کفاره گناهان

نوشته‌ها

پاداش‌های دنیوی و اخروی زکات

چکیده

زکات یکی از امور مهم در مناسک دین اسلام محسوب می‌گردد به طوری که همواره در کنار نماز از آن نام برده شده است. زکات به عنوان یکی از فروع دین در اسلام مطرح و با شرایط خاصی و رسیدن به حد نصاب در چند مورد بر مسلمانان واجب می گردد که در برخی موارد یک دهم و د برخی موارد دیگر بر طبق آنچه که در فقه بیان شده به فقرا بدهند.  در این مقاله به تبیین اثرات دنیوی و اخروی زکات پرداخته شده است.

 

 

الف) پاداش‌های دنیوی

  1. برکت رزق: بریدن شاخه‌های درخت انگور، در ظاهر کوتاه کردن درخت است، ولی در واقع سبب رشد آن می‌شود. در قرآن می‌خوانیم «یمحق‌الله الربا و یربی الصدقات» (بقره، ۲۷۶) (خداوند، ربا را نابود می‌کند؛ و صدقات را افزایش می‌دهد) در روایات زیادی می‌خوانیم که: «الزکاه تزید فی‌الرزق» (امامی طوسی ص ۲۹۶) (زکات روزی انسان را زیاد می‌کند).

«مثل‌الذین ینفقون اموالهم فی سبیل‌الله کمثل حبه أنبتت سبع سنابل فی کل سنبله مأه حبه والله یضاعف لمن یشاء» (بقره ۲۶۱) (کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد، و خداوند آن را برای هرکس بخواهد، دو یا چند برابر می‌کند). به راستی آیا کشاورزان به این باور رسیده‌اند که پرورش دهنده واقعی خداوند متعال است؟ که در  سوره واقعه با حالت سؤالی این واقعیت را گوشزد می‌کند «أأنتم تزرعونه ام نحن الزارعون» (واقعه ۶۴) (آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم)؟!

  1. بیمه مال: امام کاظم(علیه السلام) فرمود: «حصنو أموالکم بالزکاه» (کافی ج۴ ص۶۱) (اموال خود را از طریق زکات بیمه کنید).
  2. دفع ترس و حزن: در قرآن یکی از عوامل دفع و حزن پرداخت زکات دانسته شده است (کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ و نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین می‌شوند) (بقره ۲۷۷)
  3. حل مشکلات: گاهی برای ما مشکلاتی پیش می‌آید که در برطرف کردن آن دچار زحمت زیادی می‌گردیم و گاهی اصلا نمی‌توانیم آن را مرتفع نماییم، اما در انفاق ها و بخشش‌ها از آن‌جا که خداوند خریدار متاع ماست، مشکلات نیز آسان می‌گردد «فاما من اعطی و اتقی و صدق بالحسنی فسنیسره للیسری» (لیل ۵-۷) (اما آن کس که انفاق کند و پرهیزگاری پیش گیرد، و جزای نیک الهی را تصدیق کند، ما او را در مسیر آسانی قرار می‌دهیم).
  4. رهایی از کیفر: کفار، با توبه و نماز و زکات می‌توانند خود را از کیفر برهانند. قرآن می‌فرماید: «و ان تابوا و اقاموا الصلوه و آتوا الزکاه فخلوا سبیلهم». (توبه۵)
  5. زندگی شیرین: امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر مردم حقوق خود را ادا کنند، قطعا در زندگی شیرینی به سر خواهند برد: «لوان الناس ادوا حقوقهم لکانوا عایشین بخیر» (تهذیب الاحکام ج۴ ص۴۹)
  6. برادری در روابط اجتماعی: قرآن در یک جا می‌فرماید: مؤمنان با یکدیگر برادرند: «انما المؤمنون اخوه» (حجرات ۹) و در جایی دیگر می‌فرماید: هرگاه مخالفان شما توبه کنند و نماز به پا دارند و زکات بپردازند، آنها هم برادر دینی شما می‌شوند «فان تابوا و اقامو الصلوه و اتوا الزکاه فاخوانکم فی‌الدین» (توبه ۱۱) بنابراین شرط برادری، در کنار توبه و نماز، پرداخت زکات است.
  7. ایجاد یا تعمیق روابط: در آداب دوستی، صدها روایت به چشم می‌خورد که آنچه سبب ایجاد دوستی یا تعمیق و توسعه آن می‌شود، خوش‌نیتی، خوش‌رفتاری، انصاف، کرم، ایثار، سخاوت، احسان، محبت، زهد صله‌رحم، هدیه و تفقد از یکدیگر می‌باشد که در پرداخت زکات همه آن آثار به روشنی نهفته است.
  8. کینه‌زدایی: با پرداخت زکات، کینه محرومان برطرف و به محبت و دوستی تبدیل می‌شود و این محبت و دوستی در تعاون و یاری یکدیگر و تولید بهتر و بیشتر و حفاظت از دستاوردهای جامعه اسلامی نقش مهمی دارد.
  9. به صحنه کشاندن واماندگان: فقر و گرسنگی، انسان را به انزوا و گوشه‌گیری و بدبینی و ناامیدی و حقارت‌پذیری می‌کشاند، اما زمانی که با پرداخت خمس و زکات و سایر انفاقات مشکلات اقتصادی مردم حل شود، تلاش، نشاط، دلسوزی و حضور مردم در صحنه‌های مختلف بیشتر می‌شود.
  10. ایجاد همدلی در جامعه: پرداخت زکات، دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند و جامعه را برای حل همه مشکلات آماده می‌سازد. اگر فقرا خود را در سود اغنیا شریک بدانند، در برابر نابسامانی‌ها و مشکلات و آفات با تمام توان به پا خواهند خاست و تا آنجا که بتوانند در حل مشکلات کوشش خواهند نمود.
  11. فقرزدایی: یکی از مسائل مهم جامعه، وجود فقر و گرسنگی و سایر کمبودهاست که یکی از راه‌های مبارزه با آن، توجه جدی به مسئله پرداخت خمس و زکات و انفاقات است. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: «فما جاع فقیر الا بما منع غنی و الله سبحانه و تعالی سائلهم عن ذلک» (غررالحکم ص ۲۳۴) هیچ فقیری گرسنه نمی‌ماند مگر به خاطر آن‌که‌ثروتمندی حق خدا را نمی‌پردازد و خداوند در روز قیامت ثروتمند را به همین دلیل بازخواست خواهد کرد.
  12. ایجاد اشتغال: یکی از مسائل مهم جامعه، وجود بیکاری است که زمینه‌ساز انواع فسادهاست. اگر مردم خمس و زکات خود را بپردازند، چرخ‌های اقتصاد به گردش درمی‌آید و بخش مهمی از افراد بیکار شاغل خواهند شد.

همان‌گونه که از طریق مضاربه یا قرض‌الحسنه می‌توان ایجاد اشتغال کرد، از طریق پرداخت خمس و زکات و یا بخشش‌های بلاعوض و یا ایجاد زمینه‌های تحصیل برای بیسوادها و کم‌سوادها و آموزش فن و حرفه و تأسیس و توسعه مراکز فرهنگی و احداث جاده‌ها و پل‌ها و آبادانی‌های دیگر نیز می‌توان ایجاد اشتغال کرد. بنابراین در احیای خمس و زکات، حل مسئله اشتغال و توسعه اقتصادی و فرهنگی و پر کردن ایام فراغت و جلوگیری از مفاسدی که در اثر بیکاری به چشم می‌خورد، نهفته است.

پ) پاداش‌های اخروی

واژه زکات سی و دو مرتبه در قرآن‌کریم آمده است؛ که براساس آن پرداخت زکات، نشانه ایمان به خدا و روز قیامت است «من آمن بالله و الیوم‌الاخر و اقام‌الصلوه و آتی الزکاه» (توبه۱۸) اگر بدانیم دریافت کنندگان کمک‌های ما در ظاهر فقرا هستند، ولی در واقع خداوند است که صدقات را تحویل می‌گیرد، «یأخذ الصدقات» (توبه ۱۰۴)، به راحتی کمک می‌کنیم و همان‌گونه که در روایات آمده دست خود را نیز می‌بوسیم. در ذیل به برخی از پاداش دنیوی و اخروی زکات اشاره می‌گردد:

  1. تقرب به خدا: امام علی(علیه السلام) فرمودند: زکات به همراه نماز وسیله تقرب اهل اسلام است. (نهج‌البلاغه ۳۱۷)
  2. تجارت پرسود: «ان‌الذین یتلون کتاب‌الله و أقاموا الصلاه و أنفقوا مما رزقناهم سرا و علانیه یرجون تجاره لن تبور» (فاطر ۲۹) (کسانی که کتاب الهی را تلاوت می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارتی پرسود و بی‌زیان و خالی از کساد را امید دارند).
  3. پذیرش توبه: راه پذیرش توبه و آمرزش گناهان، اقامه نماز و ادای زکات است «فان تابوا و اقاموا الصلوه و آتوا الزکاه فاخوانکم فی‌الدین». (توبه۱۱)
  4. عامل طهارت و تزکیه و دریافت سلام و صلوات پیامبر(ص): خداوند به پیامبرش می‌فرماید: زکات مردم را بگیر و آنان را پاک کن و بر آن‌ها درود بفرست. (توبه ۱۰۳)
  5. رهایی از بخل: پیامبر(ص) فرمود: «من ادی الزکاه… فقد وقی من‌الشح» (مستدرک الوسائل ج۷ ص۳۲) هرکس زکات مال خود را بپردازد، قطعا از بخل حفظ شده است.
  6. دریافت رحمت خاص خداوند: در قرآن می‌خوانیم: «و رحمتی وسعت کل شیء فساکتبها للذین یتقون و یؤتون الزکاه…» رحمت پروردگار بر هر چیزی گسترده است، ولی دریافت قطعی آن مخصوص کسانی است که اهل تقوی و زکات باشند.

