نق زدن

نوشته‌ها

چرا غُر زدن حس خوبی دارد؟!

غر زدن و شکایت کردن، رفتاری است که در بیشتر گروه‌ها دیده می‌شود. غرولند کردن تا حدودی تسکین دهنده‌ی استرس است، اما اگر به حالت خشم و نشخوار فکری تبدیل شود، می‌تواند تخریب‌کننده باشد.

خیلی از تکنیک‌های موثر کنترل استرس، بر فواید «نگرش مثبت» تاکید دارند. تفکر مثبت، امتیازات زیادی دارد و نگاه مثبت و روشن می‌تواند به روش‌های جالبی به اطرافیان سرایت کند. اما منفی بینی و منفی‌اندیشی، می‌تواند خیلی از لذت‌های زندگی را مبهم و دور از درک کند، رویکرد قدرشناسانه را از بین ببرد و انرژی اطرافیان را نیز تخلیه کند.

غر زدن و شکایت کردن، رفتاری است که در بیشتر گروه‌ها دیده می‌شود. غرولند کردن تا حدودی تسکین دهنده‌ی استرس است اما اگر به حالت خشم و نشخوار فکری تبدیل شود، می‌تواند تخریب‌کننده باشد. ابراز دلخوری‌ها و خستگی‌ها به مقدار کم مانند مسکنی برای استرس‌های‌تان عمل می‌کند و در این مطلب برای‌تان می‌گوییم چرا معمولا غُر می‌زنیم و بابت این غر زدن‌ها، حس خوبی هم داریم.

گاهی نیاز داریم که دق‌دلمی‌مان را خالی کنیم

وقتی تحت فشار هستیم، گاهی احساس می‌کنیم داریم منفجر می‌شویم و این زمان است که واقعا نیاز پیدا می‌کنیم مقداری از خشم‌مان را تخلیه کنیم. اجازه دادن به تخلیه‌ی خشم و احساس منفی، تنش درونی‌مان را تسکین می‌دهد و احساس می‌کنیم کمی از شرایط سختی که در آن بوده‌ایم فاصله گرفته‌ایم، در نتیجه برای روبرویی با مشکل بعدی، آماده‌تریم. بعضی وقت‌ها فقط نیاز داریم با ابراز خودمان و درون‌مان، عصبانیت‌مان را بیرون بریزیم.

مورد تائید قرار گرفتن حس خوبی دارد

گاهی به دلایلی احساس سرخوردگی و فرسودگی می‌کنیم و گرفتن تائیدیه از سوی یک نفر دیگر، مانند مرهمی برای زخم‌ها و کوفتگی‌های روحی ماست. این که بشنویم کسی می‌گوید: «می‌دانم چه احساسی داری و درکت می‌کنم، من هم جای تو بودم خسته می‌شدم»، می‌تواند مثل یک آغوش گرم و امن عمل کند. بعد از مورد تائید قرار گرفتن مانند کودک گریان و عصبانی که فقط یک بوسه از مادرش دریافت می‌کند، احساس اعتماد به نفس پیدا می‌کنیم تا سر موقعیت‌مان برگردیم و با مشکلات‌مان روبرو شویم.

بهتر به راه حل می‌رسیم

بررسی یک مشکل به عنوان یک تیم می‌تواند توانمندی‌ها و مهارت‌های چند نفر را همزمان به کار بگیرد. شکایت کردن نزد دیگران بابت چیزی که آزارتان می‌دهد، شما را از مهارت‌ها و نظرات آنها بهره‌مند می‌کند و شاید برخی از این راه حل‌ها و نظرات، هرگز به فکر شما خطور نکرده باشند. خیلی وقت‌ها ناخودآگاه به قصد کمک و راه حل خواستن پیش دیگران شکایت می‌کنیم و غر می‌زنیم.

ممکن است به نگرش‌های متفاوتی نیاز داشته باشیم

وقتی خیلی در متن یک موقعیت هستیم، معمولا طبیعی است که فقط از نگاه خودمان به ماجرا نگاه کنیم و مشکلات پیش رو را بزرگنمایی کنیم و غیرعادی جلوه دهیم. بعضی وقت‌ها خوب است که به یک دوست اعتماد کنیم تا ببینیم از دید او موقعیت چگونه است و آیا ممکن است چیزی وجود داشته باشد که ما آن را نمی‌بینیم، یا اصلا می‌شود جور دیگری به موقعیت نگاه کرد. اگر برای شنیدن حرف‌های جدید و نظرات دیگران، شنوا و پذیرا باشیم، بررسی نگاه دیگران و نظر خواستن از آنها و طرز تلقی‌شان از چیزی که ما را ناراحت می‌کند واقعا مفید خواهد بود. گاهی دیدن چیزی از زاویه دیدی متفاوت واقعا می‌تواند خشم‌ها و خستگی‌های ما را برطرف کند یا حتی راه حل‌های جدید و کاربردی پیش پای ما بگذارد.

