کیسانیه

نوشته‌ها

فرقه های مذهب شیعه

اشاره:

در تاریخ شیعه، فرقه هایی پدید آمده است که بسیاری از آنها منقرض شده اند، و بحث درباره آنها فایده‌ چندانی ندارد. فرقه های شیعه که هم اکنون موجودند عبارتند از: شیعه اثنا عشریه، شیعه زیدیه، و شیعه اسماعیلیه، که درباره هر یک از آنها به اختصار بحث خواهیم کرد. اما قبل از آنکه توضیحی درباره این فرقه ها داده شود، به بررسی اجمالی سیر تاریخ تشیع و انشعابات پرداخته می شود:

 

شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق می شود، یکی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی، و دیگری پیروی کردن فردی یا گروهی، از فرد یا گروهی دیگر.[۱] در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته می شود که به خلافت و امامت بلافصل علی (علیهم‌السلام) معتقدند، و بر این عقیده اند که امام و جانشین پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) از طریق نص شرعی تعیین می شود، بنابراین امامت حضرت علی (علیهم‌السلام)  و دیگر امامان شیعه از طریق نص شرعی ثابت شده است.[۲]

«مذهب شیعه» در زمان سه پیشوای اول از پیشوایان اهل بیت (حضرت امیر المومنین علی (علیهم‌السلام) و حسن بن علی (علیهم‌السلام) و حسین بن علی (علیهم‌السلام) ) هیچ گونه انشعابی نپذیرفت ولی پس از شهادت امام سوم، اکثریت شیعه به امامت حضرت علی بن الحسین (علیهم‌السلام) (امام سجاد) قائل شدند و اقلیتی معروف به «کیسانیه» پسر سوم حضرت علی (علیهم‌السلام) (محمد بن حنفیه) را امام دانستند و معتقد شدند که محمدبن حنفیه پیشوای چهارم و همان مهدی موعود (عج) است که در کوه رضوی غایب شده و روزی ظاهر خواهد شد! پس از رحلت امام سجاد (علیهم‌السلام) اکثریت شیعه به امامت فرزندش امام محمد باقر (علیهم‌السلام) معتقد شدند و اقلیتی به زید شهید که پسر دیگر امام سجاد (علیهم‌السلام) بود گرویدند و به «زیدیه» موسوم شدند. پس از رحلت امام محمد باقر (علیهم‌السلام) شیعیان وی به فرزندش امام جعفر صادق (علیهم‌السلام) ایمان آوردند و پس از درگذشت آن حضرت، اکثریت آنان، فرزندش امام موسی کاظم (علیهم‌السلام) را امام هفتم دانستند و جمعی اسماعیل پسر بزرگ امام ششم را ـ که در حال حیات پدر بزرگوارش درگذشته بود ـ امام گرفتند  و از اکثریت شیعه جدا شده به نام «اسماعیلیه» معروف شدند و بعضی پسر دیگر آن حضرت، «عبدالله افطح» را به امامت پذیرفتند و «فطحیه» نام گرفتند. و بعضی فرزند دیگرش «محمد» را پیشوا گرفتند و بعضی در خود آن حضرت توقف کرده آخرین امامش پنداشتند. پس از شهادت امام موسی کاظم (علیهم‌السلام) اکثریت شیعه فرزندش امام رضا (علیهم‌السلام) را امام هشتم دانستند و برخی در امام هفتم توقف کردند که به «واقفیه» معروف شدند.

 پس از امام هشتم تا امام دوازدهم که پیش اکثریت شیعه «مهدی موعود» است، انشعاب قابل توجهی به وجود نیامده و اگر وقایعی  نیز در شکل انشعاب پیش آمده، چند روز بیش نپاییده و خود به خود منحل شده است، مانند این که «جعفر» فرزند امام دهم پس از رحلت برادر خود «امام یازدهم» دعوی امامت کرد و گروهی به وی گرویدند، ولی پس از چند روز متفرق شدند و «جعفر» نیز دعوی خود را تعقیب نکرد و همچنین اختلافات دیگری در میان رجال شیعه در مسائل علمی کلامی و فقهی وجود دارد که آنها را انشعاب مذهبی نباید شمرد.[۳]

  1. شیعه اثنا عشریه:

اکثریت شیعه، را شیعه امامیه یا اثنی عشریه تشکیل می دهد، از آنجا که آنان جانشینان پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) را دوازده نفر می دانند، اثنا عشریه ‌(دوازده امامی) نامیده شده اند. نام و خصوصیات امامان دوازده گانه در احادیثی که از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) روایت شده بیان گردیده است.[۴] شیعه اثنا عشریه بر مساله امامت تاکید خاصی داشته و عصمت امام و افضلیت او را بر دیگر افراد امت اسلامی بسیار مهم و اساسی می داند. و از طرفی، امامت را، پس از سه امام نخست، منحصر در فرزندان امام حسین (علیهم‌السلام) می داند. با توجه به این عقاید ویژه درباره‌ امامت، به «امامیه» شهرت یافته است.[۵] شیعه‌ اثنا عشریه می گویند: تعلیمات ظاهری قرآن ـ که احکام و قوانین شریعت می باشد و رونق بخش حیات معنوی بشر است ـ دارای اصالت و اعتبار است و تا قیامت، فسخ نخواهد شد و این احکام و قوانین را از راه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ باید به دست آورد و بس.[۶]

