وظایف مرد

نوشته‌ها

آیین همسرداری

عنوان: آیین همسرداری
مولف: ابراهیم امینی
مترجم/ محقق:****
ناشر: انتشارات بوستان کتاب
سال نشر: ۱۳۸۷
نوبت نشر: بیست‌و ششم
محل نشر:قم

مبانی اخلاقی رفتارهای دوجانبه همسران در کتابی با عنوان «همسرداری» به قلم آیت‌الله ابراهیم امینی به چاپ رسیده است. نویسنده این اثر توجه به ضرورت اجتماعی، مشکلات و مسایل زناشویی را با استناد به آیات و روایات اسلامی بررسی و راه‌کارهایی را برای سلامت خانواده ارائه کرده است.

اثر حاضر با توجه به مسایل مختلف درونی یا خارج از خانواده ـ که در ایجاد اختلاف‌های خانوادگی نقش دارند ـ وظایف و نقش‌های متقابل همسران را در مواجهه با این مشکلات عنوان می‌کند.

به عقیده نگارنده، مهمترین عامل ناسازگاری و اختلافات داخلی، عدم آشنایی زن و شوهر به وظایف زناشویی خود و عدم آمادگی برای ایجاد زندگی مشترک است.

این اثر از موضوعات گوناگونی چون وظیفه مرد در تکامل همسر، نخستین وظیفه زن و شوهر، پرستاری از همسر، سرپرست خانواده، تربیت فرزند، تغذیه و بهداشت کودک، کمک مرد در کارهای خانه، نظافت در خانه، خودخواهی؛ بزرگ‌ترین عامل اختلاف، تهیه غذا، خشم و عصبانیت همسر تشکیل شده است.

این کتاب در سال‌های مختلف با عنوان آیین همسرداری یا اخلاق در خانواده از سوی انتشارات اسلامی منتشر شده است. کتاب‌های وسایل‌الشیعه، مکارم‌ الاخلاق، مستدرک‌الوسایل، آیین تربیت، مجمع‌الزواید، راز آفرینش انسان، آیین شوهرداری، کافی و کتاب بانوی نمونه اسلام، از منابع مورد استناد در تدوین این اثر به شمار می‌روند.

استقبال خوانندگان از درون‌مایه‌های این اثر را می‌‌توان دلیلی بر رسیدن چاپ بیست ‌و ششم این کتاب دانست. کتاب «همسرداری» به دلیل این که ترکیبی از مسایل فقه، احکام، اخلاق و تربیت اسلامی است، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.  در این کتاب تمامی آثاری که شیوه‌های صحیح زندگی را به مردم آموزش می‌دهد، مورد توجه‌ قرار گرفته اند، اظهار داشت: نگارش این اثر با تجربه نویسنده همراه بوده و با رویکردی اعتدال‌گرایانه به قضایا توجه شده است.

در این کتاب به دو شکل، مباحث اخلاقی و احکام رفتارهای خانوادگی بیان شده‌اند. احکام مرزها را تعیین می‌کنند که چه کاری باید صورت بگیرد، در حالی که اخلاق فراتر از احکام است. ممکن است خیلی از کارها در بحث احکام بر ما واجب نباشد اما هنگامی که بحث‌های خانوادگی مطرح می‌شود و صحبت از شرایط به میان می‌آید، در زمره وظایف یک فرد به حساب می‌آیند.

وظایف مرد در برابر همسر و خانواده از نظر اسلام

اسلام همان گونه که در واگذارى هر مسئولیتى، بر صلاحیت فکرى و اخلاقى فرد مسئول تأکید دارد، در مسأله سپردن ریاست خانواده هم به مرد تأکیدات، تمهیدات و حتى تهدیداتى دارد، که او را بر صراط مستقیم و مرز عدالت قرار دهد.

بنابراین اگر مى‌فرماید: «الرجال قوامون على النساء»(نساء/آیه ۳۴)؛ «مردان سرپرست زنانند» و مردان را کارگزاران و قوام و کسانى که کمر همت بر امور خانواده بسته‌اند معرفى مى‌نماید، در کنارش با دعوتهاى لطیفى چون «کونوا قوامین بالقسط»(نساء/آیه ۱۳۵)؛ «اى کسانى که ایمان آورده اید! برپا کنندگان عدل و داد باشید» و یا «عاشروهن بالمعروف»(نساء/آیه ۱۹)؛ «و با آنها خوشرفتارى کنید» و یا «لا تضاروهن لتضیقوا علیهن»(طلاق/آیه ۶)؛ در حد توان خود، آنان را(تا سر آمد عده شان)، در همان جا که خود ساکنید سکونت دهید و به آنها آسیب و زیان نرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ کنید و یا «وأتمروا بینکم بالمعروف»(طلاق/آیه ۶)، و(درباره ى فرزند)، به شایستگى میان خود به مشورت و توافق برسید و «قل امر ربى بالقسط»(اعراف/۲۹)؛ بگو: پروردگارم به انصاف فرمان داده است، آنان را به بسط عدالت و معاشرت احسن و بر حذر بودن از هر گونه اضرار و تعدى، فرا مى‌خواند، و بر سازش بر اساس معروف، و رفتار شایسته نسبت به بندگان خدا که به سبب همسرى و فرزندى در کفالت او هستند، تأکید و سفارش فراوان مى‌نماید. از آنجا که احکام، تابع مصالح و مفاسد است خداى حکیم بدون رعایت مصالح، امور خانواده را به مرد واگذار نمى‌کند، در تقسیم بندى وظایف پدر در کانون خانه و خانواده پیوسته در جایگاه نوعى قضاوت و شهادت است، بنابراین بیش از هر کس به رعایت عدالت و تقوى سزاوارتر مى‌باشد.

و از سویى چون ریشه‌هاى عدالت اجتماعى در خانواده شکل مى‌گیرد، والدین در ترسیم و تحکیم بناى عدالت بیشترین نقش را در نظام تربیتى دارند. و همچنین از مفاهیم بسیارى از آیات تأکید بر این دادگسترى ملموس است. به همین جهت مرد حق حاکمیت دارد ولى حق تحکم ندارد، و در حاکمیت نه تنها بایستى رعایت عدالت نماید بلکه باید رعایت اصل «عفو» را به سبب «و ان تعفوا اقرب للتقوى»(بقره/آیه ۲۳۷)؛ «و گذشت شما به تقوا نزدیک تر است و اصل «فضل»، را در روابط خانواده به واسطه «لا تنسوا الفضل بینکم»(بقره/آیه ۲۳۷) و بزرگوارى را در میان خودتان فراموش نکنید».

پیوسته مورد توجه و نظر داشته باشد، که این همان تأکید بر اخلاق و تلطیف در حقوق است. چه زیبا و لطیف قرآن مى‌فرماید که در نظام همسر دارى لازم است رعایت «هن لباس لکم و انتم لباس لهن»(بقره/آیه ۱۸۷)؛ «آنها براى شما لباسند و شما براى آنها لباسید»، بر اساس حفظ احترام متقابل و توجه به کرامت انسانى از سوى زوجین بشود. و هر دو در جهت حفظ و حمایت از هم بکوشند، در این محدوده ریاست، از قبیل رابطه ى رئیس و مرئوس نیست بلکه هر چه هست گستره چتر مودت و رحمت و حفاظت و هدایت است، و همان گونه که لباس پوششى است بر عیوب و اسرار، زن و مرد هم نسبت به یکدیگر، شایسته است که اینگونه باشند. شأن دیگر لباس محافظت از سرما و گرما است، این دو هم در فراز و نشیبهاى زندگى و در گرمى و سردى حوادث روزگار باید حامى یکدیگر بوده و از خودنگرى و منافع شخصى بپرهیزند، و همچون لباس و پوششى گرانقدر و ارزشمند موجب زینت یکدیگر باشند.
در مورد وظایف واجب مرد خداوند در آیاتش اشاره می‌کند که: «و على المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف»(بقره/آیه ۲۳۳)؛ «و خوراک و پوشاک آنها به طور شایسته بر عهده ى پدر فرزند است، بر کسى که فرزند از آن اوست تأمین خوراک و پوشاک مادر، به گونه‌اى معروف مطابق با عرف معقول واجب است.» و «و عاشروهن بالمعروف»(نساء/آیه ۱۹)، «با زنان معاشرت نیکو و معروف داشته باشید» و «و اسکنوهن من حیث سکنتم من وجدکم»(طلاق/آیه ۶)، بر حسب توانایى و غناى خود مسکن ایشان را فراهم آورید».

