پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله

نوشته‌ها

حلول ماه مبارک رمضان

اشاره

ماه رمضان، نهمین ماه از ماه های قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان، از ریشه «رمض» و به معنای «شدت تابش خورشید بر سنگریزه» است. نقل است چون به هنگام نام گذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه رمضان نامیده شد. از دیگر سو، رمضان از اسماء الهی است. این ماه، ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب های قدر در آن قرار دارد.

برخی حوادث و رویدادهای این ماه عبارتند از:

ـ وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.

ـ ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام در نیمه رمضان سال دوم هجرت.

ـ جنگ بدر در سال دوم هجرت.

ـ فتح مکه در سال ۸ هجرت.

ـ مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمانان و ایجاد اخوت اسلامی میان پیامبر و علی علیه السلام.

ـ بیعت مردم با ولایت عهدی امام رضا علیه السلام در سال ۲۰۱ هـ. ق.

ـ شهادت حضرت علی علیه السلام در شب ۲۱ ماه رمضان.۱

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه شعبانیه فرمود: «ای بندگان! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خدا بهترین ماه هاست؛ روز هایش بهترین روزها، شب هایش بهترین شب ها و ساعاتش بهترین ساعات است».۲

«رمضان، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است؛ کتابی که مردم را راهنماست و دربردارنده نشانه های آشکار هدایت و میزان تشخیص حق از باطل است». (بقره: ۱۸۵)

«ای مؤمنان! روزه بر شما واجب شده است، چنان که بر پیشینیان شما واجب شده بود. شاید که پرهیزکار شوید!» ۳

پیامبر اکرم فرمود: «دعای روزه دار رد نمی شود».۴

مسلمانان، در ماه مبارک رمضان، پیش از طلوع تا غروب آفتاب، از خوردن و آشامیدن خودداری می کنند. در پایان این ماه، روز عید فطر قرار دارد که از اعیاد بزرگ اسلامی است و روزه گرفتن در آن روز، حرام است. در ماه رمضان، مسلمانان با خودداری از خوردن و آشامیدن، می کوشند با کنترل امیال نفسانی خود، تزکیه نفس را تمرین کنند. در روز عید فطر، مسلمانان به شکرانه موفقیت در یک ماه روزه داری، مقداری پول به نیازمند می دهند که «فطریه» نام دارد و فطریه هر نفر، ۳ کیلو گندم است.


۱. محدث قمی، هدایت الانام الی وقایع الایام، ص ۲۱.

۲. تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۶۳۴؛ المیزان، ج ۲، ص ۱۵.

۳. بقره: ۱۸۳.

۴. مسند احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۷.

فواید روزه داری

مطهره پیوسته

تقویت تقوا

نخستین فلسفه روزه، ایجاد و تقویت روحیه تقواگرایی و پرهیزکاری است. تقوا؛ یعنی پرهیز و احتیاط کاری های هشیارانه، بر اساس ایمان به خدا. ملاک پذیرفته شدن عبادت ها و اعمال حسنه ما در پیشگاه خداوند، تقواست، چنان که در قرآن آمده است: «إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ همانا خداوند، از پرهیزکاران می پذیرد». (مائده: ۲۷) همچنین، در آیه ای دیگر می خوانیم: «إِنّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکمْ؛ معیار برتری انسان ها بر یکدیگر، تقواست». (حجرات: ۱۳)

به فرموده امام صادق علیه السلام، «تقوا آب حیات بخشی است که از چشمه سار حکمت و آگاهی حقیقی می جوشد.»۱ روزه نیز یکی از راه های تقویت کننده تقواست. خداوند در قرآن می فرماید: «روزه برای شما مقرر گردید تا به تقوا دست یابید».۲

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «به روزه روی آورید که عامل تضعیف سلطه شهوت و مایه تقویت تقواست».۳


۱. مصباح الشریعه، فصل تقوا.

۲. قتال نیشابوری، روضه الواعظین، ص ۳۱۶؛ شفیعی مازندرانی، تزکیه النفس، ج ۱، بخش تقوا، ج ۲، ص ۲۹۷.

۳. مصباح الشریعه، مبحث روزه (صوم)؛ تزکیه النفس، ج ۳، بخش روزه).

تقویت صبر و پایداری

اضطراب و نگرانی، از عوامل شکست در برابر دشواری هاست. برای مقابله با این عوامل که ناراحتی روحی و روانی در پی دارد، مقاومت روحی شدیدی لازم است که در پرتو نماز و روزه به وجود می آید. نقل است هرگاه پیامبر دچار حزن و اندوه می شد، به نماز می ایستاد یا روزه می گرفت.۱ امام صادق علیه السلام می فرماید: «روزه، اضطراب های درونی و تاریکی های دل را از بین می برد.»۲ در بیان آسمانی پروردگار نیز می خوانیم: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَهِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، از صبر و نماز یاری بجویید!» (بقره: ۱۵۳) به عقیده مفسران، مراد از صبر در این آیه، روزه است.۳

همچنین، نقل است آنگاه که نوح پیامبر یاران خود را بر کشتی سوار می کرد، دستور داد روزه بگیرند؛ زیرا روزه، روح آدمی را تقویت می کند و به انسان تحمل حکیمانه می بخشد».۴

امام صادق علیه السلام می فرماید: «روزه داری که در محضر جمعیت روزه خوار، بر غذا صبر می کند، اعضا و جوارح او خدا را تسبیح می کنند و فرشتگان خدا او را درود و سلام می فرستند و درود فرشتگان خدا برای او آمرزش و استغفار است».۵

۱. مجموعه ورّام، ج ۱، ص ۳۰۳.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۱۱.

۳. نک: مجموعه ورّام، ج ۱، ص ۳۰۳؛ فیض الغدیر، ج ۵، ص ۱۲۰.

۴. روضه المتقین، ج ۳، ص ۲۶.

۵. سفینه البحار، کلمه صوم.

تزکیه و بلندهمتی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «روزه، صورت شیطان را سیاه می کند و صدقه، کمرش را می شکند. دوستی در راه خدا و مبادرت به عمل صالح، دنباله و نسل شیطان را قطع می کند و از برای هر چیزی زکات است و زکات (تزکیه) بدن، روزه است».۱

رسول خدا صلی الله علیه و آله در کلامی دیگر می فرماید: «روزه ماه رمضان و سه روز در هر ماه، زنگار دل را از بین می برد.»۲ امام علی علیه السلام نیز فرموده است: «روزه، اضطراب و دلهره و زنگارهای دل را از بین می برد.»۳ در سخنی از امام رضا علیه السلام نیز می خوانیم: «راز وجوب روزه آن است که آدمی گرسنگی و تشنگی را بچشد و در پیشگاه خدا فروتن گردد، احساس نیاز کند و اجر خود را از خدا بخواهد، صبر پیشه سازد و با همت بر انجام همه این کارها در آخر، این نیاز، زمینه ساز توجه به نیازمندی های وی در قیامت شود».۴

۱. صدوق، امالی، ج ۱، ص ۵۹.

۲. راغب، مفردات، ماده صبر.

۳. رسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۱۱.

۴. صدوق، علل الشرایع، ص ۳۷۸، باب ۱۰۸.

تامین تندرستی

در اسلام، تندرستی و عافیت، ارزش و اهمیت بسیاری دارد و بر رعایت بهداشت تأکید فراوان شده است. روزه، امروزه به عنوان یکی از عوامل مهم تندرستی، توجه مجامع پزشکی جهان را به خود جلب کرده است و این، نتیجه رهنمود معروف رسول خداست که می فرمود: «صوموا تَصِحُّوا؛ روزه بگیرید، تا تندرست و سالم بمانید».۱

حضرت علی علیه السلام فرمود: «سه چیز عافیت می آورد و حافظه را قوی می سازد: مسواک زدن، روزه گرفتن و خواندن قرآن».۲

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز می فرماید: «هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن، روزه است.»۳ در کلامی دیگر از آن حضرت می خوانیم: «پرخوری، منشأ تمام دردها و ناراحتی هاست و دوری از پرخوری، عامل و سرچشمه تندرستی است».۴


۱. مجمع الزّوائد، ج ۵، ص ۳۲۴.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۹۲.

۳. روضه المتقین، ج ۳، ص ۲۲۷.

۴. سفینه البحار، ماده بیت.

تجلی خلوص و رسیدن به تعالی

روزه، امری پنهانی و تقویت کننده خلوص آدمی است. امام خمینی رحمه الله در این باره می فرماید: «انسان باید تکلیف خود را عمل کند، اگر بخواهد خودنمایی نماید، از اول شکست خورده است۱… باید به آنچه تکلیفمان است، عمل کنیم.۲. .. مهم است که مقصد، مقصد واحد باشد؛ هر چند از راه های مختلف به آن برسیم.۳. .. پیامبر فرمود: «معیار و ملاک اعمال انسان، نیت وی است»؛۴ یعنی عملی ارزشمند است که از روی اخلاص انجام شده باشد و برترین تجلی اخلاص را می توان در تقویت روحیه روزه داری یافت.


۱. صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۲۱۹.

۲. همان، ص ۲۵۶.

۳. همان، ص ۱۷۷.

۴. همان، ج ۷، ص ۲۱۱.

پیامدهای جسمی و روحی روزه داری

شفابخشی جسم و توان بخشی جان؛

مؤثر در ساختن فرد صالح و اجتماع بسامان؛

مؤثر در تهذیب و تزکیه نفس؛

بازدارنده گناه، تقویت کننده اراده و صفای باطن.

پیامدهای گرسنگی روزه دار

موجب صفا و رقت قلب می شود.

ذهن انسان محکم و پویا می شود.

از عبادت لذت می برد.

ذکر خدا وی را خوش حال می کند.

به فقرا رحیم تر می شود.

مانع طغیان می گردد.

امکان عبادت بیشتر می شود.

شهوت ها را از بین می برد.

خواب را دور می کند.

ایثار و کم خرجی بیشتر می شود.

سبب تندرستی و دفع بیماری هاست.

فرد از کالبد انسانی فراتر می رود و از اعمال حیوانی، به روح عبادت پیوند می خورد.

رمضان، همت و تلاش

مطهره پیوسته

بیایید در این ماه، بکوشیم روزه داری مخلص باشیم تا سعادتمند شویم که علی علیه السلام می فرماید: «نشانه سعادتمندی، اخلاص در کار است».۱

تصمیم بگیریم در این رمضان، توشه ای نیک برگیریم که علی علیه السلام می فرماید: «توشه ای سودمندتر از کار نیک نیست».۲

بیایید در این رمضان، با همت و تلاش برای خدا و آخرت، رستگاری را از خدا طلب کنیم که علی علیه السلام فرمود: «نیل به رستگاری، در گرو کوشش برای آخرت است».۳

بیایید در این رمضان، با کار و تلاش، جهاد کنیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که برای تأمین معاش خانواده اش بکوشد، مانند مجاهد در راه خداست».۴

بکوشیم در این رمضان، با کار و همت خود، موقعیت اجتماعی خود را تثبیت کنیم؛ زیرا خداوند می فرماید: «برای انسان، بهره ای جز کار و کوشش او نیست». (نجم: ۳۹)

بیایید در این رمضان، از کم کاری و سستی دور شویم تا از غم و اندوه رهایی یابیم که علی علیه السلام فرمود: «کسی که در عمل کوتاهی کند، به غم و اندوه مبتلا می شود».۵

بکوشیم در این رمضان، با همت و تلاش عبادت کنیم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «عبادت هفتاد جزء دارد و بهترین آن طلب روزی حلال است».۶

بکوشیم در این رمضان، بزرگوار باشیم و با همت و کار بیشتر، بزرگوارتر شویم که حضرت علی علیه السلام می فرماید: «از جمله نشانه های بزرگواری انسان ها آن است که بیش از حد توان خود، برای خدا کار کنند».۷

بیایید در این رمضان، چنان کار کنیم که دستانمان از آتش دوزخ دور شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر دستان کارگر بوسه زد و تضمین داد که دستان کارگر از آتش دوزخ به دور است.۸


۱. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۱، ص ۳۲۳.

۲. همان، ج ۶، ص ۳۷۸.

۳. همان، ج ۴، ص ۳۹۴.

۴. فقه الرضا، ص ۲۰۸.

۵. نهج البلاغه، حکمت ۱۲۲.

۶. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۰۹.

۷. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج ۶، ص ۱۹.

۸. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۶۹.