خداوند می‌فرماید: «انی معکم لئن اقمتم الصلوه و آتیتم الزکاه و آمنتم برسلی» (مائده ۱۲) اگر شما نماز را به پا دارید و زکات را پرداخت کنید و به پیامبران من ایمان آورید، قطعا من با شما هستم.

  1. کفاره گناهان: حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید: «الله الله فی الزکاه، فانها تطفیء غضب ربکم» (تحف العقول ص ۱۹۸) شما را به خدا، شما را به خدا درباره زکات دقت کنید که همانا زکات غضب پروردگار را فرو می‌نشاند.

خداوند می‌فرماید: اگر نماز به پا دارید و زکات بپردازید، من بدی‌های شما را می‌پوشانم. (مائده ۱۲)

  1. خدایی شدن انسان: همان‌گونه که خداوند رحمت خود را بر همه گسترانده است، زکات‌دهنده لطف خود را بر فقرا سرازیر می‌کند و بدین گونه اخلاق خدایی را در خود شکوفا می‌کند و مظهر رحمانیت پروردگار می‌شود «الرحمن الرحیم». (فاتحه ۳)
  2. قبولی نماز: پیامبر(ص) فرمود: زکات اموال خود را بپردازید تا نمازتان قبول شود «زکوا اموالکم تقبل صلاتکم». (من لایحضره الفقیه ج۲ ص ۱۴)
  3. جاودانگی اموال: زکات در حقیقت ذخیره قیامت می‌شود، بنابراین مال فانی را جاودانه می‌کند. کامیابی‌های احتمالی و موقت و پردردسر دنیا را می‌توان از طریق پرداخت زکات به کامیابی‌های قطعی و دائمی و بی‌دردسر تبدیل نمود.
  4. تقویت بنیه دینی مردم: از محل زکات می‌توان مدارس، کتابخانه‌ها، مساجد و سایر مراکز دینی و فرهنگی را ایجاد نمود و یا آنچه را که قبلا احداث شده است، توسعه داد و با دعوت از کارشناسان دینی و علما و اساتید مناطق دیگر، پایگاه علمی و اعتقادی مردم را تقویت نمود.
  5. تربیت نسل پاک: در بسیاری از کتاب‌های تربیتی و روان‌شناسی، به هسته مرکزی تربیت که انتخاب همسر و لقمه حلال است، کمتر توجه شده است. اسلام برای تربیت نسل آینده، به مسئله انتخاب همسر و پس از آن به نقش لقمه حلال بسیار توجه و تاکید دارد. پرداخت زکات، سبب پاک و حلال شدن رزق است و لقمه‌ها را از حق محرومان پاک می‌کند و نقش لقمه پاک در جامعه و نسل آینده از طریق گرایش به خوبی‌ها و کمالات و تنفر از بدی‌ها بر کسی پوشیده نیست.
  6. کم شدن مفاسد اجتماعی: هم ازدیاد سرمایه زمینه‌ساز فساد است که با پرداخت خمس و زکات ثروت‌ها تعدیل و مفاسد مهار می‌شود و هم فقر ممکن است زمینه وقوع سرقت، دریافت رشوه، خیانت و امثال آن شود که دریافت خمس و زکات و… این زمینه را می‌خشکاند و از بین می‌برد. بنابراین پرداخت خمس و زکات، در مهار مفاسد اجتماعی نقش مهمی دارد. (خمس و زکات، محسن قرائتی ص ۱۲۰-۱۲۱)
  7. جذب دیگران: اسلام، مصرف زکات را برای هشت گروه قرار داده است که یکی از آنها، سرشناسانی هستند که اگر حمایت‌های مالی از آنان به عمل آید، ابتدا خودشان و سپس قوم آنان به اسلام جذب می‌شود. البته این جذب، مقدمه گرایش‌های فکری، فرهنگی و اعتقادی است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) سهمی از زکات را به رؤسای قبایل می‌داد و در هر زمان ولی‌امر مسلمین می‌تواند این کار را انجام دهد.

از همین سهم که به نام «المؤلفه قلوبهم» (توبه ۶۰) در قرآن مطرح شده است، می‌توان مقداری به مسلمانان ضعیف‌الایمانی پرداخت کرد که اگر به حال خود رها شوند، تبعات و وسوسه‌های دشمنان در آنان ایجاد شک می‌نماید. اسلام برای پایداری آنان در دین، مشکلات اقتصادی آنان را حل می‌کند و این کار مقدمه‌ای برای انس بیشتر با مکتب خواهد بود.

نویسنده: علی قنبریان

 منبع: کیهان

آثار و برکات پرداخت خمس در زندگی

چکیده

خمس از فروع دین مبین اسلام است که باشرایط خاصی پرداخت آن واجب می گردد.  بر پرداخت خمس آثاری زیادی مترتب می شود. برخی از آثار معنوی و برخی هم مادی است. مثلا تقویت ایمان و تعبد در برابر خداوند متعال از اثار معنوی آن به شمار می آید و گوارا بودن در آمد و زیاد شدن آن از آثار مادی آن است. در این مقاله کوتاه  برخی از آثار پرداخت خمس نام برده شده است.

 

اگر به تعبیراتی که در آیات و روایات آمده است توجّه کنیم، به آثار پرداخت خمس بیشترآگاه خواهیم شد:

۱. نسل پاک: در روایات می خوانیم: «لتطیب ولادتهم» پرداخت خمس، مال را پاک و مال پاک مقدمه نسل پاک است.

۲. تقویت دین: امام رضاعلیه السلام فرمودند: «الخمس عوننا علی دیننا» خمس، حق ما اهل بیت و پشتوانه مکتب و راه ما است.

۳. نشانه وفا: در تعبیر دیگر می خوانیم: «المسلم من یفی اللّه بما عهد الیه و لیس المسلم من اجاب باللسان و خالف بالقلب»

مسلمان واقعی کسی است که به پیمان الهی وفادار باشد و کسی که با زبان جواب مثبت ولی در دل جواب منفی می دهد، در حقیقت مسلمان نیست.

۴. کمک به یاران: امام رضاعلیه السلام فرمود: خمس وسیله ای برای کمک ما بر بستگان و یاوران ماست. «ان الخمس عوننا علی عیالاتنا»، «عوننا علی موالینا»

۵.پاکی مال: امام صادق علیه السلام فرمود: من از گرفتن درهم شما هدفی جز پاک کردن شما ندارم، زیرا وضع مالی من امروز خوب است. «ما ارید بذلک الا ان تطهروا»

۶. گوارا بودن درآمد: در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام می خوانیم: هر کس خمس ما را بدهد باقی درآمدش برای او گواراست. «یودّی خمسنا و یطیب له»

۷.حفظ آبرو در برابر مخالفان: امام رضا علیه السلام فرمود: به وسیله خمس، ما آبروی خود و طرفدارانمان را در برابر تهدیدات مخالفان حفظ می کنیم. «و ما نبذله و نشتری من اعراضنا ممن نخاف سطوته»

۸. فقر زدائی از خاندان رسالت: امام کاظم علیه السلام فرمود: خداوند نیمی از خمس را برای فقر زدائی از بستگان پیامبر که از زکات و صدقات محرومند قرار داد. «و جعل للفقراء قرابه الرسول نصف الخمس فاغناهم به عن صدقات الناس…»

۹.کفّاره گناهان و ذخیره قیامت: امام رضا علیه السلام فرمود: خارج کردن خمس مال، وسیله آمرزش گناهان و ذخیره قیامت و روز نیاز شماست. «فان اخراجه… تمحیص ذنوبکم و ما تمهدون لانفسکم لیوم فاقتکم»

۱۰.ضمانت بهشت: شخصی نزد امام باقر علیه السلام آمد و خمس مال خود را پرداخت، امام فرمود: بر من و پدرم لازم است که بهشت را برای شما ضمانت کنیم. «ضمنت لک علی و علی ابی الجنّه»

۱۱.شمول دعای امام: امام رضا علیه السلام فرمود: خمس، کمک ما بر حفظ مکتب است، سپس فرمود: تا می توانید خودتان را از دعای ما محروم نکنید. «ولا تحرموا انفسکم دعاءنا ما قدرتم علیه»

۱۲.کلید رزق: امام رضا علیه السلام فرمود: پرداخت خمس کلید رزق شماست. «فان اخراجه مفتاح رزقکم»

۱۳.نظم و حساب در سرمایه: کسی که حساب سال دارد و خمس می دهد، در واقع شخصی حسابگر، منظم و دقیق است و میزان درآمد و مصرفش مشخّص است.

امام باقر علیه السلام فرمود: «الکمال کلّ الکمال: التّفقه فی الدّین والصبر علی النائبه و تقدیر المَعیشه» بالاترین کمال در سه چیز است: شناخت عمیق دین، پایداری در برابر ناملایمات و نظم و برنامه در زندگی.

۱۵.عنایات ویژه: کسانی که اهل خمس هستند، یعنی در هر درآمد خود، سهم خدا، رسول، اهل بیت و سهم دیگران را در نظر دارند، قهراً خدا و اولیای او نیز به او عنایات ویژه دارند.

مگر در قرآن نمی خوانیم:

«فاذکرونی اذکرکم» مرا یاد کنید، شما را یاد می کنم.

«ان احسنتم احسنتم لانفسکم» اگر خوبی کنید به خودتان خوبی کرده اید.

«اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها» اگر شخصی نسبت به شما کریمانه برخورد کرد، شما بهتر از او برخورد کنید.

«ان تنصروا اللّه ینصرکم»  اگر شما خدا را یاری کنید خداوند شما را یاری می کند.

مگر قرآن خبر از دوست داشتن نیکوکاران نداده است: «انّ اللّه یحبّ المحسنین»

قطعا، کسی که با پرداخت خمس، حق خدا و رسول و امام را می دهد، در حقیقت مشمول تمام آیاتی است که گفته شد. زیرا او هم خدا را یاد کرده، هم احسان کرده، هم اولیای خدا و محرومان را گرامی داشته و هم مکتب الهی را یاری نموده است و دریافت این همه عنایات در برابر ۲۰% مازاد درآمد سال، سود بزرگی است

منبع:

پایگاه اطلاع رسانی حوزه.

یادداشت ارسالی از محمد سالاری

همه چیز درباره احترام به پدر و مادر(۲)

الفبای احترام به پدر و مادر

احترام گذاشتن به پدر و مادر، فقط به این نیست که پاهایمان را جلوی آنها دراز نکنیم، جلوتر از آنها حرکت نکنیم، جلو پاهایشان بلند بشویم، در اتاق و ماشین را برایشان باز کنیم و… همه‌ی این‌ها، کارهای خوبی‌اند ولی اگر طوری باشیم که هر کس ما را دید با لحنی آمیخته به ستایش و احترام بگوید: “این فرزند فلانی است” یا این‌که: “این هر چه دارد از پدر و مادرش دارد”. به نظرم این بهترین تعریفی است که مردم می‌توانند از پدر و مادرهایمان بکنند و بهترین احترامی است که ما تقدیم آنها کرده‌ایم.
کارهایی که ما در ارتباط با پدر و مادرهایمان انجام می‌دهیم، ریشه در تربیت ما دارد. ریشه در صفاتی دارد که ما بر اساس آنها بار آمده‌ایم و شکل گرفته‌ایم. حتی اگر محل زندگی و شهر و همسایه‌هایمان را عوض کنیم نمی‌توانیم و نباید صفات مثبتی که پایه‌های تربیت خانوادگی ما است از دست بدهیم.
آنهایی که با یک تغییر آب و هوایی همه‌ چیز را از دست می‌دهند حتی پدرشون را نه تنها با نام کوچک بلکه به صورت نصف و نیمه صدا می‌زنند و این را حمل بر صمیمیت می‌کنند با این کارشان نشان می‌دهند که در رنگ‌پذیری و هم‌رنگ جماعت شدن و حتی از جماعت هم جلو افتادن، رکوردشکن هستند.
اگر در احترام گذاشتن ما به پدر و مادرهایمان، زمان و مکان یا شرایط اقلیمی و آب و هوایی یا نوع لباسی که می‌پوشیم یا مبلی که روش می‌نشینیم و یا خوراکی‌ای که می‌خوریم و یا دوست و رفیقی که انتخاب کرده‌ایم و یا زبانی که یاد گرفته‌ایم یا داریم یاد می‌گیریم، یا گوشی موبایلی که به دستمان گرفته‌ایم و یا… تأثیر داشته باشند باید مطمئن باشیم که هنوز در الفبای این درس در جا می‌زنیم.

برترین توصیه نسبت به پدر و مادر

یکى از مهمترین آزمایش‌هاى الهى، مسئله تضاد خط ایمان و تقوا با پیوندهاى عاطفى و خویشاوندى است. قرآن در این زمینه تکلیف مسلمانان را بروشنى بیان کرده است. در این بخش، آیات آمده در این زمینه، بررسى می‌شود:

۱– «و وصینا الانسان بوالدیه احساناً»(حقاف ۱۵) و انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکى کند. اگر چه این حکم، یک حکم تشریعى است، ولى این مسئله پیش از آنکه یک لازم تشریعى باشد، به صورت یک قانون تکوینى درنهاد همه انسانها وجود دارد. تعبیر به «انسان» در اینجا جلب توجه مى کند؛ زیرا این قانون مخصوص مومنان نیست، بلکه هر کس شایسته نام انسان است، باید همیشه به پدر و مادر حق شناس باشد. هر چند با این اعمال، هرگز نمی‌تواند دین خود را به آنان ادا کند.
سپس، براى این که تصور نکند که پیوند عاطفى با پدر و مادر می‌تواند بر پیوند انسان با خدا و مسئله ایمان حاکم شود، با یک استثناى صریح تاکید می‌کند که اگر پدر و مادر تلاش و کوشش کنند که فرزندشان براى خدا شریکى قایل شود که به آن علم ندارد، از آنان نباید اطاعت کند.
تعبیر: «ما لیس بک به علم» اشاره به منطقى نبودن شرک است. چون اگر واقعاً شرک صحیح بود، دلیلى بر آن وجود داشت. به تعبیر دیگر، جایى که انسان علم به چیزى نداشته باشد، باید از آن پیروى نکند؛ تا چه رسد به این که علم به بطلان آن داشته باشد. پیروى از چنین چیزى پیروى از جهل است. اصولاً، تقلید کورکورانه غلط است، حتى اگر درباره ایمان باشد؛ تا چه رسد به شرک و کفر. به این ترتیب، از اینجا یک اصل کلى استفاده می‌شود: «هیچ چیز نمی‌تواند بر ارتباط انسان با خدا حاکم شود؛ حتى پیوند با پدر و مادر، که نزدیکترین پیوندهاى عاطفى است.
حدیث معروف امام على(علیه السلام): «لا طاعه لمخلوق فى معصیه الخالق» اطاعت از مخلوق در عصیان خالق روا نیست. معیار روشنى را در این مسائل به دست می‌دهد. از این آیات و روایات نتیجه می‌شود که اسلام برترین احترام را براى پدر و مادر قائل است. پس، در صورت مشرک بودن و دعوت به شرک- که منفورترین کارها در نظر اسلام است- باز حفظ احترام آنان در عین نپذیرفتن دعوت آنان به شرک، واجب شمرده می‌شود.

در حدیثى از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که شخصى خدمت ایشان آمد و عرض کرد: من به چه کسى نیکى کنم»؟
فرمودند: «به مادرت».
دوباره آن شخص سئوال کرد: «بعد از او به چه کسى»؟
فرمودند: «به مادرت».
بار سوم، آن شخص سئوال کردم: «بعد از او، به چه کسى»؟
باز فرمودند: «مادرت».
و در چهارمین بار، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) توصیه پدر و مادر و دیگر بستگان را به ترتیب نزدیکى آنان، به ایشان فرمودند.
در حدیث دیگرى، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) توصیه پدر و دیگر بستگان را به ترتیب نزدیکى آنان، به ایشان فرمودند.
در حدیث دیگرى، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «الجنه تحت اقدام الامهات»(بهشت زیر پاى مادران است). یعنى فقط از طریق خضوع و همچون خاک راه بودن در برابر آنان، میتوان به بهشت برین راه یافت.

۲- «و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرهاً و وضعته کرهاً و حمله و فصاله ثلاثون شهراً حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنى ان شکر نعمتک التى انعمت على و على والدى و ان اعمل صالحاً ترضاه و اصلح لى فى ذریتى انى تبت الیک و انى من المسلمین»(احقاف ۱۵) و آدمى را به نیکى کردن با پدر و مادر خود سفارش کردیم. مادرش بار او را به دشوارى برداشت و به دشوارى بر زمین نهاد. و مدت حمل تا از شیر باز گرفتنش، سى ماه است تا چون به سن جوانى رسد و به چهل سالگى در آید. گوید: اى پروردگار من! به من بیاموز تا شکر نعمتى که بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشته‌‏اى به جاى آرم. کارى شایسته بکنم که تو از آن خشنود شوى و فرزندان مرا به صلاح آور. من به تو بازگشتم و از تسلیم شدگانم.

این آیه، از نیکى و شکر به پدر و مادر که مقدمه‏‌اى براى شکر پروردگار است، شروع می‌کند. «وصیت» و توصیه، به معناى مطلق سفارش است. و مفهوم آن، منحصر به سفارش‌هاى مربوط به پس از مرگ نیست. لذا جمعى از مفسران آن را در این آیه، به معناى دستور و فرمان تفسیر کرده ‏اند. سپس به دلیل لزوم حق‌شناسى از مادر، تاکید می‌شود که در طول ۳۰ ماه باردارى و شیر دهى، وى بزرگترین ایثار و فداکارى را درباره فرزندش انجام می‌دهد.

این که قرآن در اینجا فقط از ناراحتی‌هاى سخن می‌گوید، و سخنى از پدر در میان نیست، نه به خاطر اهمیت ندادن به پدر است؛ چرا که هم در بسیارى از این مشکلات شریک مادر است. اما چون سهم بیشترى دارد، بیشتر بر او تاکید شده است.
هنگامى که انسان به کمال قدرت نیروى جسمانى رسید و به مرز ۴۰ سالگى وارد شد، سه چیز را از خدا تقاضا می‌کند: شکر پدر و مادرش، انجام دادن کارهاى خوب و تداوم در رستگاری اش در فرزندانش، این تعبیر، نشان می‌دهد که انسان با ایمان در چنین سن و سالى، هم از عمق و وسعت نعمت‌هاى خدا بر او، و هم از نعمت‌هاى که پدر و مادر به او کرده است، آگاه می‌شود؛ زیرا در این سن و سال، معمولاً خودش پدر یا مادر می‌شود و با درک زحمات طاقت فرسا و ایثارگرانه آن دو، بى‌اختیار به یادشان می‌افتد و به جایشان در پیشگاه خدا شکر مى‌کند.
تعبیر: «لى»(براى من)، ضمناً اشاره به این است که صلاح و نیکى فرزندان من در چنان باشد، که نتایجش عاید من نیز بشود.
تعبیر: «فى ذریتى»(فرزندان من)، به طور مطلق اشاره به تداوم صلاح و نیکوکارى در تمام دودمان است.

