همسایگان

نوشته‌ها

اخلاق معاشرت(۸)

با همسایگان

آیا تا به حال از دست همسایه ناراحت شده‌اید یا به عکس، همسایه از شما رنجیده و دلخور شده است؟ علت چیست؟ و… چگونه مى‌توان از آن پیشگیرى کرد و راه همزیستى و حسن معاشرت با همسایگان چیست؟ این مسإله گاهى به نشناختن(حقوق) همسایه مربوط مى‌شود گاهى هم ریشه در رعایت نکردن آن دارد. ببینیم در دستورالعمل‌هاى مکتب چه نکاتى وجود دارد؟

سایه همسایه

آیا دو همسایه تنها در(سایه) شریکند و نزدیک به هم؟ یا حق و حقوق و حد و حدودى هم وجود دارد؟
بعضى مى‌گویند:(چهار دیوارى، اختیارى!)؛ اما این سخن، نه معقول است نه مشروع؛ نه با عرف سازگار است نه با شرع و عقل. گرچه انسانها را دیوارهاى خانه‌ها از هم جدا مى‌کند و هر کس وارد محدوده خانه و زندگى خویش مى‌شود، اما زندگى اجتماعى افراد جامعه را به صورت اعضاى یک(خانواده) درمى‌آورد که پیوسته با هم در ارتباط رفت و آمد برخورد و تعاونند و نیازهاى متقابل به یکدیگر دارند. از این رو، سایه هر کدام از دو همسایه، باید آرامبخش دیگرى باشد و هر یک زیر سایه همسایه خود، احساس(امنیت)(آسودگى) و(اعتماد) کنند. این چیزى است که دستورهاى معاشرتى و اخلاقى اسلام بر آن تإکید اکید دارد.

در متون دینى، چیزى به نام(حسن الجوار) یا(تعهد الجیران) و … دیده مى‌شود یعنى رسیدگى و سرکشى به همسایگان و داشتن رفتارى نیک با آنان و هم آزار نرساندن به همسایه و صبورى و تحمل نسبت به آنچه از ناملایمات از آن ناحیه سر مى‌زند. همچنان که خود شما نیز از همسایه‌تان توقع دارید، سازگارى نشان دهند و با اندک چیزى، عصبانى نشوند و پرخاش نکنند؛ خودتان نیز در معرض همین خواسته و انتظار از سوى همسایگانید.

هر چه روحیه دینى و اخوت اسلامى میان افراد جامعه حاکم باشد، به همان اندازه رابطه‌ها نزدیکتر و صمیمى‌تر و فاصله‌ها کمتر و کمتر مى‌شود و دو همسایه، بازوى یکدیگر مى‌شوند و در غم و شادى و راحت و رنج، شریک هم مى‌گردند. بر عکس آن در جوامع غربى و اروپایى و غرب‌زده است که هر چه علایق مذهبى کمرنگ‌تر و ضعیف‌تر باشد، زندگی‌ها حالت سردى و کسالت بار مى‌یابد و به زندگى غربی‌ها شبیه مى‌شود که نه تنها یک دیوار بلکه دیوارهاى متعددى میان دو همسایه و دو هم محل یا کسانى که در یک خیابان یا یک و مجتمع مسکونى به سر مى‌برند، پدید مى‌آید و همسایه از حال و روزگار همسایه بغلى یا طبقه بالا یا پایین یا خانه رو به رویى، بى‌خبر است.

راستى… این گونه زیستن، انسانى و اسلامى است؟ پس جایگاه عواطف اجتماعى کجاست؟ همسایه کیست؟ وظیفه ما نسبت به او چیست؟ و حد و حریم همسایگى تا کجاست؟…

همسایگى و حسن همجوارى

(حسن همجوارى) تنها یک اصطلاح سیاسى در ارتباط میان کشورها نیست و تنها کاربرد بین‌المللى ندارد. میان اهل یک محل یا در روابط دو همسایه نیز مطرح است. داشتن بهترین خانه اما با همسایه‌اى بد و ناهنجار و مردم‌آزار، مفت هم گران است! افراد عاقل و هوشیار در جایى خانه مى‌خرند که محلش خوب و همسایگانش سالم و بافرهنگ باشند؛ وگرنه یا باید خانه را عوض کنند یا عمرى در رنج و عذاب به سر برند. توجه به همسایه در خریدن و ساختن خانه، مغازه و محل کار، نشانه خردمندى است.
پیشواى نخستین ما در نامه‌اى که به فرزندش امام حسن مجتبى(علیه السلام) به عنوان توصیه‌هایى از پدرى دنیادیده و باتجربه مى‌نویسد از جمله مى‌فرماید:(سل عن الرفیق قبل الطریق و عن الجار قبل الدار)(۱)
پیش از سفر، از همسفر بپرس و پیش از خانه، از همسایه!

آرى …(بسا کس اند از این همرهان(آرى) کوى که دل به وسوسه راه دیگرى دارند. بسا کس‌اند که جایى موافقان رهند که خود نه جاى هماهنگى است و همراهى است. بدین سبب نخست باید آیین همرهى دانست!)

همسایه خوب داشتن، نعمتى ارزشمند است و همسایه خوب بودن، محبت‌آور و رفیق‌ساز است. همیشه دلها متوجه جایى مى‌شود که دوستى و نیکى از آنجا بجوشد و بتراود. هر جا که شهد خیر باشد، افراد هم گرد مى‌آیند و افراد و جامعه دلگرم شده محیط هم آباد مى‌گردد. نقش رفتار نیک در همسایگى و در ایجاد تجمع‌هاى پرشکوه و الفت‌هاى اجتماعى فراوان است. حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید: آن که همسایگى‌اش نیکو باشد، همسایگانش روزافزون مى‌شوند.(من حسن جواره کثر جیرانه)(۲).

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است:(حسن الجوار یعمر الدیار و یزید فى الاعمار)(۳).
(خوش همسایگى) هم آبادی‌ها را آبادان مى‌سازد و هم عمرها را مى‌افزاید!

در این دو حدیث، هم به بازده عمرانى و اجتماعى سلوک شایسته در همسایگى اشاره شده هم به منافع شخصى و بهداشت روانى. البته در پاداش‌هاى اخروى آن، احادیث فراوانى نقل شده است.(۴)

توصیه به(حسن جوار)

حضرت امیر(علیه السلام) پس از آن که از دست شقى‌ترین افراد کوردل و کج فهم، ضربت خورد و در بستر افتاد، در آستانه شهادت، وصایاى ارزشمندى خطاب به فرزندان و پیروانش فرمود که بخشى از آنها هم به حقوق همسایه مربوط مى‌شود:
(الله الله فى جیرانکم فانها وصیه نبیکم ما زال یوصى بهم حتى ظننا انه سیورثهم)(۵).
این سفارش على(علیه السلام) در واپسین لحظات عمر است که فرمود:
خداى را خداى را درباره همسایگانتان که این وصیت پیامبر شماست. پیامبر خدا همواره نسبت به همسایگان سفارش مى‌فرمود تا حدى که گمان کردیم آنان را از ارث برندگان قرار خواهد داد!

امام صادق(علیه السلام) نیز در سخنى فرموده است: (بر شما باد نماز خواندن در مسجدها و همسایگى خوب با مردم).(۶) اگر به دستور مکتب رفتار بزرگوارانه و شایسته با همسایگان داشته باشیم دوستی‌ها را جلب مى‌کند و افراد در مشکلات و گرفتاری‌ها و نیازهاى متقابل با بهره‌گیرى از این تکیه‌گاه مى‌توانند از قوت روح برخوردار باشند. گاهى هم باید جور همسایه را کشید. این شرط همسایگى خوب است. (حسن جوار) تنها به این نیست که اذیت و رنجى به همسایه نرسانیم. گاهى تحمل سختی‌ها و ناملایماتى که از سوى او برایمان پیش مى‌آید، مصداق این(حسن همجوارى) است. اگر بخواهیم روابط از هم نگسلد، باید صبور بود و با تحمل و گرنه پاسخ بدى را با بدى دادن و در زشتی‌ها مقابله به مثل کردن، نشان حقارت روح و دون‌همتى است. به علاوه این کار از همه برمی‌آید. گذشت و تحمل است که اراده و ایمان و بزرگوارى مى‌طلبد. در عالم رفاقت، شراکت، دوستى، ازدواج و همسرى، همسفرى، محیط کار و … نیز باید گاهى(سنگ زیرین آسیا) بود نه کم‌ظرفیت و بى‌طاقت.

