هدیه دادن

نوشته‌ها

تکریم فرزند شهید

یکی از اعضای محترم دفتر امام خمینی(ره) نقل کردند: خانم معلمی از کشور ایتالیا، که به آیین حضرت مسیح بود، نامه‌ای را که از ابراز محبت و علاقه به امام و راه او آکنده بود، همراه با یک گردن بند طلا، برای ایشان فرستاده و متذکر شده بود که:

«این گردن بند را که یادگار آغاز ازدواجم هست و آن را خیلی دوست دارم، تقدیم محضر شما می‌نمایم.»

مدتی آن را نگه داشتیم. در آخر با تردید از این که امام آن را می‌پذیرد یا نه، همراه ترجمه نامه، خدمت معظم له بردیم. ایشان نامه و گردن بند را گرفت و روی میز که کنارشان قرار داشت گذاشت. دو سه روز بعد، اتفاقا دختر بچه دو یا سه ساله‌ای را آوردند که پدرش در جبهه مفقودالاثر شده بود.

امام وقتی متوجه شد، فرمود: «الان او را داخل بیاورید.» دخترک را به حضور امام(ره) آوردند؛ او را روی زانو نشاند و صورت مبارک خود را به صورت کودک چسباند و دست بر سر او گذاشت. مدتی به همین حالت، آهسته با او سخن می‌گفت. با آن که فاصله ما با ایشان کمتر از یک و نیم متر بود، حرف‌های ایشان برای ما مشخص نبود.

سرانجام آن کودک، که در آغاز، افسرده بود، در آغوش امام خندید و به دنبال آن، امام هم احساس سبکی و انبساط کرد. آن گاه دیدیم که معظم له همان گردنبند را برداشت و با دست مبارک خود به گردن دختر بچه انداخت و آن دختر بچه در حالی که از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید، از خدمت امام بیرون رفت.

منبع: مصطفی وجدانی؛ سرگذشت‌های ویژه از زندگی امام خمینی ره؛ ج۵ ص۶۶)

آداب و اعمال روز عید غدیر

در تاریخ اسلام دو حادثه بسیار مهمّ و بزرگ اتفاق افتاده است که از یکی رسالت و از دیگری امامت به وجود آمده است. نخستین حادثه، نزول وحی بود که رسالت پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) را در برداشت و دومین حادثه نیز در هیجدهم ذیحجه سال دهم هجرت در مسیر بازگشت پیامبر گرامی اسلام از مراسم حجه الوداع اتفاق افتاد.

در این روز بزرگ، رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) به امر الهی در مسیر بازگشت از مراسم حج، در محلی به نام غدیر خم حضرت علی علیه السلام، را به عنوان وصی و جانشین بعد از خود به همگان معرفی نمودند. در حقیقت انتصاب حضرت علی(علیه السلام) به امامت در واقعه غدیر خم، ادامه رسالت مهم پیامبر گرامی اسلام بود. بنابراین روز غدیر و انتصاب امیرالمومنین(علیه السلام) به امامت به اندازه روز بعثت و رسالت نبی گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) دارای اهمیت می باشد.

نقل شده است که امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند. امام علی علیه السلام با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند. و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود. لذا این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.

پس شایسته است که به پاس قدردانی از این نعمت عظیم الهی و عرض ادب به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علی علیه السلام، عید سعید غدیر را در خانواده و اجتماع باشکوه فراوان برگزار نماییم و از برکات معنوی این روز عزیز بهره مند شویم. آنچه در این مختصر تقدیم می گردد آدابی است که بزرگان دین به منظور گرامی داشت این روز عزیز تعلیم فرموده اند:

اعمال و آداب روز عید غدیر

در بیان ائمه علیهم السلام برای این روز بزرگ اعمالی وارد شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:

 تحکیم بیعت با ولایت

همان گونه که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله بعداز نصب حضرت علی علیه السلام به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند، در سال روز آن حماسه جاوید، تجدید آن بیعت سفارش شده است.

 تبریک گفتن

حضرت امام رضا علیه السلام، می فرماید: «روز عید غدیر خم روز تهنیت گویی است. بعضی از شما به بعض دیگر تهنیت بگوید و هرگاه مؤمنی با برادرش برخورد کرد بگوید: الحمدللّه الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایه أمیرالمؤمنین و الائمه سلام الله علیهم.»

 اظهار سرور و شادمانی

در وصف شیعه و شیعیان گفته شده است که به شادی ما ائمه شادند و به حزن ما محزون؛ و مسلّم است که عید غدیر شادی بخش ترین عید ائمه است و شادمانی شیعه در این روز فرض است.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «حقا که روز غدیر روز عید فرح و سرور است». همچنین از امیر المومنین علی علیه السلام نیز نقل شده است که ایشان فرمودند: «در روز عید غدیر اظهار فرح و شادمانی کنید و برادران مسلمان خود را نیز شاد گردانید.»

 مصافحه کردن

مصافحه یا دست دادن از آداب اسلامی است و در روز عید غدیر به آن تاکید بیشتری شده است. امام علی علیه السلام می فرمایند: «روز عید غدیر هنگامی که یکدیگر را ملاقات می کنید با هم مصافحه کنید.»

ذکر مخصوصی نیز در این روز هنگام مصافحه سفارش شده است که عبارت است از؛ «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام؛ سپاس خدای را که ما را از جمله درآویختگان به ولایت امیرالمؤمنین علی و ائمه علیهم السلام قرار داد.»

آراستن و پوشیدن لباس نو

از دیرباز عیدها و جشن ها با نظافت، غبارزدایی، پیراستن و آراستن همراه بوده است و شیعیان باید این روش ها را برای عید غدیر نیز رعایت نمایند. چرا که حضرت امام رضا علیه السلام، می فرمایند: «روز غدیر، روز آراستن و زینت است. پس هر کس برای روز غدیر، زینت کند، خداوند هر خطای کوچک و بزرگ او را می آمرزد و فرشتگانی را به سوی او می فرستد، آنان نیکی های او را می نگارند و مراتبش را تا عید غدیر سال آینده بالا می برند. اگر او جان دهد، شهید مرده است و اگر زیست کند، خوشبخت زیسته است.»

حضرت امام صادق علیه السلام نیز می فرمایند: «یکی از وظایف روز غدیر این است که مؤمن تمیزترین و گرانقدرترین جامه های خویش را بپوشد.»

پس چه زیبا خواهد بود که سردر منازل و اماکن عمومی تجارتی و اداری چراغانی شود تا شامل این پاداش بزرگ گردد.

استفاده از بوی خوش

اسلام درباره به کارگیری بوی خوش و زدن عطر، بسیار سفارش کرده است. به خصوص در ایام عید سعید غدیر سفارش ویژه ای نسبت به این سنت خوب شده است. امام صادق علیه السلام، در پی وظایف مؤمن در روز غدیر فرمودند: «و مؤمن به اندازه توان و دست باز بودنش بوی خوش استعمال کند.»

 پیمان اخوت و برادری

از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است. و به همین منظور پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله بین مسلمانان مهاجرین و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی علیه السلام را با خویش برادر نمود و در برخی از زیارات که خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله می خوانیم: «السلام علیک و علی اخیک علی بن ابیطالب علیه السلام» اشاره به همین برادری است. پیمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدیر است و صیغه مخصوصی دارد که در مفاتیح الجنان آمده است.

 احسان و انفاق

احسان و انفاق از دستورات ویژه اسلامی است. اما در ایام بزرگی مثل عید غدیر بر آن تأکید بیشتری شده است. در سیره امام حسن علیه السلام است که ایشان روز عید غدیر مهمانی می داد و شخص امام علی علیه السلام نیز در آن مراسم شرکت می کردند.

 صله رحم

صله رحم از پسندیده ترین آداب اسلامی است و شرع مقدس اسلام بر این مطلب تأکید فراوان نموده است. اما در روز عید غدیر بر این نکته سفارش بیشتری شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «از کارهایی که در روز عید غدیر مستحب است صله رحم است.»

دیدار با مؤمنان

زیارت برادران مؤمن از سنت های مهم اسلامی است؛ لیکن در روز عید غدیر، دید و بازدید به عنوان یکی از شعائر مذهبی و ولایی بیشتر مورد سفارش قرار گرفته و پاداش افزونتری دارد.

حضرت امام رضا، علیه السلام، می فرمایند: «هر کس که در روز غدیر به دیدار مؤمنی برود خداوند هفتاد نور در قبرش داخل کند و قبرش را بگستراند، و هر روز هفتاد هزار فرشته به زیارت قبرش آید و به او مژده بهشت دهد.»

 رفع حاجت مؤمنان

رفع حاجت مومنان از جمله اعمالی است که اسلام برای آن ارزش خاصی قائل شده است و ائمه آن را از چند طواف برتر می دانند. در روز غدیر این عمل فضیلت بیشتری دارد. امام علی علیه السلام فرمودند: «کسی که مؤمنان را در روز غدیر تکفل کند نزد خدای متعال من ضامنش هستم که از کافر شدن و پریشان شدن در امان باشد.»

 غسل کردن

امام صادق، علیه السلام، فرمودند: «هنگامی که روز غدیر فرا برسد باید در فراز آن [هنگام ظهر] غسل کرد.»

 تشکیل اجتماع در روز عید غدیر

به جهت یادآوری روزی که پیامبر صلّی الله علیه و آله به امر خداوند علی علیه السلام را به امامت امت اسلامی نصب کرد، بجاست در مراکز گوناگون گرد آییم و به یاد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشیم.

ائمه علیهم السلام سفارش کرده اند که به جهت یادآوری مقام محمد صلّی الله علیه و آله و خاندان او علیهم السلام اجتماعات تشکیل بشود؛ و خود نیز از این گونه اجتماعات برپا می داشتند.

دعا، روزه و عبادت

روزه و دعا از اعمالی است که در همه اعیاد مورد سفارش و تأکید است خاصه در روز عید غدیر. حسن بن راشد گوید: از امام صادق علیه السلام درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمودند: «این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستید.»

روزه عید غدیر از مستحباتی است که مکرر به آن سفارش شده است. امیرالمؤمنین علیه السلام، در خطبه ای که در روز عید غدیر ایراد کردند فرمودند: «روزه عید غدیر از مستحباتی است که خداوند بدان فراخوانده است.»

حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: «بر شما لازم است که که در روز عید غدیر برای سپاس گزاری از خداوند و ستودن او، روزه بگیرید.»

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: «چه کاری شایسته روز غدیر است و چه عملی در آن، استحباب دارد؟ حضرت پاسخ دادند: روزه و…»

امام صادق علیه السلام، درباره پاداش روزه عید غدیر فرموده اند: «روزه داشتن در روز عید غدیر پاداشی معادل روزه گرفتن در همه عمر دنیا را دارد.»

و فرموده اند: «روزه داشتن روز عید غدیر خم، کفاره گناه شصت سال است.»

 افطاری دادن

از اعمالی که به انجام آن در روز عید غدیر سفارش شده است؛ افطاری دادن به روزه داران است. حضرت علی علیه السلام فرموده اند: «کسی که در شامگاه عید غدیر، به یک مؤمن افطاری بدهد، گویا یک میلیون نفر از پیامبران، شهیدان و صدیقان را افطاری داده است. حال چگونه است پاداش کسی که گروهی از مردان و زنان را افطاری دهد. و من ضامنم بر خدا که از کفر و فقر آسوده گردد و اگر در همان روز یا همان شب تا عید غدیر سال دیگر بمیرد، بر خداوند است پاداش او.»

 اطعام

از سنت های مؤکد دیگر در روز عید غدیر پذیرایی از مؤمنان است. امام صادق علیه السلام، درباره یکی از وظایف عید غدیر فرموده اند: «و برادرانت را طعام ده.»

 ابراز برائت

روز غدیر روز بیزاری از کسانی است که با نپذیرفتن امامت حضرت علی علیه السلام، آشکارا با خدا و با پیامبر خدا مخالفت نمودند و بزرگترین جنایت و خیانت را به تاریخ بشریت کردند و در حقیقت این عدم پذیرش سرآغاز تمام بدبختی ها و بیچارگی ها بود. بنابراین روز غدیر، روز برائت از این همه ستمکاری و ستمکاران است.

در یکی از دعاهای روز غدیر آمده است: «و نبرأ ممّن یبرأ منه و نبغض من أبغضه؛ ما بیزاری می جوییم از آن کس که از علی علیه السلام بیزاری جوید و دشمن داریم آن کس که علی علیه السلام را دشمن دارد.»

ذکر صلوات

حضرت رضا علیه السلام در وصف عید غدیر فرموده اند: «روز غدیر روز صلوات فرستادن فراوان بر محمد و آل محمد است.»

 نماز و نیایش

روز عید غدیر بهترین فرصت و موقعیت برای نیایش است؛ چرا که روز غدیر روز سپاس و ستایش به پیشگاه حضرت احدیت است. حضرت رضا علیه السلام می فرمایند: «روز غدیر روزی است که خداوند، بر توان کسی که او را نیایش کند، می افزاید.» و همچنین فرمودند: «روز غدیر روزی است که دعا در آن مستجاب می گردد.»

نماز عید غدیر دو رکعت است که باید در هر رکعت پس از حمد، ده مرتبه سوره توحید، ده مرتبه آیهالکرسی و ده مرتبه سوره قدر را خواند. وقت نماز نیم ساعت پیش از ظهر است و پاداش این نماز برابر است با صدهزار حج و صدها هزار عمره؛ همچنین کسی که این نماز را بخواند، هر چه از خداوند بخواهد برآورده شود.

 زیارت

زیارت یکی از سنن سازنده اسلامی است چه از نزدیک چه از دور. زیارت یک پیوند معنوی بسیار قوی بین شیعه و مقدسات اوست. از جمله آنها زیارت حضرت علی علیه السلام، از دور و نزدیک است.

امام رضا علیه السلام به پسر ابی نصر فرمودند: «هر جا که باشی در روز عید غدیر در بارگاه امیرالمؤمنین، علیه السلام، حاضر باش. بی تردید، خداوند، گناهان شصت ساله هر مرد و زن مؤمن را می آمرزد و چند برابر آنچه در ماه رمضان، شب قدر و شب عید فطر از آتش آزاد ساخته در آن روز آزاد می سازد.»

 خواندن دعای ندبه

طبق مدارک معتبر خواندن دعای ندبه در چهار عید مستحب است؛ جمعه، فطر، قربان و غدیر. توجه به فرازهای این دعا بخصوص آن قسمت که در رابطه با غدیر و خلافت حضرت علی علیه السلام، می باشد ضروری است.

دلجویی و مهرورزی متقابل

حضرت رضا علیه السلام، روز غدیر را «یوم التودّد» خواندند؛ یعنی روز مهر ورزیدن. بنابراین در چنین روزی باید معتقدان به ولایت، غم را از دل دوستان حضرت علی علیه السلام به هر نحوی که مقدور باشد برطرف نمایند.

 ایجاد زمینه های شادمانی

عید غدیر یادآور بزرگترین و گران قدرترین خاطره اسلام است خاطره استمرار رسالت پیامبر، صلّی اللَّه علیه وآله، با امامت علی، علیه السلام. در چنین روزی نه تنها خود باید دلشاد باشیم بلکه باید زمینه شادمانی دیگر برادران ایمانی راهم فراهم سازیم.

حضرت رضا علیه السلام می فرمایند: «[در روز غدیر] هر مرد و زن مؤمنی را شادمان سازید.»

 گشاده دستی نسبت به خانواده

یکی از دستورات اسلام ایجاد زمینه های لازم در جهت راحتی و آسایش خانواده است و به مناسبت عید غدیر تاکید بیشتری شده است. حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: «[در روز غدیر] مرد باید برای خانواده خود گشایش بیشتری فراهم کند.»

 هدیه دادن

هدیه دادن و گرفتن با توجه به ضوابط شرعی کار پسندیده ای است و اثرات روانی خاصی مخصوصاً در کودکان و نوجوانان دارد و بهترین موقعیت هدیه دادن عید غدیر است.

حضرت رضا، علیه السلام، عید غدیر را روز هدیه و بخشش می نامد و می فرمایند: «[روز غدیر] روز بخشش و هدیه دادن است.»

خانواده و حسن خلق(۲)

۲- ابراز محبت

انسان، تشنه ی دوستی و محبت است و محبت، انگیزه بسیاری از تلاش‌ها و زحمت‌های طاقت فرسای زندگی است. محبت زن و فرزند، پدر و مادر و دوست و آشنا است که انسان را به فعالیت و کسب معاش وا می‌دارد.
همچنان که آدمی از محبت خویش نسبت به دیگران لذت می‌برد، پیوسته در تلاش است که محبت دیگران را نسبت به خود جلب کند.
انسان می‌خواهد او را دوست داشته باشند و اگر احساس کند که هیچ کس به او علاقه ندارد، جهان با همه ی وسعتش برای او تنگ و تاریک خواهد شد؛ خود را غریب و تنها می‌بیند و چه بسا همین احساس تنهایی او را به اذیت و آزار دیگران و یا حتی خودکشی وا دارد.
از دید اسلام، اساس زندگی خانوادگی بر محبت است. خداوند در قرآن می‌فرماید:
«و من ایاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لستکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه، ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون؛(۱) و از نشانه‌های خدا این که از جنس خود شما همسرانی برایتان آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در این امر نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‌کنند».
خداوند متعال، انسان‌ها را به گونه‌ای آفریده که وقتی نیازها و مصالح یکدیگر را تأمین می‌کنند، کم کم رابطه‌ای میانشان ایجاد می‌شود و رشد می‌کند؛ این عاطفه به شکلی نیرومند و به طور طبیعی، میان دو همسر به وجود می‌آید و می‌تواند نقش مهمی در تأمین مصلحت کل خانواده ایفا کند. می‌توان گفت که نیرومندترین عامل دوام و رشد خانواده، عاطفه و محبت اعضای آن به یکدیگر است. بنابراین، به حکم عقل، اگر زندگی خانوادگی ضرورت داشته باشد، بهترین عامل برای استحکام و بقای آن، برانگیختن عواطف متقابل افراد خانواده نسبت به هم است.
هدف خداوند این است که میان دو همسر، مهر و محبت برقرار باشد و در کنار هم احساس آرامش کنند؛ پس اصل در زندگی خانوادگی، وجود فضایی آرام و محبت‌آمیز است و زن و شوهر باید تلاش کنند در میان اعضا آرامش به وجود آید و روز به روز عواطف و محبتشان به هم بیش‌تر شود.(۲)
زن و شوهر بیش از دیگران، انتظار محبت از یکدیگر دارند و یکی از اهداف مهم ازدواج نیز محبت‌خواهی و انس طلبی و آرامش به برکت کامیابی‌های مشروع است.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«اذا احببت رجلاً فاخبره بذلک فانه اثبت للموده بینکما؛(۳) هر گاه کسی را دوست داشتی، او را بدان آگاه ساز؛ زیرا این کار، دوستی را در میان شما استوارتر می‌سازد».
همچنین آن بزرگوار نقل می‌کنند که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:
«قول الرجل للمراه انی احبک لا یذهب من قلبها ابداً؛(۴) این گفته ی مرد به همسرش که «دوستت دارم»، هرگز از قلب او خارج نمی‌شود».
لازمه ی شادابی روح زن و جلوگیری از افسردگی و پژمردگی او این است که زن، خود را محبوب همسر خویش ببیند و از عشق و علاقه ی او نسبت به خود مطمئن باشد؛ همین اعتقاد و اطمینان، امنیت خاطر زن را تأمین می‌کند و به آرامش درونی آن می‌افزاید. اگر زن در مورد عشق همسرش نسبت به خود تردید کند یا به علاقه ی او به افراد دیگر پی ببرد، خود را از به دست آوردن دل او بی‌نصیب و ناتوان احساس می‌کند و روز به روز نهال زندگی او رو به پژمردگی نهاده، از نشاط روحی اش کاسته می‌شود. این مسأله، چنان بر روح و روان زن تأثیر می‌گذارد که علاقه ی او نسبت به فرزندانش نیز کمتر می‌شود؛ یعنی حتی عاطفه ی مادری نیز به شدت از عواطف شوهر نسبت به زن تأثیر می‌پذیرد. حمایت و مهربانی قلبی مرد، آن قدر برای زن ارزش دارد که زندگی زناشویی بدون آن برای زن قابل تحمل نیست و چنین ازدواجی هرگز نمی‌تواند او را به خوشبختی برساند.
نکته ی شایان توجه این که زن اغلب نمی‌تواند از بی‌مهری یا کم توجهی همسرش نسبت به خود شکوه کند یا گلایه خود را با وی در میان گذارد؛ گویی چنین کاری را در شأن خود نمی‌بیند و آن را مایه ی تحقیر خود می‌داند. حال اگر از چنین چیزی پیوسته رنج ببرد، آثار نامطلوب این احساس درونی به تدریج در رفتار و به ویژه در برخوردهای او با همسرش پدیدار می‌شود و روز به روز مسایل را پیچیده‌تر می‌سازد. زن به علت برخورداری از عواطف سرشار درونی، در شرایط طبیعی می‌تواند بیش‌ترین فداکاری و از خود گذشتگی را درباره ی همسرش از خود نشان دهد و عالی‌ترین احساسات خود را نثار او کند و با بسیاری از سختی‌ها و محرومیت‌ها بسازد؛ ولی همه ی اینها زمانی است که او در ارتباط با همسرش از جنبه ی روحی ارضا شود و احساسات و عواطف خود را تباه شده نبیند؛ به عبارت دیگر، اعتماد به علاقه و توجه همسر و برخورداری از عواطف و مهربانی او، این توانایی را در زن به وجود می‌آورد که بتواند با سختی‌ها بسازد و بیش‌ترین فداکاری را نسبت به همسرش از خود نشان دهد و از این همه گذشت و ایثار لذت برد. اما اگر چنین شرایطی برای او فراهم نشود؛ یعنی احساس کند گوهر محبت او را ارج نمی‌نهند و قدر فداکاری‌های او را نمی‌شناسند، روز به روز از این توانایی او کاسته می‌شود و از خودگذشتگی هایش زمینه ی بروز خود را از دست می‌دهد؛ به این ترتیب، اختلاف‌ها و ناسازگاری‌ها آغاز می‌شود.
منشأ بسیاری از اختلاف‌های خانوادگی در این است که زن به خواسته ی اصلی خود نمی‌رسد و خویشتن را از تصاحب قلب همسر و جلب محبت او نسبت به خود محروم و ناتوان می‌بیند، ولی آن را بیان نمی‌کند؛ بلکه به طور ناخودآگاه، ناسازگاری و رفتارهای اعتراض آمیز دیگری را در پیش می‌گیرد.
متأسفانه بسیاری از شوهرها به علت ناآگاهی از چگونگی دنیای درونی همسر خویش، این خواسته ی مشروع او را نادیده می‌گیرند و بی‌آن که از پیامدهای این رفتار خود در سرنوشت زندگی مشترکشان آگاه باشند، محبت و توجه چندانی به همسر نشان نمی‌دهند و او را در دنیایی از رنج‌های درونی، تنها می‌گذارند. زمانی که زن در زندگی زناشویی احساس شکست کند و سرمایه ی عشق را بر باد رفته ببیند، چگونه می‌تواند خویشتن را با تمام وجود وقف زندگی خانوادگی کند؛ او چگونه می‌تواند عواطف و احساسات پاک قلبی خود را سخاوتمندانه نثار کند و نهال زندگی مشترک را با عشق و عاطفه آبیاری کند؟
بنابراین، “نخستین وظیفه روحی و عاطفی شوهر نسبت به همسرش از همان روزهای آغاز زندگی مشترک این است که زن را از علاقه و محبتی که نسبت به او دارد مطمئن سازد و از کارهایی که نشان دهنده ی بی‌توجهی او به همسرش باشد، بپرهیزد و با نثار محبت، نهال نو رسیده ی زندگی زناشویی را سیراب و سرسبز سازد.”(۵) زن نیاز دارد که حرف‌های پر محبت بشنود؛ با شوهرش بیرون برود؛ در تحسین و تمجید از چیزها با شور و شوق شوهرش شریک شود و نیز یکی شدن واقعی با همسرش را در سکوتی آنی تجربه کند. برای زن، عشق به معنای علاقه ی دایمی و در سطح عالی است؛ درست به همین دلیل است که او می‌خواهد همیشه در کنار شوهرش باشد.
زن برای ساعت‌هایی که شوهرش با او است ارزش قائل است؛ جمعه‌هایی که او در خانه است و غروب‌هایی که شوهر او را به مهمانی یا سینما می‌برد. به نظر زن اینها راه‌هایی است که عشق ابراز می‌شود؛ اگر شوهر برای تماشای فوتبال بیرون برود، گله می‌کند که «تو دیگر مرا دوست نداری»؛ اگر مرد به چیز دیگری علاقه نشان دهد، به نظر زن به این دلیل است که دیگر علاقه‌ای به او ندارد.(۶)
از سوی دیگر، زن نیز باید به شوهر خود علاقه داشته باشد و این علاقه را به صورت‌های گوناگونی ابراز کند. ابراز علاقه ی زن به شوهر خود، باعث افزایش وفاداری مرد نسبت به زندگی خانوادگی و بالا رفتن انگیزه ی او برای کار در جهت تأمین آسایش خانواده می‌شود رضایت او را از زندگی زناشویی در پی دارد.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«لا غنی بالزوجه فیما بینه و بین زوجها الموافق لها عن ثلاث خصال، و هن… و اظهار العشق له بالخلابه والهیئه الحسنه لها فی عینه؛(۷) زن در روابط خود و شوهر همدلش از سه چیز بی‌نیاز نیست: … و سوم، آشکار کردن علاقه به شوهر با دلربایی و آرایش خود در برابرش او به گونه‌ای که او می‌پسندد».