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نهج البلاغه در سفارش به فرزندشان می‌فرماید: «و لا تملک المراه من امرها ماجاوز نفسها فان المراه ریحانه و لیست بقهرمانه»؛ «کارى را که در توانمندى زن نیست، بر او تحمیل مگردان، زنان چون گل بهارى هستند، نه پهلوان سخت کوش و پرتوان».(نهج البلاغه، نامه ۳۱).
به همین جهت اسلام کارهاى دشوار را از دوش زنان برداشته و در مقابل کارهاى کلیدى ترى را چون تربیت و تعلیم، تأمین سکونت و امنیت خانواده را به او واگذار کرده است، تا در رسالت مربى گرى، مادرى و همسرى به خوبى نقش خود را ایفا نماید. از سوى دیگر حسن معاشرت با همسر را در سایه اصل مودت و رحمت بر زوجین واجب نموده، تا خانه و خانواده که محل نشو و نماى آدمى است، مهد صفا و آرامش باشد، به همین جهت تخلف از حسن معاشرت و رفتار غیر معروف براى زن و مرد، نشوز و عصیان محسوب مى‌گردد.
به هر حال وظایف مرد را نسبت به همسر و خانواده‌اش می‌توان به صورت زیر بیان نمود:

وظایف الزامى

۱- رعایت حسن معاشرت با زوجه، و حفظ روابط بر اساس معروف و به دور از هر بی‌عدالتى و ظلم
۲- تهیه مسکن همسر، با توجه به توانمندی‌هاى خود
۳- تأمین خوراک و پوشاک زوجه، بر اساس معروف
۴- پرهیز از ظلم به زن، و آزار او با بد زبانى و ضرب و شتم
۵- رعایت و حفظ حق بیتوته و مضاجعت درباره زن(مثلا اگر یک زن دارد از هر چهار شب یک شب را در کنار او بگذراند).
۶- رعایت فاصله ى بین دو آمیزش با همسر که بیش از چهار ماه نشود
۷- پرهیز از آمیزش با همسر با فکر زنى دیگر
۸- پرهیز از آمیزش در حضور کودک(که دو مورد اخیر اگر چه جزء وظایف متقابل محسوب نشده ولیکن مورد تأکید بسیار قرار گرفته).

وظایف غیر الزامى

۱- فراهم نمودن انواع خوردنى و میوه و پوشاک براى خانواده
۲- شانه خالى نکردن از زیر بار هزینه زندگى
۳- برخوردار نمودن همسر و فرزندان از رفاه لازم، و وسعت بخشیدن در زندگى آنان در صورت توسعه ى مالى
۴- نیکى به همسر و خشنود ساختن او حتى با تدارک تحفه و هدیه‌اى
۵- آراستن مرد و لباس خوب پوشیدن براى همسر
۶- خوشبو نمودن خود براى همسر
۷- بیتوته در منزل همسر به هنگام حضور در وطن(خارج از خانه شب را به سر نبرد)
۸- آمیزش با همسر هنگام تمایل زوجه
۹- خوددارى نکردن از بچه دار شدن زن، مگر زنى که داراى سوء اخلاق و یا کسى که به فرزندش شیر نمى‌دهد.
۱۰- بخشیدن همسر در صورت ارتکاب خطا و صبر و مدارا بر بدخلقى او
۱۱- خوددارى از طلاق زن بدون دلیل
۱۲- عدم واگذارى کار، خارج از توان زن(حتى نسبت به امور منزل)
۱۳- آماده کردن زن قبل از آمیزش و خوددارى از برخورد خشن و غیر انسانى
۱۴- رعایت نیکى در گفتار و یاور و همراه خوب بودن براى همسر
۱۵- ابراز عشق و محبت نسبت به همسر

ترسیم وظایف مردان در روایات

به طور کلى روایاتى را که در آن به وظایف مرد صریحا و یا اشارتا آمده است، مى‌توان در سه دسته آنها را تقسیم نمود:
دسته اول روایاتى است که مربوط به حسن معاشرت و چگونگى رفتار با همسر است، که نوع رفتار در برخورد متقابل همسر و نیز تمکین او نسبت به وظایف محوله‌اش بسیار مؤثر و کارآ مى‌باشد. از جمله:
۱- امام رضا(علیه السلام) در روایتى به نقل از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند تبارک و تعالى بر جنس مؤنث و افراد آن رقیق تر و مهربانتر است تا نسبت به جنس مذکر، سپس فرمود: هیچ مردى زن محرم خود را خشنود نکند، مگر این که خداوند در قیامت او را خشنود سازد.
۲- رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهترین شما، بهترین براى همسر و فرزندان خویش است و من بهترین شما براى زن و فرزندان خود هستم.
۳- امیرالمؤمنین(علیه السلام) در وصیت خود به حنفیه مى‌نویسد، با بانوى خود خوش صحبت باش، و براى او همراه خوبى باش، چه در گفتار و چه در کردار، تا عیش تو خالص گردد.
۴- امام صادق(علیه السلام) فرمود: خداوند رحمت کند بنده‌اى را که امور بین خود و بانویش را به نیکى بگذراند.
۵- امام صادق(علیه السلام) به نقل از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل در مورد زنان آنقدر به من وصیت کرد تا این که گمان کردم سزاوار نیست شوهر بانوى خود را طلاق دهد، مگر به واسطه عمل فحشاء و کار زشت آشکارى.
۶- رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر بانویى که شوهرش را آزار دهد، خداوند نماز و اعمال نیکش را پذیرا نیست تا این که شوهر را یارى و خشنود سازد…. و اول شخصى است که وارد آتش مى‌شود. سپس فرمود: مرد هم همان قدر بیچارگى و عذاب دارد، اگر بانویش را آزار دهد و به او ظلم کند، و هر مردى که بر بدخلقى بانوى خویش صبر کند، خداوند براى هر مرتبه‌اى از صبر و تحمل او پاداشى براى او قرار مى‌دهد مانند پاداشى که براى سختى‌هاى ایوب به او داد.
۷- از امام صادق(علیه السلام) است که فرمود امیر مؤمنان(علیه السلام) در رساله‌اى به فرزندشان امام حسن(علیه السلام) فرمودند: مسؤولیتى بیش از توان بانو باو واگذار مکن، زیرا قرار نگرفتن او در تنگنا و سختى از براى حال او سودمندتر، و از جهت آسودگى او مفیدتر، و از نظر دوام زیبایى و طراوت او بهتر است.
۸- اسحاق بن عمار به امام صادق(علیه السلام) عرض مى‌کند حق بانو بر شوهر چیست، که اگر شوهر آن را انجام دهد نیکوکار شمرده مى‌شود؟ امام(علیه السلام)،(پس از اشاره به حقوق مالى او) فرمودند: «ان جهلت غفر لها» اگر بانو از روى ندانستن و عدم توجه و خطا، کارى از او سر زد که مطلوب او نبود، شوهر او را مورد بخشش قرار دهد. سپس امام(علیه السلام) به سیره پدرشان امام باقر(علیه السلام) در این زمینه اشاره مى‌فرمایند: که از براى ایشان بانویى بود که پدرم را مورد اذیت قرار مى‌داد و ایشان(کریمانه)، عفو مى‌نمودند.
۹- رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بانوان را مورد اکرام قرار نمى‌دهند مگر مردانى بلند طبع و کریم، و ایشان را مورد اهانت قرار نمى‌دهند مگر مردانى که از طبعى حقیر برخوردار باشند.
۱۰- امام صادق(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: وقتى مرد به همسر خود مى‌گوید «من تو را دوست دارم»، این سخن هرگز از قلب او بیرون نمى‌رود.
۱۱- محمد بن ادریس در آخر کتاب سرائر روایتى را نقل مى‌کند که به امام صادق(صلی الله علیه و آله و سلم) ختم مى‌شود که حضرتش فرمود: هر کس که نسبت به ما(اهل بیت)، عشق مى‌ورزد نسبت به همسران خویش زیاد محبت مى‌ورزد.(اشاره به این که از سیره ایشان این نحوه همسردارى است).
۱۲- از ابن عباس است که مى‌گوید از امام صادق(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که مى‌فرمود: بنده(خدا)، زمانى که نسبت به همسران خویش فزونى در محبت داشته باشد،(بدین سبب)، فضیلتى را در ایمان خود زیاد نموده است.

