واجبات

نوشته‌ها

محدودیت در دین اسلام نسبت به ادیان دیگر

اشاره:

در بین ادیان موجود مسلمانان از محدودیت بیشتری برخوردار هستند چون واجبات و محرمات زیادی در دین اسلام مطرح می باشد. این مسئله باعث می شود که پیروان دین اسلام از حقوق و آزادی محروم باشند. در این نوشته مختصر  این مسئله بیان شده که احکام واجبات و محرمات محدودیت نمی آورد و انسان را از حقوق انسانی محروم نمی کند.

در  باره مطلب بالا باید گفت: اولاً در میان ادیان موجود، مسلمین محدودیت بیشتری نسبت به سایرین ندارند. نگاهی هر چند سطحی و گذرا به ادیان دیگر این واقعیت را به اثبات می رساند؛ مثلاً در آئین یهود: کسی که به شستن دست ها قبل از خوردن غذا به نظر حقارت نگرد، باید تحریم و از جامعه طرد گردد[۱] (براخوت الف ۱۹) کسی که جریان (خون ـ سلسله البول ـ چرک و دمل) دارد نجس است و در هر بستری بخوابد بسترش نجس است هر که بستر او را لمس کند باید رخت خود را بشوید و با آب غسل کند و چون طاهر شد باز هم تا هفت روز نجس است و پس از هفت روز رخت خود را بشوید و بدن خود را دوباره غسل دهد تا طاهر شود و روز هشتم دو فاخته یا دو جوجه کبوتر به حضور خداوند آورده به کاهن بدهد و کاهن جریان خونش (یا بقیه مواردش) را کفاره خواهد نمود[۲] اینها که نقل شد نمونه های کوچکی از مجموعه قوانین و مقررات یهود است که با شدت تمام باید یک فرد یهودی در زندگی خود به آنها عمل کند.

حتی در میان مسیحیان فرقه هایی وجود دارد که انضباط های شدید دینی و اخلاقی در آنها، تعداد پیروان را به مرز انقراض نزدیک نموده است.

و ثانیاً آنچه در دین اسلام وجود دارد به هیچ وجه محدودیت صرف بدون منطق نیست، بلکه به قول مرحوم استاد مطهری(ره) که در ارتباط با حجاب می فرمایند: حجاب محدودیت نیست، بلکه مصونیت است؛ سایر احکام دینی هم بهمین شکل هر یک دارای فلسفه و دلیل خاصی هستند که بمقتضای توان و درک بشر و استعداد آدمی خداوند به تشریع آنها پرداخته است. هیچ حکم اسلامی یافت نمی شود که انجام دادن آن برای کسیکه ناتوان از انجام آن باشد واجب و ضروری باشد، بلکه یا فرد ناتوان بکلی از انجام فریضه مذکور معاف می شود یا موکول به فرصتی مناسب می شود و یا در مواردی گرفتن نایب توصیه می شود.

تمام احکام اسلام مطابق با فطرت پاک انسانی است، حتی در احکام جهاد و جنگ، انسان دوستانه ترین قواعد و قوانین بر جبهه های اسلامی حاکم است و هرگونه تخطی از آن حرام و مخالفت با خدا قلمداد می شود.

و ثالثاً: آئین اسلام چون آخرین دینی است که خداوند برای انسانها نازل فرموده، لاجرم باید کاملترین قوانین و قواعد را دارا باشد.

