پیشگیری

نوشته‌ها

انسان طبیب خود

درست است که پیامبران و ائمه اطهار علیهم السّلام مربى انسانها و طبیبان نفوس هستند، لیکن مسؤولیت طبابت و تهذیب و اصلاح نفس بر عهده خود انسانها نهاده شده است. پیامبران و ائمه معصومین به انسانها درس طبابت مى دادند، بیماریهاى نفسانى و علائم و آثار سوء آنها و راه علاج و داروها را براى مردم تشریح مى کردند، تا خود انسانها با درد و درمانشان آشنا شوند و اصلاح نفسشان را بر عهده بگیرند، زیرا هیچکس بهتر از خود انسان نمى تواند بیماریش را تشخیص دهد و در صدد علاج برآید. انسان بیماریهاى نفسانى و راه علاج آنها را از زبان وعاظ مى شنود یا در کتب مى خواند ولى آن کس که در نهایت، باید به بیمارى خویش پى ببرد و داروى مخصوص را به کار گیرد خود انسان است. انسان از هر فرد دیگرى بهتر احساس درد مى کند و از خفایاى باطن خویش آگاه تر است. او اگر مراقب نفس خودش نباشد، پند و اندرز دیگران چگونه مى تواند مفید باشد؟

اسلام عقیده دارد که باید اصلاحات را از داخل وجود انسانها شروع کرد، خود نفوس را براى تهذیب نفس و رعایت بهداشت روانى آماده ساخت و به آنها مأموریت داد تا مراقب خودشان باشند. این خود یکى از اصول مهم تربیتى اسلام بشمار مى رود.

خدا در قرآن مى فرماید: «بلکه انسان خود بر نیک و بد خویش آگاه است گرچه عذرتراشى کند[۱].

حضرت صادق علیه السّلام به مردى فرمود: «تو طبیب نفس خودت قرار داده شده اى، درد برایت بیان شده و علامت صحت را برایت بیان کرده اند، دوا هم  به تو معرفى شده است، پس ببین چگونه در معالجه نفس خود قیام مى کنى [۲].

امام صادق علیه السّلام فرمود: «هرکس که در نفس خودش واعظى نداشته باشد پندهاى دیگران برایش سودى نخواهد داشت»[۳].

امام سجاد علیه السّلام مى فرمود: «اى فرزند آدم! تو همواره بر خوبى هستى مادام که در نفس خودت واعظى داشته باشى»[۴].

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «عاجزترین مردم کسى است که از اصلاح نفس خویش عاجز باشد»[۵].

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «سزاوار است که انسان سرپرستى نفس خویش را بر عهده بگیرد و همواره مراقب قلب و حافظ زبانش باشد»[۶].

مراحل تهذیب نفس

۱- پیشگیرى: مراعات بهداشت روانى و پیشگیرى از گناه و اخلاق زشت، بهترین و سهل ترین مراحل تهذیب نفس مى باشد. در آن هنگام که نفس هنوز به ارتکاب گناه آلوده نشده از صفا و نورانیت فطرى برخوردار است و براى انجام کارهاى خوب و تخلق به اخلاق نیک آمادگى بیشترى دارد. هنوز سیاه و تاریک نشده و شیطان در آن راه نیافته و به بدیها عادت نکرده، به همین جهت براى ترک گناه آماده تر مى باشد. نوجوان و جوان اگر تصمیم بگیرند که نفس خویش را تهذیب نمایند و از ارتکاب گناه و رذائل اخلاق بپرهیزند تا حدى برایشان آسان است، چون جنبه پیشگیرى دارد و پیشگیرى از ترک عادت به مراتب آسان تر مى باشد. بنابراین، دوران جوانى و نوجوانى بلکه کودکى، بهترین دوران تهذیب نفس مى باشد. هم چنین انسان مادام که مرتکب گناه مخصوصى نشده نسبت به ترک آن گناه آماده تر است. بنابراین نوجوانان و جوانان و هم چنین کسانى که هنوز بعض گناهان را مرتکب نشده اند باید این فرصت بسیار مهم را غنیمت شمارند و سعى کنند اصلا مرتکب گناه نشوند و نفسشان را همچنان در حال طهارت و پاکى نگهدارند که پیشگیرى آسانتر از ترک گناه خواهد بود. خوب است به این نکته توجه داشته باشند که اگر مرتکب گناه شدند و اخلاق زشت را پایه گذارى کردند شیطان را به نفس خویش راه داده اند، بعد از آن ترک گناه حتما برایشان دشوارتر خواهد بود. شیطان و نفس امّاره سعى مى کنند ارتکاب یک مرتبه یا دو مرتبه گناه را کوچک و بى اهمیت  جلوه دهند تا بدین وسیله راه نفوذ بیابند و نفس را به ارتکاب گناه معتاد سازند.

بنابراین، انسانى که به سعادت خویش مى اندیشد باید به طور جدى در برابر خواسته هاى نفس مقاومت نماید و از ارتکاب گناه، گرچه یک مرتبه هم باشد، جدّا خوددارى نماید.