از مجموعه روایات سیره عملى و نظرى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار در این بخش، که خود معرف اصل «و عاشروهن بالمعروف» و مبین گستره محبت و مودت در خانه و خانواده است، نکاتى ارزشمند حاصل مى‌گردد، از آن جمله این که:
الف: جامعیت احکام اسلامى و توجه خاصى که اسلام نسبت به بانوان و جایگاه آنان دارد.
ب: احترام گذارى به همسر و توجه به کرامت، و رعایت شرایط و توازن بین توان و تکلیف.
ج: حسن معاشرت و رفتار شایسته مرد و رفق و مداراى او به عنوان قوام و رکن اساسى خانواده، عامل عمده در تدارک امنیت و آرامش خانواده است.
د: حاکمیت مرد بایستى بر اساس رعایت اصل «مودت و رحمت» و به دور از هر گونه زور مدارى و حکم باشد.
ه: حسن سلوک و رفتار شایسته مرد اساسى ترین عامل در ایجاد انقیاد و تمکین و تأثیرپذیرى همسر است و آنگاه که سایه الفت قرین با حسن نیت از سوى مرد بر فضاى زندگى سایه افکند، تمامى اعضاى خانواده از او متأثر و منفعل مى‌شوند.
و: اگر مرد تمامى وظایف خویش را از خوراک و پوشاک و مسکن و … انجام دهد، اما اعتدال در رفتار نداشته باشد، و الگوى مناسب و پسندیده‌اى در عمل نباشد ضمانتى براى رشد و امنیت و ثبات در خانواده نیست. به همین جهت در دستورات اسلامى حسن معاشرت و رفتار شایسته اصلى‌ترین وظیفه زن و مرد است.

دسته دوم روایات
در این بخش از روایات وظایف مرد نسبت به تأمین امور مالى و نیازهاى ظاهرى زندگى همسر مورد توجه قرار گرفته است، و شئون و ابعاد مختلف این مسئله مطرح گردیده است از جمله:
۱- على(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها)، رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) را براى خدمت، قاضى قرار دادند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حکم فرمودند که خدمت در درون منزل را فاطمه(سلام الله علیها) و در بیرون منزل را على(علیه السلام) انجام دهند.
۲- اسحاق بن عمار از امام صادق(علیه السلام) درباره حق زن بر شوهر سؤال مى‌کند، حضرت فرمودند: این که از نظر غذا و خوراکى او را تأمین نماید، و سیر سازد، و از جهت پوشاک و لباس او را تأمین، و اگر خطائى نمود، او را ببخشد. در این روایت امام صادق(علیه السلام) غیر از توصیه به خوراک و پوشاک مى‌فرمایند این که چهره‌اش را بر روى خانم در هم نکشد و صورتى قبیح در مقابل همسر به خود نگیرد، و سپس به مقدار متعارف خوراکى ها از روغن و گوشت و مایحتاج زن از قبیل رنگ مو و لباس تابستانى و زمستانى(هر یک دو دست) و تأکید بر خالى نبودن خانه از روغن سر و سرکه و زیتون و تدارک قوت همسر اشاره مى‌نمایند و در خاتمه مى‌فرماید، نشود میوه‌اى عمومى باشد مگر این که عیال خود را از آن میوه اطعام کند.» ملاحظه مى‌شود که در این کلام گستره نفقه را در ابعاد مختلف که در برگیرنده همه نیازهاى عرفى زن است اشاره مى‌فرمایند.
۳-امام موسى کاظم(علیه السلام) فرمود: سزاوار است مرد بر عیال خود توسعه مالى ایجاد کند تا زن آرزوى مرگ او را نکند. و فرمودند وقتى براى مرد وسعت در نعمت ایجاد مى‌شود، سزاوار است او هم نسبت به خانواده که نیاز به او دارند وسعت ایجاد نماید.
۴- امام هفتم فرمودند: خانواده مرد(چون تأمین امور زندگیشان با اوست مثل) اسیران او هستند، هر که خداوند به او نعمتى عنایت کرد، باید براى افرادى که تحت کفالت او هستند توسعه ایجاد کند و اگر چنین نکند یقینا آن نعمت از بین مى‌رود.
۵- پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر که وارد بازار شود و تحفه‌اى خریدارى کند و آن را براى خانواده خویش حمل کند(از جهت آثار عمل) مانند کسى است که مالى را به جانب گروهى که نیازمند آن هستند حمل مى‌کند.
۶- پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بدترین مردان کسى است که تهمت مى‌زند، بخیل است و بد زبان و به تنهایى مى‌خورد … و عیالش را به دیگران وا مى‌گذارد.
۷- از امام صادق(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: مورد لعن و نفرین است(دو بار تکرار فرمودند)، کسى که کارش را به دوش دیگران اندازد، و ملعون است ملعون کسى که عائله و حق آنان را ضایع و تباه نماید.

در این دسته از روایات اداره امور اقتصادى زندگى در تمامى ابعاد و با توجه به نیازمندى اعضا بر عهده مرد نهاده شده، و تدارک امور همسر در این زمینه با شوهر است.
دسته سوم از روایات
قبل از پرداختن به روایات در این بخش لازم است دو نکته اساسى مورد توجه قرار گیرد:
الف: در تفکر اسلامى ازدواج فقط براى ارضاى تمایلات جنسى صرف نیست، بلکه عامل انتقال ارزشها از سلف به خلف و از گذشتگان به آیندگان است، اینجا است که سلامت نفس و حفظ کرامت انسان و قوام و تداوم صفات برازنده نیازمند به یک سلسله بایدها و نبایدها و دستورات و قوانین است.
ب: نکاح و پیوند ازدواج یک نیاز ظاهرى محض نمى‌باشد، بلکه منشأ توسعه اصل «مودت و رحمت» بر زندگى بشر است و تعبیر زیباى «و جعل بینکم موده و رحمه»، یک جعل اعتبارى نیست بلکه واقعیتى است که ریشه در عمق جان و سرشت و روان زن و مرد دارد، بخش اول آن که مودت است از عشقى پاک و بى آلایش سرچشمه مى‌گیرد، و بخش دوم آن که رحمت است برخاسته از حس ایثار و گذشت و فرانگرى و دیگراندیشى است، و به مفهوم مایه‌هاى زندگى را بر اساس عشقى راستین به دیگرى تقدیم داشتن، که هر دو از خصایص فطرى بشر است. بر این اساس همه روابط زندگى زناشویى متأثر از این اصل است حتى استمتاع و توالد و تناسل.

