نوجوانان

نوشته‌ها

غذاهای حاضری، علت چاقی اکثر نوجوانان

مریم‌ سادات کاظمی

در حال حاضر ۱۵ تا ۲۰ درصد نوجوانان از چاقی رنج می‌برند. تغذیه نامنظم و نامرتب عمده‌ترین علت بروز این مشکل است. موضوع تعجب‌برانگیز این که گرچه این نوجوانان اضافه وزن دارند اما دچار کمبود ارزش‌های غذایی نیز هستند.

تغذیه، تنها به معنای غذا خوردن نیست. تحقیق در مورد عادات غذایی نشان می‌دهد که تغذیه مناسب، در واقع متضمن سلامتی خواهد بود. کمبود ارزش‌های غذایی و خصوصاً چاقی، دو مشکل جدی است که کودکان و نوجوانان را در سن رشد تهدید می‌کند. تغذیه صحیح در این دوران، آنها را از ابتلا به این مشکلات مصون کرده و رشد مطلوب آنها را در آینده در پی خواهد داشت. ورود به دوران جوانی با وزن مناسب، یک مزیت مهم محسوب می‌شود. اگر به اصول تغذیه اهمیت داده نشود، ۶۰ درصد نوجوانان در آینده نیز اضافه وزن خواهند داشت. چاقی در دوران بزرگسالی، زمینه بروز انواع بیماری‌ها، خصوصاً بیماری‌های قلبی عروقی را فراهم می‌کند. سیگار کشیدن در دوران نوجوانی نیز، خطر ابتلا به این بیماری را در آینده تا ۳ برابر افزایش می‌دهد.

پرخوری، مصرف غذاهای دارای ارزش غذایی پایین به تقلید از کشورهای غربی و کاهش فعالیت‌های ورزشی، مهم‌ترین علل چاقی محسوب می‌شوند. با افتتاح «فست فود»ها، خوردن غذاهای بسیار چرب و ناسالم با مقدار کم کلسیم، فیبر و ویتامین، دسرهای شیرین و انواع نوشابه‌ها، در بین نوجوانان و جوانان شایع شد که این موضوع را می‌توان، اولین گام در بروز چاقی به حساب آورد.

امروزه تماشای تلویزیون و بازی‌های کامپیوتری، جایگزین فعالیت‌های بدنی در بین کودکان و نوجوانان شده است. وراثت، استرس و کمبود محبت کودک از طرف خانواده از دیگر زمینه‌های بروز چاقی است. بی‌توجهی خانواده احتمال چاقی را در کودکان ۱۰ ساله تا ۱۲ برابر افزایش می‌دهد.

اهمیت سه وعده غذایی

والدین، نقش مهمی در القای فرهنگ تغذیه مناسب و منظم به فرزندان دارند. خانواده در درجه اول باید الگوی بچه‌ها باشد و به این نکته توجه داشته باشد که نیاز نوجوان به کالری خیلی بیشتر از بزرگسالان است.

صبحانه که یکی از مهم‌ترین وعده‌های غذایی است، ۲۰ تا ۲۵ درصد کالری روزانه بدن را تامین می‌کند و در واقع تنظیم کننده دیگر وعده‌های غذایی در طول روز است. نوشیدنی گرم، غلات، لبنیات، میوه و مربا از خوراکی‌های مناسب برای آغاز روز است. ۳۰ درصد کالری بدن از وعده ناهار به دست می‌آید. سبزیجات و میوه‌جات خام به عنوان پیش غذا، غذای گوشتی، غلات، سبزیجات سبز، لبنیات و یک میوه برای دسر یک ناهار کامل است. در بین گوشت‌ها، ماهی ارجحیت بیشتری نسبت به بقیه دارد. شام باید حد امکان سبک و کم چرب باشد تا فرد راحت‌تر و آرام‌تر بخوابد.

برای میان وعده‌های غذایی از میوه، غلات و فرآورده‌های لبنی باید استفاده کرد و از خوردن تنقلاتی مثل چیپس و شکلات جدا پرهیز نمود.

تنوع غذایی

کمبود ارزش‌های غذایی، یکی از مشکلاتی است که کودکان و نوجوانان را در سن رشد تهدید می‌کند. اگر کودک در سنین پایین از نظر مواد مغذی کمبود داشته باشد، حتماً در دوران نوجوانی نیز دچار این مشکل خواهد بود. غذاهایی که در «فست فود»ها طبخ می‌شوند، دارای ارزش غذایی پایینی هستند و کودکان و نوجوانانی که زیاد از این غذاها استفاده می‌کنند دچار کمبود کلسیم و ویتامین «د» هستند. محصولات لبنی مثل شیر، ماست، پنیر و… کمبود کلسیم را در بچه‌ها جبران می‌کند. کمبود روی نیز یکی دیگر از خطرات جدی است. این عنصر که در افزایش ضریب هوشی و رشد جسمانی کودکان و نوجوانان بسیار مهم است، در جگر و فرآورده‌های دریایی به مقدار زیاد وجود دارد. مصرف روزانه سبزیجات و میوه‌های تازه نیاز بدن به ویتامین و فیبر را تامین می‌کند.

رعایت عادات صحیح

– در محیط آرام و دور از سر و صدا غذا میل کنید.

– در مدت غذا خوردن حتماً بنشینید.

– غذا را خیلی خوب بجوید.

– هیچ یک از وعده‌های غذایی را حذف نکنید.

– در بین غذا، خوراکی‌های شیرین نخورید.

– به مقدار کافی آب بنوشید.

– فعالیت‌های ورزشی را حداقل ۳ بار در برنامه خود بگنجانید.

وظایف تکاملى نوجوانان

 استقلال

نوجوانان، نیازمند کمتر شدن وابستگى به والدین هستند. آنان تغییر رویکرد از والدین به همسالان را شروع می‌کنند و یا به نظام‌هاى اعتقادى به منظور کسب استقلال، روى مى‌آورند. این تغییر قوى بوده و ممکن است باعث تمرد شود.

هویت

نوجوانان سعى می‌کنند خودشان را مطرح کنند و آنچه را که می‌خواهند انجام دهند. آنها به سوالاتى نظیر: «من کیستم؟ مى توانم چکاره باشم؟» پاسخ مى دهند. این فرایند، سبب کسب تجربه مى‌شود. نوجوانان‌، نیاز به تکامل نقش هویت جنسى خود دارند تا تصورى مثبت از جسم خویش  و حس اعتماد به نفس و شایستگى را در خویش به وجود آورند.

روابط صمیمانه

نوجوانى، زمان آمادگى در برقرارى روابط صمیمانه است. نوجوانان یاد مى‌گیرند که احساسات خود را بیان کرده و درست بکار گیرند. آنها ظرفیت دوست داشتن و دوست داشته شدن خود را گسترش داده، ارتباط صمیمى دوستانه‌ای  با دیگران برقرار مى‌کنند.

درستى و راستى

نوجوانان بایستى اصولى را براى دسته‌بندی  ارزش‌ها بکار برند و والدین، زیر بنایی را براى این مسئله فراهم نمایند. نوجوانان در زمان تصمیم‌گیرى درباره نوع اعتقادات و چگونگى رفتار خود به منابع بى‌شمارى مثل همسالان و رادیو تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی  مدرسه و غیره دسترسى دارند.

هوش

ظرفیت فکرى نوجوانان، در حال افزایش و تغییر است و علاوه بر تفکر ذاتى و واقعی، معنوى و انتزاعی نیز می‌شود. بسیارى از نوجوانان، توان تفکر ادراکى و فهم منطق و دلایل استنباطى را کسب مى‌کنند.

این افزایش توانایى، مى‌تواند موجب بالا رفتن اعتماد به نفس گردد. برخى از نوجوانان، ارزش زیادى به تئورى‌هاى فکرى خود قائل بوده و به مسایل، از دیدگاه ایده آلیستى مى‌نگرند.

منبع: سایت اداره سلامت نوجوانان، جوانان و مدارس؛ ترجمه دکتر  ناصر کلانترى

اصولى که به ما می‌آموزند نوجوانان خود را چگونه پرورش دهیم

‎مهم‌ترین اصلی که به برقرارى رابطه انسانى میان شما و فرزندانتان کمک می‌کند، اصل صداقت یا صادق بودن در گفتار و رفتار است.

فرزندان به سهولت به میزان صداقت شما پى می‌برند و میزان اعتماد خود را به شما، بر حسب آن تنظیم می‌کنند. نوجوانان به خوبى متوجه رفتارهاى صادقانه یا رفتارهاى ریاکارانه بزرگ‌ترها هستند و با کمال خلوص در جاى خودش به آنها تذکر می‌دهند. اعمال ما، چه بخواهیم و چه نخواهیم، زیرنظر فرزندان ماست و از سوى آنان مورد ارزیابى قرار می‌گیرد.

جوهره جلب اعتماد، صادق بودن و صداقت داشتن است. رعایت این اصل، مایه استحکام روابط افراد با یکدیگر می‌شود. هرگز به نوجوانان وعده یا قولى ندهید که نتوانید آن را عملى کنید، چون در صورت عدم وفاى به عهد یا قول خود، این موضوع را با شما در میان می‌گذارند و آن را به عنوان عدم صداقت شما تعبیرمى کنند.

پس بیایید میان آنچه می‌گویید و آنچه عمل می‌کنید و آنچه واقعا هستید، هماهنگى ایجاد کنید. گاهى اوقات نوجوان میزان صداقت پدر یا مادر خود را امتحان می‌کند. برای مثال، نوجوان پاسخ سؤالى را می‌داند و صرفا براى آنکه ببیند پدر یا مادر تا چه میزان با او صادق هستند، آن سؤال را می‌پرسد.

در این وضعیت اگر در امتحان صداقت موفق شوند، می‌توانند اعتماد نوجوانشان را به خود جلب کنند. از این‌رو باید گفت که جوهره یک رابطه سالم و انسانى، جلب اعتماد و زمینه اساسى جلب اعتماد، رعایت اصل صداقت در گفتار و رفتار است.

برخى از والدین با فرزندانشان بسیار خشک، رسمى و قاطع یا برعکس بسیار مهربان و نرم رفتار می‌کنند؛ در حالى که معدودى از والدین به موقع مهربان و به موقع قاطع هستند. هرگز قاطع و جدى بودن را با عصبانیت، خشونت و سختگیرى یکى ندانید. قاطع و جدی بودنتان به رفتار و شیوه برخورد شما و اصولگرایى در امر تعلیم و تربیت و رعایت هنجارها و ارزش‌ها در زندگى فردى و خانوادگى مربوط می‌شود. بدیهى است که خشونت و عصبانیت، شما را از هدف‌هایتان دور می‌سازد.