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «ارتکاب هیچ قول یا فعل بدى را به نفس خودت اصلا رخصت نده»[۷].

و فرمود: «بر هواى نفس خودت غلبه کن قبل از اینکه نیرومند گردد، که اگر قوى شد تو را مسخر مى سازد و به هر طرف خواست مى کشد، در آن صورت نمى توانى در برابرش مقاومت نمائى»[۸].

و فرمود: «عادت دشمنى است سلطه گر»[۹].

و فرمود: «اعتیاد براى انسان طبیعت دوم مى شود»[۱۰].

و فرمود: «بر هوى هاى نفس خود غلبه کن چنانکه دشمن بر دشمن غلبه مى کند، و با او بجنگ چنانکه دشمن با دشمن مى جنگد، شاید بدین وسیله نفس خود را مهار کنى»[۱۱].

و فرمود: «ترک گناه آسانتر از طلب توبه است. چه بسا یک ساعت شهوترانى باعث اندوه طولانى مى گردد، مرگ سبب کشف و فضاحت دنیا مى شود و براى  خردمند سرورى باقى نمى گذارد»[۱۲].

امام صادق علیه السّلام فرمود: «نفس خودت را از آنچه برایش ضرر دارد بازدار قبل از اینکه روح از بدنت مفارقت کند، و در آزادى نفست کوشش کن چنانکه در طلب اسباب معیشت تلاش مى کنى. همانا نفس تو در گرو اعمالت خواهد بود»[۱۳].

خدا در قرآن مى فرماید: «اما کسى که از مقام پروردگارش بترسد و نفس را از هوى هایش بازدارد همانا بهشت جایگاه او خواهد بود»[۱۴].

به هرحال راه پیشگیرى بهترین و آسانترین راههاست و هرچه انسان در اتخاذ این راه تلاش و جدیت کند ارزش دارد. خوشا به حال جوانانى که از آغاز زندگى نفس امّاره خویش را مهار کنند و اجازه گناه به او ندهند و تا آخر عمر، همچنان پاک و مهذب در طریق سیر و سلوک الى اللّه قدم بردارند تا به مقام قرب حق نائل گردند.

۲- ترک دفعى: اگر از مرحله پیشگیرى گذشته و نفس به گناه آلوده گشته است نوبت به پاکسازى مى رسد. پاکسازى را به چند طریق مى توان شروع کرد که بهترین آنها انقلاب درونى و ترک دفعى و کلى است. انسانى که به گناه و رذائل اخلاق آلوده است مى تواند یک مرتبه به سوى خدا توبه و انابه کند، قلب را از گناهان و آلودگى ها بشوید و پاک و پاکیزه سازد، با یک تصمیم قاطعانه شیاطین را از قلب بیرون براند و درهایش را بر روى آنها براى همیشه مسدود سازد، خانه دل را براى نزول فرشتگان مقرب الهى و تابش انوار خدایى مفتوح نماید، با یک یورش، شیطان و نفس امّاره را مغلوب گرداند و زمام نفس را محکم و براى همیشه در دست گیرد. چه بسیار افرادى که بدین وسیله بر نفس خویش غلبه کرده اند، در تهذیب و پاکسازى دفعى آن توفیق  یافته و تا پایان زندگى به تعهد خویش عمل نموده اند. این انقلاب درونى گاهى در اثر یک جمله کوتاه از یک واعظ و استاد مهذب اخلاق، اشاره یک مرشد الهى، وقوع یک حادثه غیر عادى، شرکت در یک مجلس دعا و ذکر، استماع یک آیه و روایت و یا تفکر چند دقیقه کوتاه، براى انسان حاصل مى شود. گاهى یک حادثه کوچک همانند یک جرقه، قلب را دگرگون و روشن مى سازد. بوده اند افرادى که بدین وسیله در تهذیب نفس خویش توفیق یافته و در طریق سالکین قرار گرفته اند. از باب نمونه به داستانهاى زیر توجه فرمایید:

«بشر حافى» یکى از بندگان شایسته الهى و از عباد و زهاد روزگار بود. در احوالش نوشته اند: قبلا یکى از اشراف زادگان بود که شبانه روز به عیاشى و فسق و فجور مشغول بود. خانه اش مرکز فساد و عیش و نوش و رقص و غنا بود و صداى آن از بیرون شنیده مى شد. ولى بعدا توبه کرد و در سلک زهاد و عباد درآمد. در سبب توبه اش چنین نوشته اند: یک روز کنیز بشر با ظرف خاکروبه، درب منزل آمد تا آنها را خالى کند. در این هنگام حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام از درب خانه عبور کرد و صداى ساز و رقص به گوشش رسید. از کنیز پرسید: صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ کنیز گفت: البته که آزاد و آقا است. حضرت فرمود: راست گفتى، زیرا اگر بنده بود از مولاى خود مى ترسید و این چنین در معصیت گستاخ نبود.