گفتار مجری

دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام دیدن هلال ماه مبارک رمضان

«پروردگارا! این ماه را بر ما نو گردان، به امن و امان و سلامت دین و اسلام و تن درستی شایان شکر و روزی فراخ و برطرف ساختن دردها و ناملایمات. پروردگارا! در این ماه روزه و قیام برای عبادت و تلاوت قرآن را روزی ما قرار ده و این ماه را برای ما سالم و تمام گردان و او را از ما سالم بدار و ما را در این ماه، سالم و تن درست فرما!»۱


۱. مفاتیح الجنان، ورودی ماه رمضان.

دعای امام سجاد علیه السلام هنگام حلول ماه رمضان

«سپاس خدایی را سزاست که ماه خود رمضان را، میان صیام و روزه و ماه اسلام و ماه تزکیه و ماه تصفیه و پاک کردن از گناهان هر ماه قیام و ایستادن برای نماز در شب ها یا به پا خاستن در احیای اسلام و جهاد در راه خدا را یکی از آن راه های احسان قرار داد. چنان ماهی که قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالی که برای مردم راهنما از گمراهی و نشانه های آشکار رهبری و جداکننده میان حق و باطل است».۱


۱. صحیفه سجادیه، ترجمه: محمد رسولی، دعای ۴۴، ص ۳۰۱.

نام گذاری رمضان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «به راستی که رمضان نامیده شد؛ زیرا گناهان را از بین می برد».۱

حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید: «رمضان، رمضان نامیده شد؛ زیرا گناه را می سوزاند.۲. ..نگویید رمضان رفت یا آمد؛ زیرا رمضان نامی از اسماء خداست که نمی رود و نمی آید. رمضان، نام خداوند و ماه رمضان، ماهی است که قرآن در آن نازل شده و خداوند، آن را مثل وعده و وعید قرار داده است».۳

۱. میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۷۶.

۲. کنز العمال، ح ۲۳۶۸۸.

۳. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۳۲.

فلسفه روزه

امام رضا علیه السلام درباره فلسفه روزه فرمود: «اگر پرسیدند چرا روزه واجب شده است، پاسخ آن است که درد گرسنگی و تشنگی را بدانید و از این راه، به فقر و بی زاد و توشگی آخرت پی ببرید. از آنجا که روزه دار بر اثر گرسنگی پیش آمده، فروتنی می کند و نیاز نشان می دهد و مقاومت می کند، پس مستحق اجر است. [شما روزه داران،] با جلوگیری از طغیان شهوت های نفسانی، عبرت می گیرید و با تمرین، به انجام تکالیف الهی می رسید و برای جهان دیگر راهنمایی می گیرید و وقتی شدت مشکلات فقرا و بینوایان را درک کردید، به مساکین و تهیدستان، حق واجب را ادا می کنید».۱

حضرت زهرا علیها السلام نیز در این باره می فرماید: «خداوند، روزه را برای تثبیت اخلاص واجب کرد».۲


۱. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۶۹.

۲. همان، ص ۳۶۸.

پاداش روزه داری

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز درباره پاداش روزه نقل شده است: «خداوند هفت ویژگی را بر فرد روزه دار واجب می کند: حرام را از بدنش می زداید؛ او را به رحمت خدا نزدیک می کند؛ گناه و اشتباه پدرش و حضرت آدم را می پوشاند؛ سکرات مرگ را بر او آسان می کند؛ او را از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان می دارد؛ به او برائت از آتش دوزخ را عطا می کند و بر او از نعمت های پاک بهشت می خوراند».۱

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «اگر بدانید در رمضان چه اموری برای شما تقدیر شده است، سپاس خود را برای خدا افزون می کنید».۲

«در نخستین شب از رمضان، درهای آسمان باز می شود و تا شب آخر بسته نمی شود».۳

«چون هلال ماه رمضان برآید، درهای دوزخ بسته و درهای بهشت باز می گردد و شیاطین در بند می شوند».۴

«به امت من در ماه رمضان، پنج چیز عطا شده که به امت هیچ پیامبری پیش از من داده نشده است؛ شب اول رمضان، خداوند به سوی بندگان نظر می کند و کسی که خدا به او نظر کرده است، تا ابد عذاب نمی شود؛ بوی بد دهان در شب زنده داری، خوش بوتر از مشک می شود؛ فرشتگان بر آنها (روزه داران) شب و روز استغفار می کنند؛ خداوند به بهشت خویش امر می کند استغفار کند و برای بندگانی که به زودی از سختی های دنیا رها می شوند و به کرامت می رسند، آراسته شود؛ هرگاه شب آخر فرا رسد، خداوند همه بندگان را می آمرزد».۵

امام رضا علیه السلام فرمود: «کارهای نیک در ماه رمضان، مقبول است و گناهان آمرزیده می شود. تلاوت یک آیه قرآن در این ماه، مانند یک ختم قرآن در غیر ماه رمضان است. شاد کردن دل برادر ایمانی در این ماه، موجب می شود فرد، در آخرت با شادمانی وارد بهشت شود و خداوند در آن روزی که همه پاها می لغزند، او را در عبور از پل صراط کمک می کند. آن که خشم و غضبش را نگاه دارد، خداوند نیز در قیامت خشم خود را از وی نگاه می دارد و اگر کسی بیچاره ای را دریابد، خداوند از فزع اکبر او را در امان می دارد و اگر کسی به ستمدیده ای یاری رساند، خدا در دنیا از شر دشمنان محفوظ و در قیامت، هنگام حساب و میزان، یاری اش می کند».۶

امام باقر علیه السلام می فرماید: «کسی که در ماه رمضان داخل شود و روزهایش را روزه بدارد و شب هایش را به دعا و نیایش سپری کند و نفس سرکش را از شهوت و زبانش را از محارم حفظ کند و چشمش را از حرام ببندد و آزارش را از مردم بازدارد، از گناه خارج می شود، مانند روزی که از مادر متولد شده است و هیچ گناهی ندارد».۷

حضرت علی علیه السلام: «پروردگارا! خیر و خوبی در این ماه را از تو می خواهم و نیز فتح و پیروزی [بر شیطان] و نورانیت و یاری [بر روزه داری] و برکت و طهارت و روزی این ماه را از تو می طلبم و از تو خیر آنچه را در این ماه و پس از آن است، درخواست می کنم و به تو پناه می آورم از شر و بدی آنچه در این ماه و آنچه پس از آن است. بار پروردگارا! این ماه را با امن و امان و ایمان به تو و سلامت نفس و نعمت اسلام، و برکت و تقوا و توفیق یافتن به آنچه تو دوست داری و راضی می گردی، بر ما وارد گردان [تا از همه ویژگی های شایسته این ماه بهره مند شویم]».۸

(


۱. همان، ص ۳۶۹.

۲. همان، ص ۳۵۱.

۳. میزان الحکمه، ج ۴، ص ۱۷۶.

۴. همان، ص ۱۷۹.

۵. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۶۴.

۶. وقایع الایام، ص ۱۲۹.

۷. امالی طوسی، ج ۲، ص ۱۳۶.

۸. همان.

فضیلت و اهمیت ماه رمضان در آیینه کلام امامان معصوم علیهم السلام و بزرگان دین

سیده طاهره موسوی

رسول اکرم صلی الله علیه و آله، واسطه خیر و برکت برای ما مسلمونا، در خطبه ای درباره فضلیت ماه رمضان می فرماید: «ای مردم! به تحقیق، ماهی شما را فرا گرفت که در آن ماه، شبی است که بهتر از هزار ماه است و این ماه، ماه رمضان است. خداوند در این ماه، روزه را واجب کرده و پاداش قیام برای نماز مستحبی در شبی از این ماه را به اندازه نماز مستحبی هفتاد شب در غیر این ماه، قرار داده است».۱

از خدا می خوایم توفیق روزه گرفتن و نماز شب خواندن رو در این ماه پرخیر و برکت نصیبمون کنه!

حضرت علی علیه السلام فرموده است: «برشما باد به روزه ماه رمضان؛ زیرا روزه این ماه، سپر نگهدارنده از آتش دوزخ است».۲

سالکان طریق الی اللَّه، این ماه مبارک رو فرصتی استثنایی می دونستن و اون رو آغاز سال خودشون قرار می دادن. از ابن طاووس نقل شده است: «عده ای اول سالشان، اول فروردین است؛ مثل یک نوجوان که تلاش می کند، اول فروردین لباس نو در بر کند. درخت ها هم اول سالشان فروردین است که لباس های نو و تازه در بر می کنند. یک کشاورز، اول سالش، اول پاییز است که درآمد مزرعه را حساب می کند. تاجری که کارگاه تولیدی دارد هم، اول سالی را برای خود تعیین می کند، اما آنها که اهل سیر و سلوک اند، اول سالشان، ماه مبارک رمضان است و حساب ها را از ماه مبارک تا ماه مبارک بعدی بررسی می کنند».۳


۱. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۷؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۹.

۲. شیخ صدوق، امالی، ج ۲، ص ۱۳۶.

۳. جوادی آملی، اسرار عبادات، ص ۳۰۶.

نام های ماه رمضان

سیده طاهره موسوی

تا حالا فکر کردید چرا به ماه رمضان، ماه خدا گفته می شه؟ درسته که همه هستی متعلق به خدای یگانه است، ولی برخی چیزها به دلیل عظمت و اهمیتی که دارن، به خدا نسبت داده می شوند، مثل خانه خدا، کتاب خدا و ماه خدا. پیامبر اسلام دراین باره می فرماید: «خداوند از میان آفریده هایش، برگزیده هایی دارد و ماه های برگزیده اش عبارتند از: رجب، شعبان و رمضان».

روزه داران! مؤمنین آماده! من ماه خدایم

ماه روزه، ماه قرآن، ماه تسبیح و دعایم

ماه حق، ماه نبی، ماه علی مرتضایم

ماه خیل انبیا و اتقیا و اوصیایم

تا رساند بر همه عالم پیامم را محمد صلی الله علیه و آله

خوانده از آغاز، «شهر الله» نامم را محمد صلی الله علیه و آله

غلامرضا سازگار

همون طور که می دونین، ماه رمضان ماه اسلام نامیده شده است، چون مؤمنان سعی می کنن در این ماه از پروردگارشون اطاعت کنن و هیچ کار نادرست و گناهی رو انجام ندهند و از سوی دیگر طبق فرمایش امام صادق علیه السلام یکی از پایه های اسلام روزه گرفتن است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «اسلام بر پنج پایه بنا گذاشته شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت و در اسلام نسبت به چیزی در سطح ولایت صحبت نشده است».۱

یکی دیگر از نام های مبارک ماه رمضان شهر القیام یعنی ماه قیام است، توفیق قیام در ماه مبارک رمضان خواسته معصومین علیهم السلام است و شیعیان رو هم به چنین امری فراخواندند.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله هنگام ورود ماه رمضان می فرماید: «حمد و ستایش خدایی را سزاست که ما را به وسیله تو ای ماه مبارک گرامی داشت، بار خدایا ما را به روزه و قیام در این ماه، نیرومند و توانا بگردان».۲

همچنین امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «خدایا روزه داری در این ماه رسیدن به آرزوی قیام در این ماه را نصیب من بگردان».۳


۱. محجه البیضاء، ج ۲، ص ۱۲۲.

۲. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۲۷؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۵۹.

۳. کافی، ج ۴، ص ۷۶.

ماه رمضان، فرصتی برای جبران

سیده طاهره موسوی

ماه رمضان، ماه پرهیزکاریه. خدا تو این ماه، یه فرصت به همه ما می ده؛ به همه ماهایی که خودمون رو گم کردیم؛ ماهایی که پشت سر کسی غیبت کردیم یا به کسی تهمت ناروا زدیم. خدای بزرگ به همه ما آدما یه فرصت دوباره می ده، یه فرصت برا جبران همه اشتباه ها و گناهانمون، یه فرصت برا برگشتن دوباره به سمت خودش.

شایدم برای کسایی که از یاد خدا غافل بودن، این ماه فرصتیه برا آشتی دوباره با خدا.

خدایا! تو این ماه عزیز، با قلبی پر از اخلاص از تو می خوایم، هیچ وقت هیچ مسلمونی رو اسیر غفلت نکنی!

ماه رمضان پر از لحظه های زیباست، لحظه هایی که درک کردنی است، توصیف کردنی نیست. باید این لحظه های خوب و زیبا رو تجربه کرد تا به عظمت این ماه پی برد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «اگر بنده خدا می دانست که در ماه رمضان [چه برکتی وجود دارد]، دوست می داشت تمام سال، ماه رمضان باشد.»۱ ای کاش همه ما بتونیم عظمت این ماه عزیز رو درک کنیم!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، شب زنده داری می کنن و به عبادت خدا برمی خیزن و با محبوب راز و نیاز می کنن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، هر شب سحر از خواب بیدار می شن، وضو می گیرن و تا اذان صبح قرآن می خونن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، از هر کار بد و ناروایی پرهیز می کنن و در حد توان، به یاد و ذکر پروردگار مشغول می شن!

