نظم و ترتیب

نوشته‌ها

شلختگی هم، آموختنی است!

آموزش نظم و انظباط در فرزندان

ملکه‌هاى رفتارى و اخلاقى بسیارى از فرزندان، در محیط خانه و از گذر شیوه‌هاى رفتارى و اخلاقى پدر و مادر شکل مى‌گیرند.
همان گونه که فرزندان، راست گویى، وفاى به عهد، خوش برخوردى، آداب معاشرت، پابندى به آداب مذهبى، صرفه‌جویى، ساده‌زیستى و سخاوت و حتى رعایت نظافت را از والدین مى‌آموزند، نظم و انضباط و داشتن برنامه ی درست را نیز از آنان مى‌آموزند.

ساعت ورود و خروج پدر از خانه، ساعت‌هاى خواب و مطالعه، ایام گردش و دید و بازدید والدین، مهم‌ترین و موثرترین ابزار تربیت و پرورش روح انضباط و برنامه ریزى در فرزندان است.

آگاهى

کسى که از اثر شگرف نظم در موفقیت انسان‌هاى بزرگ آگاه است و از پیامدهاى زیان‌بار بى‌نظمى خبر دارد، این شناخت، در وجودش، نیرویى پدید مى‌آورد که او را به سوى نظم سوق مى‌دهد. در این جا برخى از پیامدهاى زیان‌بار بى‌نظمى را یاد آور مى‌شویم:

– بى‌نظمى در اعمال انسان، تاثیرى زیان‌بار دارد و جریان طبیعى فعالیت انسان را مختل مى‌سازد. انسان نامنظم، نمى تواند از توانایى‌هاى فردى خود بهره برد.

– بى‌نظمى، موجب اتلاف وقت و از دست رفتن عمر آدمى است.

– بى‌نظمى، سبب رکود تحصیلى و باز ماندن از اداى وظایف اجتماعى است.

– تاثیر زیان‌بار در شخصیت افراد، از عوارض دیگر بى‌نظمى است. شخص نامنظم از روش خودخواهانه و اعمال نظر شخصى متاثر از هوا و هوس پیروى مى‌کند و این، سبب ضعف و زبونى نفس و سستى اراده اوست.(۱)

نشست و برخاست با افراد منظم

دوستان و معاشران منظم، تاثیرى بس بزرگ در به وجود آمدن نظم در زندگى انسان دارند، زیرا صلاح و فساد دوست، در سینه دوست نفوذ مى‌کند و او را تحت تاثیر قرار مى‌دهد. حضرت على(علیه السلام) در نامه‌اى به حارث حمدانى مى‌فرماید:

ایاک و مصاحبه الفساق، فان الشر بالشر ملحق؛(۲)

بر حذر باش از معاشرت با بدکرداران، زیرا بد، به بد پیوندد.

همان گونه که معاشرت با افراد بدکردار، تاثیرى زیان‌بار بر آدمى مى‌نهد، معاشرت با افراد نیک کردار، تاثیر سازنده دارد. معاشرت و رفاقت با افراد منظم، انسان را به سوى نظم حرکت مى‌دهد.

نمونه‌هاى آرمانى

نقش نمونه‌هاى آرمانى در زندگانى آدمى، توجه برانگیز و در خور اهمیت است. قرآن کریم از حضرت ابراهیم(علیه السلام) و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان دو اسوه، یا نمونه آرمانى یاد کرده است. کار اسوگان براى دیگران، سر مشق دادن است. در محیط خانه، پدر و مادر براى فرزندان چنین نقشى دارند. والدین از همان روزهاى نخست باید امور مربوط به کودک را به ضابطه در آورند؛ یعنى طفل را به موقع شیر دهند، به موقع بخوابانند، به موقع بیدار کنند. در آموزش راه رفتن و سخن گفتن و غیره باید مراقب باشند.

بهترین دوره پرورش انضباطى کودکان، همان دوران سه و چهار سال آغاز زندگى است.(۳)

روش ایجاد انضباط در فرزندان

۱- تبیین و تحلیل مسائل و آگاه ساختن فرزندان، براى پدید آمدن انضباط در وجود آنان، لازم است. همچنین پیامدهاى زیان‌بار بى انضباطى باید براى آنان تشریح شود تا به این گوهر گرانبها دست یابند و کاخ زندگى خود را بر این پایه استوار، بنا کنند. از همین رو است که کارشناسان علوم تربیتى، برخى عوامل سرپیچى و نافرمانى فرزندان را چنین بیان مى‌کنند:

الف) نا آگاهى از فواید فرمانبرى

ب) صدور فرمان بدون هیچ توضیحى درباره آن

ج) سختى انجام دادن فرمان بیش از گنجایش جسمى و عقلى کودک

د) نا آگاهى والدین از روش درست فرمان دادن

از این رو است که در فرهنگ اسلامى، پدر و مادر را بر فرزند حقوقى است و نیز فرزند را بر پدر و مادر، از مهم‌ترین وظایف پدر و مادر، تربیت درست فرزندان است. حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید:

مانحل والد ولدا نحلا افضل من ادب حسن؛(۴)

هیچ پدرى به فرزندش، هدیه‌اى برتر از ادب و تربیت پسندیده نبخشیده است.

والدین، افزون بر آن که باید به کودک شناخت و آگاهى دهند و با استدلال، او را به سوى نظم و انضباط راهنمایی نمایند، در ارایه رفتار درست و مقررات، خود باید بهترین نمونه براى او باشند.

نکته‌اى که لازم است والدین در نظر بگیرند، توانایى جسمى و عقلى فرزند است و این که فرمان‌ها نباید از طاقت او بیشتر باشد. از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل است که فرمود:

رحم الله عبدا اعان ولده على بره بالاحسان الیه و التالف له و تعلیمه و تادیبه؛(۵)

رحمت خدا بر بنده‌اى که با احسان و محبت ورزیدن به فرزندش و با تعلیم و تربیت کردن، او را بر انجام دادن نیکى و خیر یارى کند.

پرسیدند: چگونه فرزند خود را با نیکى یارى دهد؟ فرمود:

یقبل میسوره و یتجاوز عن معسوره و لا یرهقه و لا یخرق به؛(۶)

آن چه را کودک به اندازه توان خود انجام داده است، بپذیرد و کار طاقت‌فرسا از او نخواهد و او را به گناه و سرکشى، وا ندارد و به او پرده درى نکند پس او کارهاى احمقانه نکند.

براى این که بتوانید فرزند را وا دارید که به نظم و انضباط ارج نهد، به دستورهاى زیر توجه کنید:

۱- مقررات را چنان برقرار کنید که احترام شما و کودکتان، هر دو، محفوظ ماند.

۲- مقررات یا محدودیتى که برقرار مى‌کنید، نباید از روى هوس یا سلیقه شخصى باشد، بلکه باید بر اصول تربیتى و سازنده شخصیت کودک مبتنى باشد. 

۳- باید کودک را در رعایت قوانین، چه از لحاظ عاطفى و چه از لحاظ احساسى و رفتارى، یارى کنید.

۴- مقررات باید ساده و براى کودک، فهمیدنى باشد.

۵- در برقرارى نظم و تعیین قوانین انضباطى، حتما باید مراحل رشد کودک، توانایى‌هاى جسمانى و روانى و نیازهاى او را در نظر بگیرید. کودک، به بازى و جست و خیز، نیاز دارد. هیچ گاه آن چه را براى طبیعت کودک روا است، ناروا نشمرید.

۶- در اجراى انضباط، همیشه باید علاقه و محبت خود را به کودک نشان دهید و او را از محبت سیراب کنید. انضباط و محدودیتى که تعیین کرده اید، نباید میان شما و کودکتان رنجشى پدید آورد. باید با پاداش و محبت، او را به اجراى قوانین وادارید.(۷)

یادآورى مى‌شود که نظم و تربیت را باید از همان آغاز زندگى، یعنى از سه یا چهار سالگى به کودکان آموخت، زیرا کودک، بیشتر عادت‌هایش را در این سنین کسب مى‌کند و شخصیتش را شکل مى‌دهد. در این دوران، انضباط براى کودک بسیار ضرورى است؛ زیرا او، در آغاز زندگى است و نظم و تربیت، سبب آرامش اعصاب و روانش مى‌شود و شخصیتش را کامل مى‌سازد.(۸)

پی‌نوشت‌ها

۱) جزوه اهمیت نظم و تدبیر در اسلام، ص ۲۰

۲) نهج البلاغه فیض الاسلامى نامه ۶۹، ص ۱۰۷۰

۳) جزوه اهمیت نظم و تدبیر در اسلام، ص ۱۸

۴) مستدرک الوسائل؛ ج ۱۵، ص ۱۶۵

۵) همان، ج ۱۵، ص ۱۶۹

۶) الحدیث روایات تربیتى اهل بیت، ج ۲، ص ۳۵۱

۷) زهرا معتمدى، همان، ص ۲۵ و ۲۶

۸) همان، ص ۲۱

منبع: برگرفته از کتاب ” نظم و انضباط ” مؤ لف: مرکز پژوهش‌هاى اسلامى صدا و سیما گروه معارف

تنظیم برای تبیان: داوودی(با تلخیص)

جمع و جور کردن اسباب‌بازى‏‌ها بر عهده پدر و مادر یا کودکان؟

بعضى والدین از بى نظمى کودکشان گِله دارند و اظهار مى کنند که کودک پس از پایان بازى، اسباب‌بازى‌هایش را به حال خود ر‌ها کرده، در جمع و جور و مرتب کردن آن‌ها کمکى نمى کند.

کودکان از خردسالى باید یاد بگیرند اسباب‌بازى‎‌ها را خود جمع و مرتب کنند. این وضع، شروع مرحله آشناسازى کودکان با قواعد نظم و ترتیب، نگهدارى و مراقبت از اسباب‌بازى‎‌ها و وسایل است.

خردسالان در مقابل دعوت به بازى، خیلى زود واکنش نشان مى دهند و هر آنچه صورت بازى داشته باشد، سبب خوشحالى و جلب توجه آنان مى شود.

پدر و مادر مى توانند از طریق بازى، خیلى از مفاهیم اخلاقى، اجتماعى، تربیتى و عادت‌های رفتارى را به کودکان یاد دهند. بعضى از خواسته‌ها و انتظارات والدین متناسب با توانایى‌ها و مراحل رشد کودک نیست. کودکان پیش از رسیدن به سه و نیم تا چهار سالگى، نمى توانند اشیا را مرتب بچینند، زیرا قدرت سازماندهى آنان براى مرتب کردن، تقسیم بندى و جدا ساختن مجموعه‌ها کافى نیست.

بعضى اوقات، روش‌های تربیتى والدین غلط بوده و کودک را به مقاومت، لجاجت و سهل انگارى وا مى دارد.

بدین منظور روش‌های صحیح برخورد پدر و مادر با کودکان براى مرتب کردن اسباب‌بازى‎‌ها به شرح زیر پیشنهاد مى گردد:

* مادر به کودکش مى گوید: «خوب حالا ببینم کى زودتر کار خود را تمام خواهد کرد، تو یا من؟ تا تو اسباب‌بازى‎هایت را جمع مى کنى، من هم ظرف‌ها را مى شویم و میز را تمیز مى کنم. فقط همه چیز باید منظم انجام شود و عجله اى در کار نیست.» این، یکى از روش‌های مادر است که سدّ راه بهانه‌گیرى‌های کودک مى شود.

* دفعه دیگر، مادر هوشیار از روش دیگرى استفاده کرد:

«شهره‌جان! خودت را آماده کن تا به گردش برویم. همه اسباب‌بازى‎ها، به جاى خود! عروسک نلى، نگاه کن شهره چطور مى خواهد وسایل خودش را مرتب کند، سپس یواشکى به من بگو شهره باسلیقه است یا نه، باشد!»

سپس مادر خم مى شود و وانمود مى کند که در گوش عروسک چیزى مى گوید. شهره کنجکاو مى شود!

ـ به عروسک نلى چه گفتى، به من هم بگو!

ـ نه، این یک راز است بین من و نلى، هر وقت که اسباب‌بازى‎هایت را جمع کردى، آن را خواهى فهمید. نلى، درست است؟ بعد مى توانیم به او هم بگوییم …

عروسک نلى به حرکت در آمده، در محل مناسب قرار مى گیرد (با کمک مادر) گویى نظاره‌گر کارهاى صاحب کوچولوى خود است. مادر از اتاق خارج مى شود. دخترک با عجله اسباب‌بازى‎‌ها را داخل جعبه سرازیر مى کند، به طورى که درِ جعبه بسته نمى شود. شهره نگاهى به عروسک مى اندازد، به نظر مى رسد نگاه او خشمگین و عصبانى است. خوب چه مى شود کرد؟!

شهره، اسباب‌بازى‎‌ها را روى زمین خالى کرده، این بار مى کوشد با نظم و دقت آن‌ها را داخل جعبه بچیند.

سرانجام، کار به پایان مى رسد. مادر داخل مى شود. عروسک را در بغل گرفته، یواشکى با او به صحبت مى پردازد.

دخترک نظاره‌گر است. مادر سؤال مى کند؟

ـ دختر من، خیلى باسلیقه و منظم است. آفرین بر او، مگر نه عروسک نلى؟

عروسک سر خود را به علامت تصدیق تکان مى دهد (با کمک مادر).

