هوش عاطفی

نوشته‌ها

راه‌های موثر برای کنار آمدن با غم و اندوه

تا حالا نشده کسی برای کنار آمدن با شادی و خوشبختی مشکل داشته باشد. وقتی شادی و لذت وارد زندگی ما می‌شود، ما آزادانه آن را تجربه می‌کنیم، اما وقتی غصه و ناراحتی به سراغمان بیاید، معمولاً با آن مبارزه می‌کنیم. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که به ما دیکته می‌کند همیشه لبخند روی لب داشته باشیم، به همین خاطر برخورد با غم و غصه، کمی برایمان دشوار می‌شود. اما ناراحتی و غم و اندوه، بخشی طبیعی از زندگی همه مردم است. این ناراحتی‌ها چه به خاطر یک فقدان مهم در زندگی مثل مرگ یکی از عزیزان، ایجاد شده باشد چه به خاطر شکست‌های کوچک و بی‌اهمیت روزانه، می‌توانیم یاد بگیریم که چطور راحت‌تر با آنها زندگی کنیم.

ما نه تنها می‌توانیم راحتی بیشتری به این گونه احساسات پیدا کنیم، برای سلامتی و تندرستی ما هم لازم است که به طریقی سالم با آنها برخورد کنیم. خطر برخورد نامناسب با احساسات، زمانی برای من آشکار شد که یکی از همسایگان، همسر بیمارش را از دست داد. وقتی من می‌خواستم با او ابراز همدردی کنم، او فوراً انکار کرد که احساسی به این مسئله دارد. طی یک هفته، او همه وسائل و متعلقات مربوط به همسرش را بیرون ریخت و هر چیز مربوط به بیماری و مرگ او.

جای تعجب نبود که وضعیت سلامتی او از آن موقع، روز به روز بدتر شد. ابتدا هیج دلیل برای علائم بیماری او پیدا نشد، اما با گذشت زمان، مشکلات جدی جسمی در او ایجاد شد (که همه آنها مشکلات ناشی از استرس بودند). البته این، یک نمونه بسیار حاد است اما به خوبی می‌توان اهمیت برخورد صحیح با مشکلات و ناراحتی‌ها را در آن مشاهده کرد. خیلی خوب است که ببینید چطور با این گونه احساسات کنار آیید و مهارت‌های جدیدی یاد بگیرید.
در این مقاله قصد داریم به نحوه برخورد با ناراحتی‌های زندگی بپردازیم.

پذیرش ناراحتی خود و تحمل آن

رویکردهای کلی‌نگری به سلامتی دیر زمانی است که پی به نقش احساسات ما در وضعیت سلامتیمان برده و پزشکی مدرن این روزها توجه بیشتری به این مسئله معطوف داشته است. برای داشتن یک زندگی احساسی سالم، لازم است که به همه احساساتمان احترام بگذاریم و به آنها فرصت ابراز بدهیم. وقتی غم و ناراحتی به سراغ ما می‌آید، باید به خودمان اجازه بدهیم که آن را به طور کامل حس کنیم. این کار باعث می‌شود بفهمیم که غم و غصه، واکنشی بسیار طبیعی و عادی به فقدان‌های زندگی است، نشان‌دهنده ایراد و اشکال ما.

هر نوع فقدان می‌تواند ناراحتی در ما ایجاد کند؛ حتی می‌تواند به همراه یک غروب زیبای خورشید باشد که نشان‌دهنده پایان روز است. ممکن است ندانیم که چه چیز همیشه باعث ناراحتی ما می‌شود؛ حتی ممکن است یک تغییر کوچک در شیمی بدنمان مثل تغییرات هورمونی، تغییر سطح قند خون و از این قبیل باشد. این کار کمک می‌کند که نیاز به درک همه واکنش‌های احساسیمان از بین برود. مسئله مهم اینست که نباید به هیچ عنوان احساساتمان را سرکوب کرده و در برابر آنها مقاومت کنیم. علاوه بر پذیرش ناراحتیمان به عنوان بخشی عادی از زندگی، و اجازه وجود دادن به آن، راه‌های دیگری هم برای کمک به کنار آمدن با غم و غصه‌هایمان وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم:

پنج راه حل اساسی برای کمک به کنار آمدن با غم و اندوه

۱- احساساتتان را با یک دوست امین یا یکی از اعضاء خانواده در میان بگذارید. در واقع این فرد، باید کسی باشد که خوب به حرف‌های شما گوش بدهد، سعی در قضاوت کردن در مورد آن یا تغییر دادن شما نداشته باشد.

