نوجوانان

نوشته‌ها

راهنمایى والدین در دوست‌یابى نوجوانان

دوسـت براى نوجواناز اهمیت زیادى برخوردار است. وقتى نوجوان ناراحت است و مشکلى داردT ‌دوستانش از او حمایت مى کنند. اگرچه دوست در سراسر زندگى انسان نقش مهمى دارد اما در دوران نوجوانی این نقش پررنگ‌تر مى شود، زیرا نوجوان دوست دارد در اوقات فراغت مدت بیشترى را دور از خانواده درکنار دوستان خود سپرى کند. در ضمن نیاز نوجوان به حمایت اجتماعى در این سن بیشتر است. زیرا از یک طرف به دلیل تغییرات جسمى و عاطفی، نوجوان احساس ناامنى مى کند و حمایت دوستان برای او مهم است واز طرف دیـگـــردوســتـــان نـــوجـــوان، اورا در یـــادگـیــری مهارت‌هاى اجتماعى وارتباطى کمک مى کنند. خوب است کـه نوجوان با کسانى که با او مـتـفـاوت هـسـتـند دوست شود. وقتى او با شخصیت‌هاى جدید ارتباط برقرارکند، افق‌هاى دید او وسیع ترمى شود، دیدگاه‌هاى جدیدى یافته و با دیگران بهتر ارتباط برقرارمى کند.

نوجوان براى دوست یابى تمایل زیادی دارد وبراى هماهنگ کردن خود با دیگران بسیار مشتاقانه عمل مى کند و بعضى از دوستان به راحتى مى توانند دیگران را به راه‌های خلا‌ف هدایت کنند. دوستى نوجوان براى والدین نگران کننده است،‌زیرا مى ترسند که فرزندان تحت تاثیر رفتارهاى بد آنها قرار گیرند. والدین باید نظارت غیرمستقیم بردوستان نوجوان خود داشته باشند. زیرا این دوستان گاهى باعث مى گردند تا نوجوان با مشکلا‌ت زیادى روبه رو شود. بهترین روش برای قضاوت کردن درمورد دوستان نوجوان ، ‌شناخت کامل آنها مى باشد. برای شناخت بیشتر آنها ،‌ راحت‌ترین کار این است که تشخیص داد آیا ‌آنها تاثیرات منفى و ناخوشایندى روی نوجوان دارند یا خیر؟ براى ازبین بردن نگـرانى خـود از جانب دوستان نوجوان خود مى توانید کارهاى زیر را انجام دهید:

الف) دوستان خود را بشناسید. با دوستان جدید فرزند خود دوست شوید و وانمودکنید که زندگى آنها براى شما جالب است. با ترتیب دادن مهمانی، تولد و… آنها را در خانه خود گردهم جمع کنید. این کار علا‌وه بر اینکه خیال شما را ازبـابـت فـرزنـدتان راحت مى سازد، باعث مى شودکه دوستان او را نیز بهتر و بیشتر بشناسید.

ب) داشتن برنامه صحیح براى سرگرم کردن فرزندتان. بهترین راه براى محدود کردن زمانى که فرزندتان بادوستان نامطلوب می گذراند ، ‌این است که کارهاى دیگرى براى او درنظر بگیرید. فعالیت‌هایى را ترتیب دهید که فرزندتان دوست دارد، مثلا‌ به او کمک کنیدکه وارد یک تیم فوتبال شده و یا نام او را در یک کلا‌س هنرى بنویسید . خلا‌صه اینکه او را درگیر برنامه‌هایى کنید که دراجتماع فعال تر باشد.

ج) والدین او را ببینید. سعى کنید مادر و پدر دوستان فرزندتان را بشناسید. ملا‌قات شخصى بهتراست،‌اما اگراین کارمشکل است ‌مى توانید تلفنى با آنان ارتباط برقرارکنید. با آنها دوستانه و بى غرضانه صحبت کنید واصل کلا‌م را اینگونه عنوان کنید: بچه‌هاى ما وقت زیادى را با هم صرف مى کنند. بنابراین مى خواستم خودم را معرفى کرده و قوانینی را که براى فرزندم دارم براى شما بگویم.

د) او را زیر نظر داشته باشید. وقتى فرزندتان با دوستان بد رفت و آمدمى کند حواستان کاملا‌ به او باشد. مثلا‌ اگر تغییررفتاری ،‌نمرات پایین،‌رفتار خشن ،‌حالت هاى غیرمعمول و… دارد بدانید که دوستان بد، تاثیر خود را روى او گذاشته‌اند شما باید هرکارى که مى توانید انجام دهید تا ارتباط او با آنان قطع شود. اگرلا‌زم است از معلم‌هایش،‌ مشاور مدرسه یا یک پزشک روانشناس کمک بگیرید.

هـ) قوانین خود را براى فرزندتان بازگو کنید. برای جلوگیرى از نفوذ هم سالا‌ن بد در او، براى او قوانین مشخصی در نظر بگیرید و اطمینان حاصل کنید که به همه آنها واقف است. این قوانین را طورى ترتیب ندهیدکه درمخالفت مستقیم با دوستان باشد.

بلکه آن را بازنگرى قوانین خانوادگى جلوه دهید و او را ازعواقب تخلف ازاین قوانین مطلع کنید. همان گونه که بیان شد نوجوانى یکى از مراحل حساس زندگى است. والدین با کمک به نوجوان خود درزمینه گزینش دوست مى توانند به نوجوان درگذر ازاین مرحله به مراحل بعدى و درکل زندگى اورا کمک نمایند. دوست هرکس،‌نشان دهنده هویت وموقعیت خاص او درزندگى است ، تا آنجا که گفته مى شود: <بگو با که دوستى تا بگویم کیستی> براى حفظ و تعمیق هویتى راستین، گزینش یک دوست مناسب ضرورى است. قرآن کریم نیز دوست خوب را بهترین یاریگرانسان دررسیدن به اوج سعادت دانسته و درمقابل، دوست بد را مهمترین عامل ناکامى و فرو غلتیدن درشوره زار شقاوت معرفى کرده است.

منابع

کاشفى محمد رضا؛ نگاهى قرآنى به دوست و دشمن؛ تهران؛ کانون اندیشه جوان.

کاظمى محسن؛ آیین دوستیابى؛ قم؛ موسسه فرهنگى سماء.

مدرسى سید هادى؛ دوستى و دوستان؛ ‌ترجمه حمیدرضا شیخى و حمید رضا آژیر؛ مشهد؛ بنیاد پژوهش‌های اسلا‌مى آستان قدس رضوی.

 قائمى ‌على؛ خانواده و مسائل نوجوان و جوان؛ قم؛ انتشارات شفق.

 فرشاد امیرى نژاد

کاهش مشکلات شخصیتى

 چند توصیه جهت کاهش مشکلات شخصیتى

۱ـ مسائل و مشکلات مشترک و همانند در نوجوانان و جوانان نباید این تصور را پیش آورد که علل و عوامل آن مسائل نیز مشترک و همانند است. بنابر این براى کمک به نوجوان و جوانان در حل مشکلات شخصیتى شان باید عوامل پیدایش آن‌ها را جستجو نمود و ریشه یابى کرد، سپس بر اساس آن علت ها به درمان پرداخت.

۲ـ رعایت مسأله بهداشت روانى بسیار اهمیت دارد. کار‌های ارجاعى به نوجوانان نباید آن قدر دشوار باشد که نتوانند از عهده آن بر آیند، و با آنان طورى برخورد نشود که به ناامیدى و سرخوردگى کشیده شوند، به خواست‌های معقول آن‌ها توجه شود و نیاز‌های طبیعى آن‌ها ارضاء گردد، شخصیت آن‌ها باید مورد توجه قرار گیرد و از طرد شدنشان جلوگیرى شود، محیط خانوادگى آن‌ها را نیز باید اصلاح کرد و به خواب، استراحت، تفریح و غذاى کافى آن‌ها توجه کرد.

۳ـ نوجوانان و جوانان را باید متوجه این امر نمود که آن‌ها خود مسؤول حل مسائل و مشکلات خودشان هستند و والدین و مربیان فقط وظیفه کمک و راهنمائى دارند. باید نیرو و استعداد خودشان را براى حل مسائلشان به کمک گرفت، تا به اعتماد به نفس برسند.

۴ـ اصولاً مطرح نمودن مسائل شخصیتى نوجوانان و جوانان نباید آن چنان باشدکه در آن‌ها ایجاد اضطراب و ترس نماید و این تصور برایشان به وجود آید که آن‌ها یک ناراحتى و بیمارى خطرناکى دارند و یا یک شخص غیر طبیعى و غیر عادى هستند، بطورى که همه اطرافیان متوجه آن‌ها شده اند و براى درمان شان تلاش مى نمایند؛ بلکه باید از طرق غیر مستقیم نوجوانان را به وجود مشکلات سنى خود متوجه کرد و به آن‌ها فهماند که همه مردم در سنین نوجوانى و جوانى داراى مشکلات مشابه مى باشند و همه آن مسائل و مشکلات نیز قابل حل است و حتى اگر مشکلى هم وجود داشته باشد که قابل حل نباشد چندان غیر طبیعى نیست و هیچ گونه خطرى براى آن‌ها ندارد.

۵ـ به نوجوانان و جوانان باید کمک کرد تا خود را بهتر بشناسند، با تغییرات بدنى و فیزیولوژیک خود به درستى آشنایى پیدا نمایند و آن‌ها را بپذیرند، امکانات فطرى و اکتسابى خود را بشناسند و چگونگى برخوردارى و استفاده از این امکانات را بدانند، محیط و امکانات را بشناسند و چگونگى سازگارى مطلوب با محیط و اطرافیان را نیز خوب یاد بگیرند.

۶ـ به نوجوانان و جوانان باید آموخت که بهترین کسانى که مى توانند مشاور آن‌ها باشند، در درجه اول والدین هستند و همیشه از آن‌ها راهنمایى بخواهند و براى آن‌ها دردل کنند. در عین حال هر نوجوانى باید فرد صالحى را که بیشتر دوست دارد، معلم، مدیر و یا یک فرد روحانى را به عنوان مشاور انتخاب کند و مسائل و مشکلاتش را با او در میان بگذارد. در مسائل مذهبى عمیق شود، حقایق دینى را مورد مطالعه قرار دهد و با شخص مطلع و مورد اعتماد درباره آن‌ها به بحث و گفتگو بنشیند.

۷ـ تغییر محیط گاهى اوقات براى نوجوانان و جوانانى که دچار اختلالات شخصیتى شده اند مؤثّر واقع مى شوند، یعنى ممکن است لازم باشد کلاس و یا مدرسه آن‌ها را عوض نمود، یا تغییر منزل و از محله اى به محله دیگر رفتن و یا در موارد حاد حتى از شهرى به شهر دیگر منتقل شدن مى تواند به بهبود آن‌ها کمک نماید.

۸ـ براى جلوگیرى از مبتلا شدن جوانان و نوجوانان به ترس و اضطراب علاوه بر رعایت نکات یاد شده باید از تهدید و ایجاد رعب و وحشت در آن‌ها خوددارى نمود و تا حد امکان مسائل را براى آن‌ها قابل حل جلوه داد و آن‌ها را وادار کرد که به خود تلقین نمایند که دلیلى براى ترسیدن وجود ندارد و دیگران نیز در شرایط مشابه نمى ترسند. ضمناً چون در دوره نوجوانى و جوانى، امر همانند سازى از اهمیت خاصى برخوردار است بهتر است آن‌ها با افراد جسور، شجاع و با شهامت دوست شوند و رفت و آمد نمایند تا افراد ترسو و بزدل سرمشق آن‌ها قرار نگیرند، هم چنان تمرینات ورزشى براى قوى نمودن جسم، قبول مسؤولیت‌های اجتماعى، ایجاد اعتماد به نفس و تقویت اراده، و اطمینان دادن به آن‌ها که خطرى متوجه شان نیست، در از بین بردن ترس و اضطراب بسیار مؤثر است.

۹ـ ایجاد اشتغال و سرگرمى بسیار اهمیت دارد، هر قدر که بیکارى و فراغت بیشتر باشد، ترس و اضطراب آن‌ها افزایش مى یابد، باید سعى نمود آنان به وظیفه و فعالیتى معین اشتغال یابند، همچنین وجود کار‌های فکرى مفید که مشغول کننده نیز باشند، خود در جلوگیرى از پدید آمدن خیالات و تصورات مربوط به ترس و اضطراب مؤثر است.

۱۰ـ دعا کردن و راز و نیاز نمودن با خدا و سخن گفتن با او، کمک خواستن از او، توسل جستن به او، عبادت کردن و مسائل خود را با او در میان گذاشتن نیز باعث آرامش و سکون شده، در کاهش ناراحتى‌های شخصیتى مؤثّر واقع مى شود.

۱۱ـ معاشرت با دیگران و داشتن زندگى جمعى، دورى نمودن از انزوا و تنهایى، رابطه صمیمانه و گرم داشتن با افراد مختلف و مسافرت‌های دسته جمعى با افراد همفکر و هم شأن مى تواند در بهبود بعضى از اختلالات شخصیتى مؤثّر باشد.

۱۲ـ در مواردى که هیچ یک از طرق و توصیه ‌های مزبور مؤثر واقع نگردید لازم است نوجوان و یا جوان را به روان شناس و یا روان پزشک حاذق معرفى نمود و براى درمان جدى آن‌ها مراقبت ‌های درمانى لازم را به عمل آورد و در مواردى که آنان از ملاقات با روان شناسان و یا متخصصین اعصاب و روان به خاطر مسائل فرهنگى و بدبینى‌های اجتماعى امتناع دارند، باید برایشان دقیقاً توضیح داده شود که اختلالات روانى نیز مانند بیماری‌های جسمانى یک امر طبیعى است و هر کس همان طور که ممکن است مبتلا به بیمارى‌های جسمى شود و در اثر درمان بهبود حاصل نماید، به همان اندازه احتمال دارد که دچار ناراحتى ‌های روانى نیز بشود و مى تواند جهت درمان تحت نظر یک متخصص بیمار‌ی‌های روانى قرار گیرد و بهبود یابد.

