نام نیکو

نوشته‌ها

قداست مادر در فرهنگ اسلامى‏(۲)

تساوى تکریم والدین از دیدگاه قرآن کریم‏

اگر چنانچه از آلام و متاعب عدیده مادران در دوران باردارى و وضع حمل و پرورش فرزند در قرآن کریم سخن به میان آمده است و به طور اندک از زحمات پدر اشاره رفته است این مسئله دلیل بر بى‌اهمیت شمردن مقام پدران نمی‌باشد. خداوند در مقام تساوى تکریم والدین خطاب به فرزندان جهت حمایت و دستگیرى می‌فرماید: «و احفض لهما جناح الذلّ من الرحمه و قل ربّ ارحمهما کما ربّیانى صغیرا؛(۱۴) و بال‌هاى خود را از روى فروتنى و مهربانى و رحمت بر سر هر دو آنها بگشاى و بگو خدایا به آنها رحم کن همان گونه که مرا در کودکى پرورش دادند».

از دیدگاه خداوند منّان به حدى رحمت و رأفت، ارجمند و مقدس شمرده می‌شود که عطوفت فرزند به منزله دو بال پرنده قلمداد شده که از روى ذلّ و فروتنى بر سر پدر و مادر گشاده می‌گردد. این تشبیه زیبا در اصطلاح علم بیان، به استعاره مکنیه تعبیر شده است. چون هنگام حذف ادات تشبیه، عبارتى که مفهوم می‌گردد همانا فروتنى، رأفت و عطوفت سرشار از عشق و عاطفه فرزندان می‌باشد.(۱۵)

در این آیه به ظرافت‌هاى حساس و نکته‌هاى پر معنا در رابطه با احترام به پدر و مادر و نیز آزمایش فرزندان در ارتباط با نحوه نگاهدارى صحیح و ایثارگرانه آنها اشاره شده است:

۱- توجه به حالات پیرى پدر و مادر که در زمان کهولت و بیمارى بیشتر به حمایت و محبت نیازمند می‌باشند چه آنها ممکن است که بر اثر ناتوانى نتوانند از جاى برخیزند یا در امر نظافت شخصى کوشا باشند لذا فرزندان مورد آزمایش قرار می‌گیرند که آیا از صبر و حوصله کافى براى نگهدارى مهربانانه و مؤدبانه برخوردار هستند یا خیر؟

۲- ایجاد انگیزه تواضع و فروتنى «خفض جناح».

۳- هنگامی که فرزند سر بر آستان الهى می‌ساید و پروردگار خویش را حمد و سپاس می‌گوید پدر و مادر را در حال حیات و ممات فراموش نکند و از خداوند براى آنها تقاضاى رحمت کند و به خدا عرضه دارد که: بارالها! همان گونه که آنها در کودکى مرا تربیت کردند و از نشاط و جوانى به لحاظ بالندگى و تکامل فرزند خویش ایثار نمودند هم اکنون آنها را مشمول عنایت و رحمت خود قرار بده.

نیکى باید مستقیم و بدون واسطه باشد

قرآن کریم در سوره انعام، آیه ۱۵۱، نیکى به پدر و مادر را بلافاصله بعد از مبارزه با شرک عنوان می‌نماید که دلیل بر اهمیت فوق العاده حق پدر و مادر در دستورات فرهنگ اسلامی است. در این آیه می‌فرماید: «الّا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً؛ هیچ چیز را شریک خدا قرار ندهید و نسبت به پدر و مادر نیکى کنید».

اصل فرمایش این است که: «بالوالدین احساناً؛ اگر می‌فرمود: الى الوالدین احساناً؛ یعنى نیکى کردن هرچند به طور مستقیم و یا غیر مستقیم باشد. اما «بالوالدین احساناً» یعنى نیکى کردن به طور مستقیم و بدون واسطه، آیه می‌فرماید موضوع نیکى به پدر و مادر، آنقدر اهمیت دارد که باید فرزند شخصاً و بدون واسطه آن را انجام دهد.(۱۶)

اطاعت از والدین مشرک جایز نیست‏

همه ما می‌دانیم که شرک در اسلام، عملى حرام و زشت شمرده می‌شود و انسان مشرک، نجس قلمداد می‌گردد. از دیدگاه اسلام اگرچه مقام پدر و مادر بسى ارزشمند شمرده می‌شود لکن فرزند مسلمان وظیفه دارد از اطاعت پدر و مادر مشرک، سر باز زند. نمونه بارز آن داستان سلمان فارسى است که بر آئین مجوس بود لکن بعد از گرایش به اسلام، از نزد والدین خویش که هر دو مشرک بودند گریخت و از اوامر آنها اطاعت ننمود.

قرآن کریم در سوره عنکبوت اگرچه ما را به احسان نسبت به والدین فرا می‌خواند لکن در جایى از آیه می‌فرماید که: اطاعت از پدر و مادر مشرک که سعى و تلاش بر شرک ورزیدن فرزندان خویش دارند، جایز نیست. آیه ذیل گواه بارزى بر این مدعاست:

«و وصّینا الانسان بوالدیه حسناً و ان جاهداک لتشرک بى‌ما لیس لک به علمٌ فلاتطعهما…».(۱۷)

ما به انسان توصیه کردیم به پدر و مادر خویش نیکى کند و اگر آن دو تلاش کنند و اصرار ورزند که براى من شریک قائل شوى که به آن علم ندارى از آنها اطاعت مکن.

