هویت نوجوان

نوشته‌ها

فصلى براى گم شدن و پیدا شدن

 از نظر عامه ى مردم، شاید هنوز زود باشد که درباره ى فکر نوجوان و فلسفه ى زندگى در نظر او سخن بگوییم. آنان اظهار مى دارند که نوجوان، هنوز کم سن و کم تجربه و با این گونه مسائل و امور، بیگانه است. در حالى که از مختصات دوران نوجوانى، رشد ذهنى و بارور شدن توان عقلى است. نوجوان که در گذشته اى نه چندان دور، از جهت عقل و خرد، کودکى تسلیم بود و قدرت، استدلال نداشت، اینک در شرایطى است که مى تواند عقلانى بیندیشد و حسن و قبح را از یکدیگر تمییز دهد و زشت و زیبا را از هم بازشناسد. او مى خواهد از رمز و راز امور و از اسرار و فلسفه ى حیات، سردرآورد. نوجوان، اهل عقل و استدلال مى شود و به همه چیز، با دیده ى عدم اعتماد مى نگرد تا وقتى که حقیقت بر او ثابت شود و در این امر، تا جایى پیش مى رود که برخى گفته اند دچار «مالیخولیاى استدلال» مى گردد.

رشد «خود» توسعه ى اندیشه ى چراجویى و گسترش توان استدلال از یک سو و تحولات زیستى ـ جسمانى و بیدارى غرایز از سوى دیگر، نوجوان را وادار به کشف خود و هویت خویش مى سازد. آن چنان که گاهى اوقات، دور از جمع خانواده و دیگران در خود فرد مى رود و درباره ى خود مى اندیشد که کیست؟ و چه رمز و رازى براى آفرینش او وجود دارد؟ و چرا در چنین وضع و شرایطى دست و پا مى زند؟! او پیوسته در این اندیشه است که چه چیز براى او مهم و چه چیزى پر بها و ارزشمند است، تا از آن براى شکل دهى شخصیت و رشد خود استفاده کند.

هویت چیست

اریک اریکسون، هویت را به صورت یک احساس نسبتاً پایدار از یگانگى خود تعریف مى کند. یعنى على رغم تغییر رفتارها، افکار و احساسات، برداشت یک فرد از خودش همواره مشابه است. علاوه بر این، او مى گوید این احساس که «ما چه کسى هستیم؟» باید با نگرشى که دیگران نسبت به ما دارند، نسبتاً هم خوان باشد. این مسئله، اعتقاد اریکسون را به اهمیت رابطه بین خود و جامعه به روشنى مى رساند.

فرآیند شکل‌گیرى هویت

از مسائل مهم در شکل گیرى شخصیت نوجوان، مسئله ى کشف خود و هویت خویش است. من کیستم؟ به کجا تعلق دارم؟ به کجا مى روم؟ این سه سوال و سوالاتى از این دست، مظهر جریان هویت‌یابى نوجوان است.

اریکسون، تشکیل یک هویت شخصى منسجم را نتیجه ى مثبت نوجوانى و بى هدفى یا آشفتگى نقش (یعنى آنکه نوجوان نداند واقعا کیست) را نتیجه ى منفى نوجوانى مى دانست. دو مؤلفه ى اصلى هویت، عبارت اند از: پیدا کردن یک «هویت شخصى» و دست یافتن به یک «ایدئولوژى شخصى»؛ یعنى دست یافتن به ارزش‌هاى کلیدى و محورى، اعتقادات معنوى و برقرارى پیوند با خانواده و اجتماع.

هویت، جنبه‌هاى متعددى دارد از جمله: شخصى، دینى، شغلى، میان فردى و نژادى ـ قومى. ممکن است یکى از این هویت ها در فرد، تشکیل شود و یکى دیگر نشود.

حالات و وضعیت‌هاى هویت

هویت یابى به دو متغیر بستگى دارد: اکتشاف (که گاهى به آن، بحران مى گویند) و تعهد. در دوره ى اکتشاف، نوجوان به شدت یا جنبه‌هاى مختلف هویت خویش رو در رو مى شود و آنها را زیر سوال مى برد. تعهد با تصمیم داشتن یا نداشتن، رابطه دارد. نوجوانان از لحاظ میزان بحرانى که تجربه مى کنند یا تعهدشان با هم فرق دارند. یکى از محققان این حوزه به نام جیمز مارسیا، بر اساس بحرانها (اکتشاف) و تعهدها، نوجوانان را به چهار گروه تقسیم کرده است. چون بین وضعیت هویتى و برخى نگرش‌ها و رفتارها رابطه وجود دارد، بد نیست هر یک از این چهار وضعیت را دقیق تر بررسى کنیم.

الف ـ پخش شدن هویت: کسى که هویت «پخشى» دارد، ممکن است راه‌هاى مختلف را کشف کرده یا نکرده باشد؛ ولى تعهدى ندارد و هم اکنون هیچ هویتى در وى در حال شکل گیرى نیست. کسانى که هویت پخش شده اى دارند، ممکن است عملاً دنبال تعهد نباشند و از وضعیت‌هاى شاق و پر زحمت، فرار کنند. آنها نمى خواهند یا نمى توانند متعهد باشند. این افراد، ظاهراً بى هدف، گوشه گیر، سرگردان و آشفته‌اند و احساس پوچى مى کنند. براى آنها برنامه ریزى دشوار است و نمى توانند تصمیمات محکمى بگیرند.

