کفاره گناه

نوشته‌ها

آمرزش گناهان با احترام به «پدر»

مردی خدمت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: ای رسول خدا! من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه کنم؟ حضرت فرمود: آیا هیچ یک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن تا آمرزیده شوی.

بر اساس فرمایش امام سجاد(علیه‌السلام)، وقتی بنده‌ای به بهشت می‌رود، او را درجاتی می‌دهند که وی هر چه اعمال خود می‌اندیشد عمل قابل توجهی که او را در آن جایگاه قرار بدهد، نمی‌بیند، سؤال می‌کند خدایا! این مقام و مرتبه از کجا برای من فراهم شده است؟ جواب می‌شنود با طلب مغفرت والدین تو.

«أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَ‏ الْعَبْدَ لَیُرْفَعُ‏ لَهُ‏ دَرَجَهٌ فِی الْجَنَّهِ لَا یَعْرِفُهَا مِنْ أَعْمَالِهِ فَیَقُولُ رَبِّ أَنَّى لِی هَذِهِ فَیَقُولُ بِاسْتِغْفَارِ وَالِدَیْکَ لَکَ مِنْ بَعْدِک».

یکی از جلوه‌های تبلور محبت و دل سوزی، پدر است. پدر یکی از نعمت‌های خاص خداوند به انسان است تا بتواند محبت خداوند را در ابعاد کوچکتر مشاهد کند. پدر داشتن و یتیم نبودن آنقدر اهمیت دارد که رسول‌الله(صلی الله علیه و آله و سلم) خود و امام علی(علیه السلام) را پدران این امت معرفی کردند: «انا و علیّ‏ أبواه هذه‏ الأمّه؛ من و علی پدران این امت هستیم». حال ما چقدر به این مقام معنوی توجه کرده ایم و برای احترام و اکرام به پدرمان، تامل و تفکر کرده ایم و یا بعضی برخورد‌ها در ارج نهادن به این مقام، ترک کرده ایم.

یکی از راهکارها برای قدردان بودن این مقام، توجه به برکات و آثار احترام به پدر است. زیرا گاهی بدون توجه به برکات و آثار یک عمل معنوی، آن را بسیار پیش پا افتاده و عادی در نظر می‌گیریم.

چرا باید به پدر خود احترام بگذاریم؟

۱- احترام به پدر، احترام به خودمان است

یکی از سنت‌های زندگی، بحث بازتاب دنیایی عمل است و معمولاً همه انسانها هر چند غیر معتقد به مذهب خاص، به این مطلب اذعان دارند که نتیجه خوبی و بدی اعمال را در این دنیا خواهیم دید یا به بفرموده خداوند در قرآن: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها؛ اگر نیکى کنید به خود مى‌‌کنید، و اگر بدى کنید به خود مى‏ کنید.» اگر انسان کمی عاقل باشد و به فکر زندگی حداقلی دنیای خود هم باشد، باید فرمول «هر چه کنی به خود کنی/ گر همه نیک و بد کنی» را رعایت کند. لذا باید در باب احترام به پدر هم این دستور را رعایت کنیم که امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) فرمودند:

«بَرُّوا آبَاءَکُمْ یَبَرَّکُمْ أَبْنَاؤُکُمْ؛ با پدرانتان خوش‌رفتاری کنید تا فرزندانتان با شما خوش‌رفتاری کنند.» یعنی برای این که فرزندانمان با ما خوش رفتاری کنند و در زمان کهولت سن، گرفتار بی‌مهری فرزندان قرار نگیریم، باید احترام به پدر را رعایت کنیم. البته خوب می‌دانیم که این دلیل برای کسانی است که دنبال مزد هستند و دوست دارند پاداش کارشان را بگیرند یا بچه‌هایشان آنها را احترام کنند، و الا احترام به پدر از اوجب واجبات است.

