پرستاری

نوشته‌ها

زنان و نهضت‏ حسینى

 اشاره:

کوثر زلال «عاشورا» در متن زندگى شیعه و در عمق باورهاى پاک او جریان داشته و در طول چهارده قرن سیراب کننده جانها بوده است. اینک نیز عاشورا پرگارى است که عشق را ترسیم مى کند و کانونى است که ارزشها، احساسها، عاطفه ها، خردها و اراده ها برگردش مى چرخند. بى شک، محتوا، انگیزه ها، اهداف و درسهاى آن، حماسه عظیم فرهنگى ناب و الهام بخش را تشکیل مى دهد. در این نوشته مختصر به نقش زنان در نهضت حسینی اشاره شده است.

 

از اینرو در حوزه وسیع تشییع و دلباختگان اهل بیت، پیروان عترت همه با «فرهنگ عاشورا» زیسته اند و براى آن جان باخته اند. آنان در آغاز تولد کام نوزاد را با تربت سیدالشهدا (ع) و آب فرات بر مى دارند و هنگام خاکسپارى، تربت کربلا را با میت همراه مى کنند.آنان از روز ولادت تا هنگامه مرگ به حسین بن على(ع) عشق مى ورزند و براى شهادتش اشک مى ریزند و این مهر مقدس، با شیر وارد جان مى شود و از جان به در نمى رود.

عاشورا از دیرباز تجلى گر روز درگیرى حق و باطل و روز فداکارى و جانبازى در راه دین و عقیده، شناخته شده است. حسین(ع) در این روز با یارانى اندک ولى با ایمان و صلابت و عزتى بزرگ و شکوهمند، با سپاه سنگدل و بى دین کومت ستم یزیدى به مقابله برخاست و کربلا را به صحنه همیشه زنده عشق خدایى و آزادگى مبدل ساخت.

عاشورا اگر چه یک روز بود، اما دامنه تاثیر آن تا ابدیت کشیده شد و چنان در عمق دلها اثر گذاشته است که همه ساله دهه محرم و به ویژه روز عاشورا، اوج عشق و اخلاص نسبت به معلم حریت و اسوه جهاد و شهادت، حسین بن على(ع) مى گردد و حتى غیر شیعیان نیز در مقابل عظمت آن آزادمردان سر تعظیم فرود مى آورند.

عاشورا نشان دهنده معناى «حسین منى و انا من حسین » بود که دین رسول خدا با خون سید الشهدا آبیارى شد و به تعبیر امام خمینى(ره) عاشورا، قیام عدالت خواهان با عددى قلیل و ایمان و عشقى بزرگ در مقابل ستمگران کاخ نشین و مستکبران غارتگر بود. (۱) و اگر عاشورا نبود، منطق جاهلیت ابوسفیانیان که مى خواستند قلم سرخ بر وحى و کتاب بکشند و یزید، یادگار عصر تاریک بت پرستى که به گمان خود با کشتن و به شهادت کشیدن فرزندان وحى امید داشت اساس اسلام را بر چیند و با صراحت و اعلام «لا خبر جاء و لا وحى نزل » بنیاد حکومت الهى را بر کند نمى دانستیم بر سر قرآن کریم و اسلام عزیز چه مى آمد. (۲)

حماسه عاشورا را زنان و مردانى ساختند که مرگ سرخ و شهادت را بر زندگى ذلت بار ترجیح دادند تا گلواژه آزادى و آزادگى همواره در تاریخ سبز بماند.

در این حماسه خونین بیشتر به نقش آفرین مردان و یارانى که در رکاب حضرت به فوز عظیم شهادت نایل شدند توجه شده است و نقش زنان کمتر مورد توجه بوده است. تنها در حماسه عاشورا از اسوه صبر و مقاومت زینب کبرى (س) و نقش وى در پیام رسانى صحبت شده است و نقش دیگر زنان حماسه شعور و شرف و آزادگى مورد غفلت واقع شده است، از این رو در این مقاله به معرفى اجمالى زنان حماسه ساز در نهضت عاشورا مى پردازیم.