منبع: محمد خدایاری فرد؛ مسائل نوجوانان و جوانان، ص ۸۴ – ۸۷

روش‌های شکوفاسازی خلاقیت کودکان و نوجوانان

عنوان: روش‌های شکوفاسازی خلاقیت کودکان و نوجوانان
مولف:  علیرضا امین
مترجم/ محقق:****
ناشر: انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا
سال نشر: ۱۳۹۳
نوبت نشر: اول
محل نشر: تهران

بین «تدریس خلاقیت» و «خلاقانه تدریس کردن» تفاوت وجود دارد. خلاقانه تدریس کردن به این معناست که معلمان از مهارت‌های خلاقانه خودشان بهره می‌گیرند تا بتوانند محتوا و ایده‌های درسی را جالب‌تر ارائه کنند. اما در تدریس خلاقیت، به دانش آموزان به گونه‌ای آموزش داده می‌شود که ذهنشان خلاق‌تر شود. در این شیوه، دانش آموزان به آزمودن و تجربه نوآوری تشویق می‌شوند، جواب پرسش‌ها به آنها داده نمی‌شود، بلکه به آنها کمک می‌شود تا خودشان جواب را حدس بزنند و راه‌ها و مسائل جدیدی را تجربه کنند.

در این کتاب سعی شده در حد امکان، به هر دو مقوله توجه شود و علاوه بر ارائه روش‌هایی برای تدریس خلاقیت در کلاس، خلاقانه تدریس کردن هم مد نظر قرار گیرد.

کتاب حاضر مشتمل بر ۶ فصل است:

در فصل اول، خواننده با مفهوم خلاقیت و دیدگاه‌های مختلف در مورد آن آشنا می‌شود.

در فصل دوم، اهمیت خلاقیت مورد بررسی قرار می‌گیرد.

نظریه‌های خلاقیت شامل نظریه‌های فلسفی، جامعه شناسی و نظریه‌های روانشناسی محور اساسی فصل سوم را تشکیل می‌دهد.

در فصل چهارم به این سوال که «چگونه دانش آموز را خلاق کنیم؟» پاسخ داده و موانع خلاقیت مطرح می‌شود.

فصل پنجم اختصاص به چندین روش تدریس برای شکوفاسازی خلاقیت در کودکان و نوجوانان دارد؛ این روش‌ها ما حصل تجربیات نویسنده در زمینه تدریس و خلاقیت است و به نظر می‌رسد در کتب دیگری مطرح نشده است.

سرانجام در فصل آخر چندین تمرین و ایده برای خلاق‌تر کردن ذهن کودکان و نوجوانان ارائه می‌گردد.

هدف این کتاب، آشناسازی علاقمندان با خلاقیت و روش‌هایی است که می‌تواند در شکوفاسازی خلاقیت ذهنی کودکان و نوجوانان مؤثر باشد، از این رو مطالعه این کتاب برای والدین، معلمان، مربیان و کلیه کسانی که با آموزش و تربیت کودک و نوجوانان سر و کار دارند، سودمند است.

در این اثر تلاش شده روش‌های نوین تدریس با تکنیک‌های خلاقیت تلفیق گردند و روش‌های نوینی در تدریس خلق شوند که منجر به شکوفاسازی خلاقیت گردند.

پیشگیری از اعتیاد در نوجوانان

فرزندان عزیز شما در مرحله نوجوانی زندگی خود در معرض خطرات بسیاری هستند از جمله این خطرات که والدین را بیشتر نگران می کند، اعتیاد می باشد. والدین عزیز باید در نظر داشته باشند که با رفتار خود به صورت آگاهانه دچار اعتیاد فرزندان دلبندشان نشوند. در این مقاله نکاتی پیرامون این مسائل ذکر شده است که مطالعه آن خالی از لطف نمی باشد.

شما به عنوان پدر و مادر باید انواع مواد اعتیاد آور، نحوه مصرف آن ها، علل و عوامل موثر در شروع اعتیاد و خطرات، عوارض و علائم مصرف مواد مخدر را بشناسید.

مهارت های تربیتی خود را افزایش دهید.

والدین در پیشگیری از اعتیاد فرزندان خود نقشی اساسی دارند. شما می توانید مهارت های تربیتی خود را بازنگری کنید تا فرزندانی با اعتماد به نفس بالا تربیت کنید و به آن ها مهارت های زندگی را بیاموزید(توانایی نه گفتن،مهارت تصمیم گیری، مهارت حل مشکل ، مهارت دوست یابی و …)
مواد اعتیادآور شامل همه ترکیباتی است که باعث تغییر کارکرد مغز انسان به صورت هیجان، افسردگی، رفتار نابهنجار، عصبانیت و یا اختلال در قضاوت و شعور شود.
قبل از این که فرزند شما اطلاعات مرتبط با مواد اعتیاد آور را به غلط از اطرافیان خود کسب کند، خود این نکات را به وی بیاموزیدبا فرزندان خود صحبت کنید قبل از این که فرزند شما اطلاعات مرتبط با مواد اعتیاد آور را به غلط از اطرافیان خود کسب کند، خود این نکات را به وی بیاموزید. به او بگویید مواد چه خطراتی دارد وعواقب اعتیاد چیست؟معتاد کیست و علل شروع مصرف کدامند؟ و … ولی دقت کنید:
عقاید خود را به زور به آن ها تحمیل نکنید.
قبل از رسیدن آنان به سن بحرانی این کار را انجام دهید.
آنان را بیش از اندازه و بطور اغراق آمیز نترسانید.
زمان مناسبی را به گفت و گو اختصاص دهید. زیرا فرزند شما ارزش نصایح شما را با ارزش زمانی که به آن اختصاص داده اید برابر می داند. هنگام صحبت فرزندتان، عکس العمل تندی نشان ندهید زیرا بدین ترتیب امکان مکالمات صمیمانه بعدی را از بین خواهید برد.
یک الگوی مناسب باشید برای فرزند خود در طی روز یک الگوی واقعی باشید و برای او درستکاری، صداقت، تواضع و کلیه صفات مثبت را به نمایش بگذارید. اگر شما بر خلاف آن چه می گویید ، عمل کنید، از فرزند خود نیز انتظاری نداشته باشید.

گوش کردن را بیاموزید.

شما با صحبت کردن تنها به پنجاه درصد از وظایف خود عمل کرده اید. شما باید ارتباط خود را با فرزندتان به این طریق حفظ نمایید:
به حرفهایش خوب گوش دهید و به موقع صحبت کنید . فرزند خود را با گفتن این جملات که ” چقدر جالب!!! من این را نمی دانستم و …” به گفتن بیشتر تشویق کنید. به او بیاموزید تا مسائل روزمره و عقاید خود را با شما در میان بگذارد.
سه نکته…
فضایی ایجاد کنید تا او احساس راحتی کند.با جملات مثبت با لبخند و یا تکان دادن سر به او گوش دهید. با لحن خود و بکارگیری جملات تشویق کننده اشتیاق خود را به ادامه گفت و گو نشان دهید.

از قبل آماده باشید.

شما می دانید که فرزندانتان کنجکاوند و سوالات بسیاری درباره مواد مخدر دارند و طبیعتًا آنها را با شما در میان می گذارند، مثلا ممکن است روزی فرزندتان از شما بپرسد که آیا تا به حال مواد مخدر را تجربه کرده اید یا خیر؟ شما باید برای جواب این سوال ازقبل آماده باشید. کارشناسان معتقدند این فرصت بسیار خوبی است که شما علت عدم مصرف خود را به زبان سال های جوانی به وی منتقل کنید و یا اگر مصرف کرده اید به او بگویید علت گرایش شما به مواد چه بوده است؟ چرا آن را کنار گذاشتید؟ حالا چه چیزهایی فهمیده اید که آن زمان نمی دانستید؟ و حالا چرا می خواهید که فرزندتان آن اشتباه را تکرار نکند؟ مسائل را بیش از اندازه تشریح نکنید. زیرا این مسئله کنجکاوی بیشتر او را بر می انگیزد.

به فرزندتان نزدیک شوید.

جوانانی که با والدین خود احساس نزدیکی می کنند، کمتر از سایرین به مواد اعتیاد آور روی می آورند.
حتمًا زمانی را به فرزند خود اختصاص دهید. به طور منظم و هفتگی با او برنامه ریزی کنید و به کارهای مختلف بپردازید. برای صحبت کردن، بعد از شام و قبل خواب و یا روزهای تعطیل بسیار مناسب است. جلسات خانوادگی برگزار کنید. در این جلسات کلیه قوانین و مسائل خانواده، مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. دراین جلسه هر کس فرصت صحبت کردن خواهد داشت. واهمه نداشته باشید. از فرزند خود بپرسید که کجا می رود؟ با چه کسی می رود؟ آن جا چه می کند؟ سعی کنید در ساعات غذاخوردن، همه خانواده را دور هم جمع کنید، فواید این امر را به مرور زمان درک خواهید کرد.
در صورتیکه فرزندتان به منزل دوستش رفت، ازحضور والدین وی در منزل مطمئن شوید و به حضور خواهر و برادر بزرگتر و یا پدر بزرگ و مادربزرگ اکتفا نکنید. دوستان فرزندتان را بشناسید و با والدین آن ها ارتباط برقرار سازید.
وقتی یک دوست صمیمی به فرزند شما مواد مخدر تعارف کند، ممکن است او این مواد را مصرف کند. نه گفتن به یک دوست کاری دشوار است. بله حتی یک دوست صمیمی نیز ممکن است فرزند شما را گمراه کند. احتمال مصرف مواد مخدر به دنبال تعاریف افراد ناشناس و غریبه در مقایسه با تعارف یک دوست صمیمی بسیار کمتر است. بهترین روش پیشگیری از این مسئله، این است که با فرزند خود به طور آزمایشی چنین موقعیتی را تمرین کنید تا در برخورد واقعی با تعارف مواد، پاسخ های مناسب را ارائه دهد.

ابراز عشق کنید.

بهترین راه جلوگیری از رفتار ناشایست فرزندتان، این است که وقت بیشتری را با او صرف کنید. با او به رستوران، پارک، کوهنوردی، سینما و … بروید. و مهمتر از همه این که :به او بگویید که دوستش دارید رفتارهای مثبت را تشویق کنید
فکر می کنید بهترین نحوه تشویق یک رفتار مثبت چیست؟ یک کلمه مناسب در زمان مناسب می تواند ارتباط شما را با فرزندتان آن چنان مستحکم سازد که وی را از خطر مواد مخدر در امان نگهدارد. همیشه سعی کنید رفتارصحیح فرزندتان را بلافاصله با ارائه یک پاداش مناسب پاسخ دهید و به فرزند خود بفهمانید که برای رفتارهای مثبت او ارزش قائل هستید. درهر سنی این صفات مثبت را در وی تشویق کنید. رفتارهای مثبت وی را تایید کنید و رفتارهای ناپسند وی را متذکر شوید.
شما به عنوان پدر و مادر باید انواع مواد اعتیاد آور، نحوه مصرف آن ها، علل و عوامل موثر در شروع اعتیاد و خطرات، عوارض و علائم مصرف مواد مخدر را بشناسید.

موضع خود را مشخص کنید.

همواره نظر خود را درباره سیگار، داروهای اعتیادآور و مواد مخدر به زبان بیاورید و دیدگاه خود را نسبت به مصرف کنندگان این مواد ابراز کنید. تصور نکنید که فرزند شما از دیدگاه شما نسبت به موضوع اعتیاد و معتاد با خبر است. اگر نظر شما در این موارد برای فرزندانتان روشن و واضح نباشد این امکان وجود دارد که او به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کند. اگر فرزندتان به شما گفت که یکبار این مواد را آزمایش کرده، به او بگویید: من این کار شما را فراموش کردم و اگر می خواهید مواد مصرف نکند، به وی بگویید: اگر تو مواد مخدرمصرف کنی، دل مرا می شکنی.
مطمئن باشید فرزند شما هرگاه در معرض تعارف مصرف مواد مخدر قرار بگیرد قبل از هر چیز از خود خواهد پرسید : با انجام این عمل پدر و مادرم در مورد من چگونه فکر خواهند کرد؟

مرزها را مشخص کنید.

در خانواده، قوانین مشخص وضع نمایید و برای سرپیچی از آن ها تنبیهات خاصی در نظر بگیرید و سپس آن را به طور محکم و جدی به مرحله اجرا درآورید.
تنبیهات خود را به شکلی خفیف اعمال کنید و از تنیبه به شکل سخت بپرهیزید. رفت و آمد در شب را از یک ساعت مقرر به بعد قدغن کنید(مگر در مواقع لزوم و با اجازه شما). اگر فرزندتان به منزل دوستش رفته است با تلفن او را کنترل کنید و یا با والدین حاضر در آن منزل گفتگو نمایید. سعی کنید هنگام رفت و آمد فرزندتان از مدرسه به منزل و یا از منزل به مدرسه با او همراه باشید. به حس ششم خود توجه کنید، هر گاه در درون خود احساس کردید که مشکل خاصی وجود دارد، حتما آن را جدی بگیرید و بلافاصله موضوع را پیگیری کنید.

واقعیت ها را منتقل کنید.

مهمترین عوامل پیشگیری از اعتیاد زندان، نیروی انتظامی و سازمان های مسئول نیستند، بلکه شما والدین هستید. به طور میانگین نوجوانانی که والدینشان آنان را ازخطرات و عوارض مواد مخدر آگاه ساخته اند، پنجاه درصد کمتر از سایرین به مصرف مواد گوناگون روی می آورند. این را نیز بدانید که جوانان و نوجوانان بسیار علاقه مندند تا والدین آنها درباره مواد مخدر اطلاعات علمی مفیدی را در اختیارشان قرار دهند.

صادق و مهربان باشید.

فرزند شما باید بیاموزد که هر گاه با یک مشکل اساسی رو برو شد، بلافاصله برای مشورت به شما مراجعه کند و اگر شما در حین ارائه مشاوره با وی بدرفتاری نمایید، اعتماد او را از خود سلب خواهید کرد. همه ما شاید درگذشته رفتار ناشایستی مرتکب شده باشیم که آرزو داشتیم ای کاش مرتکب نمی شدیم، بنابراین اگر فرزندمان این سوال را از ما پرسید، می توانیم صادقانه به وی پاسخ دهیم و پشیمانی و ناراحتی خود را نیزاز این رفتار ناشایست ابراز نماییم.

