گناهان کبیره

نوشته‌ها

آیا پرداخت نکردن خمس جز گناهان کبیره است؟

چکیده

خمس یکی از فرایض و واجبات دین اسلام است. قرآن مجید در بیان اهمیت آن، ایمان را با آن پیوند زده است و می فرماید: «بدانید آنچه را که سود می برید، یک پنجم آن، برای خدا و رسول خدا (ص) و خویشاوندان او و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است، اگر به خدا ایمان دارید و …[۱]» آیه مربوط به وجوب خمس که در سوره انفال آمده است بسیار گویا و از دلالت خوبی بر خوردار است.

 

مرحوم علامه طباطبائی ره در تفسیر این آیه می فرماید: «غنم» و «غنیمت»، به معنای رسیدن به در آمد از راه تجارت و یا صنعت و یا جنگ است[۲] و مورد آیه اگر چه غنیمت جنگی است ولی مورد و مصداق نمی تواند مخصص معنا باشد[۳]. پس معنی آیه عام است و از ظاهر آیه چنین بر می آید که حکم مورد نظر مربوط به هر چیزی است که غنیمت شمرده شود هر چند غنیمت جنگی گرفته شده از کفار نباشد مانند معادن و گنج و مرواریدهای که با غواصی از دریا بدست می آید و … امام جواد (ع) فرمود: غنائم و فوائدی (هر گونه سود و در آمدی) که به شما می رسد پرداخت خمس آن واجب است. بعد حضرت آیه ی خمس را تلاوت فرمودند. [۴]

در مصادر اهل سنت هم روایات زیادی وجود دارد که خمس در زمان خود رسول الله تقسیم شد و حضرت تا زنده بود این واجب را اداء می کرد، سیوطی از ابن ابی شیبه از جبیر بن مطعم نقل می کند: رسول خدا (ص) سهم ذی القربی را میان بنی هاشم و بنی عبدالمطلب تقسیم کرد، آنگاه من و عثمان بن عفان پیش او رفته و از وی خواستار سهم شدیم و گفتیم: آیا به برادران ما از بنی مطلب می دهی و به ما نمی دهی؟ با این که ما و ایشان از جهت خویشاوندی در یک رتبه هستیم؟ فرمود: آنان در جاهلیت و هم در اسلام هرگز از ما جدا نبودند[۵].[۶]

ملاک کبیره بودن گناه:

در این که ملاک گناهان کبیره چیست و چه گناهی کبیره است چند نظر وجود دارد:

  1. هر گناهی که در قرآن و حدیث به کبیره بودن آن تصریح شده باشد.
  2. هر معصیتی که در قرآن مجید یا سنت معتبره، وعده آتش جهنم بر ارتکاب آن رسیده باشد.
  3. هر گناهی که در قرآن و سنت، از گناهانی که کبیره بودن آن مسلم است، بزرگ تر شمرده شده باشد.
  4. هر گناهی که نزد متدینین و متشرعین بزرگ شمرده شود به طوری که یقین حاصل شود که بزرگی آن منتهی به زمان معصوم(ع) می شود.[۷]
  5. تمام گناهان کبیره اند، زیرا همان طور که در روایات آمده است هیچگاه نباید به کوچکی گناه نگاه کرد بلکه نگاه به بزرگی کسی کنید که نسبت به او گناه واقع می شود.[۸] امام صادق (ع) می فرماید: به خوردی(ناچیزی) گناه نگاه نکنید بلکه بنگرید نسبت به چه کسی گستاخی کرده اید.[۹]

البته آن کسانی که گناه را به صغیره و کبیره تقسیم کرده اند نیز در شرایط زیر صغیره را کبیره می دانند.[۱۰]

اصرار بر صغیره (تکرار صغیره): پیامبر می فرماید: با استغفار (از انجام گناه کبیره) گناه کبیره معنا ندارد (گناه کبیره آمرزیده می شود) و با اصرار (انجام گناه صغیره و تکرار آن ) صغیره معنا ندارد .(به گناه کبیره تبدیل می شود).[۱۱]

کوچک شمردن گناه حضرت علی (ع) فرمودند: بزرگترین گناه گناهی است که صاحبش آن را کوچک بشمارد.[۱۲]

خوشحالی بر گناه: پیامبر می فرماید: کسی که گناه می کند در حالی که (بر انجام) خندان باشد داخل در آتش می گردد در حالی که گریان است[۱۳].[۱۴]

بنابر این باید در باره گناه نپرداختن خمس به متون دینی مراجعه کرد و دید که آیا ملاک های کبیره بودن گناه در این جا وجود دارد یا نه؟ با نگاهی به روایات در می یابیم که برخی از ملاک های مطرح شده، نسبت به کسانی که خمس نمی پردازند وارد شده است که از باب نمونه به چند روایت اشاره می شود:

