نسل جوان

نوشته‌ها

منشور نسل جوان در سیره امام صادق علیه السلام

جوانان و نوجوانان در هر جامعه‏ اى گنجینه‏ هاى سرشارى هستند که اگر مربیان و متولیان براى آنان سرمایه گذارى شایسته انجام دهند و این گروه فعال و پرشور را با رفتار حکیمانه ، تکریم شخصیت و احترام به نیازها ، به اهداف مطلوب و ایده ‏آل خود هدایت نمایند ، علاوه بر این که آنان را از خطر انحراف و تردید در هویت و آسیب‏هاى اجتماعى مصونیت ‏بخشیده ‏اند ، قلب‏هاى پاک و زلال آنان را به سوى نیکی ها ، زیبایى ‏ها و اخلاق پسندیده رهنمون می شوند و جامعه آینده را از نظر سلامت و حفظ ارزش‏ها و فرهنگ ، بیمه نموده ‏اند. امام صادق‏ علیه السلام در مورد سرمایه گذارى معنوى براى نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروه‏هاى منحرف و کج اندیش ، مى‏فرمایند: « نوجوانان خود را با احادیث ما آشنا کنید قبل از این که مرجعه (یکى از گروه‏هاى منحرف) بر شما پیشى گیرند. » (۱)

ارتباط با نسل جوان

هدایت و تربیت نسل جوان به لحاظ اهمیتى که دارد امروزه بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان داراى خصوصیات عاطفى ، اجتماعى و جسمانى است. حساسیت ، تنوع خصلت‏هاى رفتارى ، هیجان‏هاى درونى ، علاقه شدید به دوستى با همسالان ، عدم کنترل رفتار ، حب ذات ، الگو پذیرى و تقلید ، افتخار به شخصیت و تشخص‏ طلبى و میل به آزادى ، شمه‏اى از ویژگى‏هاى اوست.

با توجه به این ویژگى‏ها ، شیوه رفتارى امام صادق‏ علیه السلام با جوانان ، و همچنین سخنان و دستور العمل‏هاى آن حضرت براى جوانان و برخورد با آنان ، بهترین نسخه شفا بخش و راه گشاست. نگاه‏هاى مهربان ، بزرگداشت ‏شخصیت ، توجه به استعداد و صلاحیت آنان ، احترام به نیازهاى فردى و اجتماعى ، رفتار محبت ‏آمیز و حکیمانه و سرشار از عاطفه و خلوص ، موجب جذب جوانان به سوى آن حضرت بود.

آن حضرت به سرعت پذیرش سجایاى اخلاقى در نوجوانان توجه کرده و به ابوجعفر ; مؤمن طاق مى‏فرماید:

« بر تو باد تربیت نوجوانان ، زیرا آنان زودتر از دیگران خوبى‏ها را مى‏پذیرند.» (۲)

در اینجا به ذکر چند نمونه از شیوه‏ ها و راه کارهاى عملى برخورد و هدایت جوانان در پرتو گفتار و رفتار صادق آل محمد علیه السلام مى‏پردازیم:

۱ – رفتار نیکو و ملایم

نوجوان ، قلبى پاک ، روحى حساس و دلى نازک و عاطفى دارد پس در برخورد با او باید راه نرمى و ملایمت پیش گرفت. نگاه مهربان ، ارزش دادن به شخصیت و رفتار خوش ، بهترین شیوه ارتباط با اوست. محبت ، اظهار علاقه ، صدا کردن با القاب ، عناوین و نام‏هاى زیبا او را به سوى مبلغ و مربى جذب مى‏ کند و در این حال مى‏ توان ارتباط قلبى و عاطفى با او ایجاد کرد ، سخنانش را شنید ، راهنمایى کرد ، لغزش‏ها را متذکر شد و بالاخره در عالم دوستى که یک ارتباط شدید روحى و عاطفى برقرار است ، مى‏توان صفات زیبا را به او القاء نمود ، نیازهاى بسیارى را از او برطرف کرد و او را از آلودگى‏ ها بر حذر داشت ، زیرا گرایش جوان به خوبى‏ها و زیبایى‏ها از دیگران بهتر و سریع‏تر انجام مى‏پذیرد.

امام صادق علیه السلام فرمود:« هر کس سه خصلت را دارا نباشد از ایمان خود سودى نخواهد برد: اول – بردبارى ، که جهل نادان را برطرف کند. دوم – پارسائى ، که او را از حرام باز دارد و سوم – رفتار نیکو که با مردم مدارا نماید.» (۳)

۲ – آگاهى دادن در مسائل دینى

یکى از علل دین گریزى برخى جوانان و نوجوانان ، عدم آگاهى به مسائل دینى است ؛ زیرا انسان طبیعتا هر چه را نشناسد به سویش نمى‏رود و افکار و احساسات و حواس خود را به سوى آن معطوف نمى‏دارد. اما شناخت و آگاهى از خوبى‏ها و زیبائى‏ها به ویژه اطلاع از منافع آن ، سریعا انسان نفع طلب را جذب کرده و آن را در نزد وی ، دوست داشتنى مى‏کند. براى همین اگر جوانان با آثار ، برکات ، احکام و معارف دین آشنا شوند ، فاصله شان با حقایق دینى کم خواهد شد.

امام صادق علیه السلام به بشیر دهـّان (روغن فروش) فرمود: « از دوستان ما کسى که در دین خود اندیشه و تفقه نکند ارزش ندارد. اى بشیر! اگر یکى از دوستان ما در دین خود تفقه نکند و به مسائل و احکام آن آشنا نباشد ، به دیگران (مخالفین ما) محتاج مى‏شود ، هر گاه به آن‏ها نیاز پیدا کرد آنان او را در خط انحراف و گمراهى قرار مى‏دهند در حالى که خودش نمى‏داند.»(۴)

ضرورت یادگیرى احکام دینى در منظر پیشواى ششم آن قدر مهم است که مى ‏فرماید: « اگر به جوانى از جوانان شیعه برخورد نمایم که در دین تفقه نمى ‏کند او را تأدیب خواهم کرد.» (۵)

۳ – شناساندن آسیب‏ هاى اجتماعى

آشنا نبودن نسل جدید با آفت‏هاى اجتماعى ، موجب افت ارزش‏هاى اخلاقى ، توفیق دشمنان فرهنگى و رواج خلاف و حرام در میان آنان مى‏باشد. اگر جوانان مسلمان با این آفت‏ها آشنا باشند و از عواقب بد آن در میان افراد جامعه اطلاع یابند ، بنابر فطرت پاکى که خداوند در نهاد ایشان قرار داده از آن آفات‏ فاصله خواهند گرفت و دامن خویش را به چنین آفات اجتماعى ، آلوده نخواهند کرد. صادق آل محمد علیه السلام مواردى از آفت‏هاى اجتماعى را چنین فهرست کرده است : « به برادر ایمانى خود ستم ننماید ، او را فریب ندهد ، به او خیانت نکند ، او را کوچک نشمارد ، او را دروغگو نخواند ، به او اف نگوید و اگر به او اف بگوید (غرغر کند) دوستی ‏بین آن دو قطع مى‏شود و اگر به برادر ایمانى ‏اش بگوید تو دشمن من هستى ، یکى از آن دو کافر [باطنى ] مى‏شود و اگر برادرش را متهم نماید ، ایمان در قلب او ذوب مى‏شود مانند ذوب شدن نمک در آب.»

۴ – ترغیب به دانش افزایى

یک جوان مسلمان باید از علوم روز آگاهى کافى داشته باشد. تخصص در کنار تعهد یک اصل مسلم و تردید ناپذیر در فرهنگ ما است. کسانى در عرصه زندگى به اهداف دلخواه خود مى‏رسند که با شناخت دانش‏ها و مهارت‏هاى عصر خود به قله‏ هاى سعادت نائل شده و با تعهد و ایمان خویش ، اعتماد افراد جامعه را به خود جلب کنند. از منظر حضرت صادق‏ علیه السلام ، کسب دانش و مهارت‏ هاى فنى براى یک جوان ضرورى است ، آن حضرت مى‏فرماید: « هیچ وقت دوست ندارم یکى از جوانان شما (شیعه) را ببینم مگر اینکه در یکى از دو حال ، شب و روز خود را سپرى کند : یا دانا باشد یا یاد گیرنده . » (۷)

۵ – عادت دادن به حسابرسى

یک تاجر زمانى در کار خود پیشرفت مى‏کند که در هر شبانه روز به حساب خود رسیدگى کرده و سود و زیان معاملات خویش را بداند در غیر این صورت بعد از مدت کوتاهى سرمایه و هستى خود را از دست ‏خواهد داد. جوانى ، یک سرمایه و فرصت ‏بسیار عالى براى هر شخص است . اگر جوانی به حساب عمر خود رسیدگى نکند و نداند که در مقابل عمر خویش چه چیزى به دست آورده است ، در آینده‏ اى نه چندان دور سرمایه ی معنوى خویش را به باد فنا خواهد داد. اما اگر به حساب روزانه ‏اش برسد و ببیند که در مقابل هر روز از دست رفته ، یک قدم به سوى کمال برداشته ، مسلما خوشحال شده و آن را تکرار می کند و در مقابل انحطاط فکرى و اخلاقى غمگین گشته و سعى در جبران آن داشته باشد ، بدیهى است که رو به سوى رشد و ترقى خواهد نهاد . امام صادق‏ علیه السلام به ابن جندب که جوانی فعال ، پرشور و با ایمان بود مى‏ فرماید: « اى پسر جندب! هر مسلمانى که ما را مى‏شناسد شایسته است که رفتار و کردار خود را در هر شبانه روز برخود عرضه دارد و حسابگر نفس خویش باشد تا اگر کار نیکى در آن‏ها دید ، بر آن بیفزاید و اگر کار بدى در اعمال خود مشاهده نمود ، از آن‏ها توبه کند ، تا در روز قیامت دچار ذلت و حقارت نشود. » (۸)

۶ – تعدیل حس دوست‏خواهى

انسان با انس به دوستانش احساس مسرت و لذت مى‏کند. او در همنشینى با رفیق شفیق ، نشاط و نیرو مى‏گیرد و این یک نیاز طبیعى اوست که باید نسبت به آن ارضاء شود. یک جوان در اثر این حس ، به سمت دوستان و همفکران خود کشیده مى‏شود ، او عاشق رفاقت است و دنبال ارتباط با هم سن و سالان خود مى‏باشد. از طرف دیگر بر اثر غلبه احساسات و شور و شوق جوانى و نپختگى نگرش عقلانى ، ممکن است در دام دوستان ناباب بیفتد. از این رو در انتخاب یک دوست ممکن است دچار مشکلات گردد . امام جعفر صادق علیه السلام دقیقا روى همین نکته و به جوانان چنین رهنمود مى‏دهد: « دوستان سه دسته هستند:۱– کسى که مانند غذا در هر زمان به او نیاز هست و او دوست عاقل است. ۲- کسى که [براى انسان] مانند بیمارى و درد [رنج آور] است، او دوست احمق [و نادان] است و ۳- کسى که وجودش براى فرد همانند داروى حیات بخش است ، که او رفیق روشن بین [و اهل تفکر] است.» (۹)

۷ – ضرورت ازدواج

هر جوانی فطرتاً نیازمند ازدواج است و باید به این نیاز خدادادى و طبیعى خود از طریق مشروع پاسخ دهد . اما بعضى جوانان با بهانه قرار دادن بعضى مشکلات و سختى‏ها از این سنت الهى روى بر تافته و خود را در دام نفس شیطانى گرفتار مى‏کنند. به آنان باید توجه داده شود که این پیمان مقدس در میان تمام ملت‏ها وجود داشته و محبوب ترین بنیان نزد خداوند متعال است. با ازدواج ، شخصیت و ایمان دو جوان کامل مى‏شود. صادق آل محمد علیه السلام فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه فلیتق الله فى النصف الآخر؛ (۱۳) کسى که ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است ، پس باید در نصف دیگرش تقواى الهى پیشه کند.» (۱۰)

و در حدیث دیگرى آن حضرت به جوانان چنین پیام داد: « دو رکعت نماز فرد متاهل بر ۷۰ رکعت ، نماز فرد مجرد برترى دارد.» (۱۱)

۸ – تشویق به نماز

بر اساس متون دینى ِ ما ، نماز عامل کمال انسان و حافظ او از آلودگى‏ها و صفات مذموم و ناپسند است. همچنین این رفتار معنوى تاثیر بسزایى در بیدار کردن روح نظم و حفظ نظام انسان دارد . نماز ، تسلى بخش و آرامش بخش دل‏هاى مضطرب در انسان‏هاى خسته و نگران است. نماز شاخص رهروان راه خدا و بهترین وسیله ارتباط صمیمانه رب العالمین است. « [روز قیامت] اولین چیزى که از بنده محاسبه مى‏شود نماز است. اگر از او نماز پذیرفته شد ، سایر اعمالش پذیرفته مى‏ شود اما اگر نماز او رد شد سایر اعمال [نیک] او نیز رد خواهد شد.» (۱۲)

آن حضرت در مورد زیان‏هایى که در اثر دورى از نماز براى انسان رخ مى‏دهد به ابن جُندب فرمود: « واى بر آن‏ها که از نماز غفلت کنند ، در خلوت بخوابند و خدا و آیاتش را در دوران ضعف دین استهزاء کنند ، آنان کسانى هستند که در آخرت بهره ندارند و خدا در روز قیامت ‏با آنان سخن نخواهد گفت ، آنان را تبرئه نخواهد کرد و عذاب دردناک براى آن‏هاست.» (۱۳)

پى‏ نوشت‏ها:

۱) التهذیب، ج ۸، ص ۱۱۱٫

۲) الکافى، ج ۸، ص ۹۳٫

۳) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷٫

۴) منیه المرید، ص ۳۷۵; اصول کافى ج ۱، ص ۲۵٫

۵) بحار الانوار، ج ۱، ص ۲۱۴٫

۶) وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۰۸٫

۷) امالى طوسى، ص ۳۰۳٫

۸) تحف العقول، ص ۳۰۱٫

۹) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷٫

۱۰) همان، ج ۱۰۰، ص ۲۱۹٫

۱۱) روضه الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۴٫

۱۲) من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۰۸٫

۱۳) تحف العقول، ص ۳۰۲٫

نسل جوان؛ ضرورت شناخت افکار، احساسات و انحرافات

نسل جوان ما، مزایایى دارد و عیب‌هایى. زیرا این نسل، یک نوع ادراکات و احساساتى دارد که در گذشته نبود و از این جهت باید به او حق داد. در عین حال یک انحرافات فکرى و اخلاقى دارد و باید آنها را چاره کرد. چاره کردن این انحرافات، بدون در نظر گرفتن مزایا یعنى ادراکات و احساسات و آرمانهاى عالى که دارد و بدون احترام گذاشتن به این ادراکات و احساسات میسر نیست. باید به این جهات احترام گذاشت. رو در بایستى ندارد.

در نسل گذشته، فکرها این اندازه باز نبود، این احساسات با این آرمان‌هاى عالى نبود. باید به این آرمان‌ها احترام گذاشت. اسلام، به این امور احترام گذاشته است. اگر ما بخواهیم به این امور بى اعتنا باشیم، محال است که بتوانیم جلوى انحراف‌هاى فکرى و اخلاقى نسل آینده را بگیریم.

روشى که فعلاً ما در مقابل این نسل پیش گرفته ایم که روش دهان کجى و انتقاد صرف و مذمت است و دائماً فریاد ما بلند است که سینما این طور، تئاتر، این طور، مهمانخانه‌هاى بین شمیران و تهران این طور، رقص چنین، استخر چنان، و دائماً واى واى مى کنیم درست نیست. باید فکر اساسى براى این انحراف ها کرد.