خوشا به حال کسانی که تو این ماه عزیز، با گفتار و رفتارشون، به بندگان خدا محبت می ورزن و گره از کار بنده های خدا باز می کنن!

این ماه، ماه به دست آوردن ثواب و پاداشه. بیاید از همدیگه سبقت بگیریم و آخرتمون رو هرچه زیباتر بسازیم.


۱. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۴۶.

خواسته ها و نیازهای روزه داران در ماه رمضان، برگرفته از فاهیم دعاهای ماه رمضان

درخواست بخشش

هم میهنان عزیز! بیایید در این ماه مبارک، اندیشه و احساساتمون رو پاک کنیم و به گناه آلوده نسازیم. ماه، ماه رحمت و آمرزش بندگان است. بیاید از خداوند بخوایم گناهانمون رو ببخشه و درهای توبه و بازگشت رو به رومون باز کنه!

مبادا این ماه سپری بشه و ما از لطف و بخشش پروردگارمون بی بهره باشیم.

«خداوندا! پناه می برم به جلال و عظمت ذات گرامیت که نگذرد از من ماه رمضان یا فجر طلوع کند در این شب و در نزد تو از من، گناه یا جرمی باشد که تو مرا بر آن عذاب کنی!»۱


۱. مفاتیح الجنان، دعای چهاردهم، اعمال شب های ماه رمضان، پس از دعای افتتاح، ص ۳۴۶.

درخواست زائر خانه دوست شدن

سیده طاهره موسوی

در این ماه مبارک، می تونیم توفیق زیارت خانه خدا و حرم پیامبر رو از خداوند درخواست کنیم.

در دعای هر شب ماه رمضان، این حاجت رو زمزمه می کنیم: «اللهم ارزقنی حجّ بیتک الحرام؛ خداوندا! حج خانه ات، بیت الحرام را روزی من گردان، در امسال و هر سال، مادامی که زنده ام».۱

همچنین، در دعای هر شب (پس از دعای افتتاح، دعای سیزدهم) می خوانیم: «…أن تَکتُبَنی مِن حُجّاج بَیتک الحرامِ المَبرورُ حَجُّهم؛ خدایا! از تو درخواست می کنم که بنویسی مرا از حاجیان خانه ات که حجشان نیکو و سعی شان مورد تقدیر است…».۲

شب های قدر، شب رقم خوردن سرنوشت و تقدیر انسان هاست. برای زائر خانه دوست شدن، در شب نوزدهم ماه رمضان نیز این گونه خداوند را می خوانیم: «اَللّهمَ اجْعَل فیما تَقْضی و تقدّرُ مِن الأمرِ المَحْتومِ…».۳

انشاءالله که همه مؤمنان، زائر خانه دوست شوند!


۱. همان، ص ۳۳۸.

۲. همان، ص ۳۴۶.

۳. همان، اعمال شب نوزدهم ماه رمضان، ص ۴۲۶.

درخواست شهید شدن در راه خدا

خدایا! از تو می خوایم لیاقت بهترین مرگ؛ یعنی شهید شدن در راه حق رو به ما عطا کنی.

در دعای دوازدهم از اعمال شب های ماه رمضان، پس از دعای افتتاح می خوانیم: «وَقَتْلاً فی سَبیلِک فَوِفِّق لَنا…؛ خدایا! برای کشته شدن در راهت، ما را موفق بدار!»۱.

۱. همان، ص ۳۴۵.

درخواست رهایی از آتش دوزخ

سیده طاهره موسوی

پروردگارا! تو این ماه عزیز، از تو می خوایم ما رو هدایت کنی و از آتش دوزخ نجاتمون بدی و به بهشت واردمون کنی!

در دعای پس از افتتاح می خوانیم: «وَ اِذا جَمَعْتَ الاَوّلینَ والآخرینَ یوْمَ الْقِیامَهِ فَارْحَمْنا و برائهً مِنَ النّار فَاکتُبْ لَنا وَ فی جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنا و من ثمار مِنَ النّارِ فاکتُبْ لَنا وَ فی جَهنَّم فلا تَغُلَّنا…؛ آنگاه که همه در روز قیامت جمع شوند پس به ما رحم فرما و بیزاری از آتش دوزخ را برای ما بنویس و در دوزخ، ما را در غل و زنجیر مکن!»۱ در دعای پس از ابوحمزه ثمالی نیز (یا عُدَّتی فی شِدَّتی…) این درخواست مطرح می شود.


۱. همان، ص ۳۴۶.

دعای هر روز ماه رمضان و درخواست های دنیوی

هر روز ماه رمضان، پس از هر نماز، نیازها و خواسته های دنیوی مون رو با خدا مطرح می کنیم: خدایا! بر اهل قبور نشاط و سرور عطا کن! خدایا! هر فقیری رو بی نیاز گردان! خدایا! هر گرسنه ای رو سیر کن! خدایا! هر برهنه ای رو لباس بپوشان! خدایا! دِین هر مدیونی رو ادا بفرما. خدایا! دل هر غمگینی رو شاد کن! خدایا! هر غریبی رو به وطنش برگردون! خدایا! هر اسیری رو آزاد کن! خدایا! مفاسد امور مسلمانان رو اصلاح فرما! خدایا! هر بیماری رو شفا بده! خدایا! با بی نیازی خودت، ما رو بی نیاز کن و نذار فقیر بشیم! خدایا! بدی های حال ما رو به خوبی صفات خودت تغییر بده! خدایا! دین ما رو ادا بفرما و فقر ما رو به بی نیازی تبدیل کن! همانا که تو بر هر چیز توانایی!۱


۱. همان، ص ۲۹۰.

پیامد خواندن دعاها در ماه رمضان

در دعاهایی که تو این ماه می خونیم، با اوصاف خدا هر چه بیشتر و بهتر آشنا می شیم. دعای جوشن کبیر، سراسر، نام های پروردگار و اوصاف اوست. دعای افتتاح، دعای ابوحمزه ثمالی، دعای سحرهای ماه رمضان «اللهُم إنّی اَسْئَلُک مِنْ بَهائِک…»۱ و «الهی لا تُؤدِّبنْی بِعُقُوبَتِک…»،۲ دعای هر روز و پس از هر نماز «یا علی یا عظیم…» و ده ها دعای دیگر، همه بیانگر اوصاف خداست و این دعاها، راه بهتر شناختن خداوند رو به ما می آموزه.

با خوندن دعاها در ماه رمضان، می تونیم خدمت اهل بیت علیهم السلام عرض ارادت کنیم و با یاد کردن پیوسته ایشان، عهد و پیوندمون رو با امامت و ولایت محکم تر سازیم. برای مثال، در دعای افتتاح، یکایک امامان معصوم علیهم السلام رو یاد می کنیم.

همون طور که می دونید، ماه رمضان، ماه نزول کتاب آسمانی قرآن است، به ویژه اینکه سوره قدر هم در شب قدر نازل شده است. در دعاهای گوناگونی که در این ماه می خونیم، نام قرآن آورده شده تا فراموش نکنیم که هر روز باید قرآن رو تلاوت و در آیاتش تدبر و تفکر کنیم و از رهنمودهای این کتاب بزرگ بهره ببریم. در دعای «یا علی یا عظیم» آمده است: «الّذی أنزلتَ فیهِ القرآن…. » در دعای قرآن بر سر گرفتن در شب های قدر نیز می خوانیم: «اَسْئَلُک بِکتابِک المُنْزَل فیه»۳ همچنین، در موارد دیگر به این حقیقت اشاره شده است.

امیدواریم این ماه، سرشار از خیر و برکت و رحمت و آمرزش برای همه شما همراهان گرامی باشه!


۱. همان، ص ۳۴۸.

۲. همان، ص ۳۵۱.

۳. همان، ص ۴۲۳.

منبع :اشارات – بهمن ماه ۱۳۸۸ ، شماره ۱۳۵ –

همراه با معصومان علیهم السلام در شب قدر

 شب قدر در فرهنگ قرآن و روایات از جایگاه بس عظیمی برخوردار است تا آنجا که شب قدر در قرآن برابر با هزار ماه دانسته شده، و شب نزول قرآن، و شب تعیین تقدیرات یکسال و شب مبارک معرفی شده است.

و در روایات هم تعبیرات زیبایی از شب قدر آمده است، همچون شب بخشیده شدن گناهان و اینکه هر کس در آن شب بخشیده نشود، مورد نفرین خدا واقع می شود.(1)(2)

بی نصیب شده است.»

با توجّه به عظمت شب قدر جا دارد که برای نحوه بهره گیری و بهره برداری بیشتر از فیضهای معنوی آن، سیری در سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام در شب قدر داشته باشیم. باشد که ره توشه هایی از آن برگیریم.

البته، اذعان داریم که همه حالات معصومان علیهم السلام در این شب با عظمت و ارتباطی که با عالم بالا و ملکوت داشته و دارند، نه قابل درک و فهم غیر معصومان است و نه در تاریخ انعکاس یافته است. آنچه بیان می شود، فقط گوشه هایی از رفتارهای ظاهری آنان است، نه عمق و ژرفای حالات آنها. پس آنچه در پیش رو دارید، گامی است در این مسیر.

الف. عبادت و شب زنده داری

از اعمالی که در طول سال، مخصوصا شبهای مبارک رمضان و علی الخصوص در شب قدر بدان سفارش اکید شده است، اِحْیا و شب زنده داری است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ اَحْیا لَیْلَةَ الْقَدْرِ حُوِّلَ عَنْهُ الْعَذابُ اِلَی السَّنَةِ الْقابِلَةِ؛(3)کسی که شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آینده از او روی می گرداند.»

و معصومان علیهم السلام همه این سنت حسنه را پاس و گرامی می داشتند و از آن بهره می بردند:

1. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نه تنها در شب قدر بیدار بود، بلکه دهه سوم ماه مبارک رمضان کاملاً بستر خواب را جمع می کرد و به عبادت می پرداخت. حضرت علی علیه السلام در این باره فرموده است: «أنَّ رَسُولَ اللّهِ کانَ یَطْوی فِراشَهُ وَ یَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِی الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَ کانَ یُوقِظُ أَهْلَهُ لَیْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ وَ کانَ یَرُشُّ وُجُوهَ النِّیامِ بِالْماءِ فی تِلْکَ اللَّیْلَةِ؛(4)رسول خدا صلی الله علیه و آله [این چنین] بود که رخت خواب خویش را جمع می کرد و کمربند [همّت برای عبادت] را در دهه آخر از ماه رمضان محکم می بست و همیشه این گونه بود که اهل و عیالش را در شب بیست و سوم بیدار نگه می داشت و بر روی خواب رفتگان در آن شب آب می پاشید [تا از درک شب قدر، و درک شب زنده داری محروم نشوند].»

حتی در شبهای بارندگی در حالی که مسجد مدینه سقف نداشت، عبادت و شب زنده داری را ترک نمی کرد و دیگران را با رفتار خویش وا می داشت که در همان گل و باران بیدار باشند و نماز گزارند.(5)

(6)

داشت که بعدا به آن اشاره می شود.

3. فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز آن قدر عبادت می کرد که امام حسن علیه السلام می فرماید: «ما کانَ فِی الدُّنْیا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ علیهاالسلام ، کانَتْ تَقُومُ حَتّی تَوَرَّمَ قَدَماها؛(7) عابدتر از فاطمه علیهاالسلام در دنیا نبود؛ همیشه این گونه بود که آن قدر به عبادت می ایستاد که پاهای [مبارکش[ ورم می کرد.»

علت نام گذاری او به «زهرا» نیز این است که شبها نور عبادت و شب بیداری او به سوی آسمان می تابید(8) و امّا در شب قدر، حال به خصوصی داشت، نه تنها بیدار بود که بچه ها و فرزندان خویش را نیز وادار می کرد که شب بیدار باشند؛ چنان که در روایتی می خوانیم: «وَ کانَتْ فاطِمَةُ علیهاالسلام لا تَدَعُ اَحَدا مِنْ اَهْلِها یَنامُ تِلْکَ اللَّیْلَةَ وَ تُداویهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَها مِنَ النَّهارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَیْرَها؛(9) روش فاطمه علیهاالسلام این بود که هیچ فردی از خانواده خویش را نمی گذاشت در آن شب (بیست و سوم) بخوابد و [مشکل خواب] آنها را با کمی غذا و آمادگی در روز درمان می نمود و می فرمود: محروم است کسی که از خیر [و برکت] آن شب محروم شود.»