کنیز به داخل منزل برگشت. بشر که بر سر سفره شراب نشسته بود پرسید:

چرا دیر آمدى؟ کنیز داستان سؤال مرد ناشناس و جواب خودش را نقل کرد. پرسید آن مرد در نهایت چه گفت؟ کنیز گفت: آخرین سخن آن مرد این بود: راست گفتى، اگر صاحب خانه آزاد نبود (و خودش را بنده خدا مى دانست) از مولاى خود مى ترسید و در معصیت این چنین گستاخ نبود.

سخن کوتاه حضرت موسى بن جعفر همانند تیر بر دل بشر نشست و همانند جرقه آتش، قلبش را نورانى و دگرگون ساخت. سفره شراب را ترک کرد و با پاى برهنه بیرون دوید تا خود را به مرد ناشناس برساند. دوان دوان خودش را به  موسى بن جعفر علیه السّلام رسانید و عرض کرد: اى آقاى من! از خدا و شما معذرت مى خواهم، آرى من بنده خدا بوده و هستم، لیکن بندگى خودم را فراموش کرده بودم. بدین جهت، چنین گستاخانه معصیت مى کردم. ولى اکنون به بندگى خودم پى بردم و از اعمال گذشته ام توبه مى کنم، آیا توبه ام قبول است؟ حضرت فرمود: آرى خدا توبه ات را قبول مى کند. از گناهان خود خارج شو و معصیت را براى همیشه ترک کن.

بشر توبه کرد و در سلک عباد و زهاد و اولیاء خدا در آمد و به شکرانه این نعمت تا آخر عمر با پاى برهنه راه مى رفت [۱۵].

ابو بصیر مى گوید: یکى از اعوان و عمال سلاطین جور در همسایگى من زندگى مى کرد. اموالى را از راه حرام بدست آورده بود و منزلش مرکز فساد و عیش و نوش و لهو و لعب و رقص و غنا بود. من در مجاورت او در رنج و عذاب بودم ولى چاره اى نداشتم. بارها او را نصیحت کردم ولى سودى نداشت. بالاخره یک روز در این باره زیاد اصرار کردم، به من گفت: فلانى! من اسیر و گرفتار شیطان شده ام، به عیش و نوش و گناه عادت کرده ام و نمى توانم ترک کنم. بیمارم ولى نمى توانم خودم را معالجه کنم. تو براى من همسایه خوبى هستى ولى من براى تو همسایه اى بد.

چکنم اسیر هوا و هوس هستم و راه نجاتى نمى یابم. وقتى خدمت امام صادق علیه السّلام رسیدى احوال مرا بر آن حضرت عرضه بدار، شاید برایم راه نجاتى سراغ داشته باشد.

ابو بصیر مى گوید: از سخن آن مرد متأثر شدم، صبر کردم تا چندى بعد که از کوفه به قصد زیارت امام صادق به مدینه رفتم، وقتى شرفیاب خدمت امام شدم، احوال همسایه و سخنانش را براى آن حضرت بیان کردم. فرمود: آنگاه که به کوفه برگشتى آن مرد به دیدن تو مى آید، به او بگو: جعفر بن محمد گفت: اخرج ممّا انت فیه و انا اضمن لک الجنه از گناهانت دست بردار تا من براى تو بهشت را ضامن شوم.

ابو بصیر مى گوید بعد از اینکه کارهایم را انجام دادم به کوفه برگشتم. مردم به دیدنم مى آمدند و در این میان مرد همسایه نیز به دیدنم آمد. بعد از احوال پرسى خواست بیرون برود، اشاره کردم بمان با تو کار دارم. وقتى منزل خلوت شد گفتم:

من احوال تو را به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم، فرمود: وقتى به کوفه برگشتى سلام مرا به او برسان و بگو: اخرج ممّا انت فیه و انا اضمن لک الجنه.

پیام کوتاه امام آن چنان بر قلب آن مرد نشست که شروع به گریه کرد. بعد از آن به من گفت: فلانى! تو را به خدا سوگند جعفر بن محمد چنین گفت؟ من قسم خوردم که پیام مذکور عین سخن امام است. گفت: همین سخن مرا کافى است. این بگفت و از منزل بیرون رفت. تا چند روز دیگر از او خبر نداشتم، یک روز برایم پیام فرستاد به نزد من بیا با تو کار دارم. دعوتش را اجابت کردم و به درب خانه اش رفتم از پشت در مرا صدا زد و گفت: اى ابو بصیر! تمام اموال حرامى را که بدست آورده بودم به صاحبانش رد کردم، حتى لباسهایم را نیز دادم و الآن برهنه و عریان پشت در هستم. اى ابو بصیر من به دستور امام صادق عمل کردم و از تمام گناهان دست کشیدم.