منبع: اصول تربیتی نوجوان؛ تبیان

نقش خانواده در بزهکاری اطفال و نوجوانان

خانواده، کوچکترین واحد اجتماعی است که به وسیله ازدواج زن و مرد تشکیل می‌شود و با تولد فرزندان تکامل می‌یابد…

اهمیت زندگی خانوادگی برای کودکان به مراتب از افراد بالغ بیشتر است. چرا که در اینجا است که کودک اولین تجربیات خود را در زیستن با دیگران می‌آموزد. در محیط خانواده است که پایه رشد و فعالیت‌های آینده کودک گذاشته می‌شود.
این که در روابط ما با سایرین، عشق و محبت حکمفرما است یا خصومت و نفرت، تا حد بسیار زیادی به تربیت خانوادگی بستگی دارد.
اصولا کلیه رفتارهای دوران نوجوانی، جوانی و بالاتر، چه اجتماعی باشد ویا ضد اجتماعی، در نتیجه تجربیات گذشته به وجود می‌آید و با توجه به این تجربیات است که می‌توان این حالات و رفتارها را توجیه کرد.
امّا این که فرزندان چگونه پرورش یابند تا به این تناسل بقا ادامه دهند و صحت و سلامت جامعه را تأمین نمایند، خود زائیده ی تفکر، تلاش و روش‌های تربیتی خانواده است.
پیامبر اسلام، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در تاکید بر اهمیت دوره‌های مختلف رشد و تحول شخصیت فرزندان، به ویژه هفت سال اول زندگی، فرموده اند: فرزند در هفت سال اول زندگی “محبت پذیر است”، در هفت سال دوم “آموزش پذیر است” و در هفت سال سوم حیات خود ” مشورت پذیر است”.
ویژگی‌های زیستی و روانی- اجتماعی کودکان در سالهای اولیه رشد (هفت سال اول حیات) به گونه‌ای است که بیشترین تعلق خاطر را به پدر و مادر دارند و می‌خواهند همواره همه وجود پدرو مادر خود را در قبضه مهر خود داشته باشند. از همین رو زیباترین و موثرترین روش پرورش فرزند در این دوران، حاکمیت مهر و محبت وسیطره عاطفی کودک بر پیکره شخصیت پدر و مادر است.
بنابراین محرومیت‌های عاطفی، تنبیه، اعمال رفتارهای خشونت‌آمیز با کودک و تحمیل آزردگی‌ها و ناکامی‌های مکرر بر احساس فرزندی با شاکله محبت پذیر، می‌تواند آسیب‌های اجتماعی همراه داشته باشد.
گزل، پدر روانشناسی کودک می‌گوید: شخصیت کودک در پنج، شش سالگی، نسخه کوچکی از جوانی است که بعدا خواهد شد.
کودکانی که از مهر و محبت پدری و مادری محروم مانده و عموما در عین برخورداری از نعمت پدر و مادر، دچار بد سرپرستی شده‌اند و به گونه‌ای که انتظار می‌رود از تعامل عاطفی خوشایند و دوست داشتنی با والدین بهره‌مند نمی‌شوند، با دنیایی از نگرانی و ناکامی، بی‌انگیزه و شکننده وارد مدرسه می‌شوند.
بزهکاری در کودکان و نوجوانان هر چند می‌تواند به عوامل بسیار، از جمله مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و غیر وابسته باشد. امّا در گام نخست این خانواده است که کودک را به مسیر صحیح هدایت می‌کند یا بستر گناه و جرم و انحراف را برای او مهیا می‌سازد.
انسان به دلیل ویژگی اجتماعی بودن خود، از بدو تولد تحت تأثیر افکار، عقائد و رفتار اطرافیان قرار می‌گیرد و بعدها به تقلید از این رفتارها و گفتارها الگوهایی را که به نحوی در ارتباط با او هستند سرمشق رفتاری خود قرار خواهد داد.
کودکان و نوجوانان بزهکار معمولاً دارای والدین بسیار خشن و سختگیر یا بسیار بی‌تفاوت و بی‌توجهی هستند عدم توجه و اهمیّت به نیازها و خواسته‌های جسمی و روحی کودک، ذهن و فکر او را مغشوش کرده و دچار ناآرامی و التهاب می‌نمایند.
از طرفی خشونت‌ها، سرزنش و سرکوفت‌های بی‌مورد، بی‌لیاقتی، سرخوردگی و در نهایت اضطراب دائمی را به ناخودآگاه فرد انتقال می‌دهد. در چنین وضعیتی کودک که جایگاه مشخصی برای خود در خانواده نمی‌یابد، کم کم از حالت عادی خارج شده و به اعمالی روی می‌آورد تا شاید از این طریق توجه دیگران را به خود معطوف دارد.
تربیت کودکان در روزگاران پیشین، امری سهل و ساده و طبیعی بوده است ولی در عصر ما به گونه‌ای فوق‌العاده دشوار تجلی کرده است. در جوامعی که به مکتب نرفته و یا خط ننوشته بودند و هر پدر و مادر بر حسب اصول ساده و هم آهنگ تربیت می‌شدند که والدین نیز بدان‌سان تربیت شده بودند. به این ترتیب شخصیت کودک تحت تأثیر تربیت منظم و متجانس والدین و افراد خانواده و اطرافیان بدون تلاش فوق‌العادهای به خود شکل می‌گرفت و از هر گونه تعارضی مصون بوده است.
اما این امر در جامعه کنونی غیر ممکن است زیرا کسانی که عهده‌دار تربیت کودکان هستند اغلب خودشان کاملاً منطقی نیستند به این معنی که مجموعه‌ای از تناقضات هستند: پدر با مادر ناسازگار است. این یکی آن دیگری را قبول ندارد و هر یک با اجداد مربیان و با دیگران دچار تعارض و کشمکش هستند، گویی زندگی عصر ما صحنه جنگ و ستیز همه با همه و هر کس با خودش است. پدر و مادر کنونی هر یک برای این که بیش از دیگری در دل کودک راه یابد و مقام نخست را به خود اختصاص دهد احتمالاً بیش از پیش دچار تعارض می‌شوند.
در چنین وضعی محال است که اولیای امور بتوانند بدون تناقض در تربیت صحیح کودک توفیق یابند همچنین برای هر یک از والدین محال است که با خودش در کشمکش و جدال نباشد تناقض گویی نکند، زیرا رفتار هیچیک نمی‌تواند متکی بر یک فرهنگ متجانس باشد تا او را در صراطی مستقیم و غیر قابل تغییر حفظ کند. این تناقض گویی‌ها و تضادها بیگمان خالی از تأثیر ناروا و انعکاس نامطلوب در فرزندان نخواهد بود. نخست آن را به عدم اطاعت از والدین سوق می‌دهد زیرا کودک در برابر تناقض گویی پدر و مادر بلاتکلیف می‌ماند و نمی‌تواند تضمینی عاقلانه اتخاذ کند.
ناگریز ترجیح می‌دهد از او امر و نواهی آنها سرپیچی کند به این ترتیب نه فقط از میزان اطلاعت فرزندان از والدین کاسته می‌شود و خللی در انضباط کودکان راه می‌یابد بلکه به رابطه والدین نسبت به فرزندان لطمه شدید وارد می‌شود. به علاوه اطاعت فرزندان و اقتدار والدین تا حدود وسیعی به اعتبار و شان این دو بستگی دارد و در عین حال تابع وضع و موقع اجتماعی والدین و هماهنگی انتظارات و توقعاتی است که از فرزند خود دارند.
فقر و بیچارگی، ظواهر مادی، میل به هم چشمی، روحیه سبقت‌جویی، درجه توفیق و کامیابی، وضع اجتماعی والدین در مقایسه با اشخاص دیگری که کودک آنها را می‌شناسد از جمله تعارضها و تناقضات و تضادهای اجتماعی است که می‌تواند اعتبار و شان والدین را در نظر کودک، خوار و خفیف سازد.
رفتار والدین که باید سر مشقی برای کودکان باشد، تحت تأثیر عوامل یاد شده بالنسبه بی‌اثر میماند. تعارض بین اعضای خانواده به وحدت و یگانگی آن لطمه می‌زند. شدت تعارض موجب بروز نفاق و پرخاشگری و ستیزه‌جویی و سرانجام انحلال و زوال خانواده می‌گردد.
کانون خانواده که بر اثر تعارض و نفاق و جدال بین پدر و مادر آشفته است، آثاری در روان کودک می‌گذارد که چندین سال بعد به صورت عصیان جوانی و سرکشی از مقررات اجتماعی بروز می‎کند. وجدان اخلاقی هر کس، مرهون طرز زندگی شخص در کودکی و رفتار پدر و مادر و برادران و خواهران و سایر اطرافیان در آن دوران است اگر این الگوی رفتار، سالم و متحد و روشن باشد، کودک مکانیسم یکسان سازی را به راحتی عینیت می‌دهد و در زندگی دچار تزلزل و اضطراب و تردید و دلهره نخواهد بود.
بررسی تبهکاری کودکان ثابت کرده است که نفاق و ستیزه جویی میان پدر و مادر در بروز آن، نقش عمده‌ای داشته است نه فقط ستیزه‌جویی و نفاق و رفتار خشونت آمیز مفاسد خطرناک برای کودک و جامعه به بار می‌آورد بلکه خونسردی و سکوت دایمی والدین و کانون سرد و بی‌فروغ و خالی از محبت و مهر و نوازش آنان نیز پیامد شومی در برخواهد داشت. بسیاری از مجرمین خطرناک و سنگدل و مجرمان به عادت کسانی هستند که در کودکی از نوازش مادری و محبت پدری محروم مانده و از این محرومیت رنج برده اند.
تعارض زوجین مستقیماً یا غیر مستقیم منجر به بزهکاری می‌شود. فردی که تحت تأثیر چنین تعارضی قرار گیرد به سوی جرایم گوناگون سوق داده می‌شود. شوهری که با همسرش توافق نداشته باشد، کانون خانوادگی را مرکزی برای تحریک اعصاب تشخیص می‌دهد، ترجیح می‌دهد که از آنجا رو برتابد و به محیط آرامتر و مطبوعی رو آورد که از نظر جرم‌زایی، مخاطره آمیزتر است. از خانه به مراکز تفریحات ناسالم و فساد می‌رود.
کانون نامنظم یا غیر متحد که در آن توافق والدین حکومت ندارد مولد اختلالها و یا دگرگونی‌های نابهنجار تقریباً غیر قابل درمان برای کودکان کم سن است و عواقب شوم آن در بزرگسالی نیز نمایان خواهد بود.

نویسنده: سجاد جودکی

منبع: vekalat.org

تغییر دادن رفتارهای کودکان و نوجوانان

عنوان: تغییر دادن رفتارهای کودکان و نوجوانان
مولف: جان دی. کرومبولتز – هلن بی. کرومبولتز
مترجم/ محقق: یوسف کریمی
ناشر: انتشارات فاطمی
سال نشر: ۱۳۹۲
نوبت نشر: بیستم
محل نشر: تهران

تغییر دادن رفتارهای کودکان و نوجوانان با تکیه بر روانشناسی و آموزش و پرورش از اصل‌هایی سخن می‌گوید که امروزه، به صورتی بسیار گسترده کاربردهای فراوان دارد. مربیان، معلمان، پدران و مادران، در کودکستان‌ها، دبستان‌ها و مدرسه‌های راهنمایی تحصیلی و دبیرستان‌ها و مدرسه‌های کودکان استثنایی، بیمارستان‌های روانی، مراکز اصلاح و تربیت نوجوانان بزهکار و خانواده‌ها از اصل‌هایی که در این کتاب آمده است، برای پدید آوردن رفتارهای پسندیده در کودکان و نوجوانان، راه‌ها‏ و روش‌های فراوان آموخته‌اند و آنها را به کار برده‌اند.

در مجموع، شش اصل اساسی در این کتاب برای پدید آوردن رفتارهای پسندیده و حذف رفتارهای ناپسند در کودکان و نوجوانان بیان شده است.

هر یک از این اصل‌ها، با مثال‌ها و داستان‌هایی روشن، که بیشتر واقعی است، درهم آمیخته شده است تا به صورتی ساده و آشنا و با زبان و بیانی گیرا، درخور فهم همگان باشد. به همین سبب ٬ کتاب علاوه بر از کارشناسان و پژوهشگران روانشناسی می‌تواند برای معلمان، دانشجویان تربیت معلم و همه کسانی که به صورتی با کودکان و نوجوانان سروکار دارند، راهنمایی بسیار سودمند و پاسخگوی بسیاری از پرسش‌هایی باشد که درباره رفتارهای کودکان و نوجوانان دارند.

نکته مهمی که باید اینجا ذکر شود، این است که این مثال‌ها و داستان‌ها نباید از سوی خواننده به عنوان نسخه‌ای قطعی برای اصلاح رفتار نامطلوب طلقی شود، زیرا ممکن است هر رفتاری ناشی از علل متعددی باشد.

خویشتن داری در کودکان و تاثیر آن در نوجوانی

بررسی روند خویشتن داری در کودکان و تاثیر آن در نوجوانی

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

نوجوانان ناسازگار

در فرآیند رشد نوجوان، هدف اساسى، حرکت از وابستگى دوره کودکی، به سوى برقرارى روابط جدید و مسئولیت‌پذیری در بزرگسالى است. براى رسیدن به هدف، والدین باید مسأله را از دید نوجوان خود بنگرند و مشکلات او را در تلاش براى جدا شدن از زندگى والدین محورى درک کنند. متأسفانه بسیاری از والدین نتوانسته‌اند در سال‌هاى اولیه زندگى فرزند خود، با او رابطه‌اى برقرار کنند که کودک احساس اعتماد به نفس کند و تمایل داشته باشد با والدین خود صمیمانه درد دل کند. دوران نوجوانی، فرصت ارزشمندى است که در آن بى ثباتی‌هاى اوان نوجوانی به صورت شیوه‌هاى احساسی؛ فکرى و عملى کودکانه بروز مى کند و به تدریج با روش‌هاى پخته تر، از نو سازمان مى یابد. والدین باید به نوجوان، در داشتن هویت شخصى و حفظ فردیت، کمک کنند و شرایط مناسب براى نیل به استقلال را، کم کم فراهم آورند.