امام کاظم(علیه السلام) فرمود: حسن جوار و همسایه خوب بودن، تنها آزار نرساندن نیست بلکه آن است که بر اذیت همسایه صبور و بردبار باشى: (لیس حسن الجوار کف الاذى و لکن حسن الجوار صبرک على الاذى)(۷)

روشن است که این گونه حدیث‌ها، هرگز مجوز (همسایه‌آزارى) نیست. اگر توصیه به بردبارى نسبت به آزار همسایه شده، بیش از آن و اکیدتر و شدیدتر، سفارش به خوش‌رفتارى و نرساندن آسیب و آزار به همسایگان شده است. مزاحمت براى همسایه، از بدترین رفتارهاى اجتماعى است.

آخرین مرز

در هر چیزى، حد و مرز و حریمى وجود دارد. وقتى از اندازه گذشت، صفحه برمى‌گردد و اوضاع به گونه‌اى دیگر مى‌شود. تحمل نسبت به آزار و زحمت‌آفرینى همسایه نیز این گونه است. گاهى مزاحمت به حدى مى‌رسد که پایان خط است و حریم‌ها و حرمت‌ها دیگر فرو مى‌ریزد چون خود همسایه مردم‌آزار، حریم نگه نداشته است.
در تاریخ است که مردى خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و از آزار همسایه‌اش شکایت کرد. حضرت فرمود: برو و تحمل کن. بار دوم که به شکوه آمد و نالید، پیامبر باز هم دستور صبر و تحمل داد. آزار همسایه به اوج رسید و خارج از مرز تحمل. وقتى براى سومین بار شکایت از همسایه کرد، حضرت رسول چنین راهنمایى و سفارش کرد: (روز جمعه وقتى مردم به سوى نماز جمعه مى‌روند تو وسایل و اسباب و اثاث خویش را بیرون بریز و در رهگذار مردم قرار بده تا همه آنان که به نماز مى‌روند این صحنه را ببینند؛ وقتى علت را مى‌پرسند، ماجرا را به آنان بگو). آن مرد نیز چنان کرد. همسایه مردم‌آزار(که آبروى خود را در خطر دید) بى‌درنگ به سوى او شتافت و ملتمسانه از او خواست که وسایلش را به خانه برگرداند و قول داد و عهد و پیمان بست که دیگر آن گونه رفتار نکند.(۸)
این نتیجه بى‌پروایى و قدرنشناسى نسبت به لطف‌ها و مداراهاست. لطف خدا هم با انسان خطاکار مدارا مى‌کند ولى …(چون که از حد بگذرى رسوا کند). از حلم و بردبارى دیگران نباید سوءاستفاده کرد و نجابت و بزرگوارى دیگران را نباید به حساب ضعف یا بى‌عرضگى آنان گذاشت.

حد و حق همسایه

محدوده رعایت حقوق همسایگان و داشتن رفتار شایسته، تنها به همسایه دست راست و چپ خانه منحصر نمى‌شود و تنها به پرهیز از آزار هم خلاصه نمى‌گردد. سرکشى، رسیدگى، احوالپرسى، رفت و آمد، مساعدت و یارى، عیادت، انفاق و صدقه، رفع نیاز، همدردى و … از جمله امورى است که بر عهده هر همسایه است و اینها نشانه فتوت و جوانمردى است. پیشواى جوانمردان على بن ابى طالب(علیه السلام) فرمود: (من المروه تعهد الجیران)(۹). رسیدگى به همسایگان، از مروت و جوانمردى است. حضرت امام باقر(علیه السلام) نیز در بیان صفات و خصال شیعه و پیروان و رهروان خط اهل بیت(علیهم السلام) یکى هم همین را دانسته و فرموده است:
(و التعاهد للجیران من الفقرإ و اهل المسکنه و الغارمین و الایتام … )(۱۰)
از نشانه‌هاى پیروان ما، رسیدگى به همسایگان نیازمند و تهیدست و بدهکاران و یتیمان است.

چگونه انسان شرافتمند و باوجدان مى‌تواند آسوده و با شکم سیر بخوابد و مرفه و برخوردار باشد در حالى که در همسایگانش محرومان تهیدست یتیمان بى‌سرپرست گرسنگان بینوا و بدهکاران درمانده باشند و او بتواند گرهى بگشاید اما بى‌تفاوت باشد؟ اینجاست که کلام نورانى پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بر تارک تاریخ مى‌درخشد که فرمود: هر کس سیر بخوابد در حالى که همسایه مسلمانش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است.(ما آمن بى‌ من بات شبعانا و جاره المسلم جایع)(۱۱)

آرى مسلمانى به عمل است نه به ادعا و شعار! این حقوق و رعایت‌ها به تعبیر احادیث تا مرز چهل همسایه از هر طرف است. امام صادق(علیه السلام) از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل مى‌کند که فرمود: هر چهل خانه از هر چهار طرف، همسایه محسوب مى‌شود.(۱۲)

امام باقر(علیه السلام) نیز فرمود: (حد الجوار اربعون دارا من کل جانب من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله)(۱۳). که مضمونش همان حد و حریم همسایگى تا چهل خانه از چهار طرف است.

اگر این حق و حد و حریم که اسلام بیان کرده است، مسئولانه شناخته و رعایت شود، در جامعه اسلامى نیازمند و گرفتار و بینوایان بى‌سرپرست و رنجدیدگان دست از همه جا کوتاه و آبرومندانى که صورت خود را با سیلى سرخ نگه مى‌دارند یافت نخواهد شد. سخن را در این بخش با کلامى از محدث بزرگوار مرحوم(شیخ عباس قمى) به پایان مى‌بریم که چنین نوشته است:
(… در زمینه معاشرت نیکو با همسایه، حدیث بسیار است و (حسن جوار) هم تنها پرهیز از همسایه‌آزارى نیست. بلکه تحمل جفا و ناملایمات همسایه هم از آن جمله است. همچنین از امور مربوط به(خوش همسایگى)، ابتدا کردن به سلام، عیادت در هنگام بیمارى، تسلیت و تعزیت گفتن در سوگ‌ها و مصیبت‌ها، تبریک و تهنیت گفتن در شادی‌ها و اعیاد، چشم‌پوشى از لغزش‌ها، سرک نکشیدن به رازها و امور پنهانى همسایه، مضایقه نکردن از کمک‌هایى که مورد نیاز او است حتى اگر مى‌خواهد چوبى(و تیرآهنى) بر دیوارت بگذارد یا ناودانى را بر خانه تو بگذارد و از این گونه امور … مضایقه نکنى و سخت نگیرى …)(۱۴)

ادامه دارد…

نویسنده: جواد محدثى

پی‌نوشت‌ها

۱ـ نهج البلاغه صبحى صالح نامه ۳۱
۲ـ غررالحکم(چاپ دانشگاه) ج۷ ص۴۹
۳ـ کافى کلینى ج۱ ص۶۶۷ احادیث ۸ ۱۰ و ۷
۴ـ در اصول کافى ج۲(عربى) باب(حق الجوار) همچنین در سفینه البحار واژه(جور) ملاحظه شود
۵ـ نهج البلاغه صبحى صالح نامه ۴۷ خطاب به امام حسن و امام حسین(علیه السلام).
۶ـ کافى ج۲ ص۶۳۵
۷ـ همان ص۶۶۷
۸ـ سفینه البحار ج۱ ص۱۹۱(واژه جار) کافى ج۲ ص۶۶۸
۹ـ غررالحکم(چاپ دانشگاه) ج۷ ص۴۹
۱۰ـ کافى ج۲ ص۷۴
۱۱ـ سفینه البحار ج۱ ص۱۹۲
۱۲ـ کافى ج۲ ص۶۶۹ باب(حد الجوار).
۱۳ـ همان.
۱۲ـ سفینه البحار ج۱ ص۱۹۲(حسن الجوار).