ممکن است واقعا نیاز به انگیزه داشته باشیم

گاهی می‌دانیم باید چیزی را تغییر دهیم اما فقط مشکل این است که آماده‌ی ریسک کردن و تلاش کردن نیستیم چون امید و انگیزه نداریم. پس اگر گاهی دیدید خیلی روی مشکلی که دارید متمرکز شده‌اید، ممکن است علامت این باشد که به دنبال راهی برای ایجاد انگیزه جهت تغییر و تحول هستید و این بخشی از پروسه‌ی رسیدن به هدف است.

گاهی غُر زدن باعث برطرف شدن مشکل می‌شود

درست مانند چرخی که جیرجیر می‌کند تا اعلام کند نیاز به روغن کاری دارد؛ گاهی ابراز شکایت و غرولند کردن راهی است برای برداشتن یک مانع یا حل مشکل. اگر از کسی شکایت کنید که می‌دانید شرایط تغییر را دارد و رویکردتان با سیاست رفتاری مناسبی همراه باشد، غُر زدن و شکایت کردن می‌تواند بسیار موثرتر از صرفا چیزی نگفتن یا مثلا قهر کردن واقع شود. در خیلی از موارد، مودبانه شکایت کردن، نتیجه می‌دهد.
اما غر زدن می‌تواند آسیب هم بزند. وقتی چند بار پشت سر هم غُر بزنید و گله و شکایت کنید و این برای‌تان عادت شود، ممکن است در شرایطی استرس برانگیزتر قرار بگیرید و اوضاع را بدتر کنید.

و اما مضرات زیاد غُر زدن!

روی خودِ مسئله متمرکز می‌شوید، نه راه حل‌های بالقوه

هر چند شکایت کردن و غر زدن، می‌تواند وسیله‌ای برای ایجاد انگیزه باشد اما نباید تمرکز شما را روی خود مسئله نگه دارد و از راه حل‌های ممکن غافل شوید. اگر زمان زیادی را صرف غر زدن کنید، ممکن است در شرایطی قرار بگیرید که تسلیم خشم و ناراحتی‌تان شوید و به جای این که انگیزه‌ی مورد نیازتان برای تغییر را پیدا کنید، در احساسات منفی گرفتار شوید.

بدبین می‌شوید

علم در مورد فواید نگرش خوشبینانه و ضعف‌های نگرش بدبینانه، زیاد برایمان گفته است. خوب است این را هم بدانید که طرز نگاه ما درست مانند عادت‌های ماست؛ ما عادت می‌کنیم که جور خاصی فکر کنیم و ناخودآگاه کم‌کم طرز فکر و نگاه ما ریشه می‌دواند و همیشگی می‌شود. عادت کردن به دیدن جوانب منفی از هر چیزی، می‌تواند نگرش بدبینانه را در وجودمان جا بیندازد.

جریان مداومی از خشم

وقتی روی چیزهایی متمرکز می‌شوید که مردُم اغلب در مورد آنها گله و شکایت دارند، احتمال این که شما هم عصبانی و عصبانی‌تر شوید بیشتر می‌شود. این خشم و نارضایتی در وجود شما نهادینه می‌شود و شروع می‌کنید به خو گرفتن با این حس بد. این خشم باعث مشکلات در روابط می‌شود که اصلا اتفاق خوبی نیست.

گروهی از آدم‌های منفی دور خود جمع می‌کنید

شکایت کردن می‌تواند واگیردار شود. وقتی در میان گروهی از افراد قرار می‌گیرید که صرف همدلی با همدیگر، گله و شکایت‌های هم را تائید می‌کنید، اتفاق نظر و تصدیق‌های‌تان از شما گروهی از افراد ناراضی و بدبین می‌سازد که حس بد همدیگر را تغذیه می‌کنید. اگر متوجه شدید شما و دوستان‌تان عادت کرده‌اید به غر زدن درمورد همان موضوعات همیشگی و بعد از آن هم هیچ حس خوبی پیدا نمی‌کنید که تسکین‌تان بدهد، پس زمان آن است که موضوع گفتگوهای‌تان و جو گروه را کاملا عوض کنید.

سر دیگران خالی می‌کنید

آنهایی که مدام شکایت می‌کنند مانند خون‌آشام‌هایی هستند که انرژی دیگران را می‌بلعند. پس مراقب باشید که غر زدن‌های شما آن قدر سنگین و مکرر نشود که شنونده‌های‌تان را آشفته و تخلیه انرژی کند.
مشکلاتی که در موردشان غر می‌زنیم، نیاز به راه حل دارند و استرس این چالش‌ها، باید مدیریت شده و به حداقل برسد. بدون تردید، غرولند کردن فوایدی دارد و می‌تواند استرس را کم کند اما به این شرط که تحت کنترل‌تان باشد. بیش از حد شکایت کردن و ابراز ناراحتی از مسائل، چه کوچک و چه بزرگ، شما را به هیچ راه حلی نمی‌رساند. غر زدن‌های‌تان را محدود کنید تا بهتر بتوانید دنیای پیرامون‌تان را با خوشبینی و قدردانی ببیند.

