هنر شیعی

نوشته‌ها

تجلی هنر شیعی

ناممکن بودن تجلی هنر شیعی بدون توجه به تفکرات و اعتقادات

«سید عبدالمجید شریف‌زاده» محقق و پژوهشگر پژوهشکده هنر اسلامی حوزه هنری و دبیر علمی نخستین همایش ملی هنر و تمدن شیعی در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس درباره لزوم پرداختن هنرمندان به حماسه عاشورا بیان کرد: هنرِ هنرمندی که در تفکر اسلامی به ویژه تفکر شیعی فعالیت می کند، بدون توجه به مباحث تفکری و اعتقادی نمی تواند تجلی داشته باشد. یعنی هنرمندی که مسلمان و شیعه است، قطعاً بر اساس نوع اعتقادات و تفکراتش حرکت می کند؛ چرا که اساساً در هنر دینی، هنرمندان بر اساس اعتقادات شان حرکت و اثر خلق می کنند.

وی به هنرمندان معاصر دینی و غیر دینی اشاره کرد و گفت: در حقیقت برای هنرمندان دینی دوره معاصر هم این اتفاق رخ می‌دهد، حتی هنرمندان غیر دینی هم بر اساس تفکرات و اعتقادات شان عمل می کنند، منتهی آنها آثارشان غیر دینی و غیر الهی است، اما هنرمندان دینی آثار الهی خلق می کنند. به همین دلیل وقتی از هنرمند مسلمان شیعی سخن می گوییم، قطعاً آثار او از تفکر عاشورا منفک نیست.

حفظ اصول و مبانی اعتقادات یک هنرمند شیعه در آثارش اهمیت دارد

شریف‌زاده با تاکید بر بروز و ظهور اعتقادات هنرمندان در آثارشان، توضیح داد: زمانی که به حوزه هنر دینی وارد می شویم باید بروز و ظهور تفکرات و اعتقادات دینی را در آثار هنرمندان مشاهده کرد، همان طور که در طول تاریخ نیز شاهد این نوع نمود هستیم. حال این اثر می تواند ظاهری دینی داشته و یا نداشته باشد، یعنی این مساله به این معنا نیست که حتماً هنرمند دینی و شیعی در آثارش تجلی ظاهری از دین وجود داشته باشد، بلکه باید اصل و بطن اثرش نیز بر اساس تفکرات و اعتقادات دینی، بنا شده باشد. این نکته خیلی مهم است، چرا که حفظ اصول و مبانی اعتقادات یک هنرمند مسلمان شیعه اهمیت دارد.

وی با اشاره به اینکه الگوی ما آن چیزی است که گذشتگان انجام دادند، اظهار کرد: ما به تاریخ هنر اسلامی بر می گردیم به این جهت که از کارهای هنرمندان گذشته با خبر شویم و بدانیم که چگونه عمل کردند و از آنها برای حرکت به سمت آینده درس بگیریم و آنها را مبنای کار خودمان قرار دهیم. بنابراین وقتی به این گذشته تاریخی بر می گردیم، می بینیم که شیوه کار بسیاری از هنرمندان و نوع تفکر و اعتقادشان در آثارشان تجلی پیدا می کند؛ که این مهم گاهی در ظاهر اتفاق می‌افتد و گاهی بحث تفکر بنیادی است.

تفکر شیعی در جای جای شاهنامه موج می‌زند

این محقق و پژوهشگر هنر سنتی در ادامه با ذکر مثالی عنوان کرد: به عنوان مثال در شاهنامه، تفکر اعتقادی فردوسی در جای جای این اثر موج می زند و تفکر اعتقادی شیعی نیز به همین صورت در جای جای آن موج می زند. منتهی این موضوع به آن معنا نیست که دائماً نام ائمه اطهار (علیهم السلام) در شاهنامه با بیان شعری به چشم بخورد. عقل گرایی در تفکر شیعی یکی از ویژگی ها و اصول است، بنابراین وقتی فردوسی می گوید “به نام خداوند جان و خرد”، و واژه خرد را به کار می برد، در واقع از بحث و تفکر شیعی صحبت می کند، چرا که در تفکر شیعی هیچ چیزی بدون تفکر عقلانی و اعتقادی اتفاق نمی افتد؛ پس این موضوع، اصل است و شرایطی را در بر می گیرد.

تصویر کردن ظهر عاشورا به جای مجلس دهم داستان‌های شاهنامه

وی با اشاره به اینکه این اتفاق در هنرهای دیگر هم اتفاق می افتد، گفت: در جایی دیگر، هنرمند شاهنامه را نقاشی می کند، ولی وقتی به مجلس دهم از تصویر کردن شاهنامه می رسد، این موضوع را به یاد واقعه عاشورا و محشر کربلا، به صحنه ظهر عاشورا تبدیل می کند؛ در حالی که ممکن است در حال بازگو کردن داستان بهمن و فرامرز باشد. در حقیقت هنرمند به روز عاشورا التجا جسته و ذهن و فکر و تفکر و اعتقادش به این باور است و هر چیزی که به آن ربط پیدا کند، بلافاصله او را به یاد عاشورا می اندازد. این نوع تفکر در آثار هنرمندان در شکل های مختلف موج می زند و تجلی می یابد.