شیعه امامیه در کشورهایی مانند: ایران، افغانستان، عراق، پاکستان، هند، لبنان، بحرین بطور اکثریت دهها میلیونی زندگی می کنند و بطور پراکنده در بعضی از کشورهای عربی و ترکیه و… به سر می برند. [۷]

  1. مذهب زیدیه:

تاریخ پیدایش زیدیه، به قرن دوم هجری باز می گردد. آنان پس از شهادت امام حسین (علیهم‌السلام) زید شهید فرزند امام زین العابدین را امام می دانند، و امام زین العابدین را تنها پیشوای علم و معرفت می شمارند، نه امام به معنی رهبر سیاسی و زمامدار اسلامی، زیرا چنان که شرح آن خواهد آمد، یکی از شرایط امام از نظر آنان، قیام مسلحانه بر علیه ستمگران است. مذهب زیدیه در روزگار ما پیروانی دارد. «اکثریت شیعیان زیدی در کشور یمن زندگی می کنند.» [۸]

امامت از دیدگاه زیدیه:

گرچه زید در مساله امامت عقیده ای بر خلاف عقیده امامیه اثنی عشریه نداشت. ولی فرقه‌ زیدیه در مساله‌ امامت عقیده ویژه ای دارند،‌آنان برای امامت شرایط زیر را لازم دانسته اند:

  1. از اولاد فاطمه زهرا (سلام الله علیها) باشد. زیرا پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرموده است: «المهدی من ولد فاطمه».
  2. عالم به شریعت باشد تا بتواند مردم را به احکام دینی هدایت نماید و موجب گمراهی آنان نشود.
  3. زاهد باشد تا به احوال مسلمانان چشم طمع نورزد.
  4. شجاع باشد تا از جهاد با دشمنان نگریزد و سبب پیروزی آنان بر حق نگردد.
  5. آشکارا به دین خدا دعوت کند و برای یاری دین خدا قیام مسلحانه کند.

 به عقیده آنان پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و ائمه ـ علیهم السّلام ـ بعد از او تصریح کرده اند که هر کسی دارای صفات یاد شده باشد،‌ امام خواهد بود و اطاعت او بر مسلمانان واجب است و این مطلب را «نص خفی» نامیده اند. [۹]

فرقه های زیدیه:

مشهورترین فرقه هایی زیدیه عبارتند از: ۱. جارودیه ۲. سلیمانیه یا جریریه ۳. صالحیه و بتریه.

بنا به آنچه گفته اند «زیدیه» در اصول اسلام، مذاق معتزله و در فروع، فقه ابی حنیفه رئیس یکی از چهار مذهب اهل سنت را دارد، اختلافات مختصری نیز در پاره ای از مسائل در میانشان هست. [۱۰]

  1. مذهب اسماعیلیه:

یکی از فرقه های معروف شیعه فرقه اسماعیلیه است. این فرقه تاریخی بسیار پر ماجرا  دارد و انشعابات گوناگونی در آن پدید آمده است. ظهور اسماعیلیه در حوالی نیمه قرن اول هجری پس از شهادت امام جعفر صادق (علیهم‌السلام) باز می گردد. آنان کسانی بودند که اسماعیل (۱۰۱ ـ ۱۳۸ هـ ) بزرگترین فرزند امام صادق (علیهم‌السلام) که در زمان حیات پدر درگذشت را امام دانستند، این فرقه بعدها به گروهای تقسیم شدند که برخی منقرض گردیدند و برخی تا زمان حاضر همچنان باقی اند و معروفترین آنها عبارت اند از فرقه مستعلیه یا بهره و فرقه نزاریه یا آغاخانیه.

فرق کلی میان شیعه دوازده امامی و شیعه اسماعیلی این است که اسماعیلیه معتقدند که امام به دور هفت گردش می کند و نبوت در حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) ختم نشده است، و تغییر و تبدیل در احکام شریعت، بلکه ارتفاع اصل تکلیف خاصه به قول باطنیه مانعی ندارد، بر خلاف شیعه دوازده امامی که حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) را خاتم الانبیاء می دانند و برای او دوازده وصی و جانشین قائلند، و ظاهر شریعت را معتبر و غیر قابل نسخ می دانند و برای قرآن کریم هم ظاهر و هم باطن اثبات می کنند. [۱۱]

اسماعیلیه در سوریه و در ایران در کهک و محلات قم و بیرجند و قاین خراسان و در افغانستان در بلخ و بدخشان و در آسیای مرکزی در خوجند و قره تکین هستند، در هند و پاکستان بیش از دیگر جاها مراکز اسماعیلیه وجود دارد و در محل هایی به نام اجمیر و مرواره و راجپوتانه و کشمیر و بمبئی و بروده و کورج فراوانند. [۱۲]

به هر حال، شیعه به عنوان پیروان علی بن ابی طالب (علیهم‌السلام) و معتقدان به امامت بلافصل او پس از رحلت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) هم چنان بر عهد خود با آن امام که در روز غدیر و با حضور پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) بسته بودند پایبند ماندند. البته روایات متعددی وجود دارد که لفظ شیعه در زمان حیات پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) بر چهار تن از صحابه اطلاق می شد که عبارت بودند از: سلمان، مقداد، ابوذر و عمار یاسر. [۱۳] این افراد از جمله کسانی هستند که علی (علیهم‌السلام) را خلیفه بلافصل پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) می دانستند و با توجه به اینکه نظریه شیعه در مسئله امامت به نصوص کتاب و سنت مستند گردیده است، می توان گفت: تشیع، در حقیقت همان اسلام است که فرقه های دیگر به دلیل عهد شکنی و کنارگذاشتن جانشین پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) از بدنه اصلی آن جدا شده اند.