۳- مدارا و گذشت

مدارا کردن به این معنی است که ما در زندگی جمعی، برخی رفتارهای نابه جای دیگران را تحمل کنیم و از آنها چشم بپوشیم؛ برای مثال اگر رفتار همسر ایرادی دارد که باعث آزار ما می‌شود، آن را تحمل کنیم؛ اگر تلاش ما برای برطرف کردن آن عیب به جایی نرسید، آن را وسیله‌ای برای تشنج، درگیری و تضعیف پیوند خانوادگی قرار ندهیم؛ زیرا هر یک از ما نقاط ضعفی داریم که گاه اصلاح آنها آسان نیست، یا همت لازم را برای برطرف کردن آنها نداریم. بنابراین، باید بپذیریم که زندگی مشترک معمولاً بدون این گونه عوارض نیست و هیچ یک از ما نیز معصوم نیستیم. و کسی که خود را بدون نقص می‌داند، از همه ناقص‌تر است.
البته هر کس باید تلاش کند از عیب‌های خود بکاهد. و این، لازمه ی رشد معنوی انسان و دستیابی او به یک زندگی سالم و پاکیزه است که قرآن کریم از آن به «حیات طبیه» یاد کرده است.
در هر حال، این گونه مسایل نیز وجود دارد و راهی جز تحمل و چشم پوشی و مدارا نیست؛ به همین دلیل، آموزه‌های اسلامی بر مدارا، گذشت و صبر بر بدرفتاری‌های همسر، تأکید کرده‌اند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره ی صبر بر بداخلاقی زن و تحمل او می‌فرماید:
«من صبر علی خلق امراه سیئه الخلق و احتسب فی ذلک الاجر اعطاه الله ثواب الشاکرین فی الاخره؛(۸) کسی که برای نیل به پاداش الاهی، بر اخلاق بد همسر خود صبر کند، خداوند ثواب شاکران را به او عطا خواهد کرد».
علی(علیه السلام) در توصیه به فرزند خود، محمد بن حنفیه، در باره ی مدارا با همسر می‌فرماید:
« … فان المراه ریحانه و لست بقهرمانه، فدارها علی کل حال و احسن الصحبه لها لیصفو عیشک …(۹) همانا زن، گلی خوش بو است، نه یک قهرمان، به همین دلیل در همه حال با او مدارا نما و با او نیکو مصاحبت کن تا زندگی ات با خوشی باشد».
و امام باقر(علیه السلام) در توصیه ی زنان به صبر بر اذیت‌های شوهر می‌فرماید:
« … و جهاد المراه ان تصبر علی ما تری من اذی زوجها و غیرته؛(۱۰) جهاد زن آن است که بر آزارهای شوهر و غیرت ورزی بی‌مورد او صبر کند».

۴- کاستن از توقعات

از عوامل مهمی که در استحکام و استمرار روابط صمیمانه و محبت‌آمیز نقش بسزایی دارد، پرهیز از خواسته‌های بی‌موردی است که بدون در نظر گرفتن امکانات طرف مقابل، بر او تحمیل می‌شود و او را دچار مشکلات گوناگون می‌کند.
اگر انسان خواهان محبتی است که در آن هیچ گونه ملامت و سنگینی احساس نکند و نیز آرامش داشته باشد، باید از تحمیل هر نوع خواهشی که بیرون از حد توان طرف مقابل و زمینه‌ساز بدبینی و دلسردی است، بپرهیزد.
با نگاهی گذرا می‌توان به خوبی دریافت که منشأ بسیاری از اختلاف‌ها و کشمکش‌های خانوادگی که گاهی به طلاق نیز می‌انجامد و سرگردانی، خستگی و افسردگی فرزندان را هم در پی دارد، انتظارات غیر منصفانه و غیر واقع‌بینانه است؛ انتظاراتی که عرصه ی زندگی را چنان بر مرد یا زن تنگ می‌کند که نجات خویش را با وجود همه ی پی آمدهای ناخوشایند، در ترک زندگی مشترک می‌یابند.
همسران گرامی! چه نیکو است با اندکی تأمل، به هوش آیید و کانون پر مهر زندگی را با توقعات بی‌جا و ملال‌آور، عرصه ی تاخت و تاز ابلیس مطرود و نفس سرکش قرار ندهید و سرنوشت خود و فرزندانتان را دستخوش خواسته‌های غیر مشروع خویش نکنید.
به خدمت گرفتن بانوان برای ابتدایی‌ترین کارهای شخصی روزمره که حتی ضعیف‌ترین انسان‌ها نیز به سادگی از عهده ی آن بر می‌آیند؛ تحمیل مهمانی‌ها و شب نشینی‌های طولانی و خسته کننده به آنان؛ بهانه‌گیری و درخواست‌های مختلف در زمینه ی تهیه لباس و مسکن و ماشین، بدون در نظر گرفتن توانایی مالی مردان که با هیچ معیار شرعی و اخلاقی سازگار نیست و… اینها مواردی است که مرد یا زن را نسبت به ادامه ی زندگی مشترک بی‌رغبت و دلسرد می‌کند که با خویشتنداری، مراقبت و تأمل در پیامدهای بد آن باید به شدت از آن پرهیز نمود.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:
«ایما امراه لم ترفق بزوحها و حملته علی ما لایقدر و ما لا یطیق لم تقبل منها حسنه و تلقی الله و هو علیها غضبان؛(۱۱) هر زنی که بر شوهر خود دلسوزی نکند و او را به کارهایی که خارج از توان و طاقت او است وادار کند، هیچ عمل نیک او پذیرفته نمی‌شود و در قیامت خدا را در حالی که بر او غضبناک است، ملاقات می‌کند».
حضرت فاطمه(علیها السلام) در طول زندگی مشترک با همسر بزرگوارشان، امیرمومنان(علیه السلام) چیزی از او درخواست نمی‌کردند. حتی گاهی چندین روز خود و فرزندان معصومشان گرسنه می‌ماندند و آن حضرت یادآور نمی‌شدند؛ هنگامی که از حضرتش پاسخ آن را جویا می‌شدند، پاسخ می‌دادند:
پدرم رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مرا نهی فرمودند که از شما چیزی طلب کنم.(۱۲)

۵- مشورت کردن با همسر

یکی از صفات نیک مؤمنان، مشورت با یکدیگر است.
قرآن کریم در این باره می‌فرماید:
« … و امرهم شوری بینهم…؛(۱۳) [مؤمنان کسانی هستند که ]…کارهایشان از طریق مشورت در میان آنها صورت می‌گیرد».
در شور و مشورت باید دو امر را از یکدیگر متمایز ساخت:
اول، وقتی دو نفر با هم مشورت می‌کنند، به یقین از افکار و نظریات یکدیگر الهام می‌گیرند و به نقاط ضعف و قوت افکار همدیگر آگاه می‌شوند. اصولاً افرادی که در کارهای خود با دیگران مشورت می‌کنند، کم‌تر گرفتار لغزش و اشتباه می‌شوند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:
«انه ما من رجل یشاور احداً الا هدی الی الرشد؛(۶۱) نیست کسی که در کارهای خود مشورت بکند، مگر این که به راه درست و مطلوب هدایت شود».
اما افرادی که گرفتار استبداد رأی هستند و خود را بی‌نیاز از افکار و آرای دیگران می‌دانند – هر چند از نظر فکری فوق العاده باشند- غالباً گرفتار اشتباه‌های خطرناک می‌شوند.
دوم، فرد مشورت کننده به طور غیر مستقیم شخصیت طرف مقابل را تأیید می‌کند و عملاً به او می‌فهماند که تو مورد اعتماد من هستی. مشورت کردن با کسی، نشانه ی ارج نهادن به او و شخصیت دادن به وی است. اعضای اصلی یک خانواده، زن و شوهر هستند و عقل حکم می‌کند که برای حفظ صمیمیت میان خودشان، در انجام امور سرنوشت ساز، با یکدیگر به مشورت بنشینند و سرانجام، تصمیمشان را اجرا کنند.
تصمیم‌گیری‌های یک جانبه از طرف مرد یا زن، بدون مشورت با همسر، به یکانگی آن دو لطمه می‌زند؛ زیرا طرف مقابل احساس پوچی کرده، این گونه برداشت می‌کند که در اداره ی خانه جایگاهی ندارد؛ بدیهی است این احساس او را وادار می‌کند که به سمت بی‌مهری و انزوا کشانده شود و کم کم از همسرش فاصله بگیرد.(۱۴)
از سوی دیگر، مشورت با همسر، احساس اتحاد را در او ایجاد می‌کند. و هر دو می‌پذیرند که در اداره ی خانه شریکند؛ اگر هم تصمیمی که گرفته شده اشتباه باشد، هر دو خود را مسؤول وضع پیش آمده می‌دانند و می‌کوشند آثار منفی آن را کم کنند.

۶- معذرت‌خواهی و پذیرش آن

هیچ یک از ما، معصوم و عاری از خطا و اشتباه نیستیم. هر فردی ممکن است در حق دیگران بدی کند. مهم این است که به هنگام پی بردن به خطای خود، به اشتباه بودن آن عمل اعتراف کرده، از کسی که به او بدی کرده ایم عذرخواهی کنیم؛ معذرت‌خواهی نشانه ی عقل و راهی برای زدودن غبار خطا از خود است.
علی(علیه السلام) می‌فرماید:
«المعذره برهان العقل؛(۱۵) عذرخواهی دلیل بر عاقل بودن فرد است». همچنین آن حضرت می‌فرماید:
«ما اذنب من اعتذر؛(۱۶) کسی که از خطای خود معذرت‌خواهی کند، گویا خطایی از او سر نزده است».
ممکن است مرد بر اثر خستگی یا عصبانیت نابه جا، به همسر خود تندی کند؛ یا زن با برخورد نامناسب و یا کوتاهی در انجام وظیفه، سبب ناراحتی شوهر خود شود؛ در این هنگام، باید از همسر خود عذرخواهی کند.
امام صادق(علیه السلام) یکی از ویژگی‌های زن خوب را چنین بیان می‌فرماید:
«خیر نسائکم التی ان غضبت او اغضبت قالت لزوجها: یدی فی یدک، لا اکتحل یغمر حتی ترضی عنی؛(۱۷) بهترین زنان شما آن زنی است که هنگام غضب بر شوهر خود، یا مورد غضب واقع شدن او، به همسرش بگوید: دست من در دست تو است؛ خواب به چشمانم نخواهد رفت تا موقعی که از من راضی شوی».
از سوی دیگر، بر طرف مقابل نیز لازم است عذر فرد خطاکار را بپذیرد و از لغزش او در گذرد؛ هر چند توجیهی که برای عمل ناشایست خود می‌آورد مناسب نباشد.
امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید:
«ان شتمک رجل عن یمینک ثم تحول الیک عن یسارک فاعتذر الیک فاقبل عذره؛(۱۸) اگر کسی از طرف راست به تو ناسزا گفت، سپس به طرف چپ تو رفت و از کار خود معذرت خواست، عذر او را بپذیر».
پذیرش عذر دیگران، علاوه بر اجر اخروی، کینه را از دل‌ها می‌برد و باعث ایجاد انس و برادری میان افراد می‌شود.
علی(علیه السلام) می‌فرماید:
«اقبل اعذار الناس تستمتع باخائهم؛(۱۹) عذر دیگران را بپذیر تا از برادری آنان بهره‌مند گردی».
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره یکی از صفات زن بد چنین می‌فرماید:
«لا تقبل منه عذراً و لاتغفر له ذنباً؛(۲۰) هیچ عذری را از شوهر خود نمی‌پذیرد و از هیچ خطای او در نمی‌گذرد».
در خانواده که کانون انس و الفت است و بر اساس محبت و مودت بنا نهاده شده است، زن و شوهر باید از خطاها و اشتباه‌های یکدیگر گذشت کنند و عذر طرف مقابل را بپذیرند؛ این کار سبب افزایش دوستی و محبت میان آنان می‌شود و بر استحکام بنیان خانواده می‌افزاید. افزون بر آن، فرزندان نیز روش صحیح زندگی و آداب برخورد با دیگران را از والدین خود می‌آموزند.

۷- کمک کردن در کارهای خانه

کمک کردن مرد به همسر خود در انجام کارهای خانه، نشانه ی صمیمیت، محبت و احترام همسر است.
درست است که خانه داری در عمل بر عهده زن‌ها است و در این باره حرفی هم ندارند، ولی باید توجه داشت که اداره یک منزل کار ساده‌ای نیست. بانوی خانه در انجام کارهای خانه اعتراضی ندارد، ولی از شوهرش انتظار دارد که گاهی او را کمک کند.
وقتی شوهر وارد خانه می‌شود و می‌بیند که کارهای خانه زیاد است سزاوار نیست برود در گوشه‌ای استراحت کند و انتظار هم داشته باشد که زن فوراً چای و ناهار او را حاضر کند؛ متقضای محبت و صفای خانوادگی این است که در چنین موقعیتی به یاری همسرش بشتابد و هر کاری که از عهده اش برمی آید انجام دهد.
خانه کانون صفا، محبت و محل همکاری است. اگر مرد در منزل کار کند، نه تنها از ابهت و جلال او کاسته نمی‌شود، بلکه در نظر همسر، مردی با صفا و در نظر دیگران فردی دلسوز و مهربان معرفی می‌شود. اولیای بزرگوار دین ما نیز این شیوه را داشتند و در انجام کارهای خانه به همسر خود کمک می‌کردند.
عایشه همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌گوید:
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه لباسش را می‌دوخت و کفشش را وصله می‌کرد.(۲۱)
و امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«کان امیرالمومنین(علیه السلام) یحتطب و یستقی و یکنسُ و کانت فاطمه(علیها السلام) تطحن و تعحن و تحبز؛(۲۲) علی(علیه السلام) هیزم جمع آوری می‌کرد و آب می‌آورد و خانه را جارو می‌کرد؛ و فاطمه(سلام الله علیها) گندم را آرد و آن را خمیر می‌کرد و نان می‌پخت».

۸- حفظ اسرار و عیوب همسر

بی‌تردید، هیچ کس(به استثنای معصومین علیهم السلام) کامل و بی‌نقص نیست. هر فردی، عیب و ایرادی در اندام، اخلاق یا رفتار خود دارد و سعی می‌کند آن را از دیگران پوشیده دارد. اسلام نیز برای آبرو و شخصیت افراد اهمیت فراوانی قائل است؛ به گونه‌ای که در نظر دین، اهمیت آبروی افراد کمتر از جانشان نیست.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:
«ان الله قد حرم من المسلم دمه و ماله و عرضه و ان یظن به سوء الظن؛(۲۳) خداوند تجاوز به جان، مال، آبروی مسلمان و نیز بدگمانی به او را بر دیگران حرام کرده است».
اسلام افراد را به پوشاندن عیب‌های دیگران سفارش کرده و از تجسس درباره عیوب مردم و ریختن آبروی آنها به شدت نهی می‌کند.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«من ستر علی مومن عوره ینخافها سترالله علیه سبعین عوره من عورات الدنیا و الاخره؛(۲۴) کسی که عیبی از مومنی بپوشاند – که از افشا شدنش می‌ترسد – خداوند هفتاد عیب از عیب‌های دنیا و آخرت او را پوشیده می‌دارد».
و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:
«لا تطلبوا عورات المومنین و لاتتبعوا عثراتهم؛ فان من اتبع عثره اخیه اتبع الله عثرته و من اتبع الله عثرته فضحه و لو فی جوف بیته؛(۲۵)
به دنبال عیب‌های مؤمنان نباشید و در لغزش‌های آنان تجسس نکنید؛ زیرا کسی که در پی لغزش برادر مؤمنش باشد، خدا در پی لغزش او خواهد بود؛ و کسی که خدا به دنبال لغزش او باشد، رسوایش خواهد کرد؛ هر چند در اندرون خانه‌اش باشد».
در خانواده، زن و شوهر به دلیل ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر، کم کم با عیب و نقص‌های هم آگاه می‌شوند. خداوند نسبت همسران را به یکدیگر مانند نسبت لباس و تن می‌داند؛ آنجا که می‌فرماید:
(هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنّ)؛(۲۶)
زنان و شما لباس یکدیگر هستید».
یکی از دلایل همانندی همسر و لباس آن است که همان گونه که لباس، حافظ تن و حجابی روی عیب‌های بدن است، زن و شوهر نیز نسبت به یکدیگر باید چنین باشند و عیب‌های هم را بپوشانند؛ آنها نباید این عیب‌ها را به نزدیک‌ترین کسان خود(پدر و مادر) نیز بازگو کنند.
قرآن کریم می‌فرماید:
« … فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ … »(۲۷) زنان صالحه، زنانی هستند که متواضعند و در غیاب(همسر خود)، اسرار و حقوق او را در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند».
و امام صادق(علیه السلام) به مردی که قصد ازدواج داشت، این گونه توصیه می‌فرماید:
«انظر این تضع نفسک و من تشرکه فی مالک و تطلعه علی دینک و سرک،(۲۸) نگاه کن و ببین خود را در چه موضعی قرار می‌دهی و چه کسی را شریک اموالت می‌کنی و از دین و راز خود آگاه می‌سازی(یعنی مواظب باش زنی انتخاب کنی که راز نگه دار و عیب پوش باشد).
راز دار بودن همسران درباره ی اسرار و عیوب یکدیگر، نشانه ی الفت و صمیمیت بسیار میان آنان است؛ همچنین نشانه ی اعتماد آنان به یکدیگر می‌باشد و این امر، اعتماد متقابل را افزایش می‌دهد؛ اما بیان عیوب و اسرار همسر به دیگران، صمیمیت و محبت میان آنان را از بین می‌برد؛ حس اعتماد و حسن ظن آنان را از یکدیگر زایل می‌کند؛ آتش انتقام و دشمنی را در فرد بر می‌افروزد و زندگی خانوادگی را به جهنمی سوزان تبدیل می‌کند.