بدون تردید در طول تاریخ اسلام و به ویژه تشییع زنان از سهم بسزایى برخوردار بوده اند و عاشورا نیز برهه اى از همین تاریخ سراسر صبر و ایثار و مقاومت و خودآگاهى است. زنان مسلمانان از بدو تولد اسلام به جهانیان نشان دادند که از آگاهى و شناخت و شعور برخوردارند و بر خلاف آنچه سردمداران دفاع حقوق زن مى پندارند، زن مسلمان نه عروسک حرم سرا و نه موجودى به دور از واقعیتها و مسایل اجتماعى و سیاسى و نظامى است و تاریخ عاشورا بیانگر این واقعیت است، چنانکه زمانى که افرادى چون عمر سعد در انتخاب صراط مستقیم راه را گم کردند و افرادى چون زهیر بن قین که در یارى امام دچار تردید شده بودند، زنانى چون دلهم ( همسر زهیر ) شوهرش را به یارى امامش دعوت کرد و او را از تنگناى امتحان سرفراز بیرون آورد. نیز زنانى چون ام وهب و بانوى غیریه قاسطیه که شجاعت در رکابشان مردانگى آموخت.

در حقیقت نقش زنان در حماسه عاشورا همچون خود عاشورا جاوید خواهد ماند و آنان براى همیشه تاریخ بر بار شیعه بهترین الگوى ایمان و ایثار و اخلاص و فداکارى خواهند بود.

زنان در عاشورا

نقش زنان در حادثه خونبار عاشورا از ابعاد گوناگونى برخوردار است که به بعضى از آنها اشاره مى شود:

۱. مشارکت در جهاد

شرکت در جبهه پیکار و همدلى با نهضت مردانه امام حسین(ع) و مشارکت در ابعاد مختلف آن، از جلوه هاى این حضور است. از همکارى طوعه در کوفه با نهضت مسلم و همراهى همسران برخى از شهداى کربلا گرفته تا اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه کوفه به جنایتهاى شوهرانشان مثل خولى نمونه هایى از این دست است.

۲. آموزش صبر

روحیه مقاومت و تحمل زنان در مقابل شهادت مردان اسلام در کربلا از درسهاى نهضت عاشورا بود که اوج این صبورى در رفتار زینب کبرى ( س) جلوه گر شد. آموزش صبر و مقاومت حماسه عاشورا در زنان آگاه و مبارز متجلى شده و در طول جنگ تحمیلى زنان مبارز و فداکار انقلاب اسلامى ایران نشان دادند که آموزش صبر و مقاومت را از شیر زنان کربلا به خوبى آموخته اند.

۳. پیام رسانى

افشاگرى جنایات یزیدیان چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت به مدینه، به معناى پاسدارى از خون شهدا بود. افشاگرى بانوان به دو صورت، خطبه و گفتگوهاى پراکنده صورت پذیرفت، و اگر پیام رسانى زینب کبرى(س) و بقیه زنان نبود، امروز حماسه عاشورا به این روشنى براى شیعه تجلى نمى کرد و چه بسا آن واقعه عظیم عقیم مى ماند.

۴. روحیه بخشى

یکى از مسایل مهمى که در هر جنگى مورد توجه بوده است، روحیه جنگاوران است و زنان این مهم را بر عهده داشتند چه در جنگهاى صدر اسلام و چه در جنگهاى دیگر.

در کربلا نیز حضور تشویق آمیز زنان در جبهه به رزمندگان روحیه مى بخشید و همسران و مادران شهدا آنها راتشویق به یارى امام معصوم مى کردند، مانند ام وهب که خودش وارد میدان شد و با سر جگرگوشه اش یکى از یزیدیان را به هلاکت رساند و این روحیه بخشى بعد از چهارده قرن در هشت سال مقاومت جنگ ایران علیه کفر باعث شد که زنان ایرانى درسى را که از زینب(س) و زنان عاشورا گرفته بودند، به نحو احسن باز پس دهند.