تربیت صحیح مادر، گام اساسى به سوى سعادت‏

عمده طرز تفکر موهوم در جامعه عرب قبل از اسلام بر این باور استوار بود که نه تنها دختران و زنان عضو اصلى و شاخص جامعه بشمار نمی‌روند بلکه گاه در حکم ظروفى براى نگاهدارى و آفرینش پسرانى قلمداد می‌شدند که تنها براى اصل و نسب آفرینى پدران فرزند می‌آورند همان گونه که یکى از شاعران عصر جاهلى این گونه سروده است:

و انّما امهات النّاس اوعیه‏

مستودعات و للانساب آباء

مادران در حکم ظروف براى پرورش انسان‌ها می‌باشند و تنها براى نسب پدران، فرزند می‌آورند!(۱۸)

چه بسا مادرانى که با زحمات و مشقات فراوان تنها به داعیه بقاء نسل و تحکیم بنیان خانواده و فرزندان خود را در بطن خویش می‌پرورانند و یا متحمل هزینه‏‌هاى سنگین و گزاف در امر زایمان و رشد و تکامل فرزند می‌گردند لکن از شناخت ماهیت تعلیم و تربیت در ناآگاهى بسر می‌برند و همین عوامل علاوه بر فرسایش نیروى جسمانى، منجر به نادیده انگاشتن عواطف واقعى و همه جانبه آنان در امر ایفاى وظایف خطیر مادرانه و پرورش اطفال و ارضاء خواسته‌هاى مشروع و بر حق فرزندانشان خواهد گشت. آیا چنین مادرانى که فرزندان خویش را در مسیر تباهى و فساد سوق می‌دهند و موجب تولید زحمات عدیده و مشکلات و ناهنجاری‌هاى فراوان اجتماعى را فراهم می‌سازند به واقع بهشت در زیر پاى آنهاست؟! اگر چنانچه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

تناکحوا…تناسلوا. ازدواج کنید و فرزند آورید که من در قیامت به امت خویش مباهات خواهم نمود. مراد از این فرمایش یک جمعیت متعادل و به عبارت بهتر و فراگیر یک امت سازمان یافته و تربیت شده در امر تهذیب و تزکیه نفوس اجتماع می‌باشد نه یک جمعیت رو به تزاید لجام گسیخته و فاقد روح تربیت و تعالى اخلاقى که حتى از قابلیت ذاتى لازم جهت تربیت پذیرى بی‌بهره می‌باشند و هر از گاه مشکلات عدیده را فراهم ساخته و مرتکب جرایم گوناگون می‌شوند.

داستان شگفت آور خضر و کشتن طفل بدست او، مبیّن آنست که آن جناب از طریق علم لدنى و دانش الهامی و شهودى، پى به فساد و عدم صلاحیت او برده بود. خضر در پاسخ اعتراض موسى(علیه السلام) خواهان فرزند صالح بود تا از این طریق جمعیت متعادل و کمال یافته صالحان پدیدار شود. او از خداوند درخواست نمود تا فرزند صالح به والدین با ایمان مرحمت فرماید.

«…و امّا الغلام فکان ابواه مؤمنین فخشینا ان یرهقهما طغیاناً و کفراً فاردنا ان یبدلهما ربّهما خیراً منه…».(۱۹)

بارها به تجربه ثابت شده خانواده‌هایى که از فرزندان کمتر برخوردارند و مادر به منزله مدیر در امر اداره منزل و تعلیم صحیح فرزندان به شمار می‌رود از امکانات لازم جهت تربیت و رشد و تعالى فرزندان خویش بهره ‏مند می‌باشند. لکن خانواده‏‌هاى پرجمعیت که از کنترل لازم جهت حفظ و حراست اولاد خویش از دستبرد شیاطین اجتماع در ناآگاهى بسر می‌برند، نمی‌دانند که به پرورش شایسته کدامیک از آنها توجه کنند! قرآن کریم در این رابطه می‌فرماید:

«المال و البنون زینه الحیاه الدنیا و الباقیات الصالحات خیرٌ عند ربک ثواباً و خیر املا…؛(۲۰) مال و ثروت و فرزندان، مایه زینت حیات دنیا هستند؛ اما آنچه از خیر و صلاح باقى ماند، بهتر است.

خواجه نصیر الدین طوسى هدف از تربیت کودک را این چنین معرفى می‌کند:

«و چون رضاع(شیردهى) او تمام شود به تأدیب و ریاضت اخلاق او مشغول باید شد پیشتر از آن که اخلاق تباه فراگیرد؛ چه کودک مستعد بود و به اخلاق ذمیمه میل بیشتر کند به سبب نقصان و حاجاتى که در طبیعت او بود…».(۲۱)

