نظام خانواده

نوشته‌ها

نظام خانواده

در خانواده باید جایگاه مرد و زن، درگام اول مشخص شود. هنگامی که مسئولیت‌ها بنا بر جایگاه فرد معنا پیدا می‌کند، مسئولیت‌ها تقسیم می‌شود. باید توجه داشته باشیم که تقسیم مسئولیت‌ها، به معنای تعیین ارزشمندی و کرامت افراد نیست. بلکه بر اساس توانمندی‌هاست که هر مسئولیتی مشخص می‌شود. در نظام خانواده نه زن بودن ملاک کرامت و برتری است و نه مرد بودن دلیلی برای ارزشمندی بیشتر محسوب می‌شود. از نظر قرآن، ملاک برتری و کرامت انسانی فقط تقواست. از میان زن و مرد، هرکدام که با تقواتر باشند، نزد خدا محبوبترند و از درجه کرامت بیشتری برخوردارند. خانواده، پایگاه امنی است، خانواده پادگان و دژ مستحکمی برای انسان فراهم می‌کند. چارچوب‌های فکری و ذهنی صحیح، در خانواده‌ای با بنیان‌های اصولی رقم می‌خورد.

اگر خانواده از شالوده و شیرازه محکم و نظامی صمیمی برخوردار باشد؛ به‌ خصوص خانواده‌هایی با پایه‌های قوی مذهبی، فرزندانی که در چنین خانواده‌ای بزرگ می‌شوند، مجهز به سپری حفاظتی و امنیتی شخصی، برگرفته از عقاید و باورهای‌شان هستند، چنین افرادی وقتی وارد جامعه می‌شوند در برخورد با سختی‌ها، مشکلات، مصائب و چالش‌های مختلف زندگی از پا نمی‌نشیند و به‌ سادگی میدان را خالی نمی‌کند، چون اهل مبارزه و جنگیدن هستند. از نظر جامعه‌شناسان، نیازهای یک انسان به امنیت و آسایش باید کم و بیش ارضا شود تا او انگیزه‌ تلاش برای کسب موفقیت شغلی یا یادگیری مهارت‌های ورزشی، فنی و اجتماعی را بیابد. عالی‌ترین انگیزه خودشکوفایی هنگامی تحقق می‌یابد که نیازهای دیگر برآورد شده باشند. برای این که یک خانواده سالم بتواند تمامی نیازهای افراد خود را برآورده سازد، باید ویژگی‌های ممتازی داشته باشد. خانه و خانواده باید محل سکون و آرامش باشد نه محل فرسایش.

احساس مسئولیت و انجام درست و به موقع آن، خانواده را که جامعه‌ای کوچک و مقدس به شمار می‌رود به سوی رستگاری رهنمون می‌کند. برای رسیدن به این مهم در آغاز باید جایگاه افراد مشخص شود. چون مسئولیت، زمانی معنا می‌یابد که وظیفه و جایگاه فرد مشخص شده باشد. همان طور که هیچ فردی بدون وظیفه نیست، همه وظایف هم به دوش یک نفر نیست، یعنی مسئولیت‌ها باید تقسیم شود.

بی‌شک در خانه‌ای که محل آرامش برای افراد خانواده نیست (تنش و اصطکاک زیاد است) مشکلات رخ می‌نماید؛ بر همه‌ اعضای خانواده است که برای برطرف کردن سختی‌ها و باز کردن گره‌ها تلاش کنند. اگر همه‌ اعضای خانواده به وظایف اخلاقی خود عمل کنند، بدون تردید خانه به محلی امن و سرشار از آسایش و آرامش تبدیل می‌شود. ارمغان خجسته این آسایش، آرامش بخشیدن به افراد خانواده است که چه بسا در بیرون مشکلاتی دارند اما در خانه و در میان دیگر اعضا آن را از فراموش می‌کنند. در پرتوی خانواده‌ای آرام است که افراد برای ورود به فردای جامعه، انرژی‌های جدیدی را کسب می‌نمایند. درصد بالایی از خطاکاران و کسانی که دچار انحراف اخلاقی و آسیب‌های اجتماعی می‌شوند، در محیط‌های خانوادگی تخریب شده با روابطی ناسالم و منهدم بزرگ شده‌اند. اگر می‌خواهیم جامعه را از نظر امنیت، کاهش اضطراب عمومی، زشتی‌ها، ناهنجاری‌های اجتماعی و امثالهم، پاک و ایمن ساخته و فضا را برای رشد کودکان و نوجوانان مناسب و سلامت سازیم، باید آموزش و تغییرالگوهای ذهنی و گرایش به سمت مثبت‌نگری را از هسته خانواده‌ها، زوج‌های جوان، دختران و پسران آغاز کنیم.

انسان به‌ واسطه چارچوب‌های محکم اعتقادی و تربیتی صحیح در یک خانواده سالم، قادر است به نحو مطلوب و شایسته از خود حفاظت و مراقبت کند و به‌سادگی از راه راست منحرف نمی‌شود.

منبع: سایت دکتر افشین طباطبایی

ستون‌های نظام خانواده

سه ستون اصلی نظام خانواده عبارتند از: احترام، محبت و گذشت… که به مرور باید در ذهن فرزندان نهادینه شوند.

در روابط خانوادگی پیوند عاطفی، تفاهم، و درک متقابل نقش سازنده‌ای دارند. روابط زن و مرد مثل یک جاده­ دو طرفه است که هر دو نفر باید به یکدیگر قدرت، نیرو، اهمیت، شخصیت، اعتماد به­ نفس، حس خوب و در یک کلام بار و انرژی مثبت بدهند و یا همه این­‌ها را از هم بگیرند و احساسات تخریبی جایگزینش کنند. سالم و مثبت بودن رابطه­ زن و مرد مبنای استحکام خانواده و زیربنای آن خواهد بود، فراوانی مولفه ­های مهرورزی، دلسوزی، محبت، احترام، گذشت و… باعث تقویت و پایداری روابط و پیوندهای عاطفی بین اعضاء می­‌گردد و همانند سپری آن­ها را در برابر سختی‌ها و ناملایمات محافظت می­‌کند.

یکی از آسیب‌های مشهود که بنیان هر خانواده­‌ای را تهدید می‌­کند، عدم ایفای نقش صحیح زن و مرد، و جابه ­جایی وظایف ذاتی آنان یا اساسا حذف کل نقش است. در برخی خانواده­ ها مشاهده می­‌شود که مردان نقش عابربانک و یا زن­‌ها وظیفه خدمت­ رسانی را به ­عهده دارند، لازم به یادآوری است که این­‌ها بخشی از وظایف زن و مرد محسوب می­‌شود نه تمام آن، بلکه نقش هر دو، بسیار فراتر از چنین رویکردی است.

هر انسانی برای این­ که در رشته­‌ای(شغلی، هنری، ورزشی، تجاری…) مهارت پیدا کند، باید سال­‌ها تحصیل، تمرین و… نماید تا تجربه کسب کرده و در رشته مربوطه متخصص شود، ولی چگونه است که برای بزرگترین و مهمترین کارها (تربیت و پرورش کودک – انسان) زن و مرد جوان غالبا به ­دنبال هیچ آموزش و شناخت و آگاهی نمی‌روند و اگر هم علاقمند باشند، صرفا از دانسته‌های نسل قبل استفاده می‌کنند؟

بخش اعظمی از داشته­‌ها و یادگیری کودک، به واسطه مشاهده و دیدن اَعمال دیگران صورت می­‌پذیرد. در درجه­ اول از مادر و بعد، پدر و دیگر اعضای خانواده، در حقیقت فرزندان از کارهای مادر خود تقلید می­‌کنند در آموزه­‌های دینی نیز تصریح شده که با کارهایی به غیر از زبان و کلام، افراد را به مذهب دعوت کنید.

