وظایف فرزندان

نوشته‌ها

جایگاه پدر و وظایف ما

مقام پدر

سیزدهم رجب، افزون بر شادمانی میلاد شهریار خردورزی و عدالت، با احترام به ارجمندی مقام پدران و سپاس از مهر گسترده ایشان معطر شده است. انتخاب ولادت سرسلسله امامت و پدر دو پیشوای الهی، امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) به عنوان روز پدر، حریم و حرمت مقام بلند ایشان و شعفناکی این روز را یادآور می‏‌شود. در این مقاله، با نگاه به آموزه‏‌های زندگی‏ آموز اسلام، از شکوه مقام پدر و احترام بی‏‌مرز او در معارف دینی سخن آورده‌‏ایم. گفتنی است در واکاوی این موضوع در آیات و روایات، بیشتر با واژه والدین روبه‏‌رو هستیم و همراهی و هم‏قدری پدر و مادر در تکریم.

معمایی شگرف با پاسخی آسان

صحنه زندگی ما با خاطره‌‏هایی سرشار از گذشت و ایثار، گره خورده است. در اطراف ما، هنرمندانی هستند که عمری پروانه بودن را حتی با شرارت شمع و باغبانی را حتی با تلخی تیغ، عمیق زندگی کرده‏‌اند. آنان تمام شدن را به بهای ساختن و سوختن را به قیمت شادی بخشیدن اندوخته‌‏اند. این که کسی بتواند تا این حد، بی‏‌دریغ عشق بورزد و این‏ گونه لبریز از سخاوت باشد، معمایی است شگرف با پاسخی آسان؛ قداست واژه‌‏ای به نام پدر. اوست که می‏‌تواند بی‌هیچ چشم‏داشت، این‏ گونه چشمه زلال مهربانی باشد و جوهر گران‏مایه وجود را جاری جسم و جان فرزندانش سازد. اوست که می‏‌تواند این‏ گونه ارزانْ عاطفه ارزانی کند. او بلندتر از ادراک واژه‏‌ها و فراتر از قامت سپاس‏‌های ماست.

سازنده‌ترین نظام ارتباطی

انسان، در چرخه ارتباط‏‌ها زندگی می‏‌کند؛ ارتباط با خدا، خود، پدر و مادر، همسر، همسایه، هم‏سفر، هم‏سفره، هم‏جنس، نا هم‏جنس، دوست، دشمن و حتی حیوانات و طبیعت. در این میان، یکی از دیرپاترین و سرنوشت‌سازترین ارتباط‏‌ها، همراهی و هم‏زیستی انسان با پدر و مادر است. این ارتباط، برنامه‏‌ای پویا و فراگیر برای پاسداری از نظام خانواده را می‏‌طلبد. اگر پیوندها و پیمان‏های استوار سنتی و دینی در هجوم آتشناک بی‏‌تفاوتی و بی‏‌مهری سست گردد و ناهنجاری‏‌های اخلاقی و اجتماعی همه‏‌گیر شود، انسانِ بی‏‌پناه، میزبانِ تنهایی وحشت‏‌خیز خویش می‏‌گردد. پدر و مادر، دو بنیاد خانواده هستند و استوار ماندن خانواده و آفت‏‌زایی از آن، به پاس داشتن حقوق و حرمت آنان وابسته است. ازاین‏رو، دین اسلام، حقوق و وظایفی را که باید در این ارتباط‏‌ها رعایت شود، به زیبایی بیان کرده و سازنده‌‏ترین نظام‏ها را بر هم‏زیستی سالم و سرشار از نشاط و تعالی پیشنهاد داده است. بی‏‌شک، ژرف‏ترین نگاه‏‌ها و آموزنده‌‏ترین مفاهیم را باید در اندیشه‌‏های بلند اسلام جست.

دو پدر معنوی

در برخی روایات، واژه «اَب» به معنای پدر، برای حضرت رسول(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم) و حضرت علی(علیه ‏السلام) و به معنای پدران معنوی امت اسلام آمده است. پیامبر اکرم(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم) فرمود: «اَنا و علیٌ اَبَوَا هذِه الاُمَّهِ؛ من و علی دو پدر این امتیم.» بنابراین، همان‏ گونه که پدر، اسباب پدید آمدن مادّی و فیزیکی ماست و حقوق بسیاری بر ما دارد، آن دو بزرگوار، انگیزه پدید آمدن هویت دینی و معنوی ما هستند و ما وام‏دار حقوق عظیم معنوی آنان هستیم. همان‏ گونه که در برابر پدران جسمانی خویش وظایفی چونان فرمان‏پذیری، فروتنی، محبت، سپاس‏مندی، احسان، بزرگداشت و… داریم، در برابر این پدران معنوی نیز چنان وظایفی را بر عهده داریم. البته حقوق این پدران معنوی بسیار گسترده‏‌تر و پاسداشت آن بسی سخت‏‌تر است؛ زیرا سعادت دنیایی و اخروی که ره‌‏آورد اسلام است و زندگی ما را سرشار ساخته، همه دستاورد رنج‏ها، تلاش‏ها و مجاهدت‏های آن عزیزان است. همچنین با از دست دادن پدر جسمانی، فرزند یتیم می‏‌شود و در چرخه زندگی آفت‏ها می‌‏بیند. با گُسست معنوی، اعتقادی و عملی از پدران معنوی نیز انسان، بی‏‌هدف، بی‏‌راهنما و بی‏‌پناه می‏‌شود.

مربی و معلم به منزله پدر

در فرهنگ اسلامی، افزون بر تأکید بر تکریم و احترام پدر حقیقی، برای پاسداشت برخی دیگر از افراد اثرگذار در تکوین شخصیت انسان، از آنان با واژه پدر یاد و به تعظیم و اکرامشان سفارش شده است. در روایتی آمده است: «به راستی پدران، سه نفر هستند: پدری که عامل پیدایی ما شده است(پدر حقیقی)؛ پدری که ما را پرورش داده است(مربی) و پدری که به ما آموزش داده است(معلّم).» همچنین در برخی روایات، تکریم برادر بزرگ‏تر را توصیه کرده و او را به منزله پدر شمرده‏‌اند.

معنای احسان به پدر و مادر

در آیات بسیاری از قرآن مجید، مردمان به احسان و نیکی کردن به پدر و مادر امر شده‏‌اند که از آن جمله است: آیه ۸۳ سوره بقره، آیه ۳۶ سوره نساء، آیه ۱۵۱ سوره انعام، آیه ۲۳ سوره إسراء، آیه ۱۵ سوره أحقاف و آیه ۸ سوره عنکبوت. در این‏ باره، یکی از یاران امام صادق(علیه ‏السلام) از معنای احسان در آیه ۸۳ سوره بقره پرسید. آن حضرت فرمود: «یعنی با آنان به طور شایسته هم‏زیستی کنی و پیش از آن که مجبور شوند چیزی از تو بخواهند، تو نیازشان را برآورده سازی، اگر چه از نظر مال بی‏‌نیاز باشند».

راغب اصفهانی، واژه‏‌شناس نکته‏‌سنج نیز درباره معنای احسان گفته است: «احسان، بالاتر از عدل است؛ زیرا عدل بدان معناست که هر چه بر عهده دارد، بدهد و آنچه بر اوست، بگیرد، ولی احسان آن است که بیشتر از آنچه بر عهده دارد، بدهد و کمتر از آنچه برای اوست، بگیرد.» این تفسیرها، وظیفه سترگ فرزندان را در برابر والدین گوشزد می‏‌کند.

دستور عام نیکی به پدر و مادر

نیکی به پدر و مادر، سفارشی ویژه و دستوری عام است تا آنجا که حتی ناپارسایی، شیعه نبودن و حتی نامسلمان بودن پدر و مادر، مانع نیکی کردن به آنان نمی‏‌شود. در این ‏باره امام باقر(علیه ‏السلام) در حدیثی فرموده است: «سه چیز است که خداوند متعالی در مورد آنها اجازه مخالفت نداده است: بازگرداندن امانت به نیکوکار و بدکار؛ وفای به پیمان در مورد درست‏کردار و بدرفتار، نیک‏رفتاری با پدر و مادر چه نیکوکار باشند و چه بد کردار.» امام رضا(علیه ‏السلام) نیز می‏‌فرماید: «نیکی کردن به پدر و مادر واجب است، اگر چه آن دو مشرک باشند، ولی در نافرمانی خداوند نباید از آنان فرمان‏پذیر بود».

سپر آتش

خدمت به پدر و مادر، از وظایف دینی و اخلاقی ماست و ره‌‏آوردهای معنوی بسیاری دارد. این امر، افزون بر پاداش‌‏های آخرتی، در سرنوشت مادی و خوش‏بختی‏ها و کام‏یابی‏های زندگی دنیایی ما بسیار اثرگذار است. این وظیفه در روزگار ضعف و سستی آنان، اهتمامی ویژه و توجهی خاص می‏‌طلبد. در روایتی آمده است: مردی به نام ابراهیم از یاران امام صادق(علیه ‏السلام) به آن حضرت گفت: پدر من بسیار کهن‏سال و ناتوان است، به گونه‏‌ای که وقتی می‏‌خواهد قضای حاجت کند، او را بر دوش می‏‌گیریم و می‏‌بریم. حضرت فرمود: «اگر می‏‌توانی خودت چنین کاری را انجام بده و با دست خویش برایش لقمه بگیر؛ زیرا چنین خدمتی، سپر آتش فردای قیامت توست».

گفتار کریمانه

از شیوه‌‏های تعظیم و تکریم مقام پدر، گفتار کریمانه با اوست. قرآن کریم، شیوه‌‏های گفتار با مخاطبان گوناگون را بیان کرده و درباره درون‏مایه و محتوا، شکل القای سخن و نوع آهنگ صدا، دستورهای راه‌‏آموزی ارائه داده است. قرآن کریم درباره شیوه گفتار با پدر و مادر می‏‌گوید: «وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا؛ با آن دو، سخن کریمانه، ارجمند و شرافتمندانه بگو.»(اسرا: ۲۳) امام سجاد(علیه ‏السلام) نیز در نیایشی از خداوند متعالی می‏‌خواهد: «خدایا! آهنگ صدایم را در پیشگاه پدر و مادر آرام و فرود آمده قرار ده و سخنم را برای آنان گوارا و دل‏نشین ساز.» در روایتی آمده است که فردی به امام صادق(علیه ‏السلام) گفت: پدرم به من خانه‏‌ای بخشیده و سپس تصمیم گرفته است آن را از من باز پس گیرد. حضرت فرمود: «کار پدرت نارواست، ولی اگر بین تو و پدرت بگو مگو پیش آمد، صدایت را از صدای او بالاتر نبر و اگر او صدایش را بالا برد، تو آهنگ کلامت را پایین آور».

حفظ حریم حرمت پدر

در فرهنگ اسلامی، مرزهای پاسداشت مقام بلند پدر و شیوه‌‏های ارج و احترام او با دقتی ژرف و نگاهی نکته‏‌سنجانه ترسیم شده است. در آیین اسلام، فرزند افزون بر آن که خود باید پیوسته قدر قداست پدر را بداند، نباید کاری کند که دیگران حریم حرمت پدرش را بشکنند و او را آماج ناسزاهایشان قرار دهند؛ چون از زمان دیرین، چنین رسم بوده که به پدر و مادر کسی که کار ناروا می‏‌کرد، ناسزا می‏‌گفتند. در این ‏باره در روایتی آمده است که پیامبر اعظم(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم)، کسانی را که پدر و مادر خویش را لعنت می‏‌کنند، لعنت کرد. از آن حضرت پرسیدند: آیا کسی پدر و مادر خود را لعنت می‏‌کند؟ حضرت پاسخ داد: «آری. کسی که پدر و مادر مردم را لعنت می‏‌کند و آنان در مقابل، پدر و مادر او را لعنت می‏‌کنند».

پاسداری از نام و یاد پدر

چند به ناز پرورم مهر بتان سنگ‏دل

یاد پدر نمی‏‌کنند این پسران ناخلف

یکی از سفارش‏‌های اخلاقی اسلام، زنده نگه داشتن نام و یاد پدر و مادر است. در بخشی از دعای امام سجاد(علیه ‏السلام) آمده است: «ای خدای من! یاد پدر و مادرم را در پایان نمازها از خاطرم مزدای و در همه لحظه‌‏های شبانگاهان و در همه ساعت‏‌های روز، یاد آنان را از ضمیرم مَبر.» این پاس‏داشت نام و یاد، به هر شکل و هر شیوه، از جنس نیکی کردن به پدران و نوعی قدردانی از زحمت ایشان و ترویج سنت احترام به بزرگ‏ترهاست.

روایتی درس‏ آموز

سیره گران‏قدر زندگانی اهل‏بیت(علیهم‏ السلام) از نکته‌‏های درس‏ آموز در بزرگداشت مقام پدر سرشار است. در روایتی آمده است: مردی با پسرش میهمان حضرت علی(علیه ‏السلام) شد. آن حضرت با اکرام و احترام آنان را در صدر مجلس نشاند. پس از صرف غذا، حضرت خواست به رسم آن زمان، دست میهمان را بشوید. او خود را عقب کشید و گفت: چگونه ممکن است من دست‏هایم را بگیرم و شما آنها را بشویید. حضرت علی(علیه ‏السلام) با فروتنی و اصرار خواست تا به شرافت خدمت کردن به برادر مؤمن برسد. آن حضرت، دست پدر را شست، ولی برای شستن دست فرزند میهمان، محمد حَنَفیّه، فرزندش را طلبید و فرمود: «دست پسر را تو بشوی. اگر پدر این پسر اینجا نبود و تنها این پسر میهمان ما بود، خودم دستش را می‏‌شستم، ولی خداوند دوست دارد آنجا که پدر و پسری هر دو حاضرند، بین آنها در احترام گذاشتن فرق گذاشته شود».

نخواستم بالاتر از او بنشینم

در مطالعه رفتار و منش مردان راستین خدا و عالمان اهل عمل، درس‏هایی آموزنده برای الگوگیری در زندگی خود می‏‌یابیم. گفته‏‌اند: یکی از مراجع بزرگوار نجف اشرف که هر روز بالای منبر درس می‏‌گفت، روزی بر زمین نشست و تدریس کرد. پس از درس، شاگردان از او پرسیدند: چرا امروز بر فراز منبر نرفتید؟ پاسخ داد: امروز پدرم که در ایران پیشه کشاورزی دارد، به مجلس درسم آمده بود و من نخواستم بالاتر از او بنشینم.

احترام آیت ‏الله مرعشی نجفی به پدر

درباره مرحوم آیت‏ الله العظمی نجفی مرعشی(رحمه‏ الله)، مرجع بزرگ تقلید که افزون بر توفیق‏‌های سترگ معنوی و علمی و پرورش فرهیختگان بسیار حوزوی، آثار گسترده فرهنگی از خود به یادگار گذاشت، آورده‏‌اند که آن بزرگوار گفته بود: آن‏گاه که نوجوان بودم و مادرم از من می‏‌خواست پدرم را از خواب بیدار کنم، صدا کردن پدر برایم دشوار بود. ازاین‏رو، چهره و گونه‌‏هایم را کف پاهای پدرم می‏‌مالیدم و با چنین لطافت فروتنانه‏‌ای پدرم را بیدار می‏‌ساختم. هنگامی که پدرم بیدار می‏‌شد و مرا در چنین موقعیت متواضعانه‌‏ای می‌‏نگریست، با چشم‏‌های سرشار از اشک، دست به سوی آسمان بر می‏‌افراشت و از خداوند متعالی برایم توفیق درخواست می‏‌کرد. آیت ‏الله العظمی مرعشی نجفی بارها می‏‌فرمود: «موفقیت کنونی من و فراوانی توفیقاتم، به برکت دعای پدر و مادر است».

تاوان اندکی سستی

یکی از درس‏های شگرف و تأمل‏ برانگیز زندگی حضرت یوسف(علیه ‏السلام)، داستان رویارویی او با پدرش، حضرت یعقوب(علیه ‏السلام) پس از سال‏ها رنجِ گرانِ فراق است. آن‏گاه که حضرت یوسف(علیه ‏السلام) به پیشواز پدر خویش آمد، شکوهی عظیم داشت. او در پیش و انبوه سواران همراهش بودند و در دیگر سوی، پدر پیرِ فراق کشیده و اندوه چشیده، چشم انتظار بود. حضرت یوسف(علیه ‏السلام) می‌‏بایست وقتی چشمش به رخسار پدر افتاد، با شتاب از اسب به زمین آید و پیاده به پیشگاه پدر برود، ولی اندکی سستی کرد. از این رو، خداوند متعالی، نبوت را از نسل او برگرفت و پس از او فرزندانش پیامبر نشدند. این محرومیت بزرگ بدین سبب بود که تکریم در خور پدر را به جای نیاورد. پس از او، نبوت در نسل پسران برادرش، لاوی قرار گرفت؛ زیرا هنگامی که برادران یوسف می‏خواستند او را بکشند، گفت: «لا تَقْتُلُوا یُوسُفَ؛ یوسف را نکشید.(یوسف: ۱۰)» حافظ با اشارت به همین رخداد گفته است:

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور     پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی

آیین راه رفتن با پدر

راه رفتن، از عمومی‏‌ترین رفتار مردم است و گونه‌‏های مختلف و حالت‏های متفاوتی دارد. راه رفتن‏‌های گوناگون، نمودی از حالت‏‌های روانی، صفات اخلاقی و منش‌‏های ماست. فرهنگ ادب‏‌گستر اسلام، آیین راه رفتن و شیوه‌‏های پسندیده و ناپسند آن را بیان کرده است. قرآن کریم در آیه ۳۷ سوره اسرا می‏‌فرماید: «روی زمین با تکبر راه مرو. تو نمی‏‌توانی زمین را بشکافی و طول قامتت نیز هرگز به کوه‏‌ها نمی‌‏رسد.» همچنین در آیه ۶۳ سوره فرقان می‏‌فرماید: «بندگان خدای رحمان کسانی هستند که بی‏‌آرایه و فروتنانه راه می‏‌روند.» در فرهنگ اسلام به آیین راه رفتن با پدر و مادر نیز اشاره شده است. در روایات می‏‌خوانیم: «جلوتر از پدرت راه مرو» یا «در راه رفتن از پدر و مادر پیشی نگیر.» همچنین در روایت دیگری آمده است: «فرزند نباید جلوتر از پدر راه برود».

واجب بودن اطاعت پدر

واجب بودن اطاعت و فرمان‏پذیری فرزندان از پدر، از حقوق ویژه‌‏ای است که اسلام برای تکریم و پاس‏داشت مقام پدران وضع کرده است. حضرت علی(علیه ‏السلام) در این ‏باره می‏‌فرماید: «حق پدر آن است که فرزند در هر چیز جز معصیت خداوند از او اطاعت کند.» گفتنی است در فقه اسلامی به احکام ویژه‌‏ای برمی‏‌خوریم که با هدف عزیز و ارجمند شمردن پدر، اهمیت مقام او را گوشزد می‏‌کند. برای مثال، اگر پدر، فرزندش را از سفری نهی کند و فرزند اطاعت نکند و به سفر رود، باید نمازش را تمام بخواند و روزه‏‌اش را بگیرد؛ اگر چه سفر او از حد مسافت شرعی بیشتر باشد؛ چون این سفر، حرام است. یا اگر فرزند در نماز نافله باشد و پدر و مادر او را فرا خوانند، باید نماز را بشکند و به آنان پاسخ دهد. همچنین لازم است فرزند، قسم و عهد بدون اذن پدر را ترک گوید.

واجب بودن تأمین هزینه‏‌های زندگی پدر

اگر پدر و مادر به هر دلیل، ناتوان و تهی‏دست گردند، پرداخت هزینه زندگی آنان که در فقه اسلامی از آن به نفقه تعبیر می‏‌شود، بر فرزندان واجب است. نکته جالب توجه دیگر آن که در روایات بسیاری تصریح شده است که وقتی پدر نیازمند شد، می‏‌تواند در دارایی‏‌های فرزند تصرف کند. حتی در برخی روایات آمده است پدر می‏‌تواند از مال فرزندش حج بگزارد. در فلسفه این حکم می‏‌توان گفت فرزند با همه هستی‏‌اش، وام‏دار وجود پدر است. این سخن پیامبر اکرم(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم) است که به فرزندی فرمود: «انتَ و مالُکَ لاِبیک؛ تو و دارایی‏ات از پدرت هستید».

محبت به پدر و مادر

انسان، موجودی عاطفی و نیازمند مهر دیدن و مهر ورزیدن است. این نیاز معنوی چونان احتیاج به آب و غذا و هوا، از نیازهای ضروری آدمی است. در این میان، عاطفه‌‏پروری در نظام خانواده اهمیتی ویژه دارد. اگر محبت نباشد، کی مادر، دل‏پذیرترین آسایش‏‌هایش را فدای فرزند خود می‏‌کند؟ کجا پدر، رنج طاقت‏‌سوز زندگی را به جان می‏‌خرد تا فرزندش راه زندگی بپوید؟ همان‏سان که پدر و مادر، مهرمندانه، لطف بی‏‌دریغ خود را نثار فرزندانشان می‏‌کنند، خود نیز نیازمند محبتند. دین خوش‏بختی‌‏آفرین اسلام، سرشار از توصیه‌‏های گسترده درباره محبت کردن به پدر و مادر است. امام سجاد(علیه ‏السلام) در نیایشی می‏‌فرماید: «خداوندا! قلب مرا از عطوفتشان انباشته دار و چنانم گردان که با آنان هم‏ساز باشم و به آنان مهر بورزم.» همچنین امام باقر(علیه ‏السلام) می‏‌فرماید: «هر کس این ویژگی‏‌ها را داشته باشد، خداوند خانه‌ای در بهشت برای او برپا می‏‌کند: به یتیم پناه دهد، به ناتوان رحم کند و به پدر و مادرش محبت ورزد».

نیکی به پدر پس از مرگ

آنان که از نعمت حضور پدر محروم شده‏‌اند، فرصت نیکی کردن به او را تمام شده نپندارند. بی‌‏شک، پدر و مادر ما پس از مرگ، بینواتر و نیازمندتر از همیشه‌‏اند و اگر چه دستشان کوتاه گشته و فرصت عملشان تمام شده است، ولی چشم به راه احسان مایند. درباره شیوه‌‏های احسان به پدر و مادر پس از هجرت ابدی‏شان، به روایتی از رسول خدا(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم) استناد می‏‌کنیم: «مردی درباره نیکی کردن به پدر و مادر پس از مرگ، از پیامبر اکرم(صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله و سلم) پرسید. آن حضرت این وظایف را معیّن کرد: نماز خواندن برای آنان، آمرزش‏‌خواهی برای ایشان، وفا کردن به پیمان‏‌هایشان و بزرگ‏داشت دوستان آنان».

منبع: عرفان

چگونه به والدین خود احترام بگذاریم؟

گاهی سالیان سال طول می‌کشد تا فرزندی بتواند، به خوبی از والدین خود قدردانی کند. ممکن است تا زمانی که با آنها زندگی می‌کردید، به خوبی احترامشان نمی‌کردید یا عشقتان را به آنها نشان نمی‌دادید. ولی چه ازدواج کرده باشید و برای خودتان خانواده تشکیل داده باشید، چه هنوز در کنار پدر و مادرتان زندگی کنید، می‌توانید با استفاده از راه‌های زیر احترام و قدرشناسی خود را به آنهایی که شما را به این دنیا آوردند نشان دهید.

احترام چیست؟

احترام گذاشتن یعنی قدرت و توانایی آنها را بشناسید و این یعنی بدانید که آنها در مقامی بالاتر از شما قرار دارند و حق دارند برای شما قانون تعیین کنند و مجبورید از این قوانین پیروی کرده و به آنها احترام بگذارید. اما اگر این قانون‌ها عادلانه نبود چه؟ یادتان باشد قوانین آنها همیشه در جهت صلاح و منفعت شماست و دلیل آن این است که آنها واقعاً دوستتان دارند و به فکر شما هستند. احترام گذاشتن به والدین یعنی اصلاحات آنها را وقتی اشتباه می‌کنید بپذیرید.

اما بیشتر از همه اینها، وقتی به والدینتان احترام می‌گذارید، به آنها نشان می‌دهید که دوستشان دارید. انسانها معمولاً به چیزی احترام می‌گذارند که برایشان عزیز است و ارزش و اعتبار بالایی برایشان دارد و مطمئناً والدینتان شایسته این احترام هستند.
بعضی احساس می‌کنند که والدینشان شایسته این احترام نیستند چون پدر و مادر خوبی برایشان نبوده اند– ممکن است والدینشان معتاد بوده یا از آنها به طرق مختلف سوء استفاده می‌کرده اند– اما همیشه جایگاه خودتان بعنوان فرزند را به خاطر داشته باشید و حتی اگر آنها درست با شما رفتار نکردند، هر چه که در توان دارید برای احترام به آنها صرف کنید.

چطور احترامتان را نشان دهید

با والدینتان حرف بزنید. ارتباط و گفتگو بهترین راه است. خیلی‌ها بعد از مرگ والدینشان افسوس می‌خورند که به اندازه کافی با آنها حرف نمی‌زده اند. شما مرتکب این اشتباه نشوید و برای حرف زدن با والدینتان وقت بگذارید. خیلی زود متوجه می‌شوید که والدینتان می‌توانند دوستانی فوق العاده برای شما باشند.

صادق باشید و زندگی دوگانه نداشته باشید. هیچ چیز برای پدر و مادر سخت تر از این نیست که بفهمد فرزندش زندگی دوتایی دارد. و حتی اگر بدانید که آنها کاری که می‌کنید را نمی‌پذیرند، باز با آنها صادق بوده و حقیقت را به آنها بگویید. اجازه بدهید از هر اتفاقی که در زندگیتان می‌افتد باخبر باشند. شاید نتوانند زندگی شما را درک کنند اما حداقل این احترام را به آنها گذاشته و مطلعشان کنید.

از قوانین پیروی کنید. همان طور که قبلاً ذکر شد، این قوانین به نفع شما هستند. و والدینتان این قوانین را با بهترین روشی که می‌دانند تعیین می‌کنند. برای پیروی از این قوانین نهایت تلاش خود را بکنید و اگر درمورد آنها سوالی داشتید، آن را با احترام در میان بگذارید.

اگر از بچگی روی پای خودتان بزرگ شده اید، باز هم هیچ وقت والدینتان را فراموش نکنید. آنها دوست ندارند خیلی از زندگی شما دور باشند و دلشان برایتان تنگ می‌شود. حتماً به آنها تلفن کنید و سر بزنید. با آنها وقت بگذرانید، حتی اگر خیلی از آنها دور باشید.
بله، والدینتان واقعاً ارزش احترام و قدرشناسی شما را دارند. آنها شما را به دنیا آورده، بزرگ کرده و مراقبتان بوده اند. پس دستورات دین را رعایت کرده و هم از نظر فیزیکی و هم احساسی از آنها مراقبت کنید، مخصوصاً وقتی سنشان بالاتر می‌رود و نیاز به کمک پیدا می‌کنند. کمک‌های زیادی از دست شما برایشان برمی آید. دنبال کارهای بیمه آنها بروید و در کارهای خانه کمکشان کنید و به هر طریقی که می‌توانید عشقتان را به آنها نشان دهید.

منبع: مردمان

حقوق والدین

از آن جا که اصل وجود هر انسانی، از پدر و مادر است و هر شخص، در واقع ادامه همان پدر و مادر و از شاخه های آنهاست می‌توان گفت در میان پیوند های خویشاوندی و اعضاء خانواده، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک تر نیست. همچنان که هیچ کس به اندازه آنها، به انسان مهربانتر نیست. بنابراین ارزش و احترام آنها، از همه خویشاوندان بالاتر است زیرا که آنها حق حیات بر گردن فرزندان دارند و آنها هستند که در آن دوران ضعف و بیچارگی که کودک دارد به طوری که حتی نمی‌تواند مگس را هم از خودش براند و نمی‌تواند غذا را چگونه و از کجا تهیه کند و نمی‌تواند خود را از گرما و سرما و از خطرات گوناگون که او را تهدید می‌کند، حفظ نماید.