۵. پرستارى

رسیدگى به بیماران و مداواى مجروحان از دیگر نقشهاى زنان در جبهه ها، از جمله در حماسه عاشورا است.نقش پرستارى و مراقبت حضرت زینب (س) از امام سجاد(ع) یکى از این نمونه هاست.

۶. مدیریت

بروز صحنه هاى دشوار و بحرانى، استعدادهاى افراد را شکوفا مى سازد. نقش حضرت زینب (س) در نهضت عاشورا و سرپرستى کاروان اسرا، درس مدیریت در شرایط بحران را مى آموزد. وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت، هدایت کرد و با هر اقدام، خنثى کننده نتایج عاشورا از سوى دشمن مقابله کرد و نقشه هاى آنان را خنثى ساخت.

۷. حفظ ارزشها

درس دیگر زنان قهرمان در کربلا، حفظ ارزشهاى دینى و اعتراض به هتک حرمت خاندان نبوت و رعایت عفاف و حجاب در برابر چشمهاى آلوده بود. زنان اهل بیت، با آنکه اسیر بودند و لباسها و خیمه هایشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض دید تماشاچیان بودند، اما اعتراض کنان، بر حفظ عفاف تاکید مى ورزیدند. ام کلثوم در کوفه فریاد کشید که آیا شرم نمى کنید براى تماشاى اهل بیت پیامبر جمع شده اید؟ وقتى هم در کوفه در خانه اى بازداشت بودند، زینب اجازه نداد جز کنیزان وارد آن خانه شوند. در سخنرانى خود در کاخ یزید نیز به گرداندن، شهر به شهربانوان،اعتراض کرد و فرمود: «آمن العدل یابن الطلقاء تخد یرک حرائرک و امائک و سوقک بنات رسول الله سبایا قد هتکت ستورهن و ابدیت وجوههن یحدوبهن الاعداء من بلد الى بلد و یستشرفهن اهل المناهل و المکاتل و یتصفح وجوههن القریب و البعید و الغائب و الشهید»

اى پسر آزاد شده، آیا در پشت پرده قرار دادن زنان و کنیزان خود و جلو انداختن دختران رسول خدا به صورت اسیر از عدل است. تو پرده آنان را دریدى، چهره هایشان را آشکار ساختى، از شهرى به شهرى مى رانى، رهگذران و بام نشینهابه تماشایشان مى ایستند و آشنا و بیگانه و حاضر و غایب به سیماى آنان خیره مى شوند.

۸. تغییر ماهیت اسارت

آنان اسارت را به آزادى تبدیل کردند و در قالب اسارت، به اسیران واقعى درس حریت و آزادگى دادند و مفهوم اسیر در اذهان را به گونه اى دیگر تغییر دادند.

۹. عمق بخشیدن به بعد عاطفى و تراژدیک کربلا

گریه ها، شیونها، عزادارى بر شهدا و تحریک عواطف مردم به ماجراى کربلا عمق بخشید و بر احساسات تاثیر گذاشت و از این رهگذار ماندگارتر شد.

پی نوشت:

۱. صحیفه نور. ج ۹. ص ۵۷

۲. همان. ج ۱۴. ص ۲۶۵ ، عوالم (امام حسین) ص ۳ و ۴ ، حیاه الامام الحسین، ج ۳، ص ۳۷۸.

