نوجوان

نوشته‌ها

منشور نسل جوان در سیره امام صادق علیه السلام

جوانان و نوجوانان در هر جامعه‏ اى گنجینه‏ هاى سرشارى هستند که اگر مربیان و متولیان براى آنان سرمایه گذارى شایسته انجام دهند و این گروه فعال و پرشور را با رفتار حکیمانه ، تکریم شخصیت و احترام به نیازها ، به اهداف مطلوب و ایده ‏آل خود هدایت نمایند ، علاوه بر این که آنان را از خطر انحراف و تردید در هویت و آسیب‏هاى اجتماعى مصونیت ‏بخشیده ‏اند ، قلب‏هاى پاک و زلال آنان را به سوى نیکی ها ، زیبایى ‏ها و اخلاق پسندیده رهنمون می شوند و جامعه آینده را از نظر سلامت و حفظ ارزش‏ها و فرهنگ ، بیمه نموده ‏اند. امام صادق‏ علیه السلام در مورد سرمایه گذارى معنوى براى نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروه‏هاى منحرف و کج اندیش ، مى‏فرمایند: « نوجوانان خود را با احادیث ما آشنا کنید قبل از این که مرجعه (یکى از گروه‏هاى منحرف) بر شما پیشى گیرند. » (۱)

ارتباط با نسل جوان

هدایت و تربیت نسل جوان به لحاظ اهمیتى که دارد امروزه بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان داراى خصوصیات عاطفى ، اجتماعى و جسمانى است. حساسیت ، تنوع خصلت‏هاى رفتارى ، هیجان‏هاى درونى ، علاقه شدید به دوستى با همسالان ، عدم کنترل رفتار ، حب ذات ، الگو پذیرى و تقلید ، افتخار به شخصیت و تشخص‏ طلبى و میل به آزادى ، شمه‏اى از ویژگى‏هاى اوست.

با توجه به این ویژگى‏ها ، شیوه رفتارى امام صادق‏ علیه السلام با جوانان ، و همچنین سخنان و دستور العمل‏هاى آن حضرت براى جوانان و برخورد با آنان ، بهترین نسخه شفا بخش و راه گشاست. نگاه‏هاى مهربان ، بزرگداشت ‏شخصیت ، توجه به استعداد و صلاحیت آنان ، احترام به نیازهاى فردى و اجتماعى ، رفتار محبت ‏آمیز و حکیمانه و سرشار از عاطفه و خلوص ، موجب جذب جوانان به سوى آن حضرت بود.

آن حضرت به سرعت پذیرش سجایاى اخلاقى در نوجوانان توجه کرده و به ابوجعفر ; مؤمن طاق مى‏فرماید:

« بر تو باد تربیت نوجوانان ، زیرا آنان زودتر از دیگران خوبى‏ها را مى‏پذیرند.» (۲)

در اینجا به ذکر چند نمونه از شیوه‏ ها و راه کارهاى عملى برخورد و هدایت جوانان در پرتو گفتار و رفتار صادق آل محمد علیه السلام مى‏پردازیم:

۱ – رفتار نیکو و ملایم

نوجوان ، قلبى پاک ، روحى حساس و دلى نازک و عاطفى دارد پس در برخورد با او باید راه نرمى و ملایمت پیش گرفت. نگاه مهربان ، ارزش دادن به شخصیت و رفتار خوش ، بهترین شیوه ارتباط با اوست. محبت ، اظهار علاقه ، صدا کردن با القاب ، عناوین و نام‏هاى زیبا او را به سوى مبلغ و مربى جذب مى‏ کند و در این حال مى‏ توان ارتباط قلبى و عاطفى با او ایجاد کرد ، سخنانش را شنید ، راهنمایى کرد ، لغزش‏ها را متذکر شد و بالاخره در عالم دوستى که یک ارتباط شدید روحى و عاطفى برقرار است ، مى‏توان صفات زیبا را به او القاء نمود ، نیازهاى بسیارى را از او برطرف کرد و او را از آلودگى‏ ها بر حذر داشت ، زیرا گرایش جوان به خوبى‏ها و زیبایى‏ها از دیگران بهتر و سریع‏تر انجام مى‏پذیرد.

امام صادق علیه السلام فرمود:« هر کس سه خصلت را دارا نباشد از ایمان خود سودى نخواهد برد: اول – بردبارى ، که جهل نادان را برطرف کند. دوم – پارسائى ، که او را از حرام باز دارد و سوم – رفتار نیکو که با مردم مدارا نماید.» (۳)

۲ – آگاهى دادن در مسائل دینى

یکى از علل دین گریزى برخى جوانان و نوجوانان ، عدم آگاهى به مسائل دینى است ؛ زیرا انسان طبیعتا هر چه را نشناسد به سویش نمى‏رود و افکار و احساسات و حواس خود را به سوى آن معطوف نمى‏دارد. اما شناخت و آگاهى از خوبى‏ها و زیبائى‏ها به ویژه اطلاع از منافع آن ، سریعا انسان نفع طلب را جذب کرده و آن را در نزد وی ، دوست داشتنى مى‏کند. براى همین اگر جوانان با آثار ، برکات ، احکام و معارف دین آشنا شوند ، فاصله شان با حقایق دینى کم خواهد شد.

امام صادق علیه السلام به بشیر دهـّان (روغن فروش) فرمود: « از دوستان ما کسى که در دین خود اندیشه و تفقه نکند ارزش ندارد. اى بشیر! اگر یکى از دوستان ما در دین خود تفقه نکند و به مسائل و احکام آن آشنا نباشد ، به دیگران (مخالفین ما) محتاج مى‏شود ، هر گاه به آن‏ها نیاز پیدا کرد آنان او را در خط انحراف و گمراهى قرار مى‏دهند در حالى که خودش نمى‏داند.»(۴)

ضرورت یادگیرى احکام دینى در منظر پیشواى ششم آن قدر مهم است که مى ‏فرماید: « اگر به جوانى از جوانان شیعه برخورد نمایم که در دین تفقه نمى ‏کند او را تأدیب خواهم کرد.» (۵)

۳ – شناساندن آسیب‏ هاى اجتماعى

آشنا نبودن نسل جدید با آفت‏هاى اجتماعى ، موجب افت ارزش‏هاى اخلاقى ، توفیق دشمنان فرهنگى و رواج خلاف و حرام در میان آنان مى‏باشد. اگر جوانان مسلمان با این آفت‏ها آشنا باشند و از عواقب بد آن در میان افراد جامعه اطلاع یابند ، بنابر فطرت پاکى که خداوند در نهاد ایشان قرار داده از آن آفات‏ فاصله خواهند گرفت و دامن خویش را به چنین آفات اجتماعى ، آلوده نخواهند کرد. صادق آل محمد علیه السلام مواردى از آفت‏هاى اجتماعى را چنین فهرست کرده است : « به برادر ایمانى خود ستم ننماید ، او را فریب ندهد ، به او خیانت نکند ، او را کوچک نشمارد ، او را دروغگو نخواند ، به او اف نگوید و اگر به او اف بگوید (غرغر کند) دوستی ‏بین آن دو قطع مى‏شود و اگر به برادر ایمانى ‏اش بگوید تو دشمن من هستى ، یکى از آن دو کافر [باطنى ] مى‏شود و اگر برادرش را متهم نماید ، ایمان در قلب او ذوب مى‏شود مانند ذوب شدن نمک در آب.»

۴ – ترغیب به دانش افزایى

یک جوان مسلمان باید از علوم روز آگاهى کافى داشته باشد. تخصص در کنار تعهد یک اصل مسلم و تردید ناپذیر در فرهنگ ما است. کسانى در عرصه زندگى به اهداف دلخواه خود مى‏رسند که با شناخت دانش‏ها و مهارت‏هاى عصر خود به قله‏ هاى سعادت نائل شده و با تعهد و ایمان خویش ، اعتماد افراد جامعه را به خود جلب کنند. از منظر حضرت صادق‏ علیه السلام ، کسب دانش و مهارت‏ هاى فنى براى یک جوان ضرورى است ، آن حضرت مى‏فرماید: « هیچ وقت دوست ندارم یکى از جوانان شما (شیعه) را ببینم مگر اینکه در یکى از دو حال ، شب و روز خود را سپرى کند : یا دانا باشد یا یاد گیرنده . » (۷)

۵ – عادت دادن به حسابرسى

یک تاجر زمانى در کار خود پیشرفت مى‏کند که در هر شبانه روز به حساب خود رسیدگى کرده و سود و زیان معاملات خویش را بداند در غیر این صورت بعد از مدت کوتاهى سرمایه و هستى خود را از دست ‏خواهد داد. جوانى ، یک سرمایه و فرصت ‏بسیار عالى براى هر شخص است . اگر جوانی به حساب عمر خود رسیدگى نکند و نداند که در مقابل عمر خویش چه چیزى به دست آورده است ، در آینده‏ اى نه چندان دور سرمایه ی معنوى خویش را به باد فنا خواهد داد. اما اگر به حساب روزانه ‏اش برسد و ببیند که در مقابل هر روز از دست رفته ، یک قدم به سوى کمال برداشته ، مسلما خوشحال شده و آن را تکرار می کند و در مقابل انحطاط فکرى و اخلاقى غمگین گشته و سعى در جبران آن داشته باشد ، بدیهى است که رو به سوى رشد و ترقى خواهد نهاد . امام صادق‏ علیه السلام به ابن جندب که جوانی فعال ، پرشور و با ایمان بود مى‏ فرماید: « اى پسر جندب! هر مسلمانى که ما را مى‏شناسد شایسته است که رفتار و کردار خود را در هر شبانه روز برخود عرضه دارد و حسابگر نفس خویش باشد تا اگر کار نیکى در آن‏ها دید ، بر آن بیفزاید و اگر کار بدى در اعمال خود مشاهده نمود ، از آن‏ها توبه کند ، تا در روز قیامت دچار ذلت و حقارت نشود. » (۸)

۶ – تعدیل حس دوست‏خواهى

انسان با انس به دوستانش احساس مسرت و لذت مى‏کند. او در همنشینى با رفیق شفیق ، نشاط و نیرو مى‏گیرد و این یک نیاز طبیعى اوست که باید نسبت به آن ارضاء شود. یک جوان در اثر این حس ، به سمت دوستان و همفکران خود کشیده مى‏شود ، او عاشق رفاقت است و دنبال ارتباط با هم سن و سالان خود مى‏باشد. از طرف دیگر بر اثر غلبه احساسات و شور و شوق جوانى و نپختگى نگرش عقلانى ، ممکن است در دام دوستان ناباب بیفتد. از این رو در انتخاب یک دوست ممکن است دچار مشکلات گردد . امام جعفر صادق علیه السلام دقیقا روى همین نکته و به جوانان چنین رهنمود مى‏دهد: « دوستان سه دسته هستند:۱– کسى که مانند غذا در هر زمان به او نیاز هست و او دوست عاقل است. ۲- کسى که [براى انسان] مانند بیمارى و درد [رنج آور] است، او دوست احمق [و نادان] است و ۳- کسى که وجودش براى فرد همانند داروى حیات بخش است ، که او رفیق روشن بین [و اهل تفکر] است.» (۹)

۷ – ضرورت ازدواج

هر جوانی فطرتاً نیازمند ازدواج است و باید به این نیاز خدادادى و طبیعى خود از طریق مشروع پاسخ دهد . اما بعضى جوانان با بهانه قرار دادن بعضى مشکلات و سختى‏ها از این سنت الهى روى بر تافته و خود را در دام نفس شیطانى گرفتار مى‏کنند. به آنان باید توجه داده شود که این پیمان مقدس در میان تمام ملت‏ها وجود داشته و محبوب ترین بنیان نزد خداوند متعال است. با ازدواج ، شخصیت و ایمان دو جوان کامل مى‏شود. صادق آل محمد علیه السلام فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه فلیتق الله فى النصف الآخر؛ (۱۳) کسى که ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است ، پس باید در نصف دیگرش تقواى الهى پیشه کند.» (۱۰)

و در حدیث دیگرى آن حضرت به جوانان چنین پیام داد: « دو رکعت نماز فرد متاهل بر ۷۰ رکعت ، نماز فرد مجرد برترى دارد.» (۱۱)

۸ – تشویق به نماز

بر اساس متون دینى ِ ما ، نماز عامل کمال انسان و حافظ او از آلودگى‏ها و صفات مذموم و ناپسند است. همچنین این رفتار معنوى تاثیر بسزایى در بیدار کردن روح نظم و حفظ نظام انسان دارد . نماز ، تسلى بخش و آرامش بخش دل‏هاى مضطرب در انسان‏هاى خسته و نگران است. نماز شاخص رهروان راه خدا و بهترین وسیله ارتباط صمیمانه رب العالمین است. « [روز قیامت] اولین چیزى که از بنده محاسبه مى‏شود نماز است. اگر از او نماز پذیرفته شد ، سایر اعمالش پذیرفته مى‏ شود اما اگر نماز او رد شد سایر اعمال [نیک] او نیز رد خواهد شد.» (۱۲)

آن حضرت در مورد زیان‏هایى که در اثر دورى از نماز براى انسان رخ مى‏دهد به ابن جُندب فرمود: « واى بر آن‏ها که از نماز غفلت کنند ، در خلوت بخوابند و خدا و آیاتش را در دوران ضعف دین استهزاء کنند ، آنان کسانى هستند که در آخرت بهره ندارند و خدا در روز قیامت ‏با آنان سخن نخواهد گفت ، آنان را تبرئه نخواهد کرد و عذاب دردناک براى آن‏هاست.» (۱۳)

پى‏ نوشت‏ها:

۱) التهذیب، ج ۸، ص ۱۱۱٫

۲) الکافى، ج ۸، ص ۹۳٫

۳) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷٫

۴) منیه المرید، ص ۳۷۵; اصول کافى ج ۱، ص ۲۵٫

۵) بحار الانوار، ج ۱، ص ۲۱۴٫

۶) وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۰۸٫

۷) امالى طوسى، ص ۳۰۳٫

۸) تحف العقول، ص ۳۰۱٫

۹) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷٫

۱۰) همان، ج ۱۰۰، ص ۲۱۹٫

۱۱) روضه الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۴٫

۱۲) من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۰۸٫

۱۳) تحف العقول، ص ۳۰۲٫

درس های اخلاق از امام هفتم.

 

اشاره:

از امام موسی کاظم علیه السلام سخنانی به یادگار رسیده که هر یک دستورالعملی است برای رسیدن به یک زندگی دینی و عمل به آنها گامی است در جهت نیل به کمال انسانی و قرب الی الله. مانند:سب حلال، عبادتی همانند جهاد در راه خدا،عقل و نقل دو حجت الهی در دست بشر، تقسیم بندی اوقات زندگی به چهار بخش در این نوشتار تعدادی از سخنان گهربار آن حضرت به همراه ترجمه و در مواردی با شرح مختصری تقدیم می گردد.

  • کسب حلال، عبادتی همانند جهاد در راه خدا

موسى بن بکر نقل می کند که امام کاظم علیه السلام به من فرمود:

«مَنْ طَلَبَ هَذَا الرِّزْقَ مِنْ حِلِّهِ لِیَعُودَ بِهِ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِیَالِهِ کَانَ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّه‏»[۲]

کسی که در پی روزی حلال برود تا از آن، خود و خانواده اش را بهره مند سازد ؛ پاداش او در پیشگاه الهی مانند پاداش رزمنده ای است که در راه خدا جهاد می کند.

توضیح: از تشابهی که در این روایت شریف به کار رفته است، یکی اهمیت و دیگری دشواری فراوان کسب روزی حلال فهمیده می شود. همانگونه که اگر جهاد نباشد جامعه اسلامی در خطر نابودی است؛ اگر کسب روزی حلال نباشد بساط یک زندگی پاک دینی در آستانه برچیدگی است و نیز همانگونه که سخت ترین و پرخطرترین کار، جنگ و نبرد تن به تن در جهاد است به همان میزان، کسب روزی حلال، سخت است و دشوار. بنابراین نباید انتظار داشت که در راه کسب حلال، سختی و مشقت وجود نداشته باشد.

نکته دیکر اینکه تلاش برای کسب حلال، عبادتی همتای جهاد در راه خداست و در ثواب و اجر، مانند آن است؛ از این رو امام کاظم علیه السلام آن را به جهاد در راه خدا تشبیه کرده است.

  • نکته ای مهم در تربیت کودک و نوجوان

صالح بن عُقْبه از امام کاظم علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمود:

«تُسْتَحَبُّ عَرَامَهُ الصَّبِیِّ فِی صِغَرِهِ لِیَکُونَ حَلِیماً فِی کِبَرِهِ ثُمَّ قَالَ مَا یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ إِلَّا هَکَذَا.»[۳]

بهتر آن است که کودک را در همان سن پایین و قبل از ورود به جامعه با سختی ها و مشکلات اجتناب ناپذیر زندگی آشنا کنی تا وقتی بزرگ شد بتواند مشکلات زندگی را تحمل کند. سپس حضرت برای تاکید بیشتر فرمود: جز این شایسته نیست عمل شود.

توضیح: از مشکلات رفتاری موجود در بین جوانان، عدم تحمل سختی های جاری در زندگی است. این تحمل ناپذیری که معمولا به شکل رفتارهای تند عصبی و یا افسردگی های روحی بروز می کند ریشه در تمرین نداشتن های افراد دارد. نوع این افراد با جنس سختی آشنا نیستند و آن را تجربه نکرده اند که اگر پیش از این آن را شناخته و قدری از آن چشیده بودند همانند واکسنی روحشان در برابر سختی های امروز از خود تحمل و ایستادگی نشان می داد و بر مشکلات پیروز می شد.

توصیه موکد امام کاظم علیه السلام در این زمینه پرهیز از استریل نگه داشتن کودکان و چشاندن محرومیت ها و سختی های متناسب به آنهاست. از ساده ترین کارهایی که در این باره می شود کرد پاسخ ندادن فوری به خواسته های کودک یا نوجوان است تا او بفهمد و این واقعیت را تجربه کند که هر چه را خواست فورا مهیا نمی شود و گاهی اصلا برای او تهیه نکنید تا این را هم بداند که گاهی چیزی را که می خواهد امکان دستیابی به آن وجود ندارد تا فردا، وقتی همسری را خواست و به دلایلی آن وصلت صورت نگرفت دست به خودکشی نزند.

عمل به این دستور تربیتی و این تمرین ها سبب می شود تا کودک شما مشکلات به مراتب سخت تر آینده را راحت تر تحمل کند و زانوی شکست به زمین نزد و این همان دستور امام کاظم علیه السلام است که فرمود:

«لِیَکُونَ حَلِیماً فِی کِبَرِهِ» ؛تا این کودک در سنین بزرگی بتواند در برابر سختی ها و مشکلات شکیبا باشد.

سخنان امام موسی کاظم علیه السلام,احادیث امام موسی کاظم علیه السلام,درسهای اخلاقی امام موسی کاظم علیه السلام

امام موسی کاظم(ع): ‏ سعی کنید بخشی از زمان را در زندگی به راز و نیاز با خداوند اختصاص دهید

  • عقل و نقل دو حجت الهی در دست بشر

امام کاظم علیه السلام به یکی از شاگردان برجسته خود به نام هشام بن حَکَم فرمود:

«یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّهً ظَاهِرَهً وَ حُجَّهً بَاطِنَهً فَأَمَّا الظَّاهِرَهُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّهُ وَ أَمَّا الْبَاطِنَهُ فَالْعُقُول‏»  ؛ هشام! خداوند متعال دو دلیل  و راهنما برای کشف معارف دین الهی و پیمودن راه کمال در اختیار مردم قرار داده است که یکی عیان است و دیگری نهان. آنکه عیان است انبیاء و امامان اند و آنکه نهان است عقل هایند.[۴]

توضیح: از این روایت نورانی و روایات مشابه آن استفاده می شود که دستیابی به باید ها و نباید های دینی و نیز سایر معارف الهی از دو راه عقل برهانی و نقل وحیانی (گزاره های وحیانی که از طریق پیامبر و امامان علیهم السلام برای ما نقل شده است) امکان پذیر است. هر یک از این دو در عین اینکه برای فهم دین لازمند؛ ولی هیچ یک به تنهایی کافی نیستند.

