دوم آنكه این انتخابات برای رهایی از اتهام انتصابی بودن و غیردموكراتیك بودن بهائیت، با قصد انحراف و فریب افكار عمومی ـ به ویژه اعضای اغفال‌شده آن ـ صورت می‌گیرد.47

ب. ساختار هرمی قدرت

از ابتدای ظهور بهائیت، اعمال قدرت رهبران بر اعضا به شكل‌های گوناگون وجود داشت؛ اما از دورة شوقی افندی (سومین رهبر بهائیت)، نظام و تشكیلاتی منسجم باعث دوام و گسترش بهائیت شد. شوقی با بهره‌گیری از تعالیم میرزاحسین علی بهاء مبنی بر تشكیل بیت‌العدل الاعظم، برای وضع قوانین و امور جاری بهائیان48 به تقلید از اروپایی‌ها به بهائیت صورت تشكیلات حزبی داد و محافل منتخب محلّی و ملّی را در شهر حیفای اسرائیل پدید آورد و در برخی كشورها، آنها را به عنوان محافل مذهبی یا حتی شركت‌های تجارتی ثبت كرد تا به صورت قانونی به تبلیغ بهائیت اقدام كند.49

بیت‌ العدل، مسئول امور روحانی و اداری جامعۀ بین‌المللی بهایی است و تشریع در امور غیر عبادی را انجام می‌ دهد.

هر پنج سال یك‌ بار، نُه نفر به وسیلة همة اعضای محافل ملّی بهائیان جهان انتخاب می‌شوند و بالاترین مرجع تصمیم‌گیری بیت‌العدل، دارالتبلیغ بین‌المللی است و واحدهای دیگر، زیر نظر دارالتبلیغ انجام وظیفه می‌ كنند.

هر كشور، یك محفل ملی و هر استان، یك محفل استانی و در ادامه، محفل شهرستان، محفل بخش و محفل ده قرار می‌گیرد و هریك از این محفل‌ها، چهل لُجنه (گروه) دارند.50

وجود چنین تشكیلات منسجمِ سلسله‌ مراتبی و منظم، تمام اطلاعات را از پایین به رأس رسانده و تصمیمات رهبران را سریع و صریح به دورترین نقاط عالم ـ حتی در یك روستا ـ منتقل خواهد كرد.

پیروی از دستورات محفل ملّی، بر بهائیان آن كشور واجب است و تخلّف از آن، محرومیت‌های گسترده‌ای را در پی دارد و متخلّفان به اشدّ وجه، مجازات می‌شوند.51

ساختار قدرت به طور جدی و در كلیة لایه‌های تشكیلات بهائیت به خوبی ملاحظه می‌شود؛ به طوری‌كه هیچ‌یك از اعضا، حق ندارد از آنچه درون تشكیلات می‌گذرد، بپرسد.

به گفتة عباس افندی (عبدالبها)، لِم و بِم،52 هیچ جایی در بهائیت ندارد.

بدین منظور تمام اعضا درگیر كارهای تشكیلاتی می‌ شوند و تمام وقت آنها در كلاس‌های آموزشی، مأموریت‌ها، ضیافت‌های نوزده روزه و غیره پر می‌شود53

در این صورت قدرت اندیشیدن دربارة اعمال و اهداف تشكیلات و مسائل بهائیت، از آنها گرفته می‌شود.

در صورتی‌كه عضوی، شهامت پرسش‌ كردن داشته باشد، با اقداماتی گشتا پوگونه به وسیلة مؤسسة معارف و لُجنة صیانت (مانند حفاظت اطلاعات) روبه‌رو می‌شود.

این سیستم اطلاعاتی، روابط و اعضای جدید و قدیم را به طور دقیق كنترل می‌كند.54

در صورتی‌كه عضوی مخالفت ورزد، مجازات می‌شود؛ به طوری‌كه ادامة زندگی برایش ممكن نیست. این مجازات، دو مرحله دارد: یكی طرد اداری و دیگری، طرد روحانی.