حقوق همسایگان در سیره و سخن نبوى(ص)

غلامرضا گلى زواره

ضرورت بحث

پس از خانواده که کوچک ترین و اساسى ترین تشکل اجتماعى انسان ها به شمار مىآید، افرادى که در یک محل گرد هم مىآیند و با یکدیگر همسایه مى شوند با وحدت، وفاق و معاشرت ها و روابط عاطفى مى توانند پاسدار بعد انسانى و ارزشى و ضامن استحکام و استوارى واحد اجتماعى خویش باشند.

اسلام براى همسایگان همچون خویشاوندان، حقوقى قایل شده که اگر کسى بخواهد آن ها را نادیده انگارد یا ضایع نماید، گناهکار، خاطى و متجاوز است. در آیه ۳۶ از سوره نسإ، خداوند از انسان مسلمان و بنده راستین و با اخلاص خود مى خواهد که پس از اطاعت و عبادت او، حق بندگان دیگر و آداب معاشرت را مراعات کند و در واقع طبق این آیه، خداوند نسبت به حق خویش و حقوق انسان ها ده فرمان بسیار مهم صادر نموده است که بند ششم و هفتم آن، در خصوص همسایگان دور و نزدیک است که اولا رعایت حقوق آنان طبق مفاد این آیه، عمل نمودن فرمان واجب الهى است و ثانیا این رفتار در ردیف پرستش خداوند و شرک نورزیدن به او آمده است. مفسرین براى (جار ذى القربى) و (جار جنب) که در این آیه آمده، بررسى هاى گوناگونى ارائه داده اند.(۱) به همین دلیل، امام صادق(ع) فرموده است:

(علیکم بحسن الجوار فان الله عزوجل امر بذلک(۲)؛ بر شما باد به خوش همسایگى پس به درستى که خداوند بدان امر کرده است). آن فروغ فروزان در فرموده اى دیگر شیعیان را به این موضوع توجه داده است:

(رسول اکرم(ص) براى پرهیزگارى، اهتمام در راه دین، راستى در گفتار، اداى امانت، سجده طولانى و خوش رفتارى نسبت به همسایه، مبعوث شده اند.)(۳)

پیامبر اکرم(ص) نیز به مسلمین توصیه نموده اند: (اگر خواستار آن هستید که پروردگار و فرستاده اش شما را دوست بدارند، وقتى امانتى به شما سپردند آن را ادا کنید و در سخن و گفتار صداقت را در نظر داشته و با همسایگان خود به نیکى رفتار کنید.)(۴)

حد همسایگى، حقوق همسایگان

رسول اکرم(ص) در خصوص حد همسایگى فرموده اند: (کل اربعین دارا جیران من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله(۵)؛ تا چهل خانه از رو به رو، پشت سر، طرف راست و سمت چپ، همسایه محسوب مى گردند.) از رسول اکرم(ص) در باره حد همسایگى سوال شد، فرمودند: (حد الجوار اربعون دارا(۶)؛ حد همسایگى چهل خانه است.) ابن قدامه روایت مرسله اى از عایشه نقل کرده که در آن آمده است از نبى اکرم(ص) از حد همسایگى سوال شد که همین جواب را دادند.(۷)

امام صادق(ع) فرموده است: مردى از انصار نزد رسول اکرم(ص) آمد و عرض کرد: خانه اى از فامیلى خریده ام و نزدیک ترین همسایه ام کسى است که به خیرش امیدى ندارم و از شرش هم مصون نمى باشم. رسول خدا(ص) به حضرت على(ع) و ابوذر فرمود: که در مسجد فریاد بزنند: (ایمان ندارد کسى که همسایه او از شرش در امان نیست.) پس سه بار این مطلب را گفتند. بعد از آن با دست خود اشاره فرمودند تا چهل خانه از پس و پیش و راست و چپ.(۸)

اگر مردم این توصیه ها را مراعات کنند و وظایف خویش را در مورد همسایگان تا چهل خانه انجام دهند و حقوق متقابل در مورد این چهل خانه رعایت شود، مردمى که در شهرک ها، محله ها، روستاها و چادرهاى عشایرى زندگى مى کنند، تا مسافت قابل ملاحظه اى به دلیل رفتارهاى پسندیده نسبت به همدیگر از زندگى توإم با آرامش، مودت، اطمینان و اعتماد متقابل برخوردار خواهند شد و چنین پدیده اى بر رشد عاطفى، فرهنگى، بهبود ساختار اجتماعى و اقتصادى این نواحى اثر خود را خواهد بخشید. و افراد بسیارى قادرند دشوارىها و ناملایمات را پشت سر نهند یا در هنگام گرفتارىها به یارى هم بشتابند و از معضلات زندگى یک دیگر گره گشایى کنند.

البته یادآورى مى گردد افرادى که در همسایگى ما به سر مى برند، بنا به اعتقادات و خویشاوندى، بر سه دسته قرار مى گیرند. چنانچه در روایتى آمده است:

(قال النبى(ص) الجیران ثلاثه جار له حق واحد و جار له ثلاثه حقوق و جار له حقان فالجار الذى له ثلاث حقوق الجار المسلم ذو الرحم فله حق الجوار و حق الاسلام و حق الرحم و اما الذى له حقان فالجار المسلم له حق الجوار و حق الاسلام و اما الذى حق واحد فالجار المشرک.)(۹)

نبى اکرم(ص) فرمود: همسایگان به سه دسته تقسیم مى شوند: نخست، همسایه اى که در سه محور برگردن ما حق دارد؛ حق همسایگى، حق خویشاوندى و حق اسلام (برادر دینى)، دوم، همسایه اى که داراى دو حق است؛ حق همسایگى و حق برادر ایمانى. سوم، همسایه اى که داراى حق همسایگى است و آن، همسایه مشرک مى باشد.

در نهج الفصاحه به نقل از رسول اکرم(ص) آمده است: پس همسایه اى که یک حق دارد، او کم حق ترین همسایگان است.(۱۰)

در روایت دیگر که از پیامبراکرم(ص) نقل شده است ـ پس از دسته بندى همسایگان به سه گروه مورد اشاره ـ در خصوص همسایه اى که یک حق دارد، آمده است:

(ومنهم من له حق واحد الکافر له حق الجوار(۱۱)؛ دسته اى تنها یک حق دارند و آن، کافر است که وظیفه ماست حق همسایگى را نسبت به وى مراعات کنیم.)

ملامحسن فیض کاشانى مى گوید: پس بنگر که چگونه براى فرد غیر مسلمان به محض همسایگى، حقوقى ثبت گردیده است!(۱۲)

دقت در این تقسیم بندى، موید آن است که تعهد و مسئولیت ما تا حدى در مورد همسایگان فراگیراست که حتى اگر کافر یا مشرکى در جوار ما مسکن داشته باشد، در ارتباط با او باید وظایف حقوقى، اخلاقى و رفتارى خود را انجام دهیم و کوتاهى در عملى ساختن حقوق مذکور، بیانگر خللى در جنبه هاى اخلاقى و معاشرت ماست.

رسول اکرم(ص) فرموده است: دانى که حق همسایگى چیست؟ سوگند به خدایى که جان محمد در ید قدرت و فرمان اوست، به حق همسایه نرسد جز کسى که خداوند بر وى رحمت کرده باشد.(۱۳)

خاتم رسولان(ص) در تشریح حق همسایه فرموده است:

(حق الجار ان مرض عدته و ان مات شیعته و ان استقرضک إقرضته و ان اصابه خیر هنإته و ان اصابته مصیبه عزیته و لا ترفع بنإک فوق بنائه فتسد علیه الریح)(۱۴)

حق همسایه آن است که اگر بیمارى به وى روى آورد، عیادتش نمایى و اگر مرگش فرا رسید، در تشییع جنازه او شرکت کنى و اگر از تو قرض خواست، از پرداخت آن امتناع نکنى و اگر شادمانى در زندگى اش رخ داد، بر او تبریک گویى و در مصائب و ناگوارىها و در ناراحتى هاى او شریک باشى و بناى خویش را از کلبه وى فراتر نبرده و او را از نسیم هوا محروم نکنى.