ابو بصیر مى گوید از توبه و دگرگونى مرد همسایه خوشنود شدم و از تأثیر کلام امام به شگفتى افتادم. به منزل برگشتم و مقدارى لباس و غذا تهیه کردم و برایش بردم. چندى بعد باز مرا خواست، به منزلش رفتم دیدم بیمار و علیل است. تا مدتى بیمار بود و من مرتبا او را عیادت و احوال پرسى و پرستارى مى کردم، ولى معالجات سودى نداشت. تا اینکه یک روز حالش بسیار سخت شد و به حالت احتضار در آمد، بر بالینش نشسته بودم و او در حال جان دادن بود، ناگاه به هوش آمد و گفت: اى ابو بصیر امام جعفر صادق به وعده اش وفا کرد. این را گفت و دنیا را وداع نمود.

بعد از چندى به سفر حج مشرف شدم و خدمت امام صادق علیه السّلام رسیدم، یک پایم در دالان و پاى دیگر در صحن خانه بود که امام صادق فرمود: اى  ابو بصیر ما درباره همسایه تو، به وعده خودمان وفا کردیم و بهشت را که برایش ضامن شده بودیم به او دادیم [۱۶].

از این قبیل افراد بوده و هستند که با یک تصمیم قاطعانه و اقدام شجاعانه نفس امّاره را مغلوب ساخته و زمامش را در دست گرفته اند و با یک انقلاب درونى او را پاکسازى و از همه بدیها تهذیب نموده اند. پس معلوم مى شود پیمودن این راه براى ما نیز امکان پذیر است.

حضرت على علیه السّلام فرمود: «براى ترک عادت، بر نفس خودتان غلبه کنید و با خواسته ها و هوى ها جهاد نمایید شاید بتوانید نفس را مسخر خودتان گردانید»[۱۷].

امیر المؤمنین على علیه السّلام فرمود: «بهترین عبادتها غلبه کردن بر عادتها است»[۱۸].

امام باقر علیه السّلام فرمود: «در قیامت همه چشمها گریانند مگر سه چشم:

اول، چشم کسى که شبها در راه خدا بیدارى کشیده باشد. دوم، چشمى که از خوف خدا گریه کرده باشد. سوم، چشمى که از محارم خدا چشم پوشى نموده باشد»[۱۹].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: «خدا به موسى وحى فرستاد که هیچکس به من تقرب نمى جوید به چیزى که مثل اجتناب از محرمات باشد. همانا بهشت عدن را برایشان مباح مى کنم و کس دیگرى را در آنجا راه نمى دهم»[۲۰].

البته تصدیق مى کنم که مهار کردن نفس امّاره و ترک گناه بطور کلى کار آسانى نیست، لیکن اگر خودآگاهى و تفکر و عاقبت اندیشى و همت و اراده باشد، چندان هم دشوار نخواهد بود، چون از تأییدات الهى نیز برخوردار خواهد شد. وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ [۲۱].

۳- ترک تدریجى: اگر آن همت و توان را در خودمان سراغ نداریم که یک مرتبه همه گناهان را ترک کنیم مى توانیم تصمیم بگیریم این عمل را تدریجا انجام دهیم. ابتداء به عنوان آزمایش از ترک یک یا چند گناه شروع مى کنیم و آن قدر ادامه مى دهیم تا در مورد ترک آنها بر نفسمان پیروز گردیم و ریشه آنها را قطع کنیم. بعد از آن همین عمل را نسبت به یک یا چند گناه دیگر شروع مى کنیم و تا پیروزى نهایى ادامه مى دهیم. درعین حال کاملا مراقبت مى کنیم مبادا گناهان متروکه دوباره تکرار شوند.

معلوم است که با ترک هر گناهى به همان مقدار نفس امّاره و شیطان تضعیف مى شوند.

هر شیطانى که بیرون رود فرشته اى جایگزینش مى گردد و هر نقطه سیاه گناهى که از صفحه دل زائل گردد به همان مقدار بر سفیدى و نورانیتش افزون مى شود.

به همین نحو ترک گناهان را ادامه مى دهیم تا به تهذیب کامل نفس و پیروزى نهایى و مهار کردن کامل خواسته هاى نفسانى نائل گردیم. ممکن است در این میان به حدى برسیم که قدرت و توان ترک دفعى همه گناهان را در خودمان بیابیم، در این صورت باید از این فرصت گرانبها استفاده کنیم، یک مرتبه همه گناهان را ترک نماییم، با بیرون راندن شیطان، نفس امّاره را مهار کنیم و خانه دل را تنها به خدا و فرشتگان مقرب او اختصاص دهیم. اگر در این باره کوشش و جهاد کنیم قطعا پیروز خواهیم شد. جهاد با نفس درست مانند جهاد با دشمن است. انسان جهادگر باید همواره مراقب دشمن باشد، نیروى خودش را با امکانات دشمن بسنجد، به تقویت نیروى خویش بپردازد و با استفاده از فرصت ها بهر طریق ممکن، بر دشمن بتازد و سپاهیانش را به هلاکت رساند یا از کشور نفس بیرون براند.[۲۲]