آهنگ صدا و حالت چهره شما نشان دهنده تمایل و تأکید شما بر قاطع بودن و در عین حال دلسوزى و مهربان بودن است و همزمان، پیگیرى شما با عمل و رفتار مناسب، جدى بودن شما را نشان می‌دهد.

منظور این است که همواره میان شما و فرزندتان باید اصول و ضوابطى حاکم و رعایت شود و طبق آیات شریفه قرآن، بیان لین را باید با زبان قاطع و صریح و به نیکوترین وجه و قابل فهم‌ترین روش به کار برد. زمانى که توصیه می‌شود با فرزند یا فرزندان خود دوست شوید، این توصیه به این معنا نیست که با آنها جدى نباشید و اجازه دهید آنها هر کارى خواستند بکنند و هر جایى خواستند بروند و از دوستى شما سوءاستفاده کنند.

نوجوان باید بداند که هیچ‌کس از آزادى بی‌قید و شرط برخوردار نیست و او ملزم است ضوابط و اصول وضع شده در خانواده، مدرسه و جامعه را رعایت کند. در غیر این صورت نوجوان منع می‌شود و پدر و مادرو در نهایت جامعه با او برخورد جدى می‌کند.

راهنماى دوست داشتن

شما به فرزند نوجوانتان چگونه نشان می‌دهید که او را دوست دارید؟ زیرا اساس یک رابطه سالم و درست میان شما و فرزندانتان، محبت کردن، دوست داشتن و مبادله مهر و عطوفت است. یک نگاه محبت‌آمیز یا یک نوازش مهربانانه معجزه می‌کند و رفتار نوجوان را به سوى خلاقیت و خیر و نیکى تغییر جهت می‌دهد. بی‌شک توجه کردن و محبت کردن یک نیاز روانى و یک تقویت‌کننده مثبت است. اما باید آگاه باشید که کجا، کى، به چه میزان و چگونه از این تقویت‌کننده استفاده می‌کنید.

بدیهى است روش و میزان محبت کردن مانند استفاده از دارو براى درمان بیماری‌های جسمانى، باید با سن و دیگر ویژگی‌هاى فرد تناسب داشته باشد. همان‌طور که نمی‌توان براى همه افراد یک نسخه واحد پیچید، به همه افراد نیز نمی‌توان به یک میزان و به یک طریق واحد محبت کرد.

بدون شک اگر کودک یا نوجوان در دوران رشد به قدر کافى دوست داشته شود، یاد می‌گیردکه خود و دیگران را دوست بدارد. محبت کردن باید بدون قید و شرط باشد تا موجب رشد کودک شود و در او امنیت روانى ایجاد کند. به نواجوان اطمینان بدهید که وجود او را با تمام ویژگی‌هایش دوست دارید، چه نمره۲۰ بیاورد، چه نیاورد، چه دیپلم بگیرد، چه نگیرد.

البته شایان ذکر است که مانند هر امر دیگرى نباید در محبت ورزیدن به دامن افراط و تفریط افتاد یا محبت‌کردن و دوست داشتن فرزند به معنای تسلیم‌شدن به خواب‌هاى غیرمنطقى نوجوان تعبیر شده و در نتیجه موجب «فرزند سالاری» شود.

شهامت ابراز عقیده

از سوى دیگر بسیارى از مشکلات خانواده‌هایى که فرزند نوجوان دارند، نتیجه عدم مشورت با آنهاست. برخى از پدران و مادران در تصمیم‌گیری‌های خانوادگى یا در امور مربوط به تحصیل، شغل و ازدواج فرزندشان با وى مشورت نمی‌کنند و به قول معروف او را به حساب نمی‌آورند در حالى که مشارکت دادن نوجوان در این‌گونه امور موجب می‌شود احساس مسئولیت و توانایى تصمیم‌گیرى در او ایجاد شود.

اکنون زمان آن رسیده است که با نوجوان به عنوان فردى بزرگسال رابطه برقرار کنید، با او مشورت کرده و در انجام امور نظر او را جویا شوید و برخى از مسائل خانوادگى را با وى در میان بگذارید (مانند زمان تماشاى تلویزیون، میهمانى رفتن، مسافرت رفتن، تعمیر خانه و نظایر آن).

به فرزند نوجوان خود اعتماد کنید و پس از دادن آگاهی‌هاى لازم، به او اجازه دهید که به تدریج در امور گوناگون تصمیم بگیرد و تصمیم‌گیری در امور زندگى، تحصیلى و شغلى را تمرین کند. لازمه این کار، قراردادن نوجوان در فرآیند تصمیم‌گیری‌های خانواده است. نوجوان را نباید در محیط بسته و قرنطینه‌ای قرار داد. به نوجوان کمک کنید تا هنگام تصمیم‌گیرى، راه‌های گوناگون را بررسى و پیامدهاى مثبت و منفى هر کدام را پیش‌بینی و ارزیابى کند.

موقعیت‌هایی ایجاد کنید تا فرزند شما با مشکل روبه‌رو شده و ملزم به تصمیم‌گیری شود. در این شرایط او را به طور غیرمستقیم همراهی کنید و راه‌هاى متفاوت را نشانش دهید اما اجازه دهید که او خود تصمیم بگیرد و به حل مشکلش بپردازد. نکته ظریف این است که هیچ‌گاه براى نوجوان تصمیم نگیرید بلکه با نوجوان تصمیم بگیرد و تا جایى که مقدور است به او کمک کنید تا او خود تصمیم بگیرد براى مثال نوجوان باید قادر شود با افراد گوناگون برخورد کند اما بهترین آنها را براى دوستى برگزیند.

هماهنگى و همکاری

در نظام آموزش و پرورش یک جامعه به‌طور اعم و در نظام تعلیم و تربیت یک خانواده به طور اخص، باید میان کلیه عاملان تربیتى و تعلیمی همدلى، همفکرى، همکارى و هماهنگى وجود داشته باشد. رشد سالم و مطلوب در یک فضاى هماهنگ صورت می‌گیرد.

در خانواده‌هایی که بین مادر و پدر هماهنگی‌هاى ضرورى در امر تربیت و تعلیم فرزندان وجود ندارد، براى مثال مادر، پدر را تحقیر می‌کند یا پدر، با مادر مخالفت می‌کند، درون فرزندان سرشار از تعارض‌ها و کشاکش‌هاى روانى است. در چنین شرایطى نوجوان نمی‌تواند به حیات سالم خود ادامه دهد و دچار اضطراب و ناامنى می‌شود.

بدین ترتیب اگر بین خانه و مدرسه، خانه و جامعه و مدرسه و جامعه هماهنگی‌لازم برقرار نباشد، نوجوان دچار سردرگمى و تناقض می‌شود. در چنین موقعیتى، نوجوان ناامن و مضطرب می‌شود و احتمال بروز رفتارهایی مانند بی‌تفاوتى، دورویى، ریاکارى و تظاهر و تزلزل رواج پیدا می‌کند. نوجوان به قول معروف نان را به نرخ روز می‌خورد و از پیروان یا باورکنندگان «خواهی‌نشوى رسوا، همرنگ جماعت شو» می‌شود و به تدریج اصالت شخصیت او کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود.

همدلى و همفکرى

خانواده سالم و با نشاط، خانواده‌اى است که میان اعضاى آن همدلى، همفکرى، همکارى و هماهنگى وجود دارد و اعضاى خانواده در کنار هم احساس امنیت و آرامش می‌‌کنند. اگر می‌خواهید به عنوان پدر یا مادر، خودتان را ارزیابى کنید و مورد بررسى قرار دهید که تا چه میزان با فرزندتان همدل و همفکر هستید، به این سؤال‌ها پاسخ دهید:

آیا با فرزندتان زبان مشترک، فکر مشترک و احساس مشترک دارید؟ آیا فرزند شما، زبان شما را می‌فهمد؟

آیا شما، زبان فرزندتان را درک می‌کنید؟ آیا فرزندتان، شما را محرم و امین خود می‌داند؟ البته همدلى و همزبانى با نوجوان، به معنای تسلیم شدن به تمام خواست‌ها و تقاضاهاى او نیست.

مشکلى که امروز برخى از خانواده‌ها از آن رنج می‌برند، مسئله فرزندسالارى است که براثر محبت بیش از حد و توجه بیش از اندازه حاصل می‌شود. همزبانى با نوجوان به معناى شناخت زبان و منطق او و برقراری ارتباط براساس ویژگی‌هاى شناختى و عاطفى اوست. سعی کنید شرایط اجتماعى و زمانى فرزند نوجوانتان را درک کنید و به علل رفتار او پى ببرید. نوجوان داراى امیدها، ترس‌ها و نگرانی‌هایى است که باید آنها را جدى گرفت.

مادر دوستت دارد

برای نشان دادن محبت به کودکان، چندین راه وجود دارد. مسلما شیوه انتخابی ما، بستگی به مرحله رشد کودکمان دارد. محبت ما نسبت به نوزاد، از راه‌های بسیار مستقیم و فیزیکی ابراز می‌شود؛ مثل غذا خوردن، بغل کردن، نوازش کردن حرف زدن و بازی با آنها.

در بچه‌های نوپا، علاوه بر موارد فوق، باید بر صحبت کردن با آنها، تشویق به یادگیری مهارت‌هایی مثل راه رفتن، غذا خوردن و لباس پوشیدن تاکید کرد. شروع سن مدرسه، مرحله مهمی از مراحل رشد کودک است. در این مرحله می‌توان برای محبت کردن به او، به کارهایی که در مدرسه انجام می‌دهد توجه کرد و نشان داد که از خواسته‌های او حمایت می‌شود و برای آنها ارزش قائل هستیم. نباید محبت خود را تنها با بغل کردن، ادای کلمات و الفاظ خوب و رسیدگی به نیازهای فوری و جسمانی کودکان به آنها نشان داد. بلکه محبت واقعی در کمک به آنها برای بیشتر مستقل شدن و انجام کارهای شخصی می‌باشد.

نوجوانان

یکی از راه‌های نشان دادن محبت به نوجوانان، این است که هنگام تصمیم‌گیری‌هایشان مسئولیت بیشتری به آنها بدهیم. با چنین کاری، نشان می‌دهیم که برای رشد شخصیت آنان ارزش قائلیم.

در عمل می‌توانید به نوجوانان بیاموزید، تصمیم‌هایی اساسی و مسئولانه بگیرند، مسائل را سبک و سنگین کنند و نتایج کار را همواره مدنظر قرار دهند. اگر شنونده خوبی برای درددل‌های نوجوانان خود باشید، در واقع به نوعی به او محبت کرده و نشان دهید که دوستش دارید.