آری در این دوران بیچارگی و ضعف و احتیاج، این پدر و مادر است که با مهربانی هر چه تمامتر و با علاقه فراوان، از این موجود ضعیف مراقبت می‌کنند و همه چیز خود را فدای او می‌سازند و پروانه وار دور او می‌گردند و شیره جانشان را سخاوتمندانه به او می‌بخشند تا او به تدریج رشد کند و بتواند روی پای خود بایستد. بنابراین نقش حیاتی و بسیار ارزشمند پدر و مادر در رشد فرزند، بر کسی پوشیده نیست و فرزندان که در اثر زحمت های طاقت فرسای والدین خود بزرگ می‌شوند و به جائی می‌رسند، لازم است که زحمت ها و مشقت ها و بی خوابی ها و بدبختی هائی که پدر و مادر برای بزرگ شدن او تحمل نموده اند، فراموش نکنند و ارزش و مقام پدر و مادر را بشناسند و بدانند که وجود آنها پس از خدا، از وجود پدر و مادر است. در دین مقدس اسلام اهمیت فوق العاده ای به والدین داده شده و پیشوایان اسلام، توصیه ها و سفارش های فراوانی در این زمینه دارند.

در اینجا اجمالاً یادآور می‌شویم که اسلام آن چنان به این مسئله اهمیت داده است که حتی می‌گوید کسی که درباره پدر و مادر خویش بدی کند و به اصطلاح عاق والدین باشد نماز و روزه و عبادات او مورد قبول خداوند متعال نخواهد بود و از همین جا به اهمیت موضوع پی می‌بریم و نیز اهمیت خاصی که اسلام به پدر و مادر قائل است از اینجا معلوم می‌شود که توصیه شده که فرزندان پدر و مادر خود را زیارت کنند چه در حال حیات و چه پس از مرگ آنها.

اگر والدین زنده اند و فرزند به عللی از آنها دور است باید به قدر وسع هر روز به زیارت آنان برود و اگر مرده اند به زیارت قبرشان بروند حضرت علی(علیه السلام) فرمود: مردگان خود را زیارت کنید که به زیارت شما شادی می‌شوند و در حدیث است هر کس زیارت کند قبر پدر و مادر را در روز جمعه یا شب آن یا قبر یکی از پدر و مادر را برایش حج نیکویی نوشته شود.

● اثر مادر در فرزند

شخصیت های بزرگ جهان، عمده موفقیت خود را مرهون مادرانی هستند که به وظائف خطیر خود قیام کردند و در ساختمان آنان نقش اساسی و بزرگ را ایفا نموده اند. نابغه بزرگ اسلام مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری در مرگ مادر بزرگوارش به شدت گریه می‌کرد و کنار جنازه او زانو زده بود و اشک تأثر می‌ریخت. یکی از شاگردان فاضلش به عنوان تسلیت و دلجویی او گفت: شما با این مقام علمی شایسته نیست برای درگذشت پیرزنی این طور اشک بریزید و بی تابی کنید. آن بزرگ سر بر داشت و گفت: گویا شما هنوز به مقام ارجمند مادر واقف نیستید! تربیت صحیح و زحمات فراوان این مادر مرا به این مقام رسانید و تربیت اولیه او، زمینه را برای ترقی من و رسیدن به این مقام شامخ علمی و عملی فراهم کرد. این نمونه از اثر نفوذ شخصیت مادر روی فرزند بود. بسیارند دانشمندانی که عامل مهم ترقی آنها، تنها زحمات و کوشش های مادر بوده است.

● احترام پدر و مادر در منطق قرآن و اسلام

گرچه عواطف انسانی و مسأله حق شناسی به تنهایی برای رعایت احترام در برابر والدین کافی است. ولی از آن جا که اسلام حتی در مسائلی که هم عقل در آن استقلال کامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح در می‌یابد سکوت روا نمی‌دارد بلکه به عنوان تأکید در این گونه موارد هم دستورات لازم را صادر می‌کند و در مورد احترام والدین آن قدر تأکید کرده است که در کمتر مسئله ای دیده می‌شود به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره می‌کنیم:

در چهار سوره از قرآن مجید کسی به والدین بلافاصله بعد از مسأله توحید قرار گرفته است. این هم ردیف بودن دو مساله، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. اهمیت این موضوع تا آن پایه است که هم قرآن مجید و هم روایات اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)، صریحاً توصیه می‌کند که حتی اگر پدر و مادر، کافر باشند، رعایت احترامشان لازم است. با این که جهاد یکی از مهمترین برنامه های اسلامی است مادام که جنبه عینی پیدا نکند یعنی داوطلب به قدر کافی باشد، خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است و اگر موجب ناراحتی آنها بشود جایز نیست.

● احترام پدر و مادر

در این آیه شریفه خداوند متعال به زحمات فوق العاده مادر اشاره کرده می‌فرماید: «مادرش او را حمل کرد درحالی که هر روز ضعف و سستی تازه ای بر ضعف او افزوده می‌شد». این مساله از نظر علمی ثابت شده و تجربه نیز نشان داده که مادران در دوران بارداری گرفتار وهن و سستی می‌شوند؛ چرا که شیره جان و مغز استخوانشان را به پرورش جنین خود اختصاص می‌دهند و از تمام مواد حیاتی وجود خود، بهترینش را تقدیم او می‌دارند.

به همین دلیل مادران در دوران بارداری، گرفتار کمبود انواع ویتامینها می‌شوند که اگر جبران نگردد، ناراحتی هایی در آنها به وجود می‌آورد؛ حتی این مطلب در دوران رضاع و شیردادن نیز ادامه می‌یابد؛ چرا که شیر، شیره جان مادر است لذا به دنبال آن می‌افزاید: «پایان دوران شیرخوارگی او دو سال است». البته منظور دوران کامل شیر خوارگی این ۳۳ ماه دوران حمل و دوران شیرخوارگی بزرگترین فداکاری را هم از نظر روحی و عاطفی و هم از نظر جسمی و هم از جهت خدمات در مورد فرزندش انجام می‌دهد. جالب این که در آغاز، توصیه درباره هر دو می‌کند ولی به هنگام بیان زحمات و خدمات، تکیه روی زحمات مادر می‌نماید تا انسان را متوجه ایثارگری و حق عظیم او سازد سپس می‌گوید: توصیه کردم که هم شکر مرا بجا آورد که خالق و منعم اصلی توام و چنین پدر و مادر مهربانی به تو داده ام و هم شکر پدر و مادرت را که واسطه این فیض و عهده‌دار انتقال نعمت های من به تو می‌باشند.

سمیرا عطائیان؛

منبع: حقوق والدین تألیف: حاج سید جعفر میرعظیمی

 

 

چهل حق والدین بعد از وفات بر فرزندان

زندگان نپندارند که مردگان از اینان بی خبرند بلکه مردگان از تمام کارهای زندگان خبر دارند بجز آنچه خداوند از آنها بپوشاند.

یکی از بلاهای آخرالزمان از بین رفتن حقوق والدین و فرزندان است که در اسلام بسیار به آن تاکید شده است. مرحوم آیت الله سید محمد تقی مقدم در کتاب حقوق والدین و اولاد با استناد به قرآن و روایات چهل حق والدین بعد از وفات را بیان کرده است که تلخیص آن در زیر از نظرتان می‌گذرد:

۱- تسریع در غسل و کفن آن دو نماید.

۲-از بهاء زیاد و هزینه آنها ناراحت نشود.

۳- مراسم را بدستور شرع انور انجام دهد.

۴-طبق وصیت آن دو عمل نماید و خلاف آن و دلخواه خود یا دیگران نکند.

۵-شب دفن نماز وحشت بخواند، تبارک و امثال آن را بخواند و بدعای آنها پردازد که وحشت آن را به برد.

۶- از آنان که در مراسم، کاری مانند قرآن خواندن و امثال آنرا انجام داده با دادن وجه (و اگر قربت بوده) سپاس گذارد.

۷-اگر اهل بازار بوده حساب او را فورا تسویه کند که میت گرفتار دین نباشد.

۸-اگر سفارش به ثلث کرده باید فورا جدا کنند و حق هر وارثی را به خودش دهند.

۹-برای آنها هر روز قرآن بخواند اقلا(حداقل) بعد هر نماز سه قل هوالله بخواند به آن دو هدیه کند خداوند او و والدین و بچه ی او را می‌آمرزد.

۱۰-بعد از هر نماز برای آنها دعا کند به ویژه در نماز شب و اوقات دعا در زیارتگاه‌ها و حج و عمره.

۱۱-هر روز به نیابت آنها تصدق دهد که یک بر هفتاد هزار حساب می‌شود.

۱۲- اگر بتواند هر روز نماز والدین را بخواند.

۱۳- بر مصائب آنان صبر نماید.

۱۴-قضاء نمازهای واجب او را بگیرد یا اجیر گیرد.

۱۵- روزه‌های او را هر چه هدر شده قضا کند یا بدهد بگیرند و اگر روزه ایام پرفیض می‌گیرد ثوابش را برای آنها بفرستد.

۱۶- به زیارت قبر آنها رود که ثواب حج است.

۱۷- در قبرستان آیه الکرسی و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و برای آنان هدیه کند.

۱۸- وقتی که به زیارت یکی از مشاهد مشرفه مانند پیغمبر و ائمه(علیهم السلام) می‌رود به نیابت آنان هم زیارت کند.
برای آنان رد مظالم بدهی به نیت آنها وجه را به فقیر می‌دهی به عنوان این که اگر حقی از کسی به گردن آنها است ادا شود.

۱۹- به نیابت آنها عمره رود و اگر در حج واجب است به نیابت آنان وقت فراغت طواف کند.

۲۰- به نیابت آنان اگر حج واجب خود را کرده حج واجب برود و اگر آنها مستطیع نبوده‌اند، برایشان مستحبی انجام دهد.

۲۱- اگر کسی از آنها ناراحت باشد که پندارد به او ستم کرده‌اند او را با زبان یا وجه یا امر دیگر راضی کند یعنی خصماء او را راضی نمائی.

۲۲- برای آنان رد مظالم بدهی به نیت آنها وجه را به فقیر می‌دهی به عنوان اینکه اگر حقی از کسی به گردن آنها است ادا شود.

۲۳- اگر مجلس هفتگی یا ماهیانه از مرثیه خوانی داشته احیاء نمایی.

۲۴- اگر طعامی سالیانه داشته یا گوسفندی قربانی می‌کرده سنت‌های خوب او را بپا داری.

۲۵- اگر کار خیر نا تمامی از او مانده باید به اتمام برسانی.

۲۶- خدای ناکرده اگر آنان مالی را غصب کرده‌اند و تو بدانی باید برای خلاص آنان آنرا به صاحبش رد کنی اگر چه آنها ندانند و ادعا نکنند.
برای آنها هر روز قرآن بخواند اقلا(حداقل) بعد هر نماز سه قل هوالله بخواند به آندو هدیه کند خداوند او و والدین و بچه ی او را می‌آمرزد.

۲۷- اگر خمس یا زکات بدهکار باشند حتما باید آنها را رد کنی.

۲۸- به پدر و مادر کسی بد نگویی که به والدین تو بد گوید.

۲۹- در جامعه کاری نکنی که مردم به پدر و مادرت بد گویند که عاق می‌شوی مردم آزاری نکنی ظلم به مردم روا نداری.

۳۰- با مردم به نیکی رفتار نمایی تا مردم والدین تو را دعا کنند و آن باعث بالا رفتن مقام والدین و باعث عزت تو خواهد بود.

۳۱-دوستان و آشنایان والدین را احترام کنی زیرا آنها هرگاه ترا ببینند بیاد والدین تو می‌افتند.

۳۲- احتمال گرفتاری آنها را بدهد و از پی نجات برآید.

۳۳- آثار آنان را از کتب و حسینیه و مسجد و درمانگاه و غیره اگر گذارده‌اند حفظ نماید تا آنان از او خشنود باشند.

۳۴- به جای زیارت پدر و مادر به زیارت عمو و عمه و دایی و خاله رود و آنچه پدر و مادر به آنان خوبی می‌کرده‌اند او به نیابت آن دو انجام دهد.

۳۵- اگر در حال حیات به حقوق آن دو کوتاهی کرده بعد از فوتشان بکوشد تا رضای او را بدست آورد.

۳۶- سعی کند آنان را بخواب ببیند تا از حالشان آگاه شود.

۳۷- خیرات و مبرات و زیارات و صدقات را تداوم بخشد در هر حال شده از آنان قطع نکند آنها را به مرور زمان فراموش نکند.

۳۸- احترام اسامی و قبور آنان را بلکه بهتر از حیات داشته باشد نگذارد کسی آنان را به بدی یاد کند یا در قبور آنان هتک حرمت نماید.

۳۹-چنانچه آنان مومن بوده‌اند باید شوق لقاء آنان را داشته باشد همان طوری که ائمه(علیهم السلام) ما شوق پدران خود را داشته اند.

۴۰ -چنانچه قبر آنان ویران شده ترمیم نماید نگذارد قبرشان ویران شود.

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

نیکی به والدین و حفظ حقوق ایشان

امام علی(علیه السلام):

«ثَلاث یوجِبنَ المحبَّهَ؛ حُسنُ الخُلقِ و حُسنُ الرِّفقِ و التَّواضُعُ»

سه خصلت موجب محبت می‌شود: خوش‌خویی، مهربانی و فروتنی.

(غررالحکم، ص۲۵۵)

نیکی و احسان به دیگران، صفتی پسندیده و ممدوح است که هم از نظر عقل و هم از نظر عرف مورد تأیید است. همه جوامع بشری برای این صفت خداپسندانه، اهمیت خاصی قائلند و فاعل آن را محترم می‌شمارند. در این میان، البته بعضی نیکی‌ها اهمیت دو چندان دارد، که نیکی به پدر و مادر از جمله آنهاست.

خداوند در قرآن بیش از ۲۳ بار صراحتاً و یا ضمناً انسان‌ها را به احسان و نیکی به پدر و مادر امر فرموده است. ۱ ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز در سخنان و گفتار خود را به این فضیلت مهم سفارش و تأکید فرموده اند. حضرت علی(علیه السلام) فرمود: (برّ الوالدین من اکرم الطباع؛ نیکی به پدر و مادر، ارزشمندترین خلق‌هاست.)۲

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ مردی که از حقوق والدین پرسیده بود، فرمود: (هما جنّتک و نارک؛۳ پدر و مادر، بهشت و جهنم تو هستند؛ بهشت در رضای آنها و دوزخ در خشم آنهاست.)

حضرت رضا(علیه السلام) فرمود: از پدرت اطاعت کن و نسبت به او مراتب نیکی و تواضع و خضوع و تکریم را معمول دار… خداوند در قرآن شریف حق پدر و مادر را قرین حق خود قرار داده و فرموده است: شکرگزار من و شکر گزار پدر و مادرت باش که برگشت همه به سوی من است. ۴

همیشه مونس و یارم پدر بود     به وقت رنج، غمخوارم پدر بود

چو پروانه پر و بالم اگر سوخت     ولی شمع شب تارم پدر بود

طریق زندگی آموخت بر من    به هر سختی مدد کارم پدر بود

* * *

آبروی اهل دل از خاک پای مادر است   هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است

آن بهشتی را که قرآن می‌کند توصیف آن         صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است

نیکی به والدین در ادیان آسمانی

لزوم نیکی به والدین، اختصاص به شریعت اسلام ندارد، بلکه در طول تاریخ و در شرایع آسمانی همواره مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن در سوره بقره، آیه ۸۳ وجوب احسان به والدین را پیرو عبادت خداوند، جزء پیمان‌ها و وظایف حتمی بنی اسرائیل شمرده است.

حضرت نوح(علیه السلام) برای پدر و مادر خود چنین دعا می‌فرماید: (رب ّ اغفر لی و لوالدی ّ و لمن دخل بیتی مؤمناً و للمؤمنین و المؤمنات و لا تزد الظّالمین الاّ تبارا ؛۵ خدایا! مرا و پدر و مادرم را و هر که با ایمان وارد خانه من می‌شود و نیز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز و ستم کاران را جزء بر هلاک و عذابشان میفزای.)

امام صادق(علیه السلام): فرمود: موسی بن عمران(علیه السلام) در بین مناجات با پروردگار خویش ناگهان مردی را زیر سایه عرش خدا دید، عرض کرد: پروردگارا! این مرد کیست که عرش تو سایه بر وی افکنده است؟ خطاب رسید که این مرد، دارای دو صفت حمیده است: به پدر و مادر خود نیکی می‌کند و برای سخن چینی گام برنمی‌دارد. ۶

نقل است روزی حضرت داوود(علیه السلام) هنگام قرائت قسمتی از کتاب(زبور)، دلش شکست و منقلب شد. در آن حال کمی به خود بالید و گفت: در دنیا از من عابدتر نیست. همان ساعت به او وحی شد: برو بالای کوه، کشاورزی را ببین که هفتصد سال مرا عبادت می‌کند و از گناهی که انجام داده از درگاه من عذر می‌خواهد، در صورتی که آن عمل نزد من گناه نبوده است. او روزی در پشت بام راه می‌رفت که مختصر خاکی از پشت بام بر روی مادرش ریخت و اینک مدتی است که به حساب این گناه در درگاه ما می‌نالد، برو او را به مغفرت و آمرزش من بشارت بده.

داوود(علیه السلام) به کوه رفت، دید مردی لاغر اندام که بر اثر عبادت، استخوان‌هایش در آمده، مشغول نماز است. وقتی از نماز فارغ شد، بر او سلام کرد. او جواب سلام داوود(علیه السلام) را داد و پرسید: تو کیستی؟ حضرت داوود(علیه السلام) فرمود: من(داوود) نام دارم. گفت: اگر می‌دانستم که تو داوود هستی، جواب سلام تو را نمی‌دادم، به دلیل آن لغزشی که از تو سر زده است. اینک که به کوه بالا آمده‌ای، استغفار کن. به خدا سوگند، روزی به پشت بام رفتم، بر اثر عبور، مختصری خاک بام بر سر مادرم ریخت، اینک هفتصد سال است که در این وضع هستم، نمی‌دانم مادرم از من راضی شده یا نه، با این حال استغفار می‌کنم، به دلیل این که شاید او از من راضی نشده باشد. ۷

خداوند به موسی وحی نمود: همانا کسی که به پدر و مادر نیکی کند و مرا رها کند، اسم وی را نیکوکار بنویسم و کسی که مرا نیکی کند و پدر و مادرش را واگذارد، وی را عاق نویسم. ۸

نکاتی چند در باره احترام به والدین

گر چه عواطف انسانی و مسئله حق‌شناسی به تنهایی، لزوم احترام نمودن به والدین را بیان می‌کند، ولی از آن جا که اسلام حتی در مسائلی که عقل مستقلاً می‌تواند داوری و قضاوت کند یا عاطفه آن را به وضوح در می‌یابد، سکوت روا نمی‌دارد؛ بلکه به عنوان تأیید و تأکید دستوراتی را صادر می‌کند. ما در این جا با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین احترام به والدین و مسائل و زوایای مربوط به آن را در قالب چند نکته بیان می‌کنیم.

نکته اول: در چهار سوره از قرآن کریم، نیکی به والدین بلا فاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است. این هم ردیف بودن، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. آن چهار سوره عبارت اند از: بقره، آیه ۸۳؛ نساء، آیه ۳۶؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ لقمان، آیه ۴۱،

تأکید قرآن بر ذکر احسان و مراعات پدر و مادر در سطح توحید و نفی شرک، و عبادت و پرستش و شکر نعمت‌های الهی، به روشنی این مطلب را ثابت می‌کند که عدم رعایت حق آنان، بزرگترین گناه پس از شرک به خداوند است و لذا آن را در(سوره اسراء) در ردیف گناهان کبیره ذکر فرموده است.

نکته دوم: خداوند در این آیات، نوع خاصی از تجلیل و احترام را ذکر نفرموده، بلکه انسان را به رعایت حال پدر و مادر و احسان به آنها دعوت کرده است. نتیجه این که هر گونه احترام و نیکی به پدر و مادر، دستور خداوند است و هرگز مقید به حدودی نیست به جز قدرت و امکان از نظر عقلی و شرعی؛ به این معنا که هر چه انسان در توان دارد، باید برای پدر و مادرش انجام دهد و مضایقه و کوتاهی نکند.

نکته سوم: این احسان و خیرخواهی و خدمت به پدر و مادر را باید به عنوان تشکر و سپاس از زحمات طاقت‌فرسای آنان انجام دهد و گمان نکند که در حق آنان تفضل می‌کند و یا بر آنها منت بگذارد. در باره این نکته، چند مطلب قابل توجه است:

۱ ـ حق پدر و مادر، به حدی بزرگ و زیاد است که هرگز انسان نمی‌تواند تمام و کمال زحمات و محبت‌های آنان را جبران کند.

۲ ـ انسان باید همواره خود را در انجام شکر واقعی، مقصر بداند؛ هم چنان که در انجام شکر الهی. آن گونه که سزاوار نعمت‌های بی‌کران اوست، همه انبیاء و اولیاء قاصرند و دیگران نه تنها قاصرند، بلکه مقصّرند.

۳ ـ همان گونه که در شکر نعمت‌های الهی نباید به زبان و تعظیم اکتفا کرد، بلکه باید با اطاعت و عمل نیز خدا را سپاس گفت، در مقابل الطاف و محبت‌های پدر و مادر هم باید عملاً تشکر کرد و آنچه را که سزاوار مقام آنان است؛ از احترام و خدمت و کمک به عنوان تشکر، دریغ نکرد.

۴ ـ شکر الهی، خود یک نعمتی است که باز هم نیاز به شکر دارد و هم چنین است توفیق در انجام خدمت و تشکر عملی از مقام پدر و مادر.

نکته چهارم: خداوند متعال دستورات خاصی را به فرزندان پدر و مادری که به سن پیری رسیده اند، صادر فرموده است: (و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه تا تو زنده هستی و هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگو. در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و بگو: ای پروردگار من! هم چنان که مرا در خردی پرورش دادند، بر آنها رحمت آور.)۹

نکته پنجم: در برخی آیات، پدر و مادر را در صدر کسانی قرار داده که باید به آنها کمک شود: خداوند به پیامبر می‌فرماید: در پاسخ کسانی که از تو می‌پرسند چه انفاق کنیم؟ بگو:(هر چه از خیر انفاق می‌کنید، به پدر و مادر و خویشان نزدیک و یتیمان و فقیران و درماندگان انفاق کنید.)۱۰

نکته ششم: در وقت دعا و نیایش نباید والدین را فراموش کرد. حضرت ابراهیم(علیه السلام) در دعای خویش می‌فرماید: (پروردگارا! آن روز که حسابرسی بر پا می‌شود، بر من و پدر و مادرم و همه مؤمنان ببخشای.)۱۱

تواضع در برابر والدین

خفضِ جناح(تواضع) چند بار در قرآن آمده است، ولی(جناحَ الذُّل) فقط یک بار آورده شده و آن هم مربوط به پدر و مادر است: (و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه.)۱۲

به گفته لغت شناسان، تواضع دو گونه است: گاهی تواضع، انسان را پست می‌کند ؛ مانند تواضع در برابر مستکبران و گردنکشان، و گاهی انسان را بالا می‌برد؛ مانند تواضع در برابر مؤمنان، پدر و مادر، معلم و امثال آنها. در چنین مواردی، تواضع را خفض جناح می‌گویند. جناح به معنای بال پرنده است و خفض جناح، این معنا را به ذهن تداعی می‌کند که تواضع به انسان بال می‌دهد و با آن به اوج رفعت می‌رسد. خداوند به پیامبرش امر فرموده است: (و اخفض جناحک لمن اتّبعک من المؤمنین؛۱۳ در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی می‌کند، بال فروتنی فرود آر.)

(ذل) به معنای نرمی و تسلیم است و در موردی به کار برده می‌شود که امری از روی قهر و غلبه بر کسی وارد شود. گویا انسان خود را در برابر پدر و مادر، مقهور و مغلوب می‌بیند. با این که آنها به او نیازمندند، اما مانند یک برده یا اسیر در برابر آنان با تواضع و فروتنی اوامرشان را اطاعت می‌کند.

به هر حال این(جناح ذل) از روی رحمت و عطوفت است نه از روی ترس و یا احتیاج، زیرا پدر و مادر، سال خورده و در دوران نیازمندی اند و ترس از آنان و یا احتیاج به آنها موضوعیت ندارد.

علل ذکر نیکی به والدین بعد از وجوب عبادت پروردگار

فخر الدین رازی می‌گوید: به چند دلیل، بعد از وجوب عبادت پروردگار، نیکی به پدر و مادر ذکر شده است:

۱ ـ نعمت‌های پروردگار، بالاترین نعمت‌ها بر بنده است و بعد از پروردگار عالم، پدر و مادر که ریشه و سبب وجود فرزند هستند، نعمت‌های برتر عالم می‌باشند. پس شکر اوّلین نعمت(خداوند) و بعد از آن، شکر نعمت‌های برتر عالم(پدر و مادر) واجب است.

۲ ـ خداوند، مؤثر حقیقی در وجود انسان و پدر و مادر، مؤثر وجود او در ظاهر(طبیعت) هستند، پس آن جا که نام مؤثر حقیقی ذکر شده، بعد از آن مؤثر ظاهری را آورده است.

۳ ـ خداوند در مقابل نعمت‌های خود، از بنده چیزی نمی‌خواهد، پدر و مادر نیز در مقابل نعمت خود از فرزند چیزی طلب نمی‌کنند(نه طلب مالی و نه طلب ثوابی) لذا این نعمت آنها شبیه نعمت خداوند است.

۴ ـ خداوند نعمت خود را از بنده‌اش دریغ نمی‌دارد، اگر چه بدترین گناهان را انجام داده باشد. هم چنین است جای پدر و مادر که نعمت و فداکاری خود را از کودکشان دریغ نمی‌دارند، هر چند به آنها بد کرده باشد.

۵ ـ پدر مهربان در مال فرزندش تصرف می‌کند تا سود بیشتری عاید وی شود و از ضایع شدن مال او جلوگیری می‌کند. خداوند نیز در اعمال عبادی بنده خود تصرف می‌کند و آن را از آفات دور می‌سازد و عملش را زیادتر می‌نماید، زیرا خود فرموده است: مَثَل کسانی که در راه خدا انفاق می‌کنند مانند دانه گندمی است که هفت خوشه از آن می‌روید و در هر خوشه، صد دانه گندم وجود دارد.

۶ ـ نعمت وجود خداوند، بالاتر از نعمت والدین است و این امر، با دلیل و برهان ثابت و معلوم می‌گردد. اگر چه نعمت والدین نیز معلوم و مشهود است، اما رجحان با نعمت پروردگار است؛ از این رو نعمت والدین پس از نعمت خدا ذکر شده است. ۱۴

حقوق والدین

از اربعین سلیمانی نقل شده که والدین را بر فرزند، هشتاد حق است: چهل، در حال حیات ایشان و چهل، در حال ممات آنها.

اما آن چهل که در حال حیات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.

آن ده که به تن است، عبارت است از:

۱ ـ به آنان خدمت کند، زیرا حق تعالی فرموده است: (و اخفض لهما جناح الذّل ّ من الرّحمه)۱۵؛

۲ ـ حرمتشان را نگه دارد؛

۳ ـ جلوی ایشان ننشیند؛

۴ ـ فرمان آنها را اگر شرع نهی نکرده، انجام دهد و از نهیشان، اگر واجب نیست، خودداری کند؛

۵ ـ روزه مستحبی را با اجازه آنان بگیرد؛

۶ ـ چون ظاهر شوند، برخیزد و تا اجازه ندهند ننشیند؛

۷ ـ بی رضای ایشان به سفر(غیر واجب عینی) نرود؛

۸ ـ در وقت راه رفتن، پشت سر آنان حرکت کند؛

۹ ـ همیشه با مهربانی به آنان بنگرد؛

۱۰ ـ همواره آماده خدمت کردن به آنان باشد.