در طرد اداری، فرد خاطی از تشكیلات بهائیت و فعالیت‌ های آن كنار گذاشته می‌شود و در صورت نوع و شدّت خطا، طرد روحانی می‌ شود.

در این حالت، فرد طردشده از جامعة بهائیت كنار گذاشته می‌شود و حتی نزدیك‌ ترین افراد (مثل پدر، مادر و فرزند و همسرِ) وی، حق گفت‌وگو و ارتباط با او را ندارند.55

نمونة آن، طرد روحانی یكی از بهائیان به نام صادق آشچی، به دستور شوقی افندی، به جرم سفر به اسرائیل، بدون اجازه و برنامه‌ریزی تشكیلات است.56

یكی از بهائیان مسلمان‌شده در مصاحبه‌ای كه انجام داده، آورده است كه عده‌ای از بهائیان، در دل مسلمان‌اند و هیچ اعتقادی به بهائیت ندارند؛ ولی جرئت ابراز آن را ندارند؛ زیرا از تشكیلات بهائیت و مجازات سنگین طرد روحانی وحشت دارند و می‌ترسند كه از طرف افراد خانواده و فامیل خویش طرد شده و ادامۀ زندگی برایشان ناممكن شود.57

ج. استفاده از تكنیك كنترل ذهن

در تعریف فرقه، بیان شد كه سینگر ویژگیِ دارا بودن تكنیك كنترل ذهن را شاخص‌ترین و مهم‌ترین ویژگی هر فرقه می‌داند.

بهائیت از ابتدای تأسیس، به امر تبلیغات، اهمیت زیادی می‌داده است.

از زمان شوقی افندی، این تبلیغات بر اساس اصول روان‌شناختی و با برنامه‌ریزی‌های دقیق تشكیلاتی (همچون نقشة ده‌ ساله) همراه بوده 58 .

و امروزه نیز، با طراحی تبلیغاتی به اسم طرح روحی، انجام می‌ شود.

طرح روحی یكی از بهائیان مهاجر ایرانی به نام روحی ارباب، چند سال پیش طراحی و پس از بررسی و اجرای آزمایشی در كلمبیا به تصویب بیت‌العدل رسید و برای اجرا در كل جهان، یك راهنمای عمل شد و به تمام محافل بهایی ابلاغ گردید.

مهم‌ ترین هدف آن، ایجاد بسترهای لازم برای افزایش آمار تعداد بهاییان است.59

حدود یكصد مؤسسة‌ آموزشی، احداث شده و زمان‌ بندی‌ هایی تحت عنوان نقشه‌های پنج‌ساله و نقشه‌های چهارساله، طراحی شده است.

شعار اصلی نقشة پنج‌ساله، «دخول افواج مقبلین» نام دارد و برای كشورهای اسلامی ـ به ویژه خاورمیانه ـ استراتژی ویژه‌ای به نام استراتژی خاموش و پنهان، با زمان‌بندی بیشتری در نظر گرفته است.60

طرح روحی در ایران از شانزده سالگی آغاز می‌شود و جذب افراد به بهائیت با امور ظاهرالصلاحی همچون كارهای خیریه و عام‌ المنفعه، نظیر عیادت از بیماران در بیمارستان‌ها، نظافت پارك‌های محل و معابر كوهستانی، مراجعه به آسایشگاه سالمندان و كمك به سالخوردگان و… انجام می‌شود.

بهره‌برداری از دوستان دوران مدرسه، مهاجران فقیر افغانی، كمك مالی به خانواده‌های مستمند و ایجاد كلاس‌های آشپزی‌ و هنری، رفت و آمد به كتابخانه‌ها و سمینارهایی كه در فرهنگ‌سراها برگزار می‌شود، وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط مخفی و سپس تبلیغ بهائیت است.61

به گفتة یك بهایی مسلمان‌ شده، «هدف اصلی تبلیغات بهائیت، جذب افرادی است كه از اسلام آگاهی ندارند یا مورد تبلیغ سوء قرار گرفته‌اند؛ یا اینكه تدین نداشته و به مسائل مذهبی مقیّد نباشند.

