وعده الهی

نوشته‌ها

موانع و شرایط استجابت دعا

اشاره:

چرا برخی از دعاها مستجاب نمی شود؟ چرا وعده خداوند در مورد استجابت دعا تحقّق نمی یابد؟ آیا اشکال. نعوذ بالله. از جانب خداوند است یا از جانب دعاکنندگان؟ این شبهات در عصر ائمّه (علیهم‌السلام) نیز برای اصحاب و مسلمانان مطرح بوده است. آنها نیز این گونه شبهات را در روایات متعدّدی در محضر آن بزرگواران مطرح می کردند و ائمّه (علیهم‌السلام) نیز به آنها پاسخ می گفتند. در این مقاله به این مطلب بر محور احادیث معصومین(علیهم‌السلام) پرداخته شده است.

 

از مجموعه این روایات و روایات دیگری که در این زمینه، بدون طرح سؤال، وارد شده است، به دست می آید که وعده الهی در مورد مستجاب شدن دعاها بی قید و شرط نبوده است، بلکه دعا دارای شرایطی است که دعاکنندگان باید شرایط دعا راتحصیل، و موانع آن را از سر راه خود بردارند.

بنابراین، اگر دعاکننده بدون برطرف کردن موانع و به دست آوردن شرایط، دعایی کرد و به هدف اجابت نرسید، نباید جز خود، کسی دیگر را ملامت کند.

دعاکننده ای که واجد شرایط نیست به بیماری می ماند که نزد پزشکی می رود و بیماری خویش را برای او شرح می دهد، سپس پزشک نسخه ای برایش می نویسد و به او می گوید: «اگر به این نسخه عمل نمایی سلامت خود را باز می یابی». بیمار پس از چندی به پزشک مراجعه می کند و با عصبانیت و ناراحتی به او اعتراض می کند که: «این نسخه شما سر سوزنی در مداوای بیماری من تأثیر نداشت! این چه نسخه ای است و شما چه پزشکی هستید»؟! پزشک می پرسد: «آمپول هایی که تجویز کردم، یک روز در میان تزریق نمودی»؟ بیمار می گوید: «آری؛ لیکن با فاصله دو روز در میان تزریق نمودم»!

پزشک می گوید: «آیا از کپسول های «آنتی بیوتیک» که قرار بود هر ۸ ساعت یک بار بخوری، استفاده کردی»؟ مریض جواب می دهد که: «فقط روزی یک کپسول خوردم»! پزشک می پرسد: «آیا چهار روز استراحت که برایت نوشته بودم، انجام دادی»؟ مریض: «نه آقا! با این وضع گرانی مگر می شود استراحت کرد، از همان روز اول مشغول کار شدم».

پس از این سئوال و جواب ها، پزشک سری تکان می دهد و به مریض می گوید:

«نسخه من اشکالی نداشته است، بلکه شما مریض محترم طبق شرایط به آن نسخه عمل ننمودی؛ در نتیجه سلامت خود را نیافتی و جز خود، هیچ کس دیگر را نباید سرزنش کنی».

همچنین اگر متخصّص اصلاح بذر به یک کشاورز، بذری بدهد و به او بگوید:

«اگر با شرایط خاصّی بذرافشانی کنی، محصول قابل توجّهی به دست خواهی آورد» و کشاورز بذرها را بپاشد و حتّی یک دانه هم سبز نشود، بی شک شرایطی که متخصّص بذر گفته بود، او عمل نکرده است؛ مثل اینکه به موقع آبیاری، دفع آفات، کودپاشی و.. . را انجام نداده باشد. در اینجا نیز جز کشاورز کس دیگری مقصّر نیست.

عزیزان! روزه داران محترم! خواهران و برادران گرامی! دعاهای ما نیز مانند بذری است که تنها افشاندن آن در زمین کافی نیست، بلکه به آبیاری، مراقبت و محافظت و برطرف کردن آفات و موانع نیز نیازمند است. بر اساس آنچه در روایات آمده باید شرایط دعاها را فراهم کرد و موانع آن را برطرف ساخت؛ ولی متأسّفانه، انتظار داریم بدون رعایت شرایط و برطرف کردن موانع، دعاهای ما اجابت شود که این انتظار امری است غیر معقول.