و بخش سوم از روایات مربوط به وظایف مرد و زن و نسبت به نحوه ارتباط آنها مى‌شود. از جمله:

۱- حسن بن جهم گفت: موسى بن جعفر را دیدم که خضاب کرده، سر و ریش خود را رنگ کرده است، با تعجب از ایشان پرسیدم، فدایتان شوم شما خضاب کرده اید؟ در جواب فرمودند: به خود رسیدن و آماده شدن براى همسر از چیزهایى است که موجب ازدیاد پاکدامنى بانوان مى‌شود، خیلى وقتها بانوان عفت را ترک مى‌کنند به دلیل این که شوهرانشان به خود نمى‌رسند. سپس فرمود: آیا خوشنود مى‌شوى بانویت را آن گونه ببینى که خود آن گونه هستى در صورتى که خود آرایى نکنى؟ گفتم خیر، فرمودند: این همان است. و سپس ادامه دادند: نظافت، خوشبویى، کوتاه کردن موهاى زاید و آمیزش فراوان از ویژگیهاى پیامبران است.
۲- پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مروت خود را نابود مى‌کند مردى که شب را در غیر منزل خود به سر برد در شهرى که خانواده‌اش در آن شهر است.
۳- از روایات باب اول از ابواب قسم و نشوز و شقاق استفاده مى‌شود که مرد هر چهار شب یکبار لازم است با همسر خویش مضاجعت و هم بسترى داشته باشد.
۴- صفوان بن یحیى از امام صادق(علیه السلام) سؤال مى‌کند: مردى زن جوانى دارد که چند ماه و گاه یک سال به او نزدیک نمى‌شود، و قصد ضرر رسانیدن به او را ندارد مصیبت زده است آیا گناه مى‌کند؟ حضرت فرمود: اگر چهار ماه همسر را ترک کند بعد از آن گناه کرده است.
۵- امام صادق(علیه السلام) فرمود: همچون پرندگان با بانوان خویش آمیزش نکنید، حتما باید مکث و درنگ کنید.
۶- امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: در صورتى که کودکى در خانه باشد، مرد نباید با بانو و کنیزش آمیزش کند، این از امورى است که زنا در پى خواهد داشت.
۷- در حدیث «اربع ماه» از امام على(علیه السلام) است که، هنگامى که مردى با همسرش مى‌آمیزد نباید تعجیل نماید، زیرا از براى جنس مؤنث هم نسبت به امر زناشویى نیازى است که باید مورد توجه مرد قرار گیرد.
۸- دسته ای از روایات است که مضمون آن این است که هرگز نباید با شهوت زن دیگرى با همسر خود آمیزش داشت.
۹- امام باقر(علیه السلام) از قول رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سه چیز جفا محسوب مى‌شود و مورد سوم این که مرد بدون ملاعبه، مواقعه نماید.
۱۰- از امام صادق(علیه السلام) سؤال مى‌شود درباره «لا تضار والده بولدها ولا مولود له بولده» امام(علیه السلام) مى‌فرماید: گاه زنى بچه شیر مى‌دهد، و هنگامى که شوهر اراده آمیزش مى‌کند، ولى زن از نگرانى حامله شدن شوهر را رد مى‌کند، و گاه زن ابراز تمایل به مرد مى‌کند، و مرد خوف حامله شدن همسر را دارد، و ابا و خوددارى مى‌نماید خداوند متعال نهى فرموده از این که مرد به زن ضرر وارد نماید، یا زن به مرد ضرر وارد کند از ترس بچه دار شدن.
نتیجه ى تتبع در آیات و روایات مربوط به بیان وظایف زوج که تخلف از موارد الزامى آن نشوز محسوب مى‌شود آن است که بعضى از این متون درصدد بیان موارد وجوب و الزام عملى زوج نسبت به همسر و یا خانواده است، و بعضى دلالت بر تأکید و توصیه به رعایت اصول ارزشى در خانواده و براى تثبیت و تحکیم روابط زوجین و گرمى کانون خانواده است.

منبع: سایت دائره المعارف طهور

وظایف مرد در خانواده

هر اجتماعی، نیازمند مدیر و سرپرست است؛ خانواده نیز از این اصل کلی پیروی می‌کند. اگر خانواده‌ای از مدیریت صحیح برخوردار نباشد، شیرازه ی آمورش از هم می‌پاشد و نظم و انسجام آن از بین می‌رود. خانواده‌هایی که نقش سرپرستی در آنها ضعیف است، از جنبه‌های گوناگون رفتار مشکل هستند.
خانواده، یک واحد کوچک اجتماعی است و همانند یک اجتماعی بزرگ، باید رهبر واحدی داشته باشد؛ زیرا سرپرستی که زن و مرد به طور مشترک آن را به عهده بگیرند، مفهومی ندارد. در نتیجه، یکی از زن و مرد، باید «رئیس» خانواده و دیگری «معاون» و تحت نظارت او باشد.
در اسلام، وظیفه ی سرپرستی خانواده به عهده ی مرد گذاشته شده است.
خداوند در قرآن می‌فرماید: الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ؛ [۱]مردان [درخانواده] بر زنان سرپرستی دارند.»
موقعیت سرپرستی مرد بر خانواده، به سبب وجود ویژگی‌هایی در مرد است؛ مانند برتری قدرت تفکر او بر نیروی عاطفه و احساسات(به عکس زن که سرشار از عواطف است) و داشتن بنیه و نیروی جسمی بیش‌تر که هم بتوانند بیندیشد و نقشه طرح کند و هم از حریم خانواده ی خود دفاع نماید.
خانواده به همان اندازه که به لطافت روح، احساسات و عواطف سرشار زن نیازمنداست؛ به قدرت، قاطعیت، تدبیر و رهبری نیز احتیاج دارد و چون این ویژگی‌ها به طور طبیعی و فطری در مرد قوی‌تر است، اسلام مسؤولیت اداره ی خانواده را بر عهده ی او نهاده است.
افزون بر آن، تعهد مرد در برابر همسر و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه‌های زندگی، مهریه و تأمین زندگی آبرومندانه همسر و فرزندان، این حق را به او می‌دهد که وظیفه ی سرپرستی بر عهده او باشد.  [۲]بنابر این در ادامه ی آیه مورد نظر این گونه آمده است: «الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم»؛ مردان [در خانواده] بر زنان سرپرستی دارند؛ به سبب برتری‌هایی که خداوند(از نظر قدرت بدنی و مدیریتی) برای بعضی [مردان] نسبت به برخی دیگر[زنان] قرار داده است؛ نیز به دلیل انفاق‌هایی که مردان از اموالشان [در مورد زنان] می‌کنند.»
در مقابل، زن نیز باید با اطاعت و فرمان برداری از شوهر، نقش سرپرستی و مدیریتی او را بپذیرد تا تنظیم امور خانواده با مشکل روبرو نشود. در ادامه ی همان آیه در توصیف زنان شایسته چنین گفته شده است:
«فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله»؛ زنان صالح، آنهایی هستند که در مقابل شوهر، فرمان بردار و متواضعند و در غیاب(همسر خود)، اسرار و حقوق او را در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند.»