۹- عمل به وعده‌ها

اصول اخلاق اسلامی، راستی، امانتداری و وفا است؛ و «انسان مؤمن با هر کس عهدی می‌بندد وفا می‌کند»؛(۲۹) «وفای به عهد گواه و دلیل ایمان او است»(۳۰) و «هر کس که به خدای متعال و روز قیامت ایمان دارد، باید به عهد خود وفا کند».(۳۱)
در خانواده نیز وفا به قرارها درخت صفا را شکوفا می‌سازد و سبب به وجود آمدن آرامش و محبت می‌شود؛ همچنین هر که با اهل خویش با وفاتر باشد، پیش خدا محبوب‌تر و منزلتش به رسول امین و با وفای اسلام، در بهشت برین نزدیک‌تر است.
در اخلاق بلند اسلامی، بی‌وفایی و عهد شکنی حتی با بیگانگان روا نیست؛ چه رسد به خویشان و نزدیکان.
خوش اخلاقی، تنها خوش برخوردی و مهربانی نیست؛ اصلی‌ترین خلق خوش، صدق و راستی است و وفای به عهد زیباترین راستی است.(۳۲)
عمل نکردن به وعده‌ها و پایبند نبودن به قول و قرارها، اعتماد متقابل میان اعضای خانواده را از بین می‌برد و روحیه ی همکاری و انجام وظیفه را در آنها تضعیف می‌کند؛ از این رو در آموزه‌های اسلامی توصیه شده است که در هنگام وعده دادن، توانایی خود را در عمل به وعده ارزیابی کنیم و تنها در صورتی وعده بدهیم که توانایی انجام آن را داشته باشیم.
علی(علیه السلام) می‌فرماید:
«لاتعد بما تعحز عن الوفاء به؛(۳۳) چیزی را که از وفا کردن به آن عاجزی، وعده نده».

۱۰- هدیه دادن

یکی از راه‌های ایجاد محبت میان افراد که در اسلام به آن سفارش شده، هدیه دادن به یکدیگر است.
علی(علیه السلام) می‌فرماید:
«الهدیه تجلب المحبه؛(۳۴) هدیه دادن، باعث جلب دوستی و محبت افراد نسبت به یکدیگر می‌شود».
و امام صادق(علیه السلام) فرموده است:
«تهادوا تحابوا فان الهدیه تذهب بالضغائن؛(۳۵) به یکدیگر هدیه دهید تا بینتان محبت برقرار شود؛ همانا هدیه دادن کینه‌ها را (از دل ها) می‌برد».
بدین ترتیب، زن و شوهر که به انس و محبت یکدیگر به شدت نیاز دارند، باید بیش‌تر به این مسأله توجه کنند و در هر فرصت مناسبی، به اندازه ی توان مالی خود، همسر و فرزندان را با هدیه‌ای خوشحال کنند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«من دخل السوق فاشتری تحفه فحملها الی عیاله کان کحامل صدقه الی قوم محاویج؛(۳۶) کسی که به بازار رود و تحفه‌ای بخرد و آن را برای خانواده اش ببرد، کسی است که صدقه‌ای را برای نیازمندان ببرد».

پی‌نوشت‌ها

۱- روم(۳۰)، ۲۱
۲- مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج۳، ص ۷۵
۳- کافی، ج ۲، ص ۶۴۴
۴- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۳
۵- راهنمای همسران جوان، ص ۷۶
۶- تورینر، راز تفاهم در زندگی زناشویی، ترجمه: ناصر فرجی، ص ۱۰۲
۷- بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷
۸- بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۴۴
۹- من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۵۶
۱۰- همان، ص ۴۳۹
۱۱- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۱۱
۱۲- بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۳۱
۱۳- شوری(۴۲)، ۳۸
۱۴- به نقل از تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۴۶۲
۱۵- تحکیم خانواده، ص ۱۱۲
۱۶- شرح غررالحکم، ج ۱، ص ۱۳۳، ح ۴۹۷
۱۷- همان، ج ۶، ص ۵۰، ح ۹۴۵۵
۱۸- من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۸۹
۱۹- کافی، ج ۸، ص ۱۵۲
۲۰- همان، ج ۲، ص ۲۱۵، ج ۲۴۲۰
۲۱- بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۳۴
۲۲- بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۳۰
۲۳- همان، ج ۴۳، ص ۱۵۱
۲۴- المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۳۲۵
۲۵- کافی، ج ۲، ص ۲۰۰
۲۶- مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۰۹
۲۷- بقره(۲)، ۱۸۷
۲۸- نساء(۴)، ۳۴
۲۹- کافی، ج ۵، ص ۳۲۳
۳۰- بحار الانوار، ج ۷۵؛ از علی(علیه السلام) به نقل از سید علی اکبر حسینی، اخلاق در خانواده، ص ۱۹۳
۳۱- شرح غررالحکم، ج ۶، ص ۴۰، ح ۹۴۱۳
۳۲- کافی، ج۲، ص ۳۶۴
۳۳- اخلاق در خانواده، ص ۱۹۳
۳۴- شرح غررالحکم، ج ۶، ص ۲۶۴، ح ۱۰۱۷۷
۳۵- همان، ج۱، ص ۸۳، ح ۳۱۶
۳۶- بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۴۴

منبع: حیدری، مجتبی؛ (۱۳۸۵)، دینداری و رضامندی خانوادگی، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چاپ سوم بهار(۱۳۸۷).

محبت اساس خانواده

محبت سرچشمه ی همه ی خوبی‌ها

«اگر در زندگی محبت باشد، سختی‌های بیرون خانه آسان و رابطه ی انسانی بر اساس محبت تنظیم می‌گردد. محبت همزیستی را آسان و خانواده را پایدار می‌کند. و کارهای سخت به برکت محبت آسان می‌شود».(۱) «زن و شوهر هر چه محبت کنند زیاد نیست. جایی که محبت بیش از حد ایرادی ندارد محبت در خانه است. محبت اعتماد می‌آورد. محبت زمانی پایدار است که طرفین حقوق یکدیگر را رعایت نمایند».(۲) محبت فقط یک احساس محض و یا کلام تنها نیست. محبت صرفاً یک واکنش احساسی و هیجانی نیست. محبت تنها در تقدیم یک هدیه، گفتن یک جمله ی زیبا و نگاهی پرمعنا خلاصه نمی‌شود. همه ی اینها می‌تواند نشانه‌هایی از رفتار محبت آمیز باشد، اما محبت یک مرام تربیتی و شیوه ی زندگی است.

محبت متعالی‌ترین رفتارهاست. محبت زیباترین جلوه ی ایمان و با شکوه‌ترین رفتار مذهبی است. محبت پاسخی به گرانقدرترین نیاز فطری انسان است. در یک کلام محبت، آمیزه‌ای از گذشت و ایثار، شجاعت و صداقت، حق شناسی و عدالت، صبوری و همدلی و احسان است. رفتار محبت آمیز رفتاری است. توأم با گذشت و اغماض از کاستی ها، نارسایی ها، غفلت ها، ضعف‌ها و جهالت ها. رفتار محبت آمیز، رفتاری است همراه با ایثار، قربانی کردن هوس‌ها و کشش‌های نفسانی، فداکردن میل‌ها و منفعت ها، تحمل سختی‌ها و لب فروبستن ها، سوختن و روشنی بخشیدن. تشنه ماندن و در اندیشه ی سیراب کردن دیگران سوختن. رفتار محبت آمیز، رفتاری است با تبلور زیباترین جلوه‌های شجاعت اخلاقی و به دور از هر گونه تحقیر و استهزاء، بدزبانی و ناسازگویی، تهمت و افترا، دروغ، دورویی، نفاق، غیبت و موذی گری. بسیاری از غیبت ها، تهمت ها، دورویی‌ها و رفتار منافقانه و آزارگرانه، ناشی از فقدان یا ضعف شجاعت اخلاقی است؛ به همین دلیل از پایه‌های سستی ناپذیر بنای محبت انسان در برابر محبوب، شجاعت اخلاقی و بالطبع خوش زبانی، راحت و صداقت است. احساس قدردانی و حق شناسی و تشکر از زحمات و رفتارهای مطلوب دیگران، به ویژه برخورداری از زبان سپاس در برابر همسر، نشانی از جلوه‌های محبت آمیز است. عدالت در رفتارهای فردی و اجتماعی، عدالت در نگاه کردن، عدالت در سخن گفتن و عدالت در حق شناسی، از عمده شاخص‌های محبت است.

یکی دیگر از مفاهیم گل واژه ی محبت، صبوری است. فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم): «صبر، گنجی از گنج‌های بهشت است.(۳) «از دیگر رفتارهای محبت آمیز همسران برتر، همدلی و همراهی ایشان است. محبت به معنای دیگر، یعنی: گذشتن از مرز خودبینی‌ها و تکروی‌ها و کجروی‌ها و همدلی و همراه شدن با همسر و همسفر و بالاخره محبت یعنی احسان. رفتار محبت آمیز، رفتاری است توأم با نیکی و احسان. همسران با محبت و برتر آنانی هستند که در زندگی روزمره، بیش از دیگران خود را با احسان، به صفت محسنین متصف می‌نمایند.»(۴) پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «انکم لن تسعوا الناس باموالکم فسعوهم باخلاقکم»؛ شما اگر به وسیله ی اموال خود نمی‌توانید علاقه ی مردم را به خود جلب کنید. پس این کار را با اخلاق نیکوی خود انجام دهید.(۵) در سوره ی روم آیه ی ۲۱، خداوند بعد از عبارت(أَزْوَاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا) می‌فرماید:(وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً) این محبت، ودیعه ی گرانقدر الهی است. در حقیقت محبوب مطلق، خداست و خالق محبت و عامل و اهداگر آن نیز خداوند متعال است. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، در ذیل آیه ی ۲۱ سوره ی روم این روایت را از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند که: «قول الرجل للمراه انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا».(۶) به همسرت بگو دوستت دارم، تا ابد از قلب او بیرون نمی‌رود. متأسفانه وقتی در کلاسها این روایت خوانده می‌شود بعضی متربیان می‌گویند، زنها سوء استفاده می‌کنند، لوس می‌شوند و بعضی می‌گویند: من خجالت می‌کشم به همسرم بگویم دوستت دارم، در برنامه‌های تلویزیونی «هزار راه نرفته» چنین صحنه‌ای را نشان داد که خانم‌ها از مردان خود شکایت داشتند که: همسران ما حتی یک بار به ما نگفته‌اند دوستت دارم! نیاز به محبت، مهمترین نیاز انسان است.

نتیجه ی محبت همسران نسبت به هم

الف) انگیزه و امید به زندگی در آنان بالا می‌رود.

ب) از انحرافات اخلاقی به دور می‌مانند.

ج) احساس رضایت درونی دارند.

د) به محبت کننده علاقه پیدا می‌کنند.

هـ) کسانی که محبت می‌کنند افراد خیرخواه، خوش قلب و مهربان هستند.

و) زن و مرد که به هم محبت می‌کنند، حس اعتماد به نفسشان زیاد می‌گردد.

لذا می‌گویند: راننده وقتی باک بنزین خود را پر می‌بیند با اطمینان حرکت می‌کند. ظرفیت محبت زنان وقتی از محبت پر شد با اعتماد و اطمینان به زندگی ادامه می‌دهند. زنانی که از محبت مرد محروم اند دچار اضطراب، افسردگی و سرخوردگی هستند و در بعضی از موارد دیده شده که زن برای پیدا کردن این محبت از طریق تماس تلفنی به گناه هم افتاده است. انسان‌ها تشنه ی محبت اند. برخی از روان شناسان می‌گویند: درست است که ارضای جنسی و علاقه به بقای نسل در زندگی مشترک مؤثر است، ولی نباید غفلت کرد که گاه فردی ازدواج می‌کند تا مهر و محبتی را جایگزین محبت دیگری نماید. این عده معتقدند که عطش مهر و عطوفت انسان‌ها را به ازدواج وادارمی سازد. بدیهی است که این مهر و محبت هر قدر خالصانه‌تر باشد، تجلیات وحدت و یگانگی، پر فروغ‌تر و ملکوتی‌تر خواهد بود. بررسی‌های آمار این واقعیت را آشکار می‌کند برخی از افرادی که به اعمال منافی عفت آلوده می‌شوند جزو کسانی هستند که در محیط خانوادگی خود هیچ گونه نشانه‌ای از مهر و محبت ندیده اند. این عده به عنوان«اصل جبران» سعی می‌کنند در خارج از خانه فردی را بیابند که به آنان مهر و محبت بورزد.

در بررسی جوامع روستایی، آمارها حاکی از آن است که میزان طلاق در روستاها به مراتب کمتر از شهرهاست. زیرا در محیط روستایی بین زن و مرد محبت وجود دارد و هر دو با صفا و صمیمیت با هم زندگی می‌کنند. آنچه به زندگی خانوادگی حیات و جان می‌دهد تجلیات مهر و محبت است و الا اثاث خانه از قبیل پرده و مبل و. . . هرگز نمی‌تواند در خانه شادی و لذت را به وجود بیاورد، بلکه این انسان‌ها هستند که با ابزار مهر و محبت به دیگران در آنان تحرک و فعالیت می‌آفرینند. علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «التودّدُ نصف العقل».(۷) مهرورزی، نیمی از عقل و خرد است. باید بدانیم که هیچ چیزی به اندازه ی محبت انسان‌ها را دگرگون نمی‌سازد. لذا در مواردی که بین زن و مرد اختلافاتی به وجود می‌آید، به جای قهر کردن‌ها و بی‌اعتنایی‌ها باید بکوشند به خاطر خدا و انسانیت برخوردی محبت آمیز داشته باشند. «دفتر زندگی با عشق و محبت آغاز شد و جلوه‌های گوناگون جمال و کمال در کل هستی پدید آمد».(۸)

شیوه‌های داد و ستد عاطفی

به چهار روش می‌توان محبت را به همسر خود ارائه داد. ۱- محبت بصری ۲- محبت قلبی ۳- محبت ابزاری ۴- محبت کلامی

۱- محبت بصری یا چشمی

یکی از راه‌های محبت به همسر، محبت از ناحیه ی چشم است. بعضی از روان کاوان اعتقاد دارند چشم دارای امواج مثبت و منفی است. وقتی شما به چشمان همسر خود نگاه می‌کنید می‌توانید عشق، علاقه، محبت، تنفر، اعتراض و انتقاد را از آن‌ها بخوانید. لذا در روایت داریم که نگاه به پدر و مادرتان محبت آمیز باشد.(۹) در روایت از نبی مکرم نقل شده است: «وقتی زن و مرد نگاه محبت آمیز به هم می‌کنند، نگاه رحمت الهی را به خانه می‌آورند».(۱۰) گاهی نوع رفتار همسران نسبت به هم خصمانه می‌گردد. لذا مردان و زنان به علت رفتارهای نسنجیده ی غیر منطقی و غیر معقول، نه تنها از نگاه کردن به هم لذت نمی‌برند، بلکه از چشم هم می‌افتند.

دانی که دلبر با دلم، چون کرد و من چون کردمش *** او از جفا خون کرد و من، از دیده بیرون کردمش

یعنی به علت رفتارهای خصمانه، و ناراحت کردن یکدیگر، از چشم هم می‌افتند و این شروع یک خطر بزرگ در روابط همسران است.

جاذبه‌های نگاه

همسران برتر و موفق همواره با چشمانی مهربان و خریدار محبت و نگاه‌های گرم و گیرا بسان آهن ربا، به یکدیگر چشم می‌دوزند. چرا که چشم‌ها سخن می‌گویند و نگاه‌ها از قوی‌ترین جاذبه‌ها هستند انسان می‌تواند دنیایی از خواستن‌ها و محبت‌ها را با نیم نگاهی پر معنا بیان کند. جاذبه‌های نگاه از سرمایه‌های ذی قیمت آدمی است. و خوشا به حال همسرانی که به رغم گذشت سالهای سال از آغاز زندگی مشترک خود، هنوز هم گرمی و مهربانی نگاهشان بسان روز اول آشنایی، حکایت از مهر و محبت و عشق و وفا دارد. ما همه ی عشق را از نگهی خوانده ایم پاک بشوی از کتاب، لفظ و عبارات را همسران برتر، حتی لحظه‌ای در بهره گیری از این منبع محبت دریغ ندارند و نگاه هایشان همیشه گیرا و جذاب و مملو از معنای محبت است. همسران برتر به خوبی آگاهند که انسان‌ها همگی محبت پذیر و قهر گریزند، از این رو هرگز با نگاه‌های تند و قهرآمیز به یکدیگر نمی‌نگرند. جاذبه‌های نگاه به گونه‌ای است که گاه می‌توان در یک لحظه، از تلاقی دو نگاه تصویری از اندیشه و تبلوری از حرکت‌ها و رفتارهای تازه را تجسم نموده؛ اما با کمال تأسف گاه شاهد آنیم که زاویه ی انحراف از مسیر مطلوب حیات نیز با نخستین نگاه‌های پرمعنای نامحرمان آغاز می‌گردد. به همین دلیل است که خالق زیبایی‌ها و جاذبه‌های حیات در قرآن می‌فرماید:(قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ . . .).(۱۱) به مؤمنان بگو چشمان خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرید. همسران برتر به روشنی می‌دانند که شریک زندگیشان همیشه به محبت نیاز دارد و خریدار نگاه‌های پر محبت است، از این رو همواره با چشمان پر مهر و نگاه‌های پرجاذبه، امواجی از محبت را به دل و جان او روانه می‌سازند.(۱۲)

۲- محبت قلبی

اولین و ابتدایی‌ترین مرحله ی داد و ستد عاطفی، شیوه ی قلبی و باطنی آن است. به این ترتیب که قلب خاستگاه و رویشگاه تمامی ارتباطات و مناسبات انسانی است. آنچه که بر زبان جاری می‌شود و یا از اعضا و جوارح آدمی صادر می‌گردد، از نهان گاه دل بر می‌خیزد. قلب، سرچشمه ی فیاض احساسات و تمایلات است. از این رو هرگز نباید به احساسات و عواطف منفی اجازه داد که به زوایای قلب آدمی نفوذ کنند. و آن را تحت تأثیر قرار دهند. چه، در این موقعیت، عواطف نامطلوب نسبت به یک فرد، به تدریج رشد نموده، به نفرت و خصومت علیه وی مبدل می‌گردند. اگر انسان در کشتزار قلب خود بذر نفرت کاشت، طوفان درو خواهد کرد. صورت دیگر قضیه این است که زمینه را برای پرورش احساسات مثبت و عواطف سازنده نسبت به همسر فراهم نموده، قلب را بستر رویش حالاتی این گونه قرار دهیم و به عبارتی، قلب را تربیت کنیم و همان دسته احساسات و عواطفی را که مایلیم دیگران(به ویژه همسر و فرزند) نسبت به ما ابراز نمایند، ما در کانون درون(قلب) نسبت به آنها پرورش دهیم. تداوم این امر چشمه‌های فیاضی را در نهاد انسان به وجود می‌آورد و آثار شکوهمند آن بر روابط او با دیگران، تجلی خواهند نمود.(۱۳)

۳- محبت ابزاری

استفاده از ابزار، راهی برای بیان محبت ابزاری است. دادن یک شاخه گل، بوسیدن، دست دادن، هدیه خریدن و نوازش کردن از راه‌های انتقال محبت ابزاری است. علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «تهادوا تحابوا؛(۱۴) هدیه بدهید، محبت زیاد کنید. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هدیه دادن مرد به همسرش، موجب زیادی عفت او خواهد شد».(۱۵) در روایت نقل شده وقتی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به کسی دست می‌دادند دستشان را نمی‌کشیدند.(۱۶) پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «اگر مردی همسر مومن خود را ببوسد، دو ملک او را در بر می‌گیرند و او[نزد خدا] مانند کسی است که برای جهاد شمشیر به دست گرفته است.(۱۷) دست دادن، یک نوع محبت ابزاری است، گاهی سالها کینه و نفرت با یک دست دادن از بین خواهد رفت. استعمال عطر از طرف خانم و یا این که خانم وضع ظاهر جذابی برای همسر دارد، در واقع یک نوع محبت ابزاری است. بنده توصیه می‌کنم آقایان با خرید طلا و هدیه دادن به همسر این محبت را به همسر خودشان عملاً نشان دهند. به قول یکی از بزرگان می‌فرمودند: بعضی زنها نسبت به طلا خیلی حساسند و علاقمند هستند. خانم‌ها حاضرند یک عمری در زندانی زندگی کنند که میله‌های آن طلا باشد! خرید طلا چند مزیت دارد: ۱- یک هدیه گرانقیمت است. ۲- ماندگار است. ۳- مواقع ضروری قابل استفاده است. ۴- زنها با آن خیلی خوشحال می‌شوند.