۲- سعی کنید کارهایی انجام دهید که به شما آرامش می‌دهد. به پیاده‌روی بروید، دوش آب گرم بگیرید، یک کتاب خوب بخوانید، به گل و گیاه‌های خانه رسیدگی کنید یا به سایر سرگرمی‌های مورد علاقه‌تان بپردازید.

فوراً استرستان را پایین آورید.

ذهنتان را آرام کنید.

احساساتتان را تسکین دهید.

نوعی آسودگی خیال در جسمتان ایجاد کنید.

تمدد اعصاب را به طریقی طبیعی و آسان ایجاد کنید.

۳- راهی برای آرام کردن و تسکین خود پیدا کنید. این کار باعث می‌شود احساساتتان آزاد و رها شود. مدیتیشن کنید، به موسیقی آرامش بخش گوش دهید یا حرکات کششی ساده انجام دهید.

۴- خاطره نویسی کنید. وقتی این کار را انجام می‌دهید، مثل این می‌ماند که یک شنونده خوب دارید که می‌توانید به او اطمینان کرده و حرف‌هایتان را با او در میان بگذارید.

۵- یاد بگیرید که چطور بهترین دوست خود باشید. سعی کنید یک‌بار دیگر نگاهی به خودتان بیاندازید و این بار به عشق و علاقه به خودتان نگاه کنید. ببینید شاید تا امروز با خودتان به تندی و سنگ‌دلانه رفتار می‌کردید و از این به بعد، به جای آن، برای خودتان همدردی و دلسوزی کنید.

چه موقع به دنبال کمک متخصص بروید؟

ناراحتی‌های شدید و طولانی‌مدت، می‌تواند نشانه افسردگی باشد. افراد افسرده معمولاً احساس تنهایی و ناامیدی می‌کنند و خودشان را به خاطر چنین احساساتی سرزنش می‌کنند. اگر احساس ناراحتی و غصه زیاد، بیشتر از دو هفته در شما ماندگار شد و در فعالیت‌های روزانه‌تان مثل کار یا خواب و خوراک اختلال ایجاد کرد، بهتر است به متخصص مراجعه کنید. اگر این احساسات شما با فکر مرگ و خودکشی همراه شد، سریعاً از متخصص روانشناس کمک بگیرید.

منبع: بیتوته

هوش عاطفی

عنوان: هوش عاطفی
مولف: دانیل گلمن
مترجم/ محقق: حمیدرضا بلوچ
ناشر: انتشارات جیحون
سال نشر: ۱۳۷۹
نوبت نشر: دوم
محل نشر:تهران

وقتی صحبت از هوش می‌شود، معمولا تعبیر مردم، سرعت در عملیات ریاضی، توانایی حل مسائل مهندسی، داشتن حافظه قوی، یا طرح ریزی و اجرای یک نقشه است. این دیدگاه در مورد هوش انسان، بسیار تنگ نظرانه ‌است و بسیاری از توانایی‌های مهمی را که در نحوه عملکرد ما در زندگی، نقش تعیین کننده دارند، در بر نمی‌گیرد.

هوش ریاضی، تنها یک جنبه‌ از هوشِ فراگیری است که به گونه‌ی انسان امکان بقا داده است. جنبه دیگر و بسیار مهمی از هوشمندی بشر، هوشِ عاطفی است. دنیل گلمن (Daniel Golman) روانشناس آمریکایی در کتاب هوش عاطفی به تفصیل در مورد شناخت هوش عاطفی و نحوه فراگیری و تقویت آن صحبت می‌کند.

آیا هوش، موهبتی تغییرناپذیر است؟ بدان حد که معتقدیم، خیر. آنچه که کتاب پر جاذبه و روشنگر دانیل گلمن مطرح می‌کند، آن است که مهارت‌های هوش عاطفی قابل رشد و پرورش هستند، و این رشد تا پایان عمر قابل تداوم است. دانیل گلمن با مطرح ساختن پژوهش‌های خارق‌العاده‌ای که در زمینه مغز و رفتار انجام شده‌است، نشان می‌دهد که عواملی نظیر خود آگاهی، اشتیاق و انگیزش، پس زدن یأس، همدلی و مهارت‌های اجتماعی دست اندر کارند که گلمن آنها را هوش هیجانی یا به طور عمومی‌تر هوش عاطفی می‌خواند.