فکر اساسى به اینست که اول ما درد این نسل را بشناسیم، درد عقلى و فکرى، دردى که نشانه بیدارى است یعنى آن چیزى را که احساس مى کند و نسل گذشته احساس نمى کرد.

مولوى مى گوید:

حسرت و زارى که در بیمارى است

وقت بیمارى هم از بیدارى است

هر که او بیدارتر پر دردتر

هر که او هشیارتر رخ زردتر

در گذشته درها به روى مردم بسته بود. درها که بسته بود سهل است، پنجره ها هم بسته بود. کسى از بیرون خبر نداشت، در شهر خود که بود از شهر دیگر خبر نداشت، در مملکت خود که بود از مملکت دیگر خبر نداشت. امروز این درها و پنجره ها باز شده، دنیا را مى بینند که رو به پیشرفت است، علم‌هاى دنیا را مى بینند، قدرت‌هاى اقتصادى دنیا را مى بینند، قدرتهاى سیاسى و نظامى دنیا را مى بینند، دموکراسی‌هاى دنیا را مى بیند، برابری ها را مى بیند، حرکتها را مى بیند، قیام‌ها و انقلاب‌ها را مى بیند، جوان است، احساسش عالى است، و حق هم دارد، مى گوید ما چرا باید عقب مانده تر باشیم.

به قول شاعر:

سخن درست بگویم نمى توانم دید

که مى خورند حریفان و من نظاره کنم

دنیا این طور چهار اسبه به طرف استقلال سیاسى و اقتصادى و اجتماعى و عزت و شوکت و حرمت و آزادى مى رود و ما همین جور خواب باشیم، یا از دور تماشا کنیم و خمیازه بکشیم؟! نسل قدیم این چیزها را نمى فهمید و درک نمى کرد. نسل جدید حق دارد بگوید چرا ژاپن بت پرست و ایران مسلمان در یکسال و یک وقت به فکر افتادند که تمدن و صنعت جدید را اقتباس کنند و ژاپن رسید به آنجا که با خود غرب رقابت مى کند و ایران در این حد است که مى بینیم؟!

ما و لیلى همسفر بودیم اندر راه عشق

او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم

آیا نسل جدید حق دارد این سؤال را بکند یا نه؟

نسل قدیم، سنگینى بار تسلط‌هاى خارجى را روى دوش خود احساس نمى کرد، و نسل جدید احساس مى کند. آیا این گناه است؟. خیر گناه نیست بلکه خود این احساس یک پیام الهى است. اگر این احساس نبود معلوم مى شد ما محکوم به عذاب و بدبختى هستیم. حالا که این احساس پیدا شده نشانه اینست که خداوند تبارک و تعالى مى خواهد ما را از این بدبختى نجات بدهد.

در قدیم سطح فکر مردم پائین بود، کمتر در مردم شک و تردید و سؤال پیدا مى شد، حالا بیشتر پیدا مى شود. طبیعى است وقتى که فکر، کمى بالا آمد سؤالاتى برایش طرح مى شود که قبلاً مطرح نبود. باید شک و تردیدش را رفع کرد و به سؤالات و احتیاجات فکریش پاسخ گفت.

نمى شود به او گفت برگرد به حالت عوام، بلکه این خود زمینه مناسبى است براى آشنا شدن مردم با حقایق و معارف اسلامى. با یک جاهل بى سواد که نمى شود حقیقتى را به میان گذاشت.

بنابراین در هدایت و رهبرى نسل قدیم که سطح فکرش پائین تر بود ما احتیاج داشتیم به یک طرز خاص بیان و تبلیغ و یک جور کتاب ها، اما امروز آن طرز بیان و آن طرز کتاب ها به درد نمى خورد، باید و لازم است رفورم و اصلاح عمیقى در این قسمت ها به عمل آید، باید با منطق روز و زبان روز و افکار روز آشنا شد و از همان راه به هدایت و رهبرى مردم پرداخت.

نسل قدیم اینقدر سطح فکرش پائین بود که اگر یک نفر در یک مجلس ضد و نقیض حرف مى زد کسى متوجه نمى شد و اعتراض نمى کرد، اما امروز یک بچه که تا حدود کلاس ۱۰ و ۱۲ درس خوانده همین که برود پاى منبر یک واعظ، پنج شش تا و گاهى ده تا ایراد به نظرش مى رسد. باید متوجه افکار او بود و نمى شود گفت خفه شو، فضولى نکن.

در قدیم این طور نبود، یک نفر در یک مجلس هزار شعر یا نثر ضد و نقیض مى خواند و کسى نمى فهمید اینها با هم ضد و نقیض است. مثلاً یک نفر مى گفت هیچ کارى بدون سبب نمى شود «ابى الله ان یجرى الامور الا باسباب ها»؛ (خداوند ابا دارد که کارها را جز از راه اسباب عملى سازد) همه مى گفتند درست است، و اگر پشت سرش مى گفت: «اذا جاء القدر عمى البصر»؛ (چون قدر آید دیده کور شود) و این جمله را طورى تقریر مى کرد که اسباب، ظاهرى است و حقیقت ندارد باز هم همه تصدیق مى کردند و مى گفتند صحیح است .

مى گویند: تاج نیشابورى در وقتى که آمده بود به همین تهران، چون خوش آواز بود خیلى پاى منبرش جمع مى شدند، اجتماع‌هاى عظیمى تشکیل مى شد. یک روز صدراعظم وقت به او گفت: حالا که این قدر مردم پاى منبر تو جمع مى شوند، تو چرا چهار کلمه حرف حسابى براى مردم نمى گویى و وقت مردم را تلف مى کنى؟! تاج گفت: این مردم قابل حرف حسابى نیستند! حرف حسابى را باید به مردمى گفت که فکرى داشته باشند، اینها فکر ندارند! صدر اعظم گفت: خیر این طور نیست. تاج گفت: این طور است و من شرط مى بندم و یک روز به تو ثابت مى کنم.

یک روز که صدر اعظم حضور داشت، تاج، روضه ورود اهل بیت(علیهم السلام) به کوفه را شروع کرد. اشعارى مى خواند با آهنگ خوش و سوزناک، و مردم زیاد گریه مى کردند. یک مرتبه گفت: آرام، آرام، آرام،. همه را که آرام کرد و ساکت شدند، گفت: مى خواهم منظره اطفال ابى عبدالله را در کوفه خوب براى شما بیان کنم: وقتى که اهل بیت(علیهم السلام) وارد کوفه شدند، هوا به شدت گرم بود، آفتاب سوزان مثل آتش بر سرشان مى بارید، اطفال تشنه بودند و از اثر تشنگى در آن آفتاب سوزان مى سوختند، آنها را بر شترهاى برهنه سوار کرده بودند، و چون زمین یخ زده بود شترها روى یخ مى لغزیدند و بچه ها از بالاى شتر به روى زمین مى افتادند و مى گفتند و اعطشاه! ” تاج ” این جمله ها را پشت سر هم مى گفت و مردم هم محکم به سر و صورت خود مى زدند و گریه مى کردند. بعد که پایین آمد گفت: نگفتم که این مردم فکر ندارند؟! من در آن واحد، مى گویم سوز آفتاب چنین و چنان بود، باز مى گویم زمین یخ زده بود و این مردم فکر نمى کنند چطور ممکن است که هم هوا این طور گرم باشد و هم زمین یخ زده باشد (این قصه را از مرحوم آیه الله صدر«رضوان الله علیه» شنیدم).

به هر حال مقصودم بیان اصل کلى است که نسل جوان، افکار و ادراکات و احساساتى دارد و انحراف هایى. تا به دردش یعنى به افکار و ادراکات و احساساتش رسیدگى نشود، نمى شود جلوی انحرافاتش را گرفت.

علل گرایش برخى جوانان به مکتب‌هاى الحادى

اتفاقاً دیگران از راه شناختن درد این نسل، آنها را منحرف کرده اند و از آنها استفاده کرده اند. مکتب‌هاى ماتریالیستى که در همین کشور به وجود آمد و اشخاصى فداکار درست کرد براى مقاصد الحادى، از چه راه کرد؟ از همین راه. مى دانست که این نسل احتیاج دارد به یک مکتب فکرى که به سؤالاتش پاسخ بدهد.

یک مکتب فکرى به او عرضه کرد، مى دانست که این نسل، یک سلسله آرمان‌هاى اجتماعى بزرگى دارد و درصدد تحقق دادن به آنها است، خود را با آن آرمان ها هماهنگ نشان داد. در نتیجه افراد زیادى را دور خود جمع کرد با چه فداکارى و صمیمیتى.

بشر همین قدر که به چیزى احتیاج پیدا کرد، چندان در فکر خوب و بدش نیست. معده که به غذا احتیاج پیدا کرد، به کیفیت اهمیت نمى دهد، هر چه پیدا کند خود را سیر مى کند. روح هم اگر به حدى رسید که تشنه یک مکتب فکرى شد که روى اصول معین و مشخصى به سؤالاتش پاسخ دهد و همه مسائل جهانى و اجتماعى را یکنواخت برایش حل کند و جلویش بگذارد، اهمیت نمى دهد که منطقاً قوى است یا نیست.

بشر آن قدرها دنبال حرف محکم و منطقى نیست، دنبال یک فکر منظم و آماده است که یک نواخت، در مقابل هر سؤالى جوابى بگذارد. ما که کارمان فلسفه بود مى دیدیم که آن حرف ها چقدر سخیف است، اما چون آن فلسفه در یک زمینه احتیاجى عرضه شده بود و از این حیث یک خلاى وجود داشت، جایى براى خود باز کرد.

منبع: ده گفتار؛ علامه شهید مرتضى مطهرى؛ صفحه ۲۱۸-۲۱۲

منشور نسل جوان در سیره امام صادق(علیه السلام)

جوانان و نوجوانان در هر جامعه‏ اى، گنجینه‏‌هاى سرشارى هستند که اگر مربیان و متولیان براى آنان سرمایه‌گذارى شایسته انجام دهند و این گروه فعال و پرشور را با رفتار حکیمانه، تکریم شخصیت و احترام به نیازها، به اهداف مطلوب و ایده ‏آل خود هدایت نمایند، علاوه بر این که آنان را از خطر انحراف و تردید در هویت و آسیب‏‌هاى اجتماعى مصونیت ‏بخشیده ‏اند، قلب‏هاى پاک و زلال آنان را به سوى نیکى‌ها، زیبایی‌ها و اخلاق پسندیده رهنمون می شوند و جامعه آینده را از نظر سلامت و حفظ ارزش‏ها و فرهنگ، بیمه نموده ‏اند. امام صادق‏(علیه السلام) در مورد سرمایه گذارى معنوى براى نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروه‏‌هاى منحرف و کج‌اندیش، مى ‏فرمایند: «نوجوانان خود را با احادیث ما آشنا کنید قبل از این که مرجعه (یکى از گروه‏هاى منحرف) بر شما پیشى گیرند». (۱)

ارتباط با نسل جوان

هدایت و تربیت نسل جوان به لحاظ اهمیتى که دارد امروزه بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان داراى خصوصیات عاطفى، اجتماعى و جسمانى است. حساسیت، تنوع خصلت‏هاى رفتارى، هیجان‏هاى درونى، علاقه شدید به دوستى با همسالان، عدم کنترل رفتار، حب ذات، الگو‌پذیرى و تقلید، افتخار به شخصیت و تشخص‌طلبى و میل به آزادى، شم ه‏اى از ویژگى‏‌هاى اوست.

با توجه به این ویژگى ‏ها، شیوه رفتارى امام صادق‏(علیه السلام) با جوانان، و هم چنین سخنان و دستور العمل‏هاى آن حضرت براى جوانان و برخورد با آنان، بهترین نسخه شفا بخش و راه گشاست. نگاه ‏هاى مهربان، بزرگداشت ‏شخصیت، توجه به استعداد و صلاحیت آنان، احترام به نیازهاى فردى و اجتماعى، رفتار محبت‌آمیز و حکیمانه و سرشار از عاطفه و خلوص، موجب جذب جوانان به سوى آن حضرت بود.

آن حضرت به سرعت پذیرش سجایاى اخلاقى در نوجوانان توجه کرده و به ابوجعفر؛ مؤمن طاق مى ‏فرماید:

«بر تو باد تربیت نوجوانان، زیرا آنان زودتر از دیگران خوبی‌ها را مى ‏پذیرند». (۲)

در اینجا به ذکر چند نمونه از شیوه‏ ها و راه کارهاى عملى برخورد و هدایت جوانان در پرتو گفتار و رفتار صادق آل محمد(علیه السلام) مى ‏پردازیم:

۱ – رفتار نیکو و ملایم

نوجوان، قلبى پاک، روحى حساس و دلى نازک و عاطفى دارد پس در برخورد با او باید راه نرمى و ملایمت پیش گرفت. نگاه مهربان، ارزش دادن به شخصیت و رفتار خوش، بهترین شیوه ارتباط با اوست. محبت، اظهار علاقه، صدا کردن با القاب، عناوین و نام‌هاى زیبا او را به سوى مبلغ و مربى جذب مى ‏کند و در این حال مى‏ توان ارتباط قلبى و عاطفى با او ایجاد کرد، سخنانش را شنید، راهنمایى کرد، لغزش‏ ها را متذکر شد و بالاخره در عالم دوستى که یک ارتباط شدید روحى و عاطفى برقرار است، مى‏ توان صفات زیبا را به او القاء نمود، نیازهاى بسیارى را از او برطرف کرد و او را از آلودگى‏ها بر حذر داشت، زیرا گرایش جوان به خوبى ‏ها و زیبایى ‏ها از دیگران بهتر و سریع‏تر انجام مى‏ پذیرد.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هر کس سه خصلت را دارا نباشد از ایمان خود سودى نخواهد برد: اول – بردبارى، که جهل نادان را برطرف کند. دوم – پارسائى، که او را از حرام باز دارد و سوم – رفتار نیکو که با مردم مدارا نماید». (۳)

۲ – آگاهى دادن در مسائل دینى

یکى از علل دین گریزى برخى جوانان و نوجوانان، عدم آگاهى به مسائل دینى است؛ زیرا انسان طبیعتا هر چه را نشناسد، به سویش نمى‏ رود و افکار و احساسات و حواس خود را به سوى آن معطوف نمى‏ دارد. اما شناخت و آگاهى از خوبى‏ ها و زیبائى‏ ها به ویژه اطلاع از منافع آن، سریعا انسان نفع طلب را جذب کرده و آن را در نزد وى، دوست داشتنى مى‏ کند. براى همین اگر جوانان با آثار، برکات، احکام و معارف دین آشنا شوند، فاصله شان با حقایق دینى کم خواهد شد.