خلاصه اینکه برای فهم دین و دستیابی به بایدها و نباید ها و نیز هست ها و نیست های معارف دینی؛ هر چند عقل  لازم است اما به تنهایی کافی نیست و کسی نمی تواند بگوید من تنها به عقل اعتماد می کنم و در فهم دین در به روی گزاره های نقلی ببندد.

نظیر این روایت به کسانی که دنبال دلیل برای واجبات و محرمات می گردند این پیام را دارد که:

دلیل احکام ؛ واجبات و محرمات الهی تنها در عقل خلاصه نمی شود؛ بلکه دلیل بسیاری از آنها از دسترس عقل خارج است و منحصر در دلیل نقلی است.

  • تقسیم بندی اوقات زندگی به چهار بخش

امام کاظم علیه السلام در یک دستور جامع و کاربردی برای برنامه ریزی در زندگی چنین می فرماید: «اجْتَهِدُوا فِی أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ أَرْبَعَ سَاعَات»؛‏ سعی کنید در زندگی، زمان خود را به چهار بخش تقسیم کنید:

  1. سَاعَهً لِمُنَاجَاهِ اللَّهِ : بخشی را به راز و نیاز با خداوند متعال اختصاص دهید.
  2. وَ سَاعَهً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ : بخشی را هم به تلاش برای کسب روزی حلال اختصاص دهید.
  3. وَ سَاعَهً لِمُعَاشَرَهِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِی الْبَاطِنِ: زمانی هم به معاشرت با برادران و اشخاص مورد اعتمادی بپردازید که شما را از عیب‏ هایتان آگاه می کنند و از صمیم قلب با شما یک رو هستند.
  4. وَ سَاعَهً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ السَّاعَهِ تَقْدِرُونَ عَلَى الثَّلَاثِ سَاعَات‏: زمانی را هم برای لذتهای حلال قرار دهید که به کمک این بخش است که شما توان گذراندن آن سه بخش را خواهید داشت.[۵]

بیشتر بخوانید: کرامات امام موسی کاظم علیه السلام

  • توجه به دنیای حلال و بهره گیری از آن برای آخرت

بر خلاف مکتبهای به ظاهر عرفانی که دنیا را پست و منفور دانسته و به پرهیز از آن فرا می خوانند مکتب اسلام دنیا را بد نشمرده و به بهره مندی از حلال آن توصیه نیز می کند. در این باره سخنی از امام کاظم علیه السلام به ما رسیده است که در عین کوتاهی بسیار کاربردی و راهگشاست. آن حضرت فرمودند:

«اجْعَلُوا لِأَنْفُسِکُمْ حَظّاً مِنَ الدُّنْیَا بِإِعْطَائِهَا مَا تَشْتَهِی مِنَ الْحَلَالِ وَ مَا لَا یَثْلِمُ الْمُرُوَّهَ وَ مَا لَا سَرَفَ فِیهِ وَ اسْتَعِینُوا بِذَلِکَ عَلَى أُمُورِ الدِّینِ فَإِنَّهُ رُوِیَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیَاهُ لِدِینِهِ أَوْ تَرَکَ دِینَهُ لِدُنْیَاهُ.»[۶]

روش پاسخ به خواسته های درونی اینگونه است که آن را از دنیای حلال بهره مند سازید البته به مقداری که به شأن شما آسیب نزند و اسراف هم نشود و از همین بهره مند سازی حلال برای انجام امور دینی کمک بگیرید ؛ چرا که روایت شده کسی که دنیا را برای دین و یا دین را برای دنیا ترک کند در مسیر اسلام نیست.

توضیح: خواهشها و تمایلات درونی حقیقتی است انکار ناپذیر که این خواهشها در نگاه دینی به دو بخش حلال و حرام تقسیم می شود. اگر به کلی با این درخواستها مخالفت شود آنگونه که طرفداران سرکوب نفس معتقدند، این نفس سرکوب شده دیگر توان همکاری برای انجام امور دینی را نخواهد داشت.

امام کاظم علیه السلام در این فرمایش نورانی توصیه می کند تا انسان با قدری پاسخ مثبت و حساب شده به خواسته های حلال، از نفس، مرکب راهواری بسازد برای طی طریق بندگی و انجام امور دینی.

پی نوشت:

  1. منابعی مانند مسار الشیعه ص۳۶، مصباح مجتهد ص۷۴۹ ، مصباح کفعمی ج۲ ص۵۹۸ و زادالمعاد ص۳۵ این روز را روز شهادت امام کاظم علیه السلام ذکر کرده اند.
  2. کافی ، ج‏۵، ص ۹۳٫
  3. کافی، ج‏۶، ص ۵۱٫
  4. کافی، ج۱، ص ۱۶٫
  5. تحف العقول، ص ۴۰۹٫
  6. همان ص۴۱۰٫

منبع : tebyan.net

روانشناسی تحقق دین باوری در نوجوانان

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

تربیت اسلامی نوجوان در خانواده

روش تربیت اسلامی نوجوان در کانون خانواده

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

مقتضیات متفاوت در سنین مختلف

اشاره

حضرت على(علیه السلام) می‌فرماید: «کودک، هفت سال آزاد است و هفت سال مورد ادب و توجه و هفت سال دیگر، مورد خدمت و یاور است».(بحار الانوار ج ۲۳ ص ۶۵)

از روایات اسلامى استفاده می‌شود که آغاز تعلیم مدرسه‌اى کودک، در هفت سالگى است. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:

«کودک، هفت سال بازى می‌کند و هفت سال خواندن و نوشتن می‌آموزد و هفت سال، (مقررات زندگی) حلال و حرام را یاد می‌گیرد».(اصول کافى ج ۴۷ و ۴۶)

در هفت سال دوم، کودک آمادگى لازم را براى فراگیرى معلومات و آداب اسلامى پیدا می‌کند. نکته‌اى که باید در همه مراحل در نظر گرفته شود، این است که محتواى آموزشى و تعلیم باید با مسائل روز و مورد نیاز فراگیران و نیز شرایط محیطى و اجتماعى آنها مرتبط باشد. على(علیه السلام) می‌فرماید: «فرزندان خود را به عادات و آداب خود مجبور نکنید، زیرا آنها برای زمانى غیر از زمان شما خلق شده اند»‌(نهج البلاغه گفتار ۲۴۰)

تربیت و پرورش کودکان، یکى از امورى است که در سنت اسلامى بسیار مورد اهمیت واقع شده است. این در حالى است که بیشتر والدین، تنها به طور غریزى به تربیت کودکان خود می‌پردازند و هیچ آموزش یا مطالعه‌اى در این زمینه ندارند. براى رفع این کمبود، کارهاى بسیار زیاد و عمیقى لازم است تا پاسخگوى مشکلات روزمره کودکان و نوجوانان باشد. آنچه در این نوشتار خواهد آمد، نگاهى بسیار کوتاه به دیدگاه‌هاى سنت اسلامى در زمینه تعلیم و تربیت است. امید است که قدمى در نشان دادن خلاء موجود و ایجاد انگیزه‌اى برای تحقیق در این زمینه برداشته باشیم.

۱ – فطرت کودکان

از جمله مهم ترین نکاتى که در خصوص آموزش دینى کودکان در روایات آمده است، مساله فطرى بودن توجه به دین و خداست.

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر نوزادى، با فطرت خدایى به دنیا می‌آید و پرورش می‌یابد، مگر این که پدر و مادر، او را به سوی یهودى‌گرى یا مسیحى گرى بکشانند».(بحارالانوارج ۳ ص ۲۸۱)

و نیز آمده است که موسى به خدا عرض کرد:

« پروردگارا !‌کدامیک از اعمال نزد تو برتر است؟ خطاب رسید: محبت به کودکان؛ چرا که من فطرت آنها را بر پایه اعتماد به یگانگى خود قرار دادم».(آیین تربیت ص ۳۸۱)

تمام این احادیث نشان می‌دهد که باید پدر و مادر، محیطی مناسب براى کودک فراهم آورند تا حقایقى یا عقایدی که ریشه‌هاى آن در نهاد و فطرت کودک نهفته است به منصه ظهور برسد.

۲ – کنجکاوی و چراجویی

کودک از دنیاى بسته پا به دنیای وسیع می‌گذارد بنابراین می‌خواهد از اسرار آنها سر درآورد. بدین سان، غریزه اوست که از منشا پدیده‌ها بپرسد؛ از روابط علت و معلولى آن سؤال کند. این، زمینه مناسبى برای کودک است که والدین، فرصت را غنیمت شمارند و واقعیت‌ها را برای او توضیح دهند.

۳ – رغبت‌ها

انسان به طور کلى موجودى است اجتماعى و خواهان زیستن در اجتماع است. از این رو اگر بخواهد با آنها بجوشد و در پس آنها عرض وجود کند، باید تقلید کند. این زمینه‌اى مناسب برای آموزش جنبه‌هاى مذهبى است. کودک می‌خواهد رفتار افراد بزرگتر را تقلید کند پس در حضور او نمازتان را بخوانید و با او را همراه خود به مسجد ببرید. کودک رغبت دارد خود را در جاى بزرگترها قالب بزند. پس زمینه ارتباط او را با بزرگتران فراهم کنید تا آداب زندگی، معاشرتی، اخلاقى و در کل آداب و رسوم مذهبى را از این طریق بیاموزد.

۴ – ارائه الگلوهای مثبت

در این روش، از داستان انبیاء و ائمه به خصوص دوران طفولیت امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) استفاده می‌شود.

۵ – حس غرور و خودپسندى

امرى است که بدون شک در بین تمام انسانها وجود دارد. می‌توان از حس غرور مثبت کودک استفاده کرد مثلاً به او گفت که من مطمئنم که تو می‌توانى نماز بخوانی.

۶ – مراحل پرورش مذهبى کودک

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «فرزندان خود را به سه خصلت تربیت کنید: محبت پیامبران و محبت خاندان او و قرائت قرآن». شکی نیست که هر سنى، مقتضاى براى خودش دارد و باید طبق آن برنامه ریزی کرد. در کتب روایتى، دوره ۲۱ ساله تعیین شده است که به ۳ دوره ۷ ساله تقسیم می‌شود و هر کدام، به دوره جزیى تری قابل تقسیم است.

۷ سال اول، دوره تکوین است

پرورش مذهبى در حقیقت از همان روز تولد با گفتن اقامه و اذان در دو گوش کودک آغاز می‌شود و به تدریج این آموزش‌ها تا ۳ سالگى تکامل می‌یابد.

مرحله رشد دیگرى از ۵ سالگى آغاز می‌شود که در این مرحله باید متوجه تفاوت کودکان در امر رشد و نمو باشیم. تحقیقات روان شناسى تفاوت‌هاى کودکان را از نظر میزان و ظرفیت یادگیری و نیز رشد و نمو عقلى آنها مد نظر قرار داده است. اصول تربیتی اسلام از همان ابتدا، توجه و نظر خود را به وجود تفاوت‌هاى رشدى در ۵ سالگى با مطرح کردن سؤال زیر جلب کرده است. الیه مایمینک من شمالک؟ راستت از چپت کدام است؟ اگر کودک بتواند به این سؤال پاسخ بدهد، مرحله رشد قبلى خود را پشت سر گذاشته است.

امام صادق(علیه السلام) سفارش کرده اند که در ۵ سالگى، به کودک سجده آموزش داده شود. همچنین امام می‌فرمایند: کودک خود را تا ۶ سالگى فرصت دهید سپس او را در فراگیرى کتاب به مدت شش سال تربیت کنید.(وسائل باب ۸۲ حدیث۲) شارع اسلام، در زمینه‌هاى دیگر تشریعی نیز، به تفاوت بین کودکان توجه دارد مانند حدیثى که درباره اقامه نماز میت براى کودک متوفاى ۵ ساله وارد شده است. از حضرت صادق(علیه السلام) سؤال شد؟ « آیا کودک ۵ ساله‌اى بمیرد، باید نماز میت بر او خواند؟ حضرت فرمود:

اگر نماز را فهمید و درک می‌کرد، بر او نماز خوانده شود».(وسائل باب ۱۳ حدیث ۴)

۷ سال دوم، دوره پرورش دینى است

در این دوره است که کودک، از حکم وضعى به حکم تکلیفى باید عمل کند. علاوه بر آموزش اعمال واجب اعم از روزه و نماز در ۷ سالگى. امام صادق(علیه السلام) در زمینه تعلیم احادیث اسلامى می‌فرماید:« احادیث اسلامى را به فرزندان خود هر چه زودتر بیاموزید قبل از آن که مخالفان، بر شما سبقت گیرند »(کافى ج ۶ ص ۷۶)

امام صادق(علیه السلام) درباره روزه گرفتن کودکان می‌فرمایند: « ما به کودکان خود در ۷ سالگى می‌آموزیم که هر قدر طاقت دارند. نصف روز باشد یا بیشتر و یا کمتر روزه بگیرند و هرگاه گرسنگى بر تشنگى بر آنان غلبه کرد افطار کنند. تا این که به روزه گرفتن عادت کنند و آن را به تحمل نمایند. پس شما از کودکان خود بخواهید که در ۹ سالگى هر قدر که طاقت روزه دارند،‌ روزه بگیرند و هرگاه که تشنگى بر آنان غلبه کرد افطار کنند»( فروع کافى ج ۲ ص ۱۲۴ ).

ایمان واقعى به مذهب از حدود ۱۲ سالگى در کودک پیدا می‌شود و در این سن تا حدود قابل توجهى می‌توان معناى اصیل مذهب را به او منتقل کرد. ضمناً مبانى اخلاقى و تربیتى به آداب معاشرت و رسوم و سنن در همین دوره باید به کودک آموزش داده شود. پایان این دوره همزمان با دوره نوجوانى است و کودک با تجاربى که در زمینه‌هاى مختلف به دست آورده، بالنسبه به فردى مستقل و صاحب نظر می‌شود.

۷ سال سوم، دوره تمرین و عمل است

در این دوره نیز که خود به ۳ مرحله پایانى نوجوانى،‌ دوران بلوغ و دوره جوانى تقسیم می‌شود، بیشتر توجه والدین باید به دوران بلوغ باشد که دوره‌اى است که نیاز آنان به راهنمایی به اوج خود می‌رسد.

ایمان به مذهب از ۱۶ سالگى اوج می‌گیرد و در صورتى که به الگوی کاذبى برخورد کردند، در جنبه مذهب، خطراتى برایشان وجود خواهد داشت. پایان بلوغ و از حدود ۱۸ سالگى، دوره استقلال تقریبی است. دقت و استدلال منطقى در او رشد می‌کند و می‌توان از این طریق، به آموزش مذهبى و دینى او پرداخت.

منبع: زهرا عبادى؛ بانک اطلاعاتى مقالات 

معنویت فرزندان ما، در محیط‌های غیراسلامی

تعلیم و تربیت فرزندان، یکی از اصلی‌ترین وظایف والدین است، اما متأسفانه در جامعه ما با توجه به این که نهادهایی هم چون آموزش و پرورش و رسانه‌های جمعی قابل اعتماد تلقی می‌شوند، برخی از پدران و مادران این مسئولیت سنگین خود را فراموش کرده اند. به عبارت دیگر، نه فرصتی برای تربیت فرزندان وجود دارد، نه علم آن؛ و نه اهمیتی که والدین را وادارد تا بیشتر از غذای شب و لباس فرزندانشان، به فکر تربیت فکری و معنوی فرزندانشان باشند. کودکان در کنار دوستان، در کوچه ها، در مقابل تلویزیون‌ها و مونیتورها بدون داشتن معلمی معنوی به بلوغ می‌رسند و والدین در تعجب اند که چرا رفتار کودکانشان این قدر متفاوت با آنهاست؛ آنان هنوز مشکل را درنیافته‌اند. این مشکل به دلیل فراموشی اصلی‌ترین وظیفه پدری یا مادری – یعنی تربیت معنوی فرزندان – است. تقویت و تکامل شخصیت فرزندان و کنترل و تنزیه آنها از هر گونه عیب و نقص ممکن، سنگین‌ترین مسئولیتی است که بر دوش والدین است.

ما به می‌دانیم که تمامی انسان‌ها با سرشت و فطرتی پاک متولد می‌شوند، که زندگی اسلامی بر آن استوار است. بعدها به واسطه والدین است که کسی مسیحی، یهودی یا زرتشتی می‌شود. تعلیم و تربیت اسلامی به مسئولیت سنگین پدر تأکید کرده است و عمیقاً این موضوع را مورد توجه قرار داده، به نحوی که طبق نظر آیین اسلامی اگر پدر خانواده در پرورش فرزندان مراقبت کمتری داشته و سهل‌انگاری کند، گناه کار خواهد بود. از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: «این گناه کافی است که گناهکار افراد مورد علاقه اش را از دست بدهد». بر اساس روایتی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: خداوند از هر چوپانی، راجع به گله اش سؤال خواهد کرد که آیا از آنها به خوبی مراقبت کرده است یا این که آنها را به حال خود رها کرده است. خداوند از پدرها هم در ارتباط با اهل خانواده اش سؤال خواهد کرد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند فرزندانتان را گرامی بدارید و برای تعالی ایشان در تربیتشان، جد و جهد کنید. این‌ها نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند شریعت و قانون الهی، به تعلیم و تربیت کودکان اهمیت بیشتری می‌دهد. قانون اسلام به پدرها حکم می‌کند که به معنویات فرزندانشان اهمیت بیشتری بدهند و در تهیه لوازم زندگی آنها بکوشند، تا فرزندانشان رشد متعادلی داشته باشند. پدر باید فرزندانش را با کتاب خدا و روش زندگی پیامبر بزرگوار تعلیم دهد، تا این که باغ فطرت آنها گل دهد و به بار بنشیند و سایه بگستراند. والدین با غفلت از کودکانشان بهانه می‌آورند که جامعه باعث بـَد بار آمدن آنها شده است.