منبع: میگنا؛ ترجمه از: هدی بانکی

اشتباهاتی که زنان در مقابل مردان مرتکب‌ می‌شوند

برای این که همسرتان از حرف‌های‌تان کلافه نشود، باید در ذهن‌تان در مورد همه‌چیز فکرکرده و تنها او را در اعلام نتیجه شریک کنید…

هرقدر هم در مورد تفاوت‌های خانم‌ها و آقایان بگوییم، کم گفته‌ایم. گاهی حتی ساده‌ترین رفتارهای این دو جنس که می‌خواهند با آرامش زیر یک سقف زندگی کنند، زمینه را برای جنگ‌های زن و شوهری فراهم می‌کند. حتما برای شما هم پیش آمده که یک گفت‌وگوی ساده در مورد وقت‌گذرانی آخر هفته، باعث کلافگی همسرتان شود و در اوج ناباوری، جرقه جنگی بزرگ را میان شما روشن کند.

احتمالا در چنین شرایطی، توپ را توی زمین همسرتان می‌اندازید و او را به کم‌تحملی و غیرقابل پیش‌بینی بودن متهم می‌کنید. اما اگر شناخت دقیق‌تری از این جنس عجیب به دست بیاورید، نه تنها درک چنین اتفاقی برای‌تان آسان می‌شود، بلکه می‌توانید از وقوع آن هم پیشگیری کنید. ما به شما برای به‌دست آوردن چنین شناختی کمک‌می‌کنیم.

مردها در ذهن‌شان فکر می‌کنند

برای شما هم حتما پیش آمده که وقتی سوالی را از همسرتان در مورد یک موضوع مهم می‌پرسید، با سکوت و تردید او در پاسخ‌دادن روبه‌رو می‌شوید. احتمالا تا به حال فهمیده‌اید که مردها چنین آموزش دیده‌اند که باید تمامی جواب‌ها را بدانند و ترس، عدم اطمینان یا تردید خود را به شما نشان ندهند. نتیجه چنین حالتی آن است که مردها مراحل مختلف فرایند تفکر را درونی کرده و تا موقعی که به نتیجه یا راه‌حلی نرسیده‌اند، پاسخی به شما نمی‌دهند.

به یاد دارم مردی می‌گفت: «ما مردها احتیاج داریم روی مسائل کمی بیشتر تامل کنیم. در ضمن، مردها این کار را هم در سکوت انجام می‌دهند.» واقعیت این است که مردها فرایند تفکر را درونی کرده و فقط نتیجه پایانی را با شما در میان می‌گذارند و همین تفاوت به ظاهر کوچک با شما می‌تواند جرقه بسیاری از مشکلات را در زندگی مشترک‌تان بزند.

مردها، راه‌حل‌مدارند

ممکن است برای زن‌هایی که عادت کرده‌اند در لحظه، بلندبلند فکر کنند و در همان زمان تصمیم‌شان را بگیرند، شیوه برخورد آقایان با مشکلات عجیب و حتی غیرقابل تحمل به‌ نظر برسد اما این سکه روی دیگری دارد و بد نیست بدانید که مردها هم به این تفاوت با چنین چشمی نگاه می‌کنند. واقعیت این است که مردها، راه‌حل‌مدار هستند. آنها ترجیح می‌دهند فقط هنگامی خود را ابراز کنند که پاسخ یا راه‌حل را از قبل بدانند.

از آنجا که این کار را هم در سکوت انجام می‌دهند، هنگامی که نظری از آنها می‌خواهید یا راجع به رابطه‌تان سوالی می‌کنید، این‌طور جواب می‌دهند: «بگذار راجع به آن فکر کنم. مردها دوست ندارند جوابی به شما بدهند که اشتباه باشد. هنگامی که برای نوشتن این کتاب با مردها مصاحبه می‌کردم، همیشه در مقابل پرسش‌هایم کمی وقت می‌خواستند، انگار که باید حتما پاسخ درستی بدهند. این بود که سریعا می‌گفتند: «اجازه دهید کمی راجع به آن فکر کنم.»

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که ما زن‌ها در مقابل آقایان انجام می‌دهیم این است که با صدای بلند فکر می‌کنیم. همین اتفاق باعث می‌شود که یک مرد در جلسه مشاوره به‌راحتی بگوید: «از این که همسرم دهانش را باز می‌کنه و هر چی توی سرش می‌گذره را با صدای بلند بیرون می‌ریزه، بدم میاد!» یا این که این موضوع را به‌ عنوان یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی که با همسرش دارد، مطرح کند: «می‌دونید چه چیزی من را خیلی عصبانی می‌کنه؟ وقتی زن‌ها از یک‌یک مراحل حل مشکل با صدای بلند می‌گذرند. تمام کارهایی که باید آن روز انجام بدهند را لیست می‌کنند. این باعث می‌شه از اتاق فرار کنم.»

نظیر این گفته‌ها را بارها در مصاحبه‌هایم با مردها شنیده‌ام. مشکل، تفاوت‌هایی است که بین مردها و زن‌ها وجود دارد. مردها «راه‌حل‌مدار» و زن‌ها «فرایند‌مدار» هستند. زن‌ها، یک‌یک مراحل تفکر خود را با صدای بلند طی می‌کنند. ممکن است زن‌ها حتی متوجه نباشند که چنین رفتاری می‌کنند.

مردها چطور واکنش نشان می‌دهند؟

واکنش اغلب مردها در مواجهه با زن‌های فرایندمدار، درست به این شکل است: «زن‌ها واقعا زیاد حرف می‌زنند!»