یادآوری دو نکته
در اینجا توجه به دو نکته ضروری است:
اول، دادن حق مدیریت سرپرستی به مردان، به معنای مطلق بودن فرمانروایی مرد در محیط خانواده نیست که به دلخواه خود فرمان دهد و زن همانند برده‌ای مطیع و تسلیم او باشد؛ هیچ یک از منابع معتبر اسلامی و آیات و روایات، چنین حقی برای مرد قائل نشده است. [۳] مدیریت در خانواده و در هر سازمان اجتماعی دیگر برای گردش بهتر امور و جلوگیری از ایجاد اختلال است؛ نه ایجاد حق برای مدیر در زورگویی و آزار و اذیت زیردستان؛ بنابراین، مرد باید توجه داشته باشد که در امور مربوط به زن و مسایل عمومی خانواده، با همسر خود به مشورت و تبادل نظر بپردازد و تا حد امکان، برای تأمین خواسته‌های او تلاش کند و در مواقعی که میانشان اختلاف نظری وجود دارد، با بحث و استدلال منطقی در جهت حل مشکل بکوشد.
بنابراین، همان گونه که برای تحکیم بنیاد خانواده، به وجود یک سرپرست نیاز است و بدون آن، خانواده به سستی می‌گراید، خودسری‌ها و اعمال قدرت بیجا نیز بنیاد خانواده را متزلزل خواهد کرد؛ پس مرد باید از حق سرپرستی خود سوء استفاده نکند و جز در محدوده شرع، گامی بر ندارد و با شیوه‌ای صحیح، زندگی را اداره کند. چنان که زن نیز نباید با زورگویی و خودمحوری، محبت و مودت خانواده را بر هم بزند؛ بلکه باید با احترام به حق مرد و پذیرش آن، از پاشیده شدن خانواده جلوگیری کند. [۴]
دوم، سپردن وظیفه ی سرپرستی همسر و خانواده به مردان، نه دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانی آنها است و نه سبب امتیاز آنها در جهان دیگر؛ زیرا این‌ها صرفاً به تقوا و پرهیزگاری بستگی دارد.
برخی چنین تصور می‌کنند که اسلام به مردان بیش از زنان شخصیت داده است؛ شاید منشأ اشتباه آنها پاره‌ای از امتیازها و تفاوت‌های حقوقی است که هر یک، دلیل خاصی دارد؛ ولی بدون شک، قطع نظر از این گونه تفاوت‌ها که ارتباط با موقعیت اجتماعی و شرایط طبیعی آنها دارد، هیچ گونه فرقی از جنبه‌های انسانی و مقام‌های معنوی میان زن ومرد در برنامه‌های اسلام وجود ندارد.
آیت الله جوادی آملی در این باره می‌فرماید:
«قوّام بودن نشانه ی کمال و تقرب الی الله نیست؛ هم چنان که در تمام وزارتخانه‌ها، مجامع، جامعه‌ها و مراکز، افرادی هستند که قوّام دیگری هستند؛ مدیر، مسؤول، رئیس و مانند آن هستند؛ اما این مدیریت، فخر معنوی نیست، بلکه یک کار اجرایی است، این چنین نیست که آن کس که رئیس یا مسؤول شد یا قیم و قوّام شد، به خدا نزدیک‌تر باشد؛ بلکه آن فقط یک مسؤولیت شد یا قیم و قوّام شد، به خدا نزدیک‌تر باشد؛ بلکه آن فقط یک مسؤولیت اجرایی است و ممکن است کسی که ریاست آن مؤسسه را به عهده ندارد، خالصانه‌تر از قیم کار بکند و در قیامت اجر بهتری ببرد و پیش خدا مقرب‌تر باشد. قوام بودن مربوط به کارهای مدیریت و اجرایی است و دلیلش را هم قرآن این چنین بیان کرد: «الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم.»
مسایل اجتماعی، شم اقتصادی، تلاش و کوشش برای تحصیل مال، تأمین نیازمندی‌های منزل و اداره ی زندگی را مرد بهتر به عهده می‌گیرد و چون مسؤل تأمین هزینه، مرد است، سرپرستی خانواده هم با مرد است؛ اما این چنین نیست که از این سرپرستی بخواهد مزیتی هم به دست آورد و بگوید من چون سرپرستم، پس افضل هستم؛ بلکه این، یک کار اجرایی است؛ یک وظیفه است نه فضیلت. روح قیوم و قوّام بودن، وظیفه است و این چنین نیست که قرآن به زن بگوید تو تحت فرمان مرد هستی، بلکه به مرد می‌گوید تو سرپرستی زن و منزل را به عهده بگیر. اگر ما این آیه را به صورت تبیین وظیفه تلقی کنیم نه اعطای مزیت، آن گاه روشن می‌شود «الرجال قوامون علی النساء»؛ یعنی «یا ایها الرّجال کونوا قوّامین»؛ یعنی این مردها شما به امر خانواده قیام کنید.»[۵]
خدا در قرآن کریم می‌فرماید:
«ان المسلمین و المسلمات والمؤمنین و المؤمنات، و القانتین و القانتات، و الصادقین والصادقات، والصابرین والصابرات و الخاشعین والخاشعات، و المتصدقین والمتصدقات والصائمین والصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیراً و الذاکرات اعدالله لهم مغفره و اجراً عظیماً»[۶]؛ به یقین، مردان و زنان مسلمانان، مردان و زنان با ایمان، مردان و زنان مطیع فرمان خدا، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان روزه دار، مردان و زنان پاکدامن، مردان و زنانی که بسیار خدا را یاد می‌کنند؛ خداوند برای همه ی آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است».
این آیه دلیل روشنی بر تفاوت نداشتن زن و مرد در شخصیت انسانی و برتر نبودن مردان بر زنان در این زمینه است؛ زیرا به هنگام بیان ویژگی‌های مؤمنان و اساسی‌ترین مسایل اعتقادی و اخلاقی و عملی، زن و مرد را در کنار یکدیگر همچون دو کفه ی یک ترازو قرار می‌دهد و برای هر دو پاداشی یکسان بدون کم‌ترین تفاوت قائل می‌شود.
به تعبیر دیگر، تفاوت جسمی و روحی مرد و زن را نمی‌توان انکار کرد؛ بدیهی است که این تفاوت برای ادامه ی نظام جامعه ی انسانی ضروری است و پیامدهایی در برخی از قوانین حقوقی زن و مرد ایجاد می‌کند. با این حال، اسلام هرگز شخصیت انسانی زن را زیر سؤال نمی‌برد که آیا زن واقعاً انسان است و آیا روح انسانی دارد یا نه؟!، بلکه هیچ گونه تفاوتی از نظر روح انسانی در میان این دو قائل نیست. در سوره نحل، آیه ۹۷ می‌خوانیم:
«من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون؛ هر کس عمل صالح انجام دهد، مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‌دهند، خواهیم داد.» [۷]

وظایف مردان در جهت مدیریت و سرپرستی خانواده

مردان به منظور انجام وظیفه ی سرپرستی خانواده، وظایف زیر را به عهده دارند:

۱- تأمین نیازهای مادی همسر

واجب است مرد نیازهای مادی همسر(خوارک، پوشاک، مسکن، لوازم زندگی و… ) را در حد توان خود و در حد شأن او تأمین کند.

اسحاق بن عمار از امام صادق(علیه السلام) درباره ی حق زن بر شوهرش پرسید؛ حضرت پاسخ داد:

«یشبع بطنها و یکسو جثتها و ان جهلت غفر لها؛  [۸] خوراک او را تأمین کند؛ بدن او را بپوشاند و اگر خطایی از او سرزد، بر او ببخشاید».
در اسلام، انجام این کار امری بسیار شایسته تلقی شده و مورد ستایش قرار گرفته است.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«من سعاده الرجل ان یکون القیم علی عیاله؛  [۹] از سعادت مرد آن است که سرپرست خانواده‌اش باشد.»
از امام رضا(علیه السلام) روایت شده است:
«الذی یطلب من فضل الله عزوجل ما یکف به عیاله اعظم اجراً من المجاهد فی سبیل الله عزوجل؛ [۱۰] کسی که از فضل خدای عز وجل، به دنبال خرج زندگی اهل و عیال خود باشد، اجرش از کسی که در راه خدا به جهاد پرداخته، بیش‌تر است».
از سوی دیگر، کوتاهی در این امر بسیار نکوهش شده است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«کفی بالمرء هلاکاً ان یضیع من یعول؛ [۱۱] در هلاکت مرد همین بس که درباره ی افراد تحت سرپرستی خود کوتاهی کند.»
همچنین از آن حضرت نقل شده:
«ان من شر رجالکم البهات الفاحش… البخیل الملجیء عیاله الی غیره؛ [۱۲]
بدترین مردان کسی است که تهمت زن و ناسزاگو باشد…؛ مردی که بخیل است و عیال خود را به دیگری می‌سپارد.»