این گروه از مردم به همسالان خود، خیلى وابسته اند و معتقدند کنترلى بر اوضاع ندارند. همرنگى مفرط آنان با انتظارات گروه، باعث مى شود که از لحاظ فردى، ولى رشد و کمال نداشته باشند.

پخش بودن هویت، علامت اختلال روانى نیست. این وضعیت فقط وقتى به یک مشکل تبدیل مى شود که شخص مورد نظر، نوجوانى را بدون آزمودن تعهدها سپرى کند. غالبا قبل از تشکیل یک هویت منسجم، یک دوره پخش بودن هویت، عادى است. در واقع دو نوع «بخش بودن هویت» داریم: مداوم و موقت.

ب) مختومه شدن هویت: گروهى که هویت مختومه‌اى دارند از نوجوانانى تشکیل مى شود که دچار بحران نشده اند؛ آنها راه‌هاى گوناگون را کشف نکرده اند و تعهد هم حس نکرده اند. تعهدهاى این نوجوانان، ناپخته است. آنها سخت با والدین خود، همانند سازى مى کنند. براى مثال، برخى از آنها به این دلیل شغل پدرشان را ادامه مى دهند که همیشه از آنها انتظار مى رفته همین کار را بکنند. آنها حق نداشته اند ـ یا به خودشان حق نداده اند ـ راههاى دیگر را برگزینند.

افرادى که هویت مختومه‌اى دارند، در مورد برنامه‌هاى آینده ى خویش بسیار مطمئن هستند و وقت چندانى صرف بررسى خویش و خودکاوى نمى کنند. هویت مختومه مى تواند آرامش بخش باشد و باعث شود همسالان نوجوان مزبور به او غبطه بخورند. در ضمن، این گروه از نوجوانان، مسیر مشخصى در زندگى دارند. با این حال براى رسیدن به این آرامش، بهایى نیز مى پردازند. آنها مسیرشان را انتخاب نکرده اند و بعدا ممکن است در یک سبک زندگى ناخوشایند فرو روند.

ج) تعلیق هویت: نوجوانانى که هم اکنون در بحران به سر مى برند ولى تعهدات مبهمى دارند، در وضعیت تعلیق به سر مى برند، وضعت یا دورانى که در آن، هنوز براى تعهدات صریح و روشن، آمادگى ندارند. آنها امکان‌هاى زیادى را مى آزمایند که برخى از آنها حتى افراطى است؛ وى تعهدات نهایى شان محافظه کارانه است.

کسى که در وضعیت تعلیقى به سر مى برد، آدم خوشحال و خوشبختى نیست. نوجوانانى که در حال کشف هویت هستند، نسبت به سایر نوجوانان، بیشتر به خودشان شک مى کنند و بیم، آشفتگى و تعارض بیشترى با والدین و سایر مظاهر قدرت دارند. آنها غالباً احساس تنهایى مى کنند و به راه ها و گزینه‌هاى پیش روى خود مى اندیشند.

تعلیق هویت از لحاظ ثبات در بین وضعیت‌هاى دیگر، ضعیف ترین موقعیت را دارد؛ ولى ممکن است براى فرد مورد نظر ضرورى باشد. این خود انسانها هستند که پس از این دوره جستجوى پاسخ ها، متعهد مى شوند.

د) دستیابى به هویت: کسانى که به هویت دست مى یابند، خودشان این کار را مى کنند. آنها راه‌هاى مختلف را کشف مى کنند و به یکى متعهد مى شوند. هویت‌هاى شخصى مستقل آنان، رونوشت هویت‌هاى پدر و مادرشان نیست. در عین حال، در تضاد کامل با هویت‌هاى پدر و مادرشان نیز نیست. در هویت آنان برخى از ارزش ها و نگرش‌هاى پدر و مادرشان حفظ شده و برخى دیگر حذف شده است. این گروه از نوجوانان، سازگارى خوب دارند و با همسالان و مظاهر قدرت، روابط خوبى دارند.

نگرانى در مورد وضعیت هویتى

هویت، چیزى نیست که بتوان به آسانى در اوایل یا اواسط نوجوانى به آن رسید. با افزایش سن، تعداد کسانى که به هویت خویش دست مى یابند، افزایش مى یابد و شمار کسانى که «هویت مختومه‌اى» دارند و خصوصا کسانى که «هویت بخشى» دارند، کاهش مى یابد؛ اما هویت، حالت ثابت و لایتغیر ندارد. برخى از افراد به دنبال بحران ها یا تصمیمى جدى به گروه دیگرى ملحق مى شوند. یک تجربه ى نامعمول، ممکن است نوجوان را به حالت تعلیق هویت بازگرداند. ثانیا وقتى فرد به وضعیت دستیابى به هویت رسید، جریان هویت جویى خاتمه نمى یابد؛ بلکه غالباً به جستجو ادامه مى دهند. این افراد، اگر چه به هویتى دست یافته اند، ولى به استقبال تجربه‌هاى جدید مى روند و از حساسیت، واقع گرایى، خودانگیختى و خودپذیرى بالایى برخوردارند و براى کسب هویت سطح والاتر تلاش مى کنند.