پیغمبران گذشته ناچار بودند احکام را بصورت ابتدایی و ساده به مردم بیاموزند؛ چرا که مردم زمانه آنها نه تنها استعداد درک اینگونه تعالیم را نداشتند، حتی به همان تعالیم ساده و آسان پیغمبران زمان خود نیز تن نمی دادند و پیغمبران خود را آزار می دادند می کشتند و به همین دلیل امکان نداشت قوانین و احکام زمان آدم (علیه‌السلام) با زمان حضرت موسی (علیه‌السلام) و حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ یکی باشد زیرا فهم انسانها در حال تکامل است و بنابر مصالح الهی هر روز مسئله تازه ای در موضوع جدیدی طرح می شود و بهمین دلیل اسلام جامعتر و کاملتر از ادیان سابق می باشد، البته در نهایت مقاله باز هم بر این نکته که کاملتر بودن بهیچ وجه بمعنی محدودیت بیشتر نیست، تأکید می کنیم و برای نمونه چند مورد از احکام اسلام را بررسی می کنیم تا با گوشه هایی از فلسفه تشریع آنها آشنا شویم (و البته قبلاً خاطر نشان میکنیم که ما تنها به اندازه اطلاعات و معلومات بشری در هر عصر و زمان می توانیم فلسفه و ابزار احکام الهی را دریابیم، نه همه آنها را؛ چرا که با ادعای فهم فلسفه تمام احکام، ادعای علم نامحدود نموده ایم و دانش بشری را هم سطح دانش پروردگار، دانسته ایم که این با هیچ منطقی سازگار نیست).

قرآن پس از تشریع روزه ماه مبارک رمضان می فرماید: «تا شاید شما تقوا پیشه کنید[۳]» و به این ترتیب فلسفه آنرا پرهیز از گناه ذکر می کند که در پرتو این ریاضت مخصوص اسلامی، تسلط بر نفس و هوس های سرکش حاصل می گردد و وقتی مسافران و بیماران را استثناء می کند، می فرماید: «خداوند راحتی شما را می خواهد نه زحمت شما را[۴]».

در مورد تحریم قمار و شراب می گوید: «…شیطان می خواهد به وسیله شراب و قمار در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد[۵]…».

در مورد اموال بیت المال و صرف آن در مصارف مورد نیاز عمومی می گوید: تا این اموال عظیم در میان ثروتمندان شما دست بدست نگردد[۶].

در احادیث پیامبر ( صلی الله علیه و آله) و ائمه هدی (علیهم السّلام) نیز در موارد بسیاری به ذکر اسرار احکام پرداخته شده است و کتاب شریف علل الشرایع تألیف مرحوم شیخ صدوق (ره) مجموعه ای از این اخبار و احادیث است.

بهر روی تمام احکام شریعت مقدسه اسلام بر اساس مصالح و دوری از مفاسد برای بندگان خدا پی ریزی شده که حرکت در راستای جلب مصالح و دوری از مفاسد اگر چه ممکن است محدودیت به نظر آید؛ امّا چون برای سهولت در طی مسیر هدایت آمده است، قطعاً نمی توان آن را محدودیت نامید، بلکه مصونیت است از آلوده شدن در گناهان و معاصی که به ضلالت می انجامند.

پی نوشت:

[۱] . کهن، ابراهام، خدا، انسان، ماشیح در آموزه های یهود، ترجمه امیر فریدون گرگانی، انتشارات المعی، زمستان ۸۲، ص ۲۱۲٫

[۲] . کتاب مقدس، سفر لاویان، باب۱۶٫

[۳] . بقره/۱۷۹٫

[۴] . بقره/۱۸۵٫

[۵] . مائده/۹۱٫

[۶] . نور/۳۰٫

راه تقویت معنویت

اگر کسی می خواهد در مسیر الهی قدم گذاشته و به کمال مطلق خود را نزدیک کند باید تمامی افکار و اعمال زندگی را در مدار توحید و دستورات الهی تنظیم نماید که لازمه آن موارد ذیل می باشد:

۱- شناخت خدا: امام رضا (علیه السلام) مى فرمایند: اول عباده الله معرفته  «اولین مرتبه عبادت خدا معرفت و شناخت خدا مى باشد .

در این باب اگر زمینه مطالعاتى شما کم است از کتاب هاى اعتقادى آقاى محسن قرائتى شروع کنید ولى بعدا مسیر مطالعاتى شما در کتابهاى استاد مطهرى باشد. اما اگر در گذشته مطالعاتى داشته اید از کتاب توحید استاد مطهرى شروع کنید.