از آن­جایی که برای مهارت پیدا کردن و حرفه­ایی شدن در کاری به تحصیلات – آگاهی و تجربه نیاز است، یک زن و شوهر جوان معمولا آموزشی تخصصی برای روابط زناشویی و تربیت فرزندان ندارند، به­ کار بردن الگوهای قدیمی (دستورالعمل­ های بزرگترها) در این موارد، چندان کارساز نیست؛ چون رشد جامعه بشری و تحولات شگرف موجود در روابط انسان‌ها، ظرفیت‌های انسانی جدیدی را در جامعه بشری گشوده است، لذا باید با توجه به نیاز روز، از فرمول­‌های تازه­ و کاربردی‌تری استفاده نماییم.

منبع: سایت دکتر افشین طباطبایی

نظام خانواده در اسلام

عنوان :نظام خانواده در اسلام
مولف :حسین انصاریان
مترجم/محقق: ****
ناشر: انتشارات ام ابیها(سلام الله علیها)
سال نشر: ۱۳۸۱
نوبت نشر: نوزدهم
محل نشر: تهران

این کتاب بازنگری و بازنگاری مجموعه‌ای از سخنرانی‌های مؤلف در مسائل مختلف مرتبط با خانواده از دیدگاه اسلام است. نویسنده با استفاده از آیات و روایات به تبیین مسائل مربوط به ازدواج و خانواده می‌پردازد.

کتاب در سی فصل تنظیم شده است که عناوین و موضوعات آن عبارتند از:

آیین ازدواج در نظام هستی، تقوای الهی در خانواده و جامعه، اهداف والای ازدواج در اسلام، موقعیت زن در تاریخ بشر و اسلام (پاسخ به افکار انحرافی نسبت به زن)، استقلال مرد و زن در اسلام، مقام زن در منطق وحی، مشکلات و موانع ازدواج، شرائط الهی و اسلامی ازدواج (هم‌شأن بودن)، راه انتخاب همسر (شرائط اسلامی و انسانی در انتخاب همسر)، برنامه‌های اصیل اسلام در مسأله ازدواج، بهداشت در نظام خانواده (ارزش نظافت و بهداشت در اسلام)، اخلاق اسلامی، حجاب و پاکدامنی زن، مسؤولیت عظیم سرپرستی خانواده، حقوق زن و شوهر در اسلام، نقش پدر و مادر در تربیت فرزند، حقوق والدین و فرزندان، طلاق و ارث.

مطالب کتاب مستند به روایات است و مؤلف کوشیده آن را در سطحی سامان دهد که برای کسانی بسیار، قابل استفاده باشد.

 

 

خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی

عنوان: خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی 
مولف: محمد رضا سالاری فر
مترجم/محقق:****
ناشر: انتشارات سمت
سال نشر: ۱۳۹۳
نوبت نشر: دهم
محل نشر: تهران

خانواده، یکی از نظام‌های اولیه جوامع بشری است که با وجود تحولات اساسی، در اهداف و کارکردهای خود ثابت مانده و هنوز در همه جوامع اهمیت اساسی دارد. در بیشتر جوامع از جمله ایران مشکلات متعددی متأثر از تحولات اجتماعی،‌ صنعتی و علمی برای خانواده پدید آمده است. این مشکلات نشان می‌دهد که خانواده‌ها به توصیه‌های تربیتی و روان‌شناختی بسیاری برای رویارویی با پیچیدگی‌های زندگی کنونی نیازمندند.

مهم‌ترین متون دینی ما، یعنی قرآن، کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومان(علیهم السلام)، سرشار از توصیه‌های کارآمد و متناسب با عصر حاضر،‌ در باب اساسی‌ترین مسائل خانواده تا جزئی‌ترین موارد است.

در این کتاب، مباحث خانواده با تعریف خانواده، ازدواج و مقدمات آن، مانند شرایط همسرگزینی، آغاز شده و سپس به آثار روان‌شناختی ازدواج و روابط اعضای خانواده پرداخته شده است. سپس دیدگاه‌های اسلام در هر مورد تبیین شده است. در فصول بعد ارکان خانواده از قبیل مسئولیت‌های زن و شوهر، والدین و فرزندان؛ نقش باورهای دینی، توصیه‌های اخلاقی و رفتاری اسلام؛ عوامل مشکلات خانوادگی و راهکارهای اسلام برای پیشگیری و حل آنها؛ انواع خانواده در اسلام و قوانین اقتصادی خانواده در اسلام از نگاه روان‌شناختی بررسی شده است.

در پایان با اشاره به خانواده‌های الگو در اسلام، طرحی کلی از نظام خانواده در اسلام ارائه شده است. بخش پایانی کتاب شامل منابع و نمایه اشخاص و اماکن است.

مقدمه
فصل اول: نگاه اسلام به ازدواج
فصل دوم: آثار روانشناختی ازدواج
فصل سوم: ارکان خانواده
فصل چهارم: راهکارهای اسلام برای کارایی و رشد مطلوب خانواده
فصل پنجم: تعالیم اسلام و مشکلات خانوادگی
فصل ششم: نظام خانواده در اسلام
منابع
نمایه اشخاص و اماکن

منبع: سی گام

 

 

سبک زندگی و نظام خانواده

تاثیر آموزش سبک زندگی اسلام محور با تاکید بر نظام خانواده بر صمیمیت زوجین اراک

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

پایان روزهای با هم بودن

طلاق سایه سنگین یک آسیب اجتماعی

ساعت دو، آخرین جلسه دادگاه، همه چیز آرام و سکوتی سخت بین آنها حکمفرما بود. گویی دنبال بهانه‌ای بودند، سنگی می‌خواستند که مانع راه شان شود، اما همه جاده‌های منتهی به جدایی، چون سنگ مرمری صاف و صیقلی بود، آنقدر صاف که خیلی تند و سریع سرخوردند و با رمز عبوری به نام «طلاق توافقی» به تمام لحظه‌های ناب و شیرین با هم بودن پشت پا زدند.

طلاق توافقی

عباس قدردان پژوهشگر مسائل اجتماعی در گفت وگو با گزارشگر کیهان با اشاره به این که در قانون چیزی به نام طلاق توافقی نداریم می‌گوید: «در واقع طلاق توافقی محصول ابتکار زنانی است که در برخورد با نواقص قانون مردسالار آن را به وجود آورده اند. و با توجه به اینکه در قانون طلاقی به نام «خلع» داریم، در این طلاق، زن به واسطه کراهتی که از مرد دارد، باید مالی کمتر، معادل یا بیشتر از مهریه خود را به مرد بدهد تا او را راضی به طلاق کند.»

وی اضافه می‌کند: «قضات دادگاه‌ها، طلاق توافقی را به لحاظ قانونی با مواد مربوط به طلاق خلع توجیه می‌کنند. در طلاق توافقی زن و مرد توافق می‌کنند از یکدیگر جدا شوند و این توافق در حکم دادگاه ثبت می‌شود و ضمانت اجرای قانونی پیدا می‌کند ولی از آنجایی که زنان هیچ حربه‌ای برای راضی کردن همسر خود برای جدایی ندارند و مطابق قانون حق طلاق با مرد است، معمولاً زنان همه حقوق مالی خود را می‌بخشند تا همسرشان را برای جدایی راضی کنند.»

ملاک‌های ظاهری و زودگذر

گرچه طلاق در سالهای اول و دوم زندگی، نشان از تغییر در الگوی زندگی دارد، از نظر پژوهشگران طلاق در سالهای اول زندگی به این دلیل که اغلب نفر سومی (فرزند) در خانواده وجود ندارد، آسیب‌های اجتماعی کمتری نسبت به سال‌های بعدی زندگی در پی دارد.