ما در قرآن مجید، امثال و حکم، تعلیمات و بالاخره چراغی داریم که روشنایی می‌دهد. خداوند بزرگ در کتاب آسمانی خود فرموده است: «ای مؤمنان! خود و خانواده‌تان را از آتشی حفظ کنید که هیزم‌های آن مردم و سنگ‌ها هستند».(سوره ۶۶، آیه ۷) یعنی به آنها یاد دهید چه چیز می‌تواند آنها را از این آتش در امان نگه دارد. شیخ ابوحامد غزالی این آیه را چنین تفسیر کرده است: «قطع نظر از این که چگونه مراقبت پدر، فرزندانش را از آتش این دنیا حفظ می‌کند، مراقبت او در خصوص رهایی از آتش دنیای آخرت باید در اولویت قرار گیرد. این مراقبت باید در تربیت و تعلیم فرزندان به بهترین روش صورت پذیرد و هم چنین در دور نگه داشتن آنها از دوستان بد بیشتر باشد». کودکان مسلمانی که در کشورهای غیراسلامی زندگی می‌کنند، نیاز بیشتری به محیط آموزشی فرهنگی دارند، محیطی که مبانی فهم، درک و تعلیم مذهب را بیشتر از کشورهای مسلمان برای کودکان فراهم آورد و شدیداً پایبند آن باشد. محیط سالم، محیطی است که زندگی روزمره کودک را با تعلیمات درستی از اسلام در بر می‌گیرد؛ این محیط ایده آل، متفاوت از محیط فعلی است که جامعه این کشورها به وجود آورده است، جامعه‌ای که نه تنها اساساً به کودک کمکی نمی‌کند، بلکه کودک به خاطر چیزهایی که در مدارس و هم چنین از طریق وسایل ارتباط جمعی ناسالم یاد می‌گیرد، اثرات منفی و مخربی دریافت می‌دارد. در خصوص این موضوع آنچه تعجب آور است، غفلت تعدادی از خانواده‌های مسلمان از فرزندانشان است، آنها فرزندان خود را به جریان‌های آلوده کفر می‌سپارند تا آنها را به گونه‌ای که خوشایندشان است تربیت کنند و وقتی کودکان بزرگ شدند، ارتباط برقرار کردن با آنها، نصیحت کردن آنها و هدایت آنها به سوی اخلاقیات دینشان، فوق العاده مشکل می‌شود و آنچه تعجب آور است این است که والدین با نادیده گرفتن، غفلت و بی توجهی نسبت به رفتار فرزندانشان در زمان کودکی بهانه می‌آورند، که جامعه باعث «شر» بار آمدن فرزندانشان شده است. بنابراین خانواده در کنترل عواملی که بر رفتار کودکان تأثیر منفی می‌گذارد، مسئولیت بسیار سنگینی دارد.

خانواده هم چنین وظیفه دارد که کودک را به سویی راهنمایی کند که درک و فهم او را از مذهبش تضمین کند. به همین نحو باید با مشکلات زیادی که معلول این عوامل هستند، دست و پنجه نرم کند. مهم‌ترین راه پیشگیری از رفتار بد و ناشایست، این است که در ضمن برآوردن نیازهای عاطفی عقلانی و جسمانی او، از کودک در خانه مراقبت کنیم. ارضای این نیازها به کودک کمک می‌کند با دیگران رفتار خوبی داشته باشد و او را از برخی وسایل ارتباط جمعی دور نگاه می‌دارد و از تأثیرات منفی آن حفظ خواهد کرد.

منبع: تبیان

فرزندان، گل‌های زندگی

فرزندان صالح، گل‌های خوشبوی بهشتی هستند. با رفتار شایسته خود فرزندان صالحی را به جامعه تحویل دهیم...

آیا احترام و برخورد خوب، تنها از طرف فرزندان نسبت به والدین، لازم است، چنان که در میان بعضی‌ها جا افتاده؟ یا پدران و مادران نیز در معاشرت با فرزندان خود، وظایفی دارند که باید مراعات نمایند؟

اهمیت فرزندان در زندگی

پیش از آن که وارد بحث شویم، بهتر است مقدمه کوتاهی در اهمیت فرزندان بیان شود.

می‌دانیم که اصل ازدواج در جوامع بشری، یک نوع کمال محسوب می‌شود که در واقع زن و مرد، با تشکیل زندگی مشترک، به کمال می‌رسند اما این کمال بدون داشتن فرزند، کمال نیست. در اهمیت فرزندان، همین بس که همه جوامع، وجود فرزندان را مایه قوام نسل و کمال خود می‌دانند. ویل دورانت، در این زمینه می‌نویسد:

«ازدواج، به خاطر فرزنددار شدن، پدید آمده است. ازدواج، تنها برای این نیست که مرد و زن را به هم پیوند دهد، بلکه مقصود دیگری هم دارد و آن این که زندگی نوع خود را با ایجاد پیوند صداقت و مواظبت میان پدر و مادر و فرزند، تامین کند».(۱)

اسلام که یک دین کامل می‌باشد، بیش از سایر جوامع، به فرزنددار شدن و تربیت خوب آنها اهمیت به سزایی داده و علاوه بر آیات قرآنی، احادیث فراوانی از بزرگان دین، بیان شده و آن را مایه بقای نسل بشر معرفی کرده و فرزندان صالح را کمال والدین و مایه شکوفایی جامعه دانسته و ذخیره معنوی والدین می‌داند که به عنوان نمونه به یکی دو مورد، اشاره می‌کنیم:

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «الولد الصالح ریحانه من ریاحین الجنه».

«فرزند صالح، گلی از گلهای بهشتی است».

هم چنین امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «میراث الله من عبده المؤمن ولد صالح یستغفر له».(۲) «میراث بنده مؤمن از خداوند متعال، فرزند صالحی است که مایه نور چشم والدین و برای آنان از خدا طلب استغفار می‌نماید».

طرز رفتار والدین با فرزندان در اسلام

در جوامع بشری، همه انسانها در هر سنی که باشند، همیشه دوست دارند مستقل باشند و اگر پدر و مادر انتظار دارند فرزندان شان به آنها احترام کرده و نیکی نمایند، آنان نیز باید فرزندان خود را دوست داشته و به آنها محبت کرده و با آنان برخورد شایسته‌ای داشته باشند تا عواطف آنها جریحه دار نشود و آنچنان رفتار نمایند که باعث عاق شدن و انحراف آنان نشوند چرا که بسیاری از والدین ممکن است با رفتار ناشایست خود، مایه به انحراف کشیده شدن فرزندان خود باشند و البته چنین پدران و مادرانی در اسلام مورد لعن قرار گرفته است چنان که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به علی(علیه السلام) می‌فرماید: «یا علی! لعن الله والدین حملا ولدهما علی عقوقهما»(۳)؛ «یا علی! خداوند لعنت کند پدر و مادری را که باعث عاق شدن فرزندان خود می‌شوند».

معلوم می‌شود وظیفه والدین در تربیت فرزندان، خیلی سنگین است. ویل دورانت در این زمینه می‌نویسد:

«پس از برتری‌های پدر و مادر بودن و خواندن سرود ستایش و پیروزی آن، با آزادی و خلوص تمام می‌آییم بر سر وظیفه‌ای که از همه وظایف، کهن تر و پررنج تر است. یعنی تربیت کودکان و برگرداندن این وحشیان و جانوران کوچک، به زنان و مردان پخته تربیت یافته».(۴)

البته پرواضح است که هر سنی، تقاضایی دارد و برخورد خاص خود را. اگر امروزه روان شناسان و دانشمندان پس از سال‌ها مطالعه و تحقیق به این نتیجه رسیده اند که پدر و مادر نیز در قبال فرزندان، وظایفی دارند، دین حق و فرهنگ ساز اسلام، چهارده قرن پیش به وسیله مؤدب‌ترین انسان‌ها، آن الگوی مجسم، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)، به این مساله حیاتی اهمیت زیادی داده و دوران زندگی انسان را طی حدیثی کوتاه از نظر روحی و شخصیتی به سه دوره تقسیم کرده و در هر دوره، دستورات خاص آن را بیان کرده است: چنان که می‌فرماید: «الولد سید سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین».(۵) «فرزندان، هفت سال آقا و حاکم والدین و هفت سال، بنده و هفت سال، به منزله وزیر خانواده است».

فرزندان در هفت سال اول به خاطر نارسایی فکری و ناتوانی جسمی به پدر و مادر حکومت می‌کند و باید با دیده رافت و محبت و رحمت به او نگاه کرد و خواسته هایش را برآورده کرد. چنان که نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «احبوا الصبیان و ارحموهم، فاذا وعدتموهم ففوا لهم فانهم لایرون الا انکم ترزقونهم».(۶): «کودکان خود را دوست داشته باشید و رحم و شفقت کنید و هر وقت به آنها وعده دادید، وفا کنید چرا که آنان شما را روزی ده خود می‌پندارند». هم چنین در حدیثی دیگر می‌فرماید: «بروا اولادکم و احسنوا الیهم فانهم یظنون انکم ترزقونهم».(۷) «به اولاد خود، نیکی کنید زیرا آنان، شما را روزی ده خود می‌دانند».

روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) را می‌بوسید، اقرع بن حابس گفت: «یا رسول الله! من دو فرزند دارم که تا به حال هیچ کدام را نبوسیده ام!». پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در دل تو رحم نیست من چکار کنم؟!».(۸)

اما هفت سال دوم، تغییرات قابل توجهی در تن و روان کودک پدید می‌آید و تا اندازه‌ای خوبی‌ها و بدی‌ها را از هم تشخیص می‌دهد؛ ولی چون عقلش هنوز شکوفا نشده، از پدر و مادر و معلم خود فرمان می‌برد. گرچه گاهی ممکن است ناهنجاری‌هایی از خود نشان دهد که آن هم با تحمل و خونسردی والدین برطرف می‌شود.

جوان امروز، بچه دیروز نیست

و اما هفت سال سوم، فرزند را به عنوان وزیر معرفی می‌کند چرا که عقل و روان و تن او، به اندازه‌ای از رشد رسیده است که خوب و بد را از هم تشخیص می‌دهد و پیوسته می‌خواهد خودش مستقل باشد و او را در کارها، دخالت بدهند و می‌خواهد آزادی مطلق، داشته باشد اما در آن حد نیست که بتواند در همه مراحل زندگی، تصمیم درستی بگیرد و باید او را راهنمایی کرد و این معنی در ذیل کلمه «وزیر» نهفته است. چرا که وزیر، به معنی معاون و همفکر و یاور و نماینده آمده است. چنان که در آیه ۲۹ سوره «طه»، هارون برادر موسی، به عنوان وزیر معرفی شده است.

جوان هم، در کشور کوچک خانواده به عنوان وزیر، شناخته شده و پدر و مادر باید بدانند جوان امروز، بچه دیروز نیست که همه چیز را به او تحمیل کرد و او اطاعت کند. اما استقلال دادن و احترام به شخصیت جوان، به این معنا نیست که او در تمامی کارهای خود آزاد باشد تا بر وفق میل خود هر محیط فاسد و هر رفیق آلوده‌ای را برای خود برگزیند و هر کاری بخواهد، انجام دهد. این کار برای آنها ایجاد ناامنی روحی می‌کند و مسلما نمی‌توانند به تنهایی راه سربالایی زندگی را بپیمایند باید دستشان را گرفت. زیرا جوانان با احساسات تند و بی تجربگی خویش همیشه در معرض بدبختی و انحراف هستند و بر اقتضای سن و جوانی، آنها به کامرانی و لذت‌های زودگذر، جذب می‌شوند و زندگی راهی نیست که جوان بی تجربه بتواند به تنهایی طی مسیر کند. اگر به آنها آزادی مطلق داده شود، قطعا از راه راست منحرف می‌شوند. حدیث پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که با لفظ «وزیر» تعبیر آورده شده، استفاده می‌شود که باید آزادی، محدود شود چرا که وزیر به معنی معاون است نه تصمیم گیرنده، بلکه تصمیم نهایی در خانواده با پدر و مادر است.

تربیت فرزندان از دوران کودکی

اگر اسلام برای همه دروه‌های زندگی فرزندان، به پدران و مادران دستور می‌دهد به فرزندان خود محبت کنید و با رحم و شفقت رفتار نمایید و در کارهای خانواده با آنان مشورت کنید، از طرفی هم به تربیت صحیح آنان از همان دوران کودکی عنایت دارد که توسط والدین باید اعمال شود. چرا که اگر از کودکی تربیت نشوند پس از بزرگ شدن، تربیت، مشکل خواهد بود.

در این جا بهتر است به یک دستور خیلی مهم و اساسی در معاشرت والدین و فرزندان که خداوند در کتاب زندگی(قرآن) بیان می‌کند، اشاره شود که چقدر حساس و سرنوشت ساز، و تربیت کردن چه اندازه ظریف و دقیق است. خداوند متعال در سوره نور می‌فرماید:

«بدانید باید بندگان ملکی شما و اطفالی که هنوز به وقت احتلام و بلوغ نرسیده‌اند باید شبانه روز، سه مرتبه از شما اجازه ورود بخواهند: پیش از نماز صبح، پس از نماز خفتن، هنگام ظهر که جامه‌ها را از تن برمی گیرید.

اما وقتی بزرگ شدند و به حد بلوغ و رشد رسیدند، همیشه باید اجازه بگیرند مگر در جایی که مخصوص پدر و مادر نیست و برای عموم خانواده، مهیا شده است».

نکته‌ای که قرآن مجید در این جا به آن اشاره می‌کند بسیار مهم و ظریف است که دستور می‌دهد همیشه باید با حیا و عفت، حتی در خانواده خود زندگی کرد. گرچه این آیه‌ها وظایف فرزندان را بیان می‌کند اما این وظیفه باید از طریق والدین به فرزندان منتقل شود؛ زیرا که فرزندان وقتی کودکی بیش نیستند چگونه می‌توانند این مسایل را درک کنند. لذا در این جا پدر و مادر موظف اند با رعایت عفت و حیا، عملا فرزندان را تربیت کنند.

پدر و مادر، الگوی مجسم فرزند

هر کس برای خود در زندگی، الگویی دارد و کارهای خود را مانند الگوی خود انجام می‌دهد؛ چنان که خداوند در طول عمر بشریت همیشه انسان‌های والایی مانند پیامبران و اولیاء و اوصیاء را از خود مردم انتخاب کرده و به راهنمایی و ارشاد مردم فرستاده و هیچ وقت، هیچ کتاب آسمانی، تنها نازل نشده تا انسان‌ها با خواندن کتاب، هدایت شوند؛ لذا خداوند در آیات متعدد علاوه بر تبلیغ و بیان احکام و دستورات زندگی روزمره و طرز معاشرت، بیشتر به تربیت انسان‌ها مخصوصا فرزندان اشاره کرده است. چرا که پیامبران به گفته‌های خود، ایمان کامل داشته و عمل می‌کردند. مخصوصا پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) که خداوند درباره‌اش می‌فرماید:

«و لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه».

«همانا برای شما مؤمنین، وجود نازنین رسول خدا الگوی مجسمی بس نیکو می‌باشد».

پدر و مادر نیز باید با الگو قرار دادن پیامبر و بزرگان دین، خود الگوی مجسمی برای فرزندان باشند. از مطالعه آیات و روایات، این واقعیت آشکار می‌شود که اساسا دین اسلام، محور تربیت و تزکیه را بر دعوت غیرزبانی یعنی عملی قرار داده است و در واقع مربی در اسلام، نیازی به دعوت زبانی ندارد، بلکه رفتار و کردارش انسان‌ها را به خوبی‌ها و کمالات، سوق می‌دهد. چنان که امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم»(۹): «مردم را با رفتار نیکو، به طرف خوبیها دعوت کنید».

یک مربی موفق باید به عنوان یک الگوی مجسم شناخته شود تا در مخاطبش مؤثر واقع شود؛ چرا که می‌دانیم فرق اساسی که بین آموزش و پرورش وجود دارد، این است که آموزش، نقل و انتقال داده‌های ذهنی است و این امر ممکن است از معلم، نوار، مطالعه و… به ذهن مخاطب، منتقل شود اما در تربیت و پرورش، هدف، نقل و انتقال داده‌های ذهنی نیست؛ بلکه ایجاد یک دگرگونی درونی در انسان است و این کار ممکن نیست مگر انسان در برابر رفتارهای شایسته یک انسان والا قرار بگیرد و آن شایستگی را لمس نماید؛ زیرا انسان از کنار کمال، نمی‌تواند بی تفاوت رد شود و طبیعتا شیفته آن خواهد شد و با مشاهده کمال، دگرگونی در او ایجاد می‌شود که این همان تربیت صحیح است.

اگر پدر و مادر بتوانند الگویی مجسم برای فرزندان خود باشند و خوب تربیت کنند، سعادت هر جامعه و خانواده‌ای تامین شده است. زیرا اگر رفتار پدران و مادران، شایسته و نیکو باشد، فرزندان که والدین خود را الگوی زندگی خود قرار می‌دهند، آن چنان کرامت نفس و شرافت پیدا می‌کنند که به هیچ قیمتی حاضر نیستند آن کرامت نفس را از دست بدهند. چنان که امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه»: «هرکس شرافت معنوی و کرامت نفس خود را باور کند، خود را با گناه، خوار و حقیر نخواهد ساخت».

رعایت عدالت در بین فرزندان

اما مساله مهم دیگری که در مورد فرزندان وجود دارد، رعایت عدالت در بین آنهاست. رعایت عدالت در همه کارها و در مورد هرکس، لازم و واجب است چنان که خداوند می‌فرماید: (اعدلوا هو اقرب للتقوی) حتی در مورد حیوانات هم باید عدالت رعایت شود؛ و یکی از موارد مهمی که عدالت باید رعایت شود، بین فرزندان می‌باشد که پدر و مادر باید مراعات نمایند. گرچه ممکن است از نظر محبت، تفاوت قایل شوند اما از نظر عدالت نمی‌توانند فرقی بین فرزندان قایل شوند. رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «اعدلوا بین اولادکم فی السر کما تحبون ان یعدلوا بینکم فی البر و اللطف»(۱۰)؛ «عدالت را در میان فرزندان، قلبا رعایت کنید کما این که شما دوست دارید دیگران در نیکی و خوبی، در حق شما رعایت کنند».

البته لفظ (فی السر) شاید حاکی از این است که گاهی ممکن است بعضی از فرزندان، به خاطر امتیازاتی که دارند مانند داشتن تحصیلات عالی و یا انجام کارهای نیک و پسندیده، پیش پدر و مادر از محبت بیشتری برخوردار شوند اما در عین حال باید عدالت را میان آنها رعایت کرد.

پی‌نوشت‌ها

۱) لذات فلسفه، ترجمه عباس زریاب خویی، ص ۱۸۸، ۱۸۹

۲) طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۲۱۸

۳) مجلسی، محمد باقر، بحار، ج ۱۷، ص ۱۸

۴) لذات فلسفه، ص ۱۹۱، ترجمه عباس زریاب خویی

۵) طبرسی، همان، ص ۱۱۵

۶) طبرسی، همان، ص ۲۱۹

۷) مجلسی، همان، ج ۷، ص ۷۷

۸) طبرسی، همان، ص ۲۲۰

۹) مجلسی، همان، ج ۶، ص ۵۵

۱۰) مکارم الاخلاق، ص ۲۲۰

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

پنجاه روش عملى براى تقویت عزت نفس از «تولد تا ۱۸ سالگی»

تصورى که کودکان از خود دارند، چگونگى برخورد آنان را با دنیاى پیرامونشان شکل مى‌دهد. یکى از بزرگترین تفاوت‌هاى افراد موفق و ناموفق، این است که انسان‌هاى موفق، به خود اعتماد دارند و خود را شایسته ى آن مى‌دانند که در زمره ى آدم‌هاى موفق قرار گیرند.

کمک کردن به کودکان براى این که خود را دوست داشته و تصورى مثبت از خویش داشته باشند، یکى از بزرگترین موهبت‌هایى است که هر مادر یا پدرى مى‌تواند به فرزند خویش پیشکش کند. عزت نفس کامل، کلید رمز زندگى موفقیت آمیز است.

هیچ پدر یا مادرى کامل نیست. اما والدین در هر خانواده‌اى ـ با هر نوع ویژگى که داشته باشند ـ مى‌توانند راه‌هایى را بیاموزند که به فرزندانشان کمک کنند خود را بپذیرند و محترم بدانند. باور کنند که افرادى لایق و باکفایتند و هم چون دیگران، توان لازم براى رویارویى با ناملایمات زندگى را دارند.