هویت منفى

هویت منفى به مفهوم «خود» اشاره دارد که به کلى متضاد با ارزش‌هاى والدین یا جامعه است. هویت منفى اغلب در شرایطى به وجود مى آید که والدین یا جامعه، از موفقیتهاى انفرادى شخص، حمایت ناچیزى مى کنند. در این حال، اغلب از برچسب‌هاى چون: «بزهکار» یا «بى عرضه» براى شناساندن و توصیف این افراد، استفاده مى شود.

این نوجوانان بدون توجه به الگوهاى مثبت و ارزش‌هاى اجتماعى، با الگوهاى منفى همانندسازى کرده، به گونه اى مى اندیشند و رفتار مى کنند که براى هویت منفى خود، تأیید و اعتبار به دست آوردند. مارسیا، چنین افرادى را به عنوان موارد ویژه اى از حالت «محرومیت از هویت» طبقه بندى کرده است. از نظر روان شناختى چون این افراد از طریق صحیح و مورد پسند جامعه نتوانسته اند خود را شناسانده و ابراز وجود وجود نمایند، براى کسب هویت منفى یا انحرافى تلاش مى کنند تا از این طریق، توجه همگان را به خود معطوف نمایند.

علم و آگاهى و بحران هویت

مطالعات مختلف نشان داده است که حاکمیت مذهب در جامعه به رفع بحران هویت کمک مى کند و در جوامع که مذهب وجود ندارد، نوجوانان، بحران شدیدترى را تجربه مى کنند؛ چرا که مذهب به مهم ترین سؤالات نوجوانان، یعنى از کجا آمده ام؟ چه کسى هستیم؟ به کجا خواهم رفت؟ و چه کار باید کنم؟ پاسخ مى دهد.

بنابراین، مى توان گفت حل صحیح مسائل اصلى در جهان بینى مى تواند راه را براى حل مسائل دیگر باز کند. کسى که نسبت به خداى متعال، شناخت پیدا کرده و به هدف و فلسفه ى وجودى انسان در این جهان پى برده است، با کسى که به این معرفت دست نیافته، در رفتارها و جهت گیری ها بسیار متفاوت است.

در زمینه ى این گونه تفاوتها از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل شد که فرموده‌اند: «دنیا در بینش فردکوردل، موضوع نهایى است که وى فراسوى آن نمى بیند، در حالى که چشم بصیرت فرد بینا از آن عبور کرده، به این دانش دست مى یابد که مقصد و منزلگاه، فراسوى دنیاست» و آن گاه درباره ى چگونگى تأثیر این دو نوع جهان بینى در رفتار مى فرمایند: «پس فرد بینا از این دنیا کوچ مى کند، ولى کوردل به سوى آن کوچ مى کند. این از دنیا زاد و توشه برمى گیرد و آن براى دنیا مى اندوزد». (نهج البلاغه، خطبه ۱۳۳)

به این ترتیب، جهان بینى راه هایى کلى فراسوى ما مى گشاید که فقط قدم‌هاى بعدى، مصداق آن را تعیین مى کنند که آن هم با تجربه‌هاى شخصى و استفاده از تجارب دیگران، قابل دستیابى است و به این ترتیب، فرد به مرحله ى حل بحران هویت دست مى یابد.

منابع

ـ دنیاى نوجوانى، على قائمى، تهران: سازمان ملى جوانان، ۱۳۷۸٫

ـ روانشناسى نوجوانان، اسماعیل بیابانگرد، تهران؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ۱۳۷۶٫

ـ روانشناسى رشد، پاول اس. کاپلان، ترجمه: مهرداد فیروزبخت، تهران: رسا؛ ۱۳۸۱٫

ـ روانشناسى رشد با نگرش به منابع اسلامى، دفتر همکارى حوزه و دانشگاه تهران: سمت، ۱۳۷۴٫

منبع: محمد على سروش؛ مجله ى حدیث زندگى

بهداشت روانى در دوران نوجوانى

نوجوانى یکى از مهم ‌ترین و پر ارزش‌ ترین دوران زندگى هر فرد محسوب مى ‌شود . بر اساس تعریف سازمان جهانى ، دوره نوجوانى به گروه سنى ۱۰ تا ۱۹ سالگى اطلاق مى ‌شود .

با توجه به این واقعیت که نوجوانان ، پدران و مادران فردا هستند ، پرداختن به مسایل بهداشتى آنها ( به خصوص بهداشت روان ) نه فقط براى خود آنها بلکه براى خانواده ‌ها ، جامعه و نسل آینده سودمند است و در برنامه توسعه هر کشورى باید به مسایل آنها پرداخت .

آموزش‌ هاى قبل از بلوغ

توجه خاص شود والدین و مربیان وظیفه دارند از یک تا دو سال پیش از بلوغ کامل نوجوان اقدامات زیر را انجام دهند :

– او را آماده کنند که به زودى و به تدریج تغییراتى را در جسم و روان خود احساس خواهد کرد .

– به طرق گوناگون او را مطمئن کنند که تغییرات ایجاد شده طبیعى است

– از اینکه این تغییرات در او شروع شده ، به او تبریک بگویند و خاطرنشان کنند که دوره جدیدى در زندگى او آغاز شده است .

– به او یادآورى کنند که این تغییرات در جهت تکامل فردى و قدمى به سوى اجتماعى شدن اوست . به همین دلیل وظایف فردى و اجتماعى جدیدى براى او منظور شده است .

– خاطر نشان کنند که این تغییرات به یقین شروع مى ‌شود اما زمان دقیق و مشخصى ندارد . بنابراین اگر دیرتر از دیگران هم شروع شود ، امرى طبیعى است .