امام صادق(علیه السلام) به بشیر دهـّان (روغن فروش) فرمود: «از دوستان ما کسى که در دین خود اندیشه و تفقه نکند ارزش ندارد. اى بشیر! اگر یکى از دوستان ما در دین خود تفقه نکند و به مسائل و احکام آن آشنا نباشد، به دیگران (مخالفین ما) محتاج مى‏ شود، هر گاه به آن‏ها نیاز پیدا کرد آنان او را در خط انحراف و گمراهى قرار مى‏ دهند در حالى که خودش نمى‏ داند».(۴)

ضرورت یادگیرى احکام دینى در منظر پیشواى ششم، آن قدر مهم است که مى ‏فرماید: «اگر به جوانى از جوانان شیعه برخورد نمایم که در دین تفقه نمى‏ کند، او را تأدیب خواهم کرد». (۵)

۳ – شناساندن آسیب‏‌هاى اجتماعى

آشنا نبودن نسل جدید با آفت‏هاى اجتماعى، موجب افت ارزش‏‌هاى اخلاقى، توفیق دشمنان فرهنگى و رواج خلاف و حرام در میان آنان مى‏ باشد. اگر جوانان مسلمان با این آفت‏ها آشنا باشند و از عواقب بد آن در میان افراد جامعه اطلاع یابند، بنابر فطرت پاکى که خداوند در نهاد ایشان قرار داده از آن آفات‏ فاصله خواهند گرفت و دامن خویش را به چنین آفات اجتماعى، آلوده نخواهند کرد. صادق آل محمد(علیه السلام) مواردى از آفت‏‌هاى اجتماعى را چنین فهرست کرده است: «به برادر ایمانى خود ستم ننماید، او را فریب ندهد، به او خیانت نکند، او را کوچک نشمارد، او را دروغگو نخواند، به او اف نگوید و اگر به او اف بگوید (غرغر کند) دوستى ‏بین آن دو قطع مى ‏شود و اگر به برادر ایمانى ‏اش بگوید تو دشمن من هستى، یکى از آن دو کافر [باطنى ] مى ‏شود و اگر برادرش را متهم نماید، ایمان در قلب او ذوب مى‏ شود مانند ذوب شدن نمک در آب».

۴ – ترغیب به دانش‌افزایى

یک جوان مسلمان باید از علوم روز آگاهى کافى داشته باشد. تخصص در کنار تعهد یک اصل مسلم و تردید ناپذیر در فرهنگ ما است. کسانى در عرصه زندگى به اهداف دلخواه خود مى ‏رسند که با شناخت دانش‏‌ها و مهارت ‏هاى عصر خود به قله‏‌هاى سعادت نائل شده و با تعهد و ایمان خویش، اعتماد افراد جامعه را به خود جلب کنند. از منظر حضرت صادق‏(علیه السلام)، کسب دانش و مهارت‏‌هاى فنى براى یک جوان ضرورى است، آن حضرت مى ‏فرماید: «هیچ وقت دوست ندارم یکى از جوانان شما (شیعه) را ببینم مگر اینکه در یکى از دو حال، شب و روز خود را سپرى کند : یا دانا باشد یا یاد گیرنده ». (۷)

۵ – عادت دادن به حسابرسى

یک تاجر زمانى در کار خود پیشرفت مى‏ کند که در هر شبانه روز به حساب خود رسیدگى کرده و سود و زیان معاملات خویش را بداند در غیر این صورت بعد از مدت کوتاهى سرمایه و هستى خود را از دست ‏خواهد داد. جوانى، یک سرمایه و فرصت ‏بسیار عالى براى هر شخص است. اگر جوانى به حساب عمر خود رسیدگى نکند و نداند که در مقابل عمر خویش چه چیزى به دست آورده است، در آینده‏ اى نه چندان دور سرمایه ى معنوى خویش را به باد فنا خواهد داد. اما اگر به حساب روزانه ‏اش برسد و ببیند که در مقابل هر روز از دست رفته، یک قدم به سوى کمال برداشته، مسلما خوشحال شده و آن را تکرار مى کند و در مقابل انحطاط فکرى و اخلاقى غمگین گشته و سعى در جبران آن داشته باشد، بدیهى است که رو به سوى رشد و ترقى خواهد نهاد. امام صادق‏(علیه السلام) به ابن جندب که جوانى فعال، پرشور و با ایمان بود مى‏ فرماید: «اى پسر جندب! هر مسلمانى که ما را مى ‏شناسد شایسته است که رفتار و کردار خود را در هر شبانه روز برخود عرضه دارد و حسابگر نفس خویش باشد تا اگر کار نیکى در آن‏ها دید، بر آن بیفزاید و اگر کار بدى در اعمال خود مشاهده نمود، از آن‏ها توبه کند، تا در روز قیامت دچار ذلت و حقارت نشود». (۸)

۶ – تعدیل حس دوست‌خواهى

انسان با انس به دوستانش احساس مسرت و لذت مى‏ کند. او در هم نشینى با رفیق شفیق، نشاط و نیرو مى ‏گیرد و این یک نیاز طبیعى اوست که باید نسبت به آن ارضاء شود. یک جوان در اثر این حس، به سمت دوستان و هم فکران خود کشیده مى ‏شود، او عاشق رفاقت است و دنبال ارتباط با هم سن و سالان خود مى‏ باشد. از طرف دیگر بر اثر غلبه احساسات و شور و شوق جوانى و نپختگى نگرش عقلانى، ممکن است در دام دوستان ناباب بیفتد. از این رو در انتخاب یک دوست ممکن است دچار مشکلات گردد. امام جعفر صادق(علیه السلام) دقیقا روى همین نکته و به جوانان چنین رهنمود مى‏ دهد: «دوستان سه دسته هستند:۱– کسى که مانند غذا در هر زمان به او نیاز هست و او دوست عاقل است. ۲- کسى که [براى انسان] مانند بیمارى و درد [رنج آور] است، او دوست احمق [و نادان] است و ۳- کسى که وجودش براى فرد همانند داروى حیات بخش است، که او رفیق روشن بین [و اهل تفکر] است». (۹)

۷ – ضرورت ازدواج

هر جوانى فطرتاً نیازمند ازدواج است و باید به این نیاز خدادادى و طبیعى خود از طریق مشروع پاسخ دهد. اما بعضى جوانان با بهانه قرار دادن بعضى مشکلات و سختى‏ ها از این سنت الهى روى بر تافته و خود را در دام نفس شیطانى گرفتار مى‏ کنند. به آنان باید توجه داده شود که این پیمان مقدس در میان تمام ملت ‏ها وجود داشته و محبوب ترین بنیان نزد خداوند متعال است. با ازدواج، شخصیت و ایمان دو جوان کامل مى ‏شود. صادق آل محمد(علیه السلام) فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه فلیتق الله فى النصف الآخر؛ (۱۳) کسى که ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است، پس باید در نصف دیگرش تقواى الهى پیشه کند». (۱۰)

و در حدیث دیگرى آن حضرت به جوانان چنین پیام داد: «دو رکعت نماز فرد متاهل بر ۷۰ رکعت، نماز فرد مجرد برترى دارد». (۱۱)

۸ – تشویق به نماز

بر اساس متون دینى ِ ما، نماز عامل کمال انسان و حافظ او از آلودگى‏ ها و صفات مذموم و ناپسند است. هم چنین این رفتار معنوى تاثیر بسزایى در بیدار کردن روح نظم و حفظ نظام انسان دارد. نماز، تسلى بخش و آرامش بخش دل‏هاى مضطرب در انسان‏هاى خسته و نگران است. نماز شاخص رهروان راه خدا و بهترین وسیله ارتباط صمیمانه رب العالمین است. «[روز قیامت] اولین چیزى که از بنده محاسبه مى‏ شود نماز است. اگر از او نماز پذیرفته شد، سایر اعمالش پذیرفته مى‏ شود اما اگر نماز او رد شد سایر اعمال [نیک] او نیز رد خواهد شد». (۱۲)

آن حضرت در مورد زیان‏هایى که در اثر دورى از نماز براى انسان رخ مى‏ دهد به ابن جُندب فرمود: «واى بر آن‏ها که از نماز غفلت کنند، در خلوت بخوابند و خدا و آیاتش را در دوران ضعف دین استهزاء کنند، آنان کسانى هستند که در آخرت بهره ندارند و خدا در روز قیامت ‏با آنان سخن نخواهد گفت، آنان را تبرئه نخواهد کرد و عذاب دردناک براى آن‏هاست». (۱۳)

پى‏‌نوشت‏‌ها

۱) التهذیب، ج ۸، ص ۱۱۱

۲) الکافى، ج ۸، ص ۹۳

۳) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷

۴) منیه المرید، ص ۳۷۵؛ اصول کافى ج ۱، ص ۲۵

۵) بحار الانوار، ج ۱، ص ۲۱۴

۶) وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۰۸

۷) امالى طوسى، ص ۳۰۳

۸) تحف العقول، ص ۳۰۱

۹) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷

۱۰) همان، ج ۱۰۰، ص ۲۱۹

۱۱) روضه الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۴

۱۲) من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۰۸

۱۳) تحف العقول، ص ۳۰۲

منبع: گنجینه معرفت

جوانان از دیدگاه امام علی(علیه السلام)

آیا حضرت امیر(علیه السلام) از تیپ جوان هم به عنوان کارگزار نظام در بدنه حکومت اسلامی بکارگیرى داشت؟ چرا؟

آنچه مسلم است، حضرت امیر(علیه السلام) از تیپ جوان به عنوان کارگزار نظام، در بدنه حکومت اسلامى بکارگیرى داشت. آنچه جاى دقت دارد و «چرایی» بحث را تشکیل می‏‌دهد، این است که چرا حضرت امیر(علیه السلام) از تیپ جوان به عنوان کارگزار نظام، در بدنه حکومت اسلامى که یک امر بسیار مهمّ است بکار می‏ گرفت؟! گرچه تا به حال به این پرسش، پاسخ گفته نشد ولى از روح تاریخ اسلام و روح نهج البلاغه می ‏توان نکاتى را استنباط کرد که پاسخ نسبتا مناسبى باشد براى این پرسش.

۱ـ خلاقیّت و نوآورى در جوانان بیشتر است

امام علی(علیه السلام) قلب و استعداد جوانان را تشبیه می‏ کند به زمین ناکِشت ه‏اى که هر چه در آن افکنند بپذیرد. زمین ناکشته (ارض خالیه)، بر خلاف زمین کِشته ـ که خاک آن پیر گشته است ـ از خلاقیّت ویژه‏اى برخوردار است. همیشه ثمرش بیشتر از زمین‏ه اى کِشته است. زمین ‏هاى کِشته نیاز به «آیش» دارند و توانایى ندارند هر نوع بذر را بپذیرند.
ولى زمین ناکِشته گاهى چندین برابر، بیشتر از زمین هاى کِشته و آیش خورده ثمر می ‏دهد. محصولش چشم نواز و چشمگیر است و از ویژگی ها و کیفیت خاصى برخوردار است. کشاورز در کاشت و داشت زمین ناکشت ه‏اى که زیر کشت می ‏برد چندان مشکلى ندارد زیرا خود زمین در درون خود داراى آمادگى است که نیاز به کمک و کود از خارج ندارد…
هم چنین است سرزمین وجودى یک جوان، آن هم جوانى که می‏ خواهد در بدنه حکومت اسلامى، بکارگیرى شود. بدنه حکومت نیاز به کادرى دارد که سرشار از استعداد و آمادگى باشند و از خودشان خلاقیّت نشان بدهند و خستگى ناپذیر باشند.
وقتى زمین ناکشته براى زیر کشت بردن در اختیار زارع قرار دارد چرا زارع زمین کِشته و آیش خورده خسته را زیر کشت ببرد که نتواند از آن، ثمر عالى و فراوان بدست آورد؟

اینجاست که امام علی(علیه السلام) می ‏فرمایند:

«انّما قَلْبُ الْحَدَثِ کالأرضِ الخالیَهِ مَا اُلقِیَ فیهَا مِنْ شی‏ءٍ قَبِلَتْهُ. فَبادَرْتُکَ بِالأدَبِ قَبْل اَنْ یَقْسو قَلْبُکَ وَ یَشتَغِلَ لُبُّکَ…؛

دل جوان هم چون زمین ناکِشته است؛ هرچه در آن افکنند بپذیرد، پس به ادب آموختنت پرداختم، پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت هوایى دیگر گیرد، تا با رأى قاطع روى به کار آری…»۱

والدین، مسؤولین فرهنگى و امورتربیتى، دلسوخته ‏گان و در کلّ حکومت اسلامى، باید جوان و توانمندی هاى جوانان را جدّى بگیرند. کوتاهى در این زمینه، دو خسارت بزرگ و جبران ناپذیر را بدنبال خواهد داشت:

۱ـ دشمن دورِ این سرزمین مبارک، «سنگ چین» و سپس تصرف می‏ نماید.
۲ـ و به دنبال آن فرار مغزها را در بر خواهد داشت که «کمر حکومت» را می ‏شکند.

حقیقتا این دو نکته از روح کلام حضرت امیر(علیه السلام) بدست می‏آید و هشدار بزرگى است برای مسؤولین فرهنگى و حکومت اسلامی. تا در حفظ این سرمایه ملّى ـ معنوى کشور کوشا باشند.

۲ـ اولویت نسل جوان و آینده حکومت

مربى نیک‌اندیش، باید جاده صاف کن خوبى براى جوان ها باشد و بعد از راهنمائی ها و راه‏گشائی هاى لازم از نیّت پاک و نهاد بی ‏آک (بی ‏آسیب) جوان ‏ها بهره‏ بردارى نمایدو بهره‏مند گردد.

حضرت امیر(علیه السلام) می ‏فرمایند:
ای جوان! من حاضرم تمام گذشته تاریخ و آینده دور را جلو رویت حاضر و ترسیم سازم و هر چیز زبده آن را جدا سازم و نیکویى آن را برایت جستجو کنم، آن را که شناخته نبود از دسترس تو به دور اندازم… تا تو بتوانى از بهار زندگانى و عنفوان جوانى و نیّت پاک و نهاد پاک خود، درست بهره ببرى و سپس در خدمت خلق خدا باشی.

«یا بُنَیَّ اِنّى و اِنْ لَمْ اکُنْ عُمّرتُ عُمُرَ مَنْ کانَ قَلْبى فَقَدْ نَظَرْتُ فى اعمالِهمْ، و فکّرْتُ فى اخبارِهِمْ، و سِرتُ فى آثارِهِمْ حتّی عُدْتُ کاحَدِهم…؛ پسرکم! هر چند من به اندازه همه آنان که پیش از من بوده ‏اند نزیسته ‏ام، اما در کاره اشان نگریسته ‏ام و در سرگذشته اشان اندیشیده، و در آنچه از آنان مانده، رفته و دیده ‏ام گویى چنان است که با نخستین تا پسینشان به سر برده ‏ام. پس آنچه ـ دیدم ـ روشن را از تار و سودمند را از زیانبار باز شناختم… و بر ادب آموختنت همّت گماشتم.»۲

امام علی(علیه السلام):
«مَنِ‏ اتَّخَذَ اَخا مِنْ غَیْرِ اخْتبارٍ اَلجأهُ الاضْطِرارُ الى مُرافَقَهِ الاَشْرار».(غرر الحکم، ص۲۹۵)
کسى که ناسنجیده با دیگران پیمان دوستى می ‏بندد، بناچار به دوستى اشرار تن در می‏ دهد.

