گاهان

نوشته‌ها

قیامت در دین زرتشت

اشاره:

دین زرتشت اگر خود آسمانی و الهی نباشد لا اقل ریشه در دین آسمانی دارد. به دلیل اینکه آیین زرتشت صورت انحراف یافته‌ی آیین مجوس است و مجوس آنگونه که در قرآن و روایات آمده است دارای کتاب آسمانی بوده است. لذا برخی از آموزه هایی که در آیین زرتشت مشاهده می شود با آموزه های ادیان آسمانی شباهت دارند. یکی از این آموزه ها اعتقاد به قیامت و بهشت و دوزخ است که در متون مقدس دین زرتشت منعکس گردیده اند.

 

در گاتها که منسوب به خود زرتشت است به مسئله قیامت و پاداش و کیفر انسانها در بهش و دوزخ پرداخته شده است. اکثر محققان بهشت و دوزخ گاتا ها را روحانی و درونی توجیه کرده اند. برخی معتقدند که علاوه بر پاداش روحی و درونی در پیام زرتشت به حیات پس از مرگ و روز حسابرسی نیز اشاره شده و دیگر ادیان روز رستاخیز را از زرتشت اقتباس کرده اند.

در گاتها(گاهان) نامهایی از قبیل گرودمانه که مرکب از «گر» به معنای سرود و «دمان» یا «مان» به معنای خانه است و در مجموع به معنای خانه‌ی نغمه و سرود است و نیز اصطلاح «من گثیر» که به معنای «بالا ترین سرای» ترجمه شده و بعضی هم آن را به معنای «خانه سرود»گرفته اند و «ونگهئوش دمانه و هوشی تئیش» که به معنای سرای آرامش و سرور و سرای پاک منشی می باشد؛ اسمهایی هستند که برای بهشت از آنها استفاده شده است. و کلمات «دروج دمانه» که به معنای سرای دروغ و دوزخ و «اچیشته دمانه منتگهو» یعنی سرای بدترین منش و «اچیشتم مینو» به معنای بدترین منش و حالت روحی و عذاب وجدان نامهایی هستند که برای جهنم استعمال شده اند.[۱]

در بندهای مختلفی از گاتها مطالبی بیان شده است که از کیفر و پاداش سخن می گویند. این مطالب غالبا دلالت بر بهشت و جهنم روحانی و درونی دارند نه بر بهشت و جهنم خارجی و در گاتها و سایر آموزه های اوستا چیزی که بر بهشت و جهنم خارجی دلالت داشته باشد به چشم نمی خورد.

 مثلا در یکی از بندها می گوید: آنگاه که آن دو مینو به هم رسیدند، نخست«زندگی»و «نازندگی» را بنیاد نهادند و چنین باشد به پایان هستی: «بهترین منش» پیروان «اشه(راستی)» را و «بدترین زندگی»، هواداران«دروج(دروغ)» را خواهد بود.[۲]

این بند بهترین نمونه نظر زرتشت است در باره پاداش و کیفر راستی و زشتی، درستی و نادرستی. در این سرود که اصولا آغاز پیدایش شر و خیر نیک توجیه می شود و در آن پاداش نیکو کاران و مجازات بدکاران تعیین می گردد، به وضوح مشخص می شود که سخن از بهشت و جهنم درونی است و نه تنها منبع و منشأ خیر و شر در اندیشه و منش ماست بلکه پاداش و کیفر آن هم در ضمیر و خاطر و فکر ماست. یعنی نیک اندیش خاطر آرام و ضمیری روشن خواهد داشت که بهشت اوست و کژ اندیش به فکر و اندیشه تیره و نا آرام دچار می شود که جهنم درون اوست.[۳]

  بندهای دیگر گاتها (گاهان) زرتشت نیز بر بهشت و جهنم ذدرونی دلالت دارند.

البته برخی ها از سروده های زرتشت حیات پس از مرگ را نتیجه می گیرند یعنی می گویند که زرتشت معتقد به جهنم و بهشت خارجی بوده است مثلا اسن سرود که می گوید:

زیان و رنج دیرپا برای پیروان دروغ و سود بی پایان برای پیروان راستی است.[۴] اما برخی از محققین این مطلب را نمی پذیرد و می گوید زرتشت در بندهای دیگر از سروده هایش بیان کرده که این سود و زیان در سرای اندیشه و روح انسان است.[۵]

پی نوشت:

[۱] . آشتیانی ، جلال الدین، زرتشت مزدیسنا و حکومت،ص ۲۳۶و ۲۳۷.