– به او بگویند که تغییرات جسمانى همراه با تغییرات روانى خواهد بود . این تغییرات روانى در سه بعد هیجانى ، خلقى و رفتارى اتفاق مى ‌افتد . نکته مهم در دوره بلوغ برقرارى ارتباط صحیح با نوجوان است . کودک دیروز شما با تغییراتى که در جسم و روانش روى می‌ دهد ، پا به دوران بزرگسالى می‌ نهد . او مى ‌خواهد هویت جدیدى را براى خودش به دست آورد ، طبیعى است که در برقرارى رابطه با او مشکلاتى براى شما به وجود آید .

آداب گرم کردن روابط با نوجوانان

براى اینکه روابط شما و مربیان با فرزند نوجوان ‌تان صمیمانه ‌تر و گرم ‌تر باشد ، لازم است که به نکات زیر توجه کنید .

۱- پذیرش نوجوانان : گام اول براى ایجاد و تحکیم رابطه ‌اى دوستانه و صمیمى با نوجوان این است که او را با همه کمى ‌ها و کاستى ‌هایش قبول داشته باشید . کاستی‌ هاى رفتارى او را همچون نقاط قوت و توانایى ‌هایش بپذیرید و به او به عنوان فردى که داراى استقلال ، سلیقه ‌هاى خاص و عقاید قابل ارایه است ،‌ نگاه کنید .

۲ – نوجوانان تان را درک کنید : درک و برداشت از زندگى و مسایل آن متفاوت از برداشتى است که نوجوان دارد . او زندگى را به ساده‌ ترین وجه ممکن می‌ نگرد ، به طورى که عقایدش براى شما پوچ و مسخره است . نسبت به عقایدش بى ‌اهمیت نباشید . وى را تمسخر نکنید .

۳ – ارتباط را دو طرفه کنید : اگر برخورد با نوجوان حاکى از ارتباط یک‌ طرفه ، معیوب و غیر قابل دوام باشد ، به سرکشى و عصیان نوجوان در برابر دستورات شما منجر می‌ شود و به رابطه عاطفى و صمیمانه میان شما و او لطمه می‌ زند . در این مواقع بهتر است در برخورد با نوجوان ، هر زمان که سخنى را گفتید ، از او نیز سخنى بشنوید و نظر او را نسبت به وظایف محوله ‌اش جویا شوید .

۴ – از دادن پند و اندرز مستقیم خوددارى کنید : خودتان الگویى براى آنها باشید تا با پیروى از رفتار و گفتار شما روش صحیح برخورد را فرا گیرند .

۵ – آزادى عمل به نوجوان ‌تان بدهید : همچنان که به کودک نو پا اجازه می‌ دهیم تا گاهى خود به تنهایى راه رفتن را امتحان کند و دفعاتى هم به زمین افتد ، باید به نوجوان هم اجازه داد که تا حدودى پیامد هاى رفتار هایش را تجربه کند و طعم برخى سختی‌ ها را چشیده و براى زندگى مقاوم شود .

۶ – براى ارتباط با نوجوان وقت کافى بگذارید : نوجوانان نیازمند توجه هستند ، آنها مى ‌خواهند صحبت کنند ، اعتراض کنند و از هیجانات و اتفاقاتى که در مدرسه مى ‌افتد و یا از دوستان ‌شان مى ‌شنوند ، حرف بزنند . هرچه زمان این ارتباط با شما به عنوان مادر ، پدر و یا مربى بیشتر باشد ، خرسندى آنها بیشتر شده و امکان ارتباط نادرست و غلط آنها کمتر خواهد شد .

۷ – توجه به تاثیر مشکلات اجتماعى : مشکلات اجتماعى تاثیرات ناخوشایندى بر نوجوانان دارد . مداخله نکردن شما والدین و مربیان در بهبود شرایط اجتماعى ، تاثیر تلاش ‌هایتان را در خانه و مدرسه کم ‌رنگ مى ‌کند .

۸ – انرژى سرشار نوجوانان نیاز به تخلیه دارد : نوجوان در این سنین داراى انرژى فراوان جسمانى است . تشویق نوجوانان به انجام ورزش ‌هاى گوناگون ، شرکت در فعالیت ‌هاى الگو سازى براى آنان و تحریک آنها بر همانند سازى با آن الگو ها موجب مى ‌شود تا آنها انرژى خود را به طریق منطقى تخلیه کنند .

۹ – آموزش مهارت در برقرارى روابط اجتماعى : با شرکت دادن فرزند نوجوان ‌تان در جمع دوستان و آشنایان مهارت روابط اجتماعى او را افزایش دهید . براى مثال ، با فرزند نوجوان خود به گردش ‌هاى دو نفره بروید و در بسیارى از روابط اجتماعى مانند آشنا شدن با دیگران ، خرید کردن از مغازه ، پیدا کردن نشانى یک موسسه و درخواست انجام کارى از یک اداره با وى تمرین عملى کنید .