به گفته شریف‌زاده؛ هیچ کدام از این هنرمندان شاید در بقیه آثارشان به صورت مستقیم به عاشورا نپرداختند، اما وقتی به این نوع ویژگی ها و خصوصیات می رسیم، متوجه می شویم بیان تفکرات اعتقادی اسلامی و شیعی در تمام آثار آنها وجود دارد.

تاکید بر تجلی عاشورا و تفکر شیعه با نهادینه کردن تفکر شیعی

دبیر علمی نخستین همایش ملی هنر و تمدن شیعی متذکر شد: آن چیزی که باید به آن پرداخت و بررسی کرد، این است که این موضوع و تفکر اعتقادی اسلامی شیعی در بین هنرمندان ما معنای حقیقی پیدا کند و در جسم و جان شان بنشیند، آن وقت است که تمام ذهن و فکرشان همان مبانی و ویژگی ها می شود و دیگر نیازی به اصرار بر روی مبانی اعتقادی نیست؛ دقیقاً مثل چشمه ای می شود که خودش می جوشد و بروز می کند و به مقصد می رسد. مهم‌ترین نکته به اعتقاد من این است که نگاه و تفکر و اعتقاد شیعی به صورتی در میان جامعه و مردم و هنرمندان نهادینه شود؛ چرا که وقتی این اعتقاد نهادینه شود، همه در هر جایی که قرار دارند، تجلی این تفکر و اعتقاد خواهند بود.

هنرمندان سنتی در طول تاریخ بر مبنای اعتقادات شیعی حرکت کردند

شریف‌زاده با بیان اینکه هنرمندان واقعی معتقد، باید تا می توانند به مباحث شیعی مراجعه کنند، درباره بهره گیری هنرمندان از ظرفیت های پنهان موضوع عاشورا توضیح داد: اولین نکته ای که باید مدنظر داشت این است که زندگی ما باید با موضوعات اعتقادی شیعی مثل تفکرات عاشورایی گره بخورد و پیوند داشته باشد. بعد از آن، باید با چگونگی بروز و ظهور این موضوعات در هنرهای مختلف آشنا شد؛ بازگشت به گذشته و شناخت گذشته در اینجا بسیار به کار می آید و راهنما و الگوی خوبی است، چرا که از این طریق است که می توان آثار گذشته را مورد کنکاش قرار داده و نمونه های امروزی را با آنها مطابقت داد تا در پایان به این موضوع برسیم که چطور می توان از آنها برای فعالیت های جدیدمان الهام بگیریم.

وی با اشاره به اینکه بر روی این موضوعات خیلی کم کار شده است، خاطرنشان کرد: در این ارتباط متاسفانه به بحث هنرهای سنتی بیشتر بی توجهی شده است، چرا که هنرمندان سنتی ما، در طول تاریخ بر مبنای اعتقادات شیعی حرکت کرده اند و هنوز هم در بین هنرمندان ایرانی، هنرمندان سنتی هستند که بیشترین تفکرات و اعتقادات شیعی در آثار آنها تجلی یافته، نه اینکه در هنرهای جدید تجلی پیدا نکرده است، اما وقتی بسنجیم می بینیم که این تناسب خیلی متفاوت است و آثار هنرمندان سنتی بسیار بیشتر از آن چیزی است که در بین هنرمندان جدید غیر سنتی داریم.

اعتقاد تعزیه‌خوانان سبب تبلور هنر اسلامی در تعزیه شد

شریف‌زاده همچنین به بی توجهی به هنرمندان سنتی پیشکسوت اشاره کرد و درباره الگوسازی از این هنرمندان گفت: یکی از هنرمندان پیشکسوت سنتی که پدر دو شهید بود و عمده آثار  این هنرمند قلمزن کشور با موضوعات آیات الهی و احادیث و ائمه اطهار (علیهم السلام) و معصومین بوده و حتی به عنوان خادم قرآن کریم از او تجلیل شده بود، مرحوم «محمدرضا پوشیده نامجو» بود که حدود یک ماه پیش درگذشت و رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما از این موضوع اطلاعی نداشتند! هنرمندان سنتی ما که هنر اسلامی تاکنون توسط اینها حفظ شده است، در گمنامی و بدون اینکه معرفی و شناخته شوند، از بین می روند، در صورتی که باید برای نسل جوان هنرمند کشور، توسط چنین اساتیدی الگوسازی شود.

وی در پایان افزود: تبلور هنر اسلامی در نمایش و تعزیه، به این دلیل بودکه هنرمند سنتی ما نمایش بازی نمی کرد بلکه با اعتقادش بازی می کرد و تعزیه خوان های ما اعتقاد داشتند که بازی کنند و در واقع مراسم اعتقادی‌اش را به جا می‌آورد.