منبع :ماهنامه کوثر شماره ۱۴

مرضیه مشکورى

از همسرت پرستارى کن

زن و شوهر همیشه به تعاون و اظهار محبت احتیاج دارند. لیکن این احتیاج در بعضى مواقع شدیدتر می‌شود. انسان در موقع گرفتارى و بیمارى، بیشتر از سایر اوقات احتیاج به دلجویى و پرستارى دارد. بیمار همان مقدار که به دکتر و دوا احتیاج دارد، به همان مقدار بلکه زیادتر به مراقبت و پرستارى احتیاج دارد. پرستار خوب با دلجویى و نوازش اعصاب، بیمار را آرامش می‌دهد و به زندگى امیدوارش می‌گرداند.
زن از شوهرش انتظار دارد که در موقع بیمارى به یاریش بشتابد و بهتر از پدر و مادرش از او پرستارى کند. نوازش‌ها و همدردی‌هاى او را ازعلائم صفا و محبت مى شمارد.
زنى که شبانه‌روز مانند یک کلفت در خانه زحمت می‌کشد، حق دارد از شوهرش انتظار داشته باشد که در موقع بیمارى به فریادش برسد و در معالجه‌اش کوشش نماید.
پول دوا و دکتر نیز یکى از مخارج رسمى زندگى و از نفقه‌هایى است که تامین آن بر مرد واجب است.
در بین مردها افرادى دیده می‌شوند که اصلا انصاف و وجدان وعاطفه ندارند. در موقعى که همسرشان سالم است حداکثر استفاده را از او مى‌برند، اما وقتى مریض شد، براى چند تومان که براى بهبود او می‌خواهند خرج کنند، هزار مرتبه جان می‌دهند! و اگر بیمارى او طول کشید یا مخارج بیشترى لازم داشت، او را به کلى رها می‌کنند. آیا رسم وفا و مردانگى همین است؟!
به نمونه زیر توجه فرمایید:
«زنى به نام… علیه شوهرش شکایت کرد که مدتها با بود و نبود شوهرم ساختم و با نهایت تلاش به او خدمت کردم؛ اما حالا که بیمار شده‌ام مرا از خانه بیرون کرده می‌گوید: زن بیمار نمى‌خواهم(۱)».
آقاى محترم! اگر به زندگى و خانواده‌ات علاقه دارى، وقتى همسرت بیمار شد و به طبیب و دوا احتیاج پیدا کرد، فورا او را نزد دکتر ببر. دواهاى لازم را برایش تهیه کن. دکتر و دواى تنها هم کافى نیست بلکه باید در یک چنین موقعى مانند پدر و مادر مهربان، از او پرستارى کنى. پدر و مادرش را رها کرده و بدان امید هستى‌اش را در اختیارت نهاده که از پدر و مادر برایش بهتر باشى. شریک زندگى، مادر اطفال، یار و غمخوار تو مى‌باشد. در موقع بیمارى، بیشتر از سابق اظهار محبت کن. از بیمارى و درد و ناله‌اش اظهار تاسف و همدردى کن دلداریش بده، به زندگى و بهبود امیدوارش کن. بر طبق دستور، دکتر غذایش را تهیه کن. اگر به غذا با میوه مخصوصى میل دارد و دکتر آنرا تجویز نموده به هر طور شده برایش تهیه کن. سعى کن دوا و غذا را با دست خودت به او بدهى، زیرا همین عمل، باعث دلخوشى و آرامش اعصاب او است.
بچه‌ها را آرام کن سر و صدا راه نیندازند. رختخوابت را نزدیک بسترش بینداز و در شب، کاملا مراقب او باش. گاهى که از خواب بیدار مى‌شوى اگر بیدار است، احوالش را بپرس. اگر از شدت درد خوابش نمى‌برد، سعى کن حتى القوه بیدار بمانى و اگر خواستى بخوابى، با یکى از فرزندانت یا پرستار دیگرى که دارى نوبت بگذار که همیشه یک نفرتان بیدار بماند و از بیمار مراقبت کند. مبادا از سر شب تا صبح، راحت بخوابى و همسرت از شدت درد بنالد.
اگر در یک چنین موقعى از همسرت کاملا پذیرایى و دلجویى نمودى، به زندگى دلگرم می‌گردد، به وفادارى و صمیمیت تو اطمینان پیدا می‌کند، محبت و علاقه‌اش زیادتر می‌شود. وقتى از بستر بیمارى برخاست، بیشتر از سابق در خانه‌ات زحمت می‌کشد. محبت‌ها و نوازش‌هاى تو را هرگز فراموش نمى‌کند و اگر بیمار شدى، کاملا از تو پرستارى و دلجویى خواهد کرد.
پیغمبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهترین شما کسى است که براى اهل بیتش، خوبتر باشد و من نسبت به خانواده‌ام از همه بهتر هستم(۲).
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس براى بر آوردن حاجت بیمارى کوشش کند، موفق شود یا نه، از گناهانش خارج مى‌شود مانند روزى که از مادر متولد شده است. یکى از انصار عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت یارسول الله! اگر مریض از اهل بیتش باشد، آیا ثواب زیادترى ندارد؟ فرمود: چرا(۳).