پس هشیارانه باید سرزمین وجود جوان را تصرف کرد و دور آن سنگ چین نمود سپس بر آن زمین ناکِشته، بذر نیک و نیک ‏اندیشى پاشید و به دنبال آن از عنفوان جوانى، بهار زندگانى (نَفْس صافیه)، نیّت پاک و نهاد بی‏آک وى در بدنه حکومت اسلامى استفاده کرد و به دنبال آن، حکومت را از خطرات و خیانت ها بیمه ساخت.
خلاصه روزى باید در بدنه حکومت نوسازى صورت بگیرد و چه بهتر که نیک اندیشان، نیک اندیشانى از میان نسل نو تربیت بکنند و آنها را در بدنه حکومت، بکار گمارند. از این رو می بینیم حضرت امیر(علیه السلام) حکومت مصر را طى یک عهدنامه نسبتا طولانى واگذار می ‏کند به محمد بن ابی‏ بکر در حالى که وى کاملاً در سنین جوانى بسر می ‏برد.۳ و یا این که در جنگ تبوک، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دستور دادند تا همه مهاجر و انصار تحت فرماندهی «اسامه بن زید» که بیش از ۱۷ (هفده) سال نداشت راهى این منطقه (منطقه موته) شوند.۴

۳ ـ بر اساس معیار شایسته‌سالاری

هیچ دلیلى وجود ندارد که یک جوان، به صرف جوان بودن، نتواند در پُست‏ هاى کلیدى یک کشور بکار گرفته شود. این منطق کور و کهنه دوران جاهلیت بود که از بکارگیرى تیپ جوان در بدنه حکومت اسلامى اعراض می‏کردند و یکى از مشکلات آنها با خود حضرت امیر(علیه السلام) همین بود که حضرت امیر جوان است و کم تجربه؛ و شایستگى ندارد در مسؤولیت هاى کلیدى حکومت اسلامى بکار گرفته شود.
چندین حدیث زیبا، در همین نوشتار بیان گشت که حضرت امیر(علیه السلام) در این زمینه قایل به شایسته‌سالارى هستند. با توجه به این دیدگاه، امام(علیه السلام) جوانان توانمند، متخصص و متعهد را در بدنه حکومت اسلامى بکارگیرى می‏ کردند و از استعدادهاى سرشار جوانان به نفع مملکت استفاده می ‏نمودند. حضرت امیر(علیه السلام) جایى که کار به کار دان سپرده نشد بسیار می ‏نالد؛ می ‏فرمایند:
«مردى که پشتواره‏اى از نادانى فراهم ساخته، و خود را میان مردم نادان در انداخته. شتابان در تاریکى فتنه‌تازان، کور در بستن پیمان سازش ـ میان مردمان ـ . آدمی نمایان او را دانا نامیده ‏اند و او نه چنان است، چیزى را بسیار فراهم آورده که اندکش بهتر از بسیار آن است. تا آنگاه که از آب بد مزه سیر شود، و دانش بیهوده اندوزد ـ و دلیر شود ـ پس میان مردم به داورى نشیند و خود را عهده ‏دار گشودنِ مشکل دیگرى بیند.»۵

در جاى دیگر حضرت می ‏فرمایند: «فیاللّهِ و للشُّورى، مَتى اعْتَرضَ الرَّیبُ فیَّ مَعَ الاوّلِ مِنْهُم…؛ خدا را چه شورایی! من از نخستین چه کم داشتم، که مرا در پایه او نپنداشتند؛ و در وصف اینان داشتند؛ ناچار با آنان انباز، و در گفتگوشان دم ساز گشتم. امّا یکى از کینه راهى گزید و دیگرى داماد خود را بهتر دید، و این دوخت و آن بُرید، تا سوّمین به مقصود رسید و هم چون چارپا بتاخت، و خود را در کشت زار مسلمانان انداخت.»۶
به هر تقدیر، امام علی(علیه السلام) در جاى جاى نهج البلاغه در زمینه شایسته‌سالارى و واگذارى کار به کاردان مطالب بلندى دارند و فرمودند که در این مختصر به همین مقدار اکتفا می ‏کنیم.
در یک جمع بندى می‏ توان گفت؛ کار باید به کاردان واگذار گردد و در حکومت امام علی(علیه السلام) جوانانى بودند که شایسته و کاردان بودند و در بدنه حکومت اسلامى هم بکار گرفته می‏ شدند.

۴ـ تعهد و عشق به اسلام

از روح تاریخ اسلام بدست می‏ آید که در صدر اسلام، جوانان، گرایش بیشترى در روى آوردن به اسلام داشتند و به دنبال آن از خود عشق و علاقه خاصى نشان می‏دادند.
حضرت امیر(علیه السلام) می ‏فرمایند:
«سپاس خداى را، که راه اسلام را گشود و در آمدن به آبشخورهاى آن را بر تشنگان آن، آسان فرمود؛ و ارکان آن را استوار ساخت تا کس با آن چیرگى نتواند، و نستیزد… راه روشن آن تصدیق آوردن است و نشانه ‏هاى آن کار نیک کردن.»۷
در جاى دیگر می ‏فرمایند:
«گله خود را با خدا می ‏کنم از مردمى که عمر خود را به نادانى به سر می‏برند، و با گمراهى رخت از این جهان به در می‏برند. کالایى خوارتر نزد آنان از کتاب خدا نیست.»۸
شاید به راحتى بتوان استنباط کرد که غالب جمعیت کلان سال در حکومت امام علی(علیه السلام) یا روحیات ابوسفیانى داشتند و یا نفاق پنهان و تعصّب و تقدّس کور جاهلى که بسیار خطرناک و خطرساز بودند. از این رو، حضرت از میان جمعیت کلان سال، مواجه بود با چهار گروه که عبارتند از :
۱ـ ابوسفیان. ۲ـ منافقان پنهان. ۳ـ سال خوردگان متعهد ولى بی ‏تخصص. ۴ـ گروه بسیار اندک هم، متعهد و هم متخصص و کاردان بودند.

از این روى، حضرت باید این خلأ بزرگ را با بکارگیرى تیپ جوان، جبران می ‏کرد و آنها را با توجه به لیاقت ها و توانمندی ها، در بدنه حکومت به کار می‏ گمارد. واقعا اگر اکثر آنها مشکل‏ دار و مشکل ساز بودند و از طرف دیگر در بدنه حکومت نیاز به متخصص متعهد باشد که بتوان گزینش درست از میان جوانان کارآمد و متخصص و متعهد، این خلأ را پر کرد، چرا چنین نکرد؟!

امام علی(علیه السلام):
«قارِنْ أَهْلَ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ وَ بایِنْ أَهْلَ الشَّرِ تَبِنْ عَنْهُمْ». (نهج البلاغه، نامه ۳۱)
هم نشین نیکان شو، تا از آنان شوى و از بدکاران دورى کن تا از آنان نباشی.

مگر خود علی(علیه السلام) طى ۲۳ سال حکومت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، با آن همه ایثار و رشادت جوان نبود؟ مگر بر خود حضرت امیر(علیه السلام) خورده نمی‏ گرفتند؟!

جوانان و کارگزاران نظام

در اینجا سؤالى مطرح خواهد گشت و به دنبال آن به پاسخ آن خواهیم پرداخت. سؤال این است:
جوانان در میان کارگزاران نظام حضرت امیر(علیه السلام) چه جایگاهى داشتند؟

علی(علیه السلام) می ‏فرمایند:
«الجاهِلُ صَغیرٌ و اِنْ کانَ شَیْخا، و العالِمُ کبیرٌ و اِنْ کانَ حَدَثا؛ نادان کوچک است هرچند سال خورده و پیر باشد، دانا بزرگ است، هرچند کوچک و خردسال باشد.»۹

از این گفتار گرانسنگ امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‏ توان استنباط کرد که ملاک و محور در تمام امور، بویژه در گزینش نیروهایى که پیکره و هسته مرکزى حکومت اسلامى را تشکیل می‏ دهند، «تعهد، تخصص و شایسته‌سالاری» است. ملاک و محور اصلى در گزینش‏ ها، دانش توأم با دیندارى و شایستگى است و این معیار کلى، هیچ ارتباطى با سنّ و سال اشخاص ندارد.
با یک دقت عمیق می ‏توان چنین استنباط و تصوّر کرد که:
۱ـ ممکن است فردى متخصص باشد ولى دیندار نباشد.
۲ـ ممکن است کسى متعهد و دیندار باشد ولى متخصص نباشد.
۳ـ ممکن است فردى متعهد باشد، متخصص هم باشد امّا شایستگى لازم براى یک امر مهمّ را نداشته باشد. مثلاً فردى که تخصص‏ اش ادبیات زبان فارسى است به او نمی ‏توان امر قضاوت را واگذار کرد.
۴ـ ممکن است فردى هم متعهد باشد، هم متخصص و هم شایستگى لازم براى یک امر مهمّ را داشته باشد، مثلاً فردى که متعهد و متخصص است، تخصص‏ اش هم در حقوق باشد، در این صورت، هم می ‏توان وى را به عنوان قضاوت بکار گرفت و هم او را به عنوان نماینده مردم در مجلس قانون گذارى انتخاب نمود و هم به عنوان وکیل به معناى خاص.

آنچه از «روح اسلام و روح روایات» به دست می‏ آید، قسم چهارم از اقسام چهارگانه فوق است که به طور خلاصه از آن به «شایسته‌سالاری» نام می‏ بریم. این ملاک و مبنا، سنّ و سال، رنگ پوست، چپ و راست و خویشاوندى نمی‏ شناسد. جوان متعهد است، تخصص ‏اش در نیروهاى مسلّح بسیار بالا است، در این صورت، وى شایسته است به عنوان فرمانده لشکر، در نیروهاى زمینى منصوب گردد.

از این رو علی(علیه السلام) فرمودند:
«رُبَّ صَغیرٍ اَحزَمُ مِنْ کَبیرٍ؛ بسا خردسالى از بزرگ دور اندیش‏ تر است.»
در جاى دیگر فرمودند:
«اُنظُرْ فى حال کُتّابکَ فَوَلِّ على اُمورِکَ خَیرَهُمْ، و اخْصُصْ رَسائلِکَ التى تُدْخِلُ فیها مَکائدَکَ و اَسرارَکَ باَجْمَعِهِمْ لِوُجودِ صالحِ الاَخلاق؛ درباره کاتبان خود بنگر، و بهترین شان را بر سر کار بیاور، و نامه هایى را که در آن تدبیرها و رازهایت نهان است، از میان جمع کاتبان به کسى مخصوص دار که صالح تر از دیگران است… .»۱۰

هم چنین در جاى دیگر فرمود:
«فانَّ الرّجالَ یَتَعرّضُونَ لِفَراساتِ الوُلاهِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ حُسنِ خِدْمَتِهِمْ وَ لَیْسَ وَراءَ ذلکَ مِنَ النّصیحهِ والامانَهِ شَی‏ءٌ…؛ مردمان براى جلب نظر والیان به آراستن ظاهر می ‏پردازند، و خوش خدمتى را پیشه می ‏سازند. امّا در پس آن، نه خیرخواهى است و نه از امانت نشان. لیکن آنان را بیازماى به خدمتى که براى والیان نیکوکار پیش از تو عهده‏ دار بوده‏ اند، و بر آن کس اعتماد کن که میان همگان اثرى نیکو نهاده، و به امانت از همه شناخته ‏تر است.»۱۱

با توجه به این اصل اساسى، یعنى «شایسته‌سالاری» در منابع و مبانى دینى، می‏ توان گفت: از نیروى جوان، در صدر اسلام به نحو شایسته استفاده می‏ شد. اولین کسى که به پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، اسلام و ایمان آورد، جوانى بود به نام على بزرگ(علیه السلام). و اوّلین کسى که به عنوان جانشین حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله و سلم)، منصوب گردید، جوانى بود به نام على بزرگ(علیه السلام). کسى که: عشق بازى که هم آغوش خطر خُفت در خوابگه پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ۱۲جوانى بود به نام على بزرگ(علیه السلام).
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، علی(علیه السلام) را که چهره‏‌اى بسیار جوان داشت براى امر قضاوت به یمن فرستاد.۱۳
کسى که قالع باب خیبر است، جوانى بنام على بزرگ(علیه السلام)… .
آیا تا به حال فکر کرده ‏اید که تمام عظمت هاى بزرگ زندگى فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، در دوران نوجوانى و جوانى به وقوع پیوست و مدّت عمر حضرت زهرا(سلام الله علیها) از هیجده سال تجاوز نکرد؟!
«آئین مقدّس اسلام در چهارده قرن قبل، ضمن برنامه‏ هاى جامع و سعادت بخش خود توجّه مخصوصى به نسل جوان معطوف داشته و جوانان را از نظر مادّى و معنوى، تربیتى و روانى، اخلاقى و اجتماعى، دنیوى و اخروى و خلاصه از کلیه جهات، تحت مراقبت کامل قرار داده است.»۱۴
در دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، آن کسانى که بیشتر از همه استقبال می‏ کردند، جوانان بودند. در مدّت سه سال دعوت پنهانى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، در حدود بیست و پنج نفر، به پیامبر ایمان آوردند. آن هم با سختی ها و مرارت هایى که تحمل می‏ کردند. امّا اکثر آنها، آن طور که به تاریخ استناد می ‏شود جوانان بودند. بعد از آن هم، در جنگ ها و کارهاى دیگر همین جوانها فعّال بودند.
در زمان پیروزى انقلاب و بعد هم در مسئله جنگ و این هشت سال دفاع مقدّس، همه جوانان بودند. اگر کسى با جبهه سر و کار داشت و می‏رفت آنجا، گاهى پیرمرد آنجا بود، ولى خیلى کم بود.۱۵

امام علی(علیه السلام):
«اَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنا ما عَسى أَنْ یَکونَ بغیْضَکَ یَوْما ما وَ اَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنا ما عَسى أَن یَکوُنَ حَبیبَکَ یَوْما ما». (تحف العقول، ص۲۱۰)
در دوست داشتن، میانه رو باش، چه بسا دوست، روزى دشمن گردد و در دشمن نیز میانه رو باش، شاید روزى دشمن، دوست تو گردد.

در عصر کنونى، مزارع سرسبز و خرّم با سعى و کوشش نسل جوان آباد است، چرخه اى عظیم صنایع سنگین با نیروى جوانان در حرکت است، ذخایر طبیعى آن در اعماق معادن نهفته است با همّت نسل جوان استخراج می‏ شود، کاخ هاى مجلّل و آسمان خراش هاى بزرگ جهان را اراده خستگى ناپذیر جوانان بپا داشته است، عمران و آبادی ها، مدیون کار و کوشش نسل جوان است، پایه ‏هاى اقتصادى کشورها بر نیروى فعّاله جوانان استوار است، دفاع از مرزها و حفظ استقلال و امنیت مملکت‏ ها بر عهده نسل جوان است. خلاصه در همه کشورها آثار پُر ارج فعالیت جوانان در تمام مظاهر زندگى مشهود است و نیروى خستگى ناپذیر نسل جوان مایه امیدوارى تمام ملت ها است.۱۶
از میان معصومین(علیهم السلام) ، هم داریم، نوجوان و جوانى که به امامت منصوب گشتند. امام جواد(علیه السلام) در حدود هشت سالگى به امامت رسید و در بیست و پنج سالگى به شهادت رسید. این خود یک استراتژى زیبا است و تفکر برانگیز، تا شایسته‌سالارى زیبا، به نام معصومین(علیهم السلام) در تاریخ ثبت گردد.
امام هادی(علیه السلام)، در حدود ده سالگى به امامت منصوب گشتند و در چهل و سه سالگى به شهادت رسیدند.
امام حسن عسکری(علیه السلام)، در حدود بیست و دو سالگى به امامت منصوب گشتند و در بیست و هشت سالگى به شهادت رسیدند.
امام مهدی(عج)، در حدود پنج سالگى به امامت رسیدند و تاکنون ادامه دارد.
به هر تقدیر، «طرح و برنامه شایسته‌سالاری» از ناحیه معصومین بوده و به نام آنها در تاریخ ثبت و ضبط گشته است و از ناحیه آنها به اجرا هم درآمده است.

امّا کارگزاران حضرت امیر(علیه السلام):
با تحقیق اجمالى که انجام شد، از میان کارگزاران حضرت امیر(علیه السلام):
۱ـ هم گروه سنّى جوان ایفاى نقش می ‏کردند.
۲ـ هم گروه سنّى میان سال.
۳ـ و هم گروه سنّى بزرگسال.