پی نوشت:

[۱] . لسان العرب. کلمه تشیع، ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر علم کلام، انتشارات درالفکر، چاپ اول، ۱۳۷۸، ص ۱۷۹، به نقل از المیزان، ج ۱۷، ص ۱۴۷.

[۲] . مفید، اوائل المقالات، ص ۳۵، درآمدی بر علم کلام، ص ۱۷۹.

[۳] . طباطبائی، محمد حسین، شیعه در اسلام، انتشارات نشر قدس رضوی، چاپ سوم، ۱۳۸۳، ص۷۹.

[۴] . ر.ک: سبحانی، جعفر، پیشوایی از نظر اسلام، انتشارات مکتب اسلام، چاپ اول، ۱۳۷۴، ص ۲۴۹.

[۵] . درآمدی بر علم کلام، ص ۱۸۰.

[۶] . شیعه در اسلام، ص ۹۲.

[۷] . مظفر، غلام محمد حسین، تاریخ شیعه، ترجمه دکتر سید محمد باقر، حجتی، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۸، ص۱۴۰ به بعد.

[۸] . مشکور محمد جواد. فرهنگ فرق اسلامی، انتشارات آستان قدس، چاپ دوم، ۱۳۷۲، ص۲۱۶.

[۹] . مدخل علم کلام، ص ۲۰۸.

[۱۰] . شیعه در اسلام، ص۸۲ به نقل از ملل و نحل شهرستانی و کامل ابن اثیر.

[۱۱] . شیعه در اسلام. ص ۹۲.

[۱۲] . فرهنگ فرق اسلامی، ص ۵۱.

[۱۳] . مدخل علم کلام، ص ۱۸۲.

منبع : سایت اندیشه قم.

فرقه های شیعه

اشاره:

شیعه در لغت، به معنای پیروی از دیگری و محبت ورزیدن به او است. و در اصطلاح شیعه به کسانی گفته می شود که به امامت و خلافت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ معتقدند و بر این عقیده اند که امامت او از طریق نصّ جلی یا خفی ثابت شده است، و امامت حق او و فرزندان او است که به دستور خداوند توسط پیامبر اسلام(ص) معرفی گردیده اند.[۱]  در این نوشته به فرقه های شیعهکه در طول تاریخ پدید امده و بسیاری از آنها از بین رفته اشاره می شود:

 

در کتاب های ملل و نحل برای شیعه فرقه های بسیاری ذکر شده و حتی گفته شده است که حدیث معروف افتراق (هفتاد و سه فرقه) بر فرقه های شیعه منطبق می گردد، ولی باید توجه داشت که اولا: برخی از این فرقه ها از انشعابات شیعه نبوده و دانشمندان شیعه آنها را تکفیر نموده اند.

ثانیا: حقیقت انشعاب در مذهب شیعه این است که در مسئله امامت، که معرّف مکتب تشیع است، اختلافاتی وجود داشته باشد، ولی اختلافات در مسائل اعتقادی دیگر معیار شناخت فرقه های شیعه نیست.

بر این اساس ذکر بسیاری از فرقه ها به عنوان فرقه های شیعه واقع بینانه نیست.

ثالثا: تعداد زیادی از فرقه هایی که در مسئله امامت از آنها یاد شده است، زمان کوتاهی بیش دوام نیاورده و به کلی محو و منقرض گردیده اند.[۲]

بنابراین فرقه های شیعه را به چهار دسته می توان دسته بندی کرد:

الف) فرقه های موجود و زنده.

ب) فرقه هایی که از بین رفته و منقرض شده اند.

ج) فرقه هایی که منسوب به شیعه هستند ولی در واقع از شیعه نیستند.

د) فرقه هایی که اصلا وجود خارجی ندارند، بلکه ساخته و پرداخته مولفان کتاب های ملل و نحل است.

روی این اساس نخست به نحوه شکل گیری فرقه های موجود و زنده و سپس فرقه هایی که از بین رفته و منقرض گردیده اند، اشاره خواهد شد. ولی از نحوه شکل گیری فرقه هایی که منسوب به شیعه هستند و در واقع از شیعه نیستند، و فرقه هایی که وجود خارجی نداشته و ساخته ذهن مولفان کتاب های ملل و نحل می باشد صرف نظر نموده و فقط به ذکر اسامی برخی از آنها به عنوان نمونه اشاره خواهد شد.

الف) به نحوه شکل گیری فرقه های موجود و زنده شیعه که در دنیا پیروان و طرفدارانی دارند، به شرح زیر اشاره می شود:

شیعه امامیه

شیعه امامیه فرقه ای است که به امامت و خلافت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ و فرزندان او از طریق نصب و نص پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ معتقد هستند.[۳] زمان پیدایش شیعه امامیه به همان معنای مذکور در زمان حیات پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بوده است زیرا (شیعه علی) بارها و بارها در سخنان آن حضرت به کار رفته است.

