نیازهای فطری

نوشته‌ها

چند دعای قرآنی برای رفع مشکلات

اشاره

 یکی از نیازهای فطری بشر، راز و نیاز با خداوند است. وقتی در زندگی پیامبران وارد می شویم می بینیم که این انوار الهی برای هر لحظه ای در زندگی یک دعای خاصی داشته اند. قرآن کریم کتاب زندگی ماست و هر آنچه که برای تکامل روح و سازندگی شخصیت انسان لازم است در آن آمده است. خداوند می خواهد بندگانش سعادت دنیا و آخرت را داشته باشند. برای این منظور خداوند اراده نموده که بندگانش با دعا با خدای خود ارتباط برقرا نمایند.در این مجال به مختصری از این دسته دعاهای قرآنی می پردازیم:

 متن دعاها و مناجات هایی که از زبان اهل معرفت و انسان های الهی و وارسته برخاسته است دارای ظرافت های لفظی و معانی گسترده ای است به گونه ای که در کلام و دعای دیگران یافت نمی شود. و این خود رمز جاودانگی و قابل سرمشق بودن این دعاهاست.

یک بخش از کتب احادیث ما، دعاها و مناجات هایی است که بر زبان اولیای الهی جاری شده است که با آن کلمات همواره خدا را می خوانده اند و یا این که به پیروانشان تعلیم داده اند که با آن خدا را بخوانند. عمده این گونه متون در «کتب دعا» گرد آمده است.

لیکن دعاهایی در قرآن کریم آمده است که از زبان فرشتگان و پیامبران و بندگان صالح صادر شده و یا تعلیم خداوند به بندگانش است که به آنها به طور مستقل کمتر پرداخته شده است. در ای مقاله به بخشی از این دعاها اشاره شده است.

دعای آدم و حوا علیهما السلام

آدم و حوا داستان پر رمز و رازی دارند. خداوند آنان را در بهشت جای داد و دستور داد تا از فلان میوه یا دانه نخورند. اما شیطان آنان را وسوسه کرد و آنان از آن خوردند و گرفتار شدند. خداوند به آنان گفت: «آیا من شما را از آن نهی نکردم و نگفتم که شیطان دشمن آشکار شماست.»

در این هنگام، آدم و حوا توبه کردند و دست به دعا برداشتند و گفتند: رَبّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکونَنَّ مِنَ الخاسِرینَ؛[۱]  بارالها، ما به خود ستم کردیم که نافرمانی تو کردیم اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی ما از زیان کاران خواهیم بود.

خوب است در این روزگاری که گناه، زیاد از ما آدم ها سر می زند به رسم توبه ی پدر و مادرمان حضرت آدم و حوا علیهما السلام توبه کنیم.

هر جایی منزل کردید، این دعا را بخوانید

در سوره مؤمنون آمده است: «ما نوح را به سوی قومش فرستادیم. او به مردم گفت: ای قوم من، خداوند را بپرستید، به جز او برای شما خدایی نیست، آیا پروا نمی کنید؟»

گروه کافران گفتند: «نوح چون شما بشر است که می خواهد بر شما برتری جوید؛ اگر خداوند می خواست پیامبری بفرستد فرشتگانی را به پیامبری می فرستاد، نوح دیوانه است.»

در این هنگام نوح دست به دعا برداشت و گفت: رَبِّ انْصُرْنی بِما کذَّبُونِ؛[۲] بارالها، در برابر تکذیب این مردم مرا یاری کن.

خداوند می فرماید: «به نوح وحی کردیم که زیر نظر و راهنمایی ما کشتی بساز، و هرگاه فرمان رسید و آب از تنور فوران کرد از هر یک از حیوانات دو عدد و خانواده ات را سوار بر کشتی کن، و هرگاه تو و همراهان در کشتی مستقر شدید بگو: اَلْحَمْدُ للّه الَّذی نَجّینا مِنَ الْقَوْمِ الظالمِینَ * وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنی مُنْزَلاً مُبارَکاً وَأنْتَ خَیرُ المُنْزِلینَ؛[۳]. حمد برای خدایی است که ما را از دست ستمکاران نجات داد. و بگو: بارالها، مرا در منزلگاهی مبارک جای ده، [زیرا] تو بهترین فرود آورندگانی.»