نمونه‌‌هایى چند
محمّد ابن ابى بکر عظیم المنزله از خواص یاران امام(علیه السلام) بوده که در سال حجه الوداع سال دهم هجرت بدنیا آمده و در سال سى و هشت هجرى در زمان خلافت حضرت امیر(علیه السلام)، در مصر به شهادت رسیده است، حضرت امیر(علیه السلام) حکومت مصر را به او واگذار فرموده و در یک عهدنامه نسبتا طولانى او را به عدالت و برابرى بین مردم امر کرده است.
همان طورى که پیدا است، محمّد بن ابى بکر در سنین کاملاً «جوانی» حکومت مصر از ناحیه امام علی(علیه السلام) به وى واگذار شد.۱۷
امام علی(علیه السلام) در نامه سى و پنج می‏ فرمایند:
مصر را فتح کردند (لشگر معاویه آن را گرفتند) و محمد بن ابی‏ بکر که خدایش بیامرزد شهید شد، از خدا مزد و پاداش او را می خواهیم که براى ما فرزندى خیراندیش و مهربان، و کارگردانى رنج کشیده، و شمشیرى برنده، و ستونى جلوگیرنده بود.
محمّد ربیب یعنى پسر زن امام (علیه السلام) بود، مادرش اسماء دختر عُمَیس خثعمیّه است خلاصه چون محمّد را امام(علیه السلام) تربیت نموده بود او را فرزند می ‏خواند… .۱۸
زیاد ابْن ابیه، در طائف سال فتح مکّه یا سال هجرت یا روز جنگ بدر بدنیا آمده، و پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را ندیده، و در همه جا با حضرت امیر(علیه السلام) و بعد از آن حضرت، با امام حسن(علیه السلام) و تا زمان صلح آن بزرگوار با معاویه بوده و پس از آن به معاویه ملحق گردید، و در کوفه در ماه رمضان سال پنجاه و سه هجرى بر اثر نفرین امام حسن(علیه السلام) به مرض طاعون و وباء هلاک گردید.
زیاد ابن ابیه تقریبا در سنّ جوانى بود که حضرت امیر(علیه السلام) وى را طى عهدنامه ‏اى حاکم فارس گردانیده بود که آن دیار را نیکو ضبط کرده، نگهدارى می‏ نمود و از این رو معاویه نام ه‏اى به او نوشت تا او را به برادرى بفریبد. ـ او برادر معاویه بوده است ـ چون به امام(علیه السلام) خبر رسید به زیاد نوشت:
آگاه شدم که معاویه نامه اى به تو نوشته می‏ خواهد دلت را (از راه نیک بختی) بلغزاند، و می ‏خواهد در تیزى و تندى (زیرکی) تو رخنه کند… .۱۹
از آنجایى که ملاک و معیار امام(علیه السلام) شایسته سالارى است، زیاد ابن ابیه را که برادر معاویه می‏ باشد، در بدنه حکومت بکار می‏ گیرد و او را به عنوان حاکم فارس منصوب گردانید.
زیاد ابن ابیه جوان تیز، تند و باکفایتى بوده اگرچه با گذشت زمان از خود بی‏ کفایتی نشان داده است… .
مُنذر بن جارود عَبْدیّ، سال دوّم هجرت تولّد یافت و در سال شصت و یک هجرت، وفات. وى در پنج سال آخر حکومت حضرت امیر(علیه السلام)، فرد میان سال بود که حضرت امیر(علیه السلام) حکمرانی بعضى از شهرهاى فارس را به او واگذار کرد.۲۰
عمر بن ابى سَلَمه مخزومى که تولدش دوم هجرت و وفاتش هشتاد و سه هجرى، وى هم در پنج سال آخر حکومت حضرت علی(علیه السلام) جوان سال بوده که حضرت، طیّ نامه ‏اى او را که از جانب حضرت امیر(علیه السلام)، بر بحرین حاکمیت داشت عزل نمود.۲۱
صعصعه بن صوحان عَبدیّ از یاران بزرگوار مولاى متقیان و کسى است که گفته ‏اند بیش از دیگران و با معرفت کامل به حقّ، علی(علیه السلام) خود را می ‏شناخت. او محضر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را درک نکرده و در زمان خلیفه دوّم بسیار جوان بود. روزى در محضر آن خلیفه بود که موضوع مشورت در باب مالى پیش آمد. او به خلیفه متذکر شد که مشورت جایز نیست، زیرا قرآن تکلیف را معیّن نموده است. خلیفه تصدیق کرد و او را ستود. صعصعه از جمله کسانى است که امام حسن براى او از معاویه امان گرفت ولى معاویه در دیدار او گفت دلم نمی‏ خواست به تو امان داده باشم. صعصعه گفت: من اصلاً دلم نمی‏ خواست تو عنوان خلیفه داشته باشی. معاویه او را مجبور کرد به منبر برود و علی(علیه السلام) را سبّ کند. او هم به منبر رفت و پس از ایراد مطالبی گفت:
کسى که شرّ خود را به خیر خود مقدّم داشته مرا امر کرد که على را لعن کنم، «خداوند او را لعنت کند.»۲۲
مردم همه آمین گفتند. معاویه گفت مقصودت من بودم و او را دوباره به منبر فرستاد. صعصعه این بار گفت: معاویه مرا دستور داده که على را لعنت کنم. من لعنت می‏ کنم کسی را که على را لعن کند، مردم همه آمین گفتند و معاویه روى این اصل او را تبعید کرد. صعصعه در مرگ امام خود اشعار سوزناکى سروده است. به امام فرمود یا علی! خلافت را زینت دادى و آن تو را زینت نداد.
صعصعه در صفین در رکاب مولاى متقیان بود و همراه ابن عباس براى مناظره با خوارج مأموریت داشت و آنها را پند داد و موفق شدند دو هزار نفر را برحذر داشته و به کوفه بازگردانند. او از طایفه بنی‏ کلب و از نیک مردان کوفه بود.
صعصعه فاضل و در سخن بلیغ بود. برادرش زید هم چون او در دین مخلص بود و با برادر دیگرش به نام سیحان هر دو در صفین کشته شدند.۲۳
می‏ بینیم که یک جوان چقدر در بدنه حکومت حضرت امیر(علیه السلام)، ایفاى نقش کرده است و چقدر می ‏تواند نقش آفرینى بکند.
به هر حال، نمونه هاى بسیارى در تاریخ اسلام ثبت گشته است که جوانان جانانه و در مسیر دین اسلام و براى دفاع از اسلام، جان فشانى و جانبازى می‏ کردند، و ذکر همه آن نمونه‏ ها در این مختصر می سّر نمی‏ باشد.
خلاصه در میان کارگزاران حضرت امیر(علیه السلام)، هم جوان سالان ایفاى نقش می‏ کردند و هم میان سالان و هم بزرگ سالان. ملاک و معیار عزل و نصب حضرت امیر(علیه السلام) تعهد، تخصص توأم با شایسته‏‌سالارى بوده است.
در پایان به این نکته اشاره خواهیم داشت که مراد از بحث جوانان و جوانى، بدین معنا نیست که سالخوردگان مطرود هستند، نه خیر! مراد بحث شایستگی هاست و بحث بر سر این است که هر کس هر چه توان و تجربه دارد، بر «کف» بگذارد و براى خدمت به خلق خدا به میدان آید.
توان توأم با تجربه، تعهّد توأم با تخصّص و سپس توجّه به «شایسته‌سالاری» ملاک و مبناى حکومت اسلامى است و این است ضوابط کلى در حکومت دینى و اسلامی.

نتیجه

آنچه در عصاره بحث باید بدان اشاره شود، عبارت از این است که:
جوانى، «هسته مرکزی» و بهار عمر هر انسان محسوب می ‏شود و در احادیث از جوانى به دوران طلایى و نعمت الهى یاد شده است.
در واقع، جوان خورشید بزرگى است زمینى، منتها خروشان که در درون خویش «شدن و خودشکوفایی» را به همراه دارد.
جوان در اوّل جوانى، گام اوّل را براى ورود در جامعه بزرگ انسانى و جهانی برمی‏دارد که قبل از ورود در آن باید «فنّ و هنر» شناگرى را فرابگیرد تا بتواند خویش و یا انسانیت انسانها را از غرق شدن نجات دهد و گوهر گران بهاى انسانیت را از اعماق اقیانوس ها، بیرون بکشد.
حضرت امیر(علیه السلام)، در گفتارى کوتاه امّا زیبا، خطاب به همه انسان ها به ویژه به جوانان فرمودند: «مَنْ قَلَّ ذَلّ» یعنى خودکوچک‌بینى و خودباختگى، ذلّت محض است و پوچی و پلیدى، پیامد پر خطر آن محسوب می‏ گردد.
به هر تقدیر، جوان نباید منتظر نزول فرشته بنشیند، تا او را بر بال خود بنشانند و به عرش الهى ببرند. براى جوان‏ ها، تمام فرصت ‏ها، فرصت طلایى است، غفلت و از دست دادن آن، خودکشى پنهانى است، بدون آنکه خود بدان مطلع باشد.
حضرت امیر(علیه السلام) در مورد شایستگى جوانان می‏ فرمایند:
رُبَّ صَغیرٍ احْزَمُ مِنْ کبیرٍ؛ یعنى بسا کوچکى که از بزرگتر دوراندیش ‏تر است.
با استفاده از این سخن هنرمندانه، ما به بحث شایسته‏‌سالارى اشاره نمودیم و بدنبال آن به تخصص توأم با تعهد و در عین حال استفاده از توانائی ها توأم با تجربیات که نتیجه آن شایسته سالارى است رسیدیم و در پایان اثبات نمودیم که «شایسته‌سالاری» در حکومت دینى امام علی(علیه السلام) تجربه شده است.

پی‌نوشت‌ها

۱ . نهج البلاغه، نامه۳۱

۲ . همان.

۳ . همان، نامه۲۷

۴ . رسول جعفریان، «تاریخ سیاسی اسلام»، ج۲، تهران: وزارت ارشاد اسلامى، دوم، ۱۳۶۹، ص۲۶۰

۵ . نهج البلاغه، خ۱۷

۶ . همان، خ۳

۷ . همان، خ۱۰۶

۸ . همان، خ۱۷

۹ . بحارالانوار، ج۱، ص۱۸۳

۱۰ . نهج البلاغه، نامه۵۳

۱۱ . همان.

۱۲ . شهریار.

۱۳ . رسول جعفریان، همان.

۱۴ . گفتار فلسفى «جوانان از نظر عقل و احساسات»، ج۱، ۱۳۶۶، ص۶

۱۵ . جوانان و رسالت حوزه، «مجموعه مقالات همایش جوان و رسالت حوزه».

۱۶ . گفتار فلسفى، همان.

۱۷ . نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، نامه۲۷

۱۸ . همان، نامه۳۵

۱۹ . همان، نامه۴۴

۲۰ . همان، نامه۷۱

۲۱ . همان، نامه۴۲

۲۲ . صمیمی «على و نیمرخ هایى از قرن اوّل اسلام»، تابان، ۱۳۷۵، صص ۱۹۳ و ۱۹۴

۲۳ . همان.

برنامه‌هاى تفریحى جوانان

مقدمه

عالم جوانى، آمیزه‌اى شیرین و شگرف از شعر و شعور، شور و اشتیاق و احساس و اندیشه در زندگى انسان است. جوانان، شریان گرم و حیاتى جوامع، وجدان آگاه و بیدار ملت ها و بازوان کارآمد و تواناى دولت ها محسوب مى شوند. درایت و هوشمندى اسلامى و انقلابى ایجاب مى کند که با تلاش و مجاهدت عمومى و بهره گیرى از توانایى ها و امکانات ملى، فضاهاى سالم فرهنگى براى پرورش روح هاى شفاف و روشن جوانان فراهم شود تا گل ایمان و معنویت در گلستان وجودشان بشکفد و گلاب کمال و فضیلت در بوستان ضمیرشان بجوشد.

برنامه کانون خانوادگى

ـ تشویق و ترغیب جوانان به نرمش و ورزش ساده در محدوده فضاى آزاد خانه و خانواده

ـ تهیه امکانات و وسایل لازم براى سرگرمى هاى سالم فکرى نسل جوانان در محیط خانواده

ـ ترغیب جوانان به استفاده از نشریات و مجلات مفید ورزشى براى سرگرمى در محیط خانواده

ـ انتقال تجربیات مفید ورزشى و بازى هاى سنّتى براى سرگرمى نسل جوان در کانون خانواده

ـ آموزش و توجیه جوانان در خصوص شیوه هاى تنظیم برنامه هاى اوقات فراغت در خانواده

ـ ایجاد تعادل در فعالیت هاى گوناگون جوانان اعم از کار، عبادت، استراحت، ورزش و تفریحات

ـ تنظیم برنامه هاى غذایى نوجوانان در جهت حفظ آمادگى بدنى و تأمین سلامت روانى آنان

ـ فراهم ساختن شرایط و فضاى سالم فرهنگى و ایجاد امنیت خاطر براى نسل جوان در محیط خانواده

ـ اجراى ورزش صبحگاهى در فضاهاى سبز و پارک هاى عمومى به کمک مربیان ورزش

ـ اقدام و مبادرت به گردش هاى دسته جمعى در باغ ها، پارک ها و فضاهاى سبز همراه با جوانان

ـ اختصاص ساعاتى از اوقات فراغت جوانان به تماشاى مسابقات ورزشى و تفریحى تلویزیون

ـ حضور جوانان و اعضاى خانواده براى تماشاى بازى هاى نمایشى و جشنواره هاى ورزشى

ـ همکارى و همراهى والدین با جوانان در ورزش هاى کوهستانى و تفریحات سالم در تعطیلات هفتگى

ـ توجیه نسل جوان در خصوص وسیله بودن ورزش و اجتناب از هدف سازى آن در زندگى

ـ تلاش در جهت تقویت روحیه حق طلبى، آزادگى، گذشت و فداکارى در ورزشکاران جوان

ـ تشویق جوانان به ورزش هاى سنّتى به منظور تکوین و تقویت روحیه جوانمردى و فتوّت در آنان

ـ تلاش در جهت فراهم ساختن شرایط و امکانات عضویت جوانان در باشگاه ها و مؤسسات ورزشى

ـ همکارى مستمر با کانون هاى فرهنگى و ورزشى در جهت غنى سازى برنامه هاى تفریحى جوانان

ـ حضور والدین در مسابقات ورزشى نهادهاى فرهنگى و تربیتى براى تشویق فرزندان (به تفکیک جنس)

ـ تهیه جوایز و هدایاى ورزشى براى فرزندان ورزشکار و ممتاز در مسابقات رشته هاى ورزشى

ـ آگاه ساختن نسل جوان نسبت به ضرورت فراگیرى شیوه هاى دفاع شخصى و آیین رزمى

ـ ایجاد فضاى سبز و گلستان هاى کوچک و محدود در محیط خانواده براى استفاده و سرگرمى جوانان

ـ استفاده از موسیقى سنّتى ایران براى ایجاد آرامش و تأمین بهداشت روانى جوانان در خانواده

ـ برنامه ریزى فصلى براى سرگرمى جوانان با صید و شکار در طبیعت اطراف محل زندگى

برنامه محیط هاى آموزش و دانشگاهى

ـ آموزش انواع بازى هاى محلى و سنّتى به نسل جوان در واحدهاى آموزشى و مراکز فرهنگى وابسته

ـ ایجاد فرصت براى جوانان در استفاده از ورزش هاى همگانى متناسب با فضاى فرهنگى مدرسه و دانشگاه

ـ سنجش توانایى هاى خاص بدنى جوانان جهت انتخاب رشته هاى ورزشى متناسب با استعداد آنان

ـ تدوین و تنظیم برنامه شیوه هاى سالم سازى جسم و روان در جریان فعالیت هاى زندگى

ـ استفاده از مؤسسات و مجتمع هاى ورزشى منطقه براى سرگرمى و تفریح دانش آموزان و دانشجویان