منبع: خبرگزاری فارس

خدا محوری مهم ترین ویژگی هنر شیعی

گفتگو با سرکارخانم دکتر شایسته فر

راه انـدازی موزه میراث تاریخی شیعه و تدوین پروژه هنر در دیدگاه فقهای معاصر در مـؤسـسه شیعه شناسی و رونمایی از کتاب »هنرهای شیعی« توسط جمعی از مؤلفان در اردبیل، زمینه ای شد تا مصاحبه این شماره اخبار شیعیان را با موضوع «تأثیر تشیع بر هـنـر» در گـفـت وگـو بـا سـرکار خانم دکتر شایسته فر انجام دهیم. دکتر شایسته فر که فارغ التحصیل رشته هنر اسلامی از دانشگاه بیرمنگام انگلستان است، اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس و مدیر مؤسسه مطالعات هنر اسلامی است و تاکنون آثار شایسته ای را در این عرصه منتشر کرده است که از جمله آن به کتاب «هنر شیعی — عناصر هـنـر شـیـعـی در نـگـارگری و کتیبه نگاری تیموریان و صفویان» می توان اشاره کرد.از آنجایی که موضوع مصاحبه ما، هنر شیعی و نقش شیعیان در هنر است، کمی درباره هنر شیعی توضیح دهید.

پـیـرامون هنر شیعی آنچه که به ذهنمان می رسد کیفیت تجلی توجهی است که شیعیان نسبت به ائمه اطهار(علیه السلام) از این باب پیدا کرده اند. این تجلی در نوع عشقی که هنرمندان با جلوه های مختلف به چهره های مقدس شیعی داشته اند، در مجموعه آثار هنری از قدیم وجـود داشـتـه اسـت. حـوادث عـاشـورایـی، از جمله موضوعات بسیار مهمی است که هنرمندان شیعی در طول تاریخ جلوه هایی از پیام و مفاهیم آن را در قالبی نمادین، همچون: کلام، نقش و حجم با درایت تمام در آثار هنری خویش متجلی نموده اند. هنر عاشورایی به صـورت هنری مستقل و با هویت، یکی از زیباترین نمودهای هنر شیعی است که در فرهنگ مصور تشیع در قالبی نمادین با مفاهیم عمیق، بیشترین جلوه گری ها را داشته است.

آیا می توان گفت اساساً هنر مشخص و متمایزی به عنوان هنری شیعی وجود دارد؟

هر هنری که بازگوکننده عرفان اسلامی باشد، هنر شیعی یا هنر اسلامی است. هنر شیعی که انعکاس دهنده عناصر، نمادها و نشانه های فرهنگ جامعه شیعی است، از هنر اسلامی جدا نبوده و نیست؛ چه بسا که در ایران از همان ابتدا، هنرمندان و صنعتگران بسیاری که شیعی مذهب بودند و نمی توانستند به صورت آشکار و روشن ابراز عقیده و نظر کنند، ابزارهای هنری و محفل های ادبی، امکانی خوب برای ابراز عقاید آنان بوده که از طریق مفاهیم هنری در عرصه های مختلف و نمادها و نشانه های شیعی، آن را به منصه ظهور رساندند.

فارغ از اینکه چیزی به اسم هنر شیعی وجود داشته باشد یا نه، نقش شیعیان در هنر را نمی توان انکار کرد. این نقش را چگونه ارزیابی می کنید؟

هنرمندانی که عقاید و باورهای شیعی داشته و دارند، اعـتـقـاداتـشان را در ساخته های خود بیان می کنند. بنابراین از آنجا که هنر همان کیفیت ارتباط و ایجاد تفاهم اجتماعی، باتوجه به محتوا و جهت می باشد، در نتیجه این احترام و توجه به اعتقادات شیعه، سیستم بـسـیـار موفقی از حمایت گری فرهنگی هنری ایجاد می شود.

پیش تر نیز اشاره شد که هنرمندان و حامیان شیعی مـذهـب، زمـیـنـه هـای مـخـتلف هنری و فرهنگی را جایگاهی مناسب برای ابراز عقاید، باورها و نظریات خود یافتند. از این رو، هنرمندان شیعی و شیعیان نقش بسزایی در گسترش فرهنگ اسلام، به ویژه اعتقادات شیعیان داشته اند. بسیاری از این موارد شامل استفاده از آیات و احادیثی است که باورهای شیعیان را منعکس می کند، همچنین استفاده از نام ائمه(علیه السلام) در کتیبه بناها و ساخت بناهای مذهبی (آرامگاه ها)، نقش هنرمندان، به ویژه حامیان و حاکمان شیعی را روشن تر می سازد.