ایجاد گشایش در وضع مادی خانواده

از امور بسیار نیکو و پسندیده در زندگی خانوادگی، آن است که مرد در صورت توان، وضع مادی همسر و فرزندان خود را بهتر کند و شرایط رفاهی بیشتری برای آنان فراهم آورد.
امام رضا(علیه السلام) در این باره فرموده است:
«صاحب النعمه یحب علیه التوسعه عن عیاله؛  [۱۳]فرد غنی باید بر اهل و عیال خود توسعه دهد.»
و امام زین العابدین(علیه السلام) چنین بیان داشته است:
«ان ارضاکم عندالله اسبغکم علی عیاله؛  [۱۴] خداوند از کسی بیش‌تر خشنود است که بر خانواده‌اش توسعه دهد.»

تذکر دو نکته مهم
اول، در توسعه بر خانواده، باید مردان مراقب باشند که اسراف نکنند. ایجاد رفاه و آسایش برای همسر و فرزندان، امری بسیار پسندیده است، اما اسراف نیز از گناهان کبیره می‌باشد. مرد باید در عین رعایت حال خانواده و ایجاد گشایش در زندگی آنان، از هزینه‌ها و ریخت و پاش‌های نا به جا و بی‌فایده نیز خودداری نماید؛ چنان که قرآن کریم در توصیف بندگان مؤمن می‌فرماید:
«وَ الَّذِینَ اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً»؛  [۱۵][بندگان خوب خدا] کسانی هستند که در هنگام خرج کردن، اسراف یا سختگیری نمی‌کنند و روش آنها میانه ی این دو است».
امام صادق(علیه السلام) به یکی از اصحاب خود فرمود:
«ا تری الله اعطی من اعطی من کرامته علیه و منع من منع من هوان به علیه! لا، ولکن المال مال الله، یضعه عند الرجل ودایع و جوز لهم ان یاکلو قصداً و یشربوا قصداً و یلبسوا قصداً و ینکحوا قصداً و یرکبوا قصداً ویعودوا بما سوی ذلک علی فقراء المومنین و یلموا به شعثهم؛ فمن فعل ذلک کان ما یأکل حلالاً و یشرب حلالاً و یرکبُ حلالا و ینکح حلالاً، و من عدا ذلک کان علیه حراماً؛ ثم قال: و لاتسرفوا انه لا یحب المسرفین، اتری الله ائتمن رجلاً علی مال خول له ان یشتری فرسا بعشره آلاف درهم و یجزئه فرس بعشرین درهماً… و قال: و لاتسرفوا انه لا یحب المسرفین؛  [۱۶] آیا گمان می‌کنی خدا به کسی که مال و ثروت داده، به سبب کرامت و احترام او است، یا به کسی که نداده به واسطه ی پستی او است؟! چنین نیست؛ بلکه مال و ثروت، مال خدا است و آن را به طور امانت نزد شخص می‌گذارد و اذن می‌دهد که به طور میانه روی از آن بخورد، بیاشامد، لباس تهیه کند، ازدواج کند و مرکب سواری تهیه کند، و زیادی آن را به مومنان فقیر برساند و نیازهای آنها را رفع کند. پس هر کس به این دستور عمل کند، آنچه خورده، آشامیده پوشیده سوار شده و نکاح نموده، همه بر او حلال است و اگر چنین نکرد [و اسراف نمود]، همه ی اینها بر او حرام است. سپس برای توضیح بیشتر فرمود: اسراف نکنید که خدا اسراف کاران را دوست ندارد، نظرت در این باره چیست که خدا مالی به طور امانت به کسی بدهد؛ پس او اسبی به مبلغ ده هزار درهم برای سوار شدن بخرد؛ در حالی که می‌توانست اسبی به مبلغ ۲۰ درهم بخرد و کاملاً کفایتش می‌کرد… [آیا به نظر تو این کار صحیح است]. سپس آن حضرت این آیه را تلاوت فرمود: و لاتسرفوا انه لایحب المسرفین؛ اسراف نکنید که خدا اسراف کاران را دوست ندارد.»
همچنین، در خانواده‌هایی که درآمد زیادی ندارند، ریخت و پاش، خانواده را با بدهی مواجه می‌کند. خانواده برای تأمین هزینه‌های سنگین زندگی و پرداخت دیون، با مشکلات جدی روبرو می‌شود. این است که در روایات، عاقبت اسراف، فقر و تنگدستی دانسته شده است.
پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:
«ان السرف یورث الفقر و ان القصد یورث الغنی؛  [۱۷] اسراف، فقر و تنگدستی می‌آورد و میانه روی، ثروتمندی و بی نیازی را در پی دارد.»
دوم، تأمین هزینه ی خانواه بر عهده ی مردان گذاشته شده و آنان نباید در انجام این کار کوتاهی کنند، اما ممکن است در مواقعی، مرد به دلیل بی کاری یا علت دیگر نتواند از عهده ی این وظیفه بر آید؛ در این مواقع، باید زن قناعت پیشه کند و از توقعات خود بکاهد.
اصولاً لازمه ی وجود محبت و مودت میان زن و شوهر، آن است که در مشکلات و سختی‌ها یکدیگر را تنها نگذارند؛ از برخی توقعات خود، که خارج از توانایی همسر است، چشم بپوشند و برای حفظ خانواده و زندگی مشترک، تنگدستی و نداری را با قناعت و صبر، از سر بگذرانند. صبر نکردن زن بر مشکلات، باعث آزار و اذیت شوهر او می‌گردد؛ این امر به شدت در روایات اسلامی نکوهش شده است.
امام صادق(علیه السلام) در این باره فرموده است:
«ملعونه ملعونه امراه توذی زوجها و تعمه و سعیده سعیده امراه تکریم زوجها و لاتؤدیه و تطیعه فی جمیع احواله؛  [۱۸] ملعون است زنی که همسر خود را می‌آزارد و او را غمگین می‌سازد؛ و خوشبخت است زنی که شوهر خود را اکرام می‌کند و او را نمی‌آزارد و در همه حال از او اطاعت می‌کند.»
برخی از بانوان به این مسأله توجه ندارند و خوشبختی را در ارضای هر چه بیش‌تر خواسته‌های مادی خود می‌جویند؛ انتظارهای ایشان حدی ندارد و پیوسته خواسته ی تازه‌ای دارند؛ این افراد بی آن که امکانات همسر خویش را بسنجند و با آینده‌نگری، مصالح خانواده را درنظر بگیرند، بر خواسته‌های خود پافشاری می‌کنند؛ حال اگر اینها برآورده نشود، زندگی را برای خود و همسر و فرزندان تیره و تار می‌کنند؛ نخستین چیزی که ایشان از دست می‌دهند، احساس رضایت همسر و در پی آن، احساس خوشبختی در زندگی است.
بعضی از زنان هم به دلیل چشم و هم چشمی‌های رایج، به قدری در ارضای خواسته‌های مادی خود زیاده روی می‌کنند که گویی تنها برای خرج تراشیدن و مصرف کردن ساخته شده اند؛ این گونه زنان، باری سنگین بر اقتصاد خانواده تحمیل می‌کنند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به ایشان فرموده است:
«ایما امراه لم ترفق بزوجها و حملته علی ما لایقدر وما لایطیق لم تقبل منها حسنه و تلقی الله و هو علیها غضبان؛  [۱۹] هر زنی که نسبت به شوهر خود دلسوزی نکند و او را بر امری که توانایی و طاقت آن را ندارد وادار نماید، هیچ عمل نیکی از او پذیرفته نمی‌شود و خدا را در حالی ملاقات می‌کند که بر او خشمناک است».
چه بسیارند خانواده‌هایی که با وجود امکانات مادی کم یا متوسط، به سبب داشتن صفت والای قناعت، بسیار سعادتمند هستند؛ این همان سعادت و آرامشی است که بعضی افراد مرفه آن را در خانه‌های مجلل، مهمانی‌های پرخرج، طلا و جواهرات و. . . می‌جویند و هرگز به آن دست نمی‌یابند. به همین جهت، بسیاری از مشکلات روانی و اجتماعی مانند افسردگی، احساس پوچی، انحراف‌های اخلاقی و از هم پاشیدن خانواده و امثال آن، بیشتر در میان قشر مرفه رواج دارد.  [۲۰]