مطالعه در زندگینامه بسیارى از دانشمندان و فیلسوفان جهان و علل ترقى و پیشرفت آنان در علم و حکمت، هر وجدان آگاه و افکار بیدار را به قضاوت صحیح پیرامون تربیت شایسته و سازنده مادران ارجاع می‌دهد. «کنفوسیوس» حکیم و فیلسوف معروف چین رمز موفقیت و تعالى خویشتن را مرهون مادرى مهربان و دانا می‌دانست که در آخرین دم حیات از هیچ گونه کوششى جهت رفاه فرزند دریغ نورزید، هنگامی که مادر آن حکیم از دنیا رفت کنفوسیوس بسیار متأثر و محزون بود و حتى چنگ و تار خویش را شکست. مادر «منسیوس» پیشواى مکتب اصولى چین در خصوص پیشرفت فرزند دست به اقدام جالبى زد. هنگامی که همسر آن زن فوت شد او با فرزند خویش در خانه ‏اى سکنى گزید که در حوالى گورستان بود. مادر منسیوس مشاهده کرد که فرزندش پیوسته از اعمال گورکنان تقلید می‌کند ناچار به ترک خانه گردید و در محله‏‏‌اى مشرف به بازار سکونت گزید لکن دریافت که منسیوس در بازی‌هاى خویش بسان کاسبان و اهل حرفه رفتار می‌کند ناچار به ترک آن محل شد و عاقبت در محله ‏اى که غالب فیلسوفان و حکما در آنجا ساکن بودند رحل اقامت افکند. بعد از چندى آن زن دانا دریافت که فرزندش با فیلسوفان و اهل دانش سروکار یافته است لذا در همان محل جایگزین گشت تا منسیوس حکیم و فیلسوف شهیر گردید.(۲۲)

اگر افلاطون و سقراط بوده‏‌اند بزرگ‏

بزرگ بوده پرستار خردّى ایشان(۲۳)

بانوى مجتهده امین(ره) معروف به بانوى اصفهانى که نقش ارزنده و شامخى پیرامون تعلیم و تربیت شایسته زنان در قرن معاصر دارد، پیرامون پرورش و تعالى روان فرزندان توسط مادر این چنین به بانوان مسلمان اندرز می‌دهد:

«…اى بانوان…شما موظف به امر بزرگى هستید زیرا که جاى تردید نیست که اولین کلاس تربیت بشر، دامن مادر است وقتى بشر پا در این عالم می‌گذارد چون لوح وجود او خالى است تربیت مادر و آنچه از قبل او به وى القاء می‌شود مثل نقشى که بر سنگ زده می‌شود به همین گونه در سینه طفل نفوذ می‌کند و سعادت و شقاوت در همان ابتدا در وى تعبیه می‌شود… بدیهى است که هر خلق و ملکه‏‏‌اى که در انسان رسوخ نماید، زائیده شده تکرار عمل اوست… اگر مادر از ابتدا مانع از اعمال زشت کودک شود، به هنگام بزرگسالى به فساد اخلاق گرفتار نخواهد شد…».(۲۴)

خواجه نصیرالدین طوسى(ره)، نخست مرتبه تأدیب کودک را منع از مخالطت اضداد می‌داند چون همنشینى و دیدار غیر متجانس موجب فساد طبع کودک خواهد شد:

«… و اول چیز از تأدیب او آن بود که او را از مخالطت اضداد که مجالست و ملاعبه ایشان مقتضى فساد طبع بود، نگاه دارند؛ چه نفس کودک، ساده باشد و قبول صورت از اقران خود زودتر کند…».(۲۵)

حضرت زهرا(سلام الله علیها)، تجسم عینى بهترین آموزگار و مربى فرزندان‏

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بهترین الگوى راستین مادران فداکار و از جان گذشته در امر تعلیم و تربیت فرزندان عزیز خویش می‌باشد. مقام شامخ آن حضرت در ایفاى وظایف خطیر مادرى به قدرى والا شمرده می‌شود که آن بانو علاوه بر مقام «ام الائمه» دلسوزانه به پدر مکرم خویش رسول اللّه(صلی الله علیه و آله و سلم) مهر و محبت بی‌شائبه ابراز می‌فرمود تا جائیکه به «ام أبیها» مفتخر گشت. به قول شاعر:

بس که محبوب است مادر بس که دارد احترام‏

مصطفى را دخترش زهرا بجاى مادر است(۲۶)

حضرت زهرا(سلام الله علیها) در جنبه‌هاى مربوط به تربیت فرزندان مثل دقت در سلامتى آنان، بازى و تشویق و تربیت عبادى و دینى به نوگلان اهل بیت و توجه به حضور و غیاب آنان، انتخاب بهترین اسماء جهت فرزندان و… نهایت توجه را مبذول می‌داشت که به برخى از این جنبه‏‌ها اشاره می‌کنیم:

دقت در سلامتى روح و جسم آنان‏

آن بانوى عظیم الشأن اسلام در امر رسیدگى به سلامت روح و جسم فرزندان نهایت حساسیت و توجه از خودنشان می‌داد. در تفسیر سوره هل اتى آمده است که ایشان جهت شفاى حسن و حسین(علیه السلام) نذر سه روزه انجام دادند. با حلول ماههاى عبادت مثل ماه شعبان و رمضان، فاطمه(سلام الله علیها) مشتاق آن بود که فرزندان را در نیمه شب و سحرگاهان از خواب بیدار سازد تا آنان از طریق تأثیر پذیرى عبادت به رموز خداشناسى آشنا شوند.