در كل، علاقه‌ای كه هر كس به دین خود دارد را نداشته باشند.

یك عده هم كسانی هستند كه فكر می‌كنند اگر وارد این تشكیلات شوند، پول‌دار می‌شوند، یا خانم‌هایی كه دلشان می‌خواهد حجاب نداشته باشند.

آنها می‌گویند برای اینكه حرف‌های ما را بشنوی، باید تعصب را كنار بزنی.»62 به این ترتیب، فرد ذهن خود را از مطالب پیشین پاك می‌كند و حرف‌ها،‌ اصول و اعتقادات بهائیت، به تدریج جایگزین آنها می‌شود.

بهائیت از دورة كودكی، در مهد كودك‌ها تا پایان عمر، برای هر فرد بهایی برنامه دارد.

با تشكیل كلاس‌های عقیدتی، موسیقی، تفریحی، ضیافت‌های نوزده روزه، انجام دادن مأموریت‌ های تبلیغی، مراسم دعا و بسیاری برنامه‌های دیگر، كنترل زمان صورت می‌گیرد و این مشغولیت‌ها موجب عدم تفكر فرد به مسائل شخصی خود، عقاید القاء‌شده به او و حتی اندیشیدن به دوستان و خانوادة خویش می‌شود.63

فردی بهایی كه پس از آگاه و تبری جستن از بهائیت و گرایش به اسلام، خاطرات خویش را بیان كرده، می‌گوید: «[زمانی كه] معلم مهد كودك بهائیان شدم، برنامه‌هایی كه به من می‌دادند تا به بچه‌ها بیاموزم، كاملاً در راستای شست‌وشوی مغزی آنها بود و من می‌دیدم كه چگونه از سه سالگی، كودكان را به اسلام و مسلمانان بدبین می‌كردند و مغز كوچك آنها را با خرافات و اوهامی كه ارمغان بهاء و عبدالبهاء بود، پر می‌كردند و چگونه با آوردن مثال‌ها و بیان داستان‌هایی، آنان را از خارج شدن از بهائیت می‌ترساندند و با [وجود] این ترس و وحشی كه در دل كودكان از انتخاب راهی به جز راه بهاء می‌انداختند و با وحشتی كه آنان از طرد شدن و اخراج شدن از خانه و خانواده داشتند، شعار بی‌ اساس تحری حقیقت را سر می‌دادند.»64

تشكیلات بهائیت برای عضو تازه‌وارد، دوستان جدید موردنظر خود را انتخاب می‌كند و می‌كوشد تمام روابط موازی فرد با دیگران قطع شود و یا به كمترین حد برسد.

فرد جذب‌ شده از آنچه در تشكیلات در جریان است، ناآگاه نگه داشته می‌ شود.

انسان ذاتاً خداجوست؛ از این‌ رو، برای اعضا، بسیار دشوار است كه مورد غضب واقع شوند؛ زیرا به آنها القا شده كه ترك تشكیلات، مساوی با ترك خداست.

سیستم تنبیه و مجازات (طرد اداری و روحانی)، حربة مناسبی برای كنترل اعضا، درون تشكیلات است و پنهان ماندن حقایق ـ به ویژه برای جوانان و نوجوانان ـ امری ضروری است؛ به طوری‌ كه با انتشار مجلة ایام در 6 شهریور 1386، تحت عنوان بهائیت آن‌گونه كه هست، تشكیلات بهائیت اطلاعیه‌ای را برای عدم مطالعه آن صادر كرد كه در ضیافت‌های همان ماه مطرح شد.65

تشكیلات بهائیت در پوشش فعالیت‌های اقتصادی و امور عام‌ المنفعه، به تبلیغ و جذب افراد جدید اقدام می‌كند.