یک دبیر الهیات و کارشناس مسائل دینی در این مورد به گزارشگر کیهان می‌گوید: «بالا بودن سطح توقعات زوجین، چشم و هم چشمی، زندگی تجملی ملاکهای سطحی و زودگذر انتخاب همسر، تشکیل زندگی بدون تحقیق کافی، اعتیاد و بیکاری و بی توجهی به مشاوره‌های قبل از ازدواج از جمله عوامل طلاق محسوب می‌شود. مهمترین آنها نداشتن شناخت کافی زوجین از یکدیگر و انتخاب همسر بر اساس ملاکهای ظاهری و زودگذر است.»

وی همچنین با ابراز نگرانی از افزایش موارد طلاق توافقی می‌گوید: «در گذشته وقوع طلاق بین زوجین، روندی طولانی داشت و بسیاری از زوجین با گذشت زمان، اختلافات خود را با مشاوره و ریش سفیدی به فراموشی می‌سپردند و سازش می‌کردند، اما در حال حاضر زوجین در مواجهه با روند طولانی طلاق در محاکم، درخواست طلاق توافقی می‌دهند و تسریع در این نوع طلاق از عوامل مهم و اثرگذار در افزایش موارد طلاق است.»

حسین پرهیزگار، کارشناس مسائل دینی و مترجم و روزنامه نگار هم نظرش را در مورد سوژه گزارش با استناد به آیات قرآن کریم، این طور بیان می‌کند: «خداوند در قرآن کریم می‌فرماید برای مردان همسرانی آفرید تا در کنار آنها آرامش یابند و در میان زوجین مودت و رحمت قرار داد.»

نظام خانواده پیش از آنکه بر اساس قوانین و مقررات و حق و حقوق طرفین اداره و برپا شود، باید مبتنی بر اموری چون ایثار، گذشت و بزرگواری و بزرگ‌منشی باشد.

رابطه ثروت و طلاق

محمدرضا دربندی نویسنده و پژوهشگر در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان با اشاره به اینکه در میان طبقات مختلف اجتماعی (بالا، متوسط، پایین) تفاوتهای اساسی در علت طلاق وجود دارد، می‌گوید: «گاهی در طبقات پایین جامعه مشکلات مالی مهمترین علت طلاق ذکر می‌شود، ضمن اینکه بیکاری و ندادن نفقه، اعتیاد، خشونت و بداخلاقی و بدرفتاری در طبقات متوسط جامعه و عدم تفاهم و توافق اخلاقی هم در طبقات بالای جامعه نیز از عوامل طلاق اعلام شده است.»

وی با اشاره به این که همیشه فقر، بیکاری و کمبود مسائل مالی نمی‌تواند دلایل مهمی برای طلاق باشد، به ارائه گزارشی از نسبت ثروت و طلاق استناد می‌کند و می‌گوید: «نتایج بررسی‌های تازه نشانگر افزایش روز افزون روند طلاق در میان خانواده‌های ثروتمند در شهر تهران است، به گونه‌ای که ??درصد کسانی که در یک تالار مجلل پایتخت ازدواج کرده بودند، ظرف کمتر از یکسال از یکدیگر جدا شده اند.»

در این گزارش آمده است، از مجموع ۳۵۰ مورد ازدواج‌های صورت گرفته در یک تالار مشهور جشن و میهمانی در منطقه فرمانیه در شمال تهران در سال ۸۶، تعداد ۲۳۸مورد آن ظرف کمتر از یکسال منجر به طلاق شده است.

این موضوع زمانی فاش شد که مسئولان تالار تصمیم گرفتند از کسانی که ظرف یکسال اخیر در تالار آنها مراسم عروسی خود را برگزار کرده بودند، برای شرکت در جشن یکسالگی زندگی دعوت کنند اما بیشتر مهمانان آنها پاسخ دادند که زندگی شان حتی یکسال هم دوام نداشته و آنها اکنون از هم جدا شده اند و این طلاق ها در حالی صورت گرفته است که هزینه برگزاری هر یک از این مراسم بیش از۱۵۰ میلیون تومان بوده است!
بسیاری از همسرانی که خواهان طلاق می‌شوند، از عدم مراعات حقوق زناشویی شکایت دارند. این حقوق می‌تواند شامل حقوق مالی و مادی و جنسی و عاطفی باشد.

حق و حقوق مساوی در زندگی مشترک

بسیاری از همسرانی که خواهان طلاق می‌شوند، از عدم مراعات حقوق زناشویی شکایت دارند. این حقوق می‌تواند شامل حقوق مالی و مادی و جنسی و عاطفی باشد.

هر انسانی حقوق طبیعی و ابتدایی دارد که به سبب عنصر حیات برای او ثابت می‌شود. افزون بر این عنصر ازدواج نیز حقوقی را در کنار تکالیف برای او ثابت می‌کند که اگر به این دو دسته از حقوق پاسخ مناسب داده نشود و یا ضایع گردد، عامل اختلاف و جدایی خواهد بود.

اگر شوهری از همسرش توقع و انتظاری دارد و آن را حق خود می‌شمارد و تکلیفی بر گردن زن خویش دارد، در مقابل برای زن نیز حقوقی است که به عنوان تکلیف بر عهده شوهر می‌باشد. بنابراین در برابر هر حقی، تکلیفی است، چنان که در برابر هر تکلیفی، حقی ثابت است. عدم مراعات حقوق از سوی هر یک از همسران می‌تواند عدم مراعات تکالیف ازسوی دیگری را به دنبال داشته باشد. از این رو خداوند از همسران می‌خواهد تا حقوق دیگری را رعایت کنند تا آنان نیز به نوبه خود به تکالیف خویش اقدام کنند.

البته خداوند چون نظام خانواده را بر اساس عنصر عواطف و احساسات طبیعی و غریزی تعریف می‌کند، بیش از آن که به حقوق توجه دهد و بر آن تاکید کند، بر عامل احسان و عفو توجه می‌دهد؛ زیرا نظام خانوادگی که بر پایه مهر و محبت و احساس و عاطفه شکل گرفته و برای پاسخ گویی به این بخش از نیازهای بشری به وجود آمده، نمی‌تواند تنها بر پایه حقوق و قانون و تکالیف قوام یابد. از این رو احسان و عفو و گذشت به عنوان مبنای اصلی بنیاد خانواده مطرح شده است؛ چون انسان تنها در سایه احسان و عفو و گذشت است که می‌تواند به آرامشی دست یابد که هدف ازدواج و مقصود آن است.