پیامبر گرامی (صلی‌الله علیه و آله) و سلم به حضرت علی علیه السلام فرمود: «ای علی، هرگاه در جایی منزل کردی بگو: اللّهمّ أنزِلنی مُنْزَلاً مبارَکاً وأنت خیر المنزِلین؛ چرا که خیر و خوبی آن منزل روزی تو می شود و شرّ و بدی آن از تو دور می شود.»[۴]

از تأخیر دعا مأیوس نشو

ابراهیم و اسماعیل دست به دعا برداشتند: رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا إِنَّک أَنْتَ السَّمِیعُ العَلِیمُ * رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَینِ لَک وَمِنْ ذُرِّیتِنا أُمَّهً مُسْلِمَهً لَک وَأَرِنا مَناسِکنا وَتُبْ عَلَینا إِنَّک أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِیمُ * رَبَّنا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِک وَیعَلِّمُهُمُ الکتابَ وَالحِکمَهَ وَیزَکیهِمْ إِنَّک أَنْتَ العَزِیزُ الحَکیمُ؛[۵]

بارالها، از ما بپذیر؛ تو شنوا و دانایی. بارالها، ما (دو نفر) را تسلیم خود قرارده و از فرزندان ما نیز تسلیم امر تو باشند، عبادات ما را به ما بیاموز و توبه ما را بپذیر، تو توبه پذیر مهربانی. بارالها، در میان فرزندان ما پیامبری برگزین که آیات تو را بر مردم بخواند و کتاب و حکمت به آنان آموزد و آنها را تزکیه کند؛ همانا تو عزیز و حکیمی.

  نتیجه:

در آیه ۱۲۹ سوره بقره ملاحظه شد که ابراهیم و اسماعیل از خداوند خواستند در میان امتی از ذریه آنان پیامبری برگزیند که آیات الهی را بر مردم بخواند و کتاب و حکمت به آنان آموزد و آنان را تزکیه کند، این دعای ابراهیم و اسماعیل چه زمانی مستجاب شد؟

در حدیث آمده است که پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: «أَنَا دَعْوَهُ أَبی إِبْراهیم؛[۶] من به واسطه دعای پدرم ابراهیم به دنیا آمدم و مبعوث شدم.»

بنگر بین زمان دعای ابراهیم، و مستجاب شدن آن و به دنیا آمدن و مبعوث شدن حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) وسلم چقدر فاصله است! و از تأخیر استجابت دعا مأیوس مشو.

ایوب پیامبر هم امتحان می شود

ایوب یکی از پیامبران الهی است که به خاطر صبرش زبانزد همگان است. خداوند به ایوب نعمت بسیار داده و او هم به طاعت الهی کمر بسته و شکرگزار نعمت های الهی بود. شیطان به بندگی ایوب حسد برد و گفت: خداوندا، اگر ایوب فرمانبر است به خاطر نعمت هایی است که به او داده ای، و گرنه فرمان نمی برد.

سرانجام، زمینه و زمان آزمایش ایوب فرا رسید و گرفتار امتحان الهی شد.

ایوب ثروت و مکنت و فرزندان را یکی پس از دیگری از دست داد. در تمام مراحل این آزمایش بزرگ، صبر ایوب بر حوادث و پیشامدهای تلخ چیره شد و آن گاه که نیمه جانی بیش برایش نمانده بود دست به دعا برداشت و چنین گفت: أَنّی مَسَّنِی الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمینَ؛[۷]

بارالها، ضرر و زیان به جان من رسید و تو ارحم الراحمین هستی.

شیخ طبرسی گوید: «این سخن ایوب، کنایه ای ظریف برای طلب حاجات است.»[۸]

به هر حال، دعای ایوب مستجاب شد و از این امتحان بزرگ سربلند برآمد و بر شیطان و پیروانش روشن شد که ایوب در شادی و غم، دارایی و نداری، تندرستی و بیماری خدا پرست و خدا دوست است.

ندا رسید: «با پایت زمین را بخراش، چشمه ای بر می آید که آبش بیماری های تو را مداوا می کند و هم نوشیدنی گوارا برای تو است.» خداوند سلامتی را به او بر گرداند و از فرزندان و خاندان دو چندان به او عنایت کرد. ثروت و مکنت رفته باز آمد و زندگی او بیش از پیش رونق یافت.