در یک تقسیم بندی هنر را به دو بخش محتوا و قالب (یا حکمت و صناعت) تقسیم می کنند. شیعیان بیشتر در کدام بخش ایفای نقش کرده اند؟ آیا ابداع و نوآوری و خلاقیتی هم به خرج داده اند؟

مسلماً خلق در قلمرو هنر با خلق در قلمرو الهی فرق می کند. خداوند نیست را هست می کند، ولی هنرمند چون خود مخلوق است، دست به خلق مخلوقات الهی می زند. پس اگر خلاقیت در هنر نباشد، هنر نیست. قلمرو هنر، قلمرو خلاقیت است و این قلمرو و خلاقیت، مـحـدوده کـوچـک و خـاصـی نـدارد. در نـقـاشی ها، نگارگری ها، کاشی کاری ها، کتیبه ها و بسیاری آثار هنری دیگر، داستان ها، احادیث و مضامین شیعی همچون: غدیرخم، جنگ خندق و.. که در واقع بیان کننده حقانیت شیعه هستند و نمایانگر جایگاه ائمه اطهار(علیه السلام) در دین اسلام است، کاربرد داشته است و این همان ابداع و خـلاقـیـتـی اسـت که شیعیان در هنرهای خود ایجاد کـرده انـد. نـسـخ خطی بسیاری با مضامین شیعی از دوره هـای مـخـتلـف بـرجـای مـانده است، از جمله: «سلـسهالذهب»، «حمله حیدری» (نقل داستان ها و رشـادت هـای حضرت علی و ائمه(ع.)) «آثارالباقیه بیرونی»، «معراج نامه» (نقل اتفاقات و روایت های پیامبر از شـب معراج)، «خاوران نامه» (نقل حماسه های حضرت علـی(علیه السلام))، «روضهالشهداء»، «سیرهالنبی» و…. اینها کـتب نفیس و ارزنده ای هستند که به نقل داستان های حـمـاسـی پـیـامـبـر(ص) و ائـمه(علیه السلام) پرداخته و توسط هنرمندان و حامیان شیعی مذهب مصور شده اند.

همچنین ساختن ابزار و وسایلی که در آیین های مذهبی همچون مراسم عاشورا کاربرد داشته، همانند: عَلَم و کتَل، تمثال دست حضرت ابوالفضل، نخل و یا موارد دیگر چون قـالـیـچـه ها و دست بافته های سجاده ای یا جانمازی با احادیث و ادعیه از جانب یا خطاب به چهارده معصوم، از جمله ابداعاتی است که از سوی هنرمندان شیعی صورت گرفته است. همچنین کاربرد آیات قرآنی با مضامین شیعی، هـمانند: سوره دهر، عبارت شهادتین شیعی، صلوات بر چهارده معصوم، دعای نادعلی و کتیبه های حدیثی از جمله مواردی است که در کتیبه های بناهای مذهبی مساجد، مدارس، آرامگاه ها و امامزاده ها کاربرد داشته است.

در کدام گونه هنر می توان برای شیعیان نقش برجسته تری قائل شد؟ دلایل پررنگ بودن نقش شیعیان در برخی هنرها چیست؟ آیا برآمده از آموزه های شیعی است یا چیز دیگر مؤثر بوده است؟

تعزیه، روضه خوانی، نقالی و نقاشی قهوه خانه ای، از هنرهای ایرانی — شیعی است که به واقعه کربلا و انعکاس آن در جامعه می پردازد. این هنرها بیشتر هنری مردمی است تا هنرهای درباری؛ چراکه از دل باورهای مذهبی مردم برخاسته اند. واقعه عاشورا، یکی از اتفاقات تلخ دوران اسـلامـی اسـت کـه در آن نـواده رسول خدا(ص)، امام حسین(علیه السلام) و بسیاری از یاران و اهل بیتش در راه آزادگی و دین اسلام شهادت رسیدند. این واقعه نقطه عطفی در جریان اسلام، به ویژه باورهای مذهبی دوستداران اهل بیت رسول(ص) دارد و بیش از یک هزاره است که شیعیان به هر شکل و صورتی، سعی در بزرگداشت آن داشته اند؛ از جمله به وسیله هنر شبیه خوانی یا تعزیه. همچنین با استناد به گزارش های موجود که از ایران بعد از اسلام به دست آمـده، تعزیه، شبیه خوانی ماجرای کربلا و شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش است که به واسطه آن واقعه عاشورا نمایش داده می شود. تعزیه خوانی به واسطه شکل سنتی اجرا بیش از هر آیین دیگری توانسته است بر مردم جوامع سنتی و مذهبی گذشته و گروه های مذهبی سنت گرا در ایران تأثیرگذار باشد. این هنر به عنوان یک هنر دینی بر مناسک و شعایر مذهبی مردم نیز مؤثر بوده و در بسیاری از مراحل تاریخ مذهبی ایران نقش آفرینی کرده است. این هـنر کم کم تکامل پیدا کرد و شکل رسمی و آشکار این سوگواری، برای نخستین بار در روزگار حکمرانی دودمان ایرانی مذهب آل بویه صورت گرفت، اما پس از آن تا تأسیس دودمان صفوی، سوگواری برای شهیدان کربلا به صورت مخفیانه بود، اما در عصر صفوی که تشیع دین رسمی کشور اعلام شد و از آن برای یکپارچه کردن فعالیت های مذهبی کشور، بخصوص در برابر عثمانی ها و ازبک ها که بر مسلک اهل سنت تأکید داشتند، به صورت گسترده رایج شد. نقطه تکاملی عزاداری ها در تعزیه نمود یافت و در دوره میانی حکومت افشاریه و قاجاریه، تعزیه در بین مردم رشد یافت که شکل گیری امام زاده های مختلف از آن دسته است.