در سیره علما و مراجع هم این احترام به والدین، بسیار مشهود بوده است. در احوالات حضرت آیت‌الله بهجت نقل می‌کنند: «زمانی‌که آیت‌الله بهجت در نجف مشغول تحصیل و تهذیب نفس بودند، عده‌ای که مطالب عرفانی را قبول نداشتند، نامه‌ای برای پدر آقای بهجت می‌فرستند و در مورد ایشان بدگویی می‌کنند و می‌گویند ممکن است فرزندت از درس و بحث، خارج شود. پدر بزرگوار ایشان نامه‌ای برای آقای بهجت می‌نویسد که من راضی نیستم جز واجبات، عمل دیگری انجام دهی، حتی راضی نیستم نماز شب بخوانی، آقای بهجت می‌فرماید: وقتی نامه ی پدرم به دستم رسید، خدمت آقای قاضی رسیدم و نامه را به ایشان نشان دادم، ایشان فرمودند: شما مقلد چه کسی هستید؟ گفتم: من مقلد آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی هستم، فرمودند: باید بروید از مرجع تقلیدتان بپرسید.

آقای بهجت می‌فرماید: من نزد آقا سید ابوالحسن اصفهانی رفتم و از ایشان کسب تکلیف کردم، ایشان فرمودند: باید حرف پدرت را اطاعت کنی، از آن موقع به بعد آقای بهجت سکوت می‌کنند و چیزی نمی‌گویند.

آیت‌الله بهجت(ره) در سکوت مطلق فرو می‌روند و حتی برای خرید، از خادم مدرسه تقاضا می کنند تا این کار را برای ایشان انجام دهد؛ چرا که سخن گفتن از واجبات نیست و کار و فعل مباحی است حتی ایشان خیلی کم در کوچه و خیابان رفت و آمد می کردند و تمام این کارها به خاطر این بود که می خواستند از دستور پدرشان اطاعت کنند.»

از این رو فرخی سیستانی در آثار احترام به پدر چنین سروده است:

«هر آن پسر که پدر، زان پسر بُوَد خشنود/ نَه روز او بد باشد، نه عیش او دشوار.»

۲- احترام به پدر سبب آمرزش گناهان

گاهی اوقات انسان با وسوه‌های نفس و شیطان دچار آلودگی و گناه می‌شود که برای رهایی از این بحران باید به توبه و استغفار روی آورد. اما انسان در اثر گناه زیاد از توبه و انابه به درگاه الهی ناامید می‌شود، حال برای چنین فردِ ناامیدی چه راه کاری غیر از عبادت و توبه و استغفار در نظر داریم؟ این راهکار را در کلام دین و دستورات اهل بیت(علیهم‌السلام) وجود دارد.

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه فرموده‌اند: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ(صلی الله علیه و آله و سلم) فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا مِنْ عَمَلٍ قَبِیحٍ إِلَّا قَدْ عَمِلْتُهُ فَهَلْ لِی مِنْ تَوْبَهٍ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم): فَهَلْ مِنْ وَالِدَیْکَ أَحَدٌ حَیٌّ؟ قَالَ أَبِی؛‏ قَالَ:‏ فَاذْهَبْ‏ فَبَرَّهُ؛‏ قَالَ: فَلَمَّا وَلَّى قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) لَوْ کَانَتْ أُمُّهُ؛ مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: ای رسول خدا! من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه کنم؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا هیچ یک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن(تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کاش مادرش زنده بود.»

حال جای سؤال است که احترام به والدین، چه برکاتی دارد که این چنین باعث آمرزش چنین شخصی با این همه آلودگی می‌شود. یا باید کمی تأمل کرد چرا حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) توصیه به توبه یا نماز خاص یا عبادت خاصی را نکردند و خدمت به والدین را توصیه کردند.

امام سجاد(علیه‌السلام) در رساله حقوق می‌فرمایند:

خدایا! اطاعت والدین را برای من گوارا قرار بده چنان که آب خنک را برای یک انسان عطشان محبوب و گوارا قرار می‌دهی؛ تا اطاعت و خواسته آن‌ها را بر خواهش‌های نفس خود مقدم بدارم. خدایا! چنان کن که کارهای خوب و خدمات آن‌ها در چشم من زیاد جلوه کند؛ اگر جه آن کارها کم و کوچک باشد و خدمات و نیکی‌های زیاد و طولانی مدت من در نظرم نا چیز باشد.