نوجوان اگرچه در این سن، وقت زیادی از والدین خود نمی‌گیرد و یا بسیار مستقل‌تر از زمان کودکی خود است ولی دوست دارد نگران او باشید و برایش ارزش قائل شوید اگر برایش کمتر از حد انتظار ارزش قائل شوید، فکر می‌کند توجه و مراقبتان نسبت به او کم شده و این مسئله نه تنها آسیب شدیدی به او می‌زند بلکه احتمالا منجر به اختلالات رفتاری او می‌شود.

برقراری توازن بین فقدان مداخله زیاد در زندگی شخصی نوجوانان و از سوی دیگر ایجاد محدودیت در بعضی از شرایط، نیاز به صبر و شکیبایی و خودداری فراوانی دارد و کاری است بس مهم که والدین باید در انجام آن سعی کنند.

دوستت دارم

حتما به کودکانتان بگویید که دوستشان دارید و بگویید که بچه‌های بسیار خوبی هستند و اگر بهترین بچه‌های محل نباشند، مهمترین بچه‌های روی کره زمین که هستند!

محبت ما به فرزندانمان باید بی‌قید و شرط باشد. یعنی محبتی که هیچ شرطی برای ابراز آن تعیین نشده و بی‌دریغ نثار بچه‌ها شود. از محبت به عنوان راهی برای کنترل فرزندانمان استفاده نکنیم و به آنها بارها اطمینان دهید که گرچه گاهی از دست آنها عصبی می‌شوید یا تنبیه‌شان می‌کنیم ولی فقط همان رفتار یا کار او شما را ناراحت کرده و عصبانیت شما به این معنی نیست که دیگر او را دوست ندارید.

به کودک خود احترام بگذارید

یکی از اجزای محبت واقعی، احترام گذاشتن است اگر واقعا کودکان خود را دوست بداریم و بخواهیم از آنها به خوبی مراقبت کنیم. احترام گذاشتن به آنها می‌تواند نقش موثر را در این زمینه ایفا کند.

اصول آموزش نماز به کودکان و نوجوانان(۲)

۳ـ اصل تدریجى بودن آموزش مسائل دینى

آموزش معارف و مسائل دینى، مراتب و درجاتى دارد که اصول و مقتضیات آن باید مراعات شود. این مراتب و درجات، به دلیل تفاوت‌هاى فردى در رشد استعدادهاى ذهنى و روحى، تفاوت در معلومات و تجربیات، و شرایط گوناگون اجتماعى و فرهنگى در متعلمان است[۸].
لذا، باید مطالب و مفاهیم آموزشى و دینى، متناسب با سطح درک و قواى ذهنى و روانى متعلمان باشد. والدین و بزرگسالان نباید توقع و انتظار داشته باشند که کودکشان، خیلى سریع اهل عبادت و نماز شود. برنامه عادت دادن او به نماز و آموزش او، باید بر اصل تدریج مبتنى باشد. کودک نباید یکباره بار سنگینى از وظایف بار دینى را بر دوش خود احساس کند و خود را به انجام دادن آن موظف بداند.

تکالیف سنگین، زود هنگام و خارج از طاقت و توان کودک، ممکن است صدمه‌ای جبران ناپذیر بر اعتقادات دینی و مذهبی کودکان وارد آورد. در تعالیم اسلامی، توصیه‌های فراوانی در زمینه آموزش تدریجی مسائل دینی آمده است. امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمودند: وقتی کودک به سن سه سالگی رسید، از او بخواهید که هفت بار عبارت «لا اله الا الله» را بگوید. سپس، او را به حال خود وا گذارید تا به سن سه سال و هفت ماه و ۲۰ روز برسد.

در این هنگام، به او آموزش دهید که هفت بار بگوید: «محمد رسول الله». سپس، تا چهار سالگی او را آزاد بگذارید. در آن هنگام، از وی بخواهید که هفت مرتبه عبارت: «صلی الله علیه و آله» را تکرار نماید. سپس تا پنج سالگی او را آزاد بگذارید. در این وقت، اگر کودک دست راست و چپ خود را تشخیص داد، او را در برابر قبله قرار دهید و سجده را به او بیاموزید، در سن شش سالگی، رکوع، سجده و دیگر اجزای نماز را به او آموزش دهید.

وقتی هفت سال او تمام شد به او بگویید که دست و صورت خود را بشوید(در مورد وضو نیز به تدریج وضو گرفتن را بیاموزید). سپس، به او بگویید که نماز بخواند. آنگاه کودک را به حال خود وا گذارید تا نه سال او تمام شود… در این هنگام، وضو گرفتن صحیح را به او بیاموزید و او را به نماز خواندن وادارید[۱]. درباره روزه گرفتن نیز وضع به همین ترتیب است. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «ما اهل بیت هنگامی که کودکانمان به پنج سالگی رسیدند، دستور می‌دهیم که نماز بخوانند. پس شما کودکان خود را از هفت سالگی به نماز دستور دهید و در هفت سالگی، ما امر می‌کنیم تا به اندازه توانایی شان، نصف روز یا بیشتر یا کمتر روزه بگیرند، هنگامی که تشنگی و گرسنگی بر آنان غالب آمد، دستور می‌دهیم که افطار کنند.

این عمل، برای آن است که به روزه گرفتن عادت نمایند، پس، شما کودکان(پسران) خود را در نه سالگی به اندازه توانایی شان به روزه گرفتن امر کنید و چون تشنگی و گرسنگی بر آنان غالب شد، افطار کنند»[۲]. تعالیم اسلام به صورت تدریجی به مردم عرضه شده، و قرآن هم تدریجاً بر مردم خوانده شده است. متأسفانه، بعضی از والدین و مربیان قصد دارند در فرصتی کوتاه و خیلی سریع، فراگیران خود را به سر منزل مقصودی که در ذهن خود دارند برسانند؛ بدون این که فرصت دست یابی خود بخودی آن را فراهم کنند.

صاحب نظران تعلیم و تربیت، در این باره چنین اظهار نظر کرده اند: «اگر پیام تربیتی با سرعت و تعجیل و بدون در نظر گرفتن فرصت درون سازی از جانب کودک صورت گیرد ـ هر چند مظاهر یک انتقال صوری انجام گرفته است ـ ، اثر آن، پایدار و ماندنی نخواهد بود». لذا، بهتر است کودک، هر چیزی را اندک ـ ولی آن اندک را خوب ـ یاد بگیرد و هضم و جذب نماید و گرنه دیگران و خود را با دانش سطحی و قشری خویش گول خواهد زد. آنچه تاکنون مشخص شده، نشان دهنده آن است که سرعت بیش از اندازه و به دور از توانمندی و جذب ظرفیت طبیعی کودک، فرآیند درون سازی مفاهیم تربیتی را مختل می‌سازد.

در واقع، هماهنگی مشترک بین توانایی و قابلیت تربیت شونده از یک سو و امکانات مناسب تربیتی از سوی دیگر، سرعت متناسبی را می‌طلبد که تشدید یا تخفیف بیش از حد آن، به اختلال در فرایند تربیت و حتی اختلال در تعادل شخصیت تربیت شونده منجر می‌گردد.

۴ـ اصل اعتدال و میانه روی در آموزش مسائل دینی

اعتدال و میانه روی، زیر بنای تعالیم اسلام است به طوری که در همه دستورها و مقررات آن، از هر گونه افراط و تفریط، جلوگیری شده است. اصل تعادل، از اصولی است که در قرآن کریم بدان عنایت شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «و کذالک جعلناکم امه وسطاً»[۳](و شما را امت میانه و معتدل قرار دادیم).

همچنین، در حیات سراسر نورانی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه هدی(علیهم السلام)، این اصل را در همه اعمال و رفتارشان مشاهده می‌کنیم. امام علی(علیه السلام) درباره پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: «سیرته القصد»(سیره اش تعادل و میانه روی بود). انسان موجودی چند بعدی و چند کانونی است. اسلام نیز که دین جامع و کاملی است، به تمام نیازهای انسان توجه دارد. برای رشد، تعالی و کمال بشر لازم است همه ابعاد انسان به صورت هماهنگ و متعادل رشد و تکامل یابند. بی‌توجهی به همه ابعاد وجودی انسان یا توجه بیش از حد به یک بعد و نادیده گرفتن ابعاد دیگر، جامعیت و وحدانیت وجود آدمی را نادیده می‌گیرد و انسانی یک بعدی و تک ساختی می‌سازد[۴].

اگر انسان را فقط در یک بعد ببینیم و او را در همان بعد تربیت کنیم. در حقیقت موجبات نابودی شخصیت انسانی او را فراهم کرده ایم. متأسفانه، بیشتر انسان‌ها و بسیاری جوامع، فاقد این اصل در زندگی‌اند، و در دام افراط یا تفریط غلطیده‌اند. ریشه‌ی بسیاری از انحرافات: فردی، اجتماعی، اخلاقی و روانی را می‌توان در رعایت نکردن اصل تعادل جستجو کرد. میانه روی در عبادت هم باید مراعات شود.

درست است که توصیه‌ها و تشویق‌های پیشوایان دین، هر انسان محب پروردگار را به انجام دادن عبادات راغب می‌گرداند، اما توانایی‌ها و آمادگی‌های روحی او نیز شرط است. اگر او با تحمیل عبادت بر خود، لذت عبادت را از خویش سلب کند و خود را در آن امر به تکلف اندازد، نه عبادت او عبادتی سالم محسوب می‌شود، و نه خود او از عبادتش بهره‌ی معنوی می‌برد»[۵]. ظرفیت انسان برای عبادت، یک ظرفیت محدود است. لذا باید سعی شود عبادت با نشاط باشد. اگر نشاط از بین برود، عبادت تحمیلی می‌شود.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: «ان هذا الدین متین فأوغلوا فیه برفق و لا تکرهوا عباده الله الی عباد الله فتکونوا کالداکب المنبت الذی لاسفراً قطع و لاظهراً ابقی»[۶] دین اسلام، دینی متین، محکم، منطقی و مبتنی بر ملاحظات دقیق روانی و اجتماعی است. لذا، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) سفارش می‌کند که با مدارا و متانت حرکت کنید و عبادت خود را مغبوض و منفور نفس خویش قرار ندهید یعنی طوری عمل نکنید که نفس شما، عبادت را دشمن بدارد، بلکه طوری عمل کنید که نفس، عبادت را دوست بدارد و مجذوب آن شود.

مانند اسب سواری نباشید که در اثر تندی و شتاب زیاد ـ که میزان توانایی مرکوب را در نظر نمی‌گیرد و فقط تازیانه را می‌شناسد ـ، نه خود به مقصد می‌رسد و نه برای مرکب او کمر و توانایی می‌ماند. پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلّم) همان طور که با غرق شدن در مسائل مادی و شهوانی مخالف بودند، با رهبانیت و عبادت‌های صوفیانه نیز مخالفت می‌کردند. ایشان در برخورد با کسانی که نسبت به مسائل زندگی، بی اعتنا شده و به عبادت پرداخته بودند، فرمودند: «بدن شما و زن، فرزند و یاران‌تان، حقوقی بر شما دارند و باید آنها را رعایت کنید».

امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمودند: در جوانی، سخت مشغول عبادت بودم، پدرم به من فرمودند: فرزندم!(زیاد خود را خسته مساز) کمتر از این مقدار هم می‌توانی انجام دهی. به درستی که خداوند اگر بنده‌ای را دوست داشته باشد، به عبادت اندک او راضی خواهد شد»[۷]. فجیع عقیلی گوید: «امام حسن(علیه السلام) به من فرمودند: هنگامی که پدرم در حال احتضار بودند، شروع به وصیت کردند و فرمودند: در عبادت میانه رو باش و آن چه را که همیشه می‌توانی انجام دهی و در توان تو است، انجام ده»[۸].

متأسفانه عده‌ای از والدین، مبلغان و مربیان به دلیل نا آگاهی از مراحل رشد و تحول روانی کودکان و نوجوانان و همچنین بی اطلاعی از شیوه و روش‌های برخورد ائمه اطهار(علیهم السلام) در این زمینه، با اتکا به دانسته‌ها و تجربیات غیر علمی و غلط خویش، اعمالی را مرتکب می‌شوند که بعضاً مضر به حال کودکان و نوجوانان است. علاقه مفرط برخی والدین به مذهبی شدن فرزندانشان و اصرار بیش از حد آنان در این زمینه، بی توجهی به توان، استعداد و نیازهای روحی و روانی کودکانشان و خارج شدن از مرز اعتدال، عواقب ناگوار و نامطلوبی ـ همچون بدبینی به مذهب ـ را در پی خواهد داشت.

۵ـ اصل تکرار و مداومت در آموزش مسائل دینی

تکرار و استمرار، خود بخود سبب یادگیری درست، سرعت عمل و کسب مهارت در هر زمینه‌ای می‌شود. همه، مَثَل معروف: «کار نیکو کردن از پر کردن است» را شنیده اند. و همه نیز واقفند که بازی یا رانندگی روی یخ، فقط در نتیجه‌ی تمرین و تکرار ممکن است. هیچ کس نمی‌تواند منکر باشد که اگر مفاهیم و لغات آموخته شده از زبان بیگانه تمرین و تکرار نشوند، دیر یا زود به دست فراموشی سپرده می‌شود.[۹] دکتر قائمی در این باره می‌نویسد: «برای تقویت و ایجاد رفتاری ثابت و عادتی استوار در کودک و نوجوان، باید از مجرای تکرار وارد شد. بسیار از افکار و اعمال، در سایه‌ی تمرین و عمل مکرر در انسان تثبیت می‌شوند. حتی ایمان آدمی هم، نوعی تثبیت در سایه‌ی عمل است، «لا یثبت الایمان إلاّ بالعمل»[۱۰] هر قدر، عمل، مکرر باشد، امکان تثبیت آن بیشتر خواهد بود. همچنین در تربیت دینی، این اصل وجود دارد که از راه ظاهر و عمل ظاهری، می‌توان در باطن نفوذ داشت؛ و بر عکس.

نویسنده: محمد رضا مطهری

پی‌نوشت‌ها
[۱] . سادات، راهنمای پدران و مادران، ج ۲، ۱۵۹؛ یکصد و چهارده نکته درباره نماز، ۶۶٫
[۲] . طباطبائی، سنن النبی، ۱۵۷٫
[۳] . بقره / ۱۴۳٫
[۴] . مطهری، مقدمه‌ای بر مفاهیم و کاربردهای راهنمایی و مشاوره از دیدگاه اسلام، ۶۸ ـ ۶۹٫
[۵] . مظلومی، با تربیت مکتبی آشنا شویم، ۱۴۲٫
[۶] . کلینی، اصول کافی، ج ۲، ۸۶ ـ ۸۷٫
[۷] . کلینی، اصول کافی، ج ۲، ۸۷٫
[۸] . نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱، ۱۳۰؛ مسلم، صحیح، ج ۳، ۱۴۴٫
[۹] . شعبانی، مهارت‌های آموزشی و پرورشی، ۲۳٫
[۱۰] . کلینی، اصول کافی، ج ۱، کتاب الفکر و الایمان.
 
منبع: مجله مسجد

شش راه برای گفتگوی درست با نوجوانان

  آیا مایلید با نوجوانتان، یک ارتباط نزدیک تر و صمیمانه تر داشته باشید؟ توانایی شما برای ایجاد یک ارتباط موثر با نوجوانان یکی از مهارت های ارزشمند و مفید است که شما باید آن را روزبه روز بهتر کنید. ما فکر می کنیم گفت و گو راهی است که از طریق آن می توانیم حرف هایمان را بزنیم و خود را ابراز کنیم. این مطمئنا مهم است اما گوش کردن هم یکی از مهارت های مهم ارتباط برقرار کردن است. گفت و گو و ارتباط برقرار کردن با نوجوانان، کار زیاد آسانی نیست. مخصوصا وقتی آنها زیاد مایل نیستند با والدینشان صحبت کنند.

این جا تکنیک‌هایی وجود دارد که به شما در این رابطه کمک می کند:

۱- به فرزند خود توجه بیشتری کنید

  به نوجوانتان توجه کنید و به او اهمیت دهید. مشکل است چون کمی کارتان سخت و وظایفتان سنگین تر می شود، با این حال برای گفت و گوی درست و روشن باید روش های اشتباه خود را کنار گذاشته و واقعا به حرف های فرزندتان گوش کنید. وقتی ببیند شما به او اهمیت داده و به حرف هایش گوش می دهید، فرصت بیشتری پیش می آید که او هم حرف های شما را گوش کند.

۲- به دنبال جزئیات باشید

  معمولا نوجوان ها مختصر حرف می زنند و به سوالات، جواب های کوتاه می دهند، در صورتی که ممکن است جزییات مهم باشند و این وظیفه شماست تا بحث را باز کنید و بیشتر با آنها حرف بزنید.برای مثال:

بچه: از معلمم متنفرم!

والدین: منظورت این نیست که از او بدت می آد؟

– نه ازش متنفرم!

– نمی خوام این حرف ها رو بشنوم مطمئنم ازش متنفر نیستی.

– نه من از همه معلما بدم می آد!!

– فکر می کنی اگر ازش متنفر باشی نمره ات خوب می شه؟!

و این جر و بحث همین طور ادامه دارد…

یک راه پیشنهادی

بچه: از معلمم متنفرم!

والدین: عجیبه! تو معمولا از کسی متنفر نمی شی، اون چه کار کرده که این طوری درباره اش حرف می زنی؟

– چند تا از بچه ها تکالیفشان رو انجام ندادند اما او، همه رو تنبیه کرد و می خواد فردا دوباره امتحان ریاضی بگیره.

– به نظر منصفانه نیست.

– نه اصلا منصفانه نیست برای امتحان مسخره فردا هم درس نمی خونم و می رم خون دوستم. این معلم همه رو دیوونه کرده!

والدین فقط گوش داده و با این کار، اجازه می دهند فرزندشان حرف هایش را بزند و احساس کند که از سوی والدینش تایید شده. متوجه شدید که این پدر یا مادر با فرزندشان جر و بحث نکردند. شما مجبور نیستید با احساسات او موافق باشید اما حالا می دانید که چه احساسی دارد. ما نمی توانیم به او کمک کنیم چه احساسی داشته باشد باید محدودیت‌هایی برای رفتارهایی که خوشایند ما نیست داشته باشیم و رفتار مناسب را بررسی کنیم.

ابزار بیان احساسات خوب است، اما باید از بیان احساسات منفی که همراه با فریاد زدن و داد و بیداد کردن است، جلوگیری کرد و برای این کار باید کمی صبر کنیم و بگذاریم آرام شود و دوباره گفت و گو را شروع کنیم.

۳- سوالاتی بپرسید که جای بحث و گفت و گو داشته باشد

 سوالاتی نپرسید که جواب آنها فقط بله و نه باشد. در مثالی که در بالا آمده والدین می توانند بپرسند:

می توانی از معلمت بخواهی نظرش را درباره امتحان تغییر دهد؟

بچه: مطمئن نیستم آدم سرسخت و سمجیه.

والدین: با او صحبت کنید و راه های بهتری برای برخورد با بچه‌هایی که تکالیفشان را انجام نداند پیشنهاد کنید.

بچه: شاید بتونم با او صحبت کنم. سعی می کنم.

۴- رفتار انتقادی برای نوجوان؟ نه!

  حالا بهتر است بعد از گوش کردن، صحبت کنید و اگر می خواهید تغییری در رفتار نوجوانتان ببینید به شخصیت او توهین نکنید بلکه درباره کاری که کرده صحبت کنید و بگویید کارت درست نبوده. برایش توضیح دهید که چرا از او می خواهید رفتارش را عوض کند. ممکن است شما با این مساله مواجه شده باشید: نوجوان شما به جای اینکه کارهای روزانه اش را انجام دهد بیرون رفته. در این مثال نشان داده می شود که توهین نکردن به شخصیت او بهترین برخورد است: والدین: چرا کارهایت را انجام ندادی؟ تو بچه نا مرتب و تنبلی هستی، من همیشه باید کارهای تو رو انجام بدم. نوجوان احساس بدی نسبت به خود دارد حالا اینجا مثالی هست که نشان می دهد که چگونه باید برخورد کرد: والدین: وقتی بیرون می ری و کارهایت را انجام نمی دی من خیلی ناراحت و عصبانی می شم.

ما قبلا توافق کردیم که تو کارهای خودت را انجام بدی بعد بیرون بری. من به تو احتیاج دارم که در بعضی کارها به من کمک کنی نه اینکه کارهای تو را هم انجام بدهم. او با خودش فکر می کند که حرف های شما درست است و حق با شماست. به خاطر داشته باشید که اگر حرفتان را با این جمله که تو چنان و چنین هستی و توهین کردن به او شروع کنید در واقع انتقاد می کنید نه گفت و گو.

۵- اجازه دهید نتیجه اعمالش را ببیند

یک مشکل نسبتا بزرگ که پدر و مادرها با آن مواجه اند، این است که به دنبال تنبیه مناسب برای نوجوانانشان هستند. معمولا برای این رده سنی، تنبیه باید این گونه باشد که والدین این حق انتخاب را به آنها بدهند تا نتیجه کارشان را ببینند.

محدود کردن برنامه های تفریحی، بازی‌ها و کارهای مورد علاقه شان می تواند یک تنبیه منصفانه باشد. با این کار، آنها پیامد کار خود را می بینند. شما بااین کار به آنها می فهمانید که مسوول اعمال خود هستند و برای امتیاز گرفتن از شما باید تلاش کنند.