مهمترین موضوعی که در هوش عاطفی مطرح است، خودآگاهی است. خودآگاهی یعنی این که احساسات و عواطف خود را بشناسیم و یک مجموعه‌ی واژگان برای بیان آنها تشکیل دهیم و حلقه‌ی ارتباط میان اندیشه‌ها، احساسات و واکنش‌های خود و پیامد انتخاب‌های مختلف را مشاهده کنیم و این بصیرت را برای تصمیم‌گیری در موضوعات مختلف از قبیل مواد مخدر، سیگار کشیدن، خشونت و سکس به کار بریم. خودآگاهی همچنین شناخت نقاط ضعف و قوت خویش است. این که خویشتن را از دیدگاهی مثبت و واقعی به دور از هر نوع غلو و خودبزرگ‌بینی مشاهده کنیم.

موضوع دیگر، کنترل احساسات است:

درک این که پشت هر احساس چه چیز نهفته است. برای مثال آیا چون حسادت می‌کنیم، خشمگین هستیم یا عاملی دیگر در کار است. این که یاد بگیریم چگونه با نگرانی، خشم، غم و یأس خود مقابله کنیم و بیاموزیم مسوولیت خود را در مورد تصمیمات و اعمال خود بپذیریم و در قبال آنها متعهد باشیم.

مطالعه این کتاب و کار در زمینه‌ی شناخت و فراگیری مهارت‌های هوش عاطفی و هیجانی را به همه هموطنان قویاً توصیه می‌کنیم.

چهار قدم تا جدایی عاطفی فاصله دارید!

در مرگ عاطفی زندگی زناشویی، چهار مرحله وجود دارد که کارشناسان خانواده به این صورت تقسیم بندی می‌کنند…

زن و شوهری را در نظر بگیرید که برای شما الگوی یک زوج موفق‌اند. آنها با یکدیگر رفتار خوبی دارند و به هم احترام می‌گذارند و زندگی مالی مستحکمی بنا نهاده اند. به خواسته‌های هم ارج می‌نهند و در نهایت زوج موفقی به نظر می‌رسند.

این طرز فکر شما، یک روز در حالی که مشغول خوردن شام و گفتگوی خانوادگی هستید به یکباره با شنیدن خبر جدایی آن زوج به هم می‌ریزد. هرچه فکر می‌کنید نمی‌توانید علتی منطقی برای این اتفاق بیابید. تمام زوایای مغزتان را می‌کاوید تا نشانه‌ای دال بر مشکلات زناشویی آن زوج بیابید اما به نتیجه خاصی نمی‌رسید.

چه اتفاقی می‌افتد که روابط عاطفی و پیوند‌های خانوادگی و اجتماعی از بین می‌روند و جدایی جای آنها را می‌گیرد؟ حتما دلیلی هست ولی ناشناخته تر از آن است که شما به وجودش پی ببرید…

در مرگ روابط عاطفی زندگی زناشویی، چهار مرحله وجود دارد که کارشناسان خانواده به این صورت تقسیم بندی می‌کنند: مخالفت، رنجش و عصبانیت، عدم پذیرش یا طرد و سرکوبی.

مرحله ۱: مخالفت

در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مسأله به کرات اتفاق می‌افتد زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است. اگر مخالفت‌های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده، از خیر مطرح کردن آنها بگذرید، این مخالفت‌های کوچک جمع شده و کم کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می‌شود.

مرحله ۲: رنجش و عصبانیت

در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می‌کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می‌دهد و شما را مورد حمله قرار می‌دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی‌ربطی دعوای بزرگی راه می‌افتد علت آن را باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید. اگر رنجش و عصبانیت، مدام تکرار شود شما در مقام جلوگیری از آن، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می‌گذارید.

مرحله ۳: عدم پذیرش و طرد

بعد از یک دعوای مفصل، در را به هم می‌کوبید و از منزل خارج می‌شوید. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی‌اعتنایی می‌کنید و یکدیگر را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهید. در واقع طرف مقابل را هم از دیده و هم از دل بیرون می‌کنید. بیشتر جدایی‌ها و طلاق‌ها در این مرحله اتفاق می‌افتد. این دوره بحرانی‌ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش‌های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می‌باشد.