بنابراین،‌ فرزندان نمی‌توانند به عذر این که ما نمی‌دانیم چگونه با پدر و مادر خود معاشرت کنیم، مرتکب خطا شوند، امام سجاد(علیه السلام) در قالب دعا می‌فرمایند: باید به وظایف خود نسبت به پدر و مادر علم پیدا کنیم. همچنین فرزند باید از خدا بخواهد که به او قدرت بدهد تا به آموخته‌هایش دقیق و صحیح عمل کند، یعنی بتواند خود را در مسیر خدمت و اطاعت والدین قرار بدهد؛ آن هم نه از روی کراهت و سختی و زحمت.

منبع: خبرگزاری فارس

عملی مساوی با ثواب حج!

شادی دل پدر و مادر، سرمایه عظیمی است که در کالبد وجود آدمی، روح تازه‌ای دمیده و زندگی او را مملو از عشق و صفا می‌کند، و به لحظات عمر او چنان لذّتی می‌بخشد که طعم شیرین آن را به خوبی می‌تواند در زندگی تجربه نماید.

پروردگار هستی، نظام زیبای آفرینش را به گونه‌ای طراحی و تنظیم نموده که آدمی در آن بتواند با دست یافتن به رمز موفقیت، در عرصه زندگی، قله‌های پیشرفت و تعالی و کمال را طی نموده و به خوشبختی ابدی دست یابد.

یکی از رموز موفقیت و دست یافتن به پیروزی در عرصه حیات دنیوی و اخروی، از دیدگاه خداوند بی مثال، موضوع احترام و نیکی به پدر و مادر و شاد نمودن دل آن عزیزان است، و لذا اگر ما در پی دست یافتن به این مهّم هستیم، حتماً باید در مدّت عمر خویش، از طریق محبّت و مهرورزی نسبت به آن دو نعمت گران‌سنگ، دل رئوف آن‌ها را شاد و رضایت باطنی ایشان را به سوی خویش جلب نماییم.

شادی دل پدر و مادر، سرمایه عظیمی است که در کالبد وجود آدمی، روح تازه‌ای دمیده و زندگی او را مملو از عشق و صفا می‌کند، و به لحظات عمر او چنان لذّتی می‌بخشد که طعم شیرین آن را به خوبی می‌تواند در زندگی تجربه نماید.

ما در این نوشتار بر آنیم که به آثار درخشان نیکی به پدر و مادر مختصراً اشاره کنیم، به امید آنکه از طریق آشنایی با چنین آثار سودمندی، اندکی به خود آمده و از سستی و کوتاهی در جهت نیکی به آن دو گوهر ارزشمند و خدمت رسانی به آن عزیزان دست برداریم.

آثار درخشان نیکی به والدین

۱- نیکی به پدر و مادر کفّاره گناهان است.

مردی خدمت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: کار زشتی نبوده، مگر آنکه من آن را انجام داده‌ام، آیا راهی برای توبه دارم؟ حضرت فرمود: آیا یکی از والدین تو زنده هستند؟! جواب داد: پدرم زنده است. حضرت فرمود: برو به پدرت نیکی کن تا کفّاره گناهانت گردد. وقتی آن شخص رفت فرمود: اگر مادرش زنده بود، نیکی به او بهتر بود. ۱

نکته حائز اهمیت در موضوع پدر و مادر آن است که خود ترک نیکی به والدین گناهی است بسیار بزرگ، و نابخشودنی، که پروردگار هستی به هیچ وجه عذر ما را در این زمینه نمی‌پذیرد، و با عذاب دردناکی ما را مجازات خواهد نمود، و لذا اگر بار گناه بر شانه ما سنگینی کرده و فضای روحمان را تاریک و ظلمانی نموده، باید کمر همت را محکم بسته و با خدمت رسانی به پدر و مادر، صفحه قلب خویش را از آلودگی گناه پاک و پیراسته نماییم، تا سبک‌بار شده و زندگی شیرین و لذت بخشی را تجربه نماییم.