۲- ایمان به خدا: از شناخت و اعتقاد بالاتر و با ارزش تر ایمان به خدا مى باشد امام على (علیه السلام) مى فرمایند: الایمان شجره اصلها الیقین ؛ ایمان درختى است که ریشه آن یقین است «پس بر حسب این روایت ریشه ایمان همان یقین قلبى است نه صرف اعتقاد و شناختى که در معرض رد و اثبات است و در روایتى دیگر امام رضا (علیه السلام) مى فرمایند: لاعباده الا بیقین  «عبادتى نیست مگر با یقین پس اصل شجره ایمان یقین است و یقین قوام بخش عبادت واقعى است در نتیجه ایمان به خدا عبادت واقعى را محقق مى سازد .

بنابراین کسیکه می خواهد کمال مطلق برسد باید علاوه بر شناخت خدا ایمان به خدا هم داشته باشد .

این نکته قابل ذکر است که مهمترین چیزى که ایمان را در قلب پا برجا و مستحکم مى کند ورع است که در کلام امام صادق (علیه السلام) آمده:» سئل الصادق (علیه السلام) ما الذى یثبت الایمان «قال: الذى یثبته فیه الورع والذى یخرجه منه الطمع «از حضرت سوئال شد چه چیزى ایمان را در قلب تثبیت مى کند؟ فرموند: چیزى که ایمان را در قلب تثبیت مى کند ورع (اجتناب از معاصى و شبهات حرام) مى باشد و چیزى که ایمان را از قلب خارج مى کند طمع (نسبت به گناهان و انجام معاصى) مى باشد.

۳- شناخت دستورات خدا: از دیگر لوازم رسیدن به کمال ، شناخت دستورات خدا می باشد که این مرحله بعد از شناخت و ایمان به خدا و شناخت فرستادگان الهى می باشد زیرا برای بدست آوردن دستورات الهی باید فرستادگان الهى را بشناسیم تا بعد به رسالت آنها پى ببریم و در زمان غیبت امام معصوم (علیه السلام) به شائن و رسالت علما و فقهاى عظام واقف گردیم .

در این باب از جهت نظرى و بحث هاى کلامى و اعتقادى باید به بحث نبوت و امامت رجوع کرد ولى از جهت صرف شناخت دستورات عملى کافى است که به رساله هاى علمیه مجتهدین کرام رجوع شود بنابراین بارجوع به رساله مى توان واجب و حرام الهى را شناخت تا این ویژگى دیگر بنده واقعى خدا تحقق یابد.

۴- ترجیح دستورات خدا: بسیاری از افراد ممکن است با دستورات الهی کاملا آشنا بوده و از حرام و حلال الهی مطلع باشند ولی به هنگام بروز خواهش های نفسانی و وسوسه های شیطان از فرامین الهی سرپیچی نمایند ؛ اما کسانیکه به دنبال رسیدن کمال مطلق هستند ، دستورات خدا را بر دستورات نفس، شیطان ، در عمل ترجیح می دهند . امام سجاد (علیه السلام) مى فرمایند:« من عمل بما افترض الله علیه فهو من اعبد الناس »هر کس به آنچه خدا بر او واجب کرده عمل کند از عابدترین مردم مى باشد امام على (علیه السلام) مى فرمایند:» لا عباده کاداء الفرائض «هیچ عبادتى مثل انجام واجبات نیست.» بنابراین انجام واجبات و ترک محرمات بر هر چیزى ترجیح دارد .

۵- استقامت در مسیر بندگى: از دیگر لوازم رسیدن به خدا و کمال مطلق ، بندگى مادام العمرى و همیشگى خدا می باشد . خداوند تبارک و تعالى به پیامبر اکرم (ص) در قرآن چنین خطاب مى کند:» فاعبده واصطبر لعبادته؛ او را عبادت کن و در راه پرستش او شکیبا باش «،( مریم، آیه ۶۵). خستگى و عبادت و بندگى مقطعى از ساحت بنده واقعى خدا بدور است حضرت على (علیه السلام) مى فرمایند:» دوام العباده برهان الظفر بالسعاده «،( الغرر والدرر، باب العباده، ص ۲۴ و ۳۱۸). عبادت دوام دار و همیشگى دلیل قاطع ظفر و دستیابى به سعادت و خوشبختى است این نکته در خور یادآورى است که مراد از عبادت فقط نماز و روزه نیست بلکه مراد، طاعت و فرمانبردارى از خدا است که در مرحله اول، عمل به واجبات و ترک محرمات مى باشد. مولا على (علیه السلام) مى فرمایند:» غایه العباده الطاعه؛ نهایت عبادت طاعت است «،( الغرر والدرر، ۳۰). بنابراین بندگى و سرسپردگى دائم نسبت به خداى تعالى از ویژگى هاى مهم بنده واقعى خدا مى باشد.