و در حدیث دیگرى ضمن اشاره به این موارد، تإکید شده:( چون میوه اى خریدى، مقدارى به او هدیه دهى و اگر نمى خواهى این کار را کنى، آن میوه را پنهانى به منزل ببر و فرزندت را همراه میوه (در حال خوردن میوه) بیرون خانه نفرست که فرزند او آزرده شود. و بوى غذایت او را آزرده نکند (از این که نمى تواند آن غذا را فراهم سازد، ناراحت نشود.) مگر این که مقدارى برایش بفرستى.)(۱۵)

رسول اکرم(ص) هشدار داده اند: هرکه خانه اى بنا کند که مردم ببینند و بشنوند، در روز قیامت آن خانه را تا طبقه هفتم زمین از آتش پرنموده و در گردنش اندازند و هیچ چیز او را نگه ندارد تا به قعر جهنم فرو غلتد. پرسیدند: یا رسول الله! ساختن خانه براى ریا یعنى چه؟ فرمودند: یعنى بیش از میزان نیاز و حاجت، ساخته است تا بدین وسیله بر همسایگان مباهات کند و بر برادران دینى فخر فروشد.(۱۶)

نقل کرده اند که روزى پیامبر اکرم(ص) همراه صحابه از جایى عبور مى کردند، ساختمان بزرگ قبه مانندى را دید و پرسید: این بنا به چه کسى تعلق دارد؟ گفتند: از آن مردى انصارى است. بعد از چند روزى صاحب خانه مزبور به محضر آن بزرگوار شرفیاب گردید، حضرت از وى روى برتافت؛ متوجه شد که پیامبراکرم(ص) از دست وى ناراحت شده است، دلیل آن را از برخى صحابه جویا شد، آن ها ماجراى ساختمانى را که وى احداث کرده، مطرح کردند. او هم برگشت و بناى مورد اشاره را تخریب کرد. حضرت محمد(ص) وقتى بناى تخریب شده را مشاهده کرد، شادمان گشت و فرمود: این گونه بناها براى ساکنان محل و سایه همسایگان ایجاد زحمت مى کند(۱۷)؛ البته ساختمان وسیع اشکالى ندارد ولى در میان بناهاى محقر و کلبه هاى فقیران، احداث ساختماى مجلل هم از لحاظ زندگى عادى همسایگان را ناراحت مى کند و هم اوضاع عاطفى و مناسبت هاى آنان را تحت تإثیر قرار مى دهد. خانه هاى با ارتفاع زیاد در میان مساکن کم ارتفاع غیر از آن که صاحبش را دچار کبر و غرور مى کند و طبق روایات متعدد، منزلگاه شیطان است، برخانه هاى دیگران اشراف پیدا کرده و زمینه هاى نگاه حرام و تیرهاى زهرآگین گناه را فراهم مى سازد؛ هوس ها را تحریک مى کند و گاهى موجب خلاف هاى خطرناکى مى شود که امکان دارد آبروى صاحب خانه را ببرد. برافراشتن خانه اى مرتفع و مجلل در میان بناهاى عادى، خود نشانه اى از تفرقه و پراکندگى هم است.

اول همسایه، بعد خانه

یکى از پدیده هایى که در روابط همسایگان دخالت دارد و مى تواند بر مناسبات متقابل آنان اثر بگذارد، منزل مسکونى است. دیدگاه اسلامى براین نکته اصرار مى ورزد که همسایگان در آرامش و آسایش اهل خانه دخالت دارند و حتى مى توانند بر رشد عاطفى، اخلاقى و فکرى والدین و فرزندان اثر بگذارند. از این جهت، قبل از انتخاب خانه اى در هر محله اى، لازم است اوضاع همسایگان و مجاورین منزل مورد نظر، بررسى شود و از صلاح بودن افرادى که مى خواهیم در کنارشان زندگى کنیم و احیانا با آنان رفت و آمد داشته باشیم، اطمینان حاصل نماییم. رسول اکرم(ص) به پیروان آیین اسلام تإکید مى فرماید: (التمسوا الجار قبل شرىالدار؛(۱۸) قبل از خرید خانه در باره همسایه تحقیق کنید.)

حضرت فاطمه زهرا(س) با الهام از این سخن پدر والا تبارشان خطاب به فرزندش امام حسن مجتبى(ع) فرموده اند: (یا بنى! الجار ثم الدار(۱۹)؛ اى فرزندم! اول همسایه، بعد خانه.)

رسول خدا(ص) فرمود: از خوشبختى مسلمان وسعت خانه، همسایه خوب و مرکب راهوار است.(۲۰)

علامه مجلسى این روایت را با اندکى تفاوت در کتاب حلیه المتقین آورده است. خاتم پیامبران خوش یمنى و مبارکى زن، مسکن و مرکب را در روایتى بیان فرموده و در فرازى از این سخن پر فروغ، مسکنى را مبارک دانسته اند که وسیع بوده و اهل آن از همسایگانى خوب برخوردارند و خانه اى را شوم دانسته اند که محقر و تنگ بوده و اهل آن از دست همسایگان بد در رنج و عذابند.(۲۱)

رسول خدا(ص) در بیانى نورانى فرموده است: وقتى دو نفر تو را در یک زمان دعوت کردند، دعوت کسى را که خانه اش به تو نزدیک تر است بپذیر؛ زیرا کسى که منزلش در قرب خانه ات قرار دارد، در همسایگى مقدم است.(۲۲)

حفظ حرمت همسایه و توجه داشتن به ارزش هاى انسانى وى، از وظایف اخلاقى و وجدانى همسایگان است، پیامبر اکرم(ص) چنین گوهر افشانى کرده اند:

(من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلیکرم الجاره(۲۳)؛ هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید همسایه اش را حرمت نهد و اکرام نماید.)

امام ششم از پدرش امام باقر(ع) نقل کرده است که در کتاب حضرت على(ع) چنین خواندم که: رسول خدا(ص) فرمود: (همسایه همچون نفس انسان است و نباید خسرانى متوجه او شود و روا نیست (بى دلیل) مجرم تلقى گردد. و حرمت همسایه با احترام مادر در یک ردیف است.)

همچنی(۲۴)ن از آن حضرت روایت شده که: (حرمه الجار على الجار کحرمه دمه(۲۵)؛ حرمت همسایه بر همسایه، همچون حرمت خون است.)

احساس تعهد و مسئولیت در مقابل همسایگان، از وظایف دیگر ماست که در منابع روایى به آن سفارش شده است. چنان چه حضرت محمد(ص) فرمود: شایستگان (برگزیدگان) شما، صاحبان خرد (شخصیت) هستند. سوال شد: صاحبان خرد چه کسانى هستند؟ فرمود: آنان صاحبان اخلاق نیکو، بردبارىهاى متین، صله ارحام، نیکى به پدر و مادر و متعهدان نسبت به همسایگان و یتیمان بوده، اطعام کرده، سلام کردن را ترویج مى نمایند و نماز مى گذارند در حالى که مردم در خواب غفلت فرو رفته اند.(۲۶)

اگر خواستیم منزل مسکونى خود را در معرض فروش قرار دهیم، بهتر است که این موضوع را با همسایگان مطرح کنیم تا اگر طالب آن هستند، به خرید خانه ما مبادرت ورزند. زیرا به فرمایش رسول اکرم(ص) همسایه در خرید خانه بر دیگران برترى و اولویت دارد.(۲۷)

در بیانى دیگر، آن حضرت تإکید نموده اند: وقتى کسى تمایل به فروش زمین یا منزلى دارد باید نخست به همسایه خود پیشنهاد کند.(۲۸)

جابر مى گوید: پیامبر(ص) فرمود: هرکه در بوستانى شریکى یا همسایه اى دارد نباید قبل از آن که با او در میان بگذارد، آن را بفروشد.(۲۹)

نیکى به همسایه

از مواردى که پیامبراکرم(ص) در سخنان متعدد و موقعیت هاى گوناگون مورد تإکید و توجه قرار داده اند. آن حضرت به مسلمانان توصیه نموده اند: اگر خواستار آن هستید که پروردگار و فرستاده اش شما را دوست بدارند… با همسایگان به نیکى رفتار کنید.(۳۰)

امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده اند که: همسایه اى که با همسایه خود خوش رفتارى نماید، ایمان دارد.(۳۱) و نیز پیامبر اکرم(ص) تإکید فرموده اند: آنچه براى خود مى خواهى، براى مردم بخواه تا مومن باشى. و با همسایگان نیکى کن تا در زمره مسلمانان به شمار آیى.