منظور واقعی یک مرد از این حرف، این است که زن‌ها بیش از آنچه مردها دوست دارند و مایل هستند بشنوند، افکار و احساسات خود را به زبان می‌آورند. برای ما زن‌ها این حالت کاملا طبیعی است، در حالی که برای مردها کمی زیادی به‌ نظر می‌رسد. آنها نمی‌توانند شاهد تمام روند حل مسئله باشند و از زن‌ها هم انتظار دارند که مثل خودشان در خفا فکر کنند، تصمیم بگیرند و تنها در حضور جمع این تصمیم را «اعلام»کنند.

برو سر اصل مطلب

تا به حال برای‌تان پیش آمده هنگامی که دارید افکار و احساسات خود را ابراز می‌کنید، شوهرتان در صندلی خود «وول» بخورد و در حالی که بی‌صبر و کم‌طاقت شده به شما بگوید: «عزیزم! می‌شه زودتر بری سر اصل مطلب؟!» در این شرایط، چه فکری در مورد همسرتان و نگاهی که به شما دارد، می‌کنید؟

در چنین شرایطی احتمالا احساس می‌کنید نمی‌خواهد به صحبت‌های شما گوش کند و برای احساسات‌تان اهمیتی قائل نیست، اما احساس واقعی او این است که شما، او را با این صحبت‌های طولانی شکنجه می‌کنید. اما نگران نباشید. اگر درک بهتری از آنچه در ذهن خودتان و همسرتان می‌گذرد پیدا کنید و تفاوت‌های میان مریخی‌ها و ونوسی‌ها را بشناسید، تحمل موضوع و پیدا کردن راه‌حل میانه برای‌تان آسان‌تر خواهد‌شد.

شاید حال که می‌دانید مردها راه‌حل مدار هستند، بتوانید موضوع را بهتر درک کنید. مردها در هر مورد به‌دنبال «اصل مطلب» و «لپ کلام» هستند. آنها دوست دارند احساس واقعی شما را ظرف تنها بیست‌ و پنج کلمه یا حتی کمتر بشنوند. آنچه مردها نمی‌توانند درک کنند، این است که صرف صحبت درباره احساسات برای ما زن‌ها بخشی از فرایند حل‌ و فصل آن احساسات است و این که خود صحبت کردن به ما کمک می‌کند تماس و درک بهتری از احساسات‌مان داشته باشیم. مردها می‌خواهند این فرایند را اول در سرشان طی کنند و بعد به نتیجه و راه‌حل برسند اما زن‌ها فرایندمدارتر بوده و حین همان صحبت کردن، به راه‌حل‌می‌رسند.

اشتباه‌هایی که نباید مرتکب شد

زن‌ها با صدای بلند از مشکلات‌شان شکایت می‌کنند و فراموش می‌کنند، بگویند: برای یافتن راه‌حل، چندان هم عاجز و درمانده نیستند. به همین خاطر مردها، زن‌ها را متهم می‌کنند که نق‌نقو هستند و زیاد از حد گله و شکایت دارند. برخی زن‌ها در پاره‌ای اوقات، بازی «قربانی» را انجام می‌دهند. مدام نق می‌زنند و برای تغییر شرایط زندگی یا حل مشکلات‌شان تلاش نمی‌کنند و برخی دیگر، مسئولیت مشکلات خود را به‌عهده می‌گیرند. گرچه ممکن است با صدای بلند هم از آن شکایت کنند، در حالی که مردها گله و شکایت خود را «درون‌ریزی» می‌کنند.

مردها چه برخوردی می‌کنند؟

هنگامی که مردی شاهد است زنی افکار و احساسات منفی خود را با صدایی بلند بیرون می‌ریزد، نمی‌داند این روشی است برای تخلیه روانی و احساسی او. مردها حتی نمی‌توانند درک کنند چگونه همسرشان با همین حرف زدن، در جهت حل‌ و فصل مشکل خود قدم برمی‌دارد.

این حالت، مردها را سرد کرده و باعث می‌شود فرض را بر این بگذارند که همسرشان تا ابد به صحبت کردن ادامه خواهد داد، چون نمی‌توانند راه‌حلی برای مشکل خود بیابند، احساس می‌کنند مسئول هستند مشکل را حل کنند و به کمک او بشتابند.

به تفاوت‌ها احترام بگذارید

خودتان مشکل را حل کنید

شاید این تفاوت‌ها آزاردهنده باشد اما وقتی بدانید که موضوع، اخلاق شخصی شریک زندگی شما نیست و در میان همه هم‌جنس‌هایش دیده می‌شود، با آرامش می‌توانید راه‌حلی پیدا کنید. ما این سه راه را پیشنهاد می‌کنیم:

– نحوه تفکر با صدای بلند که خصیصه زنان است را برای همسرتان توضیح دهید. به او بگویید او و نحوه تفکرش درباره مسائل را هم درک می‌کنید. منظورم این نیست که زن‌ها نباید با صدای بلند فکر کنند، اما صحبت با همسرتان در این باره، می‌تواند شرایط را راحت‌تر کند.