اما آن ده حق که به زبان است، عبارت اند از:

۱ ـ با آنان به نرمی سخن بگوید؛

۲ ـ صدای خود را بر آنها بلند نکند؛

۳ ـ گستاخی و پر چانگی نکند؛

۴ ـ آنان را به نام نخواند، بلکه مثلاً بگوید پدر جان، پدر بزرگوارم؛

۵ ـ سخن ایشان را قطع نکند؛

۶ ـ گفته ایشان را رد نکند؛

۷ ـ به امر و نهی، آنان را خطاب نکند؛

۸ ـ همیشه آنان را دعا کند؛

۹ ـ به آن دو اُف نگوید و روی خود را از آنان بر نگرداند؛

۱۰ ـ با ایشان مؤدبانه سخن بگوید.

اما آن ده چیز که به دل است، عبارت اند از:

۱ ـ همیشه نسبت به آن دو نرم دل باشد و ترحم کند؛

۲ ـ همواره آنان را دوست بدارد، اگر چه از حیث اقتصادی در مضیقه باشند؛

۳ ـ به شادی آنان شاد باشد؛

۴ ـ در غم آن دو شریک و غمخوارشان باشد؛

۵ ـ با دشمنان آنها دوستی نکند که آن دو می‌رنجند؛

۶ ـ از بدگویی یا کج خویی آنان نرنجد؛

۷ ـ اگر به او ستم کردند، بر آنان خشم نگیرد، حتی اگر او را زدند، دستشان را ببوسد؛

۸ ـ هر چند حق آن دو را رعایت می‌کند، اما باز هم بیم تقصیر داشته باشد؛

۹ ـ همیشه در دل قصد کسب رضای آنان را بنماید؛

۱۰ ـ در دل، طول عمر آنان را بخواهد، هر چند از زحمت و فقر و بیماری آن دو به تنگ آمده باشد.

اما آن ده چیز که به مال تعلق دارد، عبارت اند از:

۱ ـ لباس آن دو را پیش از لباس خود تهیه کند؛

۲ ـ آنان را از طعام خویش(بلکه بهتر) بخوراند، زیرا در هر انفاقی، آنان جلوترند؛

۳ ـ قرض آن دو را بدهد؛

۴ ـ مخارج سفرشان را چه واجب و چه مستحب، از زیارت بدهد ؛

۵ ـ اگر فوت کردند و حج و نماز یا روزه دارند، از جانب آن دو نایب بگیرد یا خود انجام دهد؛

۶ ـ با مال خود به آن دو عزت بخشد؛

۷ ـ اگر مسکن ندارند، برایشان تهیه کند یا اجاره خانه شان را بدهد؛

۸ ـ از مال خود در اختیارشان بگذارد که هر گاه نیاز یابند رفع نیاز کنند؛

۹ ـ امور گوناگون آنان را انجام دهد یا مخارج آنها را بپردازد؛

۱۰ ـ مال خود را مال ایشان بداند و هر چه از اموال او بردارند یا تصرف کنند، به روی آنان نیاورد.

اما آن چهل حق که بعد از وفات ایشان است، عبارت اند از:

۱ ـ در غسل و کفن و دفنشان تسریع کند؛

۲ ـ از هزینه زیاد کفن و دفن آنها ناراحت نشود؛

۳ ـ مراسم تدفین آنان را به دستور شرع انور انجام دهد؛

۴ ـ طبق وصیتشان عمل کند و خلاف آن را انجام ندهد؛

۵ ـ شب دفن، نماز وحشت بخواند و آنان را دعا کند؛

۶ ـ مخارج و هزینه‌های مراسم را بپردازد و از انجام دهندگان و کمک کنندگان سپاس گزاری نماید؛

۷ ـ حساب آنان را فوراً تسویه کند تا گرفتار دِین نباشند؛

۸ ـ اگر سفارش به ثلث کرده فوراً جدا کنند و حق هر وارث را به خودش دهند؛

۹ ـ برای آنها هر روز قرآن بخواند؛

۱۰ ـ بعد از هر نماز برای آنها دعا کند، به ویژه در نماز شب و اوقات دعا؛

۱۱ ـ هر روز به نیابت آنها صدقه بدهد؛

۱۲ ـ اگر توانست هر روز نماز والدین را بخواند؛

۱۳ ـ بر مصایب آنان صبر نماید؛

۱۴ ـ قضای نمازهای واجب او را بخواند یا اجیر بگیرد؛

۱۵ ـ روزه‌های مانده او را قضا کند یا اجیر بگیرد؛

۱۶ ـ به زیارت قبر آنها برود که ثوابی برابر حج دارد؛

۱۷ ـ در قبرستان، آیه الکرسی و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و برای آنان هدیه کند؛

۱۸ ـ هنگامی که به زیارت مشاهد مشرفه می‌رود، به نیابت آنان هم زیارت کند؛

۱۹ ـ به نیابت از آنان عمره به جای آورد و اگر در حج واجب است، در وقت فراغت طواف کند؛

۲۰ ـ اگر حج واجب خود را انجام داده و توانایی دارد، به نیابت از آنان حج واجب برود؛

۲۱ ـ اگر کسی را ناراحت کرده اند یا بر شخصی ستمی روا داشته اند، با زبان یا وجه یا هر امر دیگر، او را راضی کند؛

۲۲ ـ به عنوان رد مظالم، وجهی را به فقیر بدهد تا اگر حقی از کسی به گرنشان است ادا شود؛

۲۳ ـ تا حد امکان اگر مجلس روضه و عزاداری به صورت هفتگی یا ماهانه داشته است، آن را ادامه دهد؛

۲۴ ـ اگر طعام سالیانه داشته و یا گوسفندی قربانی می‌کرده، سنت‌های خوب او را به پا دارد؛

۲۵ ـ اگر کار خیر ناتمامی از او مانده، به اتمام برساند؛

۲۶ ـ اگر آنان مالی را غصب کرده اند و بداند، باید برای خلاصی شان آن را به صاحبانش رد کند؛

۲۷ ـ اگر خمس یا زکات بدهکارند، حتما آن را رد کند؛

۲۸ ـ به پدر و مادر کسی بد نگوید که به پدر و مادرش بد بگویند؛

۲۹ ـ کاری نکند که بدگویی مردم را در باره پدر و مادرش به دنبال داشته باشد؛

۳۰ ـ با مردم به نیکی رفتار نماید تا پدر و مادر او را دعا کنند؛

۳۱ ـ دوستان و آشنایان پدر و مادرش را احترام کند؛

۳۲ ـ احتمال گرفتاری آنها را بدهد و در صدد نجاتشان برآید؛

۳۳ ـ آثار به جا مانده از آنان را حفظ نماید؛

۳۴ ـ به جای زیارت پدر و مادر به زیارت عمو، عمه، دایی و خاله برود و خوبی‌های پدر و مادرش به آنان را نیز او به نیابت انجام دهد؛

۳۵ ـ اگر در حال حیات در حق آن دو کوتاهی کرده، بعد از فوتشان بکوشد تا رضایتشان را به دست آورد؛

۳۶ ـ سعی کند تا آنان را به خواب ببیند تا از حالشان آگاه شود؛

۳۷ ـ خیرات، مبرّات و صدقات را برای آنان تداوم بخشد و فراموش نکند؛

۳۸ ـ احترام اسامی و قبور آنان را بهتر از زمان حیاتشان داشته باشد و نگذارد کسی آنان را به بدی یاد کند؛

۳۹ ـ چنانچه آنان مؤمن بوده اند، شوق لقای آنها را داشته باشد؛ همان گونه که ائمه(علیهم السلام) شوق پدران خود را داشتند؛

۴۰ ـ چنانچه قبر آنان ویران شده، ترمیم نماید. ۱۶

پی‌نوشت‌ها

۱ـ بقره، آیات ۸۲، ۱۸۰ و ۲۱۵؛ نساء، آیات ۳۶ و ۱۳۵ ؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ ابراهیم، آیه ۴۰؛ مریم، آیات ۱۴ و ۳۲؛ اسراء، آیات ۲۳، ۲۴ و ۲۵؛ عنکبوت، آیه۸؛ لقمان، آیات ۱۴ و ۱۵؛ احقاف، آیات ۱۴، ۱۷، ۱۸ و ۱۹؛ نوح، آیه ۳۸؛ بلد آیه ۳،

۲ـ بحار الانوار، ج ۷۷، صفحه ۲۱۲،

۳ـ میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷۰۸،

۴ـ تفسیر مجمع البیان، جلد ۶، ص ۴۱۱،

۵ـ نوح(۷۱) آیه ۲۸،

۶ـ بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۵؛ امالی صدوق، ص ۱۰۸،

۷ـ الدین فی قصص، ج ۳، ص ۲۴،

۸ـ معراج السعاده، ص ۳۸۴،

۹ـ اسراء(۱۷) آیه ۲۳ ـ ۲۵،

۱۰ـ بقره(۲) آیه ۲۱۵،

۱۱ـ ابراهیم(۱۴) آیه ۴۱،

۱۲ـ اسراء(۱۷) آیه ۲۴،

۱۳ـ شعرأ(۲۶) آیه ۲۱۵، ۱۴ـ فخر الدین رازی، تفسیر کبیر، ج ۱، ص ۱۰۰،

۱۵ـ اسراء(۱۷) آیه ۲۴،

۱۶ـ بر گرفته از: حقوق والدین، ص ۱۳۹،

مادرم! اینجا آخر دنیا است!

همه مادران، روز مادر خوبی ندارند و شاید روزهای خوبی نداشته باشند؛ اما تلخ‌ترین روزهای یک مادر را می‌توان در خانه سالمندان دید.

کلمه مادر، قداست ویژه‌ای دارد و هر واژه مقدسی، زمانی کارآیی خود و نیازش بیشتر احساس می‌شود که در دسترس نباشد اما دنیای این روزها متفاوت شده است. خردسال که بودیم پیرمردها و پیرزن‌های فامیل می‌گفتند هر قدر تعداد مهدکودک‌ها زیاد شود تعداد خانه سالمندان هم بیشتر می‌شود و امروز که سری به خانه‌های سالمندان می‌زنیم حضور پدران و مادران در این مراکز نشان می‌دهد که این حرف پر بیراه نبود.

این روزها و در دنیای پر هیاهوی ما، وجود خانه‌های سالمندان مانند مهدکودک‌ها امری ضروری و اجباری شده است. امروز فرزندان راحت‌تر از گذشته مادران و پدران خود را از خود دور می‌کنند تا به قول خودشان به کار و زندگیشان برسند. خانه سالمندان جای قشنگی نیست؛ پا که درون این ساختمان می‌گذارید کمی بیشتر از یک سکوت رنجتان می‌دهد. اینجا برای بسیاری از مادران آخر دنیا است، اینجا نشسته‌اند تا مرگشان فرا برسد و بروند با همان سکوت و نجابت همیشگی.

همه خانه‌های سالمندان شبیه هم است بسته به اینکه خصوصی باشد یا از حمایت‌های دولتی برخوردار شود و بسته به توان مالی فرزندان، والدین از امکاناتی برخوردار هستند. نقطه مشترک خانه‌های سالمندان روزهای پر از انتظاری است که مادران در این خانه‌ها می‌گذرانند. دست‌های همه‌ آنها پینه‌ای سخت بسته است چه اینکه در جوانی زندگی سختی داشتند و چه اینکه از وسع مالی خوبی برخوردار بودند اینجا همه‌ آنها عمری گذرانده‌اند.

دنیایشان همان دنیای ساکت و مهربان پیرانی که در کودکی در سر گذرها و در پارک‌ها روزگار می‌گذراندند و تنها تفاوتشان این است که اینها را جایی در خانه فرزندانشان نبود. دنیای این مادران در انتظار خلاصه می‌شوند؛ البته مادرانی که هنوز هوشیاری کافی دارند و بیماری سختی نگرفته‌اند وگرنه مادران بیماری که برای نگه‌داری در خانه سالمندان به سر می‌برند هنوز فکر می‌کنند کودک دارند، کسانی منتظرند که برایشان غذا درست کنند و یا اینکه منتظر آمدن مهمان هستند.

اینجا هم آدم‌ها چند دسته می‌شوند؛ در خانه سالمندان افراد بر اساس توانایی مالی دسته‌بندی شده‌اند، کسانی که وضعیت مالی خودشان یا فرزندانشان خوب است برایشان سوئیتی اختصاصی تدارک دیده‌اند و امکاناتشان خوب است، گروه دیگر افراد متوسطی هستند که به این مراکز سپرده می‌شوند و دسته سوم نیز مادرانی که مانند کودکان سرراهی رها شده‌اند و اموراتشان از محل کمک‌های خیران می‌گذرد.

سکوت اینجا برای همه‌ آنها غمبار است؛ چه دارا باشد چه نادار، همه اینجا رنج مشترک دارند، دوری از خانواده. خیلی‌هایشان چشم‌انتظار یک تماس هستند، وقتی گشتی در این خانه می‌زدیم مادری پای تلفن ساده مرکز با فرزندش در کشوری دیگر صحبت می‌کرد و شاید این تماس‌ها نقطه امید و خورشیدی درخشان در روزهای پر انتظار و پرسکوتشان بود. قدیم‌ها می‌گفتند پیران برکت خانه‌اند اما امروز اگر به ظاهر هم باشند خانه‌ها از پیران خالی است.

با بسیاری از این مادران نمی‌توانی حرفی بزنی، تو را به جای فرزندشان اشتباه می‌گیرند و شروع می‌کنند به درد و دل یا که بیشترشان به در و دیوار خیره مانده‌اند و منتظر. هنوز مثل دوران کودکیشان بعضی عروسک‌هایشان را می‌خوابانند و برایشان لالایی می‌خوانند و این همان است، اینجا دنیای این مادران متوقف شده و یا به عقب بازگشته است. بسیاری از آنها هم حالشان خوب است و هنوز مانند عنفوان جوانی به خودشان می‌رسند، از خانواده سرشناسی هستند و برای نگه‌داری به این مراکز سپرده شده‌اند.

یک تخت و یک عصا و یک ویلچر همدم روزهای آخر این مادران است، تلخ است اما هستند بسیاری از مادران که تنهایند حتی اگر فرزندان زیادی داشته باشند. راهروهای سرد و خالی و اتاق‌های پر از تخت‌های آهنی پایان دنیای مادرانی است که روزی فرزندانشان را عصای دستشان و غمخوار پیریشان می‌دانستند. دنیای اینها سرد است مانند سیمان‌های دیوارها و سردی موزاییک‌های کف اتاق‌ها، دنیای اینها کوچک است مانند پنجره‌ی تنها و بدون پرده که رو به حیاطی غریبه باز می‌شود.

قصه مادربزرگ‌ها شیرین‌ترین قصه‌هایی است که همه به یاد دارند اما قصه مادران در خانه سالمندان به بالشتکی سفت و به پتویی چند صد بار شسته خلاصه می‌شود که هر روز سر بر بالینش می‌گذارند، سر کوچک و نحیفشان را به دست‌های رنجورشان می‌گیرند یا چرت می‌زنند یا خیره می‌شوند به دیوار شاید از ایستادن بماند.

کانون خانواده بهترین مکان برای نگه‌داری پدران و مادران به شمار می‌رود. به خانواده‌ها توصیه می‌ شود که والدین خود به ویژه مادران را درون خانواده حفظ کنند و کمتر به مراکز نگه‌داری بسپارند. البته تمکن مالی والدین در نوع نگه‌داری آنان در ایام سالمندی نقش مهمی دارد. والدینی که تمکن مالی خوبی دارند با در اختیار گرفتن پرستار، ایام پیری آرامی را می‌گذرانند.

در کنار این امر، فرزندان می‌توانند با تقسیم کار و تنوع در نگه‌داری از عهده مراقبت از والدین خود برآیند چه اینکه والدین آنها از بیماری‌های شدیدی رنج ببرد. اتحاد و همبستگی میان فرزندان در نوع نگه‌داری والدین موثر است و برنامه‌ریزی می‌تواند در ایجاد زندگی آرام در زمان پیری والدین نقش مهمی داشته باشد.

بر اساس تجربه پس از ۲۸ روز معمولا کسانی که به این مراکز سپرده می‌شوند خود را با شرایط تطبیق می‌دهند. بسیاری از سالمندان نیز هستند که تا سال‌ها نیز نمی‌توانند خود را به این مکان عادت دهند. این افراد با کارهای روانشناسی و گروه درمانی نیز همزمان نمی‌شوند و همچنان دوست دارند به محیط خانه و خانواده خود باز گردند که در این دوران توصیه می‌کنیم والدین پس از گذر از مرز ۴۵ سالگی برنامه‌ای برای آتیه و دوران پیری خود داشته باشند تا احیانا در زمان طرد از سوی خانواده، بتوانند به زندگی با آرامش ادامه دهند. کسانی که بر اثر بیماری به این آسایشگاه ها آورده می‌شوند شرایط ویژه‌ای دارند اما افرادی که از نظر عقلی سالم هستند تا روزهای آخر زندگی، بعضا از فرزندان خود دلخور می‌شوند و آنها را نمی‌بخشند.

فرزندان دختر بیشتر از فرزندان پسر تمایل دارند که والدین به ویژه مادر خود را نزد خود نگه‌ دارند و زمانی متوجه می‌شوند مادرشان به خانه سالمندان آمده، سریعا خواهان مرخص کردن آنها هستند از سوی دیگر فرزند پسری نیز مشاهده شده که از زمانی که مادر را به این مراکز سپرده در مدت پنج سالی که مادرش آنجا بوده هر روز با همسرش غذا تهیه و برای مادر خود می‌آورده اما هستند برخی افراد که در طول سال‌ها سراغی از والدین خود نگرفتند.

این روزها اگر فراموش کنیم مادرانی تنها اطرافمان هستند رنجی دیگر بر رنج‌های دنیای فراموشکار افزوده‌ایم، این روزها اگر لطافت و مهربانی مادرانمان را فراموش کنیم دنیا را تاریک‌تر کرده‌ایم.

دنیا هنوز زنده است، چرخش می‌چرخد و رنگش می‌بالد اگر آن را فقط حق خود ندانیم…

———————–

منبع: خبرگزاری فارس؛ گزارش از الناز پاک‌نیا(با تغییرات در متن)

شکرگزاری و قدردانی از پدر و مادر از منظر اسلام

مقام پدران و مادرانی که برای گرم نگه داشتن کانون خانواده و سلامتی و شادی فرزندانشان از جان مایه می‌گذارند، به اندازه‌ای است که آدمی از هر آیین و مسلکی که باشد، باید احترام آنها را رعایت کرده و قدردان زحماتشان باشد.

روزتون مبارک… این جمله ایست که این روزها فراوان دیدیم و شنیدیم، و امروز و فردا در گوش پدرانمان هم زمزمه خواهیم کرد، پدر روزت مبارک… این روزها بازار گل و غنچه داغ است و هر کسی برای تبریک این روز به مادر و یا پدر خویش حتی اگر شده یک شاخه گل با خود به خانه برده و تبریک می‌گوید.

مادر و پدری که همیشه بالاترین حق را بر گردن ما دارند و شاید فرزندان در کمتر مواقعی به این مسئله توجه کنند. پدر و مادری که به تنهایی تلخی‌ها و سختی‌ها را تحمل می‌کنند تا کودکانشان تنها شیرینی زندگی را احساس کنند.

پدر و مادری که در شرایط امروز کشورمان، تمام قد با تمام سختی‌ها روبرو می‌شوند تا فرزندان از پشت قد و بالای استوار آنها چهره زشت برخی واقعیت‌ها را نبینند و بدون دغدغه نان و آب، به بازی‌های کودکانه و یا درس و دانشگاه خود برسند.

پدر و مادری که همیشه تاریخ، همین گونه رفتار کرده اند. فرق نمی‌کند در تکه‌ای از دنیا به نام ایران باشی و یا تکه‌ای دیگر با نام‌های دیگر، همه جا عشق مادر و پدر به همین شکل بوده و برای فرزندان خود تکیه‌گاهی محکم و قابل اعتماد هستند.

ولی مسئله مهمتری که نه فقط این روزها بلکه در تمامی لحظات باید پیش رویمان باشد این است که این محبت بی‌دریغ را چگونه پاسخ دهیم؟

در بین مردم هر ملت و آیینی روش‌هایی برای انجام این وظیفه وجود دارد ولی در کنار همه این موارد اسلام دیدگاه جالب و تامل برانگیزی دارد که در نوع خود بی‌نظیر است.

در قرآن کریم شکرگزاری برای پدر و مادر در ردیف شکرگزاری در برابر خداوند است و بر این موضوع در آیه ۱۴ سوره لقمان صریحا تاکید شده است؛

“مرا و پدر و مادرت را شکر کن که بازگشت به سوى من است”…

و همچنین این تاکید خاص در آیاتی همچون آیه ۸۳ سوره بقره، آیه ۳۶ سوره نساء، آِیه ۲۳ سوره اسراء، آِیه ۱۵۱ سوره انعام و آیه ۱۵ سوره لقمان نیز صورت گرفته است که بیانگر شان و منزلت مقام مادران و پدرانمان است. این موضوع به حدی مهم است که در روایات معصومین(علیهم السلام) نیز بارها مورد توجه قرار گرفته که از جمله معروف ترین آنها می‌توان به حدیثی از امام صادق(علیه السلام) با این مضمون اشاره کرد؛

«اگر چیزى کمتر از “اف” وجود داشت، خدا از آن نهى مى‌‏کرد(“اف” کمترین اظهار ناراحتى است. و از این جمله، نظر کردن تند و غضب آلود به پدر و مادر است که خداوند حتی از آن نیز فرزندان را نهی کرده است)».

جهاد یکى از مهمترین برنامه‏‌هاى اسلامى است که حتی در این مورد هم، خداوند در صورتی که والدین به انجام آن رضایت نداشته باشند و همچنین تا زمانی که وجوب عینى نباشد، بودن در خدمت پدر و مادر را از عمل به آن مهمتر می‌داند. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم که مردی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: من جوان با نشاط و ورزیده‌ای هستم و جهاد را دوست دارم ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت می‌شود، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برگرد و با مادر خویش باش، قسم به آن خدایی که مرا به حق مبعوث ساخته است، یک شب مادر با تو مانوس گردد از یک سال جهاد در راه خدا بهتراست.(تفسیر نمونه، ص ۸۰)

همه این موارد بیانگر مقام پدران و مادرانی است که برای گرم نگه داشتن کانون خانواده و سلامتی و شادی فرزندان خود از جان مایه می‌گذارند و آدمی از هر آیین و مسلکی که باشد باید احترام آنها را رعایت کرده و قدردان زحماتشان باشد. این احساس وظیفه بر دوش مسلمانان سنگین تر است چرا که اسلام نگاه ویژه و سراسر احترامی به مقام والدین دارد.

با این تفاسیر، لازم است تا کمی به خود آمده و رفتارهای روزمره خود را بررسی کنیم و ببینیم رفتارمان با این دو نعمت بزرگ خداوند چگونه است و ایا توانسته ایم حتی به اندازه‌ای ناچیز قدردان باشیم.

آیا معنای شکرگزاری و قدردانی از نعمت والدین و یا تاکید امام صادق(علیه السلام) بر اینکه حتی حق گفتن “اف” را هم در اوج عصبانیت به مادر یا پدر خود ندارید این است که ما اجازه داریم به هر بهانه‌ای بر سر والدین خود فریاد کشیده و یا اینکه دل آنها را برنجانیم.

امروز من و تو باید به این مسئله فکر کرده و ببینیم که چگونه است که خداوند حتی در خصوص پدر و مادری که مشرک هستند نیز به غیر از نیکی کردن توصیه‌ای به فرزندان نمی‌کند ولی ما فرزندان قرن بیست و یکمی به راحتی، کمترین احترام‌ها را هم در مواقعی برای آنها قائل نبوده و به بهانه‌های مختلف آنها را می‌رنجانیم. این روزها فرصت مناسبی است برای فکر کردن به این موضوع که آیا احترام به والدین تنها یک روز در طول سال واجب می‌شود و یا اینکه در تمام لحظات زندگی امری است واجب و غیر قابل انکار.

به امید روزی که هر لحظه‌اش فرصتی برای احترام به پدران و مادرانمان باشد…

منبع: خبرگزاری شبستان؛ نگارنده: عذرا صفری

حق والدین

حق والدین، حقوقی که پدر و مادر بر فرزندان خویش دارند. رعایت حق والدین، از آموزه‌هاى اخلاقى دین اسلام است و در قرآن و احادیث بر آن تاکید شده است.

در قرآن، فرمانِ نیکوکاری به والدین پس از امر به «عبادت خدا» و نهى از «شرک ورزیدن به او» آمده و «سپاسگزارى از پدر و مادر» با «شکرگزارى از خدا» مقارن شده است. البته اطاعت از والدین نباید به مخالفت الهی بیانجامد.

در احادیث فرمانبردارى از پدر و مادر از نشانه‌هاى ایمان، نگاه کردن به آنان عبادت و نیک‌رفتارى با آنان از محبوب‌ترین اعمال نزد خدا و رضا و غضب الهى در خشنودى یا ناخشنودى والدین از فرزندانشان است. بنا بر روایات کسى که به والدین خود نیکى می‌کند، به بهشت وارد می‌شود و نیکی‌هایى که به نیابت از والدین انجام می‌دهد و حتى بیش از آن، براى او ثبت می‌شود. در مقابل عقوق والدین موجب محرومیت از بهشت، لعن خدا و سلب توجه و رحمت و نعمت پروردگار می‌شود.

اهمیت حق والدین

وَ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَ لَا تُشْرِ‌کُوا بِهِ شَیْئًا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا (ترجمه: و خدا را بپرستید، و چیزى را با او شریک مگردانید؛ و به پدر و مادر احسان کنید.) نساء، ۳۶، ترجمه فولادوند.

در آیات قرآن چندین بار به نیکوکارى به والدین سفارش شده است.[۱] ذکر این سفارش در قالب مکرر «و باالوالدین إحساناً» بلافاصله پس از امر به «عبادت خدا» و نهى از «شرک ورزیدن به او»[۲] و نیز مقارنت «سپاسگزارى از پدر و مادر» با «شکرگزارى از خدا»[۳] از اهمیت ممتاز این آموزه اخلاقى و دینى حکایت دارد. این آموزه در ادیان پیش از اسلام نیز وجود داشته، چنان‌که مشابه همین تعبیر در کتاب‌هاى عهد عتیق نیز آمده است[۴] از این‌ رو، برخى مؤلفان غربى آن را با ده فرمان حضرت موسی مقایسه کرده‌اند.[۵]

بیان قرآن درباره وجه این سفارش، زحمات والدین، به‌ ویژه مادران، به هنگام تربیت فرزندان در کودکى است.[۶] به اعتقاد برخى مفسران، امر به احسان به والدین در کنار پرستش خدا، از آن‌ روست که پدر و مادر سبب ظاهرى در هستى یافتن فرزندان هستند.[۷]

از دیدگاه مسکویه

مسکویه[۸] در تحلیل اینکه چرا در قرآن به فرزندان توصیه شده است به والدین احسان و حقوقشان را رعایت کنند و به والدین در خصوص فرزندانشان چنین توصیه‌اى نشده، بر آن است که والدین در واقع فرزندشان را چیزى جداى از خودشان نمی‌دانند و وى را عین خود قلمداد می‌کنند، ازاین‌رو آن چنان که خود را دوست می‌دارند وى را نیز دوست می‌دارند و رشد و ترقى فرزندشان را رشد و ترقى خود می‌دانند، و چون به وجودآورنده فرزند هستند، درواقع او را ادامه خود می‌شمارند که با فناى آن‌ها باقى می‌ماند. اما فرزندان چنین ادراک و احساسى به والدین خود ندارند و به ‌تدریج آن را به دست می‌آورند.[۹]

از دیدگاه نصیرالدین طوسی

نصیرالدین طوسی[۱۰] حقوق والدین را از لوازم عدالت، که بر‌ترین فضیلت اخلاقى است، می‌داند. او[۱۱] با ذکر تلاش‌ها و زحمات والدین در به دنیا آوردن و تربیت فرزند، چنین نتیجه می‌گیرد که همان‌طور که وجوب شکر نعمات خدا و عبادت او به قدر استطاعت، مقتضاى عدالت است، عدالت همچنین اقتضا می‌کند که پس از اداى حقوق خدا هیچ فضیلتى بالا‌تر از اداى حقوق پدر و مادر و شکرگزارى از ایشان و تحصیل رضایت آنان نباشد و از این‌روست که احسان به والدین با اعتراف به وحدانیت خدا و التزام به عبادت وى مقارن آمده است. حتى به اعتقاد وى[۱۲] رعایت این حقوق بر رعایت حقوق الهى اولویت دارد، زیرا خداى سبحان به بازستاندن حقوق خود نیازى ندارد، اما والدین همیشه چشم‌انتظار روزى هستند که فرزندان، با خدمت به آنان، پاسخ زحماتشان را بدهند.