در این نوشتار به برخی از شرایط و موانع استجابت دعا اشاره می شود:

۱. عدم معرفت خدا مهم ترین مانع اجابت دعا

یکی از مهم ترین موانع اجابت دعا، عدم معرفت خداوند است، به عبارت دیگر، یکی از شرایط اساسی استجابت دعاها، شناخت خداوندی است که خوانده ماست و از او می خواهیم که دعای ما را اجابت کند. مگر می شود انسان از کسی چیزی بخواهد که او را نشناسد؟!

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که: عدّه ای از نزدیکان و اقوام آن حضرت علّت مستجاب نشدن دعاها را از حضرتش پرسیدند. حضرت در جواب فرمودند: «لِانَّکمْ تَدْعُونَ مَنْ لا تَعْرِفُونَهُ؛ علّت اینکه دعاها به اجابت نمی رسد، این است که شما کسی را می خوانید که نسبت به او معرفت ندارید».[۱]

بنابراین، همانطور که قبلًا گذشت، دعا نور معرفت را به ارمغان می آورد و معرفت پایه اساسی دعاست؛ یعنی این دو تأثیر متقابل در یکدیگر می گذارند.

همان گونه که خداوند در قرآن مجید درباره نماز می فرماید: «انَّ الصَّلاهَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشآءِ وَ الْمُنْکرِ؛ نماز انسان را از زشتیها و گناه باز می دارد»[۲]؛ یعنی جامعه نمازخوان، آلوده به معصیت و گناه نمی شود؛ خانواده معتقد به نماز، از آلودگی ها بدور است، فرد نمازخوان گناه مرتکب نمی شود. و خلاصه، نماز بیمه از گناهان است.

با ملاحظه آیه شریفه، چرا بعضی از نمازگزاران مرتکب گناه می شوند؟. آیا اشکال. نعوذ بالله. از آیه شریفه است؟ خیر! اشکال از نمازگزار است، اگر نمازگزار نداند برای چه نماز می خواند و در مقابل چه کسی سر به سجده می نهد، نماز او نمی تواند او را از انجام گناه باز دارد؛ زیرا بازداشت از گناه، نیاز به معرفت الهی دارد. شناخت خداوند گوهر گرانبهایی است که شرط بسیاری از عبادت ها است، بلکه شرط زیارات نیز می باشد؛ چه اینکه آثار و ثواب زیارت ها برای کسی در نظر گرفته شده است که زیارت بامعرفت انجام دهد.[۳]

بنابراین، شرط اوّل اجابت دعا، شناخت صفات جلال و جمال و فعل و اسماء الله الحسنی است که هر کس باید به اندازه توان خود این شناخت را به دست آورد.

۲. نیت صادق و قلب مخلص

دومین شرط اجابت دعا، نیت صادق و پاک؛ و قلب با اخلاص و بدون ریا است.

به این مناسبت امام صادق علیه السلام در حدیثی فرموده است: «انَّ الْعَبْدَ اذا دَعا اللَّهَ تَبارَک وَ تَعالی بِنِینَهٍ صادِقَهٍ وَ قَلْبٍ مُخْلِصٍ اسْتُجیبَ لَهُ بَعْدَ وَفائِهِ بِعَهْدِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ»؛ هنگامی که بنده خدا، با نیت صادق و پاک و قلبی پر از اخلاص و صفا به درگاه خداوند روی آورد بعد از آن که به عهد و پیمانی که با خداوند منّان داشته، عمل نماید، خداوند دعای او را مستجاب می گرداند.[۴]

عمل به عهد و پیمان خداوند. که همان صفای دل و اخلاص نیت است. شرط قبولی دعاست.

باید توجّه داشت که چگونه دعا انسان را تربیت می کند. برای قضای حاجت و حل مشکل به در خانه خدا می رویم، ولی می دانیم بدون اخلاص نیت و صفای قلب این امر امکان پذیر نیست به همین جهت باید در پی خودسازی و تربیت خود باشیم.