– هنگامی که راجع به مشکلی با همسرتان صحبت می‌کنید، به او وقت بدهید به راه‌حلی برسید. تصور کنید با همسر خود مشغول برنامه‌ریزی برای تعطیلات‌تان هستید و می‌خواهید به این نتیجه برسید که آیا پنجشنبه شب حرکت کنید یا جمعه صبح؟

روش نادرست: با صدای بلند فکر می‌کنید و مزایا و مضرات هر یک را به تفصیل برمی‌شمرید و این فشار را به همسرتان می‌آورید که فورا به شما جواب دهد.

روش درست: اطلاعات را با همسرتان در میان می‌گذارید و از او می‌پرسید که: «آیا دوست داری راجع به آن صحبت کنیم یا ترجیح می‌دهی کمی فکر کنی و جوابت را بعدا به من بدهی؟»

این حالت به همسرتان فرصت می‌دهد بدون احساس جبر و ترس از این که مبادا پاسخ غلطی بدهد، با وقت کافی، راجع به اطلاعات داده شده تامل کند. دادن این حق انتخاب به همسرتان که چه وقت پاسخ دهد، در او این احساس را به‌ وجود می‌آورد که آزاد است، به‌ علاوه از طرف شما هم احساس کنترل و تحت‌فشار بودن نخواهد داشت.

منبع: برترین‌ها

برای آن‌ها که همسر غرغرو دارند!

بعد از یک روز کاری خسته‌کننـده به خانه برمی‌گردید. هنوز درگیر تلاطم موقعیت و مشکلات کاریتان هستید که همسرتان شروع می‌کند:

” بعد این همه سال زندگی متوجه نشدی، من خوشم نمیاد لباساتو بندازی رو مبل؟! چند دفعه بگم صندلی رو اینجا نذار؟! پس چرا آشغالا رو نمی‌بری بذاری بیرون؟! چند دفعه بگم دوست ندارم با کفش بیرون تو اتاق راه بری؟! چرا مادرت پیش بقیه احترام منو نگه نمی‌داره؟! همه کارهای خونه و زندگی رو دوش من افتاده، چرا این قدر بی‌مسئولیت وخونسردی؟! هیچی بلد نیستی و هیچ چیزی رو جدی نمی‌گیری؟! چرا به حرفام گوش نمی‌دی؟! اصلا به چی فکر می‌کنی؟! و …” تا آخر شب با این جملات سوهان روح شما می‌شود.

شاید شما هم با چنین مشکلی در زندگی مشترکتان مواجه باشید. تا به حال شما خانم عزیز، فکر کرده‌اید که چرا مدام در حال غر زدن هستید؟ آیا غر زدن، یک عادت و خصیصه بارز اخلاقی شماست یا صرفا در مواقعی خاص، این رفتار در شما نمود می‌یابد؟ آِیا همسرتان به شما گوشزد کرده است که بسیار غر می‌زنید و این رفتار شما موجب رنجش و تکدر خاطر وی می‌شود؟ آِیا می‌دانید که با این جمله‌ها، تیشه به ریشه زندگیتان می‌زنید و آرامش و امنیت زندگی مشترکتان را لا به لای این جملات گم می‌کنید؟ اصلا فکر کرده‌اید که چرا و به چه علت مدام غر می‌زنید؟ آیا راهکارهایی را برای خاتمه دادن به این رفتار را امتحان کرده‌اید؟

حال شما آقای عزیز! احساس می‌کنید که واقعا زندگی با یک زن غرغرو سخت و طاقت‌فرساست؟ فکر می‌کنید این رفتارهمسرتان، آرامش روحی و روانی را که با آمدن به خانه انتظار دارید را خدشه‌دار می‌کند و دیگر از این وضعیت خسته شده‌اید؟ شما فکر می‌کنید غر زدن، عادت همیشگی همسرتان است یا در مواقع خاصی شدت می‌یابد و بروز می‌کند؟ آیا تا به حال سعی کرده‌اید این مسئله را ریشه‌یابی نمایید و این معضل را از زندگی زناشویی‌تان ریشه کن کنید؟ چه تدابیری اندیشیده‌اید؟ با این وضعیت، به طور منفعلانه و با بی‌توجهی به همسر و گفته‌هایش برخورد کرده‌اید و یا گاها با مشاجره و دعوا و تخطئه کردن همسرتان و گفتن این عبارت که “این عادت همیشگی توست، من بیدی نیستم که با این بادها بلرزم؛ زیاد خودتو به آب و آتیش نزن، من همینی‌ام که هستم می‌خوای بخواه، نمی‌خوای نخواه” و با گفتن هزاران جمله و رفتار این چنینی، با این مشکل مقابله کرده‌اید.

و اینک سوال من از شما: می‌دانید این رفتار، بدون ‌دلیل نیست و سر منشاء آن کجاست؟!

یکی از دغدغه‌های زندگی اکثر خانواده‌ها “غرزدن” یکی از طرفین و گاها در مواردی هم، هر دو طرف می‌باشد که آگاهی از آن، می‌تواند در بهبود ارتباطات خانواده موثر باشد.