در قرآن

مصادیق حق والدین در قرآن

وَ قَضَىٰ رَ‌بُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ‌ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَ لَا تَنْهَرْ‌هُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِ‌یمًا وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّ‌حْمَهِ وَ قُل رَّ‌بِّ ارْ‌حَمْهُمَا کَمَا رَ‌بَّیَانِی صَغِیرً‌ا (ترجمه: و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر[خود] احسان کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آن‌ها[حتى‌] «اوف» مگو و به آنان پَرخاش مکن و با آن‌ها سخنى شایسته بگوى. و از سر مهربانى، بالِ فروتنى بر آنان بگس‌تر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خردى پروردند). اسراء، ۲۴ـ۲۳، ترجمه فولادوند.

در توصیه قرآنى،‌گاه مصادیقى از حقوق والدین هم ذکر شده است. مثلاً، از فرزندان خواسته شده است تا خصوصاً به هنگام کهن‌سالى پدر و مادر نه تنها از درشت‌گویى و بدرفتارى با آنان بپرهیزند بلکه در مقابل ایشان فروتنى و خضوع نمایند و در ازاى سختی‌هایى که والدین از روى مهربانى و رحمت براى رشد و تربیت آنان متحمل شده‌اند، در زمان حیات و پس از مرگشان در حق ایشان دعا کنند و از خدا بخواهند که آنان را مشمول رحمت خویش قرار دهد،[۱۳] چنان‌که انبیاى پیشین همواره در حق پدر و مادر خویش دعا می‌کردند.[۱۴] فضل بن حسن طبرسی[۱۵] بر آن است که سیاق آیات، بر استجابت این دعا در حق والدین دلالت دارد، چنان‌که در احادیث نیز بر همین موضوع تأکید شده است.[۱۶]

در پاره‌اى آیات مدنى، به فرزندان توصیه شده است که حقوق مالى و اقتصادى والدین را رعایت کنند. فرزندان باید از اموالشان به پدر و مادر انفاق کنند و در وصیت و میراث سهم والدین را، آن‌گونه که دستور داده شده است، در نظر بگیرند.[۱۷]

ایمان شرط دعا بر والدین

بنابر نظر مفسران و طبق آیه ۱۱۳ سوره توبه، شرط دعاى فرزندان در حق پدر و مادر، ایمان والدین است و کافران و مشرکان مشمول توصیه قرآن به طلب رحمت براى والدین نمی‌شوند بلکه در عوض، فرزندان باید دعاى خود را مشروط به ایمان والدین سازند یا براى هدایتشان دعا کنند.[۱۸]

تقدم اوامر الهی بر رضایت والدین

وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَ إِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِ‌کَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا (ترجمه: و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند، و[لى‌] اگر آن‌ها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى، از ایشان اطاعت مکن). عنکبوت، ۸، ترجمه فولادوند.

اگر والدین بخواهند فرزندانشان را به شرک وادارند،[۱۹] امر به فرمانبردارى از ایشان، به‌دلیل تعارض با اطاعت از اوامر الهى، ملغا می‌شود، هرچند همچنان موظف‌اند با پدر و مادر خویش مدارا و خوش‌رفتارى کنند.[۲۰] و التزام به اوامر الهى و رعایت عدل بر رضایت والدین مقدّم است و علاقه و احترام به پدر و مادر نباید موجب شود که فرزندان از مسیر عدل و انصاف خارج شوند،[۲۱] زیرا خویشاوندان در روز قیامت نمی‌توانند به آنان سودى برسانند.[۲۱]

در احادیث

در احادیث نیز بر جایگاه ویژه والدین و احسان به ایشان (بِرّ الْوالدین) تأکید شده و در جوامع حدیثى شیعه و سنّى بخش مستقلى بدان اختصاص یافته است[۲۳] تا جایى که خوش‌رفتارى(برّ) با آنان و اطاعت از ایشان را رفتارى عقلانى[۲۴] و حاکى از شناخت صحیح بنده از خدا دانسته[۲۵] و در مقابل، حق‌ناشناسى(عقوق) و نافرمانى از آنان را حرام و در زمره گناهان کبیره برشمرده‌اند،[۲۶] زیرا نافرمانى از والدین به منزله کفران نعمت الهى(برخوردارى از نعمت پدر و مادر) و در نتیجه، خروج از طاعت خدا[۲۷] است.

همچنان‌که فرمانبردارى از پدر و مادر از نشانه‌هاى ایمان،[۲۸] نگاه کردن به آنان عبادت[۲۹] و نیک‌رفتارى با آنان از محبوب‌ترین اعمال نزد خدا[۳۰] و رضایت ایشان شرط جهاد در راه خدا(در غیر موارد وجوب عینى) است[۳۱] و رضا و غضب الهى در خشنودى یا ناخشنودى والدین از فرزندانشان است.[۳۲] به‌علاوه، در کوتاهى کردن نسبت به رعایت به ایشان هیچ عذرى پذیرفته نیست[۳۳] بر این اساس، پیامبر اکرم نیکى به والدین را از عوامل فضیلت فرد بر دیگران بیان کرده[۳۴] و امام باقر (علیه‌السلام) نیز آن را از ویژگی‌هاى بارز شیعیان شمرده است[۳۵] ازاین‌رو، مسلمانان به نیکى در حق والدین و تحمل سختی‌هاى آن امر شده‌اند،[۳۶] حتى اگر والدین آن‌ها مشرک باشند[۳۷] یا در قید حیات نباشند.[۳۸]

در سیره رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این موضوع مشهود است، چنان‌که گفته شده‌است حضرت، مادر رضاعى خود را بسیار بزرگ می‌داشت[۳۹] و کسانى را که با پدر و مادر خویش خوش‌رفتارى می‌کردند، تکریم می‌نمود؛[۴۰] البته در احادیث نیز، همچون قرآن، تأکید شده که وجوب اطاعت از والدین ـ حتى اگر مشرک باشند ـ شامل امورى است که معصیت خدا نباشد[۴۱] و این البته به معناى ساقط شدن حق پدر و مادر نیست.[۴۲]

امام صادق(علیه السلام): اِن اَحبَبتَ اَن یَزیدَ اللّه‏ُ فى عُمُرِکَ فَسُرَّ اَبَـوَیکَ.(ترجمه: اگر دوست دارى که خداوند عمرت را زیاد کند، پدر و مادرت را شاد کن). وسایل الشیعه، ج۱۸، ص۳۷۲

توجه خاص به حقوق مادر در احادیث

در احادیث بر توجه خاص به مادر تأکید[۴۳] و بیشترین حق از آنِ او دانسته شده[۴۴] تا جایی‌که اداى حق او غیرممکن شمرده شده است.[۴۵] همچنین بیان مشهور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مبنى بر اینکه «بهشت، زیر پاى مادر است»،[۴۶] حاکى از حرمت خاص مادر و تأثیر رعایت احوال او در کسب رضاى الهى است. حتى، بنابر بعضى روایات، نیکى به مادر به منزله کفّاره گناهان پیشین است.[۴۷] ازاین‌رو، حقوق پدر و مادر و وظایف فرزندان در قبال هریک متفاوت است.

امام سجاد(علیه السلام) در رساله الحقوق سختی‌هایى را که مادر از آغاز حمل تا رشد فرزند متحمل شده، حق مادر بر فرزند برشمرده و او را به قدرشناسى از زحمات مادر امر کرده است. در مقابل، پدر را اصل فرزند و حقِ هستى و حیات را از او دانسته است.[۴۸] نصیرالدین طوسی[۴۹] ماهیت حقوق مادر را جسمانی‌تر از حقوق پدر شمرده و معتقد است بدین‌سبب، حقوق مادران زود‌تر از حقوق پدران، که آگاهى بر آن نیازمند تعقل است، مورد توجه فرزندان قرار می‌گیرد و به اداى آن اهتمام می‌ورزند. بر این اساس، وى اداى حقوق پدران را بیشتر با امورى معنوى چون اطاعت کامل از آنان و ذکر خیر و دعا و ثنا بر ایشان و اداى حقوق مادران را با امور مادّى چون بذل مال و فراهم آوردن اسباب آسایش زندگى و نظایر آن بیان کرده است.[۵۰]

مصادیق حقوق والدین در احادیث

امام صادق(علیه السلام): ثَلَاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ فِیهِنَّ رُخْصَهً بِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أَوْ فَاجِرَیْنِ وَ وَفَاءٌ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَهِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِر.(ترجمه: سه چیز است که ترک آن براى هیچ کس جایز نیست: نیکى به پدر و مادر نیکو کار باشند یا فاجر، وفاى به عهد با نیکو کار یا فاجر و اداى امانت به نیکو کار یا فاجر). تحف العقول، ص۳۶۷

در روایات مصادیق گوناگون حقوق مادی و معنوی والدین ذکر شده است.

در احادیث بر حفظ حیات والدین تأکید شده است، چنان‌که؛ فرزندان از آسیب رساندن به پدر و مادر نهى شده‌اند.[۵۱]
کشتن آنان بزرگ‌ترین کفر و ناسپاسى تلقى شده است.[۵۲]
به فرزندان توصیه شده است در انفاقِ مال، پدر و مادر را بر دیگران مقدّم دارند[۵۳] و در رفع نیازهاى مادّى آنان، حتى اگر مستغنى باشند، اهتمام ورزند.[۵۴]
رعایت آداب معاشرت از دیگر حقوق والدین است، مانند اینکه فرزند باید هم‌نشین نیکویى براى آنان باشد، ایشان را به نام نخواند، جلو‌تر از آنان راه نرود و پیش از ایشان و نیز پشت به آنان ننشیند؛[۵۵] و چنانچه او را بخوانند، به سرعت اجابت کند، حتى اگر در نماز باشد.[۵۶] همچنین اگر رفتار و گفتار آن دو برخلاف میل او بود، از روى ترش کردن یا دشنام دادن به آنان و حتى گفتن «اُف»، که کمترین مرتبه ناسپاسى نسبت به والدین است، بپرهیزد،[۵۷] زیرا اندوهگین کردن ایشان از مصادیق عقوق آنان است؛[۵۸]
حفظ حریم خصوصى پدر و مادر؛[۵۹] فروتنى کامل در برابر آنان در قول و رفتار؛[۶۰]  سپاسگزارى از ایشان؛ دعا در حق آنان؛
یارى دادن والدین در امور خیر.[۶۱]

حقوق پس از مرگ والدین

به فرزندان سفارش شده است پس از مرگ والدین نیز به ایشان احسان کنند،[۶۲] از جمله با امورى چون طلب آمرزش، قرائت قرآن، پرداخت صدقه، پرداخت دیون مالى و دیگر تعهدات، صله رحم با نزدیکان و احترام به دوستان والدین و ارتباط با آنان[۶۳] و نیز به جاى آوردن نماز، روزه و حج از جانب والدین.[۶۴] حتى در کتاب‌هاى فقهى به‌جاى آوردن قضاى نماز و روزه پدر بر پسر بزرگ او واجب شده‌است.[۶۵] در صحیفه سجادیه[۶۶] مجموعه کاملى از وظایف فرزند در قبال والدین در قالب دعا آمده است.[۶۷]

در احادیث تأکید شده که به جاى آوردن حق والدین امرى بس دشوار است[۶۸] و اداى این وظایف، هرچند فرزندان به سبب آن به سختى افتند، زحمات والدین را جبران نخواهد کرد.[۶۹]

آثار نیکی به والدین

بنابر روایات، کسى که به والدین خود نیکى می‌کند، به بهشت وارد می‌شود[۷۰] و همه نیکی‌هایى که به نیابت از والدین انجام می‌دهد و حتى بیش از آن، براى او ثبت می‌شود.[۷۱] همچنین نیکى به والدین، مرگ انسان را به تأخیر می‌اندازد و موجب طول عمر[۷۲] و بسیارىِ رزق[۷۳] می‌شود و سختى مرگ را آسان می‌گرداند.[۷۴] براى نگاه محبت‌آمیز فرزند به پدر و مادر، ثواب حج[۷۵] و براى نگاه رضایتمندانه والدین به فرزند، پاداشى همچون آزاد کردن بنده از جانب فرزند[۷۶] ذکر شده است.

آثار عقوق والدین

عقوق والدین موجب محرومیت از بهشت،[۷۷] لعن خدا[۷۸] و سلب توجه و رحمت و نعمت خدا می‌شود،[۷۹] همان‌طور که تأخیر حضرت یوسف در احترام به پدرش موجب خروج سلسله نبوت از خاندان او شد.[۸۰] نماز[۸۱] و طاعات[۸۲] وى نیز پذیرفته نمی‌شود و مرگ وى به جلو می‌افتد.[۸۳]

پی‌نوشت‌ها

۱-وَصَّینَا الاْنسانَ بِوالِدَیهِ حُسناً/ إحساناً رجوع کنید به عنکبوت: ۸؛ اَحقاف: ۱۵
۲-رجوع کنید به بقره: ۸۳؛ نساء: ۳۶؛ اَنعام: ۱۵۱؛ اِسراء: ۲۳
۳-شْکُرْ لى و لِوالِدَیکَ رجوع کنید به لقمان: ۱۳ـ۱۴
۴-رجوع کنید به سفر لاویان، ۱۹: ۲ـ۴؛ نیز رجوع کنید به سفر خروج، ۱۲: ۲۰؛ سفر تثنیه، ۵: ۱۶
۵-رجوع کنید به رابرتس، ص ۴۶ـ۴۹؛ هیرشفلد، ص ۸۱؛ گایگر، ص ۸۴
۶-رجوع کنید به اسراء: ۲۴؛ لقمان: ۱۳ـ۱۴؛ احقاف: ۱۵
۷-رجوع کنید به فخررازى؛ بیضاوى، ذیل اسراء: ۲۳؛ ابن‌کثیر، ذیل نساء: ۳۶؛ عنکبوت: ۸؛ فیض کاشانى، ذیل اسراء: ۲۳
۸-مسکویه، ص۱۳۱ـ ۱۳۲
۹-نیز رجوع کنید به نصیرالدین طوسى، ص ۲۳۹
۱۰-طوسی، ص ۲۳۷
۱۱-طوسى، ص ۲۳۷ـ۲۳۸
۱۲-طوسى، ص ۲۳۸
۱۳-رجوع کنید به اسراء: ۲۳ـ۲۴
۱۴-رجوع کنید به ابراهیم: ۴۱؛ شعراء: ۸۶؛ نمل: ۱۹؛ نوح: ۲۸
۱۵-ذیل اسراء: ۲۳ـ۲۴؛ نیز رجوع کنید به طباطبائى، ذیل همین آیات
۱۶-رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۲۵۸؛ ابوداوود، ج ۱، ص ۳۴۳؛ حسن‌بن فضل طبرسى، ص ۲۷۵
۱۷-رجوع کنید به بقره: ۱۸۰، ۲۱۵؛ نساء: ۱۱؛ طبرى؛ طوسى، التبیان، ذیل همین آیات
۱۸-براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به طبرى؛ طوسى، التبیان؛ زمخشرى؛ فخررازى، ذیل اسراء: ۲۳ـ۲۴
۱۹-رجوع کنید به عنکبوت: ۸؛ لقمان: ۱۳ـ۱۴
۲۰-رجوع کنید به احقاف: ۱۵
۲۱-رجوع کنید به نساء: ۱۳۵
۲۲-رجوع کنید به ممتحنه: ۳؛ نیز رجوع کنید به معارج: ۱۱ـ۱۲؛ عبس: ۳۴ـ۳۵
۲۳-براى نمونه رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص ۶۸ـ۷۱؛ مسلم‌بن حجاج، ج ۸، ص ۲ـ۶؛ کلینى، ج ۲، ص ۱۵۷ـ۱۶۳؛ مجلسى، ج ۷۱، ص ۲۲ـ۸۶
۲۴-رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۲۲
۲۵-رجوع کنید به مصباح الشریعه، ص۷۰
۲۶-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص۷۰ـ۷۱؛ کلینى، ج ۲، ص ۲۷۸
۲۷-رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۳، ص ۵۶۵؛ همو، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۲، ص ۴۷۹
۲۸-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۸
۲۹-همان، ج ۴، ص۲۴۰
۳۰-بخارى، ۱۴۰۱، ص ۶۹
۳۱-ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۷۶؛ نیز رجوع کنید به صنعانى، ج ۸، ص ۴۶۳؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۶، ص ۹۹؛ ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۱۶۵؛ کلینى، ج ۲، ص۱۶۰
۳۲-ترمذى، ج ۳، ص ۲۰۷؛ کلینى، ج ۱، ص ۴۲۸
۳۳-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۶۲

۳۴-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۵۷
۳۵-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۷۴
۳۶-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۱۶۲؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۴، ص ۳۶۱
۳۷-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص ۷۱
۳۸-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۸
۳۹-رجوع کنید به ابوداوود، ج ۲، ص ۵۰۷ ـ ۵۰۸
۴۰-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۶۱
۴۱-لاطاعه للمخلوق فى معصیه الخالق؛ رجوع کنید به ه‌مان، ج ۱، ص ۴۲۸؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش، ج ۲، ص ۱۲۴
۴۲-رجوع کنید به مسلم‌بن حجاج، ج ۳، ص ۸۱؛ کلینى، ج۲، ص۱۵۹
۴۳رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۵، ص ۳؛ بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص ۶۹؛ کلینى، ج ۲، ص ۱۵۹ـ۱۶۰
۴۴-رجوع کنید به حاکم نیشابورى، ج ۴، ص۱۵۰
۴۵-رجوع کنید به ابن‌ابی‌جمهور، ج ۱، ص ۲۶۹
۴۶-ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۴۲۹؛ نسائى، ج ۶، ص ۱۱؛ نیز رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج ۲، ص۹۳۰
۴۷-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۶۲؛ قطب‌راوندى، ص ۱۲۶
۴۸-رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۲، ص ۶۲۱ـ۶۲۲؛ نیز رجوع کنید به قبانجى، ج ۱، ص ۵۴۵ـ۵۷۸
۴۹-طوسی، ص ۲۳۹
۵۰-قس ابن‌کثیر، ذیل عنکبوت: ۸
۵۱-رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج ۲، ص۸۹۰
۵۲-کلینى، ج ۲، ص ۳۴۸
۵۳-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۴، ص ۱۳؛ طبرانى، ج ۳، ص ۳۳۲
۵۴-کلینى، ج ۲، ص ۱۵۷
۵۵-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۶، ص ۲۱؛ کلینى، ج ۲، ص ۱۵۸ـ۱۵۹؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۴، ص ۳۷۲
۵۶-راوندى کاشانى، ص ۹۲؛ متقى، ج ۱۶، ص ۴۷۰
۵۷-کلینى، ج ۲، ص ۳۴۹؛ طوسى، التبیان؛ سیوطى، ذیل اسراء: ۲۳
۵۸-ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، همانجا
۵۹-رجوع کنید به کلینى، ج ۶، ص ۵۰۳؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، همانجا
۶۰-طبرى؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ذیل اسراء: ۲۴
۶۱-ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش، ج ۱، ص ۲۵۸
۶۲-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۹، ۱۶۳
۶۳-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۶، ص ۲۰؛ ابن‌ماجه، ج ۲، ص ۱۲۰۹؛ کلینى؛ فضل‌بن حسن طبرسى، همانجا‌ها
۶۴-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۹
۶۵-براى نمونه رجوع کنید به محقق حلّى، قسم۴، ص۸۲۶
۶۶-صحیفه سجادیه، دعاى ۲۴
۶۷-براى نمونه‌هایى از ادعیه امامان شیعه در حق والدین رجوع کنید به طوسى، مصباح المتهجّد، ص ۹۹، ۱۰۱، ۱۴۶، ۲۶۷، ۳۰۰، ۳۱۳، ۶۱۳، ۷۲۷
۶۸-رجوع کنید به مسلم‌بن حجاج، ج ۴، ص۲۱۸؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۵۴۷
۶۹-الفقه المنسوب للامام الرضا (علیه‌السلام)، ص ۳۳۴؛ حسن‌بن فضل طبرسى، ص۲۸۰؛ هیثمى، ج۸، ص۱۳۷؛ نورى، ج۱۵، ص۱۸۰
۷۰-رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۳۴۶؛ مسلم‌بن حجاج، ج ۸، ص ۵ـ۶
۷۱-کلینى، همانجا
۷۲-بخارى، ۱۴۰۶، ص ۱۶؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۳۰۱
۷۳-ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۲۲۹
۷۴-ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص۴۷۳
۷۵-بیهقى، ج۶، ص ۱۸۶؛ متقى، ج ۱۶، ص ۴۶۹
۷۶-ابن‌ابی‌الدنیا، ص۶۵
۷۷-صنعانى، ج۷، ص ۴۵۴؛ ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۲۰۳؛ کلینى، ج ۲، ص۳۴۸
۷۸-ابن‌حنبل، ج۱، ص۳۱۷
۷۹-ه‌مان، ج ۳، ص۴۴۰؛ نسائى، ج ۵، ص ۸۰ ـ ۸۱
۸۰-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۳۳۱ـ ۳۱۲
۸۱-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۳۴۹
۸۲-مجلسى، ج۷۱، ص ۸۰؛ نورى، ج ۱۵، ص ۱۹۶

۸۳-کلینى، ج ۲، ص ۴۴۸؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۳، ص ۵۶۵؛ حاکم نیشابورى، ج ۴، ص ۱۵۶

منابع

قرآن.
کتاب مقدس. عهدعتیق.
ابن‌ابی‌الدنیا، مکارم الاخلاق، چاپ مجدى سید ابراهیم، قاهره ۲۰۰۴.
ابن‌ابی‌جمهور، عوالى اللئالى العزیزیه فى الاحادیث الدّینیه، چاپ مجتبى عراقى، قم ۱۴۰۳ـ۱۴۰۵/ ۱۹۸۳ـ۱۹۸۵.
ابن‌ابی‌شیبه، المصنَّف فى الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
ابن‌بابویه، الامالى، قم ۱۴۱۷.
همو، علل‌الشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم، بی‌تا.
همو، عیون اخبارالرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ۱۳۶۳ش.
همو، کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۴۱۴.
ابن‌حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، بی‌تا.
ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت ۱۴۱۲.
ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴[، چاپ افست] بیروت، بی‌تا.
سلیمان‌بن اشعث ابوداوود، سنن ابی‌داود، چاپ سعید محمد لحام، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.

منبع: ویکی شیعه

مقام و منزلت پدر و مادر

اصالت و اهمیت تکریم

به طور کلی تکریم و احترام‌گذاری در حوزه کنش‌های ارتباطی، از جایگاه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و اساسا انسان‌های بی‌احترام، از تشکیل اجتماع ناتوانند. از این رو، احترام متقابل به عنوان عنصر و مولفه اصلی در ایجاد و شکل‌گیری جامعه، دارای جایگاه و اهمیت خاصی است. با حفظ حریم‌ها و حرمت‌هاست که زمینه تعامل سازنده و مثبت میان دو شخص فراهم می‌شود. آنچه مسلم است هر شخص، دارای شخصیت، اندیشه، خواسته، منافع و نیازهای مستقل و جداگانه‌ای است و گاه این تفاوت‌ها خود، عامل مهمی برای اختلاف و جدایی میان آحاد افراد جامعه است. از این رو برخی از اندیشمندان همچون استاد شهید مرتضی مطهری بر این باورند که اصل، در میان انسان‌ها اختلاف است و تنها با بهره‌گیری از اصولی انسانی، می‌توان آن را به اتحاد تبدیل کرد.

والدین در کلام خدا

پدر و مادر نیز به عنوان دو انسان فداکار و زحمتکش که تمام بار مسئولیت‌های مربوط به تربیت فرزند را بر دوش دارند، علاوه بر شایستگی تکریم و احترام در جوامع بشری، در نزد خداوند نیز از جایگاه منحصر به فردی برخوردار هستند به طوری که در چندین آیه قرآن کریم، بر لزوم اطاعت و تکریم آنها فرمان داده شده است و ذات باری تعالی نام آنان را در ردیف نام خود قرار داده و بر رعایت مقام و منزلت آنها تأکید نموده است. اهمّیت این بحث به اندازه‌ای است که خداوند متعال در بیش از ۲۳ آیه در قرآن مجید، صراحتا و یا به طور ضمنی، فرزندان را به احسان و نیکی نسبت به پدر و مادر، امر نموده است:
۱وَ قَضی رَبُّک اَلاّ تَعْبُدُوا اِلاّ اِیاهُ وَ بِالْوالِدَینِ اِحْسانا(۱) «و پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر، نیکی کنید».
خداوند متعال در این آیه شریفه، بعد از اصل توحید (که از اساسی ترین اصول اسلام است)، به یکی دیگر از تعلیمات انبیاء(علیهم السلام) یعنی نیکی به پدر و مادر، اشاره می‌کند.
۲وَ وَصَّینَا الاِنْسانَ بِوالِدَیهِ حُسْنا(۲) «و ما به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند».
۳-و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه(۳) «و بالهای تواضع خویش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر».
۴-الا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً(۴) «چیزى را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید».
همان طور که ملاحظه می‌شود، احسان و تکریم به پدر و مادر، یک قانون کلّی و فراگیر الهی برای تمام انسانهاست و مخصوص به دسته یا گروه خاصّی نیست.

والدین در کلام معصومان(علیهم السلام)

در بسیاری از بیانات گهربار پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم(علیهم السلام)، در مورد نیکی به والدین سفارش شده است:
۱-پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: نظر الولد الی والدیه حبّا لهما عباده(۵) «نگاه با محبّت و دوستانه به پدر و مادر، عبادت است».
۲-رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: رحم اللّه امرءً أعان والده علی برّه(۶) «خداوند، رحمت کند کسی را که پدرش را بر نیکی، کمک کند».
۳-امام باقر(علیه السلام) از پبامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرمودند که: ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنه توجد ممن سیرع الف عام و لایجدها عاق(۷) «از عاق پدر ومادر بترسید زیرا بوى بهشت از هزار سال راه به مشام می‌‏رسد؛ اما هیچگاه به کسانى که مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید».
۴-امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: مَنْ نَظَر الی أبَویه نَظَرَ ماقتٍ و هُما ظالمانِ لَهُ، لم یَقبَلِ اللهُ لَهُ صلاهً(۸) «هر کس به پدر و مادر خویش نگاه خشمگین افکند، هر چند آنان به او ستم کرده باشند خداوند نمازش را نمی‌پذیرد».
۵-از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است: ان العبد لیکون باراً بوالدیه فى حیاتهما ثم یموتان فلا یقصى عنهما دینهما و لا یستغفر لهما فیکتبه اللَّه عاقاً و انه لیکون عاقا لهما فى حیاتهما غیر بار بهما فاذا ما تا قضى دینهما و استغفر لهما فیکتبه اللَّه باراً(۹) هر آینه کسى که نسبت به پدر و مادر خود نیکوکار بوده، پس از مرگ آنها، دین آنان را ادا نمی‌کند و براى آنان استغفار نمی‌نماید پس خداوند او را در شمار آزاردهندگان قرار می‌دهد. و بسا که کسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حیاتشان به آنان نیکى نمى‏کرده است ولى پس از مرگ آنها، دین آنها را ادا کرده و برایشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نیکى کنندگان به والدین قرار می‌‏دهد».