۲- تأمین امنیت خانواده

تلاش برای حفظ امنیت مالی، جانی و ناموسی همسر و فرزندان نیز وظیفه ی مرد است. خداوند سرپرستی زن را بر عهده ی مرد قرار داده و از او خواسته است تا از او نگهداری کند.
امام علی(علیه السلام) در توصیه‌های خود به امام حسن(علیه السلام) درباره ی محافظت از عفت و پاکدامنی زنان می‌فرماید:
«و اکفف علیهن من ابصارهن بحجابک ایاهن، فان شده الحجاب ابقی علیهن، و لیس خروجهن باشد من ادخالک من لا یوثق به علیهن و ان استطعت ان لایعرفن غیرک فافعل؛  [۲۱] زنان را در پرده حجاب و عفاف، نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند؛ زیرا هر چه آنان محجوب‌تر و پوشیده‌تر باشند، عفتشان بهتر محفوظ می‌ماند؛ و این نکته را در نظر داشته باش که بیرون رفتن آنان، فسادش بیش‌تر از این نیست که تو افرادی را که مورد اطمینان نیستند، به منزل ببری(افرادی را که مورد اطمینان نیستند، به منزل نبر)، و اگر توانستی کاری کنی که جز تو را نشناسند، این کار را بکن».
خانواده و محافظت از آن، در اسلام آن قدر اهمیت دارد که حتی فدا کردن جان در این راه امری ممدوح و پسندیده شمرده شده است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«من قتل دون عیاله فهو شهید؛  [۲۲] کسی که در راه دفاع از اهل و عیال خود کشته شود، شهید است».
یکی از ویژگی‌های ناپسندیده و بسیار مهم برای مردان، داشتن غیرت است. غیرت یکی از جلوه‌های مردی و مردانگی و حسی درونی است که آفریدگار برای نگهبانی از حریم خانواده و پاسداری از نسل، در وجود مرد به ودیعه نهاده است. در حقیقت، این حسّ فطری در نهاد مرد قرار داده شده تا ناموس خود را از دسترس کامجویی دیگران حفظ کند و همسرش را تنها در انحصار خود نگه دارد. در روایات رسیده از معصومین(علیهم السلام) نیز غیرت ورزی مردان بسیار ستایش شده و نداشتن غیرت، مورد نکوهش فراوانی قرار گرفته است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره ی غیرت فرموده است:
«ان الغیره من الایمان؛ [۲۳] همانا غیرت از ایمان است».
و باز هم از ایشان نقل شده است:
«ان الجنه لیوجد ریحها من مسیره خمس ماه عام و لایجدها عاق و لادیوث؛ قیل یا رسول الله، و ما الدیوث؟ قال: الذی تزنی امراته وهو یعلم بها؛  [۲۴] بوی بهشت از فاصله ی پانصد سال راه به مشام می‌رسد، ولی عاق والدین و دیوث آن را استشمام نمی‌کنند. اصحاب پرسیدند: ‌ای رسول خدا، دیوث به چه کسی می‌گویند؟ فرمود: مردی که زنش زنا بدهد و او بداند [و عکس العملی نشان ندهد]».
بدین ترتیب، مرد باید همسر خود را در رعایت عفاف و حجاب یاری کند و اگر همسرش در این باره کوتاهی کند او را از این کار باز دارد؛
همچنین از حضور او در مجالس مختلط و اماکن شلوغ که بدن مردها و زن‌ها با هم تماس دارد، جلوگیری کند.
امام علی(علیه السلام) مردم عراق را این چنین نکوهش می‌کنند:
«یا اهل العراق نبئت ان نسائکم یدافعن الرجال فی الطریق، اما تستحیون؟!؛  [۲۵]‌ای مردم عراق، به من خبر رسیده که زنانتان در راه به مردها تنه می‌زنند؛ آیا حیا نمی‌کنید( چرا جلوی زنانتان را نمی‌گیرید)؟!»
حدیث دیگری از آن حضرت بدین مضمون است:
«اما تستحیون ولا تغارون نسائکم یخرجن الی الاسواق و یزاحمن العلوج؟؛  [۲۶] آیا حیا نمی‌کنید و نسبت به زنانتان، که به بازارها می‌روند و با بدن مردان قوی هیکل برخورد می‌کنند، غیرت نمی‌ورزید؟!»
البته مردان نیز نباید در غیرت ورزی، شدت بیش از حد نشان دهند و باعث آزار و اذیت بی دلیل همسر پاکدامن خود شوند. مردان باید مواظب همسر خود باشند، اما این به معنای بدگمانی و تجسس بی جا درباره ی او نیست. بنای خانواده بر اعتماد متقابل استوار است و سوء ظن به همسر، باعث رنجش خاطر او می‌شود و استحکام روابط خانوادگی را سست می‌گرداند.
امام علی(علیه السلام) در سفارش‌های خود به فرزندش امام حسن مجتبی(علیه السلام) می‌فرماید:
«ایاک و التغایر فی غیر موضع غیره فان ذلک یدعو الصحیحه الی السقم و الریئه الی الریب؛  [۲۷] از غیرت‌ورزی بیجا بپرهیز؛ زیرا چنین تعصب افراطی، زن درستکار را به بیمار دلی و پاکدامن را به بدگمانی می‌خواند».
اسلام نیز به زن‌ها نیز توصیه می‌کند بر غیرت ورزی شوهران خود صبر کنند؛ این زنان هر چند ممکن است از این جهت اذیت شوند، بدانند که سخت گیری شوهران، به سود خود آنها است و اگر در موردی باعث آزار و اذیت آنها می‌شود، از آن گذشت نمایند.
فرموده ی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره:
«جهاد المراه ان تصب علی ما تری من اذی زوجها و غیرته؛  [۲۸] جهاد زن آن است که بر آزار و اذیت و غیرت ورزی شوهرش صبر کند.»