ـ ایجاد مکان هاى ورزشى براى دختران جوان در مؤسسات آموزشى و محیط هاى دانشگاهى

ـ برنامه ریزى در جهت تعمیم اندیشه ابزارى ورزش و اجتناب از هدف سازى آن در زندگى جوانان

ـ تقویت روحیه حق طلبى، آزادگى، گذشت و جوانمردى در جوانان به کمک ورزش هاى پهلوانى

ـ توجیه و تفهیم جوانان ورزشکار در ابعاد اخلاقى و فرهنگى و مراعات موازین اسلامى در عرصه ورزش

ـ تهیه امکانات اولیه و مقدماتى براى تمرینات ساده ورزشى جوانان در واحدهاى مختلف آموزشى

ـ ترغیب جوانان به ورزشهاى رزمى و دفاعى به منظور تقویت روحیه مقاومت و ایستادگى در آنان

ـ فراهم ساختن امکانات و شرایط تشکیل تیم هاى ورزشى و برگزارى مسابقات در رشته هاى مختلف

ـ برگزارى مسابقات ویژه بازى هاى سالم فکرى بین دانش آموزان و دانشجویان در ساعات فراغت آنان

ـ برگزارى مسابقات ورزشى بین دانش آموزان و دانشجویان در سطح منطقه اى، کشورى و جهانى

ـ برگزارى المپیادهاى ورزشى براى دانشجویان ورزشکار در سطح دانشگاه هاى داخل و خارج کشور

ـ معرفى ورزشکاران نمونه و ممتاز در مدارس و دانشگاه ها و اعطاى جوایز شایسته به آنان

ـ برگزارى جلسات هفتگى در خصوص تبادل تجربیات و معرفى ابعاد تربیتى ورزش براى جوانان

ـ نمایش فیلم هاى مستند درباره نقش فرهنگى و تربیتى ورزش در پیشگیرى از مفاسد اجتماعى

ـ برپایى جشنواره هاى فرهنگى ـ ورزشى براى جوانان به منظور ایجاد نشاط و آمادگى براى فعالیت هاى زندگى

ـ تشکیل اردوهاى فرهنگى ـ ورزشى و تنظیم برنامه هاى ویژه براى تقویت روحیه جمعى و سازگارى جوانان

ـ تنظیم برنامه هاى مقطعى براى نسل جوان در خصوص ورزش هاى کوهستانى در روز هاى تعطیل

ـ استفاده از تلویزیون آموزشى براى نمایش مسابقات ورزشى و معرفى فنون ورزشى به نسل جوان

ـ اهتمام نسبت به تهیه جزوات و نشریات خاص آموزش فنون رشته هاى ورزشى براى نسل جوان

ـ تنظیم برنامه برگزارى سیرک ورزشى و بازى هاى نمایشى در مراکز آموزشى کشور (فصلى)

برنامه محله زندگى

ـ استقرار امکانات و وسایل ورزشى در خانه فرهنگ محله براى استفاده جوانان در روزهاى تعطیل

ـ تشکیل تیم هاى محلى از نوجوانان و جوانان در محله هاى شهرى و روستایى به کمک نهادهاى محلى

ـ برگزارى مسابقات ورزشى بین تیم هاى محلى و اعطاى جوایز شایسته به تیم ها و افراد برگزیده

ـ استفاده مقطعى از ابزارهاى ورزشى و تفریحى براى سرگرمى و نشاط جوانان در مناطق مختلف

ـ تهیه نشریات ورزشى براى مطالعه و سرگرمى فکرى جوانان در باشگاه ها و سالن هاى ورزشى محلات

ـ نام گذارى سالن ها و باشگاه هاى ورزشى محلى به اسامى ورزشکاران نمونه و مردمى در مناطق مختلف

ـ تنظیم برنامه در خصوص دیدار جوانان ورزشکار با خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان محله

ـ همکارى و همراهى والدین با جوانان در ورزش هاى ساده و همگانى مکان هاى ورزشى محلات

ـ استفاده از فضاهاى باز و زمین هاى خارج از محدوده براى ایجاد زمینه ورزشى فوتبال و والیبال

ـ توسعه فضاهاى سبز، باغ ها و گردشگاه هاى محلى و منطقه اى براى تفریح و سرگرمى جوانان

ـ ارتباط مستمر مربیان تربیتى و مربیان ورزش با جوانان در مکان هاى ورزشى محلات و مناطق

ـ تشکیل کمیته بهداشتیاران جوان براى اعمال مراقبت هاى بهداشتى در جریان فعالیت هاى ورزشى

ـ تزیین کوچه هاى محله زندگى در اعیاد و جشن هاى ملى و مذهبى با همیارى جوانان محلات

ـ ایجاد کانون هاى محلى براى تجمع و تفریحات سالم جوانان به کمک شهردارى هاى مناطق مختلف

ـ ایجاد سالن هاى کوچک سرپوشیده در پارک هاى محلى براى ورزش و سرگرمى جوانان در روز هاى تعطیل

ـ همکارى داوطلبانه جوانان با خانه هاى فرهنگ در برگزارى ورزش هاى نمایشى براى ساکنان محله

ـ بکارگیرى تلویزیون در باشگاه هاى محلى جهت نمایش مسابقات مهم ملى و جهانى براى جوانان

ـ تأسیس مکان هاى ورزشى جهت تمرینات ساده و انفرادى جوانان در محله هاى شهرى و روستایى

ـ تهیه کامپیوتر و ابزارهاى بازى فکرى براى سرگرمى جوانان در خانه فرهنگ محلات

ـ تأسیس صندوق ورزش براى تهیه امکانات ورزشى جوانان در محله ها به کمک شهردارى هاى مناطق

ـ ایجاد گلستان ها و فضاهاى سبز براى زیبا سازى محلات و باغبانى جوانان در اوقات فراغت

ـ استفاده از نوارهاى طبیعت و موسیقى سنّتى در پارک ها براى تأمین بهداشت روانى اهالى محل

ـ بکارگیرى جوانان ورزشکار براى کنترل و مراقبت و تأمین آرامش و امنیت عمومى محلات

ـ اختصاص فضاهایى به منظور ایجاد میدان اسب سوارى و تیر اندازى براى سرگرمى جوانان

برنامه کانون هاى فرهنگى و هنرى

ـ برنامه ریزى در خصوص آمیختن ورزش با آموزش هاى تربیتى، مذهبى و اخلاقى جوانان

ـ برگزارى دوره هاى آموزش رزمى و دفاعى براى تقویت روحیه حماسى و سلحشورى جوانان

ـ اجراى مسابقات ورزشى به تناسب سن، جنس، سطح توانایى ها و مهارت هاى فنى نسل جوان

ـ اهداى جوایز ارزنده و کاپهاى ورزشى به ورزشکاران برگزیده جوانان در مسابقات مختلف

ـ تهیه دستگاه هاى بازى فکرى و سرگرم کننده براى استفاده نوجوانان در اوقات فراغت

ـ تخصیص تعدادى از سالن هاى عمومى کانون ها براى تمرینات ورزشى نوجوانان ورزشکار

ـ تلاش در جهت شناسایى انواع ورزش هاى محلى و سنّتى براى معرفى اطلاع رسانى به نوجوانان

ـ تبیین جاذبه هاى صادق و کاذب ورزش براى جوانان جهت توسعه آگاهى و بینش اجتماعى آنان

ـ تنظیم برنامه براى بکار گیرى ورزش در جهت تقویت روحیه آزادگى، آزاد منشى و وارستگى جوانان

ـ معرفى ضوابط شرعى در عرصه ورزش براى تنظیم رفتارها و مناسبات ورزشکاران با یکدیگر

ـ ایجاد تعادل و توازن در فعالیت هاى ورزشى و فراغتى جوانان بر اساس برنامه ریزى شبانه روزى

ـ فراهم ساختن ابزارها و امکانات رفاهى جوانان در برنامه هاى داخلى کانون هاى فرهنگى ـ هنرى

ـ استفاده از تلویزیون آموزشى براى نمایش فیلم هاى مستند ورزشى در اوقات فراغت جوانان

ـ پخش مسابقات ورزشى در سطح ملى و جهانى براى جوانان در ساعات فراغت و روزهاى تعطیل

ـ نمایش فیلم هاى آموزنده در خصوص معرفى اهل فتوت و آداب و رسوم زندگى جوانمردان به نوجوانان

ـ اختصاص سالنى از محل کانون هاى فرهنگى به بازى هاى فکرى و کامپیوترى و مطالعات ورزشى جوانان

ـ برگزارى جشنواره هاى فرهنگى ـ ورزشى براى سرگرمى جوانان در مناطق مختلف شهرى و روستایى

ـ نمایش سیرک و ورزش هاى رزمى و پهلوانى براى جوانان در مناطق مختلف شهرى، روستایى و عشایرى

ـ تشکیل اردوهاى فرهنگى ـ ورزشى براى گذران مفید اوقات فراغت نسل جوان (فصلى)

ـ کنترل و مراقبت رفتارى ورزشکاران در اردوها و برنامه هاى جمعى آنان در اوقات فراغت

ـ تشکیل کمیته بهداشتیاران جوان براى اعمال مراقبت هاى بهداشتى در فعالیت هاى ورزرشى کانون ها

ـ احیا و تقویت ورزش هاى سنّتى خصوصاً ورزش باستانى (زور خانه اى) و کشتى پهلوانى

ـ معرفى و تشویق ورزشکاران نمونه در مناسبت هاى مقتضى با حضور مسئولان، والدین و مربیان

ـ برگزارى مراسم تجلیل و تقدیر از ورزشکاران ممتاز و نمونه جوان در سطح ملى (الگوسازى)

برنامه مساجد و کانون هاى مذهبى

ـ تبلیغ به منظور دمیدن روح تعهد، حمیت، تعاون و همکارى بین ورزشکاران جوان از منابر

ـ طرح و معرفى نمونه ها و الگوهاى رفتارى از صالحان و جوانمردان براى ورزشکاران جوان

ـ همکارى با مؤسسات و سازمان هاى ورزشى در نشر و تبلیغ موازین اخلاقى و ارشاد فکرى جوانان

ـ همکارى با نهادهاى فرهنگى و تربیتى به منظور تسهیل فعالیت هاى ورزشى و سرگرم کننده نسل جوان

ـ ایجاد سرگرمى هاى مفرّح در کانون هاى فرهنگى مساجد و مراکز دینى براى گذران اوقات فراغت جوانان

ـ تخصیص محلى از بناى مساجد به ورزش هاى رزمى و دفاعى جوانان عضو کانون هاى مذهبى

ـ انتخاب مربیان مؤمن و صالح براى تربیت بدنى و تمرینات ورزشى جوانان مستعد و علاقه مند

ـ فراهم ساختن امکانات براى جوانان علاقه مند به ورزش از طریق خود یارى مؤمنین محل

ـ تشکیل تیم هاى ورزشى از جوانان عضو کانون هاى فرهنگى مساجد و انجمن هاى مذهبى مناطق

ـ همکارى هیات و انجمن هاى مذهبى محله هاى شهرى و روستایى با تیم هاى ورزشى مختص جوانان

ـ برگزارى مسابقات محلى بین کانون هاى فرهنگى مساجد در امور ورزشى و سرگرمى هاى سالم

ـ حضور امام جماعت مساجد در مراسم اهداى جوایز و ورزشکاران برگزیده در مسابقات ورزشى

ـ همراهى امام جماعت مسجد با کوهنوردان جوان براى آموزش هاى دینى در جریان کوهپیمایى

ـ استفاده از وجوهات شرعیه براى پوشش فعالیت هاى ورزشى و سرگرمى هاى سالم جوانان محلّه

ـ استفاده از کمک هاى مردمى اماکن مذهبى و مشاهد مقدسه براى پوشش امور فراغتى جوانان

ـ فراهم ساختن امکانات و وسایل زیارتى ورزشکاران به مشاهد مقدسه و امکان متبرکه کشور

ـ جمع آورى وجوهات شرعیه و کمک هاى مردمى انجمن هاى مذهبى جهت ایجاد تأسیسات ورزشى

ـ توسعه و تجهیز مکان هاى ورزشى ویژه جوانان به کمک در آمدهاى سازمان حج و اوقاف و امور خیریه

ـ مجهز ساختن پایگاه هاى مقاومت بسیج به کامپیوتر براى بازى ها و سرگرمى هاى فکرى جوانان

ـ استفاده از تلویزیون و ویدئو براى نمایش مسابقات ورزشى ملى و جهانى در مساجد و انجمن ها

ـ برگزارى اردوهاى ورزشى و تفریحى جهت ایجاد سرگرمى هاى سالم و مفرّح براى جوانان منطقه

ـ تأسیس زورخانه براى تعمیم ورزش باستانى و روحیه پهلوانى در فضاى فرهنگى مساجد

ـ نمایش حرکات موزون ورزشى به مناسبت اعیاد و جشنهاى ملى و مذهبى در کانون هاى فرهنگى مساجد

ـ تهیه ابزارها و وسایل بازى فکرى و سرگرم کننده براى کانون هاى فرهنگى مساجد و مراکز دینى

برنامه محیط هاى شغلى و ادارى

ـ ایجاد تعادل و توازن در فعالیت هاى ورزشى، استراحت و کار و تلاش جوانان در محیط کار و شغل

ـ آموزش ورزش هاى رزمى و دفاعى به کارگران و کارمندان جوان در محیط هاى شغلى و ادارى

ـ تهیه وسایل و ابزارهاى لازم براى بازى هاى فکرى کارمندان و کارگران در محیط هاى شغلى و ادارى

ـ اختصاص مکان هاى ورزشى و تفریحى در دستگاه هاى دولتى براى استفاده جوانان در اوقات فراغت

ـ افزایش قابلیت ها و تقویت توانایى هاى جوانان در ایجاد سرگرمى هاى ساده و ایجاد تنوع در فعالیت ها

ـ تخصیص سالنى در محل اشتغال جوانان براى سرگرمى و ایجاد تنوع در فعالیت هاى روزمره

ـ ایجاد فرصت براى استفاده جوانان شاغل از برنامه هاى ورزشى صدا و سیما در اوقات فراغت

ـ برگزارى مسابقات ورزشى براى کارکنان مؤسسات ادارى و شغل در تعطیلات هفتگى و سالانه

ـ احیا و تقویت ورزش هاى سنّتى خصوصاً کشتى براى جوانان در واحدهاى ادارى و شغلى

ـ ساماندهى به فعالیت داوطلبانه جوانان شاغل جهت تشکیل تیم هاى ورزشى در رشته هاى مختلف

ـ تنظیم برنامه هاى اردویى براى ورزشکاران برگزیده در مسابقات ورزشى مؤسسات و ادارات دولتى

ـ تأسیس زورخانه در مجتمع هاى ادارى و شغلى براى تمرینات ورزشى کارمندان و کارگران جوان

ـ همکارى داوطلبانه کارمندان و کارگران در تزیین و زیباسازى جلوه هاى ظاهرى محیط کار و شغل

ـ اجراى نمایش هاى جذاب در محیط هاى شغلى و ادارى براى سرگرمى و نشاط کارکنان جوان

ـ فراهم ساختن امکانات بازدید از نمایشگاه ها و موزه هاى مردم شناسى براى جوانان شاغل

ـ برگزارى جشنواره هاى ورزشى براى کارمندان و کارگران جوان در مؤسسات ادارى و شغلى (فصلى)

ـ تنظیم قراردادنامه هاى دوره اى جهت استفاده کارمندان و کارگران از امکانات مؤسسات ورزشى

ـ ایجاد گلستان ها و فضاهاى سبز در محیط هاى شغلى براى استفاده جوانان شاغل و اوقات فراغت