بازى و سرگرمی مفید همراه با سخنان دلنشین و آموزنده‏

شکى نیست که بازى و سرگرمی براى کودکان به منزله تقویت روح و روان آنان قلمداد می‌گردد. فضاى بازى و سرگرمی اگر در محیطى آموزنده و سرشار از عطوفت و مهربانى مادران در خانه و مربیان در مهد کودک و مدرسه انجام گیرد ثمرات چشمگیرى به بار خواهد آورد. متأسفانه بسیارى از مادران از درک عمیق چگونگى ایجاد محیط سالم جهت پرورش روحیه فرزندان ناآگاه می‌باشند. به طور مثال استفاده از آهنگ‌هاى مبتذل و ناسالم و مشاهده تصاویر لهو و لعب، طفل را به انسانى سرشار از عشق کاذب به موسیقى خلاف و ناسالم تبدیل می‌سازد. ثمره ترویج موسیقى حرام تا آنجا خواهد بود که فلان زن خواننده معروف از سنین طفولیت عادت به رقص و ترانه داشته است… بارها مشاهده می‌شود که در مجالس مختلف دختر بچه‏‌ها را وادار به رقصیدن در انظار عموم می‌کنند که بدیهى است چه اثرات مخرب و خانمانسوز اخلاقى را ببار خواهد آورد…

حضرت زهرا(سلام الله علیها) از موقعیت مطلوب خانه دارى به نحو احسن کمال بهره بردارى را می‌نمود گاه از طریق ترنم اشعارى زیبا حس شجاعت و مبارزه با ستمگران را به حسن و حسین(علیهماالسلام) القاء می‌نمود. نقل است که گاه حسن(علیه السلام) را در آغوش می‌گرفت و این چنین می‌سرود:

اشبه اباک یا حسن‏

و اخلع عن الحق الوسن‏

و اعبد الهاً ذاالمنن‏

و لاتوال زالاحن‏

حسن جان! مانند پدرت على(علیه السلام) باش و ریسمان را از گردن حق بردار خداى احسان کننده را پرستش کن و با افراد دشمن و کینه توز دوستى مکن.

و گاه حسین(علیه السلام) را بر زانوان می‌نشاند و او را با دستان مبارکش نوازش می‌کرد و می‌فرمود:

انت شبیهاً بأبی

لست شبیهاً بعلى…

حسین جان! تو به پدرم رسول اللّه(صلی الله علیه و آله و سلم) شباهت دارى و به پدرت على(علیه السلام) شبیه نیستى.(۲۷)

توجه به رفت و آمد فرزندان‏

زمینه بسیارى از مفاسد اجتماعى، ریشه در عدم توجه کافى و حساس والدین نسبت به فرزندان دارد. انواع شرارت، قتل، سرقت، اعتیاد و دوستی‌ها و رفاقت‌هاى کاذب و دروغین به لحاظ بى‌اعتنایى و اهمال والدین به ویژه مادران خانه‌دار که وظیفه سرپرستى و تربیت اولاد بر عهده آنهاست می‌باشد که ثمره آنهمه فجایع بارها از طریق جراید در قالب حوادث گوناگون به چاپ می‌رسد. لکن به کارنامه درخشان زندگى فاطمه زهرا(سلام الله علیها) که بنگریم درمی ‏یابیم که ایشان با آن همه تحمل شب زنده دارى و عبادت و انجام امور خانه لحظه‏‏‌اى از حضور و غیاب فرزندان عزیزش غافل نبود و آن حضرت مراقب آنان بود کما اینکه روزى حسن و حسین(علیه السلام) به غار جبل رفته و مشغول بازى بودند غیبت طولانى آن دو طفل خردسال، مادر را نگران ساخته بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از شنیدن خبر گم شدن آنها به غار جبل رفت و نوه‌هایش را که مشغول بازى بودند یافت و به خانه آورد.

انتخاب بهترین نام‏ها

حضرت زهرا(سلام الله علیها) در انتخاب نام نهایت دقت را مبذول می‌داشت تا این قبیل اسماء شخصیت بسزایى در رفتار و کردار فرزندان ایجاد نماید. لکن بسیارى از والدین نام‌هاى مجعول و نامأنوس را براى فرزندان خود انتخاب می‌کنند و حتى از تفهیم معناى نام‌ها بى‌خبر می‌باشند!(۲۸)

بارالها! به همه مادران، زنان و همسران توفیق کفالت صحیح و با هدف در پرتو حسن عنایات حقانى خود قرار بده.

پروردگارا! به مادران بیاموز که در مسیر جهانى شدن عواطف شایسته و سازنده مادرانه خویش گام‌هاى ارزشمند بردارند.

خداوندا! به همه زنان قدرت بینش و شناخت بانوان بزرگ الگوساز همچون حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و همه زنان بزرگ صدر اسلام عطابخش.

پی‌‏نوشت‏‌ها‏

۱- لغت نامه دهخدا، ج ۳، ص ۳۲۹۸ – ۳۲۹۷؛

۲- ارزش پدر و مادر، سید اسماعیل گوهرى، ص ۲۱ – ۲۰؛

۳- حقوق والدین، حدیث مهر مادر، محمد حسین قاسمی ، ص ۳۱ – ۳۰، نشر: روح.