راهنمایى نوجوان در قالب روابط خانوادگی

در هدایت و راهنمایى نوجوانان، باید نخست به ویژگی‌ها و توانایی‌هاى آنان توجه کرد و با عنایت به تکالیف تکاملى که آنان امید به انجام آنها دارند، اقدامات اساسى را به عمل آورد. از آنجا که راهنمایى همیشه در قالب یک رابطه اتفاق مى افتد، والدین مى بایست داراى رابطه‌ای کمکی، صمیمانه و در عین حال محترمانه با نوجوان خود باشند تا او با اعتماد کافی، از رهنمودهاى آنان بهره گیرد.

روابط بین افراد، به ندرت ایستا و ثابت مى‌ماند، افراد تغییر مى کنند و با این تغییرات، روابط آنان با دیگران نیز تحت تأثیر قرار مى‌گیرد و تغییر مى یابد زمانى که بیشتر این تغییرات در علایق و نگرشهاى فرد ایجاد مى گردد، زمانى است که بیشترین تغییر در روابط او با دیگران باید اتفاق بیفتد. روابط متقابل والدین و فرزند پیوسته درحال تغییر و تحول است و لازم است که آنها خود را با این تغییر سازگار سازند. در دوره نوجوانی، پسر و دختر نوجوان بیش از دوران کودکى بر تغییر روابط با والدین اصرار مى ورزند. آنان مى خواهند زندگی مستقلى داشته باشند، هر چند که زندگى واقعى آنان کاملاً وابسته به والدین است. نوجوانان توقعات و انتظارات جدید اجتماعی، عاطفی و مالى دارند که نه تنها امکان پذیر نیست، بلکه گاهى آن اندازه غیرواقعى است که والدین احساس مى کنند همه این خواسته ها باید مورد بررسى دقیق قرار گیرد.

از سوى دیگر والدین از نوجوان انتظار و توقعات تازه ای دارند، زیرا او دیگر کودک نیست. آنها انتظار دارند که او مطابق سنش و بر طبق معیارهاى رفتارى بزرگسالى عمل کند. همچنین انتظار دارند بخشى از بار مسئولیت خانوادگى را بپذیرد، مسئولیتى که او را براى زندگى آینده آماده می سازد.

به هر صورت هر تجربه عاطفى و هیجانى که تعادل روانی یکى از اعضاى خانواده را برهم بریزد، نظام روانى و تعادل اعضاى خانواده را مختل مى سازد. براى روبرو شدن با انتظارات و توقعات اجتماعى نوجوان و زدودن پیامدهاى مخرب هیجانها بر نگرش، رفتار و در کل سلامت روان او باید کمک شود تا نوجوان کنترل و ابراز عواطف و احساسات خود را فرا بگیرد. کنترل احساسات، به معناى سرکوب کردن آن نیست، بلکه یاد گرفتن برخورد منطقى به جاى برخورد احساسى با مسائل و موفقیت‌هاست. به علاوه کنترل عواطف و احساسات به معناى بیان عواطف به گونه اى است که ازنظر اجتماعى قبول باشد. این روش نشان دهنده رشد و پختگى عاطفى نوجوان است.

نوجوانان به چه نوع کمک‌هایى نیاز دارند؟

در مطالعه اى که روى ۵۳۷ نوجوان دبیرستانى انجام داده شده، از آنان پرسیده شد که به چه نوع کمک‌هایى نیاز دارند. پاسخ آنان را در دو گروه اصلى مى توان طبقه بندى کرد:

۱- کمک والدین و دیگر بزرگسالان در زمینه حل مشکلاتی که با آن مواجه هستند.

۲- ارائه راهنماییهاى لازمى که در پیشگیری از مشکلات به آن نیاز دارند.

بدیهى است که در کیفیت این پاسخ عوامل متعددى از جمله هوش، طبقه اقتصادی، اجتماعی، شرایط خانوادگی، درسى و عوامل دیگر دخالت دارند. با این حال مواردى که نوجوانان بیشترى نیاز را ابراز کرده اند به شرح زیر است:

روابط اجتماعی

برقرارى روابط اجتماعى، یکى از مسایلی است که نوجوانان در آن، به راهنمایى و کمک وافر نیاز دارند. این موضوع، مقوله‌هاى چگونگى مقالات و برخورد با دیگران، دوست یابی، آداب معاشرت، مسئولیت‌هاى اجتماعی، مداخله‌هاى والدین کسب اطلاعات درباره حقایق مربوط به بلوغ و جنسیت و بالاخره دوست داشتن و احترام به دیگران و ازدواج را شامل مى شود. بى تردید براى ارائه این اطلاعات و آگاهیها باید فضایی ایجاد شود که نوجوان در آن احساس آرامش و آزادى کند و بتواند پرسش‌هایی را که در ذهن دارد و گاه او را آزار مى دهند، مطرح نماید و با طرح آن نه فقط اضطراب و نگرانى او کاهش یابد، بلکه به معیارهای اخلاقى و صحیح نیز دست یازد.

مشکلات تحصیلی

نوجوان دبیرستانى در انتخاب دروس، رشته تحصیلی، شرایط ورود به دانشگاهها و غیره نیاز به کمک دارد. بخش از نگرانیهای نوجوان ناشى از این است که نمى داند آیا استعداد رفتن به دانشگاه و تحصیل در یکى از رشته‌ها را دارد یا نه. بی شک براى کمک در این زمینه ها و نیز شناسایی استعدادها و رغبت‌هاى نوجوان از وظایف مشاور مدرسه است. لکن تشخیص این که نوجوان به کمک‌هایى در این زمینه نیاز دارد و تشویق او براى مراجعه به مشاور، از وظایف والدین است. براى این منظور، والدین باید از نزدیک در جریان امور تحصیلى فرزند خود باشند.

راهنمایی‌هاى مذهبى و اخلاقی

نوجوانان در این دوره به شدت نسبت به پرسش صحیح و غلط حساس و علاقمند هستند و مایلند بزرگسالان، به ویژه والدین در تصمیم‌گیرى‌هایى که گاه در نتیجه فشار گروههای همسال ناگریز به آن هستند. مداخله کنند ونشان دهند چه چیز خطاست و چه چیز در زندگى صحیح و صواب است و آنان را از رفتن به راه خط باز دارند. نوجوانان همه سطوح طبقات اجتماعی- اقتصادى در این زمینه به کمک بزرگسالان آگاه نیاز دارند. با وجود آنکه به نظر مى رسد اغلب بی نیاز از کمک والدین هستند و مایلند مستقل عمل کنند، ولی به اظهارنظر والدین وتوجه آنان به مساله احترام مى گذارند. بنابراین همچنان راهنماییهاى مذهبى و اخلاقی، به ویژه از طرف والدین محتاجند. هر چند که پایه‌هاى اعتقادات و عمل به اخلاق و مذهب باید از همان اوان کودکى بنیان نهاده شود.

کیفیت راهنمایى مورد نیاز نوجوانان

ویژگیهاى کیفیت راهنمایى و کمک به نوجوانان به قرار زیر است.

– به طور کلى نوجوانان نخست به یک رابطه صمیمانه، مطمئن و امن نیاز دارند و سپس مایلند بزرگسالان و به ویژه والدین آنها را درک کنند علت احساسات و رفتار آنها را بشناسند و در برابر اشتباهات و خطاهاى آنها صبورانه و منطقى برخورد نمایند.

– نوجوانان براى تغییر رفتار خود بیش از انتقاد و سرزنش و تحقیر به ستایش و حمایت نیاز دارند. آنان بزرگسالانى را دوست مى دارند که آنها را بشناسند و مهمترین ها را در آنها جست وجو کنند به آنها علاقه مند باشند و با آنان محترمانه و دوستانه رفتار کنند.

– نوجوانان به والدین و مربیانى نیاز دارند که با جدیت و قاطع بودن خود در زمینه‌هاى بهداشت و تندرستى و امنیت اطاعت از نظم و قانون و پذیرش منطق و اعمال اصول مربوط به آن آنها را راهنمایى کنند و در صورتى که صداقت ببینند، هرگز مقاومت نخواهند کرد. روشهاى صریح و روشن والدین گاه بهترین و قویترین عامل مؤثر در تصمیم‌گیری‌هاى صحیح نوجوانان خواهد بود. براى این منظور والدین باید با خود صادق باشند و علاوه بر احساسات فرزند نوجوان عواطف و احساسات خویش را نیز بخوبى بشناسند.

انتظار نوجوانان از بزرگسالان

آنچه ملاحظه مى کنید نتیجه مطالعه است که روى ۵۷۳ نفر نوجوان دختر و پسر دبیرستانى انجام پذیرفته نتیجه به قرار زیر است:

گوش دادن: به آنچه آنها مى گویند، کمتر حرف زدن و جدی گرفتن نوجوانان هنگامى که آنها خود جدى هستند.

سعى درک، در شناخت: این که آنها چگونه وضعیت و موقعیت خود را مى بینند و علت و انگیزه رفتار آنها چه بوده است و چرا آنها سعى در مخفى کردن برخى از امور دارند؟

پذیرش احساسات آنها: زیرا ممکن است آنها نتوانند احساسات خود را کاملا تغییر دهند ولى معمولا قادر خواهند بود آن را کنترل کنند.

تشویق آنان به حل مشکل: هرگز پند و اندرز و کمکى که جوان به آن نیاز ندارد و یا آماده پذیرش آن نیست به او ندهید.

پذیرش احترام به اطمینان نوجوانان به هنگام صحبت و درددل کردن با شما.

دقیق و باصداقت باشید: اشتباهها و خطاهاى خود را بپذیرید.

به رشد علایق و استعدادهاى آنان کمک کنید: تا در زمینه‌هاى مناسب با بهره گیرى از استعدادها و علایق خود به موفقیتهای ذهنی، جسمى و اجتماعى نایل آیند.

احساسات خود را بشناسید: در هنگام لزوم محدودیتهاى جدی و منطقى براى پیشگیرى از آسیب پذیری و به دردسرافتادن نوجوان قایل شوید. جدى و قاطع بودن شما کنترلهاى درونى نوجوان را تقویت مى کند.

محیطى فراهم آورید که در آن، نوجوان، آزادانه رشد کند.

اعتقادات مذهبى و اخلاقى قوى را در نوجوانان پایه ریزى کنید و آنان را با معیارها و ارزش‌هاى صحیح پرورش دهید.

 کبرا  مملوکى

منبع: روزنامه کیهان

نقش فعالیت‌هاى گروهى در تربیت علمى نوجوانان

 جواد آبسرى

یکى از ارکان اساسى در برنامه‌هاى پرورشى، فعالیت های گروهی، فعالیت‌هاى در فضاى آزاد در دامنه کوه جنگل دشت صحرا و دور از بعضى از امکانات و تسهیلات زندگى شهرى است.

بدیهی است هر چند تمدن ماشینى گسترش بییشترى پیدا کند، فرد موقعیت خود را بیشتر فراموش مى‌کند که واقعاً او چه هست و چه ضعف‌هایى دارد و چه نیرویى در وجود او نهفته است؟ لذا در چنین برنامه‌هاى گروهی(اردویى و کوه نوردی و…) است که نوجوانان در هنگام گردش در خارج از محیط زندگى و کلاس، فرصت کافى براى مطالعه در طبیعت و ابراز وجود شخصیتی خویش و به کار بستن آنچه را که در خانه و مدرسه، مسجد و محل کار خود از مربیان، والدین و دیگر افراد آموخته اند را پیدا می‌کنند تا امکان تحقق آن را بیابند و تجارب خوبى براى داشتن زندگی مستقل و متکى به خود به دست آورند، اعتماد به نفس بیاموزند، خود را بشناسند، راه همکارى با دیگران را یاد بگیرند و از زندگى پرندگان و حیوانات در طبیعت عبرت بگیرند، با جهان پیرامون خویش بیشتر آشنا شوند و نیروى جسمى و روحى خود را تقویت نمایند.

مگر نه این است که کوه‌ها و طبیعت، کانون وحى و اندیشه‌اند و پیامبران همواره در کوه‌ها به سیر و اندیشه، خودسازى و رشد و تکامل حقیقى براى تربیت و هدایت دیگران پرداخته‌اند. چنانچه حضرت آدم(علیه السلام) در کوه سراندیا، حضرت نوح(علیه السلام) در کوه جدی، حضرت ابراهیم(علیه السلام) و موسى(علیه السلام) در کوه سینا، حضرت عیسى(علیه السلام) در کوه سایر و حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در کوه نور آغازگر هدایت اجتماعى بودند.

شاید این نوع زندگى گروهى در قالب یک اردوى علمی یک یا چند روزه، براى کسانى که در شهر زندگى می‌کنند بسى سنگین و مشکل و گاهى طاقت فرسا باشد اما، مى توان براى تناوب در زندگى و تنوع و نشاط و بازیابى هویت خویش چند روزى را از شهر گریخت و با آب و هواى در کوه‌ها و دامن طبیعت درآمیخت.

در این نوع اردوها، دانش‌آموزان زندگى در جمع را فرامى گیرند و حاشیه‌هاى امنیت آنان از بین مى رود، زیرا سستی و تنبلى در گروه یعنى منزوى شدن از دیگران.

از طریق اردوها مى توان به خوبى روحیه تعاون، همکاری، مشورت، ایثار و احترام متقابل، رعایت حقوق دیگران، تقویت مسئولیت‌پذیری، مشارکت و اجتناب از خودخواهى و لجاجت و پذیرش همکارى در جمع را در دانش‌آموزان تقویت کرد.