طبخ غذای باب میل مرد، یا چیدن میز غذا با فرم و شکل خاص، تغییر دکوراسیون و نظم در امور خانه همه و همه، یک نوع ابزار محبت ابزاری است. زنان به عشق و علاقه، مهر و محبت زمزمه ی عاشقانه و عشق‌ورزی، بیش از امور جنسی و عشق بازی علاقمندند، زیرا تأمین نیازهای جنسی طرف مقابل یک نوع محبت ابزاری است و این نکته ظریف را مردان جوان باید به خوبی بدانند. روابط جنسی خشک و خالی که بدون مقدمه و مؤخره باشد، روابط جنسی که صورت یک عمل فیزیکی و مکانیکی را به خود بگیرد، هرگز مطلوب زنان نیست، آنان مایل نیستند وسیله ی تخلیه ی تمایلات شهوانی مردانشان قرار گیرند. دریچه ی قلب زنان به روی یک رابطه ی محبت آمیز بیشتر باز می‌گردد تا یک رابطه ی جنسی داغ و پرشور. زنان به مهر اصیل و عشق و علاقه چشم دوخته‌اند نه تمایلات جنسی. لذا اگر چه رابطه ی جنسی یک نوع محبت ابزاری است ولی زنان بیشتر دوست دارند توسط همسران خود درحین عمل جنسی درک بشوند.

۴- محبت کلامی

یکی از توانایی‌های روحی و جاذبه‌های شخصی آدمی، ابراز محبت او نسبت به همسر و شریک زندگی‌اش است. چه بسا کسانی که در دل، همه گونه محبت نسبت به همسرشان دارند ولی توانایی ابراز آن را ندارند و در نتیجه، عدم اطمینان خاطر در خود و همسر می‌آفرینند و ابرهای سیاه تردید و ناامنی بر زندگی شان سایه می‌افکند و ناآگاهانه شکست خود را در زندگی به سرنوشت، بخت و اقبال بد نسبت می‌دهند. موانعی که در مسیر ابراز محبت، راه را سد می‌کنند عبارتند از: الف) عدم معرفت ب) غرور بی‌جا ج) حجب و حیای افراطی د) احتمال این که طرف مقابل سوء استفاده کند.

الف: عدم معرفت

آموزش مسایل زندگی به دختران و پسران که در آستانه ی ازدواج قرار دارند، معرفتی کارآمد و مطلوب می‌آفریند و آن‌ها را با وظایف و مسئولیت‌هایشان، از جمله: شیوه‌های ابزار محبت، آشنا نموده، بخشی از مخاطراتی که یک زندگی جوان و نوپا را تهدید می‌کند، رفع می‌نماید.

ب: غرور بی‌جا

غرور، آفت دیگری است که راه را بر تبادل عاطفی می‌بندد. برخی از همسران جوان، به ویژه مردها در اظهار محبت نسبت به همسرشان نوعی خست عاطفی به خرج می‌دهند و لازمه ی مردانگی را پرهیز از این گونه اظهارات و توجهات می‌دانند؛ در حالی که مردان بزرگ و با شخصیت در بذل عواطف خالصانه و صمیمانه نسبت به همسر، کوچک‌ترین تردیدی به خود راه نمی‌دهند. نمونه‌های زنده ی چنین مناسباتی را در سیره ی نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و زندگی داخلی ایشان می‌توان مشاهده نمود.

ج: حجب و حیای افراطی

حجب و حیای افراطی که نشأت گرفته از تربیت سخت‌گیرانه ی والدین، فقدان الگوی مناسب در این زمینه و برخی پیش داوری‌هایی است که در ذهن زوج‌های جوان شکل گرفته است و متأثر از القائات منفی پاره‌ای از والدین ناآگاه می‌باشد.

د: احتمال این که طرف مقابل سوء استفاده کند

«این طرز فکر کسانی است که خود از محبت محروم بوده اند. لذا در محبت کردن به همسر، احتمال سوء استفاده را داده و می‌گویند همسرمان لوس می‌شود و یا سوء استفاده می‌کند. احساسات انسان، فکر او را شکل می‌دهد و فکر او رفتارش را تنظیم می‌کند. لذا مردی که احساس بدی نسبت به همسر خود دارد، در رفتارش تغییرحاصل می‌گردد».(۱۸) نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «قول الرجل للمراه انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا».(۱۹) به همسرت بگو دوستت دارم، تا ابد از قلب من بیرون نخواهد رفت. حضرت امام(قدس سره) در مسافرت مکه، با استخدام کلمات زیبا نامه‌ای محبت آمیز به همسرشان می‌نویسند که متن این نامه از سیمای جمهوری اسلامی هم قرائت شد در این جا قسمتی از آن را به عنوان نمونه ی یک نامه ی حاوی پیام محبت و صمیمیت و مهرورزی، می‌آوریم: «بسم الله الرحمن الرحیم، تصدقت شوم، قربانت بروم، در این مدت که مبتلا به جدایی از آن نور چشم و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم. و صورت زیبایت در آیینه ی قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خداوند شما را به سلامت داشته و خوش در پناه خودش حفظ کند. صد حیف که محبوب من در کنارم نیست…».(۲۰)

بیشتر زوج‌ها، علاقه خویش را به یکدیگر ابراز نمی‌کنند. متأسفانه این باور غلط در فرهنگ ما جا افتاده که اگر از همسر تعریف شود. یا به او بگویی دوستت دارم، خودش را می‌گیرد یا سوء استفاده می‌کند. در مشاوره‌هایی که تاکنون داشته ام به کمتر شوهری بر خورده ام که آزادانه و بدون قید و شرط به همسرش اظهار عشق و محبت کرده باشد. همه می‌گویند: همسرم که می‌داند او را دوست دارم. مگر نمی‌بیند از صبح تا شب به خاطر او و زندگی مان زحمت می‌کشم! بچه که نیست بخواهم به او بگویم دوستت دارم. در پاسخ به مردانی که این اعتقاد را دارند می‌گویم: اگر خسته از کار و مشکلات روزانه به خانه بیایید و همسرتان به شما خسته نباشید بگوید، خوشحال نمی‌شوید؟! شما هم با گفتن دوستت دارم او را شاد کنید. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر می‌خواهید خدا خیر و برکت به خانه ی شما بیاورد، موقع ورود به خانه همسرتان سلام کنید».(۲۱)

روایات در مورد محبت به همسر

«خداوند تعالی نسبت به زنان، بیش از مردان مهربان است».(۲۲) «همانا زن از مرد آفریده شده و توجه او به مردان معطوف است. پس زنانتان را دوست بدارید».(۲۳) «من اخلاق الانبیاء حب النساء.(۲۴) محبت به زنان، از اخلاق پیامبران است. «کان رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) ارحم الناس بالنساء و الصبیان».(۲۵) «رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، مهربان‌ترین مردم نسبت به زنان و کودکان بود». پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «من از دنیای شما جز زن و عطر چیزی را دوست ندارم».(۲۶)

از محبت خارها گل می‌شود *** وز محبت سرکه‌ها مل می‌شود

از محبت سنگ روغن می‌شود*** بی‌محبت موم آهن می‌شود

ویژگی‌های همسران برتر در محبت

همسران برتر، آنانی هستند که با همه ی وجود، به نقش جاذبه‌های صوتی و گیرایی کلام در تعامل بین فردی موافقند و در طول حیات مشترک خود و در همه ی موقعیت‌ها و شرایط، لحظه‌ای از زبان تأکید و تشکر و ترغیب و تشویق غافل نمی‌شوند، آنها نیک می‌دانند که همه ی انسان‌ها نیازمند شنیدن صداهای آرام و آرامش بخش، جالب و جاذب، گیرا و پر محبت هستند، و از همین رو خداوند به کسانی که گوش‌های خود را مخاطب سخنان لغو، کلام ناحق، دروغ و غیبت، تهمت و افترا، گفتار وسوسه انگیز و گناه آلود و آهنگ‌های لهو و غنا قرار نمی‌دهند استماع زیباترین اصوات و کلمات را نوید می‌دهد. نقش جاذب صدا و کلام به مراتب قوی‌تر و وسیع‌تر از محرک‌های بصری است. ارتباط کلامی در خانواده، در سلامت و پویایی اعضای آن بیشترین تأثیر را دارد و همواره در خانواده‌هایی که در آن میزان ارتباط کلامی همسران با هم و با فرزندان فوق العاده اندک است، احتمال آسیب پذیری عاطفی و رفتاری کودکان و نوجوانان بیشتر است. لذا همسران برتر به این حقیقت اذعان دارند که باید با جذابیت‌های بیانی، وجود همسرخود را سیراب نمایند. از بدترین عادات نامطلوب و روابط ناخوشایند برخی از همسران در زندگی روزمره، گله مندی و انتقاد، بدبینی و بدگویی و تحکم و فزون خواهی است، اما همسران برتر، وجود ارزشمند خویش را از آفت زبان مصون می‌دارند و خوش زبانی و خوش بیانی، زیبایی کلام و جذابیت پیام، زبان تشویق و ترغیب، تایید و تکریم و خوش زبانی و خوش اخلاقی از سرمایه‌های ارزشمند زندگی آنان است.

روش‌های محبت مردان به زنان

۱- وقتی به خانه باز می‌گردد، قبل از هر کاری با همسرتان دست داده، او را ببوسید.

۲- از تغییراتی که در فضای خانه، تغییر دکوراسیون، پوشش لباس، آرایش همسر، انجام شده، تشکرکنید.

۳- حداقل نیم ساعت از وقت خود را اختصاص به همسر داده تا او حرف بزند و شما شنونده ی خوبی باشید.

۴- با مناسبت یا بی‌مناسبت برای او شاخه‌ای گل بخرید.

۵- اگر ناراحت است، به احساساتش احترام بگذارید.

۶- اگر دیر به منزل می‌رسید. حتماً با تلفن به او اطلاع بدهید.

۷- اگر مشکلی برای او یا خانواده همسرتان پیش آمده است با او همدردی کنید.

۸- وقتی همسرتان با شما صحبت می‌کند از خواندن روزنامه و دیدن تلویزیون خودداری کنید.

۹- گرفتاری‌ها و پیش آمدهای تلخ را با بدزبانی و بدخلقی در خانه تلافی نکنید، چون همسرشما از صبح برای آسایش شما تلاش کرده از شما پاداشی جز لبخند نمی‌خواهد.

۱۰- ناراحتی‌ها و غم‌های خود را بدون عصبانیت و پرخاش، در کمال آرامش به همسرتان بگویید، چون دلسوزتر و با محبت‌تر از او کس دیگری وجود ندارد.

۱۱- وقتی از کار طاقت فرسای بیرون وارد منزل می‌شوید، مسایل و مشکلات بیرون را از یاد ببرید و به فکر کار و خیال خود نباشید. بیشتر با همسرتان درباره ی آینده و خوبی‌های زندگی صحبت کنید.

۱۲- هدیه، مهر و محبت را زیاد می‌کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «تحادوا و تحابوا؛ هدیه بدهید که محبت را زیاد می‌کند».(۲۷)

۱۳- با دادن هدیه به زندگی زناشویی استحکام ببخشید خریدن یک شاخه گل، نشانه ی محبت شما به همسرتان است.

۱۴- در مواقعی که همسرتان به جهتی عصبانی و ناراحت است سعی کنید در کارهایش دخالت نکنید، بلکه با محبت و مهربانی به او نزدیک شوید.

۱۵- هرگز در نزد همسر خود از خانم دیگری تعریف نکنید ولو اینکه از نزدیکان باشد.

۱۶- با زنان دیگر ولو اینکه از بستگان نزدیک شما(حتی مادرتان یا خواهرتان) باشد به صورت در گوشی صحبت نکنید؛ چون این عمل دور از ادب است و باعث ناراحتی و بدگمانی همسرتان می‌گردد.

۱۷- اگر خانم شما پیشنهاد رفتن به منزل اقوام و فامیل و یا بازار به شما می‌دهد بلافاصله رد نکنید؛ با آغوش باز بپذیرید.

۱۸- در بحث و گفت و گو با همسرتان از قطع کلام همسر خود پرهیز کنید و با دقت و توجه کامل به سخنان او گوش دهید.

۱۹- به همسر خود احترام بگذارید و در سلام کردن به او پیش دستی کنید.

۲۰- از تحقیر و توهین و محکوم کردن همسر خود جداً پرهیز کنید.

۲۱- هرگز از معاشرت همسر خود با فامیل و بستگانش جلوگیری نکنید در دید و بازدیدهای فامیل همسر، همیشه پیش قدم باشید.

۲۲- کارهای همسر خود را تحسین کنید. تمجید و ستایش زن، کلید کامیابی در زندگی زناشویی است.

۲۳- زحمات و هزینه‌هایی که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود می‌کنید، هیچ گاه بر زبان نیاورید و منت نگذارید.

۲۴- همسر خود را در خانه محصور نکنید.

۲۵- جلوی فامیل از دست پخت همسر خود تعریف کنید. برنارد شاو می‌گوید: «اگر مردها از دست پخت همسران خود تعریف کنند، زنها پای اجاق گاز خود کشی خواهند کرد!»

۲۶- سعی کنید موقع غذا در کنار همسر خودتان غذا میل کنید.

۲۷- زنان همیشه در خانه هستند و دوست دارند تجربه ی بیرون از خانه را نیز داشته باشند؛ لذا در هر هفته یک شب در خارج خانه، در رستوران غذا صرف کنید.

۲۸- زنان دوست دارند بیشتر صحبت کنند. آن‌ها قدرت تکلم خوبی دارند اجازه بدهید آن‌ها زیادتر حرف بزنند و تمام حرف‌های خود را به گوش شما برسانند.

۲۹- اندازه‌های لباس او را یاد بگیرید و گاه گاهی لباس مناسبی که به نظرتان او دوست دارد، برایش بخرید.

۳۰- گاهی هنگام صحبت کردن او را لمس و نوازش کنید.

۳۱- در صورت بیماری همسر، فوراً برای بهبودی او اقدام. و از روند بهبودی او مرتباً سؤال کنید.

۳۲- محیط و فضای خانه را شاد نگه دارید، زیرا در این فضای سبز می‌توانید یکدیگر را درک کنید.

روش‌های محبت زنان به مردان

۱- در مقابل همسر خود هرگز با حالتی افسرده، نامرتب و ژولیده ظاهر نشوید. بلکه بسیار تمیز، آرایش کرده و معطر و شاد و خندان باشید و همیشه در حال لبخند زدن باشید.

۲- لباس آشپزی را برای شوهر، و لباس تمیز و گران قیمت را برای مهمانی اختصاص ندهید. بلکه بهترین و تمیزترین لباس را برای شوهر خود بپوشید. البته نیاز به پوشیدن لباس گران قیمت نیست. لباس باید شیک و مد روز باشد ارزان هم بود مانعی ندارد.

۳- هرگز نزد شوهرتان از مرد دیگری تعریف و تمجید نکنید و هیچ مردی را بر او ترجیح ندهید، بلکه بر عکس، او را بر دیگران ارجع قرار داده و نقاط مثبت او را بیان کنید. در غیر این صورت آتش حقد و حسد او را شعله ور ساخته اید.

۴- از اقوام و فامیل شوهر، خصوصاً خواهر شوهر‌ها و مادرشوهرتان به گرمی استقبال کنید.

۵- وقتی به خانه شوهرتا می‌روید حکم یک مهمان را به خود نگیرید، بلکه در انجام کارهای خانه کمک مادرشوهرتان کنید. این بهترین راه اثبات دوستی و محبت شما به مادرشوهر و همسرتان می‌باشد.

۶- هرگز از شوهر خود نخواهید از خویشاوندان و نزدیکان خود دوری و قطع رابطه کند. اتفاقاً در معاشرت با فامیل همسرتان شما پیش قدم باشید.

۷- هیچ وقت با دوستان همسرتان در مهمانی‌ها گرم صحبت نشوید. علاوه بر این که خلاف شرع مقدس اسلام است، عامل بددلی مردتان به شما می‌گردد.

۸- در تمام موارد زندگی از مخالفت و مشاجره با همسرتان پرهیز کنید و اگر احیاناً چیزی خلاف میل شما مطرح می‌کند با خوشرویی با او برخورد کنید.

۹- هرگز به شوهرتان اهانت نکنید و او را سرزنش ننمایید، بلکه برعکس، نهایت احترام را برایش قایل باشید و اعمال خوب او را تایید و تشویق کنید.

۱۰- اقتدار مرد خود را نشکنید. مردها دوست دارند با قدرت به حساب بیایند. هر عاملی ک باعث از بین رفتن قدرت مردتان است در زندگی حذف کنید.

۱۱- هیچگاه همسرتان را با برادر خود یا برادرشوهرتان و یا مردان دیگر مقایسه نکنید. مردها به شدت از مقایسه با دیگران ناراحت می‌گردند.

۱۲- مردها فضای کافی برای استقلال خود می‌خواهند. اجازه بدهید در شبانه روز ساعاتی را در اختیار خودش باشد. او را به خاطر اینکه در کنار شما نبود، محاکمه نکنید، کجا بودی؟ با چه کسی بودی؟ چرا مرا نبردی؟ این‌ها آزادی مرد را محدود می‌کند.

۱۳- مردها از نصیحت کردن زن‌ها رنج می‌برند، چون احساس می‌کنند قدرت آنان ضعیف شده است.

۱۴- مردها در سکوت به راه حل می‌رسند. زنها در حرف زدن زیاد، لذا وقتی مردی به گوشه‌ای رفته و فکر می‌کند، این نشانه ی بی‌اعتنایی به همسرش نیست، بلکه دنبال راه حل مناسب برای مشکلاتش است.

۱۵- در صدد تغییر رفتار مردها نباشید چون فکر می‌کنند به آنها اعتماد ندارید و یا قصد دارید بر آنان تسلط یابید.

۱۶- مردها وقتی اشتباه می‌کنند حالت دفاعی به خود می‌گیرند، ناراحت و عصبی می‌شوند. خانم ها، همسرتان را به خاطر اشتباهش سرزنش نکنید. آن وضعیت را فقط تحمل کنید.

۱۷- اگر مرد شما درون گرا و کم حرف است و صحبت نمی‌کند، با طرح سؤالاتی که پاسخ آن برای او مطلوب است او را به گفت و گو وادار کنید.

۱۸- خانم‌ها سعی کنند بدون اذن همسر، در اموال او تصرف نکنند.

۱۹- در مقابل شوهر خود، هر چند حق با شما باشد، لجبازی و اصرار نکنید.

۲۰- چنانچه کمک‌هایی از طرف پدر و مادر و بستگان شما به شوهرتان شده، آنها را به رخ او نکشید.

۲۱- چنانچه درآمدی دارید و برای زندگی هزینه می‌کنید، آن را بازگو نکنید.

۲۲- برای برآوردن نیازمندی‌های خود، از نظر مادی و غیر مادی، امکانات شوهر خود را در نظر بگیرید و او را تحت فشار قرار ندهید. خواسته‌های خود را تعدیل کنید.

۲۳- خود را برای شوهرتان آرایش کنید و حتی در روز دو بار لباس‌های مناسب و دلخواه همسرتان را بپوشید.

۲۴- پس از مراجعه شوهر خود به خانه، کارهای خود را حتی‌الامکان کنار بگذارید و در حضور او بنشینید و با سخنان خوشایند و با گرمی از او پذیرایی کنید.

۲۵- بعد از تولد اولین فرزند، سعی کنید محبت خود را نسبت به شوهرتان کم نکنید.

۲۶- در موقع خروج از خانه، او را بدرقه کنید و با گرمی با او خداحافظی کنید.

۲۷- در صورتی که دچار سرد مزاجی هستید و یا نمی‌توایند نیاز جنسی شوهرتان را به خوبی ارضا کنید، برای معالجه به پزشک مراجعه کنید و یا از مشاور خانواده کمک بگیرید.

۲۸- زحماتی که برای پذیرایی خویشاوندان شوهر خود متحمل می‌شوید، به رخ شوهر خود نکشید.

۲۹- برای انجام درخواست‌های خود با شوهرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننمایید.

پی‌نوشت‌ها

۱- مقام معظم رهبری به نقل از علی حاج اکبری، مطلع عشق، تاریخ ۷۶/۹/۱۴ موقع ایراد خطبه ی عقد.