در پایان چند توصیه زمینه ساز ، جهت رسیدن به کمال خدمت شما عرض می نمائیم :

۱- انسان باید آگاهى و معارف خویش را با مطالعات دینى در بعد عقاید، اخلاق، احکام و دستورات الهى افزون سازد، تا با بصیرت و شناخت و آگاهى در راه خداوند، قدم نهد و در مسیر گام بردارد. چه این که بدون آن انسان دچار قشرى گرى، درویش مآبى و صوفى مسلکى خواهد شد. لذا توصیه می کنیم به کتابهای ذیل مراجعه فرمائید :

– مجموعه کتاب هایی که در خصوص اصول عقاید از سوی بزرگانی همچون شهید مطهری و آیت الله مصباح یزدی به نگارش در آمده .

– رساله عملیه مرجع تقلید خود

-پرسش و پاسخ دانشجویی شماره ۱۸ (احکام نگاه و پوشش )

-کتاب واجبات و محرمات در شرع اسلام / آیت الله مشکینی / دفتر نشر الهادی / ۱۳۷۸

-کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب

۳- ارتباط عمیق با ثقل اکبر یعنی قرآن

قرآن نقشه ی راهی است که از طرف محبوب به سمت محب فرستاده شده است، تا بندگان, با خواندن آن و حرکت در مسیری که توسط قرآن راهنمایی شده, به خدای مهربان برسند. بنابراین سعی کن حداقل روزی چند آیه را با دقت در معانی و تدبر بخوانی .

۴- بهره گیرى از ثقل اصغر و ائمه هدى (علیه السلام) و توسل به ایشان، باید توجه داشت که توسل به حضرات معصومین (علیه السلام) هم خود توجه به حق تعالى و عالم ملکوت است و هم زمینه ساز بهره گیرى بیشتر از فیض ربوبى و کسب توفیقات بیشتر، بنابراین نمى توان چنین پنداشت که به ائمه (علیه السلام) توسل داشته ایم ولى جوابى نگرفته ایم. زیرا همان توفیق توسل خود توجه به حق بوده است و مایه دورى از غفلت. پس خود جواب بوده است و چه بسا که همین روحیه کمال خواهى و به دنبال معنویت بودن از آثار و برکات همان توسلات باشد که باید ادامه یابد. چه بسیارند کسانى که از غفلت خود نیز غافلند و یا پس از توجه در صدد درمان بر نمى آیند. ازاین رو باید سپاسگزار نعمت ها و معنویات به دست آمده بود و درخواست استمرار و افزایش آن را از خداوند داشت.

۵- اصلاح صفات شخصیتی و پاک سازی دل و درون از رزایل اخلاقی، و آراسته شدن به فضایل اخلاقی از طریق راهکارهای علم اخلاق و تمرین آن ها در معاشرت با مردم و رعایت اخلاق اجتماعی.

۶- پرهیز از مجالست و هم نشینى با اهل دنیا و دور از معنویت، چه آنکه از رسول اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: «به خاطر برخورد با اهل دنیا قلبم زنگار گرفته و مکدر مى شود و براى جبران آن روزى هفتاد مرتبه استغفار مى کنم». خداوند نیز در سوره «نجم آیه ۲۹ «مى فرماید: فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِکْرِنا وَ لَمْ یرِدْ إِلَّا الْحَیاهَ الدُّنْیا پس از کسانى که از یاد ما روى گرداندند و جز زندگى دنیا را نخواستند اعراض کن و روى بگردان.