۳. غذای حلال شرط مهم و سخت اجابت دعا

در این باره پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله) در روایت بسیار زیبا و هشدارباشی می فرماید: «اطِبْ کسْبَک تُسْتَجابُ دَعْوَتُک؛ فَانَّ الرَّجُلَ یرْفَعُ الی فیهِ حَراماً فَما تُسْتَجابُ لَهُ دَعْوَهٌ ارْبَعینَ یوْماً»؛ کسب و درآمدت را پاک کن تا دعاهایت مستجاب شود؛ زیرا یک لقمه حرام باعث می شود که دعا تا چهل روز مستجاب نشود.[۵]

برخی از مردم کسب و کارشان آلوده به حرام، کم فروشی، ربا، ظلم به دیگران، و عدم رسیدگی به وجوهات شرعی است. با این وضعیت دعا می کنند و توقّع دارند دعاهایشان مستجاب شود.

از کلام گهربار پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) نیز برمی آید که دعا عامل مهم تربیت به شمار می رود و انسان را وادار به رعایت حرام و حلال می کند.

انصافاً، رعایت حرام و حلال در زندگی نقش بسزایی دارد. اگر این مهم رعایت شود این همه دعوا و پرونده در دادگستری ها نخواهد بود. اگر مردم حرام و حلال را مراعات کنند، این همه فقیر و نیازمند در جامعه نخواهیم داشت. ولی افسوس که برخی به بهانه های واهی از این مهم غفلت می کنند و می گویند:

«کجاست حلال و حرام؛ حلالی یافت نمی شود تا آن را بیابیم!»

یکی از همین انسان های توجیه گر می گفت: «اگر چیز حلالی می خواهی، آن فقط آب باران است آن هم در وسط رودخانه هنگامی که باران باریدن گرفت دهانت را باز کنی تا قطرات باران مستقیم وارد دهانت شود؛ چون هم باران حلال است و هم کف رودخانه که ایستاده ای ملک غصبی نیست!».

در واقع این گونه انسان ها با این بهانه ها، سر خود را کلاه می گذارند «یخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ ما یخْدَعُونَ الَّا انْفُسَهُم وَ ما یشْعُرُونَ»[۶] به عبارت دیگر، آنها نوعی مغالطه کرده اند؛ زیرا سخن در حلال و حرام ظاهری است و آنها از حلال و حرام واقعی سخن می گویند، در حالی که ما مأموریم به ظاهر عمل کنیم.

مگر ائمّه ما از همین بازار مسلمانان نوشیدنی ها و خوردنی های خویش را تهیه نمی کردند؟! در عین این که ظاهر احکام شرع را پایبند بودند و عمل می کردند؛ ولی از مسائلی که احتیاط در آن سزاوار بود، پرهیز می کردند؛ مثلًا از نان و گوشت بازار، بدون پرداخت زکات استفاده نمی کردند. شایسته است ما نیز مقدار نان و گوشتی را که در یک سال استفاده می کنیم، محاسبه کرده زکات آن را به فقرا بپردازیم؛ چه اینکه بسیاری از کشاورزنان و دامداران. متأسّفانه. زکات اموال خود را نمی پردازند و ما نیز در استفاده از اجناس آنها مبتلاییم. اگرچه به سبب ندانستن، معذوریم؛ لیکن اثر وضعی خود را خواهد گذاشت. پس محاسبه زکات آن امری نیکو شمرده شده است و سبب پاکی قلب و نورانیت دل می شود.

نتیجه این که، تغذیه حلال نه تنها در دعا مؤثّر است، بلکه در تمام عبادت های انسان نیز تأثیر دارد؛ در نماز، روزه، حج، زیارت های واجب و مستحب و مانند آن نیز قطعاً اثر می گذارد و از طرفی، غذای حرام نه تنها مانع استجابت دعا می شود، بلکه نشاط و روحانیت عبادت و زیارت را نیز سلب می کند و انسان دیگر از قرائت قران و اقامه نماز و مانند آن، لذّت نمی برد.