۴- کلیات سعدى، باب ششم در ضعف و پیرى، دکتر محمد على فروغى، ص ۱۵۱؛

۵- سوره احقاف، آیات، ۱۶ – ۱۵؛

۶- تفسیر نمونه، ج ۱۳، جزء شانزدهم، ص ۵۸ – ۵۷، آیت اللّه مکارم شیرازى.

۷- صحیفه کامله سجادیه، فیض الاسلام، دعاى حضرت براى پدر و مادر، ص ۱۵۹؛

۸- سوره لقمان، آیه ۱۴؛

۹- تفسیر نمونه – ج ۱۷ – ص ۴۰ – ۳۹؛

۱۰- همان منبع، جزء شانزدهم، سوره مریم، ص ۱۷ – ۱۶؛

۱۱- سوره هود، آیات ۷۱ – ۷۲؛

۱۲- سوره مریم، آیه ۲۰؛

۱۳- تفسیر نمونه – جزء شانزدهم – ص ۳۵؛

۱۴- سوره اسراءِ، آیه ۲۴؛

۱۵- جواهر البلاغه فى المعانى و البیان و البدیع – احمد هاشمی – ص ۲۷۴- نشر الهام.

۱۶- مقام پدر و مادر در فرهنگ اسلامی ، ص ۹، محمدرضا صالحیان – نشر: مهر قائم.

۱۷- سوره عنکبوت، آیه ۸؛

۱۸- تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۴۴۶ – ۴۴۵؛

۱۹- سوره کهف، آیات ۸۱ – ۸۰؛

۲۰- سوره کهف، آیه ۴۸؛

۲۱- اخلاق ناصرى، خواجه نصیر الدین طوسى، باب سیاست و تدبیر اولاد.

۲۲- تاریخ جامع ادیان، جان مایرناس ، کنفوسیانیزم و مکتب اصولى چین – ترجمه دکتر على اصغر حکمت.

۲۳- شعر از دیوان پروین اعتصامی ، «مادر».

۲۴- روش خوشبختى و توصیه به خواهران ایمانى. تألیف مصطفى هادوى ص ۶۷ – ۶۶؛

۲۵- اخلاق ناصرى ، سیاست و تدبیر اولاد.

۲۶- شعر از مؤید ، حدیث مهر مادر، محمد حسین قاسمی ، ص ۴۹ ، نشر روح.

۲۷- فرهنگ فاطمیه، الفباى شخصیتى حضرت زهرا(سلام الله علیها)، مهدى نیلى پور – ص ۲۶۸، نشر: رزمندگان اسلام.

۲۸- همان منبع ، ص ۱۰۶ – ۱۰۵؛

نویسنده: پروین داودى فرد

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام؛ شماره ۲۹۵

براى فرزندان خود چه نامى بگذاریم؟

قالَ رَسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): اِنَّ اَوَّلَ ما یَنحَلُ اَحَدُکَم ولَدهُ الاسِمُ الحَسَن؛

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اولین بخشش و عنایت شما به فرزندانتان، انتخاب نام نیکو مى‌باشد.(کافى، ج۶؛ وسائل ج۱۵؛ ص ۱۱۵)

نامگذارى پدیده‌ها و موجودات در عالم آفرینش، از همان نخستین رابطه‌هاى انسان با جهان آغاز شده است. احتمالاً این نامگذاری‌ها ابتدا مبتنى بر اصوات و آواهاى طبیعى بوده است؛ مانند: شُرشُر(صداى آب)، قورباغه(که هجاى اول صداى حیوان است)، جیرجیرک و غیره.

در میان اقوام و ملل گوناگون در طول تاریخ، نام‌ها و عنوان‌ها بر گرفته از نام پدیده‌ها، اسطوره‌ها و الهه‌ها و سپس چهره‌ها و شخصیت‌هاى برجسته ى قبیله و ملت بوده است. در ایران باستان، نام ستارگان، ناهید یا آناهیتا(زهره)، ماه، خورشید، فصول و ماههاى سال مانند: بهار، مهر، آذر، و گلها و درختها مانند: سوسن، سرو و گاه به صورت ترکیبى: مهرنوش، مهرداد و گلناز و … براى تسمیه به کار مى‌رفت.

در فرهنگ برخى جامعه‌ها، نام‌ها بر اساس ویژگى موجودات و گاه متفاوت با جامعه‌هاى دیگر بوده است؛ به همین دلیل در یک فرهنگ، داراى بار مثبت و در فرهنگ دیگر، داراى بار منفى بوده است. احمد بن هیثم از حضرت امام رضا(علیه السلام) سئوال کرد که چرا اعراب فرزندان خود را کلب(سگ)، فَهد(یوز) و نَمر(پلنگ) و مانند آن نامگذارى مى‌کردند؟ حضرت در پاسخ فرمود: عرب‌ها مردان رزم  و نبرد بودند و این نام‌ها را بر فرزندان خویش مى‌نهادند تا در صحنه ى جنگ با صدا زدن آنها، دل دشمن را از هراس و ترس لبریز کنند.