۷- از سیستم مراقبه ، محاسبه و معاقبه نفس استفاده نمائید ، که مدام مرقب اعمال و رفتار خود باشید تا عملی شما را از مسیر کمال منحرف ننماید و هر شب یا هر هفته و یا لااقل هر ماه گذشته خود را بررسى نماید و به تعبیرى به خود نمره بدهد. اگر کار شایسته اى انجام داده سپاسگزار بوده و از خداوند ادامه توفیق را بخواهد و اگر مرتکب خلافى شده استغفار نموده و تصمیم بر ترک آن بگیرد.

۸- التزام به احکام ظاهرى شریعت ،خصوصا انجام واجبات و ترک محرمات

۶- در میان مستحبات نوافل یومیه بویژه نماز شب جایگاه ویژه اى دارد و بهترین رفرف عروج موءمنان و رساننده به مقام محمود است. ضمن تحفظ بر آنهااز زیاده روى بپرهیزید و کیفیت و حال وتوجه و حضور قلب رادر عبادات بر کمیت آنها ترجیح دهید.

۷- ضمن انجام عبادات رعایت سلامت جسمى خود را نیز باید بکنید و آن را نیز در حد متعارف از وظایف خود بشمارید و در همه امور متعادل باشید.

۸- مطالعه کتب اخلاقى عرفانى اعتقادى و تفسیر.

۹- مکاتبه و مراوده باشخصیت ها و علماى برجسته اخلاق

۱۰- بدانید تغییر حالات روحی امرى طبیعى است. در نهج البلاغه است «ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا» و تاکید شده است که به هنگام اقبال دل به مستحباب و گاه ادبار آن به فرائض و واجبات روى آورید. البته هر قدر حب دنیا از دل زدوده شود و عشق الهى در مکامن نفس استوار یابد اقبال دل دوام بیشترى مى یابد. و واصلان کوى عشق را هماره اقبال است و دیگر هیچ که از آن به صلوه دائم تعبیر شده است.

خوشا آنان که دائم در نمازند به حمد و قل هوالله کارشان بى

۱۱- اخلاص در اعمال را به عنوان شاه کلید رسیدن به کمال فراموش نفرمائید .

اخلاص آن است که: عمل انسان از جمیع این شوائب و اغراض خالى باشد و از جهت محض تقرّب به خدا بوده باشد. و بالاترین مراتب اخلاص آن است که: در عمل، قصد عوضى اصلا نداشته باشد، نه در دنیا و نه در آخرت. و صاحب آن، همیشه چشم از اجر در دو عالم پوشیده، و نظر او به محض رضاى حقّ – سبحانه و تعالى – مقصور است و بجز او مقصودى و مطلوبى ندارد. و این مرتبه، اخلاص صدّ یقین است. و نمى رسد به آن: مگر کسانى که «مستغرق» لجّه بحر عظمت الهى گشته، و اله و حیران محبّت او باشند. و ایشان را التفاتى نه به دنیا و نه به آخرت باشد.

گداى کوى تو از هشت خلد مستغنى ست-اسیر قید تو از هر دو عالم آزادست  و رسیدن به این مرتبه میسّر نیست مگر اینکه انسان از همه خواهشهاى نفسانى دست برداشته و پشت پا بر هوا و هوس بزند و دل خود را مشغول فکر و صفات و افعال پروردگار خود نمایى. و وقت خود را به مناجات او صرف نماید، تا أنوار جلال و عظمت او بر ساحت دل پرتو افکند. و محبّت و أنس با او در دل تو جاى گیرد.

و پست ترین مرتبه اخلاص آن است که: در عمل خود قصد وصول به ثواب، و خلاصى از عقاب داشته باشد. و بسا طاعت و عبادت که آدمى در أداى آنها خود را به تعب مى افکند و آن را خالص از براى خدا پندارد و حال آنکه در آن خطا کرده و به آفت آن هم برنخورده. (معراج السعاده ج : ۲ ص : ۶۲۹)

۱۲- آدمى جهت تقرّب به خدا و به دست آوردن آرامش روحى و تحصیل مکارم اخلاق و دورى از معاصى و رذائل، و زدودن کدورات روانى، و وسوسه هاى شیطانى، و تقویت اراده و نیروى تعقل و فکر، و قضاى حوائج مادى و معنوى، نیاز به دعا و نیایش به درگاه پروردگار متعال داشته و دارد، و لذا بخش وسیعى از تعلیمات انبیا را عموما و پیامبر بزرگوار و ائمه معصومین علیهم السّلام را خصوصا دعا و نیایش تشکیل مى دهد.