۴. حضور قلب

چهارمین شرط اجابت دعا، حضور قلب است، روشن است که این شرط بسیار با ارزش است؛ چه این که در روایتی آمده است: «سُئِلَ النَّبِی (صلی‌الله علیه و آله) عَنِ اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ فَقالَ: کلُ اسْمٍ مِنْ اسْماءِ اللَّهِ اعْظَمْ فَفَرِّغْ قَلْبَک مِنْ کلِّ ما سِواهُ وَ ادْعُهُ بِای اسْمٍ شِئْتَ»؛ از پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در مورد اسم اعظم سئوال شد. حضرت فرمودند: «تمام اسم های خداوند اعظم است، قلبت را از ما سوی الله خالی کن، سپس به هر نامی از اسماء الله که می خواهی خدا را بخوان، همان اسم اعظم است».[۷]

از این روایت استفاده می شود که اسم اعظم. آن گونه که بعضی ها تصوّر می کنند. یک لفظ نیست که انسان آن را بر زبان جاری سازد و مشکلاتش حل شود، بلکه اسم اعظم حالت و صفت خاصّی است که باید در درون انسان ایجاد شود و آن، پاک کردن خانه دل است.[۸]

وقتی قلبی کانون بت هاست؛ بت مال، بت مقام، بت شهرت، بت زن و فرزند و مانند آن؛ و از درون این بت خانه دعا صورت گیرد، روشن است که این دعا مستجاب نمی شود. نخست باید همچون ابراهیم و علی بت شکن برخیزیم و تمام این بت ها را از خانه دل بیرون کنیم. آن گاه با هر یک از نام های خدا که او را بخوانیم، دعایمان مستجاب خواهد شد.

با توجه به شرایط چهارگانه دعا، آیا ما این شرایط را فراهم کرده ایم؟ آیا غذای پاک، قلب خالی از اغیار، صفا و اخلاص نیت و معرفت و شناخت خداوند را تحصیل کرده ایم؟

اگر فاقد این شرایط هستیم، باید در راه تحصیل آن بکوشیم. مخصوصاً، در ماه مبارک رمضان. که ماه رحمت و لطف الهی است و روح انسان آمادگی بیشتری دارد. فرصت بسیار مناسبی برای دعا و تحصیل شرایط وجود دارد.

اجابت برخی از دعاها به مصلحت انسان نیست:

اگرچه ما موظّف به دعا هستیم و باید نسبت به اجابت آن هم امیدوار باشیم؛ ولی باید توجّه داشت که برخی اوقات اجابت بعضی از دعاها به مصلحت انسان نیست، گاهی از اوقات انسان خیال می کند که سعادت او در اجابت دعاست، در حالی که خداوند از روی آگاهی می داند که شقاوت و هلاکت و نابودی او در آن است، اینجاست که چنین دعاهایی اجابت نمی شود.

در این زمینه، داستان عبرت آمیز و تکان دهنده ثعلبه انصاری که با اصرار فراوان بر خواسته اش. که به مصلحت او نبود. پافشاری کرد و اجابت آن باعث بی ایمانی و اعتراض به برخی قوانین الهی شد، درس بزرگی برای همگان است.[۹]

گاهی جوانی به خواستگاری دختری می رود و جواب منفی می شنود، او التماس و درخواست زیادی می کند؛ لیکن با دعاهای فراوان هم ازدواج او صورت نمی گیرد. دلشکسته و ناراحت به زندگی ادامه می دهد. بعد از مدّتی متوجّه می شود که خداوند چه لطف بزرگی به او کرده که دعایش را اجابت نکرده است، زیرا شاید ثمره آن ازدواج چیزی جز فرزندان فلج نبوده است.