منبع: روزنامه کیهان؛ تنظیم برای تبیان: داوودی

حجاب از دیدگاه شهید استاد مطهری(ره)

لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه، یکی از مسائل مهم اسلامی است. در قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است. پوشیده بودن زن از مرد بیگانه، یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و زنان اجنبی است، همچنان که عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر از مظاهر آن است. این بحث را در ۵ بخش باید رسیدگی کرد:
۱-آیا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمین به غیرمسلمین سرایت کرده است؟ یا از مختصات اسلام و مسلمین نیست و در میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است؟
۲-علت پوشش چیست؟ چنان که می‌دانیم در میان حیوانات هیچ گونه حریمی میان جنس نر و ماده وجود ندارد، آنها آزادانه با یکدیگر معاشرت می‌کنند. قائده اول این است که افراد انسان نیز چنین باشند. چه موجبی سبب شده که میان مرد و زن حریم و حائلی به صورت پوشیدگی زن یا به صورت دیگر به وجود آید؟ این اختصاص به پوشش ندارد، در مطلق اخلاق جنسی جای چنین سؤالی هست. درباره حیا و عفاف نیز همین پرسش هست. حیوانات در مسائل جنسی احساس شرم نمی‌کنند ولی در انسان بخصوص در جنس ماده حیا و شرم وجود دارد.
۳- فلسفه پوشش از نظر اسلام چیست؟
۴-ایرادها و اشکال‌های آن کدام است؟
۵-حدود پوشش اسلامی چیست؟
آیا اسلام طرفدار پرده نشینی زن است یا اسلام طرفدار این است که زن در حضور مرد بیگانه خود را بپوشاند بدون آن که مجبور باشد از اجتماع کناره‌گیری کند؟ حدود پوشش چقدر است؟

فلسفه پوشش در اسلام

فلسفه‌هایی که برای پوشش ذکر شده است غالباً توجیهاتی است که مخالفین پوشش تراشیده‌اند و خواسته‌اند آن را به راحتی در صورت اسلامی بودنش امری غیر منطقی و نامعقول معرفی کنند. روشن است که اگر انسان مسئله‌ای را از اول خرافه فرض کند، توجیهی هم که برای آن ذکر می‌کند متناسب با خرافه خواهد بود. اگر بحث کنندگان، مسئله را با بی‌طرفی مورد کاوش قرار می‌دادند در می‌یافتند که فلسفه پوشش و حجاب اسلامی هیچ یک از سخنان پوچ و بی‌اساس آنها نیست. ما برای پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصی قائل هستیم که نظر عقلی آن را موجه می‌سازد و از نظر تحلیل می‌توان آن را مبنای حجاب در اسلام دانست.

سیمای حقیقی مسئله حجاب

حقیقت امر این است که در مسئله پوشش و به اصطلاح عصر اخیر، حجاب، سخن در این است که آیا زن پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد یا نه؟
اسلام که به روح مسائل می‌نگرد جواب می‌دهد: خیر، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می‌توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است، و زنان نیز از این که مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می‌باشند.
درست که صورت ظاهر مسئله این است که زن چه بکند؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان؟ یعنی آن کس که مسئله به نام او عنوان می‌شود زن است و احیاناً مسئله با لحن دلسوزانه طرح می‌شود که آیا بهتر است آزاد باشد یا محکوم و اسیر در حجاب؟ اما روح مسئله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن این که آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن، جز از جهت زنا، آزادی مطلق داشته باشد یا نه؟ یعنی آنکه در این مسئله ذینفع مرد است نه زن و لااقل مرد از زن در این مسئله ذینفع‌تر است. به قول ویل دورانت: «دامن‌های کوتاه برای همه جهانیان به جز خیاطان نعمتی است».
پس روح مسئله، محدودیت کامیابی‌ها به محیط خانوادگی و همسران مشروع است، نه آزاد بودن کامیابی‌ها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع. اسلام طرفدار نظریه اول است. از نظر اسلام محدودیت کامیابی‌های جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع، از جنبه درونی به بهداشت روانی اجتماع کمک می‌کند و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می‌گردد و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفاء نیروی کار و فعالیت اجتماع می‌گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می‌گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است. بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی و بعضی دیگر جنبه اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.
حجاب در اسلام از یک مسئله کلی‌تر و اساسی‌تر ریشه می‌گیرد و آن این است که اسلام می‌خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و سمعی و چه انواع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. بر خلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی‌های جنسی به هم می‌آمیزد، اسلام می‌خواهد این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند.

آرامش درونی

نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت‌های بی‌بند و بار، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‌بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می‌آورد. غریزه جنسی، غریزه‌ای نیرومند، عمیق و «دریا صفت» است. هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش‌تر می‌گردد، و همچون آتش که هر چه بیشتر به آن خوراک بدهند، شعله‌ورتر می‌شود. به هر حال، اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است. روایات زیادی درباره خطرناک بودن «نگاه»، خطرناک بودن خلوت با زن، و بالاخره خطرناک بودن غریزه‌ای که مرد و زن را به یکدیگر پیوند می‌دهد، وارد شده است.
اسلام تدابیری برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه، هم برای زنان و هم برای مردان، تکلیف معین کرده است. یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد، هر دو، مقرر فرموده مربوط به نگاه کردن است:
قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفضوا فروجهم… قل للمومنات یغضضن من ابصرهن و یحفظن فروجهن.
خلاصه این دستور این است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم‌چرانی کنند، نباید نگاه‌های مملو از شهوت به یکدیگر بورزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند. یک وظیفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن این است که بدن خود را از مردان بیگانه پوشیده دارند و در اجتماع به جلوه‌گری و دلربائی نپردازند. به هیچ وجه و با هیچ شکل و رنگ و بهانه‌ای کاری نکنند که موجبات تحریک کردن مردان بیگانه را فراهم کنند.
روح بشر فوق‌العاده تحریک‌پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک‌پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می‌گیرد. همان طور که بشر، اعم از زن و مرد، در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و مقام و از تملک جاه و مقام سیر نمی‌شود و اشباع نمی‌گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی‌شود.
چرا در دنیای غرب این همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاق جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جرائد، مجلات، سینماها، محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابان‌ها و کوچه‌ها انجام می‌شود. اما علت این که در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است.

از نظر تصاحب قلب‌ها و دل‌ها مرد شکار است و زن شکارچی. همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرایی از این نوع حس شکارچی‌گری او ناشی می‌شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‌های بدن نما و آرایش‌های تحریک‌کننده به کار ببرند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می‌خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحراف‌های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.

استحکام پیوند خانوادگی

شک نیست که هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانواده و سبب صمیمیت رابطه زوجین می‌گردد، برای کانون خانواده مفید است و در ایجاد آن باید حداکثر کوشش مبذول شود، و بالعکس هر چیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد به حال زندگی خانوادگی زیانمند است و باید با آن مبارزه کرد.

اختصاص یافتن استمتاعات و التذادهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع، پیوند زن و شوهری را محکم می‌سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‌شود.
فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار برود؛ در حالی که در سیستم آزادی کامیابی، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم و زندانبان به شمار می‌رود و در نتیجه کانون خانوادگی بر اساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می‌شود.

علت این که جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنان پیشنهاد می‌شود، جواب می‌دهند که حالا زود است، ما هنوز بچه‌ایم و یا به عناوین دیگر از زیر بار آن شانه خالی می‌کنند همین است. و حال آن که در قدیم یکی از شیرین‌ترین آرزوهای جوانان ازدواج بود. جوانان پیش از آن که به برکت دنیای اروپا کالای زن این همه ارزان و فراوان گردد، «شب زفاف را کم از تخت پادشاهی» نمی‌دانستند.

ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام می‌گرفت و به همین دلیل زوجین یکدیگر را عامل نیک بختی و سعادت خود می‌دانستند، ولی امروز کامجویی‌های جنسی و در غیر کادر ازدواج به حد اعلی فراهم است و دلیلی برای آن اشتیاق‌ها وجود ندارد. معاشرت‌های آزاد و بی‌بند و بار پسران و دختران، ازدواج را به صورت یک وظیفه و تکلیف و محدودیت در آورده است که باید آن را با توصیه‌های اخلاقی و یا احیاناً چنان که برخی از جرائد پیشنهاد می‌کنند، با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد.
تفاوت آن جامعه که روابط جنسی را محدود می‌کند به محیط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی، با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می‌شود این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم آزاد روابط جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می‌دهد و آنها را ملزم می‌سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می‌بخشد.
سیستم روابط آزاد اولاً موجب می‌شود که پسران تا جایی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سرباز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آنها به شعف و سستی می‌نهد، اقدام به ازدواج کنند و در این موقع زن را فقط برای فرزند زادن و احیاناً برای خدمتکاری و کلفتی بخواهند و ثانیاً پیوند ازدواج‌های موجود را سست می‌کند و سبب می‌گردد به جای این که خانواده بر پایه یک عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد و هر یک از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند، بر عکس به چشم رقیب و عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند و چنان که اصطلاح شده است یکدیگر را زندانبان بنامند.