۶- تحسین توصیفی

همه ما آگاهی بچه ها را تحسین می کنیم مثلا: تو پسر باهوشی هستی. تو خیلی خوب پیانو می زنی. متاسفانه این نوع تحسین و تمجید، روی احساس خوبی که بچه ها نسبت به خود دارند، تاثیر مطلوبی نمی گذارد چرا؟ چون ما کارهایشان را ارزیابی می کنیم. با این نوع تحسین، شاهد و مدرکی برای تصدیق ادعایمان نداریم.

باید جزییات کارشان را توضیح دهیم. این طوری می فهمد شما برای تحسین او، مدرکی دارید و کلمات صادقانه و مناسبی برای ارزیابی اعمال آنها به کار بردید و مهر تایید بر آنها زدید. برای روشن شدن این موضوع به مثال زیر توجه کنید:

تحسین ارزیابی

بچه: من از درس هندسه نمره ۲۰ گرفتم.

والدین: عالیه تو نابغه هستی.

او با خودش فکر می کند من این نمره را چون دوستم در درس خواندن به من کمک کرد گرفتم، در واقع او نابغه است نه من.

تحسین توصیفی

بچه: من از درس هندسه نمره ۲۰ گرفتم.

والدین: تو باید خیل یخوشحال باشی چون برای امتحانت خیلی تلاش کردی.

او با خودش فکر می کند وقتی زیاد روی هندسه کار می کند، نمره اش خوب می شود. اعمال فرزندانتان را توصیف کنید به جای این که با کلماتی مثل خوب، عالی و یا تنبل و گیج ارزیابی کنید. ابتدا این کار سخت است چون کمی غیر عادی به نظر می رسد، اما به تدریج که از این روش استفاده کنید، برای شما عادی می شود. بچه ها نیاز دارند به یک نوع احساس برسند تا به آنها کمک کند مستقل، خلاق و متفکر باشند و همیشه دنبال این نباشند که کسی آنها را تایید کند. این نوع تحسین باعث می شود آنها به خودشان اعتماد کنند و نیازی به عقاید دیگران نداشته باشند تا به آنها بگویند چه کار کنند.

یک مشکل دیگر این است که چگونه از نوجوان انتقاد کنیم. به جای این که با کلمات نادرست به آنها توهین کنیم، بهتر است کاری را که درست است و آنچه را که باید انجام دهند برای آنان شرح و توضیح دهیم. مثال: نوجوان شما قرار بوده لباس های چرک را در ماشین لباس شویی بریزد اما هنوز این کار را نکرده.

والدین: لباس ها را ریختی توی ماشین؟

بچه: دارم انجامش می دم.

– می بینم لباس های خودت و بقیه را جمع کردی و توی سبد لباس چرک ها گذاشتی نصف کارت رو انجام دادی.

این شکل صحبت کردن، دلگرم کننده است. کاری را که انجام داده، تایید می کند در حالی که اشاره ای به آنچه انجام نداده، نمی کند.

منبع: مجله راز موفقیت؛ شماره ۱۸۲

اصول آموزش نماز به کودکان و نوجوانان(۱)

(۱) روش‌ها و شیوه‌هاى آموزش نماز در کودکان و نوجوانان، بر اصولى استوار است که به ذکر مهمترین آنها در این نوشتار پرداخته شده است:
۱ـ اصل فطرى بودن مسائل دینی.
۲ـ اصل اختیارى بودن مسائل دینی.
۳ـ اصل تدریجى بودن آموزش مسائل دینی.
۴ـ اصل اعتدال و میانه روى در آموزش مسائل دینى
۵ـ اصل تکرار و مداومت در آموزش مسائل دینى
۶ـ اصل آسانگیرى در آموزش مسائل دینی.
۷ـ اصل هماهنگى خانه، مدرسه و جامعه(مسجد، رسانه‌ها و…) در آموزش مسائل دینى.

اکنون به شرح و بررسى این روش‌ها و شیوه‌ها مى پردازیم:

۱ـ اصل فطرى بودن مسائل دینى

نیاز به پرستش و نیایش، یکى از نیازهاى اساسى و عمیق در عمق روان بشر است. در بررسى تاریخى، این موضوع ثابت شده که پرستش، جزیى از وجود و کشش فطرى انسان است. گاهى که میل و روح پرستش از سوى انبیاء در مسیر صحیحى قرار گرفته، به خدا پرستى ختم شده است. و گاهى بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشیاى گوناگون پرستش شده اند. طبق نص صریح دین اسلام، براى ما مسلّم و متقن است که میل به پرستش، نیایش، کمال طلبى، حقیقت جویى و… در کودک امرى فطرى و درونى است.
این موضوع را شواهد تاریخى ـ همچون: پرستش بت، خورشید و گاو و ساختن بهترین مکان‌ها براى معابد ـ و آیات و روایات تأیید می‌کند. خداوند تبارک و تعالى در قرآن مجید می‌فرماید: «فأقم و جهک للدین حنیفاً فطرهَ الله التى فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن اکثر الناس لایعلمون»(روم / ۳۰)(پس روى خود را با گرایش تمام به حق، به سوى این دین کن، با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است. در آفرینش خدا، تغییرى نیست. این است همان دین پایدار ولى بیشتر مردم نمی‌دانند).

اگر ملاحظه می‌شود که گروهى از کودکان و نوجوانان، نسبت به مسائل دینى رغبت و تمایلى از خود نشان نمی‌دهند، مربوط به عوامل محیطى است که فطرت کودک را از مسیر خودش تحریف کرده است. متأسفانه، بعضى از والدین به دلیل حساسیت نداشتن و اهمیت ندادن به مسائل دینى و بعضى، به دلیل سخت گیرى ها، آموزش‌هاى غلط و نا آشنایى با سیره و روش معصومان(علیهم السلام) و روش‌هاى تربیتى، به گونه‌اى با کودک رفتار می‌کنند که آنان نسبت به مسائل دینى، بى تفاوت، کم رغبت و حتى متنفر می‌شوند.

با کمال تأسف باید گفت که بعضى از والدین، حساسیت و دقتى را که درباره‌ى امور دنیوى ـ همچون: تغذیه، لباس، مسائل درسى، کلاس کنکور، معلم خصوصى و… ـ فرزندانشان از خود نشان می‌دهند، نسبت به مسائل معنوى و دینى اظهار نمی‌کنند. به راستى، این گروه از والدین، مصداق کلام نورانى رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلّم) می‌باشند که فرمودند: واى بر فرزندان آخر الزمان از دست پدرانشان. گفته شد: یا رسول الله! منظور شما پدران مشرکند؟ فرمودند: خیر؛ بلکه پدران مؤمنى که واجبات دینى را به فرزندان خود آموزش نمی‌دهند و اگر آنان خود بخواهند احکام دین را فرا گیرند، ایشان جلوگیرى می‌کنند،(و حال آنکه) اگر کالایى به دست بیاورند، از آنان راضى و خوشحال خواهند شد. من از ایشان بیزارم و آنان نیز از من بیزارند»[۱]

با توجه به این اصل که خدا جویى، امرى فطرى و درونى است، باید علماى اسلامى و دانشمندان تعلیم و تربیت، به فکر تهیه و تدوین کتاب هایى باشند که شیوه‌هاى صحیح رشد و پرورش این حس را بر مبناى اصل فطرى بودن، به والدین آموزش دهند تا آنان، متوسل به شیوه‌ها و روش‌هاى نادرست نشوند.

۲ـ اصل اختیارى بودن مسائل دینى

انسان به اقتضاى داشتن فطرت الهى، وجود چند بعدى و کرامت وجودى، موجودى مختار است که کرامتش را با اختیار خود می‌تواند کسب کند.
در واقع از دیدگاه اسلام، انسان، میل‌ها و جاذبه‌هاى معنوى دارد که دیگر موجودات، آن را ندارند. انسان قادر است که در برابر میل‌هاى درونى خود، ایستادگى کند و فرمان آنها را اجرا نکند، یا به بعضى از آنها، پاسخ گوید و بعضى دیگر را کنترل نماید، یا از آنها در جهتى خاص استفاده کند. این توانایى انسان، به حکم نیروى اراده است که به فرمان عقل عمل می‌کند. این توانایى بزرگ، از مختصات انسان است. اساس این توانایى، آن است که انسان، موجودى آزاد، انتخابگر و صاحب اختیار می‌باشد(مطهرى، راهنمایى و مشاوره از دیدگاه اسلام، ۴۲).

در دعوت کودکان و نوجوانان به دین، باید به گونه‌اى عمل نماییم که احساس آزادى کنند. با توجه به این موضوع که انسان فطرتاً خداجو است، لازم است که با تذکر روش‌هاى صحیح، این فطرت را در وجود آنان بیدار کنیم و به طرف پذیرش دین سوق دهیم. پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم) نیز با نرمخویى و با زبان نرم، افراد را به دین اسلام دعوت می‌کردند. به تجربه هم ثابت شده است که با زور و اکراه، نمی‌توان کسى را به راه راست هدایت کرد. خداوند ـ تبارک و تعالى ـ می‌فرماید: «ا فانت تکره الناس حتى یکونوا مؤمنین»[۲](پس آیا تو مردم را به اجبار وا می‌دارى که ایمان بیاورند؟!).

اگر به مفاد آیه‌ی: «لا اکراه فى الدین، قد تبیین الرشد من الغی…»[۳] توجه نماییم، معلوم می‌شود که پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم)، وظیفه تبیین دارند. لذا پس از تببین، دیگر جاى اکراه و جاى انتخاب کردن به جاى مردم وجود ندارد. همچنین خداوند می‌فرماید: «فانما علیک البلاغ»[۴](پس بر تو تبلیغ است و بس). کار پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) بیان، توضیح، تشبیه، ابلاغ، انذار و بشارت است. کار پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) اجبار نیست، که به جاى مردم بخواهد انتخاب کند و آنها را مجبور نماید.
بهتر است که هیچ گاه کودکان یا نوجوانان را به دیندارى مجبور نکنیم. همچنین، به خاطر این که آنان دین دار شوند، بهتر است به آنان پاداش خیلى زیاد ندهیم. اگر بدون استفاده از این دو حربه تهدید و تطمیع، بتوانیم آنان را به عقیده‌اى معتقد کنیم، آن اعتقاد درونى خواهد بود؛ یعنى اعتقادى که نه به خاطر جلب منفعت، و نه ترس از قدر دانى به وجود می‌آید[۵]. وقتى نوجوان مجبور به دین دارى نشود ـ و در دوره کودکى، سالم و عارى از انحراف، پرورش یافته باشد و دین به نحو منطقى و در شرایط مناسب به او عرضه گردد، با توجه به این که به تفکر انتزاعى رسیده است، دین یا مذهب محکم و قابل دفاع را خواهد پذیرفت.