شادی دل پدر و مادر، سرمایه عظیمی است که در کالبد وجود آدمی، روح تازه‌ای دمیده و زندگی او را مملو از عشق و صفا می‌کند، و به لحظات عمر او چنان لذّتی می‌بخشد که طعم شیرین آن را به خوبی می‌تواند در زندگی تجربه نماید.

۲- رسیدن به ثواب حج

زیارت خانه خدا و انجام مناسک نورانی حج، از جمله اموری است که هر مؤمنی در زندگی خویش آرزوی آن را در آسمان ذهن خود می‌پروراند و همواره از خالق هستی، توفیق چنین سفر معنوی با عظمتی را خواهان است. نکته قابل توجّه در این زمینه آن است که پروردگار عالم از میان کارهای نیک و شایسته، برخی را به صورت گلچین انتخاب نموده و برای آن‌ها ثواب حج را در نظر گرفته است، یکی از آن کارهای نیک، محبّت و رأفت نسبت به پدر و مادر است. گل سر سبد عالم وجود، پیامبر عزیز اسلام در این باره می‌فرماید: هرگاه فرزندی به پدر و مادرش نگاه محبت و رحمت کند، به هر نظری که می‌کند، ثواب یک حج مقبول به او داده می‌شود. گفتند: یا رسول الله! هر گاه در روز صد مرتبه چنین کند چه؟ فرمود: بله، به هر نگاهی ثواب یک حج دارد. ۲

۳- خشنودی پدر و مادر خشنودی خداست

منت‌های آرزوی هر مؤمنی در زندگی، کسب رضایت خداوند بی همتا است، و لذا در مدّت عمر دنیوی خویش همواره می‌کوشد که در این مسیر قدم برداشته و به آن گنج عظیم دست یابد، از روایات پیشوایان معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) چنین استفاده می‌شود از جمله اموری که باعث رضایت و خشنودی حق تعالی می‌شود، جلب رضایت پدر و مادر است.
پیامبر گرامی اسلام در این باره به زیبایی فرموده: (رضی الله مع رضی الوالدین و سخط الله مع سخط الوالدین) ۳ رضایت خدا رضایت والدین است و خشم او با خشم ایشان.

۴- ملائکه به شخصی که به پدر و مادرش نیکی کند، دعا می‌کنند!

پیامبر رحمت حضرت خاتم‌الانبیاء محمّد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: خداوند متعال دو فرشته دارد که یکی از آن دو می‌گوید: خدایا نیکی کننده به پدر و مادر را از هر شرّ و آفتی حفظ فرما، و دیگری می‌گوید: خدایا عاقّ والدین را با غضب خویش هلاک فرما. ۴

۵- زیاد شدن مال و آبرو

دست یافتن به مالی زیاد و عمری طولانی و در عین حال با برکت، از جمله اموری است که هر انسان عاقل و صاحب شعوری آن را دوست داشته و همواره از عمق جانش خواهان آن می‌باشد، رسیدن به این امر نیازمند به کار بستن دستوراتی است که پروردگار هستی و وجود نازنین پیامبر اسلام و خاندان پاک و مطهّرش، که انجام آن‌ها را از ما مطالبه نموده‌اند، یکی از آن دستورات که تأکید فراوان روی آن شده، مسئله احترام به پدر و مادر و نیکی در حق آن عزیزان است.