متداول ترین هنر شیعی کدام است؟ به عبارتی آیا هنری وجود دارد که در انحصار گروه خاصی (هنرمندان) نباشد و بتوان ادعا کرد عموم شیعیان (یا اکثر شیعیان) این هنر را دارند و این هنر در زندگی اجتماعی آنها ظهور و بروز دارد؟

بـه نـظـر مـی رسـد مـهم ترین این هنرها، معماری و کتیبه هایی با مضامین شیعی در بناهای مذهبی، از جمله امـام زاده هـا، حـسـیـنـیـه ها و تکیه هاست؛ چون در میان مسلمانان بناهای مذهبی، بخصوص مساجد، جزء مکان های مقدس به شمار می روند و بیشترین تلاش صرف ساختن آنها شده است تا بر اساس الهام از تعالیم دینی، مناسب و زیبا طراحی شوند که مستقیماً در رابطه با معنویات خاص و یا کرامات انبیا، اولیا و امامان شیعه است و جریان خارق العاده معنوی و روحانی را در زندگی اجتماعی شیعیان به وجود آورده است. در کنار معماری بناهای مذهبی، هنرهای دیگر، از جمله هنر فلزکاری نیز به دلیل ساختن ابزار و وسایلی که به منظور برگزاری آیین های مذهبی در میان مردم بسیار مورد استفاده بوده، یکی دیگر از هنرهای متداول در نزد شیعیان است. ساخت عَلَم و کتَل، کشکول و تبرزین، نوعی نمادهای مذهبی منشعب از باورهای مذهبی عامه مردم بوده است. همچنین هنر نقالی و پرده خوانی که چندین صده است در میان مردم متداول شده و در آن به نقل داستان های رشادت و شهادت اهل بیت(علیه السلام) پرداخته اند.

همانطور که می دانید شیعیان در نقاط مختلفی از دنیا زندگی می کنند و در هر منطقه ای فرهنگ خاص خود را دارند. تأثیر شیعیان مناطق مختلف دنیا در هنر به یک اندازه بوده یا نه؟ اگر متفاوت بوده، علت آن را در چه چیزی می بینید؟

مهم ترین مناطقی که شیعیان در آنجا رشد یافتند، ایران، عراق، شام و مغرب بود که تحت سلطه حاکمان آل بویه، اولین حکومت شیعه در ایران، فاطمیون در مصر و حمدانی ها در سوریه بوده است. آن زمان، تشیع در ایران هم به دلیل فعالیت علمی شیعیان در بخش مرکزی و هم حمایت های آل بویه و وزرای آنـان پـیـشـرفت هایی داشت، اما سقوط فاطمیان و حمدانی ها و روی کار آمدن دولت های افراطی سنی مذهب، مثل: ایوبیان، مملوکیان و عثمانی ها، سرنوشت تشیع در بلاد عرب را با مشکل مواجه کرد. اما در عین حال باورهای مشترک میان شیعیان در سرزمین های مختلف، هنر این سرزمین ها را نیز تا حدودی نزدیک و دارای ویژگی های مشترک نموده است. توجه به مضامین شیعی در کتیبه های بناهای مذهبی و دیگر آثار، از جمله تهیه نسخ خطی با مضامین شیعی (همانند نسخه حدیقهالشهداء، از توران عثمانی) و تأثیرپذیری آثار سرزمین های مختلف از یکدیگر، از جمله ویژگی های اصلی هنر شیعی در مناطق متفاوت دنیاست. می توان این گونه اشاره کرد که حکومت های هم دوره، با تأثیرگذاری و تأثیرپذیری از فرهنگ یکدیگر و داشتن یک مسیر مشترک در انتقال مفاهیم و مضامین مذهبی شیعه با استفاده از آثار هنری، ویژگی های مشترکی را انتقال می دادند؛ همچون هنر فاطمیون که دارای ویژگی هم راستا و مشابه با هنر دوران آل بویه و صفویه در ایران است.

آیا نگاه جنسیتی خاصی در هنر شیعیان دیده می شود؟ و آیا می توان گفت نگاه هنرمندان شیعه به زن و مرد، با نگاه غیر شیعیان (اعم از مسلمان و غیر مسلمان) به این مسئله متفاوت بوده است؟

آثار هنری، صرف نظر از انتقال تأثیرات زیباشناختی به مخاطب، حامل پیام هایی در حوزه های مختلف تفکر بشری هستند. هرچند حدود نیمی از جمعیت بشری را زنان تشکیل می دهند، هنر در طول تاریخ غالباً صبغه ای مردانه پیدا کرده و زنان را در مرتبه دوم قرار داده است. به اختصار می توان گفت، اینکه عمده آثار هنری در طول تاریخ توسط مردان آفریده شده است، خود به خود نقش زن را به موضوعی دست دوم بدل کرده است. البته مقصود از مردانه بودن اغلب آثار هنری این نیست که به مقوله زن در آنها پرداخته نمی شود، بلکه این است که زنان در عمده آثار محور نیستند و فقط نقش مکمل مرد را ایفا می کنند.