بنابراین اگر می خواهید به کمال مطلق و آرامش روحی نائل شوید ، یکی از بهترین راههای انس گرفتن با دعاهایى است که از پیشوایان دین و امامان معصوم علیهم السّلام رسیده است که در این زمینه می توانید از کتاب مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی و صحیفه سجادیه و … بهره کافی را ببرید .

با توجه به آنچه تا کنون برای شما گفتیم یقین بدانید در صورت استواری و استقامت در عمل نمودن به آنها دارای نفس مطمئنه خواهید شد یعنی دارای نفسی خواهید شد که با علاقمندى و یاد پروردگارش سکونت یافته بدانچه او راضى است رضایت مى دهد و در نتیجه خود را بنده اى مى بینید که مالک هیچ خیر و شرى و نفع و ضررى براى خود نیست و نیز دنیا را یک زندگى مجازى و داشتن و نداشتن و نفع و ضرر آن را امتحانى الهى خواهید دانست و در نتیجه اگر غرق در نعمت دنیایى شوید، به طغیان و گسترش دادن به فساد و به علو و استکبار، وادار نمى شوید، و اگر دچار فقر و فقدان گردید این تهى دستى و ناملایمات شما را به کفر و ترک شکر وانمى دارد، بلکه هم چنان در عبودیت پاى برجا خواهید بود و از صراط مستقیم منحرف نمى شود، نه به افراط و نه به تفریط تا آنجا که لذت این خطاب را خواهید چشید که : یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ – ارْجِعی  إِلى  رَبِّکِ راضِیهً مَرْضِیهً – فَادْخُلی  فی  عِبادی – وَ ادْخُلی  جَنَّتی  (فجر :۲۷-۳۰)

منبع: پرسمان دانشجویان (نهاد رهبری)

 

در ذکر فضایل نماز شب‏.

اشاره:

نماز شب مهم‌ترین نماز مستحبی است که ۱۱ رکعت دارد و وقت آن پس از نیمه شب شرعی تا طلوع فجر است. بنا بر آیه «وَمِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّک» نماز شب بر پیامبر اکرم(ص) واجب و بر سایر مؤمنان مستحب است. در روایات بر اهمیت آن تأکید شده و آن را شرف مؤمن، کفّاره گناهان روز، برطرف کننده وحشت قبر و ضامن روزی معرفی می‌کند و توصیه شده در صورت گذشتن وقت، قضای آن خوانده شود.

خداوند متعال در آیه هفتاد و نهم سوره هفدهم فرموده است. «و برخى از شب را بیدار و متهجد باش و نماز شب مخصوص تو است. باشد که خدایت به مقام محمود (شفاعت) مبعوث گرداند.» و در آیات نخست سوره هفتاد و سوم چنین فرموده است «اى جامه به خود پیچیده، هان شب را به نماز برخیز مگر اندکى که نصف یا چیزى کمتر از آن باشد یا چیزى بر نصف بیفزاى و قرآن را با توجه تلاوت کن.» امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، مردى از على بن ابى طالب (علیه السّلام) در باره نماز شب و خواندن قرآن پرسید، فرمود: «مژده باد که هر کس یک دهم طول شب را مخلصانه و به امید دریافت پاداش خداوند نماز بگزارد خداوند عز و جل به فرشتگانش مى فرماید براى این بنده من به شمار همه دانه ها و برگها و درختانى که امشب رسته است و به شمار همه شاخه ها و تنه هاى درختان و چمنزارها حسنه بنویسید، و هر کس یک نهم مدت شب را نماز بگزارد، خداوند به او ده دعاى پذیرفته شده ارزانى مى دارد و نامه عملش را رستاخیز بدست راستش عنایت مى کند، و هر کس یک هشتم شب را نماز بگزارد خداوند به او پاداش شهیدى شکیبا و راست نیت ارزانى مى دارد و شفاعتش را در افراد خانواده اش مى پذیرد، و هر کس یک هفتم شب را نماز بگزارد روزى که از گورش برانگیخته شود چهره اش همچون ماه شب چهاردهم رخشان خواهد بود و همراه کسانى که در امانند از پل صراط مى گذرد، هر کس یک ششم شب را نماز بگزارد نامش در نام توبه کنندگان ثبت و گناهان گذشته و آینده اش آمرزیده مى شود و هر کس یک پنجم شب را نماز بگزارد در خیمه ابراهیم (علیه السّلام) که خلیل الرحمن است انیس او خواهد بود و هر کس یک چهارم شب را نماز بگزارد از جمله نخستین فائزان است و همچون نسیم زودگذر از پل صراط مى گذرد و بدون حساب وارد بهشت مى شود و هر کس یک سوم شب را نماز بگزارد هیچ فرشته یى باقى نمى ماند مگر اینکه به منزلت او در پیشگاه خدا غبطه مى خورد و به او گفته مى شود از هر یک از درهاى هشتگانه بهشت که مى خواهى وارد آن شو، و هر کس نیمى از شب را نماز بگزارد چنان است که اگر به گنجایش زمین هفتاد هزار بار طلا به او بدهند قابل مقایسه با پاداش آن نیست و ثوابش بیش از آزاد کردن هفتاد برده از نسل اسماعیل (علیه السّلام) است.