۲- همان، تاریخ ۷۶/۹/۱۴

۳- مستدرک الوسایل، ج ۲، ص ۴۲۵

۴- چهل حدیث، ص ۱۹۲

۵- من لا یحضره الفقیه، جلد ۴، ص ۳۹۴

۶-کافی، ج ۵، ص ۵۶۹

۷- سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج ۲، ص ۶۳۹

۸- مجید رشید پور، خانواده و فرزندان، چاپ دوم، ص ۱۰۳-۱۰۴

۹- تحف العقول، ترجمه ی حسن زاده، ص ۷۷

۱۰- لثالی الاخبار، ج ۳، ص ۲۸۵

۱۱- سوره ی نور، آیه ۳۰

۱۲- غلامعلی افروز، همسران برتر، چاپ اول، ۶۸-۶۹

۱۳- غلامعلی افروز، همسران برتر، چاپ اول، صص ۵۲-۵۳

۱۴-عوالی الثالی، ج ۱، ص ۲۹۴

۱۵-وسایل الشیعه، ج ۱۹، ص ۲۴۰

۱۶-شیخ حسین دیلمی، ارشادالقلوب، ترجمه رضایی، ج اول، ص ۲۷۵ باب ۳۲

۱۷-مستدرک الوسایل، ج ۱۴، ص ۱۵۱

۱۸-محمدرضا شرقی، خانواده متعادل، صص ۵۳-۵۴

۱۹-کافی، ج ۵، ص ۵۶۹

۲۰-صحیفه ی نور، جلد اول، ص ۲

۲۱-معانی الاخیار، ص ۱۶۲

۲۲-فیض کاشانی، محجه البیضا، ج ۳ ص۱۱۹

۲۳-بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۶

۲۴-سنن النبی، ص ۱۴۷

۲۵-ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۸۸

۲۶-وسایل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۲

۲۷-عوالی الثالی، ج ۱، ص ۲۹۴

منبع: رفیعی محمدی، علی محمد؛ (۱۳۸۹)، نسیم عشق: عوامل تحکیم و تزلزل خانواده، قم: انتشارات رسول اعظم(صل الله علیه و آله و سلم)، چاپ هفتم

آداب مهرورزی با همسر

درآمد

هر دختر و پسری که به سن رشد و بلوغ می‌رسد، بزرگ‌ترین آرزویش این است که ازدواج کند، با تشکیل زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری به دست آورد و یار و مونس مهربان و محرم اسراری داشته باشد. زندگی سعادتمندانه خویش را از زمان ازدواج آغاز می‌کند و برایش جشن می‌گیرد. خداوند بزرگ در قرآن مجید از این نعمت بزرگ یاد می‌کند و می‌فرماید:

و از نشانه‌های خدا این است که از خود شما برایتان همسرانی آفرید تا با آنها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید و در میان‌تان دوستی و مهربانی افکند و در این موضوع برای اندیشمندان آیات و نشانه‌هایی است. (روم:۲۱)

دو انسان مؤمن که با آیین مقدس ازدواج پیمان زناشویی می‌بندند و تشکیل خانواده می‌دهند، از انس و محبت و آرامش و کامیابی‌های مشروع جنسی برخوردار می‌شوند و در نتیجه از انحراف و تمتعات غیرمشروع و کشیده شدن به مراکز فساد و اعتیادهای خطرناک و شب‌نشینی‌های خانمانسوز، محفوظ و در امان خواهند بود. بدین جهت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) نسبت به ازدواج بسیار تأکید فرموده اند. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر کس ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است».

داشتن همسری دیندار (چه مرد و چه زن) در راهنمایی و تشویق فرد برای انجام تکالیف دینی از جمله واجبات، مستحبات و ترک مکروهات و محرمات و آراستگی به اخلاق نیک و دوری از اخلاق ناپسند نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. زن یا مرد دیندار و مؤمن، دیگری را به خوبی و صلاح دعوت می‌کند، به همین جهت به مرد و زن سفارش شده است که به هنگام ازدواج موضوع ایمان و دینداری و اخلاق پسندیده را به عنوان شرط اساسی آن مطرح سازند.

دین مقدس اسلام که برای راهنمایی و تأمین سعادت بشر نازل گشته و همه ابعاد وجودی او را در تمام مراحل زندگی‌اش در نظر گرفته است، دختر و پسری را که می‌خواهند در آینده پدر و مادر خانواده و رکن اجتماعی انسانی شوند، در این وادی مهم و حساس، بدون راهنما رها نکرده است، بلکه با کمال لطف و عنایت، دست ایشان را می‌گیرد و قدم به قدم آنان را رهبری و راهنمایی می‌کند و ایشان را از خطرهای توفان‌ها و گرداب‌های زندگی برحذر می‌دارد و به سلامت به سر منزل مقصود می‌رساند. از این رو، برای بیان دقیق این هدف، مطالبی را درباره روابط زن و شوهر در مراحل گوناگون زندگی مشترک‌شان از منابع متعدد و معتبر استخراج و عرضه کرده‌ایم.

مباحث این مقاله شامل درس‌هایی است که مهم‌ترین آنها را چند بخش زیر تشکیل می‌دهند:

۱- عوامل الفت و محبت میان زن و شوهر؛

۲- عوامل اختلاف و کدورت میان آنها و راه علاج آن؛

۳- جایگاه و ارزش واقعی زن در خانواده، از نظر اسلام. مهرورزی

زن، سرچشمه محبت و موجودی بسیار عاطفی است. از وجودش، مهر و محبت می‌بارد، زندگی‌اش به عشق بستگی دارد. دلش می‌خواهد محبوب دیگران باشد، هر چه محبوب‌تر باشد، شاداب‌تر خواهد بود و برای به دست آوردن محبوبیت تا سرحد فداکاری پیش می‌رود. اگر بداند محبوب کسی واقع نشده است، خود را شکست خورده و بی‌اثر می‌پندارد و بیشتر وقت‌ها پژمرده و افسرده خواهد بود. بدین جهت می‌توان به طور قطع مدعی شد که بزرگ‌ترین رمز زن داری اظهار محبت و علاقه است. اگر زن بفهمد محبوب شوهرش نیست، از خانه و زندگی بیزار می‌گردد، به فعالیت‌های خانه داری و بچه داری بی‌علاقه می‌شود و از خود می‌پرسد، چرا برای شوهری تلاش کنم که دوستم ندارد! زنی در دادگاه اعلام کرد: حاضر است افزون بر بخشیدن مهر خود، مبلغی هم به شوهرش بدهد تا با طلاق او موافقت کند، در حالی که از ازدواج آنها، تنها چهار ماه می‌گذشت. زن در ادامه گفت: چون شوهرم به طوطی‌های خود بیشتر از من علاقمند است، نمی‌خواهم بیش از این با او زندگی کنم.

مهر و محبت خانوادگی در زندگی مشترک، از هر چیزی باارزش‌تر است که خداوند بزرگ نیز در قرآن مجید آن را از نعمت‌های بزرگ بر بندگان خویش می‌داند. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «زن از مرد آفریده شده است و تمام توجهش به سوی مردهاست، پس همسرانتان را دوست بدارید».

به همین خاطر، در این مقاله تمام تلاش خود را در جهت جمع آوری مطالبی در آداب مهرورزی به همسر به کار گرفته‌ایم.

صدا زدن

هر کدام از زن و شوهر مسلمان، شایسته است به گونه‌ای همدیگر را صدا بزنند و به نامی یکدیگر را بخوانند که فرد مخاطب آن را بیشتر می‌پسندد و به آن گرایش دارد، حال فرق نمی‌کند که اسم کوچک باشد یا لقب‌ها و عنوان‌های مذهبی و اجتماعی که البته اهمیت این مطلب، در سال‌های آغازین زندگی مشترک بیشتر نمایان می‌شود؛ روزهایی که هنوز هر دو طرف جوان هستند و به نام‌ها و عنوان‌های خاصی دست نیافته‌اند و همدیگر را به اسم کوچک صدا می‌زنند و البته اگر آنان در این روزها چاشنی محبت را به این گونه کارها بیفزایند، می‌توانند شاهد شیرینی بیشتری در زندگی‌شان باشند و از آن لذت ببرند.

دین اسلام، به همه درس محبت می‌دهد و سفارش می‌کند که مخاطب را به نامی بخوان و به اسمی صدا بزن که او را خوش‌تر آید و اهمیت این مطلب زمانی نمایان‌تر می‌شود که با دیده تحقیق، در زندگی معصومین و پیشوایانمان بنگریم. در این صورت است که از آنان درس چگونه زیستن و درس ایجاد محبت در خانه و خانواده را می‌آموزیم. برای نمونه، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام صدا زدن جوان‌ترین همسرانش، از کلمه(حمیرا) استفاده می‌کرد؛ حمیرا در فرهنگ فارسی به «گل سرخ» یا «سرخک عزیزم» تعبیر شده است، ولی به خوبی نمایان است لطافتی را که در کلمه حمیراست، با هیچ تعبیری نمی‌توان تفسیر و معنا کرد. همچنین از دیگر معصومین (علیهم السلام) نیز روایت‌های بسیاری در این زمینه آمده است از جمله:

ثلاث یصفین ودّ المرء لافیه المسلم. یلقاه بالبشر اذا لقیه و یوسّع له فی المجلس و یدعوه باحبّ الاسعاء اله.

سه چیز است که دوستی مسلمان را با مسلمان دیگر، صاف و خالص می‌سازد: اول: هنگامی که او را ملاقات می‌کند، با خوشرویی با وی برخورد کند، دوم: زمانی که خواست کنار او بنشیند، برایش جا باز کند و سوم: به بهترین نامی که دوست دارد، او را صدا بزند.

این روایت نیز مانند تمام روایت‌ها و حدیث‌های دیگری که آداب و احکام روابط اجتماعی مسلمانان را بیان می‌کنند، در پی آن است که میان مسلمانان الفت و محبت پدید آورد و کاملاً روشن است که ایجاد الفت و محبت میان زن و شوهر، مهم‌تر و ضروری‌تر از مهر و انس میان دیگر مسلمانان است و پی آمدهای ناگوار سرپیچی از این دستور، برای زن و شوهر عمیق‌تر و دردناک‌تر است.

پیشباز و بدرقه رفتن

پیشباز و بدرقه شوهر توسط همسر نیز یکی از هزاران کار کوچکی است که می‌تواند اثری نیک و بزرگ به همراه داشته باشد. بنابراین برای زنان لازم است هنگام بیرون رفتن شوهرانشان، اگر در حال انجام دادن کار مهمی نیستند، آنها را بدرقه کنند. همین طور هنگامی که به خانه می‌آیند، به استقبال آنها بروند. جای بسی تعجب و بیش از آن، افتخار و خرسندی است که تمام این ریزه کاری‌ها در میان دستورات دین مقدس اسلام موجود است. یک زن اگر بفهمد سود این افعال بیش از هر کسی به خودش می‌رسد و اینکه با عملی کردن این نکات ساده به آسانی می‌تواند کانون خانواده را برای همیشه گرم و صمیمی نگه دارد، هیچ گاه از این امور غفلت نمی‌ورزد. مرد هم هر چند ناسپاس باشد، یک انسان است و انسان هم بنده احسان است. امکان دارد بار اول چندان به آنها توجه نکند، ولی در نوبت‌های بعدی تلافی می‌کند و محبت می‌نماید. او نیز خوش زبان می‌گردد، لغزش‌ها را نادیده می‌گیرد و با دیده خوش‌بینی به همه چیز می‌نگرد. همان طور که گفتیم تمامی اینها در احادیث موجود هستند، برای نمونه آمده است که:

مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرضه داشت: همسری دارم که هر گاه وارد خانه می‌شوم، به استقبالم می‌آید و چون خارج می‌شوم، بدرقه‌ام می‌کند و زمانی که مرا اندوهگین می‌بیند، می‌گوید: اگر برای روزی و مخارج زندگی غصه می‌خوری، بدان که دیگری(خداوند متعال) آن را به عهده گرفته است و اگر برای آخرت غصه می‌خوری، خدا اندوهت را زیاد کند. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند روی زمین کارگزارانی دارد و این زن نیز یکی از کارگزاران خداست.

خداحافظی

خداحافظی نیز مانند سلام کردن، بذر دوستی و مودت در دل‌ها می‌کارد و محبت و الفت به بار می‌آورد. زنان بنا بر عواطف و احساسات لطیف‌تری که دارند، زمانی که از خانه بیرون می‌روند، اگر شوهرانشان در خانه باشند از آنان خداحافظی می‌کنند، حال چه زیباست که شوهران نیز این امر کوچک ولی پر معنا را از یاد نبرند و همواره به آن عمل کنند. شوهر با گفتن این عبارت کوتاه، خاطر همسرش را شاد و دلش را گرم نگاه می‌دارد، زن هم کارها و برنامه‌های زندگی را با شوق و آرامش و رضایت قلبی بیشتری انجام می‌دهد و در واقع مرد با این کار، به همسرش نشاط روحی و شور و شعف درونی و اطمینان خاطر هدیه می‌کند. برای این که بیشتر با اهمیت این نکات اخلاقی آشنا شوید، بهتر است مروری هر چند کوتاه بر زندگی ائمه داشته باشید؛ برای مثال: مولای متقیان، حضرت علی (علیه السلام)، هنگامی که در بستر رنگین شده به خون شهادت خویش آرمیده بود و لحظات واپسین زندگی پر از دغدغه و رنج ولی شیرین شده به یاد خدا را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذاشت، با رهنمودهایی زیبا و مهم، دیگران را بهره مند می‌ساخت و آخرین جمله‌های نورانی خود را به عنوان حُسن ختامی بر وصیت‌هایش چنین بیان فرمود: «وِداعی لکم وِداعِ امری ءٍ مرصد للتلاقی؛ با شما خداحافظی می‌کنم، مانند کسی که منتظر دیدار است(در قیامت)».

سخن محبت‌آمیز

ساختار خانواده در اسلام، باید بر اساس محبت و روابط نیک باشد و در میان تمام افراد یک خانواده مسلمان، مهر و محبت حاکم باشد. یکی از نیرومندترین انگیزه‌ها در تحکیم پیوند خانواده، ایجاد فضای پر از صفا و صمیمیت میان زن و شوهر است. بر هر زن جوانی که به تازگی خانواده تشکیل داده لازم است که در رفتار و کردارش با همسر خود، محبت و دوستی خالص را نثارش کند و به تمایلات او پاسخ درستی دهد که در غیر این صورت، زندگی زناشویی و خانوادگی خود را با خطر نابودی روبه رو خواهد ساخت و سرانجام سعادت و خوشی زندگی را از بین خواهد برد و پر واضح است که یکی از راه‌های رواج محبت و صفا در خانواده، بیان سخنان محبت آمیز است و گفت وگو و صحبت‌های زن و شوهر باید مؤدبانه و با خلق و خوی نرم و مهربان باشد، نه خصمانه و نفرت برانگیز. یک مطلب مخصوص را می‌توان به گونه‌ای ادا کرد که شنونده را خوش آید و پاسخ نیکو دهد و همان مسئله را می‌توان به نحوی بیان کرد که شنونده یا جواب ندهد یا واکنش زشت و تندی از خود نشان بدهد. گاهی ممکن است در حال صحبت با همدیگر کلماتی رد و بدل شود که اثر بدش سال‌ها در ذهن طرف مقابل باقی بماند و او را آزار دهد، مانند اینکه زنی به شوهرش بگوید: اگر می‌دانستم سوادت کم است، همسر تو نمی‌شدم. مشخص است که گفتن این جمله‌ها تا مدت‌ها آثار بدی در خاطر مخاطب خود خواهد داشت و او را افسرده و دلسرد از زندگی خواهد ساخت. در ایجاد محبت یا نفرت، آهنگ صدا و حرکات دست و چشم و لب و ابرو، مهم‌تر از کلمات و واژه‌ها هنگام سخن گفتن است. آهنگ نرم و ملایم در سخنان، ایجاد محبت می‌کند، چنان که صدای ناهنجار و خشن، ملال و نفرت را برمی انگیزد. چهره گشاده و روحیه شاد و بشاش، توجه فرد همراه را جلب می‌کند، چنان که ترشرویی و اخم هنگام صحبت کردن، مخاطب را منزجر می‌سازد. زن و شوهر باید در گفت و گوهای روزانه خود این نکات را رعایت کنند و گفتنی است استفاده از کلمه‌هایی همچون (چشم) در برابر تقاضای همسر، در ایجاد محبت، معجزه می‌کند. آری، «اجملوا فی الخطاب، سمعوا جمیل الجواب؛ زیبا سخن بگویید، پاسخ زیبا بشنوید».

ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز در این موارد نکات دقیق و زیبایی بیان فرموده‌اند. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «حُسن البشر الناس نصف العقل؛ نیکویی کردن با مردم، نصف عقل است».

دلجویی

مردی که بیشتر اوقات زندگی را در بیرون از خانه سپری می‌کند، طبعا خسته و فرسوده است و نشاط لازم را برای زندگی ندارد و حتی نمی‌تواند به همسر خود برسد و یا خواهش‌های طبیعی او را برآورده سازد. در چنین مواردی زن به جای اظهار طلب کاری و یا بازخواست شوهر، بهتر است او را نوازش و دلجویی کند و به احوال پریشانش برسد و بکوشد او را کم کم از حالت خستگی و کسالت بیرون آورد. زنان چون روحی حساس و لطیف دارند، زودتر از مردها از پیشامد ناگوار متأثر می‌گردند و واکنش نشان می‌دهند. ازاین رو، در این مواقع غیرعادی که نیاز به دلجویی و آرامش دارند، باید با نرمی و ملایمت اعصابشان را تسکین داد و برای این کار کسی مناسب‌تر از شوهر نیست؛ زیرا یار و غم خوار او و شریک زندگی او و محرم‌ترین افراد نسبت به اوست. در این لحظات باید به روحیه همسر بهبود بخشید و اعصاب و روان پریشان او را آرام ساخت. مثلاً خوب است آقایان هنگامی که وارد منزل می‌شوند و همسر خود را عصبی و ناراحت می‌یابند، از اوقات تلخی و ترشرویی بپرهیزند و اگر همسرشان خواست با آنها درد دل کند، به حرف هایش خوب گوش دهند و اظهار هم دردی کنند. باید به همسرشان این فرصت را بدهند که آسوده و راحت درد دل کند و عقده هایش را بگشاید، چنان که خداوند در قرآن کریم از قول مسلمانان در مورد پیامبر می‌فرماید:

قل هو اذن…؛ یعنی پیامبر در مقابل سخنان و درد دل‌های دیگران با تمام حواس و با اهتمامی ویژه گوش فرا می‌داد، به گونه‌ای که گویی تمام وجود آن حضرت گوش است و با تمام اعضا و جوارحش به سخنان آنان گوش می‌دهد.

آری آن گاه که زن آرام گشت، بر شوهرش لازم است که دلسوزانه و از روی عقل و تدبیر در رفع نگرانی‌های همسرش بکوشد، با خوشرویی و مهربانی تسکینش بدهد و او را به صبر و بردباری سفارش کند. با زبانی خوش و دلیل و برهان، اتفاقات ناگوار زندگی را کوچک و کم ارزش جلوه دهد و او را در برابر پیشامدهای علاج پذیر، وعده یاری و همراهی بدهد. بدین طریق، کانون خانواده گرم‌تر از گذشته می‌گردد و دچار ناهنجاری نمی‌شود.

احترام و تکریم همسر

زن، خود را نیز به اندازه همسرش دوست دارد و به حفظ شخصیت خویش علاقمند است. دوست دارد محترم و گرامی باشد. از تحقیر و توهین رنجیده خاطر می‌شود. اگر به او احترام شود، احساس شخصیت می‌کند و به کار و زندگی دلگرم می‌شود. از احترام و احترام کننده خوشش می‌آید و از توهین و توهین کننده متنفر می‌گردد.

آری در زندگی زناشویی، یک زن بیشتر انتظار دارد که همسرش به او احترام بگذارد و چنین انتظاری پربیراه نیست؛ زیرا شوهرش را شریک زندگی و بهترین یار خویش می‌داند. ائمه گرامی ما نیز در تکریم و حفظ شخصیت همسر خویش می‌کوشیدند و در روایت‌های بسیاری، سخنان ارزشمندی در این باره بیان کرده‌اند.

حضرت صادق (علیه السلام) از پدرش نقل کرده است که فرمود: «هر کس زن گرفت، باید او را گرامی و محترم بشمارد.» پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «زنان را گرامی نمی‌دارند، مگر افراد بزرگوار و به آنان توهین نمی‌کنند، جز مردم پست و فرومایه.» و سرانجام، خود آن حضرت در جایی دیگر فرمود: «هر کس به خانواده‌اش توهین کند، خوشی زندگی را از دست خواهد داد».

زن از نظر اسلام، مهمان محترمی است که از جنبه احترام، مهمان است، از جهت دخالت در امور زندگی، شریک شوهر می‌گردد و از نظر امور داخل، مدیر و سرپرست خانواده است و هنگامی هم که بچه دار شود، مادر خانواده و مادر اجتماع می‌شود. پس بر مرد مسلمان است که پیش از ازدواج کمی تأمل کند و بپذیرد که وظیفه سنگینی بر دوش او گذاشته می‌شود؛ دین او گاهی همسرش را امانت خدا معرفی می‌کند و گاهی مهمان صاحب اختیاری که باید احترامش کرد و از خطایش گذشت و با او سازش کرد. بنابر این حضرت علی (علیه السلام) چون همسرش فاطمه(علیهاالسلام) را به خاک سپرد، فرمود: « امانت خدا از دست من گرفته شد.» بنابراین، مردی که سعادت دنیا و آخرت را می‌خواهد، می‌باید به دستورات انسان ساز ائمه و بزرگان دین گوش دل فرا دهد. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر که با خانواده‌اش خوشرفتاری کند، خداوند عمرش را طولانی می‌گرداند».