درباره تفسیر «از فرزندان دو چندان به او عنایت کرد» از امام صادق علیه السلام پرسیدند، آن حضرت فرمود: «علاوه بر فرزندانی که در این امتحان بزرگ از دنیا رفته بودند، فرزندانی که پیش از آن هم از ایوب وفات یافته بودند، زنده شدند.[۹] ».

کلام آخر:

چه خوب است در زندگی امروز نیز از این دعاها برای برهه های مختلف زندگی مدد بگیریم تا ان شاء لله از مشکلات بهتر و زودتر بیرون بیاییم.

پی نوشت:

[۱] . اعراف ـ آیه ۲۳.

[۲] . مؤمنون، ۲۶.

[۳] . مؤمنون، ۲۹.

[۴] . شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه‏، ج۲، ص۲۹۸، قم،  دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۳ق.

[۵] . بقره، ۲۷-۲۹.

[۶] . تفسیرالبرهان، ج۱، ص۱۵۶.

[۷] . انبیاء ، ۸۳.

[۸] . مجمع البیان، ج۷، ص۵۹.

[۹] . صافی، ج۳، ص۳۵۱.

سبک زندگی پرانتز باز: پرسش هایی درباره سبک زندگی

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

کودکان و ارزش‌های اخلاقی و معنوی مکاتب الهی

نیاز به خلاقیت و احساس شخصیت

اگر بتوانیم روح آفرینندگی را که با کوشش کودک برای ادراک دنیای پیرامونش آغاز به رشد می‌کند، محافظت کنیم و کودک را در ابراز احساساتش، آزاد بگذاریم، او را یاری کرده‌ایم تا انسانی آفریننده و سازنده بار آید.

به عنوان مثال، والدین باید برای برداشتن اشیاء کودک، از او اجازه بگیرند. مانند موقعی که می‌خواهند روزنامه شخصی بزرگسالی را طلب نمایند. در این برخورد، طفل حس تملک نسبت به اشیاء و دادن و پس گرفتن را می‌آموزد. احساس مال من به کودک شخصیت می‌دهد و ارزش‌هایی نو در زندگی او به وجود می‌آورد که یکی از آنها آفرینندگی و خلاقیت است.

برای کودک، یادگیری هر چیز برای نخستین بار و تجربه چیزی که در گذشته سابقه نداشته است در حکم آفریدن و خلق چیزی نو است. در مراحل یادگیری، باید کودک را آزاد گذاشت که خود از معانی کوچک و ناچیز استفاده کرده و به کلیات پی ببرد. به هرحال نباید در تعلیم افراط کرد.

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرزند خود را تا هفت سال رها کن تا بازی کند.

کودک باید آزاد باشد که با اسباب‌بازی دلخواهش بازی کند. زیرا این امر، باعث رشد استعداد و ابتکار عمل کودک و سبب ایجاد نوعی تکریم شخصیت در او می‌شود و از آنجایی که کودک علاقه ی شدیدی به بازی کردن دارد، آزاد گذاشتن او موجب رضایت خاطرش می‌شود.

پدر و مادر نباید با بی اعتنایی خود، سد راه آفرینندگی کودکان گردند. پرسش‌های کودکان پایان‌ناپذیر است و هر پرسشـی را بارها تکرار می‌کنند و گاهی والدین را به ستوه می‌آورند. باید کود ک را آزاد گذاشت تا خود یاری بخواهد. کودکی که طلب کمک می‌کند به نیروی خود اطمینان دارد. او فقط کسی را می‌خواهد تا در جزییات، او را کمک کند.

نیاز به رقابت

از ویژگی‌های رقابت آن است که فرد، حس برتری‌جویی دارد و می‌خواهد مقامی بالاتر از دیگران داشته باشد. این ویژگی در کودکان از ابتدا به این شکل ظاهر می‌شود که اسباب‌بازی و آنچه که به خودشان تعلق دارد را از مال دیگران بهتر می‌دانند.