[۱] – بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ وَ لَوْ أَلْقى‏ مَعاذِیرَهُ- قیامه/ ۱۵٫

[۲] – قال ابو عبد اللّه علیه السّلام لرجل: انک قد جعلت طبیب نفسک و بیّن لک الداء و عرّفت آیه الصحه و دلّلت على الدواء فانظر کیف قیامک على نفسک- کافى/ ج ۲ ص ۴۵۴٫

[۳] – قال ابو عبد اللّه علیه السّلام: من لم یجعل له من نفسه واعظا فان مواعظ الناس لن تغنى عنه شیئا- بحار/ ج ۷۰ ص ۷۰٫

[۴] – قال ابو عبد اللّه علیه السّلام یقول: ابن آدم! لا تزال بخیر ما کان لک واعظ من نفسک- بحار الانوار/ ج ۷۰ ص ۶۴٫

[۵] – قال على علیه السّلام: اعجز الناس من عجز عن اصلاح نفسه- غرر الحکم/ ج ۱ ص ۱۹۶٫

[۶] – قال على علیه السّلام: ینبغى ان یکون الرجل مهیمنا على نفسه مراقبا قلبه حافظا لسانه- غرر الحکم/ ج ۲ ص ۸۶۲٫

[۷] – قال على علیه السّلام: لا ترخص لنفسک فى شى‏ء من سیّى‏ء الاقوال و الافعال- غرر الحکم/ ج ۲ ص ۸۰۱٫

[۸] – قال على علیه السّلام: غالب الشهوه قوه ضراوتها فانها ان قویت ملکتک و استقادتک و لم تقدر على مقاومتها- غرر الحکم/ ص ۵۱۱٫

[۹] – قال على علیه السّلام: العاده عدوّ متملک- غرر الحکم/ ص ۳۳٫

[۱۰] – قال على علیه السّلام: العاده طبع ثان- غرر الحکم/ ص ۲۶٫

[۱۱] – قال على علیه السّلام: غالب الهوى مغالبه الخصم خصمه و حاربه محاربه العدوّ عدوه لعلک تملکه- غرر الحکم/ ص ۵۰۹٫

[۱۲] – قال امیر المؤمنین علیه السّلام: ترک الخطیئه ایسر من طلب التوبه و کم من شهوه ساعه اورثت حزنا طویلا و الموت فضح الدنیا فلم یترک لذى لب فرحا- کافى/ ج ۲ ص ۴۵۱٫

[۱۳] – قال ابو عبد اللّه علیه السّلام: اقصر نفسک عما یضرّها من قبل ان تفارقک واسع فى فکاکها کما تسعى فى طلب معیشتک فان نفسک رهینه بعملک- کافى/ ج ۲ ص ۴۵۵٫

[۱۴] – وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏ فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوى‏- نازعات/ ۴۰٫

[۱۵] – منتهى الامال/ ج ۲ ص ۱۲۶٫

[۱۶] – منتهى الآمال/ ج ۲ ص ۸۶٫

[۱۷] – قال على علیه السّلام: غالبوا نفسکم على ترک العادات و جاهدوا اهوائکم تملکوها- غرر الحکم/ ص ۵۰۸٫

[۱۸] – قال على علیه السّلام: افضل العباده ترک العاده- غرر الحکم/ ص ۱۷۶٫

[۱۹] – عن ابى جعفر علیه السّلام قال: کل عین باکیه یوم القیامه غیر ثلاث: عین سهرت فى سبیل اللّه و عین فاضت من خشیه اللّه و عین غضت عن محارم اللّه- کافى/ ج ۲ ص ۸۰٫

[۲۰] – عن ابى عبد اللّه( ع) قال: فیما ناجى اللّه عز و جل موسى( ع): یا موسى! ما تقرب الىّ المتقربون بمثل الورع عن محارمى. فانى ابیحهم جنات عدن لا اشرک معهم احدا- کافى/ ج ۲ ص ۸۰٫

[۲۱] – عنکبوت/ ۶۹٫

[۲۲]. برگرفته از:  امینى، ابراهیم، خودسازى(یا تزکیه و تهذیب نفس)، ص۹۱-۱۰۰، شفق – ایران – قم، چاپ: ۸، ۱۳۷۵ ه.ش.

پیشگیری از اعتیاد در نوجوانان

فرزندان عزیز شما در مرحله نوجوانی زندگی خود در معرض خطرات بسیاری هستند از جمله این خطرات که والدین را بیشتر نگران می کند، اعتیاد می باشد. والدین عزیز باید در نظر داشته باشند که با رفتار خود به صورت آگاهانه دچار اعتیاد فرزندان دلبندشان نشوند. در این مقاله نکاتی پیرامون این مسائل ذکر شده است که مطالعه آن خالی از لطف نمی باشد.

شما به عنوان پدر و مادر باید انواع مواد اعتیاد آور، نحوه مصرف آن ها، علل و عوامل موثر در شروع اعتیاد و خطرات، عوارض و علائم مصرف مواد مخدر را بشناسید.