این دیندارى او، وراثتى، ریا کارانه و همراه با ناخالصى نخواهد بود، بلکه «دین خالص» خواهد داشت و سپس به دستورهاى دینى عمل خواهد کرد. در دین اسلام تأکید فراوان می‌شود که اصول دین، تقلیدى نیست، بلکه فرد باید با آگاهى و آزادى آن را بپذیرد. بنابراین، باید تلاش کرد که کودک و نوجوان را به طریقى مثبت و ترغیب کننده، به دین دعوت کرد و از افرادى که مبناهاى اعتقادى و فکرى قوى دارند، کمک گرفت. باید توجه داشت که کودک و به ویژه نوجوان، در مقابل برخوردهاى آمرانه مقاومت می‌کند[۶].

خانم زهرا مصطفوى، فرزند امام خمینى(ره) نقل می‌کند: «همسرم به جهت عادت خانوادگى، دخترم را از خواب صبح گاهى بیدار می‌کرد و به نماز وا می‌داشت. امام(ره) وقتى از این ماجرا خبردار شدند، برایش پیغام فرستادند: چهره شیرین اسلام را به مذاق بچه تلخ نکن. این کلام آن چنان مؤثر افتاد و اثر عمیقى بر روح و جان دخترم به جاى گذاشت که بعد از آن خودش سفارش کرد که براى نماز صبح به موقع بیدارش کنم»[۷].

والدین اگر می‌خواهند فرزندان‌شان، نماز خوان و معتقد بار آیند، موارد ذیل را در نظر بگیرند:

اولاً، خودشان معتقد به دستورها و تعالیم دینى باشند و به دور از ریا و با خلوص، نماز را به پا دارند.

ثانیاً: در دوران کودکى، فرزندانشان را با نماز و مجالس و محافل مذهبى مأنوس کنند. از این رو، لازم است خاطرات خوشى را در ذهن آنان ایجاد نمایند و به شدت از سخت گیرى، اجبار و اکراه خوددارى کنند. پدرى که براى بیدار کردن دختر تازه بالغ خود براى اداى نماز صبح، دستى به گیسوان او می‌کشد و با نوازش و محبت او را از خواب شیرین صبح گاهى بیدار می‌کند، انجام دادن این تکلیف دینى را با شیرینى محبت پدرانه خویش، می‌آمیزد و عبادت را در کام فرزندش، شیرین می‌سازد.

ثالثاً: والدین نسبت به مسئله نماز و مسائل اعتقادى همچون دیگر مسائل، حساسیت نشان دهند. اگر والدین و مربیان به سفارش‌ها و سیره‌ى معصومان(علیهم السلام)  و بزرگان دین عمل کنند، قطعاً فرزندانى معتقد و نماز خوان خواهند داشت.

 

پى نوشت ها
[۱] . نورى، مستدرک الوسائل، ج ۲، ۶۲۵
[۲] . یونس / ۹۹ [۳] .
[۳] . بقره / ۲۵۶٫
[۴] . آل عمران / ۲۰٫
[۵] . ارونسون، روان شناسى اجتماعى، ۳۴٫
[۶] . کاظمى، آموزش و پرورش از خردسالى تا نوجوانى، ۸۷٫
[۷] . ستوده، پا به پاى آفتاب، ج ۱، ۱۲۳٫
[۸] . سادات، راهنماى آموزش تعلیمات دینى در مدارس، ۲۷٫
منبع: مجله مسجد، ش۵۰ ، ص۲۱؛ به قلم  محمد رضا مطهرى

نگاه نهج ‏البلاغه به نوجوانان

اشاره

دوره نوجوانى، حساس‌ترین و با اهمیت‌ترین دوران زندگی انسان است که معمولاً بین سنین ۱۲ الى ۱۸ سالگى می ‏باشد. در این دوره، فرد، نه کودک و نه هنوز به درستى بالغ شده است و دوره بحرانى زندگى خود را می‏ گذراند که گاهى رفتار و اعمال کودکانه او، موجب آزار بزرگترها و گاهى رفتار عاقلانه او، باعث تحسین و تعجّب آنها می‏ شود.

نوجوان در سنینى قرار دارد که به درستى نمی ‏داند چه باید بکند؟ کدام شیوه را در زندگى خود برگزیند؟ برخى بزرگترها به او می ‏گویند: تو هنوز بچّه ای! گاهى دیگران به او می ‏گویند: تو دیگر بزرگ شده ‏اى چرا کار بچّه‏‌گانه از تو سر می‏ زند؟ او خود را در این امر و نهی، سرزنش و عتاب، حیران می‌بیند.

نهج ‏البلاغه، یکى از برترین کتابى است که به اخ ‏القرآن(برادر قرآن) شهرت یافته است. این کتاب «آن چنان بزرگ و با عظمت است که دست عقول بشر به این آسانى به آن نمی‏ رسد. دلیل آن همین است که این کتاب، تراوش روح با عظمت کسى است که مظهر اسم اعظم خداوند است، معلّم جبراییل، قرآن ناطق و بزرگ‏ترینِ مفسّران و تربیت شده پیامبر عظیم ‏الشّأن است.»۱

سخنان حضرت على(علیه‏ السلام) که نهج‏ البلاغه بخشى از آن می‏ باشد، از نظر قواعد ادبى و لفظى و اخلاقى، در حدّ معجزه است و تا کنون هیچ کلام بشرى به پاى آن نرسیده و با آن برابرى ننموده است. ابن ابی‏ الحدید معتزلى ـ شارح بزرگ نهج ‏البلاغه ـ در مقدّمه کتاب خود می‏ نویسد: «به حق، سخن على(علیه‏ السلام) فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق می ‏باشد.»

نهج البلاغه، مشحون از مواعظ و حکم آموزنده درباره موضوعات مختلف از جمله «نوجوانان» است که به کارگیرى آن، مهم‏ترین راه ‏حل جهت تربیت و سعادت می‏ باشد.

در بحث «نگاه نهج ‏البلاغه به نوجوانان» به محوره‌اى زیر اشاره خواهد شد:

الف: نوجوان و تربیت.

ب: نوجوان و عبادت.

ج: نوجوان و الگوپذیری.

د: نوجوان و دوست‏یابی.

ه: نوجوان و سیاست.

و: نوجوان و گناه.

الف) نوجوان و تربیت

در تربیت نوجوانان، باید به چند اصل تربیتى توجّه نمود؛ از جمله: شناخت مسائل این نسل، توجّه به پایه‏ هاى خُلقى این نسل، توجّه به اصل محبت و انس و دوستى با نوجوانان و پرهیز از اعمال قدرت و اجبار.

علی(علیه ‏السلام) دوران نوجوانى را از سه جهت بسیار حسّاس بیان می‏ کند:

اوّل این که قلب نوجوان مانند زمین، خالى و مساعد است که هر چه در آن بکاری همان درو می‏ کنی:

«انّما قلب الحدث کالأرض الخالیه مهما اُلقى فیها من کلّ شی‏ء قبلته»۱۹ و دوم این که دوران نوجوانى را زودگذر می‏ داند و گوش زد می‌فرماید سریعاً آن را دریابید: «بادر شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک»۲۰ سوم این که شیطان در این زمان، به نوجوان زیاد روى می ‏آورد و لازم است براى آن، پناهگاه خوبی در نظر گرفت که بهترین پناهگاه، قرآن کریم، ائمه(علیهم‏ السلام) و ادعیه می‏ باشد

علی(علیه‏ السلام) به تربیت نفس توجّه ویژه‏ اى دارد و می‌فرماید: «اى مردم! خودتان عهده‌دار تربیت نفس خویش باشید و آن را از کشیده شدن به طرف هوسها و عادات ناروا باز دارید.»۲ و نیز می‌فرماید: «زنهار! زنهار! در تربیت و سازندگى خویشتن تلاش کن».۳

امام علی(علیه ‏السلام) به پدران نیز توصیه می‏ کند:

«با فرزندان خود دوست شوید؛ زیرا مودّه الآباء قرابه بین الأبناء؛ دوستى میان پدران، سبب خویشاوندى میان فرزندان است».۴ و نیز به علت تأثیر خانوده‌ها بر شخصیت نوجوانان، سفارش می‏ کند:

«روابط خود را با افراد با شخصیت و اصیل و خانواده‏‌هاى صالح و خوش ‏سابقه، برقرار ساز».۵

امام تأثیر محیط و جامعه را در تربیت فرزندان، به ویژه نوجوانان، گوشزد می‏ کند و می‌فرماید:

«و اسکن الأمصار العظام فانّها جِماع المسلمین، و احذر منازل الغفله و الجفاء و قلّه الأعوان على طاعه اللّه؛ در شهرهاى بزرگى که مرکز اجتماع مسلمانان است، مسکن گزین و از محیط و جوامعى که اهل غفلت و ستمکارى در آنجا هستند و یارانِ مطیع خدا کمتر در آن نواحی یافت می‏ شوند، بپرهیز.»۶

ب) نوجوان و عبادت

طرز ارائه مسائل مذهبى به نوجوانان، اهمیت بسیارى دارد. امور مذهبی را به گونه‌اى باید به آنها ارائه داد که آنها احساس کنند در زندگی روزمره، این امور قابل پیاده شدن است. و باید علم و دین را توأمان به نوجوانان آموخت.

«عبادت»، مهم‏ترین بخش اصول اسلام می‏ باشد و در نهج ‏البلاغه، به بندگى خدا و عبادت، توجّه و تأکید بیشتر شده است. عبادت اثرات دنیوی بسیارى دارد که از جمله آن، آرامش روانى و سلامت نفس می‏ باشد.