نوبختی می گوید: شیعه پیروان علی ـ علیه السلام ـ و معتقدان به امامت او بودند که در زمان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و پس از آن وجود داشتند. اولین کسانی که در اسلام به اسم شیعه نامیده شدند مقداد، سلمان فارسی، ابوذر، عمار یاسر بودند.[۴] بر این اساس مفهوم تشیع توسط خود پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مطرح شد و ایشان بذر شیعه را در حوزه تفکر اسلامی نشاند و آن را پرورش داد.

در واقع پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از همان ابتدای تبلیغ عمومی خویش نخستین سنگ بنای تشیع امامی را پایه ریزی کرد زیرا در آغاز بعثت پس از نزول آیه «و انذر عشیرتک الاقربین» (شعراء، ۲۱۴) صریحا علی را وصی و وارث خویش خواند[۵] و پس از آن همواره و در هر مناسبتی به تکمیل این بنا می پرداخت تا این که اندکی قبل از وفاتش درواقعه غدیر خم در برابر انبوه مسلمانان از حج برگشته مأموریت خویش را به کمال رساند و فرمود: هر که من مولای اویم این علی مولای او است[۶] و بعد از رحلت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به جز شیعیان و پیروان علی بقیه اصحاب با نادیده گرفتن همه دستورات و سفارشات صریح آن حضرت، علی ـ علیه السلام ـ را رها کرده و به دنبال ابوبکر رفتند. در حقیقت شیعه امامیه یا شیعه اهل بیت همان دین اسلام است که در میان مذاهب دیگر به عنوان شیعه معروف می باشد.

زیدیه

زیدیه فرقه دیگری از شیعه است .تاریخ پیدایش زیدیه، به قرن دوم هجری باز می گردد. آنان پس از شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ زید شهید، فرزند امام زین العابدین را امام می دانند. زید، در نیمه دوم قرن اول و نیمه اول قرن دوم می زیست، و بر ضد هشام بن عبدالملک حاکم اموی قیام کرد و سرانجام به شهادت رسید، قیام او با انگیزه انتقام خون امام حسین ـ علیه السلام ـ ، امر به معروف و نهی از منکر و تشکیل حکومت و واگذاری آن به امام معصوم بوده است، زیرا زید مدعی امامت نبود و به امامت پدر، برادر و پسر برادرش اعتقاد داشت[۷] هنگامی که زید قیام کرد و امام صادق ـ علیه السلام ـ قیام نکرد گروهی (زیدیه) گمان کردند که میان این دو اختلاف است، در نتیجه با این اعتقاد که امام باید قیام کند، زید را امام دانسته و منکر امامت امام صادق ـ علیه السلام ـ شدند، در حالی که زید خود معتقد به امامت حضرت صادق ـ علیه السلام ـ بود و عدم قیام امام به جهت رعایت نوعی تدبیر و مصلحت بوده است. فرقه زیدیه گرچه امام علی را افضل مردم پس از رسول خدا می دانند، اما خلافت ابوبکر و عمر را مشروع تلقی می کند[۸] به اعتقاد زیدیه پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ تنها به امامت امام علی ـ علیه السلام ـ و امام حسن و امام حسین ـ علیه السلام ـ تصریح کرده است، و پس از این سه بزرگوار، در نزد آنان امام کسی است که شرایطی را احراز کند، یکی از این شرایط مبارزه مسلحانه با ستمگران است، از همین جا است که زیدیه پس از امام حسین ـ علیه السلام ـ زید بن علی، یحیی بن زید، محمد بن عبدالله و برخی دیگر از فاطمیان را که به جهاد علنی پرداخته اند امام می دانند، از این رو می توان آنها را شیعه سه امامی دانست.[۹] زیدیه از نظر فقهی پیرو ابو حنیفه یکی از مذاهب اهل سنت می باشد.

اسماعیلیه

این فرقه نیز به نام شیعه یاد می شود. اسماعیلیه به امامت شش امام اول شیعیان دوازده امامی معتقدند، اما پس از امام صادق ـ علیه السلام ـ بزرگترین فرزند او، اسماعیل یا فرزند اسماعیل، محمد را به امامت می پذیرند، شاید ریشه پیدایش اسماعیلیه در این نکته نهفته باشد که اسماعیل فرزند ارشد امام صادق ـ علیه السلام ـ مورد احترام و تکریم امام بود، به همین دلیل برخی گمان می کردند که پس از امام صادق ـ علیه السلام ـ او به امامت خواهد رسید اما اسماعیل در زمان حیات امام از دنیا رفت و امام، شیعیان را بر مرگ پسرش شاهد گرفت و جنازه او را در حضور شیعیان به صورت علنی تشییع و تدفین کرد.

پس از شهادت امام صادق ـ علیه السلام ـ در سال ۱۴۸ق، گروهی مرگ اسماعیل را در زمان امام صادق انکار کردند، و او را امام غایب و امام قائم دانستند و مراسم تشییع جنازه اسماعیل را از طرف پدر برای حفظ جان او تفسیر کردند، این گروه را که اسماعیلیه خالصه می گویند به زودی منقرض شدند.