استواری اجتماع

کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند بر عکس آنچه که مخالفین حجاب خرده‌گیری کرده‌اند و گفته‌اند: «حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است. آن چه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای او است حجاب است که به صورت زندانی کردن زن و باعث محروم ساختن او از فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است، اما در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می‌گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه میگوید حق تحصیل علم و دانش ندارد، بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است، و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می‌کند.

اسلام هرگز نمی‌خواهد زن بیکار و بی‌عار بنشیند و وجودی عاطل و باطل بار آید. پوشانیدن بدن به استثناء وجه و کفین مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی اجتماعی یا اقتصادی نیست. آن چه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت‌جویی‌های شهوانی است.

آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانه‌ای تحصیل کنند و فرضاً در یک محیط درس می‌خوانند، دختران بدن خود را بپوشانند و هیچ گونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس می‌خوانند و فکر می‌کنند و به سخن استاد گوش می‌کنند یا وقتی که کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با دامن کوتاه تا یک وجب بالای زانو نشسته باشد؟ آیا اگر مردی در خیابان و بازار و اداره و کارخانه و غیره با قیافه‌های محرک و مهیج زنان آرایش کرده دائماً مواجه باشد بهتر سرگرم کار و فعالیت می‌شود یا در محیطی که با چنین مناظری رو به رو نشود؟

اگر باور ندارید از کسانی که در این محیط‌ها کار می‌کنند بپرسید. هر مؤسسه یا شرکت یا اداره‌ای که سخت مایل است کارها به خوبی جریان یابد از این نوع آمیزش‌ها جلوگیری می‌کند. اگر باور ندارید تحقیق کنید.
حقیقت این است که این وضع بی‌حجابی رسوا که در میان ما است و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو می‌افتیم. از مختصات جامعه‌های پلید سرمایه داری غربی است و یکی از نتایج سوء پول پرستی و شهوت‌رانی سرمایه‌داران غرب است، و یکی از طرق و وسائلی است که آنها برای تخدیر و بی‌حس کردن اجتماعات انسانی و در آوردن آنها به صورت مصرف‌کننده اجباری کالاهای خودشان به کار می‌برند.

ارزش و احترام زن

مرد به طور قطع از نظر جسمانی بر زن تفوق دارد. از نظر مغز و فکر نیز تفوق مرد لااقل قابل بحث است. زن در این دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد. ولی زن از طریق عاطفی و قلبی همیشه تفوق خود را بر مرد ثابت کرده است. حریم نگه داشتن زن، میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصاً تأکید کرده است که زن هر اندازه متین‌تر و با وقارتر و نحیف‌تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش نگذارد، برای مرد احترامش افزوده می‌شود.

ایرادها واشکال‌ها

حجاب و منطق

اولین ایرادی که بر پوشیدگی زن می‌گیرد، این است که دلیل معقولی ندارد. چیزی که منطقی نیست نباید از آن دفاع کرد. می‌گویند منشاء حجاب، یا غارتگری و ناامنی بوده است که امروز وجود ندارد و یا فکر رهبانیت و ترک لذت بوده است که فکر باطل و نادرستی است و یا خودخواهی و سلطه‌جویی مرد بوده که رذیله‌ای است ناهنجار و باید با آن مبارزه کرد و یا اعتقاد به پلیدی زن در ایام حیض بوده است که این هم خرافه‌ای بیش نیست.
پاسخ: در پاسخ به این ایراد باید گفت: حجاب، البته به مفهوم اسلامی آن، از جنبه‌های مختلف: روانی، خانوادگی، اجتماعی و حتی از جنبه بالا رفتن ارزش زن، منطق معقول دارد.

حجاب و اصل آزادی

ایراد دیگری که بر حجاب گرفته‌اند این است که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می‌گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می‌رود.
می‌گویند احترام به حیثیت و شرف انسانی، یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است. هر انسانی شریف و آزاد است. مرد باشد یا زن، سفید باشد یا سیاه. تابع هر کشور یا مذهبی باشد. مجبور ساختن زن به این که حجاب داشته باشد، بی‌اعتنایی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن.

عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن و همچنین مطابق عقل و شرع، هیچ کس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می‌کند که این امر از میان برود.
پاسخ: یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زن در خانه و بین موظف دانستن او به این که وقتی می‌خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظیفه‌ای است بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او نیست که خداوند برایش خلق کرده باشد.

اگر رعایت پاره‌ای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند، چنین مطلبی را زندانی کردن یا «بردگی» نمی‌توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل«آزادی» فرد نمی‌توان دانست.
در کشورهای متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیت‌هایی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت کرده به عنوان این که این عمل بر خلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می‌کند. هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلاً با لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادی و حیثیت انسانی و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می‌رود.
برعکس، پوشیده بودن زن، در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است، موجب کرامت و احترام بیشتر اوست؛ زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می‌دارد. شرافت زن اقتضاء می‌کند که هنگامی که از خانه بیرون می‌رود متین و سنگین و با وقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچ گونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد، عملاً مرد را به سوی خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنی‌دار به سخن خود آهنگ ندهد؛چه آن که گاهی اوقات ژست‌ها سخن می‌گویند.

راه رفتن انسان سخن می‌گوید، طرز حرف زدنش یک حرف دیگری می‌زند. اول از تیپ خودم که یک روحانی هستم مقال می‌زنم: اگر یک روحانی برای خودش قیافه و هیکلی بر خلاف آن چه عادت و معمول است بسازد، عمامه را بزرگ و ریش را دراز کند، عصا و ردایی با هیمنه و شکوه خاص به دست و دوش بگیرد، این ژست و قیافه خودش حرف می‌زند. می‌گوید برای من احترام قائل شوید، راه برایم باز کنید، مؤدب بایستید، دست مرا ببوسید.

همچنین است حالت یک افسر با نشانه‌های عالی افسری که گردن می‌افرازد، قدم‌ها را محکم به زمین می‌کوبد، باد به غبغب می‌اندازد، صدای خود را موقع حرف زدن کلفت می‌کند. او هم زباندار عمل می‌کند، به زبان بی‌زبانی می‌گوید: از من بترسید، رعب من را در دل‌های خود جا دهید.

همین طور ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا! سر به سر من بگذار! متلک بگو! در مقابل من زانو بزن! اظهار عشق و پرستش کن! آیا حیثیت زن ایجاب می‌کند که این چنین باشد؟ آیا اگر ساده و آرام بیاید و برود، حواس پرت کن نباشد، نگاه‌های شهوت آلود مردان را به سوی خود جلب نکند، بر خلاف حیثیت زن یا بر خلاف حیثیت مرد یا بر خلاف مصالح اجتماع یا بر خلاف اصل آزادی فرد است؟ آری، اگر کسی بگوید زن را باید در خانه حبس و در را به رویش قفل کرد و به هیچ وجه اجازه بیرون رفتن از خانه به او نداد، البته این با آزادی طبیعی و حیثیت انسانی و حقوق خدادادی زن منافات دارد.