بنابراین، از اجابت نشدن برخی از دعاهایمان نگران نباشیم، زیرا امکان دارد دعای مورد نظر از همین قبیل باشد و علاوه بر آن، بنابر روایات معصومان (علیهم‌السلام):

«دعاهایی که در دنیا مستجاب نمی شود، خداوند در آخرت معادل آن را به دعاکننده عطا می کند».[۱۰]

دو سئوال مهم درباره دعا

سئوال اول: در دعاهایی که از ائمّه معصومان (علیهم‌السلام) به ما رسیده است، دعاهایی می بینیم که هرگز مستجاب نخواهد شد. چرا ائمه (علیهم‌السلام) دستور داده اند که چنین دعاهایی را بخوانیم؟ مثلًا در دعاهای ماه رمضان. که به عنوان تعقیب نماز خوانده می شود. آمده است: «اللَّهُمَّ اقْضِ دَینَ کلِّ مَدْینٍ؛ پروردگارا! بدهی تمام بدهکاران و وام تمام وام گیرندگان را عطا بفرما» در حالی که این خواسته تحقق نمی یابد مخصوصاً، در عصر و زمانی که ما زندگی می کنیم؛ زیرا زندگی دنیای فعلی به گونه ای است که همه مردم برای خود وام و بدهکاری فراهم می کنند و اساساً، دنیای بدون بدهکاری و وام خیالی بیش نیست. بنابراین، هدف از این گونه دعاها چیست؟

پاسخ: وام و بدهکاری بر دو قسم است؛ نخست وام ها و بدهکاری هایی که زمینه پرداخت آن فراهم است؛ مثل وام هایی که تجّار و کسبه می گیرند و معاملاتی انجام می دهند و تا زمان قسط آن نیز مال مورد نظر را می فروشند و بدهکاری را می پردازند، یا وام هایی که افراد حقوق بگیر دریافت می کنند و از محل حقوق خود آن را می پردازند.

قسم دوم وام هایی است که زمینه پرداخت ندارد و در عین حال، انسان مجبور به گرفتن آن است و در پرداخت آن عاجز و ناتوان می شود. ظاهراً منظور از دعای فوق وام های قسم دوم است نه اوّل.

در وام های قسم دوم، نه تنها دعا برای اجابت آن پسندیده و اجابت آن امکان پذیر است، بلکه بنابر دستورات اسلام، باید برای تحقّق آن گام های عملی نیز برداشته شود؛ چه اینکه در یک جامعه اسلامی کامل. که همان جامعه امام زمانی است. حتّی یک گرسنه هم نباید وجود داشته باشد. «اللَّهُمَّ اشْبِعْ کلَّ جایعْ». یک برهنه نباید باشد، «اللَّهُمَّ اکسُ کلَّ عُرْیانٍ». یک فقیر و نیازمند نباید باشد؛ «اللَّهُمَّ اغْنِ کلَّ فقیرٍ». و نهایتاً یک بدهکار نیز نباید باشد.

شاهد این مطلب روایت مفصّلی است به این مضمون که از امام صادق علیه السلام نقل شده است که «خداوند دقیقاً نیازِ نیازمندان را محاسبه کرده و به مقدار نیاز آنها در اموال ثروتمندان زکات قرار داده است. اگر نیاز فقرا بیشتر بود، خداوند مقدار زکات را بیشتر می کرد.[۱۱]

یعنی اگر همه مردم به قوانین الهی عمل کنند و وجوهات شرعی خود را بپردازند، گرسنه ای یافت نخواهد شد. و اگر اکنون گرسنگان و برهنگان و فقرایی در سطح جامعه دیده می شوند، به خاطر نافرمانی و سرپیچی ثروتمندان از دستورات الهی و نپرداختن وجوه شرعیه است بنابراین، در جامعه امام زمانی، نه گرسنه ای یافت می شود؛ نه برهنه ای وجود دارد؛ نه فقیر و نیازمندی خواهد بود، و نه بدهکارِ وامانده ای می یابید و دعا در رفع این گرفتاری ها دور از اجابت نیست.

سئوال دوم: یکی از اعمال شبهای پرفضیلت و با ارزش «قدر» مراسم قرآن بر سر نهادن است مگر نه اینکه قرآن بسان نسخه طبیب پیام آور شفای مرض هاست؛ همان گونه که در آیه ۸۲ سوره اسراء نیز می خوانیم: «و نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ»؛ و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل می کنیم.