گستره و قلمرو اطاعت از والدین

پرسش مهمی که در اینجا ممکن است به ذهن آید این است که جلب رضایت والدین، تا چه حد و تا کجا لازم است؟ در این مورد، باید متذکر شد که رضایت والدین و فرمانبری از آنها، به طور نامحدود و بی‌حد و حصر نیست بلکه این امر تا بدان‌جاست که اطاعت از والدین، تقابل و تضادّی با اطاعت خداوند نداشته باشد. به بیانی دیگر، احسان به والدین و تکریم آنان، تا آنجا لازم است که اگر آنان بر دینی غیر از دین مبین اسلام بودند، بنا بر نصّ صریح قرآن و روایات، باز مجاز نیستیم که ترک احسان کنیم و موظفیم در امور دنیوی، مطیع آنها باشیم. اما در مسائل دینی و مذهبی، اگر اطاعت و فرمان پدر و مادر، مخالف فرمان خدا و رسولش باشد، در این صورت، اطاعت از آنان لازم نیست.
در آموزه‌های اسلامی، اطاعت از والدین، زیر مجموعه و تحت الشعاع اطاعت از پروردگار بر شمرده شده است. در حدیث وارد شده که لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق(۱۰) «طاعت هیچ آفریده‌ای از رهگذر نافرمانی آفریدگار، معقول و جایز نیست». در حقیقت، ما مجاز نیستیم که اطاعت از غیر خدا را بر اطاعت از خدا ترجیح دهیم. خداوند متعال در قرآن مجید، به صراحت ما را از اطاعت کورکورانه و چشم و گوش بسته از پدران و نیاکان، بر حذر می‌دارد و می‌فرماید: یا اَیهَا الَّذینَ امَنُوا لا تَتَّخِذُوا ابائَکمْ وَ اِخْوانَکمْ اَوْلِیاءَ اِنِ اسْتَحَبُّوا الْکفْرَ عَلَی الاْیمانِ وَ مَنْ یتَوَلَّهُمْ مِنْکمْ فَأولئِک هُمُ الظّالِمُونَ(۱۱) «ای اهل ایمان! شما پدران و برادران خود را نباید دوست بدارید اگر آنها کفر را بر ایمان ترجیح دهند؛ و هر کس از شما آنان را دوست بدارد، بی‌شک، ستمکار است».

نکته آخر این که شایسته است فرزند، در برابر احسان خویش به پدر و مادرش، منتظر پاداشی نباشد و حتی اگر آنان با وی، خشونت و تندی نمودند، از آنان نرنجد. فراموش نکنیم که نادیده گرفتن و بی‌احترامی به ایشان، در این دنیا موجب می‌شود تا شخص، گرفتار مصیبت‌ها و بلایا گردد و خیر و برکت از زندگی او رخت بر بندد و در آخرت نیز خوار و ذلیل شود.

پی‌نوشت‌ها

۱-اسراء(۱۷)؛ آیه۲۳
۲- عنکبوت(۲۹)؛ آیه۸
۳- اسراء(۱۷)؛آیه۲۴
۴-انعام(۶)؛ آیه۱۵۱
۵-علامه مجلسی؛ بحارالأنوار؛ ج۷۱؛ ص۸۱
۶-همان؛ ص۶۵٫
۷-همان؛ ج۷۴؛ ص۶۲
۸-شیخ کلینی؛ اصول کافی؛ ج ۴؛ ص۵۰
۹-فیض کاشانی، المحجه البیضاء؛ ج ۳؛ ص۴۴۱
۱۰- نهج البلاغه(شیخ محمد عبده)؛ حکمت۱۶۵
۱۱- توبه(۹)؛ آیه۲۳

منبع: بخش خانواده شیعی سایت الشیعه فارسی؛ تهیه و تنظیم: حسین فاضلی

 

چرا به پدر و مادر خود احترام بگذاریم؟(۱)

چکیده

عده‌ای بر آن باورند که خود به خود به وجود آمده‌اند و پدر و مادر در رشد و تکامل آن‌ها هیچ تاثیری نداشته‌اند و حال که به سن جوانی و بزرگی رسیده‌اند می‌توانند هر بی‌احترامی و بی‌ادبی را به پدر و مادر خود بکنند. محقق در این تحقیق، به کمک آیات نورانی قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) عمده حقوقی را که برگردن فرزندان می‌باشد بیان نموده تا خواننده ضمن مطالعه آن مراحل حرکت به سوی کمال را در خود پیدا نماید.

مقدمه

آنچه در پیش رو است، مطالبی عمیق و دقیق در روایات در مورد احسان و نیکی کردن به پدر و مادر است منظور از احسان و نیکی کردن به پدر و مادر چیست؟ ایا اگر ما به پدر و مادر خود نیکی نکنیم عقوبتی شامل مال ما می‌شود؟ چگونه ما می‌توانیم این احسان و نیکی کردن را کسب کنیم؟
این اثر دارای چندین فصل می‌باشد که می‌تواند به تمام سوالات ما راجع به پدر و مادر جواب بدهد:
فصل اول: تعریف واژه احسان و نیکی کردن به والدین؟
فصل دوم: تعداد آیات و روایاتی که در این زمینه بیان شده
فصل سوم: آیات قرآن و تفسیر بعضی از آیات و نکات مورد نظر آیات
فصل چهارم: روایات معصومین و ائمه اطهار(علیهم السلام)
فصل پنجم: سیری در سیره حقوق والدین
فصل ششم: اهمیت، آثار و فوائد احیان و نیکی به والدین
فصل هفتم: راههای کسب احسان و نیکی به والدین
فصل هشتم: مصادیق احسان به والدین
فصل نهم: عمده حقوق والدین پس از مرگ
فصل دهم: چگونه ما عاق والدین شویم و مصادیق و اقسام و کیفر‌های عاق والدین؟

احسان و نیکی به والدین

تعریف واژه: مشارکت و مددکاری و نیکوکاری به والدین با مال و آبرو و جان و فرمانبرداری محض از آنان مگر در معصیت خدا
نقطه‌ی مقابل: احسان و نیکی نکردن به والدین(عاق والدین)
تعریف واژه: عدم مشارکت و مددکاری در رفع نیاز‌های والدین به جان و مال و آبرو عدم اطاعت و فرمانبرداری از آنان.
تعداد آیات قرآن: حدود ۱۲ آیه قرآن در این باره بیان شده است.
تعداد روایات: در میزان الحکمه ۶۴ روایت ذکر شده است؛ و در بحار الانوار، ج ۷۴، ۱۰۱ روایت ذکر شده است.

آیات قرآن

وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شهَْرًا حَتىَّ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَب أَوْزِعْنىِ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتىِ أَنْعَمْتَ عَلی وَ عَلىَ‏ وَالِدَىَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَئهُ وَ أَصْلِحْ لىِ فىِ ذُرِّیَّتی إِنی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنی مِنَ الْمُسْلِمِین(۱)؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد، و در دوران حمل و از شیر گرفتنش سی ماه است، تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی با بالغ گردد می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی به جا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوی تو باز می‌گردم و توبه می‌کنم و من مسلمانم!»
وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّل مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُل رَّب ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرً(۲)؛ و بر آنان بال فروتنی مهر آمیز بگستر و بگو پروردگارا بر آنان رحمت آور همچنانکه(بر من رحمت آوردند) مرا در کودکی پرورش دادند.
وَ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ لَا تُشرِْکُواْ بِهِ شَیًْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا(۳)؛ و خداوند را بپرستید و چیزیز را برای او شریک نیاورید و به پدر و مادر خود نیکی کنید.

وَ قَضىَ‏ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبرََ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لهَُّمَا أُف وَ لَا تَنهَْرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا(۴)؛ و پروردگارت امر کرده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر خود نیکی کنید، و اگر یکیک از آن‌ها، یا هر دوی آن‌ها در نزد تو به سن پیری برسند به آنان حتی اُف هم نگو و آنان را مران و با ایشان به نرمی(و احترام) سخن بگو.

وَ إِن جَاهَدَاکَ عَلىَ أَن تُشْرِکَ بىِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فىِ الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلی ثُمَّ إِلی مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم به ما کُنتُمْ تَعْمَلُون(۵)؛ و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری(بلکه می‌دانی باطل است) و از ایشان اطاعت مکن ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‌ای رفتار کن؛ و از راه کسانی پیروی کن که توبه کنان به سوی من آمده‌اند؛ سپس بازگشت همه شما به سوی من است و من شما را از آنچه عمل کردید آگاه می‌کنم.
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُم أَلَّا تُشرِْکُواْ بِهِ شَیًْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَکُم مِّنْ إِمْلَاق نحَّْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُم وَ لَا تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَن وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَق ذَالِکم وَصَّئکُم بِهِ لَعَلَّکم تَعْقِلُون(۶)؛ بگو: بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک خود قرار ندهید! و به پدر و مادر خود نیکی کنید! و فرزندانتان را از(ترس) فقر، نکشید! ما شما و آ «ها را روزی می‌دهیم؛ و نزدیک کارهای زشت مروید، چه آشکار باشد و چه پنهان! و انسانی را که خداوند محترم شمرده به قتل نرسانید! مگر حق(و از روی استحقاق) این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید!»
کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَکَ خَیرًْا الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوف حَقًّا عَلىَ الْمُتَّقِین(۷)؛ بر شما نوشته شده: هنگامی که یکی از شما را مزگ فرا رسید، اگر چیز خوبی(= مالی) از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، به طور شایسته وصیت می‌کند! این حقی است بر پرهیزگاران!
آیات دیگری(۸) نیز در مورد احترام و احسان به پدر و مادر بیان شده است که ما به همین چند مورد اکتفا کنیم و به تفسیر یکی از آیه‌های بیان شده می‌پردازیم و نکاتی را راجع به آن آیه به پدر و مادر بیان می‌کنیم: در تفسیر نور(۹) و تفسیر سوره اسراء(۱۰) نکاتی جال بیان شده بود که لازم دیدم آن‌ها را برای خوانندگان عزیز بیان نمایم.

نکات مورد بیان

۱- در احادیث، در مورد احسان به والدین بسیار سفارش شده و از آزردن آنان نکوهش به عمل آمده است: پاداش نگاه رحمت به والدین، حج مقبول است. رضایت آن دو رضای الهی و خشم خداست. احسان به پدر و مادر عمر را طولانی می‌کند و سبب می‌شود که فرزندان نیز به ما احسان کنند در احادیث آمده است: حتی اگر تو را زدند، تو «اُف» نگو خیره نگاه مکن دست بلند مکن، جلوتر از آنان راه مرو، آنان را به نام صدا نزن، کاری مکن که مردم بر آنان دشنام دهند، پیش آنان منشین و پیش از آنکه از تو چیزی بخواهند به آنان کمک کن.(۱۱)
۲- مردی مادرش را به دوش گرفته و طواف می‌داد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را در همان حالت دید، پرسید: آیا حق مادرم را ادا کردم؟ فرمودند: حتی حق یکی از ناله‌های زمان زایمان را هم ادا نکردی(۱۲)
۳- از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سوال شد: آیا پس از مرگ هم احسانی برای والدین هست؟ فرمود: آری، از راه نماز خواندن برای انان و استغفار برایشان و وفا به تعهداتشان و پرداخت بدهی‌هایشان و احترام دوستانشان.(۱۳)
۴- مردی از پدرش نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شکایت کرد. حضرت پدر را خواست و پرسش نمود، پدر پیر گفت: روزی من قوی و پولدار بودم و به فرزندم کمک کردم، اما امروز او پولدار شده و به من کمک نمی‌کند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گریست و فرمود: هیچ سنگ و دشمنی نیست که این قصد را بشنود و گریه نکند! سپس به آن فرزند فرمود: انت و مالک لابیک تو و دارایی‌ات از آن پدرت هستید.(۱۴)
۵- در حدیث آمده است: حتی اگر والدین فرزند خود را زدند، فرزند بگوید: «خدا شما را ببخشد» که این کلمه همان قول کریم(۱۵) است.(۱۶)
۶- احسان به والدین از صفات انبیاست چنانکه در مورد حضرت عیسی(علیه السلام) توصیف «براً به والدتی» در مورد حضرت یحیی(علیه السلام) «براً بوالدیه»(۱۷) آمده است.
۷- والدین، تنها پدر و مادر نیستند. در برخی احادیث، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین(علیه السلام) پدر امت به حساب آمده‌اند.(۱۸) همچنان که حضرت ابراهیم، پدر عرب به حساب آمده است.(۱۹) «مله ابیکم ابراهیم»(۲۰)

پیام‌های آیه

۱- خدمتگزاری و احسان به پدر و مادر، از اوصاف موحد واقعی است «الا تعبد و الا اباه و بالوالدین احسانا».
۲- فرمان نیکی به پدر و مادر مانند فرمان توحید، قطعی و نسخ نشدنی است
۳- احسان، به والدین در کنار توحید و اطاعت از خداوند آمده است تا نشان دهد این کار، هم واجب عقلی و وظیفه‌ی انسانی است، هم واجب شرعی «قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً».
۴- در احسان به والدین، مسلمان بودن آن‌ها شرط نیست «بالوالدین احساناً»
۵- در احسان به پدر و مادر، فرقی میان آن دو نیست «بالوالدین احساناً»
۶- نیکی به پدر و مادر را بی‌واسطه به دست خود انجام دهیم «بالوالدین احساناً»
۷- احسان به پدر و مادرحد و مرز ندارد «بالوالدین احساناً»(نه مثل فقیر، که تا سیر شود، و جهاد که تا رفع فتنه باشد و روزه که تا افطار باشد)
۸- سفارش قرآن به احسان، متوجه فرزندان است، نه والدین. «بالوالدین احساناً» زیرا والدین نیازی به سفارش ندارند و به طور طبیعی به فرزندان خود احسان می‌کنند.
۹- هر چه نیاز جسمی و روحی والدین بیشتر باشد، احسان بر آنان ضروری‌تر است «یبلغن عندک الکبر».
۱۰- پدر و مادر سالمند را به آسایشگاه نبریم، بلکه نزد خود نگهداریم «عندک»
۱۱- وقتی قرآن از رنجاندن مسائل بیگانه‌ای نهی می‌کند، «اما السائل فلا تنهر» تکلیف پدر و مادر روشن است. «فلا تنهر هما»
۱۲- هم احسان لازم است هم سخن زیبا و خوب «احساناً… قل لهما قولاً کریماً» بعد از احسان، گفتار کریمانه.
۱۳- در احسان به والدین و قول کریمانه، شرط مقابله نیامده است یعنی اگر آنان هم با تو کریمانه برخورد نکردند، تو کریمانه بگو «و قل لهما قولاً کریماً».
پس از بیان آیات قرآن کریم در مورد احترام به احسان به پدر و مادر برای اینکه ارزش بحث بیشتر و بهتر درک شود لازم دانستیم که سخنان ائمه اطهار و معصومین(علیهم السلام) را در این مورد بیان کنیم پس با بیان روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) امیدواریم که این مطلی در قلب ما رسوخ کند و بر اعتقاد متا بیشتر بیفزاید که پدر و مادر آنقدر ارزش دارند که خداوند بعد از اطاعت از خود، اطاعت از پدر و مادر را برای بندگان واجب کرده است.

احادیث

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) لَمّا سُئلَ عَن حقُ الوالِدَین علی وَلَدِهِما-: هُما جَنَّتُک و نازُکَ(۲۱)؛ پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم): در پاسخ به سوال از حق پدر و مادر بر فرزندانشان آن دو بهشت و دوزخ تو هستند.
الامام علی(علیه السلام): بِرُّ الْوَالِدَیْنِ مِنْ أَکْرَمِ‏ الطِّبَاع‏(۲۲)؛ امام علی(علیه السلام) نیکی به پدر و مادر، از ارجمندترین خصلت‌هاست.

الامام الرضا(علیه السلام): إنّ اللهُ عَزَّوجل… أمَرَ بِالشُکرِ لَهُ للِوالِدَین، فَمَن لَم یَشکُر والِدَیهِ یَشکُرِ اللهَ(۲۳)؛ امام رضا(علیه السلام) خداوند عزوجل… به سپاسگزاری از خود و پدر و مادر فرمان داده است. پس هر که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، از خداوند سپاسگزاری نکرده است.
الامام زین العابدین(علیه السلام) – کانَ مِن دُعائهِ لأبَوَیهِ -اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَهَابُهُمَا هَیْبَهَ السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الْأُمِّ الرَّءُوفِ، وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَیَّ وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَیْنِی مِنْ رَقْدَهِ الْوَسْنَانِ، وَ أَثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَهِ الظَّمْآنِ حَتَّى أُوثِرَ عَلَى هَوَایَ هَوَاهُمَا(۲۴)؛ امام سجاد(علیه السلام) – در دعا برای والدین خود- بار خدایا، چنان کن که هیبت پدر و مادرم در دل من چنان باشد که هیبت پادشاهى سخت مهیب، و به آن دو نیکى و مهربانى کنم آن سان که مادرى مهربان به فرزند خود نیکى و مهربانى کند. خداوندا، فرمانبردارى از پدر و مادر و نیکى و مهربانى مرا در حق ایشان براى من شادى بخش‏تر گردان از به خواب رفتن بى‏‌خوابى کشیدگان و آب سرد نوشیدن جگر سوختگان، تا میل و خواهش ایشان را بر میل و خواهش خویش برترى نهم و خشنودیشان را بر خشنودى خود پیش دارم.
عنه (صلی الله علیه و آله و سلم) فی وصیه لرجل:وَ وَالِدَیْکَ فَأَطِعْهُمَا وَ بَرَّهُمَا حَیَّیْنِ کَانَا أَوْ مَیِّتَیْنِ- وَ إِنْ أَمَرَاکَ أَنْ‏ تَخْرُجَ‏ مِنْ‏ أَهْلِکَ‏ وَ مَالِکَ فَافْعَلْ- فَإِنَّ ذَلِکَ مِنَ الْإِیمَان(۲۵)؛ مردى نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: اى رسول خدا به من سفارشى فرما و آن حضرت فرمود: چیزى را شریک خدا مگیر و گرچه به آتش سوخته شوى و شکنجه گردى جز که دلت پاى‏بند ایمان باشد و پدر و مادرت را فرمانگزار باش و بآنها نیکى کن زنده باشند یا مرده و اگر بتو فرمایند از خاندان و دارائیت بیرون شود و آن را انجام بده که آن جزئی از ایمان است.
الامام باقر:إِنَ‏ الْعَبْدَ لَیَکُونُ‏ بَارّاً بِوَالِدَیْهِ فِی حَیَاتِهِمَا- ثُمَّ یَمُوتَانِ فَلَا یَقْضِی عَنْهُمَا دَیْنَهُمَا وَ لَا یَسْتَغْفِرُ لَهُمَا- فَیَکْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَاقّاً- وَ إِنَّهُ لَیَکُونُ عَاقّاً لَهُمَا فِی حَیَاتِهِمَا غَیْرَ بَارٍّ بِهِمَا- فَإِذَا مَاتَا قَضَى دَیْنَهُمَا وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمَا- فَیَکْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَارّا ً(۲۶) امام باقر(علیه السلام) فرمود: راستى بنده خدا خوشرفتار است با والدینش در زندگى آن‌ها سپس بمیرند و وامشان را نپردازد و به راشان آمرزش نخواهد و خدا عز و جل او را عاق نویسد و بسا که در زندگى آنان عاق باشد و نیکى کند با آن‌ها، و چون مردند وامشان را بدهد و به راشان آمرزش خواهد و خدا عز و جل او را احسان کند و بار نویسد

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص- فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ- مَا مِنْ‏ عَمَلٍ‏ قَبِیحٍ‏ إِلَّا قَدْ عَمِلْتُهُ فَهَلْ لِی مِنْ تَوْبَهٍ- فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) فَهَلْ مِنْ وَالِدَیْکَ أَحَدٌ حَیٌّ قَالَ أَبِی- قَالَ فَاذْهَبْ فَبَرَّهُ- قَالَ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) لَوْ کَانَتْ أُمُّه‏(۲۷)؛ مردى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: یا رسول الله! هیچ کار زشتى نبوده مگر که کرده‌‏ام آیا براى من توبه باشد؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود آیا پدر و مادرت زنده باشند؟ گفت: پدرم زنده است. فرمود: برو و با او نیکى کن. گفت چون آن مرد رو برگرداند، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کاش مادرش بود(که خوشرفتارى او به توبه نزدیک‌تر بود) در دعوات رواندی آن حضرت مانندش آمده.
وَ قَالَ(علیه السلام) أَدْنَى الْعُقُوقِ أُفٍّ وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ شَیْئاً هُوَ أَهْوَنُ مِنْهُ لَنَهَى عَنْهُ(۲۸)؛ و فرمود: کمترین عاق‌ها گفتن کلمه‏ ى اف باشد و اگر از آن کلمه پست‌‏تر، کلمه‏‌اى بود، خدا از آن نهى می‌کرد.
رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): مِ الکَبائرِ شَتمُ الّرجُلِ والِدَته، بسبُّ اُمَّهُ فیسبُّ اُمَُهُ(۲۹)؛ پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از گناهان کبیره است که انسان پدر و مادر خود را دشنام دهد،(به این صورت که) انسان پدر کسی را دشنام دهد و او هم متقابلا پدر وی را دشنام دهد، یا مادر کسی را دشنام دهد و در نتیجه آن شخص مادر وی را دشنام گوید.
الامام ارضا(علیه السلام): حَرَّمَ اللَّهُ عُقُوقَ الْوَالِدَیْنِ لِمَا فِیهِ مِنَ الْخُرُوجِ مِنَ التَّوْفِیقِ لِطَاعَهِ اللَّهِ تَعَالَى وَ التَّوْقِیرِ لِلْوَالِدَیْنِ وَ تَجَنُّبِ کُفْرِ النِّعْمَهِ وَ إِبْطَالِ الشُّکْرِ وَ مَا یَدْعُو مِنْ ذَلِکَ إِلَى قِلَّهِ النَّسْلِ وَ انْقِطَاعِهِ لِمَا فِی الْعُقُوقِ مِنْ قِلَّهِ تَوْقِیرِ الْوَالِدَیْنِ وَ الْعِرْفَانِ بِحَقِّهِمَا وَ قَطْعِ الْأَرْحَامِ وَ الزُّهْدِ مِنَ الْوَالِدَیْنِ فِی الْوَلَدِ وَ تَرْکِ التَّرْبِیَهِ لِعِلَّهِ تَرْکِ الْوَلَدِ بِرَّهُمَا؛(۳۰)؛ امام رضا(علیه السلام) خداوند نافرمانی پدر و مادر را از این جهت حرام فرموده است که موجب از دست دادن توفیق طعات خداوند عزوجل و بی‌احترامی به پدر و مادر و ناسپاسی نعمت و از بین رفتن شکر و سپاسگذاری و کم شدن نسل و قطع شدن آن می‌شود؛ زیرا نافرمانی والدین سبب می‌گردد که به پدر و مادر احترام گذاشته نشود، حق و حقوق آن‌ها شناخته نشود، پیوندهای خویشاوندی قطع گردد، پدر و مادر به داشتن فرزند بی‌رغبت شوند و به علت نیکی نکردن و فرمان نبردن از پدر و مادر، آنان نیز کار تربیت او را رها سازند.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ‏ إِنَّ یُوسُفَ ع لَمَّا قَدِمَ عَلَیْهِ الشَّیْخُ یَعْقُوبُ ع دَخَلَهُ عِزُّ الْمُلْکِ فَلَمْ یَنْزِلْ إِلَیْهِ فَهَبَطَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یَا یُوسُفُ ابْسُطْ رَاحَتَکَ فَخَرَجَ مِنْهَا نُورٌ سَاطِعٌ فَصَارَ فِی جَوِّ السَّمَاءِ فَقَالَ یُوسُفُ ع مَا هَذَا النُّورُ الَّذِی خَرَجَ مِنْ رَاحَتِی فَقَالَ نُزِعَتِ النُّبُوَّهُ عَنْ عَقِبِکَ عُقُوبَهً لِمَا لَمْ تَنْزِلْ إِلَى الشَّیْخِ یَعْقُوبَ فَلَا یَکُونُ مِنْ عَقِبِکَ نَبِی‏(۳۱)؛ امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: هنگامى که یعقوب(علیه السّلام) بر یوسف(علیه السّلام) وارد شد، عزت پادشاهى موجب شد تا از تخت پائین نیاید و از پدر احترام کند در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: اى یوسف! دستت را باز کن و او هنگامى که دستش را باز کرد نورى از آن خارج گردید و بطرف آسمان‌ها رفت، یوسف گفت: این نور چه بود که از دستم بر آمد، جبرئیل گفت: آن نور نبوت بود چون برای یعقوب از تخت پایین نیامدی رفت و از فرزندان تو کسی به نبوت نمی‌رسد.
وَ قَالَ(علیه السلام): الْعُقُوقُ‏ یُعْقِبُ‏ الْقِلَّهَ وَ یُؤَدِّی إِلَى الذِّلَّه(۳۲)؛ ترک احسان به پدر و مادر موجب تنهائی و منتهی به خواری می‌شود.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ‏: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ کُشِفَ غِطَاءٌ مِنْ أَغْطِیَهِ الْجَنَّهِ- فَوَجَدَ رِیحَهَا مَنْ کَانَتْ لَهُ رُوحٌ مِنْ مَسِیرَهِ خَمْسِمِائَهِ عَامٍ- إِلَّا صِنْفاً وَاحِداً- قُلْتُ مَنْ هُمْ قَالَ الْعَاقُّ لِوَالِدَیْه‏(۳۳)؛ روای می‌گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: چو روز قیامت باشد یک پرده از پرده‏هاى بهشت برداشته شود و بویش را دریابد هر که جان دارد از پانصد سال مسافت جز یک دسته که گفتم که باشند؟ فرمود عاق والدین.