ـ تهیه وسایل و امکانات براى سرگرمى هاى سالم و تفریحى جوانان در محیط هاى نظامى و انتظامى

ـ برگزارى مسابقات و جشنواره هاى ورزشى در محل استقرار نیروهاى نظامى و انتظامى (فصلى)

ـ ایجاد فضاهاى ورزشى و تفریحى در پادگان ها براى سرگرمى و استفاده سربازان و درجه داران

ـ فراهم ساختن امکانات و تفریحات سالم فکرى و جسمى براى سربازان و درجه داران جوان

ـ تشکیل تیم هاى کوهنوردى جهت تأمین صلابت و استوارى جسم و سلامت روانى نسل جوان

ـ تنظیم برنامه جهت استفاده سربازان و درجه داران از میدان هاى اسب سوارى و تیراندازى

برنامه نهادهاى مرده

ـ برنامه ریزى در خصوص ایجاد فضاهاى فرهنگى ـ ورزشى سالم جهت اشاعه ورزش بین جوانان

ـ همکارى با مسئولان اردوگاه هاى تربیتى در جهت فراهم ساختن امکانات اردوهاى ورزشى جوانان

ـ همکارى با سازمان هاى ذیربط در تأسیس مکان ورزشى ویژه دختران جوان در مناطق شهرى و روستایى

ـ ارتباط با مراکز فرهنگى و آموزشى در جهت تأمین تدارکات ورزشى براى ورزشکاران بى بضاعت

ـ کمک به انجمن هاى ورزشى به منظور تأمین اعتبارات و هزینه هاى لازم براى ورزش همگانى

ـ همکارى تدارکاتى براى برگزارى نمایش هاى ورزشى (سیرک) در مراکز آموزشى و فرهنگى کشور

ـ همکارى با شهردارى ها در ایجاد کانون هایى براى جوانان محلات و فراهم ساختن امکانات تفریحى آن

ـ همکارى با نیروهاى انتظامى جهت اداره ورزشگاه ها در جریان برگزارى مسابقات ورزشى جوانان

ـ واگذارى مقطعى تأسیسات نهاد هاى مردمى براى ورزش و تفریحات سالم جوانان در روز هاى تعطیل

ـ همکارى با مراکز آموزشى و تربیتى در توسعه و تجهیز کانون هاى فرهنگى براى فعالیت هاى فوق برنامه

ـ کمک به تیم هاى ورزشى محلات و مناطق در تأمین تدارکات اساسى برگزارى مسابقات ورزشى

ـ کمک به جوانان داوطلب در حفظ محیط زیست و ایجاد فضاهاى سبز و دلپذیر در مناطق شهرى

ـ همکارى با بهداشتیاران در خصوص تأمین کمک هاى اولیه بهداشتى براى جوانان ورزشکار

ـ تلاش در جهت شناسایى انواع ورزش هاى سنّتى و مردمى رایج در مناطق روستایى و عشایرى کشور

ـ تأمین بخشى از هزینه هاى برگزارى مسابقات ورزشى جوانان در مناطق روستایى و عشایرى کشور

ـ همکارى با سازمان تربیت بدنى جهت برگزارى جشنواره هاى ورزشى در جشن ها و اعیاد ملى و مذهبى

ـ برگزارى جشنواره هاى فرهنگى ـ ورزشى در مناطق مختلف کشور متناسب با شرایط اقلیمى و فرهنگى

ـ تشویق و قدردانى از ورزشکاران نمونه و ممتاز در مناسبت هاى فرهنگى و اجتماعى (جشن ها و اعیاد)

ـ همکارى با سازمان تربیت بدنى جهت احداث مکان هاى ورزشى براى جوانان ورزشکار مناطق محروم

ـ تزیین و زیباسازى جلوه هاى ظاهرى کوچه هاى محلات به کمک جوانان داوطلب و ساکنان مناطق

ـ اهتمام نسبت به ورزش معلولان و جانبازان از طریق همکارى فعال با بنیاد جانبازان انقلاب اسلامى

ـ همکارى با نهادهاى فرهنگى در برگزارى گردشها و اردوهاى برون شهرى براى جوانان مناطق مختلف

ـ ایجاد کلبه هاى طعام در ورزشگاهها و مسیرهاى کوهپیمایى با همکارى دستگاه هاى ذیربط

ـ همکارى با سازمان زندان ها و کانون هاى اصلاح و تربیت در تأمین تدارکات ورزشى براى جوانان بزهکار

صدا و سیما

ـ تبلیغ در خصوص تعمیم و اشاعه ورزش و تفریحات سالم بین نسل جوان (بسیج ورزشى)

ـ تبلیغ و اشاعه فرهنگ سالم ورزشى و حاکمیت اخلاق بر فعالیت هاى ورزشى و تفریحى جوانان

ـ ترغیب ورزشکاران جوان به حفظ و پاسدارى از ارزش هاى اسلامى در فعالیت هاى ورزشى

ـ تبلیغ در جهت دمیدن روحیه تعهد، تعاون، همیارى و همکارى گروهى در جوانان ورزشکار

ـ تقویت روحیه حق طلبى و ستم ستیزى جوانان ورزشکار و تشویق آنان به گذشت و فداکارى در جوانان

ـ آموزش شیوه هاى سالم سازى جسم و روان در جریان فعالیت هاى زندگى، ورزش و تفریحات

ـ تأکید بر اجتناب جوانان از بطالت و بیکارى و تحذیر آنان از سرگرمى هاى تحذیرى و اعتیاد

ـ ترغیب و تشویق جوانان به ایجاد سرگرمى هاى سازنده و نشاط انگیز براى گذران مفید اوقات فراغت

ـ تخصیص برنامه براى ورزش صبحگاهى و ترغیب جوانان به آماده سازى بدن براى فعالیت روزانه

ـ تهیه و تنظیم برنامه هاى اساسى در خصوص آموزش فنون و مهارت هاى ورزشى به نسل جوان

ـ تهیه گزارش مصوّر از ورزش هاى سنّتى جهت تبلیغ و اشاعه ورزش هاى محلى و پهلوانى کشور

ـ تشویق جوانان به ورزش هاى کوهستانى و رزمى جهت افزایش قدرت و مقاومت بدنى آنان

ـ تهیه فیلم هاى کوتاه از زندگى و سیره جوانمردان و قهرمانان ورزشى (الگوسازى در ورزش)

ـ پخش مسابقات ورزشى ویژه جوانان در سطح مدارس، دانشگاه ها و محیط هاى ورزشى و تربیتى

ـ تهیه گزارش ویژه از جریان مسابقات منطقه اى و کشورى جوانان در اردوگاه هاى ورزشى و تربیتى

ـ مراعات اعتدال در تفسیر مسابقات ورزشى و اجتناب از تبلیغات کاذب و هیجان انگیز در ورزش

ـ پخش مستقیم مسابقات ملى و جهانى در یکى از شبکه هاى تلویزیونى و صداى جمهورى اسلامى

ـ پخش اخبار ورزشى دختران و برنامه هاى هفتگى با توجه به موازین اخلاقى و احکام شرعى

ـ پخش گزارش مصوّر جشنواره هاى فرهنگى ـ ورزشى براى سرگرمى جوانان در اوقات فراغت

ـ معرفى ورزشکاران قهرمان و نمونه مناطق مختلف کشور جهت الگوسازى ورزشى براى جوانان

ـ انعکاس اخبار و گزارش هاى مربوط به فعالیت هاى ورزشى جوانان در مناطق روستایى و عشایرى کشور

ـ تهیه گزارش مصوّر جهت انعکاس آخرین رویدادهاى ورزشى در برنامه هاى ویژه جوانان

ـ تهیه گلچینى از مسابقات و رویدادهاى ورزشى جهان براى سرگرمى جوانان در اوقات فراغت

ـ برگزارى میزگردهاى ویژه جوانان جهت بررسى و تفسیر رویدادهاى مهم ورزشى ایران و جهان

برنامه مطبوعات و نشریات

ـ تبلیغ در خصوص اشاعه ورزش همگانى و آمیختن فعالیت هاى ورزشى با آموزش هاى اخلاقى

ـ تبلیغ در جهت ایجاد تعادل روانى در جوانان و جلوگیرى از هدف شدن ورزش در زندگى آنان

ـ آموزش والدین و مربیان در جهت شیوه هاى تنظیم برنامه زندگى و فعالیت هاى فراغتى و تفریحى جوانان

ـ تهیه مقالات علمى در خصوص معرفى انواع رشته هاى ورزشى به جوانان مشتاق و علاقه مند

ـ ترغیب جوانان به تلاش در جهت احیاى ورزش هاى محلى و سنّتى سازگار با فرهنگ اسلامى

ـ تبلیغ در جهت ترغیب جوانان به فعالیت هاى ورزشى به منظور نجات از بطالت و انحرافات اجتماعى

ـ طبع و نشر مقالاتى در زمینه تقویت روحیه حق طلبى، آزادگى، گذشت و جوانمردى در جوانان

ـ تدوین اصول و ضوابط شرعى و شیوه هاى حاکمیت اخلاق اسلامى بر محیط هاى ورزشى و تفریحى

ـ طرح و تبیین آثار مفید تعاون و همکارى جمعى و آثار منفى تکروى و خود محورى در فعالیت هاى ورزشى

ـ طرح و تبیین جاذبه هاى صادق و کاذب ورزش در جهت هدایت فکرى و فرهنگى نسل جوان

ـ اجتناب از بت سازى قهرمانان ورزشى و پرهیز از ایجاد هیجانات کاذب و مقطعى در تبلیغات ورزشى

ـ طرح نیازها و گرایش هاى فراغتى و ورزشى جوانان به کمک بررسى ها و نظرخواهى هاى علمى از نسل جوان

ـ طرح زندگینامه و سجایاى اخلاقى جوانمردى و ورزشکاران پیشکسوت براى الگوسازى در عالم ورزش

ـ تهیه گزارش مصوّر از فعالیت هاى ورزشى جوانان در مناطق شهرى، روستایى و عشایرى کشور

ـ انعکاس اخبار و رویدادهاى ورزشى ایران و جهان در روزنامه ها و نشریات هفتگى و ادوارى

ـ اختصاص صفحاتى از روزنامه ها و نشریات هفتگى به ورزش جوانان در مناطق روستایى و عشایرى

ـ تنظیم برنامه هاى بهداشت جسمى و روانى براى آمادگى جوانان در فعالیت هاى ورزشى و تفریحى

ـ معرفى پارک ها و تفرّجگاه هاى سرسبز و طبیعت سرشار از زیبایى و طراوت ایران به جوانان

ـ تهیه خبر وگزارش مستند از آخرین دستاوردها و پیشرفت هاى ورزشى جوانان در سطح جهانى

ـ معرفى جوانان ورزشکار و نمونه براى تشویق و تجلیل از مقام و منزلت آنان در جامعه ورزشى

ـ آموزش و تربیت عکاس و خبرنگار ورزشى از جوانان مشتاق و علاقه مند به ورزش در مناطق مختلف

ـ انتشار مجلات ورزشى براى جوانان جهت پوشش اخبار ورزشى آنان در سراسر کشور

ـ انتشار مجله «ورزش دختران» براى تشویق و ترغیب دختران به ورزش و تربیت بدنى

ـ تهیه خبر جهت انعکاس فعالیت هاى ورزشى جانبازان و معلولان در بخشى از نشریات هفتگى

منبع: جوانان و تجربه زندگی در اوقات فراغت؛ ص ۱۵ – ۲۳

جوان و تعالى شخصیت

«هرکس، مسلمانى را گرامى بدارد، خداى والا را گرامى داشته است»[۱]رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)

شخصیت هر فرد، محبوب ترین پدیده مورد علاقه اوست. غریزه حب ذات که بر اساس حکمتى الهى در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده است، آدمى را بر مى انگیزد تا بر مبناى «خود دوستى» از مخاطرات و ناملایمات، خود را مصون نگاه داشته و بقاى عمر و زندگیش را تدبیر نماید. چنین غریزه اى، انسان را به دفاع از تمامى موجودیت و شخصیتش وا مى دارد و او را به جبهه گیرى در مقابل هر عملى که شخصیت او را تهدید کند، بر مى انگیزاند. از این روى، طبیعى به نظر مى رسد که به دیگران، اجازه نفوذ به قلمرو شخصیت خویش ندهد و در حقیقت، «تحقیر شخصیت» دیگرى به این مفهوم است که ضربه اى را به اصلى‌ترین جنبه مورد علاقه اش وارد کنیم و بیشترین مقاومت را در او علیه خود به وجود آوریم.

در مقابل، «تکریم شخصیت»، احساس ارزش را در فرد بالا مى برد و رویکرد وى را نسبت به جهان درون و جهان برون، متحول مى کند. «نکوداشت» شخصیت جوانان، به نتایج زیر منجر مى شود:

۱٫ موجب جلب اعتماد آنان به اطرافیان شده و در نتیجه تفاهم دو نسل را باعث مى شود.

۲٫ این روش، اقتدا به سیره نبوى(صلى الله علیه و آله و سلم) و شیوه اولیاى خداست، آنان، همواره جوانان را مورد تکریم قرار داده و منزلت خاصى برایشان تأمل مى شوند.

۳٫ تکریم جایگاه نسل جوان، موجب «گناه ستیزى» آنان خواهد شد زیرا کسانى که در درونشان احساس عظمت و منزلت مى کنند، نه تنها دست از گناه مى شویند بلکه به گناهان یورش مى برند تا جامعه سالم بماند. و در مقابل، تحقیر نسل جوان، زمینه «گناه پذیرى» را مهیا مى کند و آنان را نومید و سرگردان، در جامعه پیچیده و دشوار معاصر، رها مى کند.

۴٫ «نکوداشت شخصیت جوان»، استعدد هاى راکد و ذخیره او را به حرکت در مى آورد و آن ها را به توانایى هاى بارز و آشکار پیوند مى زند تا نیروى عظیمى که از این طریق حاصل مى شود، براى دستیابى به هدف هاى مهم و ارزشمند زندگى، کفایت نماید.

۵٫ جوانان، براى مشارکت در جامعه مدنى، نیاز به شخصیتى دارند که ابتدا مورد پذیرش خودشان باشد و بعد از آن مورد پذیرش جامعه باشند. «تکریم نفس»، مقبولیت شخصى و اجتماعى را باعث مى شود.

شیوه‌ها و راه‌کارها

۱٫ پذیرش شخصیت جوانان، همان گونه که هستند، زمینه را براى ارتباط توأم با تفاهم، مساعد نموده و تداوم ارتباط صمیمانه را تضمین مى نماید.

۲٫ گفتگوى خود را با موضوعى که مورد علاقه جوان است، آغاز کنیم، این اقدام، منجر به جلب اعتماد و اطمینان عمیقى مى شود، به گونه اى که نقطه آغاز روشنى در ارتباط متقابل به وجود مى آید.

۳٫ جوانان با هر دریچه اى که به جهان خارج از وجود خود مى گشایند، تجربیاتشان را غنى تر و گسترده تر کرده و جریان رشد اجتماعى شان را تسهیل مى کنند. در مقابل، محدودیت روابط انسانى، منجر به وقفه در رشد اجتماعى فرد مى شود. مى توانیم جوانان را به توسعه روابط انسانى مطلوب ترغیب کنیم تا تجربیاتشان را غنى تر و گسترده تر کرده و جریان رشد اجتماع شان را تسهیل مى کنند. در مقابل، محدودیت روابط انسانى، منجر به وقفه در رشد اجتماعى فرد مى شود. مى توانیم جوانان را به توسعه روابط انسانى مطلوب ترغیب کنیم تا تجربیات وسیعترى را جذب کنند.