و هر کس دو سوم شب را نماز بگزارد شمار حسنات او همچون توده هاى انباشته ریگ است و کمترین حسنه او سنگین تر از کوه احد است و هر کس یک شب کامل را به نماز و تلاوت کلام خدا در حال رکوع و سجده و ذکر بگذارند چندان ثواب به او داده مى شود که کمترین آن بیرون شدن او از گناهان است همچون روزى که از مادر زاییده شده است، و به شمار همه آفریدگان خدا براى او حسنه و درجه نوشته مى شود و نور و پرتو در گورش پایدار مى شود و گناه و حسد از دلش بیرون کشیده و از عذاب گور در امان مى ماند و آزادى از آتش به او ارزانى مى شود و در زمره آنان که در امانند برانگیخته مى شود، و خداوند متعال به فرشتگانش مى فرماید: اى فرشتگان من! بنگرید که این بنده من شبى را براى رضاى خاطر من زنده داشته و به عبادت پرداخته است، او را در فردوس مسکن دهید و براى او یک صد هزار شهر در فردوس خواهد بود و در هر شهر هر چه دل بخواهد و چشم از آن لذت ببرد و چیزها که به اندیشه کسى خطور نکرده فراهم است و این غیر از کرامت و قربتى است که برایش آماده ساخته ام [۱].

امام رضا (علیه السّلام) فرموده است بر شما باد به نماز شب که هیچ بنده مؤمنى در آخر شب برنمى خیزد و هشت رکعت نماز و دو رکعت شفع و یک رکعت وتر را نمى گزارد و هفتاد مرتبه در دعاى دست خود استغفار نمى کند مگر اینکه خدایش او را از عذاب گور و عذاب دوزخ پناه مى دهد و عمرش را مى افزاید و روزیش را فراخ مى دارد و سپس فرمود همانا خانه هایى که در آن نماز شب خوانده مى شود پرتو آن براى مردم آسمانها همچون پرتو ستارگان براى اهل زمین است و مى درخشد.

رسول خدا (صلّى الله علیه و آله) فرموده اند: هنگامى که بنده یى از بستر خواب نوشین خود در حالى که چشمانش خواب آلوده است برمى خیزد تا خداى خود را با نماز شب گزاردن خشنود کند، خدایش به او بر فرشتگان خویش مباهات مى کند و مى فرماید آیا این بنده مرا مى بینید که از بستر خود براى نمازى که بر او واجب نکرده ام برخاسته است؟ گواه باشید که او را آمرزید و همان حضرت فرموده اند: آن کس که نماز شب مى خواند اگر تصور کند روز گرسنه و بدون روزى مى ماند یاوه پنداشته است [۲].