رسول(۳۲) خدا(ص) چهار چیز را عامل زیادى رزق و روزى دانسته اند: خوش خلقى، خوش سلوکى با همسایگان، امتناع از آزار مردم و کاهش بى قرارى و نگرانى در هنگام ناملایمات و عوامل اندوه آور روزگار.(۳۳) و نیز از آن حضرت روایت شده است که: رحمت الهى به فرزندى باد که والدین خود را در نیکى یارى کند. و رحمت بر پدرى که فرزند خویش را در نیکى کمک کند و بر همسایه اى که در کارهاى خوب یار همسایه خود باشد.

جعفربن ابى طالب ـ که همراه عده اى از اصحاب رسول اکرم(ص) به سرزمین حبشه مهاجرت نمود تا از یک سو به تبلیغات دینى پرداخته و از طرف دیگر براى مدتى از فشارهاى مشرکان مکه در امان باشند ـ به عنوان سخنگو و سرپرست این جمع در برابر پادشاه حبشه، بدون هیچ گونه نگرانى گفت: من آنچه را از رسول خدا(ص) شنیده ام بدون کم و کاست، خواهم گفت. نجاشى به وى گفت: چرا از آیین نیاکان خود دست برداشته و به آیین جدید، که نه با دین ما و نه با دین اجداد شما تطبیق مى کند، گرویده اید؟

او در پاسخ گفت: ماگروهى نادان و بت پرست بودیم. از مردار اجتناب نمى کردیم. پیوسته گرد کارهاى خلاف و منکر بودیم. همسایه نزد ما از هرگونه احترامى محروم بود. ضعیف، محکوم زورمندان گشته بود. با خویشاوندان خویش به جنگ برخاسته بودیم. روزگارى به این منوال بودیم تا این که یک نفر از میان ما، که سابقه درخشانى در پاکى و درستى داشت، برخاست و به فرمان خداوند، ما را به توحید فرا خواند و دستور داد در امانت کوشیده، از ناپاکى ها اجتناب ورزیم و با خویشاوندان و همسایگان خوش رفتارى کنیم.

توجه به موضوع همسایه در مصاحبه اى مهم با پادشاهى غیر مسلمان از سوى سفیر رسول اکرم(ص)، جالب توجه است. زیرا جعفر در تشریح اوضاع جاهلیت و برنامه هاى اصلاحى پیامبر، باید به نکاتى مهم اشاره مى کرد و چون وقت تشریح تمامى مباحث نبود، باید نکات زبده و موضوعات مهم ترى را مطرح مى نمود؛ که موضوع همسایه در دستور کارش قرار گرفت.(۳۴)

از رسول اکرم(ص) پرسیدند: آیا در مال انسان غیر از امور واجب مثل زکات و مانند آن، حقى وجود دارد؟ فرمودند: آرى؛ نیکى به بستگانى که قهر کرده اند و پیوند با همسایه مسلمان.

حضرت افزودند: (مازال جبرئیل یوصینى بالجار حتى ظننت انه سیورثه(۳۵)؛ آن چنان جبرئیل درباره همسایه به من سفارش نمود، تا آن جا که گمان کردم همسایه مى تواند از همسایه خود ارث ببرد.)

عبدالله بن عباس گفته است: چند روز قبل از آن که رحلت حضرت محمد(ص) فراسد، آن حضرت براى ما خطبه اى ایراد فرمودند و چنان موعظه اى کردند که چشم ها پر از اشک شد و دل ها نسبت به آن تپید و بدن ها به لرزه در آمد.

از مقدمه چینى ها و تمهیدات پیامبر(ص) برمىآید که آن بزرگوار در واپسین روزهاى حیات دنیوى خویش در نظر دارد براى اصحابى که از فرشتگان برترند و در جلسه اى که گروهى مومن، وارسته و حتى فرشتگان حضور دارند، مطالب مهمى بیان فرمایند و آنان را به مسایل و امور خطیرى سفارش کرده و نصیحت فرمایند. به متن خطبه پیامبر که مراجعه مى شود، ملاحظه مى گردد در چهار فراز آن، حضرت در مورد همسایگان نکاتى را تذکر داده اند و اصحاب برگزیده خویش را از اذیت کردن به همسایه و سایر رفتارهایى که مجاورین آنان را ناراحت نماید، بر حذر داشته اند و به نیکى نسبت به همسایگان تإکید کرده اند.

حاتم طایى از بزرگان عرب و مردى با سخاوت بود که به همسایگان خویش خدمت مى کرد و حوائج آنان را برآورده مى نمود. وى قبل از آن که به شرف ملاقات با رسول خدا(ص) فایز گردد، درگذشت. تا سال نهم هجرى، دودمان حاتم طایى تسلیم اسلام نشده بودند، در این سال، گروهى از رزمندگان به فرماندهى حضرت على(ع) و با دستور پیامبراکرم(ص) به سوى مقر این قبیله (اردن کنونى) اعزام گردیدند تا آنان را به یکتا پرستى فراخوانند. حضرت على(ع) بر آن ها غلبه یافت و اسیران و غنائم را به مدینه آوردند و مقابل پیامبر قرار دادند. وقتى آن حضرت براى تماشاى اسیران آمدند، دختر حاتم ـ که در میان آنان بودـ از جاى برخاست و عرض کرد:

اى فرستاده الهى! پدرم از دنیا رفته و برادرم عدى گریخته است، برمن منت گذار و آزادم کن و شماتت قبایل عرب را از من دور ساز. همانا پدرم بردگان را آزاد مى ساخت، از همسایگان نگهبانى مى نمود و به امور آنان رسیدگى مى کرد و آشکارا در حوادث تلخ و ناملایمات به امداد مردم ـخصوصا خویشاوندان و همسایگان ـ مى پرداخت.

پیامبر(ص) به دلیل ارج نهادن به ارزش هاى اخلاقى، خطاب به وى فرمود: این صفات، از خصال مسلمانان و مومنان است و اگر پدرت مسلمان بود، بر او رحمت مى فرستادیم. سپس به اطرافیان فرمود: به پاس ارج نهادن به روش نیکوى پدرش، این دختر را آزاد سازید و به برادرش عدى تحویل دهید. وى که سفانه نام داشت، به نزد برادر خود عدى آمد و از برخورد شایسته پیامبر سخن گفت. وى نیز به مدینه آمد و با پیامبر ملاقات کرد و اسلام آورد و از یاران با وفاى حضرت على(ع) به شمار آمد و در جنگ هاى جمل، صفین و نهروان در رکاب امیرمومنان على(ع) از خود رشادت ها نشان داد. و همه این ها، از برکات احسان و نیکى به همسایه است.(۳۶)

از امام صادق(ع) نقل شده است که حضرت فاطمه زهرا(س) از برخى مسائل نزد پدر خویش شکوه نمود. پس از آن، حضرت محمد(ص) ورقه اى به دخترش مرحمت کرد و اضافه نمود: مضامین آن را فراگیر. در آن، نوشته شده بود: (هرکس به خداوند و روز قیامت ایمان داشته باشد همسایگان را مورد آزار قرار نمى دهد و نیز میهمان خویش را گرامى داشته و سخن نیکو مى گوید یا سکوت اختیار مى کند.)(۳۷)