گروه دوم بر آن شدند که اسماعیل مرده است، امّا چون در زمان حیات پدرش به امامت رسیده بود، پس از فوتش امام صادق ـ علیه السلام ـ فرزند اسماعیل یعنی محمد را به امامت نصب کرد، فاطمیان امامت را در فرزندان محمد بن اسماعیل جاری می دانند و آنان امامان را به دو قسم ظاهر و مستور تقسیم می کنند که بعد از محمد بن اسماعیل نوبت به امامان مستور می رسد، این امامان مخفیانه مردم را به آیین اسماعیلی دعوت می کردند.[۱۰]

ب) فرقه هایی که منسوب به شیعه اند و منقرض شده و از بین رفته اند به شرح ذیل اند:

کیسانیه

نخستین فرقه ای که در شیعه پدید آمده فرقه کسانیه بود، آنان پیروان مختار بن ابی عبیده ثقفی اند، از آنجا که مختار در آغاز کیسان نام داشت به کیسانیه شهرت یافتند این فرقه محمد بن حنفیه را امام می دانستند، اکثریت آنان به امامت او پس از امام حسن و امام حسین ـ علیه السلام ـ قایل بودند، و برخی نیز به امامت وی پس از امیر المومنین ـ علیه السلام ـ عقیده داشتند، کیسانیه بر این عقیده بودند که محمد حنفیه همان مهدی موعود است و در کوه رضوی در نزدیکی مدینه پنهان شده است.[۱۱]

فطحیه

این فرقه قایل به انتقال امامت از امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ به فرزند آن حضرت، عبدالله بن جعفر، ملقب به افطح الرأس می باشد، یعنی این فرقه بعد از امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ فرزند آن حضرت، عبدالله افطح را امام دانستند. عبدالله پس از اسماعیل بزرگترین فرزند امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ بود، او می گفت: امامت در بزرگترین فرزند امام پیشین است، و حضرت صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هر کس در مجلس من بنشیند او امام است، و امام را جز امام غسل ندهد، و جز وی بر مرده او نماز نخواند، و انگشتر او را به دست نکند، و او را جز امام به خاک نسپارد، و من متولی همه این امور بوده ام.[۱۲]

واقفیه

در هنگام محبوس بودن حضرت امام موسی کاظم ـ علیه السلام ـ دو وکیل او در کوفه سی هزار دینار بابت سهم امام از شیعیان آن حضرت جمع آوری کردند و چون امام در زندان بود با آن پول برای خود خانه ها و چیزهای دیگر خریدند و چون خبر مرگ امام را شنیدند برای این که پول ها را پس ندهند با کمال بی شرمی منکر مرگ امام موسی کاظم شدند و درباره او درنگ و توقف کردند، از آن جهت پیروان ایشان را واقفه یا واقفیه خوانند.[۱۳]

ناووسیه

این فرقه به زندگی امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ اعتقاد داشتند و منتظر ظهور آن حضرت بودند. ناووس از اهالی بصره منسوب به دهی به همین نام بود، برخی گفته اند: او عبدالله بن ناووس یا عجلان بن ناووس نام داشت، ناووسیه می گفتند: جعفر بن محمد ـ علیه السلام ـ زنده است و نمرده و نمیرد و مهدی آخر الزمان او است، او آشکار شود و بر مردمان فرمانروایی کند و پندارند از وی روایتی رسیده که گفت: اگر کسی بر شما فراز آید و بگوید که مرا بیمار یافته و مرده مرا شسته، باور نکنید و بدانید که من سرور شما و دارنده شمشیر هستم.[۱۴]

سمیطیه

آنان گروهی اند که پس از امام صادق ـ علیه السلام ـ به امامت فرزند دیگر امام (محمد) معتقد شدند، محمد در سال ۲۰۳ در خراسان وفات یافت. او در وجوب قیام مسلحانه بر ضد ظالمان با زیدیه هم عقیده بود، در سال ۱۹۹ در مکه بر ضد مأمون قیام کرد و زیدیه از او حمایت کردند، از آنجا که رهبر این فرقه، یحیی بن ابی السمیط نام داشت، به سمیطیه معروف شدند.[۱۵]

ج) برخی از فرقه هایی که منسوب به شیعه هستند ولی در واقع از شیعه نیستند از این قراراند: غالیان، دروزیه.

د) برخی از فرقه هایی که اصلا وجود خارجی ندارند و نداشته اند از قرار ذیل اند: هاشمیه، سالمیه، یونسیه، زراریه، نعمانیه، هشامیه، بیانیه، رزامیه. که اینها و امثال این فرقه ها همگی ساخته و پرداخته دشمنان امامیه هستند که می خواهند با نسبت دادن این فرقه های موهوم به امامیه و شیعه، این مذهب را خدشه دار نمایند.

پی نوشت:

[۱]. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۳۵، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۳ش.

[۲]. همان، ص۵۹.

[۳]. نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، ص۴، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۶۱ش.

[۴]. همان، ص۳۳ ـ ۳۴.

[۵]. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۲ـ۶۳، دارصادر، بیروت، ۱۳۸۶ق.

[۶]. برنجکار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ص۵۷، موسسه فرهنگی طه، قم، ۱۳۷۸ش.

[۷]. برنجکار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ص۷۷ـ۷۸، موسسه فرهنگی طه، قم، ۱۳۷۸ش.

[۸]. همان.

[۹]. همان، ص۸۹.

[۱۰]. برنجکار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ص۹۶، موسسه فرهنگی طه، قم، ۱۳۷۸ش.

[۱۱]. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۶۲، همان.

[۱۲]. مشکور، جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص۶۵، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۸۴ش.

[۱۳]. مشکور، جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص۴۵۵، همان.