استقلال ‌طلبى نوجوان

نوجوان مى ‌خواهد از قید و بند هاى دوران کودکى که او را به خانواده ‌اش متصل کرده است ، جدا شود و الگو هاى جدیدى را جایگزین آنان کند . بنابراین حس استقلال ‌طلبى خود را با مخالفت ، مقاومت کردن و لج‌ بازى با والدین و مربیان نشان مى ‌دهد و این نیاز نوجوان براى شما مشکل ‌آفرین می‌ شود . براى برخورد با این رفتار نوجوان ، بهتر است همیشه با او طورى صحبت کنید که احساس نکند برایش تصمیم‌ گیرى مى ‌کنید . آزادى را به تدریج و متناسب با سنى که دارد ، به او بدهید و نظارت غیر مستقیم داشته باشید . اگر زمانى دریافتید که از آزادى که به او داده‌اید ، سوء استفاده کرده ، به او تذکر داده و او را متوجه اعمالش بکنید . بدانید که حذف آزادى براى مدتى کوتاه می‌ تواند برایش آموزنده باشد .

۱۰ باور نادرست درباره بلوغ

هنوز عموم مردم تصورات و استنباط‌ هاى نادرستى از بلوغ در ذهن خود دارند که نمونه‌ هایى از این نوع پندار ها به این شرح است :

۱) به اعتقاد بیشتر مردم ، مرحله بلوغ ، دوره ‌اى خطرناک از رشد طبیعى انسان است ، حال آنکه چنین نیست و باید این دوره از رشد را با صبر و حوصله پذیرفت .

۲) اعتقاد بر این است که در دوره بلوغ ، نوجوان دچار عصبانیت و پرخاشگرى می‌ شود و براى رفع آن باید خشونت به خرج داد تا خشم نوجوان در مقابل خشونت ، کنترل و کاهش یابد . در صورتى که والدین باید نوجوان خود را به عنوان یک دوست صمیمى بپذیرند و سعى کنند وى را یارى دهند که بر خشم و عصبانیت طبیعى خود در این دوره فایق آید .

۳) از زمان ‌هاى پیش ، اعتقاد بر این بوده که به هنگام بلوغ ، شخصیت فرد عوض مى ‌شود اما این تصور ، اشتباه است و هیچ‌ گاه شخصیت عوض نمی‌ شود بلکه باید این دوره حساس از رشد را مرحله تکامل شخصیت دانست ، مرحله ‌اى که در آن نوجوان در تلاش مداوم است تا به ثبات و هماهنگى شخصیت خود دست یابد .

۴) گفته مى ‌شود ، در مناطقى که داراى آب و هواى گرم هستند ، مرحله بلوغ زودتر آغاز می‌ شود . در صورتى که بررسى ‌هاى دقیق علمى ، صحت این گفته را به شکل قطعى تایید نمى ‌کند . چگونگى تغذیه ، بهداشت فردى ، بهداشت روانى و مسایل ژنتیک در پیدایش و ظهور بلوغ موثرند ولى اینکه در مناطق گرمسیر افراد زود تر به استقبال بلوغ می‌ روند ، قابل قبول نیست .

۵) اعتقاد گروهى بر این است که حرکت‌ هاى ورزشى پر تحرک براى نوجوانان زیان‌آور است اما شواهد اندکى وجود دارد که صحت این امر را ثابت کند . باید توجه داشت نوجوانى که در حال رشد است ، همان‌ گونه که به تغذیه و استراحت کافى نیاز دارد ، به ورزش نیز نیازمند است . ولى براى انتخاب نوع و چگونگى حرکات ورزشى باید وضعیت روانى و جسمانى نوجوان را در نظر گرفت . در این صورت است که نوجوان بدون نگرانى می‌ تواند ورزش مورد علاقه خود را انتخاب کند .

۶) گروهى از مردم عقیده دارند که در هر زمان ، چگونگى بروز آثار و علایق بلوغ در نوجوانان متفاوت است ، اما این عقیده صحیح نیست . نکته مهم این است که نوجوان با توجه به مسایل تربیتى و طرز تفکر و نگرش ، همانند گذشتگان بوده و ظهور علایم بلوغ غیرقابل تغییر و در تمام اعصار یکسان است اما طریق بروز و ظهور علایم و نشانه ‌هاى آن ، به ویژگى ‌هاى سنتى و فرهنگى جامعه بستگى دارد .

۷) ظهور علایم جنسى در نوجوان دلیل بر آن نیست که او قدرت تولید مثل نیز یافته است . فرزند خود را با چنین تحلیل ‌‌هایى به سمت ازدواج زودرس سوق ندهید . نباید تصور کرد که به محض مشاهده اولین تظاهرات جنسى ، نوجوان براى تولید مثل آمادگى دارد .

۸) برخى معتقدند که در هنگام بلوغ ، نوجوان براى ازدواج و تشکیل خانواده از لحاظ نیروى عقلانى و اعمال هوش ضعیف است ، در صورتى که آمادگى دارد اما باید توجه داشت که بلوغ روانى نیز در این امر اهمیت دارد . بسیارى از افراد از نظر نیروى جسمانى و جنسى داراى رشد لازم به منظور انجام وظایف زناشویى هستند ، اما از نظر عاطفى و روانى براى پذیرش مسوولیت‌ هاى اجتماعى ، آمادگى کافى ندارند .

۹) تصور اشتباه دیگر این است که عده‌ اى معتقدند نوجوانى که از نظر جسمانى سریع رشد مى ‌کند ، نسبت به هم‌ سالان خود از اندامى قوی‌ تر برخوردار است . پژوهش‌ هاى علمى چنین ارتباطى را بى ‌اساس می‌ دانند .