آموزش بسیار جالبی در مورد فهم برخوردهای کودکان و نوجوانان در متون اسلامی وجود دارد. از گفتاری از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین بر می‌آید که نشاط زیاد همراه با قدرت نمایی و گاه سرکشی در کودکان، مایه فزونی عقل آنها در بزرگی است.(نهج الفصاحه، ص ۴۱۰)

فطرت انسان خواهان کمال و فضیلت است. اسلام در تربیت کودک و دعوت او به سوی کمال و فضیلت و برتر شدن، هیچ گاه به تنبیه و زور متوسل نمی شود؛ بلکه در کسب هنر و کمال توصیه می‌کند تا بین کودکان رقابت ایجاد شود و کسانی که تلاش بیشتری دارند و هنر خود را بهتر آشکار می‌کنند، مورد لطف و محبت قرار گیرند.

نیاز به دوستی و رفاقت

در پایان سال سوم یا چهارم، همکاری میان کودکان افزایش می‌یابد. کودکان هر چه بیشتر با کودکان دیگر تماس داشته باشند و با آنان بازی کنند، زودتر راه همکاری را فرا می‌گیرند. رفاقت در روح همکاری میان کودکــــــــان در دوره نونهالی تأثیر زیادی می‌گذارد. بنابراین هرچه رفاقت مستحکم‌تر باشد، همکاری و مشارکت بیشتر می‌شود.

بچه‌ها از حدود پانزده تا شانزده سالگی به بعد اغلب ناخود آگاهانه، تصاویر ذهنی والدین را، به علت تشدید غرایز طرد می‌کنند یا به دلیل تفاوت و تضاد در ارزش‌ها، آگاهانه در برابر خانواده می‌ایستند.

نوجوان در این مسیر به راه حل‌هایی متوسل می‌شود. این راه حل‌ها بیشتر به شکلِ یافتن جانشین برای والدین بروز می‌کند و آن دوستی به همگنان است. دوستی با کسی که با همان شکست‌ها و تردیدها، طغیان‌ها، اشتیاق‌ها و علاقه‌ها و همان تشویش‌ها رو به رو است و نهایتاً همانند سازی با کسی که انسان، خود را در او می‌یابد.

از حدود یازده سالگی به بعد، این دوستی‌ها محکم تر و به خصوص جنبه انتخابی آنها بیشتر می‌شود ؛ یعنی کودک به گزینش دوستانش می‌پردازد. این مسئله به خصوص در دوره بلوغ است که ریشه عمیق تری می‌یابد و با شور و هیجان توأم می‌شود. داشتن دوست برای نوجوان نشانه ی، اعتماد به نفس است. به همین دلیل در صورت گسستن پیوند دوستی، شخص نسبت به ارزش‌های وجود خود دچار شک می‌شود. در واقع دوستی در آغاز نوجوانی هم چون آینه ای، تصویر اطمینان بخش فرد را به او باز می‌گرداند.

به لحاظ تأثیر زیاد دوست و هم نشین، در اسلام مصاحبت و رفاقت با افراد ناشایست نهی شده و به ایجاد روابط دوستی با افراد صاحبِ کمال و معرفت سفارش شده است. تأثیر مثبت یا منفی دوستی، به خصوص اگر به مدت طولانی باشد تا آنجاست کــــــه می‌تواند کیش و مسلک را تغییر دهد. از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: “انسان، به دین و مسلک دوست و همراهان خویش است “(وسائل، ج ۸ ص ۴۳۰)

هنگامی که دوستی فرزندان با سنن و آداب خانواده هماهنگی ندارد، نگرانی والدین را بر می‌انگیزد. در این گونه موارد، معمولا ً پدر و مادر برای گسستن دوستی مداخله می‌کنند. اما این دخالت‌ها اغلب نابجایند و نه تنها نتیجه معکوس می‌دهند، بلکه هیزم بیشتری به آتش شعله ور شده می‌رسانند. در این گونه موارد بهتر است والدین اجازه دهند تا دوستی‌ها خود به خود خاموش شوند. زیرا هر چند هم که تند و آتشین باشند به دلیل همین تندی و شدت، دوام چندانی نخواهند داشت. نوجوان بسیار زود متأثر می‌شود و به غلیان می‌آید. اما این غلیان‌ها با همان سرعت نیزفرو می‌نشیند. رفتار علمی والدین و ارتباط آنان با مشاورین، می‌تواند در این گونه موارد، مفید و مؤثر واقع شود.