هدیه

در باور و دنیای زنان مسائلی بسیار مهم و مورد توجه وجود دارد و از آن جمله اند: خرید هدیه برای همسر، آوردن سوغاتی هنگام بازگشت از سفر، تهیه زیورآلات در مناسبت‌هایی که بعدها در زندگی پیش می‌آیند؛ مثل زایمان که اینها زمینه‌ای برای ایجاد احساس غرور و شخصیت زنان هستند. این نکته برای حفظ زندگی مشترک ضروری است که با گرمی و لطف، همسر را در اختیار داشته باشید، وگرنه گرمی کانون خانواده رو به سردی می‌گراید و شرایط آلودگی مرد به انواع کجی‌ها را فراهم می‌آورد و یا اینکه موجب می‌شود فرد دیگری دل او را برباید که در این وضعیت، زن نیز کانون خانواده را رها می‌کند و یا سر از بی‌عفتی درمی آورد. برای حفظ و حراست همسر از خطر، هوشمندی و دوراندیشی لازم است و نباید از آن غافل بود. در این میان، توجه به سلیقه ها، دل بستگی‌ها و خواسته‌های همسر امری مهم است؛ مثلاً برای بعضی از زنان، داشتن لباس یا ظروف و یا زیورآلات زیاد، موجب رضایت و خوشایندی آنان می‌شود. اسلام عزیز هم از هر فرصتی برای ایجاد محبت و صفا میان افراد خانواده بهره برده است و دستور می‌دهد که مرد هیچ گاه از سفر دست خالی به خانه وارد نشود و سفارش می‌کند که او در روزهای عید، هدیه‌ای به همراه شیرینی تهیه کند و به خانه آورد تا کام همسر و فرزندان خود را شیرین سازد و روحشان را شاد و دلشان را پر از صفا و محبت کند.

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در این باره ما را از توصیه‌های باارزش خود بی‌بهره نگذاشته است، ازاین رو در ضمن حدیثی می‌فرماید:

مردی که داخل بازار شود و هدیه‌ای بخرد و آن را به خانواده‌اش برساند، ثوابش برابر با کسی است که صدقه‌ای را به نیازمندان برساند.

اظهار محبت

لازم است گاهی زن و شوهر به زبان، تشکر و محبت و عاطفه قلبی خود را به یکدیگر اظهار کنند، ولی برای حفظ صمیمیت و پیوند خانواده، انجام وظیفه قراردادی و محبت سطحی به تنهایی کافی نیست، بلکه اظهار محبت بسیار به زن و قدردانی ویژه از زن که عواطف ظریف‌تر و احساسات رقیق‌تری دارد، تأثیر روانی عمیقی بر روح او می‌گذارد.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «اگر مردی به زنش بگوید: من تو را دوست دارم، تأثیر این سخن برای همیشه در روح او باقی می‌ماند.» شوهران باید بدانند که گاهی ممکن است گفتن یک کلمه (متشکرم) بیش از خرید چندین هدیه برای شادی خاطر و روان زن مؤثر است. زن نیز لازم است گاهی به پاس زحمات فراوان شوهرش از او تشکر کند و خوبی‌ها و فداکاری‌های او را به زبان بیاورد و قدرشناسی خود را از او نشان دهد. حال که گفتن این جمله‌ها بر روح شنونده، اثر نیک می‌گذارد، پس نباید آنها را فراموش کرد. کارهایی همچون: تشکر و قدردانی، سلام و بدرقه و خداحافظی و… ربطی به دار و نداری و زندگی مرفه و غیرمرفه ندارد، بلکه عمل به آداب دینی، برکت‌آور است و رفاه و سعادت می‌آورد؛ اگر باور ندارید، امتحان کنید.

منبع: مجله گنجینه؛ مهر ۱۳۸۴؛ شماره ۵۴

جلب محبت همسر

محبّت به همسر، هدیه‌ای است که خداوند، در آغاز ازدواج، به زن و شوهر می‌دهد: (وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهً وَ رَحمَهً)(۱) اگر می‌خواهید، محبّت همسرتان را حفظ کنید، باید، رفتار خود را محبّت‌آمیز کنید. از جمله عوامل پایداری محبّت، اعتماد زوجین به یکدیگر است؛ زن و شوهر باید، اعتماد یکدیگر را جلب کنند؛ اعتماد که پیدا شد، محبّت، پایدار می‌شود. البته، اعتماد یک امر قراردادی نیست که دو نفر با هم قرارداد ببندند تا به یکدیگر اعتماد کنند، بلکه باید، با رعایت حدود و موازین شرعی و رعایت اخلاق اسلامی آن را به دست آورد.
دین اسلام اخلاق نیکو را ضامن بقا و دوام همه‌‌ی روابط سالم اجتماعی می‌داند و نقش آن را در خانه و خانواده فوق العاده برمی شمارد. ابتدا با هم به نقش اخلاق نیکو در اجتماع می‌پردازیم و سپس از آن به مسائل ویژه‌‌ی خانه و خانواده می‌پردازیم.

حُسن خُلق
شاید، گیراتر از حسن خلق، واژه‌ای نباشد که ترسیم کننده‌‌ی روحی زلال و طبعی بلند و رفتاری جاذبه‌دار باشد.
بخشی از اخلاق نیکو، در خوشرویی متجلّی است، بخشی، در خوشخویی و بخشی هم در خوشگویی. و چه خوب است که به این سه خوش مبارک و مقدس، بپردازیم و از آن‌ها کلیدی، برای گشودن قلعه‌‌ی دل‌ها و عاملی، برای تحکیم رابطه‌ها بسازیم(۲)!

خوشرویی
در مواجهه‌‌ی دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دو صورت با هم رو به رو می‌شود. مواجهه‌‌ی دو انسان با هم و کیفیت این رویارویی چهره ها، نقش عمده در نحوه‌‌ی گفتار دارد و رمز گشایش قفل دل هاست.
خوشرویی، هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند؛ هم در گفتار آشکار می‌شود، هم در رفتار.
چه بسا، رابطه‌ها و دوستی هایی که با ترشرویی؛ اخم کردن و عبوس شدن به هم خورده است. از سوی دیگر، مبدأ بسیاری از آشنایی‌ها یک تبسّم بوده است. وقتی، با چهره‌‌ی شکفته و باز، با کسی روبه رو می‌شوید، در واقع، کلید محبّت و دوستی را به دست او داده اید. برعکس، چهره‌‌ی اخمو و ابروهای گره خورده و صورت در هم و بسته، دریچه‌‌ی ارتباط و صمیمیّت را می‌بندد. تبسّم، مبدأ بسیاری از آشنایی‌ها و زداینده‌‌ی بسیاری از غم‌ها و کدورت هاست. شگفت از کسانی که زا این کار بی‌زحمت و رنج و خرج که برکات فراوان دارد، گریزانند و به سختی حاضرت، گلخنده‌‌ی مسرّت را بر لبان خود چهره‌‌ی دیگران بیافرینند!
گشاده رویی با دیگران، باعث می‌شود، افراد، آماده‌تر شوند و به دوستی با شما دل بسپارند. خنده رویی و بشّاش بودن، دیگران را دل و جرأت می‌بخشد، تا بی‌هیچ هراس و نگرانی، باب آشنایی را به روی شما باز کنند و سفره‌‌ی دلشان را پیشتان بگشایند. اگر با خوشرویی، بتوانید، بار سنگین غم دوستان را سبک کنید، کارتان عبادت است و اگر با یک تبسّم بتوانید، خاطری را شاد سازید، به خدا نزدیک‌تر شده اید.(۳)
به قول حافظ:
دائم گل این بستان، شاداب نمی‌ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی(۴)

غم‌زدایی
وقتی یک چهره‌‌ی گشاده و لبخند صمیمی، غمی را از دل می‌زداید، چرا باید از این احسان دریغ کرد؟
بعضی ها، حضوری غم‌آفرین دارند، برخی هم محضری غم‌زدا. گروه اخیر، آیت لطف الاهی‌اند که قدرشان ناشناخته است.
انسان‌ها به محبّت نیازمند هستند؛ این تشنگی، جز با ملاطفت و خوشرویی برطرف نمی‌شود.
اگر نخستین برخورد ما با کسی، به گونه‌ای باشد که غم او را به شادی و نگرانی‌اش را به اطمینان مبدّل سازد، دریچه ای، به دنیای صفا و سرور به رویش گشوده ایم. این نیز، نزد خداوند، حسنه و عبادت است.
کسی که از چهره‌‌ی برادر دینی‌اش، رنج و اندوهی را بزداید، خداوند، ده حسنه در نامه‌‌ی اعمالش می‌نویسد. مگر این کار نیک، چه اندازه زحمت دارد؟
البته این رفتار، نوعی هنرمندی در معاشرت است، قلبی مهربان می‌خواهد و عاطفه‌ای سرشار و خصلتی نوع دوست.
شاد کردن دیگران، چهره‌ای دیگر از همین غمزدایی است. گاهی با توجهّی، نگاهی، محبّتی، کلامی، هدیه‌ای و… می‌توان انسانی را مسرور ساخت و در نتیجه خدا را از خود راضی ساخت.
در این زمینه، سخنی از پیشوای صادق شیعه بیاموزیم که فرمود:
«أَیُّما مُسلِمٍ لَقِیَ مُسلِماً فَسَرَّهُ سَرَّهُ اللهُ عَزّوَجَلَّ»(۵)
هر مسلمانی که با مسلمانی دیدار کند و در برخورد، او را شادمان سازد، خدای متعال نیز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت.
وقتی، می‌توان با کلمات و چهره و برخوردی خوش و دلپذیر، خاطری را خرسند ساخت، چرا، باید، با گفتن کلماتی ناخوشایند و اندوه‌آفرین، بر چهره‌‌ی دیگری غم نشاند و او را به یاد روزهای تلخش انداخت و مأیوس و دلسرد ساخت؟(۶)

خوشگویی
از شاخه‌های دیگر حُسن خُلق که رابطه‌ها را استوارتر و پیوندها را صمیمی‌تر می‌سازد، گفتار دلپذیر و شادی‌بخش است. متانت در سخن، و ادب در گفتار و زیبایی در کلام، خصلت پاکدلانِ بی‌کینه و خلق و خوی اولیای دین است.
انسان ارزش و جوهره‌‌ی وجودی‌اش را با زبان و بیان روشن می‌سازد:
یکی تحقیر می‌کند، یکی تشویق.
یکی عیبجویی می‌کند، دیگری تحسین و تقدیر.
یکی ملامت می‌کند، دیگری پر و بال می‌دهد و امید می‌آفریند.
کدام یک بهتر است؟
پذیرایی از دیگران، همیشه با غذا و میوه و شیرینی نیست.
گاهی پذیرایی، با یک کلام خوب و سخن شایسته است. این اِکرام، بالاتر از تغذیه و اطعام است؛ زیرا، گفتار شایسته و زیبا، غذای روح است.
تشویق کردن، آفرین و مرحبا گفتن بر عمل شایسته‌‌ی افراد نیز، از این گونه صالحات است. باز هم از امام صادق(علیه السلام) بشنویم:
«هر کس، به برادر دینی خود مرحبا بگوید، خدای متعال تا روز قیامت، برای او مرحبا و آفرین می‌نویسد».(۷)
غیر از پاداش الاهی، تأثیرات اجتماعی خوشگویی در نرم ساختن دل‌ها و جلب عاطفه‌ها و استوار ساختن رابطه‌ها مشهود است. آن که خوش سخن باشد، از دیگران نیز کلامی نیکو می‌شنود: «این جهان، کوه است و فعل ما ندا» و البته که حرف و سخن ما هم در کوهستان زندگی‌ها انعکاس دارد و خوبی آن به خود ما منعکس می‌شود.
کسی که گفتار مؤدّبانه داشته باشد، دیگران نیز با او مؤدّبانه سخن خواهند گفت، وگرنه…: «کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است». از کلام مولا علی(علیه السلام) است که:
«اَجمِلُوا فِی الخِطاب تَسمَعُوا جَمِیلَ الجَوابِ»(۸)
زیبا خطاب کنید، تا جواب زیبا بشنوید!…
کیفیّت برخورد ما با انسان‌های دیگر، همان نتیجه را به ما برمی گرداند. ادب، ادب می‌آورد و توهین و فحش، بدزبانی و اهانت متقابل را در پی دارد.(۹)

از رموز و موفقیت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) در دعوت و رسالت خویش، اخلاق نیکو و برخورد شایسته و جذّاب با مردم بود و حُسن خُلق آن حضرت، امتیاز بارز مظهر رأفت و رحمت بود.
کلام نرم، رفتار شایسته، گفتار مؤدّبانه و جاذبه دار، تحمل فراوان و حلم و بردباری و چهره‌‌ی گشاده و بشّاش، از مظاهر و جلوه‌های حُسن خُلق است. به تعبیر دیگر، وقتی، محبّت خود را به دیگران ببخشید، در حوادث، صبور و شکیبا باشید، خشم خود را فرو خورده، خویش تن داری کنید، بدی را با خوبی پاسخ دهید و از خشونت، عصبانیّت، بدزبانی، تحقیر، توهین و تکبّر به دور باشید، دارای حُسن خُلق هستید.
اگر خداوند، به صاحبان حسن خلق، پاداش جهاد و شهادت می‌دهد، بی‌جا و گزاف نیست؛ زیرا، نوعی، مجاهده به شمار می‌آید.
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) برای تثبیت همین کمالات اخلاقی و خوشخویی برانگیخته شد. از کلمات نورانی اوست:
«اِنَّ الرَّجُلَ یُدرِکَ و بِحُسنِ خُلقِهِ دَرَجَهَ الصّائِمِ القائِمِ»(۱۰)
انسان، در سایه‌‌ی خوشخویی، به مقام و رتبه‌‌ی روزه داران شب زنده‌دار می‌رسد!
در معاشرت مسلمانان با هم، باید همدلی، بیش از وحدت فیزیکی و پیوند سطحی حاکم باشد، تا به انس و الفتی پایدار و رابطه‌های درونی بینجامد. با سلام، مصافحه، حُسن خلق، چهره‌‌ی باز، لبخند محبّت‌زا، غمزدا و برخورد نیک، این مهم تأمین می‌شود. میزان اسلامی بودن اخلاق هر مسلمان را باید، در نحوه‌‌ی معاشرتش با دیگران جست و جو کرد. خوش خلقی، دین و مرام، مسلمانی است. به فرموده‌‌ی حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم):
«ایمان کسی کامل‌تر است که اخلاقش بهتر باشد؛ کسی به پیامبر شبیه‌تر و به او نزدیک‌تر است که خوش‌خلق‌تر باشد»(۱۱) و به تعبیر امام صادق(علیه السلام): «پس از عمل به واجبات الاهی، محبوب‌ترین کارها نزد خداوند، آن است که انسان، اخلاقی سازگار با مردم داشته و اهل مدارا باشد»(۱۲)
گفتار و رفتار ما آیینه‌‌ی شخصیت ماست.(۱۳)
اکنون که به اهمیت اخلاق خوش اسلامی در روابط اجتماعی پی بردیم، به مسائل ویژه‌‌ی همسران برمی گردیم و جلوه‌ها و مصادیق آن را در رفتار و روابط همسران بررسی می‌کنیم.

توجه به همسر
یکی از نیازهای همسر توجه به اوست؛ توجهی همه جانبه و در همه شرایط؛ در خانه، مهمانی، سفر و… به ویژه، در مناسبت‌های خاص، مثل سالگرد ازدواج، روز زن، روز تولد، برای همسرتان شرایط متفاوت با روزهای قبل به وجود آورید تا در زندگی تنوّع لازم پدید آید و همسرتان توجّه شما را احساس کند. اگر به همسرتان توجّه کنید، بسیاری از تنش‌ها و ناراحتی‌های روحی او برطرف می‌شود.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«نشستن مرد نزد همسر و عیالش در پیشگاه خداوند، از اعتکاف در مسجد من محبوب‌تر است».(۱۴)

عذرخواهی
زندگی مشترک، سرشار از فراز و نشیب است. یکی از دست‌اندازهای این جاده، برخوردها و تنش‌هایی است که بین زوجین به وجود می‌آید. البته این تنش‌ها، امری طبیعی است؛ امّا آنچه اهمیت مسأله را بیش‌تر می‌کند، این است که چگونه می‌توان با این مسائل مواجه شد، به گونه‌ای که نه تنها خدشه‌ای در محبّت آنان پدید نیاید، بلکه موجب افزونی عشق و محبّت در بین آنان گردد. عذرخواهی زوجین از یکدیگر، باعث می‌شود، زندگی زناشوئی از عشق و محبّت لبریز شود.
طبیعی است که اگر زن یا شوهر، دچار خطایی شود و همسر خود را رنجور و افسرده نماید؛ کانون خانواده که محمل محبّت و صفاست، متزلزل می‌گردد. اگر به دنبال خطا، عذارخواهی و پوزش نباشد، اثر ناگوار آن برای همیشه در روح و جان دیگری باقی می‌ماند؛ زیرا، او همواره همسر خطاکار خود را در برابر چشم خود می‌بیند و نفرت، بدبینی و کدورت، در خانه‌‌ی آنان حکمفرما می‌گردد. از عبارت معذرت می‌خواهم، به عنوان رهگشای مشکلات استفاده کنید. بسیار دیده شده که در اوج کشمکش‌ها و دلخوری‌ها جمله‌‌ی پیش گفته، التهاب‌ها را کاهش داده است.
یکی از زوج‌های موفق می‌گوید: «راز موفقیت زندگی مشترک من و همسرم این است که هرگز، در طول زندگی، عذرخواهی را فراموش نکرده ایم!».
در عذرخواهی، باید سه نکته را به یاد داشت:
۱- هرگاه، یکی، عذرخواهی کرد، شایسته است که طرف مقابل نیز عذر او را بپذیرد؛ چرا که حضرت علی(علیه السلام) فرمود:
«بدترین مردم کسی است که معذرت‌خواهی دیگران را نپذیرد و از خطاهایشان در نگذرد».(۱۵)
۲- عذرخواهی، باید، با مقدار خطا متناسب باشد، نه کم‌تر و نه بیشتر.
۳- جرم خطا مرتکب نشدن، از عذرخواهی بهتر است، همان طور که حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند:
«بی‌نیازی از عذرخواهی، از عذرخواهی ارجمندتر است».(۱۶)

عفو و گذشت
هیچ کس، به جز معصومین(علیهم السلام)، از خطا و اشتباه مصون نیست و زن و مردی که زندگی مشترک را آغاز می‌کنند، به ویژه، در ابتدای راه، ممکن است، برخی گفتار و رفتارهای یکدیگر را ناصواب بدانند. در این گونه موارد، باید، با سینه‌ای گشاده رفتار کنند و لغزش‌های یکدیگر را ندیده بگیرند. اغماض، عفو و گذشت، آبی است که آتش غضب و کینه را فرو می‌نشاند و به انسان آرامش روحی می‌بخشد.
اسحاق ابن عمّار می‌گوید:
«از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: زن چه حقی بر عهده‌‌ی همسر خویش دارد که اگر آن‌ها را برآورده سازد، نیکوکار خواهد بود؟
امام(علیه السلام)، در پاسخ فرمود: خوراک و پوشاک او را تأمین کند و نادانی او را ببخشد. سپس فرمود: پدرم، امام باقر(علیه السلام) همسری داشت که او را اذیت می‌کرد، ولی پدرم او را می‌بخشید».(۱۷)
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«تَعافُوا تَسقُطُ الضَّغائِنُ بَینَکُم»(۱۸)
از یکدیگر، درگذرید تا کینه‌ها از میانتان رخت بربندد.

صفا و صداقت
صفا و صمیمیت، برای همه‌‌ی انسان‌ها و در همه جوامع، مفید و ارزنده و در زندگی خانوادگی ارزنده‌تر و مؤثرتر است. با توجه به این که زن و شوهر پیوسته با یکدیگر در ارتباطند، بدون داشتن صداقت و صفا امکان همزیستی مسالمت آمیز نخواهد بود. صداقت و صمیمیت، می‌تواند، بسیاری از مشکلات را حل کند و بیش از ریاکاری و دروغ کارگر شود. زن و شوهر، به علت ارتباط نزدیکی که با یکدیگر دارند، چنانچه، خدعه‌ای از سوی یکی از آنان رخ دهد، دیر یا زود می‌فهمند. برای این که کیمیای محبّت را در دل‌های هم حفظ کنیم، باید با همسر خود صمیمی و صادق باشیم!