ابو بصیر مى‏ گوید: از امام باقر (ع) شنیدم که مى‏ فرمود: هر کس چیزى از خمس را خریدارى کند، خداوند عذر او را نمى‏ پذیرد. او چیزى را خریده که برایش حلال نیست. [۱۵]

از حضرت مهدى (ع) نقل شده است: به نام خداوند بخشاینده مهربان. لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر کسى که یک درهم حرام از مال ما بخورد. [۱۶]

باز از آن حضرت (ع) نقل شده است: امّا آنان که اموال ما را در اختیار گرفته ‏اند، هر کس چیزى از آن را حلال بداند و بخورد یقینا آتش خورده است.[۱۷]

از على (ع) نقل شده که فرمود: هر که مالش فراوان گردد و حقّ آن را ادا نکند روز قیامت مال او تبدیل به مارهائى مى ‏شود که پیوسته او را مى‏ گزند.[۱۸]

از هشام بن حکم از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: هر کس حقّ خدا را ندهد، دو برابر آن را در باطل خرج خواهد کرد.[۱۹].

 پی نوشتها

[۱]  وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ …؛ انفال، ۴۱.

[۲]  ترجمه تفسیرالمیزان، ج ۹، ص ۱۱۸.

[۳]  ترجمه تفسیرالمیزان، ج  ۹ ، ص ۱۲۰.

[۴]  وسائل الشیعه، ج ۶، باب ۸ (ابواب ما یحب فیه الخمس) ج، ۵.

[۵]  الدر المنثور، ج ۳، ص ۱۸۶، به نقل المیزان، ج ۹، ص ۱۳۸.

[۶]  اقتباس از نمایه شماره ۸۹۸ (سایت: ۹۸۶).

[۷]  شهید دستغیب، گناهان کبیره ج ۱، ص ۲۶.

[۸]  صاحبقرانی، ج ۲، ص ۳۶۸.

[۹]  میزان الحکمه، ۶۶۰۲:” لا تنظرو الی صغر الذنب و لکن انظروا الی من اجتر أثم .   “

[۱۰]  گناهان کبیره، ج ۲، صص ۲۷۳ و ۲۷۹.

[۱۱]  میزان الحکمه، ۶۶۱۷:” لا کبیر مع الاستغفار و لا صغیر مع الاصرار.”

[۱۲]  میزان الحکمه :” ۶۵۶۲ اشدا لذنوب عندالله سبحانه ما استهان به راکبه.”

[۱۳]  گناهان کبیره، ص ۲۸۰، بحار ج ۶، ص ۳۶ :” من اذنب ذنباً و هو ضاحک دخل النار.”

[۱۴]  اقتباس از نمایه شماره ۸۴۳ (سایت: ۹۱۴).

[۱۵]  الحکم الزاهره با ترجمه انصارى، ص: ۳۱۳… عن ابی بصیر عن ابی جعفر علیه السّلام قال: سمعته یقول: من اشترى شیئا من الخمس لم یعذره اللَّه، اشترى ما لا یحلّ له.الوسائل ج۶، ص ۳۳۸.

[۱۶]  همان، عن المهدی علیه السّلام: بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم لعنه اللَّه و الملائکه و النّاس اجمعین على من اکل من مالنا درهما حراما.  بحار ج۵۳، ص ۱۸۴ الاحتجاج ۲ج، ۳۰۰

[۱۷]  عن المهدی علیه السّلام: و امّا المتلبّسون بأموالنا فمن استحلّ منها شیئا فأکله فإنّما یأکل النّیران.اعلام الورى، ص ۴۲۴ کشف الغمه ج۲، ص ۵۳۲.

[۱۸]  عن علیّ علیه السّلام إنّه قال: من کثر ماله و لم یعط حقّه فإنّما ماله حیّات ینهشه یوم القیامه.بحار ۹۶، ۲۹.

[۱۹]  … عن هشام بن الحکم عن ابی عبد اللَّه علیه السّلام قال: من منع حقّا للَّه عزّ و جلّ أنفق فی باطل مثلیه.الکافی ج۳، ص ۵۰۶.

منبع: اسلام کوئیست

ربا در احادیث اهل بیت (علیهم السلام)

     (۱) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) :

     إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَعَنَ آکِلَ الرِّبَا وَ مُؤْکِلَهُ وَ کَاتِبَهُ وَ شَاهدَیْه؛ خداى عز و جل رباخوار و ربا دهنده و نویسنده و شاهد بر آن را لعنت کرده است.

    (من لا یحضره الفقیه ج ۴ ، ص ۸ ، ح ۴۹۶۸ ؛ امالى(صدوق) ص ۴۲۵ ، ح ۱)

     (۲) امام صادق (علیه السلام) :

    دِرْهَمُ رِبا أَعْظَمُ عِنْدَ اللّه مِنْ سَبْعینَ زِنْیَهً بِذاتِ مَحْرَمٍ فى بَیْتِ اللّه الْحَرامِ و قال: الربا سبعون جزءا أیسره ان ینکح الرجل امه فی بیت الله الحرام‏؛ یک درهم ربا نزد خداوند سنگین تر است از هفتاد بار زنا کردن با محارم در خانه خدا و فرمود ربا هفتاد جزء دارد که آسانترینش اینست که مرد با مادرش در بیت الله الحرام ازدواج کند.