۱۰) سال ‌هاى نوجوانى که تقریبا با بلوغ آغاز مى ‌شود حساس‌ ترین دوران زندگى به حساب مى ‌آید . دورانى که به دوران اضطراب و تنش معروف است و شخصیت پایه ‌ریزى شده دوران کودک ، بهتر و آشکار ‌تر شکل می‌ گیرد و بروز مى ‌کند .

منبع: پایگاه سخن روز

تعلیم و تربیت در دوره نوجوانى

 ‏حسین کریمیان‏

دوره بلوغ(۱) و نوجوانى(۲) از دیدگاه مربیان اخلاق، روانشناسان و سایر متخصصان دوره حساسى است که فیلسوفان قدیم از جمله: سقراط، افلاطون و ارسطو به آن توجه کرده‌‏اند. ژان‏ ژاک روسو در کتاب اِمیل، بلوغ را تولد ثانوى نامیده است. این مرحله که هم زمان با تغییر و دگرگونى در جنبه‏‌هاى‏ جسمى و روانى و انتقال از دوره کودکى به بزرگسالى می‌باشد از نظر تربیتى دوره‏اى مشکل و مسئله‌‏ساز است. دگرگونى در عواطف، احساسات، خلق و خوى، خیال‏پردازى، تنوع‏طلبى و غیره در این دوره رخ می‌دهد. بنابراین، با توجه به حساسیت ویژه دوره بلوغ از نظر جسمانى، عاطفى، عقلانى، اخلاقى، اجتماعى و به طور کلى رشد شخصیت نوجوانان، بایستى این دوره را مهم تلقى کرد و لازم است که از طریق آموزش‏هاى لازم و صحیح، نوجوانان را هدایت و ارشاد کرد. بلوغ، نخستین علامت مرحله نوجوانى است و اهمیت آن به حدى است که در فرهنگ‏هاى مختلف مراسم و تشریفات خاصى را در پى دارد. این ویژگی‌‏ها با علایم و خصایص جسمانى و روانى مشخص است و علایم بدنى و جنسى کاملاً مشهود می‌باشد.

ویژگی‌‏ها و خصایص رفتارى نوجوانان که در روانشناسى بلوغ و نوجوانى به آن پرداخته می‌شود معمولاً از سن ۱۲ الى ۲۱ سالگى را شامل می‌شود. برخى از متخصصان این دوران را به سه مرحله تقسیم می‌کنند که عبارتند از:

الف) مرحله پیش از نوجوا نى که سن ۱۰ تا ۱۲ سالگى را شامل می‌شود.

ب) مرحله نوجوانى اولیه که از سن ۱۳ تا ۱۶ سالگى را در بر می‌گیرد.

ج) مرحله نوجوانى ثانویه که از سن ۱۷ تا ۲۰، الى ۲۱ سالگى را شامل می‌گردد.

البته این تقسیم‏‌بندى براى سهولت تحقیق می‌باشد و نمی‌توان آدمى را که یک سیستم یکپارچه است به واحدها و مراحلى تقسیم نمود چرا که رفتار او برگرفته از یک ارگانیزم به هم پیوسته است.

خصایص و ویژگی‌‏هاى دوران بلوغ‏

عمده‏‌ترین خصایص دوران بلوغ و نوجوانى که اعمال و رفتار نوجوان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و خیلى از آنها طبیعى می‌باشند عبارتند از:

الف) احساسات تند؛

یکى از خصایص این دوره در نوجوانى احساساتى(۳) بودن آنان است که با خشم، بی‌حوصلگى، قهر کردن، فریاد زدن، زود رنجى و برانگیختگى شدید همراه است. البته با افزایش سن این حالات کاهش یافته و رفتار او متعادل می‌گردد.

ب) احساس خستگى؛

در این دوره نوجوان از فعالیت‏هاى زندگى احساس خستگى می‌نماید و بعضاً کارها را نیمه تمام رها می‌کند و عجولانه تصمیم می‌گیرد.

ج) منزوى بودن؛

بعضاً نوجوانان با اعضاى خانواده خود مشکل داشته و از آنان دورى کرده و خود را در حالت رؤیا تصور می‌کنند و احساس می‌نمایند که اطرافیان، او را درک نمی‌کنند و برخلاف میل باطنى او عمل می‌کنند.

د) تعارض(۴) و ستیزه‌‏جویى اجتماعى؛

معمولاً نوجوان در این دوره از زندگانى با مسائل اجتماعى تضاد(۵) دارد و عدم موافقت، عدم همکارى، انتقاد کردن و حتى توهین به همدیگر زیاد مشاهده می‌شود که با گذشت زمان از بین می‌رود.

ه) عدم اعتماد به نفس؛

در مرحله بلوغ و نوجوانى، به دلیل انتقادهاى بزرگسالان از نوجوانان، توقع و انتظار بیش از توان او داشتن، باعث می‌گردد نوجوان دوره‏اى از بی‌اعتمادى نسبت به خویشتن را پشت سر بگذارد و ترس(۶) از شکست(۷) داشته باشد.

تحولات در دوره نوجوانى به دلیل ترشحات هورمونى، ابتدا رنگ جنسى به خود می‌گیرد و به یک بحران مبدل می‌شود و در نهایت، به یک مرحله از ساخته شدن و آماده شدن براى زندگى اجتماعى تبدیل می‌شود.