نتیجه برخوردهای غیر علمی و احساسی به خیر و صلاح نیست. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: ” هر کس بر اساس علم رفتار نکند، فسادی که ایجاد می‌کند بیش از اصلاح اوست.”(تحف العقول ص ۴۶)

نیاز پی‌بردن به ارزش‌های اخلاقی و معنوی و داشتن فلسفه زندگی

بسیاری از نوجوانان می‌کوشند برای داشتن زندگی بهتر، دارای روش منطقی یا یک فلسفه عملی باشند. فطرت بشر به گونه‌ای است که همواره به دنبال ارزش‌های اخلاقی و معنوی است. در هیچ کدام از مکتب‌های گوناگون دنیا مانند مکتب‌های الهی و دینی به ارزش‌های اخلاقی و معنوی اهمیت داده نشده است. در قرآن آمده است که بهترین بندگان خدا کسانی هستند که همه ی سخن‌ها را بشنوند و از میان آنها بهترین را انتخاب نمایند. همین سخن نشانه ی کامل تر بودن مکتب الهی است. از طرفی دیگر در اسلام همه فطرت‌ها، خدایی معرفی گردیده است: فطرهالله التی فطر الناس علیها(آیه ۳۰ سوره روم).

اریک فروم(روانشناس)، نیاز به یک نظام اعتقادی را جزء ذاتی انسان می‌داند. او می‌گوید: نیاز به دین یعنی نیاز به یک الگـــــــوی جهت‌گیری و مرجعی برای اعتقاد و ایمان، هیچ کس را نمی توان یافت که فاقد این نیاز باشد. تمایلات انسان را نهایتی نیست و فردی که بر محور توحید و مدار ارتباط با خدا حرکت نمی نماید پیوسته در صدد جوابگویی به این خواسته‌ها می‌باشد. در حالی که عملاً نمی توان تمام تمایلات را جامه عمل پوشید و چنین فردی با وجود وسعت نعمات الهی پیوسته خود را در تنگی احساس می‌نماید.

برعکس، فردی که به خدا توجه دارد از اطمینان خاطر بهره‌مند است و با پذیرش روش قناعت در امور خود، زندگی راحت و بی دغدغه‌ای را ادامه می‌دهد. حرکت مستقیم تکاملی آن قدر مورد تأکید مکتب ماست که در هر روز حداقل ده بار در ضمن نمازهای روزانه، هر فرد مسلمان باید از خداوند درخواست نماید که راه مستقیم را در هر مورد به او نشان دهد و او را بر این راه پایدار بدارد.

اهدنا الصراط المستقیم. صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین(آیات ۶ و ۷ سوره فاتحه)

از دیگر ارزش‌های اخلاقی و معنوی، انجام ندادن گناه چه بزرگ و چه کوچک است. در قرآن کریم به انجام ندادن گناهانی مانند شرک به خدا، آزردن پدر و مادر، کشتن فرد بی گناه، شهادت دروغ، شکستن پیمان‌های الهی مانند عهد نذر و قسم تأکید شده است. در آیه ۳۱ سوره ی نساء(۴) آمده است که اگر از گناهان کبیره‌ای که از آن نهی شده‌اید اجتناب نمایید، بدی‌های شما را می‌پوشانیم و شما را در جای با منزلتی وارد می‌نماییم.

منبع: تبیان

سبک زندگی فطری(۱)

یکی از رسالت‌های مهم روحانیت، ارائه مدل اسلامی از سبک زندگی متناسب با آموزه‌های اسلامی است. چرا که امروزه با هجم وسیع تبلیغات غرب در تحمیل فرهنگ غربی به عنوان بهترین مدل زندگی، فرهنگ زندگی مسلمین دچار اختلالات فراوان گشته است. از این رو روحانیت به جهت جایگاه تبلغی و هدایتی که نسبت به مردم دارد، می‌بایست در این راستا اقدام نماید.

این نوشته مدعی آن است که می‌تواند مبنایی برای ارائه سبک زندگی متناسب با آموزه‌های اسلامی باشد تا مبلغان محترم بر این اساس به ارائه سبک زندگی انسان مسلمان معاصر بپردازد.