جالب این که در دعاى اول، پدر و مادر را و در دعاى سوم، فرزندان را شریک می‌کند. ولى در دعاى دوم، براى خود دعا می‌کند. انسان صالح این گونه است که اگر با یک چشم به خویشتن می‌نگرد، با چشم دیگر به افرادى که بر او حق دارند، نگاه می‌کند.

نیکى به پدر و مادر، وظیفه‏‌اى اخلاقى است که در واجب بودن شکر منعم ریشه دارد. انسان فطرتا شاکر و سپاسگزار کسى است که به او نیکى کرده است.
سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و کسى که به پدر و مادر خود نیکى می‌کند، از فطرت خود پاسدارى کرده است. اهمیت سپاسگزارى از پدر و مادر، چنان است که خداوند پس از امر به شکرگزارى از خود، شکر پدر و مادر را آورده است:
و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه و هنا على وهن و فصاله فى عامین ان اشکر لى و لوالدیک الى المصیر؛(۲۴۶)
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به هنگام باردارى او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل کرد و دوران شیرخوارگى او در دو سال پایان مییابد آرى او را سفارش کردیم که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت همه به سوى من است.
و همان طور که کسى نمی‌تواند شکر پروردگار به جاى آورد، شکرگزارى از پدر و مادر نیز بسیار دشوار و در حد محال است.

از پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است: لن یجزى ولد عن والده حتى یجده مملوکا فیشتریه و یعتقه؛(۲۴۷)
هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمی‌کند، مگر آن که پدر مملوک باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.

و نیز از ایشان روایت شده است: بر الوالدین افضل من الصلوه و الصوم و الحج و العمره و الجهاد فى سبیل اللَّه؛(۲۴۸)
نیکى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
نیکى به پدر و مادر چنان اهمیتى دارد که حتى پدر و مادرى که از نظر عقیده دچار انحراف هستند و یا به فرزند خود ظلم کرده‌‏اند باید مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نیکى کند.(۲۴۹)
مادر حق ویژه‌‏اى دارد و نیکى به او مقدم است. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: شخصى نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و پرسید اى پیامبر! به چه کسى نیکى کنم؟ فرمودند: مادرت پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به مادرت. باز پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به مادرت، دوباره پرسید: سپس به چه کسى؟ فرمودند: به پدرت.(۲۵۰)

وجوب پرهیز از آزار پدر و مادر

خداوند در قرآن کریم نیکى به پدر و مادر را وظیفه‏‌اى واجب معرفى فرموده است؛ وظیفه‏‌اى که پس از توحید در پرستش ذکر شده است: و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلا هما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما؛(۲۵۱)
پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر خود احسان کنید؛ اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى اف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.
مطابق این آیه به پدر و مادر امرى واجب وکوچک‏ترین بی‌احترامى به آنان ممنوع است. این وجوب و ممنوعیت چنان که گفتیم پس از بیان وجوب یگانه‌پرستى ذکر شده است و این گواه اهمیت حقوق والدین است.
اهانت و بی‌احترامى نسبت به والدین به هیچ روى پذیرفته نیست؛ حتى کوچک‏ترین رفتار یا گفتارى که موجب آزار آنان باشد بر طبق این آیه ممنوع است.

امام رضا(علیه السلام) فرمودند: اگر لفظى کوتاه‌‏تر و سبک‏‌تر از اف وجود داشت، خداوند آن را در آیه ذکر می‌فرمود.(۲۵۲)
و در روایت دیگرى آمده است که مقصود از اف کمترین ازار است و اگر کلمه‌اى وجود داشت که بر آزارى کوچک‏تر دلالت می‌کرد، خداوند از آن نهى می‌فرمود.(۲۵۳) روایات بسیارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرموده‏‌اند: ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنه توجد من مسیره الف سنه و لا یجدها عاق…(۲۵۴)
از آزار پدر و مادر بپرهیزید، زیرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوییده می‌شود، ولى آزار دهنده پدر و مادر آن را نمی‌یابد.

آزار والدین حتى اگر آنان ظالم باشند جایز نیست. امام صادق(علیه السلام) فرمود: من نظر الى ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل اللَّه تعالى له صلوه؛(۲۵۵) کسى که به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه کند خداوند نمازش را نمی‌پذیرد.

فروتنى در برابر والدین

فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نیکى به پدر و مادر است و نشانه‌اى از روح شکرگزارى به شمار می‌رود: و احفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب رحمهما کما ربیانى صغیرا؛(۲۵۶)
دو بال فروتنى خویش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت کن چنان که مرا در خردى پروردند.
از این بخش از آیه که فرمود: و قل رب ارحمهما کما ربیانى صغیرا می‌توان دریافت که طلب رحمت و بخشایش براى والدین نیز ریشه در احساس شکرگزارى انسان دارد.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمه و رقه، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدک فوق ایدیهما، و لا تقدم قدمهما؛(۲۵۷) چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدایت را از صداى آنان بلندتر مکن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پیشى مگیر.

وظیفه فرزند پس از درگذشت والدین

فرزند حتى پس از آن که پدر و مادرش از دنیا می‌روند. همچنان وظیفه‌اى اخلاقى دارد. او باید براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برایشان درخواست رحمت و مغفرت کند. از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است: ان العبد لیکون باراً بوالدیه فى حیاتهما ثم یموتان فلا یقصى عنهما دینهما و لا یستغفر لهما فیکتبه اللَّه عاقاً و انه لیکون عاقا لهما فى حیاتهما غیر بار بهما فاذا ما تا قضى دینهما و استغفر لهما فیکتبه اللَّه باراً؛(۲۵۸)
هر آینه کسى که نسبت به پدر و مادر خود نیکوکار بوده پس از مرگ آنها دین آنان را ادا نمی‌کند و براى آنان استغفار نمی‌نماید پس خداوند او را در شمار آزار دهندگان قرار می‌دهد. و بسا که کسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حیاتشان به آنان نیکى نمی‌کرده است ولى پس از مرگ آنها دین آنها را ادا کرده و برایشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نیکى کنندگان به والدین قرار می‌دهد.
از این روایت فهمیده می‌شود که اولا: وظیفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمییابد و دیگر این که خداوند راه را براى جبران کوتاهی‌هاى فرزند خطا کار باز گزارده است. آنچه را خداوند از آن نهی فرموده است، برای سلامتی مادی و معنوی انسان زیان‌آور است. هیچ گناهی بدون خسران و ضرر نخواهد بود هر‌ چه گناه شنیع‌تر باشد زیانبارتر است. عقوق والدین نیز آثار و عواقب ناگواری برای فرد و جامعه دارد که نخست مفاسد اجتماعی و سپس زیان‌های فردی آن را می‌آوریم:

مفاسد اجتماعی

امام رضا(علیه‌السلام) می‌فرماید: خداوند عقوق والدین را حرام فرمود به جهت این که:
۱- فرزندان را از احترام به فرمان خدا و احترام به پدر و مادر باز می‌دارد.
۲- کفران نعمت انجام می‌گیرد.(چرا که پدر و مادر از نعمت‌های بزرگ الهی‌اند).
۳-سپاس‌گزاری و شکر‌گزاری از میان می‌رود.
۴-موجب کمی و نابودی نسل بشر می‌گردد.
۵- احترام و حق‌شناسی نسبت ایشان کاستی می‌یابد.
۶-قطع رحم می‌شود(و خانواده‌ها از هم می‌پاشد).
۷-پدر و مادر‌ها از فرزنددار‌ شدن دلسرد می‌گردند.
۸-بی‌میلی آنان نسبت بر تربیت فرزند را در پی دارد.

زیان‌های فردی
۱-ذلت و درماندگی

در زمان پیامبر اکرم(صلی ‌الله‌ علیه‌ و ‌آله‌ و‌ سلم)، جوان ثروتمندی پدر خویش را آزرده ساخت و از مال هنگفتش او را بهره‌ای نداد. بر اثر این کار زشت خداوند تمام اموالش را نابود کرد بطوری که به نان شب هم محتاج شد و همراه فقر و تنگدستی، مریضی هم به او روی آورد و ذلیل و در‌مانده گشت. وقتی پیامبر(صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم) از این جریان مطلع شد فرمود: «ای کسانی که پدر و مادرتان را آزرده می‌سازید! از حال این جوان(نگون‌بخت) عبرت بگیرید و بدانید همان‌طور که در دنیا سرمایه او از کفش رفت، در آخرت نیز هر درجه‌ای در بهشت داشت تبدیل به درکه‌ای در جهنم شد».
امام هادی(علیه‌السلام) نیز می‌فرماید: «العقوق یعقب القله و یودی إلی الذله»؛ «جفا کردن به پدر و مادر، کمبود و پریشانی در پی دارد و منجر به خواری و ذلت می‌گردد».

۲-رد شدن نماز

امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «هر کس به پدر و مادر خویش نگاه خشمگین افکند، هر چند آنان به او ستم کرده باشند خداوند نمازش را نمی‌پذیرد».
از این روایت استفاده می‌شود که اگر پدر و مادر به فرزند ظلم و ستم هم بکنند باز هم فرزند حق ندارد با ایشان بد رفتاری کند، چه رسد به این که آنان به او بدی هم نکرده باشند.