    (بحار الانوار(ط-بیروت) ج ۱۰۰ ، ص ۱۱۷ ، ح ۱۳ ؛ تفسیر نور نورالثقلین ج ۱، ص ۲۹۵، ح ۱۱۷۷)

     (۳) امام باقر (علیه السلام) :

    إِنَّما حَرَّمَ اللّه عَز وَ جَلَّ الرِّبا لِئَلاّ یَذْهَبَ الْمَعْروفُ؛ خداى عز و جل ربا را حرام فرمود تا احسان کردن از بین نرود.

    (من لا یحضره الفقیه ج ۳ ، ص ۵۶۶ ، ح ۴۹۳۶)

     (۴) امام صادق (علیه السلام) :

    آکِلُ الرِّبا لا یَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیا حَتّى یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ؛ ربا خوار از دنیا نرود، تا آن که شیطان دیوانه اش کند.

    (بحارالانوار(ط-بیروت) ج ۱۰۰  ، ص ۱۲۰، ح ۳۰)

     (۵) امام على (علیه السلام) :

     یَا مَعْشَرَ التُّجَّار الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ وَ اللَّهِ لَلرِّبَا فِی هَذِه الْأُمَّهِ أَخْفَى مِنْ دَبِیبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا؛ اى گروه تاجران! ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید!ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید!ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید! به خدا قسم که ربا در میان این امت ناپیداتر از حرکت مورچه بر روى تخته سنگ است.

    (کافی(ط-الاسلامیه) ج ۵ ، ص ۱۵۰ ، ح ۱ ؛ من لا یحضره الفقیه ج ۳ ، ص ۱۹۵ ، ح ۳۷۳۱)

     (۶) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):

    مَنْ أَکَلَ الرِّبا مَلأَ اللّه عَز َّوَ جَلَّ بَطْنَهُ مِنْ نارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ ما أَکَلَ ، و إِنِ اکْتَسَـبَ مِنْهُ مالاً لا یَقْبَلُ اللّه تَعالى مِنْهُ شَیْـئا مِنْ عَمَلِهِ ، و لَمْ یَزَلْ فى لَعْنَهِ اللّه و الْمَلائِکَهِ ما کانَ عِنْدَهُ مِنْهُ قیراطٌ واحِدٌ؛ هر کس ربا بخورد خداوند عز و جل به اندازه ربایى که خورده شکمش را از آتش دوزخ پر کند و اگر از طریق ربا مالى به دست آورد، خداى تعالى هیچ عمل او را نپذیرد و تا زمانى که قیراطى (کمترین مقدار) از مال ربا نزدش باشد، پیوسته خداوند و فرشتگانش او را نفرین کنند.

    (بحار الانوار(ط-بیروت) ج ۷۳ ، ص ۳۶۴ ، ح ۳۰ { شبیه این  در ثواب الاعمال ص ۲۸۵})

     (۷) امام صادق علیه  السلام :

    إِنَّهُ لَو کانَ الرِّبا حَلالاً لَتَرَکَ النّاسُ التِّجاراتِ وَ ما یَحْتاجونَ إِلَیْهِ فَحَرَّمَ اللّه  الرِّبا لِیَفِرَّ النّاسُ مِنَ الْحَرامِ إلَى الْحَلالِ وَ إِلَى التِّجاراتِ وَ إِلَى الْبَیْعِ و الشِّراءِ فَیَبْقى ذلِکَ بَیْنَهُمْ فِى الْقَرْضِ؛ براستى، اگر ربا حلال بود، مردم تجارت و تلاش براى معاش را رها مى کردند. به همین دلیل خداوند ربا را حرام کرد تا مردم از حرام به حلال و تجارت و خرید و فروش رو بیاورند و به یکدیگر قرض بدهند.

    (من لایحضره الفقیه ج ۳، ص ۵۶۷، ح ۴۹۳۷)

     (۸) امام صادق (علیه السلام) :

    {لَمّا سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللّه عَز َّو َجَلَّ } (یَمْحَقُ اللّه الرِّبا وَ یُرْبِى الصَّدَقاتِ) و َقَد أَرى مَنْ یَأْکُلُ الرِّبا یَرْبُو مالُهُ؟ فقال فَأَىُّ مَحْقٍ أَمْحَقُ مِنْ دِرْهَمِ رِبا یَمْحَقُ الدّینَ فَإِنْ تابَ مِنْهُ ذَهَبَ مالُهُ وَ افْتَقَرَ؛ مردى از امام صادق (علیه السلام) درباره آیه «خداوند ربا را نابود مى کند و صدقات را افزایش مى دهد» سئوال کرد و گفت: گاه کسى را مى بینم که ربا مى خورد و با این حال ثروتش زیاد مى شود؟ حضرت فرمودند: کدام نابودى، نابود کننده تر از یک درهم ربا که دین را نابود مى کند. که اگر توبه هم کند ثروتش از دست مى رود و فقیر مى شود.