بنابراین قرآن همچون نسخه طبیب، در صورتی شفابخش است که به آن عمل شود، پس چرا به ما دستور داده اند تا در شب های قدر به هنگام دعا کردن قران را بر سر بگذاریم؟

پاسخ: قرآن دو جنبه دارد و نسخه طبیب یک جنبه. از آن جا که قرآن مجید کلام خداوند است، از طرفی، الفاظ آن نیز ذاتاً مقدّس است. به همین جهت، مسلمانان معتقدند که بدون وضو نباید الفاظ قرآن را لمس کرد؛ و از طرف دیگر، محتوا و مضمون آن نیز مقدّس می باشد. از این رو، قرآن را «ثقل اکبر» و اهل بیت (علیهم‌السلام) را «ثقل اصغر» معرّفی کرده اند. بنابراین، مقایسه قرآن مجید با نسخه طبیب نادرست است. البته خود این عمل (قرآن بر سر نهادن) پیام هایی دارد: از جهت ظاهر، باید بیاموزیم که نباید قرآن را زیر دست و پا قرار دهیم و از جهت باطن و محتوا، به ما می آموزد که باید این کتاب آسمانی را سرلوحه اعمال خود قرار دهیم و به قوانین و دستورات آن پیوسته عمل نماییم و احکام آن را به فراموشی نسپاریم.

پی نوشت:

 [۱] بحارالانوار، جلد ۹۰، صفحه ۳۶۸.

[۲] سوره عنکبوت، آیه ۴۵.

[۳] نمونه‏اى از این روایات، در کتاب وسایل الشیعه، ج ۱۰، ابواب المزار، باب ۸۲ آمده است.

[۴] مکارم الاخلاق، جلد دوم، صفحه ۸۷۴.

[۵] مکارم الاخلاق، ج ۲، صفحه ۲۰.

[۶] سوره بقره، آیه ۹.

[۷] بحارالانوار، ج ۹۰، صفحه ۳۲۲.

[۸] توضیح بیشتر پیرامون« اسم اعظم» را در تفسیر نمونه، جلد ۷، صفحه ۳۰ و جلد ۲۳، صفحه ۳۱۰ و جلد ۱۵، صفحه ۴۷۰، مطالعه فرمائید.

[۹] شرح این داستان در بحث‏هاى گذشته به طور مفصّل مطرح شد.

[۱۰] در این مورد روایات فراوانى وارد شده است که دعا بدون اثر نیست، به میزان الحکمه، باب ۱۲۰۹ مراجعه کنید.

[۱۱] وسایل الشیعه، جلد ۶، ابواب الزکاه، باب ۱، حدیث ۲ و ۳ و ۶ و ۹؛ شرح برخى از روایات مذکور، در بحثهاى گذشته از نظر شما گذشت.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

ساختار حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

چکیده

حکومت دینی و الهی نیاز به حاکم الهی دارد. اجرای عدالت خداوند بر روی زمین بدون امام معصوم و کارگزاران متعهد و متدین او امکان پذیر نیست. مذهب شیعه با توجه به آیات و احادیث نبوی و معصومین (علیهم السلام) بر این اصل اعتقاد دارد که حکومت جهانی خداوند توسط امام مهدی (عج الله فرجه) محقق خواهد گردید. حکومت مهدوی تنها حکومتی است که می تواند عدالت را آنگونه که خداوند می خواهد بر زمین گسترش داده و  مردم را از لذت آن بهرهمند می سازد. از این رو شیعیان منتظر ظهور مهدی صاحب الزمان هستند.