از ابن مسعود روایت شده است که: مردى به خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) شرفیاب شد و عرض کرد: اى دختر رسول خدا! آیا از پدرتان نزد شما چیزى باقى است؟ آن بانوى مکرم فرمود: اى کنیزک! آن چوب تر را برایم بیاور. او هم پس از تفحص بسیار، آن را یافت و به حضرت زهرا(س) تحویل داد که در آن نوشته شده بود:

رسول خدا(ص) فرمود: کسى که همسایه از دست او در امان نباشد، ایمان ندارد و کسى که به خدا و روز قیامت یقین دارد، به همسایه آزار نمى رساند.(۳۸)

آزار نرساندن به همسایه و نیکى نمودن به او، بدین معناست که در ایجاد آرامش و آسایش براى او و اهل خانه اش دلسوزى کنیم، در حد توان دشوارىها را از سر راهش برداریم، طمع به مالش نداشته و ارتباط خود را با وى براساس صفا و صمیمت بنیان نهیم. این تلاش اخلاقى و رفتار انسانى، در زندگى دنیایى ما اثر مطلوب مى گذارد و موجب افزایش امید به زندگى، رهایى از آشفتگى هاى عصبى و منجر به رفع نیازها و شرکت در عمران و آبادانى محله مى شود. و این گونه وفاق اجتماعى و تشریک مساعى توإم با برخوردهاى عاطفى، موجب فزونى نعمت ها و افزایش برکات، جلب اعتماد و تقویت حسن اطمینان همسایگان نسبت به یک دیگر خواهد شد.

البته خوش رفتارى با همسایگان نباید با منت گذارى و نیکى را به رخ آنان کشیدن، توإم باشد. و خود همسایگان به خوبى در مورد رفتارهاى ما قضاوت خواهند کرد. چنان چه رسول اکرم(ص) فرموده است:

(اگر همسایگانت تو را نیکوکار دانستند نیکوکارى و در غیر این صورت، بدکارى!)(۳۹)

پى نوشت ها:

۱ . ر.ک: تفسیر غریب القرآن، منسوب به زید بن على بن الحسین(ع)، تحقیق محمد جواد الحسینى جلالى، ص ؛۱۷۰ تفسیر ابوالفتوح رازى، ج ۳، ص ۱۷۷ و ؛۱۷۶ تفسیر القرآن الکریم، سید عبدالله شبر، ص ؛۱۱۴ تفسیر المیزان، ذیل آیات ۴۲ـ۳۶ سوره نسإ و لسان التنزیل، به اهتمام مهدى محقق، ص ۱۹۳ و ۱۹۲٫

۲ . بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۵۰ و وسائل الشیعه، کتاب جهاد با نفس.

۳ . آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، شیخ حر عاملى، ترجمه محمدعلى فارابى، ص ۱۷٫

۴ . میزان الحکمه، ج ۲، ص ۱۹۰ و نهج الفصاحه، ص ۱۱۰ و ۴۶۳٫

۵ . کافى، ج ۲، ص ؛۶۹۹ وافى، ج ۱، ص ؛۳۵۱ وسائل الشیعه، ج ۸، باب ۹۰ از احکام العشره، حدیث اول؛ المحجه البیضإ، ج ۳، ص ؛۴۲۷ لئالى الاخبار، تویسرکانى، ج ۳، ص ؛۷ ذخیره العباد، ج ۳، ص ۵۴ و مجمع الزوائد، ج ۸، ص ۱۴۴٫

۶ . نهج الفصاحه، ص ؛۲۸۴ مجمع البیان، ج ۲، ص ۴۵ و احیإ علوم الدین، غزالى، ج ۲، ص ۲۱۲٫

۷ . این نکته را آیه الله محمد على اسماعیل پور در مقاله خود آورده است. (ر.ک: آموزگار جاوید، ص ۳۲۴).

۸ . وسائل الشیعه، ج ۸، باب ۸۶، از احکام العشره، حدیث اول.

۹ . المحجه البیضإ، ج ۳، ص ؛۴۲۲ نصایح، آیه الله مشکینى، ص ۱۳۰ و جامع الاخبار، ص ۳۸۷٫

۱۰ . نهج الفصاحه، ص ۲۸۱٫

۱۱ . مستدرک الوسایل، ج ۲، ص ۷۹٫

۱۲ . المحجه البیضإ، ج ۳، ص ۴۲۲٫

۱۳ . کیمیاى سعادت، ج ۱، ص ۴۲۸٫

۱۴ . نهج الفصاحه، ص ۲۹۱٫

۱۵ . اصول کافى، ج ۲، ص ؛۶۶۶ بحارالانوار، ج ۸۲، ص ؛۹۴ مستدرک الوسایل، ج ۲، ص ؛۷۹ تنبیه الغافلین، ص ۱۰۶ و میزان الحکمه، ج ۲، ص ۱۹۵٫

۱۶ . حلیه المتقین، علامه مجلسى، ص ۴۴۶٫

۱۷ . مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۹۸ و سیستم اجتماعى اسلام، کوثر نیازى.

۱۸ . کلمات نغز محمد(ص)، ص ۹٫

۱۹ . کشف الغمه فى معرفه الائمه، على بن عیسى اربلى، ج ۲، ص ۲۶ و ۲۵ و علل الشرایع، ص ۱۸۱٫

۲۰ . خصال صدوق، ج ۱، ص ۱۷۹٫

۲۱ . المحجه البیضإ، ج ۳، (آداب الصحبه و المعاشره)، ص ۴۲۳٫

۲۲ . نهج الفصاحه، ص ۲۵٫

۲۳ . المحجه البیضإ، ج ۵، ص ؛۱۲۵ الحکم الزاهره، ص ۴۲۱ و کیمیاى سعادت، ج ۱، ص ۴۲۷٫

۲۴ . تنبیه الغافلین، ص ۱۰۶ و نهج الفصاحه، ص ۵۷۳٫

۲۵ . نهج الفصاحه، ص ۲۸۶٫

۲۶ . جهادالنفس، شیخ حر عاملى، ترجمه على صحت، ص ۴۲٫

۲۷ . نهج الفصاحه، ص ۲۷ و کلمات نغز محمد(ص)، ص ۲۲٫

۲۸ . نهج الفصاحه، ص ۳۲٫

۲۹ . آثار الصادقین، آیه الله صادق احسان بخش، ج ۲، ص ۳۷۶٫

۳۰ . نهج الفصاحه، ص ۴۶۳٫

۳۱ . مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۴٫

۳۲ . نهج الفصاحه، ص ۱۴٫

۳۳ . نزهه النواظر، ص ۲۳ و ۴۵٫

۳۴ . فروغ ابدیت، جعفر سبحانى، ج ۱، ص ۳۱۵و۳۱۴٫

۳۵ . سفینه البحار، حاج شیخ عباس قمى، ج ۱، ص ۴۱۴ و ؛۴۱۳ نخبه الانوار فى هدایه الابرار، مولوى همدانى، ص ؛۷۷ تنبیه الغافلین، ص ۱۰۶، نهج الفصاحه، ص ۵۴۶٫

۳۶ . الاصابه فى تمییز الصحابه، ج ۲، ص ۴۶۰ و ج ۴، ص ؛۳۲۲ زهرالربیع، ص ۸۹ و مجالس المومنین، قاضى نورالدین شوشترى، ج ۱، ص ۶۴۶٫

۳۷ . الکافى، ج ۲، (باب حق الجوار)، ص ؛۶۶۷ وافى، ج ۱، ص ۳۵۰ و ذخیره العباد، جزء ۳، ص ۵۳٫

۳۸ . سفینه البحار، ج ۱، حدیث فاطمه زهرا(س).