    (تهذیب الاحکام(تحقیق خرسان) ج ۷، ص ۱۹، ح ۶۵ ؛ من لا یحضره الفقیه ج۳ ، ص ۲۷۹ ، ح ۴۰۰۵)

     (۱۰) امام رضا (علیه السلام) :

    اِعْلَمْ یَرْحَمُکَ اللّه  اَنَ الرِّبا حَرامٌ سُحتٌ،مِنَ الکَبائِرِ وَ مِمّا قَدْ وَعَدَ اللّه عَلَیْهِ النّارَ فَنَعوذُ بِاللّه مِنْها، وَ هوَ مُحَرَّمٌ عَلى لِسانِ کُلِّ نَبىٍّ وَ فى کُلِّ کِتابٍ؛ خدایت رحمت کند! بدان که ربا حرام و از گناهان کبیره است و خداوند بر آن وعده آتش داده است پس پناه مى بریم به خدا از آتش. ربا را همه پیامبران و همه کتاب هاى آسمانى حرام کرده اند.

    (فقه الرضا (علیه السلام) ص ۲۵۶)

     (۱۱) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) :

    اِذا ظَهَرَ الزِّنا وَ الرِّبا فى قَرْیَهٍ فَقَدْ اَحَلّوا بِاَنْفُسِهِمْ عَذابَ اللّه ؛ هرگاه زنا و ربا در جایى آشکار شود، مردم آنجا خود را در عذاب خدا افکنده اند.

    (نهج الفصاحه ص ۱۹۶ ، ح ۱۱۸)

     (۱۲) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) :

    اِنَّ اَخْوَفَ ما اَخافُ عَلى اُمَّتى مِنْ بَعْدى هذِه الْمَکاسِبُ المُحَرَّمَهُ وَ الشَّهْوَهُ الخَفیَّهُ وَ الرِّبا؛ آنچه بیش از هر چیز بر امتم بعد از خود مى ترسم، درآمدهاى حرام، هواپرستى پنهان و رباست.

    (مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج ۱۳ ، ص ۶۷ ، ح ۱۴۷۶۳؛ بحارالانوار(ط-بیروت) ج ۱۰۰ ، ص ۵۴، ح ۲۶)

     (۱۳) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) :

    اَلرِّبا وَ اِنْ کَثُرَ فَاِنَّ عاقِبَتَهُ تَصیرُ اِلى قُلٍّ؛ سود ربا گرچه بسیار باشد ولى سرانجام به کمى (و بى برکتى) مى گراید.

    (نهج الفصاحه ص ۵۰۷ ، ح ۱۶۸۴)

     (۱۴) امام کاظم (علیه السلام) :

     سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَعْطَى رَجُلًا مِائَهَ دِرْهَمٍ یَعْمَلُ بِهَا عَلَى أَنْ یُعْطِیَهُ خَمْسَهَ دَرَاهمَ أَوْ أَقَلَّ أَوْ أَکْثَرَ هَلْ یَحِلُّ ذَلِکَ قَالَ لَا هَذَا الرِّبَا مَحْضاً؛ در مورد مردى که صد درهم قرض به دیگرى داد به این شرط که پنج درهم یا کمتر یا بیشتر به او بدهد پرسیدم؟ فرمودند: این عمل رباى محض است.

   (وسائل الشیعه ج ۱۸، ص ۱۳۷ ، ح ۲۳۳۲۵)

     (۱۵) امام رضا (علیه السلام) :

    لَیْسَ بَیْنَ الْوالِدِ وَ وَلَدِهِ رِبا وَ لا بَیْنَ الزَّوْجِ وَ الْمَرأَهِ رِبا؛ بین پدر و فرزند و بین شوهر و همسرش ربا (حرام) نیست.

    (فقه الرضا (علیه السلام) ص ۲۵۸)

     (۱۶) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) :

    لَیْسَ بَیْنَنا وَ بَیْنَ اَهْلِ حَرْبِنا رِبا، نَأْخُذُ مِنْهُمْ اَلْفِ دِرْهَمٍ بِدِرْهَمٍ وَ نَاْخُذُ مِنْهُمْ وَ لا نُعْطیهِمْ؛ بین ما و دشمنانمان، ربا (حرام) نیست، از آنان هزاران درهم در مقابل یک درهم مى گیریم  آرى، از آنان ربا مى گیریم و به آنان ربا نمى دهیم.