همیاری و همکاری
همکاری با زن در کارهای خانه، باعث تقویت محبّت و مودّت می‌شود. برخی، می‌پندارند، کار در خانه، مخالف حرمت و شخصیّت مرد است؛ در حالی که حضرت امیر(علیه السلام) در خانه کار می‌کرد، پس چه نیکوست که شوهر، بدون این که زن تقاضا کند، در امور خانه و خانه‌داری به او کمک کند! کمک به زن، به ویژه، هنگام بیماری او، محبّت بیش‌تر وی را فراهم می‌سازد و اجر معنوی نیز در بر دارد.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«خِدمَهُ العِیالِ کَفّارَهٌ لِلکَبائِر وَ تُطفِئُ غَضَبَ الرَّبُّ؛ و تَزیدُ فِی الحَسَناتِ وَالدَّرَجاتَ»(۱۹)
خدمت کردن به خانواده، کفّاره‌‌ی گناهان بزرگ است و خشم پروردگار را فرو می‌نشاند و بر حسنات و نیکی‌ها می‌افزاید و درجات را بالا می‌برد.
اگر به دلیل مشغله‌‌ی زیاد و مسؤولیت سنگین، نمی‌توانید، به همسرتان کمک کنید، دست کم، وی را از انگیزه و نیت خود آگاه سازید تا از حمایت فکری شما احساس دلگرمی کند.
روزی، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه‌‌ی علی(علیه السلام) وارد شد، حضرت علی(علیه السلام) و فاطمه(علیه السلام) را دید که با هم مشغول آرد کردن گندم با آسیاب دستی هستند.
حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «کدام یک خسته ترید؟».
علی(علیه السلام) عرض کرد: «فاطمه خسته‌تر است».
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: «برخیز دخترجان»!
فاطمه برخاست و پیامبر به جای او نشست و علی(علیه السلام) را در آرد کردن گندم کمک کرد.(۲۰)
البته، زن نیز باید، در شرایطی، به همسر خود کمک کند. کمک خانم خانه به همسر خود، صرفه جویی، عدم اسراف و کم کردن خواسته هایی است که از چشم و هم چشمی ناشی می‌شود.
زنان فداکاری هم هستند که با اجازه‌‌ی همسر، با بهره گیری از هنری خاص یا کار در اجتماع، در مشکلات اقتصادی به همسر خود کمک می‌کنند.

هدیه دادن
در روان شناسی، بحثی است، به نام کوچک‌های بزرگ؛ یعنی ای بسا انسان، مسأله‌ای را کوچک می‌شمارد، در حالی که از نظر معنا و واقعیت، بسیار بزرگ است. محیط خانه نیز کوچک‌های بزرگ دارد که یکی از آن‌ها تهیه‌‌ی هدیه است. مردان، برای تحریک عواطف زنان و گرم کردن کانون خانه و خانواده، می‌توانند، از این شیوه استفاده کنند و با این کار، به همسر خود بفهمانند که به یادش بوده‌اند و این خود موجب محبّت بیش‌تر در کانون خانواده است.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«مردی که داخل بازار شود تا تحفه‌ای بخرد و آن را به خانواده‌اش برساند، ثوابش، برابر کسی است که صدقه‌ای را به نیازمندی برساند…»(۲۱)
اسلام، به مردان دستور می‌دهد، هرگاه، از مسافرتی دور یا نزدیک به خانه وارد می‌شوند، سوغاتی همراه داشته باشند، هرچند کوچک و اندک باشد.(۲۲)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«برای یکدیگر هدیه ببرید، که هدیه، کینه‌ها را از دل بیرون می‌برد و انتقام و دشمنی‌ها را برطرف می‌سازد».(۲۳)

تشکر و قدردانی از زن
برای پر فروغ نگهداشتن شمع محبّت و صفا، فقط انجام دادن وظیفه و محبّت قلبی کافی نیست، بلکه اظهار محبّت و تشکّر از زن، بسیار مهم است؛ زیرا، مرد، گاهی، در برابر کارهای خوب خود، تمجیدی صادقانه از جامعه دریافت می‌کند و ثمره‌‌ی کار خود را در آن می‌یابد، ولی، چه کسی کارهای زن را تحسین می‌کند؟ اگر از همسرِ خود قدردانی کنید، به شوق می‌آید و وظیفه‌اش را با دلگرمی بیشتر انجام می‌دهد و مشکلات زندگی را با چهره‌‌ی گشاده تحمّل می‌کند.
برخی از افراد، زنان خود را دوست می‌دارند؛ ولی، هیچ گاه دوستی خود را به آنان اظهار نمی‌کنند و تشکّری بر زبان نمی‌آورند.
دسته‌ای دیگر می‌پندارند، با پول دادن و کفش و لباس خریدن بسیار، می‌توانند، همسر خود را راضی نگه دارند؛ از این رو، چندان به تشکّر و اظهار محبّتِ زبانی اهمیت نمی‌دهند.
این دو دسته، غافلند که تأثیر روانی کلمات محبّت آمیز، مانند: متشکرم، دست شما درد نکند و آفرین بر شما، بیش از رضایت قلبیِ صِرف و خریدن لباس و کفش است.
امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«از کسی که به تو احسان نموده، سپاسگزاری کن؛ زیرا، اگر، از احسان او سپاسگزاری کنی، آن نعمت پایدار می‌شود و اگر ناسپاسی کنی، دوام نمی‌یابد»(۲۴)!

ارزش گذاشتن به کار یکدیگر
وقتی، مرد، پس از چندین ساعت تلاش در خارج از منزل، با اعصاب خسته و ناراحت، به همسرش می‌اندیشد، احساس می‌کند، او در خانه، این درگیری‌ها و دردسر‌ها را ندارد. در حقیقت او برای فعالیت‌های زن در خانه حساب باز نمی‌کند. حال، وقتی، یک فرد خسته با اعصابی متشنّج، به یک فرد با نشاط برسد، چه توقّعی دارد؟ توقّع دارد، دست به سینه، فرمان‌های او را اجرا کند.
هرگاه، مرد، به این امر توجّه کند که فضای کار و فعالیت خسته کننده‌‌ی او بیرون خانه و درون خانه نیز کارگاه فعالیت‌های خسته کننده و طاقت فرسای همسر اوست، هرگز، هنگام بازگشت به منزل، طلبکارانه، رفتار نخواهد کرد؛ بلکه برعکس، با زبان و عمل، از کار او در خانه قدردانی می‌کند و واکنش متقابل و مثبت این رفتار نیکو، در شخصیت و رفتار خانم خانه نیز به طور کامل روشن می‌گردد.
عکس این نیز ممکن است؛ زنانی هستند که فقط، کار و گرفتاری خود را می‌بینند و می‌پندارند، کار مرد، در بیرون مشقّت آور نیست؛ از این رو، وقتی شوهر، از سر کار بر می‌گردد، با چهره‌‌ی برافروخته و درهم او رو به رو می‌شود. این عمل نیز درست نیست. زن، باید، برای کار شوهرش اهمیت قائل شود؛ وقتی، شوهر به خانه می‌آید، طبعاً خسته است، باید مقداری به او رسیدگی کرد و محبّت و صفا نشان داد تا قدری از خستگی و رنج‌های بیرونی او کاسته شود.

برخورد با مسائل مالی
خانم‌ها، خواسته‌ها، گرایش‌ها، احساسات و عواطفی دارند که در حدّ معقول باید تأمین شوند؛ امّا، زیاده‌روی در این امر موجب می‌شود، مرد، برای تأمین نیازهای افراطی خانم، بیش از حد، به زحمت بیفتد و حتی در مواردی، برای کسب درآمد بیش‌تر به راه‌های غیر حلال کسب درآمد، روی آورد.
میهمانی، پذیرایی و هدیه دادن، امری بسیار مطلوب و شایسته است که دین مبین اسلام به آن فراوان تأکید دارد؛ امّا، اگر، این مسائل، بر اثر چشم و هم چشمی، در حدّی شود که مرد را دچار مضیقه و مشکل نماید، مذموم و ناپسند است و مرد، نباید، آن‌ها را تأمین کند. در عین حال، مردان نیز، نباید ذوق و احساسات خانم‌ها را به طور کلّی نادیده بگیرند و در حدّ لزوم و توان، به اجابت آن خواسته‌ها بپردازند، برخورد منطقی، معتدل و خیرخواهانه، از جانب زن و شوهر موجب استحکام پایه‌های ارتباطی، اخلاقی و اقتصادی خانواده می‌شود.

ابراز محبّت
لذتّ‌بخش‌ترین جمله برای زن این است که شوهرش به او بگوید: «عزیزم! دوستت دارم!»، «عشق منی!» و امید بخش‌ترین جمله برای مرد این است که همسرش به او بگوید: «تو امید من هستی!»، «من به وجود تو افتخار می‌کنم!».

توجه به رفتارهای مثبت
یکی از روش‌های تقویت محبّت و روابط همسری، توجه به رفتارهای مثبت یکدیگر است؛ به این منظور، زن و شوهر، هر کدام، رفتارهای خوشایند همسرشان را روی کاغذی یادداشت کنند و بعد، برای هر یک از این رفتارها، با توجه به شدّت و ضعف و میزان خوشایند بودن آن امیتاز بدهند. با گذشت مدّتی کوتاه به این نتیجه خواهند رسید که همسرشان از آنچه فکر می‌کردند، بهتر است و محبتشان بیش‌تر می‌شود.

کمک به پیشرفت شوهر
بشر به طور ذاتی، قابلیت ترقّی دارد، در نهادش عشق به کمال نهفته و برای تکامل آفریده شده است. هر کس، در هر مقام و هر شرایط و هر سنّی که باشد، می‌تواند، به پیشرفت خویش ادامه داده، کامل‌تر شود.
هر انسانی، خواهان ترقّی است؛ امّا، هر کسی در رسیدن به این هدف، موفّق نمی‌گردد، همّت بلند و کوشش فراوان لازم دارد. باید، زمینه‌‌ی کار را فراهم ساخت و موانع را برطرف نمود، آن گاه کوشید تا به مقصد رسید. شخصیّت مرد، تا اندازه‌‌ی بسیار، به خواسته‌های همسرش بستگی دارد، زن، می‌تواند، به پیشرفت و ترقّی شوهرش کمک کند، او را در مسیر ترقی قرار دهد؛ همان طور که می‌تواند، مانع پیشرفت وی شود.
خانم محترم! در حدّ شرایط و امکاناتی که برایتان فراهم است، شخصیّتی بزرگ‌تر و والاتر را برای شوهرت در نظر بگیر و برای رسیدن به آن تشویقش کن! اگر میل دارد، به تحصیلات خویش ادامه دهد، یا با مطالعه و خواندن کتاب به معلوماتش بیفزاید، نه تنها مخالفت نکن، بلکه تشویق و ترغیبش کن! برنامه‌‌ی زندگی را طوری تنظیم کن که با کارهای او هماهنگ باشد. سعی کن، اسباب آسایش و راحتی او را فراهم سازی تا با فکر آزاد به پیشرفت خویش ادامه دهد.(۲۵)

کمک به ترقّی زن
زن نیز، مانند مرد، لیاقت ترقّی و تکامل دارد. شوهر، همان طور که به ترقّی خویش علاقه دارد، باید، به فکر تکامل همسرش باشد. مرد، باید، توجّه داشته باشد که همسرش شریک زندگی اوست. کمالات او موجب افتخار و سربلندی خانواده است و تحصیل این کمالات، همیشه امکان پذیر است. پس از عروسی و در خانه‌‌ی شوهر نیز می‌تواند، به کمالات خویش بیفزاید؛ البته، مشروط به این که شوهر بخواهد و در این راه به او کمک کند. سزاوار نیست، مرد، خودخواه باشد و تنها به ترقی خود بیندیشد و از تکامل همسرش غافل بماند.
شوهر، اگر احساس کرد، همسرش، برای ترقّی و تکامل، صلاحیت و آمادگی دارد، چه خوب است، در این باره، به او کمک کند، یا، اگر، برای تحصیلات دانشگاهی آمادگی و تمایل دارد، با ادامه‌‌ی تحصیل او موافقت کند و اگر تحصیلاتش به اتمام رسیده، یا میلی به ادامه‌‌ی تحصیل ندارد، دست کم، او را به مطالعه و تحقیق تشویق کند.
یک خانم، می‌تواند، در منزل، مطالعه و تحقیق کند، نقاشی، خیاطی، گلدوزی، خطاطی و یا هر رشته‌‌ی دیگر مورد علاقه‌اش را بیاموزد و تمرین کند.
لازمه‌‌ی همسرداری این است که مرد، در این زمینه، همسرش را تشویق کند و امکانات لازم را تا حد امکان برایش فراهم نماید.
یکی از مشکلات این است که اگر خانم خانه‌دار و بچّه‌دار بخواهد، در مسیر ترقّی و تکامل خویش گام بردارد، طبعاً از خانه‌داری، مقداری عقب می‌ماند و به طور معمول نمی‌تواند، در حدّ مطلوب، به انجام آن‌ها بپردازد. در چنین حالی، مقتضای صفا و صمیمیت خانوادگی این است که مرد، مقداری از این کارها را بر عهده بگیرد. مرد اگر در این زمینه، به همسرش کمک کند، نه تنها زیان نمی‌بیند، بلکه در نهایت، به نفع او تمام خواهد شد؛ زیرا، داشتن یک زن دانشمند، از چند جهت به نفع خانواده است:
۱- در تربیت فرزندان موفق‌تر است.
۲- در مسائل خانوادگی، مفاهمه برقرار است.
۳- زندگی با یک همسر فهمیده و دانا خوش‌تر است.
۴- اسباب آبرو و شرافت شوهر و خانواده است.
۵- وجودش، ارزشمند است و بیش‌تر می‌تواند، به جامعه خدمت کند.
۶- بر اثر اشتغال، از ضعف اعصاب و افسردگی که لازمه‌‌ی بی‌کاری است، مصون می‌ماند.
۷- اگر، درآمد مادی داشت، می‌تواند، در تأمین هزینه‌‌ی زندگی کمک کند.
۸- اطمینان خاطری برای زن، در جهت حل مشکلات احتمالی آینده و روزهای مباداست.(۲۶)

نظم و برنامه
هر فردی، در زندگی، به برنامه‌ریزی نیاز دارد؛ زیرا، برنامه‌ریزی و نظم در زندگی، رمز موفقیت و پیشرفت است.
برای طرح یک برنامه‌‌ی مفید، رعایت موارد زیر لازم است:
۱- تهیه‌‌ی فهرستی از کارهایی که باید در طول هفته، ماه و سال انجام گیرد.
۲- تهیه‌‌ی لیست چیزهایی که باید، خریداری شود.
۳- زمان بندی دقیق کار، تفریح، خواب، رفت و آمد با بستگان و دوستان.

نظم و ترتیب در خانه
خانه‌‌ی مرتب، از جهاتی، بر یک خانه‌‌ی بی‌نظم و نامرتب برتری دارد.
۱- نظم و ترتیبِ ویژه، به منزل، صفا و رونق و زیبایی می‌بخشد. تماشای تکراری خانه، نه تنها موجب ملال نمی‌شود، بلکه مسرّت‌بخش و دلپذیر نیز خواهد بود.
۲- کارهای خانه، به آسانی انجام می‌پذیرد، و اوقات کد بانوی خانه بیهوده تلف نمی‌شود؛ زیرا، تا به چیزی نیاز پیدا می‌کند، می‌داند، کجاست و برای دستیابی به آن معطّل نمی‌شود.
۳- رونق و صفای محیطِ مرتبِ منزل که از ذوق و سلیقه‌‌ی کدبانوی خانه حکایت می‌کند، مرد را به خانه و زندگی علاقمند می‌سازد.
۴- چنین خانه‌ای سبب آبرومندی و سرافرازی خانواده است. هر کس آن را ببیند، از زیبایی‌اش لذّت می‌برد و به ذوق و سلیقه‌‌ی کدبانوی خانه آفرین می‌گوید(۲۷) با خرید و تهیه‌‌ی اسباب لوکس، زندگی زیبا نمی‌شود، بلکه نظم و ترتیب خاص است که زیبایی را به وجود می‌آورد. شما، قطعاً خانواده‌های مرفّه و ثروتمند را دیده اید؛ با این که از انواع و اقسام لوازم لوکس زندگی برخوردارند، زندگی شان، به دلیل بی‌نظمی صفا و رونقی ندارد و دیدن آن ملال آور است؛ برعکس، خانواده‌های فقیری را نیز دیده اید که در عین فقر و ناداری، زندگی زیبا و مسرّت بخش دارند؛ زیرا، همان اسباب و لوازم مختصر را، مرتب، منظّم و تمیز نگه می‌دارند.
بنابراین، یکی از وظایف مهم در خانه، رعایت نظم و ترتیب است. خانم‌های خوش سلیقه و کدبانو، بهتر می‌دانند چگونه باید اسباب و لوازم خانه را مرتب سازند.
در پایان این قسمت، برای دانستی‌های بیش‌تر عروس و داماد، چکیده‌‌ی نظرسنجی صورت گرفته، میان صد نفر از دانشجویان یکی از دانشگاه‌های کشور را ضمن سؤال و جواب می‌آوریم:

۱- به نظر شما شاخص‌های یک زندگی موفّق چیست؟
برنامه‌ریزی درست، نظم در کارها، هماهنگی و همدلی خانواده، ایمان به خدا، رفاه و آسایش، همفکری و همزبانی، صداقت در زندگی.

۲- عوامل خوشبختی در زندگی را چگونه معرفی می‌کنید؟
داشتن تفاهم اخلاقی؛ قناعت کردن در زندگی؛ از خودگذشتگی و رفاه و آسایش.

۳- مهم‌ترین مسائل کسانی که تازه ازدواج کرده اند، چیست؟
شغل، مسکن، تأمین مخارج زندگی، کم تجربگی، استقلال از پدر و مادر، جلب رضایت طرف مقابل، مخارج عقد و ازدواج، اختلاف فرهنگی، حساسیت فوق العاده به رفتار یکدیگر.

۴- مهم‌ترین عوامل گرمی کانون خانواده را چه می‌دانید؟
محبّت والدین به فرزندان، تفاهم اخلاقی والدین، گذشت و درک متقابل.

۵- نقش زن و شوهر، در ایجاد عشق الاهی و تدام آن چیست؟
هم عقیده بودن زن و شوهر؛ یعنی، از لحاظ باورهای دینی به گونه‌ای باشند که آنان را از نظر معنوی اشباع کند و به دنبال آن، عشق الاهی را در وجودشان شعله ور سازد.

۶- بهترین توصیه‌‌ی شما، برای نوعروسان و تازه دامادها چیست؟
توکّل به خدا، مدارا و قناعت، صبر و استقامت، دوری کردن از تصمیمات عجولانه، حفظ حرمت ها، اهمیت به خواسته‌های یکدیگر، احترام متقابل، یکرنگی، تفاهم، صداقت، پنهان نکردن مسائل زندگی از یکدیگر، بزرگ نکردن مشکلات زندگی، فراموش نکردن خداوند، از بهترین توصیه هاست. دیگر این که زندگی را به خاطر خودشان دوست داشته باشند؛ سعی کنند، پایه‌‌ی زندگی را به پایه‌‌ی عشق قرار دهند، آینه‌‌ی همدیگر باشند؛ به جای رؤیاپردازی و وعده وعیده هایی که هیچ گاه عملی نمی‌شود، با واقعیات زندگی کنند؛ به پدر و مادر یکدیگر احترام بگذارند؛ قبل از هر تصمیمی، خوب و عاقلانه، به تمام جوانب زندگی فکر کنند؛ احساساتی و کورکورانه تصمیم نگیرند و به هم وفادار باشند؛ از عیوب یکدیگر چشم پوشی کنند؛ سعی کنند، روی پای خود بایستند و به دیگران تکیه نکنند.

۷- مهم‌ترین عوامل آسیب‌زا در زندگی خانوادگی چیست؟
اختلاف میان زن و شوهر، دروغگویی، بی‌توجهی به نیازهای عاطفی یکدیگر، چشم و هم چشمی، مخفی کاری، کم توجّهی به امور یکدیگر، بداخلاقی و تندخویی، لجبازی، عیب جویی، دخالت پدر و مادر طرفین، سوءظن، اعتیاد، عدم احساس مسؤولیت، انتظارهای بی‌جا، دوری از معنویت.