4. امام باقر علیه السلام فرمود: «هر کس شب قدر را احیا بدارد، خداوند مهربان گناهان او را می آمرزد.»(10) و شیخ عباس قمی نقل کرده که «امام باقر علیه السلام در شب بیست و یکم و بیست و سوم تا نیمه شب دعا می خواند و آن گاه به نماز می پرداخت.»(11)

(12)

قابل توصیف نخواهد بود.

او نه تنها خود شب زنده داری و عبادت داشت که به دیگران نیز می فرمود: «مَنِ اغْتَسَلَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ أَحْیاها اِلی طُلُوعِ الْفَجْرِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ؛(13)کسی که در شب قدر غسل کرده و تا سپیده صبح شب زنده داری کند، گناهانش آمرزیده می شود.»

6. امام حسن عسکری علیه السلام نیز چون پدران خود، اهل مناجاتهای طولانی و شب زنده داری در طول سال و مخصوصا در شب قدر بود.(14) و به شیعیان خود نیز این اعمال را اکیدا سفارش می کرد.

از جمله، می فرمود:«فَلا یَفُوتُکَ إِحْیاءُ لَیْلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ؛(15)پس بیداری در شب بیست و سوم را از دست نده!»

ب. حضور در مسجد

از مسائلی که معصومان علیهم السلام نسبت به آن حساسیت ویژه نشان داده اند، حضور در مسجد، در شب قدر است. قبلاً اشاره شد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حتی در شبهای بارانی و گل بودن مسجد مدینه، حضور در آن را در شبهای قدر ترک نمی کرد. از آن بالاتر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در دهه سوم ماه مبارک رمضان، شب و روز در مسجد معتکف بود. (این همان سنّت حسنه ای است که در سالهای اخیر در بسیاری از شهرها، از جمله «قم» در ایّام ماه رجب ـ سیزدهم تا پانزدهم – زنده شده است و باید دانست که بهترین زمان برای اعتکاف، ماه مبارک رمضان است.)

امام علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: «فَلَمْ یَزَلْ یَعْتَکِفُ فِی الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ رَمَضانَ حَتّی تَوَفّاهُ اللّهُ؛(16) پس [پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ] همیشه در دهه آخر ماه رمضان در حال اعتکاف بود تا آن وقت که خداوند او را گرفت.»

یحیی بن رزین نقل نموده که «کانَ اَبُو عَبْدِ اللّهِ مَریضا مُدْنِفا فَأَمَرَ فَأُخْرِجَ اِلی مَسْجِدِ رَسُولِ اللّهِ فَکانَ فیهِ حَتّی أَصْبَحَ لَیْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ؛(17)امام صادق علیه السلام بیماری شدیدی داشت، دستور داد او را به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله [با همان حال] ببرند. پس حضرت تا صبح شب بیست و سوم ماه رمضان در آنجا باقی ماند.»

موارد فوق نشان می دهد که حضور در مساجد، در شبهای با عظمت قدر خصوصیتی دارد که باید بدان توجه شود. و پیروان اهل بیت علیهم السلام شایسته است که به خوبی از مساجد استقبال نمایند.

ج. مراسم قرآن سرگرفتن

یکی دیگر از اعمال شب قدر که در سیره معصومان دیده می شود و بحمد اللّه، در جامعه تشیّع به خوبی جای خود را یافته است، مراسم قرآن سرگرفتن است. امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «برای سه شب قرآن کریم را مقابل خود قرار دهید و آن را بگشایید و بخوانید: «اَللّهُمَّ اِنّی أَسْئَلُکَ… .»(18)

د. برپایی نماز جماعت

از عباداتی که سخت در اسلام بر آن سفارش شده، مخصوصا در ماه مبارک رمضان، برپایی نماز جماعت است. انس بن مالک از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمودند: «مَنْ صَلّی مِنْ اَوَّلِ شَهْرِ رَمَضانَ اِلی آخِرِه فی جَماعَةٍ فَقَدْ اَخَذَ بِحَظٍّ مِنْ لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛(19) کسی که از اوّل تا آخر ماه رمضان در نماز جماعت حاضر شود، بهره ای از شب قدر گرفته است.» و امام صادق علیه السلام نیز نماز صبح را به جماعت برگزار می نمود، و بعد از آن تا مدّتی مشغول تعقیبات می شد.(20)

می شود.

ولی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و یاران او و دیگر معصومان علیهم السلام در سخت ترین شرائط نماز جماعت شب قدر را ترک نمی کردند. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «شب بیست و سوم در عین حالی که باران شدیدی آمده بود و مسجد مدینه را گل و آب فرا گرفته بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را به نماز وامی داشت.» آن گاه فرمود: «فَصَلّی بِنا رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله وَ إِنَّ أَرْنَبَةَ اَنْفِهِ لَفِی الطّینِ؛(21) پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با ما نماز[جماعت] خواند، در حالی که نوک بینی حضرت در گل [فرو رفته[ بود.»

ه . افطاری دادن و اطعام نمودن

از اعمالی که در ماه مبارک رمضان مورد تأکید قرار گرفته، افطاری دادن به دیگران است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه معروف شعبانیه می فرماید:«مردم بیدار باشید! کسی که از شما به روزه دار مؤمن در این ماه افطاری دهد، پاداش آزاد نمودن یک برده و بخشش گناهان گذشته را همراه دارد. عرض شد: ای رسول خدا! ما توان افطاری دادن نداریم. حضرت فرمود: بترسید از آتش! ولو با دادن نصف دانه خرما و از آتش بپرهیزید! گر چه با دادن شربت آب باشد.»(22)

(23)

چشمش زیاد شود.»

امام علی علیه السلام نیز در شبهای مبارک رمضان و شبهای قدر به مردم اطعام می کرد و آنها را موعظه می نمود؛ چنان که در روایتی می خوانیم: «کانَ عَلِیُّ بْنُ أَبی طالِبٍ علیه السلام یَعُشُّ النّاسَ فی شَهْرِ رَمَضانَ بِاللَّحْمِ وَ لا یَتَعَشّی مَعَهُمْ فَإِذا فَرِغُوا خَطَبَهُمْ وَ وَعَظَهُمْ… وَ قالَ فی خُطْبَتِهِ إِعْلَمُوا أَنَّ مِلاکَ اَمْرِکُمُ الدّینُ وَ عِصْمَتَکُمُ التَّقْوی وَ زینَتَکُمُ الاْءَدَبُ وَ حُصُونُ اَعْراضِکُمُ الْحِلْمُ؛(24)همیشه علی بن ابی طالب علیهماالسلام شام[و افطاریِ تهیّه شده] از گوشت را به مردم در ماه رمضان می داد، ولی خود از آن [گوشت] استفاده نمی کرد. پس هنگامی که [از خوردن شام] فارغ می شدند، برای آنها خطبه می خواند و آنها را موعظه می نمود… و در خطبه اش فرمود: بدانید ملاک امر [و کارهای] شما دین است و نگه دارنده شما تقوا، و زینت شما ادب، و دژهای [نگه دارنده] آبروی شما حلم است.»

و امام زین العابدین علیه السلام نیز در طول ماه مبارک رمضان در راه خدا انفاق می کرد و صدقه می داد؛ چنان که در حدیثی می خوانیم:«کانَ إِذا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضانَ تَصَدَّقَ فی کُلِّ یَوْمٍ بِدِرْهَمٍ فَیَقُولُ: لَعَلّی اُصیبُ لَیْلَةَ الْقَدْرِ؛(25)(امام سجاد علیه السلام ) روشش این بود که هر روز از ماه [مبارک] رمضان درهمی صدقه می داد و آن گاه می فرمود: شاید [با این کار صدقه] شب قدر را دریابم.»

و امام صادق علیه السلام فرمود: «جدّم امام زین العابدین علیه السلام روزی که روزه می گرفت، دستور می داد گوسفندی ذبح کنند و آن را تکه تکه نموده، بپزند. هنگام افطار که نزدیک می شد، حضرت به دیگها سر می زد تا بوی آنها را استشمام کند، در حالی که روزه دار بود. سپس دستور می داد ظرفها را پر کنند و یکی یکی به در خانه افراد [فقیر] ببرند تا آنجا که غذا تمام می شد. آن گاه خود با نان و خرما افطار می نمود.»(26)

ماه رمضان به مردم افطاری بدهید.»(27)

به صورت گذرا و اشاره بیان نماییم.

گزارشی از آخرین شب قدر

علی علیه السلام در رمضان آخر عمر خویش حال عجیبی داشت و هر شبی را در یک جا میهمان بود. غذا کم میل می فرمودو… .

ابن حجر چنین می گوید: «هنگامی که رمضان[آخر عمر حضرت] فرا رسید، هر شب در منزل یکی از بستگان افطار می کرد؛ شبی در منزل حسن علیه السلام ، شبی در منزل حسین علیه السلام و شبی نزد عبد اللّه بن جعفر [شوهر دخترش زینب [، و بیش از سه لقمه غذا نمی خورد، «وَ یَقُولُ: اُحِبُّ اَنْ اَلْقِیَ اللّهَ وَ اَنَا خِمْصٌ؛ و می فرمود: دوست دارم خدا را [با شکم] گرسنه ملاقات کنم.»(28)

گرسنه ملاقات کنم.

در آن شب حضرت سوره یآس می خواند و مرتب به آسمان نگاه می کرد و می فرمود: «امشب، همان شبی است که به من وعده دیدار داده شده است.»(29)

کردم که خداوند من را از آنها بگیرد.»(30)

الهی مردم از من سیر و من هم سیرم از مردم نما راحت مرا ای خالق ارض و سما امشب

علی علیه السلام هیجان عجیبی داشت. خود می گوید: هر کاری کردم، راز مطلب را نفهمیدم؛ «مازِلْتُ اَفْحَصُ عَنْ مَکْنُونِ هذَا الاْءَمْرِ وَ اَبَی اللّهُ اِلاّ اَخْفاهُ؛(31) خیلی تلاش کردم که سرّ و باطن این امر را به دست بیاورم، ولی خدا اِبا کرد، جز اینکه آن را پنهان کرد.»

آن گاه رهسپار مسجد شد. چند رکعت نماز گذارد. سپس بالای مأذنه رفت تا اذان بگوید.

وقتی از بالای مأذنه پایین می آمد، می فرمود:

«خَلُّوا سَبیلَ الْمُؤْمِنِ الْمُجاهِدِ فِی اللّهِ لا یَعْبُدُ غَیْرَ الْواحِدِ

یعنی باز کنید راه مؤمن رزمنده در راه خدا را که [افتخارش این است که] غیر از [خدای] واحد را نپرستیده است.»

آن گاه به مسجد بازگشت و مشغول نماز شد و سر از سجده برداشت که شمشیر زهراگین فرقش را شکافت. در این حال، فرمود: «بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ…هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ؛(32) به نام خدا و به یاری خدا و بر دین رسول خدا. قسم به پروردگار کعبه که رستگار شدم… این [شهادت[ چیزی بود که خدا و رسولش به ما وعده داده بودند.»

شب وصل است و خوش قرآن ناطق نیایش می کند تا صبح صادق
سر شب تا سحر او ناله کرده به یک شب طی رهی صد ساله کرده
لبانش می خورد آهسته بر هم که گویا عرش و فرش گردیده در هم

1. ر. ک: بحار الانوار، ج 94، ص 80.

2. کنز العمّال، علی متقی هندی، مؤسسة الرسالة، ج 8، ص 534.

3. بحار الانوار، ج 95، ص 145.

4. همان، ج 95، ص 10.

5. همان، ص 10.

6. همان، ج 41، ص 21.

7. همان، ج 43، ص 76.

8. همان، ص 12.

9. بحار الانوار، ج 94، ص 10؛ مستدرک الوسائل، ج 7، ص 470.

10. وسائل الشیعة، ج 7، ص 261.

11. مفاتیح الجنان، اعمال شب 21، ص 425.

12. مفاتیح الجنان، ص 720.

13. بحار الانوار، ج 80، ص 128.

14. ر. ک: مصباح المتهجد، ص 227؛ نهج الدعوات، ص 277.

15. وسائل الشیعة، ج 7، ص 261.

16. بحار الانوار، ج 94، ص 7.

17. همان، ص 4، ذیل روایت 4.

18. همان، ح 5 و ر. ک: مفاتیح الجنان، ص 224.

19. کنز العُمّال، ج 8، ص 545، ح 24090.

20. وسائل الشیعة، ج 7، ص 260.

21. بحار الانوار، ج 95، ص 10.

22. عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ج 1، ص 230.

23. الترغیب و الترهیب، ج 2، ص 95، ح 14.

24. سفینة البحار، ج 1، ص 703.

25. بحار الانوار، ج 95، ص 82.

26. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 134.

27. همان، ص 134.