عَن أبی جعفر(علیه السّلام) قال: إنّ أبی نظر إلى رجل و معه إبنه یمشی و الإبن متّکى‏ء على ذراع الأب، قال: فما کلّمه أبی(علیه السّلام)مقتا له حتّى فارق الدّنیا.(۳۴)؛ حضرت باقر(علیه السّلام) روایت شده که فرمود: پدرم(حضرت زین العابدین علیه السّلام) مردى را مشاهده فرمود که با پسر خود راه می‌رفت در حالى که آن پسر ببازوى پدر تکیه نموده بود، حضرت باقر(علیه السّلام) فرمود: پدرم(حضرت زین العابدین)(علیه السّلام) با آن پسر تکلم نفرمود تا آن پسر از دنیا رفت.
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ‏ ثَلَاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَحَدٍ فِیهِنَّ رُخْصَهً- أَدَاءُ الْأَمَانَهِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ- وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ- وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أَوْ فَاجِرَیْن(۳۵)؛ امام باقر(علیه السلام) فرمود: سه تا باشند که خدا عز و جل براى کسى در آن‌ها رخصتى نداده: پرداخت امانت به خوشکار و بدکار، پائیدن به عهد براى خوب و بد و احسان به والدین خوب باشند یابد.
شیخ صدوق در من لا یحضره و علامه مجلسی در بحار از امام صادق(علیه السلام) نقل کردند: «اعتقل لسان رجل فی المدینه علی عهد الرسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فی مرضه الذی مات فیه».(۳۶)
در زمان پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مردی که دچار مریضی و در حال مردن بود، زبانش بند آمد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شدند به آن مرد، فرمودند: بگو: «لا اله الا الله»(۳۷) نتوانست بگوید دو مرتبه فرمود، نتوانست بگوید و بالای سر آن مرد زنی نشسته بود پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا این مرد مادر دارد؟ آن زن عرض کرد: بلی یا رسول الله من مادر او هستم، فرمود: آیا از پسرت راضی هستی؟ عرض کرد نه، یا رسول الله، بلکه بر او غضبناک می‌باشم، به روایت بحار عرض کرد مدت شش سال است که با او تکلم نکرده‌ام. فی الفقیه فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) «انی احب ان ترضی عنه» پیغمبر به آن زن فرمود: من دوست دارم که از فرزند خود راضی شوی «قالت رضی الله عنی برضاک یا رسول الله» عرض کرد: به جهت رضایت شما از او راضی شدم پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بگو لا اله الا الله فی الفور زبانش باز شد و گفت: لا اله الا الله، فرمود: بگو: «یا من یقبل الیسیر و به عفو عن الکثیر اقبل منی الیسیر و اعف عنی الکثیر انک انت اعفو الغفور»(۳۸) و در بحار «انک انت الغفور الرحیم» تمام کلمات را گفت حضرت پرسیدند چه می‌بینی؟ عرض کرد: دو صورت سیاه بر من وارد شدند فرمودند: دوباره بخوان، همین کلمات را خواند باز فرمودند: چه می‌بینی؟ عرض کرد آن دو صورت سیاه رفتند و دو صورت سفید بر من وارد شدند و می‌خواهند روح مرا قبض کنند، پس همان ساعت از دنیا رفت.
در کتاب زبده التصانیف(۳۹) آمده است که: در حدیث وارد شده اگر کسی به قدر عمر دنیا روی یک پا و در خدمت مادر بایستد از عهده‌ی یک دفعه شیر دادن مادر بر نیامده است و در انوار لغمانیه نقل کرده که در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مردی از دنیا رفت و او را بردند دفن کنند زمین او را قبول نکرد، خبر به پیغمبر دادند فرمود: مادرش از او راضی نیست، فرستادند پیش مادرش از او راضی شد زمین او را قبول کرد.(۴۰)
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند: «رِضَی الرَّبِّ فِی رِضَی الوَالِدَینِ و سَخَطُ الرَّبِّ فِی سَخَطِ الوَالِدین»(۴۱)؛ رضایت خدا در سایه رضایت والدین و خشم خدا در سایه خشم والدین است.
در این قسمت از بحث پس از بیان آیات و روایات مربوط بهتر است سیری داشته باشیم در رساله حقوق امام ساجدین امام عارفین شلاله پاک حسین بن علی(علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام) و گوش دل دهیم به فرمایشات این بزرگوار در مورد حقوقی که پدر و مادر بر گردن ما دارند:

ادامه دارد…

همه چیز درباره احترام به پدر و مادر(۱)

احترام به پدر و مادر در منطق اسلام

اگر چه عواطف انسانى و حق شناسى به تنهایى براى رعایت احترام در برابر والدین کافى است. ولى از آنجا که اسلام حتى در مسائلى که هم عقل در آن استقلال کامل دارد و هم عاطفه آن رابوضوح در می‌یابد سکوت روا نمیدارد و به عنوان تاکید در این گونه موارد هم دستورهاى لازم را صادر می‌کند، درباره احترام به والدین آنقدر تاکید کرده است که در کمتر مسئله‏ اى دیده می‌شود به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره می‌کنیم:

الف: در چهار سوره قرآن مجید، به نیکى به والدین بلافاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است. این همردیف بودن، بیانگر این است که اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام می‌گذارد.
۱-(…..لا تعبدون الا الله و بالوالدین احساناً» بقره /۸۳(…. بجز خدا را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید).
۲-(و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً»(نساء ۳۶) و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید.

ب: اهمیت این موضوع تا آن پایه است که هم قرآن و هم روایات، صریحاً توصیه می‌کنند که حتى اگر پدر و مادر کافر باشند، رعایت احترامشان لازم است:
۱-(و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً»(اسراء ۲۳) و پروردگارت حکم کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید.
۲-(الا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً»(انعام ۱۵۱) چیزى را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید.
۳-(و آن جاهداک على ا ن تشرک بى مالیس لک به علم فلا تطعمها و صاحبهما فى الدنیا معروفاً»(لقمان ۱۵) و اگر آنان به تو اصرار کنند که با من آنچه را که علم به آن ندارى، شریک کنند اطلاعتشان مکن ولى در دنیا به نیکى با آنان رفتار کن.

ج: شکرگزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجید در ردیف شکرگزارى در برابر نعمتهاى خدا قرار داده شده است؛ چنان که می‌خوانیم: «ان اشکر لى و لوالدیک الى المصیر»(لقمان ۱۴) مرا و پدر و مادرت را شکر کن که بازگشت به سوى من است؛ با این که نعمت خدا بیش از آن اندازه است که قابل احصا و شماره باشد، پس، این دلیل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران است.
قرآن حتى کمترین بی ‏احترامى را در برابر پدر و مادر، اجازه نداده است. در حدیثى، امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «لو علم الله شیئاً هو ادنى من اف لنهى عنده و هو من ادنى العقوق، و من العقوق ان ینظر الرجل الى والدیه فیجد النظر الیها» اگر چیزى کمتر از «اف» وجود داشت، خدا از آن نهى می‌کرد. «اف» کمترین اظهار ناراحتى است. و از این جمله، نظر کردن تند و غضب آلود به پدر و مادر است.

ه: با این که جهاد، یکى از مهمترین برنامه‏‌هاى اسلامى است، تا هنگامى که جنبه وجوب عینى نداشته باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است. پس اگر حضور در این جهاد موجب ناراحتى آنان شود، جایز نیست. در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که مردى نزد پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد، جوان با نشاط و ورزیده ‏اى است و جهاد را دوست دارد، ولى مادرش از این موضوع ناراحت می‌شود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ارجع فکن مع والدتک فوالذى بعثنى بالحق لانسها بک لیله خیر من جهاد فى سبیل الله سنه» برگرد و با مادر خویش باش. قسم به آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرد، یک شب مادر با تو مأنوس شود، از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است.
البته، هنگامى که جهاد جنبه وجوب عینى پیدا کند، کشور اسلامى در خطر قرار گیرد و حضور همگان لازم شود، هیچ عذرى حتى نارضایتى پدر و مادر پذیرفته نیست.
پبامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنه توجد ممن سیرع الف عام و لایجدها عاق» از عاق پدر و مادر بترسید زیرا بوى بهشت از هزار سال راه به مشام می‌رسد؛ اما هیچگاه به کسانى که مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید.
این تعبیر، اشاره لطیفى به این موضوع دارد که چنین اشخاصى نه تنها در بهشت گام نمی‌گذارند، بلکه در فاصله بسیار زیادى از آن قرار دارند و حتى نمی‌توانند به آن نزدیک شوند. سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن، حدیثى به این مضمون از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که مردى که مادرش را بر دوش گرفته بود و طواف می‌داد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را در همان حال مشاهده کرد. عرض کرد: «آیا حق مادرم را با این کار انجام دادم».
پیامبر فرمودند: «نه، حتى جبران یکى از ناله‏‌هاى او را به هنگام وضع حمل نمی‌کند».
یک نکته که در اینجا باید ذکر شود، این است که گاه می‌شود پدر و مادر پیشنهادهاى غیر منطقى یا خلاف شرع به انسان مى کند، بدیهى است اطاعت آنان در هیچ یک از این موارد، لازم نیست. ولى با این حال، باید با برخورد منطقى و انجام دادن وظیفه امر به معروف و نهى از منکر در بهترین صورتش، با این گونه پیشنهادها برخورد کرد. امام کاظم(علیه السلام) می‌فرمایند: «کسى نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از حق پرد وفرزند سئوال کرد. فرمودند: باید او را با نام صدا نزند(بلکه بگوید پدرم)، جلوتر از او نرود، قبل از او ننشیند و کارى نکند که مردم به پدرش بدگویى کنند(نگویند خدا پدرت را نیامرزد که چنین کردى)».

توحید و نیکى به پدر و مادر، سرآغاز یک رشته احکام مهم اسلامى

«لا تجعل مع الله الها اخر فتقعد مذموماً مخذولاً و قضى ربک الا تعبدوا الا ایاء و بالوالدین احساناً اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما «اف» و لا تنهرهما و قل لهما قولاً و کریماً و احفض لهما جناح الذال من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ریبانى صغیراً ربکم اعلم بما فى نفوسکم ان تکونوا صالحین فانه کان للاوابین غفوراً»(اسراء ۲۲-۲۵) با خداى یکتا، خداى دیگرى به خداى مگیر که نکوهیده و خوار خواهى ماند. پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید. هر گاه تا تو زنده هستى هر دو یا یکى از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتى خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگو. در برابرشان از روى مهربانى سر تواضع فرود آور و بگو: اى پروردگار من، همچنانکه مرا در خردى پرورش دادند، بر آنان رحمت آور. پروردگارتان از هر کس دیگر به آنچه در دلهایتان میگذرد. داناتر است. و اگر از صالحان باشید. او توبه کنندگان را می‌آمرزد.
آیات مورد بحث، سر آغازى براى بیان یک سلسه از احکام اساسى اسلام که با مسئله توحید و ایمان شروع می‌شود، توحیدى که خمیر مایه همه فعالیت‌هاى مثبت و کارهاى نیک و سازنده است. آیه نخست با توحید شروع شده است و تاکید می‌کند که نباید براى خداوند یگانه هیچ معبودى قرار داد. آیه نمی‌گوید: «معبود دیگرى را با خدا پرستش مکن». بلکه مى گوید: «قرار مده» تا معناى وسیعترى داشته باشد. یعنى، نه در عقیده، نه در عمل، نه در دعا و تقاضا، و نه در پرستش معبود دیگرى را در کنار «الله» قرار مده.
سپس به بیان نتیجه شرک میپردازد، که همانا با نکوهش و خوارى نشستن است. انتخاب کلمه «قعود»(نشستن) در اینجا، اشاره به ضعف و ناتوانى است، زیرا در ادبیات عرب، این کلمه کنایه از ضعف است؛ همانگونه که گفته می‌شود: «قعد به الضعف عن ‏القتال»(ناتوانى سبب شد که از بیکار با دشمن بنشیند). از جمله بالا استفاده می‌شود که شرک، سه اثر بسیار بد در وجود انسان می‌گذارد:

۱- شرک مایه ضعف، ناتوانى، زبونى و ذلت است؛ در حالى که توحید، عامل قیام، حرکت و سرافرازى است.
۲- شرک، مایه مذمت و نکوهش است؛ چرا که یک خط روشن انحرافى است، در برابر منطق عقل و کفرانى است آشکار، در مقابل نعمت پروردگار. و آنکس که تن به چنین انحرافى دهد، در خور مذمت است.
۳- شرک سبب می‌شود که خداوند، مشرک را به معبودهاى ساختگی‌اش واگذارد و دست از حمایتش بردارد. و از آنجا که معبودهاى ساختگى نیز قادر به حمایتش بردارد و از آنجا که معبودهاى ساختگى نیز قادر به حمایت کسى نیستند و خدا هم حمایتش را از چنین کسانى برداشته است، آنان «مخذول» و بدون یار و یاور خواهند شد. در آیات دیگر قرآن نیز همین معنا به شکل دیگرى مجسم شده است؛ چنانچه می‌فرماید: «مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاً و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون»( عنکبوت ۴۱)(مثل آنان که غیر از خدا را به دوستى گرفتند، مثل عنکبوت است که خانه ‏اى بساخت و همانا سست‏ ترین خانه ‏ها، خانه عنکبوت است، اگر می‌دانستند.
بعد از اصل توحید، به یکى از اساسی ترین تعلیمات انسانى انبیاء- با تاکید مجدد بر توحید- اشاره شده است؛ که همانا نیکى به پدر و مادر است.
«قضا»، مفهوم محکمترى امر دارد. و فرمان قطعى و محکم را میرساند. این مطلب، نخستین تاکید در این باره است، قرار دادن توحید در کنار نیکى به پدر و مادر، تاکید دیگرى بر اهمیت این دستور اسلامى است. مطلق بودن «احسان» که هر گونه نیکى را در بر میگیرد، و همچنین «والدین» که مسلمان و کافر را شامل می‌شود، سومین و چهارمین تاکید در این جمله است. نکره بودن «احساناً» که دراین گونه موارد براى بیان عظمت میآید، پنجمین تاکید محسوب می‌شود. توجه به این نکته لازم است که فرمان، معمولاً روى یک امر اثباتى می‌رود؛ در حالى که در اینجا، روى نفى رفته است. این نکته، ممکن است به خاطر آن باشد که از کلمه «قضى»، فهمیده می‌شود که جمله دیگرى در شکل اثباتى در تقدیر است یا این که مجموع جمله نفى و اثبات: «الا تعبدوا الا ایاه». در حکم یک جمله اثباتى؛ اثبات عبادت انحصارى پروردگار است.
سپس، یکى از مصداق‌هاى روشن نیکى به پدر و مادر بیان شده است. در اینجا، به قسمتى از ریزه‏‌کاری‌هاى برخورد بسیار مودبانه و احترام آمیز فرزندان به پدران و مادران از دیدگاه قرآن، اشاره می‌شود:

۱- از یک‏ سو، روى حالت پیرى آنان- که در آن موقع نیازمندتر به حمایت و محبت و احترامند- تاکید می‌کند، و فرزندانشان را از کمترین سخن اهانت آمیز به آنان نهى می‌کند. آنان ممکن است بر اثر کهولت، طورى شوند که نتواند بدون کمک دیگرى حرکت کنند، از جا برخیزند و حتى ممکن است قادر به رفع آلودگى از خود نباشند. در این مواقع، آزمایش بزرگ فرزندان شروع می‌شود.
۲- از سوى دیگر، قرآن تاکید می‌کند که در این هنگام نه تنها به آنان نباید «اف» گفت: و با صداى بلند و اهانت آمیز با آنان صحبت کرد، بلکه با قول کریم و گفتار بزرگوانه باید با آنان گفتگو کرد. همه اینها، نهایت ادب در سخن را میرساند، که زبان کلید قلب است.
۳- از سوى دیگر، دستور به تواضع و فروتنى داده شده است، تواضعى که نشاندهنده محبت و علاقه باشد، و نه چیز دیگر
۴- سرانجام، سفارش شده است که حتى موقعى که فرزند رو به سوى درگاه خدا می‌آورد، پدر و مادر را، چه در حیات و چه در ممات، نباید فراموش کند و باید تقاضاى رحمت پروردگار را برایشان بنماید، بویژه این تقاضایش را با این دلیل همراه سازد: «پروردگارا، همان گونه که آنان در کودکى مرا تربیت کردند. تو به آنان رحم کن» نکته مهمى که از این تعبیر- علاوه بر آنچه گفته شد- استفاده می‌شود. این است که اگر پدر و مادر آنچنان مسن و ناتوان شدند که به تنهایى قادر بر حرکت و دفع آلودگی‌ها از خود نباشند. فراموش نکن که تو هم در کودکى چنین بودى و آنان را باید جبران کرد. از آنجا که گاهى در رابطه با حفظ حقوق پدر و مادر واحترام و تواضع به آنان، ممکن است لغزشیهایى پیش بیاید که انسان آگاهانه یا نا آگاهانه به سوى آن کشیده شود. در آخرین آیه مورد بحث می‌فرماید: «پروردگار شما به آنچه در دلهاى شماست، آگاهتر است؛ زیرا علم خدا در همه زمینه ‏ها ضرورى، ثابت، ازلى و خالى از هر گونه اشتباه است؛ در حالى که علوم انسانى واجد این صفات نیست.
بنابراین اگر بدون قصد طغیان و سرکشى در برابر فرمان خدا لغزشى در زمینه احترام و نیکى به پدر و مادر از انسان سر زد ولى بلافاصله پشیمان شد و در مقام جبران بر آمد، مسلماً مشمول عفو خدا خواهد شد.

۱- «اواب» از ماده «اوب» به بازگشت توام با اراده گفته می‌شود؛ در حالى که «رجوع» هم به بازگشت با اراده و هم بى‌‏اراده اطلاق می‌گردد. به همین دلیل به «توبه»، «اوبه» گفته می‌شود؛ چون حقیقت توبه، بازگشت توام با اراده به سوى خداست. از آنجا که «اواب» صفت مبالغه است، به کسى گفته می‌شود که هر لحظه از او خطایى سر زند و در همان حال، به سوى پروردگار بازگردد. این احتمال نیز وجود دارد که ذکر صیغه مبالغه، اشاره به تعدد عوامل بازگشت به رجوع به خدا باشد؛ زیرا ایمان به پروردگار از یک‏ سو، توجه به دادگاه عالم قیامت از سوى دیگر، وجدان بیدار از سوى سوم، و توجه به عدالت و آثار گناه از سوى چهارم، دست به دست هم می‌دهند و انسان را موکداً از مسیر انحرافى به سوى خدا میبرند.

۲- «و اذ اخذنا میثاق بنى اسرائیل لا تعبدون الا الله و بالوالدین احساناً»(بقره ۸۳) و به یاد آورید هنگامى را که از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید.
اگر چه آیات درباره بنی ‏اسرائیل نازل شده است، ولى یک سلسله قوانین کلى براى همه ملل دنیا در بردارد. از دیدگاه قرآن، برقرارى و سربلندى ملتها در صورتى است که به بزرگترین قدرت بی ‏زوال تکیه کنند، در همه حال از او مدد بگیرند و فقط در برابر او سر تعظیم فرود آورند؛ که اگر چنین کنند، از هیچ کس ترس و وحشتى نخواهند داشت. واضح است که چنین تکیه گاه و مبدئى جز آفریدگار بزرگ نمی‌تواند باشد. از طرف دیگر، براى بقا و جاویدان ماندن ملتها، همبستگى خاص بین افراد خاص لازم است. این عمل در صورتى امکان دارد، که هر کس به پدر و مادر خود که شعاع بستگى آنان به وى نزدیکتر است، در مرحله بعد به خویشان و بعد از آنان به همه افراد اجتماع، نیکى کند. بدین گونه، همه بال و پر یکدیگر می‌شوند، و افراد ضعیف را حمایت می‌کنند.

۳-«و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً»(نساء ۳۶) و خدا را بپرستید و هیچ چیز را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید.
آیه فوق، نخست مردم را دعوت به عبادت و بندگى پروردگار و ترک شرک و بت پرستى ج که ریشه اصلى برنامه‏هاى اسلامى است- می‌کند. دعوت به توحید و یگانه پرستى روح را پاک، نیت را خالص، اراده را قوى و تصمیم را براى انجام دادن هر برنامه مفیدى محکم می‌سازد. از آنجا که این آیه بیان کننده یک رشته از حقوق اسلامى است، قبل از هر چیز، اشاره به حق خداوند بر مردم، پرستیدن او و شریکى براى او برنگزیدن کرده است.
سپس، اشاره به حق پدر و مادر شده و توصیه گردیده است که باید به آنان نیکى کرد. از این تعبیرهاى مکرر در قرآن کریم بر بندگى خدا واحسان به والدین، استفاده می‌شود که بیان این دو ارتباط است. در حقیقت هم، چنین است، چون بزرگترین نعمت، نعمت هستى و حیات است که در درجه اول از ناحیه خداست و درمراحل بعد، به پدر و مادر ارتباط دارد. بنابراین، ترک حقوق پدر و مادر، همدوش شرک به خداست.

۴- «قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً»(انعام ۱۵۱) بگو، بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده بیان کنم که چیزى را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید.
ذکر نیکى به پدر و مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرک و قبل از دستورهاى مهمى مانند تحریم قتل نفس و اجراى اصول عدالت، دلیل بر اهمیت بسیار حق پدر و مادر در دستورهاى اسلامى است. این موضوع وقتى روشنتر می‌شود، که توجه کنیم به جاى «آزار به پدر و مادر»- که هماهنگ با دیگر تحریم‌هاى این آیه است-،احسان و نیکى به آنان ذکر شده است. یعنى نه تنها ایجاد ناراحتى براى آنان حرام است، بلکه احسان و نیکى به آنان نیز لازم و ضرورى است. جالبتر این که، کلمه «احسان» به وسیله «ب» متعدى شده و فرموده است: «بالوالدین احساناً» احسان گاهى با «الى» و گاهى با «ب» ذکر مى شود، معناى‏آن نیکى کردن به طور مستقیم و بدون واسطه است، بنابراین، این آیه تاکید می‌کند که موضوع نیکى به پدر و مادر را باید آنقدر اهمیت داد، که شخصاً و بدون واسطه، به آن اقدام کرد.

۵- «و لقد اتینا لقمان الحکمه ان اشکر الله و من یشکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان الله غنى حمید و اذ قال لقمان لابنه و هو یعظه یا بنى لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهناً على وهن و فصاله فى عامین ان اشکر لى و لوالدیک الى المصیر و ان جاهداک على ان تشرک بى ما لیس من اناب الى ثم الى مرجعکم فانبئکم بما کنتم تعلمون».(لقمان ۱۵-۱۲) و آدمى را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به او حامله شد و هر روز ناتوانتر مى شد و پس از دو سال از شیرش باز گرفت. و سفارش کردیم که مرا و پدر و مادرت را شکر گوى که سرانجام تو نزد من است. اگر آن دو به کوشش از تو بخواهد تا چیزى را که نمیدانى چیست با من شریک گردانى، اطاعتشان مکن. در دنیا با آنان به وجهى پسندیده زندگى کن و خود، راه کسانى را که به درگاه من باز می‌گردند. در پیش گیر، بازگشت همه شما به سوى من است و من از کارهایى که می‌کرده ‏اید، آگاهتان می‌کنم.
در آیه اول، نتیجه «شکر» و «کفران» نعمت ها، به این صورت بیان شده که شکر نعمت، به سود خود انسان، و کفران هم به زبان خود او است. خداوند از همگان بى‏نیاز است. اگر همه ممکنات شکر کنند، چیزى بر عظمتش افزوده نمی‌شود و اگر جمله موجودات کافر شوند. بر دامن کبریایی اش گردى ننشیند.
«ل» در جمله «ان اشکر الله»، براى اختصاص و در «لنفسه» براى نفع است. بنابراین، سود شکرگزارى که همان دوام نعمت، و افزایش آن به اضافه ثواب آخرت است، به خود انسان بر میگردد؛ همان گونه که زیان کفران، فقط دامان خودش را میگیرد.
تعبیر: «غنى حمید»، اشاره به این است که شکر گزار در برابر افراد عادى، یا چیزى به بخشنده نعمت می‌دهد یا اگر چیزى نمی‌دهد، با ستایش او مقامش را در انظار مردم بالا میبرد. ولى درباره خداوند، هیچ یک از این دو، معنا ندارد.او از همگان بى‏نیاز، و شایسته ستایش همه ستایشگران است. فرشتگان حمد او را میگویند، و تمام ذرات موجودات به تسبیح و حمد او مشغولند. اگر انسانى به زبان قال کفران کند، کمترین اثرى ندارد؛ زیرا ذرات وجود خودش، به زبان حال مشغول حمد و ثناى اویند.
شکر با «صیغه مضارع» نشانه تداوم و استمرار است، و کفر با «صیغه ماضى» که حتى بر یک مرتبه است بیان شده است. این نکته، اشاره به این است که کفران حتى براى یک بار، ممکن است عواقب دردناکى بار آورد اما شکر لازم است که مستمر و مداوم باشد تا انسان مسیر تکامل خود را طى کند.
بعد از معرفى لقمان و مقام و حکمت او، به نخستین اندرز وى- که در عین حال مهمترین توصیه به فرزندش مى باشد- اشاره شده است. حکمت لقمان ایجاب می‌کند که قبل از هر چیز، به سراغ توحید، اساسی ‏ترین مسئله عقیدتى، برود؛ زیرا هر حرکت تخریبى و ضد الهى، همچون: دنیا پرستى، مقام پرستى و هوا پرستى، شاخ ه‏اى از شرک به شمار می‌روند. نکته قابل توجه این که، لقمان حکیم دلیل بر نفى شرک را این ذکر می‌کند که شرک، ظلم عظیم است؛ آن هم با تعبیرى، که از چند جهت تاکید دارد. و چه ظلمى از این بالاتر، که هم درباره خدا انجام بگیرد و موجود بی ‏ارزشى را همتاى او قرار دهند، و هم درباره خویشتن انجام شود. و انسان از اوج عزت عبودیت پروردگار به قعر دره ذلت پرستش غیر او ساقط کند. دو آیه بعد، در حقیقت جمله ‌هاى معترض ه‏اى است که در لابه‌لاى اندرزهاى لقمان از سوى خداوند بیان شده است. البته معترضه، به معناى بی ارتباط نیست، بلکه به معناى سخنان الهى است که ارتباط روشنى با سخنان لقمان دارد. در این آیه، بحث از وجود، زحمات، خدمات و حقوق پدر و مادر، و قرار دادن شکر آنان در کنار شکر خداوند است. به علاوه، تاکیدى بر خالص بودن اندرزهاى لقمان، به فرزندش نیز شمرده مى شود، زیرا پدر و مادر با این علاقه وافر و خلوص نیت، ممکن نیست جز خیر و صلاح فرزند را در اندرزهایشان بازگو کنند.
آنگاه، به زحمات بسیار مادر اشاره می‌شود. این مسئله از نظر علمى ثابت شده و تجزیه نیز نشان داده است، که مادران در هنگام باردارى گرفتار سستى می‌شوند؛ زیرا شیره جان و مغز استخوان را به پرورش جنین خود اختصاص می‌دهند، و از تمام مواد حیاتى وجود خود بهترینش را تقدیم او می‌کنند. به همین دلیل، مادران در دوران باردارى گرفتار کمبود انواع ویتامین‌ها می‌شوند که اگر جبران نشود، ناراحتى‏هایى را براى آنان به وجود می‌آورد. این ویژگى، در دوران رضاع و شیر دادن نیز ادامه مییابد؛ چرا که شیر، شیره جان مادر است. لذا به دنبال آیه، آمده است که پایان نکته، اشاره شده است: «و الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین»(بقره ۲۳۳) مادران فرزندانشان را دو سال تمام شیر دهند. البته، منظور دوران، کمتر از دوسال انجام شود. به هر حال، مادر در این ۲۳ ماه، دوران حمل و دوران شیر خوارگى، بزرگترین فداکارى راهم از نظر روحى و عاطفى، هم از نظر جسمى، و هم از جهت خدمات، درباره فرزندش انجام می‌دهد.
جالب این که در آغاز توحید، پدر و مادر را ذکر می‌کند، ولى به هنگام بیان زحمت و خدمات، تکیه روى زحمات مادر است تا انسان متوجه ایثارگری‌ها و حق عظیم او شود. سپس، به شکر خداوند و شکر پدر و مادر سفارش شده است. شکر خدا را باید کرد، زیرا خالق و منعم اصلى انسان، خداست که چنین پدر و مادر مهربانى را به ما داده است. و هم شکرگزار پدر و مادر باید بود، که به واسطه این فیض و عهده‏ دار انتقال نعمتهاى خداوند به انسان می‌باشند.
و در پایان، آیه با لحنى که خالى از تهدید و عتاب نیست، مى فرماید: «بازگشت همه شما، به سوى من است». اگر در اینجا کوتاهى کنید، در بارگاه الهى تمام این حقوق، زحمات و خدمات مو به مو بررسى و محاسبه می‌شود. بعضى از مفسران در اینجا به نکته‏اى توجه کرده ‏اند که در قرآن مجید، تاکید بر رعایت حقوق پدر و مادر بارها آمده است. اما سفارش به فرزندان- جز درباره نهى از کشتن فرزندان که یک عادت شوم و زشت استثنایى در عصر جاهلیت بود- کمتر دیده می‌شود. این نکته به دلیل آن است که پدر و مادر به حکم عواطف نیرومندشان، کمتر ممکن است فرزندان را به دست فراموشى بسپارند. در حالى که بسیار دیده شده است که فرزندان، پدر و مادر را به ویژه به هنگام پیرى و از کار افتادگى، فراموش مى کنند: این دردناکترین حالت براى پدر و مادر، و بدترین ناشکرى براى فرزندان محسوب می‌شود. از آنجا که توصیه نیکى درباره پدر و مادر ممکن است این توهم را براى بعضى ایجاد کند که حتى در مسئله عقاید، کفر و ایمان باید با آنان مماشات کرد، در آیه بعد تاکید می‌کند که هرگز نباید رابطه انسان با پدر و مادرش، مقدم بر رابطه او با خدا باشد. پس، هرگز نباید عواطف خویشاوندى، حاکم بر اعتقاد مکتبى انسان شود. تعبیر به «جاهداک»، اشاره به این است که پدر و مادر گاه به گمان این که سعادت فرزندشان را می‌خواهند، تلاش و کوشش می‌کنند که او را به عقیده انحرافى بکشانند.