چنین چیزی در حجاب‌های غیر اسلامی بوده است ولی در اسلام نبوده و نیست. شما اگر از فقها بپرسیدآیا بیرون رفتن زن از خانه حرام است؟ جواب می‌دهند نه. اگر بپرسید آیا خرید کردن زن ولو این که فروشنده مرد باشد حرام است؟ پاسخ می‌دهند حرام نیست. آیا شرکت کردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است! باز هم جواب منفی است چنان که در مسجد و مجالس مذهبی و پای منبرها شرکت می‌کنند و کسی نگفته است که صرف شرکت زن در جاهایی که مرد هم وجود دارد حرام است.

آیا تحصیل زن، فن و هنر آموختن زن و بالاخره تکمیل استعدادهایی که خداوند در وجود او نهاده است حرام است؟ باز جواب منفی است. فقط دو مسئله وجود دارد، یکی این که باید پوشیده باشد و بیرون رفتن به صورت خودنمایی و تحریک آمیز نباشد و دیگر این که مصلحت خانوادگی ایجاب می‌کند که خارج شدن زن از خانه توام با جلب رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد. فرض کنیم زن می‌خواهد به خانه خواهر خود برود و فی المثل خواهرش فرد مفسد و فتنه‌انگیزی است که زن را علیه مصالح خانوادگی تحریک می‌کند. تجربه هم نشان می‌دهد که این گونه قضایا کم نیست.

رکورد فعالیت‌ها

سومین ایرادی که از حجاب می‌گیرند این است که سبب رکود و تعطیل فعالیت‌هایی است که خلقت در استعدادهای زن قرار داده است. زن نیز مانند مرد دارای ذوق، فکر، فهم، هوش و استعداد کار است. این استعدادها را خدا به او داده است و بیهوده نیست و باید به ثمر برسد. اساساً هر استعداد طبیعی دلیل یک حق طبیعی است.

وقتی در آفرینش به یک موجود استعداد و لیاقت کاری داده شد، این بود منزله سند و مدرک است که وی حق دارد استعداد خود را به فعلیت برساند، منع کردن آن ظلم است. چرا می‌گوییم همه افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و این حق را برای حیوانات قائل نیستیم؟ برای این که استعداد تغذیه، تولید مثل وجود دارد و محروم ساختن او از این کارها بر خلاف عدالت است. باز داشتن زن از کوشش‌هایی که آفرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است، خیانت به اجتماع نیز می‌باشد.

هر چیزی که سبب شود قوای طبیعی و خدادای انسان معطل و بی‌اثر بماند به زیان اجتماع است. عامل انسانی بزرگترین سرمایه اجتماع است. زن نیز انسان است و اجتماع باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهره مند گردد. فلج کردن این عامل و تضییع نیروی نیمی از افراد اجتماع، هم بر خلاف حق طبیعی و فردی زن است و هم بر خلاف حق اجتماع که سبب می‌شود زن همیشه به صورت سربار مرد زندگی کند.
پاسخ: جواب این اشکال آن است که حجاب اسلامی که حدود آن مشخص است، موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست، ایراد مذکور برآن شکلی از حجاب که در میان هندی‌ها یا ایرانیان قدیم یا یهودیان متداول بوده است، وارد است. ولی حجاب اسلام نمی‌گوید که باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت. مبنای حجاب در اسلام چنان که گفتیم این است که التذاذات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع، خالص برای کار و فعالیت باشد.

به همین جهت به زن اجازه نمی‌دهد که وقتی از خانه بیرون می‌رود موجبات تحریکات مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی‌دهد که چشم‌چرانی کند. چنین حجابی نه تنها نیروی کار زن را فلج نمی‌کند، موجب تقویت نیروی کار اجتماع نیز می‌باشد.

اگر مرد تمتعات جنسی را منحصر به همسر قانونی خود کند و تصمیم بگیرد همین که از کنار همسر خود بیرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت دیگر درباره این مسائل نیندیشد، قطعاً در این صورت بهتر می‌تواند فعال باشد تا این که همه فکرش متوجه این زن و آن دختر و این قد و بالا و این طنازی و آن عشوه‌گری باشد و دائماً نقشه طرح کند که چگونه با فلان خانم آشنا شود.

آیا اگر زن ساده و سنگین به دنبال کار خود برود برای اجتماع بهتر است یا آن که برای یک بیرون رفتن چند ساعت پای آیینه و میز توالت وقت خود را تلف کند و زمانی هم که بیرون رفت تمام سعی‌اش این باشد که افکار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را که باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتی هوس باز و چشم چران و بی‌اراده تبدیل کند؟
عجبا! به بهانه این که حجاب، نیمی از افراد اجتماع را فلج کرده است، با بی‌حجابی و بی‌بند و باری نیروی تمام افراد زن و مرد را فلج کرده اند. کار زن پرداختن به خودآرایی و صرف وقت در پای میز توالت برای بیرون رفتن و کار مرد چشم‌چرانی و شکارچیگری شده است.
در اوضاع و احوال تجدد مآبی بی‌منطقی حاضر، جز در دهات و در میان افراد سخت متدین که اصول اسلامی را رعایت می‌کنند. زنی پیدا نمی‌کنید که نیروی او واقعاً صرف فعالیت‌های مفید اجتماعی یا فرهنگی یا اقتصادی بشود. آری یک نوع فعالیت اقتصادی رایج شده است که باید آن را ثمره بی‌حجابی دانست و آن این است که بنکدار به جای این که بکوشد جنس بهتر و مرغوب‌تر برای مشتریان خود تهیه کند، یک مانکن را به عنوان فروشنده می‌آورد، نیروی زنانگی و سرمایه عصمت و عفاف او را استخدام می‌کند و وسیله پول در آوردن و خالی کردن جیب‌ها قرار می‌دهد. یک فروشنده باید کالا را همانطوری که هست به مشتری ارائه دهد ولی یک دختر خوشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژست‌های زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسی خود مشتری را جلب می‌کند. بسیاری از افراد که اصلا مشتری نیستند برای این که چند دقیقه با او حرف بزنند یک چیزی هم می‌خرند. آیا این فعالیت اجتماعی است؟ آیا این تجارت است یا کلاهبرداری و رذالت؟

افزایش التهاب‌ها

یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته‌اند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاق‌ها و التهاب‌ها می‌افزاید و طبق اصل«الانسان حریص علی ما منع منه»، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در مرد و زن بیشتر می‌کند. به علاوه سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلال‌های روانی و روحی می‌گردد. در روانشناسی جدید و مخصوصاً در مکتب روانکاوی فروید روی محرومیت‌ها و ناکامی‌ها بسیار تکیه شده است. فروید می‌گوید: ناکامی‌ها معلول قیود اجتماعی است و پیشنهاد می‌کند که تا ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید.
پاسخ: پاسخ این ایراد این است که درست است ناکامی، بخصوص ناکامی جنسی، عوارض وخیم و ناگواری دارد و مبارزه با اقتضاء غرائز در حدودی که مورد نیاز طبیعت است غلط است ولی بر داشتن قیود اجتماعی مشکل را حل نمی‌کند بلکه برآن می‌افزاید. در مورد غریزه جنسی و برخی غرائز دیگر، برداشتن قیود؛ عشق به مفهوم واقعی را می‌می میراند ولی طبیعت را هرزه و بی‌بند و بار می‌کند.

در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد، هوس به میل و تنوع افزایش می‌یابد. میان آن چه عشق نامیده می‌شود و به قول ابن سینا «عشق عفیف» و آن چه به صورت هوس، حرص، آز و حس تملک در می‌آید با این که هر دو روحی و پایان ناپذیر است، تفاوت بسیار است. عشق، عمیق و متمرکز‌کننده نیروها و یگانه‌پرست است و اما هوس، سطحی و پخش‌کننده نیرو و تمایل به تنوع و هرزه صفت است. حاجت‌های طبیعی بر دو قسم است: یک نوع حاجت‌های محدود و سطحی است. مثل خوردن، خوابیدن.