علی(علیه‏ السلام) می فرماید: «در تمام امور زندگى خود، خداوند را اطاعت کن؛ زیرا اطاعت از خداوند، بر هر کارى مقدّم است. نفس خود را به سوى عبادت بکشان و با آن، مدارا کن.»۷

از مهم‏ترین ارکان عبادت، نماز و روزه و عمل به قرآن می ‏باشد. على(علیه ‏السلام) توجّه به نماز و روزه و خواندن قرآن را گوشزد فرموده، از جمله: «نماز، گناهان انسان را می‏ ریزد»۸، «بهترین وسیله نزدیکى به خداوند، روزه ماه مبارک رمضان است»۹ و «حقّ فرزند بر پدر، این است که نام نیکویی براى او انتخاب کند، اخلاق و ادب به او بیاموزد و قرآن را به او آموزش دهد».۱۰

ج) نوجوان و الگوپذیرى

«الگوها» در تربیت، تأثیر بسیار زیادى دارد و هر چقدر الگو محبوب‏ تر باشد، تأثیرپذیرى آن نیز بیشتر است. حضرت على(علیه‏ السلام) از یک طرف بهترین الگو براى نوجوان و جوان می ‏باشد، چون امام دوران کودکى و نوجوانى را در کنار پیامبر اکرم(صلی‏ الله ‏علیه و‏ آله و سلم) گذراند و رفتار او را براى خود الگو قرار داده است؛ لذا می‌فرماید:

«پیامبر(صلی‏ الله‏ علیه و‏ آله و سلم) مرا از دوران کودکى تحت تربیت خود گرفتند و هر روز، یک اخلاق نیکو را به من تعلیم و دستور می ‏دادند.»۱۱

قرآن کریم به مسلمانان خطاب می‌‏فرماید: «رسول خدا(صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏ آله و سلم)، یک الگو و سرمشق کامل می‏ باشد.» و حضرت على(علیه‏ السلام) و فرزندانش، بهترین الگو براى نوجوانان و جوانان می‏ باشند. از این رو با تبیین سیره زندگى امام، می‏ توان امام را در تمام مراحل به عنوان الگو انتخاب کرد.

امام تأثیر محیط و جامعه را در تربیت فرزندان، به ویژه نوجوانان، گوشزد می‏ کند و می ‏فرماید: «و اسکن الأمصار العظام فانّها جِماع المسلمین، و احذر منازل الغفله و الجفاء و قلّه الأعوان على طاعه اللّه؛ در شهرهای بزرگى که مرکز اجتماع مسلمانان است، مسکن گزین و از محیط و جوامعى که اهل غفلت و ستمکارى در آنجا هستند و یارانِ مطیع خدا کمتر در آن نواحى یافت می ‏شوند، بپرهیز.

باید توجّه نمود افرادى که در سمت مربّى و معلّم نوجوان می‏ باشند، الگوى مناسب در تربیت‏ اند و نوجوان آداب زندگى را غالباً از اطرافیان ـ به ویژه مربّیان ـ فرا می‏ گیرد. پس لازم است آنها خود را با الگوى برتر تطبیق نمایند و نفس خود را اصلاح سازند، و عملاً به تربیت نسل جدید بپردازند. على(علیه‏ السلام) می‌فرماید: «هر کس که خودش را در منصب رهبرى مردم قرار دهد، لازم است قبل از تعلیم دیگران، نفس خودش را اصلاح کند.»۱۲

د) نوجوان و دوست‏یابى

نوجوان به داشتن «دوست»، احساس نیاز می‏ کند و از این ‏رو باید او را در انتخاب دوست یارى نمود. دوست به حدّى در یک نوجوان تأثیر دارد که او خود را همرنگ دوستش می‏ کند و حتّى از لباس، رفتار و کلام او تقلید می‏ نماید.

داشتن دوست، نوجوان را از تنهایى که ممکن است افسردگى و انزوا را در برداشته باشد، می ‏رهاند. امام على(علیه السلام) در نهج ‏البلاغه به یافتن «دوستان خوب» اشاره می ‏فرماید و تأکید دارد که: دوستان را ابتدا مورد آزمایش و امتحان قرار دهید و وقتى دوستی را خوب یافتید، او را از دست ندهید. امام(علیه‏ السلام) می‌فرماید:

«عاجزترین مردم، کسى است که از به دست آوردن دوست، ناتوان باشد و از او عاجزتر، کسی است که دوستانِ به دست آورده را ترک گوید.»۱۳

نوجوان وقتی دوستى را یافت و یا درصدد یافتن دوستانى می‏ باشد، باید به چند مسأله توجّه نماید:

ابتدا این که به آراء و افکار دیگران احترام بگذارد و خود، فردى فروتن و متواضع باشد. و دیگر این که در دوستی، افراط و تفریط روا ندارد که ثمره آن، پشیمانى و ثمره دوراندیشى و میانه روی، سلامت و رستگاری است.۱۴ و سوم این که راستگو بوده و به عهد خود وفا نماید، چون «هر کس امانت‏دار نباشد ضرر کرده و به مقصد نمی‏ رسد»۱۵ و چهارم این که با دوستانش خوشرو بوده و حُسن خُلق را سرمشق خود قرار دهد. امام على(علیه‏ السلام) می‌فرماید: «اکرم الحسب حُسن الخلق؛ برترین خویشاوندی، خوشرویى و حُسن خلق است.»۱۶

اما به پیروان خود گوشزد می ‏فرماید: «از دوستى با افرادى که ضعیف‏ العقل و بدعمل هستند، بپرهیز؛ زیرا انسان را با دوستش می‏ شناسند.»۱۷

و یا می‌فرماید: «از رفاقت با کسانى که افکار و ظاهر اعمالشان ناپسندیده است، برحذر باش؛ چرا که آدمى به رویه و روش رفیقش خو می‏ گیرد و به افکار و اعمال او معتاد می ‏شود.»

ه) نوجوان و سیاست

نوجوان و جوان که پرجمعیت‌ترین بخش هر جامعه ـ به‏ ویژه جهان‏ آسیایی و آفریقایى را تشکیل می‏ دهد، طبعاً باید با «سیاست» آشنا بوده و نقش برجسته‏ اى در امور ادارى ایفا نماید و نظام سیاسى حاکم نیز با حُسن نیت، اعتماد این قشر عظیم را به خود جلب سازد.

آری، لازم است با تشکیل جلسات متعدّد، جوانان و نوجوانان را با مسائل سیاسی آشنا کرده و نقش قدرت‏‌هاى سلطه‌گر را به آنها گوش زد نمود و آنها را آزاده بار آورد. حضرت در این‏ باره می‌فرماید:

«بنده دیگران مباش، خداوند تو را آزاد آفریده است.»۱۸

اما به پیروان خود گوش زد می‌فرماید: «از دوستى با افرادى که ضعیف‏ العقل و بدعمل هستند، بپرهیز؛ زیرا انسان را با دوستش می‏ شناسند.»

و) نوجوان و گناه

علی(علیه ‏السلام) دوران نوجوانى را از سه جهت بسیار حسّاس بیان می ‏کند:
اوّل این که قلب نوجوان مانند زمین، خالى و مساعد است که هر چه در آن بکارى همان درو می‏ کنی: «انّما قلب الحدث کالأرض الخالیه مهما اُلقى فیها من کلّ شی‏ء قبلته»۱۹
و دوم این که دوران نوجوانى را زودگذر می‏ داند و گوشزد می‌فرماید سریعاً آن را دریابید: «بادر شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک»۲۰
سوم این که شیطان در این زمان به نوجوان زیاد روى می ‏آورد و لازم است براى آن پناهگاه خوبى در نظر گرفت که بهترین پناهگاه، قرآن کریم، ائمه(علیهم‏ السلام) و ادعیه می ‏باشد و گرنه، گناه انسان را در دنیا و آخرت رسوا می ‏سازد و برکت را از مال او برمی ‏دارد و ناراحتی‏ هاى روانى را نصیبش می‏ سازد. از نظر على(علیه‏ السلام) هر گناهى در زندگی، آثار سویی دارد، مثلاً: دروغ، ایمان را از انسان دور می‏ کند۲۱؛ فحش و بدزبانی، زهد را دور می ‏سازد و سخن‏ چینی، رابطه دوستى را از بین می‏ برد.۲۲

پی‌نوشت‌ها
۱- وصیت‏نامه سیاسى ـ الهى امام خمینی(ره)
۲- نهج البلاغه، حکمت ۳۵۹
۳- همان، نامه ۳۰
۴- همان، حکمت ۳۰۸
۵- همان، نامه ۵۲ و ۵۳
۶- همان، نامه ۶۹
۷- همان.
۸- همان، خطبه ۱۹۹
۹- همان، خطبه ۱۱۰
۱۰- همان، کلمات قصار، ش ۳۹۹
۱۱- همان، خطبه ۲۳۴
۱۲- همان، کلمات قصار، ش ۷۳
۱۳- همان، حکمت ۱۲
۱۴- همان، حکمت ۱۸۱
۱۵- همان، خطبه ۱۹۹
۱۶- همان، حکمت ۳۸
۱۷- همان، نامه ۶۹
۱۸- همان، نامه ۳۱
۱۹- شرح غررالحکم، ج ۳، ص ۹۰
۲۰- همان، ص ۲۴۹
۲۱- نهج ‏البلاغه، خطبه ۸۶
۲۲- همان، کلمات قصار، ش ۲۳۹
 
نویسنده: حسن قریشى کرین
منبع: ماهنامه کوثر، شماره ۵۹؛ با تلخیص و تصرف

نقش خانواده در تربیت دینی فرزندان (علامه محب)

تربیت دینی توسط خانواده‌ها، نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. دین می‌تواند خویشتنداری را که عنصر اساسی در تربیت است، افزایش دهد و در میان خانواده‌ها به عنوان اصلی‌ترین و اساسی‌ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود.

خانواده، برترین جامعه‌ای است که کودک در آن، چشم به جهان می‌گشاید، سخن می‌گوید، راه می‌رود و هر آنچه را که ببیند، به تقلید انجام می‌دهد. در همان مکان است که یا به قله ی انسانیت صعود می‌کند یا به قعر زشتی‌ها نزول می‌کند. اولین و مهمترین پایگاه یادگیری، کانون خانواده است زیرا خمیر مایه ی شخصیت انسان، در خانواده تکوین می‌یابد و نگرش ها، رغبت ها، رفتارهای خوشایند و ناخوشایند نسبت به پدیده‌های مختلف، از خانه سرچشمه می‌گیرد.

پس این حقیقت آشکار می‌گردد که نقش خانواده در تربیت فرزندان، یک نقش بی‌بدیل بوده و از جایگاه قابل ملاحظه‌ای برخوردار است و تربیت دینی از جایگاه رفیع‌تری برخوردار می‌باشد. هدف از تربیت دینی، آن است که شور و شوق فطری کودک را نسبت به جلال و جمال الهی پرورش دهد و از رهگذر آن، فضائل اخلاقی را، به ملکات اخلاقی مبدّل سازد. دین و مذهب، می‌تواند نقش مؤثری در شکل‌گیری شخصیت کودکان و نوجوانان ایفا کند و مهم‌تر از آن این که دین و مذهب، در بهداشت روانی تأثیر بسیار عمیقی دارد. تربیت دینی که به وسیله آموزش‌های محیطی قابل اجرا است، به عوامل متعددی بستگی دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به علاقمندی والدین و حسن ظن آنها به دین و اعتقادات مذهبی اشاره کرد.