پی‌نوشت‌ها

۱-اطلاعات ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۱،
۲-وسائل ج ۱۴ ص ۱۲۲
۳-وسائل ج ۲ ص ۶۴۳

منبع:امینی، ابراهیم؛ (۱۳۶۷)، آئین همسرداری یا اخلاق خانواده؛ تهران؛ اسلامی، چاپ پانزدهم.

نحوه نگهداری از پدر و مادر سالخورده

مطمئناً روزی می‌آید که پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگتان، به شما نیاز پیدا می‌کنند. وقتی این زمان می‌رسد، ممکن است قبول نکنند که به شما یا هر کس دیگری نیازمند شده اند اما در واقعیت، آنها واقعاً به کسی نیاز دارند درست مثل زمانی می‌ماند که شما بچه‌ای کوچک بودید و به آنها نیاز داشتید: برای دستشویی و حمام رفتن، غذاخوردن، لباس پوشیدن، و امثال این. شاید آن روزها را به خاطر نیاورید اما مطمئناً می‌دانید که آن روزها وجود داشتند.

پدرو مادر یا پدربزرگ و مادربزرگتان (کسانی که بزرگتان کردند، به شما غذا دادند، از شما مراقبت کردند، برایتان سرپناهی امن فراهم کردند،به شما عشق دادند و از شما حمایت کردند، …) روزی پیر می‌شوند و به شما نیاز پیدا می‌کنند. آماده اید؟ آیا می‌دانید باید چکار کنید؟

نکته مهم (اگر تصمیم می‌گیرید که خودتان را از این اتفاق طبیعی دور کنید) این است که باید بهترین آسایشگاه سالمندان یا بهترین پرستار را همراه با تسهیلات لازم در خانه خودتان برای آنها فراهم کنید. اما اگر شما هم مثل من تصمیم می‌گیرید که خودتان از والدین یا پدر و مادربزرگتان مراقبت کنید، داستان کاملاً متفاوت می‌شود. در این صورت نه تنها به چیزهای زیادی نیاز پیدا می‌کنید بلکه به گستره‌ای از احساسات و عواطف و توانایی ارجح دانستن کسی نسبت به خودتان هم نیاز پیدا خواهید کرد.

۱) یادتان باشد که این آنها هستند که شما را آنچه هستید کرده اند. آنها حداقل ۵ تا ۱۰ سال همه نیازهای ریز و درشت شما را برآورده کرده اند. پوشکتان را عوض کرده اند، حمامتان کرده اند، برایتان لالایی خوانده اند که بخوابید، نیمه شب که گریه می‌کردید از خواب بیدار شده اند و نیازتان را برطرف کرده اند و خیلی خیلی چیزهای دیگر. کمی به آن فکر کنید.

۲) این واقعیت را در نظر بگیرید که آنها احتمالاً بدون تجملاتی مثل تفریح و مسافرت؛ مبلمان جدید، جدیدترین مد لباس، بهترین وسیله نقلیه، و امثال این همه این کارها را برایتان کرده اند. آنها همه آنچه داشته اند را برای شما گذاشته اند.