مرحله ۴: سرکوب

سرکوبی، نوعی احساس کرختی و بی‌حسی است. شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی‌کنید اما در مقابل، بهای بزرگی می‌پردازید و دیگر احساسات مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. آنچه این مرحله را فاجعه آمیز می‌کند نوع رابطه ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می‌رسد و طرفین به ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارت‌های عاطفی خود را فراموش کرده اند و به یک جسد ماشینی و متحرک تبدیل شده اند که زندگی محدود و بی‌طراوتی را دنبال می‌کند.

داریم از هم دور می‌شویم!

زمانی که روابط عاطفی مناسبی در میان زن و شوهر وجود داشته باشد خانواده با آرامش بیشتری به فعالیت خود ادامه می‌دهد و در انجام امور بیرون از خانه نیز موفق تر عمل می‌کنند. زن وشوهری که ذهن و رفتار یکدیگر را درک کنند، روابط عاطفی مثبتی هم با یکدیگر برقرار می‌کنند. روان شناسان تنها راه حل این مسأله را داشتن هوش عاطفی زن و شوهر در خانواده می‌دانند و می‌گویند: «هوش عاطفی مجموعه ای از مهارت‌ها و شاخص‌ها برای شناخت احساس خود، کنترل احساس خود، شناخت احساس دیگران و تنظیم روابط با دیگران است که در خانواده جایگاه بسیار بالایی دارد.»

گردآوری: مجله اینترنتی زیگیل

منبع: جام نیوز

آیا می‌دانید چگونه می‌توان خوش‌بین بود؟

“آنچه که منزلت و شان شما را تعیین می‌کند، رفتار و نگرش است نه استعداد و قابلیت‌های ذاتیتان.”

همه ما با مثل‌ها و حـکایـات زیـادی در مـورد خـوش‌بـیـنی بـرخـورد کرده ایم، امـا ممکـن است قـدرت حقـیقی دیــدن جـهـان از طریق عینک خوش‌بینـی را درک نـکرده بـاشـیـم. قدرتی که می‌توانـد بر همه چیز بسیار اثـرگـذار بـاشـد از زندگی روزمره و انتخاب همسر گرفته تا گزینه‌های شغلی و موفقیت‌های دراز مدت.

نواهای درون ذهن شما

آن نـدای درونـی ذهـن شـمـا کـه زمـزمـه مـی کـنـد، هـر چـیزی امکان‌پذیر است بـه جـای غیر ممکن است، یا چه روز خوبی است، به جای زندگی سخت است همانـند نوری برای گذشتن از پیچ و خم دشواری‌های زندگی یاریتان می‌کند.

خوش‌بینی محض در افراد به صورت نادر یافت شده و چنین اشخاصی اغلب مـورد پـسند دیـگـران نیستند. ما کسانی که دائما در حال خوشحالی و شـادمـانی هسـتـند را مـورد تـمسخر قـرارداده و خـود آشـکارا بـه خاطر بـدی هـوا یـا کـمبـود چای در دفترکار دچار تردید می‌شویم. در حـیرتیم که آنها چگونه می‌تواننـد دنـی را آن گونه که هست نبینند؟ -دنیایی که مملو از ناملایمات و بی عدالتی است.

خوب! حقیقت این است که آنها عقـیـده دارند که دنیا به همراه مردمانش، دارای عیوب و کاستی می‌باشند، اما به سـادگی تمرکز روی چیزهای خوب را برمـی گـزینـند. و چنین دیدگاهی فواید بزرگی را بدنبال خواهد داشت؛ سلامتی بهتـر، انـرژی بیـشتر، خلاقیت، توانایی‌های حل مسئله و یک حس کلی سرور و شادمانی.

بنابراین، آیا می‌توانیم یک سوئیچ خوش‌بینی کوچک را در ذهنمان روشن کرده و بلافاصلـه شاهـد اثـرات و نـتایج مطلوب آن باشیم؟ متاسفانه آنـقدرهـا هـم سـاده نـیـست — امـا روش‌هـایی وجود دارند که بتوان با آنها، مثبت بـودن را تـمـرین کـرده تـا بـه صورت واکـنـشی طبیعی در بیاید و منفی‌نگری را تقلیل دهد.