28. انوار البهیّة، شیخ عباس قمی، ص 31؛ صواعق ابن حجر، ص 80.

29. همان، ص 80؛ ر.ک: زندگی امیرالمؤمنین، رسولی محلّاتی، ج 2، ص 247.

30. نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 99؛ انسان کامل، مرتضی مطهری، ص 45.

31. منتهی الآمال، ج 1، ص 126؛ نهج البلاغة، خطبه 177.

32. نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 379؛ زندگانی امیرالمؤمنین، ج 2، ص 321؛ انسان کامل، مرتضی مطهری، ص 49.

منبع :مبلغان – مهر و آبان 1383، شماره 59 –

جایگاه و اهمیت شب قدر

چنان که درک شب قدر، کاری است مشکل، بیان جایگاه و «قدر» شب قدر عملی است دشوار که تنها راه یافتگان به آن شب عزیز می توانند واقعیت و حقیقت آن را بیان دارند؛ چراکه قرآن به پیامبر خدا فرمود: «وما ادراک مالیلة القدر» ؛ «و تو چه دانی شب قدر چیست؟»

در وصف آن همین بس که «خیر من الف شهر» ؛ «از هزار ماه برتر است » و مسائلی بر قدر و منزلت این شب افزوده است، از جمله:

1 . نزول قرآن:

نزول جامع ترین، کامل ترین و ماندگارترین کتاب الهی برعظمت و منزلت شب قدر افزوده است . قرآن خود می گوید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القران » (1) ؛ «ماه [مبارک] رمضان ماهی است که در آن قرآن نازل شده است .» اما در چه شبی از شبهای آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آیه دیگر بیان می کند که «انا انزلناه فی لیلة مبارکة » (2) ؛ «به راستی، آن [قرآن] را در شبی پربرکت نازل کردیم .» و این شب مبارک را در سوره قدر مشخص فرموده که «انا انزلناه فی لیلة القدر» (3) ؛ «به حقیقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آوردیم .» پس باید گفت نزول قرآن در چنین شبی بر عظمت آن می افزاید . این نکته را هم اضافه کنیم که این نزول، نزول دفعی است بر قلب رسول گرامی اسلام، نه نزول تدریجی که آغاز آن با آغاز بعثت یعنی بیست و هفتم رجب همراه است .

2 . تقدیر امور:

در نام گذاری شب قدر بیانهای مختلفی وارد شده است: برخی آن را به معنای شبی با عظمت و بزرگ «لیلة العظمة (4) » گرفته اند ؛ چراکه قدر در قرآن به معنای منزلت و بزرگی خداوند آمده، در آیه ای می خوانیم: «ماقدروا الله حق قدره » (5) ؛ «قدر ندانستند [و نشناختند] خدا را آنگونه که حق عظمت او بود .»

«قدر» به معنای تقدیر و اندازه گیری و تنظیم است . این معنی را هم لغت تایید می کند و هم قرآن و روایات . راغب اصفهانی می گوید: «لیلة القدر ای لیلة قیضها لامور مخصوصة (6) ؛ شب قدر یعنی شبی که [خداوند] برای [تنظیم و تعیین] امور مخصوصی آن را آماده [و مقرر] نموده است .» و قرآن کریم می فرماید: در آن شب «یفرق کل امر حکیم » (7) ؛ «هرکاری بر طبق حکمت [خداوند] جدا [و تعیین و تنظیم] می گردد .»

و امام صادق علیه السلام فرمود: «التقدیر فی لیلة القدر تسعة عشر، والابرام فی لیلة احدی و عشرین والامضاء فی لیلة ثلاث و عشرین (8) ؛ تقدیر امور [و سرنوشتها] در شب قدر، یعنی شب نوزدهم، تحکیم آن در شب بیست و یکم، و امضا [ی آن] در شب بیست و سوم [صورت می گیرد] .» و امام هشتم علیه السلام فرمود: «… یقدر فیها ما یکون فی السنة من خیر او شر او مضرة او منفعة او رزق او اجل و لذلک سمیت لیلة القدر (9) ؛ در آن شب [قدر آنچه که در سال واقع می شود، تقدیر و اندازه گیری می شود، از نیکی و بدی و زیان و سود و روزی و مرگ . به همین جهت نیز شب قدر [شب اندازه گیری] نامیده شده است .»

و طبق روایات فراوانی (10) سرنوشت افراد برای سال بعد، مانند: رزق و روزی، مرگ و میرها، خوشی و ناخوشیها، حج رفتن و حوادث دیگر زندگی، براساس استعدادها و لیاقتها، رقم می خورد، و این تقدیر حکیمانه هم، در انسان هیچ گونه «اجبار» و «سلب اختیاری » به وجود نمی آورد . می توان بین تمام اقوال این گونه جمع کرد که در این شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائکه آسمانی، تقدیرات یک سال مشخص و بر قلب حجت زمان علیه السلام عرضه می شود .

3 . سند امامت:

شب قدر بزرگ ترین سند امامت و تداوم آن در طول زمان است . در روایات فراوانی، وجود شب قدر را در هر زمان دلیل لزوم امامت و بقای آن دانسته اند، لذا سوره قدر به منزله شناسنامه اهل بیت علیهم السلام شمرده شده است که به برخی روایات اشاره می شود:

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: علی علیه السلام زیاد می فرمود: هیچ گاه تیمی و عدوی [ابوبکر و عمر] خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله جمع نشدند مگر آنکه آن حضرت [سوره] «انا انزلناه …» را با خشوع و گریه می خواند، سپس آن دو عرض می کردند چقدر رقت شما نسبت به این سوره شدید است . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمود: به جهت آنچه چشمم دیده و دلم فهمیده است و به جهت آنچه دل این شخص [یعنی علی علیه السلام] پس از من خواهد دید . آن دو می گفتند: مگر شما چه دیده ای و او چه می بیند؟

فرمود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای آن دو نوشت «تنزل الملائکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر» ؛ «ملائکه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر کاری نازل می شوند .» آن گاه می فرمود: آیا بعد از «کل امر؛ تمام امرها» که خداوند می فرماید، چیزی باقی خواهد ماند؟ می گفتند: نه . سپس حضرت می فرمود: آیا می دانید آن کسی که هر امری بر او نازل می شود کیست؟ می گفتند: تو هستی ای رسول خدا! آن گاه می فرمود: بله [ولی] آیا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ می گفتند: بله . می فرمود: آیا [در شبهای قدر] بعد از من هم آن امر نازل می شود؟ می گفتند: بله . سپس می فرمود: بر چه کسی؟ می گفتند: نمی دانیم . سپس آن حضرت از سر من [علی] می گرفت (و دست را روی سر من قرار می داد) و می فرمود: اگر نمی دانید بدانید، آن شخص پس از من این مرد است .

فرمود: پس آن گاه آن دو نفر همیشه این گونه بودند که شب قدر را بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به سبب هراسی که بر دل آن دو می افتاد، می شناختند . (11) »

و در جای دیگر علی علیه السلام فرمود: «به حقیقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل می شود و به راستی برای آن امر صاحبان امری است . عرضه شد آنان چه کسانی هستند؟ فرمود: «انا و احد عشر من صلبی ائمة محدثون (12) ؛ من و یازده [امام] از نسل من که [همه] امامانی محدث می باشند [که ملائکه را نمی بینند ولی صدای آنها را می شنوند] .»

و در برخی روایات آمده که خود ولایت علی علیه السلام و ائمه علیهم السلام جزء تقدیرات آن شب است (13) و دستور داده اند که با مخالفان برای اثبات امامت و بقای آن و زنده بودن مهدی علیه السلام به شب قدر استدلال کنید . (14) آری، بقای شب قدر دلیل محکمی است بر بقای امامت و بقای امامت اقتضا می کند حیات و زنده بودن مهدی علیه السلام را و حیات مهدی علیه السلام نشانه حیات مذهب پیشتاز و همیشه در صحنه تشیع است . لذا اسلام اصیل و قرآن تا ابد زنده است .

از اینجا روشن شد که شب قدر، یعنی شب ولایت و امامت (15) و معنای روایاتی که شب قدر را به فاطمه زهرا علیها السلام تفسیر نموده (16) است، روشن شد که حقیقت شب قدر امامت و ولایت است و حقیقت ولایت و امامت زهرای مرضیه علیها السلام است .

4 . بخشش گناهان:

یکی دیگر از ویژگیهای شب قدر بخشش گناهان و عفو عاصیان و مجرمان است، لذا باید تلاش نمود تا این فیض عظمای الهی شامل حال انسان شود . وای به حال انسانی که در شب قدر مورد غفران الهی قرار نگیرد؛ چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمود: «من ادرک لیلة القدر فلم یغفر له فابعده الله (17) ؛ کسی که شب قدر را درک کند، پس بخشیده نشود [و مورد حمت بی پایان الهی واقع نشود] پس خدا او را [از رحمت خویش] دور می سازد .»

و در جای دیگر فرمود: «من حرمها فقد حرم الخیر کله ولایحرم خیرها الا محروم (18) ؛ هرکس که از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات محروم [و بی نصیب] شده است و محروم نمی ماند از [برکات و] خیرات شب قدر، مگر کسی که [با اعمال خویش] خود را محروم نموده باشد .»

لذا باید تلاش مضاعف نمود تا غفران الهی در این شب بخشش گناهان شامل حال انسان گردد .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمود: «من قام لیلة القدر ایمانا واحتسابا، غفر له ما تقدم من ذنبه (19) ؛ کسی که در شب قدر به پاخیزد [و آن شب را] از روی ایمان و محاسبه [و اخلاص بیدار باشد،] گناهان گذشته اش بخشوده می شود .»

در بحارالانوار در ذیل این روایت اضافه شده: «من صلی لیلة القدر ایمانا واحتسابا غفرالله ماتقدم من ذنبه (20) ؛ هرکس در شب قدر، از روی ایمان و محاسبه [و اخلاص] نماز گذارد، خداوند گناهان گذشته او را می بخشد .»

پی نوشت:

1) بقره/185 .

2) دخان/3 .

3) قدر/1 .

4) تفسیر نوین، محمد تقی شریعتی، ص 275؛ مجمع البیان، ابوعلی طبرسی، ج 1، ص 518 .

5) حج/74 .

6) المفردات فی غریب القرآن، دفتر نشر الکتاب، ص 395 .

7) دخان/4 .

8) وسائل الشیعه، حر عاملی، داراحیاء التراث، ج 7، ص 259؛ تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 627؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 487 .

9) عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 116 .

10) ر . ک: تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 631؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 486؛ بحار الانوار، ج 94، ص 141 – 18 .

11) اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ج 1، ص 363 – 364 .

12) اثباة الهداة، شیخ حر عاملی، قم مطبعة العلمیة، ج 2، ص 256؛ بحارالانوار (همان)، ج 94، ص 15، ح 26 .

13) همان، ص 18 .

14) اصول کافی (همان)، ج 1، ص 353 – 362 – 364، روایت 6 .

15) مبلغان عزیز توجه داشته باشند که یکی از شبهای قدر را حتما به صحبت و سخنرانی در مورد امام زمان علیه السلام اختصاص دهند که هم تناسب دارد و هم لازم است و هم عنایاتی را به دنبال دارد .

16) تفسیر فرات کوفی، مؤسسه نشر، ص 581 .

17) بحارالانوار (همان)، ج 94، ص 80، ح 47 .

18) کنز العمال، علی متقی هندی، بیروت، مؤسسه الرساله، ج 8، ص 534، ح 28 . 24 .

19) وسائل الشیعه، ج 10، ص 358، ح 13601 .

20) بحارالانوار، ج 93، ص 366، ح 42 .

منبع :مبلغان – آبان و آذر 1382، شماره 47 –

حضرت مهدی علیه السلام در آیینه خطبه غدیر

مقدمه

جریان غدیر و خطبه با عظمت آن فقط یک قصّه تاریخی خاص نیست که زمان آن گذشته و هیچ نقشی در امروز و فردای جامعه اسلامی نداشته باشد، و همین طور یک حادثه شخصی نیست که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فقط امیر مؤمنان علی علیه السلام را به عنوان وصی خود معرّفی نموده باشد و در نتیجه تاریخ مصرف و مبحث آن گذشته باشد؛ بلکه در غدیر خم و خطبه غدیریّه، توسط پیامبر دوراندیش و آینده نگر اسلام، تاریخ کلّ بشریت رقم خورد؛ چرا که امامت تمامی امامان دوازده گانه در طول تاریخ مطرح و تبیین شد؛ حقیقتی که از امیر مؤمنان علیه السلام آغاز می شود و به مهدی صاحب الزمان علیه السلام منتهی می گردد.