وظیفه فرزندان این است که هرگز در برابر این فشارها تسلیم نشوند، استقلال فکرى خود را حفظ کنند، و عقیده توحید را با هیچ معاوضه نکنند. همچنین، جمله «ما لیس لک به علم». اشاره به این است که اگر فرضاً دلایل بطلان شرک را نادیده بگیریم، حداقل دلیلى بر اثبات آن نیست. از آنجا که ممکن است این فرمان این توهم را به وجود آورد که در برابر پدر و مادر مشرک باید شدت عمل داشت و بى‏حرمتى کرد، بلافاصله اضافه مى کند که اطاعت نکردن از آنان در کفر و شرک، دلیل بر طرز شایسته‏اى رفتار کرد، ولى از نظر اعتقاد و برنامه‏‌هاى مذهبى تسلیم افکار و پیشنهادهایشان نشد. این رفتار، درست نقطه اصلى اعتدال، و راه پیامبران و مومنان راستین است. لذا، بعد میافزاید که مومنان باید راه کسانى را پیروى کنند، که به سوى خداوند باز میگردند؛ چرا که بازگشت همه به سوى خداوند است، و خداوند انسان را ازکارهایشان آگاه میسازد و طبق آن پاداش و کیفرى می‌دهد.
نفى و اثبات‌هاى پى در پى، و امر و نهی‌ها در آیات فوق، براى این است که مسلمانان در این گونه مسائل که در بدو نظر تضادى در میان انجام دادن دو وظیفه لازم تصور می‌شود- خط اصلى را پیدا کنند و بدون کمترین افراط و تفریط، در مسیر صحیح قرار گیرند.این دقت و ظرافت قرآن در این ریزه کاریها، از چهره‏هاى فصاحت و بلاغت عمیق آن است.
وصینا الانسان بوالدیه حسنا و ان جاهداک لتشرک بى ما لیس لک به علم فلا تطعهما الى مرجعکم فانبئکم بما کنتم تعملون».(عنکبوت ۸) و به آدمى سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند و اگر آن دو بکوشند که تو چیزى را که بدان آگاه نیستى شریک من قرار دهى، اطاعتشان مکن. بازگشت همه شما به سوى من است و شما را به کارهایى را می‌کرده ‏اید، آگاه میکنم. روایات مختلفى در شان نزول این آیه آمده، که چکیده آن این است که «بعضى از مردانى که در مکه بودند، ایمان و اسلام را پذیرفتند. هنگامى که مادرشان از این مسئله آگاه شدند، تصمیم گرفتند که غذا نخورند و آب ننوشند تا فرزندانشان از اسلام باز گردد. گر چه هیچ کدام از این کدام از این مادران به گفته خود وفا نکردند و اعتصاب غذا را شکستند. ولى این آیه نازل شد و خط روشنى در برخورد با پدر و مادر در زمینه ایمان و کفر به دست همگان داد.

ادامه دارد…

نافرمانی والدین، عصیان خدا و کفران نعمت اوست

بالاترین مقام بهشت، خشنودی و رضایت الهی است.

بالاترین مقام بهشت خشنودی و رضایت الهی است. در آیه ۷۲ سوره توبه خداوند پس از ذکر پاره‌ای از نعمت‌های بهشت چنین می‌فرماید: «و رضوان من الله اکبر؛ خشنودی خداوند (از همه) بزرگتر و بالاتر است» روشن است که رضایت الهی در اطاعت از ایشان و کسانی است که خود دستور داده است. خشنودی خلایق الهی و خدمت به آنان که مخلوقات الهی‌اند مایه رضایت الهی است و اگر این خلایق، پدر و مادر باشند که نزدیکترین حق را به حق الهی دارند یقیناً احسان به آنان به رضایت الهی نزدیک تر است. از همین روست که در روایت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رضایت الهی در گرو رضایت والدین و خشم الهی در گرو خشم پدر و مادر دانسته شده است: «رضا الله مع رضا الوالدین و سخط الله مع سخط الوالدین».

و روشن است که خشم الهی چه عواقب وخیمی را به دنبال دارد. به گزارش روایات معصومین(علیهم السلام) کسی که مورد خشم الهی ناشی از عاق والدین قرار می‌گیرد به هنگام مرگ زبانش از ذکر کلمه توحید بستر می‌شود. «نمازش مقبول نمی‌افتد. دعایش مستجاب نمی‌شود، ذلیل می‌گردد و وارد جهنم می‌شود. این همه از آن روست که شکر نعمت واجب است و عصیان الهی حرام، و نافرمانی پدر و مادر هم عصیان خداست و هم کفران نعمت او: هر کس نافرمانی خدا و رسولش کند قطعاً آتش جهنم برای اوست و در آن جاودانه خواهد ماند».

محبوبیت و عزتمندی: آدمی خود را در آینه دیگران می‌بیند. از اینکه دیگران او را فردی مورد توجه، دوست داشتنی وبا شخصیت بدانند شادمان می‌گردد و نشان موفقیت خویش تلقی می‌کند و اگر با نگاه تحقیر و بی‌ارزشی بنگرند خود را ناکام و مغلوب تصور می‌کند.

این بحث در روانشناسی شخصیت بحثی مهم و اساسی است. اما سخن اینجاست که راز محبوب شدن و راه آن چیست؟

بعضی خود را به آب و آتش می‌زنند، با هر کسی همرنگ می‌شوند و هر رفتاری را کورکورانه می‌پذیرند تا تلقی دیگران را نسبت به خویش اصلاح کنند اما افسوس که پس از چندی محبوبیت سطحی و ظاهری و موقتی کاخ شخصیت پوشالی شان به تلی از خاک تبدیل می‌شود چراکه آدمیان یکرنگی و صداقت، و استواری و پایمردی در راه عقیده و ایمان را بیشتر می‌پسندند تا رنگ باختن و چهره عوض کردن.

از این رو قرآن کریم راز محبوبیت را انجام عمل صالح و ایمان به خدایی می‌داند که عزت و ذلت آدمیان به دست اوست و در حقیقت اتصال به سرچشمه حب و دوستی را تنها راه کسب محبوبیت اصیل و پایدار می‌داند و می‌فرماید: کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند به زودی خداوند بر آنان محبتی (در دلها) قرار می‌دهد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که برای من ضمانت کند صله رحم و نیکی به پدر و مادر را، من هم ضامن می‌شوم که مال و عمرش زیاد شود و در قبیله اش محبوبیت پیدا کند» در نقطه مقابل و به روایت امام هادی (علیه السلام) «ضایع کننده حقوق والدین کمی آبرو و عمر را در پی دارد و به نکبت و ذلت در دنیا منجر می‌شود».

راز محبوبیت احسان‌گر به والدین و صله رحم کننده آن است که خداوند این اعمال را در زمره عمل صالح و ایمان و اطاعت خود دانسته و بر اساس آیه ۹۶ مریم وعده قطعی به محبوبیت عاملان عمل صالح و ایمان آورندگان به او داده است.

راحتی مرگ: نوع مرگ آدمی و سختی‌های آن تجلی نوع رفتار آدمی در دنیاست. نیکی‌ها و اعمال صالح موجب راحتی مرگ و گناه و عصیان الهی موجب سختیها و شداید فراوان به هنگام جان کندن است، اما در این میان پاره‌ای ازحسنات و گناهان تاثیر عمیق تری بر سختی و آسانی مرگ دارد که یکی از این عوامل نیکی به پدر و مادر یا عاق والدین شدن است.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «کسی که دوست دارد خداوند سختی‌های مرگ را بر وی سبک گرداند پس صله رحم کند و به پدر و مادر خود نیکی نماید؛ این چنین خداوند سختی‌های مرگ را بر وی آسان نماید و هیچ گاه فقیر و نادار نشود».

به روایت امام صادق(علیه السلام) روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر بالین جوانی که در حال احتضار بود حاضر شد. به او شهادتین را تلقین کرد اما او نتوانست بگوید. روشن شد که مادرش از او راضی نیست. مادر به درخواست پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ازاو راضی شد و آنگاه جوان لااله الاالله گفت و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود چه می‌بینی؟ گفت: مرد سیاه بدبویی که با جامه‌های چرکین رو به من کرده. فرمود بگو: یا من یقبل الیسیر و یعفو عن الکثیر اقبل منی الیسیر و اعف عنی الکثیر. انک انت الغفور الرحیم. چون جوان این دعا را گفت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: چه می‌بینی؟ گفت: مرد سفید خوشبو با جامه‌های نیکو به طرف من می‌آید و می‌رود. با تکرار دعا آن چهره سیاه رفت و نور نزد او آمد و سپس از دنیا رفت. و این چنین با رضایت مادر شداید مرگ بر او آسان شد.

بهشت الهی و پاداش عظیم اخروی: احسان به والدین جدای از برکات دنیوی، بهشت الهی و پاداش گسترده اخروی را به همراه دارد. کمترین مرتبه احسان به والدین نگاه به سیمای آنان با مهربانی و خوشرویی است که پاداش عبادت پروردگار و ثواب حج خانه دوست را دارد.

بر اساس روایت پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) هر فرزندی که از روی مهربانی به پدر و مادرش بنگرد به هر نگاهش ثواب یک حج مقبول داده می‌شود. گفتند: «ای رسول خدا! حتی اگر در هر روز صد بار بنگرد؟» فرمود: «آری! خداوند بزرگتر و پاکیزه تر (از هر عیب) است.

در روایت دیگری مهربانی به ایشان مایه ورود به بهشت الهی شمرده شده است. از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که چهار دسته اند که خداوند بهشت را برای آنان آماده کرده است:

۱) کسی که یتیمی را پناه دهد

۲) به ضعیف ترحم کند

۳) به پدر و مادر مهربان باشد

۴)به زیردست و مملوک خود مهربان باشد و با او مدارا کند.

کوتاهترین عبارت در این زمینه همان حدیث مشهور «الجنه تحت اقدام الامهات» است. مفهوم این که بهشت زیر پای مادر است این است که نیکویی به ایشان و اطاعت و فرمانبرداری از آنان، مایه رسیدن به بهشت است.

و روشن است که رسیدن به بهشت ازطریق احسان به والدین، به معنای نادیده گرفتن حقوق الهی نیست چرا که در آیات احسان به والدین، حق ایشان بعد از حق الهی ذکر شده است.

سخن آخر

با نیم نگاهی به آیات و روایات وارده در باب احسان به والدین و اهمیت و آثار آن دراسلام این سؤال مطرح می‌شود که اساساً چرا اسلام چنین اهمیت فوق العاده‌ای را برای پدر و مادر قایل شده است؟

حقیقت این است که هدف اسلام سعادتمندی بشر و کامروایی دنیوی و اخروی است و دستوراتش را به گونه‌ای تنظیم نموده که این هدف تحقق پذیرد. شکی نیست که آدمیان بدون زندگی اجتماعی نمی‌توانند امورات خویش را به پیش برند و سامان دهند و صلاح و کمال جامعه قطعا در سرنوشت فرد تاثیرگذاراست. صلاح جامعه ریشه درصلاح خانواده ها، آرامش، کمال گرایی و همبستگی آن دارد. خانواده اجتماع کوچکی است که اعضای آن مفاهیم ارزشی و ضدارزشی را در آن جا می‌آموزند و به جامعه انتقال می‌دهند از این رو راز صلاح جوامع، اصلاح خانواده‌ها است که نقطه آغازین شکل گیری خانواده از پدر و مادر تشکیل می‌شود.

از این رو اگر پدر و مادر وظایف اصیل خویش را بشناسند و فرزندانی شایسته تربیت کنند و فرزندان، نخستین کانون اصلاح تربیت و مربیان خود را ارج نهند؛ ثمره چنین خانواده هایی، اعضای جامعه بزرگتری را تشکیل می‌دهند که دارای شخصیت متعالی، آرامش روانی، عزت و اعتماد به نفس و احترام به هم نوع هستند.

ازسوی دیگر شکر الهی به عنوان یکی از بنیادهای متین ایمان و دینداری، از داشتن روحیه سپاسگزاری به خلق الهی ناشی می‌شود که: «من لم یشکرالمخلوق لم یشکرالخالق». و احسان به والدین زمینه شکر الهی و عمق باور به آموزه‌های دینی را به همراه دارد روشن است که گسترش روحیه دینداری به یقین در اصلاح جوامع موثر است. جمله مشهور ناپلئون «که مادر با یک دست گهواره و با دستی دیگر جهان را تکان می‌دهد» بر اساس نقش بنیادین خانواده در تحول و تکامل جامعه قابل تبیین است.

منبع: آفتاب

معنای عاق والدین

عاق والدین(خشم آوردن و دل شکستن و آزردن خاطر پدر و مادر) از گناهان کبیره و سبب بدبختی انسان در دنیا و آخرت است که موجب کوتاهی عمر و تلخ و سخت شدن زندگی بر انسان و فقر و پریشانی انسان می‌شود و در آیات و روایات از این کار مذمت شده و بد‌ترین نوع قطع رحم است.

علامه مجلسی در شرح کتاب اصول کافی درباره معنای عاق والدین می‌نویسد: «عقوق والدین به این است که فرزند، حرمت آن‌ها را رعایت نکند و بی‌ادبی کند و آن‌ها را به سبب گفتاری یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که منع شرعی و عقلی ندارد، از آن‌ها نافرمانی کند؛ چه این که در بیان امام صادق(علیه السلام) آمده است که کمترین ناسپاسی والدین، گفتن «اُف» است. نگاه تند به پدر و مادر، محزون ساختن آن‌ها و ترک وظایف حتمی در قبال آن‌ها مثل برآورده نساختن نیازهای مالی والدین در صورت نیاز نیز از موارد عاق شدن فرزندان معرفی شده است. به بیانی هر کاری که موجب ایذا و اذیت والدین گردد، به معنای عاقّ والدین است، مگر در مواردی که تکلیف واجب یا حرامی باشد و به انسان دستور مخالفت با آن را بدهند(اسفتائات از آیت الله مکارم شیرازی)

وظایف فرزندان نسبت به والدین

در نهج البلاغه تاکید شده است: همانا فرزند را به پدر و پدر را به فرزند حقّی است. حق پدر بر فرزند این است که فرزند در همه چیز جز نافرمانی خدا، از پدر اطاعت کند و حق فرزند بر پدر آنکه نام نیکو بر فرزند نهد، خوب تربیتش کند و او را قرآن بیاموزد.(نهج البلاغه ترجمه دشتی، ص: ۷۲۷)

نیکی به والدین

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم: نیکی رساندن به پدر و مادر واجب است و هر‌گاه مشرک باشند نه ایشان را و نه دیگری را در معصیت خدا فرمان برداری مکن چون برای مردم در مورد گناه کاری خدا فرمانبرداری نیست(خصال ترجمه مدرس گیلانی، ج۲، ص: ۲۳۴)

احسان به والدین

امام صادق(علیه السلام) فرمود: احسانِ به والدین این است که وقتی چیزی از تو می‌خواهند آن‌ها را به زحمت نیندازی؛ گرچه بی‌نیاز هستند، حاجت آنان را برآور.

احسان به والدین، آثار متعددی دارد که ما در اینجا چند نمونه از احادیثی در این زمینه را ذکر می‌کنیم: احسان به والدین بالا‌ترین مصداق صله رحم است و عمر را طولانی می‌کند.(بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۸۰)
در روایتی از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم: نیکی کنید با پدرانتان تا به شما نیکی کنند پسرانتان.

بعضی‌ها فکر می‌کنند که عاق والدین یعنی این که حتما پدر و مادر نفرین بکنند تا مورد عاق والدین واقع بشوند ولی نمی‌دانند که بسیاری از مشکلات زندگیشان، به خاطر عاق بودنشان است. امیرالمومنین(علیه السلام) می‌فرمایند: هر کس پدر و مادر خود را غمگین کند، عاق والدین است.

عاق والدین قابل بخشش است

گناه عاق والدین مانند گناهان دیگر قابل بخشش است. اگر والدین زنده هستند، می‌توان با عذرخواهی و احسان، گناه گذشته را جبران کرد و اگر از دنیا رفته‌اند، با طلب مغفرت و دادن خیرات و صدقات می‌توان رضایت آن‌ها را جلب کرد. در این صورت اثر وضعی گناه از بین خواهد رفت.

منبع: آفتاب

دل سپردن به نوای پدران تنها

میم مثل مردانگی!

امروز خورشید نه از مشرق، بلکه از دل‌های پدرانی طلوع کرد که در غروب تنهایی خود همواره خاطرات شیرین ایام نه چندان دور حضور در کانون گرم خانواده‌هایشان را در ذهن خود مرور می‌کردند.

بی‌شک پدران جلوه‌ای از لطف خداوند روی زمین هستند که همانند کوه رنج مشکلات و دغدغه‌های خانواده را بر دوش می‌کشند و همانند ناخدای کشتی خانواده بوده که وظیفه هدایت این نهاد اجتماعی در دریای پرتلاطم زندگی را بر عهده گرفته است.

اگر بگوییم پدران سمبل لــطف و صفا و دُر ثمینی هستند که عرق‌های جبینشان بر ملائک فضیلت دارد بیهوده نگفته‌ایم، چرا که در همه ادیان به خصوص دین مبین اسلام، بر این مسئله بسیار سفارش شده است.

به طور مثال در آیه ۸۳ سوره بقره آمده است: «لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» و یا در آیه ۳۶ سوره نساء آمده «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» و یا در آیه ۱۳و ۱۴ سوره لقمان آمده: «یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ».

در تقویم سال‌ها روزهایی را برای بزرگداشت مقام پدرها و مادرها مشخص کرده‌اند تا شاید تلنگری باشد برای آنهایی که این گنج‌های گران بهای زندگی را فراموش کرده‌اند.

یکی از این روزها روز میلاد بزرگ مرد تاریخ بشریت امیر مومنان امام علی(علیه السلام)، همسری فداکار برای حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بنت پیامبر گرامی اسلام و پدری مهربان برای فرزندانش و در کنار خانواده خود پدری مهربان برای یتیمان کوفه بود.

این روز بهانه‌ای است برای یاد کردن از پدران‌مان که هم چون کوه استوار می‌ایستند تا در این تلاطم‌های زندگی خم به ابروی فرزندان نیاید. وقتی فرزندی غصه‌ای داشته باشد پدر قبل از او دلش پر از غصه می‌شود و به دنبال راهی برای رفع این دلتنگی از دل فرزند….

بعضی از فرزندان این روز را در کنار پدران و مادران خود هستند و آن‌ها را تکریم می‌کنند…. اما از بد روزگار برخی از این پدران مهربان مورد کم‌لطفی فرزندانشان قرار گرفته‌ و فراموش شده‌اند ….اما ما به بهانه این روز همراه با گروه نوع دوستی تبسم سری به یکی ار سرای سالمندان تبریز بزنیم و لحظاتی را با این فراموش شدگان جامعه باشیم تا شاید مرحمی بر غم‌ها و اندوه‌های این پدران بزرگوار باشیم، پدرانی که در خانه سالمندان غریب و تنها این روز را به انتظار نشسته‌اند.

یکی از این آسایشگاه‌ها، خانه سالمندان مهر است که میزبان ستارگانی بسیار پرنورتر از ستارگان آسمان هستند و می‌درخشند، اینجا به آسمان نزدیک‌تر است اینجا به خدا هم نزدیک‌تر است. ستارگان فراموش شده‌ای که در روزگاران نه چندان دور همانند خورشید در آسمان می‌درخشیدند.

اینجا خانه پدرانی است که تمام سعی و تلاش خود را برای فرزندانشان به‌کار بردند تا آنها از پستی و بلندی‌های روزگار در سیاه چاله‌های زندگی در امان بمانند، پدرانی که حتی سلامتی خود را برای کسب روزی حلال فدای فرزندان خود کردند. ولی اکنون در گذر زمان در این وانفسای زندگی که چشم خود را باز کردند خود را پشت درهای آهنی سرای سالمندان دیدند! جایی که فاصله‌ای زیادی بین بودن و نبودن نیست!

امروز که لحظه‌های آخر عمر خود را ثانیه شماری می‌کنند، تازه فهمیده‌اند که فراموش کرده بودند زندگی کنند، اینجا خانه تنهایی پدرانی است که دست‌هایشان بوی نان می‌دهد و روزی با زور بازو و با مشکلات زندگی ساختند و فرزندانی را بزرگ کردند تا در آینده و دوران پیری عصای دستشان بشوند! اما افسوس که دیگر جایی برای پدران دیروز و خسته از مشکلات امروز پیدا نمی‌شود، جز کنج دیوارهای خانه‌های سالمندی.

فرزندان امروز برای والدین خود هر چقدر هم بزرگ شده باشند همان طفلان دیروز به حساب می‌آیند، همان فرزندان اینک که خود تشکیل زندگی داده و صاحب فرزند شده‌اند اما نباید شک کنند که گردش و چرخش روزگار روزی خود آنها را در موقعیت فعلی پدرانی که هم‌اکنون در کنج حصارهای تنهایی سالمندان چشم به در دوخته‌اند قرار خواهد داد!

بر همگان واضح و مبرهن بوده که در کنار کانون گرم خانواده بودن نیاز مبرم و اصلی این پدران فراموش شده است و قرار گرفتن در جمع جوانان و شادی کردن باعث افزایش امید به زندگی در آنها خواهد شد.

منبع: خبرگزاری فارس

احترام به پدر و مادر(۲)

«و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحاً ترضاه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین»(۷)
ترجمه: ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکیکند مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی به زمین می‌گذارد، و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش، سی ماه است، تا زمانی که به قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می‌گوید: پروردگارا مرا توفیق ده تا شکر نعمت را که به من و پدر و مادرم دادی به جا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خوشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان، من به سوی تو باز می‌گردم و توبه می‌کنم و من از مسلمانم.

در این آیه شریفه، نخست به وضع و حال نیکوکاران پرداخته و از نیکی پدر و مادر و شکر زحمات آنها که مقدمه‌ای است برای شکر پروردگار آغاز می‌کند و می‌فرماید: «و وصینا الانسان بوالدیه احسانا». توصیه به معنی مطلق سفارش است، و معنی و مفهوم او تنها انحصار به سفارش‌های بعد از مرگ ندارد روی جهت است که بعضی از مفسرین آن را به معنی امر و دستور تفسیر کرده‌اند.
بعد از بیان نیکی به پدر و مادر به حق شناسی مادر پرداخته و با دلیل آن را مطرح می‌کند و می‌فرماید: مادر او را با اکراه و ناراحتی حمل می‌کند، و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتن او سی ماه است. «حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا».
در این مدت، بزرگترین فداکاری و از خودگذشتگی را مادر درباره فرزند دلبندش از خود به نمایش می‌گذارد او را در جای نگهداری و بزرگ می‌کند و رشد می‌دهد که هیچ کسی دیگری را در آن جا نگهداری نمی‌کند و از شیره ی جان و مغز استخوان او را تغذیه می‌کند.
از روزی که نطفه ی او منعقد می‌گردد، حالت مادر دگرگون می‌شود و ناراحتی یکی پشت سر دیگری به او رخ می‌دهد هر قدر جنین بیشتر رشد و نمو می‌کند مواد بیشتری از شیره ی جان مادر می‌گردد تا آنجا که روی استخوان و اعصاب مادر تاثیر انکارناپذیری می‌بخشد. گاه خواب و خوراک و استراحت و آرامش او فدای فرزند می‌گردد و در دوران آخر، زمان حمل حتی نشست و برخواست برای او مشکل می‌شود اما مادر به واسطه عشق به فرزندی که به زودی دیده به جهان می‌گشاید و بر چهره دلربای مادر، لبخند جانانه می‌زند این ناملایمات و مشکلات طاقت فرسا را تحمل می‌کند.
سخت‌ترین لحظات زندگی زندگی مادر، همان لحظه است که لحظه وضع حمل فرا می‌رسد خیلی از مادران در این لحظات حساس، جان به قربان فرزند می‌کنند و زنده ماندن خود را فدای زنده ماندن فرزند می‌کند به هر صورت آنگاه که مادر این بار سنگین را زمین گذاشت و فرزندش دیده به جهان گشود، دوران سخت دیگری برای او شروع می‌شود. دوران مراقبت دائم و شبانه روزی از فرزند، دوران که به تمام نیازهای فرزند باید جواب گفت آن هم نیازهای کودکی که هیچ گونه قدرت به بیان آنها ندارد اگر دردی دارد، ناراحتی دارد، نمی‌تواند آن را بیان کند. اگر گرسنه است و یا تشنه و یا گرمازدگی و سرما خوردگی داشته باشد، اصلاً توان و قدرت بیان آنها را ندارد آنچه او ابراز می‌کند ناله و فریاد است و اشک ریختن این مادر است که باید با حوصله و بردباری تمام و کامل این نیازها را تشخیص دهد و مانند یک دکتر حازق و دلسوخته، نیازهای و را برآورده سازد. فرزندان کوچولو نیاز به نظافت دارد و این خود، مشکل دیگری از مشکلات مادر است. نوزاد در این دوران، گرفتار بیماری‌های مختلفی می‌شود این مادر است که شکیبایی فوق‌العاده و استثنایی به مقابله آنها برخیزد و فرزند عزیزش را نجات بخشد.
قرآن در اینجا تنها از ناراحتی‌ها و مشکلات مادر سخن می‌گوید و از مشکلات و گرفتاری‌های پدر سخن به میان نمی‌آورد و این گونه سخن گفتن باری تعالی، برای بی‌اهمیت نشان دادن زحمات و مشکلات پدر نیست بلکه پدر در بسیاری از این مشکلات، شریک مادر است ولی مادر سهم بیشتر در سختی و گرفتاری دارد لذا روی او بیشتر تکیه شده است.
خداوند منان در ادامه آیه مورد بحث می‌فرماید: حیات انسان هم چنان ادامه می‌یابد تا زمانی که به کمال قدرت و نیروی جسمانی رسد و به مرز چهل سالگی وارد گردد «حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه».
حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی می‌فرماید: ظاهر این است که بلوغ اشد اشاره به بلوغ جسمانی و رسیدن به اربعین سنه (چهل سالگی) اشاره به بلوغ فکری و عقلانی است، چرا؟ برای این که معروف است: انسان غالباً در چهل سالگی به مرحله کمال عقل می‌رسد و گفته اند: غالب انبیاء در چهل سالگی مبعوث به نبوت شدند. (۸)
در مورد این که سن بلوغ جسمانی چه سنی است؟ در بین علماء و بحث و گفتگو است. بعضی سن بلوغ جسمانی همان سن معروف بلوغ را می‌داند ولی روایات بعضش تصریح دارد که سن هجده سالگی همان سن بلوغ جسمانی است.
این هم مانع ندارد که این واژه در موارد مختلفی معنی متفاوتی داشته باشد البته این معانی متفاوت به واسطه قرائن که در کلام وجود دارد روشن می‌شود.
به هر صورت قرآن کریم بعد از مطرح کردن اشد بلوغ و بلوغ اربعین سنه می‌فرماید: این انسان با ایمان و لایق، زمانی که به چهل سالگی رسید از خدای منان سه چیز را می‌خواهد:

۱- پروردگارا! به من الهام کن و توفیق عنایت فرما تا شکر نعمتی که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای به جا آورم. «قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی»(۹)؛ در چنین سن و سالی انسان موحد و با ایمان هم از عمق و وسعت نعمت‌های خدا برای خودش آگاه می‌گردد و هم از خدمات که پدر و مادر برای او انجام داده که تا به این حد رسیده چرا؟ برای این که خودش در این سن و سال طبق معمول پدر و مادر می‌شود و زحمات طاقت فرسا و بی‌شائبه و ایثارگرانه ی آنها را با چشم سر مشاهده می‌کند و می‌بیند وانگهی بی‌اختیار به یاد آنها می‌افتد و به نیابت آنها خدا را شکر گذاری می‌کند.

۲- در مرحله دوم تقاضای او از خدایش این است: «و ان اعمل صالحاً ترضاه»؛ بارالها به من توفیق ده تا عمل صالح به جا آورم که تو از آن خوشنود باشی.

۳- تقاضای سوم او به این صورت مطرح می‌شود «و اصلح لی فی ذریتی» خداوندا! اصلاح و درستکاری را در فرزندان و دودمان من تداوم بخش. کلمه «لی» که در این جمله آمده، بیانگر این است که این صلاح و درستکاری، طوری باشد که نتایج آن عائد من نیز بشود.