۱- چرایی بحث از «سبک زندگی» در این عصر از توصیف و ترسیم یک نوع خاص از سبک زندگی مهمتر و راهگشاتر است و شاید با پرسش از خود ِ «سبک زندگی» بتوانیم معیارهایی را در تعیین سبک زندگی مطلوب به دست آوریم: چرا ما از «سبک زندگی» پرسش می‌کنیم؟ چرا «سبک زندگی» متعلق شناخت و معرفت ما قرار گرفته است؟

۲- پرسش از «سبک زندگی»، فرع بر قبول دو امر است: ۱- تغییر و تحول در زندگی­ها ۲- کثرت الگوها؛ و الا اگر هیچ تغییر چشم­گیری و یا کثرت الگویی نبود، پرسش از «سبک زندگی» عبث و بیهوده بود. پس معناداری پرسش مذکور موجب پذیرش تغییر و تحول در زندگی بشر و کثرت و تنوع در الگوهاست.

البته اثبات این مطلب دشوار و پیچیده نیست فقط با اندکی مطالعه دیروز و امروز خودمان روشن خواهد شد که «منِ» در عصر پیکان و رادیو یک سبک می­‌زیستم یعنی ارتباط برقرار می‌­کردم و امروز در عصر رایانه و اینترنت و دولت الکترونیک نحوه­ای دیگر ­ارتباطم. بنابراین کم و کیف و چند و چون ارتباطات من تغییر کرده است و خود این تغییرات کثرتی را به همراه دارد لذا انتخاب­‌های گوناگونی در زمینه سبک زندگی وجود دارد. به عبارت دیگر، سبکی شدن زندگی نتیجه تغییرات در زندگی و کثرت‌های مدلی آن است.

۳- سبک زندگی، عنوانی است که از دیرباز از مطالبات جدی انسان بوده و آدمی همواره برای رسیدن به اهداف خود و غلبه بر مشکلات فردی و اجتماعی در جستجوی آن بوده است لذا مدح یا ذم تغییر و کثرت در سبک زندگی و یا ایستایی و وحدت در آن، از جمله مباحث پر چالش در دوره­‌های مختلف زندگی بشر، به خصوص در عصر جدید بوده است. متفکران و مصلحان اجتماعی هر یک به اقتضای شرایط زمانی و مکانی که در آن قرار گرفته بودند علیه سبک زندگی رایج قیام کردند و طرح نویی را پیشنهاد می‌کردند تا همگان به شیوه نوین زندگی بدان روی آورند؛ شیوه­ای که سعادت را به همراه دارد. بنابراین انتخاب سبک زندگی در سعادت آدمی و تعیین هویت و شخصیت او تاثیر بسزایی دارد. چرا که میزان مطابقت سبک زندگی انتخابی با نیازهای اصیل فرد و جامعه و هماهنگی با مقتضیات زمان و مکان در رشد و پیشرفت انسان مؤثر است.

۴- مهمترین مفهومی که با مفاهیم هویت و سبک زندگی ارتباطی تنگاتنگ دارد، ارزش است. ارزش، یکی از مولفه‌های بنیادین فرهنگ انسانی به حساب می‌آید. در واقع ارزش، مفهوم بنیادین سبک زندگی است و می‌­توان گفت که سبک زندگی فرد، بازتابی از ارزش­‌های فرد و هنجارهایی است، که به این ارزش‌­ها مربوط می­‌شوند. ارزش‌­های انسان حکم روح و هویت حقیقی فرد را دارد که انسان به عشق آنها زندگی می­‌کند و با دلبستگی به آن امور حرکت و پویایی دارد. ارزش‌های انسان همچون روح عامل اتصال و یک نواختی زندگی آدمی است که در پس همه تنوع‌ها و تغییرات سلولی در اجزاء مادی زندگی مایه ثبات و وحدت شخصیت آدمی و عامل هویت‌بخشی است.

۵- پس هر سبک از زندگی از دو سطح ثابت و متغییر برخوردار است سطح ثابت زندگی برآمده از ارزش‌­های آدمی است و سطح متغیر آن نیز به ظواهر و ابزار زندگی وابسته است. ربط این دو سطح و کشف منشأ این دو از مهمترین بایسته‌های شناخت لوازم و معیارهای «سبک زندگی» است. از این رو در سبک زندگی باید به عنوان فرآیندی که با تمام ابعاد و زوایای زندگی و با کلی‌ترین مسائل فکری و عقلی تا جزئی‌ترین موضوعات رفتاری انسان ارتباط دارد مورد توجه قرار گیرد.