در این نوع از حاجت‌ها همین که ظرفیت غریزه اشباع و حاجت جسمانی مرتفع گردد، رغبت انسان هم از بین می‌رود و حتی ممکن است به تنفر و انزجار مبدل گردد. ولی یک نوع دیگر از نیازهای طبیعی، عمیق و دریا صفت و هیجان پذیر است مانند پول‌پرستی و جاه‌طلبی، ظرفیت بشر از نظر جاه طلبی پایان‌ناپذیر است.

هر مردی هر مقام اجتماعی و هر پست عالی را که به دست آورد باز هم طالب مقام بالاتر است و اساساً هرجا که پای حس تملک به میان بیاید از پایان‌پذیری خبری نیست. غریزه جنسی دو جنبه دارد: جنبه جسمانی و جنبه روحی. جنبه جسمی محدود است. از این نظر یک زن یا دو زن برای اشباع مرد کافی است ولی از نظر تنوع‌طلبی و عطش روحی که در این ناحیه ممکن است به وجود آید، شکل دیگری دارد.

همان طور که گفتیم، عشق، عمیق و متمرکز‌کننده نیروها و تقویت‌کننده نیروی تخیل و یگانه پرست است؛ و اما هوس، سطحی و پخش‌کننده نیروها و تمایل به تنوع و تفنن و هرزه صفت است. این نوع از عطش که هوس نامیده می‌شود ارضاء شدنی نیست. اگر مردی در این مجرا بیفتد، فرضاً حرمسرائی نظیر حرمسرای هارون‌الرشید و خسروپرویز داشته باشد پر از زیبارویان که سالی یکبار به هر یک نوبت نرسد، باز اگر بشنود که در اقصی نقاط جهان یک زیبا روی دیگر هست، طالب آن خواهد شد.

نمی‌گوید بس است دیگر سیر شده ام. اشتباه فروید و امثال او در این است که پنداشته‌اند تنها راه آرام کردن محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها و عواقب سوء آنها شده‌اند و مدعی هستند که قید و ممنوعیت، غریزه را عاصی و منحرف و سرکش و ناآرام می‌سازد. طرحشان این است که برای ایجاد آرامش این غریزه، باید به آن آزادی مطلق داد آن هم بدین معنی که به زن اجازه هر جلوه‌گری و به مرد اجازه هر تماسی داده شود.

این‌ها چون یک طرف قضیه را خوانده‌اند توجه نکرده‌اند همان طور که محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سرکوب و تولید عقده می‌کند، رها کردن وتسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات درآوردن، آن را دیوانه می‌سازد چون این امکان وجود ندارد که هر خواسته‌ای برای هر فردی برآورده شود.

بلکه امکان ندارد همه خواسته‌های بی‌پایان یک فرد برآورده شود. غریزه بدتر سرکوب می‌شود و عقده روحی به وجود می‌آید. به عقیده ما برای آرامش غریزه در حد حاجت طبیعی و جلوگیری از تهییج و تحریک آن، این که اجتماع به وسائل مختلف سمعی و بصری و لمسی موجبات هیجان غریزه را فراهم کند و آن گاه بخواهد با ارضاء غریزه دیوانه شده را آرام کند میسر نخواهد بود. هرگز بدین وسیله نمی‌توان آرامش و رضایت ایجاد کرد، بلکه بر اضطراب و تلاطم و نارضائی غریزه با هزاران عوارض روانی و جنایات ناشی از آن، افزوده می‌شود. تحریک و تهییج بی‌حساب غریزه جنسی عوارض وخیم دیگری نیز نظیر بلوغ‌های زودرس و پیری و فرسودگی دارد.

منبع: ماهنامه موج عصر؛ شماره۱۳؛ نویسنده: مولود شفیعی

بیست و چهار نشانه خانواده خوشبخت

وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسکُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّهَ وَ رَحمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَأَیتٍِِِِ لِّقَومٍ َیتَفَکَّرُونَ؛
و از نشانه‌های او(خدا) این که از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این(نعمت) برای مردمی که می‌اندیشند قطعاً نشانه‌هایی است.
(سوره روم آیه ۲۱)
طبیعی‌ترین شکل خانواده، این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند. کوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است که نظام خانواده، یک نظام مستحکم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند. به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه‌هایی دارد که ما در اینجا به چند نمونه ی آن اشاره می‌کنیم. امید است که خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه‌ها باشد.

۱ – در بین اعضای خانواده جمله ” به من چه یا به تو چه ” رد و بدل نمی‌شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می‌کنند.

۲ – افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی‌کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می‌دانند.

۳ – تا جایی که امکان دارد، با هم هستند و در مهمانی‌ها یا کارهای مربوط به خانواده، تنها نمی‌روند. همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می‌دانند.

۴ – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف، با گفتگو و مشورت به تفاهم می‌رسند و سعی می‌کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این که کسی بفهمد حل کنند.

۵ – به سلیقه‌ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن، احترام گذاشته و عمل می‌کنند.

۶ – نسبت به هم، شرم مسموم ندارند یعنی خواسته‌های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می‌کنند.

۷ – به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی‌روند.

۸ – نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می‌کنند. اگر چنانچه مشکلی به وجود آید، سعی وافر در حل مشکل را دارند.

۹ – در بیشتر اوقات، لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند مرور می‌کنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.

۱۰ – برای فامیل‌ها و همسایه‌های خود، اهمیت قائلند و پذیرای فامیل یکدیگر هستند.

۱۱ – از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی‌کنند. صرفه‌جویی و پس انداز کردن جزء برنامه‌های اقتصادی خانواده‌های خوشبخت است.

۱۲ – برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می‌کنند.

۱۳ – افراد به هم افقی نگاه می‌کنند نه عمودی. یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی‌بیند. دیکتاتوری، زور و قدرت‌طلبی حاکم نیست.

۱۴ – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می‌کنند و خودشان را در زندگی برنده می‌دانند.

۱۵ – در کنار هم احساس امنیت و آرامش می‌کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

۱۶ – علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یکدیگر ابراز می‌کنند.

۱۷ – از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.

۱۸ – اگر مشکلی پیش بیاید، به راه حل فکر می‌کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی‌گردند. دست به علت‌یابی و ریشه‌یابی آن مشکل می‌زنند و راه حل منطقی ارائه می‌دهند.

۱۹ هر یک از طرفین، پیوسته به فکر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یکدیگر هستند.

۲۰ – زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می‌کنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه‌ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

۲۱ – زن و مرد می‌توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

۲۲ – با درخواست‌های یکدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.

۲۳ – زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، بلکه رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی‌دهند.

۲۴ – خانواده‌های خوشبخت تلاش دارند که بچه‌های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

نقش و جایگاه خانواده در اسلام

مطالب در رابطه با خانواده خیلی متنوع است و کتب بسیاری در خصوص نظام خانواده در اسلام، راز خوشبختی یک خانواده موفق و اصول و اساس و بنیانهائی که در یک خانواده سالم باید حاکم باشد و نیز در رابطه با روابط متقابل زن و مرد، رابطه فرزندان با والدین، چگونگی تربیت فرزند، خانواده سنتی و صنعتی، خانواده در جوامع شرقی، خانواده در جوامع غربی، خانواده جوامع دینی و… نوشته شده است آیا بنیان این خانواده‌ها یک بنیان اساسی است؟ آیا مورد تعرض قرار گرفته است؟ دیدگاه اسلام در مورد خانواده چگونه است؟ در باره تحیکم مبانی خانواده در اسلام باید اول به یک تعریف کلی رسید.