[۱۴]. مشکور، جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص۴۳۶، همان.

[۱۵]. ربانی، گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۶۷، همان.

نویسنده: عبدالله مهدوی

واژۀ شیعه و مترادف آن

تشیع در طول تاریخ پر بار خود، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است ; فرازهایی که گاه این مکتب را در آستانه تسلط بر کل جهان اسلام قرار داده و نشیبهایی که گاه آن را در سراشییب سقوط نمایانده است .

در این میان، آنچه این مکتب را متمایز کرده، عناصری ما نند پیشینه دیرین غنا در ابعاد مختلف معارف اسلامی، ادعای توان تشکیل حکومت و به اثبات رسانیدن این ادعا در مقاطعی چند و بالاخره هویت مستقل آن در طول تاریخ بوده است ; هویتی که گاه آن را در تقابل با جریان های کلامی – سیاسی دیگر قرار داده و موجبات تنش هایی را فراهم آورده است .

این تنش ها گاه از برخوردهای فیزیکی فراتر رفته بستر ابهام زایی و تشکیک در مبانی عملکرد و هویت این مکتب را گسترده است .

برخی از مورخان وارونه نگار و تحلیلگران وارونه نگر در ارائه چهره ای غیر حقیقی از این مکتب به جهانیان نقشی بس مهم داشته اند; به گونه ای که متاسفانه برخی از مطالبی که در طول تاریخ تشیع بارها نادرستی آن توسط متفکران شیعی اثبات شده است هنوز در بعضی از نوشته ها به صورت اصولی مسلم این مکتب آورده می شود .

از این رو، اهدافی چون ابهام زدایی از خاستگاه و جرهان های تاریخی این مکتب و نیز پاسخگویی به پر سش های تاریخی غیر مغرضانه می تواند انگیزه مناسبی برای پژوهش و نگارش درباره تشیع فراهم آورد .

واژه شناسی

اصولا واژه شیعه به چه معنا است؟

به منظور روشن تر شدن بحث، بررسی معنای لغوی و اصطلاحاتی این واژه ضرورت دارد:

شیعه در لغت

کتاب هایی چون «القاموس المحیط » (1) ، «تاج العروس » (2) «لسان العرب » (3) و «النهایة ابن اثیر» (4) شیعه را دارای معانی زیر دانسته اند:

1 . پیرو و یاور در این کتب آمده است: «شیعة الرجل ای اتباعه و انصار; (5) شیعه فرد یعنی پیروان و یاورانش » در قرآن کریم نیز این واژه در این معنا به کار رفته است ; چنان که در داستان حضرت موسی (ع) می خوانیم: در فوجد فیها رجلین یقتتلان هذا من شیعته و هذا من عدوه ; (6)

حضرت موسی (ع) در شهر با دو نفر برخورد کرد که با هم در نزاع بودند یکی از آن ها از پیروانش بود و دیگری از دشمنان او .

درباره این معنا توجه به د و نکته ضرورت دارد: الف) لازم نیست شخصی رهبر مثبت باشد; برای مثال پیروان خاندان ابو سفیان «شیعه – آل ابی سفیان » خوانده می شوند .

ب) کار برد این واژه نشان دهنده شدت همبستگی میان پیرو و رهبر است ; همبستگی ای که در کاربرد و اژه هایی چون «اتباع » (پیروان) دیده نمی شوند .

بنابر این، می توان چنان نتیجه گرفت نسبت میان واژه های شیعه و «تبع » عموم و خصوص مطلق است .

یعنی هر شیعه ای تبع خوانده می شود، ولی هر تبع و پیروی شیعه نیست .

این سخن را می توان با تعریف راغب اصفهانی از واژه شیعه نیز تایید کرد; زیرا او که معمولا به ریشه یابی واژه های قرآنی می پردازد، این واژه را از خانواده شیاع به معنای انتشار و تقویت، شمرده است و شیعه را کسانی دانسته که انسان به وسیله آن ها تقویت می شود و انتشار پیدا می کند; (6)

به عبارت دیگر شیعیان فرد کسانی هستند که از جهت زمان و مکان باعث افزایش گستره وجودی وی می گردند .

2 . گروهی که حول محوری خاص اجتماع کرده اند; «کل قوم اجتمعوا علی امرتهم شیعة » این معنا بر خلاف معنای قبلی، غیر نسبی است; در آن نسبت میان پیرو و رهبر دیده نشده است و به هر گروه مستقل دارای مرام گفته می شود .

آیه شصت و نهم سوره مریم از موارد استعمال قرآنی این معنا به شمار می آید: «ثم لننزعن من کل شیعة ایهم اشد علی الرحمن عتیا; (7) سپس از میان هر گروه آن را که بر خداوند نافرمان تر بود، بیرون می کشیم .

3 . هماهنگ در اهداف اصول و مبانی

در این کاربرد، دو شخص که اهداف و اصول و مبانی مشترک دارند، شیعه یکدیگر خوانده می شوند; گرچه معمولا شخص متاخر را شیعه شخص متقدم می نامند .

در کتب واژه شناسی به این معنا کم تر اشاره شده است، اما می توان کاربرد آن را در قرآن کریم مشاهده کرد .

در آیه هشتاد و سوم سوره صافات آمده است: «وان من شیعته لابراهیم … ; ابراهیم از شیعیان او (نوح) بود …»

این آیه حضرت ابراهیم (ع) را از شیعیان حضرت نوح (ع) معرفی می کند .