    (تهذیب الاحکام(تحقیق خرسان) ج ۷ ، ص ۱۸ ، ح ۷۷ ؛ من لا یحضره الفقیه ج ۳ ، ص ۲۷۷ ، ح ۴۰۰۰ ؛ کافی(ط-الاسلامیه) ج ۵ ، ص ۱۴۷ ، ح ۲)

     (۱۷) امام صادق (علیه السلام) :

    (عَنْ اَبى بصیرٍ قال) قُلْتُ: آکِلُ الرِّبا بَعْدَ البَیِّنَهِ؟ قالَ: یُؤَدَّبُ فَاِنْ عادَ اُدِّبَ فَاِنْ عادَ قُتِلَ؛ (ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) پرسید) حکم رباخوار بعد از روشن بودن حکم ربا براى وى چیست؟ حضرت فرمودند: تأدیب مى شود و اگر (براى بار دوم) ربا گرفت باز تأدیب مى شود و (براى بار سوّم) اگر ربا گرفت، کشته مى شود.

    (کافى(ط-الاسلامیه) ج ۷، ص ۲۴۲، ح ۹)

     (۱۸) امام صادق (علیه السلام) :

    لَوْ أَنَّ رَجُلًا وَرِثَ مِنْ أَبِیهِ مَالًا وَ قَدْ عَرَفَ أَنَّ فِی ذَلِکَ الْمَالِ رِبًا وَ لَکِنْ قَدِ اخْتَلَطَ فِی التِّجَارَهِ بِغَیْرِهِ حَلَالٍ کَانَ حَلَالًا طَیِّباً فَلْیَأْکُلْهُ وَ إِنْ عَرَفَ مِنْهُ شَیْئاً أَنَّهُ رِبًا فَلْیَأْخُذْ رَأْسَ مَالِهِ وَ لْیَرُدَّ الرِّبَا؛ اگر کسى از پدرش مالى به ارث ببرد و بداند که در آن مال ربا وجود دارد، ولى مال ربوى با مال هاى دیگر مخلوط شده، آن مال براى او حلال و پاکیزه است و مى تواند از آن استفاده کند، و اگر به ربوى بودن مقدار مشخصى از آن یقین دارد باید اصل مال را براى خود بردارد و مال ربوى را به صاحبش رد نماید.

    (کافى(ط-الاسلامیه) ج ۵، ص ۱۴۵، ح ۴)

     (۱۹) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) :

    مَن باعَ وَ اشتَرَی فَلیَحفَظ خَمسَ خِصال وَ إلّا فَلا یَشتَرینَّ وَ لَا یَبیعَنَّ: ألرِّبا وَ الحَلفَ وَ کِتمانَ العَیبِ وَ الحَمدَ إذا باع وَ الذَّمَّ إذا اشتَرَی؛ هر که تجارت می کند باید از پنج چیز دوری گزیند و گرنه اصلا خرید و فروش نکند: ربا، قسم خوردن، کتمان عیب، تعریف از کالایی که می فروشد و بدگویی از کالایی که می خرد.

    (من لا یحضره الفقیه  ج ۳ ، ص ۱۹۴ ، ح ۳۷۲۷)

منبع: سایت شهید آوینی.

اصحاب از دیدگاه اهل سنت

یکی از باورهای دینی اهل سنت اعتقاد آنان به عدالت و صالح بودن عموم اصحاب و همراهان پیامبر(علیه السلام) است. شگفتی این اعتقاد آنگاه بیشتر آشکار می­ گردد که با توجه به تعریف موسع آنان از مفهوم صحابه، همه کسانی را که حتی لحظه­ ای با پیامبر ملاقات داشته­ اند جزء صحابه دانسته و قائل به عدالت و صالح بودن همه آنها بشویم؛ زیرا اهل سنت از یک سوی اصحاب را به همه کسانی تفسیر می­ کنند که پیامبر را ولو به مدت یک لحظه ملاقات کرده باشد و به ظاهر در حال اسلام از دنیا رفته باشد.[۱] و از سوی دیگر حکم به عدالت و صالح بودن همه این افراد کرده و همه را شایسته احترام و تکریم ­می­ دانند. لازمه عقیده اهل سنت درباره صحابه این است که صحابه پیامبر(صلی الله علیه و آله) یک نوع مصونیت دینى دارند. زیرا هر کارى که انجام بدهند نباید آنها را به فسق متهم کرد و هیچ کس حق کمترین اعتراضى را نسبت ‏به آنها ندارد، بلکه همگان باید در صدد توجیه و تاویل کارهاى آنها باشند و با نگاه خوش‏بینانه و حسن ظن به عملکردهاى آنها هرچند ارتکاب گناهان کبیره باشد، نگاه کنند و اگر هم نتوانستند توجیه کنند سکوت کرده و از اظهار نظر چشم ‏پوشى نمایند و بر تایید این دیدگاه خویش روایتى هم از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل مى‏کنند که فرمود: «اذا ذکر القدر فامسکوا و اذا ذکر اصحابى فامسکوا» یعنى، هنگامى که سخن از قدر به میان آید از سخن گفتن باز ایستید و هنگامى که در مورد اصحاب من سخن به میان آمد از سخن گفتن باز ایستید .سعد الدین تفتازانى در این رابطه مى‏ گوید: ­«یجب تعظیم الصحابه و الکف عن مطاعنهم و حمل ما یوجب بظاهره الطعن فیهم على محامل و تاویلات …»[۲] بزرگداشت صحابه و خوددارى از نکوهش و سرزنش آنها و حمل و توجیه کارهایى که ظاهرش ناخوشایند مى ‏باشد واجب و لازم است.