۳-محروم شدن از نظر لطف خدا

پیامبراکرم(صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم) فرمود: «به سه نفر خدای متعال نظر مرحمت نمی‌کند:
۱-آن که کاری انجام دهد و منت زیاد بگذارد.
۲-جفا ‌کار به پدر و مادر
۳-معتاد به شرابخوری».

بر‌خوردار نشدن از بوی بهشت

یعقوب‌ بن شعیب می‌گوید: امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «روز قیامت پرده‌ای از پرده‌های بهشت کنار می‌رود و هر صاحب روحی بوی بهشت را(حتی) با ۵۰۰ سال فاصله استشمام می‌کند. مگر یک گروه. پرسیدم آنها کیستند؟ فرمود: آزاردهندگان پدر و مادر» رسول خدا(صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلم) فرمود: «نسبت به مادر و پدر، نیکو‌کار باش، جایگاهت بهشت است و اگر جفا‌کار شدی با جهنم بساز».

نتیجه

پس از بررسى موضوع احترام به پدر و مادر از نگاه قرآن کریم و ارتباط آن با اطاعت از دستورهاى خداوند، اکنون می‌توانیم این گونه جمع‏ بندى کنیم که احترام به والدین، از دستورهاى اکید دینى است. درباره تعامل اطاعت از والدین با اطاعت از خدا، می‌توان گفت که ما ابتدا اطاعت از دستورهاى خداوند را واجب مى دانیم. سپس، خداوند دستور داده است که از پدر و مادر اطاعت کنیم، و به آنان احترام بگذاریم. پس، اطاعت از این دستور خداوند، احترام به والدین را به همراه می‌آورد. البته، اگر اطاعت از والدین موجب زیر پا نهادن دستورهاى الهى شود، بر اساس نظر اسلام نباید از آنان اطاعت کرد، و دستور خداوند بر دستور والدین ارجحیت داده شده است. با این حال، در چنین مواردى، اسلام تاکید می‌کند که باید با نرمى و متانت با پدر و مادر برخورد کرد. و اسلام، اجازه پرخاش را حتى در زمانى که پدر و مادر بر خلاف دین دستور داده باشند، به فرزندان نداده است.

پایان

پی‌‏نوشت‌‏ها

۱- طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ترجمه سید محمد باقر موسوى همدانى، تهران، کانون انتشارات محمدى، ۱۳۵۸-
۲- مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، قم، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰-
۳- مولانا(تبریزى)، سید مصطفى، حقوق والدین و فرزند،۱۳۴۹-
(۲۴۶) – لقمان، ۱۴.
(۲۴۷) – المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴.
(۲۴۸) – همان.
(۲۴۹) – همان، ص ۴۴۲، ۴۴۱.
(۲۵۲) – اصول کافى، ج ۲، ص ۳۴۱، حدیث ۷.
(۲۵۳) – مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۳۱.
(۲۵۴) – همان، ص ۴۴۲.
(۲۵۵) – همان.
(۲۵۶) – اسراء، ۲۴.
(۲۵۷) – المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۸.
(۲۵۸) – همان، ص ۴۴۱.
(۲۵۰) – همان، ص ۴۳۹.

منبع: تدبر؛ آسیه افشار

اهمیت زکات در اسلام

مقدمه

انسان برترین آفریده خدای مهربان است و برای رسیدن به کمال و سعادت در دنیا و آخرت، به برنامه ای کامل نیاز دارد که همه نیازهای مادّی و معنوی، روحانی و جسمانی زندگی اش را مورد توجه قرار داده و دستورات و راهنمایی های لازم را به او بنماید.

دین اسلام نیز کامل ترین و برترین دین الهی است که برنامه ای کامل برای زندگی مادی و معنوی انسان ارایه نموده و در تمام امور، دستورات دقیق، و حکیمانه ای مطرح ساخته است، مثلاً:

درباره رابطه فرد با خدا، نماز و روزه را واجب نموده است.

در مورد وظیفه فرد نسبت به انسان های دیگر و چگونگی آن، امر به معروف و نهی از منکر را فریضه ای مهم شمرده است.

در زمینه حفظ اتحاد و اجتماع امت اسلام، فریضه عبادی ـ سیاسی حج را واجب فرموده و نماز جمعه و جماعت را برای تحکیم پیوند میان مؤمنین و ارتباط جمعی آنان با پروردگار تشریع کرده است.

در مورد چگونگی کسب و کار، احکام معاملات را توضیح داده و تجارت های حلال و حرام را مشخص کرده است.

در مورد درآمدهایی که انسان ها کسب می کنند، خمس و زکات را واجب نموده و حتی صحیح بودن نماز را مشروط به این دانسته که لباس فرد نمازگزار، از پولی نباشد که خمس آن داده نشده است.

بنابراین، با دقت در احکام و مسایل شرعی و برنامه های جامع دین اسلام، به این نکته مهم پی می بریم که دین اسلام، تنها یک قسمت از زندگی انسان یا یک جنبه از نیازهای او را مورد توجه قرار نداده، بلکه با عنایت به نیازهای مختلف آدمی در طول زندگی، احکام گسترده ای را برای او وضع کرده است.

بر همگان روشن است که عمل به این احکام و برنامه ها، علاوه بر اهمیت توجه و اطاعت بنده نسبت به دستورات خداوند، ثمرات و دستاوردهای مختلفی هم برای او در دنیا و آخرت دارد.

زکات نیز که یکی از فروعات دین اسلام می باشد، احکام و مسایل فراوانی دارد که بر یکایک مسلمانان لازم است در احیا و اقامه احکام آن بکوشند. کسانی هم که حکم وجوب زکات به آنها تعلق می گیرد، باید احکام آن را درست و دقیق بیاموزند، چرا که اگر به احکام اقتصادی اسلام (به خصوص در مورد زکات و خمس) توجه کرده و بدان عمل کنیم، آثار مثبت آن ها به زودی در زندگی ما آشکار گشته و عواقب و نتایج ناشی از عدم اهتمام به این فریضه های اسلامی، از جامعه دینی ما دور خواهد شد.

در این نوشتار، پس از بیان اهمیت زکات در اسلام به برخی از آثار پرداخت زکات و عواقب عدم پرداخت آن  اشاره می کنیم. زکات در لغت و قرآن، به معنای «طهارت، پاکیزگی، رشد و نموّ» به کار رفته است. به نقل دانشمند بزرگ شیعه، شیخ محمدحسن نجفی (صاحب کتاب ارزشمند جواهرالکلام):

«زکات عبارت است از خارج کردن قسمتی از دارایی تا بقیه آن با برکات خداوند رشد کند ( و زیاد شود) و درجات صاحبش را بالا برد و مال را از حرام و صاحب آن را از صفات ناپسند، پاک گرداند».[۱]

اهمیت زکات

پیشوایان اسلام زکات را از ضروریات دین و منکر آن را کافر دانسته اند: روزی امام صادق ـ علیه السلام ـ آداب و نحوه اخذ زکات را که در نامه ۲۵ نهج البلاغه نیز آمده است، از قول حضرت علی ـ علیه السلام ـ نقل فرمود. سپس گریه کرد و فرمود: به خدا سوگند! حرمت ها را شکستند و به کتاب خدا و سنت پیامبرش عمل نکردند.[۲]

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند به من نعمت هایی داده که دائماً نگران آن هستم تا حقوقی را که خداوند نسبت به آن ها بر من واجب کرده است پرداخت کنم. سؤال شد: شما نیز با آن مقام بزرگی که دارید، به خاطر تأخیر زکات از خدا می ترسید؟ فرمود: بله![۳]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند بر این امت چیزی را سخت تر از زکات واجب نکرده است و اکثر هلاکت امت ها به خاطر نپرداختن آن است.[۴]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ سوگند یاد کرد که: جز مشرک کسی در مورد پرداخت زکات خیانت نمی کند.[۵] و نیز فرمود: یا علی، ده گروه از امت من کافر می شوند؛ یکی از آن ها کسانی اند که زکات نمی پردازند.

سول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در آخرین خطبه خود فرمود: ای مردم! زکات اموال خود را بپردازید که هر کس زکات نپردازد، برای او نه نمازی است و نه حجی و نه جهادی.[۶]

در روایات متعدد، زکات به عنوان یکی از پایه های دین اسلام شمرده شده است و فرموده اند: بنای دین اسلام بر پنج چیز استوار شده است: نماز، حج، زکات، روزه و ولایت.

از آیات قرآن نیز به دست می آید که زکات در تمام ادیان الهی وجود داشته؛ چنان که حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ وقتی در گهواره به سخن آمد و فرمود: «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیا؛ خداوند مادامی که زنده هستم مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.»[۷]

حضرت موسی ـ علیه السلام ـ نیز خطاب به بنی اسرائیل می فرماید:«أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ ؛ نماز را به پا داشته و زکات بپردازید.»[۸]

پیامبران دیگر نیز به این امر سفارش کرده اند: و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می کردند و انجام کارهای نیک و بر پا داشتن نماز و ادای زکات را به آن ها وحی کردیم. [۹]

نکته مهم در این باره این است که نماز و زکات، دارای نقش مؤثر و ارتباطی محکم در شکل دادن به اجتماع پیشرفته اسلامی هستند و بی توجهی به هر یک از آن ها، به ایمان و اعتقادات افراد و محتوای اسلامی جامعه و سیر تکاملی آن، آسیب جدی وارد خواهد نمود. به عنوان نمونه؛ یکی از ویژگی های مؤمنین حقیقی ـ که به رستگاری و سعادت می رسند ـ پرداخت زکات معرفی شده است: «وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاهِ فاعِلُونَ»[۱۰]

آیه ای دیگر، دریافت و پرداخت زکات و بر پا داشتن نماز را در زمره وظایف و ویژگی های مسئولین و مردم در حکومت دینی آورده است: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ»[۱۱]

و بالاخره در آیه ای دیگر می فرماید: «وَ الْمُقِیمِینَ الصَّلاهَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الآخِرِ أُولئِکَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْراً عَظِیماً»[۱۲] ؛ به کسانی که نماز را به پا می دارند و زکات می دهند و ایمان به خدای بزرگ و قیامت دارند، پاداشی بزرگ عطا خواهیم نمود.