سلامتی شما به آن بستگی دارد

اشـخاص خوش‌بین، در برابر بیماری‌های عفونی و مسری مقاوم‌تر بوده و بهتر می‌تواننـد امراض مزمن را از خود دفع کنند. در یک مطالعه علمی، محققان ۹۶ مردی که یک بار دچار حمله قلـبی شـده بودند را مورد بررسی قرار دادند. بعد از طی مدت هشت سال، از هر ۱۶ مرد بـدبیـن، ۱۵ نفرشان جان باختند و از هــر ۱۶ نــفـر مــرد خــوش‌بـیـن فـقـط پــنج نفرشان از دنیا رفتند.

امـروزه به طرز گـسترده‌ای عقیده بر این است که خوش‌بینی، قابلیـت سیـستم دفـاعـی بدن را برای مبارزه با بیماری‌ها افزایش می‌دهد. این ممکن است به آن دلیل باشد که افراد خوش‌بین دارای پایین‌ترین سطح استرس در یک اجتماع می‌بـاشند و هــمگی ما می‌دانیم که استرس کمتر، به معنای داشتن بدنی سالم‌تر است.

پیش به سوی مسائلی که ممکن است بخواهید آنها را تغییر دهید…

خودشکوفایی کام‌بخش

بـرای بـسیاری از افـراد، عـقایـد، تـعییـن‌کنـنده اعـمال و طـرز بـرخوردها نسبت به زندگی می‌باشد. از آنجایی کـه رفتارها و نگرش‌ها چنین نـقش عمده‌ای در چگونگی احسـاس شما ایفا می‌کنند، باید عقاید را بازنگری نموده و بـرآورد کنید که کدامیـک بـه نفـعتـان و کدامیـک به ضررتان است. میزان خوش‌بـینی شـما، نوع نگرشتان را نسبت به زندگی و دنیای پیرامون منعکس می‌کند. اگر احساس می‌نمایید نیـاز دارید انـدکی خـوش‌بین‌تر باشد، نکات زیر را دنبال کنید.

شرایط دوپهلو را درک کنید

هیچگاه با موقیت‌های دوپهلو، جوری برخورد نکنـید کـه گویـی دوپهلو نیستند. همیشه با مـسائل آن گـونه که هستند رفتار نمایید. برای مثال وقـتی روی جنسی سرمایه‌گـذاری می‌کنید، به خود بقبولانـید کـه ممکن است آن جنس ارزان شده و شما مقداری از پول خود را از دست بدهید.

با این حال، فرد خوش‌بین این نکته را می‌داند و ریسک می‌کند و بـه از دسـت دادن مقداری پول اهمیت نمی‌دهد. به علاوه هنگام روبرو شدن با این موقعیت‌های دوپهلو، تفـسیرهای منفی ممکن است منتهی به افسردگی و کسالت گردند.

متنوع فکر کنید

افراد خوش‌بین بر خلاف افراد بدبین، از تفکری ملون برخورداند. در برابر موقیعت‌ها و ایده‌های جدید، روشنفـکرتر بـاشید. از مـصر بـودن در مـورد دیـدگاه‌هـای خـود بـاز ایستاده و شروع به لذت بردن از افکار و نظرات دیگران نمایید.

همه چیز را قطعی ندانید

اشخاص خوش‌بین به ندرت مسائل را قطعی و بدون اشکال می‌دانند؛ آنها همیشـه انتقاد‌پذیر بوده و نظرات خوب دیگران را مد نظر قرار داده و بدنبال اصلاح خود هستند.

مسائل را تغییرپذیر تصور کنید

افـراد خوش‌بین می‌دانند که تغییر و دگرگونی یک چیز خوب و ضـروری اسـت. آنـهـا طـرز برخوردهای تطبیق‌پذیر و قابل تغییری از مسائل را در خود بوجود می‌آورند.

تفکری به خصوص داشته باشید

اشخاص خوش‌بین تمایل دارند به جای این که در برابر مسائل کلی از طریق راه حل‌های عمومی واکـنش نـشان دهند، با مسائل خاص بـرای رسیـدن بـه یـک راه حـل عـمـومـی دست بگریبان شوند.