در بخشهای پایانی خطبه غدیریه، رئوس برنامه های مهدی موعود علیه السلام بیان شده تا هم خط سیر تاریخ جامعه اسلامی ترسیم گردد و هم آینده روشن و زیبای جامعه بشری نشان داده شود؛ لذا دعوت مردم و بیعت گرفتن از آنان بر همین محور کلّی بوده است.

در بخشی از این خطبه می خوانیم: «ای مردم! پس از خدا بترسید و با علی و حسن و حسین «وَالاَْئِمَّةَ کَلِمَةً طَیِّبَةً باقِیَةً؛ و امامان به عنوان کلمه پاکیزه باقیه» بیعت کنید! هر کس حیله کند، خداوند او را هلاک می کند و هر کس وفا کند، مورد رحمت الهی قرار می گیرد.»

حضرت قائم علیه السلام ، خاتم امامان

اوّلین نکته ای را که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره حضرت مهدی علیه السلام در خطبه غدیر گوشزد می کند، این است که مهدی علیه السلام از ما خانواده نبوت و امامت است: «مَعاشِرَ النّاسِ اِنِّی نَبِیٌ وَعَلِیٌّ وَصِیّی اَلا اِنَّ خاتَمَ الاَْئِمَّةِ مِنّا الْقائِمُ الْمَهْدِیُّ؛ ای مردم! به درستی من نبی، و علی وصی من است. بدانید که آخرین امام از ما، مهدی قائم است.»

البته این اوّلین بار نبوده که حضرت بر این مسئله تصریح نموده؛ بلکه قبل از خطبه غدیر بارها و بارها این مسئله را برای مردم بیان کرده است.

در اوایل بعثت فرمود: «لا تَذْهَبُ الدُّنْیا حَتّی یَلِیَ اُمَّتِی رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَیْتِی یُقالُ لَهُ الْمَهْدِیُّ؛ دنیا به پایان نرسد، مگر اینکه امّت مرا مردی از اهل بیت من سرپرستی [ و رهبری ] کند که به او مهدی علیه السلام گفته می شود.»

و در روایات دیگر کاملاً مشخص نمود که مهدی علیه السلام از نسل علی و فاطمه علیهماالسلام و از فرزندان امام حسین علیه السلام می باشد و سرانجام دقیقا بیان فرمود: «فَإِذا مَضَی الْحَسَنُ فَبَعْدَهُ ابْنُهُ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهم السلام ؛ و پس از حسن [عسکری علیه السلام ] فرزندش حجّة بن الحسن بن علی ( علیهم السلام ) می باشد.»

دین اسلام دین جهانی

قرآن کریم این وعده را به بشریت می دهد که روزی فرا خواهد رسید که دین حق یعنی اسلام فراگیر و جهانی شود؛ آنجا که می فرماید: «هُوَ الَّذِیآ أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ »؛ «او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند؛ هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.»

اگر چه امروزه اسلام بر بیش از یک چهارم دلها و سرزمینها حکومت می کند و از شبه جزیره عربستان به تمام قاره ها و کشورها راه یافته؛ امّا تحقق کامل وعده الهی فقط در زمان حضرت مهدی علیه السلام ممکن است؛ چنان که روایات فراوانی از طریق معصومان علیهم السلام بر این امر گواهی می دهند، از جمله امام باقر علیه السلام در ذیل آیه فوق فرمود: «اِنَّ ذلِکَ عِنْدَ خُرُوجِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ صَلَواتُ اللّهِ فَلا یَبْقی اَحَدٌ اِلاَّ اَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله ؛ این مسئله (فراگیر شدن دین اسلام) در زمان قیام مهدی علیه السلام از آل محمد ـ که درود خدا بر او و آل او باد ـ خواهد بود. پس احدی باقی نمی ماند، مگر آنکه اقرار به [رسالت] محمد صلی الله علیه و آله می کند.»

خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرمود: «لا یَبْقی عَلی وَجْهِ الاَْرْضِ بَیْتُ مَدَرٍ وَلا وَبَرٍ اِلاَّ أَدْخَلَهُ اللّهُ الاِْسْلامَ؛ هیچ خانه خشت و گلی و خیمه ای بر زمین نمی ماند، مگر اینکه خداوند اسلام را در آن داخل می کند [و اسلام شهر و روستاها و بیابانها را درمی نوردد].»

آن حضرت در خطبه تاریخی غدیریه در حضور بیش از یکصد هزار نفر این بشارت را داد که در زمان حضرت مهدی علیه السلام اسلام جهانی خواهد شد؛ آنجا که فرمود: «اَلا اِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ؛ بیدار باشید او (مهدی) غالب براساس دین است.»

البته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیش از آن، بارها این امر حیاتی را با صراحت به گوش مردم رسانده بود. یک جا فرمود: «سوگند به آنکه مرا به حق، بشارت دهنده برانگیخت! اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی می کند: «حَتّی یَخْرُجَ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ… وَتُشْرِقُ الاَْرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَیَبْلُغَ سُلْطانُهُ الْمَشْرِقَ وَالْمَغْرِبَ؛ تا اینکه فرزندم مهدی علیه السلام [در آن] قیام کند… و زمین به نور پروردگارش روشن شود و حکومت او شرق و غرب را فرا گیرد.»

انتقام از ظالمان

جای تردید نیست که در طول تاریخ، ستمگران ظلم بی شماری نسبت به بشریت، مخصوصا انبیا و اولیا علیهم السلام روا داشته اند؛ علی الخصوص پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و آل او بیشترین ستمها را از ستمگران تحمل نموده اند و هنوز هم که هنوز است انتقام این جنایات و ستمگریها گرفته نشده و این عقده در دل همه بشریت به خصوص آل محمد صلی الله علیه و آله باقی است. هر چند عقیده ما این است که در روز قیامت ظالمان به جزای خویش خواهند رسید، ولی با این حال برای عبرت و درس گیری و همین طور برای تشفی دل مظلومان عالم در همین دنیا نیز از آنان انتقام گرفته می شود. این امر در دوران منتقم آل محمد صلی الله علیه و آله ، منتقم همه مظلومان، مهدی صاحب الزمان علیه السلام تحقق خواهد پذیرفت.

حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر این تسلّی را به مظلومان عالم داد که مهدی علیه السلام انتقام آنها را خواهد ستاند؛ آنجا که فرمود: «اَلا اِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مَنَ الظّالِمِینَ؛ بیدار باشید او (مهدی) به حقیقت انتقام گیرنده از ظالمان است.» و در ادامه فرمود: «اَلا اِنَّهُ الْمُدْرِکُ بِکُلِّ ثارٍ لاَِوْلِیاءِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛ آگاه باشید او است که انتقام خون دوستان خدای عزیز و جلیل را می گیرد.»

در دعای شریف ندبه در صبح جمعه می خوانیم: «أَیْنَ الطّالِبُ بِذُحُولِ الاَْنْبِیاءِ وَاَبْناءِ الاَْنْبِیاءِ اَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءِ؛ کجاست آن [منتقمی] که از ستم [ظالمان] بر پیامبران و اولاد پیغمبران دادخواهی کند؟ کجاست خون خواه [جدّ غریبش] شهید کربلا؟»

پیروز میدانها

از پرسشهایی که همیشه درباره قیام حضرت مهدی علیه السلام رخ می نماید، این است که حضرت مهدی علیه السلام چگونه با شمشیر در مقابل سلاحهای پیشرفته و وحشتناک عصر ما و یا عصرهای بعد مقابله می کند و بر آنان غالب می گردد؟ پاسخ این پرسش در جای خود بیان شده که با قدرت الهی و اعجاز آن حضرت، هم اسلحه های پیشرفته و مدرن بشری از کار می افتد و هم خداوند قدرتها و نیروهای فوق العاده قوی را در اختیار آن حضرت قرار می دهد که به سرعت بر قدرتهای ستمگر و اسلحه های مدرن آنها غالب می شود.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر سر بسته و به گونه ای اجمالی از غلبه و پیروزی حضرت مهدی علیه السلام بر تمام قدرتها و زورمداران خبر داده است؛ آنجا که می فرماید: «اَلا اِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها؛ بیدار باشید او (مهدی) فاتح قلعه ها و منهدم کننده آنهاست.» فرق نمی کند این دژها همان قلعه های قدیمی باشد و یا سنگرهای محکم سیمانی و سپرهای موشکی و ضدموشکی و فرق نمی کند اسلحه ها شمشیر و تفنگ و توپ و تانک باشد و یا اسلحه های پیشرفته اتمی و انواع جدید آن. قدرت و توان حضرت مهدی علیه السلام همه آنها را درهم خواهد شکست و بر همه آنها غالب و پیروز خواهد شد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ادامه می فرماید: «اَلا اِنَّهُ قاتِلُ کُلِّ قَبِیلَةٍ مِنْ اَهْلِ الشِّرْکِ؛ بیدار باشید او کشنده هر قبیله ای از اهل شرک است.» این شرک در هر لباس و در هر نقطه و با هر قدرت و امکاناتی که باشد، توسط آن حضرت از پا در خواهد آمد و یا قدرت هدایتی آن حضرت بر آنها غالب می شود و منجر به هدایت آنان می گردد. در برخی نقلها آمده است: «اَلا اِنَّهُ غالِبُ کُلِّ قَبِیلَةٍ وَهادِیها؛ آگاه باشید که او (مهدی) غالب بر هر قبیله ای و هدایتگر آن خواهد بود.»

خاتم پیامبران صلی الله علیه و آله در قسمت دیگر می فرماید: «اَلا اِنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَلا مَنْصُورَ عَلَیْهِ؛ هشدار که کسی بر او (مهدی) غالب [و پیروز] نخواهد شد و علیه او یاری نخواهد گشت.»

وارث تمام علوم

در عصر مهدوی، پیشرفت علوم دینی و بشری به اوج خود خواهد رسید؛ چرا که آن حضرت تمام علوم انبیا و امامان قبل از خود را داراست و از بحر بی پایان علوم الهی بهره می برد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر به این امر اشاره نموده است. در یک جا می فرماید: «اَلا اِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَمِیقٍ؛ هشدار که او از دریایی ژرف (علوم بی نهایت الهی) پیمانه هایی افزون گیرد.»

و در جای دیگر می فرماید: «اَلا اِنَّهُ وارثُ کُلِّ عِلْمٍ وَالْمُحِیطُ بِهِ؛ بیدار باشید که او وارث تمام دانشها [ی گذشتگان[ است و احاطه کامل بر آنها دارد.» راستی این تعبیر، با لفظ «کُلّ» در بخش علم، نشانگر فراگیری و عمومیّت دانش وسیع آن حضرت است. در نتیجه باید گفت آن حضرت جامع علوم تمام گذشتگان خصوصا انبیاست و به کتب آسمانی آنان نیز احاطه کاملی دارد.

حضرت صادق علیه السلام فرمود: «امام زمان (مهدی علیه السلام ) ندا می دهد: هر کس که کتابها [ی آسمانی] و صحف [انبیا] را می خواند، پس باید از من بشنود! سپس ابتدا می کند به [خواندن] صحفی که خداوند بر آدم و شیث نازل فرمود و امت [و پیروان] آدم و شیث علیهماالسلام می گویند: به خدا سوگند! این همان صحف واقعی است و به راستی ما را نشان داد آنچه نمی دانستیم و در آن وجود دارد و آنچه بر ما مخفی مانده و آنچه از آن افتاده و تبدیل و تحریف شده بود.

آن گاه تورات و انجیل و زبور را می خواند و اهل تورات و انجیل و زبور می گویند: به خدا سوگند! تورات جامع و زبور تمام و انجیل کامل این رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر سر بسته و به گونه ای اجمالی از غلبه و پیروزی حضرت مهدی علیه السلام بر تمام قدرتها و زورمداران خبر داده است

است و به راستی آن چندین برابر آن چیزی است که ما قبلاً خوانده بودیم.»

راز این همه دانش گسترده این است که آن حضرت، از جانب خدا سخن می گوید و از منبع علوم بی نهایت الهی بهره می برد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر به این امر اشاره نموده، می فرماید: «اَلا اِنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَالْمُشَیِّدُ لاَِمْر آیاتِهِ؛ بیدار باشید که او از سوی پروردگارش خبر می دهد و آیات و نشانه های او را محکم و برپا می کند.»

در بحار الانوار ذیل جمله فوق به این صورت آمده: «وَالْمُنَبِّهُ بِأَمْرِ اِیمانِه؛ و آگاه کننده به امر ایمان او (خدا) است.»

گوشه هایی از اوصاف و مقامات آن حضرت

1. استوار و محکم

«اَلا اِنَّهُ الرَشِیدُ السَّدِیدُ؛ هشدار که او به رشد [واقعی] رسیده و استوار است.»