یكی از كارمندان شركت آب‌میوۀ رانی، پس از پی بردن به ماهیت اصلی این شركت، پس از استعفا كردن، دست به افشاگری زده است.

مدیران بهایی این شركت، با اموری چون دعوت به مراسم، بذل و بخشش‌های بی‌حساب، تأمین وسایل رفاهی و تجملّی، حقوق بالای نامتعارف، پاداش‌های چندماهه، هدیه‌های گران‌بها به مناسبت‌های گوناگون، ترتیب دادن مسافرت‌ های تفریحی و امثال آنها، كارمندان شركت را جذب اخلاق و رفتار خود كرده و به تدریج اندیشه‌ها و اعتقادات بهائیت را تبلیغ می‌ كردند.

پس از جذب افرادی كه قید و بند چندانی در دین نداشتتند، از آنها برای توزیع جزوه‌های تبلیغی در نقاط گوناگون كشور استفاده می‌كردند.66

تبلیغ، جذب و نگه‌داری اعضا به وسیلة تشكیلات بهائیت، در اولویت قرار دارد و برای گسترش امور تبلیغی، از هر نوع تكنیك و اصل روان‌شناسی استفاده می‌كند.

نتیجه‌گیری

بهائیت، آسمانی و الهی نبوده و بر اثر خواست نفسانی و شیطانی عده‌ای شكل گرفته است؛ از این‌رو، عقاید و باورهای آنها نیز با اصول مشترك ادیان الهی (توحید، نبوت و معاد) در تضاد و تناقض است. این تناقضات به حدی در متون بهایی و مسائل عقیدتی زیاد است كه رهبران این فرقه برای فرار از این تناقضات و اغلاط فراوان، مجبور شده‌اند در صدسالة اخیر، چند بار منابع مذهبی فرقۀ خود را تغییر داده، تصحیح كرده یا آنها را دور از دسترس پیروان خویش قرار دهند؛ تا آنجا كه دسترسی و مطالعۀ برخی از منابع اصلی بهائیت ـ حتی برای پیروان آن ـ ممنوع است.

با توجه به مفهوم و تعریف فرقه و ویژگی‌های آن ـ به ویژه سه ویژگی ذكر شده به وسیلة سینگر ـ رهبران اولیة بهائیت؛ با هوش، زیرك، مغلطه‌گر، مقدس‌ مآب، ریاكار و مستبد بودند و با این ویژگی‌ ها و نیز به رغم حمایت بیگانگان، موفق شدند افراد ساده‌ لوح را فریب داده و اهداف خود را پیش برند.

پس از رهبران خود انتصابیِ اولیة بهائیت، رهبران بعدی به قصد فریب افكار عمومی، با انتخابات برگزیده می‌ شوند؛ ولی همچنان عملكرد آنان با شیوه‌ای مدرن، همسو با رهبران اولیه است.

وجود تشكیلات منسجم بیت‌ العدل الاعظم، سلطة رهبران بهائیت را بر اعضای خود، تا دورافتاده‌ ترین روستاهای جهان ممكن ساخته است.

وجود ساختار هرمی قدرت، انتقال سریع اطلاعات را از قاعدة هرم به رأس آن و در نتیجه، تصمیم‌گیری رهبران و اعمال قدرت مطلقة آنان را آسان كرده است و هیچ‌یك از اعضا، حق پرسش و چون‌وچرا ندارند و در صورت پرسش، با لُجنة اطلاعاتی صیانت روبه‌رو می‌شود و اگر امتناع ورزد، با سیستم تنبیهی طرد اداری و طرد روحانی،‌ مجازات خواهد شد.