منبع: هفته نامه بامداد لرستان

تهاجم فرهنگى و جوانان و نوجوانان

 آنچه که در تهاجم فرهنگى باید بیشتر مورد دقت و توجه قرار گیرد، این است که تهاجم فرهنگى، ابزار مناسب و مقتضى را براى پیشبرد اهدافش در میان جوانان، پسران و دختران، جست جو مى کند. ایجاد انگیزه براى دوستى با جنس مخالف، تلاش براى عادى جلوه دادن این قبیل دوستى ها، رواج بى بند و بارى، قطع ارتباط فرهنگى میان نسل جوان و ارزش هاى دینى و معنوى، ایجاد تزلزل در روابط صمیمانه خانوادگى، دامن زدن به بحران شک و تردید نسبت به باورها و معتقدات مذهبى، همه و همه، شکل هایى از تهاجم فرهنگى غرب علیه ملت به پا خاسته ایران و نسل جوان ماست.

شیوه‌هاى مقابله با تهاجم

حال باید پرسید مربیان ما در قبال تهاجم فرهنگى چه رسالتى بر عهده دارند؟ و چه روشى در قبال این پدیده باید در پیش گرفت؟ ذیلاً به بیان یکى از شیوه هاى رویارویى با تهاجم فرهنگى مى پردازیم:

۱- روش ایجاد بینش نسبت به غرب

روش ایجاد بینش در قبال تهاجم فرهنگى، به دو عامل متکى است:

الف) غرب را خوب بشناسید و بشناسانید

غرب‌شناسى به مفهوم شناخت ماهیت، عملکرد و شیوه هاى تبلیغاتى غرب مى باشد. دانش آموزان نوجوان با آگاهى از خصلت هاى حاکم بر تفکر غرب و جهتگیرى هاى آن در قبال ملل جهان سوم و دنیاى اسلام از ماهیت غرب بخوبى آگاهى مى یابند و نوع مواجهه و مکانیسم برخورد خود را مشخص مى نمایند. بدون شک هر گونه موضع گیرى اصولى و صحیح در قبال دشمن، مشروط و منوط به شناخت دقیق و کامل اوست و گرنه به برخورد هاى اتفاقى و کور دست خواهیم زد.

مربیان امور تربیتى با تبیین حرکت ها و خیزش هاى اسلامى در قرن اخیر در قبال سیاست هاى توسعه طلبانه و تجاوز کارانه غرب، بینش تاریخى و اجتماعى دقیقى در دانش آموزان ایجاد مى کنند و در این زمینه از حادثه تاریخى کم نظیرى که به امر میرزاى شیرازى با فتواى تحریم تنباکو به وجود آمد تا پدیده بزرگ قرن یعنى انقلاب اسلامى ایران، به بررسى و تحلیل مى پردازند و با آنان به گفت گو مى نشیند و ماهیت تمامى توطئه هاى غرب علیه اسلام و مسلمانان را براى دانش آموزان افشاء مى نمایند تا آن ها را سیر تحولات رویارویى اسلام و غرب بخوبى آشنا شوند.[۱] چنین شناختى از غرب و حالت سلطه طلبى آن، قدرت پوشالى و کاذبى را که غرب به خود گرفته است، کنار مى زند و چهره واقعى آن را مى نمایاند.

ب) غرب باورى را نفى کنید

قبلا اشاره شد که «غرب ستیزى» متوقف بر «غرب‌شناسى» و آگاهى از ماهیت غرب است. اگر جوانان و نوجوانان ما در این خصوص نیک بیندیشند و پرده از چهره فریبنده غرب برگیرند و تمدن درون تهى و متزلزل آن را بدرستى بشناسند، دیگر دلبسته آن نخواهند شد. بلکه باید افزود آن هایى که گرفتار «غرب باورى» هستند ظواهر تمدن غرب را به مثابه بواطن آن گرفته اند.

نسل جوان تا زمانى از غرب آسیب پذیر است که در خود اعتماد به نفس کافى براى مقابله با مظاهر غرب را نیافته است. در این صورت با کمترین ضربه فرو مى ریزد و از پاى مى افتد.

براى آسیب ناپذیرى در برابر غرب، باید اعتماد به نفس جوانان و نوجوانان را به آن ها باز گرداند؛ آن گونه که هیچ مانعى را در سر راه خود براى پیشرفت علمى و تکنولوژیکى احساس ننمایند و به خدا در رسیدن به هدف ایمان داشته باشند و به توانایى هاى خود در این راه باورى عمیق پیدا کنند.

۲- بازیابى هویت

هویت جویى، از اصلى ترین و مهم ترین شیوه هاى برخورد با این پدیده است. جوانان و نوجوانانى که از معرفت به هویت خویشتن برخوردارند و این جایگاه را به مدد ارتباط با مربیان خود احراز مى کنند، توان مقابله با تهاجم را دارند. نسلى که هویت خویش را مى یابد، نفوذ ناپذیر است و قدرت لازم را براى تحلیل و تفسیر وضعیت رویداد هاى فرهنگى دارا مى باشد. از این رو تلاش در جهت باز شناساندن هویت نوجوانان و جوانان، از ضروریات مبارزه فرهنگى است.

در حقیقت باید پرسید، کسى که هویت خویش را گم کرده است، چه چیزى را مى تواند بیابد؟

خود را گم کردن در یک تعبیر روشن و مختصر به معنى قطع پیوند هاى انسان با فطرت خویش، ریشه هاى خانوادگى و فرهنگى و ارزش ها و باور هاى عمیق دینى و مذهبى است و در یک کلمه، فقدان تمامى سرمایه هاى معنوى و فکرى است. هویت خود را گم کردن، یعنى انسان با آشنا ترین، نزدیک ترین و صمیمى ترین وجودى که مى شناسد، قطع رابطه کند و خلأ عمیق و دردناکى که از پى آن به وجود مى آید، راه را براى نفوذ هر جنبه از ابعاد فرهنگ بیگانه، هموار مى سازد.

با چنین برداشتى از «هویت گم شده» نه فقط کسانى که به ارزش ها و باور هاى خویش پشت کرده اند، بلکه آنهایى که از رشد و تکامل معنوى بازمانده اند، بى آن که جذب ارزش هاى بیگانه شوند نیز دچار درد بى هویتى هستند؛ به ویژه جوانان و نوجوانانى که در مهمترین مرحله شکل‌گیرى هویت و شخصیت خویش هستند از آسیب‌پذیرى بیشترى برخوردارند.

۳- درک هویت فرهنگى

 شناخت یک فرهنگ در حقیقت معرفت به ویژگى هاى مشاهیر، ارزش ها و برترى هاى آن فرهنگ نسبت به سایر فرهنگ هاست. نسل جوان، باید به امتیازات فرهنگ اسلام و ملى خویش، آشنا باشد تا در مقابله با فرهنگ هاى بیگانه، از اعتماد به نفس بالایى برخوردار باشد. تاریخ تحلیل «فرهنگ خودى» و مطالعات تطبیقى فرهنگ هاى معاصره، و به ویژه بررسى در ماهیت انقلاب اسلامى و تأثیرى که انقلاب معادلات سیاسى اجتماعى جهان معاصر داشته است جوانان را در برابر نفوذ فرهنگ بیگانه مقاوم مى کند و این امر با بازگشت فرهنگ خودى، امکان پذیر خواهد بود.[۲]

۴- احیاى ارزش ها (درک هویت فرهنگى)

تهاجم فرهنگى به گونه خاصى به ارزش ها یورش برده و آن ها را زیر نفوذ خود قرار مى دهد. سنگین ترین حملاتى که از ناحیه بیگانگان متوجه فرهنگ یک جامعه مى شود، ارزش هاى آن فرهنگ را زیر ضربات خود قرار مى دهد؛ به عنوان مثال، زمانى که دشمنان در صدد تخریب فرهنگ اسلامى بر مى آیند، ابتدا ایمان نسل جوان را به این گونه ارزش ها که جوشیده از عمق اعتقادات و باور هاى اسلامى است، متزلزل مى کنند و سپس او را در برابر جذبه هاى خیره کننده فرهنگ خود به یکباره دچار انفعال مى نمایند و نسلى که در صدد است تا خود را از انفعال سیاسى و اخلاقى، به موضع گیرى صحیح بکشاند، غالباً مقهور همان ارزش هاى بیگانه شده و آن ها را بر ارزش هاى اصیل اسلامى رجحان مى بخشد و نه تنها موضع گیرى درستى اتخاذ نمى نماید بلکه به صورت موجودى مسخ شده جلوه مى کند که حرفى براى گفتن و ارزشى براى دفاع کردن و موضعى براى اتخاذ کردن ندارد و این دقیقا همان مرحله اى است که بیگانگان درصدد تحقق آنند؛ به این مفهوم که نسل رشید و آگاه مسلمانان را از درون تهى ساخته و در محراب ارزش هاى درونى، قربانى کنند و به مسلخ ارزش هاى خودى بکشانند.

احیاى ارزش هاى اسلامى، گام عملى و مهم دیگرى است که در این راه باید برداشته شود و این فریضه را، اندیشمندان و دل آگاهانى باید به جا آورند که از یک سو، در شناخت نوجوانان کارآمد باشند و از سوى دیگر، ارزش هاى اسلامى را در عمق جان خویش باور کرده باشند.

۴ ـ ۱- شخصیت جوان از دیدگاه قرآن کریم را به تصویر بکشند

ترسیم شخصیت جوان از دیدگاه قرآن کریم، جایگاه معنوى آن ها را بدیشان مى نمایاند و راه را براى تقویت مبانى فکرى و اخلاقى آنان هموار مى کند. برگزارى گردهمایى هایى با همین عنوان از نوجوانان و جوانان و طرح چشم انداز هاى قرآنى در زمینه مسائل ذى ربط، تعادل فرو ریخته آن ها را به نفع ارزش هاى معنوى برقرار مى سازد.

۴ ـ ۲: شخصیت جوان از دیدگاه معصومین(علیه السلام) را ترسیم کنید

به تصویر کشیدن شخصیت جوانان از دیدگاه معصومین(علیهم السلام) افق روشنى را که از قرآن کریم پرتو بخش زندگى شان شده، باز تر و گسترده‌تر مى سازد؛ به ویژه آن که دیدگاه پیشوایان دین پیوسته متمرکز بر حفظ شخصیت و منزلت نوجوانان و جوانان بوده و هست. این امر، موجب جذب نسل آینده ساز کشور به ارزش هاى دینى مى شود.

۳ ـ ۳ـ میزگردها و جلسات گفت و شنود برگزار نمایید

تشکل میزگردها و جلسات گفت و شنود با جوانان در مراکز فرهنگى مى تواند باب احیاى ارزش ها را بخوبى باز کند.

در هر مبارزه، حریفان براى زدن ضربه به یکدیگر، نیاز به جاى محکمى دارند تا با تکیه بر آن بتوانند ضمن حفظ تعادل خویش، موفق به وارد آوردن ضربه شوند. نسل جوان ما که در برخورد با فرهنگ بیگانه به مصاف آمده است، زمانى مى تواند ضربه کارى را بر دشمن فرود آورد که جاى پایى همچون ارزش هاى دینى و معنوى بجوید و آن را نقطه اتکاء خویشتن قرار دهد و علاوه بر حفظ تعادل خویش، بر حریف فائق آید.

۴ ـ ۴ـ الگوهاى علم و اخلاق ارائه دهید

زندگى نامه هاى بزرگان علم و اخلاق که جوشیده از بطن فرهنگ اسلامى هستند، تأثیرى عمیق بر تار و پود شخصیت نسل جوان مى گذارد و قبل از آن که قلب حساس و دل زلال این نسل به شوائب فرهنگى بیگانه آلوده شود، الگوها و اسوه هاى ایمان، خلأ هاى وجودى او را آکنده از سرچشمه زلال ارزش هاى اسلامى مى کنند تا روزنه ها بر نفوذ هر بیگانه اى مسدود شود.

امام على ـ علیه السلام ـ ضمن بیاناتى به فرزندشان امام مجتبى(علیه السلام) مى فرمایند:

«فرزندم، قبل از آن که قلبت نفوذ ناپذیر شود، من به ادب آموختن به تو اقدام کردم.»[۳]

۴ ـ ۵ـ جوانان را با معارف ناب اسلامى آشنا کنید

عرفان اسلامى با غنایى کم نظیر مى تواند به شکلى مطلوب و روان، به نوجوانان و جوانان ارائه شود و سرگذشت استوانه هاى ایمان نظیر «اویس قرنى» ذهن متفحص و مستعد این نسل را از شکوه عرفان، بالنده و آکنده سازد؛ به ویژه آن که اویس قرنى در جوانى به مدارج عالى ایمان دست یافت و در راه حفظ عقیده و آرمان خویش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

۴ ـ ۶ ـ فرهنگ بسیجى و شهادت طلبى را ترویج کنید

ترویج تفکر بسیجى به گونه اى که یادآور فرهنگ شهادت طلبى در زمان جنگ باشد و در زمان حاضر همان فرهنگ با نفى الگوهاى غربى، مروج روح سادگى، پاکى و سازندگى باشد. تفکر بسیجى، همان زمزمه هاى عارفانه دعاى کمیل، رایحه دل انگیز نماز شب و دعاى توسل با سوز و گدازى است که سال ها پشت سنگر ها و سنگرنشینان را گرم مى کرد و با زیارت عاشورا به اوج وحدت روحى و حمایت اسلامى مى رسید که «انى سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الى یوم القیامه».

پی‌نوشت‌ها
[۱]. در این زمینه کتاب هاى «نهضت هاى یک صد ساله اخیر» و «پیرامون انقلاب اسلامى» از استاد شهید مطهرى و نیز کتاب «ماهیت انقلاب اسلامى» از دکتر رضا داورى جهت مطالعه بیشتر توصیه مى گردد.
[۲]. جوان و نیروى چهارم زندگى، محمد رضا شرفى، نشر سروش، ۱۳۸۱، ص ۱۶۶ ـ ۱۶۵
[۳]. فبادر تک بالادب قبل ان یقسوا قلبک.
منبع: بینش های تربیتی، محمدرضا شرفى، ص ۱۶۹ – ۱۸۵

اصول آموزش نماز به کودکان و نوجوانان(۴)

۷ـ اصل هماهنگى خانه، مدرسه و جامعه(مسجد، رسانه‌ها و…) در آموزش مسائل دینی

یکى از عوامل مؤثر در تکوین شخصیت علمى، معنوى و جسمى کودک و نوجوان، ایجاد هماهنگى و همکارى مثبت و سازنده بین خانه، مدرسه و جامعه(مسجد، رسانه‌ها و…)

براى رسیدن به اهداف تربیت دینى و ترویج فرهنگ نماز، همکارى همه ارگان‌ها و نهادها به ویژه نهادهاى فرهنگى و تربیتى ضرورت نام دارد. خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه‌ها و…) در انجام دادن وظایف تربیتى و پرورش مسائل دینى، مکمل یکدیگرند.