۳۹ . نهج الفصاحه، ص ۲۴ و المحجه البیضإ، ج ۳، ص ۴۲۵٫

منبع :ماهنامه کوثر،شماره ۵۰

حقوق برادران و نزدیکان و همسایه‏.

اشاره:

دین مقدس اسلام، برنامه ای جامع و کامل برای سعادت بشر در دنیا و آخرت است که جنبه ها و نیازمندی های فردی و اجتماعی، جسمی و روحی او را در نظر دارد و در مورد برادران و همسایه داری نیز رهنمودهای سودمندی بیان کرده است. خداوند در قرآن کریم در برشماری مجموعه ای از حقوق اسلامی مسلمانان در قبال یکدیگر، نیکی به چند گروه از جمله همسایگان را به بندگانش سفارش می کند.

خداوند متعال در آیه نخست سوره چهارم (نساء) فرموده است «و بترسید از خدایى که درخواست کرده مى‏شوید به آن و رحم‏ها، بدرستى که خداوند بر شما نگهبان است.» یعنى بترسید از اینکه پیوندهاى خویشاوندى را بگسلید[۱].

و در آیه چهلم همان سوره فرموده است: «و همسایه صاحب قرابت و همسایه دور و همسایه دیوار به دیوار و در راه مانده نیازمند.» و در آیه بیست و پنجم سوره چهل و هفتم (محمد) فرموده است «شاید که شما هم چون والى شوید، در زمین تباهى کنید و پیوند خویشاوندى‏هایتان را بگسلید.» و سپس فرموده است «آن گروه، آنانند که خدا لعن کرد ایشان را و آنان را کر و چشمهایشان را کور کرد.» از امام صادق (علیه السّلام) پرسیده شده است، کمترین حق مؤمن بر برادر مؤمن چیست؟ فرمود: باید در چیزى که خود نیازمندتر به آن است، خود را بر برادر خویش ترجیح ندهد[۲].

و فرموده است، با مواسات میان برادران خویش، به خداوند تقرب جویید[۳].

و فرموده است، حرمت مؤمن، از کعبه بزرگتر است‏[۴].

گفته شده است در محضر امام صادق (علیه السّلام) از شومى سخن رفت. فرمود: در سه‏ چیز شومى هست، در زن و خانه و مرکب. شومى زن در آن است که مهریه‏اش سنگین و همسرش از او ناخشنود باشد. شومى مرکب در چموشى و سرکشى آن است. شومى خانه در کمى مساحت و بدى همسایگان و بسیارى عیب آن است‏[۵].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: بر مسلمان روا نیست که از برادر دینى خود بیش از سه روز دورى کند. همان حضرت فرموده‏اند: چهار چیز شکننده پشت است، پیشوایى که نافرمانى خدا کند و در عین حال فرمانش مطاع باشد. زنى که مردش او را نگهدارى کند و او بر آن مرد خیانت ورزد و فقرى که براى آن علاجى پیدا نشود و همسایه بد در محل سکونت‏[۶].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، دوستى را حد و مرز و شروطى است و هر کس این شروط در آن نباشد، او را به کمال دوستى نسبت مدهید. نخست آنکه، آشکار و نهان او براى تو یکسان باشد. دوم آنکه، زینت تو را زینت خود و ناپسند تو را، ناپسند خود بداند. سوم اینکه، مال و ولایت، دوستى او را تغییر ندهد و دگرگون نسازد. چهارم آنکه، چیزهایى را که در توانایى اوست، از تو باز ندارد. پنجم آنکه، در گرفتارى‏ها و بدبختى‏ها، تو را رها نکند[۷].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است: ابلیس که خدایش نفرین کناد، گفته است، مرا بر پنج گروه چاره‏یى نیست و دیگر مردم در مشت منند، نخست، هر کس با نیت راست به خدا پناه برد و در همه کار خویش بر او توکل کند. دوم، آن کس که در شب و روز، تسبیح و ستایش او از خداوند فراوان باشد. سوم، هر کس که براى برادران مؤمن خود به همان چیز خشنود باشد که براى خود خشنود است. چهارم، آن کس که در مصیبت بیتابى نکند. پنجم، هر کس که به آنچه خداوند قسمت او فرموده است، راضى باشد و تنها همت او روزى‏اش نباشد[۸].

امام باقر (علیه السّلام) فرموده است، برادر مسلمانت را دوست بدار و آنچه را براى‏ خود دوست مى‏دارى براى او دوست بدار و آنچه را براى خود ناخوش مى‏دارى، براى او ناخوش بدار. چون نیازمند شدى از او بخواه و چون او از تو چیزى خواست به او بده و هیچ خیرى را از او اندوخته مدار که او از تو خیرى را اندوخته نمى‏دارد. پشت او باش که او هم براى تو پشت و پشتیبان است. چون به سفر رفت، در غیبت او نگهدارش باش و چون باز آمد به دیدارش برو. او را گرامى و محترم بدار که او از تو و تو از اویى. و اگر بر تو عتاب کرد از او جدا مشو تا عتاب و دلتنگى او از میان برود، چون خیرى به او برسد، خدا را حمد و ستایش کن و اگر گرفتار شد، او را یارى بده و اندوهى بر او میفزاى‏[۹].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، هر مؤمنى که بتواند برادر دینى خود را یارى دهد و او را یارى ندهد، خداوند در دنیا و آخرت او را یارى نمى‏دهد[۱۰].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: هر کس همسایه خود را آزار دهد، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى‏فرماید و جایگاه او دوزخ است، که چه بد جایگاهى است و هر کس حقوق همسایه‏اش را تباه کند، از ما نیست و جبریل (علیه السّلام) چندان در باره همسایه سفارش کرد که پنداشتم بزودى از او ارث خواهد برد[۱۱].

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، هر کس موضوعى براى برادر مؤمن خود بسازد و بگوید و بخواهد به آن وسیله، مروت او را نابود کند و او را از چشم مردم بیفکند، خداى تعالى او را از ولایت خویش بیرون مى‏فرماید و به ولایت شیطان در مى‏آورد[۱۲].

و همان حضرت فرموده است، هر کس آزار خویش را از همسایه خود باز دارد، خداوند لغزشهاى او را روز قیامت مى‏بخشد و هر کس عفت بطن و فرج داشته باشد، (شکمباره و زن باره و غلام باره نباشد.) در بهشت چون فرشته محبوبى خواهد بود و هر کس برده مؤمنى یا کنیزک مؤمنى را آزاد کند، برایش در بهشت خانه‏یى ساخته مى‏شود.

و به یکى از یاران خود فرموده است، هر کس از برادران دینى که سه بار بر تو خشم گرفت و در عین حال در باره تو چیز بدى نگفت، او را دوست خود قرار بده‏[۱۳] و فرموده است، به برادرت کمال اعتماد را مکن و از شتاب و سرعت درگذشت، هرگز طلب آمرزش نمى‏شود و مبادا که تو را بر زمین افکند.

و به یکى از یاران خود فرموده است، دوست خود را از آن رازهاى خویش آگاه کن که اگر دشمنت بر آن آگاه شود، زیانى به تو نرسد. زیرا دوست ممکن است روزى دشمن شود[۱۴].

و همان حضرت از قول امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است که چگونه مى‏توانى تمام حقوق برادرى را ادا کنى و کدامیک از مردان کاملا مهذب است؟[۱۵] امام باقر (علیه السّلام) فرموده است، هر مؤمنى که درمانده و گرفتارى به او پناه آورد و نیازش را برآورده کند خداوند در قبال آن هفتاد و سه نیازش را برمى‏آورد که هفتاد و دو نیاز آن از امور آن جهانى و یکى از حوائج این جهانى است. کمترین عنایت خداوند در این جهان، این است که از آن شخص و زن و فرزند و اموالش دفاع مى‏فرماید و رفع بلا مى‏کند و کمترین عنایت در آخرت این است که براى آن شخص، درهاى بهشت گشوده مى‏شود و به او مى‏گویند از هر درى که مى‏خواهى وارد شو و او پیش ما مى‏آید[۱۶].