و فرموده اند: خانه هایى که شبها در آن نماز شب گزارده و قرآن تلاوت مى شود براى اهل آسمان مى درخشد همچنان که ستارگان آسمان براى مردم زمین [۳].

روایت شده است که جبریل (علیه السّلام) به حضور پیامبر (صلّى الله علیه و آله) آمد و گفت: اى محمد! هر چه زندگى کنى سرانجام تو مرگ است و هر که را دوست بدارى سرانجام از او جدا مى شوى و هر چه مى خواهى عمل کن که به نتیجه آن خواهى رسید. شرف مؤمن نماز شب گزاردن اوست و عزت او خویشتن دارى از آزار مردم است [۴].

امام صادق فرموده است بر شما باد به گزاردن نماز شب که سنت پیامبر شما و آیین نیکوکاران پیش از شما و وسیله بیرون راندن بیمارى از تن شماست [۵].

پیامبر فرموده اند: هر کس نماز شب بگزارد چهره اش در روز زیبا و رخشان است و عبد اللَّه بن سنان از امام صادق (علیه السّلام) در باره این آیه که مى فرماید «بر رخسارشان  از اثر سجده نشان رخشندگى پایدار است» پرسید. فرمود: منظور نشانه بیدارى در نماز شب است [۶].

اام صادق (علیه السّلام) فرموده است، کسى که نماز شب نگزارد از شیعیان ما نیست.

یعنى از شیعیان مخلص ایشان نیست و یعنى کسى که اعتقاد به فضل نماز شب و اینکه آن سنت مؤکد است، نداشته باشد، شیعه نیست. نه آنکه اگر کسى به سببى مانند کسالت آن را نخواند شیعه نیست، که به هر حال نماز مستحبى است و واجب نیست و البته داراى فضل بسیارى است.

امام باقر (علیه السّلام) و امام صادق (علیه السّلام) هر دو فرموده اند هر بنده یى در طول شب یکى دو بار یا چند بار ممکن است بیدار شود. اگر برخیزد و نماز بگزارد چه بهتر و اگر لجبازى کند شیطان در گوش او ادرار مى کند. آیا نمى بینى که برخى از شما که این کار را کرده است از خواب خود سنگین و خسته برمى خیزد[۷].

امام باقر (علیه السّلام) فرموده است، شب را شیطانى بنام «رها» است که چون بنده یى از خواب برمى خیزد و مى خواهد نماز شب بگزارد، بیخ گوش او مى گوید هنوز ساعت نماز شب فرا نرسیده است، او مى خوابد، بار دیگر بیدار مى شود، باز همان شیطان مى گوید هنوز وقت آن فرا نرسیده است و همچنین او را از نماز باز مى دارد تا سپیده مى دمد و در آن هنگام در هر دو گوش آن بنده ادرار مى کند و سپس در حالى که از شادى دم مى جنباند با افتخار فریاد برمى  آورد[۸].

پی نوشت:

[۱] . محجه البیضاء، ص ۳۹۴، ج ۲ به نقل از من لا یحضره الفقیه، ص ۱۲۵ و تهذیب الاحکام طوسى، صفحات ۱۶۸ و ۱۶۹، ج ۱٫

[۲] . بخشى از این حدیث به نقل از تهذیب شیخ طوسى، ص ۱۶۸، ج ۱، در محجه البیضاء آمده است.

[۳] . من لا یحضره الفقیه صدوق، ص ۱۲۵٫

[۴] . من لا یحضره الفقیه، ص ۱۲۴ و حدیث اول را طبرانى هم در معجم الاوسط آورده است.

[۵] . من لا یحضره الفقیه، ص ۱۲۴ و حدیث اول را طبرانى هم در معجم الاوسط آورده است.

[۶] . در تفسیر تبیان شیخ طوسى، ص ۳۳۴، ج ۹، چاپ نجف هم نقل شده است.

[۷] . در محجه البیضاء، ص ۳۹۴، ج ۲ به نقل از من لا یحضره الفقیه آمده است.

[۸] . براى اطلاع بیشتر از مجموعه روایات فضیلت نماز شب به مبحث نماز شب در بحار الانوار، ج ۸۷، چاپ جدید، مراجعه فرمایید.