در این جا چند سؤال مطرح می شود که اهل سنت باید جواب آنها را بدهند:

  1. آیا در میان صحابه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) افرادی که مرتکب گناه و جنایت شده باشد وجود نداشته است؟ اگر وجود داشته چگونه انسانهای معصیت کار عادل شمرده شده و از یاران پیامبر اسلام قرار داده می شوند؟
  2. آیا جنگهای خونینی از قبیل جنگ صفین، جنگ جمل، جنگ نهروان و نیز حمله بر خانه عثمان خلیفه سوم از سوی صحابه حادث نشدند؟ با کدام دلیل به عدالت همه آنان می توان حکم نمود؟
  3. آیا افراد مانند ولید بن عقبه و خالد بن ولید و امثال آنها که در میان صحابه کم نبودند، با کدام وجدان می توان آنان را از یاران و دوستان پیامبر اسلام شمرد؟ آیا داشتن اینگونه یاران و دوستان برای کسانی دیگر مایه شرم و سرافکندگی نیست؟
  4. ایا اهل سنت درباره اصحابی که هم فاسق هستند و هم عادل قائل به اجتماع نقیضین نشده اند؟

پی نوشتها

[۱]. «والأصح ما قیل فی تعریف الصحابی انه من لقی النبی صلى الله علیه وسلم فی حیاته مسلما ومات على اسلامه» ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول ۱۴۱۵، ج۱، ص۸.

[۲]. سعد الدین التفتازانی، شرح المقاصد، الشریف الرضی، قم، چاپ اول ۱۴۰۹، ج۵، ص ۳۰۳.

یأس و ناامیدى از رحمت خدا و مذمت آن

یأس از روح الله از جمله مهلکات عظیمه بلکه گناهان کبیره است و در کتاب کریم نهى صریح از آن شده، چنانچه مى فرماید:

«یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى  أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ ».[۱] یعنى: «اى بندگان من که بر خود ستم و اسراف کرده اید! از رحمت خدا نا امید نشوید».

و باز مى فرماید: «وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَهِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ ».[۲] یعنى: «کیست که ناامید از رحمت خدا شود، مگر گمراهان و اهل ضلالت».

بلکه از بعضى آیات معلوم مى شود که یأس از رحمت خدا موجب کفر است، چنانکه مى فرماید:

«لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ »[۳] یعنى: «مأیوس نمى شود از رحمت خدا مگر کفار».

و مروى است که: «مردى از بسیارى گناهان، این قدر خائف شده بود که از آمرزش خود ناامید بود. حضرت امیر المؤمنین- علیه السّلام- به او فرمودند: اى مرد! مأیوسى تو از رحمت خدا بدتر است از گناهانى که کرده اى».[۴] و روزى حضرت رسول- صلّى اللّه علیه و آله- فرمودند که: «اگر بدانید آنچه را من مى دانم، کم خواهید خندید و بسیار خواهید گریست. و به بیابانها و صحراها بیرون خواهید رفت. و بر سینه هاى خود خواهید زد. و پناه به پروردگار خود خواهید برد. پس جبرئیل- علیه السّلام- نازل شد و گفت: پروردگارت مى فرماید که: بندگان مرا از من نا امید مکن».[۵] و مروى است که: «مردى بود در بنى اسرائیل که مردم را از رحمت خدا نا امید مى کرد و ایشان را بسیار مى ترسانید. در روز قیامت خدا به او خواهد فرمود که: امروز من تو را از رحمت خود مأیوس مى کنم، همچنان که تو بندگان مرا از من ناامید مى ساختى».[۶]

و همین قدر بس است در مذّمت صفت یأس، که: آدمى را از محبت خدا که سر همه فضایل و بالاترین آنهاست باز مى دارد، زیرا که تا کسى به دیگرى امیدوار نباشد او را دوست نمى دارد. و همچنین این صفت باعث بازماندن از طاعت و عبادت مى شود، زیرا که باعث بر عمل، نشاط خاطر و امیدوارى به مکافات آن است.