۳- هدایت خانواده به سوی خدا و کمال معنوی

یکی از وظایف اصلی مرد در جایگاه سرپرست خانواده، راهنمایی همسر و فرزندان به سوی صراط مستقیم الاهی و دور کردن آنها از دوزخ و عذاب است.
به طور کلی، هدایت دیگران، در اسلام از شأن و مرتبه ی بالایی برخوردار است و در اصل، فرستاده شدن پیامبران از سوی خداوند، برای هدایت بشر بوده است.
هنگامی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) علی(علیه السلام) را برای هدایت مردم یمن گسیل داشت، پیش از سفر به ایشان فرمود:
«و ایم الله لئن یهدی الله علی یدیک رجلاً خیر لک مما طلعت علیه الشمس وغربت؛(۲۹)[۲۹] به خدا قسم، اگر خدا به دست تو کسی را هدایت کند، برای تو از آنچه خورشید بر آن طلوع و غروب کرده، بهتر است».
دستور امر به معروف و نهی از منکر، یک دستور عام است که همه ی مسلمانان باید آن را انجام دهند. با این حال، امر به معروف و نهی از منکر در محیط خانواده اهمیت ویژه‌ای دارد.
قرآن کریم درباره ی امر به معروف و نهی از منکر در محیط خانواده می‌فرماید:
«یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره…؛  [۳۰]‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است نگه دارید».
از این آیه و روایات گوناگونی که از معصومین(علیهم السلام) به دست ما رسیده، به خوبی استفاده می‌شود که انسان در برابر همسر و فرزندان خویش، مسؤولیت سنگین تری دارد و موظف است تا آنجا که می‌تواند در تعلیم و تربیت آنها بکوشد؛ آنها را از گناه باز دارد و به نیکی‌ها دعوت نماید؛ نه اینکه تنها به تأمین نیازهای مادی آنها بسنده کند.
در حقیقت، اجتماع بزرگ از واحدهای کوچکی به نام “خانواده” تشکیل می‌شود؛ هرگاه این واحدهای کوچک که رسیدگی به آن آسان‌تر است اصلاح گردد، کل جامعه اصلاح می‌شود. به ویژه در عصر ما که امواج کوبنده فساد در بیرون خانواده‌ها بسیار قوی و خطرناک است، برای خنثی کردن آنها از راه تعلیم و تربیت خانوادگی، باید برنامه ریزی اساسی‌تر و تلاش بیش تری انجام گیرد.  [۳۱]
امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«لا یزال المومن یورث اهل بیته العلم و الادب الصالح حتی یدخلهم الجنه…؛  [۳۲] بنده ی مؤمن، پیوسته به خانواده ی خود علم و ادب صالح می‌آموزد تا این که همه آنان را وارد بهشت می‌گرداند.»
در حدیثی می‌خوانیم هنگامی که آیه ی ۶ سوره تحریم(که کمی قبل ذکر آن گذشت) نازل شد، یکی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: چگونه خانواده ی خود را از آتش دوزخ حفظ کنم؟ حضرت پاسخ داد:
«تامرهم بما امر الله و تنهاهم عما نهاهم الله، فان اطاعوک کنت قد وقیتهم و ان عصوک کنت قد قضیت ما علیک؛  [۳۳] آنان را به آنچه خدا امر فرموده، امر کن و از آنچه خدا نهی فرموده باز دار؛ اگر از تو اطاعت کردند، ایشان را از آتش دوزخ حفظ کرده‌ای و اگر نافرمانی کردند، تو به وظیفه ی خود عمل نموده‌ای.»

هدایت معنوی خانواده در سخن علامه مجلسی
علامه مجلسی(رحمه الله) در بحار الانوار  [۳۴]، در توضیح آیه ی شریفه «قوا انفسکم و اهلیکم نارا»، چند وظیفه را برای سرپرست خانواده در جهت هدایت آن یادآوری کرده:
۱٫ بدعائهم الی طاعه الله؛ پدر وظیفه دارد همسر و فرزندان خود را به سوی عبادت و اطاعت پروردگار دعوت کند.
امام صادق(علیه السلام) در این باره فرموده است:
هنگامی که آیه «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم واهلیکم ناراً»
نازل شد، مردم گفتند: یا رسول الله، چگونه خود و اهل و عیالمان را از آتش دوزخ حفظ کنیم؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «اعملوا الخیر و ذکروا به اهلیکم و ادبوهم علی طاعه الله؛ اعمال نیک انجام دهید و به خانواده خود نیز یادآوری کنید؛ بدین طریق، آنها را بر اطاعت و عبادت پروردگار تربیت نمایید».
آن گاه امام صادق فرمود: آیا نمی‌بینی که خداوند به پیامبر خود می‌فرماید: ”
وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاَهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا [۳۵] و نیز: “ وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولاً نَبِیّاً وَ کَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاَهِ وَ الزَّکَاهِ وَ کَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً  [۳۶][۳۷]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«اذا ایقظ الرجل اهله من اللیل فتوضئا و صلیا کتبا من الذاکرین الله کثیراً و الذاکرات؛  [۳۸]هنگامی که مرد همسرش را شبانگاهان بیدار کند، هر دو وضو بگیرند و نماز [شب] بخوانند، از مردان و زنانی خواهند بود که خدا را بسیار یاد می‌کنند».
نکته ی شایان توجه این که فرد باید در دعوت خانواده به اطاعت از خدا تا حد امکان از ملایمت و ملاطفت استفاده کند و از خشونت و زور بپرهیزد؛ تنها در این صورت می‌تواند به موفقیت خود امیدوار باشد.
۲٫ و تعلیمهم الفرائض؛ مرد باید احکام دین و واجبات و محرمات الاهی را به همسر و فرزندان خود بیاموزد. مسایل نماز، روزه، وضو، غسل و… مورد نیاز هر فرد است و انسان باید در آموزش دادن آنها به خانواده‌اش کوتاهی نکند.
۳٫ و نهیهم عن القبائح: سرپرست خانواده باید همسر و فرزندان را نسبت به زشتی گناهان آگاه سازد؛ آنان را از انجام گناه باز دارد و زمینه ی گناه و بی تقوایی را در خانواده از بین ببرد.
۴٫ و حثهم علی افعال الخیر؛ پدر باید اهل و عیال خود را به انجام اعمال نیک تشویق کند. اخلاق نیک، علم آموزی، جهاد در راه خدا، رعایت حجاب و… اموری است که انجام آنها بر افراد بایسته است و مدیر خانواده باید افراد تحت سرپرستی خود را به انجام آنها ترغیب نماید.

پی‌نوشت‌ها

[۱] نساء(۴)، ۳۴٫

[۲] تفسیر نمونه، ج۳، ص ۳۶۹ به بعد.

[۳] اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۸۱٫

[۴] همان.

[۵] جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، ص ۳۶۶٫

[۶] برگرفته ا زتفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۳۱۳٫

[۷] برگرفته ا زتفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۳۱۳٫

[۸] من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۴۰٫

[۹] کافی، ج ۴، ص۱۳٫

[۱۰] همان، ج ۵، ص ۸۸٫

[۱۱] مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۲۵۶٫

[۱۲] التهذیب، ج ۷، ص ۴۰۰٫

[۱۳] کافی، ج ۴، ص۱۱٫

[۱۴] همان.

[۱۵] فرقان(۲۵)، ۶۷٫

[۱۶] مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۲۷۰٫

[۱۷] کافی، ج ۴، ص ۵۳٫

[۱۸] بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۵۳٫

[۱۹] همان، ص ۲۴۴٫

[۲۰] برگرفته از راهنمای همسران جوان، ص ۱۳۴٫

[۲۱] نهج البلاغه، نامه ی ۳۱، ص ۵۳۶٫

[۲۲] وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۲۰٫

[۲۳] همان، ج ۲۰، ص ۱۵۴٫

[۲۴] همان.

[۲۵] کافی، ج ۵، ص ۵۳۶٫

[۲۶] همان، ص ۲۳۷٫

[۲۷] نهج البلاغه، نامه ۳۱، ص ۵۳۶٫

[۲۸] کافی، ج ۵، ص ۹٫

[۲۹] بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۳۶۱٫

[۳۰] تحریم( ۶۶)، ۶٫

[۳۱] تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۲۹۳٫

[۳۲] مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۰۱٫

[۳۳] کافی، ج ۵، ص ۶۲٫

[۳۴] ج ۸، ص ۲۶۹؛ و نیز ج ۷۱، ص ۸۶٫

[۳۵] طه( ۲۰)، ۱۳۲( خانواده خود را به نماز دستور ده و خود نیز بر آن شکیبا باش).

[۳۶] مریم(۱۹)، ۵۴و ۵۵( در این کتاب اسماعیل را یاد کن؛ او درست قول و فرستاده‌ای پیامبر بود و خاندان خود را به نماز و زکات امر می‌کرد و مورد رضایت پروردگارش بود. )

[۳۷] مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۰۱٫

[۳۸] تفسیر مجمع البیان و تفسیر قرطبی؛ به نقل از تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص۳۱۲٫

منبع: حیدری، مجتبی؛ (۱۳۸۵)، دینداری و رضامندی خانوادگی، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چاپ سوم بهار(۱۳۸۷).