شگفتی این چند جمله ی از دعا، در این است که در دعای اول، پدر و مادر را شریک قرار می‌دهد و به دعای سوم، فرزندان و ذریه خود را، ولی در دعای دوم، برای خودش دعا می‌کند. آری انسانهای صالح و ملکوتی، هرگز تنها خود را در نظر نمی‌گیرند بلکه اگر با چشمی خود را می‌نگرد، با چشم دیگر به افرادی که بر او حق دارند می‌نگرند.
آنگهی در پایان، دو مطلب خیلی مهم را اعلام می‌دارد که هر کدام بیانگر یک برنامه ی اعلای عملی است:

یک: «انی تبت الیک» پروردگارا! من در این سن و سال، به سوی تو باز می‌گردم و توبه می‌کنم و به جا و حد رسیده‌ام که باید خطوط زندگی من تعیین گردد و خط سیر من تا آخرین مرحله ی زندگی من مشخص گردد، راستی من به مرز چهل سالگی رسیده‌ام و برای عبدی چون من، چه قدر زشت و زننده است که به سوی تو باز نگردم و خود را از گناهان با آب گوارای توبه نشویم.
دو: برنامه‌ای دومش این است که می‌گوید: «و انی من المسلمین»؛ خدایا! من از مسلمین هستم.
در واقع این دو جمله، پشتوانه ی است برای آن دعاهای سه گانه و معنایش این است چون من توبه کردم و تسلیم مطلق در برابر فرمان توام، خدایا تو نیز بزرگواری و مرا مشمول آن نعمت‌ها بفرما.
آیه بعدی که آیه ۱۶ از سوره احقاف است اجر و مزد این گروه از مومنان شکرگزار را بیان می‌کند که می‌فرماید: «اولئک الذین نتقبل عنهم احسن ما عملوا» (۱۰)
فعلاً مجال وارد شدن‌ به این بحث نیست لذا از آن صرف نظر می‌کنیم و آن را به فرصت دیگری واگذار می‌کنیم و من الله توفیق.
«و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکر لی و لوالدیک الی المصیر» (۱۱)
ترجمه: «ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش او را باناتوانی روی ناتوانی حمل کرد، و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد. آری به او توجه کردیم که برای من و برای پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت همه به سوی من است».
در این آیه ی شریفه نخستین چیزی که مطرح می‌شود سفارش به پدر و مادر است و این خود بیانگر اهمیت حقوق پدر و مادر نسبت به فرزندان است و این گونه بیان الهی، زنگ خطری است برای فرزندان که این حقوق را همیشه نصب العین داشته باشند.
و برای اولین بار می‌فرماید: «و وصینا الانسان لوالدیه» ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم و آنگاه به زحمات فوق‌العاده ی مادر می‌پردازد و می‌فرماید: «و حملته امه وهنا علی وهن». مادر او را حمل کرد و در حالی که هر روز ضعف و سستی تازه‌ای بر ضعف او افزوده می‌شد.
از نظر علمی این مطلب روشن و ثابت شده و تجربه نبز حاکی از این است که مادران هنگام بارداری، شدیداً گرفتار وهن و سستی می‌شوند، چرا؟
برای این که: شیره ی جان و مغز استخوان خود را برای پرورش و رشد فرزند که در آینده ی نزدیک قره العین برای او می‌شود اختصاص می‌دهد.
بدین لحاظ مادران در دوران بارداری گرفتار کم بود انواع ویتامین‌ها می‌شود و آن‌ها باید جبران گردد و الا برای مادران خطرناک است و ممکن است بدین جهت، سر به بالین مرگ نهند و این وهن و سستی حتی در دوران رضاع و شیردهی نیز ادامه دارد چرا؟ برای این که شیر، شیره ی جان مادر است لذا به دنبال بارداری بلافاصله قرآن کریم دوران شیردهی را مطرح می‌کند و می‌فرماید: «و فصاله فی عامین» پایان دوران شیرخوارگی او دو سال است. و در سوره بقره آیه ۲۳۳ نیز می‌فرماید: «و الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین» مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر می‌دهند. البته منظور دوران کامل شیرخوارگی است گاهی ممکن است کمتر از آن باشد.
به هر صورت در این مدت سی و سه ماه، مادر بزرگترین فداکاری و خودگذری را هم از نظر روحی و عاطفی و هم از نظر جسمی و هم از نظر خدمات درباره فرزندش انجام می‌دهد و به دنبال توصیه به پدر و مادر خداوند منان می‌فرماید: «ان اشکر لی و لوالدین» شکر مرا به جا آور که من خالق و منعم اصلی تو هستم. یعنی این منم که تو را به این هیئت و شکل زیبا قالب زدم و به تو شعور، درک، عقل دادم و نعمتهای فراوانی در اختیار تو قرار دادم که قابل شمارش نیست این منم که تو را گل سرسبد عالم هستی قرار دادم و به پاس این نعمت‌ها مرا شکرگذار باش و هم چنین لازم است که شکر پدر و مادر را بنمایی چرا؟ برای این که: آنها واسطه این فیض و عهده‌دار انتقال نعمت‌های من به تو می‌باشند.
آری، در این جا شکر پدر و مادر در کنار شکر الهی قرار گرفته و این خود به نوبه‌اش بیانگر اهمیت شکرگزاری برای پدر و مادر است و این خیلی نکته جالب است و انسان باید با درک این حقیقت با خود ببالد که شکر پدر و مادر او در قبال شکر الهی قرار گرفته و آن را هم کسی دیگری نه بلکه ذات اقدس الهی خود شکر پدر و مادر را در کنار شکر خود هم ردیف آن قرار داده است.
در قسمت پایان آیه، قادر لایزال و در عین حال رئوف و مهربان، با لحن که خالی از تهدید و هشدار نیست می‌فرماید: «الی المصیر» بازگشت همه ی شما به سوی من است» بله در این مورد اگر کسی سستی و یا کوتاهی کند در پیش گاه الهی و در روز محشر تمام این حقوق و زحمات مورد بررسی قرار می‌گیرد و مو به مو محاسبه می‌گردد و باید از این حساب و کتاب که رباره شکر نعمت‌هایش و هم چنین از شکر نعمتهای وجود پدر و مادر و عواطف پاک و بی‌آلایش آنها بر آئید و الا مورد عقاب او قرار خواهد گرفت.
احترام به پدر و مادر و اطاعت فرزندان از پدران و مادران یکی از مسائل عمده و اساسی اسلامی است ولی از آنجا که توصیه به احترام پدر و مادر و اطاعت از آنها ممکن است این توهم را به وجود بیاورد که حتی در مسئله اعتقادی از قبیل ایمان و کفر نیز به آنها مماشات کرد و حرف آنها را پذیرفت این مسئله استثنایی دارد و آن هم استثنایی محترمانه لذا قرآن کریم می‌فرماید: «و ان جاهداک علی ان تشرک بی‌ما لیس لک به علم فلا تطعهما»(۱۲)
ترجمه: «هرگاه آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن (حداقل) آگاهی نداری از ایشان اطاعت مکن».
این آیه شریفه، دستور قاطعانه می‌دهد رابطه انسان با پدر و مادر هرگز مقدم بر رابطه او با خداوند نباشد، و عواطف خویشاوندی هرگز نباید حاکم بر مسائل اعتقادی و مکتبی او گردد. جمله ی «جاهداک» اشاره به این حرف دارد گاهی پدر و مادر به گمان این که سعادت و خوش بختی فرزند را می‌خواهند، تلاش و سعی می‌کنند او را رهنمایی نموده به عقیده‌ای انحرافی خود سوق دهند و این طرز عمل کرد در مورد همه ی پدران و مادران دیده شده و می‌شود وظیفه ی فرزندان هم در هم چه مواردی این است: هرگز در برابر فشار و خواسته آنها تسلیم نشوند و استقلال فکری خود را محفوظ نگه دارد و وارد هیچ گونه معالمه‌ای نگردد. توحید و عقائد توحیدی را با چیز دیگری معاوضه نکنند. ممکن است فرمان «فلاتطعهما» باز این توهم را به وجود آورد که در برابر پدر و مادر مشرک باید شدت عمل و بی‌حرمتی به خرج داد بلافاصله اضافه می‌کند عدم اطاعت از آنها در مسئله کفر و شرک دلیل بر قطع رابطه ی مطلق با آنها نیست بلکه فرمان می‌دهد «و صاحبهما فی الدنیا معروفا»(۱۳) با آنها در دنیا به طرز شایسته‌ای رفتار کن. از نظر دنیا و زندگی مادی با آنها مهر و محبت و ملاطفت داشته باش و از نظر مسائل اعتقادی و برنامه‌های مذهبی تسلیم افکار و پیشنهادهای آنها نباش پس این گونه عمل کردن خود نقطه ی اصلی اعتدال است که تمام حقوق پدر و مادر در آن جمع است لذا بعداً می‌فرماید: «و اتبع سبیل من اناب الی»(۱۴)
راه آنهایی را پیروی کن که به سوی من بازگشته‌اند و آن راه پیامبران و مومنان راستین است چرا؟ برای این که: «ثم الی مرجعکم فانبئکم بما کنتم تعلمون»(۱۵)
بازگشت همه ی شما به سوی من است و من شما را از آن چه در دنیا عمل می‌کردید آگاه می‌سازم و بر طبق آن اجر و پاداش و کیفر می‌دهم. این قسمت آیه نیز هشدار است برای عملکرد ما در دنیا و باید متوجه آن باشیم به هر صورت لازم است یادآور شویم که آیه فوق کاملاً شبیه چیزی است که در آیه ۸ سوره ی عنکبوت بیان شده است و افراد علاقمند می‌توانند در آن جا مراجعه کنند.

پی‌نوشت‌ها

(۱)-اسری/ ۲۳،
(۲)- تفسیر نمونه/ج۱۲/ ص ۹۶، ناصر مکارم شیرازی، انتشار ۱۳۸۵: ناشر دارالکتب الاسلامیه- تهران
(۳)- بقره/ ۸۳، تفسیر نمونه/ج۱/ ص ۳۸۲ـ ۳۸۷
(۴)- نساء/۳۶، تفسیر نمونه/ج۳/ ص ۴۷۹
(۵)- انعام/ ۱۵۱، تفسیر نمونه/ج۶/ ص ۴۳ـ ۴۸
(۶)- تفسیر نمونه/ج۱۲/ ص ۹۰-۹۱،
(۷)- احقاف/ ۱۵، تفسیر نمونه/ج۲۱/ ص ۳۴۲،
(۸)- تفسیر نمونه/ ج۲۱/ ص ۳۴۴،
(۹)- اوزعنی از ماده ی انزاع است که به معنی الهام و توفیق عشق و علاقه و بازداشتن از انحراف است.
(۱۰)- احقاف/۱۶
(۱۱)- لقمان/۱۴، تفسیر نمونه/ج۱۷/ ص ۵۲،
(۱۲)- لقمان/ ۱۵، تفسیر نمونه/ج۱۷/ ص ۵۴،
(۱۳)- لقمان/ ۱۵،
(۱۴)- همان.
(۱۵)- همان.

منابع
قرآن
تفسیر نمونه/ج۱۲/ ص ۹۶، ناصر مکارم شیرازی، انتشار ۱۳۸۵: ناشر دارالکتب الاسلامیه- تهران

منبع: اختصاصی راسخون؛ نویسنده: غلامعلی دانش

احترام به پدر و مادر(۱)

چکیده
یکی از مهمترین اصول اخلاقی در مکتب اسلام، احترام به پدر و مادر است: آیات و روایات تاکید فراوان در این باره دارند جالب این است که در موارد بسیار بعد از توحید و یکتاپرستی بدون فاصله احسان به این دو نهاد ارزشمند عالم خلقت را مطرح می‌کنند، آری این گونه بیانات آن هم از قادر حکیم علی الاطلاق و رسول گرامی‌اش و ائمه هدی(علیهم السلام) خود بیانگر اهمیت آن است.
کلید واژگان: احترام، احسان، حق، پدر، مادر، رابطه بین اینها.

مقدمه
عواطف انسانی و حق شناسی دو مسئله ارزشمندی است که برای رعایت احترام به والدین کافی است و لی از آن جهت که در مکتب اسلام عزیز روی مسائل که عقل در آن استقلال دارد و عاطفه هم آن را در می‌یابد به عنوان تاکید حکم دارد و سکوت را ناروا می‌داند و در مسئله احترام والدین تاکیدات دارد که در جای دیگر کمتر دیده می‌شود.
در قرآن کریم سوره لقمان آیه ۱۵ می‌فرماید: «ان جاهداک علی ان تشرک بی‌ما لیس لک به علم فلا تطعهما و صاحبهما فی الدنیا معروفاً» در این آیه شریفه توصیه می‌کند حتی اگر پدر و مادر کافر باشد احترام آنها لازم است: امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «لو علم الله شیئاً هو ادنی من اف لنهی عنه و هو من ادنی العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد نظر الیهما» اگر چیزی کمتر از اف وجود داشت خداوند از آن نهی می‌کرد اف کمترین اظهار ناراحتی است و این حداقل مخالفت و بی‌احترامی نسبت به پدر و مادر است و از این جمله نظر تند و غضب آلود به آنها است.(مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ ج ۱۲/ ص ۹۶)
جهاد یکی از مهمترین برنامه‌های اسلامی مادام که وجوب عینی پیدا نکند خدمت پدر و مادر و رسیدگی به امور آنها اهم از آن است حتی اگر جهاد رفتن موجب ناراحتی آنها شود جائز نیست.
امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب جوان که شور جهاد در دل داشت ولی پدر و مادر ناتوان داشت که خیلی با و انس و علاقه داشت فرمود:
«فوالذی بعثنی بالحق لانسهما بک لیله خیر من جهاد فی سبیل الله سنه»؛
قسم به آن که مرا به حق مبعوث ساخته است اگر یک شب مادر با تو مانوس باشد، از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است(مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ج ۱۲/ ص ۹۶)
موثرترین نفرین، نفرین پدر و مادر درباره فرزند است. اگر والدین برای فرزند نفرین کند او در بهشت راه ندارد نه تنها راه ندارد بلکه از بوی بهشت از فاصله‌های دور محروم می‌گردد.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ایاکم و عقوق الوالدین ریح الجنه لوجد من مسیره الف عام و لا یجرها عاق» بترسید از این که عاق پدر و مادر قرار گیرید زیرا بوی بهشت، از هزار سال راه به مشام می‌رسد ولی به مشام عاق والدین نخواهد رسید.( مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ ج۱۲ ص ۹۷)
خداوند منان و حکیم نسبت به یکتاپرستی و احترام والدین از انسان این گل سرسبد عالم خلقت تعهد و پیمان گرفته است و آن هم در جایی مطرح ست که مطلوب و مقصود دلداری اهمیت و ارزش باشد و الا تعهد و پیمان معنی و مفهوم ندارد.
خداوند در کتابش می‌فرماید: «و اذا اخذنا میثاق ببنی اسرائیل ان لا تبعدون الا الله و بالوالدین احسانا ..»(بقره/ ۸۳)
به یاد آور زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید.
گر چه شأن نزول آیه درباره ی بنی اسرائیل است اما در حقیقت یک برنامه کلی الهی را درباره ی تمام جوامع بشری بیانگر است:
از آن جایی که اخترام به پدر و مادر در مکتب اسلام جایگاه ویژه دارد، لازم دیدیم در این مورد بحث داشته باشم گر چه نمی‌توانم حق مطلب را ادا کنم. و من الله توفیق.

احترام و نیکی به پدر و مادر

احترام و نیکی به پدر و مادر، یکی از اصول بسیار مهم و ارزشمند اخلاقی است که معصومین و ائمه هدی(علیهم السلام) در گفتار و کردار خود اهمیت و بهاء زیادی به آن داده‌اند و برای روشن شدن این مطلب، لازم است از جهات مختلف مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد:

الف: نیکی به پدر و مادر معنی وسیعی دارد

احترام به پدر و مادر، معنی گسترده و وسیعی دارد به طور خلاصه هر شکل و … هر نوع بی‌احترامی و هر چیزی که موجب ناخشنودی و نارضایتی آنها شود باید از آن دوری جست و در برابر آنها کاملاً خاضع و به خودش به آنها مودبانه و شایسته باشد و به تعبیر قرآن کریم:
«و لا تقل لهما اف»(۱) ترجمه: به پدر و مادر اف نگو.
یعنی از ریزترین و کوچکترین سخن و حرکتی که باعث آزردگی و بخش خاطر آنها گردد اجتناب کن.
واژه ی اف، بی‌مقدارترین و سبکترین تعبیر نامودبانه است که برای ابراز درد با ناراحتی گفته می‌شود.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «لو علم الله شیئاً هو ادنی من اف لنهی عنه و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیها»(۲)
ترجمه: «اگر در آزردن پدر و مادر، خداوند چیزی را کمتر از اف می‌دانست از آن نهی می‌کرد» و از جمله آزردن این است که انسان یا چشم خیره به آنها بنگرد. اف گفتن، از کمترین و بی‌مقدارترین موارد آزردن است. از مفهوم این روایت فهیمده می‌شود که احترام و نیکی به پدر و مادر، تا چه اندازه وسعت و گسترش دارد.
خلاصه این روایت بیانگر وسعت گسترش معنای بی‌احترامی به پدر و مادر است.

ب: احترام و نیکی به پدر و مادر از دیدگاه قرآن

در سیزده مورد، قرآن کریم یاد از احترام و نیکی به پدر و مادر نموده و جالب این که در هفت مورد پس از دعوت به یکتایی و شکر خدا، بدون فاصله دعوت به احسان و تشکر از پدر و مادر می‌کند. این مطلب بیانگر ارزش فوق‌العاده ی احترام به پدر و مادر است که بعد از اعتقاد به یکتایی خدای منان مطرح و بیان شده است.

۱-و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل الا تعبدون الا الله و بالوالدین احساناً و ذالقربی»(۳)ترجمه:«به یادآورید زمان این که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدای یگانه پرستش نکنید و به پدر و مادر و نزدیکان … نیکی کنید».
در این آیه سخن از پیمان است که خداوند از بنی اسرائیل گرفته و آنها را بواسطه ی شکستن این پیمان، شدیداً مورد سرزنش قرار می‌دهد در این پیمان چندین مطلب آمده است من جمله دو مورد ذیل:
۱-پیمان می‌گیرد که خدای یگانه را پرستش کنید و در برابر هیچ بتی سر تعظیم فرود نیاورد.
۲- نسبت به پدر و مادر احترام ونیکی کنید.

برنامه‌ای برای زنده ماندن ملت‌ها

این آیه شریفه شأن نزول آن درباره ی یهود است و در عین حال یک سلسله قوانین کلی و عمومی را برای همه ی ملل دنیا در بردارد، عوامل زنده ماندن، بقاء و سرافرازی ملت‌ها رمز شکست آنان را یادآور می‌شود:
الف: ازدیدگاه قرآن، سرافرازی و سربلندی ملتها در صورتی امکانپذیر است که خود را به قوی‌ترین قدرت و ریشه‌دارترین نیرو متکی سازند و در هر فراز و نشیبی زندگی با او مرتبط باشد واز او مدد جویند به قدرت تکیه کند که فنا و زوال در او راه نداشته باشد.
اگر چنین کنند از هیچ کسی ترس و وشت نخواهد داشت و پیروزی و موفقیت آنها تضمین شده است و معلوم و هویدا است که چنین مبدئی جز آفریدکار جهان نخواهد بود آری این تکیه گاه خداوندا ست.
ب: و از طرف دیگر، برای بقاء و جاودانگی ملت‌ها م بستگی خاصی بین ملت‌ها افراد لازم است این عمل در صورت ممکن است که هر کس و هر فردی نسبت به پدر و مادر که شعاع زندگی آنها ست و بعد نسبت به خویشاوندان و اقربا و بعد از آنها نسبت به تمام افراد اجتماع و جامعه احترام بگذارد و با نیکی رفتار کند تا این که: همه بال و پر یکدیگر باشند.

۲- و اعبدوالله و لاتشرکوا به شیئاً و بالوالدین احسانا!»(۴)
ترجمه:«و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر نیکی کنید…»
در آیه فوق چندین مورد از حقوق اسلامی اعم از حق الهی و بندگان او و آداب معاشرت با مردم اشاره شده است:

۱-نخست مردم را به عبادت و پرستش ذات باری تعالی و ترک شرک و بت پرستی که ریشه ی اصلی تمام برنامه‌های اسلامی است دعوت می‌کند دعوت به توحید و یگانه پرستی روح را پاک و نیّت را خالص، اراده را قوی و تصمیم را برای انجام هر کاری و برنامه ی مفیدی محکم می‌سازد از آنجا که آیه بیانگر یک سلسله از حقوق اسلامی است قبل از همه حقوق خداوند بر مردم را اشاره نموده و فرمود: «و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئاً».

۲- به جق پدر و مادر اشاره کرده و توصیه می‌کند: «نسبت به آنها نیکی کیند»: «و بالوالدین احسانا»
کمتر موضوع در قرآن مثل حق والدین مورد تاکید قرار گرفته است این که حق والدین در چندین مورد بعد از دعوت به پرستش خدای یگانه قرار می‌گیرد بیانگر اهمیت آن است علاوه بر این از چنین تعبیرهایی مکرر استفاده می‌شود میان یگانه پرستی و احسان والدین ارتباط و پیوندی وجود دارد و در حقیقت این چنین هم است چون بزرگترین نعمت، نعمت هستی و حیات است که در درجه اول از ناحیه ی خدا است و در مراحل بعد به پدر و مادر ارتباط دارد، زیرا فرزند بخشی از وجود پدر و مادر است.
بنابراین ترک حقوق پدر و مادر، هم دوش شرک به خدا است.

۳-«قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً»(۵)
ترجمه:«بگو بیائید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برای تان بخوانم این که چیزی را شریک خدا قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید…»
در این آیه به بخشی از محرمات الهی اشاره شده و جالب توجه این است که شرک به خدا و احترام به والدین را در ردیف اول قرار داده و احترام به والدین را بعد از شرک بیان می‌کند.
نخست می‌فرماید به آنها بگو: بیائید تا آنچه را خدا بر شما تحریم کرده است برایتان بخوانم و بر شمارم«قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم».
۱-«این که هیچ چیز را شریک و هم تای خدا قرار ندهید»«الا تشرکوا به شیئاً».
۲-«نسبت به پدر و مادر نیکی کنید»«و بالوالدین احساناً».
اگر در بیان محرمات الهی از شرک شروع می‌شود و نکته رمز قرآن این است که در واقع شرک سرچشمه اصلی همه ی مفاسد اجتماعی است و ذکر نیکی به پدر و مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرک و قبل از دستورهای مهمی همانند تحریم قتل نفس و اجرای اصول عدالت می‌آید دلیل بر اهمیت فوق العاده ی حق پدر و مادر در دستورهای اسلامی است این موضوع وقتی روشن می‌شود که می‌بینیم به جای تحریم آزار پدر و مادر که هم آهنگ با سایر تحریم‌های این آیه است موضوع احسان و نیکی کردن، ذکر شده است یعنی نه تنها ایجاد ناراحتی برای آنها حرام است بلکه علاوه بر آن احسان و نیکی در مورد آنان نیز لازم و ضروری است.

۴- و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریما»(اسراء/۲۳)
ترجمه: «پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری برسد کمترین اهانت به آنها روا مدار و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو».
و اخفض لهما جناج الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا»(اسراء / ۲۴)
ترجمه: و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنها فرود آر بگو: پروردگارا همان گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده.

توحید و نیکی به پدر و مادر

اصل توحید، یکی از اساسی‌ترین تعلمات انسانی انبیاء الهی است در این آیه پروردگارت فرمان داده که تنها او را بپرستید و نسبت به پدر و مادر نیکی کنید. «و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً» قضاء مفهوم و معنی موکدتری از امر دارد و امر و فرمان قطعی و محکم را می‌رساند و این نخستین تاکید در این مسئله است.
قرار دادن توحید یعنی اساسی‌ترین اصل اسلامی، در کنار نیکی به پدر و مادر تاکید دیگری است بر اهمیت این دستور اسلامی.
مطلق بودن احسان که هرگونه نیکی را در بر می‌گیرد و هم چنین والدین که مسلمان و کافر را شامل می‌شود سومین و چهارمین تاکید در این جمله است. توجه به این نکته نیز لازم است که فرمان معمولاً روی یک امر اثباتی می‌رود و در این جا روی نفی رفته است(پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید) ممکن است این شکل سخن راندن برای این باشد که: از جمله«قضی» فهمیده می‌شود که جمله دیگری در شکل اثباتی در تقدیر است و در معنی چنین می‌باشد. پروردگارت فرمان موکد داده است او را بپرستید و غیر او را نپرستید و یا این که مجموع جمله ی نفی و اثبات(لا تعبدوا الا ایاه) در حکم یک جمله اثباتی است، اثبات عبارت انحصاری پروردگار سپس به دنبال بیان یکی از مصداق‌های روشن نیکی به پدر و مادر پرداخته می‌فرماید: هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری و شکستگی برسند(آن چنان که نیازمند به مراقبت دائمی تو باشد) از هر گونه محبت در مورد آنها دریغ مدار و کمترین اهانت به آنان مکن حتی سبکترین تعبیر نامودبانه یعنی اُف به آنها مگو.(۶)

دقت و باریک‌بینی‌هایی در احترام پدر و مادر

دو آیه ی فوق الذکر، نهایت دقت و بارک بینی را لازم دارد چرا؟ برای این که قسمتی از ریزه‌کاری‌های رفتار مودبانه را نسبت به پدر و مادر بیانگر است.

۱-انگشت روی حالات ضعف و ناتوانی آنها می‌گذارد یعنی حال پیری و زمینگیری ایشان را یاد آور می‌گردد، در آن حال ضعف و ناتوانی است که نیاز به حمایت و محبت دارد و می‌گوید ناچیزترین سخن آزاردهنده به آنها نگو.

۲- یادآور می‌شود اگر آنها آن قدر پیر و ناتوان شود که نتواند از جا برخیزند و یا این که حتی قدرت دفع آلودگی را از خود نداشته باشد باز هم مسئولیت شما در قبال آنها سنگین‌تر است و این خود آزمایش بزرگی است که فرزندان به آن آزموده می‌شوند که: آیا وجود آنها را به داشتن چنین حالتی رحمت می‌داند و یا نقمت و بلا. آیا صبر و حوصله برای نگهداری دارند و یا آرزوی مرگ آنها را می‌کنند؟

۳- خداوند به پیامبرش فرموده: در این حال به آنها اف نگو یعنی اظهار تنفر وناراحتی نکن، داد نزن، صدا بلند مکن و با قول ملاطفت‌آمیز و بزرگوارانه به آنها سخن بگو که این خود نهایت ادب است.

۴- قرآن کریم فرمان به تواضع و فروتنی می‌دهد و تواضعی که نشان محبت، علاقه باشد نه این که بیانگر چیزی دیگری باشد.

۵- در موقع دعا و التماس آنگاه که رو به جانب رب العزه می‌کنی پدر و مادر را چه زنده باشد و چه مرده باشد فراموش مکن و تقاضای عفو و بخشش الهی را برای آنها داشته باش و بگو خداوندا همان طور که آنها مرا در کودکی تربیت کردند آنها را مورد رحمت بی‌پایان خویش قرار بده.

نکته ی مهمی که از این تعبیر استفاده می‌شود این است اگر پدر و مادر امروز به مرحله ی از ناتوانی رسیده‌اند که قدرت دفع آلودگی از خود ندارند فراموش مکن و به خود مغرور مباش تو هم روزی و روزگاری چنین بودی که آنها هیچ گونه خودگذری و محبت را در مور تو فراموش نکردند تو هم امروز محبت و ملاطفت آنها را لازم است جبران کنی اگر چه جبران سخت است و آن ممکن نیست مگر با عنایت خاص الهی در این مرحله لازم می‌دانم این دعا را بکنم و بگویم بارالها دست مرا بگیر و مرا به این خدمت که قدرت بیان وصف آن را ندارم یاری فرما. آمین.

ادامه دارد…