از نظر رشد عقلى نوجوان پیشرفت قابل ملاحظه‌‏اى داشته و با کمک مقایسه کردن می‌تواند مسائل را پیش‏بینى کند، فرضیه‏‌سازى نماید و در نهایت استعداد(۸) بالقوه خود را به صورت بالفعل در آورد. همراه با تغییرات بدنى، دگرگونی‌هایى در تخیلات و تصورات، تمایلات و خواسته‏‌ها، احساسات و عواطف نوجوان به وجود می‌آید.

در مرحله نوجوانى استقلال‌‏طلبى، یکى از مسائل مهم به شمار می‌رود و نوجوان دوست دارد از نظر مالى خودکفا باشد که این باعث کشمکش درونى او می‌گردد. او باید هدف در زندگى را تشخیص داده و هویت(۹) خویش را بشناسد. هویت، تصویرى است که فرد از خویشتن دارد که ممکن است با تصوراتى که دیگران از او دارند مطابق باشد و یا با آنان تفاوت داشته باشد، نوجوانانى که هویت موفق دارند با مشکلات به صورت منطقى برخورد کرده و براساس احساس ارزشمندى و عزت نفس(۱۰) از عهده حل مسائل بخوبى برمی‌آید و نوجوانانى که هویت موفق نداشته احساس شکست، تنهایى و بی‌کسى می‌نمایند که ممکن است به طرف بزهکاری‌‏ها کشیده شوند.

در بحران هویت، نوجوان شدیداً دچار اضطراب و ناراحتى ذهنى است به صورتى که نمی‌تواند جنبه‌‏هاى شخصیت خویش را در خویشتن قابل قبول و هماهنگ سازمان دهد. به هنگام بحران هویت نوجوان در سه مورد یا بیشتر از موارد زیر دچار تردید و شک است:

۱- اهداف بلند مدت ۲- انتخاب شغل ۳- الگوى رفتارى ۴- رفتار و تمایل جنسى ۵ – تشخیص مذهبى ۶- نظام ارزش‏هاى اخلاقى ۷- تعهد گروهى.

این علائم حداقل سه ماه وجود دارند و باعث اشکال در عملکرد اجتماعى یا شغلى می‌شوند. بحران هویت نوجوان را به ابهام و سردرگمى می‌کشاند(۱۱)

موفقیت در کسب هویت پایدار، منوط به بلوغ بدنى و جنسى، شایستگى در تفکر انتزاعى و پایدارى در مقابل هیجانات است.(۱۲) نوجوانان در شکل‏‌گیرى هویت تحت تأثیر محیط اجتماعى خود می‌باشند، لذا تعلیم و تربیت نقش مهمى در این زمینه می‌تواند داشته باشد.

تغییرات دینى و مذهبى در دوره نوجوانى

نوجوانان در این مرحله از زندگانى گرایش خاصى به مسائل دینى و معنوى پیدا می‌کنند. بیشتر پسران و دختران در باره مفاهیم و عقاید دینى دوران کودکى پرسش‏هایى می‌کنند و به همین سبب، دوره نوجوانى را مرحله تردید دینى می‌نامند. تغییرات دینى و مذهبى در دوره نوجوانى به سه شکل ظاهر می‌شود.

۱- دوره بیدارى دینى: در این مرحله، نوجوان علاقمند است همانند والدین خود، آداب و رسوم دینى را انجام دهد.

۲- دوره پرسشگرى: در این دوره به انتقاد از مفاهیم پذیرفته دینى می‌پردازد و پرسش‏هاى متعدد و متنوعى، مطرح می‌کند. می‌کوشد به حقایق دست یابد و نیازهاى خود را پاسخ دهد.

۳- دوره بازسازى دینى: نوجوان احساس می‌کند که به حقایق دینى تازه‏اى نیاز دارد.(۱۳)

بنابراین، با توجه به رشد شناختى در دوره نوجوانى (مرحله تفکر انتزاعى)(۱۴) قضاوت‏هاى نوجوان با گذشته تفاوت داشته و به دنبال چرایى و چگونگى امور و رخدادها می‌باشد و در زمینه دینى از طریق استدلال مسائل را باید برایش تشریح کرد و تا حد ممکن باید از امر و نهى کردن پرهیز کرد و با او به عنوان یک مشاور(۱۵) رفتار نمود و ارزش(۱۶) براى تفکر و اظهار نظر وى قائل شد.

نگرانی‌هاى دوره بلوغ‏

با توجه به تغییرات حاصل از ترشحات هورمون‏ها و تغییر اندام‏هاى جسمانى، نوجوانان نسبت به آن احساس نگرانى و اضطراب(۱۷) خواهند داشت و دختران بیشتر از پسران حساسیت داشته و دلواپسى آنان زیادتر خواهد بود. مهم‏ترین نگرانی‌ها در دوره بلوغ عبارتند از:

۱- نگرانى نسبت به وضع جنسى؛

پسران و دختران در این سن نسبت به مسائل بلوغ اضطراب و دلواپسى داشته و از تأخیر در ظاهر شدن نشانه‏‌هاى بلوغ احساس حقارت خواهد داشت و حتى بعضى مواقع برعکس ممکن است به دلایل (ژنتیکى، تغذیه، وضع جفرافیایى و آب و هوایى، ورزش، عوامل اجتماعى فرهنگى و غیره) بلوغ زودرس(۱۸) باشد که این هم به نوبه خود می‌تواند باعث نگرانی‌‏هایى گردد.