البته در اینجا مراد بیشتر ادبیات آن هم ادبیات داستانی، سینما و هنرهای تجسمی است که مصداق سخن است، گرچه در سایر قالب های هنری مانند معماری، موسیقی و غیره نیز این احساس مردانه را می توان به گونه ای غالب دید.

اما عمده آثاری که زنان هنرمند آفریده اند با پرداخت لطیف زنانه همراه بوده است. اصولاً نگاه زن هنرمند در پرداخت محتوا و زیبایی شناسی، با مرد بسیار متفاوت است و از آنجا که عمده آثار را مردان آفریده اند، میراث هنر بشری بیشتر مردانه است تا زنانه. علت اینکه چرا هنر بیشتر مردانه است، شاید این باشد که جوامع قدیمی اصولاً جوامعی مردسالار بوده اند. حضور زن در هنر بسته به فرهنگ اجتماعات و اقوام و زاویه دید هنرمندان و نحوه حضور زن در هنر متفاوت است. زنان در طول تاریخ با استفاده از حسن زیبایی پسند، الهام از طبیعت اطراف و نقش ها و طرح هایی ساده، اما منحصر به فرد، خود به خوبی توانسته اند آثاری زیبا و در خور توجه از خود به یادگار بگذارند که بسیاری از آنها هم اینک آذین بخش موزه های مختلف جهان است. این حضور چه به عنوان هنرمند و چه حامیان آثار هنری، در طول تاریخ تا به امـروز تـداوم داشته و نه تنها کمرنگ نشد، بلکه در مواقعی باعث پیشرفت آنها نیز شده است؛ چه به عنوان هنرمند و چه حامیان آثار هنری.

این موضوع نقش و جایگاه ارزنده زنان را در جامعه خود روشن می سازد. اما بسیاری از موانع و مشکلات در زمینه های مختلف این حضور را کمرنگ نموده و در برخی موارد نامی از هنرمند و حامیان زن اثر موجود نمی باشد. اما با این وصف هنوز نام زنانی بزرگ در کنار آثار هنری همچنان باقی مانده است؛ زنانی که بیشتر از خاندان و یا نزدیکان حکومتی بودند و با حمایت آنها آثاری از جمله بناهای مختلف مسجد، مدرسه و آرامگاه، در گوشه و کنار ایران ساخته شده است. از جمله آنها گوهرشاد خاتون همسر شاهرخ تیموری است که خود یکی از حامیان بزرگ فرهنگ و هنر ایران بوده و از جمله آثـاری کـه به حمایت از او ایجاد شده است، مسجد گوهرشاد در کنار حرم امام رضا(علیه السلام) است.اگر قائل باشیم که هنر شیعی یک هنر متمایز است، کدام ویژگی های این هنر برای غیر شیعیان جذاب تر و فوق العاده تر است؟

از ویژگی های خاص هنر شیعی می توان به اصل خدامحوری اشاره کرد. از دیگر ویژگی های آن، باور و اعتقاد به معاد و جهان آخرت است که این اعتقادات در آثارشان نمود پیدا می کند و این مسئله در مشرق زمین دارای جایگاه ویژه و بالایی است. ویژگی مهم و برجسته هنر شیعی، استفاده از مضامین و نمادهای مذهبی شیعه در آثار هنری است. از جمله آوردن مضامین کتیبه های حدیثی چون: »من کنت مولاه فهذا علی مولاه« که اشاره بـه ائـمـه اطـهار(علیه السلام) دارند، دعای صلوات بر چهارده معصوم، دعای نادعلی، عبارت »حی علی خیرالعمل« در اذان و کتیبه بناها، استفاده از اسامی ائمه(علیه السلام)، آیات قـرآنـی و اشعار ادبی با مضامینی درخصوص ائمه و شیعیان در کتیبه بناها، استفاده از نمادهایی مثل شیر و خورشید(شیر کنیه (اسد) حضرت علی(علیه السلام))، اعداد ۵، ۸ و ۱۴(۵ تن آل عبا، هشتمین امام(علیه السلام) و ۱۴ معصوم)، رنـگ هـای سـبـز(رنـگ اهل بیت(علیه السلام)) و قرمز(رنگ شـهـادت)، سـفـیـد(پـاکـی روح) و سیاه(عزاداری و سوگواری)، برگزاری و اسم هایی جهت اعیاد خاص مثل عیدغدیر خم(آغاز ولایت حضرت علی(علیه السلام)) و ولادت ائمه(علیه السلام) مانند عید نیمه شعبان(تولد امام زمان(عج الله فرجه))، مراسم مذهبی دیگر چون بزرگداشت واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(علیه السلام) و برگزاری تعزیه و سوگواری و انعکاس تمامی این نمادها، داستان های مذهبی در اشعار و داستان های ادبی و به تصویر کشیدن آنها در نگاره ها، نسخ خطی و نقاشی های قهوه خانه ای؛ هنر شیعی را تاحدودی از دیگر آثار هنری متمایز نموده و جذابیتی مذهبی — آیینی به آن بخشیده است. همچنین هنرمندان شیعی دست به ابتکاراتی زدند و آثاری تهیه کـرده انـد کـه مـنـحصر به هنر شیعی است. از جمله تعزیه خوانی و روضه خوانی.