اگر شما زوج عزیز، خواهان آن هستید که به طور اصولی و کاربردی، از چگونگی و چرایی این آفت زندگیتان آگاه شوید و رفتارهای مسبب این معضل را اصلاح نمایید، بهتر است با ما همراه باشید و یقین داشته باشید که با همکاری یکدیگر و ممارست و صبر بر تمرین، تغییر این سبک زندگی میسور خواهد بود.

حال، اجازه دهید موضوع را بشکافیم:
غر زدن نوعی پاسخ ساده‌انگارانه به موقعیت‌هایی است که فرد به موجب آن، احساس درماندگی و ناکامی، یاس، خشم، بدبینی، ناامیدی، تنهایی و بی‌کسی، مورد توجه نبودن و… می‌کند و در نتیجه آن، بدون توجه به موقعیت و وضعیت شنونده، به بروز ناپخته احساسات درونی خود می‌پردازد و با بیان جملاتی نارسا، نامناسب، کلیشه‌ای و گاها تکراری، نارضایتی و ناراحتی خود را ابراز می‌کند. گاهی اوقات این رفتار به یک واکنش تکراری و عادتی در بیان احساسات تبدیل می‌شود که به مرور زمان، موجبات دوری، کینه، نفرت و جدایی، سردی روابط و در نهایت اختلاف و کشمکش میان زوجین را فراهم می‌سازد. اگر چه همه ما، غرزدن را خصلتی زنانه قلمداد می‌کنیم؛ اما جالب است که بدانید مردان در این زمینه، رقیب قدر خانم‌ها به شمار می‌آیند. از آن‌ جایی که به لحاظ “قدرت کلامی و هیجانی” تفاوت مشهودی بین زنان و مردان قابل مشاهده است و زنان بیشتر از مردان، نیازمند ارتباط کلامی هستند و از هر وسیله و بهانه‌ای برای برقراری ارتباط استفاده می‌کنند و هیجانات خود را بروز می‌دهند، این اندیشه به ذهن متبادر می‌شود که غرزدن، رفتاری است که اکثر زنان انجام می‌دهند. زن و شوهرها انتظار دارند زندگی زناشویی با کیفیت و کارآمدی داشته باشند تا از طریق آن، بتوانند انتظارات، نیازها و خواسته‌های خود را برآورده سازند. طبیعتا، اگر این نیازها و تمایلات برآورده نشود، زوجین احساس سرخوردگی کرده و بدین ترتیب، شیوه‌هایی را برای جلب رضایت و توجه همسر جستجو می‌کنند که شاید غرزدن یکی از آن تدابیر باشد. غافل از آن که غرزدن یک شیوه ناکارآمد و فریاد نارسا برای کسب نیازهای هدفمندانه بالاخص نیاز به توجه است.

غرزدن نوعی ارتباط کلامی ناپخته وغیرمستقیم است و معمولاً شخص غرغرو، طرف مقابل خود را تحت بمباران کلمات و جملات مربوط یا نامربوط قرار می‌دهد که این خود، نشان‌دهنده آن است که در زندگی مشترک، مساله‌ای وجود دارد که موجب آزار و رنجش فرد می‌شود. دو طرز برخورد با این مسئله قابل مشاهده است در گروهی از زوجین، این طرز گفتگو با یکدیگر، به صورت شیوه‌ای از ارتباط همسران در‌می‌آید و آنها به این ریتم زندگی عادت نموده و زندگی خود را بدون هیچ ناراحتی سر می‌کنند، اما در اکثریت قریب به اتـفـاق همسران، پس از مدتی تحمل این شرایط، زوج یا زوجه خسته و بی‌حوصله شده و توان شنیدن این جملات را از دست می‌دهد و به پرخاشگری، بی‌توجهی، کناره‌گیری و مشاجره می‌پردازد.

به لحاظ “قدرت کلامی و هیجانی” تفاوت مشهودی بین زنان و مردان قابل مشاهده است و زنان بیشتر از مردان، نیازمند ارتباط کلامی هستند و از هر وسیله و بهانه‌ای برای برقراری ارتباط استفاده می‌کنند و هیجانات خود را بروز می‌دهند، این اندیشه به ذهن متبادر می‌شود که غرزدن، رفتاری است که اکثر زنان انجام می‌دهند

با این اوصاف، در ادامه به طور جداگانه برای زنان و مردان راهکارهایی را ارائه خواهیم نمود که در سامان بخشیدن و خاتمه دادن به این وضعیت مثمر ثمر باشند. پیش از بیان نکات کلیدی، لازم دیدم این نکته را یادآوری کنم که توصیه‌های عنوان شده، با توجه به تفاوت‌های عاطفی – شناختی زنان و مردان مطرح گردیده است و به لحاظ کاربردی، مطلقا مختص یک جنس نیست. شما با توجه به مشکلاتتان، می‌توانید از هر دو نوع توصیه برای بهبود وضعیتتان استفاده نمایید.