با توجه به برخورداری ابراهیم از شریعت مستقل نمی توان او را پیرو حضرت نوح (ع) دانست .

آن ها در اصول و مبانی و اهداف مشترک بودند .

جالب آن است که بعضی در این آیه ضمیر «شیعته » را به حضرت محمد (ص) بر گردانده اند .

در این صورت معنای آیه چنین می شود: حضرت ابراهیم (ع) از شیعیان حضرت محمد (ص) بود (8) ….

با توجه به آن که حضرت ابراهیم (ع) از نظر زمانی پیش از حضرت محمد (ص) می زیست، شیعه را در این جا به معنای «منهاج و دین یکسان داشتن » تفسیر کرده و چنین گفته اند: «هو (ابراهیم) علی منهاجه [محمد (ص)] و دینه

شیعه در اصطلاح

این واژه در میان مسلمانان وابستگی ویژه ای با حضرت علی (ع) پیدا کرده است ; وابستگی ای که در نوشته ای مختلف به شکل های مختلف نمود یافته است;

1 . شیعه به معنای دوستدار و محب حضرت علی (ع) است .

2 . شیعه یعنی کسی که حضرت علی (ع) را از عثمان برتر می داند و در مقابل شیعه علی (ع) شیعه عثمان قرار دارد .

3 . شیعه کسی است که حضرت علی (ع) را از عثمان و دو خلیفه نخستین و همه صحابه برتر می داند .

4 . شیعه کسی است که به جانشینی بلا فصل حضرت علی (ع) اعتقاد دارد .

البته هیچ یک از این تعاریف جامع و مانع نیست .

شاید بتوان با توجه به فرقه های مختلف شیعه در طول تاریخ عبارت زیر را بهترین تعریف برای این واژه دانست: شیعه کسی است که جانشینی حضرت علی (ع) را از راه نص ثابت دانسته و حضرت علی (ع) را سزاوارترین شخص برای جانشین حضرت پیامبر اکرم (ص) می داند .

در این تعریف بر واژه نص تاکید شده است که نقطه افتراق شیعه و گروه های دیگر است ; زیرا گروه های دیگر جانشینی پیامبر اکرم (ص) را انتخابی می دانند، ولی شیعه آن را به نص و بیان حضرت پیامبر اکرم (ص) منوط دانسته است .

واژه نص در این جاعام است و هر دو نوع نص جلی و خفی [نص اسمی و نص وصفی] را شامل می شود:

مراد از نص جلی یا نص اسمی آن است که بگوییم: پیامبر اکرم (ص) جانشین خود (حضرت علی) را مشخصا با ذکر نام معرفی کرده است ; چنان که گروه جارودیه از فرقه زیدیه چنین اعتقادی می دارند . (9)

مراد از نص وصفی آن است که بگوییم پیامبر اکرم (ص) تنها اوصاف جانشین خود را ذکر کرده و این اوصاف تنها بر حضرت علی (ع) منطبق است ; اما امت آن را بر افراد دیگر تطبیق دادند .

عمومیت واژه نص به ما کمک می کند تا برخی از گروه های زیدیه را که قائل به نص وصفی اند، از دایره تشیع خارج نسازیم .

قید توضیحی سزاوارترین شخص نیز به همین جهت آورده شده است ; زیرا این گروه ها بر خلاف بعضی دیگر از گروه های شیعه خلافت دو خلیفه اول را نیز نا مشروع نمی دانند .

با این تعریف افرادی که تنها در شمار دوستداران حضرت علی (ع) جای دارند، از دایره شمول واژه شیعه خارج می شوند .

تشیع اعتقادی و سیاسی

تشیع اعتقادی و سیاسی یعنی چه؟ و چه تفاوتیمیان آن دو وجود دارد؟ برخی از نویسندگان مفهوم تشیع را به دو بخش اعتقادی یاروحی و سیاسی تقسیم کرده اند و به تبیین جداگانه آن ها پرداخته اند .

در نظر اینان شیعه اعتقادی کسی است که اولا در بعد کلامی به خلافت بلا فصل حضرت علی (ع) اعتقاد داشته باشد و ثانیا در بعد فقهی مشروعیت انحصاری مرجعیت علمی حضرت علی (ع) و اهل بیت عصمت را بپذیرد نه آن که آنها را ماننند صحابه و تابعین دیگر، دارای حق افتا بدانند .

در نگاه شیعه اعتقادی، حق اظهارنظر نهایی در بیان احکام فقهی تنها به حضرت علی (ع) و ائمه علیهم السلام تعلق دارد . (10)

تشیع سیاسی آن است که شخص، بدون اعتقاد به مبانی فکری شیعه، در جهت درگیری های سیاسی از رهبری اهل بیت (ع) در مبارزه با ظلم و بیداد خلفا حمایت کند .

طبق این تعریف، بسیاری از زیدیه که در قیام هایی همچون قیام زید و فرزندش یحیی علیه حکومت اموی شرکت جسته یا از آن جانبداری کردند شیعه سیاسی به شمار می آیند . (11)

این نظر به خروج بسیاری از شیعیان زیدی از دایره تشیع اعتقادی (مفهوم حقیقی تشیع) می انجامد ; در حالی که کتب ملل و نحل و کلامی آن ها از شیعیان شمرده اند .