ضعف عزت نفس، زاییده ى خود کودکان نیست. بلکه بزرگترها و عموما مادران و پدران، مسبب این موضوع هستند. از این رو ما مادران و پدران که مهم ترین تاثیر را بر زندگى فرزندانمان مى‌گذاریم وظیفه داریم به آنان کمک کنیم تا طعم موفقیت را بچشند مرتکب خطا شوند بى‌آن که احساس شرم کنند و از وجود خود احساس غرور و سربلندى کنند. این امر زمانى به حقیقت مى‌پیوندد که به فرزندانمان نشان دهیم که آنان مهم بى‌همتا و داراى ویژگى‌هاى خاص و منحصر به فردند و از شایستگى و توان کامیابى در تحصیل و زندگى برخوردارند.

تربیت درست کودکان تا حد زیادى در گرو انجام دادن بسیارى کارهاى درست و کوچک است. هر پدر و مادرى مى‌تواند بسیارى کارهاى درست و مناسب انجام دهد تا در فرزندش احساس «خود ارزشمندى» به وجود آورد. شما مى‌توانید از طریق مراقبت گوش دادن ستودن قوت قلب بخشیدن دلگرم کردن و جدى گرفتن فرزند خود به او عزت نفس ببخشید و انسانى کامیاب از وى بسازید. پیشنهادهایى که در پى مى‌آیند شما را به جاده ى منتهى به این مقصود رهنمون مى‌کند.

روش‌هاى عملى براى تقویت عزت نفس فرزندان

 ۱ ـ نخستین گام را براى تقویت عزت نفس فرزندتان هم اکنون بردارید:

اسمى نامناسب براى فرزند خود انتخاب نکنید که یک عمر، مایه ى ناراحتى و سرافکندگى شود.

۲ ـ هر روز فرزند خود را در آغوش بگیرید.

۳ ـ همواره خوبى‌ها نقاط قوت و ویژگى‌هاى مثبت را در فرزند خود جست وجو کنید.

۴ ـ به حرف و درد دل‌هاى فرزند خود خوب گوش دهید. حرف او را قطع یا جمله‌هایش را کامل نکنید. به همه ى حرف‌هاى او و احساسى که در آن‌ها نهفته است توجه کنید.

۵ ـ وقتى فرزندتان نیاز به آرامش دارد نگران نباشید که موهایتان آشفته یا لباس هایتان چروک شود. اهمیت قائل شدن براى فرزندتان سبب مى‌شود تا بتوانید رابطه‌اى صمیمانه و عاطفى با او برقرار کنید. این یکى از پایه‌هاى تقویت عزت نفس فرزند شماست.

۶ ـ به خواب‌هاى آشفته فرزندتان ـ که براى شما بازگو مى‌کند خوب گوش بدهید.

۷ ـ براى اسباب بازى‌هاى مورد علاقه ى فرزندتان ارزش قائل شوید.

۸ ـ همواره به فرزند خود فرصت دیگرى بدهید تا خطا و اشتباهش را اصلاح کند.

۹ ـ وقتى فرزندتان خردسال است هر کارى دارید کنار بگذارید هر شب او را به رختخوابش برده و برایش قصه بگویید.

۱۰ ـ هنگام بازى کردن با فرزند خود او را درنظر بگیرید و به حرفش گوش بدهید تا دریابید که نظرش درباره ى خودش و شما چیست.

۱۱ ـ موفقیت‌هاى فرزند خود راـ هر چند کوچک و ناچیز ـ بستایید.

۱۲ ـ عادت نکنید که فرزند خود را با فرزند دیگران مقایسه کنید.

۱۳ ـ تا آن جا که ممکن است شرایطى پیش نیاورید که به فرزندتان بگویید: «اگر نکنى واى به حالت !»

۱۴ ـ برخى کتاب‌هاى مورد علاقه ى شما ممکن است براى فرزندتان جالب و قابل فهم باشد آن را براى او بازخوانى کنید.

۱۵ ـ اجازه دهید فرزند شما کودک نوزادتان را کمى بغل کرده او را ناز و نوازش کند.

۱۶ ـ اگر هنوز فرزند خردسال شما خودش را خیس مى‌کند و قادر به استفاده از دستشویى نیست کارى نکنید که او احساس کند بچه ى بدى است.

۱۷ ـ برخى اوقات پاى تلویزیون بنشینید و برنامه‌هاى مورد علاقه ى او را همراه کودکتان تماشا کنید.

۱۸ ـ وقتى براى فرزندتان قصه یا افسانه‌اى تعریف مى‌کنید که آن را دوست دارد بکوشید نام فرزند خود را روى شخصیت‌هاى مثبت یا قهرمان آن قصه یا افسانه بگذارید.

۱۹ ـ به فرزندتان نگویید: «تو دیگر بزرگ شده‌اى نباید بچگى کنى».

۲۰ ـ فرزندتان را وادار به کارهایى نکنید که از آن‌ها هراس دارد.

۲۱ ـ وقتى فرزندتان با شما صحبت مى‌کند حتما پاسخش را بدهید یکى از ارزشمندترین هدیه‌ها این است که وقت خود را در اختیار او بگذارید. نادیده گرفتن حرف‌ها و درد دل‌هاى فرزندتان سبب مى‌شود که او احساس کند فرد بى‌ارزش و بى‌مقدار است.

۲۲ ـ افراد را از سر اجبار مجبور به انجام کارى نکنید.

۲۳ ـ به فرزندتان یاد دهید بعد از خوردن غذا شکرگزار نعمت‌هاى خداوند باشد.

۲۴ ـ با کمک فرزندتان دانه‌اى بکارید یا گیاهى برویانید.

۲۵ ـ در اواخر زمستان با فرزندتان نخستین نشانه‌هاى بهار را جست و جو کنید. (برانگیختن حس کنجکاوى فرزندتان براى درک شگفتى‌هاى طبیعت)

۲۶ ـ وقتى در سفر هستید به فرزندتان تلفن کنید و بگویید دلتان برایش تنگ شده است.

۲۷ ـ همواره این بینش را به فرزندتان القا کنید «مى دانم که تو از عهده ى انجام دادن آن برمى آیى.»

۲۸ ـ هرگاه خطایى از شما سر زد از فرزندتان عذرخواهى کنید.

۲۹ ـ به این نکته ى مهم توجه کنید که چگونگى رفتار والدین با یکدیگر به اندازه ى نحوه ى رفتار آنان با فرزندشان اهمیت دارد.

۳۰ ـ با دادن مسئولیت کارهاى عادى روزانه به فرزند خود او را فردى مسئولیت پذیر بار آورید. (مثل آب دادن به گلدان)

۳۱ ـ همراه فرزندتان دعا و نیایش کنید.

۳۲ ـ اگر فرزندتان گوشه‌گیر و خجالتى است و در جمع احساس راحت بودن نمى‌کند در حضور دیگران برایش احترام قائل شوید و در خلوت در آغوشش بگیرید.

۳۳ ـ به یاد داشته باشید هیچ بچه‌اى نباید با احساس زیادى بودن و سر بار بودن زندگى کند.

۳۴ ـ در حضور فرزندتان از موفقیت‌هاى او براى دیگران تعریف کنید.

۳۵ ـ به فرزندتان یاد بدهید که با ادب و با نزاکت باشد. ادب و نزاکت سبب مى‌شود که او در اجتماع عزت نفس بیشترى داشته باشد.

۳۶ ـ نگذارید فرزندتان به بازى‌هاى ویدئویى یا رایانه‌اى خشونت آمیز رو آورد.

۳۷ ـ اگر قرار است اتفاق مهمى (چه خوب چه بد) در خانواده رخ دهد صبر نکنید تا آخرین دقیقه خبر آن را به فرزندتان بدهید. اگر جز این باشد او احساس مى‌کند که وجودش در خانواده اهمیتى ندارد.

۳۸ ـ از به کار بردن کلمه‌ها و عبارت‌هاى توهین آمیز (مانند: گوساله !) یا (تو به هیچ دردى نمى‌خورى!) خطاب به فرزندتان جدا خوددارى کنید.

۳۹ ـ تا آن جا که امکان دارد در مسائل و مشکلات مربوط به روابط خواهرها و برادرها دخالت نکنید. معمولا خود آنان مسائل شان را بهتر حل مى‌کنند.

۴۰ ـ حریم خصوصى و امور شخصى فرزند خود را محترم شمارید.

۴۱ ـ در روز جشن نیکوکارى یا جشن عاطفه‌ها همراه فرزندتان براى کمک بروید.

۴۲ ـ به فرزندتان کمک کنید تا از تغییرات جسمى‌اى که در دوران نوجوانى و جوانى در او ایجاد مى‌شود آگاه باشد.

۴۳ ـ مراقب باشید که استفاده از رایانه بخش عمده‌اى از وقت و زندگى فرزند جوانتان را نگیرد تا او را از داشتن زندگى فعال و اجتماعى بازدارد. و به فردى منزوى و محروم از حضور در جمع همسالان تبدیل کند.

۴۴ ـ در پایان هر سال همراه با فرزندتان کامیابى‌ها و دستاوردهاى فردى و خانوادگى دوازده ماه گذشته را مرور و ارزیابى کنید.

۴۵ ـ سعى نکنید در رفتار بینش یا لباس پوشیدن فرزند جوانتان الگویش شما باشید.

۴۶ ـ فرزند خود را با پوشش و سر و وضع مناسب روانه ى مدرسه کنید.

۴۷ ـ به فرزندتان اجازه دهید تا با شما در برنامه ریزى براى بهبود امور جارى خانه و خانواده هم فکرى کنند.

۴۸ ـ به فرزندتان نشان دهید که چگونه وظایف و تکالیف بزرگ را به مراحل یا اجزاى کوچک تر تقسیم کند و آن‌ها را یک به یک (قدم به قدم) انجام دهد تا از دشوارى کار کاسته شود.

۴۹ ـ براى واداشتن فرزندتان به انجام کارى به او رشوه ندهید. این ابزار مناسبى براى ایفاى نقش مادر یا پدر بودن نیست.

۵۰ ـ به اندیشه‌ها ایده‌ها و نظرهاى فرزندتان بى‌اعتنا نباشید و آن‌ها را بى‌اهمیت و ناچیز نشمارید.

منبع: پایگاه باشگاه اندیشه؛ گردآورى فاطمه پوراسماعیل

آموزش محرم و نامحرم به کودکان و نوجوانان

شناخت صحیح احکام الهى به عنوان یک عنصر مهم، در تربیت دینى فرزندانمان محسوب مى شود. اگر بخواهیم فرزندان خود را طورى تربیت کنیم که احکام الهى رعایت نمایند، باید از همان زمان کودکى، بر طبق دستورات دینى عمل نماییم. براى این که دختران و پسران، هنگام بلوغ با مشکلى روبه رو نشوند و به تدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر و یا پسر آشنایى یابند، باید از همان ابتدا به طور جداگانه با آنها رفتار شود. این مسأله در مورد دختران اهمیت بیشترى دارد؛ زیرا آنها، زودتر از پسران به بلوغ مى رسند. در تعالیم اسلامى به این نکته توجه کامل و توصیه شده است که از حدود ۶ سالگى با دختر و پسر به روشى جداگانه رفتار شود. در روایات اسلامى توصیه شده است که دختر بچه شش ساله را، پسر بچه یا مرد نامحرم نبوسد و در بغل نگیرد. هم چنین زن هاى نامحرم، از بوسیدن پسر بچه اى که سنش از هفت سال گذشته است، خودارى کنند.

همین طور توصیه کرده اند که بستر کودکان، در شش سالگى از هم جدا شود. رعایت این اصول، سبب مى شود که دختران و پسران از همان آغاز، به تدریج نقش مردانه و زنانه مناسب را پیدا کنند و براى بلوغ، آمادگى کافى داشته باشند. به هر حال باید از دوران کودکى، زمینه براى رشد ویژگی هاى فطرى دختر و پسر در خانواده فراهم آید و هر یک از این دو، در مسیرى که آفرینش با تدبیرى حکیمانه پیش پاى آنها نهاده است، سوق داده شوند.(۱) در ارتباط با آموزش کودکان باید این نکته را مد نظر داشته باشیم که آیا ما هستیم که او را متدین و مومن مى سازیم و یا خود اوست که مى باید ایمان بیاورد و متدین شود؟ پاسخ دقیق مى تواند روشنگر شیوه برخورد ما با فرزندان در تمامى زمینه ها از جمله برخورد با جنس مخالف باشد.

کودک، موقعى فعل تربیتى را درونى مى کند که خود، به طور فعال در آن نقش داشته باشد. اگر خواهان آن هستیم که کودکان مقررات، ارزش ها، خصایل و فضایل اخلاقى را درونى کنند یعنى در سازمان ذهنى و عاطفى آنها ریشه بدواند و در عمق وجودشان جایگزین شود، باید لوازم و شرایط تربیت را به گونه اى فراهم کنیم که کودک خود راغب و مایل به آن شود. مهمترین اصل در تربیت خود انگیخته، مسأله رغبت ها و علایق کودک است. پیام تربیتى، باید با کانون رغبت متربى همسو گردد.(۲)

نوجوانان و جوانان باید خود را چنان با ارزش و با عزم و اراده تصور کنند که خویشتن را از درون کنترل کنند. آنان چنین انتظارى را در خود پرورانند که حتما مى باید دیگران آنها را کنترل کنند. آنان باید به گونه اى رشد یابند که حتى در شرایطى کاملا دور از چشم افراد که امکان بهره ورى نیز براى آنان فراهم باشد، به لحاظ تقوایى، خود را نگه دارند و دست از پا خطا نکنند. نوجوانان را باید به گونه اى تربیت کرد که خود کنترل(۳) بار آیند و نیاز کمترى به انضباط و کنترل بیرونى داشته باشند و به نحوى آنان را آماده و پرهیزگار نماییم که اگر به درون دریاى گناه و لغزش هم وارد شدند، همانند مرغابى، آب بر اندامش ننشیند و خشک بیرون آید و در واقع، عالم را محضر خدا بدانند و در همه جا از درون او را پیام آورى باشد.

در این باره از حضرت امام خمینى(ره) نقل شده است:

«از مسایلى که امام بیشتر به آنها توجه داشتند، محدود بودن ارتباط بین زن و مرد بود. یادم است که ده سال بیشتر نداشتم و با برادرهایم و پسرخاله ام قایم موشک بازى مى کردم، حجاب هم داشتم. اما امام یک روز مرا صدا کردند و گفتند: شما هیچ تفاوتى با خواهرتان ندارید، مگر او با پسرها بازى مى کند که شما با پسرها بازى مى کنید. از آن روز به بعد، با پسرها بازى نکردم».(۴)

شرع مقدس اسلام در رعایت رفتار و پوشش فرد مسلمان، حدودى را تعیین کرده است، پوشیده بودن بدن زن و مجاز بودن براى عدم پوشش کفین و وجه و نیز مجاز نبودن مرد و زن در سخن گفتن با یکدیگر به گونه اى که گناه درآن وجود داشته باشد، به عنوان حداقل حدودى است که مى باید رعایت شود.

در مورد رعایت حدود شرعى در روابط دخترو پسر مى باید اولا ما حدود را به خوبى بشناسیم و از افراط و تفریط بیهوده اجتناب کنیم. ثانیا فرزندان را افرادى بار بیاوریم که با کنترل درونى رشد کنند نه فقط ما با کنترل هاى بیرونى. در اینجاست که معناى کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز مشخص مى شود که رفتار مطلوب زن در رابطه با نامحرم را چنین توصیف مى فرمایند: «زن، نامحرمى را نبیند و نامحرمى او را نبیند». چنین الگویى براى کسى مطرح است که خود از لحاظ رشد انسانى به جایى رسیده باشد که این کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) را خود با تمام وجود حس کند و آن را دستورالعمل زندگى قرار دهد.

آموزش حدود شرعى و مراعات آنها نه تنها نشانه عقب ماندگى و یا محدود سازى فرزندان نیست، بلکه خود نشانگر دقت و توجه یک خانواده به حدود رفتار اجتماعى است.

هر قدر فرهنگ یک خانواده بالاتر باشد به جزئیات و دقایق زندگى و از آن جمله دقایق در مورد روابط اجتماعى با دیگران توجه بیشترى مى کند. دخترى که در برخورد با افراد نامحرم، از آن جمله پسرعمو، پسرعمه، پسردایى و امثال آن پوشش خود را مراعات مى کند و حجاب خود را نگاه مى دارد و نیز رفتار متین و دینى در مقابل آنها دارد، با این اعمال، سطح فکر و فرهنگ خود را نشان مى دهد. به این ترتیب خانوادها خود باید برنامه مشخصى در زمینه آموزش حدود رفتارى با افراد محرم و نامحرم، حلال و حرام به فرزندان خود داشته باشند.(۵)

خانم فاطمه طباطبایى در باره نظر امام خمینى(ره) راجع به حجاب دختران چنین نقل مى کند:

امام خمینى(ره) مى فرمودند: تا تکلیف نشده، حجاب لازم نیست، مى تواند هر رنگى که مى خواهد بپوشد. ولى وقتى تکلیف شد، دیگر نگویید عیب ندارد. این را به بچه تلقین کرده اید که راجع به مسایل دینى سخت نباشد، باید به بچه فهماند که بعد از سن تکلیف، پسرعمو و پسرخاله نامحرم هستند و باید حجاب داشته باشد. این عیب ندارد. سلیقه هاى مختلف پدر و مادر مسایل شرع را تغییر مى دهد یا از اصل برمى گرداند و براى بچه کار را مشکل مى کند. نباید مسایل شرع را براى بچه مشکل کرد. اسلام دین راحتى است. دین سختى نیست.(۶)

از نظر قرآن کریم، نه تنها تکلیف، سخت و دشوار نیست، بلکه با عمل به آن و چشیدن لذت عبادت و اوامر خداوند، شیرینى و حلاوت خاصى را نیز انسان احساس مى کند که با هیچ کدام از لذایذ زودگذر دنیوى قابل مقایسه نیست.

خداوند حکیم، بدون در نظر گرفتن نیازها و مصالح انسان، به او تکلیف نمى کند. چیزى بر او حلال یا حرام نمى نماید اگر چیزى را بر او حلال کرد، سود وى را در نظر داشته و اگر چیزى را برایش حرام کرد، مصلحت او را مورد توجه قرار داده است. به طور کلى در اسلام، حکمى بدون حکمت و تکلیفى بدون مصلحت وجود ندارد، مقررات الهى بدون استثنإ بر مبناى نیازهاى واقعى انسان وضع شده و زندگى خوب و توإم با سعادت و عاقبت نیک جز با انجام این مقررات میسر نیست، هر یک از این احکام، پاسخگو به نیازى از نیازهاى انسان است.

پیام ها و نتایج

آشنایى و آموزش تدریجى مسایل دینى به دختران و پسران را از همان دوران کودکى شروع کنیم. قبل از سن تکلیف نباید با تکالیف سخت و طاقت فرسا، احساس تنفر و انزجار در کودک ایجاد نماییم. آموزشهاى دینى و اخلاقى، باید داراى انعطاف و متناسب با توانایى کودکان در سن قبل از تکلیف باشد. مثل پیش مرگان کرد مسلمان، زنان مسلحانه در غیاب همسرشان از خانواده محافظت مى کردند. با چند تن از آنان در بانه صحبت مى کردیم مى گفتند شبها تا صبح نمى خوابیدیم و برخى موارد هم بوده که درگیر شده ایم.