توصیه به آقایان

*قصد اصلی زنان از غر زدن، آن است که به نحوی به نیاز صحبت کردن خود پاسخ دهند. مردان باید متوجه باشند که زنان، نیاز مبرمی به برآوردن نیازهای عاطفی‌شان دارند، برآوردن این نیاز، بیش از برطرف کردن سایر نیازهایشان، برای آنان ارزشمند است. زنان بر خلاف مردان، با صحبت کردن سبک می‌شوند و با بازگو کردن اضطراب‌ها، غصه‌ها و نگرانی‌هایشان آرام می‌گیرند. این، یکی از مواردی است که مردان توجه زیادی به آن نمی‌کنند.

با هم کلامی و گفتگو با همسرتان، به او کمک کنید تا به راحتی احساسات منفی و نارضایتی‌اش را بیان کرده و از این طریق بار هیجانات منفی او را به سرعت کاهش دهید، بهتر است به طور ماهرانه از کلمات استفاده نمایید. مثلا، به او بگویید: می‌دانم ناراحتی، حق با توست؛ به نظر تو،چه کار کنم تا شرایط بهتر شود. حتی گاهی ارتباط غیر کلامی برای کاهش سریع تنش او لازم است. مثلا به چشمان او نگاه کنید و یا دستان او را بگیرید و … همراه کردن توام ارتباط کلامی و غیر کلامی معجزه می‌کند.
گوش دادن

* برخی از مردان به هنگام گفتگو با همسرشان، به نهایت و نتیجه‌گیری گفتگو می‌اندیشند و به جای گوش دادن به همسرشان، به دنبال ارائه راه حل، پاسخی بر مراد دل همسر و … هستند و به همین خاطر از هسته اصلی گفتگو خارج شده و به نتیجه گیری خود می‌پردازند و این خود عاملی برای ناخشنودی همسرشان است. برای اجتناب از سوء تفاهم و غر شنیدن این نکته را به یاد داشته باشید: زنان دوست دارند همسرشان، درست به صحبت‌هایشان گوش دهند.

* غرزدن همسرتان را نشانه‌ای از ناراحتی او بدانید و به جای فرار از مقابله با آن، در نهایت صبر و حوصله و به دور از اوقات تلخی، جویای علت آن باشید.

*بسیاری از آقایان نمی‌دانند که غرزدن همسرشان، شیوه غیرمستقیمی برای جلب توجه و استمداد کمک از آنهاست و از یک نیاز به حق او سرچشمه می‌گیرد. دچار سوء تفاهم نشوید و او را متهم به غرزدن و قضاوت ضعیف نکنید و وی را مقصر و مسبب اوضاع نابسامان زندگی‌تان ندانید.

منبع: تبیان

بندگی خدا یا بردگی شوهر؟!

فاقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ؛

پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسان‌ها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این دین استوار و پا بر جا است، ولی اکثر مردم نمی‌‏دانند(روم، ۳۰).

در دو مقاله ی چگونه قلب یک مرد را تسخیر کنیم؟ و وقتی احساس مردانه از بین برود، از اطاعت همسر نسبت به شوهر گفتگو شد، برای تعدادی از کاربران محترم، این شبه پیش آمده بود که این اطاعت یک نوع بردگی نسبت به شوهر می‌باشد؛ از این رو مقاله حاضر را برای آن دسته از عزیزان و دیگر کاربران که شاید این شبه در ذهن آنها باشد نگاشتم. ضرورت اطاعت از همسر را ا ز دو منظر دین و علم مورد بررسی قرار می‌دهیم؛ تا این که نقش اطاعت از شوهر در تحکم زندگی و همچنین ارتقای و رشد زن به سوی خدا روشن و شفاف گردد.

هماهنگی دین و فطرت

در آیه ۳۰ سوره روم، اشاره به خلقت انسان بر اساس فطرت الهی است، فطرتی که به تعبیر قرآن غیرقابل تغییر می‌باشد، خدا دین خود را بر این فطرت بنا نهاده و با آن هماهنگ است؛ و رشد و ارتقای انسان بر اساس عمل به فرامین دینی است که بر این فطرت بنا شده است.

آیا اطاعت شوهر از دستورات دین است؟ آیا این اطاعت حدی دارد؟ و این حد چیست؟

در آیه ۳۴ سوره نساء، خدای مهربان و حکیم، قیومیت زن را به مرد واگذارده است (اَلرِّجال ُقوّامونَ عََلَی النِّساءِ). و در همان آیه، یکی از صفات زن صالح را «همسر متواضع و مطیع» معرفی کرده است (قانِتاتٌ). پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بهترین زن را این گونه معرفی کرده است: «اِنَّ مِن خَیرِنِسائِکُم. ….اَلّتی تَسمَعُ قََولَهُ وَ تُطیعُ امرَهُ» (به درستی که از بهترین زنان شما… زنی است که حرف همسرش را گوش کند و فرمان او را اطاعت کند) (بابازاده، علی اکبر، حقوق خانواده ومسایل ازدواج، ص ۲۲۹) و همچنین در حدیث دیگر، زن خوشبخت و بزرگ را این گونه تعریف کرده است: (زن بزرگ و خوشبخت، زنی است که همسرش را اکرام می‌کند و او را آزار و اذیت نمی‌کند و در تمام حال از او اطاعت می‌کند).(بحار الانوارج ۱۰۳ص۲۵۳).