در روایتی از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که ایشان فرمود: (من یضمن لی برّ الوالدین و صله الرحم اضمن له کثره المال و زیاده العمر و المحبه فی العشیره)۵ ؛ کسی که برای من ضمانت کند صله رحم و نیکی به والدین را، من هم ضامن می‌شوم که مال و عمرش زیاد شود و در قبیله‌اش محبوبیّت پیدا کند.
ترک نیکی به والدین گناهی است بسیار بزرگ، و نابخشودنی، که پروردگار هستی به هیچ وجه عذر ما را در این زمینه نمی‌پذیرد، و با عذاب دردناکی ما را مجازات خواهد نمود، و لذا اگر بار گناه بر شانه ما سنگینی کرده و فضای روحمان را تاریک و ظلمانی نموده، باید کمر همت را محکم بسته و با خدمت رسانی به پدر و مادر، صفحه قلب خویش را از آلودگی گناه پاک و پیراسته نماییم،

خاطره‌ای آموزنده از مقام معظم رهبری(مدظله)

ایشان می‌فرماید: مرحوم پدرم در سنین پیری تقریباً بیست و چند سال قبل از فوتش که مرد ۷۰ ساله‌ای بود به بیماری آب چشم دچار شد، بنده آن وقت در قم بودم، تدریجاً در نامه‌هایی که ایشان برای ما می‌نوشت این روشن شد که ایشان چشمانش درست نمی‌بیند. من به مشهد آمدم و دیدم که ایشان محتاج دکتر است، قدری به دکتر مراجعه کردم، و بعد برای تحصیل به قم برگشتم… در سال ۴۳ بود که من ناچار شدم ایشان را به تهران بیاورم، چون معالجات در مشهد جواب نمی‌داد. به چند دکتر که مراجعه کردم، ما را مأیوس کردند و گفتند هر دو چشم ایشان معیوب شده و قابل معالجه نیست… در آن زمان مطلقاً نمی‌دید و ما باید دستانش را می‌گرفتیم و راه می‌بردیم لذا برای من غصه شده بود که اگر پدرم را رها می‌کردم و به قم می‌آمدم، ایشان مجبور بود گوشه‌ای در خانه بنشیند و قادر به مطالعه و معاشرت و هیچ کاری نبود از طرف دیگر اگر می‌خواستم ایشان را همراهی کنم و از قم دست بردارم، این هم برای من غیر قابل تحمل بود، زیرا با قم انس گرفته بودم و تصمیم گرفته بودم تا آخر عمر در قم بمانم… یک روز خیلی ناراحت بودم، شدیداً در حال تردید و نگرانی و اضطراب به سر می‌بردم. به سراغ یکی از دوستانم رفتم، به او تلفن کردم و گفتم شما وقت دارید که من پیش شما بیایم؟ گفت: بله، من به منزل ایشان رفته و قضیه را گفتم… به او گفتم من دنیا و آخرتم را در قم می‌بینم و از طرفی نمی‌توانم پدرم را با این چشم نابینا تنها بگذارم. او یک تأمّل مختصری کرد و گفت: شما بیا یک کاری بکن و برای خدا از قم دست بکش و برو در مشهد بمان، خدا دنیا و آخرت تو را می‌تواند از قم به مشهد منتقل کند.

من یک تأمّلی کردم و دیدم عجب حرف خوبی است، و لذا برای خاطر خدا پدر را به مشهد می‌برم و پیش او می‌مانم، خدای متعال هم اگر اراده کند می‌تواند دنیا و آخرت من را از قم به مشهد بیاورد.

با حال بشّاش و آسودگی به منزل آمدم، والدین من که چند روزی من را ناراحت دیده بودم و اکنون بشاش و خوشحال، تعجب کردند، گفتم: من تصمیم گرفتم که به مشهد بیایم، آن‌ها اوّل باورشان نمی‌شد، از بس این تصمیم را امر بعیدی می‌دانستند که من از قم دست بکشم. به مشهد رفتم و خدای متعال توفیقات زیادی به ما داد… اگر بنده در زندگی توفیقی داشتم، اعتقادم این است که ناشی از همان برّی(نیکی) است که به پدر بلکه به پدر و مادرم انجام داده‌ام. ۶

پی‌نوشت‌ها

۱- بحارالانوار، ج۷۱، ص۸۲

۲- همان، ص۸۰

۳- همان

۴- مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۷۶

۵- همان

۶- خاطرات و حکایت‌ها ویژه‌ی مقام معظم رهبری، ص۵۷

مهدی صفری

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان