نقش پدر

نوشته‌ها

تعریف خانواده و رابطه آن با ثبات جامعه

هنوز در اکثر تعاریف از “خانواده” بر این نکته تاکید می‌شود که خانواده، کوچکترین واحد اجتماعی است که ثبات جامعه وابسته به ثبات و استحکام آن است و ارتباطات سالم و مناسب در جامعه بر اساس مناسبات متعادل و متوازن در خانواده به وجود می‌آید…

تعریف خانواده

درباره تعریف خانواده و چگونگی شکل‌گیری و اهداف آن، هر گروهی از علما و دانشمندان بنا به ذوق و سلیقه خود مطالبی بیان نموده‌اند که به طور کلی در مورد تعریف آن می‌توان گفت خانواده کوچکترین و در عین حال مهمتربن واحد اجتماعی می‌باشد که باعث تولید نسل و تکثیر انسان‌ها و نگهداری و تربیت آنها می‌باشد.

در بحث خانواده، نقش زنان و مادران را در تشکیل آن نمی‌توان نادیده گرفت چرا که نوزاد در آغوش پر مهر و محبت مادر رشد می‌کند و کلیه قواعد و مسائل زندگی را از قبیل محبت کردن، راه رفتن، ادب، اخلاق و نزاکت را فرامی گیرد و در این مرحله است که شخصیت او شکل می‌گیرد و رفتار و کردار وی، تحت کنترل و نظارت و مراقبت والدین قرار دارد؛ چنانکه از کارهای بد و نادرست او را منع کرده و در انجام کار‌های خوب، تشویق می‌نمایند تا وقتی که وارد سایر کانون‌های اجتماعی مانند مهد کودک و مدرسه بشود و بتواند خود را بشناسد و با آن محیط‌ها و امور مربوط به آنها، توجیه نماید و تا حدودی استعداد‌های خود را بروز دهد.

بدیهی است در این زمینه، نقش پدر را که به عنوان رئیس یا مدیر خانواده و بر حسن انجام امور آن نظارت و مراقبت دارد را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. برای این که امور و وظایف سنگین زندگی از لحاظ تهیه جا و مکان و تامین وسایل زندگی مورد نیاز افراد خانواده که در قانون به آنها نفقه گویند، از وظایف و تکالیف اختصاصی او می‌باشد. خانواده، هسته اصلی و اساسی اجتماع است که با توجه به ارزش‌های تاریخی، قومی، قبیله‌ای و زبان و فرهنگ و مذهب و موقعیت جغرافیایی و زمان و مکان و عرف و قوانین حاکم بر هر کشور فرق می‌نماید.

در بحث از ساخت و مناسبات و تحولات نظام خانه و خانواده، اکثر محققین سعی در پیاده کردن ایده آل‌ها و مطلوب‌های ذهنی خود دارند و نوشته‌های آنها همیشه مملو از باید و نبایدها و دستورات اخلاقی برای بهبود شرایط زندگی خانوادگی است. هرگز به تجزیه و تحلیل واقعیات موجود خانواده و چراهای زندگی خانوادگی نمی‌پردازند و نمی‌خواهند و یا نمی‌توانند تصور کنند که خانواده نیز مانند بسیاری از عناصر و اندام‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی می‌تواند مطابق با تحولات امروزی ارتباط، مناسبات و ابعاد خود را متحول کرده و تشکل و ساختار دیگری پیدا کند.

ثبات جامعه وابسته به خانواده سالم

کاهش وسعت ابعاد خانواده، اشتغال مادران و فعالیت‌های خارج از خانه نوعی دگرگونی پی در پی ارزش‌های اجتماعی در اثر گسترش نظام سرمایه‌داری و نابرابری‌های بسیاری از معیارهای ارزشی، اخلاقی و معنوی خانواده‌ها را دگرگون کرده و تشخیص و تمیز سره از ناسره را برای والدین و مربیان و مسئولین دشوار ساخته است. لذا به نظر می‌رسد که توجه و شناخت و ریشه یابی این تحولات و تاثیر آنها بر مناسبات خانوادگی در معنای خاص و روابط اجتماعی در معنای عام و گسترده، بتواند در ارائه راهکارهای علمی جهت سر و سامان بخشیدن به ارتباطات خانوادگی موثر و مفید واقع شود.

نکته مشترکی که هنوز در اکثر تعاریف مربوط به خانواده در نظر گرفته می‌شود، این است که خانواده، کوچکترین واحد اجتماعی است که ثبات جامعه وابسته به ثبات واستحکام آن است و ارتباطات سالم و مناسب در جامعه بر اساس مناسبات متعادل و متوازن در خانواده به وجود می‌آید. به درستی هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعای سلامت کند. چنانچه از خانواده‌های متعادل و سالم برخوردار نباشد و هیچ یک از آسیب‌های اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده پدیدآمده باشد.

از سوی دیگر خانواده از آنجا که نماد و یا نشان اجتماعی است و برآیند یا انعکاس از کل جامعه است دریک جامعه منحط نیز خانواده‌ها خود به خود منحط خواهد بود. به نظر می‌رسد که امروزه تحولات و دگرگونی‌های پی در پی سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی واجتماعی کشورهای صنعتی و فرا صنعتی که در اغلب موارد با هدف و نیت‌های سوداگرانه و تجاری و یکسان‌سازی بی‌سابقه الگوهای فرهنگی به کشور‌های جهان سوم نفوذ می‌کنند. اثرات عمیقی بر جو فرهنگی جامعه و فرهنگ خانواده‌ها گذاشته است. البته این آثار در برخی از موارد مثبت، اما در برخی دیگر به دلیل بی‌برنامه بودن، عدم اتخاذ سیاست‌های فرهنگی و اقدامات و تدابیر مناسب جهت برخورد با فرهنگ تحمیلی، منفی است.

منبع: مهرنیوز

نحوه گفتار پدران، در زبان‌آموزى کودکان خردسال اثر عمیق دارد

 تحقیقات جدید نشان می‌دهد نقش پدران در روند زبان‌آموزى کودکان خردسال، بسیار مهمتر از تصوّرات قبلى است.

«لین ورنون فیگانس» محقق دانشگاه کارولینای شمالى در آمریکا و همکارانش در مطالعه‌اى جدید، ۹۲ زوج داراى فرزندان خردسال را مورد مطالعه قرار دادند و این موضوع را بررسى کردند که پدر یا مادر، به چه میزان با کودک خردسال سخن می‌گویند، از چه لغات و چه ساختارهاى جملاتى استفاده می‌کنند و چه نوع سوالاتى از کودک می‌پرسند.

نتایج این مطالعه نشان داد کودکانى که در سن دو سالگی، پدرشان با استفاده از مجموعه لغات متنوعى با آنها سخن می‌گوید، در سن سه سالگى از مهارت‌هاى گفتارى بالاترى برخور دارند و این در حالى است که به نظر می‌رسد گنجینه لغات مورد استفاده مادران بر زبان‌آموزى کودکان تأثیر کمترى دارد.

نکته ى جالب این است که در مطالعه مشخص شد پدران به‌ طور معمول، کمتر با کودکان سخن گفته و یا از آنها سوال می‌کنند که این امر نشان می‌دهد میزان صحبت کردن با کودکان در رشد توانایی‌هایى گفتارى آنها تأثیر زیادى نداشته و آنچه مهم است، مطالب گفته شده به کودکان و نوع بیان این مطالب است.

هر چند با توجه به نتایج این مطالعه به نظر می‌رسد تنوع واژگان مورد استفاده مادر، تأثیر چندانى بر رشد توانایی‌هاى زبانى کودک ندارد، اما از آنجا که اغلب مادران مورد مطالعه، هنگام سخن گفتن با کودکان از لغات بسیار متنوعى استفاده می‌کردند، این فرضیه نیز قابل بررسى است که شاید در یادگیرى لغات توسط کودکان، یک محدودیّت و مرزی وجود دارد که اگر لغات مورد استفاده پدر و یا مادر از آن مرز فراتر برود، سودی براى کودک نخواهد داشت اما چنانچه کمتر از آن حد باشد، می‌تواند در امر یادگیرى زبان کودکان تأثیر منفى داشته باشد.

منبع: روزنامه کیهان

آفتاب مهربانی

تربیت فرزندان، نتیجه ی پذیرش مسئولیت و تلاش و هماهنگی پدر و مادر است. واگذاری تربیت فرزندان به مادر و خالی کردن میدان تربیت از پدران، فرزندان را معمولاً با مشکلات و اختلالات رفتاری غیرقابل جبران مواجه می‌سازد. صاحب نظران معتقدند با این که مادران در تربیت مهارت بیشتری دارند ولی پدران، در تربیت موثرترند. بنابراین پدران باید در امر تربیت، نگهداری و رشد و شکوفایی کودکان نقش و مشارکت داشته باشند. معمولاً کودکان، تصوری اغراق‌آمیز از پدر دارند؛ او را بزرگ‌تر، قوی‌تر و دارای نیروی مضاعف می‌پندارند که اطلاعات کافی در هر زمینه و توانایی حل همه ی مشکلات را دارند؛ او را کانون ارضای نیازهای مادی، روانی، اجتماعی، عاطفی و ارتباطی و عامل امنیت خانه و خانواده می‌دانند. این تصورات و توقع‌ها، مسئولیت‌های بزرگ و تعیین کننده‌ای بر عهده ی پدران می‌گذارد و آنان را وا می‌دارد تا در امر تربیت و چگونگی رشد و شکوفایی کودک مشارکت و نقش ویژه‌ای داشته باشند. در خانه‌هایی که پدر، فقط نقش «نان‌آور» را دارد و فرزندان، فرصت تعامل و همانند سازی با پدر را ندارند، متاسفانه از تربیت مطلوب محروم می‌شوند، چنان که سعدی می‌گوید:

پسر کاو ندارد نشان از پدر                          تو بیگانه خوانش مخوانش پسر

از نظر تربیتی، پدر به منزله ی راهنما و معلم، مرشد فکری و عملی و الگوی رفتاری است، چنانکه پیغمبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند:

«یا علی! انا و انت ابوا هذه الامه»

ای علی(علیه السلام) من و تو، پدران(مرشدان فکری و عملی)، این امت هستیم.

نقش پدر در تربیت فرزندان

از بررسی نتایج برخی تحقیقات که در دهه ی آخر قرن بیستم در جهان انجام شده، در می‌یابیم:

– یکی از عوامل ضعف خانواده‌های امروزی، کاهش نقش پدر در خانواده است.

– کودکانی که در غیبت پدر پرورش یافته‌اند، زمینه‌های بروز بزهکاری در آنان بیشتر دیده شده است.

– کودکانی که از تربیت و همراهی پدر در بازی و تفریح و سرگرمی برخوردار بوده‌اند، ضمن داشتن روابط عمیق‌تر با دوستان، دارای خود کنترلی و مهارت‌ بیشتر در بیان حالات هیجانی خود و تشخیص احساسات و عواطف دیگران بوده‌اند.

– پدرانی که دخالت بیشتری در تربیت داشته‌اند، فرزندان آنها علاوه برداشتن رفتار مسئولانه، حس مسئولیت‌پذیری بالاتر در مورد رفتار خودشان داشته، کمتر دیگران و شانس و «اقبال بد» را به عنوان مشکلات رفتاری خود مطرح می‌کردند.

– فرزندانی که پدران آنها به اندازه‌ی کافی در تربیت ایشان نقش داشته‌اند، دارای توانمندی بیشتری در حل مسائل، مهارت‌های کلامی و پیشرفت تحصیلی بوده‌اند.

– ۵۵% زندانیان، ۷۰% اخراج شدگان مدارس و ۸۲% دختران نوجوان فراری و اکثر معتادان از خانواده‌هایی بوده‌اند که یا از وجود پدر محروم بوده‌اند و یا پدر نقش صحیح، مفید و موثر خود را در تربیت آنان ایفا نکرده است.

– مشاهدات بیانگر آن است افرادی که در بزرگسالی، همدلی بیشتری با دیگران نشان می‌دهند، در کودکی، از مشارکت صحیح پدر در تربیت خود بهره‌مند بوده‌اند.

– پسران نوجوان فاقد پدر، به راحتی دچار اضطراب و ناراحتی می‌شوند.

– در خانواده‌ای که پدر حضور نداشته و یا وجودش بی‌تأثیر باشد، فرزند، تمایل بیشتری به الگو قرار دادن رفتار مادر نشان می‌دهد، این امر مشکلاتی را- به ویژه برای پسرها- به وجود می‌آورد.

– دختران خانواده‌هایی که در آنها مادر، مسلط و پدر، منفعل بوده است در دوره ی نوجوانی و بزرگسالی و در ارتباط با مردان و تشکیل خانواده، بیشتر دچار مشکل شده‌اند.

پدر، الگوی مناسب

– فرزند در مسیر رشد و شکل‌گیری شخصیت خود، با افراد زیادی در ارتباط است و از آنها تأثیر می‌پذیرد. چنانچه پدر بتواند به گونه‌ای رفتار کند که فرزند، جنبه‌های مثبت و سازنده ی رفتارهای پدر را مشاهده کند به سلامت زندگی فرزندش کمک کرده است.

– دختر برخورد با مرد را از پدر می‌آموزد، او از پدر، مسائلی را می‌آموزد که هرگز از مادر نخواهد آموخت.

– فرزند، محبت کردن، طرز صحبت، راستگویی، وفاداری، روابط اجتماعی، شیوه‌ی غذا خوردن، نشست و برخاست کردن و همه ی سجایای اخلاقی را می‌تواند از پدر بیاموزد. به گفته ی خواجه نصیرطوسی «از طریق پدر است که فرزندان تدبیر و کمالات نفسانی چون آداب و فرهنگ، هنر و صناعات و علوم و طریق زندگی را که اسباب بقا و کمال‌نفس هستند یاد می‌گیرند».

منبع: انجمن علمی و آموزشی مدرسین آموزش خانواده شهر تهران