و آنچه رسیده است در مذمت ظن بد به خدا- چنانکه مذکور خواهد شد- دلالت بر مذّمت این صفت نیز مى کند. پس بر هر کسى لازم است که از این صفت مجتنب باشد. و علاج آن به تحصیل ضدّ آن است، که صفت رجاء و امیدوارى به رحمت خداست، چنانکه بیاید.[۷]

پی نوشتها:

[۱]. زمر،( سوره ۳۹)، آیه ۵۳٫

[۲]. حجر،( سوره ۱۵)، آیه ۵۶٫

[۳]. یوسف،( سوره ۱۲)، آیه ۸۷٫

[۴]. احیاء العلوم، ج ۴، ص ۱۲۵ و ۱۲۶٫ و محجّه البیضاء، ج ۷، ص ۲۵۳٫

[۵]. مستدرک حاکم، ج ۴، ص ۵۷۹٫

.[۶] محجه البیضاء، ج ۷، ص ۲۵۴ و احیاء العلوم، ج ۴، ص ۱۲۶٫

[۷]. برگرفته از: نراقى، احمد بن محمدمهدى، معراج السعاده، ص۲۰۰-۲۰۱، هجرت – ایران – قم، چاپ: ۶، ۱۳۷۸ ه.ش.

عاق والدین

عاق والدین، یکی از گناهان کبیره‌ است و فهم این که چرا عاق والدین از جمله گناهان کبیره است، مسبوق به فهم عظمت احترام، نیکی و اطاعت از پدر و مادر است؛ پس اگر کسی نیکی به پدر و مادر را بفهمد، آنگاه بزرگی گناه عاق والدین را خواهد فهمید.

سلب توفیق عبادت از آثار عاق والدین است

روایتی از امام رضا(علیه السلام) در وسائل الشیعه ج ۱۵ نقل شده است که در آن امام رضا(علیه السلام) دلایل تحریم و جزو کبائر بودن عاق والدین را بیان می‌کند؛ در آن روایت آمده است که امام می‌فرماید: خداوند بدان دلیل عاق والدین را حرام اعلام کرده است که باعث سلب توفیق اطاعت خداوند می‌شود.
کسی که به عبادت خداوند می‌پردازد، باید بداند که در مرحله اول، خداوند به او توفیق طاعت را داده است، اگر به این امر توجه تام داشته باشد، لذا دچار صفت رذیله عٌجب نمی‌شود. فی الواقع عبد سالک در مقام عبودیت به جایی می‌رسد که می‌فهمد که هر مقدار در عبادت خداوند موفق باشد،‌ این موفقیت از ناحیه خودش نیست،‌ بلکه توفیق خداوند است که نصیب حال او شده است.
حال می‌توان به جواب این پرسش دست یافت که چرا اولیای الهی با وجود آن که دارای مراتب عالی هستند، خضوع و خشوع بیشتری دارند؟ سالک الی الله قادر به این فهم است که هر کس به بستر عبودیت ورود پیدا کند، می‌فهمد که این طاعت، توفیق‌اش از ناحیه حضرت حق است؛ لذا هر مقدار که سالک توفیق برای طاعت پیدا می‌کند، احساس ذلیل بودن و خوار بودن در مقابل حضرت حق بیشتر می‌شود.

سالک باید بر این امر اعتراف داشته باشد که اگر قرار بود به تنهایی به مقام عبودیت برسد، غیر ممکن می‌بود؛ لذا این طاعت‌ها از ناحیه حضرت حق است، بنابراین در بستر توفیق‌های الهی است که انسان به مقام‌های الهی می‌رسد و در روایت قدسی امده است که انسان در مقام اطاعت و عبودیت، همانند خداوند می‌شود «اجعلک مثلی» و آنچه باعث می‌شود انسان از این توفیق‌های الهی محروم شود، عاق والدین است.

خروج از دایره بندگی خداوند؛ نتیجه عاق والدین قرار گرفتن است

از آقا علی دامغانی(ره)، از عارفان واصل نقل شده است که نخستین نتیجه عاق والدین این است که انسان از دایره عبودیت خارج می‌شود. به تعبیر ساده، عاق والدین منجر به این می‌شود که انسان لایق بنده بودن خداوند را از دست بدهد و دیگر خداوند او را نمی‌پذیرد؛ بنابراین اگر کسی مورد عاق والدین قرار گرفت در أسفل السافلین درجات قرار می‌گیرد.
برخی از اذکار و اعمال هستند که انسان سالک را در سلوک خیلی کمک می‌کند و از آیت‌الله مرعشی(ره) نجفی نقل شده است: جوانی به سراغ فیض کاشانی(ره) رفت و اصرار بسیاری بر دریافت دستورالعمل سلوک‌ عرفانی داشت؛ سیمای و اصرار جوان بر سلوک بر جناب فیض کاشانی(ره) خوش‌آیند آمد، بنابراین دستورالعملی برای چلّه نشینی به او داد و بعد از مدتی جوان به درگاه فیض کاشانی(ره) مراجعت کرد و اوضاع احوال خود را برای فیض بیان کرد؛ این در حالی بود که هیچ تغییری در او ایجاد نشده بود؛ لذا فیض دستور چلّه نشینی دوم را داد ولی بعد چهل روز و با مراجعت دوباره، بازهم هیج تغییری در احوال‌های جوان دیده نشد، بنابراین فیض فهمید که مشکلی در کار است؛ از جوان پرسید آیا تمام دستورالعمل را عمل می‌کنی؟! که جواب مثبت شنید ولی در عین حال جوان به او گفته بود که گاهی اوقات حال خوشی از برای عمل کردن به آن دستور العمل را ندارم؛ که فیض به او گفته بود «آیا به دستور العمل‌های من شک داری؟!» که جواب منفی شنید، فیض پس از تأملی از جوان پرسیده بود که رفتارت با پدر و مادر چگونه است؟ که از جوان پاسخ شنیده بود که گاهی اوقات رفتار‌های پدر و مادرم بر من سخت می‌آید، لذا نگاه‌ خشم‌آلودی می‌کنم، در این حال فیض تغییر حالت می‌دهد و می‌گوید این دستورالعملی را که به تو دادم اگر انجام می‌دادی سرعت سلوکت بسیار زیاد بود، ولی نگاه خشم‌آلود تو به پدر و مادرت، توفیق طاعت را از تو گرفته است، چرا که یکی از حقوق پدر و مادر بر گردن فرزند، «خشوع و خضوع به ایشان در هنگامی که ایشان به تو ظلمی روا می‌دارند» است.