دخترک یادآورى مى کند:

ـ خوب، حالا راز را بگو.

مادر دوباره یواشکى با عروسک به صحبت مى پردازد: «بهتر است به شهره هم بگویم» و عروسک سر خود را تکان مى دهد.

ـ عروسک نلى به من آهسته گفت که شهره را خیلى دوست دارم، چون او خیلى منظم است و اسباب‌بازى‎هاى خود را خیلى دوست دارد و از آن‌ها مراقبت مى کند.

* کودکى که حاضر نبود اسباب‌بازى‎هایش را جمع و جور کند، مادرش به دنبال روش درستى بود تا وى را به جمع آورى اسباب‌بازى‎‌ها تشویق کند. مادر یکى از عروسک‌های کودک را بغل گرفت و براى او (عروسک) قصه پسرى را گفت که نمى خواست اتاقش را مرتب کند:

یک فرشته خوب ظاهر شد و گفت: کاش این بچه مى توانست زبان اسباب‌بازى‎هایش را بفهمد. آن وقت شنید که عروسک‌های خرس و خرگوش دارند گریه مى کنند، چون آن‌ها تمام شب کنار جعبه اى افتاده بودند و نمى توانستند توى «باغ وحش» بخوابند.

خرگوش آه مى کشید، چون یک عالمه لگو، مکعب و ماشین کمپرسى روى پشتش سنگینى مى کرد. مهره‌ها مى ترسیدند، چون هر کدام به تنهایى در گوشه اى از اتاق افتاده بودند و نمى توانستند یکدیگر را ببینند. یک عروسک آویزان پشت بخارى افتاده بود و از فشار و ناراحتى که بر سرش وارد مى شد، گریه مى کرد که چرا او را توى تختش نگذاشته اند تا بخوابد.

مادر گفت همه اسباب‌بازى‎‌ها غمگین هستند. بچه که دلش نمى خواست این طور باشد، شروع کرد به جمع و جور کردن. اوّل عروسک را از پشت بخارى بیرون آورد. مادر گفت: «عروسکت را اینجا بیاور. باید بگذاریم فورى بخوابد. فکر مى کنم از ناراحتى و بى خوابى زیاد سرش گیج مى رود.» کودک مى گوید: «بعد از اینکه آن را آوردم، خرسم را هم پشت کمد لباس‌ها پیدا کردم و ماشینم را از پشت مبل. بالاخره اتاق مرتب شد. من و مادرم خوشحال بودیم که حالا همه چیز درست شده است.

مادر مرا روى زانو نشاند و گفت: «حالا تمام اسباب‌بازى‎‌ها خوشحالند که مى توانند بخوابند.» خودم را سخت به مادر چسباندم و خوشحال بودم که مرا محکم در آغوش گرفته است، و توانستم رضایت و خوشحالى او را فراهم نمایم.»

* روش دیگرى که مادر به کار گرفت، جمع و جور کردن اسباب‌بازى‎‌ها را، براى کودک تبدیل به یک بازى شیرین و دلچسب کرد.

نکته صحیح تربیتى را که مادر رعایت کرد این بود: نیم ساعت پیش از اتمام بازى، به کودک یادآور شد وقت بازى به پایان رسیده، حالا بیا اسباب‌بازى‎‌ها را جمع و جور کنیم. مادر به این طریق عمل کرد:

او مى پرسد: توپت کجاست؟ کودک به دنبالش مى گردد و مى گوید: اینجا! مادر مى گوید: توپ را پیش من بیاور! کودک توپ را برمى دارد و مى خندد. مادر مى پرسد: توپ توى کدام سبد مى رود؟ کودک جواب آن را مى داند، چون مادر روى آن سبد یک توپ نقاشى کرده است. توپ را به داخل آن مى اندازد، مادر کارش را تأیید مى کند. بدین طریق هر روز غروب این طورى با هم بازى مى کنند.

کودک حالا تمام اسباب‌بازى‎هایش را مى شناسد و مى داند بعضى از آن‌ها شب‌ها در کدام سبد مى خوابند. بعد هر روز صبح آن‌ها سرحال هستند و مى توانند با او بازى کنند!

* مادر قصه اى از دوران کودکى خودش را بیان مى کند که اسباب‌بازى‎هایش را منظم و مرتب سر جایش مى گذاشته است.

* وقتى کودک مشغول جمع آورى اسباب‌بازى‎هایش مى باشد، مادر او را تشویق کرده و رضایت خودش را اعلام مى نماید.

نیره پارسا
منبع: پیام زن؛ مهر ۱۳۸۵؛ شماره ۱۷۵