مهارت های تربیتی خود را افزایش دهید.

والدین در پیشگیری از اعتیاد فرزندان خود نقشی اساسی دارند. شما می توانید مهارت های تربیتی خود را بازنگری کنید تا فرزندانی با اعتماد به نفس بالا تربیت کنید و به آن ها مهارت های زندگی را بیاموزید(توانایی نه گفتن،مهارت تصمیم گیری، مهارت حل مشکل ، مهارت دوست یابی و …)
مواد اعتیادآور شامل همه ترکیباتی است که باعث تغییر کارکرد مغز انسان به صورت هیجان، افسردگی، رفتار نابهنجار، عصبانیت و یا اختلال در قضاوت و شعور شود.
قبل از این که فرزند شما اطلاعات مرتبط با مواد اعتیاد آور را به غلط از اطرافیان خود کسب کند، خود این نکات را به وی بیاموزیدبا فرزندان خود صحبت کنید قبل از این که فرزند شما اطلاعات مرتبط با مواد اعتیاد آور را به غلط از اطرافیان خود کسب کند، خود این نکات را به وی بیاموزید. به او بگویید مواد چه خطراتی دارد وعواقب اعتیاد چیست؟معتاد کیست و علل شروع مصرف کدامند؟ و … ولی دقت کنید:
عقاید خود را به زور به آن ها تحمیل نکنید.
قبل از رسیدن آنان به سن بحرانی این کار را انجام دهید.
آنان را بیش از اندازه و بطور اغراق آمیز نترسانید.
زمان مناسبی را به گفت و گو اختصاص دهید. زیرا فرزند شما ارزش نصایح شما را با ارزش زمانی که به آن اختصاص داده اید برابر می داند. هنگام صحبت فرزندتان، عکس العمل تندی نشان ندهید زیرا بدین ترتیب امکان مکالمات صمیمانه بعدی را از بین خواهید برد.
یک الگوی مناسب باشید برای فرزند خود در طی روز یک الگوی واقعی باشید و برای او درستکاری، صداقت، تواضع و کلیه صفات مثبت را به نمایش بگذارید. اگر شما بر خلاف آن چه می گویید ، عمل کنید، از فرزند خود نیز انتظاری نداشته باشید.

گوش کردن را بیاموزید.

شما با صحبت کردن تنها به پنجاه درصد از وظایف خود عمل کرده اید. شما باید ارتباط خود را با فرزندتان به این طریق حفظ نمایید:
به حرفهایش خوب گوش دهید و به موقع صحبت کنید . فرزند خود را با گفتن این جملات که ” چقدر جالب!!! من این را نمی دانستم و …” به گفتن بیشتر تشویق کنید. به او بیاموزید تا مسائل روزمره و عقاید خود را با شما در میان بگذارد.
سه نکته…
فضایی ایجاد کنید تا او احساس راحتی کند.با جملات مثبت با لبخند و یا تکان دادن سر به او گوش دهید. با لحن خود و بکارگیری جملات تشویق کننده اشتیاق خود را به ادامه گفت و گو نشان دهید.

از قبل آماده باشید.

شما می دانید که فرزندانتان کنجکاوند و سوالات بسیاری درباره مواد مخدر دارند و طبیعتًا آنها را با شما در میان می گذارند، مثلا ممکن است روزی فرزندتان از شما بپرسد که آیا تا به حال مواد مخدر را تجربه کرده اید یا خیر؟ شما باید برای جواب این سوال ازقبل آماده باشید. کارشناسان معتقدند این فرصت بسیار خوبی است که شما علت عدم مصرف خود را به زبان سال های جوانی به وی منتقل کنید و یا اگر مصرف کرده اید به او بگویید علت گرایش شما به مواد چه بوده است؟ چرا آن را کنار گذاشتید؟ حالا چه چیزهایی فهمیده اید که آن زمان نمی دانستید؟ و حالا چرا می خواهید که فرزندتان آن اشتباه را تکرار نکند؟ مسائل را بیش از اندازه تشریح نکنید. زیرا این مسئله کنجکاوی بیشتر او را بر می انگیزد.

به فرزندتان نزدیک شوید.