افزون بر این، زیدیان به جوهره اصلی تشیع اعتقاد دارند، گرچه بعضی از آن ها دایره نص را وسیع تر کرده آن را شامل نص و صفی نیز می دانند .

شیعه و واژه های متداول

واژه هایی مانند رافضی که گاه به معنای شیعه استعمال می شود، چه تفاوتی با مفهوم شیعه دارد؟

واژه شیعه مفهومی عام است که طبق تعریف پذیرفته شده همه فرقه ها و گروههای شیعی، مانند زیدیه و کیسانیه و اسماعیلیه و … را شامل می شود ; اما در این میان واژه های دیگری نیز وجود دارد که با این مفهوم عام تفاوت هایی دارد برخی از این واژه ها عبارت است از:

1 . رافضی

رفض به معنای رد کردن و ترک و و اگذاشتن کاری است .

مخالفان شیعه این واژه را معمولا برای مذمت و بد گویی به کار می برند . (12)

درباره این واژه گفته شده است: از آن جا که شیعیان خلافت دو خلیفه اول را رد کردند رافضی خوانده می شوند . (13)

برخی نیز گفته اند .

رافضی به شیعیانی گفته می شود که به جهت موضع نسبتا ملایم زید درباره دو خلیفه اول در هنگام قیام خود، اردوی وی را ترک کردند. (14)

هر یک از دو معنا را که بپذیریم واژه رافضی با شیعه در مفهوم عامش مترادف نیست ; زیرا این کلمه گروه هایی از زیدیه را در بر نمی گیرد .

2 . جعفری

امام جعفر صادق (ع) با تلاش بسیار خود به شیعیان معتقد به رهبری امامان معصوم (ع) هویت فقهی و کلامی ویژه ای بخشید .

از این رو، شیعیان بهره مند از آموزه های آن بزرگوار جعفری شهرت یافتند .

امروزه واژه جعفری با شیعه اثنی عشری مترادف می نماید; اما ذات اسماعیلیان را نیز شامل می شود ; زیر آن ها به امامت امام جعفر صادق (ع) اعتقاد دارند .

3 . امامی

در دوران هر یک از امامان به شیعیانی که به امامت امامان معصوم (ع) از فرزندان حضرت فاطمه (س) اعتقاد داشته اند و این خط سیر را تا امام دوازدهم ادامه می دادند، امامی خوانده می شدند .

امامی در سیر تاریخی اش، به تناسب زمان های مختلف معانی دیگر، چون ترادف با شیعه در زمان حضرت علی (ع) نیز داشته (15) ولی امروزه معنایی معادل اثنا عشریه دارد .

4 . خاصة

این واژه بیش تر در متون فقهی و در مقابل لفظ عامه (اکثریت مسلمانان) به کار می رود و به معنای شیعه است .

معنای ویژه تر این واژه درمتون فقهی امامیه اثنا عشریه است که فقه خود را از امامان معصوم دوازده گانه می گیرند .

5 . علوی

شاید این واژه در زمان هایی برگرایش کلامی شیعه (اعتقاد به برتری حضرت علی (ع)) دلالت می کرده است ; اما بعدها بیش تر در معنای نسبی اش بیان وابستگی نسبی افراد به حضرت علی (ع) به کار رفته است .

6 . فاطمی

این واژه بیش تر در معنای نسبی کار برد دارد و برای تبیین تمایز فرزندان امام حسن و امام حسین علیه السلام – از فرزندان محمد حنفیه که کیسانیه خود را بدو منسوب می ساختند، به کار می رود; زیرا محمد حنفیه از فرزندان حضرت فاطمه (س) نبود ; هر چند در شمار فرزندان حضرت علی (ع) جای داشت .

7 . طالبی

این واژه نیز مفهومی نسبی دارد ; ولی دایره شمولش از دو واژه پیشین بیش تر است .

طالبی به معنای فرزندان ابو طالب است که فرزندان آن بزرگوار از طریق غیر از حضرت علی (ع) را نیز شامل می شود .

فهم دقیق این واژه با مطالعه کتاب «مقاتل الطالبین » ابو الفرج اصفهانی به دست می آید که در آن از قیام های همه طالبی های و از جمله قیام های فرزند ان جعفر بن ابی طالب نیز نام برده است .

پی نوشت:
1 . القاموس المحیط، ج 3، ص 61 و 62 .
2 . تاج العروس، ج 5، ص 405
3 . لسان العرب، ج 7، ص 258 .
4 . النهایة ابن اثیر، ج 2، ص 246 .
5 . قصص (آیه): 15 .
6 . معجم مفردات الفاظ القرآن، ص 279 .
7 . مریم (19): 69 .
8 . لسان العرب، ج 7 . ص 258 .
9 . الملل و النحل، شهرستانی، ج 1، ص 255 .
10 . با استفاده از تاریخ تشیع در ایران رسول جعفریان، ص 24 – 28 .
11 . همان، ص 22 .
12 . الشیعة فی مسارهم التاریخی، سیدمحسن امین عاملی، ص 43 .
13 . مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، ابوالحسن اشعری، ص 16 .

14 . تاریخ شیعه و فرقه های اسلام تا قرن چهارم هجری محمد جواد مشکور، ص 59; الملل و النحل، شهرستانی ج 1، ص 251 .

15 . الملل و النحل، ج 1، ص 265 – 271 .