پى‏‌نوشت‌ها

۱ـ راهنماى پدران و مادران، ج ۱، ص ۷۷

۲ـ تربیت طبیعى درمقابل تربیت عاریه اى، ص ۱۸۸ ـ ۱۸۹

۳ ـsehf _ control    .

۴ـ عاطفه اشراقى، پا به پاى آفتاب، ج۱، ص۲۱۲

۵ـ تحلیلى تربیتى بر روابط دختر و پسر در ایران، ص۷۴

۶ـ پا به پاى آفتاب، ج۱، ص۱۹۱

منبع: محمد رضا مطهرى؛ ماهنامه پیام زن

نقش فرصت‌شناسى در تربیت فرزندان

یکی از موضوعات مهم در تربیت و پرورش صحیح فرزندان، «فرصت‌شناسی» می‌باشد که به صورت پرهیز از هر گونه درنگ و قصور و تسامح پس از یافتن زمینه‌ها و شرایط مناسب برای به کارگیری روش‌های کارآمد و تاثیرگذار به ظهور و بروز درمی آید.

فرصت‌شناسی موجب می‌گردد که حداکثر بهره‌وری‌های لازم و بهینه از شرایط زمانی برای تربیت و پرورش موثر و مفید به عمل آید و زمینه‌های مساعد از دست نرود و غفلت‌ها و سهل‌انگاری‌ها در عالی‌ترین موقعیت‌هایی که فرزندان را از مراحل مختلف تربیت صحیح و بالنده عبور می‌دهد، ظاهر نگردند.

فرصت‌شناسی در تربیت و پرورش فرزندان، تا آنجا حائز اهمیت است که چنانچه به نحو مطلوب مورد توجه و عمل قرار گیرد، شخصیت کودکان و نوجوانان به طور جامع و در ابعاد و جلوه‌های مختلف به رشد و نمو می‌رسد و به کمال در می‌آید و در نقطه مقابل، اگر در این امور قصور شود و فرصت‌های مناسب و مساعد از دست برود، ضایعات و زیان‌های به وجود آمده از تربیت‌نایافتگی جبران‌ناپذیر می‌شوند و راه بازگشتی باقی نمی‌گذارند تا جوانانی که به طرز ناصحیح و تربیت غلط از کودکی و نوجوانی عبور کرده و دچار ضعف و تزلزل‌های شخصیتی می‌باشند و آلوده به بزه و گناه و عصیان به سهولت و سرعت اصلاح گردند.

در نظام تربیتی اسلام، به اصول فرصت‌شناسی در تربیت و پرورش فرزندان توجه‌ای خاص مبذول شده است و آموزه‌های تربیتی این دین مبین و زندگی‌ساز به رعایت آن توسط والدین تصریح دارند.

امیرمومنان حضرت علی(علیه السّلام) در کلام ژرف و بسیار غنی و پرمحتوای خویش درباره اهمیت اصل فرصت‌شناسی چنین می‌فرماید:

«فرزند عزیزم! من در راه تربیت و ادب آموزی تو، از فرصت استفاده کردم و قبل از آن که قلب و دلت سخت شود و عقل و خرد تو به اندیشه‌های دیگر مشغول گردد، به تربیت و پرورشت مبادرت نمودم و وظیفه خویش را انجام دادم».

این آموزه که در ضمن نامه حضرت امام علی(علیه السّلام) به فرزندنش امام حسن(علیه السّلام) آمده است به روشنی و صراحت، اصل بسیار حائز اهمیت «فرصت‌شناسی» در تربیت و پرورش صحیح و بالنده را مورد توجه قرار می‌دهد.

بر اساس این رهنمود تربیتی، والدین باید پیش از سخت شدن قلب و دل کودک و نوجوان، به پرورش صحیح او اقدام کنند و هیچ گونه درنگ و غفلت و تسامحی در این امر حیاتی روامدارند.

سخت شدن قلب کودک و نوجوان، معلول عواملی است که یکی از مهم‌ترین آنها، اشتغال به لهو و لعب و سرگرمی‌های باطل است. این سرگرمی‌ها، دل و جان را از رشد و کمال باز می‌دارند و چنان به خود مشغول می‌کنند که از هر گونه آزادی و رهایی برای عبور از موانع سعادت و صعود به قله‌های رشد و کمال جلوگیری می‌نمایند.

یکی دیگر از عوامل سخت شدن دل و قلب، معاصی و گناهان است. کودک و نوجوانی که به دروغ و حسد و سخن چینی و هر نوع خلاف و گناه دیگر انس و الفت گیرد، به مرور دل و جانش از پذیرش ایمان و پاکی و نیکی‌ها امتناع می‌ورزد و چنین می‌پسندد که همواره در گناهکاری‌هایی که به آنها اعتیاد پیدا کرده است، غرق و آلوده باشد.

فرو رفتن در غفلت و بی‌خبری و پذیرش یک زندگی دم غنیمتی مکرر، یکی دیگر از عواملی است که دل و قلب کودک و نوجوان را به سختی و غلظت می‌کشاند و راه تربیت و پرورش صحیح آن را مسدود می‌سازد.

جلب و جذب جنبه‌ها و جلوه‌های مختلف «مادیت» با پذیرش جاذبه‌های دنیایی به طور مطلق و با خروج از اعتدال و گرایش به افراط و اسراف یکی دیگر از عوامل سخت شدن قلب کودکان و نوجوانان محسوب می‌شود. این عامل به موازات نقش آفرینی‌های مکرر از تاثیرگذاری عامل «معنویت» که از عوامل مهم رشد و کمال و رستگاری می‌باشد جلوگیری به عمل می‌آورد.

در رهنمود تربیتی امیرمومنان(علیه السّلام) و برای نمایاندن اصل فرصت‌شناسی در تربیت و پرورش فرزندان به این نکته ژرف نیز تصریح می‌شود که پیش از مشغول شدن عقل و خرد به افکار و اندیشه‌های ناصواب و ناصحیح باید تربیت کودک و نوجوان آغاز گردد.

اشتغال به افکار و اندیشه‌های ناصحیح، دارای ابعاد و انواع گوناگون می‌باشد که یکی از آنها گرایش نوجوان به اصول و مبانی اعتقادی ناسالم و منحط و انحرافی است.

«الحاد»، یکی از انواع مبانی اعتقادی باطل و ناسالم است که به صورت نفی توحید و یگانگی خداوند متعال رخ می‌نمایاند و نوجوانان را به نفی و انکار معاد سوق می‌دهد و به این ترتیب، هم در «مبداشناسی» و هم در «فرجام‌شناسی» جوانانی به جامعه تحویل داده می‌شود که با به ظهور درآوردن معتقدات ناسالم و باطل برای خانواده و اجتماع مشکل ساز می‌گردند.

«التقاط»، یکی دیگر از جریان‌های اعتقادی و فکری باطل و ناسالم است که در اثر قصور و غفلت در بهره‌وری‌های سریع و مناسب از فرصت‌های تربیتی به وجود می‌آید.

التقاط، آمیزه‌ای از عقاید حق و باطل است که جوانان را به گمراهی و انحطاط می‌افکند. این جریان باطل را با پوشش حق به نوجوانان و جوانان عرضه می‌دارد و به این ترتیب، مبانی و اصول اعتقادی ناصحیح و متضاد با توحید ناب و اصیل با آرایه‌هایی از آموزه‌های دین مبین اسلام به جوانان معرفی می‌شود و به مرور آنچه باقی می‌ماند و اثر آفرینی می‌کند همان بی‌دینی و نفی اسلام است !

جریان‌های فکری باطل دیگری چون «غرب‌زدگی» که به صورت شیدایی و شیفتگی در برابر جلوه‌های منحط و بازدارنده از رشد و کمال فرهنگ غربی نمایان می‌شود و در مقابل فرهنگ غنی و مستقل اسلامی جامعه را به سوی طفیلی گری و رکود و سکون و بازماندگی از علم و صنعت و تکنولوژی و اختراع و اکتشاف و توسعه همه جانبه کشور سوق می‌دهد یکی دیگر از ابعاد اشتغال به افکار و اندیشه‌های متضاد با تربیت و پرورش صحیح و بالنده می‌باشد.

این آموزه تربیتی به همراه سایر آموزه‌ها و رهنمودهایی که نظام تربیتی اسلام برای نمایاندن نقش ارزنده و مفید فرصت‌شناسی در پرورش صحیح فرزندان ارائه می‌دهد، همه والدین و مربیان را به کسب بینش‌های لازم و مراقبت‌های دقیق و ویژه به منظور بهره‌وری از تمام فرصت‌های مناسب و مساعد و منطبق با شرایط سنی و آمادگی جان و روح کودکان و نوجوانان برای تربیت و پرورش فرا می‌خواند.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى

با کودکی که حرف زشت می زند چه کنیم؟

اگر کودک شما به شما حرف زشتی بزند، اولین واکنش شما چه خواهد بود؟ آیا او را دعوا می کنید؟ آیا تظاهر به نشنیدن می کنید؟ در این مواقع، چه باید کرد؟

فرزند شما به تازگی از الفاظی استفاده می کند که چندان مناسب نیست. برای اولین بار که حرف زشتی از دهانش درآمد، چه رفتاری با او داشتید؟ در عین متعجب بودن از لحن کودکانه او، خنده تان گرفت یا تنبیهش کردید؟ گرچه فرزندتان منظوری از بیان الفاظ نامناسب ندارد اما به هر حال هر والدی، ترجیح می دهد فرزندش مودبانه برخورد کند. اگر نمی دانید چطور باید با این موضوع کنار بیایید و به فرزندتان بفهمانید نباید فحش بدهد، توصیه های دکتر خوشابی فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوانان را بخوانید.

چرا گاهی بچه ها از کلمات نامناسبی استفاده می کنند که گاه حتی معنی آن را نمی دانند؟
فحش دادن، نوعی پرخاشگری کلامی است و در بسیاری از موارد، جنبه یادگیری دارد. کودک، از والدین یا در مهد و حتی از فیلم ها و برنامه های کودک، الفاظ زشت را می آموزد و برای جلب توجه اطرافیان و ابراز خود یا تحریک احساسات دیگران و به خشم آوردنشان و حتی برای لجبازی و شکستن محدودیت ها، از آن استفاده می کند.

با کودکی که فحش می دهد چطور برخورد کنیم؟

این موضوع، به سن کودک بستگی دارد. ۲ تا ۳ سالگی، سن لجبازی کودکان است و کودک بدون این که مفهوم الفاظ را بداند، ممکن است این کلمات را به زبان بیاورد. مواجهه تند و قاطعانه یا برعکس، تعجب کردن و خندیدن به کودک، می تواند باعث این رفتار شود. در این سن، نادیده گرفتن رفتار، بهترین عملکرد است و به تغییر آن کمک می کند. این نوع رفتارها در کودکان، دوره ای است. در سنین نوپایی، مدت کوتاهی ممکن است کودک، الفاظ نامناسب را استفاده و بعد رفتار دیگری را جایگزین آن کند.

در سنین بالاتر مثل ۶-۵ سالگی چطور؟ والدین چه رفتاری باید داشته باشند؟

در سنین بالاتر، کودک متوجه معنی دشنام می شود و برای بزرگ نشان دادن خود در مقابل دوستان، ممکن است مخصوصا در مدرسه از این کلمات استفاده کند یا آنها را از دوستانش بیاموزد و به خواهر و برادرهایش بگوید. نادیده گرفتن رفتار کودک در این سن، کمک کننده نیست و والدین باید نارضایتی خود را اعلام کنند.

وقتی کودک از این الفاظ استفاده می کند، اگر والدین از لحن کودکانه فرزندشان خوششان بیاید و به او بخندند یا واکنش خیلی تند نشان دهند، این رفتار در کودک تثبیت می شود. در این شرایط، اقوام درجه یک و حتی دو، باید هماهنگ با هم برخورد مناسبی نشان دهند؛ یعنی روشی، مشابه والدین را انتخاب کنند. باید به کودک فهماند که این الفاظ، نامناسب است و نباید از آنها استفاده کند. اگر با وجود تذکرات، رفتار تکرار شد، باید از روش های تنبیهی استفاده کرد.

منظور از تنبیه چیست؟

منظورم از تنبیه، محرومیت است؛ مثلا والدین، وقتی کودک، حرفی نامناسب زد، به ازای هر سال سن کودک، یک دقیقه او را به اتاق دیگری بفرستند و نیم ساعت بعد از پایان محرومیت، به او بی توجهی کنند و نارضایتی خود را اعلام کنند یا اسباب بازی مورد علاقه اش را برای چند ساعت از کودک بگیرند و بعد از آن، بدون آن که کودک متوجه شود، به اتاقش بفرستند یا مثلا از بردن کودک به پارک یا جایی که دوست دارد، خودداری کنند.

اگر کودک، در محلی عمومی یا در مهمانی حرف نامناسب زد، چطور برخورد کنیم؟

اگر کودک در مهمانی یا در محیط عمومی از الفاظ نامناسب استفاده کرد، باید او را کنار بکشید و بخواهید به این رفتار خود پایان دهد. قبل از مهمانی هم والدین باید از روش های تشویقی استفاده کنند و مثلا به کودکشان گوشزد کنند اگر از این الفاظ استفاده نکند، به او جایزه می دهند. روش های تشویقی باید تا حد ممکن کلامی و غیرمادی باشد تا کودک شرطی نشود. لبخند محبت آمیز یا آفرین گفتن یا نهایتا جایزه دادن به کودک کافی است. در صورتی که کودک به این روش توجه نداشت و رفتار خود را تکرار کرد، باید والدین به همراه او محیط را ترک کنند. اگر این رفتار، چند بار تکرار شود، کودک متوجه حد و مرز کلامی می شود و رفتارهای پرخاشگرانه کلامی خود را کنترل خواهد کرد.

از تشویق و تنبیه، برای اصلاح رفتار و کلام نوجوانان هم می توان استفاده کرد؟

نه! استفاده از این روش ها، در سنین پایین موثر است. از ۱۰ سالگی به بعد، روش های رفتاری جوابگو نیست و باید از روش های دیگری استفاده کرد. در سنین بالا باید روی خود کودک کارکرد و برنامه های رفتاردرمانی داشت.

وقتی کودک ناسزا می گوید، به او چه بگوییم؟

۱- می دانم که از رفتار دوستت (خواهرت یا برادرت) عصبانی هستی اما ناسزاگفتن، کار صحیحی نیست.

۲- اگر عصبانی هستی، نفس عمیقی بکش و بدون این که از الفاظ نامناسب استفاده کنی، به کمک الفاط درست و مناسب مشکلت را بیان کن.

۳- فحش دادن، شخصیت تو را خراب می کند. اگر می خواهی به دوستانت نشان دهی از آنها برتری، باید با آنها موقر و باادب صحبت کنی.

منبع: parsnaz.ir

مراقبت‌هاى جنسى نوجوان و جوان

یکى از مشکلات پیش روى نوجوانان و جوانان که از موقع بلوغ آغاز مى شود، خروج مایعاتى از آن ها، زود انزالى و زود تحریکى و احتلام‌هاى شبانه است. برخى از آن ها نمى دانند که در برخى از موقعیت ها که قرار مى گیرند چرا این حالت ها بر آن ها دست مى دهد و یا چرا وقتى که خوابیده اند، حالت خاصى به آن ها دست مى دهد و بى اختیار لباس خود را خیس مى کنند.

بیشتر این مشکلات، براى پسران رخ مى دهد، اما باید دانست که در برخى مواقع، افزایش هیجانات جنسى حتى مى تواند، براى دختران نیز سبب رؤیاهاى شهوانى و احتلام گردد و از رحم و مهبل آن ها، در نتیجه انقباض دودى شکل دستگاه عضلانى ترشحات عضلانى خارج شود.[۱]

احتلام(جنابت در خواب)

احتلام عبارت است از: دست دادن حالت خاصى به انسان و انزال (خروج منى) از او، در حالت خواب که غالباً با یک لذت جنسى همراه است؛ چه براى دیدن خواب‌هاى آشفته و جنسى باشد و چه به خودى خود آمده باشد، که معمولاً بدن بعد از این اتفاقات حالت سستى پیدا مى کند.

نکات قابل توجه

اول: یکى از معیارهاى شروع دوره بلوغ از نظر شرعى، احتلام شبانه است در توضیح المسائل، مراجع براى بلوغ چندین نشانه ذکر شده است از جمله:

۱ـ بیرون آمدن منى

۲ـ روئیدن موى خشن بالاى عورت و پایین شکم

۳ـ کامل شدن ۱۵ سال قمرى در پسران، و براى این که بلوغ تحقق پیدا کند، ظاهر شدن هر سه علامت ضرورت ندارد بلکه با پایدار شدن یکى از آن ها حاصل مى شود پس اگر جوانى از خود منى ببیند، هر چند به سن بلوغ (۱۵ سال قمرى) نرسیده باشد، بالغ است و باید به تکالیف شرعى عمل نماید.[۲]

دوم: کسى که مى داند منى از او خارج شده یا مى داند آنچه بیرون آمده منى مى باشد جنب است و باید غسل کند چه در خواب باشد چه بیدارى.

سوم: نشانه‌هاى منى سه قسم است. ۱ـ با شهوت بیرون آید. ۲ـ با فشار جستن بیرون آید. ۳ـ بعد از بیرون آمدن بدن سست شود.[۳]

چهارم: فرق منى و رطوبت‌هاى دیگر بدن: منى مانند سفیده تخم مرغ با رنگى مایل به زیتونى با حالتى چسبنده و خروج از نظر بو مانند خمیر ترشیده و گندیده مى باشد. چنان که اشاره شد، موقعى که منى خارج مى شود، بدون اختیار جستن مى کند، مگر این که شخصى مریض باشد و بعد از آن بدن سست مى شود. ولى رطوبت‌هایى که گاه و بى گاه خیلى کم و بدون اختیار، در حال بیدارى، حرف زدن، مشاهده مناظر و غیره خارج مى گردند، اگر شرایط و خصوصیات منى را نداشته باشند، پاک است، و غسل هم ندارد؛ که به نام‌هاى «وزى»، «مذى» و «ودى» در رساله ها و کتاب‌هاى فقهى، توضیح داده شده اند.[۴]

پنجم: احتلام شبانه یک فرآیند فیزیولوژیکى است که نشانه سلامت و بلوغ است. با ورود به دنیاى جدید رشد نوجوانان متوجه احتلام شبانه خود مى شوند و این به خاطر این است که غده هیپوفیز با ترشح هورمون‌هاى جنسى این غده را از خواب بیدار مى کند و به کار وا مى دارد. فاصله احتلام‌ها در نوجوانان بالغ در حالت طبیعى هر یکى دو هفته یک بار (۱۲ـ ۱۰ روز) است.[۵] ولى مزاج‌ها، مناطق، نوع غذاها، مجالست‌هاى مختلف، شنیدن ها، لمس کردن‌ها و …. در تسریع و یا تأخیر این امر مؤثر است. پس نوجوان و جوان در اثر بروز این حالت طبیعى نباید دچار اضطراب و احساس گناه شود، بلکه به وظیفه خود عمل نماید.

ششم: احتلام‌هاى پیایى و مکرر اگر به مدت طولانى به فاصله هر روز یک بار باشد آژیر خطر و ناراحتى جدى است.[۶] گاهى علت آن جنبه پاتالوژیک (آسیب شناختى) و بیمارى دارد که فرد باید به پزشک مراجعه کند.