پیوند و ارتباط نزدیک خانه، مدرسه و جامعه (مسجد و رسانه‌ها و…) با یکدیگر، در واقع پیوند استوانه‌هاى تربیت صحیح و منطقى است. امروزه، لازم است مدارس یک علاقه واقعى و باطنى، براى حضور مستمر و ارتباط نزدیک دانش آموزان با مساجد، در آنان ایجاد کنند. در این راستا، مدارس نباید فقط به ساختن نمازخانه‌ها اکتفا کنند. هر چند ساخت و توسعه نمازخانه‌ها اقدامى مثبت و ارزنده براى رسیدن به ارزش‌ها و مقدسات والاى دینى است، اما هیچگاه جاى مساجد و اثرات سازنده‌ى آنها را نمی گیرد.

لازم است، همه‌ى تلاش دست اندرکاران تعلیم و تربیت، بر این باشد که پیوندى واقعى ـ نه ظاهرى و صورى ـ بین خانه، مدرسه و جامعه ایجاد کنند. با این گونه پیوند، هم خانه به فضایى اسلامى و آکنده از ارزش‌هاى معنوى تبدیل می‌شود و هم، مدرسه نقش سازنده و هدایتگرى در زمینه‌ى ارزش‌هاى دینى می‌یابد. از این رو، با هماهنگى و یکسانى فضاى حاکم و ارزش‌هاى معنوى و دینى در خانه و مدرسه، بسیارى از تعارضات و مشکلاتى که ممکن است براى کودکان در نتیجه‌ى ناهماهنگى بین خانه، مدرسه و جامعه ایجاد شود، بر طرف می‌گردد.

البته، این پیوند باید مستمر باشد نه مقطعى و وابسته به شرایط خاص. چنین پیوندى، کارى گروهى و حرکتى اجتماعى را می‌طلبد. این گونه کارها، بس پیچیده است و با چند بار بردن دانش آموزان به مسجد و حضور فیزیکى آنان، نمی‌توان به نتایج مطلوب و رضایتبخش رسید.

فرهنگ انس گرفتن با مسجد و در رأس آن نماز به عنوان یک حرکت ارادى، آگاهانه و مستمر، باید از آغاز دوران کودکى در نظام تربیتى خانه، مدرسه و جامعه به عنوان یک اصل مهم تربیتى مدّنظر قرار بگیرد تا فطرت خداجوى کودک، به گونه‌اى رشد و پرورش یابد که هیچ عامل و شرایطى، نتواند موجبات انحراف او را فراهم سازد.

در آموزش و پرورش قدیم، همه‌ى مسئولیت‌هاى تربیتى را مدرسه بر عهده می‌گرفت. در تربیت جدید، این حقیقت پذیرفته شده است که آموزش و پرورش مدرسه بدون همکارى آگاهانه و فعالانه‌ى خانواده، نتیجه‌ى مطلوبى نخواهد داد. دلیل چنین نگرشى آن است که کودک، بیشتر اوقات فراغت خود را در خارج از مدرسه و اغلب در خانه و جامعه می‌گذراند. از آنجا که کودک از والدین و جامعه متأثر می شود، خنثى کردن اثرات محیط خارج از مدرسه در مدت محدود درسى، بسیار سخت و گاهى غیر ممکن است. در واقع، امروزه اگر خانواده، مدرسه و جامعه (مسجد و…)، نسل جدید را به سوى یک هدف و روش واحدى سوق ندهند، نمی توان امیدى به پیشرفت دینى جامعه داشت. اگر این مثلث تربیتى (خانه، مدرسه و جامعه) در برنامه‌ها و روش‌ها هماهنگى لازم را نداشته باشند، در روند رشد دینى کودک و نوجوان، اختلال به وجود خواهد آمد که اولین عارضه‌ى آن، تعارض است. متأسفانه، باید اذعان کرد که فعالیت‌ها در این راستا، هماهنگ، همجهت و همخوان نیست؛ حتى در مواردى، ممکن است با فعالیت‌هاى موازى و گاهى مغایر، انرژى و توان یکدیگر را خنثى و کاهش دهند.

به طور مثال، بعضى خانواده‌ها، اطلاعات چندانى از دین ندارند. از طرفى، مدرسه تکالیف سختى بر بچه‌هاى این گونه خانواده‌ها تحمیل می کند. این تعارض باعث می شود که نوعى دو گانگى، در کودکان و نوجوانان به وجود آید.

نمونه‌ى دیگر این که، برخى خانواده‌ها که به مذهب توجه دقیق و لازم ندارند، در محافل و میهمانی ها ـ بدون توجه به مسائل شرعى ـ براى بچه‌هایشان لباس هایى انتخاب می کنند که با آن مجالس، تناسب داشته باشند از سویى، اصرار مدارس بر این است که دانش آموزان، پوشش و لباس مناسب با شرع بپوشند. در این جا نیز اختلاف میان خانه و مدرسه، براى بچه‌ها تعارض به وجود می آورد.

منبع: مجله مسجد؛ ش۵۰؛ ص۲۱؛  به قلم محمد رضا مطهرى

استفاده از اینترنت، افسردگى و انزواى اجتماعى نوجوانان

 کریستوفر ساندرز

بر اساس یک پژوهش با عنوان “نقش استفاده از اینترنت در افسردگى و انزواى اجتماعى نوجوانان” پرسشنامه‌اى در اختیار ۸۹ دانش‌آموز سال آخر دبیرستان قرار گرفت و درباره موارد زیر تحقیق شد:

– میزان استفاده از اینترنت: کم (کمتر از یک ساعت در روز)، متوسط (بین یک تا دو ساعت در روز)، زیاد (بیش از دو ساعت در روز)

– ارتباط با مادر، پدر و همسالان

– افسردگى

با توجه به نتایج حاصله، کسانى که نسبت به دیگران کمتر از اینترنت استفاده می‌کردند، ارتباط بیشترى با مادر و دوستان خود داشتند.

تأثیر استفاده و سوء‌استفاده از اینترنت، هر روز بیشتر مورد تحقیق قرار می‌گیرد و دانشمندان علوم اجتماعى به دنبال بررسى موضوعات مرتبط هستند، طى یک تحقیق در سال ۱۹۹۸ میزان اعتیاد به اینترنت از طریق نمرات “پرسشنامه افسردگى یک”(۱)   (BDI) مورد بررسى قرار گرفت. (یونگ و راجرز) میانگین نمرات پاسخگویانى که بر اساس این پرسشنامه، معتاد به اینترنت تشخیص داده شدند، بر روى یک طیف خفیف تا متوسط قرار داشت (۲/۱۱).

در یک پژوهش درازمدت ۲ ساله (کرات و همکاران، سال ۱۹۹۸)، به خانواده‌هایى که به طور تصادفى انتخاب شده بودند کامپیوتر و آموزش استفاده از آن ارائه شد، بعد از یک تا دو سال، استفاده فزاینده از اینترنت با کاهش ارتباط خانوادگى و محافل اجتماعى محلى همراه بود، علاوه بر این شرکت‌کنندگان در این تحقیق، به تنهایى و افسردگى روزافزون دچار شده بودند. افزایش تنهایى و کاهش حضور اجتماعى به ویژه در نوجوانان دیده شد. این یافته‌ها، اهمیت تحقیق در زمینه استفاده از اینترنت توسط نوجوانان را روشن می‌سازد، به ویژه این که استفاده از آن در بین این گروه سنى رو به افزایش است.

در سال ۱۹۹۶ تقریباً ۱۲% از نوجوانان ۱۳ تا ۱۷ ساله (که به اینترنت دسترسى داشتند)، از خدمات اینترنت استفاده کردند. گروه سنى ۱۲ تا ۱۷ ساله کاربران اینترنت که در سال ۱۹۹۶، ۵/۶% بود، در سال ۲۰۰۲ به ۴/۳۱% و در مورد گروه سنى ۱۳ تا ۱۷ ساله به بیش از ۵۰% رسید. هدف از تحقیق حاضر، بررسى تأثیرات احتمالى استفاده از اینترنت بر نوجوانان است. انتظار می‌رود سطح بالاى استفاده از اینترنت با میزان نامطلوب ارتباط و همچنین درجات افسردگى مرتبط باشد.

روش تحقیق شرکت‌کنندگان

۸۹ دانش‌آموز (۳۷ پسر و ۵۲ دختر) از یکى از دبیرستان‌هاى فلوریدا انتخاب شدند. از این تعداد ۷۶% قفقازى، ۱۱% اسپانیش، ۵% آسیایى، ۳% افریقایى – آمریکایى و ۵% از نژادهاى دیگر بودند. شرکت‌کنندگان از نظر جایگاه اجتماعى – اقتصادى از طبقه متوسط به بالا بودند. (۹/۳ = M  بر اساس شاخص دو عاملى هالینگ هد)

مقیاس‌هاى اندازه‌گیرى

به دانش‌آموزان یک پرسشنامه ۱۸۱ سؤالى از نوع لیکرت داده شد که ابعاد چندگانه روانى و رفتارى زندگى نوجوانان را بررسى می‌کرد. آنها در یک سالن بزرگ و در مدت ۴۵ دقیقه بدون ذکر نام، پرسشنامه را تکمیل کردند.

– استفاده از اینترنت: میزان استفاده از اینترنت با یک سؤال واحد مورد ارزیابى قرار گرفت، “روزانه چند ساعت از وقت خود را با اینترنت صرف می‌کنید؟” گزینه‌هاى پاسخ عبارت بودند از: کمتر از یک (استفاده کم)، یک تا دو (استفاده متوسط) و بیش از دو ساعت (استفاده زیاد).

– کیفیت ارتباط با والدین و دوستان: براى ارزیابى کیفیت ارتباط از مقیاس صمیمیت (بلایت و فاستر – کلارک، سال ۱۹۸۷) که حاوى ۲۴ پرسش است، استفاده شد.

به عنوان مثال: “تا چه اندازه براى نصیحت یا حمایت به مادر خود مراجعه می‌کنید؟” و “تا چه اندازه بهترین دوستتان در مورد آنچه که شما انجام می‌دهید، با شما همراه است؟” “پاسخ‌ها بر اساس مقیاس لیکرت داراى ۵ حالت از “به هیچ وجه” تا “بسیار زیاد” بود. نوع سؤالات در مورد بهترین دوست و والدین مشابه بودند. (هر کدام ۸ سؤال) که در برگیرنده نمراتى در زمینه ارتباط با مادر، ارتباط با پدر و ارتباط با همسالان بود.

– افسردگی: این موضوع توسط مقیاس افسردگى مرکز مطالعات  اپیدمالوژیک (CES – D رادلوف ۱۹۷۷) و با نمره حداقل ۱۶ که نشان‌دهنده افسردگى است، بررسى شد. مقیاس CES – D براى جمعیت دبیرستانى، استاندارد شده است (رادلوف ۱۹۹۱).

این مقیاس از پایایى بازآمایی(۲)، همسانى درونی(۳)  و اعتبار همزمان(۴)  مفاهیمى برخوردار است.

 نتایج

در این تحقیق تنها گروه‌هاى کاربران زیاد و کم اینترنت مورد مقایسه قرار گرفتند. تحلیل مجذور خی  نشان می‌دهد که این گروه از نظر برخى عوامل دموگرافیک مانند جنس، نژاد و جایگاه اقتصادى – اجتماعى با یکدیگر تفاوتى ندارند. هر یک از دو گروه کاربران زیاد و کم اینترنت با استفاده از آزمون‌هاى مستقل t  از نظر درجات ارتباط و افسردگى مقایسه شدند. کابران کم‌مصرف اینترنت در مقایسه با کاربران زیاد آن به طور چشمگیرى رابطه‌اى بهتر با مادران و دوستانشان داشتند، اما هیچ تفاوت قابل ملاحظه‌اى بین کاربران کم و کاربران زیاد اینترنت از نظر ارتباط با پدر میزان افسردگى وجود نداشت.

جمع‌بندى

نتایج نشان می‌دهد که استفاده زیاد از اینترنت با پیوند ضعیف اجتماعى مرتبط است. بر عکس کاربرانى که از اینترنت کمتر استفاده می‌کنند، به طور قابل ملاحظه‌اى با مادر و دوستانشان ارتباط بیشترى دارند. این نتایج جهت‌گیرى خاصى را نشان نمی‌دهند. مثلاً نمی‌توان گفت که آیا نوجوانان داراى ارتباطات ضعیف اجتماعى به طرف فعالیت‌ اینترنتى ارتباطات اجتماعى را کاهش می‌دهد.

میزان استفاده از اینترنت با افسردگى ارتباطى ندارد. شاید نمرات نسبتاً بالارى CES – D در این نمونه (۱۴=M) در مقایسه با نمونه رادلوف (۱۸=M)، احتمال ظهور تفاوت معنی‌دار آمارى را کاهش داده است، در تحقیقات آینده، طیف گسترده‌اى از عوامل روانى و اجتماعى در میزان استفاده از اینترنت باید مورد ارزیابى قرار گیرد.

منابع
۱- Beck Depression Inventory:
پرسشنامه افسردگى یک مقیاس است براى سنجش افسردگى که توسط “آئورن بک” مشهور به “پدر شناخت‌درمانی” استفاده شد.
اساس آن یک سرى واکنش‌هاى کلیدى افراد به طبقات خاصى از موقعیت‌هاى بالقوه افسرده کننده و برانگیزاننده اضطراب است.
۲- test – retest reliability
۳- internal consistency
۴- concurrent validity
۵- chi – square analysis
مترجم: حسین زارعى

خسته شدن از زندگى

 درباره علل و منشأ خستگى و ملال از زندگى، از مسائل و زمینه هاى متعددى باید نام ببریم که اهم آن ها به قرار زیر است:

۱٫ حوادث زندگى: حوادث تلخ و پى آمد هاى ناگوار زندگى خود مى تواند از علل پیدایش ملالت ها باشد. بسیارى از افراد ملولند از آن بابت که همه زندگى شان با شکست همراه بوده است. به هر جا که پا گذاشته اند نکبت و بدبختى وجود داشته است. براى آن ها که ناتوانى و ضعفى دارند و ساخته و پرورده نیستند حوادث ناگوار تلخى مى آفریند و زندگى را بر انسان تیره و طاقت فرسا مى سازد آنچنان که آدمى قادر به کنترل خود نیست.