با توجه به آیه قرآن و احادیث نبوی، اطاعت زن از همسر خود، از آموزه‌های اسلامی می‌باشد که موجب رشد و قرب الی اللِه زن مسلم خواهد شد. زن مسلم همواره در فکر رشد و قرب به سوی خالق خود می‌باشد، او می‌داند عمرش سرمایه‌ای است تا در این فرصت، بندگی خدا کند و به وسیله آن، به مقامات بهشتی که رب رحیم برای او آماده کرده است، دست یابد.

البته قابل ذکر می‌باشد که اسلام نیز در مورد اکرام زن و معاشرت معروف به او، سفارش اکید نموده است، به گونه‌ای که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده‌اند: (بهترین شما در ایمان، کسی است که نسبت به همسرش خوب رفتار کند.)

متأسفانه بعضی از مردان، به وظایف خود نسبت به همسر عمل نمی‌کنند و حتی رفتارهایی که در شأن یک مؤمن نیست، نسبت به او دارند. هر چند که خدا در قرآن کریم چنین مردان را به سختی تهدید کرده است:

(البته خدا کلام زنی که در مورد همسرش گفتگو می‌کرد و درباره او به سوی خدا شکایت می‌کرد، شنید؛ و خدا گفتگوی شما دو را می‌شنود، البته خدا شنوای بینا است)(آیه ۱ سوره مجادله)

اطاعت از شوهر در هر حال، می‌تواند دو پیامد مفید داشته باشد: اولاً به تغییر رفتار همسر منجر شود، و از رفتار خود پشیمان گردد. ثانیاً موجب قرب زن به سوی خدا می‌شود، و همچنین از هم پاشیدگی خانواده جلوگیری می‌کند. از این رو امام صادق(علیه السلام) در حدیثی، چنین زنی را این گونه ستایش می‌کند:

(سه زن هستند که خدا عذاب قبر را از آنها بر می‌دارد و با حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) محشور می‌شوند: زنی که بر غیرت همسرش صبر کند، و زنی که بر سوء اخلاق همسرش صبر کند، زنی که مهرش را به همسرش ببخشد، خدا در ازای هر واحد از آن، ثواب هزار شهید می‌دهد و برای هر واحد از آن، ثواب یک سال عبادت می‌نویسد)(وسایل الشیعه ج ۱۵ص ۳۷).

اطاعت از شوهر، کوتاه‌ترین راه برای جلب یک مرد است.

زنان در دوران ابتدای آشنایی خود با یک مرد، سعی دارند با پذیرفتن نظرات او، قلب او را تسخیر کنند و این روش جلب و شکار مرد را به طور فطری اعمال می‌کند. این مطلب یعنی این که زن در درون خود حس می‌کند برای جذب مرد، احترام به عقاید و نظرات او لازم می‌باشد. یک دختربچه در زمانی که خردسال است، برای جذب پدر، این شیوه را اعمال می‌کند، تمام سعی او، کسب رضایت پدر و اجرای فرامین اوست؛ این عمل، بروز فطرت دختر می‌باشد که تمرین و تکراری به همسرداری او می‌باشد.

بنابرین اطاعت از شوهر، یک خصیصه فطری زن سالم می‌باشد که خدا برای تحکم بخشیدن و شیرین کردن زندگی زناشویی، در زن قرار داده است. آقای هاری استین متز، متخصص امور زناشویی و روان شناس معروف می‌نویسد: سازگاری و قبول کردن سلیقه همسر، در خوشبختی ازدواج مؤثر و مهمتر از آن است که زن و شوهر دارای عقیده مشترک باشند. (کارنگی، دوروتی، آیین همسرداری، ص۱۹۰)

شاید بسیاری از زنان با رجوع به فطرت خود، این حقیقت را دریابند. ولی سوء استفاده‌های بعضی از مردان، زنان را وادار به تمرد و عصیان نسبت به آنها می‌کند که در نتیجه، موجب از هم پاشیدگی زندگی زناشویی می‌گردد. خانم مارابل مورگان در مورد تجربه نادرست این چنین زنان می‌نویسد:

(اگر شاه یک تصمیم اشتباه بگیرد چه می‌شود؟ اوه، این یک وضیعت دستور است، به خصوص وقتی که شما می‌دانید حق با شما ست. در مواقع زیادی این چنین است با وجود این ملکه باید از شوهرش تبعیت کند. یک ملکه نباید پس از اعلان تصمیم شوهرش، به او غُر بزند یا از او خرده بگیرد، خانم‌ها، آن آزمون‌ها و تجربه‌های شتابزده را بخاطر آورید!!!).

آیا مخالفت با همسرتان زندگی زناشویی شما را رونق بخشید؟!! آیا با مخالفت با او، قلب همسرتان را تسخیر کرده‌اید؟!! آیا رفتار همسرتان، بدتر از قبل نشده است؟!! به نظر شما اطاعت از شوهر، بردگی است یا بندگی خداست؟

منابع

۱-قرآن کریم

۲-وسایل الشیعه

۳-بحار الانوار ج ۱۰۳

۴-آیین همسرداری

۵-حقوق خانواده ومسایل ازدواج

منبع: تبیان؛ عباس خراسانی ( مدرس دانشگاه علامه)؛ تنظیم: داوودی