بهره‌گیری تشكیلات بهائیت از تكنیك روانی كنترل ذهن، عضوگیری اعضای جدید را با فریب و كنترل آنها را به صورت غیرمحسوس، ممكن ساخته است.

اهمیت تبلیغات برای بهائیان، باعث طراحی و اجرای برنامه‌هایی چون طرح روحی، جهت افزایش تعداد آنها در جهان شده است.

در این شیوة تبلیغی، ضمن پنهان نگه‌ داشتن اهداف و افكار اصلی تشكیلات، با توسل به امور ظاهرالصلاح، به جذب افراد ـ به ویژه جوانان ـ پرداخته و با پاك كردن افكار پیشین، اعتقادات بهائیت را جایگزین آن می‌كنند و در انجام این مراحل، با بمباران محبّت، نیت‌های خویش را عملی می‌ سازند.

نتیجة نهایی اینكه علمای اسلام و مراجع عظام تقلید، به سبب انحراف بهائیت از اصول و فروع مسلّم اسلام، آن را یك فرقة ضالّه می‌دانند و ویژگی‌های یك فرقه، از جمله داشتن رهبران مستبد و خودكامه، ساختار هرمی قدرت و استفاده از تكنیك كنترل ذهن، بر بهائیت قابل انطباق است.

پی نوشت :
1. علی ربانی‌گلپایگانی، فرق و مذاهب كلامی، ص 346-336.
2. محمدجواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامی، 91-88.
3. سعید زاهد زاهدانی، بهائیت در ایران، ص 146-145.
4. رضا برنجكار، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ص 73-65.
5. افندی شوقی، قرن بدیع «نوروز 101 بدیع»، ترجمة نصرالله مودت، ج 2، ص 122.
6. یعنی كسی كه خدا او را آشكار می كند، عنوانی ست كه باب، بعد از ادعای شریعت جدید و تالیف كتاب بیان، برای موعود بیان انتخاب كرد و زمان ظهورش را دو هزار سال بعد وعده كرد.
7. علی ربانی گلپایگانی، همان، ص 350-343.
8. سعید زاهد زاهدانی، همان، ص 196.
9. همان، ص 150.
10. محمود صدری، «بهائیت»، دانشنامة جهان اسلام، ج 4، ص 733.
11. knight hood
12. علی ربانی گلپایگانی، همان، ص 347.
13. همان، ص 348.
14. فضل الله مهتدی صبحی، خاطرات صبحی درباره بهائیگری، ص 16-10.
15. اسماعیل رائین، انشعاب در بهائیت پس از مرگ شوقی ربانی، ص 233-229.
16. همان.
17. sect
18. محمد معین، فرهنگ فارسی، ص 754.
19. حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ص 5319.
20. علی آقا نوری، خاستگاه تشیع و پیدایش فرقه‌های شیعی در عصر امامان، ص 12.
21. علی آقا بخشی، و مینو افشاری‌راد، فرهنگ علوم سیاسی، ص 482.
22. http://www.cultwatch.com
23. محمد جواد مشكور، همان، ص 45، 164،153.
24. علیرضا محمدی، همان، ص 174.
25. «فرقه‌ها چگونه عمل می‌كنند»، ویژه نامة كژ راهه ضمیمة جام جم، اسفند 1386.
26. http://www.shahrvandemroz.blogfa.com/post-609.aspx
27. استفن مور و سینكلر استفن پ، دیباچه ای بر جامعه شناسی، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، ص 340.
28. همان، 341-340
29. صالح سبحانی، «پله پله تا سیاهی»، سراب، ویژه‌نامه فرقه‌های منحرف نوپدید، ص 39.
30. همان، ص 40.
31. آناهیتا احمدی، «خدایی كه به آمریكا پناهنده شد»، سراب، ویژه نامة فرقه‌های منحرف نوپدید، ص 56-57
32. علیرضا محمدی، جریان شناسی بهائیت، ص 193.