[۲] . اوستا، ج۱ص۱۴-۱۵، تهران، انتشارات مروارید، دوازدهم، ۱۳۸۷،(بند۴/۳۰).

[۳] زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۲۳۸.

[۴] . اوستا، ص۱۶، (بند۱۱/۳۰)

[۵] .زرتشت مزدیسنا و حکومت، ص۲۳۹.

عدم ارتباط اوستا با زردشت

 کتاب اوستا تاریخ روشنی ندارد و تنها بخش گاهان آن منسوب به زردشت است. بنابراین این کتاب حتی بنابر مبانی آیین زردشت از اعتبار لازم برخوردار نیست.

کتاب اوستا که امروزه در دست ما است دارای پنج بخش است: یسناها، یشت‌ها، ویسپرد، خرده اوستا و وندیداد. یسناها شامل هفده سرود قدیمی به نام گاتاها یا گاهان است که منسوب به خود زردشت است. به سخن دیگر، از میان این پنج بخش فقط هفده سرود را سرودۀ خود زردشت دانسته‌اند، که برخی محققان، آن مقدار را نیز از خود زردشت نمی دانند.[۱] به طور مثال، موله اعتقاد داشت گاتاها اثر مولفین گمنامی بوده که از اسم زردشت (خواه وجود تاریخی داشته و یا نداشته باشد،) به عنوان انسانی «پیش نمونه» استفاده کرده‌اند.[۲]

مهمترین موضوع گاتاها آن است که اهورامزدا بالاتر از ایزدان دیگر قرار گیرد و اشه (راستی یا دین بهی) به همۀ مردم آموزش داده شود. سوشیانت‌ها، عالم پس از مرگ، پل داوری (چینود)، ثنویت کیهان شناختی، اصالتِ روان گاو، و مبارزه با پرستش دیوان، مهمترین موضوعاتی هستند که در گاتاها می‌توان یافت.

نکتۀ بسیار مهم دیگری که راجع به گاتاها وجود دارد و مورد پذیرش هم وطنان زردشتی مان نیز می باشد این است که « زردشت فقط گاتاها را سروده‌است و هر آنچه از آداب و رسوم زردشتی وجود دارد، انجمن مغان [بعداً] آنها را وضع کرده‌اند.»[۳]

این سخن بدین معنا است که در گاتاها از هیچ آداب و سنن ویژه‌ای که امروزه در میان زردشتیان رایج است سخنی گفته نشده‌است و همۀ آیین‌های زردشتی را انجمن مغان، به صلاحدید خویش وضع کرده‌اند. به سخن دیگر، انجمن موبدان که دنباله رو انجمن مغان است در این زمینه قادر است هر آنچه را صلاح می بیند، وضع کرده و به اصل دین نسبت دهد. بر اساس همین استدلال و مبنا بود که در زمان ساسانیان، آداب عجیب و غریب تطهیر و تعزیرات شرعی ساخته شده و به دین نسبت داده شد: « دستِ انجمن موبدان که دنباله رو مغان است باز گذاشته شده‌است تا هر زمان که لازم بدانند سنت‌ها را تغییر داده یا اصلاح نمایند، به شرطی که مخالف با آموزه‌های گاتاها نباشد.».[۴]

از آنچه بیان شد این مطلب روشن می گردد که غیر از یک سلسله باورهای کلی که در گاتاها آمده‌است، باقی قوانین، آداب و عقاید زردشتی، وحیانی نبوده و دست آورد خرد بشری و از دریچۀ اندیشۀ مغان طراحی شده‌است.

سؤالی که در این موضوع متوجه زردشتیان می شود این است که

آنان با چه دلیل اوستا را کتاب آسمانی و منسوب به زردشت می دانند؟

آیا این کتاب با اینکه تنها یک بخش آن منسوب به زردشت است چگونه قابل پیروی برای زردشتیان است؟

پی نوشتها

[۱]. رک:  هاشم رضی، زرتشت و تعالیم او، تهران، فروهر،۱۳۶۰ش. فصول اول تا سوم.

[۲]. بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج۱ ص ۲۶۶، ترجمه همایون صنعتی زاده، تهران، توس،۱۳۷۴ش.

[۳]. خورشیدیان، پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان: ۸۵

[۴]. خورشیدیان، پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان، ص ۱۰۸، تهران، فروهر، ۱۳۸۷ش.