۳) یادتان نرود که بدون آنها اصلاً وجود نداشتید. آنها بودند که انتخاب کردند شما به دنیا بیایید. چه چیز بهتر از این عشق را به شما نشان می‌دهد؟

۴) به این فکر کنید که چقدر زندگی که خودشان داشتند نسبت به زندگی که برای شما ساختند سخت تر و متفاوت بوده است. خیلی طبیعی است که پدر و مادر همیشه بهترین چیز را برای فرزندشان نگه دارند اما آیا واقعاً اینها را می‌فهمید و قدردان آن هستید؟

۵) والدین یا پدر و مادربزرگ شما، فداکاری های زیادی در زندگیشان کردند تا بتوانید زندگی بهتری داشته باشید. فکر نمی‌کنید شما هم باید همین کار را برای آنها بکنید؟ چطور می‌توانید همه آنچه که به شما دادند را به آنها برگردانید؟ اگر تصمیم بگیرید که آنها را به یک آسایشگاه سالمندان بسپارید باید همه تلاشتان را بکنید که بهترین مکان را برای آنها انتخاب کنید. حتماً مرتب به آنها سر بزنید (حداقل هفته یک یا دو بار)، برای آنها وقت بگذارید، نیازهایشان را فراهم کنید و … اگر تصمیم می‌گیرید که آنها را در خانه خودتان نگه دارید، دقت کنید که همه مایحتاجشان را فراهم کنید (ویلچر، تخت بیمارستانی، پرستار، رژیم غذایی مناسب، ورزش کافی و …). یادتان باشد که آنها خیلی بیشتر از شما رنج می‌کشند اما به زبان نمی‌آوند. آنها تلاش زیادی برای راحتی شما در طول زندگیشان کرده اند و حداقل حقشان این است که زندگی را در دوران پیری برایشان فراهم کنید که سالهای آخر عمرشان را در راحتی بگذرانند. و برای آن درصد کم از کسانی که این مقاله را می‌خوانند و فکر می‌کنند، “والدین یا پدر و مادربزرگ من هیچ کاری برای من نکردند” یا “آنها زندگی توام با بدبختی برای من فراهم کردند” یا “وقتی بچه بودم خیلی کارهای بیشتری می‌توانستند برایم بکنند” و امثال اینها، باید بگویم که این را در نظر بگیرید شما به خاطر “عشق و حمایت بی‌قید و شرط” آنها بوده که به اینجا رسیده اید پس با این که ممکن است احساس نکنید که چیزی به آنها بدهکارید، شاید باید شخص مهمتر و بهتری می‌شدید تا به آنها کمک می‌کردید. شاید به طریقی متفاوت یا در سطحی متفاوت باید آنها را بشناسید و یا شاید هم بالاخره بفهمید که چرا وقتی بچه بودید، آنها این انتخاب ها را کردند. اگر سعی نکنید الان به آنها نزدیک شوید . کمکشان کنید، دیگر هیچوقت این فرصت را پیدا نمی‌کنید. وقتی از این دنیا بروند دیگر نمی‌توانید پاسخی برای سوالات زیادی که در ذهنتان وجود دارد پیدا کنید.

از کی اینقدر پیر به نظر رسیدند؟ همیشه فکر می‌کردید که آنها همان شکلی هستند که وقتی دبیرستانی بودید بودند اما این طور نیست. یک روز نگاهتان به آنها افتاد و دیدید که چقدر پیر یا حتی مریض شده اند. همین وقت است که می‌فهمید باید از آنها مراقبت کنید درست مثل زمانی که آنها از شما مراقبت می‌کردند. این موقع است که باید برنامه ریزی کنید و زندگیتان را طوری تنظیم کنید تا بتوانید از آنها هم مراقبت کنید.