در کتاب های حدیثی، سخنان فراوانی از امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ در بیان اهمیت زکات آمده است. هم چنین جالب است که بدانیم در روایات ما، برای هر چیز زکاتِ مخصوصی معرفی شده است، مثلاً:

زکات علم و دانش، نشر و یاد دادن آن به دیگران و تلاش برای عمل به آن است.

زکات زیبایی، حفظ عفت و آلوده نکردن خود به گناه است. زکات سلامتی بدن، کوشش در عبادت پروردگار و روزه گرفتن است. زکات قدرت، رعایت انصاف نسبت به دیگران است. زکات توانگری و دارایی، نیکی به همسایگان و صله رحم است. زکات شجاعت، جهاد در راه خدا است.[۱۳]

در این جا به برخی از آثار پرداخت زکات و نیز به بعضی عواقب عدم پرداخت آن اشاره می کنیم:

آثار پرداخت زکات

  1. درمان بخل

بخل عیبی است که عیوب دیگری را به دنبال خواهد آورد: بی اعتنایی به مردم، سنگدلی، عذرتراشی، دروغ پنداشتن ادعای فقراء، از دست دادن دوستان خوب، گاوصندوقی برای وارثان، تنگ گیری نسبت به خود و بستگان، سوءظن به وعده های خداوند، تحقیر شخصیت خود در جامعه، اعتماد کردن بر مال خود به جای توکل بر خدا و… گوشه ای از آثار بخل است. از این روست که افرادی که به فکر خودسازی و اصلاح خویشتن هستند، باید خود را از این عیب دور بدارند: «وَ مَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [۱۴] ؛ و هر کس را از خوی بخل و حرص دنیا نگاه دارند آنان به حقیقت رستگاران عالمند.»

یکی از امامان معصوم را دیدند که از اول شب تا صبح، در حالی که مشغول طواف کعبه بود، تنها یک دعا می کرد و آن این بود: خدایا، مرا از بخل دور بدار.[۱۵]

شاید مراد از آیه ۱۰۳ سوره توبه که به پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ دستور می دهد:«خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ [۱۶]؛ای رسول ما تو از مؤمنان صدقات را دریافت دار تا بدان صدقات نفوس آنها را از(پلیدی و حب دنیا) پاک و پاکیزه سازی.» کی می فرماید زکات اموال مردم را بگیر و آنان را پاک کن؛ مراد پاک کردن مردم از مرض بخل و حب دنیا باشد.

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «من ادّی الزکوه… فقد وقی من الشح»[۱۷] یعنی هر کس زکات مال خود را بپردازد. قطعاً از بخل حفظ شده است.

                                  بخل نادیدن بود اعواض را          شاد دارد دید درّ خوّاض[۱۸] را[۱۹]

  1. زکات کلید برکت و زیاد شدن رزق

هر یک از کلمات «زکات» و «برکت» و واژه های مربوط به آن، ۳۲ بار در قرآن آمده است و این نشان آن است

که زکات، مساوی برکت است. در قرآن می خوانیم: «یمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ یرْبِی الصَّدَقاتِ؛ خداوند ربا را محو می کند، ولی صدقات را رشد می دهد.»[۲۰]

در روایات زیادی می خوانیم. «الزکوه تزید فی الرزق؛ زکات روزی انسان را زیاد می کند.»[۲۱]

                                جوشش و افزونی زر در زکات        عصمت از فحشا و منکر در صلات[۲۲]

  1. زکات بیمه کردن مال است

امام کاظم ـ علیه السلام ـ فرمود:«حصنوا اموالکم بالزکاه؛ اموال خود را از طریق زکات بیمه کنید.»[۲۳]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: اگر حق خدا را بپردازید، من ضامن هستم که اموال شما در دریا و خشکی تلف نشود.[۲۴]

  1. پرداخت کننده زکات محبوب ترین فرد نزد خداوند

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: محبوب ترین فرد نزد خداوند، سخاوتمندترین آنان است و سخاوتمندترین مردم کسی است که زکات مال خود را بدهد و از آنچه که خداوند بر مال او واجب نموده، در مورد مؤمنین بخل نکند. [۲۵]

                                 پس سخا از چشم آمد نه ز دست               دید دارد کار، جز بینانرست[۲۶]

  1. زکات وسیله تقرب به خداوند

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «ان الزکاه جعلت مع الصلاه قرباناً لاهل الاسلام؛ خداوند زکات را همراه با نماز، وسیله تقرب مسلمین به خود قرار داد.»[۲۷]

  1. راه رسیدن به رحمت های خاص الهی

در قرآن می خوانیم: «وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَی‏ءٍ فَسَأَکْتُبُها لِلَّذِینَ یتَّقُونَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ؛ رحمت پروردگار بر هر چیزی گسترده است، ولی دریافت قطعی آن، مخصوص کسانی است که اهل تقوا و ایمان و زکات باشند.»[۲۸]

خداوند می فرماید:«إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاهَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاهَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی؛ اگر شما نماز را به پا دارید و زکات را پرداخت کنید و به پیامبران من ایمان آورید، قطعاً من با شما هستم.»[۲۹]

  1. وسیله باز شدن گره ها

قرآن می فرماید:«فَأَمَّا مَنْ أَعْطی وَ اتَّقی وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُیسِّرُهُ لِلْیسْری؛ هر کس بخششی نماید و پرهیزگار باشد و حقیقت را تصدیق نماید، ما کارهای مشکل او را آسان می کنیم.»[۳۰]

  1. مایه فرو نشاندن غضب الهی و کفاره گناهان

حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید:«الله الله فی الزکاه. فانها تطفیء غضب ربکم؛ شما را به خدا، شما را به خدا درباره زکات (دقت کنید)، که البته زکات غضب پروردگار را فرو می نشاند.»[۳۱]

خداوند می فرماید: «اِنّی مَعَکُم لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاهَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاهَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ؛ من با شما هستم، اگر نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید و به خدا قرض الحسنه بدهید (در راه او، به نیازمندان کمک کنید)، گناهان شما را می پوشانم (می بخشم)»[۳۲]

  1. ورود به باغ های الهی

«لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاهَ وَ آتَیتُمُ الزَّکاهَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ؛ اگر نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید، قطعاً شما را در باغهایی از بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد می کنم.»[۳۳]

  1. سبب گشایش برای مردگان

شخصی به امام صادق ـ علیه السلام ـ گفت: برادرم از دنیا رفت در حالی که زکات زیادی به عهده اش بود. من آنها را پرداخت کردم. امام فرمود: با این عمل مشکل او برطرف می شود.[۳۴]

  1. سبب استجابت دعا

در روایتی می خوانیم: هر کس می خواهد دعای او مستجاب شود، لقمه خود را حلال کند و یکی از راه های حلال کردن لقمه، پرداخت حق خدا (خمس و زکات) است.

  1. شرط حلال شدن روزی

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «فادّوا إلی اللهِ حقَّ ما رزقکم یطیب الله لکم بقیته؛ اگر حق آن چه را که خداوند رزق شما قرار داده بپردازید، باقیمانده آن برای شما طیب و حلال است.»[۳۵]

  1. سبب قبولی نماز

پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «زَکّوا اموالکم تقبل صلاتکم؛ زکات اموال خود را بپردازید تا نمازتان قبول شود».[۳۶]

  1. پس انداز مطمئن

خداوند در قرآن می فرماید:«وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ»[۳۷] یعنی نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید. آنچه از عمل خیر که برای خودتان از پیش فرستاده اید، نزد خداوند خواهید دید. به درستی که خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.

و نیز می فرماید: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ؛ آنچه که انفاق کنید برای خود شماست.»[۳۸]

و یا می فرماید: «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ یوَفَّ إِلَیکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ و آنچه که انفاق می کنید به شما باز می گردد و به شما ظلم نمی شود.»[۳۹]

چون زکات در حقیقت ذخیره قیامت انسان است، در حقیقت، مالی فانی با پرداخت زکات ابعادی جاودانه پیدا می کند. کامیابی های احتمالی و موقت و پر درد سر دنیا را می توان از طریق پرداخت زکات به کامیابی های قطعی و دائمی و بی دردسر تبدیل نمود.

                  گر بریزد برگ های این چنار            برگ بی برگیش بخشد کردگار

                گر نماند از جود در دست تو مال         کی کند فضل الاهت پایمال؟

                  هر که کارد گردد انبارش تهی           لیک اندر مزرعه باشد بهی[۴۰]

  1. سبب زندگی شیرین

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: اگر مردم حقوق خود را ادا کنند، قطعاً در زندگی شرینی به سر خواهند برد. [۴۱]

  1. خواب راحت

به امام گفتند فلانی در خواب به مشکلات و ناگواری هایی بر می خورد؟!‌ امام فرمود: این به خاطر آن است که زکات خود را در راه صحیح مصرف نمی کند.[۴۲]

  1. نشانه بی نقص بودن و کمال اسلام و ایمان

ـ «تمام اسلامکم اداء الزکاه»[۴۳]

ـ «… سبعه من کنّ فیه فقد استکمل حقیقه الایمان… و ادّی زکاه ماله… [۴۴]؛… هفت چیز است که اکر در کسی باشند حقیقت ایمان در او کامل شده … و پرداختن زکات مالش…»

ـ پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ و حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: علامت و نشانه مؤمنان و شیعیان ما سه چیز است: نماز، روزه، زکات.[۴۵]

۱۸- آیین پایدار

در سوره بینه، پس از آن که نام نماز و زکات را می برد می فرماید: «وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یقِیمُوا الصَّلاهَ وَ یؤْتُوا الزَّکاهَ وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیمَهِ»[۴۶]  یعنی و به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین خود را برای او خالص کنند (و از شرک به توحید باز گردند) و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند و این است آیین مستقیم و پایدار.