هفتم: هر چند احتلام یک حالت طبیعى است اما کیفیت آن، فرق دارد. فردى که در احتلام او شهوتش به فرد یا افراد معینى انعکاس مى یابد، باید در روابط روزانه خود تجدید نظر کند. نوع نگاه ها، صحبت کردن‌ها، لمس کردن‌هاى خود را کنترل کند. اسلام براى این که ما را از انحرافات جنسى حفظ کند، درمورد نگاه ها و کارهایى که در آن لذت غیر مشروع است، توصیه‌هایى فرموده است که رعایت این دستورات، سلامت روحى، روانى و بدنى را تضمین مى کند.

هشتم: چنان که اشاره کردیم احتلام‌هاى مکرر و پیاپى نشان از بیمارى‌هاى جسمى و فیزیولوژیکى و روحى، روانى دارد. کسى که نگاه خود را کنترل نمى کند، در روابط محرم و نامحرمى که در چهار چوب شرع بیان شده است حرکت نمى کند، با جنس مخالف شوخى‌هاى رکیک مى کند، فیلم‌هاى مبتذل سکسى و نیمه سکسى تماشا مى کند، رمان‌هاى عشقى و جنسى مى خواند، پاى صحبت‌هاى دوستان ناباب مى نشیند، جک‌هاى سکسى و …. گفت و شنود مى کند و در یک کلام مهار تفکر، نگاه رفتار، شنیدن ها و لمس کردن هایش را از دست داده است. دچار احتلام‌هاى پیاپى مى شود.

راه‌هاى جلوگیرى از تحریک، گناه و شهوت افراطى در خواب (احتلام مکرر):

۱ـ از پوشیدن لباس‌هاى تنگ و چسبیده به بدن و نیز لباس‌هاى پلاستیکى اجتناب کنید.

۲ـ در انتخاب رختخواب، دقت کنید که نباید بیش از حد نرم و لطیف باشد.

۳ـ از فکر کردن و تصور و تخیل جنس مخالف و مسائل جنسى خوددارى کنید.

۴ـ از نگاه کردن به تصاویر و فیلم‌هاى تحریک کننده و لباس جنس مخالف جداً پرهیز شود.

۵ـ خوردن غذاهاى محرک و داراى کالرى زیاد مانند خرما، پیاز، فلفل و …. را به حداقل برسانید.[۷]

۶ـ براى تعدیل نیروى جنسى و مصرف انرژى‌هاى اضافى خود حتماً ورزش و تحرک جسمانى و کار فیزیکى و بدنى را در زندگى روزمره خود لحاظ کنید.

۷ـ از سخن گفتن، نگاه و شوخى کردن با افرادى که متوجه مى شوید قصد لذت در آن است خوددارى کنید.

۸ـ قبل از خواب وضو بگیرید و برخى از دعاها یا ذکرها را بگویید.

۹ـ این دعا را بخوانید: اللهّمً اِنّى اَعُوذُ بکَ منَ الأحتلام و مِن سُوءِ الأحلامِ و مِن اَن یتلاعَبَ بِى الشیطانُ فى الیقَظَهِ و المنامِ؛[۸] یعنى خدایا از احتلام، از خواب‌هاى بد و شهوت‌انگیز و از این که شیطان در خواب و بیدارى مرا به بازى‌هاى گناه آلود بگیرد به تو پناه مى برم.

راه‌هاى پیشگیرى و درمان زود تحریکى و انزال بى اختیار

بدین منظور علاوه بر استفاده از راه کارهاى پیشنهادى مذکور، به نکات زیر توجه کنید:

۱ـ وضع رژیم غذایى خود را منظم کنید به اندازه اى غذا بخورید که نیاز دارید، چون پرخورى باعث زیاد شدن قواى شهوانى مى شود.

۲ـ هر از چند گاهى، با آب سرد استحمام کنید و سعى کنید همیشه هنگام شست و شوى آلت جنسى، از آب سرد استفاده کنید.

۳ـ سعى کنید با برنامه ریزى منظم از بیکارى به خصوص بیکارى ذهن جلوگیرى کنید، چون ذهن شخص بیکار، اسیر هر فکرى مى شود. در زمان‌هاى بیکارى حلّ جدول، مطالعه و کارهاى فکرى بسیار مفید است.

۴ـ سعى کنید با جدّیت در نماز و سایر عبادات و شرکت در مراسم مذهبى، نیروى ایمان و تقوا را در خود تقویت کنید.

۵ـ از نگاه‌هاى آلوده و چشم چرانى و خلوت کردن با جنس مخالف جداً پرهیز کنید.

۶ـ از شوخى‌هاى جنسى و بدنى خوددارى کنید.

۷ـ روزه مستحبى بگیرید.

۸ـ در انتخاب دوست صالح جدیت به خرج دهید.

۹ـ اینکه اضطراب و نگرانى و یا تشویش نسبت به ترس از زود انزالى خودش عامل به وجود آمدن انزال زودرس است پس توجه کنیم که خیلى خودمان را به خاطر این مشکل مضطرب و نگران نکنیم.

۱۰ـ داشتن تفریحات سالم و استفاده از هواى آزاد، تأثیر بسیار خوبى بر عملکرد بدن در همه زمینه ها و حتى در زمینه امور جنسى دارد. [۹]

نکته پایانى: در صورت شدت این حالت بهتر است به یک متخصص اعصاب و روان و مشاور بالینى مراجعه کنید.

پی‌نوشت‌ها

[۱] . ر.ک: کوچتکف ولاپیک، روان شناس و تربیت جنسى کودکان و نوجوانان، ترجمه محمد تقى زاده، تهران: بنیاد، ۱۳۶۹، ص ۲۱۳

[۲] . فلاح زاده، محمد حسین، آموزش فقه، دفتر نشر الهادى، ۱۳۷۹، درس ۱۰

[۳] . همان درس، ۱۰

[۴] . ر.ک: مصطفى زمانى، جوانان چرا؟! قم، نشر پیام اسلام، ۱۳۷۹، صص ۱۳۰ ـ ۱۲۴

[۵] . قائمى، على، دنیاى بلوغ، تهران، نشر اسپیر، ص ۲۲۷ با کمى تغییر.

[۶] . همان، ص ۲۲۷

[۷] . موسسه پژوهشى فرهنگى اشراق،خود ارضایى یا ارضاى انحرافى جنسى، بابل؟ بعثت ۱۳۷۹، بحث درمان.

[۸] . قمى، شیخ عباس، مفاتیح الجنان.

[۹] .میر احمد هاشمى فرد، مسائل و اختلالات جنسى در زن و مرد، انتشارات چهره، ص ۲۰۲

منبع: محمد حسین قدیرى؛ سایت اندیشه قم

رفتارهای طبیعی و غیرطبیعی نوجوان

کدام رفتارهای نوجوان، طبیعی است؛ کدام رفتارها غیرطبیعی؟

همه پدران و مادران از دورانی در زندگی خود گذر کرده‌اند به نام دوران نوجوانی. این دوران که با بلوغ نوجوانان همراه است، والدین را دچار استرس و اضطراب می‌کند. برخی از والدین چنین می‌پندارند که برخی رفتارها در نوجوان‌شان بیماری است، حال آنکه برخی از این رفتارها طبیعی است. برای مقایسه رفتارهای طبیعی و غیرطبیعی نوجوانان، مطالب زیر را بخوانید.

یکی از بهترین راه‌هایی که می‌توان از روحیه نوجوانان آگاهی یافت، شناخت رفتار نوجوان و مقایسه آن با هم‌ سالان است. البته این به ‌آن معنا نیست که فرزندتان را همه جا تعقیب کنید اما باید هم بازی‌های او را بشناسید تا با اطلاع از رفتار و روحیه آنها بتوانید رفتار فرزند خود را در مقایسه با آنان ارزیابی کنید. با والدینی که نوجوانانی در خانواده خود دارند، مشورت کنید تا از رفتار دیگر نوجوانان آگاه شوید و بتوانید رفتار فرزند خود را با آنان مقایسه کنید.

پیش از این که درباره عادی بودن رفتار و باورهای فرزندتان تصمیم بگیرید، رفتار، طرز تلقی، شیوه لباس پوشیدن و معیارهای ارزشی نوجوانان هم‌سال او را مورد بررسی قرار دهید. البته برخی از نوجوانان مشکلاتی دارند، از این‌رو باید فرزندتان را با نوجوانانی که سالم هستند، مقایسه کنید.

معلمان، مربیان ورزشی و مشاوران تربیتی و افرادی که بیشتر با نوجوانان سروکار دارند، به طور معمول با رفتارهای طبیعی نوجوانان آشنایی دارند. این افراد به آسانی می‌توانند رفتارهای غیرعادی نوجوانان را تشخیص دهند، هر چند ممکن است قادر نباشند دلیلی برای آن ارایه کنند و روش تشخیص رفتار طبیعی از غیرطبیعی را آموزش دهند.

یک رفتار مشخص چقدر تکرار می‌شود؟

همه نوجوانان، گاهی بداخلاق می‌شوند، مشاجره می‌کنند و یا حالت گوشه‌گیری از خود نشان می‌دهند. این رفتارها در صورت تکرار شدن، نگران کننده هستند. نوجوانی که گاه یک باره از کوره به در می‌رود یا رفتاری گستاخانه و دور از ادب از خود نشان می‌دهد، به طور قطع در مقایسه با نوجوانی مودب و خوش‌اخلاق، غیرطبیعی نیست. هر چه میزان تکرار یک رفتار ناخوشایند بیشتر باشد، به همان میزان می‌توان درباره غیرطبیعی بودن آن رفتار نگران بود.

بی‌حوصلگی نوجوانان

همه ما گاهی دل گیر و بی‌حوصله می‌شویم ولی اگر این روحیه مانع از این شود که به محل کار خود برویم و یا ما را از انجام وظایف روزمره باز دارد، موجب نگرانی خواهد بود ولی اگر این حالت‌های روحی و روانی خللی بر فعالیت‌های روزانه ما وارد نیاورد، نباید درباره آن نگرانی چندانی داشت. بیشتر نوجوانان از انجام تکالیف درسی یا کار کردن در خانه بیزار هستند اما اگر این روحیات یا رفتارها سبب کاهش سطح تحصیلی آنها شود، نمی‌توان آن را طبیعی تلقی کرد. حال آنکه اگر لطمه‌ای به فعالیت‌های آنها وارد نسازد و از یک کودک متوسط عقب نمانند، نباید نگرانی زیادی به خود راه داد.

دعوا

بسیاری از نوجوانان با هم دعوا می‌کنند اما اگر این رفتار موجب ترس و بروز واکنش منفی در طرف مقابل شود، نمی‌توان آن را طبیعی تلقی کرد. نوجوانی که همیشه با نوجوانان دیگر دعوا می‌کند و در محیط خانه نیز وسایل را به هم می‌ریزد، در صورتی که رفتار او به دیگر اعضای خانواده و دوستان لطمه‌ای بزند، از حالت طبیعی خارج شده است.

تفاوت نوجوانان را فراموش نکنید

نوجوانان، دارای شخصیت‌های متفاوت هستند. یکی ممکن است زودرنج باشد و دیگری پرحرف یا خجالتی. از این‌رو، افزون بر مقایسه او با دیگر نوجوانان، به شخصیت خاص او هم توجه داشته باشید. به طور مثال نوجوانی که در دوران کودکی هیچ‌گاه پرحرف نبوده و احساسات خود را آشکار نکرده است، هنگامی که به سن بلوغ برسد، رفتارهای یاد شده را با شدت بیشتری نمایان می‌سازد. یک نوجوان سمج و کله‌شق، هنگامی که در مرحله بلوغ قرار گرفت، بسیار سرکش‌تر از نوجوانی خواهد بود که در دوران کودکی منفعل بوده و برای برطرف کردن مشکلاتش از دیگران استمداد جسته و از آنها دادخواهی می‌کرده است.

به طور کلی برای تشخیص رفتار طبیعی از رفتار غیرطبیعی، این پرسش‌ها را مطرح کنید: رفتار فرزند شما تا چه حد با رفتار دیگر نوجوانان تفاوت دارد؟ یک رفتار خاص چقدر تکرار می‌شود؟ آیا یک رفتار خاص لطمه‌ای به توانایی فرزندتان در روبه‌شدن با محیط اطراف مانند والدین، دانش‌آموزان، دوستان و همسایه‌ها وارد می‌کند؟

منبع: پایگاه سلامت

نقش دوستان در شکل‏‌گیری شخصیت نوجوانان

نظارت و کنترل بر معاشرت کودکان و نوجوانان

داشتن دوست و برقراری روابط اجتماعی بادیگران از نیازهای اساسی فرزندان به خصوص در سنین نوجوانی و جوانی است. گرچه رفیق خوب و شایسته، برای کلیه طبقات مردم در تمام ادوار زندگی ارزنده و مهم است ولی برای نسل جوان، اهمیت بیشتر دارد، زیرا جوانی، دوره گسترش دوستی‌ها و رفاقت با همسالان است و جوانان که در آستانه زندگی اجتماعی قرار گرفته‌اند می‏ توانند به وسیله رفیق خوب و بافضیلت، شخصیت خود را تقویت کنند و استعدادهای اجتماعی خویش را به فعلیت در آورند و خود را برای فعالیت‌های دامنه‌دار اجتماعی فردای خویش مهیا سازند.(۱)

در این دوره، از یک سو عواطف نوجوان، نسبت به دوران کودکی عمق بیشتری پیدا می‌کند، دوستی‌های سطحی و تصادفی دوران کودکی، تبدیل به دوستی‌های عمیق و انتخابی می‏ شود؛ گرچه از تعداد آنها کاسته می ‏شود، اما بر عمق و استحکام آن افزوده می‌شود؛ از سوی دیگر، نوجوان که در پی کسب استقلال از خانواده و بزرگسالان است، به طور طبیعی به گروه همسالان توجه و گرایش پیدا می‌کند. گویی پیوستن به آنها زمینه استقلال او را از بزرگسالان فراهم می‏‌کند و نیاز او به حمایت و همدردی که تا دیروز آن را در خانواده و در ارتباط با بزرگسالان می‏‌جست برآورده می‏‌سازد؛ علاوه بر آن، نوجوان که خود را با دنیایی تازه روبه ‏رو می‏‌بیند و از چهار سو با عوامل و انگیزه‌‏های نوظهور و ناشناخته مواجه می‌شود، احساس تنهایی می‌کند. پیوستن به گروه همسالان، این احساس تنهایی او را تا اندازه‌‏ای برطرف می‏ سازد.

این عوامل، سبب می‌شوند که گرایش نوجوان به همسالان و دوستان و اثرپذیرش از آنها، به بیشترین حد خود برسد.(۲) به گونه‌ای که سن نوجوانی را سن رفاقت ‏بازی خوانده‌‏اند دوست و معاشر اصولاً در جان و دل انسان اثر می‌گذارد و حتی باور و ایمان او را تحت تأثیر قرار می‏‌دهد. (اَلْمَرءُ عَلی دینِ خلیله و قَرینه).(۳)

بررسی‌های علمی نشان می ‏دهد که در دوره نوجوانی، اثرپذیری نوجوانان از همسالان از هر کس دیگر ـ از قبیل خانواده و معلم بیشتر است. تأثیر دوستان، گاهی به حدی است که می‏‌تواند بر نقش و تأثیر والدین غلبه کند، حتی اگر خانواده کودک سرشار از فضیلت باشد. هم چنان که در آیات قرآنی آمده و در ادب فارسی تجلی یافته است که فرزند نوح پیامبر چند صباحی با هم نشینان بد نشست و برخاست کرد از بیت نبوت برید و به گمراهان پیوست.

پسر نوح با بدان بنشست

خاندان نبوتش گم شد

رسول گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در تمثیلی زیبا در باره تأثیر دوست و هم نشین صالح می ‏فرمایند:

«مَثلُ الجَلیسِ الصّالِح مَثلُ العَطّارِ اِنْ لَمْ یُعْطِکَ مِنْ عِطْرِهِ اَصابَکَ مِنْ ریحِهِ؛(۴)

مثال هم نشین صالح، همانند عطاری است که اگر از عطرش به تو نمی ‏بخشد اما بوی عطرش به تو می‏ رسد.»

معاشرت‌ها همان گونه که عامل مصونیت اخلاقی‌اند و اثر سازنده بر روی انسان دارند، در مواردی نیز عامل فساد و انحراف می ‏گردند. از این‏‌ رو، کنترل و نظارت والدین و مربیان از این جهت اهمیت ویژه دارد. والدین باید مراقب باشند که فرزندان نوجوان آنها با چه کسانی طرح دوستی ریخته و رفت و آمد دارند.

امام خمینی(ره) در باره دوستی‌های کودکان و خصوصا نوجوانان حساس بوده و دقت لازم را داشته‏ اند.

دکتر فاطمه طباطبایی در این راستا چنین می ‏گوید:

«امام بعد از سن تکلیف بچه‏‌ها، بیشتر دقتشان در تعلیم و تربیت آنها بود. همیشه از ما می‏ پرسیدند: آیا شما می ‏دانید بچه ‏تان کی از خانه بیرون می‏ رود و کی می ‏آید، با چه کسانی رفت و آمد می‏ کند و یا چه صحبت‌هایی می‏ کند؟»(۵)

امام راحل در تمامی زمینه ‏ها از جمله مسایل تربیتی، دیدگاهی وسیع و پیشرفته داشتند، و حتی در جزیی‌‏ترین امور زندگی دقت داشته و اهل نظر بودند.

طبق بررسی‌های به عمل آمده، در سنین نوجوانی، زمینه برای لغزش‌ها و آلودگی‌ها، کاملاً آماده است. از این‏ رو گاه ممکن است زحمات شبانه‌‏روزی و چندین ساله پدر و مادر که سعی کرده‏‌اند فرزندی پاک و بی‌آلایش تربیت کنند، به علت قرار گرفتن در محیط‌های آلوده و تماس با افراد ناسالم، به سرعت از بین برود، بر این اساس، مراقبت خانواده در دوران نوجوانی، از اهمیتی ویژه برخوردار است. متأسفانه بعضی خانواده‌ها از اهمیت چنین مراقبت‌هایی غافلند و یا به علت گرفتاری‌های دیگر، چندان توجهی به این مسایل حیاتی از خود نشان نمی‏‌دهند. برخی دیگر از خانواده ‏ها، به فرزندان نوجوان خود اعتماد بیش از حد دارند و گمان می ‏کنند که فرزند آنها از قماش دیگری است و حتی فکر خطا نیز به ذهن او خطور نمی ‏کند، تا چه رسد به این که در عمل لغزشی از او سر بزند! این خوش‏ بینی افراطی، ناشی از بی‌بصیرتی است. انسان هر اندازه که پاک و بی‏ آلایش باشد، در معرض لغزش و خطاست؛ به ویژه در دوران نوجوانی که از تجربه و روشن‌بینی کافی برخوردار نیست. این خوش‏‌بینی سبب می‏ شود که پدر و مادر غفلت کنند و به موقع وظایف خود را نسبت به فرزندان انجام ندهند.

نقطه مقابل این خوش‏‌بینی افراطی، بدبینی نسبت به فرزندان خویش است. برخی خانواده‏‌ها، همواره نسبت به فرزندان و نوجوانان خود، برخوردهای بدبینانه دارند و اعمال مراقبت از سوی آنها، به صورتی است که حساسیت منفی فرزندانشان را برمی انگیزد و آنها را به لجاجت وا می‏ دارد و چه بسا شخصیت اخلاقی آنها را مخدوش یا لگدمال کند.