افکار خود را تغییر دهید

در مورد رویدادهای ناگوار مداوم فکر نکنید. اگر رئیستان شما را از کار برکنار کرد و یـــا در یـک امتـحــان مهم قبول نشدید، توصیه ما این است که با انجام کاری لذت‌بخـش، افـکـار خود را از مشکلاتتان دور کنید چون تفکر به مسائل در چـهـارچـوب مـنـفی ذهن، منتهی به یافتن راه حل‌های کمتر خواهد شد.

با کـمک کردن بـه احـوال خـود و کـسب اعتماد به نفس، افـرادی کـه دارای تمایلات بدبینانه هستند می‌تـوانند خود را آزاد سـاختـه و خـلاقانه‌تـر فکر کنند. برای اغلب مردم بدست آوردن چنین روحیه‌ای، فقط چند هفته طول می‌کشد، اما به محض یادگیری تــکنـیـک خوش‌بینی، دیگر برگشت به بدبینی بعید خواهد بود.

منبع: بیتوته

هوش عاطفی چیست؟

عنوان: هوش عاطفی چیست؟
مولف: کریستین ویلدینگ
مترجم/ محقق: البرز قریب
ناشر: انتشارات معین
سال نشر: ۱۳۹۱
نوبت نشر: اول
محل نشر: تهران

بارها شنیده‌ایم که فلانی، مهره مار دارد، یعنی همه جذب یک شخصیت می‌شوند و دوست دارند با او رابطه داشته باشند یا همه از یکی بدشان می‌آید و هیچ کس دوست ندارد با او رابطه داشته باشد. دلیل این امر چیست؟ چرا عده یی در ایجاد روابط عمومی موفقند و در هر جمع و گروهی که می‌روند، دیگران به ایشان علاقمند می‌شوند، اما برخی دیگر حتی اگر خوش چهره باشند یا پول‌دار و خوش پوش، اصطلاحا «نچسبند» و هیچ کس تمایل ندارد با آنها دوست باشد؟

کریستین ویلدینگ، دلیل را در قدرت یا ضعف هوش عاطفی می‌داند. هوش عاطفی (EI) آن بخش از هوش بشری است که به شناخت عواطف خود و دیگران و یادگیری کنترل این عواطف ارتباط دارد. ویلدینگ در کتاب «هوش عاطفی چیست؟» که اخیرا توسط البرز قریب به فارسی ترجمه شده و به همت انتشارات معین منتشر شده است، به بحث درباره چیستی هوش عاطفی، اهمیت آن و چگونگی رشد و پرورش این هوش می‌پردازد. کتاب به شکل یک خودآموز نگارش یافته است و نویسنده در آن توانایی های هوش عاطفی در محیط کار، در ارتباط با فرزندان، پرورش مهارت های ارتباطی و… را آموزش داده است. کتاب در واقع به انسان یاد می‌دهد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و چگونه شخصیتی داشته باشد که خوشایند دیگران باشد و به دیگران انرژی مثبت دهد.

کتاب حاضر، از چهار بخش و دوازده فصل، تشکیل شده که بدین شرح است:

بخش اول درک مفهوم هوش عاطفی:  فصل اول هوش عاطفی در اولین نگاه. فصل دوم چرا هوش عاطفی تا این اندازه مهم است؟

بخش دوم هوش عاطفی و شما، داشتن قابلیت فردی: فصل سوم خود را چگونه می‌بینید؟ فصل چهارم درست فکر کردن. فصل پنجم پرورش ارزش های بنیادی. فصل ششم هوش عاطفی و انعطاف پذیری. فصل هفتم استفاده از هوش عاطفی.

بخش سوم هوش عاطفی و دیگران: فصل هشتم مسئولیت اجتماعی. فصل نهم پرورش مهارت های ارتباطی.

بخش چهارم هوش عاطفی در عمل: فصل دهم هوش عاطفی در محیط کار. فصل یازدهم هوش عاطفی در روابط نزدیک. فصل دوازدهم پرورش هوش عاطفی فرزندان.