33. حسین علی نوری، اقدس، ص 77.
34. علیرضا محمدی، همان، ص 196.
35. محمدباقر نجفی، بهائیان، صفحات مختلف.
36. خندق آبادی، جامعة‌ جعفریه، ص 36.
37. www.andisheqom.com
38. مجتبی نیكوصفت، «وعده‌های بی‌بنیاد، پیشگویی‌های معكوس»، تاریخ معاصر ایران، ش48ـ47، ص 548ـ531.
39. سعید زاهد زاهدانی، همان، ص 53.
40. از القاب باب است.
41. جی.ای اسلمنت، بهاءالله و عصر جدید، ص 58.
42. عبدالحمید اشراق خاوری، مطالع الانوار (تلخیص تاریخ نبیل زرندی)، ص 8 و12و20
43. همان 10 و 20.
44. عبدالحمید اشراق خاوری، گنجینۀ حدود واحكام، ص 421.
45. سعید زاهد زاهدانی، همان، ص 302-295.
46. شوقی افندی، قرن بدیع «نوروز 101 بدیع»، ص 146.
47. http://www.gozashtehalayande.blogfa.com/post-99.aspx
48. حسین علی نوری، همان، ص 42.
49. شوقی افندی، ص 42-41.
50. اسماعیل رائین، همان، ص 176.
51. زاهد غفاری‌هشجین و اكّار، «بهائیت و سیاست و مناسبات آن با دول خارجی». رهیافت انقلاب اسلامی، ش 14، ص 57-54.
52. چون و چرا.
53. مهناز رئوفی، سایة شوم، ج 32، ص 79 – 25.
54. علیرضا محمدی، همان، ص ‌177.
55. علیرضا روزبهانی بروجردی، در جستجوی حقیقت (كاوشی در فرقه بهائیت)، ص 87-86.
56. افندی شوقی، توقیعات مباركه ( لوح قرن)، ص 41.
57. ویژه نامۀ ایام، 1386: 59
58. لیلا چمن‌خواه، «سیاست‌های دولت پهلوی در قبال اقلیت بهائی 1357-1332»، پایان نامه دكترای دانشگاه تربیت مدرس، ص 124.
59. بهائیان بنا بر دستور بیت العدل موظف به افزایش آمار خود در جهان هستند. به عنوان مثال تا سال 2021 كه یكصدمین سالگرد در گذشت عباس افندی (عبد البهاء) است، ده درصد از جمعیت ایران، باید بهائی شوند.
60. «ماهیت و اهداف طرح روحی»، روزنامه كیهان، 22/6/1385. ص 8
61. همان
62 علیرضا محمدی، همان، ص 154-153.
63. http://www.gozashtehalayande.blogfa.com/post-99.aspx
64. «بهائیت؛ آنگونه كه هست»، ویژه نامه ایام، ضمیمه جام جم، شهریور 1386، ص 59.
65. همان.
66. http://www.gozashtehalayande.blogfa.com/post-99.aspx
منابع
احمدی، آناهیتا، «خدایی كه به آمریكا پناهنده شد»، سراب، ویژه نامة فرقه‌های منحرف نوپدید، ضمیمة جام جم، مرداد ماه 1388، ص 56-57.
اسلمنت، جی.ای، بهاءالله و عصر جدید، حیفا، چاپ محفل روحانی بهائیان، 1932.
اشراق خاوری، عبدالحمید، گنجینۀ حدود واحكام، چ سوم، تهران، موسسۀ ملی مطبوعات امری، 1327.
اشراق خاوری، عبدالحمید، مطالع الانوار (تلخیص تاریخ نبیل زرندی)، تهران، موسسۀ ملی مطبوعات امری، بی‌تا.
افندی، شوقی، توقیعات مباركه (لوح قرن)، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
ـــــ، قرن بدیع «نوروز 101 بدیع»، ترجمة نصرالله مودت، تهران، مؤسسة ملی مطبوعات امری، بی‌تا.
انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، 1381.
آقا بخشی، علی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، ویرایش ششم، تهران، چاپار، 1383.
آقانوری، علی، خاستگاه تشیع و پیدایش فرقه‌های شیعی در عصر امامان، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1385.
برنجكار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، قم، طه، 1379.
تسخیری، محمدعلی، تقاریر عن المؤتمرات الدولیه،‌ محورالاول مع مؤتمرات مجمع الفقه الاسلامی، بیروت، دار احیأ التراث العربی، 1424 قمری [2003 میلادی]. 1382.
چمن‌خواه، لیلا، «سیاست‌های دولت پهلوی در قبال اقلیت بهایی 1357-1332»، پایان نامه دكترای دانشگاه تربیت مدرس.
خندق آبادی، ، جامعة‌ جعفریه، تهران، كتابفروشی و چاپخانة پامنار، 1335.
دانش، جابر، جامعه شناسی دین، تهران، دفتر نشر معارف، 1386.
رائین، اسماعیل، انشعاب در بهائیت پس از مرگ شوقی ربانی، تهران، موسسه رائین، 1357.
ربانی گلپایگانی، علی،فرق و مذاهب كلامی، قم، مركز جهانی علوم اسلامی، 1383.
روز بهانی بروجردی، علیرضا، در جستجوی حقیقت (كاوشی در فرقه بهائیت)، چ دوم، قم، مركز مدیریت حوزة علمیه قم، 1389.
رئوفی، مهناز، سایة شوم، [نیمة پنهان، جلد 32]، تهران، كیهان، 1388.
زاهد زاهدانی، سعید، بهائیت در ایران، چ پنجم، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1390.
سبحانی، صالح، «پله پله تا سیاهی»، سراب، ویژه نامه فرقه‌های منحرف نوپدید، ضمیمة جام جم، مرداد 1388، ص 43-40.
شاكرین،‌ حمیدرضا، «چرا اسلام؟». ماهنامة معارف، ش51، آذرماه، 1386، ص 67-50.
صدری، محمود، «بهائیت». دانشنامة جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، ص 19-16؛ ج 4 ص 733، 1375.
غفاری هشجین، زاهد و اكّار،‌ حمید، «بهائیت و سیاست و مناسبات آن با دول خارجی». رهیافت انقلاب اسلامی، سال پنجم، ش‌ 14، بهار، ص 68-51.
گیندز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمة منوچهر صبوری، چ نهم، تهران، نی، 1382.
محمدی، علیرضا، 1389، جریان شناسی بهائیت، چ دوم، قم، دفتر نشر معارف، 1382.
مشكور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، چ سوم، مشهد، آستان قدس رضوی، 1375.
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیر كبیر، 1362.
مور، استفن و سینكلر استفن پ، دیباچه‌ای بر جامعه شناسی، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران، ققنوس، 1376.
مهتدی صبحی، فضل‌الله، خاطرات صبحی درباره بهائیگری، چ سوم، تبریز، چاپخانه علمیه، 1344.
نجفی، محمدباقر، بهائیان، تهران، مشعر، 1380.
نوری، حسین علی، اقدس، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
نیكوصفت، مجبتی، «وعده‌های بی بنیاد، پیشگویی‌های معكوس»، تخصصی تاریخ معاصر ایران، سال 12 ش 48ـ47، پاییز و زمستان، 1387، ص 569-531.
همیلتون، ملكم، جامعه‌شناسی دین، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، 1377.
«ماهیت و اهداف طرح روحی»، روزنامه كیهان، 22/6/1385، ص 8.
«ویژه نامه ایام، بهائیت؛ آنگونه كه هست»، ضمیمه جام جم، شهریور 1386.
«ویژه نامة كژ راهه، فرقه‌ها چگونه عمل می‌كنند»، ضمیمة جام جم، اسفند1386.