۲٫ احساس گناه: گاهى انسان به خاطر گناهى را که مرتکب شده نافرمانى و عصیانى را که انجام داده است، عملکرد ناروا و غلطى که داشته است دچار احساس ملال است. ناراحت است که چرا خداوند را از خود ناراضى کرده و یا فلان گناه کبیره اى را در رابطه با دیگران مرتکب شده است.

۳٫ درد درون: زمانى احساس ملالت ناشى از وجود دردهاى جانکاه است که در درون انسان است و او نمى تواند آن را به زبان آورد. دچار غم و رنج است ولى بیان آن موجب رسوائى و عقوبت است. افکار مخرب از هر سو بر او احاطه کرده اند و فکر و ذهن او را در غل و زنجیر نهادند.

۴٫ عجزها: جوان به مناسبت شور و نشاطى که دارد خواستار آن است خودى نشان دهد و مسائل دشوارى را حل کند، عجز و ناتوانى او از این امر خود سبب این امر مى شود. مى خواهد در مسابقات شرکت کند ولى ترس از آن دارد که چیزى نصیبش نشود، مى خواهد برنامه اى را تمام کند ولى در موقعیتى است که قادر به آن نیست.

۵٫ نومید و محرومیت: آن ها که در موقعیت ناامید کننده اى هستند و راه پیشرفت را برخود مسدود مى بینند، آنها که در فکر حل مسائل لا ینحلى هستند و این امر زجرشان مى دهد دچار ملالتند، حال اگر در این حالت براى شان محرومیتى پدید آید ملالت شان افزون تر خواهد شد.

۶٫ تخیلات ناروا: نوجوانان و جوانان خواب و خیال آشفته اى دارند، تصویر دیگرى از دنیا را در ذهن خود مجسم کرده اند و به هنگامى که امرى خلاف آن را مى بینند ملول مى شوند. یا مى دانیم که مفهوم مرگ و فنا تمام افکار و عقاید آنان را تحت الشعاع قرار مى دهد. دل به ملالت مى دهند که با این حساب کار و تلاشم را چه فایده اى است.

۷٫ کمبود عاطفى: نوجوان و جوانى که به پدر و مادر و یا مربى و یا هر کسى دیگر دلبسته است و انتظار لطف دارد به هنگامى که با بى توجهى هاى آن ها مواجه مى شود از خود بى خود گشته و دل به ملالت مى دهد. هم چنین احساس این امر که اطرافیان او افرادى خشن و بى محبت هستند براى او زجر دهنده است.

۸٫ پر توقعى: گاهى علت ملالت پرتوقعى است. جهان بینى آن ها بگونه اى است که انتظار دارند همگان سر به اطاعت او بسپارند و زندگى را بر وفق مراد او بسازند. دیدن وضع خلاف و حتى بى توجهى به شخصیت او سب افزایش ملال و کدورت است.

۹٫ خود کم بینى: گاهى نوجوان و جوان در موقعیتى است که نمى تواند ابراز وجود کند. در هر طریقى که بخواهد قدم بردارد راه آن را بر خود بسته مى بیند. در موقعیتى است که راه پیش و پس ندارد. از هر سو احساس محرومیت مى کند، گمان دارد دیگران او را به حساب نمى آورند و جز نکبت آفرینى کارى ندارند و این امر خود سبب ملال آن هاست.

۱۰٫ ضعف مذهب: و بالاخره ضعف زمینه مذهبى و عدم اتکال به خدا و سرسپردگى به او نیز عدم توکل به او و خوشبینى به عنایتش بدان صورت که احساس کند که همه امورش به سوى او بر مى گردد خود در این امر مؤثر است. ضعف مذهبى خود سبب ضعف بنیه روحى است و انسان بر اثر آن نمى تواند خود را در این جهان وجود سرپا نگه دارد.

– طرق درمان

در طریق نجات نوجوانان و جوانان از بیمارى هاى ملالت، مى توان از راه و روش هاى گوناگونى استفاده کرد که اهم آن ها به قرار زیر است:

۱٫ معاشرت نیکو: انسان ملول را نباید به خود واگذار کرد بدان امید که خود بخود به حال مى آید. ملال بیش از آن که یک درد فردى باشد یک رنج اجتماعى است. باید از طریق اجتماع درمان شود و از راه هاى آن، معاشرت و بیرون کشیدن او از تنهائى و انزواست. باب معاشرت را باید به روى او گشود و دوستان و معاشران جدیدى را باید در سر راه او قرار داد.

۲٫ القاآت: تذکرات و القاء به او که حال خود را باید عوض کند دید و جهان بینى خود را باید تغییر دهد، در اصلاح او موثر است. باید به او القاء کرد که ضرورى است امروزه روش و طرز سلوک خود را تغییر دهد و خوشبختى خود را تأمین کند و در راه این القاء باید وقت صرف کرد و ساعاتى از عمر را بدان اختصاص داد.

۳٫ ایجاد زمینه براى موفقیت: از طرق مهم و سازنده ایجاد زمینه براى موفقیت است و باید کارى کرد که او در جریان امور باشد. باید میدان براى او فراهم دید تا در آن خود را نشان دهد. در مسابقه اى آسان شرکت کند تا در آن موفقیت به دست آورد و مزه پیروزى را بچشد. و بدیهى است که در برابر هر پیروزى به تحسین و تشویق او خواهیم پرداخت.

۴٫ ابراز مهر: دلجوئى از او، محبت به او بگونه اى که بتواند حرف خود را بزند، مطلب خود را با ما در میان نهد، نظریات خود را در آنجا بازگو کند خود در این امر موثر است. فرد ملول باید احساس کند کسى هست که او را دوست دارد و براى او در نزد خود جائى در نظر گرفته است.

۵٫ تغییر محیط: از طرق درمان، ایجاد تغییر محیط است. محیط کار و زندگى فردى این چنین را به خصوص اگر در مراحل حادى از نظر ملالت باشد عوض مى کنند. او را به جائى دیگر کوچ مى دهند و از این راه احساس خستگى او را از او مى زدایند و او را به زندگى دلگرم مى سازند.

۶٫ ایجاد تنوع در زندگى: از دیگر راهها ایجاد تنوع در زندگى است. تنوع، خستگى و ملالت را از بین مى برد و بر نیروى فرد و نشاط باطنى او مى افزاید. بسیارى از ملالت ها بدان خاطر است که فرد زندگى را نوعى تکرار مکررات مى داند. هر روز همان برنامه و همان کار و این امر براى افراد که تیزهوش ولى راکدند وجود دارد.

۷٫ بازى و گردش: از راه هاى مهم و موثر این است که پدر و مادر و یا مربیان و معاشران ذوق به گردش و تفریح را در او بر انگیزانند، او را با خود به گردشگاهى ببرند، پیک نیکى ترتیب دهند، ساعاتى او را گرم بازى و تفریح سازند. بگذارند که او هم در میان جمع ساعاتى را بجهد، بگوید، بخندد تا بالاخره هواى آن از سرش بیفتد.

۸٫ کار و اشتغال: یک کار سازنده و مثبت و اشتغالى مفید، خود سبب رفع ملامت است و نگرانى ها را از بین مى برد. باید براى او کارى معین کرد، مثلا براى خود نجارى کند، چیزى ببافد، به کارى سرگرم شود تا دردهاى متعدد خود را فراموش کند و احساس سرور و خرسندى کند و وارد حیات جمع شود.

۹٫ تقویت مذهبى: آموزش و مذهب و انتقال تعالیم مذهبى و آگاه کردن او از اسرار زندگى خود در این امر مؤثر است معنویت و رابطه با خدا براى انسان یک سنگر است و زمینه را براى آرامش و تکامل افراد فراهم مى سازد، درماندگى و کوته اندیشى ها را از بین مى برد.

۱۰٫ واداشتن به تلقین: اگر جوان فرصتى پیدا کند و حاضر شود با خود بنشیند و کلاه خود را قاضى کند، به تفکر درباره امور و تدبر در آن بپردازد بسیارى از حقایق براى او آشکار خواهد شد. در سایه آن، خواهد توانست به تلقین خویش بپردازد و روحیه خود را بسازد و تقویت کند آن چنان که برخود مسلط باشد و درد و مشکلش را دریابد و درمان کند.

منبع: خانواده و مسائل نوجوان و جوان، على قائمى ، ص۱۵۴

کلیدهاى طلایى ارتباط با نوجوانان

١ – تلاش کنید در برخورد با نوجوان شنونده خوبی باشید.

٢ – بکوشید در تعامل با نوجوان صبور و خوش خلق باشید.

٣ – از لحن تلخ وآمرانه استفاده نکنید.

۴ – هیچ گاه افکار نوجوان را به مسخره نگیرید و با عقاید او مخالفت نکنید.

۵ – تا می توانید از نصیحت آردن مستقیم نوجوان بپرهیزید.

۶ – ار آسانی آه مورد قبولش هستند به طور مستقیم انتقاد نکنید.

٧ – حرفها و عقایدش را به عنوان موضوعات با مزه و خنده دار برای اطرافیان تعریف نکنید.

٨ – سعی نکنید بلا فاصله از حرفهایش نتیجه بگیرید.

٩ – در تصحیح اشتباهات و در تفهیم حقایق به او، شتاب نکنید.

١٠ – هیچگاه به حریم شخصی نوجوان تجاوز نکنید (بازرسی لوازم شخصی او و …)

١١- همواره در جستجوی یافتن انگیزه و علت رفتار نادرست او باشید.

١٢ – رفتار نادرست نوجوان را بیش از آنچه هست، بزرگ جلوه ندهید و به خاطر انجام آن رفتار، از پیش بینی و آینده نگری نسبت به سر نوشت او بپرهیزید.

١٣ – اجازه دهید نوجوان، خودش به مقابله با بحرانهای زندگی خود برخیزد. در آن لحظه ها صحبت شما بهترین پشتیبان او خواهد بود.

١۴ – نوجوان در باطن، دلش می خواهد آه از علقه و توجه والدین نسبت به او ذره ای آاسته نشود.

١۵ – نوجوان بیش از دوران کودکى به محبت نیاز دارد.

١۶ – قبل از ثابت شدن موضوع، او را مقصر قلمداد نکنید.

١٧ – در دشوارترین شرایط بکوشید راهی براى امید و دلگرمى نوجوان بیابید.

١٨ – حداکثر سعى خود را براى پاسخ دادن صحیح به مسائل او به کار بندید.

١٩ – نسبت به فرزندان نوجوانتان بیش از حد حساسیت به خرج ندهید.

٢٠ – بدانید که انتقاد بى رویه، عامل اضطراب، کمرویى و احسا س حقارت نوجوان مى شود.

٢١ – آگاه باشید که آگاهى از عیب و نقص نوجوان (پرده دری)، باعث احساس حقارت او مى شود.

٢٢ – هرگز نگوئید براى تربیت دیر شده است، هیچ گاه براى اصلاح دبر نیست.

٢٣ – سعى نکنید در روش تربیتى خود، همان روشى را بکار بگیرید که در دوران جوانى نسبت به شما اعمال شده است. (شرایط اجتماعى کاملا عوض شده است)

٢۴ – هرگز کجروى و یا ناسازگارى نوجوان را حمل بر بزه کارى وى نکنید و هیچ گاه رفتار تند و خشن در برابر او پیشه خود نسازید.

٢۵ – با نوجوان همانند کودک رفتار نکنید.

٢۶ – به نوجوانان و جوانان القابى نظیر: کله پوک، ترسو، خسیس، تنبل، احمق، زرافه، نکره، کله شق، بى منطق، شکمو، فضول، موذی، بى فکر، لجباز، یک دنده، بى حال، شلخته، انگل، منحرف، لوس، نردبان، عقده ای، بى خیال، پر خور، هیجانی، بى حوصله، بى قرار، پر حرف، لک لک، گوشه گیر، بى هدف، خودنما و… نسبت ندهید.

حضرت على(علیه السلام):

لا تقسروا اولادکم على آدابکم فانهم مخلوقون لزمان غیر زمان فرمانکم

آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید چرا که ایشان براى روزگارى جز روزگار شما آفریده شده اند.

 منبع: پایگاه باشگاه اندیشه

 

افسردگى در نوجوانان

سودابه ملک پور

«احساس مى‌کنم که خیلى بی‌کس هستم»، « همه از من متنفرند» من حتی خودم هم از خودم متنفرم . چگونه می‌توانم از این چاه نکبت خلاص شوم» «نمی‌توانم درس بخوانم» « من هیچ دوستى ندارم» آیا این جملات آشناست؟ آیا نظیر چنین جملاتى را از زبان نوجوان خود شنیده‌اید؟ افسردگى در بین نوجوانان بیشتر از آنچه قبلاً فکر می‌کردند، رایج است. نوجوانى که بنظر گوشه‌گیر و تنها می‌رسد، در بیشتر موارد درگیر یک دوره حل مسئله است. در حالیکه براى برخى دیگر یک مشکل جدی تر است که حتى در مواردى می‌تواند منجر به خودکشى شود. نوجوانان افسرده احساس غمگینى می‌کنند و ممکن است این حالت را بعنوان احساس بی‌کسى استنباط نمایند. معمولاً اینگونه نوجوانان در ارتباطات خود با خانواده و دوستان راحت نیستند. آنها اغلب توانایی تمرکز حواس ضعیفى دارند، در شروع عمل و اقدامات خودانگیخته بی‌نهایت مشکل دارند، تغییرات قابل توجهى در نحوه تفکر و رفتار آنها مشاهده می‌شود، اغلب اوقات در طول شب با اختلالات خواب مواجهند و تغییراتی در الگوهاى غذاخوردن آنها مشاهده می‌شود، ممکن است احساس شدید خستگى کنند، انگار خود را بزور حرکت می‌دهند یا برعکس برخی از آنان بسیار پرانرژى هستند، ممکن است احساس گناه یا بی‌ارزشی کنند. نوجوانى که مبتلا به بیمارى افسردگى است، اگر کمکی که به آن نیاز دارد دریافت نکند، ممکن است اقدام به خودکشى نماید. بطور عادى نوجوانان وقتى که غمگین باشند درباره غمشان شکایت یا صحبت می‌کنند و سعى می‌کنند که براى رفع آن کاری کنند. بطور کلى افراد در نوجوانى از والدینشان دور می‌شوند و بیشتر با همسالان خود تماس و ارتباط برقرار می‌کنند. تفاوت بین غم معمولى نوجوانان و افسردگى بستگى به مدت زمان، شدت و میزان انحراف خلق از خلق و رفتار معمول نوجوان دارد. نوجوانان به دلایل مختلف غمگین می‌شوند. نوجوانانى که بطور ممتد تحت فشار روانى هستند، افسرده می‌شوند و این موارد بیشتر در خانواده‌هایى اتفاق می‌افتد که مورد مشابهى در بین اعضاى خانواده از افسردگى وجود داشته است.