۴٫ با تأکید بر نیرو هاى درونى نسل جوان، به تدریج مى توان، مرکز ثقل احساس شایستگى را در درون آنان یافت نه در بیرون از وجودشان، به این مفهوم که شخص براى ارزیابى میزان لیاقت خود بیش از آن که به اظهار نظر هاى دیگران متکى باشد، بر احساس درونى خود تکیه کند.

۵٫ یکى از اهداف تربیت جوانان، ایجاد نظام همبسته اى از ارزش ها در درون خود آنان مى باشد، آن گونه که فرد به معیار ها و ملاک هایى مجهز شود که قادر به تشخیص ارزش ها از ضد ارزش ها باشد و در مورد آن ها بتواند به مقایسه بپردازد و از نوعى قضاوت و داورى صحیح برخوردار گردد، براى این منظور لازم است با ترتیب دادن مجالس بحث و انتقاد، قواى عقلانى وى را پرورش داده و در او توانایى مقایسه و قضاوت ایجاد کنیم. چه آن که از درجات و مراحل بالاى تفکر، مقایسه امور با یکدیگر و نیز داورى درباره آنهاست.

۶٫ در گفتگو و مباحثه با جوانان، باید به جاى توسعه انقیاد ذهنى در پى پرورش انتقاد فکرى بود و زمینه هایى را ایجاد نمود که آنان بتواند با بحث و گفتگو درباره نظام ارزش ها، باید ها و نباید هاى اخلاقى، درک روشنترى درباره این گونه امور پیدا کنند. و توانایى تمیز انتقاد سازنده از انتقاد مخرب و به کارگیرى شیوه هاى مناسب گفتگو را بیابند. حاصل چنین گام هایى در تعالى شخصیت جوانان، تبلور خواهد یافت.

پی‌نوشت
[۱]. فرید تنکابنى، راهنماى انسانیت (سیرى دیگر در نهج الفصاحه)، ص ۵۹۹٫
منبع: محمد رضا شرفی؛ جوان و نیروی چهارم زندگی، ص ۴۵ – ۴۷

منشور نسل جوان در سيره امام صادق (عليه السلام)

جوانان و نوجوانان در هر جامعه اى گنجينه هاى سرشارى هستند كه اگر مربيان و متوليان براى آنان سرمايه گذارى شايسته انجام دهند و اين گروه فعال و پرشور را با رفتار حكيمانه، تكريم شخصيت و احترام به نيازها، به اهداف مطلوب و ايده آل خود هدايت نمايند، علاوه بر اين كه آنان را از خطر انحراف و ترديد در هويت و آسيب هاى اجتماعى مصونيت بخشيده اند، قلب هاى پاك و زلال آنان را به سوى نيکي ها، زيبايى ها و اخلاق پسنديده رهنمون مي شوند و جامعه آينده را از نظر سلامت و حفظ ارزش ها و فرهنگ، بيمه نموده اند.

امام صادق (عليه السلام) در مورد سرمايه گذارى معنوى براى نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروه هاى منحرف و كج انديش، مى فرمايند: «نوجوانان خود را با احاديث ما آشنا كنيد قبل از اين كه مرجعه (يكى از گروه هاى منحرف) بر شما پيشى گيرند».[1]

ارتباط با نسل جوان

هدايت و تربيت نسل جوان به لحاظ اهميتى كه دارد امروزه بيش از گذشته مورد توجه انديشمندان و جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان داراى خصوصيات عاطفى، اجتماعى و جسمانى است. حساسيت، تنوع خصلت هاى رفتارى، هيجان هاى درونى، علاقه شديد به دوستى با همسالان، عدم كنترل رفتار، حب ذات، الگو پذيرى و تقليد، افتخار به شخصيت و تشخص طلبى و ميل به آزادى، شمه اى از ويژگى هاى اوست.

با توجه به اين ويژگى ها، شيوه رفتارى امام صادق (عليه السلام) با جوانان، و همچنين سخنان و دستور العمل هاى آن حضرت براى جوانان و برخورد با آنان، بهترين نسخه شفا بخش و راه گشاست. نگاه هاى مهربان، بزرگداشت شخصيت، توجه به استعداد و صلاحيت آنان، احترام به نيازهاى فردى و اجتماعى، رفتار محبت آميز و حكيمانه و سرشار از عاطفه و خلوص، موجب جذب جوانان به سوى آن حضرت بود.

آن حضرت به سرعت پذيرش سجاياى اخلاقى در نوجوانان توجه كرده و به ابوجعفر ; مؤمن طاق مى فرمايد:

« بر تو باد تربيت نوجوانان، زيرا آنان زودتر از ديگران خوبى ها را مى پذيرند.»[2]

در اينجا به ذکر چند نمونه از شيوه ها و راه كارهاى عملى برخورد و هدايت جوانان در پرتو گفتار و رفتار صادق آل محمد (عليه السلام) مى پردازيم:

1 – رفتار نيكو و ملايم

نوجوان، قلبى پاك، روحى حساس و دلى نازك و عاطفى دارد پس در برخورد با او بايد راه نرمى و ملايمت پيش گرفت. نگاه مهربان، ارزش دادن به شخصيت و رفتار خوش، بهترين شيوه ارتباط با اوست. محبت، اظهار علاقه، صدا كردن با القاب، عناوين و نام هاى زيبا او را به سوى مبلغ و مربى جذب مى كند و در اين حال مى توان ارتباط قلبى و عاطفى با او ايجاد كرد، سخنانش را شنيد، راهنمايى كرد، لغزش ها را متذكر شد و بالاخره در عالم دوستى كه يك ارتباط شديد روحى و عاطفى برقرار است، مى توان صفات زيبا را به او القاء نمود، نيازهاى بسيارى را از او برطرف كرد و او را از آلودگى ها بر حذر داشت، زيرا گرايش جوان به خوبى ها و زيبايى ها از ديگران بهتر و سريع تر انجام مى پذيرد.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:« هر كس سه خصلت را دارا نباشد از ايمان خود سودى نخواهد برد:

اول – بردبارى، كه جهل نادان را برطرف كند.

دوم – پارسائى، كه او را از حرام باز دارد.

سوم – رفتار نيكو كه با مردم مدارا نمايد.»[3]

2 – آگاهى دادن در مسائل دينى

يكى از علل دين گريزى برخى جوانان و نوجوانان، عدم آگاهى به مسائل دينى است ؛ زيرا انسان طبيعتا هر چه را نشناسد به سويش نمى رود و افكار و احساسات و حواس خود را به سوى آن معطوف نمى دارد. اما شناخت و آگاهى از خوبى ها و زيبائى ها به ويژه اطلاع از منافع آن، سريعا انسان نفع طلب را جذب كرده و آن را در نزد وي، دوست داشتنى مى كند. براى همين اگر جوانان با آثار، بركات، احكام و معارف دين آشنا شوند، فاصله شان با حقايق دينى كم خواهد شد.

امام صادق (عليه السلام) به بشير دهـّان (روغن فروش) فرمود: « از دوستان ما كسى كه در دين خود انديشه و تفقه نكند ارزش ندارد. اى بشير! اگر يكى از دوستان ما در دين خود تفقه نكند و به مسائل و احكام آن آشنا نباشد، به ديگران (مخالفين ما) محتاج مى شود، هر گاه به آن ها نياز پيدا كرد آنان او را در خط انحراف و گمراهى قرار مى دهند در حالى كه خودش نمى داند.»[4]

ضرورت يادگيرى احكام دينى در منظر پيشواى ششم آن قدر مهم است كه مى فرمايد: « اگر به جوانى از جوانان شيعه برخورد نمايم كه در دين تفقه نمى كند او را تأديب خواهم كرد.»[5]

3 – شناساندن آسيب هاى اجتماعى

آشنا نبودن نسل جديد با آفت هاى اجتماعى، موجب افت ارزش هاى اخلاقى، توفيق دشمنان فرهنگى و رواج خلاف و حرام در ميان آنان مى باشد. اگر جوانان مسلمان با اين آفت ها آشنا باشند و از عواقب بد آن در ميان افراد جامعه اطلاع يابند، بنابر فطرت پاكى كه خداوند در نهاد ايشان قرار داده از آن آفات فاصله خواهند گرفت و دامن خويش را به چنين آفات اجتماعى، آلوده نخواهند كرد.

صادق آل محمد (عليه السلام) مواردى از آفت هاى اجتماعى را چنين فهرست كرده است : « به برادر ايمانى خود ستم ننمايد، او را فريب ندهد، به او خيانت نكند، او را كوچك نشمارد، او را دروغگو نخواند، به او اف نگويد و اگر به او اف بگويد (غرغر كند) دوستي بين آن دو قطع مى شود و اگر به برادر ايمانى اش بگويد تو دشمن من هستى، يكى از آن دو كافر [باطنى ] مى شود و اگر برادرش را متهم نمايد، ايمان در قلب او ذوب مى شود مانند ذوب شدن نمك در آب.»[6]

4 – ترغيب به دانش افزايى

يك جوان مسلمان بايد از علوم روز آگاهى كافى داشته باشد. تخصص در كنار تعهد يك اصل مسلم و ترديد ناپذير در فرهنگ ما است. كسانى در عرصه زندگى به اهداف دلخواه خود مى رسند كه با شناخت دانش ها و مهارت هاى عصر خود به قله هاى سعادت نائل شده و با تعهد و ايمان خويش، اعتماد افراد جامعه را به خود جلب كنند.

از منظر حضرت صادق (عليه السلام)، كسب دانش و مهارت هاى فنى براى يك جوان ضرورى است، آن حضرت مى فرمايد: « هيچ وقت دوست ندارم يكى از جوانان شما (شيعه) را ببينم مگر اينكه در يكى از دو حال، شب و روز خود را سپرى كند : يا دانا باشد يا ياد گيرنده».[7]

5 – عادت دادن به حسابرسى

يك تاجر زمانى در كار خود پيشرفت مى كند كه در هر شبانه روز به حساب خود رسيدگى كرده و سود و زيان معاملات خويش را بداند در غير اين صورت بعد از مدت كوتاهى سرمايه و هستى خود را از دست خواهد داد. جوانى، يك سرمايه و فرصت بسيار عالى براى هر شخص است.

اگر جواني به حساب عمر خود رسيدگى نكند و نداند كه در مقابل عمر خويش چه چيزى به دست آورده است، در آينده اى نه چندان دور سرمايه ي معنوى خويش را به باد فنا خواهد داد. اما اگر به حساب روزانه اش برسد و ببيند كه در مقابل هر روز از دست رفته، يك قدم به سوى كمال برداشته، مسلما خوشحال شده و آن را تكرار مي كند و در مقابل انحطاط فكرى و اخلاقى غمگين گشته و سعى در جبران آن داشته باشد، بديهى است كه رو به سوى رشد و ترقى خواهد نهاد .

امام صادق (عليه السلام) به ابن جندب كه جواني فعال، پرشور و با ايمان بود مى فرمايد: « اى پسر جندب! هر مسلمانى كه ما را مى شناسد شايسته است كه رفتار و كردار خود را در هر شبانه روز برخود عرضه دارد و حسابگر نفس خويش باشد تا اگر كار نيكى در آن ها ديد، بر آن بيفزايد و اگر كار بدى در اعمال خود مشاهده نمود، از آن ها توبه كند، تا در روز قيامت دچار ذلت و حقارت نشود».[8]

6 – تعديل حس دوست خواهى

انسان با انس به دوستانش احساس مسرت و لذت مى كند. او در همنشينى با رفيق شفيق، نشاط و نيرو مى گيرد و اين يك نياز طبيعى اوست که بايد نسبت به آن ارضاء شود. يك جوان در اثر اين حس، به سمت دوستان و همفكران خود كشيده مى شود، او عاشق رفاقت است و دنبال ارتباط با هم سن و سالان خود مى باشد.

از طرف ديگر بر اثر غلبه احساسات و شور و شوق جوانى و نپختگى نگرش عقلانى، ممكن است در دام دوستان ناباب بيفتد. از اين رو در انتخاب يك دوست ممكن است دچار مشكلات گردد . امام جعفر صادق (عليه السلام) دقيقا روى همين نكته و به جوانان چنين رهنمود مى دهد: «دوستان سه دسته هستند:

1- كسى كه مانند غذا در هر زمان به او نياز هست و او دوست عاقل است.

2- كسى كه [براى انسان] مانند بيمارى و درد [رنج آور] است، او دوست احمق [و نادان] است.

3- كسى كه وجودش براى فرد همانند داروى حيات بخش است، که او رفيق روشن بين [و اهل تفكر] است».[9]

7 – ضرورت ازدواج

هر جواني فطرتاً نيازمند ازدواج است و بايد به اين نياز خدادادى و طبيعى خود از طريق مشروع پاسخ دهد . اما بعضى جوانان با بهانه قرار دادن بعضى مشكلات و سختى ها از اين سنت الهى روى بر تافته و خود را در دام نفس شيطانى گرفتار مى كنند. به آنان بايد توجه داده شود كه اين پيمان مقدس در ميان تمام ملت ها وجود داشته و محبوب ترين بنيان نزد خداوند متعال است.

با ازدواج، شخصيت و ايمان دو جوان كامل مى شود. صادق آل محمد (عليه السلام) فرمود: «من تزوج احرز نصف دينه فليتق الله فى النصف الآخر؛[10] كسى كه ازدواج كند نصف دينش را حفظ كرده است، پس بايد در نصف ديگرش تقواى الهى پيشه كند».[11]

و در حديث ديگرى آن حضرت به جوانان چنين پيام داد: «دو ركعت نماز فرد متاهل بر 70 ركعت، نماز فرد مجرد برترى دارد».[12]

8 – تشويق به نماز

بر اساس متون دينى ِ ما، نماز عامل كمال انسان و حافظ او از آلودگى ها و صفات مذموم و ناپسند است. همچنين اين رفتار معنوى تاثير بسزايى در بيدار كردن روح نظم و حفظ نظام انسان دارد . نماز، تسلى بخش و آرامش بخش دل هاى مضطرب در انسان هاى خسته و نگران است.

نماز شاخص رهروان راه خدا و بهترين وسيله ارتباط صميمانه رب العالمين است. «[روز قيامت] اولين چيزى كه از بنده محاسبه مى شود نماز است. اگر از او نماز پذيرفته شد، ساير اعمالش پذيرفته مى شود اما اگر نماز او رد شد ساير اعمال [نيك] او نيز رد خواهد شد».[13]

آن حضرت در مورد زيان هايى كه در اثر دورى از نماز براى انسان رخ مى دهد به ابن جُندب فرمود: « واى بر آن ها كه از نماز غفلت كنند، در خلوت بخوابند و خدا و آياتش را در دوران ضعف دين استهزاء كنند، آنان كسانى هستند كه در آخرت بهره ندارند و خدا در روز قيامت با آنان سخن نخواهد گفت، آنان را تبرئه نخواهد كرد و عذاب دردناك براى آن هاست.»[14]

نویسنده: عبد الکریم پاک نیا

منبع: مبلغان شماره

پى نوشت ها:

[1] . التهذيب، ج 8، ص 111.

[2] . الكافى، ج 8، ص 93.

[3] . بحارالانوار، ج 75، ص 237.

[4] . منية المريد، ص 375; اصول كافى ج 1، ص 25.

[5] . بحار الانوار، ج 1، ص 214.

[6] . وسائل الشيعه، ج 12، ص 208.

[7] . امالى طوسى، ص 303.

[8] . تحف العقول، ص 301.

[9] . بحارالانوار، ج 75، ص 237.

[10] . تحف العقول، ص 302.

[11] . همان، ج 100، ص 219.

[12] . روضة الواعظين، ج 2، ص 374.

[13] . من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 208.

[14] . تحف العقول، ص 302.