۶- در منطق اسلام، سطح ثابت زندگی به فطرت انسان بستگی دارد و سطح متغیر آن به طبیعت او. زیرا انسان از دو سطح فطرت و طبیعت برخوردار است؛ فطرت به نحوه هستی روح انسان اطلاق می‌شود و طبیعت به اقتضاءات جسم و حیات مادی انسان تعلق می‌گیرد. لذا جمع میان این دو سطح از مهمترین مباحث سبک زندگی و از ذخائر اندیشه ناب اسلامی است.

۷- قرآن کریم انسان را دارای فطرت الهی می‌داند که زوال‌ناپذیر و بی‌تغببر است معرفی می‌کند و از انسان می‌خواهد بدان روی آورد و تمام امورات خود را با این ملاک و معیار حقیقی که ریشه در هستی و وجود انسان دارد تطبیق دهد.

«فأفم وجهک لدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله»(روم/۳۰)

در این نگاه، فطرت که خلقت خاص و آفرینش ویژه است، اصلی‌ترین سرمایه و برترین ره­توشه‌ای است که خداوندگار عالم، انسان را از نعمت آن بهره‌مند ساخته است که راه رشد و شکوفایی بیابد. بر این اساس، فطرت می‌تواند پایه محکم سبک زندگی انسان قرار گیرد تا در پرتو این حقیقت ثابت، پایدار و همگانی که در نحوه هستی و خلقت آدمی است سبکی از زندگی را رقم زند که به «زندگی فطری» منتهی شود؛ زیرا بر ارزش‌­های فطری استوار است. فطرت انسان حداقل بر سه اصل و ارزش زیر استوار است:

۱- حق‌طلبی

۲- مطلق‌خواهی

۳- زیبایی‌دوستی

ادامه دارد…

نویسنده: سید مهدی موسوی

منبع تبیان 

سبک زندگی فطری(۲)

۸٫ اگر سبک‌ زندگی،‌ فعل و انفعال فرد را در محیط زندگی او نشان می‌دهد که اصلی انسجام بخش بر آن حاکم است و عرصه‌ای از زندگی را تحت پوشش دارد؛ سبک زندگی فطری مجموعه رفتارها و کنش‌هایی است که مبتنی بر ارزشهای فطری انسان بنا شده است تا گام به گام در مسیر سعادت و تعالی قرار بگیرد. از این رو، این طرز تلقی از سبک زندگی ریشه‌ای عمیق در وجود و هویت حقیقی آدمی دارد که بر اغراض، نیات، معانی و تفاسیر فرد از زندگی و حیات سایه می‌افکند و زندگی روزمره او را معنایی متعالی می‌بخشد و انسان را از روزمرگی خسته کننده و تکرار مکررات نجات می‌دهد به نحوی که لحظه به لحظه حیات در حال نو شدن و صیرورت وجودی است.

در این سبک، ظواهر و روبناهای زندگی (مانند شیوه پوشش، تنوع غذایی، نوع خودرو، سبک معماری منزل، میزان و تنوع مصرف، انواع سرگرمی و نیز رفتارهای اجتماعی مانند عادات و رسوم، شیوه برخورد و سخن گفتن، شیوه برپایی مراسم و جشن‌ها و بسیاری از موارد دیگر) نیز با فطرت هماهنگ می‌شوند و سمت و سوی حیات آدمی را فطری می‌کنند لذا انسان دچار تضاد درونی و پارادوکس دنیا و آخرت؛ لذت و حکمت؛ شهوت و معنویت و معیشت و ابدیت نخواهد شد. زندگی فطری در تعادل و تعامل سالم جنبه زمینی(ناسوتی) انسان با بعد ملکوتی و فرشته خویی او شکل می‌گیرد و رشد و شکوفایی همه جانبه و نه کاریکاتوری بر زندگی انسان سایه می‌افکند. یعنی همه ابعاد وجودی انسان و همه قوای آن به میزان ضروری و لازم یکدیگر را برای رساندن به سعادت یاری می‌رسانند.

در مقابل سبک زندگی فطری، سبک زندگی برآمده از تبلیغات بازار و مد یا بر اساس نیازهای کاذب یا درجه دو انسانی است که به به رشد و شکوفایی کاریکاتوری انسان چشم دوخته است رشدی که بر پایه تضاد درون و بیرون؛ پارادوکس دنیا و آخرت و جدایی شهوت و معنویت شکل گرفته است.

بنابراین فطرت، نورافکن زندگی است که با محوریت ارزش­های فطری سبک زندگی فطری شکل می‌گیرد که رو به تعالی و سعادت دارد.