اِعمال نظارت و کنترل از سوی والدین نسبت به فرزندان، باید به گونه‏ ای باشد که اثرات منفی به دنبال نداشته باشد و آنها احساس نکنند که والدینشان نسبت به آنها بی‏ اعتمادند. در عین حال، پدر و مادر باید به نحوی فرزندان خود را متقاعد سازند که از مراقبت والدین خود بی ‏نیاز نیستند و این مراقبت ناشی از علاقه و مسؤولیتی است که خانواده در برابر فرزندان دارد. بعضی خانواده‏‌ها، کار سخت‌گیری را به جایی می ‏رسانند که فرزندان خود را از داشتن هر نوع دوست، بازمی‏ دارند؛ چنین روشی درست نمی ‏باشد؛ زیرا آنها فرزندانشان را از مزایای دوستی و فواید آن محروم می‏ سازند. در دوره نوجوانی، نوجوان نه تنها خواهان محبت دیدن از دیگران است بلکه خود را نیازمند به محبت کردن به دیگران نیز می‏ بیند. داشتن دوستان شایسته این نیاز عاطفی او را برآورده می‏ سازد و او را از تنهایی ـ با تمامی عواقب زیان بارش ـ نجات می‏ دهد و موجبات رشد عاطفی و اجتماعی او را فراهم می‏ سازد. محروم شدن از دوستان خوب، نوجوان را منزوی، غیر اجتماعی و افسرده بار می ‏آورد و برای آینده او زیان بار است. در روایات اسلامی دوست خوب به آب گوارایی تشبیه شده است که تشنگی انسان را برطرف می‏‌کند؛ بنابراین کافی نیست که ما فرزندان خود را از معاشرت با دوستان ناشایست منع کنیم؛ بلکه باید آنها را در یافتن دوستان خوب یاری دهیم. پدر و مادر آگاه می ‏کوشند تا با فراهم کردن شرایطی، امکان انتخاب بهترین دوستان را به فرزندان خود بدهند.(۶)

آیین دوست‏یابی از دیدگاه ائمه اطهار(علیهم السلام)

از وظایف مهم والدین و مربیان در این دوره نشان دادن معیارها و ضابطه‏‌ها و اصول دوستی و رفاقت به نوجوانان است. خصوصا این مهم باید در ابتدای دوره نوجوانی صورت گیرد زیرا به تدریج که بر سنین نوجوانی افزوده می ‏شود، دوستی و رفاقت در بین نوجوانان نیز شکل می‏ گیرد و از استحکام بیشتری برخوردار می ‏شود و در این حالت تغییر در این دوستی‌ها امر ساده و راحتی نخواهد بود. اولیای اسلام بهترین ضابطه‏‌ها و معیارها را برای انتخاب دوست و رفیق مطرح فرموده ‏اند که مربیان و معلمان باید آنها را به عنوان آیین دوست ‏یابی آموزش دهند.

الف: انتخاب دوست پس از آزمایش

امام علی(علیه السلام) می‏ فرمایند:

«کسی که پس از آزمایش صحیح، کسی را به دوستی برگزیند، رفاقتش پایدار و مودتش استوار خواهد بود».(۷)

امام صادق(علیه السلام) می ‏فرمایند:

«کسی که سه بار نسبت به تو خشمگین شود و درباره‌‏ات به بدی سخن نگوید، شایسته رفاقت است پس او را برای دوستی انتخاب کن».(۸)

ب: نگه داشتن حدود دامنه دوستی

امام علی(علیه السلام) می ‏فرمایند:

«با دوست مورد علاقه‏ ات با مدارا و با حفظ جهات مصلحت اظهار دوستی کن شاید که او روزی دشمن تو شود و به مخالفت با تو برخیزد و نیز در اظهار بی ‏مهری نسبت به کسی که مورد خشم تو قرار گرفته مدارا کن چه ممکن است روزی تیرگی ازمیان برود و او مورد علاقه و محبت تو واقع شود».(۹)

امام صادق(علیه السلام) می ‏فرمایند:

«دوست خود را از اسرار زندگی‏ات آگاه مکن، آن اسراری که به فرض دشمن شدن او با تو بدان زیان نمی ‏رساند، زیرا دوست کنونی ممکن است روزی دشمن تو گردد و اسرار تو را فاش سازد».(۱۰)

ج: شرایط دوست خوب

امام صادق(علیه السلام) می ‏فرمایند:

«دوستی و رفاقت، حدودی دارد. کسی که واجد تمام آن حدود نیست، او دوست کامل نیست و آن کس که دارای هیچ یک از آن حدود نیست، اساسا دوست نیست: اول آن که، ظاهر و باطن رفیق تو نسبت به تو یکسان باشد. دوم آن که، زیبایی و آبرویی تو را جمال خود ببیند و نازیبایی و زشتی خود ببیند. سوم آن که، دست یافتن به مال یا رسیدن به مقام، روش دوستان او را نسبت به تو تغییر ندهد. چهارم، در زمینه رفاقت از آنچه و هر چه در اختیار دارد و نسبت به تو کوتاهی نکند. پنجم آن که، تو را در مواقع آلام و مصایب تنها نگذارد.»(۱۱)

د: انواع دوست بد

امام صادق(علیه السلام) می‏ فرمایند:

«از رفاقت و همبستگی سه گروه بر حذر باش: خائن و ستمکار و سخن‏ چین. کسی که روزی به نفع تو خیانت کند، روز دیگر به ضرر تو خیانت خواهد کرد. کسی که برای تو به دیگری ستم می ‏نماید، طولی نمی‌کشد که به خود تو ستم نماید و کسی که از دیگران نزد تو نمامی می ‏کند، به زودی از تو نزد دیگران نمامی خواهد کرد.»(۱۲)

امام علی(علیه السلام) می ‏فرمایند:

«کسی که روزی برای فضیلتی که در تو نیست، به دروغ از تو تعریف می‏ کند، سزاوار است که روز دیگر برای صفت بدی که در تو نیست، تو را مذمت کند».(۱۳)

حضرت سجاد(علیه السلام) به فرزندش امام باقر(علیه السلام) می‏ فرماید:

«ای فرزندم! از رفاقت با احمق پرهیز کن چه او هنگامی که اراده می‏ کندبه نفع تو قدمی بردارد بر اثر حماقت و نادانی مایه زیان و ضرر تو می‏ شود».(۱۴)

وظیفه والدین نسبت به دوستی‌های کودکان و نوجوانان

والدین و مربیان باید اقتضای روحی و روانی دوران جوانی را برای جوانان توضیح داده و تشریح کنند و آنان را به وضع روحی و روانی‏شان آگاه سازند، اگر بتوانند خطر رفقای ناصالح و ضرر تندروی در رفاقت را به جوانان بفهمانند و با منطقی مستدل و خیرخواهانه آنان را از رفاقت با افراد ناصالح و خلافکار و افراط در دوستی بر حذر دارند، توانسته‌اند وظیفه خویش را نسبت به آنها در مورد انتخاب دوست انجام دهند و از این راه موجبات خوشبختی و سعادتشان را فراهم سازند.(۱۵)

والدین آگاه می ‏کوشند تا با فراهم کردن شرایطی، امکان انتخاب بهترین دوستان را به فرزندان خود بدهند و به طور مستقیم و غیر مستقیم آنها را با معیارهای صحیح انتخاب دوست آشنا سازند؛ خطرات دوستی‌های نامناسب را در قالب وقایع و حکایات و تشویق به مطالعه کتاب و غیره به طور مستقیم به او یادآوری و آموزش دهند تا کمبود تجربه او را بدین وسیله تا اندازه‏ای جبران کنند.(۱۶)

 والدین باید زمینه و بستر مناسبی را برای دوستان خوب فراهم نمایند، مثلاً روابط دوستانه یا خانوادگی یا شغلی والدین با افراد خاص، محله‏‌ای که برای زندگی خود انتخاب می ‏کنند و مدرسه‌ای که فرزندان را در آن نام‏ نویسی می‌نمایند و جاهایی که برای گردش و تفریح و … می‌روند، همه این موارد هدف‌دار و جهت‏‌دار باشد، چون این گونه مجالس در شکل دادن به دوستی‌های کودکان و نوجوانان با افراد معین مؤثر است.

 والدین به نحوی که فرزندان خود را حساس و بدبین نکنند مراقب نشست و برخاست او باشند و اگر تشخیص دادند که یکی از معاشران او اهلیت تربیتی و اجتماعی ندارد، زمینه قطع ارتباط او را فراهم سازند و در صورت نیاز از هم فکری و کمک افرادی که مورد احترام و وثوق فرزند می‏ باشند برای تأثیرگذاری بر تصمیم وی استفاده کنند.(۱۷)

 والدین به فرزندان خود معیار بدهند و آنان را با خصوصیات و ویژگی‌های دوست خوب و بد آشنا سازند و در جلسات خانوادگی و جشن‌ها و مراسم مواظب باشند که فرزندان در دام دوستان ناباب گرفتار نشوند.(۱۸)

 والدین وقتی متوجه شدند فرزندشان دوست نابابی دارد سعی نمایند با مشورت با مشاور، برخوردی صحیح، منطقی، مستدل و دوستانه داشته و از برخورده ای لحظه ‏ای، تند و غیر منطقی خودداری نمایند.

 والدین زمینه‏ ای را فراهم سازند تا نوجوانان آنان با دوستان و معاشران مذهبی و تربیت‏ یافته همدم و مأنوس شوند و زمانی که دارای دوستان خوبی هستند به طور غیر مستقیم زمینه استمرار و ادامه دوستی آنان را فراهم نمایند.

پیام‌ها و نتایج

 نیاز به دوست، از نیازهای اساسی نوجوانان است، داشتن دوستان خوب برای جوانان اهمیت ویژه ‏ای دارد و می ‏توانند از این طریق شخصیت خود را تقویت و استعدادهای اجتماعی خود را به فعلیت در آورده و زمینه استقلال خود از والدین و سایر بزرگسالان را فراهم آورند.

در دوره نوجوانی گروه همسالان بیشترین تأثیر را دارند، حتی از والدین و معلمین تأثیرشان بیشتر است.

 در ارتباط با محدودیت و یا آزادی دادن به نوجوانان نباید افراط و تفریط داشته باشیم، اعتدال در این رابطه بهترین شیوه است.

والدین ضمن این که فرزندان خود را از معاشرت با دوستان ناشایست منع می ‏کنند، آنها را در یافتن دوست خوب کمک کنند، در این زمینه شرایط و امکانات لازم را فراهم آورند.

 در سنین نوجوانی، وظیفه والدین است که به صورت غیر محسوس، عاقلانه و منطقی بر رفت و آمدهای نوجوانان نظارت و کنترل داشته باشند.

 والدین و مربیان معیارهایی که اسلام برای انتخاب دوست بیان کرده، به فرزندانشان آموزش دهند.

والدین نسبت به وظایف خویش در قبال کودکان و نوجوانان آگاه باشند و با آگاهی و درایت زمینه رشد و بالندگی فرزندانشان را فراهم سازند.

 امام خمینی با توجه به نیازهای نوجوانان و تأثیری که دوستان در این سن دارند به والدین سفارش و تأکید می‏ کنند که بر رفت و آمد آنان نظارت و کنترل بیشتری داشته باشند.

پی‌نوشت‌ها

۱ـ تعلیم و تربیت اسلامی (مبانی و روش‌ها)، ص۶۵ ـ ۶۴

۲ـ راهنمای پدران و مادران، ج۱، ص۹۵

۳ـ وسائل الشیعه، ج۴، ص۲۰۷

۴ـ امثال قرآن، ص۱۲۴

۵ ـ پا به پای آفتاب، ج۱، ص۱۹۱

۶ـ راهنمای پدران و مادران، ج۱، ص۹۸ ـ ۹۷

۷ ـ غررالحکم، ص۶۵۹

۸ـ تاریخ یعقوبی، ص۹۷

۹ـ تحف‏العقول، ص۲۰۱

۱۰ـ امالی صدوق، ص۳۹۷

۱۱ـ همان.

۱۲ـ تحف‏العقول، ص۳۸۶

۱۳ـ غررالحکم، ص۶۷۱

۱۴ـ روان‏شناسی تربیتی، ص۱۷۴، به نقل از تحف‏العقول، ص۲۸۶

۱۵ـ تعلیم و تربیت اسلامی (مبانی و روشها)، ص۶۵

۱۶ـ راهنمای پدران و مادران، ج۱، ص۹۸

۱۷ـ نگاهی به نقش‌های تربیتی خانه و مدرسه، ص۵۱

۱۸ـ همان، ص۵۰

منابع

 شکوهی یکتا، محسن، تعلیم و تربیت اسلامی (مبانی و روشها)، دفتر تحقیقات و برنامه‏ریزی و تألیف کتب درسی، ۱۳۷۰

 سادات، محمدعلی، راهنمای پدران و مادران، ج۱، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۱

 ستوده، امیررضا، پا به پای آفتاب، گفته‏‌ها و ناگفته ‏ها از زندگی امام خمینی، ج۱، نشر پنجره، ۱۳۷۳

 کرمی نوری، رضا، مرادی، علیرضا، روان‏شناسی تربیتی، دفتر تألیف کتب درسی (مراکز تربیت معلم)، ۱۳۷۰

 زرهانی، سیداحمد، تاجیک اسماعیلی، عزیزاللّه‏، نگاهی به نقش‌های تربیتی خانه و مدرسه، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، ۱۳۷۳

منبع: محمد رضا مطهری؛ ماهنامه پیام زن

روانشناسى برخورد با جوان و نوجوان

اشاره(۱)

پایان دوران کودکى، آغاز دوره جدیدى است که هر انسانى باید آن را سپرى کند. به اعتقاد کارشناسان و روان‏شناسان، این دوره که موسوم به دوران نوجوانى است، حادترین، حساس‏ترین و بحرانی‏ترین دوران زندگى هر انسانى است که لاجرم باید از این گردباد شدید عبور کند. این گردباد چنان همه وجود نوجوان را دست‏خوش تغییر می‏کند که او را دچار بحران هویت، تحیر و سرگشتگى می ‏کند. چنین فردى با ورود به این مرحله هرگز آرام ندارد، همواره در حال جنب وجوش و التهاب است. بر موجى سوار است که هر لحظه انتظار رسیدن به ساحل نجات را دارد. بی‏قرار است و به هر سو می‏زند تا خود را به ساحل برساند.

در واقع، نوجوان همان کودک ۱۰ یا ۱۱ ساله دیروزى و آرامى است که بی‏چون و چرا، دستورات و اوامر بزرگ‏تر از خود را در خانه می ‏پذیرفت. اما با ورود به این دوره و تنها به فاصله مدت زمان کوتاهى، به یک باره تغییر مشى داد، و برخلاف انتظار به همه کس و همه چیز نه می‏ گوید، نه تنها همان کودک سر به راه دیروز نیست، بلکه کاملا فردى ماجراجو و پرخاشگر است. چهره او به ناگاه عوض می ‏شود، لحن گفتارش تغییر می‏ کند، رنگ پوست و لهجه، رفتار و مشى او به گونه‏اى دیگر می ‏شود و این همان چیزى است که والدین را شدیدا نگران کرده و موجبات تشویق خاطر آنان را فراهم می‏ آورد.

بنابراین، آشنایى با مسائل و مشکلات نوجوانان و جوانان و بیش از هرچیز آشنایى با شیوه برخورد با آنان، ابتدایی ‏ترین و ضروری‏ ترین نیاز و ابزار براى کسانى است که به نحوى با نوجوانان برخورد می‏ کنند. زیرا هرگونه ناآشنایى و غفلت از این گونه مسائل بیش از بیش موجبات تشدید مشکلات آنان را فراهم می‏ آورد. اما بیش از هر چیز توجه به چند نکته ضرورى است:

۱- اصولا فصل نوجوانى و جوانى، فصل معماوار، پیچیده و کوران دگرگون شونده و دگرگون‏ساز و تغییر و تحول است. در این مرحله، گویا آدمى (کودک) می ‏میرد و انسان دیگر (نوجوان و جوان) زنده می ‏شود. اساسا، نوجوان، کودک دیروز و یا کودک بزرگ‏شده امروز و جوان نیز همان نوجوان دیروزى نیست، بلکه انسانى از نوع دیگر است. لذاست، که در برخورد با چنین انسانى، باید شیوه برخورد نیز نسبت‏ به، مقطع کودکى و… تغییر یابد.

۲- سر معماوارگى و ابهام و پیچیدگى دوره نوجوانى و جوانى تنوع و گونه ‏گونى مؤلفه ‏هاى شناسا و ناشناسا، شناخته شده و ناشناخته ‏اى است که هویت نوجوان و جوان را شکل می‏ دهد. هویت نوجوان و جوان امروزى، تحت تاثیر بسیارى از عوامل شناخته و ناشناخته درونى و بیرونى از جمله محیط، جامعه، خانواده، وراثت، ملیت، نژاد، طبقه اجتماعى ،زیست‏ بوم، فرهنگ ملى و محلى و جهانى، میزان و تحصیلات، نوع تخصص، شغل، نوع گرایش سیاسى و… است. از این ‏رو، در شناخت هویت و مقتضیات و مسائل و مشکلات یک نوجوان و جوان و پاسخ بدان و اساسا در برخورد با آنان باید شیوه‏اى متفاوت برگزید. یعنى نوع برخورد با یک کودک، نوجوان و جوان باید ماهیتا متفاوت باشد و نمی‏توان در هر سه مقطع به یک شیوه با آنان برخورد کرد، در واقع برخورد با هر مقطع روان‏شناسى خاص خود را می‏طلبد.

۳- براى شناخت نسل نو و تنظیم روابط و مناسبات سازنده با نوجوان و جوان، باید از چهار بعد و در چهار گرایش مقتضیات و مختصات یک نوجوان و جوان مطالعه شود: از بعد زیست ‏شناختى، روان‏ شناختى، جامعه‏ شناختى و مردم شناختى. درواقع، براى برخورد شایسته با یک نوجوان و جوان، باید جوان از لحاظ زیستى، روانى، اجتماعى و مردم ‏شناختى مورد مطالعه دقیق و موشکافانه قرار گیرد.

براى مثال، از لحاظ روان‏شناختى، براى برخورد مناسب و سازنده با یک نوجوان و جوان، باید مربى و کسى که با وى برخورد می ‏کند، سه اصل مهم جلب اعتماد، فاصله ‏زدایى و ذهنیت ‏شناسى را وجه همت‏ خویش قرار دهد و آن را به عنوان اصلی ‏ترین و کارآمدترین ابزار مناسبات میان خود و جوان و نوجوان در نظر بگیرد.

الف. اعتمادسازى و جلب اعتماد از ابتدایی‏ ترین ابزار یک مربى و یک مبلغ و یک پدر و مادر فهیم و فرهیخت ه‏اى است که براى درک فرزند نوجوان و جوان خویش به کار می‏ گیرند. در واقع، جلب اعتماد، پذیرش و مقبولیت فرد توسط مخاطب است. جوان و نوجوان باید ما را بپذیرند و تا زمانى که ما را به دیده قبول ننگرند و احساس نکنند که ما آن‏ها را درک می‏ کنیم، چیزى از ما نمی‏ پذیرند.

ب. فاصله ‏زدایى و تفاوت ‏زدایى، از دیگر مکانیسم ‏هاى روان‏ شناختى برخورد با نوجوانان و جوانان است. فاصله‏ زدایى به معنى زدودن و کاستن فاصله ‏ها و احساس همدلى و هم احساس شدن با مخاطب و القاى قرابت و شباهت‏ خود با مخاطب است. در حقیقت ‏با این کار، جوان و نوجوان احساس می‏ کند نه تنها بین او، طرف مقابل هیچ فاصله و شکاف طبقاتى وجود ندارد که رابطه ‏اى کاملا صمیمى و همدلانه وجود دارد.