2. اختیار دار هستی به امر الهی

«اَلا اِنَّهُ الْمُفَوَّضُ اِلَیْهِ؛ آگاه باشید هموست که [اختیار امور جهانیان و آیین آنان] به او واگذار شده [و از طرف خداوند و با اذن او برخوردار از ولایت تکوینی] است.»

3. بقیة اللّه

تنها حجّت باقی مانده بر زمین اوست: «اَلا اِنَّهُ الْباقِی حُجَّةً وَلا حُجَّةَ بَعْدَهُ؛ آگاه باشید که حجت باقی مانده اوست و پس از او حجّتی [و امامی] نخواهد بود.»

4. حق در نزد اوست

حق واقعی در مسیر امامتی است که با امیر مؤمنان علیه السلام آغاز و با مهدی موعود علیه السلام خاتمه می یابد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه غدیریّه فرمود: «وَلا حَقَّ اِلاَّ مَعَهُ وَلا نُورَ اِلاَّ عِنْدَهُ؛ هیچ حقی نیست مگر اینکه با اوست و هیچ نوری نیست مگر اینکه نزد اوست.» هر چه غیر او و در مسیری جز او باشد، باطل و دچار تاریکی و ظلمات است.

5. ولی و امین الهی

طبق روایات فراوان هیچ گاه زمین خالی از حجّت نمی شود؛ خواه آشکار باشدو یا پنهان و پشت پرده. در این دوران حجت الهی همان مهدی علیه السلام است که قرنها قبل از غیبت آن حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این مسئله را در خطبه غدیر گوشزد فرموده است: «اَلا وَاِنَّهُ وَلِیُّ اللّهِ فِی اَرْضِهِ وَ حَکَمُهُ فِی خَلْقِهِ وَ اَمِینُهُ فِی سِرِّهِ وَعَلانِیَتِهِ؛ آگاه باشید به راستی که او ولیّ خدا در زمین و داور او در میان مردم و امانتدار امور آشکار و نهان اوست.»

بشارت به مهدی علیه السلام در ادیان دیگر

همچنان که قرآن کریم می فرماید: «وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنم بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاْءَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّــلِحُونَ »؛ «در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایسته ام وارث [حکومت[ زمین خواهند شد.» تمام ادیان الهی اعتقاد به منجی و مصلح دارند و همه به آمدن آخرین منجی بشارت داده اند و در کتب اصلی و غیر تحریف شده به شخص حضرت مهدی علیه السلام بشارت داده شده و در کتابهای موجود فعلی دردست پیروان ادیان اشاراتی به این مسئله شده است.

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله با توجه به احاطه ای که به کتب آسمانی و مذاهب گذشتگان داشته اند، این جمله رسا را در غدیر خم اعلام فرمودند: «اَلا اِنَّهُ قَدْبَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ بَیْنَ یَدَیْهِ؛ آگاه باشید که تمامی گذشتگان به [ظهور] او بشارت داده اند.»

این جمله نشان می دهد که در کتب ادیان گذشته صریح تر از آنچه موجود است، به آمدن حضرت مهدی علیه السلام اشاره شده و گذشت زمان و دست تحریف گران آن را تغییر داده است.

از مهم ترین دستاوردهای قیام مهدی علیه السلام

ظهور و قیام حضرت مهدی علیه السلام دستاوردها و برکات بی شماری برای بشریت دارد؛ از عدالت فراگیر و همه جانبه گرفته تا امنیت واقعی در ابعاد مختلف، و از پیشرفت شگرف علوم گرفته تا رشد عقلانی بشر و غیره.

یکی از مهم ترین دستاوردهایی که در خطبه غدیر مورد اشاره قرار گرفته، این امر است که در آن زمان با هر کس به اندازه استعداد، لیاقت و توان علمی او برخورد می شود. لیاقت محوری همه جانبه فقط در آن زمان تحقق خواهد یافت و در آن دوره است که نه کسی بیش از حق خود دریافت می کند و نه کم تر از آن.

حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله با توجّه به اهمیّت این دستاورد فرموده است: «اَلا اِنَّهُ قَسِیمُ [یَسِمُ] کُلِّ ذِی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَکُلِّ ذِی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ؛ هشدار که او هر صاحب فضلی را به اندازه ارزش و فضل او و هر نادانی را به اندازه نادانی اش تقسیم [و نشان] می کند.»

راستی از دیرینه ترین آرزوهای بشری لیاقت محوری بوده است؛ حتی آنانی که زیاده خواه هستند، در مواردی، تن به لیاقت محوری می دهند و فطرت و وجدان آنان نیز همواره آنها را به این موضوع ترغیب و تشویق می کند.

جمع بندی سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر نشان می دهدکه حضرت آینده بس روشنی را برای بشر ترسیم کرده و رئوس و کلیّات اوصاف و برنامه های حضرت مهدی علیه السلام را به زیبایی ترسیم و تبیین نموده است.

منبع :مبلغان – آذر و دی 1386، شماره 98 –

اُوَیـْس  قـَرَنـى

اویس، میراث دار ارزش ها

اویس بن عامر قَرَنی، از پارسایانِ نامدار صدرِ اسلام، مُلَقب به «سیّدُ التابعین» و از اصحاب و حواریون حضرت علی علیه السلام بود. وی در قَرَن، از نواحی یمن دیده به جهان گشود و زمانی که خبر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به او رسید، ایمان آورد. اویس به دلیل پرستاری از مادر پیر و ناتوانش، موفق به زیارت ظاهری پیامبر اسلام نشد، ولی پیامبر او را «نَفَسُ الرحمان» نامید و فرمود: «من از سوی یمن، بوی خدا می شنوم». او سرانجام در جنگ صفین، به یاری حضرت علی علیه السلام شتافت و در نبردی سخت با سپاهیان معاویه، به درجه والای شهادت نایل آمد.

سفر اویس برای دیدار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

مادر اویس، پیرزنی ناتوان، بیمار و نابینا بود. اویس به حکم فطرت و هم چنین فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله به نیکی و مهربانی با والدین، مراقب مادر بود. هنگامی که شوق دیدار پیامبر نور و رحمت، سرتاسر وجودش را فراگرفته بود، بر خویش واجب دانست با اجازه مادر،برای دیدار پیامبر به مدینه سفر کند. مادر که کسی جز اویس نداشت و نیازمند پرستاری بود، گفت: اگر پیامبر در مدینه نبود، توقف نکن و زود بازگرد.

اویس با شور و شوق دیدار پیامبر به مدینه سفر کرد. وقتی به مدینه رسید، با خبر شد که پیامبر به سفر رفته است. او که می دانست پیامبر راضی نیست برای دیدارش به مادری بی احترامی شود، آخرین نگاه را به خانه گلین پیامبر دوخت و با سختی از شهر پیامبر خارج شد. هنگامی که پیامبر به مدینه بازگشت، به او عرض کردند: شتر چرانی از یمن به نام اویس به این جا آمد و به شما سلام رسانید و بازگشت. پیامبر فرمود: «آری، این نور اویس است که در خانه ما هدیه گذاشته و خود رفته است».

اویس در آغوش اسلام

خاندان اویس قرنی در سرزمین یمن می زیستند. در سال دهم هجرت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام را به قصد تبلیغ اسلام به سوی یمن فرستاد. آن حضرت، مردم یمن را به اسلام دعوت کرد و مردم، گروه گروه دعوت حق را پذیرفتند و اویس قرنی هم که مشتاق نورِ معرفت و هدایت بود و تاریکی جهل و نادانی برای او آزار دهنده می نمود، با شور و اشتیاق بسیار به اسلام گروید و خالصانه ندا برآورد: اشهدُ اَنْ لا اِله اِلا اللّه و اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدا رسولُ اللّه . لبیک یا محمد! اینک من باتمام وجود، وارد وادی اسلام می شوم. لبیک یا محمد! با تو پیمان می بندم که تا بند بندِ وجودم از هم نپاشد، وفادار تو باشم. لبیک یا محمد! هیچ گاه تو را ندیده ام، ولی پیام دل نشین و کلام نورانی تو را با گوش جان شنیده ام. این گونه بود که اویس به آغوش اسلام پناه آورد و به سرمنزل کمال، رهنمون شد و یکی از بهترین مُبلّغان اسلام گردید.

اویس در نگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

اویس قرنی، یکی از سپیدرویان تاریخ است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در گرامی داشت او سخن ها گفته است. آن حضرت در حدیثی، اویس را دوست و یار خود و یکی از بهترین و نیکوکارترین تابعین معرفی می کند. بارها پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به دیدار اویس اظهار اشتیاق می کرد و می فرمود: «هر کس او را ببیند، سلام مرا به او برساند». ایشان گاه رو به جانب یمن می کرد و می گفت: «من نسیم خدایی را از سوی یمن می بویم». سلمان فارسی پرسید: ای رسول خدا، این شخصی که بوی خوش او را از یمن می بویی، کیست؟ پیامبر فرمود: «در یمن شخصی است به نام اویس قرنی که در روز قیامت محشور می شود و جمعیت بسیاری را به تعداد افراد و قبیله پرجمعیتِ ربیعه و مُضرّ، شفاعت می کند».

سیمای ظاهری اویس در کلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به یاران خویش امر فرمودند که هر یک از شما اویس قرنی را ملاقات کرد، سلام مرا به او برساند و از او درخواست استغفار کند. اصحاب از وی پرسیدند: یا رسول اللّه ، اویس قرنی کیست؟! پیامبر نشانه های وی را این گونه بیان کرد: «اویس چشمان سیاه مایل به کبودی دارد و بین دو کتف او، اثر ماه گرفتگی است. گندم گون بوده و چانه اش کشیده و قامتش معتدل است. … قرآن تلاوت می کند و اشکش همواره از خوف خدا جاری است. دو جامه کهنه دارد. در زمین گمنام است، ولی آسمانیان او را می شناسند. اگر به خدا قسم خورد، سوگندش پذیرفته است. روز رستاخیز به دیگر مردمان گفته می شود وارد بهشت شوید، ولی به اویس می گویند بمان و شفاعت کن. خداوند به تعداد دو قبیله ربیعه و مُضرّ، شفاعت او را می پذیرد».

زهد و آزادگی

اویس قرنی، مانند گنج گران بهایی که در اعماق زمین قرار گیرد، در محیط زندگی خود ناشناخته بود، ولی از آن جا که هر گنجی روزی کشف می شود، اویس نیز توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به همه مسلمانان معرفی شد. بارها پیامبر صلی الله علیه و آله به دیدار اویس اظهار اشتیاق می کرد و می فرمود: «هر کس او را ببیند، سلام مرا به او برساند». گفتند: یا رسول اللّه ، اویس قرنی کیست که این گونه از او یادمی کنی؟! پیامبر پاسخ داد: «او با وجود عظمت و شخصیتی که دارد، در نظر شما فردی عادی است. اگر از میان شما غایب گردد، هرگز سراغ او را نمی گیرید و اگر در انجمن شما حاضر شود، به او اهمیت نمی دهید. او در پیشگاه الهی مقامی بزرگ دارد، به طوری که در روز رستاخیز، در سایه شفاعت او، دو قبیله به بهشت می روند. او مرا نمی بیند ولی به آیین من ایمان می آورد و سرانجام در رکاب علی در جنگ صفین کشته می شود».

اویس از حواریون حضرت علی علیه السلام در قیامت

اویس قرنی آن قدر لیاقت و عظمت داشت که حضرت علی علیه السلام در جنگ صفین به انتظارش نشسته، از او ستایش می کند. او تنها یکی از یاران معمولی علی علیه السلام نبود، بلکه از حواریون آن حضرت به شمار می رفت. پیشوای هفتم، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند:«روز رستاخیز منادی الهی ندا می دهد که حواریون محمّد که از پیروی او دست نکشیدند و بر سر پیمان خود باقی ماندند، کجا هستند؟! در این هنگام، چهره های درخشانی مانند سلمان، ابوذر و (مقداد) از جا برمی خیزند و خود را معرفی می نمایند. بار دیگر منادی ندا می دهد: حواریون علی کجا هستند؟! در این هنگام، گروهی از یاران برجسته امیرمؤمنان، علی علیه السلام مانند محمد بن ابی بکر، میثم تمار و اویس قرنی برخاسته و از دیگران مشخص می گردند».