امیر المؤمنین على (علیه السّلام) فرموده است، بهترین کارهاى پسندیده، عیادت بیماران است و رسول خدا ما را به این کار فرمان داده است.

امام صادق (علیه السّلام) فرموده است، از بیماران عیادت کنید و بخواهید براى شما دعا کنند، که دعاى ایشان همچون دعاى فرشتگان است.

امام باقر (علیه السّلام) فرموده است، از جمله مناجات‏هاى موسى (علیه السّلام) با خداوند متعال این بود که پرسید، پروردگارا! براى کسى که از بیمارى عیادت کند چه مزدى است؟

فرمود: فرشته‏یى گماشته مى‏شود که تا روز حشر در گورش به عیادت و دیدارش برود[۱۷].

پیامبر (صلّى الله علیه و آله) فرموده‏اند: خداوند در عقوبت گناهان براى گنهکاران در دنیا در هیچ مورد چنان شتابى ندارد که در مورد ستم و بریدن پیوند خویشاوندى، و این همراه با عقوبتى است که براى آخرت او اندوخته مى‏شود.

و همان حضرت فرموده‏اند: هر کس دوست مى‏دارد که خداوند در روزى او گشایش دهد و مرگش را به تأخیر اندازد، حتما رعایت پیوند خویشاوندى کند[۱۸].

و نیز فرموده‏اند: هر کس براى من یک چیز را عهده‏دار شود، من براى او چهار چیز را ضمانت مى‏کنم، او رعایت پیوند خویشاوندى کند، تا خاندانش او را دوست بدارند و روزى‏اش فراخ شود و بر عمرش افزوده گردد و خدایش او را به بهشتى که وعده فرموده است، درآورد[۱۹].

و فرموده است، آیا مى‏دانید حق همسایه چیست؟ شما از حق همسایه جز اندکى را نمى‏دانید، همانا کسى که همسایه‏اش از آزارش در امان نباشد به خدا و روز رستاخیز ایمان نیاورده است. چون همسایه وام بخواهد، باید به او وام داد و چون خیرى به او رسد، باید شادباش بگویدش و چون اندوه و مصیبتى به او رسد، باید او را تسلیت دهد و نباید ساختمان خانه خود را از خانه همسایه چندان بلندتر بسازد که مانع از وزش نسیم گردد، مگر به اجازه او و چون میوه نوبر بخرد، باید براى همسایه بفرستد و اگر به او هدیه نمى‏کند باید آن میوه را پوشیده به خانه خود برد و نباید اجازه دهد کودکانش آن میوه را آشکارا مصرف کنند که اشتهاى کودکان همسایه تحریک، و ناراحت شوند و سپس رسول خدا فرمودند: همسایگان سه نوعند: برخى از آنان سه حق دارند، حق اسلام و حق همسایگى و حق نزدیک بودن. برخى از آنان دو حق دارند، حق اسلام و حق همسایگى. (در مورد همسایگان دورتر) و برخى یک حق دارند و آن همسایه کافر است که فقط حق همسایگى براى او محفوظ است‏[۲۰].

و فرموده است، آن کس که سیر باشد و همسایه‏اش کنار او گرسنه بماند از مؤمنان نیست‏[۲۱].

شاعر چنین سروده است:

«دوستان هنگام آسایش و راحت بسیارند، ولى در سختى‏ها، آنان اندکند.

بنا بر این، ادعاى دوستى کسانى که با آنان برادرى و دوستى مى‏کنى تو را مفریبد که براى تو در سختى دوستى نیست. هر کسى مى‏گوید من وفا دارم، ولى چنان نیست که به گفتار خود عمل کند، مگر مرد نژاده و دین‏دار که چون سخنى گوید به آن عمل مى‏کند.» دیگرى گفته است «از دوستان کسانى را با صفا مى‏بینم که یک دل و به هنگام بروز سختى‏ها شکیبا و پایدار باشند.» دیگرى گفته است «هر دوستى که دوستى او براى خدا نباشد من به دوستى و صمیمیت او اعتماد ندارم.» دیگرى گفته است «با دشمن من دوستى مى‏ورزى و مى‏پندارى که من دوست تو هستم. این گفتار تو مایه شگفتى است، برادر من کسى نیست که فقط با زبان مرا دوست داشته باشد، بلکه دوست من کسى است که در غیاب هم، دوست من باشد.»

پی نوشت:

[۱] . همین تفسیر از حضرت باقر( علیه السّلام) در تفسیر تبیان شیخ طوسى، ص ۱۰۰، ج ۳ آمده است. م.

[۲] . به نقل از خصال صدوق، صفحات ۷ و ۸، در بحار الانوار، ص ۳۹۱، ج ۷۴، چاپ جدید، آمده است. م.

[۳] . به نقل از خصال صدوق، صفحات ۷ و ۸، در بحار الانوار، ص ۳۹۱، ج ۷۴، چاپ جدید، آمده است. م.

[۴] . در اختصاص شیخ مفید، ص ۲۳ به این صورت آمده است« به خدا سوگند حق مؤمن از کعبه بزرگتر است.». م.

[۵] . نظیر این روایت از پیامبر( صلّى الله علیه و آله) در محجه البیضاء، ص ۴۲۳، ج ۳، و به همین صورت در خصال، ص ۱۲۲، ج ۱، با ترجمه آقاى کمره‏یى، آمده است. م.

[۶] . این روایت هم در خصال، ص ۱۹۶، ج ۱، آمده است. م.

[۷] . به نقل از امالى صدوق، ص ۳۹۷، و خصال صدوق، ص ۱۳۳، ج ۱، در بحار الانوار، ص ۱۷۳، ج ۷۴، آمده است. م.

[۸] . در خصال، ص ۲۵۶، ج ۱، همراه با ترجمه آقاى کمره‏یى، آمده است. م.

[۹] . بخشى از روایت مفصل‏ترى است که در اختصاص شیخ مفید، ص ۲۲، چاپ نجف، آمده است. م.

[۱۰] . در ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صدوق، ص ۴۸۴، با ذکر سند آمده است. م.

[۱۱] . به نقل از امالى صدوق، با ذکر مطالب بیشترى در بحار الانوار، ص ۱۵۰، ج ۷۴، آمده است. م.

[۱۲] . در اصول کافى مترجم، ص ۶۲، ج ۴، با اندک اضافه‏یى آمده است. م.

[۱۳] . به نقل از امالى صدوق( رضی الله عنه)، در بحار الانوار، صفحات ۱۷۳ و ۱۷۴، جلد ۷۴، چاپ جدید، با توضیح در پاورقى‏ها آمده است. م.

[۱۴] . به نقل از امالى صدوق( رضی الله عنه)، در بحار الانوار، صفحات ۱۷۳ و ۱۷۴، جلد ۷۴، چاپ جدید، با توضیح در پاورقى‏ها آمده است. م.

[۱۵] . به نقل از امالى صدوق( رضی الله عنه)، در بحار الانوار، صفحات ۱۷۳ و ۱۷۴، جلد ۷۴، چاپ جدید، با توضیح در پاورقى‏ها آمده است. م.

[۱۶] . چند روایت نظیر و نزدیک به این روایت در اصول کافى، صفحات ۲۸۵ و ۲۸۶، ج ۳، همراه با ترجمه آقاى دکتر سید جواد مصطفوى، آمده است. م.

[۱۷] . در ثواب الاعمال صدوق، ص ۲۳۱ با ذکر سند آمده است. م.

[۱۸] . به نقل از خصال، ص ۱۸، ج ۱، در بحار الانوار، ص ۸۹، ج ۷۴، آمده است. م.

[۱۹] . با اندک تفاوت و به صورت صحیح‏ترى که به جاى« خاندانش»، خداوندش مى‏باشد، در عیون اخبار الرضا، ص ۳۷، ج ۲، آمده است. م.

[۲۰] . در مشکاه الانوار طبرسى، ص ۲۱۳ هم از همین کتاب آمده است. م.

[۲۱] . نظیر این در امالى شیخ طوسى، ص ۱۳۴، ج ۲، آمده است. م.