نام‌ها در تکوین شخصیت انسان، تأثیرى شگرف و انکارناپذیر دارند. نام نیکو مى‌تواند انگیزه ى نیکوکارى و گرایش به سمت الگوهاى مطلوب را در فرد ایجاد کند و نام گذارى‌هاى تحقیر آمیز و نکوهیده، ممکن است منجر به گرایشهاى منفى، انزوا، انتقام و پرخاشگرى شود.

اسلام و نامگذارى

قال على(علیه السلام): وَ حَقُّ الوَلِدِ اَن یُحسِنَ اِسمِهُ و یُحسِنَ اَدَبَهُ و یُعَلِّمَهُ القُرانَ؛

امام على(علیه السلام) فرمود: و حق فرزند بر پدر، این است که نام نیکو براى او برگزیند و ادبش را، نیکو سازد و قرآن به او بیاموزد.

اسلام به عنوان‌هاى پسندیده و نام‌هاى خجسته و مناسب در نامگذارى‌ها، توصیه فرموده است. پروردگار متعال در سوره حجرات، از به کارگیرى القاب ناپسند نهى فرموده و نام و عنوان ناپسند دادن را، نتیجه سقوط اخلاقى و تباهى درونى دانسته است.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در برخورد با افراد، نام‌ها و کنیه‌هاى جاهلیت را تغییر مى‌دادند. عمر، دخترى داشت که ” عاصیه “(یعنى گناهکار) صدایش مى‌زدند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) او را جمیله(زیبا) نامگذارى فرمودند. امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: رسول خدا نام ناشایسته ى مردان و شهرها را تغییر مى‌دادند.

در سیره و رفتار پیشوایان نیز همواره به کاربرد نام و کنیه ى مناسب، سفارش شده است. چه بسا پدران و مادرانى که هنگام اظهار محبت به فرزندانشان، نام‌هایى نامناسب و زشت به آنها مى‌دادند، ائمه بزرگوار آنها را از این کار باز مى‌داشتند و سفارش به نام نیکو نهادن مى‌کردند. در مجمع البحرین از معصوم(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:

“ حَقُّ المؤمِن عَلى اَخیهِ، اَن یُسمیه بِاَحَبَّ اَسمائه “ یعنى حق مؤمن بر برادرش، این است که او را به بهترین نام‌ها و زیباترین کنیه‌ها نامگذارى کند.” به همین دلیل، رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

“ کسى که چهار فرزند بیاورد و هیچ کدام را به اسم من نامگذارى نکند، به من جفا کرده است. “

پس نام، بر اثر تکرار و القا در شکل‌گیرى شخصیت و رفتار انسان تأثیر شگرفى دارد و چه بسا نام و عنوان بر یک شخص، شهر، ملت، کوچه و خیابان به نوعى همسان سازى منجر شود.

روان‌شناسى و نام

نام، یکى از نمودارهاى شخصیت و استقلال فرد است. تحقیقات نشان مى‌دهد که کودکان از حدود دو تا سه سالگى نام خود را تشخیص مى‌دهند. در این دوران، کودک از خود به عنوان یک شخص منفرد و جداگانه سخن مى‌گوید و در استعمال کلمات “ من، به من، مال من “ راه افراط مى‌پیماید. نام، براى به دست آوردن هویت و شخصیت، نقش تعیین کننده‌اى را ایفا مى‌کند. نام، یک کودک را از کودکان دیگر متمایز مى‌سازد و جنس او را نشان مى‌دهد؛ به همین دلیل کودکان، چندان میل ندارند نامى داشته باشند که بین دختر و پسر مشترک است. حدود صد سال پیش، آزمایش هوشى توسط بینه سیمون صورت گرفت و در آن به نتیجه رسید که پاسخ کودک به نام خود(یعنى اعلام هویت)، از نخستین عکس‌العمل‌هاى او است.

نام و نقش‌هاى اجتماعى

در تحلیلى که “ اینیاس میرسون “ فیلسوف فرانسوى درباره ى وظیفه اجتماعى نام کرده، اهمیت آن را در جوامع باستانى نشان داده است. او این نکته را تذکر مى‌دهد که در یونان، وقتى نام یکى از اجداد کودک به وى داده مى‌شد، گویى به حیات نیاى او نوعى دوام و استمرار بخشیده مى‌شد و یا این که کودک به صورت نیاى خودش در مى‌آمد. در جامعه شرقى به ویژه درکشورهاى عربى، همواره نام فرزند و پدر با هم، هویت شخص را تشکیل مى‌دهد و در جامعه سنتى ایرانى عمدتاً نام اجداد(به خصوص در میان سادات) همواره در حال انتقال به نسل‌هاى بعدى است. گرچه پس از انقلاب اسلامى، گرایش به سمت نامگذاری‌هاى اصیل با بهره گیرى از الگوهاى اعتقادى گسترش یافت، اما مع الاسف در نامگذارى‌هاى اصیل سال‌هاى اخیر، دوباره گرایش‌هاى متأثر از عرب گرایى یا گونه اى “تجدد گرایى“ متداول شده و نام‌هاى بى‌ریشه که گاه پدر و مادر به معناى آن نیز واقف نیستند، به کار گرفته مى‌شود که این خود، واپس گرایى‌هاى ارزش سوز برخى افراد در جامعه ى ماست.