شاید بتوان گفت نهاد خانواده از زن و مردی که بعدا فرزندانی به آن اضافه می‌شوند تشکیل می‌گردد که البته قوانین و آداب و رسوم خاصی در آن حاکم است.

حال باید دید انگیزه تشکیل خانواده چیست؟ البته در موارد مختلف انگیزه‌ها متفاوت است به نحوی که برخی بخاطر مال و جمال و یا زیبائی و یا بخاطر قدرت تشکیل خانواده می‌دهند. در اسلام اصل و اساس را اینطور نمی‌داند ولی تماما با موارد بالا نیز مخالف نیست. اسلام مخالف این نیست که زن و شوهر دارای مکنت مالی و یا دارای قدرت و زیبائی باشند ولی این موارد در اسلام هدف و اصل و اساس تشکیل خانواده نیست.

حال باید دید اصل و اساس تشکیل خانواده در اسلام چیست؟ برخی به خاطر مسائل مادی و زیبائی و جمال ازدواج می‌کنند و شاید برخی به خاطر حس مادری و حس پدری و… ازدواج می‌کنند.

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید که بسیاری از مخلوقات را به صورت جفت جفت، آفریده است و این در خصوص بیشتر مخلوقات از جمله انسان صدق می‌کند. و آن هم به این دلیل است که موجودات و زوجها یک سری کمبودها و نواقصی دارند که با ازدواج تکمیل و رفع می‌گردد.

خداوند می‌فرماید ما زوجهائی از جنس خود شما آفریدیم و در بین شما مودت و رحمت و مهربانی قرار دادیم. که در کنار یکدیگر احساس آرامش و امنیت کنید. چرا که سکونت یعنی آرامش و به همین منظور است که از جای زندگی انسان به مسکن تعبیر شده است.

خداوند متعال در سوره‌های مبارکه فاطر و شوری می‌فرماید اول شما را از خاک و بعد نطفه وبعد شما را به صورت جفت آفریدیم و از جنس شما ازواجی خلق کردیم و از جنس چهارپایان شما نیز جفتهائی خلق کردیم که وسیله تکثیر نسل باشد. باید دانست جفت گرائی و تکثیر نسل نیز هیچگاه هدف نهائی خلقت نیست بلکه بخاطر ایجاد آرامش و امنیت و سکون در میان ازواج است. ازدواج در واقع به خاطر پاسخگوئی به ندای فطرت است.

خداوند متعال با قوانین حکیمانه و عادلانه اش زمینه مناسب و لازم برای رسیدن انسانها، اعم از زن و مرد، به حیات طیب و پاداش نیکوتر از اعمال فراهم کرده و این همان ارزشی است که اراده و مشیت آفریدگار حکیم به آن تعلق یافته است. خداوند متعال در سوره مبارکه نحل آیه ۹۷ می‌فرماید هر مرد یا زنی که عمل صالح کند و اهل ایمان باشد، ما او را به طور حتم حیات پاکیزه می‌بخشیم و اجرشان را نیکوتر از آنچه عمل کرده‌اند می‌دهیم.

خداوند حکیم زمینه‌ساز رشد و تکامل انسان اعم از مرد و زن می‌باشد نظام زندگی خانوادگی و اجتماعی باید به گونه‌ای باشد که اعضای خانواده بتوانند به بهترین نحو به وظایف خود عمل کنند نکته دیگر در تحکیم مبانی خانواده این است که در کنار نظام خانواده، هم نظام اسلامی و هم جامعه اسلامی مسئولیت دارند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: (بنیان خانواده بهترین بنیان در روی زمین است) و به همین خاطر نظام اسلامی هم باید برای تشکیل خانواده، هم حفظ و هم اداره آن احساس مسئولیت نموده، و باید تسهیلات و فرصتهای نظام خانواه را در جامعه مهیا نماید. علاوه بر جامعه اسلامی، همه نهادها و آحاد مردم باید در قبال تشکیل نظام خانواده احساس مسئولیت کنند و در این بین مسئولیت بعدی متوجه والدین است که متاسفانه برخی از والدین آن اهمیت لازم را برای خانواده و نظام آن مد نظر قرار نمی‌دهند.

معیارهای اسلام برای تشکیل خانواده

۱- ایمان: قرآن می‌فرماید با زنان مشرک ازدواج نکنید مگر این که مسلمان بشوند و ایمان بیاورند. داشتن ایمان خیلی مهم است نمی‌شود یک مسلمان با بهائی یا وهابی که هیچ اعتقادی به دین و دنیا ندارد زندگی کند.

۲- اخلاق: اگر اخلاق طرفین با هم سازگار باشد می‌توانند زندگی خوبی داشته باشند. امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند: (با انسان بداخلاق، ازدواج نکنید چون تحمل آن سخت است).

۳- تقوا: زوج انسان باید پرهیزگار باشد و دارای روحیه ترس از گناه بوده و نیز روحیه انجام واجبات در او وجود داشته باشد.

۴- اصالت خانوادگی: این اصل خیلی مهم است. روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که می‌فرمایند: با گلی که از مزبله روئیده است ازدواج نکنید. گل بی‌ریشه به درد نمی‌خورد. انسان نمی‌تواند با انسانهای بی اصل و نسب پیمان ازدواج ببندد.

۵- رشد و تکامل جسمی: زوجها باید از نظر جسمی و عقلی و نیز از لحاظ روحی و اجتماعی به آن رشد واقعی و حقیقی رسیده باشند. رشد جنسی و جسمی در کنار رشد عقلی از مسائل مهم در امر ازدواج است.

۶- هم کفو و همسان بودن: همتائی در مسائل مختلف از جمله: همتائی در مسائل فکری و فرهنگی، همتائی در تحصیلات علمی، همتائی از نظر جسمی و جنسی و.. .. از اهمیت بالائی برخوردار است. زوجها باید از نظر خانوادگی و اجتماعی نیز همسان باشند و از لحاظ داشتن شرایط و شئونات اجتماعی در سطح یکدیگر باشند..

راهکار تحکیم بنیان خانواده

۱- حاکمیت دین در خانواده: اسلام از قبل از تولد و انتخاب همسر و فرزند دار شدن برنامه دارد. دوران شیرخوارگی – بعد از دوران نوزادی و همه مراحل زندگی برنامه مدون دارد.

۲- عمل به وظایف قانونی و اخلاقی: باید اصول و قوانین دینی و اسلام در میان اعضای خانواده رعایت گردد و والدین در راس خانواده ضمن اهمیت دادن به برنامه‌های اخلاقی و دینی فرزندان را به رعایت آن توصیه نمایند.

اگر انسان دارای طرز تفکر توحیدی باشد و قبول کند که خداوند مسبب‌الاسباب است و همه چیز به دست اوست، به توصیه‌هایی که در قرآن و روایات در مورد خانواده آمده است اهمیت می‌دهد و بهانه‌هایی از قبیل کمی امکانات و مشکلات را کم تلقی می‌کند و با امید و اتکای به خداوند در این راه قدم بر می‌دارد.

بی‌شک، انسان کامل کسی است که خود را زیر پوشش دین خدا قرار دهد و در ترک و فعل خویش، تابع دستورات دین باشد. یعنی ترک کند آنچه را دین نخواسته و انجام دهد آنچه دین خواسته است.

منابع

خانواده در قرآن دکتر بهشتی

نظام خانواده در اسلام استاد حسینیان

درآمدی برنظام خانواده در اسلام استاد سالاری فر

 منبع: نجمه خاتون محمدزاده؛ سایت سازمان تبلیغات اسلامی