دیدگاه غیرشیعیان و مخصوصاً غربی ها به هنر شیعی چیست؟ بیشتر به بعد مادی این هنر توجه می شود یا ابعاد درونی آن؟

اکـثـر پـژوهش هایی که تاکنون در حوزه هنرهای اسلامی صورت گرفته، به دست محققان غیرمسلمان انجام شده اند. متأسفانه این آثار اغلب با نگاهی صرفاً زیباشناسانه، فنی یا تاریخی نوشته شده اند و در این مسیر به انتقال و بازگویی مفاهیم معنوی، مبانی فکری، نگرش ها و باورهای مسلمانان توجهی نداشته اند. با این وجود، برخی پژوهشگران هنری درطی تحقیقات خود، مطالعاتی هرچند کوچک بر آثار هنری هنرمندان شیعی داشته اند. از آن جمله ثروت عکاشه در کتابش «نقاش مـسلـمـان و الـوهـیـت»، نقاشی مذهبی در اسلام و چگونگی به تصویر کشیده شدن پیامبر اسلام را مورد بررسی قرار می دهد. همچنین کتاب «ردپای بهشت» مجموعه ای از شاه کارهای برگزیده هنر اسلامی مربوط به موزه مردم شناسی رتردام، به ارتباط بین هنر و مذهب اختصاص دارد که بخشی از آن به بررسی تصاویر با عناصر و باورهای جامعه شیعی می پردازد. پژوهشگران دیگری چون شیلا بلر و جاناتان بلوم در کتاب «انعکاس بهشت در هنر اسلامی»، تصاویر کاملی از بهشت در هنر اسلامی را مورد مطالعه قرار می دهد و در پی این نکته اسـت که در این دنیا درک ایمان هم برای فهم هنر اسـلامـی و جامعه به صورت تاریخی و هم در جهان معاصر، مهم است. همچنین شیلا بلر در مقاله ای با عنوان «کتیبه برج مقبره های بسطام»، به تحلیلی از نوشتاری تاریخی در دوره ایلخانی که مطابق با حکومت اولجایتو (شخصی که در بخشی از دوران زندگی اش به مذهب شیعه گرایش می یابد) می پردازد. این نویسنده در اثـر دیـگـرش «کـتیبه های معماری از اوایل دوره اسلامی ایران و ماوراءالنهر» طی ۵ سده اول تاریخ، متون مذهبی نظیر موضوعات قرآنی، حدیث، دعا و فرازهای دینی را موردنظر قرار داده است. او در بخشی از کتابش، به دو کتیبه قرآنی در مسجد نایین اشاره می کند کـه در نـظـر شـیـعـیـان بـه عـنـوان نشانه حقانیت و مشروعیت شان در تاریخ اسلامی مورد توجه واقع شده است (آیه ۱۸ سوره توبه و آیه ۳۳ سوره احزاب.) نویسنده دیگر پریسیلا ساسک در مقاله ای با عنوان »زندگی حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، نسخه مصور« به مطالعه چندین نسخه خطی از دوره ایلخانی پرداخته و معتقد است نگارگر نسخه خطی بیرونی، تفسیر شیعی تاریخ اسلام و نمایش وقایع مهم نمادین در نظر جماعت شیعه است. محقق دیگر برنارد اوکان، نویسنده کتاب »مطالعات در هنر و معماری ایران«، تمامی مقالات عمده را که بین سال های ۱۹۷۶/۱۳۹۶ و ۱۹۹۶/۱۴۱۵ در هنر و معماری ایـرانـی بـه وسـیلـه مـؤلف چاپ شده، در یک مجله گردآوری کرده است و در آن بناهای تاریخی و صنایع هنری در بستر تاریخی و اجتماعی شان، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.

موارد اشاره شده، گوشه کوچکی از تحقیقات گسترده پـژوهشگران غربی درخصوص هنر اسلامی، به ویژه هنرهایی با عناصر شیعی است. گستردگی کمی و کیفی آثار در ایران، محققان و پژوهشگران بسیاری را به سوی خود جلب نموده است و علاقمندان را به منظور کشف و بررسی عناصر بصری به کار رفته در آثار، به سوی ایران رهنمون می سازد.

بـا تشکر از سرکار عالی که در این گفت وگو شرکت نمودید

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه (مجله اخبار شیعیان شهریور ماه سال ۱۳۸۹ شماره ۵۸)

عناصر هنر شیعی

اکثر پژوهش هایی که تاکنون در حوزه هنرهای اسلامی صورت گرفته ، به دست محققان غیر مسلمان انجام شده اند. متأسفانه این آثار اغلب با نگاهی صرفا زیبایی شناسانه، فنی یا تاریخی نوشته شده اند و در جریان تدوین و نگارش آنها، مفاهیم معنوی، مبانی فکری، نگرش ها و باورهای مسلمانان به دست فراموشی سپرده شده اند. مطالعه و مقایسه تعداد اندک آثار محققان مسلمان نظیر مارتین لینگز، تیتوس بوکهارت و نجم الدین بمات با آثار پژوهشگران غیر مسلمان، تفاوت محسوسی را در نگاه این دو گروه به هنرهای اسلامی بر ما آشکار می سازد.