آثار نپرداختن زکات

  1. تلف شدن اموال

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «ما ضاع مال فی برّ و لا بحر الا بتضییع الزکاه [۴۷]؛ هیچ مالی در خشکی یا دریا ضایع و تلف نمی شود، مگر به خاطر آن که زکات آن پرداخت نشده باشد».

آن حضرت در حدیث دیگری فرمودند: «حصّنوا اموالکم بالزکوه و انا ضامن لکل ما یتوی فی برّ او بحر بعد اداء حق الله فیه من التلف»[۴۸] یعنی اموال خود را از طریق پرداخت زکات بیمه کنید. اگر بعد از پرداختن زکات مالی تلف شد، من ضامن آن هستم.

از رسول گرامی اسلام نقل شده است که: بندگان خدا هیچ شبی را به صبح نمی رسانند مگر اینکه دو فرشته فرود آمده و یکی می گوید: خدایا به انفاق کنندگان پاداش و بدل ده و دیگری می گوید: خدایا مال بخیلان را تلف کن. [۴۹]

                      گفت پیغمبر که دائم بهر پند           دو فرشته خوش منادی می کنند

                     کای خدایا منفقان را سیر دار          هر دِرَمشان را عوض ده صد هزار

                      ای خدایا ممسکان را در جهان           تو مده الا زیان اندر زیان[۵۰]

  1. اتلاف دو برابر

در روایات می خوانیم: «من منع حقا لله عزّ و جلّ انفق فی باطل مثلیه؛[۵۱]کسی که حق خدا را نپردازد و در راه حق مال خود را صرف نکند، دو برابر آن مقدار را در راه باطل صرف خواهد کرد».

  1. هزینه شدن اضطراری مال در راه اشرار

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «من منع ماله من الاخیار اختیارا صرّف الله ماله فی الاشرار اضطراراً؛[۵۲]

کسی که مال خود را اختیاراً از مصرف در راه خوبان باز دارد، خداوند مال او رادر راه اشرار با اجبار صرف خواهد نمود».

  1. هزینه شدن مال در راه گناه

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «و اعلم انّه من لم ینفق فی طاعه الله أبتلی بان ینفق فی معصیه الله و من لم یمش فی حاجه ولی الله ابتلی بان یمشی فی حاجه عدوالله»[۵۳] یعنی آگاه باشید! کسی که مال خود را در راه اطاعت خداوند صرف نکند، به هزینه کردن آن در راه معصیت خداوند گرفتار می شود و هر کس در حل مشکلات ولی خدا گامی برندارد، خداوند او را به تلاش و حرکت در راه حلّ مشکلات دشمن خدا گرفتار می کند.

  1. کمبود و قحطی

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «لاتزال امتی بخیر ما تحابوا و اقاموا الصلوه و اتوا الزکاه فاذا لم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السنین»[۵۴] یعنی امت من مادامی که یکدیگر را دوست بدارند و اهل نماز و زکات باشند در خیر و سعادت به سر می برند، ولی اگر این گونه نباشند، گرفتار قحطی می شوند.

  1. محروم شدن از تولیت و تعمیر مراکز دینی

در سوره توبه می خوانیم که: تعمیر و آباد کردن مساجد تنها سزاوار کسانی است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز را به پا دارند و زکات مال خود بدهند و از غیر خدا نترسند آنها امیدوار باشند که از هدایت یافتگان راه خدا هستند.[۵۵]

  1. بی برکتی

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «اذا منعت الزکاه منعت الارض برکاتها؛[۵۶]هرگاه زکات پرداخت نشود، زمین برکات خود را از مردم باز می دارد».

                                 ابر ناید از پی منع زکات           وز زنا افتد وبا اندر جهات

و در حدیث دیگری می خوانیم: اگر توانگران زکات مال خود را نپردازند، خداوند باران رحمت خود را از مردم باز می دارد.[۵۷]

در حدیث دیگری از امام باقر ـ علیه السلام ـ می خوانیم: اگر زکات پرداخت نشود، برکت از کشاورزی و میوه ها و معادن برداشته می شود.[۵۸]

  1. گسترش فقر

«اذا منعت الزکاه ظهرت الحاجه؛[۵۹] هرگاه مردم زکات ندهند، نیاز مردم آشکار می گردد».

«اذا منعت الزکاه ساءت حال الفقیر و الغَنی؛[۶۰]هرگاه مردم زکات ندهند، حال فقرا و ثروتمندان بد می شود».

  1. مرگ چهارپایان

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: «اذا حبست الزکاه ماتت المواشی؛[۶۱] هر گاه زکات پرداخت نشود، چهارپایان می میرند».

  1. محروم شدن از رحمت

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: کسی که حق خداوند را از مالش نپردازد، سزاوار است خداوند رحمت خود را از او دریغ کند.[۶۲]

  1. اخراج از مسجد

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: روزی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد مسجد شدند و با جمله «قم یا فلان، قم یا فلان، قم یا فلان»، پنج نفر را از مسجد اخراج کردند و فرمودند: شما که زکات نمی دهید از مسجد بیرون بروید.[۶۳]

آری، نمازگزار واقعی بخیل نیست: «إِذا مَسَّهُ الْخَیرُ مَنُوعاً إِلاَّ الْمُصَلِّینَ؛[۶۴] و چون مال و دولتی به او رو کند (بخل ورزد و) منع (احسان) نماید مگر نماز گزاران حقیقی.»

  1. علامت نفاق

آیه ۶۷ سوره توبه که سیمای منافقان را بیان می کند، می فرماید: «الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یقْبِضُونَ أَیدِیهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیهُمْ؛آنان همدیگر را به منکر دعوت و از معروف بازداشته و دست خود را از کمک به دیگران باز می دارند و (این گونه) خدا را فراموش می کنند. خداوند نیز با آنان چون فراموش شدگان رفتار می کند».

  1. قبول نشدن نماز و عبادات

در روایات می خوانیم: «ایها الناس ادّوا زکاه اموالکم فمن لا یزکّی لا صلوه له و من لا صلوه له لا دین له و من لا دین له لا حج و لا جهاد له»[۶۵] یعنی قبولی تمام اعمال،‌وابسته به قبولی نماز است و قبولی نماز وابسته به پرداخت زکات.

امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند نماز و زکات را همتا و مقرون یکدیگر قرار داده و نماز بی زکات پذیرفته نیست.[۶۶]

حضرت موسی ـ علیه السلام ـ جوانی را دید که نماز با حالی می خواند، به خداوند گفت: چه نماز زیبایی دارد! به او وحی شد که نماز او زیباست، ولی این جوان بخیل است و زکات نمی پردازد و تا زمانی که زکات ندهد، نمازش قبول نیست.[۶۷]

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: نماز کسی که زکات نمی پردازد، هم چون لباس کهنه ای درهم پیچیده و به صورت او پرتاب می شود.[۶۸]

  1. همردیف رباخواران

حضرت علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «مانع الزکاه کآکل الربا؛[۶۹]کسی که زکات ندهد، همچون رباخوار است».

پرداخت نکردن زکات، نوعی سرقت است. در حدیث می خوانیم: سه نوع سارق و دزد داریم: یکی از آنان کسی است که زکات نمی دهد.[۷۰]

  1. شرک، علت نپرداختن زکات

«ما خان الله احد شیئاً من زکاه ماله الا مشرک بالله؛[۷۱] نپرداختن زکات، خیانت و شرک به خداوند است».

پی نوشتها

[۱]جواهر الکلام، ج ۱۵، ص ۳؛ دارالکتب الاسلامیه، ایران.

[۲] . وافی، ج ۱۰، ص ۱۵۶٫

[۳] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۲٫

[۴] . وافی، ج ۱۰، ص ۳۳٫

[۵] . بحار، ج ۹۶، ص ۲۹٫

[۶] . مستدرک، ج ۱، ص ۵۰۷٫

[۷] . سوره مریم، آیه ۳۱٫

[۸] . سوره بقره، آیه ۴۳٫

[۹] . سوره انبیا، آیه ۷۳٫

[۱۰] . سوره مؤمنون، آیه ۴٫

[۱۱] . سوره حج، آیه ۴۱٫

[۱۲] . سوره نساء آیه ۱۶۲٫

[۱۳] . میزان الحکمه، باب زکات.

[۱۴] . سوره حشر، آیه ۹، سوره تغابن، آیه‌۱۶٫

[۱۵] . نورالثقلین،‌ج ۵، ص ۳۴۶٫

[۱۶] . سوره توبه، آیه ۱۰۳٫

[۱۷] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۸٫

[۱۸] . خواض به معنای فرو رونده می باشدو در قرآن به این معنا آمده «و کنّا نخوض مع الخائضین».