جوانانی که با والدین خود احساس نزدیکی می کنند، کمتر از سایرین به مواد اعتیاد آور روی می آورند.
حتمًا زمانی را به فرزند خود اختصاص دهید. به طور منظم و هفتگی با او برنامه ریزی کنید و به کارهای مختلف بپردازید. برای صحبت کردن، بعد از شام و قبل خواب و یا روزهای تعطیل بسیار مناسب است. جلسات خانوادگی برگزار کنید. در این جلسات کلیه قوانین و مسائل خانواده، مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. دراین جلسه هر کس فرصت صحبت کردن خواهد داشت. واهمه نداشته باشید. از فرزند خود بپرسید که کجا می رود؟ با چه کسی می رود؟ آن جا چه می کند؟ سعی کنید در ساعات غذاخوردن، همه خانواده را دور هم جمع کنید، فواید این امر را به مرور زمان درک خواهید کرد.
در صورتیکه فرزندتان به منزل دوستش رفت، ازحضور والدین وی در منزل مطمئن شوید و به حضور خواهر و برادر بزرگتر و یا پدر بزرگ و مادربزرگ اکتفا نکنید. دوستان فرزندتان را بشناسید و با والدین آن ها ارتباط برقرار سازید.
وقتی یک دوست صمیمی به فرزند شما مواد مخدر تعارف کند، ممکن است او این مواد را مصرف کند. نه گفتن به یک دوست کاری دشوار است. بله حتی یک دوست صمیمی نیز ممکن است فرزند شما را گمراه کند. احتمال مصرف مواد مخدر به دنبال تعاریف افراد ناشناس و غریبه در مقایسه با تعارف یک دوست صمیمی بسیار کمتر است. بهترین روش پیشگیری از این مسئله، این است که با فرزند خود به طور آزمایشی چنین موقعیتی را تمرین کنید تا در برخورد واقعی با تعارف مواد، پاسخ های مناسب را ارائه دهد.

ابراز عشق کنید.

بهترین راه جلوگیری از رفتار ناشایست فرزندتان، این است که وقت بیشتری را با او صرف کنید. با او به رستوران، پارک، کوهنوردی، سینما و … بروید. و مهمتر از همه این که :به او بگویید که دوستش دارید رفتارهای مثبت را تشویق کنید
فکر می کنید بهترین نحوه تشویق یک رفتار مثبت چیست؟ یک کلمه مناسب در زمان مناسب می تواند ارتباط شما را با فرزندتان آن چنان مستحکم سازد که وی را از خطر مواد مخدر در امان نگهدارد. همیشه سعی کنید رفتارصحیح فرزندتان را بلافاصله با ارائه یک پاداش مناسب پاسخ دهید و به فرزند خود بفهمانید که برای رفتارهای مثبت او ارزش قائل هستید. درهر سنی این صفات مثبت را در وی تشویق کنید. رفتارهای مثبت وی را تایید کنید و رفتارهای ناپسند وی را متذکر شوید.
شما به عنوان پدر و مادر باید انواع مواد اعتیاد آور، نحوه مصرف آن ها، علل و عوامل موثر در شروع اعتیاد و خطرات، عوارض و علائم مصرف مواد مخدر را بشناسید.

موضع خود را مشخص کنید.

همواره نظر خود را درباره سیگار، داروهای اعتیادآور و مواد مخدر به زبان بیاورید و دیدگاه خود را نسبت به مصرف کنندگان این مواد ابراز کنید. تصور نکنید که فرزند شما از دیدگاه شما نسبت به موضوع اعتیاد و معتاد با خبر است. اگر نظر شما در این موارد برای فرزندانتان روشن و واضح نباشد این امکان وجود دارد که او به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کند. اگر فرزندتان به شما گفت که یکبار این مواد را آزمایش کرده، به او بگویید: من این کار شما را فراموش کردم و اگر می خواهید مواد مصرف نکند، به وی بگویید: اگر تو مواد مخدرمصرف کنی، دل مرا می شکنی.
مطمئن باشید فرزند شما هرگاه در معرض تعارف مصرف مواد مخدر قرار بگیرد قبل از هر چیز از خود خواهد پرسید : با انجام این عمل پدر و مادرم در مورد من چگونه فکر خواهند کرد؟

مرزها را مشخص کنید.

در خانواده، قوانین مشخص وضع نمایید و برای سرپیچی از آن ها تنبیهات خاصی در نظر بگیرید و سپس آن را به طور محکم و جدی به مرحله اجرا درآورید.
تنبیهات خود را به شکلی خفیف اعمال کنید و از تنیبه به شکل سخت بپرهیزید. رفت و آمد در شب را از یک ساعت مقرر به بعد قدغن کنید(مگر در مواقع لزوم و با اجازه شما). اگر فرزندتان به منزل دوستش رفته است با تلفن او را کنترل کنید و یا با والدین حاضر در آن منزل گفتگو نمایید. سعی کنید هنگام رفت و آمد فرزندتان از مدرسه به منزل و یا از منزل به مدرسه با او همراه باشید. به حس ششم خود توجه کنید، هر گاه در درون خود احساس کردید که مشکل خاصی وجود دارد، حتما آن را جدی بگیرید و بلافاصله موضوع را پیگیری کنید.

واقعیت ها را منتقل کنید.

مهمترین عوامل پیشگیری از اعتیاد زندان، نیروی انتظامی و سازمان های مسئول نیستند، بلکه شما والدین هستید. به طور میانگین نوجوانانی که والدینشان آنان را ازخطرات و عوارض مواد مخدر آگاه ساخته اند، پنجاه درصد کمتر از سایرین به مصرف مواد گوناگون روی می آورند. این را نیز بدانید که جوانان و نوجوانان بسیار علاقه مندند تا والدین آنها درباره مواد مخدر اطلاعات علمی مفیدی را در اختیارشان قرار دهند.