خوشبختانه در سالهای اخیر، در کشور ما نیز نسل تازه ای از پژوهشگران هنرهای اسلامی همچون محمد مددپور، حسن بلخاری، محمد خزائی و سایر عزیزانی ظهور کرده اند که با گذر از وادی ترجمه و ورود به وادی تألیف، در تلاشند تا جنبه های تازه ای از هنرهای اسلامی را بر ما مکشوف سازند. هنر شیعی، تألیف دکتر مهناز شایسته فر، که در زمره این آثار به شمار می آید. شایسته فر که عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و مدیر مؤسسه مطالعات هنر اسلامی است و تاکنون آثار متعددی را در زمینه هنر های اسلامی ترجمه و منتشر ساخته است، این بار حاصل پژوهش های چند ساله خود را در این کتاب، با عنوان کامل هنر شیعی – عناصر هنر شیعی در نگارگری و کتیبه نگاری تیموریان و صفویان، گردآوردی نموده است.

این کتاب در پنج فصل تدوین یافته است.

▪ در فصل اول، پس از مقدمه ای کلی، منابع مورد استفاده در نگارش این اثر شامل نسحه های خطی و آثار معماری، معرفی شده و شرح کوتاهی پیرامون هر یک ارائه شده است.

▪ عنوان فصل دوم کتاب، حضور شیعه در دوره های تیموری و اواخر صفوی است و در سه بخش شیعه اثنی عشری قبل از عصر تیموری در ایران، دوره تیموری و اوائل حکومت صفویان تا اواخر شاه عباس تنظیم شده است. این فصل به موقعیت علمای شیعه و نوع خدماتشان به رشد و گسترش عقاید این مذهب می پردازد. همچنین شیعه گرایی و ارتباط آن با مسأله رشد عقاید صوفیان را بررسی می کند و نقش و جایگاه حامیان و مشوقان هنری را در توسعه هنر شیعی طی دوران مورد نظر که بخشی از تاریخ اسلام است، مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد.

▪ نگارگری و کتیبه نگاری در دوران تیموریان عنوان سومین فصل از این کتاب است که در آن نمونه هایی از تصویر سازی های کتب شیعی و نیز کتیبه نگاری ها در دوران تیموری گردآوری شده است. بررسی بازنمایی پیامبر همراه با خاندانش، تصویر سازی معراج پیامبر و نیز تمثال دوازده امام از جمله آثاری هستند که در این فصل مورد بررسی قرار گرفته اند. به منظور آشنایی بهتر مخاطبان، نگاره هایی از نسخه های خطی آثار الباقیه، کلیله و دمنه، حیرت الابرار، معراج نامه، خمسه نظامی، کلیات تاریخ حافظ ابرو ،خاوران نامه و نیز تصاویری از کتیبه های موجود در مسجد نائین، مسجد کبود تبریز و مساجد جامع نجف آباد،کرمان، یزد و اصفهان ، همچنین مدارس امامیه اصفهان، غیاثیه خرگرد ، پیر بکران و مرقد خواجه عبدالله انصاری، انتخاب و لا به لای مطالب این فصل گنجانده شده اند.

▪ عنوان فصل چهارم کتاب، تداوم و گسترش عناصر هنری شیعه از عصر تیموری تا اوائل دوره صفوی است. مؤلف در ابتدای این فصل، به بررسی وضعیت جامعه هنری و معرفی حامیان و پدیدآورندگان آثار در مقطع زمانی مشخص شده می پردازد و در ادامه، نمونه هایی از هنرهای کتاب آرایی و کتیبه نگاری این دوره را بررسی می نماید. نگاره های این فصل، از کتب خطی مخزن الاسرار، بهارستان، معراج نامه، سیر النبی، شاهنامه هوتن، سلسلهٔ الذهب، روضهٔ الاصفا، روضهٔ الشهدا، حدیقهٔ الشهدا، فال نامه و تصاویر کتیبه های آن از مساجد جامع ، امام، شیخ لطف الله، حکیم و آقانور در اصفهان، مدارس نیم آورد و چهار باغ اصفهان، مقبره شیخ قطب الدین در تربت حیدریه، امامزاده محروق نیشابور، صحن عباسی و گنبد حرم امام رضا در مشهد انتخاب شده اند.

▪فصل پنجم کتاب به نتیجه گیری اختصاص یافته است و مؤلف در این بخش انگیزه های حاکمان را در به کارگیری عناصر شیعی در نسخه های خطی و کتیبه نگاری ها بیان می کند.

▪ در پایان کتاب، فهرستی از تصاویر همراه با منابع آنها و نیز فهرست منابع و مآخذ ارائه شده است.

این کتاب در ۲۱۶ صفحه با ۶۱ تصویر رنگی و ۴۲ تصویر سیاه و سفید، در شمارگان ۳۰۰۰ نسخه وارد بازار کتاب شده است.

منبع : سایت ویستا