 

اداره کشوری به گستردگی تمام دنیا کار دشواری است که تنها با برخورداری از یک رهبری الهی و کارگزارانی دلسوز و متعهد و معتقد به نظام الهی و حاکمیت اسلام امکان پذیر است، آن هم در شرایطی که دنیا وارث انبوهی از نابسامانی ها است و میلیون ها معلول و بیماری جسمی و روانی وجود دارد، هاله ای از ویرانی ها بر دنیا سایه افکنده و ناامنی همه جا را فرا گرفته و ظلم و ستم و بی عدالتی همه جا را پر کرده است، شهرها در اثر جنگ و نبرد به ویرانه هایی تبدیل گشته و نابودی کشت زارها در اثر آلودگی محیط زیست و خشک سالی های پی در پی، کمبود ارزاق و مواد غذایی را به دنبال داشته است. با وجود همه گرفتاری ها و بدبختی ها که دامنگر بشریت و انسانیت شده، سرانجام روزگاری فرا می رسد که عدل و عدالت به دست توانای مرد الهی و دادگستر بی بدیل به اراده و مشیت الهی در روی زمین مرده از ستم و بی عدالتی پیاده می شود و این وعده الهی: «واعلموا ان الله یحی الارض بعد موتها»(۱) (بدانید و آگاه باشید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده می گرداند) تحقق خواهد یافت چنانچه امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه کریمه فرمود: «خداوند زمین را با حضرت قائم زنده می گرداند، آن حضرت در زمین به عدالت رفتار می کند و زمین را با گسترش عدالت زنده می نماید، پس از آن که در اثر گسترش ستم مرده بود»(۲) و نیز از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمود: «به خدا سوگند، به طور حتم عدالت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ به درون خانه ها و اتاق های شان نفوذ می کند، هم چنان که سرما و گرما در آن وارد می شود»(۳)

آن گونه که از روایات استفاده می شود نهضت مقدس آن حضرت بر اساس فرمان الهی از مکه شروع می شود که با ۳۱۳ نفر انسان برگزیده و افراد شایسته به مدینه و عراق و سایر نقاط قدم می گذارند و بر طبق برنامه ای که دارند تمام جهان را تسخیر و با قتل دجال، جهان برای همیشه زیر لوای حضرت اش و خاندان نبوت قرار می گیرد. ساختار نهضت جهانی و حکومت اسلامی و فراگیر آن بزرگوار بر اساس روایات و هم چنین مثل خیلی از نهضت ها دارای چهار رکن اساسی خواهد بود:

الف) رهبری و ریاست نهضت و حکومت که براساس برخی از روایات مرکز و پایتخت آن در شهر کوفه در عراق خواهد بود.

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «گویا می بینم که قائم آل محمد با خانواده اش در مسجد سهله فرود آمده است … همانجا که منزلگاه ادریس پیامبر بوده است و هیچ پیامبری بر انگیخته نشده مگر آن که در آن مسجد نماز گزارده است کسی که در آن اقامت کند مانند کسی است که در خیمه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بوده است، هیچ مرد و زن مومنی نیست، مگر آن که دلش به سوی آن مسجد است … آن گاه که قائم ما قیام کند، خداوند انتقام رسولش و همه ما را از دشمنان خواهد گرفت.»(۴)

و نیز از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «سرزمین کوفه که جایگاه پاکی است و در آن مسجد سهله قرار دارد و مسجدی که همه پیامبران در آن نماز خوانده اند و از آن جا عدالت الهی پدیدار می گردد و قائم خداوند و قیام کنندگان پس از او همان جا خواهند بود…»(۵) از مجموع روایات استفاده می شود که شهر کوفه پایگاه اصلی فعالیت ها و مرکز فرمانروایی امام زمان (علیه السلام) خواهد بود و امام (علیه السلام) با رهبری معصومانه و با روح والا و کمالات علمی و معنوی و فضائل عظیم اخلاقی از آن جا تمام حوادث و جریانات کشور پهناور زمین را زیر نظر می گیرد و تمام نقاط زمین برایش مانند کف دست می گردد، اصحاب و یارانش نیز از فاصله های دور و از اقصی نقاط عالم وی را مشاهده می کنند و با او سخن می گویند(۶) و امام (علیه السلام) با علم و دانشی که خدا به او عطا فرموده و با تدبیر و مدیریت بی نظیری که دارد نه تنها تسلط و حاکمیت ظاهری بر جهانیان و جهان خواهد داشت بلکه حکومت بر دل ها نیز دارد چنانچه از رسول خدا روایت شده که فرمود: «شما را به مردی از قریش بشارت می دهم که ساکنان آسمان و زمین از خلافت و فرمانروایی او خشنودند»(۷)