چند نکته مهم

– در اجراى انضباط از تقویت مثبت استفاده کنید. شرمسارى و تنبیه در برقرارى انضباط ممکن است باعث بروز احساس بی‌ارزشی و عدم کفایت در اداره امور زندگى در نوجوان گردد.

– از ابراز حمایت بیش از حد و راهنمایى بى حد به نوجوان احتراز کنید. حمایت بیش از حد امکان هر گونه بروز اشتباهی را از نوجوان می‌‌ گیرد. هدایت و راهنمایى بیش از حد در زمینه آنچه که باید و آنچه که نباید توسط والدین باعث می‌شود که نوجوان فکر کند آنها به او اعتماد ندارند.

– انتظار پذیرش مطلق از طرف نوجوان خود نداشته باشید.

– از نوجوان خود انتظار تکمیل و برآوردن آرزوها و اهداف ناکام خود را نداشته باشید.

مجدداً ذکر می‌گردد که گاهگاهى احساس ناخشنودى در بین نوجوانان شایع است.

علائم افسردگى نوجوانان

درصورتی که متوجه شدید حداقل ۳ مورد یا بیشتر از موارد ذیل بمدت دوهفته یا بیشتر ادامه دارد احتمال ابتلا به افسردگى نوجوانی وجود دارد:

– گریه کردن، غمگینى یا بداخلاقى

– گوشه گیرى (احتراز از دوستان، فعالیتها و وقایع اجتماعی)

– مشکلات خواب

– مشکلات تغذیه

– افت عملکرد مدرسه اى

– فعالیت زیادى یا فقدان فعالیت انرژى

– احساس گناه یا خودکم بینى

– خستگى بیش از حد و دائمى

– اشتغال ذهنى بیش از حد در مورد مرگ، مردن یا آرزوى مرگ

اگر نوجوانى که مبتلا به افسردگى است کمکى دریافت نکند ممکن است بعنوان یک راه فرار از این موقعیت، اقدام به خودکشی نماید.

چهارنشانه‌ای که احتمال اقدام به خودکشى را مشخص می‌کند عبارتند از :

۱- تهدید یا صحبت کردن در مورد کشتن خود

۲- ابراز آمادگى براى مرگ مثل بخشیدن مایملک خود، وصیت‌نامه، نامه‌هاى وداع، یا خداحافظى کردن)

۳- بنحویى صحبت کردن که انگار هیچ امیدى به آینده ندارد.

۴- احساس بیکسى و ناامیدى نسبت به خود یا سایرین

نوجوانانی که هر کدام از این علائم را نشان دهند بایستى حتماً به روانپزشک ارجاع شوند و کمک تخصصى ویژه دریافت کنند. اگر احساس می‌کنید که نوجوان شما ممکن است از افسردگى رنج ببرد پیشنهاد می‌شود که نسبت به ارجاع او به یک متخصص باتجربه بهداشت روان و انجام ارزیابی دقیق اقدام نمایید.

کمکهایی که شما می‌توانید بکنید:

– داوطلب گوش دادن به صحبتهاى آنان باشید. زمانى را واقعاً صرف نوجوان خود کنید. احساس نکنید که همیشه باید توان پاسخگویی به سئوالات آنها را داشته باشید . فقط گوش کنید.

– مسئله مطرح شده توسط آنها را کاملاً جدى بدانید. آن مسئله ممکن است براى شما مهم نباشد ولى براى آنها اهمیت دارد. به نوجوان خود نشان دهید که مورد توجه شماست و سعى در درک او دارید.

– نوجوان خود را تنها نگذارید. بیان این جمله کمکى به نوجوان نمی‌کند: «چیزى نشده، سرت را بالا بگیر، فردا حتماً روز بهترى خواهد بود، مسئله‌اى که بوجود آمده براى او کاملاً جدى و واقعى است.

– نوجوان را تشویق کنید که با سایر بزرگسالان نیز همانند شما صحبت کند. به او پیشنهاد کنید که به آنها بعنوان یک دوست بزرگسال اعتماد کند. (این افراد مورد اعتماد والدین باشند)

– سعى کنید نشان دهید که آنها برایتان اهمیت دارند. آنها ممکن است از شما دورى کنند. در کنار آنها بمانید. سعى کنید شرایطى را فراهم کنید که با شما کارى را بطور مشترک انجام دهند. به آنان تأکید نکنید که بایستى شاد باشند. با آنها و احوالشان کنار بیایید.

– به موقع به آنها پیشنهاد کمک کنید. دریافت کمک به موقع مانع از فرورفتن نوجوان در افسردگى عمیق تر می‌شود و پیشگیری از بروز اختلال می‌گردد.

– سعى کنید تا علت اندوه نوجوان را دریابید . منشاء غم کجاست؟ با درک منشاء بروز غم نوجوان بهترین وسیله برای آزادساختن خود از اثرات آنرا در اختیار دارد.

– انتظار طرد داشته باشید. اگر سعى در ارتباط یا حمایت از نوجوان افسرده‌اى را دارید تعجب نکنید که گاهى پاسخهای منفى و یا رفتار تحریک پذیرى نشان دهند. این وضعیت را شخصى و خصوصى تعبیر نکنید. یک اصل مهم صبورى و تحمل است.

– بخاطر داشته باشید که شما نمی‌توانید مسئول اعمال شخص دیگری که تحت فشار روانى یا افسردگى یا افکار خودکشى است باشید. آنچه که شما می‌توانید انجام دهید ایفای نقش بعنوان یک دوست مسئول علاقمند در کنار نوجوان به هنگام موقعیتهای سخت می‌باشد. در این برهمه زمانى می‌توانید به نگرانی‌هاى آنها گوش کنید، از آنها حمایت کنید و براى دریافت کمک‌هاى تخصصى آنها را راهنمایی و ارجاع دهید.

* کارشناس ارشد روانشناسى کودکان استثنایی

نقش الگوها در جذب نوجوانان به نماز

 میترا عزیزیان پور

در بررسى راه‌های جذب دانش‌آموزان به نماز، اولین مساله اى که به آن بر می خوریم، زندگى اجتماعى دانش‌آموز در محیط خانواده، مدرسه، جامعه و همسالان و زندگى سیاسى او (درک مفاهیمی همچون مدیریت، حکومت و سیاست‌های اجتماعی) می باشد. در این فرآیند، دانش‌آموزان در تعامل مستقیم با اطرافیان، خانواده، دوستان، مدیران حکومتی، تربیتی، معلم و مربی، مسجد و روحانیت، تحت تاثیر رفتارها و پیام‌های آنان است و منش‌های آنان را تحت نظر دارد و رفتارهاى تعبدى و اخلاقی ایشان را پى‌گیرى مى نماید.

شکل‌گیری شخصیت معنوى و اجتماعى دانش‌آموز، از همان ابتدا در خانواده، بعد در مدرسه و در مراتب بعدى، از طریق دیگران صورت مى گیرد. بنابراین هر کدام از الگوهاى رفتارى، مورد توجه دانش‌آموز است و تحت تاثیر آن رفتارها مى باشد. یکایک ارزش‌هاى موجود در جامعه و خانواده، چه در جنبه‌های مثبت و چه در جنبه‌های منفی، شخصیت نوجوان و جوان را پى‌ریزى نموده، در نگرش مثبت و یا منفى او نسبت به محیط اطراف خود، نقش مهمى را ایفا خواهد کرد.

تربیت و پرورش فرزندان سالم از حیث اعتقادى و منش های پسندیده، در گرو توجه کافى به مسائل محیطى و رفتاری است. چنانچه پدر و مادر خانواده به نقش الگویى خود توجه داشته باشند و در تنظیم روابط خویش با فرزندان، همت گمارند و تقید به اصول اخلاقى و انسانى و بالاخره مذهبى را پیشه خود سازند، بی تردید احساس خوب و ارزشمند پایبندی به مسائل معنوى را به فرزندان خود تقدیم نموده اند. تجربه خوشایند و احساس رضایتمندی از رفتارهاى بروز داده شده، کودک و نوجوان را به سوى اهداف و آرمان‌های تربیتى جامعه هدایت خواهد کرد و در نتیجه جهت‌یابی وى را به درک هویت معنوى و انسانى میسر خواهد نمود. پس به همان میزانى که رفتارهاى سنجیده، الگوها و مسئولان تربیتى در شکل‌گیرى شخصیت معنوى و سجایاى انسانى کودک و نوجوانان موثر است، پدیداری رفتارهاى متضاد با آرمانهاى اجتماعی، اخلاقى و مذهبی نیز در تخریب این شخصیت و هویت واقعى او موثر است. اما نقش والدین و مربیان، به همین جا ختم نمى شود، بلکه این تلاش نظر به آینده‌اى دوخته است که براى ساختنش زمان، هزینه و انرژى بسیارى صرف شده است. این آینده و در نتیجه چگونه شدن را، والدین و مربیان، به نمایندگی از جامعه، در معرض دید نوجوان و جوان قرار مى دهند که این همان، هویت مورد انتظار است.

پس از خانواده، که به عنوان اصلى‌ترین سازمان در نهادى و درونى شدن رفتارها براى کودک و نوجوان کمک می‌نماید و اولین تجربیات زندگى را در اختیارش قرار می دهد، مدرسه جایگاه ویژه‌اى را به خود اختصاص مى دهند. در این سازمان، معلم و مربى، الگوهایى هستند که بیشترین درصد مقبولیت را در پیش کودک و نوجوان دارند. بى شک گذر از این مرحله در ساختار ذهنى و رفتارى کودک و نوجوان، حائز اهمیت است.

هوشیارى والدین و مربیان دلسوز و آگاه، این امکان را براى دانش‌آموز به وجود خواهد آورد که با همانند سازی، بهترین الگوهاى رفتارى را براى خود انتخاب نمایند. بنابراین شرکت فعالانه مدیران و مربیان در عرصه‌های فرهنگى و ترویج ارزش‌های انسانى و اخلاقى توام با عمل، شناخت معیارهای فضیلت و انسان‌های فاضل را براى نوجوان آسان‌تر خواهد کرد. چنانچه مدیران، معلمان و مربیان همراه دانش‌آموز، در نماز جماعت مدرسه شرکت فعال داشته باشند و در اجراى فرامین الهى و مواظبت در رفتار و گفتار خود کوشش نمایند، دانش‌آموز رغبت پیدا خواهد کرد که با علاقه‌مندى بیشتر در نماز حضور یابد، بایستى متوجه این معنا بود که (الگو بودن رهبران دینی، علمى و مذهبی نقش اساسى را در تکوین شخصیت دانش‌آموزان ایفا می کند).

یک تحقیق نشان مى دهد که %۴۸ کل دانش‌آموزان نوجوان، «اعتقاد والدین خود را به خداوند و عمل به دستورات او را در جذب فرزندان به نماز موثر دانسته اند.»اگر چه صحبت ما بر سر ارایه الگوهاى صحیح براى نوجوانان و جوان است تا آنان را نسبت به اقامه فریضه نماز تشوی و ترغیب نماید، توجه به این نکته نیز قابل تامل است که حتما بزرگسالان نیز از این امر مستثنى نبوده و نیستند آنان نیز به نحوى متاثر از الگوهاى جامعه و رفتارهای الگوها هستند.

یک بررسى نشان مى دهد که: فقدان فضاى تشویق مناسب و گاهى برخوردهاى نامناسب از سوى برخى از مسئولان و نیروهاى مذهبى و احتمالا برخى از اوقات، برخوردهای شدید در زمینه عدم حضور برخى از مربیان و دبیران به نماز جماعت، موثر واقع شده است. لذا شایسته است مسئولان ادارى و الگوهای اجتماعى، شرط حسن برخورد و اعتدال را در رفتارهاى انسانى خود مراعات نمایند. اگر بخواهیم یک حرکت مطلوب در روند جذب دانش‌آموزان نوجوان و جوان نسبت به نماز ایجاد کنیم، ناچاریم به اصل روش‌های برخورد خود و الگوهاى رفتارى جامعه بپردازیم و با معرفى الگوهاى شایسته در جهت تقویت باورهاى اعتقادی و مذهبى آنان گام برداریم.

امام علی(علیه السلام) نیز در معرفى الگوهاى صحیح و شناخت آن با جامعه چنین مى‌فرماید:

«می خواهید که فقیه و دانشمند واقعى را به شما معرفى کنم؟ او عبارت از کسى است که مردم را از مهر و رافت خداوند نومید نمی‌سازد و در عین حال آنان را به گونه‌اى ارشاد مى‌کند که نسبت به عذاب خداوند، احساس ایمنى نکنند و به مردم در ارتکاب گناه، آزادی عمل نمى‌دهد و قرآن را به خاطر رغبت به غیر قرآن، رها نمى کند. پس محبت و التفات و گشاده‌رویی، حسن خلق و فروتنى و کوشش در تکمیل نفس از مولفه‌ها و معیارهاى تشخیص، یک الگوى خوب و صالح است.

منبع: پایگاه روزنامه ابتکار