اسلام به عنوان کامل‌ترین مکتب زندگی، جامع‌ترین و در عین حال زیباترین سبک زندگی را که مطابق با خواست فطری بشر نیز می‌باشد، مطرح کرده و برای تمامی جزئیات زندگی فردی و اجتماعی بر اساس زیر بنای فطری و وجودی انسان دستورالعمل ارائه نموده است. از جمله این ساحت‌ها می‌توان به موارد سیمای ظاهر، نحوه سکونت و محل آن، کار، خودرو، کالاهای مصرفی، خوراک، ارتباط زن و مرد، روابط اجتماعی و موارد بسیار دیگر اشاره کرد که همگی در یک مسیر هماهنگ شکل گرفته‌اند.

یکی از عرفای اسلامی می‌نویسد:

«خدای تعالی جمله ارواح را در عالم، در اصل فطرت پاک و مطهّر آفریده است؛ اما چون به این عالم سِفلی به طلب کمال آمدند، بعضی به این عالم فریفته شدند و در راه بماندند و این فریفته شدن معلول تربیت ناروا است چنانچه رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کل مولود یولد علی فطرته فابواه یهوّدانه و بنصّرانه و بمجّسانه»(الانسان الکامل، عزیزالدین نسفی، ص۶۰)

۹٫ بر اساس همین پایه نظری، گنجینه‌های حدیثی و ادبیات علمی و هنری اسلامی مشحون از فرهنگ غنی برای ترسیم زندگی فطری است با نگاهی به سیاست نامه ها، مکاتبات اخلاقی، دیوان‌های اشعار و مجموعه نثرهای ادیبانه ایران اسلامی نشانه‌های فراوان سبک زندگی فطری بر پایه حکمت و اشراق خود نمایی می‌کند. لذا سبک زندگی برآمده از ادبیات غنی ایرانی – اسلامی بر اساس مبنای فطری آن توجه به غربت نفس، مفتوح بودن باب ملکوت، تعادل و اعتدال، خودشناسی، تقویت اندیشه، تقید شرعی، دلسوز و غمخوار مردم بودن، صلح‌طلبی، عدالت‌خواهی و در نهایت وصال و لقاء باری‏تعالی از جمله ملاک­ها و معیارهای سبک زندگی اسلامی است.

چو سرو سنبله بالا روش باش بنفشه وار سوی پست منگر

۱۰٫ بنابراین راهکار عملی و اصلی در تبیین سبک زندگی فطری، تقویت فطرت است تا آن که با زدودن موانع، نو او بر افکار، نیات و رفتارهای انسان سایه افکند و در پرتو نور الهی آن زندگی خداگونه‌ای را رقم زد. از این رو توجه به تربیت – به معنای شکوفایی فطرت- امری مهم و ضروری در تعیین سبک زندگی است و این وظیفه محدود به دوره‌ای خاص نیست بلکه از پیش از تولد آغاز می‌شود. نتایج مطالعات حکایت از آن دارند که سبک زندگی افراد تنها به آموختنی‌های دوران رشد آنها ارتباط ندارد، بلکه عملکرد مادران باردار در دوران جنینی کودک، رفتارهای پدر و محیط پیرامونی بر نحوه سبک زندگی تاثیرگذار است؛ و از سوی دیگر با تمرکز بر آموزش و پرورش به ویژه پرورش فطری افراد، حس حق‌طلبی، مطلق‌خواهی و زیبایی‌دوستی را در کودک افزایش داد تا مسیر آینده زندگی خود را بر اساس نور فطرت بنا نماید.

ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی     وان گه برو که رستی از نیستی و هستی

گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو                   هر قبله‌ای که بینی بهتر ز خودپرستی

با ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش باش              بیماری اندر این ره بهتر ز تندرستی

در مذهب طریقت خامی نشان کفر است           آری طریق دولت چالاکی است و چستی

تا فضل و عقل بینی بی معرفت نشینی            یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی

در آستان جانان از آسمان میندیش                         کز اوج سربلندی افتی به خاک پستی

خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد          سهل است تلخی می‌در جنب ذوق مستی

صوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیز                             ‌ای کوته آستینان تا کی درازدستی

تهیه و تولید: سید مهدی موسوی

منبع: تبیان