اولین کاری که باید انجام دهید این است که با پدر و مادرتان حرف بزنید تا ببینید برای آینده شان چه برنامه‌ریزی کرده اند. هیچکس دوست ندارد پیر و مریض شود تا دیگر قادر نباشد از خودش مراقبت کند اما گاهی اوقات در زندگی این اتفاق می‌افتد. وقتی متوجه شدید که این اتفاق برای پدر و مادرتان افتاده دیگر نباید با آنها درمورد آینده شان حرف بزنید. به این فکر کنید که آیا می‌توانید مسئول مراقبت از آنها و حفظ سلامتیشان باشید؟ در یک جمع خانوادگی درمورد این مسئله با آنها حرف بزنید و وقتی تصمیم گرفته شد که شما از آنها مراقبت کنید، باید زندگیتان را برای آن آماده کنید. ممکن است مراقبت از والدین تغییرات زیادی را در زندگیتان ایجاد کند.

وقتی پدر و مادرتان به خانه شما منتقل شوند، یعنی برای همه اعضای خانواده تغییراتی ایجاد می‌شود. اگر فکر می‌کنید که در سنی هستند که کس دیگری باید از آنها مراقبت کند، باید خانه و زندگیتان را برای این منظور مهیا کنید. همه اعضای خانواده باید خودشان را برای این تغییرات آماده کنند. شاید مجبور شوید دکوراسیون خانه را تا اندازه‌ای تغییر دهید تا فضای بیشتری باز شود یا شاید هم مجبور شوید برایشان پرستار بگیرید که خود به فضایی مناسب نیاز دارد. اگر قرار است که والدینتان را به آسایشگاه بسپارید بهتر است که به دنبال یک محل مناسب باشید. شما می‌خواهید آنها جایی باشند که هم شما و هم خودشان احساس راحتی کنید و بتوانید به راحتی به آنها سر بزنید. تا دقیقه آخر صبر نکنید تا مجبور شوید در جایی که پیش آمد آنها را بگذارید. با دقت بهترین مکان را برای آنها پیدا کنید که همه نیازهای آنها را برآورده کند. اگر بخاطر بیماری والدینتان می‌خواهند با شما زندگی کنند، همه وسائل آسایش و راحتی آنها را طوری که برای بیماریشان بهتر باشد مهیا کنید. نیازی نیست که این تغییرات یک شبه اتفاق بیفتد شما و خانواده تان می‌توانید از قبل برنامه ریزی کنید و خودتان را برای این مسئله آماده کنید. وقتی آخر کار تصمیم بر این شود که والدینتان دیگر نمی‌توانند از خود مراقبت کنند، برای هر دو شما به یک میزان سخت خواهد بود.

دیدن این که والدینمان پیر یا بیمار می‌شوند یکی از سخت‌ترین چیزهایی که برایمان اتفاق می‌افتد. شما دوست دارید والدینتان در ذهنتان همیش جوان، شاداب و فعال باشند ولی متاسفانه این طور نخواهد بود. با گذر زمان آنها پیر و مریض می‌شوند و بیشتر از قبل به شما نیاز پیدا می‌کنند. سعی کنید همین الان با این موقعیت روبه رو شوید نه وقتی که دیگر دیر شده باشد. با بالاتر رفتن سنتان می‌فهمید که آنها هم دارند پیر می‌شوند و به موقعیتی در طول زندگیشان رسیده اند که روز به روز بیشتر به شما نیاز پیدا می‌کنند. وقتی این را فهمیدید، زمانش می‌رسد که زندگیتان را برای مراقبت از آنها آماده کنید. این همان چیزی است که همه ما دوست داریم برای عزیزانمان انجام دهیم. مراقبت از والدینتان احساس بسیار خوبی به شما می‌دهد و اگر دارای فرزند باشید، می‌توانید الگوی خوبی برای آنها شوید. کسی چه می‌داند، یک روز هم آنها باید از شما مراقبت کنند.

منبع: سیمرغ

گروه خانواده و زندگی تبیان؛ تنظیم: ندا داودی