ب) وزراء و مجریان اهداف نهضت: طبیعی است که در حکومتی که امام مهدی (علیه السلام) رهبری آن را به عهده دارد، کارگزاران و مسئولان حکومت نیز باید از بزرگان و نیکان امت باشند. از این رو می بینیم «در روایات ترکیب دولت امام مهدی (علیه السلام) را از پیامبران، جانشینان آنان، تقوا پیشگان و صالحان روزگار و امت های پیشین و از سران و بزرگان اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیان می کند که نام برخی از آنان بدین گونه اند: حضرت عیسی (علیه السلام) ، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصی موسی (علیه السلام) ، مومن آل فرعون، سلمان فارسی، ابو دجانه انصاری، مالک اشتر نخعی و قبیله همدان»(۸) بهر حال به نظر می رسد که افراد و یاران خاص حضرت که ۳۱۳ نفر انسان پولادین هستند که مهذب و خود ساخته و دارای فضایل انسانی و بلکه انسان های کامل اند، سمت فرماندهی لشکر، وزارت، قضاوت و استانداری را دارند و در قرآن و روایات اوصاف آن ها آمده است.

ج) برنامه، مرام نامه و قانون اساسی: برنامه و قانون حکومت جهانی امام زمان (علیه السلام) قرآن کریم است که با شکافتن معانی و کشف اعماق کتاب آسمانی و با آگاه بودن به علوم نهانی و آسمانی و ارتباط غیبی با خداوند و خالق عالم تمام مشکلات جهان و جهانیان را حل می کند و احکام الهی را آنگونه که هست به اجرا می گذارد.

د) بودجه: یکی از مشکلات دولت ها که در طول تاریخ با آن دست به گریبان بوده اند تأمین بودجه و معاش کافی برای اداره کشور و تأمین رفاه و آسایش برای مردم می باشد که همیشه هم ناتوان بوده اند هر چند سعی و کوشش فراوانی صورت گرفته است. اما در زمان امام زمان (علیه السلام) و حکومت عدل آن بزرگوار این کمبود به هیچ عنوان وجود ندارد و با پیشرفت علوم و صنایع جانبی آن، تمام زمین آباد می گردد «و وضع اقتصادی مردم، آن چنان رونق می یابد (حتی) مستحق زکات پیدا نمی شود، باران های نافع، پی در پی می بارد، تمام زمین سبز و خرم می گردد برکات و محصولات زمین زیاد می شود، اصلاحات لازم در امور (اقتصادی) به عمل می آید»(۹) بودجه های سنگینی را که در سراسر جهان صرف امور نظامی و امور بی فایده از این قبیل می شده حذف می کند، جلوگیری ازحیف و میل اموال و سوء استفاده های مادی تنظیم دقیق و صحیح بودجه و غیره از برنامه های اصلاحی آن حضرت است. آنچه توضیح داده شد اهم برنامه ها و دورنمایی از ساختار و حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) است که به طور کلی از روایات و آیات قرآنی بدست می آید. و بالاخره نام دولت امام زمان هم دولت: کریمه، صالحان، مستضعفان، و حق،خواهد بود.

پی نوشتها

  1. بقره : ۲۵۱.
  2. شیخ صدوق، کمال الدین، ج۲، ص ۶۶۸. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۱، ص ۵۴.
  3. بحار الانوار، ج۵۲، ص ۳۶۲.
  4. بحار الانوار، ج۵۲، ص ۳۱۷ ـ کافی، ج۳، ص ۴۹۵.
  5. مستدرک الوسائل، ج۳، ص۴۱۶.
  6. امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، ص ۳۰۴.
  7. ملاحم ابن طاوس، ص ۷۰.
  8. طبسی، نجم الدین، چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)، ص ۱۷۱.
  9. دادگستر جهان، همان، ص ۳۰۵.

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.