توصیه‌هایی تربیتی برای داشتن خانواده سالم

 مواردی را که در بحران زدایی خانواده جنبه کاربردی دارد و می‌تواند در بهبود روابط زوجین مؤثر واقع شود با عنوان توصیه‌های تربیتی ارائه می‌نماییم:
۱- شخصیت همسرتان هر چه باشد، شما هم نیاز به دوباره سنجی معتقدات خود در مورد زندگی دارید. این باور که شما هم بی‌عیب و نقص نیستید. یک نوع آمادگی و انعطاف روحی ایجاد می‌کند که برای دست یابی به تفاهم ضرورت زیادی دارد.
۲- مشکلات زندگی همه یک جور نیستند از لحاظ موضوعیت، عمق و پیچیدگی با هم فرق دارند. از این رو زمانی متناسب به هر کدام برای بحران‌زدایی مورد نیاز می‌باشد. هرگز عجولانه و شتاب‌زده با مشکلات ژرف برخورد نکنید. بلکه اعتقاد داشته باشید که مشکلات به تدریج و به مرور زمان شکل می‌گیرند و بر همین اساس به صورت تدریجی نیز باید حل شود.
۳-بحران و مشکلات زندگی محک لیاقت و شایستگی شما به شمار می‌روند و سعی کنید با عبور از این بحران، لیاقت، جدیت و توان خود را به ثبات رسانید.
۴- اجازه ندهید حوادث و افراد شما را بکوبند. روحیه خود را دست خوش ناملایمات نکنید و قدرت خود را از دست ندهید.
۵- دوباره سنجی انتظارات و توقعات شما از همسرتان در برخی موارد به کاهش بحران منجر می‌شود. مثلاً باید از خود بپرسید این که من معتقدم «همسرم باید چنین و چنان می‌کرد» این بادها از کجا نشأت گرفته‌اند؟ و چگونه بایدها به قوانین و مقررات زندگی تبدیل شده‌اند؟ این عمل در بررسی امکانات همسرتان و ارزیابی قدرت واکنش او به خواسته‌های شما سودمند است.
۶- برای تغییر در روحیه همسرتان و در نتیجه مشکل زدایی از زندگی برخی شرایط حاکم بر خانواده را تغییر دهید؛ مثلاً پیشنهاد یک مسافرت، افزودن برخی برنامه‌های متنوع به زندگی و در صورت امکان، تغییر در شرایط و ساعات کار و بازگشت به منزل و تغییر الگوهای ارتباطی با همسر از این قبیل موارد محسوب می‌شود.
۷- قوای حیاتی خودتان را درست مثل پول تان صرفه‌جویی کنید و این حق را نیز برای همسرتان قائل باشید که از هم انرژی زدایی خود را ذخیره کنید و با برخوردهای شکننده دچار افسردگی و پیروزی زودرس نشود.
۸- یک فلسفه زندگی را که مبتنی بر خوش‌بینی باشد، اتخاذ کنید. چنین امری به مهار کردن عواطف و حفظ قوای شما کمک خواهد کرد.
۹- سازمان عاطفی خود را به گونه‌ای مرتب و منظم کنید که مانع از انتقال کلیه نگرانی‌ها و افکار منفی مربوط به کارتان به محیط منزل و بالعکس گردد.
۱۰- هر وقت در اثنای گفت و گو با همسرتان احساس می‌کنید که به حالت عصبی نزدیک می‌شوید، از ادامه بحث خودداری نموده و در زمان مناسب به بیان بقیه مطالب خود بپردازید.
۱۱- برای حوادثی که شاید هنوز روی ندهد، خودتان و همسرتان را آزار ندهید.
۱۲- از کاه کوه نسازید و مسائل را بزرگ نکنید بدانید که در زندگی افراد خوش‌بین، کاه و کوه هر دو وجود دارد ولی زندگی افراد بدبین فقط کوه وجود دارد. زیرا آنها از هر کاهی، کوهی می‌سازند و در برابر آن اظهار عجز می‌کنند.
۱۳- مقید باشید که در فرصت‌های مناسب ارتباط کلامی با همسرتان داشته باشید و آن را محدود به مواقعی که دچار بحران می‌شوید نکنید. زیرا در چنین حالتی ارتباط کلامی شما با تحریکات روحی و عصبی همراه خواهد بود و در آن صورت، نتیجه‌ای عاید شما نمی‌شود.
۱۴- همسرتان از شخصیتی برخوردار است که نه آنچنان پیچیده است که شناخت او غیرممکن باشد و نه آن چنان ساده است که نیازمند تلاشی از جانب شما نباشد. شناخت همسرتان امری ممکن و ضروری است با مطالعه مستمر در حالات و روحیاتش او را بیشتر و بهتر خواهید شناخت و در نتیجه زندگی شما هرگز به لبه پرتگاه نزدیک نخواهد شد.
۱۵-در برخی از بحران‌های زناشویی هر یک از زوجین با مطرح ساختن خاطرات دردناک گذشته و بیان تأملات روحی خود شکل را پیچیده‌تر می‌کنند در حالی که ظاهراً قضایای گذشته ربطی به مشکل امروز آنها ندارد.
۱۶- تعدادی از زوج‌های جوان به دلیل آسیبی که در الگوهای ارتباطی فی‌مابین وجود دارد، نمی‌توانند به تفاهم برسند. ممکن است این آسیب در نحوه گفت و گو همکاری برخورد با اطرافیان آن به وجود آمده باشد به هر حال در روابط آنها خللی ایجاد می‌کند در این گونه موارد حضور فرد سومی به عنوان مشاور می‌تواند در رفع مشکلات ارتباطی آنها مؤثر باشد.
عطا ایمانی
منبع: نشریه راه کمال؛ شماره ۳۸