نقش خانواده و اهمیت آن در تربیت دینی

بر مبنای یک احساس و سنت دیرین، مشخص‌ترین مسئولیت خانواده در قبال زیست و رفاه فرزندان، در تامین خوراک و پوشاک، مسکن، بهداشت و تربیت، خلاصه شده است و اگر چه در تربیت فرزندان (فرایند انتقال ارزش‌های دینی) گروه‌ها و عوامل اجتماعی زیادی تأثیر می‌گذارند، اما غالباً خانواده در این زمینه به منزله ی با نفوذ‌ترین عامل به شمار می‌رود.

در خانواده، والدین به عنوان اصلی‌ترین عضو آن باید در تربیت دینی کودکان تلاش کنند تا متربی از سر شوق و اشتیاق به تجارب درونی دست یابد؛ به نحوی که خود بتواند فطرت خدا جوی خویش را کشف کند و تجربه را به طور حضوری مشاهده نماید.

در کانون خانواده است که گرایش دینی افراد، تقویت می‌شود و خمیر مایه ی شخصیت مذهبی، در آنان تکریم می‌یابد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «کل مولود یولد علی الفطره حتی تکون ابواه یهودانه و ینصرانه؛ هر نوزادی به فطرت (اسلام و توحید) متولد می‌شود، آن گاه پدر و مادر، او را به یهودیت و نصرانیت گرایش می‌دهند و از را ه فطرت منحرف می‌سازند.

نقش خانواده در تربیت دینی قبل از تولد

۱- همسر صالحه و شایسته: اسلام به عنوان دین کامل و جامع، نقطه ی آغازین تربیت را قبل از ازدواج می‌داند، لذا به عنوان اولین گام، شرایطی را برای انتخاب همسر شایسته که زمینه‌ساز تربیت صحیح فرزندان به شمار می‌رود، لازم دانسته است و بهترین توشه ی دنیا را همسر صالح و نیکوکار معرفی می‌کند. رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در بیان شرایط همسر شایسته می‌فرماید: «ازدواج کن ولی بر تو باد که با زن دیندار و با ایمان ازدواج کنی». حضرت امام خمینی(ره) در مورد نقش مادر در سرنوشت فرزند می‌فرمایند: «دامن مادر، بزرگ‌ترین مدرسه‌ای است که بچه در آن تربیت می‌شود. آنچه بچه از مادر می‌شنود، غیر از چیزی است که از معلم می‌شنود، بچه از مادر بهتر می‌شنود تا معلم، در دامان مادر، بهتر تربیت می‌شود تا در جوار پدر یا معلم».

۲-غذای حلال: از نکته‌های مهم و کاربردی تعالیم اسلامی در تربیت دینی فرزند ، لقمه ی حلال والدین می‌باشد. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: آثار کسب حلال، در نسل انسان آشکار می‌شود، تأثیر مال حرام تا حدی است که موجب عدم قبولی اعمال عبادی انسان می‌شود. لذا نان آور خانواده باید توجه داشته باشد و آن را از عوامل مهم سعادت یا شقاوت خود و خانواده ی خویش تلقی کند.

نقش خانواده در تربیت دینی بعد از تولد

بعد از تولد،نقش تربیتی والدین و سایر اعضای خانواده تعیین کننده و پررنگ‌تر می‌شود. دستورات ژرف و ارزشمند اسلام در این دوره که از ابتدای تولد آغاز می‌شود تأثیرات فراوانی را در تربیت فرزند می‌گذارد.

۱- دوران طفولیت: اولین دستورالعمل بعد از تولد فرزند اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد می‌باشد. در روایتی حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت امیرالمؤمنین فرمودند:‌ای علی! وقتی صاحب فرزند دختر یا پسر شدی در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگو، به درستی که هرگز شیطان نمی تواند به او ضرر برساند. طبیعی است که اولین کلماتی که گوش نوزاد را متوجه خود می‌کند اگر اسمای مبارک، خداوند و شهادتین باشد تأثیر عمیقی بر روح کودک گذاشته و دل و جان او را چون آیینه شفاف می‌نماید.

۲- دوران کودکی: دوران کودکی یکی دیگر از مراحل نقش آفرین در امر تربیت دینی فرزندان می‌باشد. آشنایی صحیح والدین با دین، پاسخگویی درست و عمل آنان به دستورات شرعی و دینی از عوامل نقش آفرین در تربیت دینی فرزندان می‌باشد و از آنجا که والدین در این مرحله به عنوان بهترین الگو برای فرزندان می‌باشند هر نوع ناهمگونی بین رفتار و گفتار آنان نتیجه ی منفی در پی خواهد داشت. غزالی می‌گوید: بدان که کودک امانتی است در دست پدر و مادر و دل پاک وی چون گوهری نفیس از هر نقشی خالی است و چون موم نقش پذیر است. مانند زمین پاکی که هر تخمی که در وی افکنی ، بروید اگر تخم خیر افکنی به به سعادت دنیا و دین شریک باشد و اگر بر خلاف این باشد بدبخت شود و ایشان در هر چه بر وی رود شریک باشند.

اگر والدین می‌خواهند فرزند خود را راستگو، صالح، متعهد و اهل نماز و عبادت تربیت کنند خودشان نیز باید چنین باشند، زیرا در غیر این صورت نه تنها نتیجه بخش نمی باشد،بلکه مشکلاتی همچون بی‌اعتمادی فرزند نسبت به والدین، دروغ گویی، دورویی و تقلب را به همراه خواهد داشت. در مرحله ی کودکی، کودکان از خصوصیات ذهنی و روحی محدودی که منعکس‌کننده ی اندیشه‌های ساده ی دینی آنها ست برخوردارند، به همین دلیل آموزش کودکان مخصوصاً آموزش تعالیم دینی از قبیل آموزش قرآن، احکام، احادیث و آداب زندگی باید در دستور کار والدین قرار گیرد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر کس به فرزندش قرآن بیاموزد مانند آن است که ده هزار بار خانه ی خدا را زیارت کرده است».

امیر مؤمنان علی(علیه السلام) می‌فرمایند: حق فرزند بر پدر سه چیز است: «انتخاب نام نیکو، ادب آموزی نیکو و آموزش قرآن»

آموزش نماز و تشویق و ترغیب به آن باید در فهرست تربیت دینی فرزندان قرار گیرد. در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «ما بچه هایمان را از پنج چیز سالگی به نماز امر می‌کنیم تا شما فرزندانتان را از هفت سالگی امر به نماز کنید» به هر حال، والدین در آموزش ادب و احکام اسلامی نقش آفرین می‌باشند که هر کدام در تربیت دینی لازم و ضروری است.

حضرت امام خمینی(ره) در قسمتی از نامه ی خود به فرزندش حاج احمد آقا می‌فرمایند: فرزندم! با قرآن، این بزرگ کتاب معرفت اشنا شو و با قرائت آن راهی به سوی محبوب باز کن و تصور مکن قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسه ی شیطان است. این کتاب از طرف محبوب است برای تو و برای هر کس، و نامه ی محبوب، محبوب است، اگر چه چه عاشق و محب، مفاد آن را نداند.

۳- دوران نوجوانی و جوانی: دوره نوجوانی و جوانی دورهی پر شور و نشاط و تحول زاست و فرد در این مرحله از زندگی احساسات متفاوتی از خود بروز می‌دهد. گاه با تندی و گاه با سردی و بی‌تفاوتی با مسائل زندگی برخورد می‌کند. با توجه به این تحولات، خانواده می‌تواند با استفاده درست و بهینه زمینه ی رشد و تربیت دینی فرزندان را فراهم آورده و آنها را از بیهوده انگاری نجات دهد. از این رو باید در این مرحله آموزش، مخصوصاً آموزش معرف دینی به طور صحیح و جدی دنبال شود تا جوانان و نوجوانان در پرتو آن آگاهی‌ها بتوانند در مسیر صحیح قرار گرفتهو در جامعه به ایفای نقش بپردازند. در این دوره باید باورهای دینی نوجوان و جوان تقویت و تعالی یابد ، اخلاق و عمل او پالایش شود و از این دوره که بهترین دوره برای تربیت دینی و خود سازی می‌باشد بهترین توشه‌ها برگرفته شود.

از خصوصیت این دوره پاکی و صفا و خلوص نیت می‌باشد و آمادگی لازم برای پذیرش معارف و پالایش رذائل و کج روی‌ها وجود دارد. امام علی(علیه السلام) در روایتی به امام حسن(علیه السلام) می‌فرمایند: قلب نوجواتن همچون زمین خالی است که هر بذری در آن افکنده شود می‌پذیرد. من پیش از آنکه دلت سخت گردد و فکرت مشغول شود به ادب و تربیت تو مبادرت کردم. مراقبت از برنامه‌های مذهبی نوجوان، تذکر به موقع و واداشتن آنان به این امور امری لازم و حتمی است. در عین حال باید توجه داشت که این کنترل‌ها هر اندازه غیر مستقیم و هنرمندانه‌تر باشد مفید‌تر است و احتمال گرایش نوجوان را به اعتقادات دینی و مذهبی بیشتر می‌کند. در پایان باید به این نکته توجه داشت که تربیت دینی فرزندان زمانی ثمربخش است که ثبات و آرامش بیشتری در محیط خانواده حاکم باشد و یکی از راه‌های ایجاد ثبات و آرامش در خانواده تفاهم اعتقادی بین والدین است.

نتیجه‌گیری

خانواده در تربیت دینی فرزندان و هدایت صحیح آنها به سوی رستگاری و اعمال صالح بیشترین و مؤثرترین نقش را دارد. از این رو خانواده‌ها مخصوصاً والدین باید جایگاه خود را کاملاً درک کرده و با آشنایی و فراگیری عوامل و روش‌های درست‌تر خود را برای نقش آفرینی مجهز نمایند و با برنامه ریزی و تعامل به تربیت دینی فرزندانشان همت گمارند تا زمینه ی شکوفایی استعدادهای نهفته در ابعاد مختلف آن را فراهم نموده و فرزندان به رشد و تعالی معنوی دست یابند. بنابراین پرورش استعدادهای دینی فرزندان بسیار با اهمیت و اساسی است و نباید از آن غافل شد و در این راستا نیاز به سرمایه گذاری و برنامه ریزی است تا نسلی قرآنی، با ایمان، سالم، وظیفه شناس، درستکار،فداکار، شجاع و هدفدار داشته باشیم و ان شاءالله شاهد جامعه‌ای اسلامی و ایده آل خواهیم بود.

نویسنده: مژگان علامه محب
منابع
۱- شهید مطهری،مرتضی؛ تعلیم و تربیت در اسلام
۲- ایرج شاکری نیا، برخی نکات تربیتی در کلام مولا.
۳- محمد پارسا، روانشناسی رشد کودک و نوجوان
۴- علی قائمی، نظام خانواده در اسلام
۵- محمد داودی، سیره تربیتی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)