ج. ذهنیت ‏شناسى مخاطب نیز از دیگر مکانیسم‏ هاى روان‏شناختى برخورد با کودکان و نوجوانان است. ذهنیت‏ شناسى به این معناست که بدانیم مخاطب چگونه می‏ اندیشد، به چه می‏ اندیشد و مشکل اصلى او چیست و درباره ما چگونه می‏ اندیشد. ذهنیت ‏شناسى، در واقع داشتن هنر مخاطب ‏شناسى است و این‏که در ذهن مخاطب نوجوان و جوان چه می ‏گذرد.

براى حسن برخورد با مخاطب، به ویژه نوجوانان و جوانان، از منظر روان‏ شناسى عمدتا به سه شیوه می‏ توان عمل کرد:

الف. رعایت نکات شکلى و صورى

یکى از قالب‏ ها و سبک‏ هاى برخورد با مخاطب این است که از لحاظ شکلى، ظاهرى و صورى به نکات ذیل توجه نمود:

۱. رعایت جاذبه ‏هاى صورى

در برخورد با نوجوانان و جوانان، به ویژه کسانى که از موضع یک مربى و یا مبلغ برخورد می‏ کنند، باید جاذبه ‏هاى صورى از جمله رعایت روان‏شناسى برخورد، رعایت نوع رنگ پوشاک و به کارگیرى رنگ‏هاى شاد و دلنشین را مراعات نمود. طبیعى است کسانى که از موضع یک مربى و معلم در برخورد با مخاطب از نوع پوشش با وقار، سنگین، پاکیزه، داراى رنگ جذاب و شاد استفاده می‏ کنند، به مراتب تاثیرگذارتر از افرادى هستند که از پوشش مناسب و یا از نوع رنگ شاد استفاده نمی کنند.

۲. برخورد با نشاط و گشاده ‏رویى

اساسا بهترین نوع برخورد با مخاطب، بویژه در نوع برخوردهایى که جنبه تربیتى داشته و از موضع مربى و معلم و مبلغ صورت می ‏گیرد، علاوه بر داشتن هنر مخاطب ‏شناسى و برخوردارى از جواذب ظاهرى و شکلى، می‏ بایست‏ با نشاط و شادى و با گشاده ‏رویى با مخاطب برخورد نمود. روشن است که تاثیر سخن و رفتار چنین افرادى به مراتب بیش از افرادى است که از جواذب ظاهرى برخوردار نبوده، از هنر مخاطب‏ شناسى بی ‏بهره ‏اند و نیز در نوع برخورد رعایت ادب، وقار، نشاط و گشاده‏ رویى را نمی‏ کنند. البته، کسانى که از چنین هنرهایى بی ‏بهره ‏اند، فاقد نفوذ کلام نیز خواهند بود.

۳. به کارگیرى ادبیات دلنشین به فراخور حال مخاطب

از دیگر نکات لازم ‏الرعایت و از جهت صورى و شکلى در برخورد با مخاطب، به ویژه جوانان و نوجوانان، به کارگیرى زبان و ادبیات شیرین و دلنشین به تناسب فهم و درک مخاطب است. قطعا نوع زبان، ادبیات و برخوردى که با یک کودک، نوجوان و جوان و یا فرد میان‏ سال به کار می‏ رود، باید متفاوت باشد. مربیان و معلمانى که در برخورد با افراد مختلف و مخاطبین متفاوت، به تناسب سطح فهم و درک مخاطب و با شناخت درست مخاطب، از شعر، استعاره و ادبیات زیبا و دلنشین استفاده کنند، صد البته کلامى نافذتر از دیگرانى دارند که از این هنر بی ‏بهره ‏اند و این ‏ها حتما موفق‏ ترند.

ب. رعایت اصول تکوینى و باطنى

مراد از اصول باطنى و تکوینى، اصولى است که فرد باید بدون فریب، اغوا، ظاهرى ساده، دورویى و تصنع بدان معتقد بوده و عملا بدان ملتزم و پای‏بند باشد. اجمالا، محورهاى زیر را می ‏توان در قالب این اصول تکوینى و باطنى مطرح کرد.

۱. اخیرخواهى و خلوص نیت در برخورد

ساسا از جمله رمز و راز موفقیت در زندگى و در هر کارى، خلوص نیت است. آن‏گاه که مخاطب احساس کند که مربى در بیان و رفتار خود جز خلوص نیت و خیرخواهى ندارد، با جان و دل سخنان او را پذیرفته و وى را به عنوان الگو می ‏پذیرد.

۲. صداقت در گفتار

اگر جوان یا نوجوان احساس کند که مربى در گفتار خود صادق است و بدون کم‏ترین چشم‏داشت و به درستى و راستى قصد راهنمایى جوان یا نوجوان را دارد، البته، با جان و دل و صمیمانه کلام او را می‏ پذیرد.

۳. ایمان و باور حقیقى به شایستگی ‏هاى جوان و نوجوان

از دیگر اصول لازم الرعایت این است که مربى باید قابلیت، استعداد و ظرفیت ‏ها و شایستگی ‏هاى جوان و نوجوان را باور داشته باشد و او را بپذیرد تا بتواند در او تاثیرگذار باشد. اگر حقیقتا مربى به شایستگی ‏ها و ظرفیت ‏هاى جوان معتقد نباشد، چگونه می‏ تواند او را هدایت و یا ارشاد نماید؟ لازمه تاثیرگذارى بر فرد، علاوه بر پذیرش، باور داشتن به ظرفیت ‏هاى اوست.

۴. دورى و اجتناب از برخورد از موضع قدرت

از دیگر رمز و راز موفقیت ‏یک مربى این است که به عنوان یک دوست و رفیق با جوان و نوجوان برخورد نماید. دوستانه و صمیمانه مسائل و مشکلات وى را به او متذکر شده و راه چاره‏اى براى آن بیابد. طبیعى است که برخورد از موضع قدرت و قوت، با لجاجت و عدم پذیرش نوجوان و جوان مواجه خواهد شد و بهترین راه موفقیت و تاثیرگذارى بر مخاطب این است که از در دوستى با او وارد شده و صمیمانه با او برخورد کرد، نه از موضع قدرت.

۵. پای‏‌بندى عملى بدانچه توصیه می ‏کند

از دیگر رموز موفقیت مربى این است که بدانچه توصیه، راهنمایى و ارشاد می ‏کند، خود عملا پای‏بند باشد. طبیعى است، کسى که خود به صفتى پای‏بند نیست و عمل نمی ‏کند، در صورتى که آن را به دیگرى توصیه کند، مورد پذیرش و مقبول واقع نمی‏ شود. با رعایت اصول تکوینى و باطنى فوق، کلام و رفتار مربى می‏ تواند به خوبى در جوان و نوجوان تاثیرگذار باشد.

ج. شیوه ‏ها و اصول رفتارى

مربى در برخورد با نوجوان و جوان علاوه بر رعایت اصول و قواعد شکلى و صورى و نیز اصول تکوینى و باطنى، که خود باید بدان متصف باشد، شیوه ‏ها و اصولى را رعایت نماید تا با برخوردارى از روان‏شناسى برخورد، بتواند بهتر و بیش‏تر تاثیرگذار باشد. غالبا این اصول را می‏ توان در محورها و شاخص‏ هاى زیر بیان نمود:

۱. سعه صدر، صبورى و مواجهه فراجریانى

صبر و استقامت، سعه صدر و برخورد فراجریانى در مواجهه با مسائل و مشکلات جوانان و نوجوانان از جمله اصول رفتارى مورد توصیه است.

۲. طمانینه در رفتار و اعتماد به نفس در گفتار

مربى و فرد تاثیرگذار باید از اعتماد به نفس کافى در گفتار و وقار و طمانینه لازم در رفتار برخوردار باشد.

۳. استخدام و به کارگیرى علایق و سلیقه ‏هاى مقبول و انگیزه هاى فطرى نسل جوان

باید با شناخت ویژگى و خصوصیات رفتارى و گفتارى نوجوانان و جوانان و در واقع با مخاطب‏ شناسى درست، دانست که از جمله ویژگی ‏هاى این قشر، تجدد و نوگرایى، تحرک، تلاش، امید، آرمان‏ خواهى، آرمان ‏گرایى، آزادى خواهى، نشاط و طراوت، لطافت، غرور، احساس خوشبختى، منزلت‏ طلبى، جسارت و… می‏ باشد. می ‏بایست‏ با به کارگیرى و استخدام علایق و سلیقه ‏هاى معقول و متناسب با این ویژگی ‏ها با او برخورد و رفتار کرد.

۴. التزام به توصیه و برخورد و تبلیغ غیرمستیقم

بهترین شیوه تاثیرگذارى، برخورد و رفتار وتبلیغ غیرمستقیم است. البته، نوع تبلیغ و برخورد بی ‏واسطه و غیرمستقیم و غیرزبانى به مراتب مؤثرتر، کارآمدتر و تاثیرگذارتر از شیوه برخورد مستقیم و زبانى است.

۵. تاکید بر عزت نفس، تقویت ‏خودباورى، وقار و اعطاى شخصیت ‏به مخاطب

از دیگر شیوه ‏هاى رفتارى موردنظر در برخورد با نوجوانان و جوانان است. مخاطب نوجوان و جوان وقتى احساس می‏کند که مربى ضمن احترام گذاشتن به وى و تاکید بر عزت نفس وى، او را به عنوان یک شخصیت‏ حقیقى و واقعى پذیرفته است و او را محترم می شمارد، به راحتى نه تنها سخنان او را می ‏پذیرد که مجذوب و شیفته رفتار او می‏ گردد.

۶. تحریک احساسات و عواطف

براى حسن تاثیر بر مخاطب، به ویژه نوجوان و جوان و با هدف تاثیر بیش‏تر و بهتر، ضمن شناخت روحیات و خلقیات مخاطب، با تحریک عواطف و احساسات وى می ‏توان بیش از پیش بر او تاثیرگذار بود.

۷. استفاده هم‏زمان از اهرم تشویق و تنبیه

یکى از شیوه ‏هاى صحیح تربیت و نیز برخورد شایسته و مناسب با مخاطب، تذکار صفات شایسته و بایسته و مناسب و مثبت و نیز صفات منفى مخاطب است. به عبارت دیگر، همان گونه که ترغیب، تحریک و تشویق مخاطب به کارهاى شایسته و خوب لازم و ضرورى است، منع، ردع و توبیخ و سرزنش وى در خصوص کارهاى ناشایست نیز ضرورى است. صرفا استفاده از اهرم تنبیه و یا تشویق مسیر و فرایند تربیت را دچار انحراف و افراط و تفریط خواهد نمود.

د. اصول حاکم بر طرز گفتار

از دیگر نکات لازم الرعایت و ضرورى در برخورد با مخاطب، اصول حاکم بر گفتاراست که می‏ توان آن را در چند محور بیان کرد:

۱. معلومات سنجى، گرایش فهمى و نیازسنجى مخاطب

باید ابتدا دانست که مخاطب به چه نوع مطالب، با چه زبانى و در چه قالبى و در چه سطحى نیاز دارد. به عبارت دیگر، معلومات سنجى، گرایش فهمى و نیاز سنجى پیش از القاء هر نوع مطلبى به مخاطب لازم و ضرورى است تا نیاز سنجى درست صورت نگیرد و سطح فهم و نیاز مخاطب شناخته نشود، قطعا انتخاب نوع مطالب و نیز قالب ارائه و سطح مطالب بی ‏معنا خواهد بود.

۲. پرهیز از افراط و تفریط در گفتار و رفتار

از دیگر اصول حاکم بر طرز گفتار است. در واقع، از یک سو، بیانات و سخنان طولانى، خسته کننده و بدون به کارگیرى ظرفیت ‏هاى گفتارى و کلامى و از سوى دیگر، بیانات و کلام کوتاه، مبهم و مجمل هر دو ناکارآمد و غیر کافى بود و وافى به مقصود نمی‏ باشد.

۳. شروع سخن از بدیهیات و مسلمات

بیان و آغاز سخن از مشترکات طرفین بویژه اصول مسلم و بدیهى میان طرفین از دیگر ضروریات و اصول حاکم بر طرز گفتار می‏ باشد.

(۱)ساختار این متن از سخنرانى جناب حجت ‏الاسلام علی ‏اکبر رشاد، در نشریه مسجد ۵۲، ص ۲۰، مهر و آبان ۷۹ اخذ شده، سپس بازنویسى شده است.

منبع: محمد فولادى؛ مجله دیدار آشنا؛ تیر ۱۳۸۱؛ شماره ۲۵

پایگاه حوزه

نقش والدین در تقویت عزت نفس نوجوان و جوان

تقریباً همه نوجوانان در این دوران از والدین‌شان فاصله می‌گیرند، ولی آنها بیش از هر زمانی دیگر به حمایت و محبت والدین نیازمندند (اما به شیوه‌ای دیگر) و اگرچه عزت نفس آنها بیش از همه تحت تأثیر روابط با هم سن و سالان ( و تا اندازه‌ای با معلمین) قرار دارد ولی والدین هم چنان نقش مهمی در شکل‌گیری، اصلاح و یا تقویت آن دارند. توجه به نکات زیر می‌تواند در این زمینه بسیار کمک کننده باشد. با ما همراه باشید.

قبل از هر چیز عزت نفس خود را اصلاح و تقویت کنید.

حداقل از نقطه نظر جنبه‌های منفی، اکثر نوجوانان کپی و تصویری از والدین خود خواهند بود و یک پدر یا مادر با حرمت نفس پایین معمولاً باعث تضعیف عزت نفس فرزندش می‌شود. اگر چنین پدر و مادری هستید، بهترین کار این است که آن را صادقانه با نوجوان و جوان‌تان در میان بگذارید و بلافاصله از یک مشاور یا متخصص با تجربه کمک بگیرید.

الگوی خوبی برای او باشید.

مهمترین اصل در امور پرورشی و تربیتی، هم خوانی و هم‌سویی گفتار با رفتار است (واعظ بی‌عمل به زنبور بی‌عسل ماند). پدر یا مادری که با همسر خود با محبت و احترام برخورد نمی‌کند؛ به جای این که گام مثبتی بردارد دائم گله و شکایت می‌کند و خود یا دیگران را سرزنش می‌کند؛ خجالتی یا دچار اضطراب اجتماعی است (و نظایر آن) نبایستی انتظار داشته باشد که فرزندش چیز دیگری از آب درآید (اگر چه ماهیت حقیقت با عمل نکردن فرد به آن تغییر نمی‌کند ولی تأثیر توصیه فرد بی‌عمل تقریباً نزدیک به صفر است). ما اگر به عنوان پدر و مادر بر این باور هستیم که دارای عقل و شعور (و نه صرفاً دانش) بیشتری هستیم بایستی آن را در عمل ثابت کنیم و این میسر نخواهد بود مگر این که الگوی خوبی برای نحوه صحیح ابراز احساس و نظر خود، شنیدن و درک دیگران، حل مسئله و مشکل، جسور بودن، پذیرش واقعیت‌ها (هر آنچه که هستیم) و تلاش در جهت بهتر شدن، باشیم.

در تأیید، تشویق و تحسین او دست و دل باز باشید.

اگرچه نوجوان و جوان تمایل زیادی به کسب رضایت و خرسندی والدین دارند ولی آنها بایستی به خاطر تلاش و کار خوب‌شان مورد تشویق و تحسین قرار گیرند (صرفه‌نظر از این که نتیجه چه باشد). نوجوانی که در پی تلاش و مطالعه نمره ریاضی خود را از ۱۳ به ۱۶ رسانده است نیز مستحق تشویق و پاداش است. در این رابطه بایستی چند نکته مهم را به خاطر داشت.

تشویق بایستی واقعی، صمیمانه و دور از اغراق باشد.

برخی از نوجوانان (خصوصاً آنهایی که عزت نفس پایینی دارند) در پذیرش تشویق و تحسین مشکل دارند و بهتر است در تشویق این افراد کمی معتدل و میانه‌رو بود.

بدون قید و شرط محبت و مهربانی خود را نثار او کنید.

بگذارید فرزندتان دریابد که هر کسی و از جمله او ممکن است اشتباه و خطا کند و در عین پذیرش مسئولیت و عواقب اشتباه خود، شما هم چنان او را دوست دارید (هر چند شما آن رفتار و عمل خاص وی را نمی‌پسندید).

حرمت و احترام او را حفظ کنید.

هر آن طور که انتظار دارید دیگران با شما برخورد کنند با او رفتار کنید و هیچ گاه از کلمات رکیک و زشت و برچسب‌های منفی حتی به شوخی (دست و پا چلفت، کودن، تنبل و …) استفاده نکنید. در مقام قیاس، تنبیه بدنی به مراتب بهتر از توهین و بی‌احترامی است (هر چند هیچ کدام از دو مورد قبول نیست و بجز تأثیر منفی هیچ نتیجه‌ دیگری در تربیت به همراه نخواهد داشت).

انتقاد و توبیخ بلی ولی تحقیر و سرزنش هرگز

کمتر کسی از انگشت گذاشتن روی اشتباهات، عیب‌ها و نقص‌هایش ناراحت نمی‌شود تا چه برسد به نوجوان که از درجات غرور و کمال‌گرایی بالاتری برخوردار است. از طرف دیگر، ما به عنوان انسان بالغ و عاقل حق نداریم بدلیل ارتکاب خطا و اشتباهی کل هویت و شخصیت فرد را زیر سؤال ببریم. در برخورد با رفتارهای نادرست و اشتباهات فرزندمان بایستی فقط آن رفتار و اشتباه خاص مورد سؤال و انتقاد قرار گیرد و بهترین روش برای آن این است که ابتدا نکات و ویژگی های مثبت او را در آن زمینه خاص یادآور شویم و آنگاه با اصطلاحات مثبت انتقاد کنیم. برای مثال اگر فرزندمان در چند درس نمرات خوبی گرفته و در برخی دروس نمرات پایین، می‌توان گفت: “خوشحال هستم که نتیجه تلاش‌هات رو گرفتی و در دروس فلان و فلان نمرات خوبی گرفتی و مطمئن هستم اگه در بقیه درس‌هایت هم تلاش بیشتری کنی موفق خواهی بود. اگر کمک و کاری از دستم بربیاد، خوشحال می‌شم به من بگی.” در رابطه با انتقاد کردن توجه به نکات زیر می‌تواند کمک کننده و مفید باشد:

از انتقاد بی‌جا و بی‌مورد و مکرر خودداری کنید. انتقاد بایستی در راستای هدف و مقصود مخاطب باشد و از انگشت گذاشتن بر روی موضوعات غیرمرتبط خودداری نمود. برای مثال اگر فرزندمان یک وسیله یا چیزی را درست کرده و به ما نشان می‌دهد اشاره کردن به این که بهتر است وسایل و ابزارش را نیز سرجایش بگذارد، کاملاً بی‌مورد و بی‌جا است. هم چنین نبایستی در یک مورد و موضوع خاص بیش از یک بار و حداکثر دوبار تذکر داد و انتقاد صورت گیرد (البته در مورد نوجوانان و بزرگسالان، زیرا در کودکان کم و سن و سال معمولاً لازم است یک مورد خاص ده ها و صدها بار تذکر داده شود).

منبع: منتخبی از متن کتاب در فکر، ذهن و روان نوجوانان و جوانان چه می گذرد؟

نقل از نشریه اینترنتی نوجوان