بیست و چهار نشانه خانواده خوشبخت

وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسکُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّهَ وَ رَحمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَأَیتٍِِِِ لِّقَومٍ َیتَفَکَّرُونَ؛
و از نشانه‌های او(خدا) این که از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این(نعمت) برای مردمی که می‌اندیشند قطعاً نشانه‌هایی است.
(سوره روم آیه ۲۱)
طبیعی‌ترین شکل خانواده، این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند. کوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است که نظام خانواده، یک نظام مستحکم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند. به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه‌هایی دارد که ما در اینجا به چند نمونه ی آن اشاره می‌کنیم. امید است که خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه‌ها باشد.

۱ – در بین اعضای خانواده جمله ” به من چه یا به تو چه ” رد و بدل نمی‌شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می‌کنند.

۲ – افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی‌کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می‌دانند.

۳ – تا جایی که امکان دارد، با هم هستند و در مهمانی‌ها یا کارهای مربوط به خانواده، تنها نمی‌روند. همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می‌دانند.

۴ – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف، با گفتگو و مشورت به تفاهم می‌رسند و سعی می‌کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این که کسی بفهمد حل کنند.

۵ – به سلیقه‌ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن، احترام گذاشته و عمل می‌کنند.

۶ – نسبت به هم، شرم مسموم ندارند یعنی خواسته‌های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می‌کنند.

۷ – به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی‌روند.

۸ – نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می‌کنند. اگر چنانچه مشکلی به وجود آید، سعی وافر در حل مشکل را دارند.

۹ – در بیشتر اوقات، لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند مرور می‌کنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.

۱۰ – برای فامیل‌ها و همسایه‌های خود، اهمیت قائلند و پذیرای فامیل یکدیگر هستند.

۱۱ – از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی‌کنند. صرفه‌جویی و پس انداز کردن جزء برنامه‌های اقتصادی خانواده‌های خوشبخت است.

۱۲ – برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می‌کنند.

۱۳ – افراد به هم افقی نگاه می‌کنند نه عمودی. یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی‌بیند. دیکتاتوری، زور و قدرت‌طلبی حاکم نیست.

۱۴ – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می‌کنند و خودشان را در زندگی برنده می‌دانند.

۱۵ – در کنار هم احساس امنیت و آرامش می‌کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

۱۶ – علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یکدیگر ابراز می‌کنند.

۱۷ – از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.

۱۸ – اگر مشکلی پیش بیاید، به راه حل فکر می‌کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی‌گردند. دست به علت‌یابی و ریشه‌یابی آن مشکل می‌زنند و راه حل منطقی ارائه می‌دهند.

۱۹ هر یک از طرفین، پیوسته به فکر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یکدیگر هستند.

۲۰ – زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می‌کنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه‌ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

۲۱ – زن و مرد می‌توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

۲۲ – با درخواست‌های یکدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.

۲۳ – زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، بلکه رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی‌دهند.

۲۴ – خانواده‌های خوشبخت تلاش دارند که بچه‌های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.