اویس در میان اجتماع

اویس قرنی، زاهدی گوشه گیر و دور از اجتماع نبود؛ بلکه زهد او، در عشق به خدا و وارستگی از دل بستگی های مادّی و دل سوزی به حال محرومان اجتماع جلوه گر می شد. او خود را در برابر خدا و اجتماع مسئول و متعهد می دانست و در دفاع از حق و رسیدگی به حال نیازمندان، از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید. اویس در پاسخ شخصی که از حال او پرسید، گفت: سوگند به خدا، مرگ و اندوه و رنج های آن، و بیم از روز رستاخیز، برای فرد با ایمان، جای خوشحالی باقی نگذاشته، پرداخت حقوق الهی برای ما، درهم و دیناری، نیندوخته و طرفداری از حق و حقیقت، یک نفر دوست در میان مردم برای ما به جای نگذاشته است؛ زیرا وقتی آن ها را به نیکی ها دعوت نموده و از بدی ها نهی می کنیم، از ما می رنجند و به هزار عیب و گناه متهم می کنند. عدّه ای مردم بی ایمان هم در این کار با آن ها همکاری می کنند، ولی هرگز اینان نمی توانند مانع مبارزه ما برای احقاق حق و نابودی باطل گردند».

اویس و ساده زیستی

اویس قرنی در زندگی خویش، عارفی زهد پیشه بود. او به تلاش برای معاش، به عنوان عبادت می نگریست و با سستی، تنبلی و تن پروری مبارزه می کرد. او گاه شتربان بود و زمانی هسته های خُرما را جمع می کرد و شب هنگام آن را می فروخت و از دسترنج خویش، زندگی ساده ای را برای خود و مادر ناتوانش فراهم می آورد و باقی مانده دستمزدش را نیز در راه خدا انفاق می کرد. اویس دیگران را به خود ترجیح می داد و گاه لباسش را به نیازمندان می بخشید. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره ایثار اویس می فرماید: «در میان اُمّت من، کسانی هستند که به دلیل نداشتن لباس نمی توانند در مسجد حاضر شوند و ایمانشان به آن ها اجازه نمی دهد که از مردم تقاضا کنند؛ از شمار آن ها، اویس قرنی و فرات بن حیان هستند».

همنشینی با قرآن در کلام اویس

اویس قرنی درباره اثراتِ هم نشینی با قرآن می گوید: «هیچ کس با قرآن همدم نمی شود، مگر آن که وقتی برخاست، بر کمالش افزوده گردید یا از کوردلی و انحرافش کاسته شد. قرآن، مایه شفا و رحمت مؤمنان است، ولی برای ستمگران، چیزی جز زیان و خسارت نیست». از دیدگاه اویس، قرآن برای مؤمنان عامل رشد و قوّت و کمال است و برای ستمکاران، زمینه ساز ضعف و تباهی و شکست می شود. اویس، بهترین همدم و مونس خویش را قرآن کریم قرار داده بود و آن گاه که رسول اکرم صلی الله علیه و آله نشانه های اویس را برمی شمرد، چنین فرمود: «اویس قرآن می خواند و بر خویش می گرید».

تقسیم بندی مردم به سه گروه

روزی اویس قرنی در مجلسی که جمعی حضور داشتند، آن ها را موعظه می کرد و می گفت: «کسانی که در این مجلس هستند، سه گروه اند: مؤمن آگاه، مؤمن ناآگاه و منافق.

مؤمن آگاه همانند بارانی است که بر درخت با نشاط میوه دار می بارد و باعث زیبایی و طراوت آن می شود. مؤمن ناآگاه مانند بارانی است که بردرخت بی میوه می بارد و موجب افرایش طراوت و زیبایی آن و سرسبزی شاخ و برگش می گردد. منافق هم مانند بارانی است که برگیاه خشک و شکسته می بارد و باعث خُرد شدن و متلاشی شدن آن می گردد».

دنیای ناپایدار در کلام اویس

اویس قرنی در سخنی خطاب به «هَرم بن حیّان» مرگ را پدیده ای همگانی معرفی می کند: « ای هَرم بن حیّان، می بینی که انسان ها یکی پس از دیگری از دنیا می روند. پیامبر که اشرفِ مخلوقات است، از این جهان سُست بنیاد رفت. پدرت آدم نیز مُرد. مادرت، حوّا هم مُرد. نوح، پیامبر خدا نیز مُرد. ابراهیم، خلیل اللّه هم مُرد. حضرت موسی و داوود خلیفه الرحمن نیز از این جهان رخت بربستند. من و تو هم فردا جزء مردگانیم. فریفته دنیا مشو. خود را دریاب و آماده مرگ باش و برای این سفر دور، مرکب راه تهیه کن که سفری بس دراز در پیش داری. تو نیز مردم را از عذاب الهی بترسان؛ مبادا از دین خارج شوی». بعد در ادامه گفت: «ای هرم، آن گاه که می خوابی، مرگ را بالش خویش گردان و هنگامی که برمی خیزی، مرگ را پیش روی خود قرار ده».

نصایح اویس

مردی از اویس قرنی درخواست موعظه و نصیحت کرد. اویس به او گفت: «تو را به کتاب خدا قرآن، و به سنّت رسولان و به صالحِ مؤمنان، علی علیه السلام سفارش می کنم. بر توباد که یاد مرگ را فراموش نکنی و به اندازه چشم بر هم زدنی قلبت را از یاد خدا غافل نگذاری. خیرخواه امت باش و از جدایی از گروه مسلمانان [و انزوا] بپرهیز که موجب جدایی از دین خواهد شد، در حالی که به نتیجه شوم جدایی از دین آگاهی نداری و در اثر این جدایی، وارد دوزخ می گردی».

در جستجوی فضیلت

اویس قرنی، سخنی حکمت آمیز برای رسیدن به فضیلت دارد. او می گوید: «چه نیکوست ایمان که آن را علم بیاراید، و چه نیکوست علم که آن را عمل بیاراید و چه نیکوست عمل که آن را حلم بیاراید و چه نیکوست حلم و صبر که به علم آمیخته گردد». آری از دیدگاه اویس، آمیختن علم و ایمان، علم و عمل، عمل و حلم و در نهایت حلم و علم به آدمی فضیلت می بخشد.

اویس در کلام سیّد حیدر آملی

سیّد حیدر آملی، از عُرفای قرن هشتم هجری، درباره مقام عرفانی اویس قرنی می نویسد: «به دلیل قدر و منزلت اویس قرنی رحمه الله و هم چنین آگاهی کشفی وذوقی او بر اسرار الهی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که از جهت ظاهر و یا باطن، از طرف یمن، رایحه های شریفِ اویس را استشمام می کرد، چنین می فرمود: من نسیم و رایحه رحمانی را از طرف یمن می بویم».

اویس در کلام سنایی غزنوی

سنایی غزنوی، شاعر و عارف معروف قرن ششم هجری، با طبعی لطیف، اشعاری ظریف درباره اویس قرنی سروده است:

برگ بی برگی نداری، لافِ درویشی مَزَن رخ چو عیّاران نداری، جان چون نامردان مَکَن
یا برو هم چون زنان، رنگی و بویی پیش گیر یا چو مردان اندر آی و گوی در میدان فکن
سال ها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن
قرن ها باید که تا از پشتِ آدم، نطفه ای بایزید اندر خراسان یا اویس اندر یمن

اویس در کلام مولوی

مولانا جلال الدین محمدبلخی، عارف و شاعر مشهور قرن هفتم، به این کلام نورانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که «من نفس الهی را از طرف یمن استشمام می کنم» اشارتی دارد:

که محمد گفته بر دست صبا از یمن می آیدم بوی خدا
بوی رامین می رسد از جان ویس بوی یزدان می رسد هم از اویس
از اویس و از قَرَن بوی عَجَب مرنبی را مست کرد و پرطَرَب
چون اویس از خویش فانی گشته بود آن زمینی آسمانی گشته بود
آن کسی کز خود به کُلّی درگذشت این منی و مایی خود در نوشت

اویس قرنی و چاووش علوی

روزی اویس قرنی در کنار آب فُرات وضو می گرفت، آواز طبلی به گوش وی رسید. پرسید: این چه صدایی است؟ گفتند: سپاه علی مرتضی به جنگ معاویه می رود، چاووش است که مردم را به صحنه نبرد دعوت می کند و صدا، صدای طبل سپاه علی است. اویس گفت: هیچ عبادتی نزد من برتر از یاری و پیروی حضرت علی علیه السلام نیست. آن گاه برای یاری و همراهی مولایش به سوی سپاه امیرالمؤمنین حرکت کرد، به امید ملاقات مولا علی علیه السلام در قلّه جهاد و شهادت، و برای چشیدن طعم لبخند علوی.

امام علی در انتظار اویس

سپاه حضرت علی علیه السلام برای جنگ با معاویه، از کوفه به سوی شام حرکت کرد. امیرمؤمنان علی علیه السلام در راه رفتن به صفین، به منطقه ای به نام ذی قار رسید و در آن جا توقف کرد و فرمود: امروز از سوی کوفه، هزار نفر بدون کم و زیاد به سوی من می آیند و تا پای جان با من بیعت می کنند. عبداللّه بن عباس، پسرعموی آن حضرت، می گوید: من شروع به شمارش کسانی که برای بیعت می آمدند، کردم. تعداد به ۹۹۹ نفر رسید و کس دیگری نبود، گفتم: اِنّا للّه و اِنّا الیه راجعون، چه باعث شد که حضرت چنین گوید؟! ناگاه مردی پشمینه پوش و سلاح به دوش دیدم که از سمت کوفه می آید. او به حضور امیرمؤمنان رفت و عرض کرد: دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم. علی فرمود: با من بر چه چیزی بیعت می کنی؟! گفت: بیعت بر شنیدن سخنانت و پیروی از دستوراتت و جنگیدن در رکابت تا مرگم فرا رسد، یا این که خداوند پیروزی نصیبت گرداند. علی فرمود: نامت چیست؟ او گفت: اویس قرنی. علی فرمود: «اللّه اکبر! رسول خدا به من خبر داد که مردی از امتش را ملاقات می کنم که به او اویس قرنی گفته می شود. او از حزب خدا و رسول خداست. مرگش شهادت است و در آخرت، به تعداد دو قبیله ربیعه و مُضرّ شفاعت می کند».

پیوستن یکی از سپاهیان شام به سپاه عراق به خاطر اویس

پیوستن اویس قرنی به سپاه امیرمؤمنان علی علیه السلام در جنگ صفین، باعث شادمانی علی علیه السلام و یارانش شد. ورود اویس به جبهه حق بر ضدّ باطل، حتّی در لشکریان معاویه نیز تأثیر گذاشت، تا آنجا که در نخستین روز نبرد، یکی از جنگجویان سپاه معاویه از سپاهیان امام علی علیه السلام پرسید: آیا اویس قرنی در لشکر شماست؟! جواب داده شد: آری، از او چه می خواهی؟! گفت از رسول خدا شنیدم که فرمود: اویس قرنی از بهترین تابعین، یعنی مسلمانان بعد از اصحاب پیامبر است. این را گفت و بی درنگ وارد سپاه حضرت علی علیه السلام شد.

شهادت اویس در جنگ صفین

در جنگ صفین، اویس قرنی، این پیرمرد شیردل، قهرمان میدان عرفان و جهاد، پیش تاز مبارزه شد و به استقبال مرگ در راه خدا رفت. او سال ها در جهاد اکبر پیروز و سربلند بود و حال به میدانِ جهاد اصغر آمده است. اویس در نیایش به درگاه الهی، چنین دعا می کرد: «خدایا، شهادتی ارزانی ام کن که برایم بهشت را به ارمغان آورد». وی در رکاب حضرت علی علیه السلام جرعه جرعه شربت شهادت نوشید و عارفانه و خالصانه به معراج عشق رفت. حضرت علی علیه السلام بر جنازه اویس نماز خواند و او را دفن کرد و روی تربتش نشست و به یاد اویس گریست».

مرقد و مزار اویس

مرقد اویس قرنی، در سمت چپ قبر عمار یاسر، در شهرِ رقّه سوریه قرار دارد. مزار شریف او،دارای گنبد و بارگاه و حرم کوچک و صحن است و در روی سنگی که نصف روی قبر را گرفته و در ناحیه سر روی قبر قرار دارد، به خط کوفی نام اویس نوشته شده است. کسانی که از شهر رقّه به شام می روند و کنار مرقد مطهّر اویس می ایستند، به یاد زندگی بی آلایش او و زهد راستینش، و به یاد خاطره جانبازی او در رکاب مولایش علی علیه السلام می افتند و بی اختیار سرشک از دیده می ریزند. سلام و درود بر توای اویس قرنی، ای شهید جانباز خدا، ای مجاهد مخلص، و ای بنده پاک حریم کبریایی.

 

منبع:گلبرگ – فرودین ۱۳۸۴، شماره ۶۱ – یار یمنی(درگذشت اویس قرنی)