صادق و مهربان باشید.

فرزند شما باید بیاموزد که هر گاه با یک مشکل اساسی رو برو شد، بلافاصله برای مشورت به شما مراجعه کند و اگر شما در حین ارائه مشاوره با وی بدرفتاری نمایید، اعتماد او را از خود سلب خواهید کرد. همه ما شاید درگذشته رفتار ناشایستی مرتکب شده باشیم که آرزو داشتیم ای کاش مرتکب نمی شدیم، بنابراین اگر فرزندمان این سوال را از ما پرسید، می توانیم صادقانه به وی پاسخ دهیم و پشیمانی و ناراحتی خود را نیزاز این رفتار ناشایست ابراز نماییم.

منبع: اصول تربیتی نوجوان؛ تبیان

داروی طبیعی ضد افسردگی

با ورزش می‌توانید هم قوای جسمی و هم قوای روحی خود را تقویت نمایید. تحرک و به کار انداختن ماهیچه‌ها، موجب شادابی شده و شما را برای انجام کارهای روزانه، آماده‌تر می‌سازد. در این مطلب، به دلایل اهمیت ورزش برای سلامت روح پرداخته شده است.

۱- پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیه عمومی فرد

در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک ماده شیمیایی از بدن به نام سروتونین بیشتر می‌شود. کاهش  سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط می‌باشد و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند. بنابراین در میان افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند، به ندرت می‌توان شخص افسرده‌ای یافت. از طرفی با ورزش کردن، تولید اندورفین و اپی‌نفرین و سیتوکین‌ها نیز افزایش می‌یابد و این مواد به طور طبیعی باعث بالا بردن سطح هوشیاری و روحیه عمومی فرد شده و احساس انرژی و شادابی بیشتری برای انجام کارهای روزمره زندگی به شخص ورزشکار اعطا می‌کنند.

در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک ماده شیمیایی از بدن به نام سروتونین بیشتر می‌شود. کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط می‌باشد و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند.

۲- تاثیر در زندگی خانوادگی و اجتماعی و در شغل افراد

مسلما یک شخص ورزشکار، با تنبلی و کسالت بیگانه است و علاوه بر داشتن هیکلی متناسب و خوش فرم، از روحیه بالا و شادابی نیز برخوردار است و این موفقیت، ارتباطات وی را در زندگی روزمره، چه در خانواده و چه در احتماع یا محیط کار تضمین می‌کند. مسلما کارفرمایان در استخدام افراد، این معیارهای مهم را در نظر خواهند گرفت. بنابراین یک شخص سالم و تندرست، از موقعیت و پیشرفت شغلی بهتری نسبت به افراد چاق و کم تحرک برخوردار خواهد بود.

۳- پیشگیری از ابتلا به آلودگی‌های اجتماعی

یک فرد سالم و ورزشکار، قطعا به طور ناخودآگاه از سیگار دوری می‌کند،  چون درمی‌یابد با ورزش، به اکسیژن بیشتری نیاز دارد، ولی سیگار یا مواد مخدر، به وضوع انرژی وی را کم کرده و او را ضعیف‌تر می‌کند. بنابراین خود به خود برای پیشرفت در امور ورزشی خویش و برای انجام تمرینات، از این مواد دوری می‌جوید. از طرفی، در یک محیط ورزشی سالم، از این گونه افراد و آلودگی‌ها کمتری می‌توان اثری یافت و احتمال ابتلای چنین افرادی به آلودگی‌های اجتماعی بسیار پایین بوده و به دلیل روحیه ورزشی از بسیاری ناهنجاری‌های دیگر اجتماعی، که با خلق و خوی جوانمردی و ورزشکاری همخوانی ندارد، پرهیز می‌کنند.

ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت پیچیده مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می‌کنند.

۴- تقویت عملکرد ذهن در یادگیری و هماهنگی

تعریف ورزش تنها در افزایش فعالیت جسمانی خلاصه نمی‌شود. بسیاری از ورزش‌های امروزی نظیر پینگ پنگ، اسکیت، اسکی، بسکتبال، شنا و … حرفه‌ای هستند و نیاز به یادگیری و حتی مربیان مجرب دارند و کار فکری زیادی را نیز می‌طلبند.

بنابراین ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت‌های پیچیده  مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می‌کنند به گونه‌ای که در یک شخص غیر ورزشکار، این قابلیت‌های مغزی، خاموش می‌ماند و به تدریج  ذهن تنبل و سست می‌شود و این گونه افراد، بیشتر تمایل دارند در یک گوشه بنشینند و در فکر فرو روند!

به طور کلی می‌توان گفت ورزش، در کلیه اجزای جسم و ذهن بدن و در کلیه مراحل زندگی انسان تأثیر غیر قابل انکار و به سزایی دارد.

منبع: ایران بانو