۲- نگرانى در رابطه با قد؛

عمدتاً افزایش قد دختران از ۵/۱۰ سالگى شروع در ۱۲ سالگى سریع می‌شود. در پسران معمولاً قد بین ۱۲ تا ۱۳ سالگى شروع به افزایش کرده و بعد کُند می‌گردد و در ۲۱ سالگى متوقف می‌شود. افزایش در زمینه رشد قد مخصوصاً در دختران نوجوان باعث دلواپسى آنان می‌گردد و احساس می‌نمایند که جذابیت خود را از دست خواهند داد و پسران نیز نسبت به این مسئله حساس بوده و شاید احساس نمایند بیش از اندازه قد کشیده‌‏اند.

۳- نگرانى نسبت به وزن؛

وزن دختران به طور متوسط از تولد تا ۷ سالگى کمتر از پسران و از ۱۰ الى ۱۵ سالگى از پسران سنگین‌‏تر می‌شوند، ولى بعداً وزن پسران بیشتر می‌شود. در وزن پسرها عضلات و در دخترها چربى‏ها نقش دارند. طبیعى است که در هنگام بلوغ وزن افزایش می‌یابد، ولى نوجوانان در این سن که آگاهی‌‏هاى لازم را نداشته از افزایش وزن خود احساس ناراحتى می‌نمایند، مخصوصاً هنگامى که نوجوان به خاطر چاق بودن مورد تمسخر اطرافیان قرار گیرد که در این صورت ممکن است ناراحت و افسرده(۱۹) شود و به دنبال راهکارهایى جهت کاهش وزن باشد. این نگرانى اگر افزایش یابد چه بسا به دنبال انتخاب راههاى نامناسب براى کاهش وزن از طرف نوجوان، باعث مشکلات جسمانى و روانى گردد.

۴- نگرانى در ارتباط با عادى بودن؛

به دنبال تغییرات جسمانى و روانى، بعضى اوقات نوجوانان نسبت به عادى و غیر عادى بودن خود احساس نگرانى می‌نمایند و دائم از دیگران سؤال می‌کنند که من چگونه هستم و از این طریق می‌خواهند طرز تفکر دیگران نسبت به خود را بسنجند. طبیعى است که پاسخ اطرافیان نسبت به این سؤال در رفتار و کردار نوجوان اثرگذار خواهد بود.

پی‌‏نوشت‌ها
۱) Muturity
۲) AdoLescence
۳) sentimental
۴) conflict
۵) contradiction
۶) fear
۷) failure
۸) aptitude
۹) indentity
۱۰) self-esteem
۱۱) احمدى، ۱۳۷۷، ص‏۲۹٫
۱۲) بیابانگرد، ۱۳۷۸، ص‏۱۲۷٫
۱۳) شعارى‏نژاد، ۱۳۷۷، ص‏۹۱٫
۱۴) abstract thinking
۱۵) counselor
۱۶) value
۱۷) anxiety
۱۸) pubertas praecox
۱۹) depressed
منبع: پیام زن؛ شماره ۱۹۶

وظایف تکاملى نوجوانان

 استقلال

نوجوانان، نیازمند کمتر شدن وابستگى به والدین هستند. آنان تغییر رویکرد از والدین به همسالان را شروع می‌کنند و یا به نظام‌هاى اعتقادى به منظور کسب استقلال، روى مى‌آورند. این تغییر قوى بوده و ممکن است باعث تمرد شود.

هویت

نوجوانان سعى می‌کنند خودشان را مطرح کنند و آنچه را که می‌خواهند انجام دهند. آنها به سوالاتى نظیر: «من کیستم؟ مى توانم چکاره باشم؟» پاسخ مى دهند. این فرایند، سبب کسب تجربه مى‌شود. نوجوانان‌، نیاز به تکامل نقش هویت جنسى خود دارند تا تصورى مثبت از جسم خویش  و حس اعتماد به نفس و شایستگى را در خویش به وجود آورند.

روابط صمیمانه

نوجوانى، زمان آمادگى در برقرارى روابط صمیمانه است. نوجوانان یاد مى‌گیرند که احساسات خود را بیان کرده و درست بکار گیرند. آنها ظرفیت دوست داشتن و دوست داشته شدن خود را گسترش داده، ارتباط صمیمى دوستانه‌ای  با دیگران برقرار مى‌کنند.

درستى و راستى

نوجوانان بایستى اصولى را براى دسته‌بندی  ارزش‌ها بکار برند و والدین، زیر بنایی را براى این مسئله فراهم نمایند. نوجوانان در زمان تصمیم‌گیرى درباره نوع اعتقادات و چگونگى رفتار خود به منابع بى‌شمارى مثل همسالان و رادیو تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی  مدرسه و غیره دسترسى دارند.

هوش

ظرفیت فکرى نوجوانان، در حال افزایش و تغییر است و علاوه بر تفکر ذاتى و واقعی، معنوى و انتزاعی نیز می‌شود. بسیارى از نوجوانان، توان تفکر ادراکى و فهم منطق و دلایل استنباطى را کسب مى‌کنند.

این افزایش توانایى، مى‌تواند موجب بالا رفتن اعتماد به نفس گردد. برخى از نوجوانان، ارزش زیادى به تئورى‌هاى فکرى خود قائل بوده و به مسایل، از دیدگاه ایده آلیستى مى‌نگرند.

منبع: سایت اداره سلامت نوجوانان، جوانان و مدارس؛ ترجمه دکتر  ناصر کلانترى