[۱۹] . مثنوی معنوی، دفتردوم، بیت ۸۹۶٫

[۲۰] . سوره بقره آیه ۲۷۶٫

[۲۱] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲ و ۶۹٫

[۲۲] . مثنوی معنوی. دفتر ششم، بیت ۳۵۷۷٫

[۲۳] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۹٫

 [۲۴] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۰٫

[۲۵] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۶۵٫

[۲۶] . مثنوی معنوی دفتر دوم، بیت ۹۰۰٫

[۲۷] . جامع الاحادیث، ج ۹،ص ۳۳٫

[۲۸] . سوره اعراف، آیه ۱۵۶، سوره توبه، آیه ۷۱٫

[۲۹] . سوره مائده، آیه ۱۲٫

[۳۰] . سوره لیل، آیات ۷-۵٫

[۳۱] . وسایل، ج ۶، ص ۱۰٫

[۳۲] . سوره مائده، آیه ۱۲٫

[۳۳] . سوره مائده،‌ آیه ۱۲٫

[۳۴] . جامع الااحادیث، ج ۹، ص ۲۲۳٫

[۳۵] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۳٫

[۳۶] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۲۹٫

[۳۷] . سوره بقره، آیه ۱۱۰٫

[۳۸] . سوره بقره، آیه ۲۷۲٫

[۳۹] . همان.

[۴۰] . مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت ۴۲-۲۲۳۷٫

[۴۱] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۷۰٫

[۴۲] . همان، ص ۲۷۳٫

[۴۳] . کنزالعمال، ج ۶، ص ۹۶٫

[۴۴] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۵٫

[۴۵] . همان، ص ۳۵٫

[۴۶] . سوره بینه، آیه ۵٫

[۴۷] . کافی، ج ۳، ص ۵۰۵٫

[۴۸] . بحار، ج ۹۳، ص ۱۳۰٫

[۴۹] . صحیح بخاری، ج ۱، ص ۲۶۴، احادیث معنوی، ص ۲۲٫ کافی، ج ۴، ص ۴۲ و وسائل الشیعه،‌ج ۳، دفتر دوم، بیت ۱-۳۸۰، مستدرک وسایل، ج ۱۵، ص ۲۶۱٫

[۵۰] . مثنوی معنوی، دفتر دوم بیت ۱-۳۸۰٫

[۵۱] . کافی. ج ۳، ص ۵۰۶٫

[۵۲] . بحار، ج ۹۶، ص ۱۳۰٫

[۵۳] . وسائل، ج ۶، ص ۲۵٫

[۵۴] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۸٫

[۵۵] . سوره توبه، آیه ۱۸٫

 [۵۶] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲٫

[۵۷] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲٫

[۵۸] . کافی، ج ۲، ص ۳۷۴٫

[۵۹] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۸٫

[۶۰] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۳٫

[۶۱] . وسایل الشیعه، ج ۹، ص ۳۱٫

[۶۲] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۷٫

[۶۳] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۳۱٫

[۶۴] . سوره معارج، آیه ۲۲-۲۱٫

[۶۵] . مستدرک، ج ۱، ص ۷۵٫

[۶۶] . جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۳۰ و ۳۳٫

[۶۷] . همان، ص ۳۰ و ۳۳٫

[۶۸] . همان، ص ۳۳٫

[۶۹] . همان، ص ۶۳٫

[۷۰] . تهذیب ج ۱۰، ص ۱۵۳؛ وسائل، ج ۲۱، ص ۲۶۸٫

[۷۱] . بحار، ج ۹۶،

         برگرفته: از ره توشه راهیان نور

آداب معاشرت در سیره اهل بیت(علیهم السلام)

 در آداب معاشرت با مردم به وسیله ى اهل بیت(علیهم السلام) به موارد زیادى اشاره شده که در اینجا به نقل چند مورد از آنها مى‌پردازیم:

– با شش طایفه مجالست نمایید:

۱- علماء  ۲- عقلاء  ۳- کریمان  ۴- فقرا  ۵- صلحا  ۶- سالخوردگان

– با چهارده طایفه مجالست نکنید:

۱-  ظلمه  ۲- بخیل  ۳- دروغگو  ۴- فاسق  ۵- احمق  ۶- قاطع رحم  ۷- پست رتبه‌ها   ۸- متهم‌ها  ۹- اطفال  ۱۰- غلام و کنیز  ۱۱- چاپلوس  ۱۲- اصحاب بدعت  ۱۳- کسى که مجالست با او  نفع دنیوى و اخروى نداشته باشد   ۱۴- خائن

– در کارها، با مردان مشورت کنید و از زنان و ترسویان و بخیل و حریص و پست مرتبه و فاسق، مشورت نگیرید.

– به مردم محبت و دوستى کنید تا شما را دوست داشته باشند.

– با صورت خوش، ملاقات برادران مؤمن نمایید تا دوستى شما زیاد گردد.

– به کسى که او را دوست دارید، دوستى خود را اظهار نمایید زیرا سبب ثبات و زیادى آن مى‌شود.

– به یکدیگر سلام کنید زیرا کفاره گناهان شماست.

– با فقرا مانند اغنیاء سلام کنید تا موجب غضب الهى نشود.

– سلام را بلند بگویید.

– به دوازده طایفه سلام نکنید:

۱- یهودی  ۲- نصرانی  ۳- مجوس  ۴- شخصى که مشغول تخلّى باشد  ۵- شراب‌خورنده  ۶- شاعرى که در شعر خود نسبت معاصى مى‌دهد ۷- رباخورنده  ۸- فاسق آشکار فسق‌کننده  ۹- کسى که در حمام باشد ۱۰- کسى که مشغول نماز باشد  ۱۱- کسى که مُخَنَّث۱ باشد  ۱۲- کسى که مشغول بازى شطرنج باشد یا نَرد بلکه مطلق بازى باشد.

– هر گاه کسى عطسه کند، او را تسمى گویید به لفظ (یرحَمُکَ الله).

– زشت و قبیح عطسه نکنید.

– در وقت شنیدن عطسه، حمد الهى را بجا آورید به لفظ (الحمد لله رب العالمین).

– صاحبان تقوا را احترام نمایید.

– صاحبان مال و جاه را تکریم و احترام نمایید زیرا موجب تحصیل ثواب است.

– اکرام را رد ننمایید زیرا فقط آن را حمار رد مى‌کند.

– کسى که وارد مى‌شود، او را استقبال و مشایعت نمایید.

– سخن مجلس را جایى اظهار ننمایید مگر:

۱- جایى که خونى ریخته شود  ۲- مال حرام حلال شود.  ۳- حلال فَرَجْ، حرام شود.

– هر گاه چند نفر بودید، دو نفر با هم در حضور دیگران نجوى نکنید.

– با تبسم خنده کنید و از قهقهه احتراز نمایید که از شیطان است و اگر قهقهه کردید بگویید: (اللهم لا تَمْقُتْنی؛ خدایا مرا دشمن مدار).

– زیاد خنده نکنید زیرا دل را مى‌میراند و ایمان را محو مى‌کند.

– زیاد شوخى نکنید، آبرو را بر می‌دارد و شخص را بى وَقَعْ ۲ می‌کند.

– هر کس کثافتى را از جامه ى مومنى بر دارد، ده حسنه از براى او ثبت شود.

– اگر همسایه‌اى تو را آزرد، صبر پیشه کن زیرا موجب بلندى مرتبه است.

– در یک مجلس، چشم خود را به یک نفر نیندازید بلکه بین همه تقسیم نمایید.

– چشم خود را بین برادران خود بالمرّه و دفعى بر ندارد.

– عیب دوست خود را، عیب خود بدانید.

– چهار چیز است که هر کس داشته باشد، دین او کامل است، حتى اگر سر تا پاى او را گناه گرفته باشد:

۱- راستی  ۲- ادا امانت  ۳- حیا  ۴- حسن خلق که موجب خیر دنیا و آخرت است.

– نرم و نرمگو باشید.

– به همه ى عالم، گشاده‌رو باشید.

– در تنگدستى انفاق کردن، بهشت را بر انسان واجب مى‌کند.

همچنین از ابراهیم بن عباس صولى نقل شده است(۳) که گفت: هیچ کس را فاضل‏‌تر از ابو الحسن رضا(علیه السلام) ندیده و ن‏شنیده‌‏ام. از او چیزهایى دیده‏‌ام که از هیچ کس ندیدم. هرگز ندیدم با سخن گفتن به کسى جفا کند. ندیدم کلام کسى را قطع کند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود. هیچ گاه حاجتى را که مى‌‏توانست‏ برآورده سازد، رد نمى‏‌کرد. هرگز پاهایش را پیش روى کسى که نشسته بود دراز نمى‌‏کرد. ندیدم به یکى از دوستان یا خادمانش دشنام دهد. هرگز ندیدم آب دهان به بیرون افکند و یا در خنده‏‌اش، قهقهه بزند بلکه خنده او تبسم بود. چنان بود که اگر تنها بود و غذا برایش مى‌‏آوردند غلامان و خدمتگزاران و حتى دربان و نگهبان را بر سفره خویش مى‌‏نشانید و با آنها غذا مى‏‌خورد. شبها کم مى‌‏خوابید و بسیار روزه مى‏‌گرفت. سه روز، روزه در هر ماه را از دست نمى‌‏داد و مى‌‏فرمود: این سه روز برابر با روزه یک عمر است. بسیار صدقه پنهانى مى‌‏داد بیشتر در شب‌هاى تاریک به این کار دست مى‏‌زد. اگر کسى ادعا کرد که فردى مانند رضا(علیه السلام) را در فضل دیده است، او را تصدیق مکنید.

پى‌نوشت‌ها

۱- مخنث: مردى که در جماع ناتوان باشد و حالات زنانه داشته باشد.

۲- وقع: بى‌قدر و منزلت داشتن.

۳-سیره معصومان(علیهم السلام)؛ سید محسن امین(ره)؛ ترجمه على حجتى کرمانى؛ ج ۵، ص ۱۴۴