در ادامه روایت از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که: اگر کسی مورد عاق والدین قرار گیرد، بی‌احترامی به پدر و مادر برایش عادی می‌شود.

روزی در محضر آیت‌الله بهجت(ره) بودم که فردی خدمت ایشان رسید و گفت: بنده عادت کرده‌ام که قبل از غذا خوردن، به جای این که اول بگویم «الحمدلله»، ابتدا از پدر و مادر خود تشکر و سپس شکر خدا را انجام می‌دهم؛ آیا این عادت صحیح است؟! که آیت‌الله بهجت در پاسخ فرمود «صحیح است آقا! صحیح است آقا! انجام بدهید!» بنابراین شکر خداوند، بدون شکرگزاری از پدر و مادر میسر نیست.
در ادامه همان روایت آمده است که «عاق والدین، منجر به انقطاع نسل و قطع رحم می‌شود». در برخی روایات آمده است که اگر کسی دارای فرزند نبود آب زمزم، خاک تربت، آب اطراف قبر حضرت ابوالفضل(علیه السلام) را با هم مخلوط کند و بخورد، صاحب فرزند می‌شود، اگر کسانی این عمل را انجام می‌دهند و صاحب فرزند نمی‌شوند، بدانند که بی‌احترامی به پدر و مادر دارند و باید ابتدائاً دل آن‌ها را بدست آورند.
از آیت‌الله مولوی قندهاری نقل شده است که: اگر در جامعه‌ای صله رحم رخت بست، علت آن دو امر است:

نخست از امام عادل زمان خویش تبعیت نمی‌کنند.

دوم این که بی‌احترامی به پدر و مادر ترویج پیدا کرده است.

در ادامه آن روایت آمده است که: عاق والدین منجر به بی‌رغبتی به فرزنددار شدن می‌شود؛ چرا که خود فرد در خاطر دارد که با پدر و مادرش چه رفتاری داشته است.

خداوند عنوان «رب صغیر» را برای پدر و مادر برگزید

خداوند راجع به پدر و مادر آن‌ها را با عنوان «رب صغیر» از‌ آن‌ها یاد کرده است؛ در حالی که اولیاء و انبیاء خود را با آن عنوان یاد نکرده است.
از امام صادق(علیه السلام) روایتی نقل شده است که معنای از جمله «نافرمانی و عقوق والدین» این است که انسان در مقابل پدر و مادر چهره در هم بکشد و به پدر و مادر خیره‌وار نگاه کند؛ یعنی مانند طلب‌کار با پدر و مادر نگاه داشته باشد.

آیت‌الله بهجت(ره) می‌فرمود که پدرش نقل می‌کرد که: «هرگاه پدر، من را دعوا می‌کرد، شرم می‌کردم که به چهره پدر نگاه کنم»، بنابراین رفتار ما با پدر و مادر روی نسل بعد تأثیر خواهد گذاشت؛ چرا که رفتار احترام‌آمیز پدر آیت‌الله بهجت، زمینه‌ساز تعالی ایشان شد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت دیگری نقل شده است که: اگر پدر و مادر کسی به او ستم کرده باشد و او نگاه تند و کینه توزانه‌ای به ایشان کند، خداوند نماز او را قبول نمی‌کند.
یکی از عواملی که منجر به عاق والدین می‌شود، ناراحت کردن پدر و مادر است، بنابراین از رسول‌الله(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که هر کس پدر و مادر خود را ناراحت کند و آنان اندوهگین شوند، بداند که عاق والدین شده است.

نکته قابل تأمل در روایت فوق این است که ناراحتی پدر و مادر، مصداق عاق است، چه برسد به نفرین!

برگرفته از درس اخلاق آیت الله قرهی

منبع: پایگاه پرسمان