اگر قول “ هانرى والون “ روان شناس مشهور را به درستى در یابیم که مى‌گوید “ کودک به تدریج و خاصه از طریق تمرینات و بازیها موفق به تشخیص شخصیت و هویت خویش مى‌شود و خود را از آنچه به او تعلق ندارد، فرق مى‌گذارد و نام او عمده‌ترین واژه اى است که گوشش را مى‌نوازد”، تأثیر نام و اندیشیدن کودک به نامش را مى‌توانیم، دریابیم. در کلاس و مدرسه وقتى معلم به حضور و غیاب مى‌پردازد، گاه یک خطاى تلفظى یا نیم لبخندى در بیان نام دانش‌آموزان، اسباب تفریح و تفنن و دستاویزى براى بچه‌هاى کنجکاو و بازیگوش و زمینه ساز انزوا و تحقیر یک دانش‌آموز مى‌شود. اجتناب معلم و مدیر و سایر عناصر مدرسه از به کار بردن  القاب و نامگذارى‌هاى نابجا، نکته اى مهم و اساسى در تربیت است و رعایت همین مسئله اساسى توسط والدین و خانواده‌ها، ضرورتى اجتناب ناپذیر است. شاید به همین دلیل باشد که در میان روایات اسلامى، نخستین وظیفه ى پدر و مادر “ نام نیکو بر فرزند نهادن “ معرفى شده است. خوشبختانه غناى فرهنگى اسلام و وجود الگوهاى بزرگ و ارزنده زن و مرد در تاریخ اسلام، مجال و میدان فراخى براى انتخاب نام‌هاى نیکو و زیباست.

چه نامى را انتخاب کنیم؟

روح کنجکاو انسان، سرانجام او را به اندیشیدن درباره ى نام و وجه تسمیه ى خویش مى‌کشاند. از پدر و مادر، معلم و دوستان مى‌پرسد و یا با جستجو در فرهنگ لغات در پى یافتن مفهوم دقیق نام و عنوان خویش بر مى‌آید. شعف و رضایت و احساس غرور و آرامش را در چهره ى آنانى که به معناى نام خویش دست مى‌یابند و به گستره ى معنایى و ارزش عنوانى خویش پى مى‌برند، مى‌توان یافت. در کلاس درس، وقتى معلم به توضیح نام دانش‌آموز مى‌پردازد، انتظار، تمرکز و توجه عمیق را در نگاه وى مى‌توان مشاهده کرد.

راستى اگر نام او چنگیز، تیمور، اسکندر و … باشد، پس از شناخت این چهره‌ها، چه احساسى به او دست مى‌دهد؟ وقتى دانش‌آموز در تاریخ با جنایات هولناک و قساوت تیمور و تجاوز گرى و غارت سپاه اسکندر آشنا مى‌شود، چه احساسى نسبت به پدر و مادر خواهد داشت؟

حتماً در کلاس درس دیده اید، وقتى درباره ى آن شخص تاریخى سخن مى‌گویند، نگاه همه ى دانش‌آموزان به سمت دانش‌آموزى که داراى نام یا فامیل چنین شخصى است، بر مى‌گردد و اگر آن چهره منفور باشد بر روح لطیف کودک در پى آن نگاه‌ها و احیاناً تمسخرها، چه اثرى خواهد گذاشت؟ ناصر خسرو مى‌گوید:

نامى نکو گزین که بدان چون بخوانمت

در دلت شادى آید و در جانت خرمى

معمولا ً نام‌هاى غریب و کم کاربرد، بیشتر در معرض پرسش و کنجکاوى دیگران قرار مى‌گیرد و امروزه متأسفانه برخى از پدران و مادران به جاى اندیشیدن به بار ارزشى و تأثیر روانى آن در آینده، به نادر بودن، تازه بودن و استثنایى بودن آن! مى‌اندیشند، گاه دیده مى‌شود که پدر  و مادر، از این که در میان همسالان “ همنام “ فرزندشان نیست با تفاخر و غرور یاد مى‌کنند، در حالى که ممکن است همین نام، احیاناً در تقلیدهاى سطحى اندیشانه نیز فراوان و عادى شود. پدر  و مادرها عمدتاً در نامگذارى فرزندان خویش خیلى دیر تصمیم مى‌گیرند و اگر قبل از تولد نیز از نامگذارى سخن به میان آید، چندان جدى و قطعى نیست. همین بى‌برنامگى باعث مى‌شود که پس از تولد فرزند، هر کس اعمال سلیقه کند و چه بسا ناخواسته نامى نامقبول و تحمیلى بر فرزند نهاده شود.

دستورات اسلام براى نامگذارى فرزند

در فرهنگ مقدس اسلام، دستور این است که پیش از تولد فرزند(دوران تکوین جنین و دمیدن روح در کودک) بهتر است پدر و مادر تصمیم بگیرند و براى فرزند، چه دختر و چه پسر، نامى تعیین نمایند. امام على(علیه السلام) مى‌فرماید: “ فرزند خویش را پیش از تولد، نامگذارى کنید. هرگاه نمى‌دانید پسر است یا دختر، آنان را به تناسب مرد و زن بودن، نامگذارى کنید چرا که مردم در هنگامه ى قیامت به نام‌هاى خویش خوانده مى‌شوند و فرزندى که سقط شده باشد و نامى براى او تعیین نکرده باشند، در روز قیامت از پدر مؤاخذه خواهد کرد.”