عُصاره‌‌ی سخن و احادیث زیبا درباره خوش خلقی
اکنون که با راه‌های جلب محبّت در زندگی خانوادگی آشنا شدیم شاخ و برگ‌های سخن را جمع می‌کنیم و به جهت اهمیت این بحث به روی مغز کلام و عصاره‌‌ی سخن انگشت تأکید می‌گذاریم.
از مهم‌ترین شرایط رضایت زن و شوهر در زندگی، خوش اخلاقی و رعایت اخلاق حسنه به یکدیگر است. خوش اخلاقی، در همه جا و از هر کس پسندیده است؛ ولی، از زن و شوهر، در محیط خانه پسندیده‌تر است.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«اَحسِن خُلقَکَ مَعَ اَهلِکَ وجیرانِکَ و مَن تُعاشِرُ و تُصاحِبُ مِنَ الناسِ»(۲۸)
اخلاقت را با اهل و عیال و همسایگان و دوستان و همنشینان نیکو گردان.
علی(علیه السلام) فرمود:
«بحُسنِ الخُلقِ یطیبُ العَیشُ»(۲۹)
با خوش خلقی، زندگی، خوش و نیکو می‌گردد.
علی(علیه السلام) فرمود:
«حُسنُ الخُلقِ یُورِثُ المَحَبَّهَ»(۳۰)
خوش اخلاقی، موجب محبّت می‌شود.
از سوی دیگر، زن و شوهر موظفند، در برابر بدخلقی دیگری، خویشتن‌دار باشند. صبر پیشه کنند و پاسخ بدخلقی همسر را با بدخلقی ندهند. چنین واکنشی، سبب فروکش کردن خشم طرف مقابل و تنبه و سازندگی او می‌گردد و پاداش معنوی را نیز در پی دارد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرماید:
«مَن صَبَرَ عَلی خُلقِ امرَأَهٍ سَیّئهِ الخُلقِ وَ احتَسَبَ فی ذلِکَ الاَجر اَعطاهُ اللهُ ثَوابَ الشّاکِرین»(۳۱)
کسی که بر رفتار زن بداخلاق خود صبر کند و در این کار امید پاداش داشته باشد، خداوند، ثواب شاکران را به او عطا می‌فرماید.
علی(علیه السلام) فرمود:
«داروُهُنَّ عَلی کُلِّ حالٍ وَ اَحسِنُوا لَهُنَّ المَقالَ لَعَلَّهُنَّ یُحسِنَّ المَقالَ»(۳۲)
همواره، با زنان مدارا کنید و با آنان، به نیکی سخن گویید تا آنان نیز سخن نیکو بگویند.
و این واقعیت را ملک الشعرای بهار چه زیبا به نظم کشیده، آن جا که می‌گوید:
مکرّر امتحان کردم که بهر زندگی کردن
به است از تندی و آشفتگی، نرم و آرامی
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده‌ای مرا کنون به زورقی
ز عاج ها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
بدان که سفیر وحی الاهی، آنگاه که از فلسفه‌‌ی نبوت خویش، سخن می‌گوید، اخلاق را با ارزش‌ترین مطلب عنوان می‌کند؛ همو که دریای پرتلاطمِ اخلاق و کرامت انسانی بود.
عشق به خداوند لایزال، از جبین درخشانش هویدا بود. تمام وسعت زندگی‌اش، بوی گل‌های داوودی داشت و عطر نَفَس خداوندی اش، به هست و کل آفرینش پای آن، جان می‌خبشید و تَنَفّس هدایت می‌نمود.
همو که از سرزمین حجاز برخاست و جهان را از مهر و عطوفت جاودانه‌‌ی خود، مدهوش ساخت؛ مقام زن را از حَضیض تا اوج آسمان‌ها برد و به مردان رسم وفاداری و سازگاری آموخت. اکنون که دو زوج خوشبخت، به هم رسیده اید، در سایه‌سار فرامین آن پیامبر راستین، شیوه‌‌ی تکلم مهرآمیزش را با بندگان حضرت حق، به ویژه، شریک دلباخته‌‌ی خود، به کار بندید و گفتمان انسان دوستانه‌‌ی او را با زنان و کودکان، تمرین کنید!
از او، رازداری و روشن ضمیری را بیاموزید. کوچه باغ زندگانی خود را از طروات بارانِ مهر و وفا پر کنید و هرگز راضی نشوید، این گلستان زیبا را عیب تراشی و عیبجویی‌های بی‌مورد و غیرمنطقی، خزان نماید که او شما را بر عاج‌ها، ابرها و بلورهای راستین محمدی سوار کرده است و حیات شما را با اکسیر عشق، از شعر و شور، شعور و احساسِ بی‌پایان پر کرده است. زنده است پیامبر عشق، زنده است، سفیر هدایت…

پی‌نوشت‌ها

۱- روم: ۲۱
۲- راه زندگی، ص۱۹
۳- پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «با مؤمنان، با چهره‌‌ی گشاده و روی باز دیدار کن که روی خوش و چهره‌‌ی باز، موجب جذب دل‌ها و افزونی محبّت هاست».
«اَلقِ اَخاکَ بِوَجهٍ مُنبَسِطٍ؛ با برادرت با چهره‌‌ی باز برخورد نما!».
وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۶۰؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۴۷-
۴- راه زندگی، ص۲۰
۵- وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۹۲
۶- راه زندگی، ص۲۰
۷- وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۹۲
۸- غررالحکم، ج۲، ص۲۶۶
۹- راه زندگی، ص۲۱
۱۰- میزان الحکمه، ج۱، ح۵۰۱۲، ص۷۹۹
۱۱- همان، ح۵۰۲۴ و ۵۰۲۵، ص۸۰۰
۱۲- اصول کافی، ج۲، ح۴، ص۱۰۵
۱۳- راه زندگی، ص۲۳
۱۴- التفسیرالمعین، ص۴۰۶
۱۵- «شَرُّ النّاسِ مَن لا یَقبَلُ العُذرَ وَلا یُقیلُ الذَّنبَ»، غررالحکم، ج۴، ص۱۶۵
۱۶- نهج البلاغه، حکمت ۳۲۹
۱۷- وسائل الشیعه، ج۱۴، ح۱، ص۱۲۱
۱۸- میزان الحکمه، ج۳، ح۱۳۱۷۶، ص۲۰۱۲
۱۹- بحارالأنوار، ج۱۰۳، ص۲۴۷
۲۰- همان، ج۴۳، ح۴۷، صص ۵۰ و ۵۱
۲۱- وسائل الشیعه، ج۱۵، ح۱، ص۲۲۷
۲۲- همان، ج۸، ح۱، ص۳۳۷
۲۳- میزان الحکمه، ج۴، ح۲۱۷۴، ص۳۴۵۰
۲۴- اصول کافی، ج۲، ح۳، صص ۹۹ و ۱۰۰
۲۵- آیین همسرداری، ص۲۰۲
۲۶- آیین همسرداری، ص۲۰۵
۲۷- همان، ص۲۴۳
۲۸- بحارالأنوار، ج۷۴، ح۶، ص۶۷
۲۹- غررالحکم، (۷ج)، ج۳، ص۲۱۸
۳۰- همان، ج۳، ح۳۹۴
۳۱- وسائل الشیعه، ج۱۴، ح۵، ص۱۲۴
۳۲- بحارالأنوار، ج۱۰۰، ح۱، ص۲۲۳
منبع: اکبری، محمود؛ (۱۳۳۴)، صمیمانه با عروس و داماد؛ قم: نورالزهراء، چاپ بیست و سوم،(۱۳۸۹)

اخلاق معاشرت(۱)

هر مؤمنى که برادر مؤمنش را در بیمارى‏‌اش عیادت کند، اگر صبح باشد هفتاد هزار ملک او را تشییع(بدرقه و همراهى) کنند و چون نزد او بنشیند، رحمت [خدا] او را فرا گیرد و تا شب براى او استغفار کنند، و اگر شب باشد همین اجر تا صبح براى او خواهد بود.

عیادت مریض

اسلام، دینى است اجتماعى که افراد بشر را به اجتماعى زیستن فرا مى‌‏خواند. این امر در برنامه‏‌ها و معارف آن به خوبى آشکار است. یکى از دستورات مهم اسلام درباره کیفیت و چگونگى عیادت از مریض یا افرادى است که به هر نحو سلامتى خود را از دست داده ‏اند، چه افرادى که کسالتى جزیی دارند و چه کسانى که دچار معلولیت و مجروحیت و جانبازى هستند. آن که بیمار مى‏‌شود، چشم به راه است تا دوستان و بستگان از او دیدار کرده، احوال او را جویا شوند؛ چرا که مریض از تفقد آنان خوشحال مى‏‌شود. از نظر اسلام عیادت از بیمار، جزء حقوقى است که برادران و خواهران دینى موظفند نسبت ‏به همدیگر مراعات کنند.

در روایتى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که حضرت فرمودند:

«من حق المسلم على المسلم اذا لقیه ان یسلم علیه واذا مرض ان یعوده واذا مات ان یشیع جنازته؛(۱)

از حقوق هر مسلمان بر مسلمان دیگر این است که هرگاه با او دیدار کند، بر او سلام کند و هرگاه مریض شود، از او عیادت نماید و هرگاه از دنیا رفت، در تشییع جنازه‌اش شرکت کند.»

یکى از اصحاب امام صادق(علیه السلام) به نام «معلى بن خنیس‏» مى‌‏گوید: از حضرت سؤال کردم که حق مسلمان بر گردن مسلمان چیست؟ فرمود: هر مسلمان بر گردن برادر مسلمان خود، هفت‏ حق واجب دارد که همه آنها بر او واجب است و اگر چیزى از آن حقوق را تضییع نماید، از ولایت و بندگى خدا خارج مى‌‏شود و خداوند از بندگى او بهره‏‌ا‌ى ندارد(بندگى خدا را نکرده است). گفتم: فدایت‏ شوم! آن هفت ‏حق کدامند؟ فرمود: اى معلى! من نگران توام؛ مى‏‌ترسم که اگر بگویم، آنها را مراعات نکنى و آنها را تباه سازى و نگه ندارى و آنها را بدانى و به آنها عمل نکنى! گفتم: لا قوه الا بالله. فرمود:

«… و الحق السابع ان تبر قسمه و تجیب دعوته و تعود مریضه و تشهد جنازته و اذا علمت ان له حاجه تبادره الى قضائها…؛(۲)

… و حق هفتم آن است که سوگندش را قبول کنى و دعوتش را بپذیرى، از بیمارش عیادت کنى و در تشییع جنازه‌‏اش شرکت کنى و اگر مى‏‌دانى که حاجتى دارد، براى برآوردن آن تلاش کنى…»

ثواب عیادت بیمار

اسلام پس از آن که عیادت از مریض را از حقوق واجب مسلمانان نسبت ‏به یکدیگر شمرده و آن را وظیفه الهى – انسانى دانسته، جهت ایجاد انگیزه و تشویق مؤمنین به این کار، با بیان پاداشهاى اخروى، عیادت کنندگان را به این فریضه مهم فرا مى‌‏خواند.

امام صادق(علیه السلام) درباره ثواب عیادت از مریض مى‏ فرماید:

«ایما مؤمن عاد اخاه فى مرضه فان کان حین یصبح شیعه سبعون الف ملک فاذا قعد عنده غمرته الرحمه واستغفروا له حتى یمسى وان کان مساء کان له مثل ذلک حتى یصبح؛(۳)

هر مؤمنى که برادر مؤمنش را در بیمارى‏اش عیادت کند، اگر صبح باشد هفتاد هزار ملک او را تشییع(بدرقه و همراهى) کنند و چون نزد او بنشیند رحمت [خدا] او را فرا گیرد و تا شب براى او استغفار کنند، و اگر شب باشد همین اجر تا صبح براى او خواهد بود.»

در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده که حضرت فرمودند:

«اذا عاد الرجل اخاه المسلم مشى فى خرافه الجنه حتى یجلس فاذا جلس غمرته الرحمه فان کان غدوه صلى علیه سبعون الف ملک حتى یصبح؛(۴)

هنگامى که انسان به عیادت برادر مسلمان خود مى‌‏رود، در میان میوه‏‌هاى چیده نشده بهشتى راه مى‌‏رود تا آن‏گاه که [نزد بیمار] بنشیند، و هنگامى که نشست، رحمت [خدا] او را فرا مى‌‏گیرد. اگر صبح باشد تا صبح دیگر هفتاد هزار فرشته بر او درود مى‏ فرستند.»

آداب عیادت

۱- هدیه بردن

یکى از توصیه‏‌هاى ائمه معصومین(علیهم السلام) جهت عیادت، همراه داشتن هدیه است؛ اما نباید براى بردن و دادن هدیه، عوض و جایگزینى باز کرد؛ چرا که دنبال عوض و معوض بودن و گلایه از آن، نشانه کم‌ظرفیتى است. توصیه على(علیه السلام) در این خصوص این است که:

«عد من لا یعودک واهد الى من لا یهدى الیک؛(۵) به عیادت کسى برو که از تو عیادت نمى‌‏کند و براى کسى هدیه ببر که براى تو هدیه نمى‌‏آورد.»

یکى از غلامان امام صادق(علیه السلام) مى‌‏گوید: یکى از آشنایان بیمار شد، جمعى از دوستان به ملاقات او مى‌‏رفتیم که در راه به امام صادق(علیه السلام) برخوردیم. حضرت فرمودند: کجا مى‌‏روید؟ گفتیم: براى عیادت فلانى مى‌‏رویم. فرمودند: بایستید؛ ما نیز ایستادیم. پرسیدند:

«مع احدکم تفاحه او سفرجله او اترجه او لعقه من طیب او قطعه من عود بخور؟ فقلنا: ما معنا شى من هذا، فقال: اما تعلمون ان المریض یستریح الى کل ما ادخل به علیه؛(۶)

آیا براى مریض هدیه‌‏اى از قبیل سیب، به، گلابى، عطر یا قطعه‏‌اى از عود با خود مى‌‏برید؟ عرض کردیم: چیزى از اینها همراه نداریم.

حضرت فرمودند: مگر نمى‏‌دانید مریض با چیزى که برایش برده مى‏ شود، آرامش خاطر پیدا مى‏‌کند؟»

۲- کوتاهى زمان عیادت

دستور قرآن حکیم و عترت طاهرین(علیهم السلام) به ما این است که وقتى به عیادت بیمار رفتید، زیاد ننشینید و زود برخیزید؛ چرا که اولا او خسته است و رنج مى‌‏برد، ثانیا به خاطر مراعات حال عیادت‌کننده‏‌ها، علىرغم میل باطنى، خود را به زحمت مى‏‌اندازد؛ به این خاطر، بهترین عیادت، کوتاه‏ترین آن است.(۷)

در روایات براى کسى که در عیادت از مریض به کم‏ترین زمان بسنده کند، وعده اجر و پاداش داده شده؛ چنان که از على(علیه السلام) رسیده که فرمودند:

«ان من اعظم العواد اجرا عند الله عزوجل لمن اذا عاد اخاه خفف الجلوس الا ان یکون المریض یحب ذلک و یریده؛(۸)

از عیادت‌کنندگان، کسى بیشترین پاداش را از خداوند مى‌‏برد که هرگاه به عیادت برادر خود مى‌‏رود، نشستن را کوتاه کند، مگر آن که خود بیمار دوست داشته باشد و از او بخواهد.»

همچنین حضرت صادق(علیه السلام) فرمودند:

«اعظمکم اجرا فى العیاده اخفکم الجلوس؛(۹) از عیادت‌کنندگان آن کسى از شما پاداش بیشترى دارد که کمتر بنشیند.»

۳- دلدارى دادن بیمار

از برترین شیوه‏‌هاى درمانى خصوصا در مورد امراض روانى، این است که به بیمار دلدارى و قوت قلب داده شود. استفاده از روش تلقین در بهبود بیماری‌ها، داراى جایگاه ویژه‏‌اى است. ضرورى است عیادت‌کنندگان به این مطلب توجه کرده، توصیه رسول گرامى را مراعات نمایند که فرمود:

«اذا دخلتم على المریض فنفسوا له فى الاجل فان ذلک لایرد شیئا و هو یطیب النفس؛(۱۰)

هرگاه بر بیمار وارد شدید، اندوه او را نسبت ‏به زمان مرگ برطرف سازید [و او را به آینده امیدوار کنید.  این کار، گرچه چیزى را برنمى‌گرداند و مقدرات را تغییر نمى‌‏دهد، اما موجب آرامش روح مى‌‏گردد.»

۴- پرسش از حال بیمار

یکى دیگر از آداب عیادت بیمار، پرسش از حال و احوال مریض است و این که عیادت‌کننده دقایقى را از وضع جسمانى و مریضى او پرسش کند.

رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) همه عیادت را در این مى‏‌دانند که دیدار‌کننده از حال و وضع بیمار پرسش کند و جویاى احوال او باشد:

«تمام عیاده المریض ان یضع احدکم یده علیه و یساله کیف هو، کیف اصبحت و کیف امسیت و تمام تحیتکم المصافحه؛(۱۱)

همه عیادت بیمار به این است که یکى از شما دست‏ خودش را بر او بگذارد و از او بپرسد که حال او چگونه است؛ چگونه صبح کردى و چگونه روزت را گذراندى؟ و تحیت کامل شما، دست دادن است.»

۵- دعا براى بیمار

از توصیه‌هاى معصومین(علیهم السلام) در خصوص آداب عیادت این است که براى مریض دعا کنید و از خداوند سلامتى و عافیت او را درخواست نمایید. همچنین از او بخواهید براى شما دعا کند که دعاى مریض مستجاب است.(۱۲)

رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«عودوا المرضى… و تدعوا للمریض فتقولوا اللهم الشفه بشفائک و داوه بدوائک و عافه من بلائک؛(۱۳)

بیماران را عیادت کنید… و براى مریض دعا کنید و بگویید: خدایا! او را به شفاى خودت، شفا عطا کن و با دواى خودت، مداوا کن و از بلاى خود سلامت ‏بخش.»

سیره خود حضرت بر این بوده که هنگام عیادت مریض، براى بیمار طلب عافیت مى‌‏کرد. نقل شده وقتى به عیادت سلمان فارسى آمدند و خواستند از بالین سلمان برخیزند، فرمودند:

«یا سلمان! کشف الله ضرک و غفر ذنبک و حفظک فى دینک و بدنک الى منتهى اجلک؛(۱۴)

اى سلمان! خداوند رنج تو را برطرف سازد و گناهت را ببخشد و دین و بدن تو را تا آخر عمرت حفظ کند.»

۶- توقع پذیرایى نداشتن

از آنجا که هدف از عیادت بیمار، اظهار محبت و اداى حق مسلمانى و کسب اجر معنوى است، کسى که به دیدن بیمار مى‌‏رود نباید انتظار پذیرایى داشته باشد؛ چرا که بیمار، خود گرفتار بیمارى است و خانواده او نیز گرفتار پرستارى از مریض هستند. پس ادب حکم مى‌‏کند که هنگام عیادت از مریض، تا جایى که ممکن است‏ خانواده او را به زحمت نیندازیم.

امام رضا(علیه السلام) از پدرانش نقل مى‌‏کند که على(علیه السلام) فرمود:

«ان رسول الله(صلى الله علیه و آله و سلم) نهى ان یؤکل عند المریض شى‏ء اذا عاده العائد فیحبط الله بذلک اجر عیادته؛(۱۵)

پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) از این که چیزى نزد بیمار خورده شود – در زمانى که عیادت‌کننده از او عیادت مى‏‌کند – نهى کرده است؛ زیرا این کار سبب مى‏‌شود که خداوند پاداش عیادتش را از بین ببرد.»

در باب عیادت مریض، سخن را با حکایتى آموزنده که شهد شیرینى است‏ برگرفته از آیات و روایات، به پایان مى‌‏بریم. منقول است از مرحوم حاجى سبزوارى که براى عیادت بیمارى مى‏‌رفت و عده‌اى هم با او بودند. نزدیک منزل بیمار که رسید، برگشت و نرفت. اطرافیان پرسیدند: آقا چرا تا اینجا آمدید و حالا برمى‏‌گردید؟ آقا جواب داد که خطورى به قلبم کرد که بیمار وقتى مرا ببیند از من خوشش خواهد آمد و مى‌‏گوید که سبزوارى چه انسان والا و بزرگى است که به عیادت من بیمار آمده است. حالا برمى‌گردم تا هنگامى که «اخلاص‏» اولیه را بیابم و تنها براى «خدا» به عیادت بیمار بیایم.(۱۶)

ادامه دارد…

پى‌‏نوشت‌ها
 
۱) مکارم الاخلاق، رضى الدین حسن بن فضل طبرسى، انتشارات شریف رضى قم، چهارم، ص‏۳۵۹
۲) کافى، ثقه الاسلام کلینى، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چهارم، ج‏۲، ص‏۱۶۹، ح‏۲
۳) مکارم الاخلاق، ص‏۳۶۱
۴) کنزالعمال، المتقى الهندى، مؤسسه الرساله، بیروت – لبنان، ج‏۹، ص‏۹۹، ح‏۲۵۱۶۴
۵) من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، مؤسسه انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج‏۳، ص‏۳۰۰، ح‏۴۰۷۵
۶) کافى، ج‏۳، ص‏۱۱۸، ح‏۳
۷) کنزالعمال، المتقى الهندى، ج‏۹، ص‏۹۴، ح‏۲۵۱۳۹، قال رسول الله صلى الله علیه و آله: «خیر العیاده اخفها؛ بهترین عبادت کوتاه‏ترین آن است.» و همان، ج‏۹، ص‏۹۷، حدیث ۲۵۱۴۹، قال صلى الله علیه و آله: اعظم العیاده اجرا اخفها؛ پراجرترین عیادت، کوتاه‏ترین آن است.»
۸) کافى، ج ۳، ص‏۱۱۸، ح ۶
۹) مکارم الاخلاق، ص‏۳۶۱
۱۰) کنزالفوائد، شیخ ابوالفتح کراجکى، انتشارات دارالذخائر قم، اول، جلد ۱، ص‏۳۷۹
۱۱) مکارم الاخلاق، ص‏۳۵۹
۱۲) بحارالانوار، علامه مجلسى، مؤسسه الوفاء بیروت – لبنان، ۱۴۰۴ قمرى، ج ۹۰، ص‏۳۶۰، باب ۲۲، ح ۲۱، قال النبى صلى الله علیه و آله: «ثلاث دعوات مستجابه… ودعاء المریض؛ سه دعا مستجاب است… [که یکى] دعاى مریض است.» و کنزالعمال، ج‏۹، ص‏۱۰۳، ح‏۲۵۱۹۱، قال رسول الله صلى الله علیه و آله: «دعاء المریض لدعاء الملائکه؛ دعاى مریض مانند دعاى فرشتگان است‏».
۱۳) همان، ج ۷۸، ص‏۲۲۴، باب ۴، ح ۳۲
۱۴) مکارم الاخلاق، رضى الدین حسن بن فضل طبرسى، انتشارات شریف رضى قم، چهارم، ص‏۳۶۱
۱۵) مستدرک الوسائل، محدث نورى، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم، اول، ج ۲، ص‏۱۵۴، باب ۳۹، ح ۲۸
۱۶) داستانهاى حکیمانه در آثار استاد حسن زاده آملى، هیئت تحریریه انتشارات نبوغ، ص‏۳۹، به نقل از: در محضر استاد، ص‏۲۳

نویسنده: محمد سبحانى

منبع: مبلغان؛ شماره ۵۴