در فقه الرضا توصیه شده است: “هرگاه پیش از تولد نامى براى فرزند تعیین نکرده اید، حتماً تا روز هفتم نامى مناسب انتخاب کنید.”

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نام‌هایى زیبا و با مسّمى همچون حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام) را انتخاب فرمودند و حتى جنین حضرت زهرا(سلام الله علیها) را پیش از ولادت “محسن“ نامیدند. از نظر گاه روانى، نامگذارى پس از تولد عمدتاً مبتنى بر احساسات، آن هم احساسى متناسب با نوزادى لطیف و ظریف است و به همین دلیل ممکن است نامى خوش آوا، اما رقیق و کم محتوا و یا بدون اندیشه به فرداى کودک و بزرگسالى او انتخاب شود. تکیه بر زیبایى “ لفظ “ به ویژه در سال‌هاى اخیر رایج شده است. در یکى از مدارس در پرسش از سى مادر، تنها هفت مادر با معنى نام فرزندشان و یا شخصیتى که نامش را بر فرزند خویش نهاده بودند، آشنایى داشتند. آروین، آتوسا، پوپک، بیوک، پرمون، سالومه، سمیرا، شیده، مانا، مونا، از جمله نام‌هایى بوده و هستند که پدران و مادران به خوش آهنگى و روانى آنها توجه دارند، نه معنا و احیاناً معادل چهره ى تاریخى آنها.

امام محمد باقر(علیه السلام) فرمودند: “راست‌ترین نام‌ها، نامى است که دلالت بر بندگى خدا کند؛ مانند عبدالله و بهترین نام‌ها، نام پیامبران است.”

حضرت امام خمینى(ره) نیز در دیدار و ملاقات افرادى که از حضرتش تقاضاى نامگذارى فرزندشان را داشتند، عبدالله و فاطمه و زهرا و … را پیشنهاد مى‌کردند. ایشان در رساله عملیه مى‌فرمایند:

“فقر و بینوایى داخل خانه‌اى نمى‌شود که در آن خانه، محمد یا احمد یا على و یا حسین و یا جعفر و طالب و عبدالله و فاطمه باشد.”

نام‌ها اگر برگرفته از چهره‌هایى باشند که در تاریخ، به بزرگ منشى و نیکى از آنان یاد  مى‌شود، کودک بعدها در انطباق با نام خویش، هویتى مطلوب و ارزشمند مى‌یابد. گاه یک چهره ى مقطعى، نام یک ستاره ى سینما یا ورزشکار، عنوان و نام فرزندى مى‌شود که چندى بعد در ذهن‌ها فراموش مى‌شود. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: “ حق فرزند بر پدر، این است که نام او را نیک، جاى او را نیک و ادب او را نیک کند.”

در دستورات رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، بهترین نام‌ها، عبدالله و عبدالرحمن است و نام‌هایى همچون حبیب، مؤمن، امین، جمیل، سعد، مسعود، صابر، صدیق، مهدى، هادى، مرتضى، عیسى، مجتبى، صادق، موسى، سعید، مسلم، داوود، طاهره، طیّب، صالح، فضل الله، جلال، جمال، رضا، راضى، رضیّ، تقى، جواد، هاشم، مصطفى و … براى پسران پیشنهاد شده است، و نیز توصیه شده است؛ اسامى دختران را فاطمه، مریم، سوسن، زهره، زکیه، زهرا، عذرا، ریحانه، صدیقه، طیّبه، آمنه، طاهره، خدیجه، آسیه، راضیه، رضیّه، مرضیه، معصومه، مبارکه، جملیه، حلیمه، حمیده، نرجس، محدثـّه، ساره، منصوره، ملیحه، فریده، وجیهه، عاتکه، عالیه، صفیه، حورا، زینب، عصمت، عفت، عزّت، کبرى، رحیمه، ناعمه، شهربانو، و کلثوم و … انتخاب کنند.

ائمه(علیهم السلام) گاه انتخاب نام را، نوعى مبارزه و پاسدارى از حریم ارزش‌ها مى‌دانستند. امام سجاد(علیه السلام) در پاسخ یزید که گفت چرا پدرت همه ى فرزندانش را “ على “ نامگذارى کرده است؟ فرمود: «اگر پدرم هزار فرزند پسر مى‌داشت، همه را “ على “ نام مى‌نهاد». و این در شرایطى است که نظام اموى در صدد محو نام على(علیه السلام) بود.

نکته قابل طرح در این زمینه، نحوه ى خطاب و صدازدن نام هاست. گاه براى سهولت در نامیدن و یا از سر تفنّن و تسامح، نام‌ها را ابتر و ناقص صدا مى‌زنند. مثلاً ابراهیم را “ ابى “ و اسماعیل را “ اسى “ و فاطمه را “ فاطى “ خطاب مى‌کنند که این شیوه، پسندیده و مناسب نیست.

انتخاب نام مناسب براى فرزندان، شناسنامه فرهنگى – اعتقادى پدر و مادر است. نام نیکوى فرزند، گواه سلیقه ى سالم خانواده و دوراندیشى و سلامت و حسن انتخاب آنان است.

منبع: خانواده مطهر